اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jan 14 2013

گفتگو با پدر، برادر و خواهر کرامت الله زارعیان دانشجویی که جسدش در حمام پیدا شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,دانشجویی,سیاسی

مسیح علینژاد: پدر، برادر و خواهر کرامت الله زارعیان دانشجویی که جسد او در حمام خانه اش پیدا شده است در گفتگو با مسیح علی نژاد روزنامه نگار گفته اند که بر اساس نظریه پزشکی قانونی کرامت الله زارعیان خودکشی نکرده و علت و مکان مرگ نا معلوم اعلام شده است. به همین دلیل آنها به دستگاه قضایی و کمیسیون اصل نود مجلس ایران شکایت کرده و همچنین شکایت نامه ای تقدیم مجمع تشخیص مصلحت نظام کرده اند اما چون پاسخی به آنها داده نشده اقدام به اطلاع رسانی کرده اند.

کرامت الله زارعیان دانشجوی ورودی سال ۸۱ دانشگاه هنر که به گفته ی خواهرش در لیست بازداشتی های همان روزهای پس از انتخابات به دلیل شرکت در تظاهرات های اعتراضی مردم است پس از نگهداری در کهریزک و اوین آزاد شده و بار دیگر در بهمن سال ۸۹ بازداشت می شود و پس از آزادی نیز به گفته خانواده اش با تهدیدهایی از سوی ماموران مواجه شد.

به گفته خانواده کرامت الله در این مصاحبه، جنازه کرامت الله چند روز پس از عاشورای سال جاری در منزل اجاره ایش در خیابان نظام آباد تهران در وان حمام پر از آب جوش پیدا شده است. بعد از ۴ روز از چکه کردن آب و بوی تعفن، همسایگان به آتش نشانی و پلیس اطلاع می دهند و پلیس نیز در تماسی از خانواده ی این دانشجوی ۲۷ ساله برای تشخیص هویت می خواهد که به آنجا مراجعه کنند.

پدر خانواده زارعیان که دو نوجوان خود را به نام های کرامت لله و علی زارعیان در جنگ از دست داده است این بار می گوید “آتش گرفته ام.”

حکیمه زارعیان خواهر کرامت الله زارعیان هم از این اتفاق به عنوان یک جنایت یاد می کند و می گوید برادرم اعتقاداتی داشت، هدف داشت و کسی که هدف دارد خودکشی نمی کند. پزشکی قانونی هم این را تایید کرد که علت مرگ خودکشی نیست.

عبدالرسول زارعیان کرامت الله زارعیان که خودش بالای سر جسد رسیده و از نزدیک شاهد ماجرا بود می گوید: من روز اولی که رفتم آنجا چهار ساعتی بود که جسد پیدا شده بود، اولا قاضی کشیک از ساعت دو که به آنها اطلاع داده بودند تا ساعت هشت و بیست دقیقه نیامدند سر صحنه. گروه تشخیص هویت آمدند سر محل اما وقتی آمدند سر صحنه از انگشت نگاری محل سر باز زدند و فقط به فیلمبرداری و عکسبرداری اکتفا کردند. هر چه ما گفتیم انگشت نگاری کنید که ببینیم چه کسی آمده داخل ساختمان و جریان چه بوده گوش نکردند یعنی شما حساب کنید یک جنازه پیدا شود در تهران مرکز ایران اما قاضی کشیک سر صحنه نیاید.

وی در مورد مشاهدات خود می گوید: برادر من را به حالت دست باز کف حمام خوابانده بودند دست چپ او را گذاشته بودن زیر دوش حمام، و یک بریدگی سطحی روی دست او بود اما هیچ خونی از محل آن بریدگی سطحی نیامده بود و ما به گروه تشخیص هویت هم گفتیم اصلا خونی اینجا ریخته نشده. آنها گفتند نه ممکن است به خاطر آب رفته باشد. اما هیچ گونه قطره خونی به اطراف هم پاشیده نبود مشخص بود که جنازه از بیرون به داخل حمام خانه برادرم. و در خانه برادرم چفت بود قفل نبود از پشت، یعنی هر کسی می خواست می توانست بیاید جنازه را بیاندازد داخل خانه، یا بیاید داخل خانه برادرم را بکشد و خارج شود.

برادر کرامت الله زارعیان می گوید: من در داخل پاسگاه سه صفحه پر کردم و در مورد مظلومیت او و کتک هایی که در اوین خورده و شکنجه هایی که شده بود همه را نوشته بودم. برادرم تازه چهار روز به این خانه اش رفته بود.

وی در پاسخ به این پرسش که‌ آیا آثار زخم یا کبودی بر بدن برادرش بوده می گوید: پشت سر برادرم یک مقدار حالت له شدگی بود. مقداری از مغز او کف حمام بود. با دکترش در پزشکی فانونی که صحبت کردم گفت که این بر اثر مرور زمان و ۹۶ ساعت زیر بخار آب بود این اتفاق افتاد. این بریدگی سطحی روی دست او هم موجب مرگش نشده.

وی در پاسخ به این پرسش که اولین بار چه کسی اعلام کرد که برادرتان خودکشی کرده است گفت: گروه تشخیص هویت چهار نفر آمدند به خانه برادرم که فقط یک نفر رفت سر صحنه و همان لحظه که آمدند تمام مسئله را لوث کردند، زنگ زدند به قاضی کشیک گفتند خودکشی است، در پاسگاه صورت جلسه کرد گفت خودکشی است. ولی بعدا که رفیتم داخل دادگاه تمام اینها را از پرونده برادرم برداشتند. ولی پزشکی قانونی اعلام کرد که این خودکشی نیست و مکان و علت مرگ نامعلوم است این بریدگی دست باعث مرگ نشده. حتی پزشکی نوشته که مکان مرگ نا معلوم است.

او در مورد سکوت خانواده خود در مورد این حادثه می گوید: ما سکوت نکردیم، من به دفتر سازمان ملل رفتم، به دفتر مجمع تشخیص مسلحت نظام رفتم، به کمیسیون اصل نود مجلس شکایت کردم، حتی رونوشت مجمع تشخیص مصلحت در خانه ماست که به ما نامه زده اند.

وی در مورد سکوت خبری در این زمینه می گوید: خانواده ما یک خانواده مذهبی هستند، به هیچ وجه قبول نمی کردند، پدرم راضی نبود، در شهرستان ما جهرم اگر یک نفر حرفی بر ضد ولایت بزند می گویند منافق است. فقط حساسیت خانواده ما روی این مسئله است چون من مادر دو تا برادرش شهید شده، دو تا پسرش شهید شده و اینگونه نیست که به یک رسانه ای زنگ بزنند و خبر بدهند.

برادر کرامت الله زارعیان افزود: پدر من به آقای شهریاریی قاضی پرونده گفت: ما چهارده تا شهید در فامیل مان داده ایم، کسانی که شهید شده اند دشمن رو به روی شان بود، پدرم گفت آن چهاره شهیدی که از دست دادم چیزی نشد اما این بچه را که از دست دادیم پدرم را صد سال پیر کرده است. زندگی ما داغون شده است….

