اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ریحانه جباری'

Nov 08 2023

شعله پاکروان پس از شرکت در نشست جهانی دموکراسی: رویای من دیدن ایران بدون اعدام است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ریحانه جباری به اتهام قتل یک کارمند سابق وزارت اطلاعات ایران که به گفته وی قصد تجاور به او را داشته در سال ۱۳۹۳ اعدام شد

رادیوفرانسه: یازدهمین مجمع جهانی دموکراسی دوشنبه ۶ نوامبر در شهر استراسبورگ فرانسه آغاز شد و امروز چهارشنبه پایان خواهد یافت. یکی از موضوعات مورد بحث در نشست این دوره، مساله مجازات اعدام در ایران بود. فیلم “هفت زمستان در تهران” که زندگی ریحانه جباری، دختر جوانی که سال ۱۳۹۳ به اتهام قتل فردی که به گفته او قصد تجاوز به وی را داشته، روایت می‌کند با حضور مادرش، شعله پاکروان روز گذشته برای حاضران در این نشست پخش شد. 

شمار اعدام‌ها در ۱۰ ماه نخست سال جاری میلادی در ایران از ۶۰۰ نفر عبور کرد. عددی که به نسبت آمار سالانه هشت سال اخیر بی‌سابقه بوده است. شعله پاکروان، مادر ریحانه جباری، قربانی اعدام در ایران در گفتگو با بخش فارسی رادیو بین‌المللی فرانسه گفت که اعدام تنها یک عدد نیست.

او که به مناسبت پخش فیلم “هفت زمستان در تهران” در نشست حهانی دموکراسی به استراسبورگ فرانسه آمده است تصریح کرد: «پیام پخش این فیلم این است که بینندگان آن بدانند که پشت این کلمه اعدام چه حجمی از خشونت، نفرت، عصبانیت و چیزهای بد نهفته است».

مجمع جهانی برای دموکراسی از سال ۲۰۱۲ به صورت سالانه تصمیم گیرندگان سیاسی و فعالان مدنی را از سراسر جهان در شورای اروپا گرد هم می‌آورد است تا در مورد چالش‌های عمده‌ای که دموکراسی‌ها با آن مواجه هستند بحث کنند. در نشست امسال بخشی با عنوان “مجازات اعدام به عنوان ابزار وحشت” برگزار شد.

وبسایت این مجمع با اشاره به اینکه تعداد کشورهایی که مجازات اعدام را به صورت قانونی یا عملی لغو کرده‌اند همچنان در حال افزایش است، نوشته که با این حال تعداد کلی اعدام‌ها در سراسر جهان بالا رفته است.

خانم پاکروان که در این یخش از نشست و پس از پخش فیلم “هفت زمستان در تهران” سخنرانی کرد، می‌گوید که این اتفاقی که در فیلم می‌بینیم هر روز در ایران تکرار می‌شود. او با اشاره به اینکه دخترش ریحانه اولین مورد نبوده و متاسفانه آخرین هم نخواهد بود، افزود: «هدف من این است که توجه مردم و به ویژه سیاستمداران غربی را به موضوع مبارزه با اعدام و اهمیت آن جلب کنم».

فیلم “هفت زمستان در تهران” ساخته کارگردان آلمانی اشتفی نیدرتسول است. این فیلم روایتگر مبارزه ریحانه جباری و مادرش برای اثبات حقیقت و نجات وی از حکم اعدام است. ریحانه جباری در سال ۱۳۸۶ زمانی که ۱۹ سال داشت به اتهام قتل فردی که قصد تجاوز به او را داشت بازداشت و محاکمه شد. حکم اعدام او در سال ۱۳۹۳ برغم تلاش‌های خود او و مادرش، شعله پاکروان برای اثبات حقیقت، در آبان ۱۳۹۳ به اجرا در آمد.

شعله پاکروان که برای نجات دخترش از هیچ تلاشی فروگذار نکرد، پس از اعدام او مبارزه با مجازات اعدام را به مبارزه زندگی‌اش تبدیل کرد. او در گفتگو با ار.اف.ای فارسی گفت: «من یک مادرم حتی اگر همه دنیا دختر من را فراموش کند من نمی‌توانم فراموش کنم. بعد از اعدام ریحانه فوق العاده آسیب دیدم و درد کشیدم. واقعا نمی‌خواهم حتی یک نفر هرچند دشمن من باشد، این درد و رنج را تحمل کند. هیچ انسانی نباید این رنج را تحمل کند. این مبارزه را من از دخترم وقتی از من می‌خواست برای آزادی و رهایی هم‌بندی‌هایش تلاش کنم یاد گرفتم. او معتقد بود خوشبختی و شادی انفرادی نیست و دسته جمعی است».

خانم پاکروان معتقد است اعدام در ایران به مثابه ابزاری برای سرکوب است. او می‌گوید در نشست‌های پرسش و پاسخ پس از فیلم همواره تاکید می‌کند که بییندگان “هفت زمستان در تهران” از سیاستمداران و رهبران غربی بخواهند تا در هرگونه مذاکره با جمهوری اسلامی پیش از هر موضوعی مساله حقوق بشر را پیش بکشند.

شعله پاکروان در پی اعدام دخترش گروه «مادرانه» را با همراهی مادرانی که فرزندانشان توسط جمهوری اسلامی کشته شده بودند تشکیل داد. پس از بازداشت و سپس رهایی و آمدن به آلمان نیز «بنیاد ریحان» را با هدف مبارزه با مجازات اعدام و حمایت از خانواده‌های محکومان به اعدام راه‌اندازی کرد. او می‌گوید که مبارزه با مجازات اعدام برایش یک رویا است.

من رویایی دارم که ایران بدون اعدام را ببینم. ما در قرن بیست و یکم زندگی می کنیم. جوانان ما مدرن هستند و دوست دارند مدرن زندگی کنند و این تمایل با قوانینی که از دوران بربریت بشر به جا مانده تناسبی ندارد. داشتن قصاص به عنوان مثال در این عصر بی‌معنی است.

خانم پاکروان گفت که برای مبارزه با اعدام در ایران راهی طولانی در پیش است. دلیل آن هم، به گفته ایشان این است که نه تنها حکومت خواستار پایان دادن به آن نیست بلکه متاسفانه بخشی از جامعه هم با آن همراهی می‌کند. این فعال مخالف مجازات اعدام از مردم عادی می‌خواهد تا در گفتگوهای و فعالیت‌های روزانه خود در شبکه‌های اجتماعی در مورد آگاهی بخشی در موضوع اعدام تلاش کنند.

No responses yet

Nov 02 2014

گزارش تلگراف درباره ریحانه جباری: آخرین پیام زن اعدام شده به مادرش

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

روز: گفته می‌شود زن اعدام شده به خاطر قتل مردی که به گفته او قصد تجاوز به وی را داشته، از خود نامه جان‌سوزی برای مادرش به جای گذاشته است.

ریحانه جباری ۲۶ ساله، پیش از این‌که روز شنبه به دار آویخته شود یک پیام صوتی برای مادرش ضبط کرده است. جباری به خاطر قتل یک مامور سابق وزارت اطلاعات که به ادعای خودش قصد تجاوز به او را داشته به اعدام محکوم شد. او همواره عنوان کرده بود که این مرد در واقع به دست فرد دیگری کشته شده که در پرونده مورد توجه قرار نگرفت.

او در این پیام که وصیتنامه او محسوب می‌شود، از مادرش خواسته تا اعضای بدنش به کسانی که نیاز دارند اهدا شود. می‌گوید: “نمی‌خواهم زیر خاک بپوسم. نمی‌خواهم چشم‌هایم یا قلب جوانم به خاک تبدیل شود. التماس می‌کنم کاری بکن به محض این‌که به دار آویخته شدم، قلبم، کلیه‌هایم، چشم‌هایم، استخوان‌هایم و هرچه که می‌توانند از بدنم جدا شود و به کسی که نیازمند آن است به عنوان هدیه داده شود.”

او در مورد دادگاه و حوادثی که به حکم اعدام او انجامید می‌گوید: “آن شب شوم این من بودم که باید کشته می‌شدم. جنازه‌ام را در گوشه‌ای از شهر می‌انداختند و پس از چند روز پلیس شما را به پزشک قانونی فرامی‌خواند تا جسدم را شناسایی کنید و آن‌جا متوجه می‌شدید که به من تجاوز هم شده است. اما داستان تغییر کرد. بدنم به گوشه انداخته نشد، بلکه به گور زندان اوین و سلول‌های انفرادی برده شد و حالا زندان گورمانند شهر ری. اما تسلیم سرنوشت باش و گله نکن. تو بهتر می‌دانی که مرگ پایان زندگی نیست.”

جباری در مورد بی‌عدالتی نسبت به وضعیتش می‌گوید اما عنوان می‌کند که ایمان دارد عدالت در دادگاه خدا اتفاق خواهد افتاد.

پیام او که گفته می‌شود اول آوریل ۲۰۱۴ نوشته شده با یک پیام ساده عاشقانه برای مادرش تمام می‌شود: “شعله نازک‌دل من، در جهانی دیگر من و تو شاکی خواهیم بود و دیگران متهم. ببینیم خدا چه می‌خواهد. می‌خواهم تو را در آغوش بگیرم تا بمیرم. دوستت دارم.”

متن پیام به این شرح است: “شعله جان امروز فهمیدم چه اتفاقی افتاده است. فهمیدم در نوبت اجرای حکم اعدام قرار گرفته‌ام. از تو گله دارم که چرا خودت به من نگفتی که به آخرین صفحه کتاب زندگیم رسیدم. به نظر تو این حق من نبود که بدانم؟ می‌دانی که چقدر از غمگین بودن تو شرمسارم. چرا فرصت عذرخواهی و بوسیدن دست خودت و بابا را به من ندادی؟ دنیا به من اجازه ۱۹ سال زندگی را داد. آن شب شوم این من بودم که باید کشته می‌شدم. جنازه‌ام را در گوشه‌ای از شهر می‌انداختند و پس از چند روز نگرانی پلیس شما را به پزشک قانونی فرامی‌خواند تا جسدم را شناسایی کنید و آن‌جا متوجه می‌شدید که به من تجاوز هم شده است. قاتل هرگز پیدا نمی‌شد. چون ما زر و زور آن‌ها را نداریم و شما زندگی را به شرمساری ادامه می‌دادید. چند ماه یا چند سال بعد هم دق می‌کردید و داستان تمام می‌شد. اما داستان تغییر کرد. بدنم به گوشه انداخته نشد، بلکه به گور زندان اوین و سلول‌های انفرادی برده شدو حالا زندان گورمانند شهر ری. اما تسلیم سرنوشت باش و گله نکن. تو بهتر می‌دانی که مرگ پایان زندگی نیست. تو یادم دادی هر انسانی به دنیا می‌آید تا تجربه‌ای بگیرد و درسی یاد بگیرد و با هر تولد رسالتی بر دوش انسان گذاشته می‌شود. من یاد گرفتم که گاهی باید جنگید. یادت هست که داستان نیچه فیلسوف را برایمان می‌گفتی که به مردی گاری‌چی که به اسبش تازیانه می‌زد اعتراض کرد و صاحب اسب شلاق را به سر و صورت نیچه کوبید و در نهایت به مرگش انجامید. تو می‌گفتی او به همه یاد داد در راه خلق یک ارزش باید ایستاد حتی اگر بمیری. تو به ما یاد دادی در گیر و دار مدرسه به جای دعواهای کودکانه باید خانم بود. یادت هست چقدر روی رفتارمان تاکید داشتی. تجربه‌ات غلط بود. وقتی به حادثه پرت شدم آموزشت به من کمکی نکرد. رفتار آرامم در دادگاه مرا به خونسردی در قتل و جنایتکار بیرحم بودن متهم کرد. اشک نریختم. التماس نکردم و کولی‌‌وار فریاد نزدم چون به حمایت قانون اطمینان داشتم. اما متهم شدم به بی‌تفاوتی در برابر جنایت. می‌بینی، من که حتی پشه‌ها را نمی‌کشتم و سوسک را با شاخک‌هایش بیرون می‌انداختم شدم جانی آن هم با قصد قبلی… چه خوش‌خیال بودیم که از قضات توقع عدل و داد داشتیم… وقتی زیر دست بازجو فریاد می‌زدم، فقط الفاظ رکیک می‌شنیدم، وقتی آخرین نشانه زیبایی را از خودم دور کردم و موهایم را تراشیدم جایزه گرفتم. یازده روز انفرادی. شعله جان گریه نکن از چیزهایی که از من می‌شنوی. من همان روزهای اول در آگاهی وقتی پیردختری به نام مامور آگاهی از خجالت ناخن‌هایم درآمد، فهمیدم زیبایی چیزی نیست که مطلوب این دوره باشد. زیبایی ظاهر، زیبایی رفتار، زیبایی خط، زیبایی چشم و بینی و حتی داشتن صدایی خوش. مادر من جهان بینی من عوض شده و تو مسئولش نیستی. حرفهایم تمامی ندارد و آن‌ها را به کسانی دادم تا اگر روزی بی‌خبر از تو اعدامم کردند به دست تو برسانند. قبل از مرگ چیزی می‌خواهم که تو باید با تمام توان برایم فراهم کنی. در واقع تنها چیزی است که از این دنیا، از این کشور و از تو می‌خواهم. می‌دانم برای این کار نیاز به زمان داری. برای همین این بخش را به تو زودتر می‌گویم. از تو می‌خواهم به دادگاه بروی و تقاضایم را مطرح کنی… تنها چیزیست که اگر برایش التماس کنی ناراحت نمی‌شوم. بارها به تو گفته بودم که برای نجاتم از اعدام التماس نکن. مهربان مادرم، شعله جانم، عزیزتر از جانم. نمی‌خواهم زیر خاک بپوسم. نمی‌خواهم چشم‌هایم یا قلب جوانم خاک شود. التماس کن تا ترتیبی داده شود تا به محض این‌که به دار آویخته شدم، قلبم، کلیه‌هایم، چشم‌هایم، استخوان‌هایم و هرچه قابل پیوند زدن است از بدنم جدا و به کسی که نیاز دارد به عنوان هدیه داده شود. نمی‌خواهم گیرنده عضو نامم را بداند. برایم گلی بفرستد یا حتی برایم فاتحه‌ای بخواند. از صمیم قلب می‌گویم دلم نمی‌خواهد قبری داشته باشم که تو خاکسترنشین‌اش باشی و نمی‌خواهم سیاه‌پوشم شوی. همه تلاشت را بکن که فراموش کنی روزهای سخت را. مرا به دست باد بسپار. دنیا مرا دوست نداشت. سرنوشت مرا نمی‌خواست. اکنون من تسلیم محضم و با آغوش باز از مرگم استقبال می‌کنم… شعله دل‌نازکم، در جهان دیگر، در سرای باقی، من و تو شاکی هستیم و دیگران متهم. تا خدا چه خواهد. دلم می‌خواهد در آغوشت بگیرم تا بمیرم. دوستت دارم. ریحانه، ۱۲ فروردین ۹۳.”

No responses yet

Oct 30 2014

عموی ریحانه جباری برای نخستین بار از جزئیات پرونده سخن گفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار در یک نشست خبری در برلین پرده از برخی جزییات پرونده ریحانه برداشت. وی تصریح کرد که ریحانه در زندان مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته و اعدام او را “قتلی دولتی” خواند.

در یک نشست مطبوعاتی فریبرز جباری، عموی ریحانه جباری برای نخستین بار پیرامون پرونده برادرزاده خود دست به روشنگری زد.