گفتگو با خانواده (پدر، برادر و خواهر) کرامت الله زارعیان را می توانید در لینک زیر بشنوید:
https://soundcloud.com/frl-journalist/masih-alinejad-keramatollah-zareian

No responses yet

Jan 14 2013

صحبت خواهر كرامت زارعيان

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

برای عدالت: صحبت با خانواده كرامت زارعيان. دانشجويي كه بعد از عاشوراي 91 مفقود شده و بعد از سه روز به خانواده اش اطلاع داده اند كه براي وي حادثه پيش آمده و در واقع بعد از شكنجه و قتل او، وي را داخل وان حمام خانه اش انداخته و بعد از سه روز به خانواده اش اطلاع داده اند كه خودكشي كرده است.
كلانتري از خانواده بالاجبار برگه گرفته و گفته است كه بنويسيد كه خودكشي كرده است كه بتوانيم جسد او را براي دفن به شما بدهيم و الا نميتوانيد جسد را تحويل بگيريد كه خانواده هم بالاجبار نوشته است كه فرزندشان خودكشي كرده و بعد جسد كرامت الله زارعيان را تحويل گرفته اند.
متن زير خلاصه اي از صحبت با خواهر اين شهيد است.
برادر من در 82 كنكور رتبه بالا آؤرد دانشگاه تهران طراحي صنعتي قبول قبول شد.
تا 16 آذر 88 هم او را گرفتند و جزء صد نفر از دستگير شدگان كهريزك بود. شكنجه جسمي، روحي و… هرچه كه توانستند، كه بخاطر اينكه برادر دو شهيد بود، بابام رفت دنبال او نهايتا او را آزاد كردند.
بعد اخراج شد ومجبور شد رفت دانشكده صدا و سيما رشته كارگرداني قبول شد.
سال 88 مجدد دستگير شد. بعد از آزادي از 88 تا 91 تحت تعقيب بوده. دستگير شد از پاييز پارسال تا چهل روز پيش كه به شهادت رسيده، با من كه خواهرش هم هستم، اصلا تماسي نميگرفت و ميگفت كه نميخواهم براي شما مشكلي پيش بيايد.مرتب شكنجه مي شد. سال 89 زندان بود كه توي تهران او را گرفته بودند. كه تا بهمن ماه زندان بود
فقط با پدر ومادرم فقط تماس ميگرفت و… زير نظر بود مرتب شكنجه ميشد، تحت تعقيب بود.
يكبار هم كه دستگير شده بود، بعد از مدتي شب آورده بودند در سرماي جهرم شبانه ول كرده بودند.
بعد از اينكه سال 91دستگير شده بود و درسش هم تمام داشته ميشده، گفته بودند كه تو بايستي از تهران خارج شوي.
تا اينكه تا روز عاشورا ي اخيريعني عاشوراي 91ديگر از وي خبري نداشتيم هرچه با وي تماس ميگرفتيم گوشي را برنميداشت تا 9 آذر به ما خبر دادند و گفتند كه يك حادثه اي پيش آمده . پدرم و برادرم كه به سراغش رفتند، با صحنه هولناكي مواجه شده بودند. او را در وان انداخته بودند و آب جوش رويش باز كرده بودند كه بطوري كه همه جرائم جرم روي بدنش از بين بره، فقط بازويش يك جايي شكافته شده بود كه پزشكي قانوني گفت كه هيچ خوني هم از اين شكاف خارج نشده و اين نميتواند باعث مرگ وي بشه ….

كانون حمايت از خانواده هاي جانباختگان وبازداشتي هاي ايران

No responses yet

Jan 14 2013

وحشت نه ساله خامنه ای از گردن کلفت ها، مجتبی واحدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

گویانیوز: مجتبی واحدی:
خامنه ای در سال ۱۳۸۲ متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸ همان آزدایخواهان را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو برای خلاصی از گردن کلفت های آزدایخواه، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند

شیخ احمد جنتی پس از ماهها غیبت باردیگر در تریبون نماز جمعه تهران حضور پیدا کرد و البته این حضور بیش از حد معمول، خبر ساز شد. وی که تنها سه روز بعد از سخنرانی هشدار آمیز رهبر، خطبه های نمازجمعه را ایراد می کرد به موضوع « انتخابات آزاد » نیز اشاره کرد و در این خصوص اظهار داشت :« شکست خورده های سیاسی این روزها صحبت از انتخابات آزاد می کنند و یکی از آنها که از همه گردن کلفت تر است مدت ها قبل این موضوع را مطرح کرده و بقیه هم پشت سر او این خط را دنبال کردند ». البته احمد جنتی از انگیزه کافی برای ناسزاگویی به متقاضیان «انتخابات آزاد»‌ بر خوردار است زیرا او در دودهه گذشته همواره متهم ردیف اول در قلع و قمع های انتخاباتی بوده است اما آنچه بیش از انگیزه های شخصی، احمد جنتی را به درشت گویی اخیر وادار کرده، یک خصلت شخصی رهبر است. خامنه ای علاقه دارد هر نوع ابراز موافقت یا مخالف خوانی با امور سیاسی، اقتصادی و مذهبی در هماهنگی با اظهارات واراده او باشد. این نکته را همه اطرافیان رهبر به خوبی درک کرده اند. لذا جنتی پس از مدت ها غیبت، به عرصه بازگشته تا در مورد آزادیخواهان انتخاباتی سخنی بگوید که نخستین بار در سال ۱۳۸۲ توسط رهبر بیان شده بود. در آن زمان، قرار بود انتخابات مجلس هفتم بر گزارشود تا به گفته جنتی « وقتی انسان رادیوی مجلس را باز می کند دیگر از سخنان نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم دچار “تن لرزه” نشود». برای تحقق این خواسته جنتی و همفکرانش، بیش از دو هزار نفر از داوطلبان نمایندگی رد صلاحیت شدند و به تعبیر رؤسای وقت قوای اجرائیه و مقننه، تکلیف ۱۹۰ کرسی از دویست وهفتاد کرسی پیشاپیش توسط شورای نگهبان معین گردید. در آن زمان، اکثریت نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به رویه شورای نگهبان دست به تحصن زدند و خواستار رسیدگی به موضوع شدند. خاتمی و کروبی که یکی ریاست دولت و دیگری ریاست مجلس را به عهده داشت مذاکراتی را با رهبر آغاز نمودند. رهبر هم ظاهراً دستوری خطاب به شورای نگهبان صادر نمود اما چون جدیتی در آن دستور وجود نداشت شورای نگهبان راه خود را ادامه داد. آخرین درخواست رؤسای دو قوه از رهبر، تعویق در برگزاری انتخابات بود اما رهبر که برای راحت شدن از پدیده ای به نام مجلس آزاد، شخصاً جریان رد صلاحیت ها را هدایت می کرد در برابر رؤسای قوا ایستاد. بهانه او در آن زمان این بود که « کسانی هستند که زیاده خواهند و همانطور که عرض کردیم با گردن کلفتی می خواهند کار خود را پیش ببرند» [‪پانزدهم بهمن ماه ۱۳۸۲ ‬]. کسانی که رهبر از آنها به عنوان « گردن کلفت های زیاده خواه » نام می برد نمایندگان سرشناس مجلس ششم ودر رأس آنها پیر شجاع بهزاد نبوی بودند که آمادگی خود برای کناره گیری از کاندیداتوری را اعلام کرده بودند به شرط آنکه سایر کاندیداهایی که به ناحق رد صلاحیت شده اند به صحنه انتخابات باز گردانده شوند.

اظهارات اخیر رهبر و هشدار او به کسانی که از انتخابات آزاد سخن می گویند نشان می دهد در واقع آنچه که همواره آقای خامنه ای را رنج داده، خواسته مشروع آزادیخواهان برای بر گزاری یک انتخابات نسبتاً آزاد بوده و هست؛ همان چیزی که او به خیال خویش از سال ۱۳۸۲ پرونده آن را بسته اما بسیاری از اصلاح طلبان، از هوش کافی برای تشخیص نقشه او بر خوردار نبوده اند.

سخن دیروز شیخ احمد جنتی در واقع بازتاب دهنده وحشت نُه ساله رهبر از آزادیخواهانی است که علیرغم مداراهای های گذشته با نظام، از اواخر سال ۱۳۸۲ و هم زمان با اراده رهبر برای محدود سازی هر چه بیشتر حق انتخاب مردم، تصمیم گرفتند بر انتخابات آزاد تأکید کنند. اما رهبر حق داشت و حق دارد که ازعبارت «انتخابات آزاد» وحشت داشته باشد زیرا حتی سخن گفتن از آن را به معنای مرگ سیاسی خویش می پندارد. از سوی دیگر او به چیزی جز تمکین از کارگزاران حکومتی و فعالان سیاسی نمی اندیشد لذا تحمل شنیدن سخنی در خصوص انتخابات آزاد راندارد که او را به وحشت می اندازد. او برای رفع این وحشت، در سال ۱۳۸۲ متقاضیان انتخابات آزاد را گردن کلفت نامید و در سال ۱۳۸۸ همان آزدایخواهان را به زندان افکند تا به خیال خود دیگر شاهد گردن کلفتی نباشد. امااو برای خلاصی از گردن کلفت های آزدایخواه، به دیکتاتور های حقیر و بی هویتی دل بست که اکنون برخی از آنها در کنار آزادیخواهان واقعی، شعار انتخابات آزاد را سر می دهند تا بر وحشت رهبر درمانده بیفزایند.