در این نشست خبری که با حضور رسانه‌های آلمانی و فارسی‌زبان در روز چهارشنبه (۷ آبان/۲۹ اکتبر) در محل کانون پناهندگان سیاسی در برلین تشکیل شد، فریبرز جباری به تشریح پرونده ریحانه پرداخت.

فریبرز جباری تصریح کرد که از زمان بازداشت تا اعدام ریحانه و حتی در مراسم خاکسپاری وی موارد متعددی از نقض حقوق بشر رخ داده است.

ابهام فراوان در پرونده ریحانه

فریبرز جباری که به زبان آلمانی در نشست خبر سخن می‌گفت، نخست به ماجرای قتل و نحوه بازداشت ریحانه و سپس به روند محاکمه و اجرای مجازات اعدام وی پرداخت.
0:04:05|0:05:21

به گفته فریبرز جباری گرچه ظاهراً پرونده ریحانه موردی سیاسی نبوده است، اما نحوه برخورد مقامات قضایی و امنیتی با آن بسیار شبهه‌برانگیز است. بطور مثال ریحانه پس از بازداشت به مدت بسیار طولانی در “سلول انفرادی” به سر برده و از همان آغاز، بازجوها خواهان گرفتن “اعترافات دروغین” از ریحانه بوده‌اند.

به گفته عموی ریحانه، بازجوها و ماموران بارها از وی خواسته بودند در سه مورد سخنان خود را تغییر دهد. “نخست آنکه مقتول، مرتضی عبدالعلی سربندی قصد تجاوز به وی را نداشته، دوم آنکه چاقو (آلت قتل) از جانب ریحانه خریداری و به محل جرم آورده شده و سوم آنکه در آپارتمانی که جرم در آن رخ داده، باز بوده و ریحانه همواره امکان خروج از آنجا را داشته است.”

عموی ریحانه تاکید کرد که ریحانه تنها سه بار پیش از حادثه با مقتول گفت‌وگو داشته و هیچ آشنایی دوستانه‌ای میان آنان وجود نداشته است. به گفته فریبرز جباری، قرار بر این بوده که ریحانه دکوراسیون آپارتمانی را به یک مطب برای مرتضی سربندی انجام دهد.

به گفته عموی ریحانه، مرتضی سربندی گرچه مدرک پزشکی داشته، اما به کار طبابت مشغول نبوده و بیشتر سرگرم کار معامله دارو و تجهیزات پزشکی بوده است. فریبرز جباری تاکید کرد که برای خانواده‌ی ریحانه روشن نیست که آیا مرتضی سربندی واقعاً از عضویت وزارت اطلاعات بیرون آمده بود یا خیر.

وی هر گونه آشنایی قبلی میان ریحانه و مقتول را نادرست خواند. وی تصریح کرد، گرچه حکم اعدام ریحانه از سوی دادگاه صادر شده، اما “انگیزه قتل برای دادگاه نامعلوم” عنوان شده است. به گفته عموی ریحانه این امر بدین معناست که دادگاه نیز نمی‌تواند آشنایی قبلی و ساختگی میان ریحانه و مقتول را توضیح دهد.

عموی ریحانه افزود که در ملاقات ریحانه با سربندی ‌شخصی دیگر نیز با نام‌خانوادگی “شیخی” حضور داشته که در روند بازپرسی و محاکمه هیچ‌گونه ردپایی از وی بدست نیامده است.

فریبرز جباری به شدت این ادعا که مرتضی سربندی در حین نماز مورد حمله قرار گرفته را رد کرد و آن را نادرست خواند.
نشست خبری با حضور فریبرز جباری (نفر وسط) در کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین

نشست خبری با حضور فریبرز جباری (نفر وسط) در کانون پناهندگان سیاسی ایران در برلین

مراسم خاکسپاری در فضایی امنیتی

خانواده ریحانه جباری از اعدام وی در روز شنبه، ۳ آبان اطلاعی نداشته‌اند. به گفته فریبرز جباری، وکیل مدافع ریحانه نیز اجازه ملاقات با وی پیش از اجرای حکم اعدام را نداشته است. خانواده ریحانه تنها پس از اجرای حکم مطلع می‌شوند که ریحانه اعدام شده است.

فریبرز جباری گفت که حتی کمی پیش از اجرای حکم، ماموران در زندان می‌خواستند که ریحانه در برابر دوربین بگوید که “متقول قصد تجاوز و تعرض به وی را نداشته است، اما ریحانه تن به این کار نمی‌دهد”.

ریحانه جباری در پیامی تلفنی که به “وصیت‌نامه شفاهی” وی معروف شده و در رسانه‌ها نیز با صدای خود ریحانه منتشر شده، صریحاّ خواسته است که پس از اعدام “ارگان‌های بدنش” را بطور ناشناس در اختیار بیماران نیازمند قرار دهند، اما به این آخرین خواست ریحانه نیز عملی نشده است.

به گفته خانواده ریحانه، در روز مراسم خاکسپاری نیز ماموران با ایجاد فضای امنیتی، مانع از دیدن پیکر بی‌جان ریحانه شدند. تنها شعله پاکروان، مادر ریحانه برای لحظاتی اجازه یافت، صورت دخترش را ببیند.

عموی ریحانه جباری از تمامی فعالان حقوق بشر، شخصیت‌های ایرانی و خارجی که در کارزار نجات ریحانه اقدام کرده‌ بودند، سپاسگزاری کرد. وی نقش رسانه‌ها برای اطلاع‌رسانی در ربطه با پرونده‌ی ریحانه را مفید دانست.

No responses yet

Oct 26 2014

آیا تنها خواسته ریحانه جباری از دنیا، کشور و مادر، برآورده می‌شود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: وصیت ریحانه جباری خطاب به مادرش: «التماس کن که ترتیبی داده شود که به محض دار زدنم، قلب، کلیه، چشم، کبد، استخوان‌ها و هر چیزی که قابل پیوند زدن است، از بدنم جدا و به کسی که نیاز دارد، هدیه شود. نمی‌خواهم گیرنده عضو، نامم را بداند، گلی برایم بخرد یا حتی فاتحه‌ای برایم بخواند.»

ریحانه جباری اعدام شد [2] و شاید مدتی دیگر، او را در دایره دوران، به طاق نسیان سپردیم و به سراغ پرونده ریحانه‌ای دیگر در باغ خزان‌زده ایران رفتیم! اما او در وصیت‌نامه‌ای [3] که پیش از اعدام، خطاب به مادرش، شعله پاکروان، با صدای خود خوانده بود، اهدای اعضای خود پس از اعدام را «تنها چیزی  که از این دنیا، کشور و از تو می‌خواهم» دانسته بود. آیا در هنگام اعدام و بلافاصله پس از آن و در شرایطی که هیچ یک از اعضای خانواده او یا وکیل او حضور نداشتند، به این خواسته او توجه شده است؟ آیا این تنها خواسته ریحانه جباری از دنیا، ایران و مادرش برآورده می‌شود؟

در بخشی از وصیت‌نامه ریحانه آمده است:

شعله جان!

… حرف‌هایم تمامی ندارد و همه را به کسانی داده‌ام تا اگر زمانی دور از چشم تو و بی‌خبر اعدامم کردند، به تو برسانند. من ارثیه کاغذی فراوانی برایت گذاشته‌ام.
اما قبل از مرگ، چیزی می‌خواهم که تو باید با تمام توان از هر راهی که می‌توانی برایم فراهم کنی. در واقع، این تنها چیزی است که از این دنیا، کشور و از تو می‌خواهم. می‌دانم برای این کار، نیاز به زمان داری، به همین دلیل، این بخش از وصیت‌نامه‌ام را زودتر به تو می‌گویم. تو را به خدا اشک نریز و گوش کن!

از تو می‌خواهم به دادگاه بروی و تقاضایم را بگویی؛ از داخل زندان، امکان نوشتن چنین نامه‌ای را که به تایید رئیس زندان برسد، ندارم؛ و تو باید یک بار دیگر برایم عذاب بکشی. تنها چیزی است که اگر برایش التماس کنی، ناراحتم نمی‌کند. هر چند بارها به تو گفته‌ام برای نجاتم از اعدام، التماس نکن.

مهربان مادرم! شعله جانم! عزیزتر از جانم!

نمی‌خواهم زیر خاک بپوسم. نمی‌خواهم چشم یا قلب جوانم خاک شود. التماس کن که ترتیبی داده شود که به محض دار زدنم، قلب، کلیه، چشم، کبد، استخوان‌ها و هر چیزی که قابل پیوند زدن است، از بدنم جدا و به کسی که نیاز دارد، هدیه شود. نمی‌خواهم گیرنده عضو، نامم را بداند، گلی برایم بخرد یا حتی فاتحه‌ای برایم بخواند.

از صمیم قلب می‌گویم که دلم نمی‌خواهد قبری داشته باشم که تو خاکسترنشین‌اش باشی. نمی‌خواهم سیاه‌پوشم شوی. همه تلاشت را بکن تا فراموش کنی روزهای سخت را. مرا به دست باد بسپار. دنیا مرا دوست نداشت، سرنوشت مرا نمی‌خواست، و اکنون من تسلیم محض‌ام و با آغوش باز از مرگ استقبال می‌کنم. چرا که در دادگاه خداوند، متهم می‌کنم مامورین آگاهی را؛ متهم می‌کنم بازپرس شاملو را؛ متهم می‌کنم قاضی تردست و قضات دیوان عالی کشور را؛ کسانی که بی‌دریغ کتکم زدند و در آزارم فروگذار نکردند؛

من در دادگاه خالق هستی، متهم می‌کنم دکتر سربندی را؛ متهم می‌کنم قاسم شعبانی را؛ و تمام کسانی را که بی‌توجه یا به دروغ یا از روی ترس، حق مرا ناحق کردند و توجه نکردند که گاهی آنچه واقعیت به نظر می‌رسد، با حقیقت، متفاوت است.

شعله دل‌نازکم!

در جهان دیگر، در سرای باقی، من و تو شاکی هستیم و دیگران، متهم؛ تا خدا چه خواهد. دلم می‌خواهد در آغوشت باشم تا بمیرم.

دوستت دارم.
ریحانه
۱۲ فروردین  ؟

No responses yet

Oct 25 2014

ریحانه جباری اعدام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: ریحانه جباری٬ دختر جوانی که از هفت سال قبل در پی قتل مرتضی سربندی که می‌گوید قصد تعرض جنسی به او را داشته در زندان به سر می‌برد صبح روز شنبه، سوم آبان در زندان رجایی شهر کرج اعدام شد.

ریحانه جباری٬ ۲۶ ساله٬ متهم به قتل پزشک و کارمند سابق وزارت اطلاعات ایران٬ در سحرگاه روز شنبه ۳ آبان (۲۵ اکتبر) اعدام شد.

وی در حالی اعدام شد که برخی از رسانه‌ها از روز قبل به نقل از بستگان وی از اعدام قریب‌الوقوعش خبر داده بودند. اشپیگل آن‌لاین روز جمعه به نقل از عموی ریحانه خبر داد که والدین ریحانه جباری تلفنی خبردار شده‌اند که او قرار است صبح بعد اعدام شود.

شنبه صبح یک روزنامه‌نگار در تهران که در تماس مستقیم با خانواده ریحانه در مقابل زندان رجایی‌شهر بود در گفت‌وگو با خبرنگار دویچه وله خبر اعدام ریحانه جباری را تایید کرد. او گفت به خانواده‌اش گفته‌اند “جسد را به قبرستان بی بی سکینه (بهشت سکینه) کرج منتقل می‌کنند.”

دادستانی تهران نیز در اطلاعیه‌ای که صبح روز شنبه توسط خبرگزاری‌های ایران منتشر شد، از اجرای حکم “قصاص” ریحانه حباری خبرداد.

ریحانه جباری، متولد ۱۳۶۶، طراح دکوراسیون داخلی یک شرکت تبلیغاتی و دکوراسیون، زمانی که ۲۰ سال داشت به قتل مرتضی سربندی، پزشک ۴۷ ساله، متاهل، دارای سه فرزند و کارمند سابق وزارت اطلاعات متهم شد.

دادستانی تهران در اطلاعیه خود گفته است، ریحانه جباری “در تمام مراحل تحقیق نزد ضابطان، بازپرس و دادگاه به ارتکاب قتل از سوی خود اقرار نموده” است.

دادستانی تهران هم‌چنین می‌گوید، ریحانه جباری “برای توجیه اقدام خود مدعی شده بود مرحوم قصد تجاوز به وی را داشته، این در حالی است که اظهارات بعدی متهمه خلاف این ادعا را ثابت نموده است”.

DW.DE
درخواست محمدرضا شجریان برای بخشش ریحانه جباری

محمدرضا شجریان، خواننده پرآوازه‌ ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده به خانواده سربندی از آن‌ها درخواست کرده تا از کشتن ریحانه جباری صرف‌نظر کنند. او در نامه خود نوشته است “هیچ عاطفه انسانی خون را با خون نمی‌شوید.”
ریحانه جباری در یک قدمی اجرای حکم اعدام
قصاص ریحانه جباری؛ انتقام‌جویی یا عدالت؟
کارشناسان سازمان ملل خواستار پایان مجازات اعدام در ایران شدند

بنابر ادعای دادستان تهران، “محل اصابت ضربه کارد به مرحوم (میان دو کتف) نشان از آن دارد که قتل در حالت دفاع نبوده است”، “گزارش معاینه جسد در سراسر بدن و دست‌ها آثار ضرب و جرح را گواهی کرده است”، و “خریدن کارد به منظور ارتکاب قتل، پیش از حادثه حکایت از سبق تصمیم ریحانه جباری بر قتل دارد”.

ریحانه در تمامی جلسات دادگاه گفته برای دفاع از خودش در برابر قصد تجاوز جنسی از سوی مقتول، تنها یک ضربه چاقو به کتف او وارد و بلافاصله فرار کرده است. ولی دفاعیات ریحانه مبنی بر دفاع مشروع مورد توجه دادگاه قرار نگرفت و برای او حکم قصاص صادر شد.

تلاش‌های نافرجام برای توقف اجرای حکم

روز گذشته و پس از انشتار خبر احتمال اعدام قریب وقوع ریحانه٬ تعدادی از نهادهای حقوق بشری بین‌المللی نظیر سازمان عفو بین‌الملل و دیده بان حقوق بشر در بیانیه‌هایی جداگانه از دولت ایران خواستند اجرای حکم ریحانه را متوقف کند.

سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه خود آورد: «مسئولان ایران باید اعدام زنی را که قرار است فردا به دار آویخته شود بخاطر آن‌که مردی را کشته که می‌گوید قصد سوء‌استفاده جنسی از او داشته متوقف کند.»

سازمان دیده‌بان حقوق بشر نیز خواستار توقف اجرای حکم و تضمین برگزاری دادگاهی عادلانه برای ریحانه شده بود.

پیش از این نیز احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل٬ حکم اعدام ریحانه جباری را ناروا و غیرعادلانه خوانده بود. او از مستندات معتبری نام برده بود که ریحانه جباری را از اتهام قتل عمد مبرا می‌کنند.

احمد شهید به وجود یک لیوان آب میوه حاوی ماده آرام‌بخش در محل جرم اشاره کرده بود و گفته بود که این نشان می‌دهد قصد تجاوز جنسی با برنامه قبلی بوده است. احمد شهید یادآوری کرده بود که اگر ادعاهای ریحانه جباری صحت داشته باشند، او دو مرتبه قربانی شده است: بار نخست از سوی فرد متجاوز و بار دوم از سوی سیستم قضایی که علی‌القاعده باید از افراد در برابر تعدی جنسی و جسمی حراست کند.

تعدادی از چهره‌های سرشناس نظیر اصفر فرهادی٬ کارگردان ایرانی برنده اسکار٬ و محمدرضا شجریان نیز به صورت جداگانه خواستار بخشش از سوی خانواده مقتول شده‌ بودند.