به هرحال به نظر می رسد تعداد کسانی که برای رسیدن به هدف آزادیخواهانه یا برای خون کردن دل رهبر، از انتخابات آزاد سخن می گویند روز به روز افزوده خواهد شد و اگر عمر سیاسی برای خامنه ای باقی باشد بر وحشت او از این گردن کلفتی ها نیز اضافه می شود و ‌« نُه ساله » باقی نخواهد ماند.

No responses yet

Jan 13 2013

«رئیس زندان به زانیار گفته تو اعدامی هستی، درمان می‌خواهی چه‌کار؟»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: پدر زانیار مرادی که به همراه لقمان مرادی به اعدام محکوم شده به دویچه وله می‌گوید در روزهای اخیر مامور آمار زندان با زانیار و لقمان صحبت کرده و به آن‌ها گفته “پس چرا تا حالا حکم اجرا نشده، چرا شما را اعدام نکرده‌اند؟”.

اقبال مرادی پدر زانیار مرادی که به همراه دوست خود لقمان مرادی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است به دویچه وله می‌گوید پس از آن‌که فرزندش زانیار به دلیل شکنجه در زندان درخواست معالجه کرده است، شخصی به نام “مردانی” رئیس زندان رجایی‌شهر به زانیار مرادی گفته است: «تو که اعدامی هستی، دیگر برای چه دکتر می‌خواهی بروی؟».

پدر زانیار مرادی اتهام قتل فرزند امام‌جمعه مریوان توسط زانیار و اقبال مرادی را سناریویی ساختگی توسط کادرهای اداره اطلاعات عنوان می‌کند.

زانیار و لقمان در مرداد ماه ۱۳۸۸ در مریوان دستگیر شدند. این دو پس از اطلاع از صدور حکم اعدام در نامه‌ای نوشتند که زیر شکنجه مجبور به اعتراف شده و هیچ نقشی در ترور فرزند امام جمعه مریوان نداشته‌اند.

بشنوید: گفت‌وگو با اقبال مرادی پدر زانیارمرادی

دویچه وله: شما کی و چه طور متوجه شدید که احتمال اعدام پسرتان زانیار و دوست او لقمان مرادی وجود دارد؟ چه طور به آن‌ها اعلام کردند که حکم اعدام اجرا خواهد شد؟

پدر زانیار مرادی: متاسفانه حدود ۱۰ روز پیش از مریوان که یکی از شهرهای کردستان ایران است و زادگاه من و زانیار است متوجه شدیم دادستان کردستان و امام‌ جمعه مریوان که شاکی اصلی این پرونده است و خودش هم در این سناریوسازی با کادرهای اطلاعات همراه است، از طرف وزارت اطلاعات به تهران فراخوانده شده‌اند. ما هیچ دلیلی برای احضار آن‌ها به تهران نمی‌بینیم.

بعد از دو روز که ما سکوت کردیم، اجرای احکام، لقمان و زانیار را فرامی‌خواند و یک نفر که خود را مامور آمار زندان معرفی می‌کند، حدود دو ساعت و نیم با زانیار و لقمان حرف می‌زند. ما از محتویات حرف‌هایی که بین آن‌ها رد و بدل شده خبر نداریم ولی از طرف یکی از زندانیان که دوست زانیار و هم‌بند او بوده است به ما اطلاع دادند که به زانیارو لقمان گفته‌اند “پس چرا تا حالا حکم را به اجرا درنیاورده‌اند، چرا شما را اعدام نکرده‌اند؟”

زانیار هم در جواب به او گفته است ما بی‌گناه هستیم و بارها و بارها درخواست تجدیدنظر در پرونده و در خواست محاکمه در انظار عمومی با حضور وکیل به‌دور از هیچ‌نوع خشونتی داشتیم ولی تا به حال از طرف هیچ مسئولی یا دستگاه قضاییه پاسخی به ما داده نشده است.
لقمان مرادی که به همراه دوست خود زانیار مرادی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است لقمان مرادی که به همراه دوست خود زانیار مرادی به اتهام محاربه به اعدام محکوم شده است

در صحبت‌های‌تان به سناریوسازی وزارت اطلاعات و امام‌جمعه اشاره کردید. مقامات قضایی ایران زانیار و لقمان مرادی را به قتل فرزند امام جمعه مریوان متهم کرد‌ه‌اند، لطفا بفرمایید ماجرا از چه قرار است و چرا به پسرتان و دوست او چنین اتهامی وارد شده است؟

من یک فعال سیاسی هستم و عضو یکی از احزاب کردستان بودم. به دلیل فعالیت‌های سیاسی، نظام با من خصومت‌های زیادی دارد. من خودم سال‌ها زندانی سیاسی بودم. اعضای خانواده‌ام بارها و بارها مورد بی‌احترامی قرار گرفته‌اند و زندانی شده‌اند.

در ایران هر کسی با ایدئولوژی نظام مخالفت کند به او مهر ضدانقلاب می‌زنند. ۱۰، ۱۵ روز قبل از این‌که زانیار را دستگیر کنند، تروریست‌هایی که دست پرونده ایران بودند به عمق خاک عراق آمدند و من را به‌شدت زخمی کردند. به پشت من نه گلوله اصابت کرد. خوشبختانه نتوانستند من را بکشند. بعد از ۱۵ روز زانیار را گرفتند. ابتدا فکر می‌کردم زانیار را گرفته‌اند تا من را وادار به سکوت بکنند. بعد از نه ماه بی‌خبری رسانه اطلاعات یا همان Press TV، اعلام کرد زانیار جاسوس بریتانیا بوده و با یکی از احزاب کردی ارتباط داشته است.

چند روز بعد وقتی نتوانستد این سناریو را به سرانجام برسانند و نتوانستند اتهام جاسوسی زانیار را ثابت کنند، به او اتهام قتل فرزند امام جمعه مریوان را زدند.

تمام اهالی مریوان می‌دانند و خود امام جمعه مریوان هم به خوبی می‌‌داند که چه کسی قاتل فرزندش است. یک سری قتل‌های زنجیره‌ای توسط کادرهای اطلاعات در مریوان صورت گرفته بود. اطلاعات به خاطر ترس از رسوایی کسی را گیر نیاورد غیر از مسئله زانیار و لقمان. لقمان مرادی فقط رفیق زانیار مرادی است و بین آن‌ها یک وجه تشابه فامیلی است.

سایت‌های حقوق بشری در آخرین نامه‌ای که زانیار و لقمان مرادی در زندان رجایی شهر به صورت مشترک نگاشته‌اند، منتشر کرده‌اند. در این نامه به شکنجه اشاره شده است. شما چه اطلاعی از احتمال شکنجه پسرتان در زندان برای گرفتن اعتراف دارید؟

هر کسی رنجنامه اول زانیار یا همین رنجنامه دوم را خوانده باشد، پی می‌برد که چه بی‌عدالتی‌هایی درباره این دو بچه مظلوم صورت گرفته و با ابتدایی‌ترین شیوه‌های غیرانسانی آن‌ها را شکنجه داده‌اند.

زانیار حتی پس از آن‌که این شکنجه‌های طاقت‌فرسا را تحمل کرد، بارها و بارها درخواست پزشک کرده است. چون سه تا چهار مهره پشتش بر اثر شکنجه‌های کادرهای اطلاعات ضربه دیده و شکسته شده است.

زندانیان زندان رجایی‌شهر شاهد بوده‌اند و گواهی می‌دهند که حدودا از چهار سال پیش به دلیل همین شکنجه‌ها زانیار نمی‌تواند روی پای خودش بایستد. زانیار بارها درخواست درمان و پزشک و معالجه کرده است، حتی دادستان هم موافقت کرده است، دکتر بیمارستان موافقت کرده است ولی شخصی به نام “مردانی”، که مسئول آن زندان است به دلایل مبهمی ممانعت کرده و حتی یک‌بار به زانیار گفته است: “بدبخت تو که اعدامی هستی، دیگر برای چه دکتر می‌خواهی بروی؟”.