No responses yet

Oct 22 2014

درخواست محمدرضا شجریان برای بخشش ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: محمدرضا شجریان، خواننده پرآوازه‌ ایرانی، در نامه‌ای سرگشاده به خانواده سربندی از آن‌ها درخواست کرده تا از کشتن ریحانه جباری صرف‌نظر کنند. او در نامه خود نوشته است “هیچ عاطفه انسانی خون را با خون نمی‌شوید.”

محمدرضا شجریان در نامه‌ خود که روز چهارشنبه (۳۰ مهر/۲۲ اکتبر) در خبرگزاری‌های داخلی منتشر شده، از خانواده مرتضی سربندی تقاضا کرده تا با “بزرگواری” از کشتن ریحانه جباری پرهیز کنند و “به انسان درمانده و ناامیدی” زندگی دوباره ببخشند. این خواننده پرآوازه ایرانی در نامه خود نوشته است: «به هرجهت خون انسانى ریخته شده و دیگر انسانى ٧ سال در زندان ساعت‌هاى عمر را با مرگ و زندگى شمارش کرده است. وجدان آگاه و بیدارجامعه امروز گذشت را از شما انتظار می‌کشد و تحسین می‌کند، از انتقام هراس دارد.»

شجریان در این نامه سرگشاده نوشته ‌که “هیچ عاطفه پاک انسانی، خون را با خون نمی‌‌شوید” و افزوده است: «در این میان یک نفر است که اشتباه بزرگ را مرتکب شده، آن هم بر کسی روشن نیست.»

او در پایان نوشته است: «پیشنهاد و خواهش من این است: این دختر را نکشید. به یقین او نیز تمام عمر مدیون و دوستدار شما خواهد بود.»

نامه محمدرضا شجریان در حالی انتشار یافته که آخرین جلسه صلح و سازش میان ریحانه جباری و خانواده سربندی به عنوان اولیای دم مقتول، منجر به کسب رضایت نشد و به این ترتیب این احتمال وجود دارد که حکم اعدام ریحانه جباری اجرا شود.

No responses yet

Oct 16 2014

ریحانه جباری در یک قدمی اجرای حکم اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دیوچه‌وله: آخرین جلسه صلح و سازش میان ریحانه جباری و خانواده سربندی به عنوان اولیای دم مقتول برگزار اما رضایتی کسب نشده است. پیش از این رئیس پارلمان اروپا در نامه‌ای از علی لاریجانی خواستار بررسی مجدد پرونده شده بود.
ریحانه جباری در دادگاه

ریحانه جباری در دادگاه

محمد شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران، روز چهارشنبه (۲۳ مهر/ ۱۵ اکتبر) از عدم بخشش ریحانه جباری توسط خانواده سربندی خبر داد. وی گفت که اولیای دم حاضر به گذشت نیستند و به این ترتیب احتمال دارد که حکم اعدام خانم جباری اجرا گردد.

وی به خبرگزاری مهر گفت که در این پرونده ”فشارهای سیاسی” تأثیری در تلاش دادسرای جنایی برای کسب رضایت یا اجرای حکم اعدام ندارد.

به گفته قاضی شهریاری، قصاص حق اولیای دم است اما تلاش‌ها برای کسب رضایت همچنان ادامه دارد. وی از برگزاری دو جلسه در دو روز گذشته با حضور طرفین پرونده برای کسب رضایت شاکیان خبر داد.

پرونده ریحانه جباری در چند ماه اخیر از یک پرنده جنایی به یک موضوع سیاسی جنجالی تبدیل شده است. سابقه کاری مرتضی سربندی (مقتول) در طرح سؤالاتی در مورد روند عادلانه این پرونده مؤثر بوده است.

سربندی پزشک ۴۷ ساله و کارمند سابق وزارت اطلاعات ایران بود که هفت سال پیش به ضرب چاقو ریحانه جباری کشته شد. جباری آن زمان ۱۹ سال داشت.

گفت و گو با شعله پاکروان مادر ریحانه جباری درباره جزئیات پرونده او

جباری در دادگاه مدعی شد که مقتول قصد تجاوز به وی را داشته است. دادگاه اما این ادعا را نپذیرفت و وی را به قصاص محکوم کرد. حالا سرنوشت ریحانه جباری به تصمیم خانواده سربندی برای بخشش یا اجرای حکم اعدام گره خورده است.

پسر ارشد مرتضی سربندی گفته است که آنها ریحانه جباری را نمی‌بخشند. او تأکید کرده که اتهام ریحانه به پدر او در مورد قصد تجاوز جنسی ثابت نشده و خانواده ریحانه نیز راه مناسبی برای گرفتن رضایت از آنها انتخاب نکرده است.

وی همچنین از رسانه‌ها به علت آنچه ”پوشش یک‌طرفه ماجرا و مظلوم‌نمایی متهم” خوانده، به شدت انتقاد کرده است. با این حال ریحانه جباری چندی پیش با انتشار نامه‌ای از خانواده سربندی خواست تا وی را ببخشند.

نامه رئیس پارلمان اروپا به علی لاریجانی

با قوت گرفتن احتمال اجرای حکم ریحانه جباری، رئيس پارلمان اروپا در نامه‌ای به رئیس مجلس ایران از علی لاریجانی خواست برای توقف حکم اعدام جباری و بررسی مجدد پرونده وی اقدامی کند.

DW.DE
قصاص ریحانه جباری؛ انتقام‌جویی یا عدالت؟

ریحانه جباری از ۷ سال پیش تا کنون به جرم کشتن مردی که می‌گوید قصد تجاوز به او را داشته، زندانی است. دادگاه به خانواده مقتول اجازه قصاص داده است. مدافعان حقوق بشر قصاص را انتقام‌جویی می‌دانند و خواستار اجرای عدالت هستند.
وکیل ریحانه جباری: پرونده به واحد اجرای احکام رفته است
مادر ریحانه جباری: برای نجات دخترم دست به دامن رهبری می‌شوم
کارشناسان سازمان ملل خواستار پایان مجازات اعدام در ایران شدند

در این نامه که توسط “اشپیگل آنلاین” منتشر شده، مارتین شولتس خواستار “محاکمه عادلانه مجدد” و “عدم اعدام ریحانه جباری” شده است. این نامه روز هشتم اکتبر برای رئيس مجلس ایران نوشته شده است.

بر اساس قانون، مجلس ایران نمی‌تواند در امور مربوط به قوه قضائیه دخالت کند. در حال حاضر ریاست قوه قضائیه بر عهده صادق لاریجانی، برادر رئیس مجلس است.

پیش‌تر سازمان عفو ‌بین‌الملل نیز با اشاره به ۲ ماه زندان انفرادی ریحانه جباری پس از بازداشت و عدم دسترسی او به وکیل مدافع یا خانواده در این مدت، خواستار رسیدگی مجدد به این پرونده و روشن‌شدن نکات مبهم آن شده بود.

ایران یکی از بالاترین سرانه‌های اعدام در جهان را دارد و در چند سال اخیر تعداد اعدام‌ها نیز روند صعودی داشته است.

چندی پیش احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران، در آخرین گزارش خود از اعدام حداقل ۸۵۲ نفر طی یک سال اخیر خبر داد و وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی را “همچنان باعث ایجاد نگرانی جدی”خواند.

مقامات ایران به طور معمول در برابر درخواست‌های جهانی برای توقف اعدام در این کشور واکنش تندی نشان می‌دهند و می‌گویند این احکام بر اساس قوانین داخلی و شریعت اسلامی اجرا می‌گردد.

No responses yet

Sep 30 2014

فوری: تعویق حکم اعدام ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: مادر ریحانه جباری دقایقی پیش موفق شد تا با دخترش گفتگو کند. او در مقابل زندان رجایی شهر گفته بود که فقط منتظر شنیدن خبر خوش است.

پدر ریحانه به «خودنویس» گفته: «ساعتی پیش خانواده، بستگان، دوستان، برخی از فعالان حقوق بشری و همچنین جمعیتی از مردم عادی که برای اطلاع از وضعیت و اطمینان از سلامت ریحانه جباری در مقابل رجایی شهر تجمع کرده بودند، از ماموران و مسوولان این زندان با اصرار و التماس خواستند پاسخی روشن به آنها بدهند. در مقابل مسوولان زندان می‌گویند که اجرای حکم اعدام ریحانه فعلا معوق شده و به زندان شهر ری بازگردانده شده است.»

وی ادامه داد: «مادر ریحانه خواسته تا با دخترش حرف بزند تا مطمئن شود و حرف ماموران را باور کند. آنها ترتیب تماس تلفنی با ریحانه را در زندان شهر ری دادند و ما مطمئن شدیم که وی بازگردانده شده است.»

یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی محکوم به اعدام امروز به خودنویس گفته بود: «ریحانه را ظهر امروز به سلول انفرادی منتقل کرده‌اند و احتمال می‌دهند برای اجرای حکم اعدامش (صبح فردا) باشد.»

مادر ریحانه نیز امروز درباره خداحافظی فرزندش به خودنویس [2] گفته بود: «حدود ساعت دو مجددا زنگ زد. گفت مامان جان مراجع قانونی، هر کس که بوده دروغ گفته به تو زن بی‌پناه. الان به من دستبند زدن و ماشینی دم در منتظره تا منو ببرن برای اجرای حکم. این که می‌بینی بهت زنگ زدم به خاطر اینه که مامور همراهم دلش نیومد بدون خداحافظی از تو منو ببره. مامان جان خداحافظ. منو دارن می‌برن زندان رجایی‌شهر. فردا صبح زود همه دردا برای من تموم می‌شه. حیف که نمی‌تونم درد تو رو کم کن. صبوری کن. ما به دنیای دیگه اعتقاد داریم. تو دنیای باقی می‌بینمت و دیگه هرگز ازت جدا نمی‌شم. چون جدا شدن از تو سخت‌ترین کاریه که تو دنیا میشه انجام داد.»

پس از رسانه‌ای شدن این خبر، واکنش‌های اعتراضی و اظهارنظرهای ضد و نقیضی درباره سرنوشت این زندانی زن محکوم به اعدام، در فضای مجازی و در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

چندین فعال حقوق بشری در کنار خانواده و بستگان این زندانی، امشب مقابل «زندان رجایی شهر کرج» با لباس سیاه تجمع کردند. به دنبال رسانه‌ای شدن خبر [3] تجمع خانواده‌ی ریحانه جباری، تعداد کسانی که به نشانه اعتراض در کنار مادر ریحانه در مقابل درب ورودی زندان رجایی شهر تجمع کرده بودند بيشتر شد.

سازمان عفو بین‌الملل نیز نسبت به اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام «ریحانه جباری» که گفته می‌شود در دفاع از خود در مقابل تعرض جنسی مرتکب قتل «مرتضی سربندی» شده، اعتراض کرده و خواهان توقف اجرای حکم اعدام ریحانه جباری شد.

برخی گفته‌اند توقف اجرای حکم اعدام ریحانه جباری و بازگرداندن وی به زندان شهر ری، تحت فشار افکار عمومی و همچنین بازتاب رسانه‌ای در سطح جهانی صورت گرفته و این در حالی است که حکم اعدام این زندانی همچنان به قوت خود باقی است.

No responses yet

Apr 24 2014

واکنش‌هایی به سخنان قاضی پرونده ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: به دنبال انتشار گفتگوی قاضی پرونده ریحانه جباری با روزنامه قانون، محمد مصطفایی و مینا احدی به ادعاهای «قاضی تردست» پاسخ‌هایی سرگشاده داده‌اند.

روزنامه قانون، اخیرا با قاضی حسن تردست، رئیس شعبه دادگاهی که حکم اعدام را برای ریحانه جباری صادر کرده، گفتگو کرده است. قاضی تردست ضمن دفاع از رای خود، به وکلا و گروه‌های مدافع ریحانه جباری حمله می‌کند.

تردست رفتار یکی از وکلا را زیر سوال برده و مدعی است کارهای وکیل برای گرفتن پناهندگی در غرب بوده است: «اگر خانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای سیاسی‌منش خود (که با خوراک این‌گونه پرونده‌ها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی برای خود فراهم کرده‌اند)، از خود صداقت نشان می‌داد و می‌گفت که در شرایط روحی و روانی سخت دچار اشتباه شده و از کرده خود اعلام پشیمانی و طلب بخشش می‌کرد، مانند خیلی از پرونده‌ها می‌توانست رضایت اولیای دم را که دارای تمکن مالی هستند، بگیرد.»

محمد مصطفایی که وکالت ریحانه جباری را بر عهده داشته در پاسخ به ادعاهای قاضی تردست می‌نویسد: «آقای تردست، آنچه که وکلای وی عنوان کرده‌اند، از ذهن شخصیشان تراوش نکرده است و از خود چیزی اضافه نکرده اند، تمام موارد بیان شده، مطالبی بود که در پرونده وجود داشت و وزمانی که بنده وارد پرونده شدم با این واقعیات مواجه شدم آن وقت شما می خواهید صورت مساله را پاک کنید و واقعیت‌ها را غیر واقعی جلوه داده و مسوولیتش را به عهده بنده بیاندازید؟ این برخلاف عدالت و وجدان است. بنده تمام تلاش خود را به کار بستم که هم بازپرس و هم شما بتوانید واقعیت را بیابید اما چنین نکردید و متمرکز شدید به اقرارهای ریحانه و این بزرگ‌ترین اشتباه شماها بود.»

این وکیل سابق پرونده می‌افزاید: «شما به عنوان یک قاضی عالی رتبه مکلف بودید که حقیقت را بیابید نه اینکه از ریحانه بازجویی کنید. بارها در جلسات دادگاه به شما گفتم که حقیقت در نزد ریحانه نیست. گوش نکردید و بر اساس حرف های بچگانه او که بسیاری از انها بر اثر شکنجه گرفته شده بود، وی را با حوصله به اعدام محکوم کردید.»

متن کامل پاسخ مصطفایی که در اختیار خودنویس قرار گرفته به شرح زیر است:

پاسخ و تاملی بر مصاحبه حسن تردست، قاضی پرونده ریحانه جباری

روز گذشته آقای حسن تردست که چند ماه پیش قاضی شعبه ۷۴ دادگاه کیفری استان بوده و حکم محکومیت ریحانه جباری در اصل توسط ایشان صادر شد مطالبی که در مصاحبه با روزنامه قانون بیان کردند که ضروری دانستم به دلیل اینکه در قسمت هایی مخاطب ایشان بنده بوده ام به این مصاحبه پاسخ دهم و درخواست می کنم نوشته فوق را منتشر فرمایید.

ترجیح می دهم که با آخرین پاسخ ایشان که موضوع پرونده بهنود شجاعی را مطرح کردند شروع کنم چرا که در این پرونده نیز وکیل بهنود شجاعی بنده بوده ام.

ایشان در پاسخ به این سوال که شما موافق تلاش برای جلب رضایت اولیای دم هستید؟ بیان داشتند:

توصیه می‌کنم این سیاهکاران سیاستکار سرنوشت این‌گونه محکومان را با تبلیغات رسانه‌ای و گزافه‌گویی‌هایی برای نمایاندن خود و چهره‌سازی مجازی به نتیجه تلخ اجرای قانون و گرفتن فرصت رضایت اولیای‌ دم دچار نکنند. از تجارب تلخ گذشته مانند پرونده مرحوم بهنود شجاعی که مداخلات علنی و رسانه‌ای کردن موضوع باعث انفعال اولیای دم شد و نامبرده را از امکان گرفتن رضایت اولیای دم محروم ساخت، عبرت گیرند.