در رنجنامه آخر نوشته شده است که زانیار و لقمان مرادی از امام‌جمعه مریوان به دلیل “جایگاه دینی” توقع داشته‌اند تا به وعده خود عمل بکند و به بی‌گناهی آن‌ها اذعان کند. آیا امام جمعه مریوان قبلا چنین وعده‌ای داده بوده است؟ شما در جریان هستید؟

بله، من در جریان هستم، در ابتدا این بچه‌ها شکنجه‌های وحشیانه‌ای می‌شوند و حتی به تجاوز جنسی تهدید می‌شوند. به لقمان می‌گویند که پدر و مادر و خواهرت را جلوی چشمت می‌آوریم و بلا سرشان می‌آوریم. در رنجنامه اول لقمان به همین مسئله اشاره کرده است. چون به من دسترسی نداشتند به زانیار گفته‌اند پدرت که دست ما نیست ولی خودت هستی. به او گفته‌اند پدرت که علیه امنیت ملی اقدام می‌کرد فکر نمی‌کرد که تو روزی دست ما بیفتی و بلا سرت بیاوریم. ما از تو به عنوان گروگان استفاده می‌کنیم و بعد تو را می‌کشیم. این مسئله را زانیار در رنجنامه اول اظهار کرده است.

امام جمعه مریوان هم در این سناریوسازی دست داشته. وقتی مردم پیش او می‌روند به دروغ به آن‌ها می‌گوید “من از لقمان و زانیار شکایتی ندارم، قاتلان پسر من عوامل اداره اطلاعات هستند”. ولی دروغ می‌گوید چون امام جمعه مریوان در یک سناریو ساختگی و یک بازی سیاسی که که توسط کادرهای اطلاعات طراحی شده قرار گرفته و نه راه پس دارد و نه راه پیش.

با توجه به نامه‌ای که زانیار و لقمان نوشته‌اند، هنگام قبول اتهام توسط زانیار و لقمان، امام جمعه مریوان هم حضور داشته و به آن‌ها قول شرف داده است که شما بیایید به‌خاطر این‌که حیثیت نظام به‌خطر نیفتد این قتل را بر عهده بگیرید و من قول شرف می‌دهم که نگذارم حتی بیست‌وچهار ساعت در زندان بمانید و آزادتان می‌کنم. این سخنان بین لقمان و زانیار و امام جمعه مریوان و کادرهای اطلاعات صورت گرفته است.

از نهادهای مدنی و مدافعان حقوق بشر و کمپین‌های حقوق‌بشری که در راستای مسئله لقمان و زانیار تشکیل شده، از همه‌شان تک‌تک تشکر می‌کنم و امیدوارم بتوانند اقدام مناسبی برای توقف‌ اعدام همه زندانیان مخصوصا در مورد لقمان و زانیار انجام دهند.

No responses yet

Jan 13 2013

مراسم قالی‌شویان در مشهد اردهال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

خُسن آقا: بابا بجای قبرس برید از اردهال خر وارد کنید
بی‌بی‌سی: این عکس‌ها را “مصطفی محمودی” برای”نوبت شما” فرستاده و در توضیح آنها نوشته است: “در آیین سنتی و مذهبی قالی‌شویان که هر سال در دومین جمعه مهرماه در مشهد اردهال در غرب کاشان برگزار می‌شود، اهالی روستا یکی از قالی‌های درون بنای امامزاده را به عنوان قالی‌ای که به هنگام مرگ در تابوت او بوده و پیکر امامزاده را در آن پیچیده بوده‌اند، به سوی چشمه‌ می‌برند و می‌شویند. به دنبال این دسته، گروهی دیگر که هر یک چوبدستی بلندی بر دست دارند، حرکت می‌کنند و با تکان دادن چوبدستی در هوا به نبردی نمادین با قاتل امامزاده می‌پردازند”.

No responses yet

Jan 13 2013

جمهوری اسلامی که خاتمی «پاک» می داند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: توسط اکبر گنجی
سيد محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، در ۱۶/۱۰/۹۱ گفته است:
“ما از اول هم گفتيم دلبسته ی به اصل انقلاب و نظاميم و نمی خواهيم اين نظام از بين برود. اگر هم ناراحت و نگران هستيم، برای اين که رفتارهايی که به نام نظام می شود، به نظام لطمه می زند. خيلی فرق می کند که کسی بگويد شما رفتارتان بد است، پس نظام بد است. ما می گوييم رفتارها بد است و اين امر دارد به نظام لطمه می زند، اين دو حرف است. اين دو اصل است. آن کسی که برانداز است، می گويد اصل کار خراب است. ولی خيرخواهان می گويند جمهوری اسلامی با بعض سياست ها و رفتارها ناسازگار است، ما به ارزش های نظام و جمهوری اسلامی اعتقاد داريم بعلاوه ی اين که واقع نگريم”.

آقای خاتمی در اين گفتار، چند مدعا مطرح ساخته است:

الف- تفکيک ميان “رفتارهای بد” و “ارزش های نظام و جمهوری اسلامی”.

ب- اولی نامقبول و دومی پاک و درست و مقبول است.

پ- از بدی رفتارهای زمامداران جمهوری اسلامی، نمی توان بدی جمهوری اسلامی را استنتاج کرد.

ت- براندازان از بدی سياست ها و رفتارها، خرابی جمهوری اسلامی را نتيجه می گيرند.

ث- اصلاح طلبان به جمهوری اسلامی اعتقاد داشته و رفتارها و سياست های بد را با ارزش های نظام ناسازگار به شمار می آورند.

تفکيک اصلی خاتمی از جهات عديده دارای اشکال است:

يکم- ذات ثابت پاکی به نام نظام جمهوری اسلامی وجود ندارد. اين حکم رژيم های دموکراتيک را هم در بر می گيرد، چه رسد به رژيم های استبدادی.

دوم- نظام های سياسی برساخته ای صد در صد بشری هستند. به تعبير ديگر، برساخته های تاريخی- اجتماعی اند. موجوداتی آسمانی/الهی نيستند،سراسر زمينی/انسانی اند.

ايده های ناب و پاکی چون انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و نظام جمهوری اسلامی وجود خارجی ندارند
اکبر گنجی
سوم- ايده های ناب و پاکی چون انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و نظام جمهوری اسلامی وجود خارجی ندارند. انقلاب اسلامی مجموعه ی رويدادهای تاريخی و اجتماعی است که در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ به پيروزی رسيد و برای تأسيس نظام جمهوری اسلامی و استقرار آن، دست به همان اعمالی زد که ديگر انقلاب های کل گرايانه ی کلاسيک(فرانسه، روسيه، چين، کوبا، و…) زدند. جمهوری اسلامی هم چيزی جز همين نظام محققی نيست که از ۱۲ فروردين ۱۳۵۸ آغاز شده و تاکنون تداوم يافته است.

چهارم- از نظر معرفتی و اخلاقی نمی توان فقط و فقط خوبی ها و پيروزی ها را به نام جمهوری اسلامی ثبت کرد و سرکوب ها، ستمگری ها، رذالت ها، شکست ها و…را از جمهوری اسلامی تفکيک کرد و به عده ای از زمامداران “منحرف”، “نفوذی”، “فرصت طلب” و “دشمن” نسبت داد.
فاجعه ی قتل عام چند هزار زندانی سياسی در تابستان ۱۳۶۷ با حکم آيت الله خمينی صورت گرفت.

برخورد با مراجع تقليد با حکم آيت الله خمينی صورت می گرفت. آن رفتار ناجوانمردانه با آيت الله حسینعلی منتظری با حکم آيت الله خمينی صورت گرفت. آيا آيت الله خمينی غير از جمهوری اسلامی است؟ اشغال سفارت آمريکا به سرعت توسط آيت الله خمينی- و پیرو او، بقيه ی زمامداران جمهوری اسلامی- “انقلاب دوم” قلمداد شد. انقلاب دومی که پيامدهای مخرب فراوانی برای ايران به بار آورد.

شعارهای “راه قدس از کربلا می گذرد” و “جنگ جنگ تا رفع فتنه از عالم” براساس سخنرانی های صريح آيت الله خمينی ساخته شد. مگر آيت الله خمينی نمی گفت جنگ نعمت است؟ مگر تا چند روز قبل از پذيرش قطعنامه ی ۵۹۸ شورای امنيت سازمان ملل، پذيرش صلح را جنگ با خدا و رسول الله به شمار نمی آورد؟ جمهوری اسلامی يعنی همين ها.
شعار نابودی اسرائيل، شعاری بود که آيت الله خمينی برساخت و به وفور به کار برد. خامنه ای و احمدی نژاد و ديگران هم همان شعارها را تکرار کردند و می کنند. آيا اين سياست، سياست جمهوری اسلامی نبوده و نيست؟

آيا آيت الله خمينی غير از جمهوری اسلامی است؟ اشغال سفارت آمريکا به سرعت توسط آيت الله خمينی- و به پیروی از او، بقيه ی زمامداران جمهوری اسلامی- “انقلاب دوم” قلمداد شد. انقلاب دومی که پيامدهای مخرب فراوانی برای ايران به بار آورد.
اکبر گنجی
زندان های جمهوری اسلامی بخش مهمی از هويت جمهوری اسلامی را تشکيل می دهند. چرا که بدون سرکوب سيستماتيک دوام ولايت فقيه ناممکن است. ترور مخالفان در داخل و خارج کار وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بود، نه چند تن از “پرسنل خودسر”. نقض سيستماتيک حقوق بشر يکی از ارکان جمهوری اسلامی از ابتدأ تاکنون بوده است. [میرحسین] موسوی و [مهدی] کروبی و [زهرا] رهنورد و بقيه ی زندانيان سياسی را چه کسی زندانی کرده است؟ جمهوری اسلامی يا آمريکا؟

قطع رابطه ی با آمريکا و عدم برقراری روابط مجدد، سياست جمهوری اسلامی است يا سياست چند فرد نفوذی يا خطاکار؟

مطابق شاخص های نهادهای بين المللی جمهوری اسلامی يکی از فاسدترين رژيم های سياسی جهان است. ولايت مطلقه ی فقيه رکن اساسی جمهوری اسلامی است.

انسانی را تصور کنيد که تمام رفتارهايی که تا کنون از وی سر زده است شريرانه است. آيا می توان گفت که اين فرد انسان پاکی است اما رفتارش شريرانه است؟ به نظر خير. صفت شرير را به انسانی نسبت می دهيم که شريرانه عمل می کند. فردی که شريرانه عمل می کند فردی شرير می خوانيم. همين داوری در باب نظام های سياسی هم صادق است. به علاوه، کسی که تمام رفتارهايش شريرانه است حتما ارزشها و شخصيت شريری دارد که اين رفتارها از او سر می زند. بهترين توضيح برای رفتار شريرانه سيستماتيک اين است که فرد دارای شخصيتی شريرانه و ارزش هايی شريرانه است.

پنجم- منطقاً هيچ تلازمی ميان نسبت دادن اين رفتارها و سياست ها به جمهوری اسلامی و براندازی وجود ندارد. فرد و گره اصلاح طلب هم منطقاً اين رفتارها و سياست ها را ، رفتارها و سياست های جمهوری اسلامی به شمار خواهد آورد. کما اين که خاتمی به عنوان يک اصلاح طلب در همين سخنرانی می گويد:

“وقتی فضايی باز و باب شود که هتاکان و تخريب گران با مصونيت کامل همه چيز می توانند بگويند ولی طرف ديگر حتی اگر يک حرف منطقی حق هم بزند با مشکلات روبرو می شود، نشانه بيماری است. اين فضا فضای نادرستی است. بر فرض هم که نظام آن را نمی خواهد، ولی می تواند که جلوی آن را بگيرد”.

به تعبير ديگر، آقای خاتمی می گويد نظام می تواند مانع هتاکی و تخريب و تهمت و دروغ شود، اما نه تنها نمی شود، بلکه رسانه های جمهوری اسلامی و ولی فقيه سردمدار اين رفتارهای غيراخلاقی هستند. مگر روزنامه ی کيهان که خاتمی به دليل توسل به همين شيوه ها اخيراً از آن انتقاد کرد،روزنامه ی ولی فقيه نيست؟ مگر آيت الله خامنه ای آنها را “تک تيرانداز” مقابله ی با دشمن و عوامل داخلی شان نناميده است؟

ششم- خاتمی در بخش ديگری از همين سخنرانی گفته است:

“صدای متفاوت هم وجود داشته باشد تا سبب نشود بخش های کثيری از جامعه ی ما، بخصوص جوانان اندک اندک وقتی می بينند فقط يک صدا هست و آن صدا هم با خشونت خودش را می خواهد تحميل کند و همه صداهای ديگر را قطع بکند، خود به خود به سوی جرياناتی بروند که با اصل و اصول هم مخالفند و جز به براندازی نمی انديشند. اين فضا خطرناک است”.

به تعبير ديگر، جمهوری اسلامی تک صدايی خشونت بار، به طور طبيعی افراد جامعه را به سوی ايده ی “اصلاح ناپذيری نظام” سوق خواهد داد. فرض کنيم اين مدعای خاتمی صد در صد صادق باشد. در اين صورت بازهم دو شيوه برای مبارزه وجود دارد:

الف- شيوه های مسالمت آميز (اصلاح طلبانه) برای برخورد با نظام اصلاح ناپذير.
ب- شيوه های خشونت آميز برای سرنگونی رژيم اصلاح ناپذير.

به رژيم جنايتکار سوريه بنگريد. اين رژيم دو نوع اپوزيسيون دارد: اپوزيسيون مسالمت جو، اپوزيسيون جنگ طلب.

خاتمی اصلاح طلب نيز به صراحت می گويد که نظام راه های ورود اصلاح طلبان به انتخابات را بسته است. خاتمی اصلاح طلب هم دستورالعملش روشن است: فقط و فقط يک راهکار وجود دارد، جمهوری اسلامی بايد رويکردش را عوض کند. پس مشکل از نظام جمهوری اسلامی است و راه رفع مشکل هم در دست نظام است که بايد مسيرش را تغيير دهد
اکبر گنجی
هفتم- خاتمی می گويد:
“معتقدم شرايط حضور اصلاح طلبان به عنوان کانديدا دادن چندان فراهم نيست، چشم اندازی هم برای فراهم آمدنش نمی بينم … هم دلمان برای کشور و مردم می سوزد و هم خطرات بزرگی جامعه و نظام و مردم را تهديد می کند. با اين روندی که هست، فقط يک راه وجود دارد. اين که نظام رويکردش را عوض کند و آن را در انتخابات آزاد و سالم و فراگير نشان دهد؛ ما هم کمک کنيم که مشکل حل شود. ولی متأسفانه نشانه های اميدوار کننده ای برای اين رويکرد نمی بينم”.

خاتمی اصلاح طلب نيز به صراحت می گويد که نظام راه های ورود اصلاح طلبان به انتخابات را بسته است. خاتمی اصلاح طلب هم دستورالعملش روشن است: فقط و فقط يک راهکار وجود دارد، جمهوری اسلامی بايد رويکردش را عوض کند.

پس مشکل از نظام جمهوری اسلامی است و راه رفع مشکل هم در دست نظام است که بايد مسيرش را تغيير دهد. گفتار پارادوکسيکال خاتمی اگر از منظر سياسی مد نظر قرار گيرد، قابل فهم است، اما اگر اين گفتار، گفتاری روشنفکرانه و نظريه پردازانه باشد، نامقبول است.

به تعبير ديگر، فعال سياسی شايد بتواند از سر دلبستگی به نظام و مخالفت با براندازی، جمهوری اسلامی را پاک و سرکوب و ستم و بدی ها را به افراد ناپاک نسبت دهد. اما جامعه شناس و تحليل گر، بايد حقيقت را بازگو سازد. جامعه شناس و تحليل گری که کنش گر سياسی نيست، سوادی سرنگونی يا اصلاح فلان و بهمان رژيم را ندارد، بلکه می کوشد تا توصيف و تبيينی واقعی از نظام های سياسی موجود ارائه نمايد.

دلبستگی به جمهوری اسلامی نبايد به قلب واقعيت و گريز از مسئوليت منتهی شود. جمهوری اسلامی مسئول همه ی اين اعمال است.

No responses yet

Jan 13 2013

آقای جنتی، همه می دانند منظورتان از گردن کلفت کیست اما ….(لقلقه ی کلام خود را کمی کنترل کنید!!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.