هیچ گاه عامل اصلی اعدام بهنود شجاعی را فراموش نمی کنم. با یقین و استدلال می گویم که آقای حسن تردست عامل اصلی اعدام بهنود شجاعی بوده اند. در رابطه با پرونده بهنود شجاعی دهها نفر از هنرمندان خواستار رضایت اولیای دم شدند و در نهایت با تلا های بسیار توانستند رضایت اولیای دم را جلب کنند. اولیای دم به صورت شفایی در حضور ستارگان سینمایی چون عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی اعلام کردند که از قصاص بهنود شجاعی گذشت کرده اند. پس از چند روز سه نفر از هنرمندان برای اینکه دیه مقتول را جمع کنند، حساب بانکی افتتاح نموده و اعلام عمومی نمودند تا دیگران به بهنود کمک کنند. اما بازپرس شاملو همانی که کیفرخواست و قرارمجرمیت ریحانه را صادر کرد پرونده ای تحت عنوان کلاهبرداری علیه آقایان عزت الله انتظامی و پرستویی تشکیل داد و آنها را به دادسرا احضار و تهدید به جلب کرد. در آن زمان قاضی عصمت الله جباری همانی که شهلا جاهد را اعدام کرد، مسول اجرای احکام اعدام بود. لایحه ای نوشتم و تقدیم قاضی جباری کردم و ایشان با دیدن لایحه عصبانی شدند. تلفن را برداشتند با قاضی تردست صحبت کردند. همان روز پرونده بهنود شجاعی را زیر بغل گذاشتند و نزد آقای تردست رفتند. بنده خود را در آن روز به شعبه رساندم. قاضی تردست با چهار قاضی دیگر در حال استراحت و نوشیدن چای با قاضی اجرای احکام بودند. منتظر ماندم و دیدم که قاضی بیرون آمد و گفت فردا برای نتیجه دادگاه به اجرای احکام بیایم. فردای آن روز در اجرای احکام پرونده را برای مطالعه گرفتم و دیدم که قاضی تردست درخواست قانونی من را رد کرده است و گفته که این رضایت چون شفاهی است، درست نیست و بهنود را اعدامش کنید. در صورتی که ایشان می توانستند بهنود را از مرگ نجات دهند. چند نفر از فقها استفتا داده بودند که گذشت شفاهی در قصاص قابل قبول است و این گذشت قابل عدول نیست. بعد از چند روز بهنود شجاعی در کمال ناباوری اعدام شد. حال بهنود نیست اما خدا را شکر می کنم که قاضی تردست دیگر قضاوت نمی کنند. هر چند می دانم که ایشان امروز بر روی گنج بزرگی به نام دادگاه کیفری استان نشسته و از قبول وکالت امرار معاش خوبی می کنند. موضوع بهنود را گفتم تا بدانید روش قضات ما بر قضاوتشان چطور می تواندباشد.

و اما مطالبی در مورد اظهارات قاضی تردست:

ایشان در مورد حکمی که صادر شده است چنین گفتند:

چه چیزی ممکن است نظر بنده را در مورد پرونده‌ای که با کمال حوصله، تامل و تعمق و در یک دادرسی عادلانه با رعایت تشریفات کامل آیین دادرسی کیفری توسط پنج قاضی رسیدگی شده و از ناحیه چند مرجع عالی قضایی اعم از دیوانعالی کشور و مراجع نظارتی تأیید شده است، تغییر دهد؟!

ایشان درست گفته اند، قاضی تردست برای محکوم نمودن ریحانه به قصاص از هیچ تلاشی دریغ نکردند، همانطور که برای اعلام بهنود شجاعی موفق بوده اند و از هیچ تلاشی برای اعدام وی دریغ نورزیدند. ایشان با کمال حوصله، تامل و تعمق اما نه در یک دادرسی عالانه هر آنچه که به زیان ریحانه بود را جمع آوری و مورد ارزیابی قرار دادند ولی دلایلی که به نفع ریحانه بود را کنار گذاشتند و اهمیتی به اظهارات ریحانه نکردند. به خانواده اش تهمت زدند و وی و خانواده اش را فردی فاسد معرفی کردند، همانطور که در مصاحبه چنین کردند. اخلاق قضاوت حکم می کند که قاضی می بایست بی طرف باید. دلایل له و علیه متهم و شاکی را جمع آوری کند از انتقام جویی و رفتار سلیقه ای دوری گزیند. اما ایشان در این پرونده در جایی که به ضرر ریحانه بود تا توانستند سفسطه کردند اما در جایی که به نفع ریحانه بود سهل و راحت گذر کردند. به عنوان مثال در رابطه با کاندوم و شربت بی هوشی در حکمشان نوشتند که توقف مقتول جلوی داروخانه و خرید کاندوم و وارد شدن به منزل مجتمع مسکونی و کشف کاندوم روی میز پذیرایی که جلوی چشم متهمه بوده است و نیز وجود دو لیوان نوشیدنی و دو عدد ساندیس همگی حکایت از یک ارتباط روان و ساده بک زن و مرد است (بند بیست صفحه ۲۳ دادنامه ). و اینکه هیچ کوششی برای کشف حقیقت نکردند. حقیقت را در ریحانه جستجو کرده بودند در حالی که حقیقت نزد مقتول بود. نه شاملو و نه تردست هیچکدام به خود زحمت ندادند و نخواستند که پرینت تلفن و پیام های مقتول از مخابرات گرفته شود چرا که به دنبال حقیقت نبودند. اگر پرینت تلفن های مقتول اخذ می گردید، مطمنا قاتل اصلی نیز شناسایی می شد. ایشان می گویند شیخی وجود خارجی نداشته است در حالی که حتی شیخی در بازجویی ها هم شرکت داشته است اما از چنان قدرتی برخوردار بوده است که هیچ کدام از انها جرات مواجهه با وی را نداشته اند. از طرفی در پرونده برای شیخی پرونده مفتوح بوده است و بعد که تردست ایراد گرفتند، قرار منع تعقیب برای شیخی صادر شد.

آقای تردست می گویند:

صادقانه متذکر می‌شوم چون در این پرونده ادعا شده بود مقتول وابسته وزارت اطلاعات است و محتمل بود تحقیقات ابتدایی در دادسرا به‌ لحاظ اثرگذاری نهاد امنیتی از مسیر قانونی خارج و حقوق قانونی متهمه رعایت نشده باشد، لذا حقیر طبق رویه خدمتی (از ابتدای شروع خدمت قضایی از زمان دادیاری) بیش از حد معمول و متعارف به این پرونده حساسیت نشان دادم و در جلسات دادرسی مانند یک رسیدگی ابتدایی مانند بازپرس تحقیق سوال و جواب کردم.

پاسخ می دهم:

آقای تردست شما نمی بایست از ریحانه در این زمان پرسش و پاسخ می کردید، شما می بایست مامورین وزارت اطلاعات را که در جلسات بازپرسی حاضر شده بودند را به محکمه می کشاندید. شما می بایست کسانی که ریحانه را به انفرادی انداخته بودند و از وی اقرار گرفته بودند را به محکمه می کشاندید. شما می بایست حقیقت را در مقتول می کشتید نه در ریحانه.

آقای تردست شما کاملا در اشتباه بودید. ریحانه جوان ۱۹ ساله خامی بود که نقش دختر شما را داشت و به شما برای اجرای عدالت پناه آورده بود اما شما با حوصله و تامل او را محکوم به اعدام کردید. قاتل و مسببین قتل را رها کردید و از ریحانه سوال و جواب کردید.

شما به عنوان یک قاضی عالی رتبه مکلف بودید که حقیقت را بیابید نه اینکه از ریحانه بازجویی کنید. بارها در جلسات دادگاه به شما گفتم که حقیقت در نزد ریحانه نیست. گوش نکردید و بر اساس حرف های بچگانه او که بسیاری از انها بر اثر شکنجه گرفته شده بود، وی را با حوصله به اعدام محکوم کردید.