فقیهی در انتخاب نوشت:

روزگذشته اظهارات دبیر شورای نگهبان در مورد شرایط کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آتی، منتشر شد. ایشان – آیت الله جنتی – با گردن کلفت و کله گنده خواندن یکی از سیاسیون مشهور داخلی ، انتقاد کردند که چرا از واژه انتخابات آزاد استفاده می کنند؟ و اضافه کردند که «من نمی‌توانم افرادی که واژه انتخابات آزاد را مطرح می‌کنند نام ببرم اما این افراد شکست‌خورده‌های سیاسی هستند …برخی که مستحق اعدام بودند از انتخابات آزاد حرف می‌زنند … «بعد از فتنه گری منتظر جایزه گرفتن هم هستند»

در آن سخنرانی، سخنان دیگری از این قبیل نیز رانده شده بود که اکنون مورد بحث نیست.

در اینباره چند نکته به نظر می آید:

یکم. هر کسی که اندک آشنایی با فضا و شرایط این روزهای سیاست کشور داشته باشد، بی آنکه نیازی به لختی اندیشیدن باشد، می داند که منظور خطیب محترم شورای نگهبان از بیان چنین جملات نسنجیده ای ، در وهله نخست آیت الله هاشمی و سپس حجت الاسلام سید محمد خاتمی است. هر دوی این عزیزان، روزگاری ردای ریاست جمهوری بر تن داشتند و اینک، یکی با حکم چندباره رهبر معظم انقلاب بر صندلی ریاست مجمع تشخیص تکیه زده و دیگری اما، همچنان در پی اصلاحاتی با خطوط قرمز مشخص نظام است و دائم، ضمن مراجعه به اصول، از مخالفت با براندازی و حمایت از آرمان های حقیقی انقلاب سخن می راند.

آیت الله جنتی در این گفتار، با استفاده از کلماتی که برازنده ی شان و منزلت نماز جمعه نیست، ابتدا مقامات سابق کشور را به باد طعن و لعن گرفته و با عباراتی چون «گردن کلفت» ، «کله گنده» و امثالهم در مورد همراهان سابق و یا حتی پیشگامان و رهروان مبارزه پیش از انقلاب ، باعث شگفتی ناظران سیاسی شده اند. ایشان به گونه و لحنی شگفت انگیز از این شخصیتها (که از سابقون انقلاب هستند و مورد احترام بسیاری از مردم) سخن گفته اند که گویی منظور از گردن کلفت و کله گنده، مقامات اسرائیل است! اینکه چگونه آیت الله جنتی به خود اجازه می دهند در تریبون نماز جمعه، بی محابا به رقیبی که خود «بزرگش» می خواند ، حمله ور شود، پرسشی است که پاسخش نامشخص است.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد

دوم: علی القاعده آیت الله جنتی بسی بیش از نگارنده از تعداد روایات در باب “زبان” و “سخن” مطلعند که پرداختن به آن ، در این مقال نمی گنجد. اما دعوت به کم حرفی و احتیاط در سخنگویی و گزیده و سنجیده گفتن، انبوه این توصیه هاست؛ چرا که زبان فعالیترین و در عین حال خطاکارترین عضو آدمی است. هیچ عضوی از انسان، چندان در کار نیست که زبان. لاجرم این عضو فسیح المیدان و وسیع الجولان و بیش فعال، پرخطاست.

تفنن و سرگرمی و بازی با سخن، همان چیزی است که به کرات در روایات نهی شده اما لقلقه ی کلام برخی شده که هنگامه ی عصبانیت و انتقام، چونان سلاحی کشنده و گزند، از آن بهره می جویند، چندان که امیر مومنان می افزماید: لغزش زبان کاراتر از اصابت سرنیزه است.

رسول گرامی اسلام (ص)، “بیشترین خطاهای انسان را به سبب زبانش” دانسته و مولا علی نیز زبان را “درنده ای” می داند که اگر رها شود، می گزد!

سوم: جناب جنتی قطعاً به یاد دارند که انتقاد از واژه «انتخابات آزاد» دو سه روز پیش توسط رهبری معظم انقلاب نیز بیان شده بود، اما آن نوع بیان و آداب کجا و این گفتار نکوهیده کجا؟! رهبری روز چهارشنبه در شمایل و صورتی سنجیده و حکیمانه ، نسبت به تکرار این واژه هشدار دادند و لب کلام را بیان داشتند، ضمن آنکه تا آنجا که نگارنده مطلع است ، مخاطبان این سخنان ، مستمعان قابلی هستند و این توصیه ها را جدی گرفته اند.

با این اوصاف، چگونه است که وقتی رهبری با چنین ادبیاتی سخن می گویند، برخی به خود اجازه می دهند با عباراتی ناصواب و ناشایست ، از سویی ضمن افزایش فاصله تفاهم جناح های سیاسی بر سر انتخابات و تشدید اختلافات و کینه های سیاسی، فضای جامعه را تهییج و تحریک کرده و از دیگر سو، از مقتدای خویش پیشی بگیرند؟!

البته این اتفاق، مسبوق به سابقه است و چندی است برخی افراد در موضع گیری های سیاسی جلوتر از رهبری حرکت می کنند و بجای بهره گیری صحیح از این سخنان، مسیر انحراف را پیش گرفته اند. انتظار این است که بزرگانی همچون جناب جنتی، مقابل این نوع رفتارها بایستند و اجازه گسترش این شیوه تفکر را در جامعه ندهند. تفکری که اگر باب شود جریانی خطرناک تر از جریان موسوم به انحراف که این روزها بعنوان خطری داخلی مطرح شده را ایجاد می کند. چنین تفکراتی است که در راه عبور سلامت کشتی انقلاب گه گاه فتنه هایی کور به پا می کند.

چهارم. بحث و گفت وگو درباره «انتخابات آزاد»، آنچنان نیست که جناب آیت الله جنتی گفته اند. شمار کسانی که اصل آزادی انتخابات مصرح در قانون اساسی را زیر سئوال برده اند، آنقدر ناچیز است که بانگ آنها به گوش نمی آید. سخنی اگر هست و شکایی اگر ابراز می شود، اول در سابقه برخی اعضای این شورا در سخنرانی له یا علیه یک کاندیداست و ثانیاً برای آنست که ممیزی شورای نگهبان در آینده به استناد قوانین مصوب و دلایل سنجیده و محکم باشد.

گوآنکه رهبر انقلاب همواره از موضع دفاع از قانون از شورای نگهبان حمایت و پشتیبانی کرده اند، اما آنچه نمی توان ورای چون و چند و مناقشه بنشیند و در حریم «فرا انتقادی» جای گیرد پاره ای شیوه ها و روش های به کار گرفته شده این سالها، برای اعمال نظارت از سوی شورای نگهبان است. شورای نگهبان، نهادی قانونی با وظایف قانونی است و طبعاً این حق شهروندان است که بتوانند میزان تناسب عملکرد اعضای شورا را با مسئولیت ها و وظایف قانونی شان بسنجند و آن را مورد انتقاد قرار دهند.

پنجم. سخن از «انتخابات آزاد» پیش از این نیز، از سوی جناب آقای احمدی نژاد رییس جمهور محترم بیان شده بود. آقای احمدی نژاد در آذرماه امسال در اولین همایش قوه مجریه در حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران از «انتخابات آزاد» سخن به میان آورد و گفت: «اصل بر رأی مردم است. انتخابات آزاد، حق مردم است؛ هم اصالت دارد، هم ضرورت دارد و هم اهمیت دارد. در اینکه بخواهند برخلاف قانون اساسی، صلاحیت های رئیس جمهور را ببندند به نظر عده ای که ملت هیچ حقی به آنها نداده است. »

این سخنان، تنها بخشی از اظهارات جنجالی محمود احمدی نژاد طی ماههای اخیر است و اتفاقاً تعداد سخنرانی های مشابه آن نیز کم نیست. اما به واقع، چرا آقای جنتی بی آنکه کوچکترین اشاره ای به ایشان کنند، تندترین عبارات را نثار کسانی کردند که از داشتن تریبون های مورد استفاده ایشان و آقای احمدی نژاد محرومند؟! و آدرسهایی دادند که هر عوامی، مخاطبان و مقصد و مقصود گوینده را به آسانی درک کند!

نگارنده معتقد است حضرت آقای جنتی به خاطر علاقه پیشین خود به جناب احمدی نژاد و احیاناً به دلیل گذر همیشگی رییس جمهور از خطوط قرمز، انتقاد از جناب ایشان را حذف کردند! و الا شاید خطیب محترم چندان بدش نمی آمد در این رهگذر، اشاره ای هم به رییس جمهوری کند که این روزها نگرانی جدی نیروهای اصیل انقلاب را متوجه برخی اقدامات مشکوک دولتش ساخته است.

ششم. شکی نیست که دل آسوده بودن از دشمن درونی و بیرونی شرط خردمندی نیست. اما دفاع های نامانوس و ابراز سخنان نه چندان حکیمانه هم شرط مقبولیت عامه نیست.

در این میان، توجه عمیق و باورمندانه به سخنان اخیر رهبری، اقتضا می کند که «همه» از صمیم دل به اصول حقیقی انقلاب بازگشته و عمر گرانمایه نسل جدید را معطوف به ساخت کشوری آباد و آزاد کنند.

به گمان نگارنده، محدودیت هایی از این دست برای ظرفیت ها و نیروهای اصیل انقلاب، نه عقلانی است، نه مشروع، نه به صلاح ملت است و نه به نفع دیانت…پس بر همه است تا جانب اعتدال و انصاف نگاه دارند.

و در آخر: انصاف را! که آزادی را و حقوق قانونی را تنها برای خود نخواهیم یا آنکه در صفحه شطرنج سیاست همه را سرباز ندانیم. حقوق یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و قواعد رقابت سیاسی را پاس داریم.

No responses yet

Jan 13 2013

با یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در آنتن؛ اگر برای دستگیری فرزند شما بیایند آیا حکم بازداشت نمی خواهید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

مسیح علینژاد:
لینک برنامه چهارم خبرساز در آنتن:

برای این برنامه آنتن می خواستم برم سراغ سایت هایی که از مصاحبه آنتن با حاج ابراهیم رهبر مداح تبریزی شاکی شده بودن که چرا یک مداح باید با یک خبرنگار ضد انقلاب مصاحبه کنه ولی راستش این هفته دیدم مجلس ایران علت قتل ستار بهشتی در زندان اوین را شوک اعلام کرد. نتونستم از کنار این شوک خبری بگذرم.

البته اینو بگم که خیلی ها از ابتدا هیچ امیدی به پیگیری ها نداشتند، اما برخی دیگه هم معتقدند ملتی که پرسش نکنه نعمتِ یک حکومته. خصوصا وقتی پای امید یک خانواده ی دیگه توی ایران در میون هست که در اوج نا امنی از خبرنگاران می خوان که پرسشگری کنن:

خواهر ستار: من که خواهر ستارم دستم کوتاه است شما از جانب من صدای زخم های تن ستار باش. تا به امروز هیچ نماینده ای جز یک دیداری که ما با علی مطهری داشتیم هیچ کسی به دیدار مادرم نیامد. برادر ما را کشتند روسری از سر من برداشتند مادرم را کتک زدند. به اینکه ستار نامی برادرت هست فکر کن..

ستار یک کارگر گچ کار بود، وبلاگ نویس مستقلی که علیه حاکمیت مطالب اعتراضی می نوشت. مرگ ستار سرو صدای زیادی کرد تا اونجا که خود دادستانی در چهارم دی ماه ضرب و شتم و کبودی های بدن این وبلاگ نویس رو تایید کرد و همه جرم ستار این بود که در وبلاگ و فیسبوکش خیلی فعال بود.

من هم رفتم سراغ آقای احمد بخشایش عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که ببینم چرا علتِ اصلیِ مرگ ستار بهشتی از گزارش مجلس حذف شده.

احمد بخشایش می گوید: بله من در جریان بودم ولی چیز زیادی از گزارش حذف نشده بود. فقط من احساس می کنم نسبت به دادستانی و بازپرسی کمی غفلت شده بود. یعنی دادستان تهران در موضوعی که صلاحیت محلی نداشته ورود پیدا کرده و متهم را از طریق اعطای نیابت قضایی در رباط کریم بازداشت کرده. چرا؟

اما خواهر ستار روایت دیگری دارد:

آقای بخشایش این صحبت را کردند خواستم من در جواب بگویم زمانی که مادر از ماموری که آمده بود توی خونه و آقا ستار را دستگیر بکنه و ببره مامان دو بار سوال می پرسه که آیا شما حکمی دارید و ایشان در جواب، اسلحه را نشان مادر می دهند. و مامان همیشه تاکید بر این دارد که با زور هم وارد خونه شده بودند، در را هول داده بودند. جای حکم اسلحه نشان داده بودند.

از آقای بخشایش می پرسم: خب آقای بخشایش اگر یک روزی پسر شما قرار باشه دستگیر بشه، خود شما حکمی نمی خواهید و آنها نباید حکم را به شما نشان دهند؟

درسته حرفه شما. اولا من پسر ندارم ولی تا دختر دارم. اگر چنین اتفاقی بیافتاد صد درصد آنها باید حکم را نشان دهند. حالا این ادعایی که مادر می کند، خب این ادعا را می کند. ما که کارآگاه نیستیم که برویم با این خانواده صحبت کنیم.

از او می پرسم اینطوری سخنان خانواده بهشتی در گزارش مجلس انکار می شود به عنوان مثال شما در گزارش تان نوشتید که برای ستار بهشتی وثیقه صادر شده و چون نتونسته وثیقه را بده در بازداشت مونده ولی آیا اصلا در جریان هستید که با خانواده اصلا تماسی نگرفتند که بگویند وثیقه بیارید.

اگر هم اطلاع داده باشند چون وثیقه نامناسب بوده و بازداشت متهم از سوی مرجعی بوده که صلاحیت نداشته. می شود بازداشت غیر قانونی تا حدی.

به این ترتیب مجلس در گزارش خودش به حکم بازداشتی معترض شد که خانواده اساسا اون حکم را ندید. از طرفی مجلس از صدور وثیقه ای برای آزادی موقت ستار حرف می زنه. این درحالیه که پس از بازداشت فقط یک بار با خانواده ستار تماس گرفته شد. اون هم نه برای تودیع وثیقه بلکه برای اینکه به خانواده بگن برید قبر بخرید و بیایید ستار را تحویل بگیرید.

از آقای بخشایش می پرسم مجلس نه تنها سخنان خانواده بلکه سخن خود دادستانی را در مورد علت مرگ هم انکار کرده. چرا و این شوک رو مجلس از کجا آمده؟

پزشکی قانونی گفته اون ضرب و جرح نمی توانسته منجر به فوت شده. احتمالا این آقا را وقتی از اوین تحویل پلیس فتا می دهند احساس می کند ممکن است یک بار دیگر کتکش بزنند و اذیت شود، این شوک به او وارد می شود و این شوک منجر به مرگ می شود.

اما سحر بهشتی روایت دیگری دارد: ستار بچه ترسویی نبود. همانطور که مامان وقتی از بازجوی ستار سوال کرد که پسر من زیر شکنجه های تو چی می گفت. گفت ستار به ما لبخند می زد ما را مسخره می کرد. فکر نمی کنم ستاری که از همان لحظه اول بازجویی با لبخند با بازجوی خودش روبرو می شد، از ترس اینکه از اوین مجددا دارند انتقالش می دهند به پلیس امنیت این اتفاق از ترس برای او افتاده. باز هم می گویم. ستار بچه ترسویی نبود. ستار ماشالله ورزشکار بود. ۳۵ سال بدون ترس زندگی کرد. ۳۵ سال شجاعانه زندگی کرد. ستار من ستار ما ستار ایران زیر شکنجه کشته شد.

ما اهل کشوری هستیم که یک تاریخ زندان و شکنجه پشت مونه، یک تاریخ پرونده های مختومه. ولی با این همه وقتی سراغ خانواده ها می ریم هنوز امید دارند که یک روزی قاتل عزیزان شون رو محاکمه بشه.

خواهر سحر می گوید:

زمانی که دیدم ستار، پشتم، پناهم، همه کسم از دستم رفت، امیدی برای زندگی واقعا ندارم. یعنی دلیل بودنم، دلیل بودنم، تنها دلیل بودنم اینه که یک روزی آرزوی پدر و مادرم که تنها آرزوی شان اینه که قاتل ستار قصاص بشه من اون روز رو ببینم، اون لحظه که طناب دار را گردن اون شکنجه گر می اندازن. فقط همین.