شما در مصاحبه خود گفته اید:

بنده شخصا در تمامی احکام صادره قصاص، با آموزه‌های اسلامی آرزومندم که در مرحله اجرا با توجیه عاقلانه و عادلانه و با عاطفه اولیای دم نسبت به جلب رضایت ایشان اقدام و قصاص منتفی شود و در هر مورد که پرونده منجر به رضایت شده است، شاکر خداوند رحمان شده‌ام. لیکن با کمال تأسف طبق تجارب پرونده‌های مشابه، مداخله و جوسازی سیاسی یک عده حقوقدان سیاسی‌کار و خارج‌نشین و داخل کشور که به‌ فکر چهره‌سازی به قصد مخالفت سیاسی با نظام حکومتی این کشور و زیر سوال بردن مطلق دستگاه قضایی هستند، همیشه کسب رضایت از شکات سخت و ناممکن شده است. این افراد با سوءاستفاده از شبکه‌های گسترده اجتماعی و رسانه‌ای متوسل به دروغ و قلب واقعیت‌ شده و با زدن تهمت به مقتول موجب کدورت بیش از پیش اولیای دم شده و امکان جلب رضایت ایشان را از بین می‌برند.

پاسخ می دهم:

۱. دروغ می گویید. در پرونده بهنود شجاعی رضایت گرفته شد اما شما وی درخواست توقف حکم بنده را رد کردید و اعدام را ترجیح دادید. شما قلمتان برای محکوم کردن افراد بسیار تیز و توجیه کنند بود. شبها تا صبح بیداری می کشیدید تا اعدام فردی را توجیه کنید و با حوصله و تامل این کار را می کردید، شما صدها نفر را به این شیوه اعدام کرده اید.

۲. در جایی که رسانه های داخلی سانسور شده و توان رساندن صدای وکیل را به گوش وجدان عمومی نمی دادند بنده مجبور بوده ام که به رسانه های خارجی پناه ببرم. حال که این جملات را می نویسم مطمن هستم که رسانه های داخلی صحبت های من را منعکس نمی کنند در حالی که طبق قانون مطبوعات مکلف به انتشار پاسخ بنده هستند. بنده به هیچ عنوان نیازی به پناهندگی، پول و مال دنیا را نداشتم. سفرهای خارجی ام را می رفتم، خانه ام را داشتم و بهترین ماشین زیر پایم بود. از همه اینها به خصوص از همه عزیزانم که در راس آنها مادرم است گذشت کردم و خطر را به جان خریدم تا موکلین بی گناهم از مرگ نجات دهم و با همین روش ۵۰ نفر را از مرگ نجات دادم. به یقین می گویم اگر رسانه های داخلی و خارجی حتی همان ضد انقلاب هایی که شما می گویید نبودند هرگز امکان اینکه این افراد نجات یابند وجود نداشت.

در جای دیگری از مصاحبه خود چنین عنوان نموده اید:

در یکی از مراجعات خانواده مقتول به‌ دادگاه به ایشان عرض کردم که وکلای متهمه روش غلطی را در دفاع از وی به کار بردند و با طرح تجاوز به‌ عنف، در نتیجه نهایی، هم علیه موکله خود اقدام کرده هم موجب ناراحتی شما شدند ولی به‌ هر حال پدرتان با آن سن و دارای شان خانوادگی و اجتماعی در ایجاد رابطه غیراخلاقی با چنین دختری مرتکب گناه شده است

آقای تردست شما به خوبی می دانستید که مرحوم سربندی رابطه غیر اخلاقی را با ریحانه ایجاد کرده است و در این مصاحبه نیز به اقرار کرده اید اما در هیچ جایی از دادنامتان چنین اقراری که امروز نموده اید وجود ندارد. شما در همین مصاحبه گفته اید که مرحوم سربندی با آن سن و دارای شان خانوادگی و اجتماعی در ایجاد رابطه غیراخلاقی با چنین دختری مرتکب گناه شده است. اما چشم خود را کاملا بستید.

در ادامه می گویید:

اگر خانم جباری بر خلاف تعلیمات وکلای سیاسی‌منش خود (که با خوراک این‌گونه پرونده‌ها زمینه پذیرش پناهندگی سیاسی برای خود فراهم کرده‌اند)، از خود صداقت نشان می‌داد و می‌گفت که در شرایط روحی و روانی سخت دچار اشتباه شده و از کرده خود اعلام پشیمانی و طلب بخشش می‌کرد، مانند خیلی از پرونده‌ها می‌توانست رضایت اولیای دم را که دارای تمکن مالی هستند، بگیرد.

آقای تردست، آنچه که وکلای وی عنوان کرده اند، از ذهن شخصیشان تراوش نکرده است و از خود چیزی اضافه نکرده اند، تمام موارد بیان شده، مطالبی بود که در پرونده وجود داشت و وزمانی که بنده وارد پرونده شدم با این واقعیات مواجه شدم آن وقت شما می خواهید صورت مساله را پاک کنید و واقعیت ها را غیر واقعی جلوه داده و مشولیتش را به عهده بنده بیاندازید؟ این برخلاف عدالت و وجدان است. بنده تمام تلاش خود را به کار بستم که هم بازپرس و هم شما بتوانید واقعیت را بیابید اما چنین نکردید و متمرکز شدید به اقرارهای ریحانه و این بزرگ ترین اشتباه شماها بود.

سالانه صدها نفر در ایران اعدام می شوند و صدایشان را هیچ کس نمی شوند. آقای تردست با انکه صدای اعدام شدگان شنیده نشده بود، اعدام شدند برای این عده چه دارید که بگویید؟ آنها که مصطفایی نداشتند که داد عدالتخواهی سر زند.

قسم می خورم بسیاری از پرونده های قضایی در ایران بر اساس دادرسی کیفری عالانه نیست. این را می توان اثبات کنم. شما می توانید به دادگاه تجدیدنظر مراجعه کنید و ببینید که چند درصد ارایی که توسط دادگاه بدوی صادر می شود در تجدیدنظر رد شده است. من با شما چندین پرونده داشته ام که شما حکم به اعدام دادید اما دیوانعالی کشور حکم شما را نقض کرده بود.

آیا پرونده نازنین فاتحی را به یاد دارید. یک نفر از قضات در این پرونده موافق اعدام بود و آن شما بودید و چهار نفر دیگر حکم به غیرعمد بودن قتل توسط نازنین فاتحی دادند.

در رابطه با این پرونده هم شاملو و هم آقای تردست اظهارنظر هایی کرده اند که نشان از عدم استحقاق ریحانه به اعدام داشته و از دلایل اعاده دادرسی محسوب می شود.

به این جملات آقای تردست در پاسخ به این سوال که یعنی ریحانه با قصد قبلی مرتکب قتل شده بود؟ توجه کنید:

خانم جباری با خودشیفتگی به دنبال اثبات خود به خانواده بحران‌زده‌اش بود و شاید با روحیه مردانه خود، فکر می‌کرد کنترل سرویس دادن‌هایش دست وی است و بازیچه‌شدن را تحمل نمی‌کرد و لذا وقتی مقتول به‌ طرف وی می‌آید تا او را طبق معمول این‌گونه روابط، لمس کند، وی امتناع کرده و در مقابل این جمله که «روسری‌ات را درآر و راحت باش. جایی نمی‌تونی بری»، به‌شدت عصبانی و وقتی مقتول برای نماز دوم به‌ طرف سجاده می‌رود، ریحانه بدون اعلام اعتراض و یا فریاد اینکه می‌خواهد منزل را ترک کند از کیف خود چاقوی ۲۵ سانتی تازه خریداری شده را درآورده و ناگهان از پشت به کتف او با شدت ضربه می‌زند که به‌ علت بلندی تیغه، چاقو از بین استخوان‌ها وارد فضای سینه شده و ناف اصلی ریه را می‌شکافد و حتی چاقو را هم با خود می‌برد و با جلد مقوایی زیر تختش پنهان می‌کند. آثار خون در سجاده و صندلی کنار آن مشهود و در