اما وقتی خبرنگار باشی سراغ آمرانی رو می گیری که دستور اصلی برای بازداشت ها و ضرب و شتم های غیر قانونی رو صادر می کنند کاری که روزنامه بهار در هفته های گذشته انجام داد تا پرونده های مختومه آمران قتل کهریزک دوباره روی میز رسانه ها قرار بگیره.

به آقای بخشایش می گویم: نقدی که من به شما دارم اینه که اگر مجلس واقعا می خواست پیگیری بکنه چرا پرونده سعید مرتضوی که متهم بود در کشته شدن زندانیان کهریزک را به فرجام نرسانده.

او پاسخ می دهد: بله شاید شما نقد هم داشته باشی، ولی به هر صورت یک کسی که برای نظام زحمت می کشه آیا در آینده اگر قراره که اگر فتنه ای در آینده به وجود بیاید، باید قلم ها بلرزد.

از او می پرسم آقای مرتضوی کجا در مورد دستگیری های کهریزک زخمت کشیدند؟

ببین من می گم که بلاخره فتنه ۸۸ به وجود آمد، نظام دچار تلاطم شد، خب یک عده ای باید می اومدند حکم هایی رو صادر می کردند، یک عده ای هم باید این فتنه را خاموش کنند، حالا وقتی که نظام به آرامش رسید، آیا اون افرادی که نظام را به آرامش رسوندند باید محاکمه بشن؟ اگر چنین است چرا آقای مرتضوی را در اونجا احضار می کنند ولی در قصه آقای ستار بهشتی دادستان تهران رو احضار نمی کنند؟

ایران مثل ستار بهشتی کم نداره کسانی رو که زندگی معمولی شون هم به خاطر یک اعتراض ساده نا امن شده، روایت خانواده ستار رو شنیدید، روایت نماینده مجلس رو هم شنیدید. اما آیا عزمی برای محاکمه و برچیده شدن سیستم شکنجه و بازداشت های غیر قانونی، در نظام قضایی ایران وجود داره یا به تعبیر خود آقای بخشایش نظام کسانی مثل سعید مرتضوی که در بزنگاه های اعتراض، معترضین رو خاموش می کنن می بخشه و ارتقاشون می ده؟ آیا به همین اندازه که مسولان نظام هوای هم رو دارن، خود معترضانِ نظام هم هوای دلِ‌ هم رو داران؟ داوری با شماست.

No responses yet

Jan 13 2013

لاريجاني واردات بنز براي نهاد رياست جمهوري را لغو کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خراسان: پس از آن که دولت چند سال قبل، مصوبه اي را براي واردات ده ها دستگاه خودروي بنز براي نهاد رياست جمهوري ابلاغ کرد، اين مصوبه با ايراد قانوني رئيس مجلس به دليل در نظر گرفتن تعرفه صفر واردات خودرو مواجه شد، اما دولت چند ماه قبل با اصلاح اين مصوبه، اين تعرفه صفر درصد را به يک درصد تغيير داد که علي لاريجاني چند روز قبل با ارسال نامه اي به رئيس جمهور اعلام کرد که با عنايت به مفاد قانون برنامه ۵ ساله پنجم توسعه، اين مصوبه از حيث تبعيض قائل شدن براي نهاد رياست جمهوري مغاير قانون است.

No responses yet

Jan 13 2013

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا: کسانی که در خارج ولگردی کرده‌اند ممنوع‌الخروج هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دیگربان: پلیس ایران اعلام کرد کسانی که سابقه «ولگردی» در سایر کشور‌های جهان را داشته‌اند٬ اجازه خروج مجدد از کشور را نخواهند یافت.

صادق رضادوست٬ معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا این مطلب را روز شنبه (۲۳ دی) در گفتگو با ایسنا اعلام کرده است.

وی گفته از خروج مجدد کسانی که سابقه «سرقت»، «کلاهبرداری»، «خرید و فروش مواد مخدر»، «ولگردی»، «فساد اخلاقی» و سایر اعمال «خلاف شئونات» جمهوری اسلامی داشته‌اند٬ جلوگیری خواهد شد.

این مقام پلیس توضیحی نداده که مراجع رسمی با استفاده از چه ساز و کاری پی به «ولگردی» و اعمال «خلاف شئونات» جمهوری اسلامی برخی مسافران در کشور‌های خارجی خواهند برد.

بسیاری از روحانیون حاکم بر ایران به سفر‌های تفریحی و توریستی شهروندان به کشور‌هایی از قبیل ترکیه٬ دبی٬ آذربایجان٬ ارمنستان٬ مالزی و تایلند نگاه مثبتی ندارند.

آن‌ها سال‌هاست به طور مستقیم و غیرمستقیم از مقام‌های جمهوری اسلامی می‌خواهند راه‌کار‌هایی برای کاهش این‌گونه سفر‌ها ارائه کنند.

اصل خبر از ایسنا:

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا به ایسنا خبرداد:

اعلام شرایط «ممنوع‌الخروج»شدن
» سرویس: اجتماعي – حوادث، انتظامي
کد خبر: 91102313291
شنبه ۲۳ دی ۱۳۹۱ – ۱۱:۴۴
GOZARNAMEH-bb_Fixd.jpg

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا گفت: از خروج مجدد افرادی که در خارج از کشور در سفرهای قبلی جرم، فساداخلاقی و سایر اعمال خلاف شئونات جمهوری اسلامی انجام دهند، جلوگیری خواهد شد.

سرهنگ صادق رضادوست در گفت و گو با خبرنگار «انتظامی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بیان اینکه یکی از سوالات متداول مسافران خارج از کشور قبل از سفر این است که آیا «ممنوع‌الخروج» هستند یا خیر، گفت: در راستای پیشگیری از ایجاد اختلال در مسافرت و برنامه‌ریزی‌های مسافران خارج از کشور، هموطنانی که قصد مسافرت دارند، می‌توانند پیش از مسافرت شخصا با ارائه اصل گذرنامه به ادارات گذرنامه تهران و استان‌ها مراجعه کرده و از آخرین وضعیت خروج خود مطلع شوند.

وی همچنین به دارندگان پاسپورت هشدار داد با توجه به اینکه صدور گذرنامه‌المثنی به جای گذرنامه مفقود یا مخدوش مستلزم بررسی و انجام تشریفات اداری طولانی است، بنابراین در حفظ و نگهداری نهایت دقت را مبذول دارید تا از مفقود یا مخدوش شدن آن جلوگیری شود گفت: اما در برخی موارد دیده شده پس از اعلام مفقودی گذرنامه، پاسپورت پیدا شده و جای سوال است که آیا می‌توان از این گذرنامه‌ای که «اعلام مفقودی» شده مجددا استفاده کرد که در پاسخ به این افراد باید عنوان کرد که این افراد تنها در صورتی می‌توانید از گذرنامه‌ای که اعلام «مفقودی» شده، استفاده مجدد کنند که مراتب پیدایش را به پلیس اعلام کرده و اقدامات لازم را انجام دهند.

معاون اجتماعی پلیس اطلاعات و امنیت ناجا به هموطنان توصیه‌کرد: هیچ‌گاه اسناد و مدارک هویتی خود از قبیل گذرنامه، شناسنامه، مدارک وظیفه و کارت ملی در اختیار دیگران قرار ندهید و در صورت مفقودشدن این مدارک، مراتب را در اولین فرصت به مراجع ذی‌صلاح اعلام داشته و تقاضای المثنی کنید تا ضمن پیشگیری از سوءاستفاده احتمالی افراد سودجود، مسئولیتی متوجه شما نشود.

رضادوست در پاسخ به سوالی مبنی براینکه اگر فردی در خارج از کشور دچار جرایمی شود، می‌تواند مجددا از کشور خارج شود؟ گفت: کسانی که در خارج از کشور مرتکب اعمال خلاف قانون از قبیل: سرقت، کلاهبرداری، خرید و فروش موادمخدر، ولگردی، فساد اخلاقی و سایر اعمال خلاف شئونات جمهوری اسلامی شوند از خروج مجددشان جلوگیری خواهد شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .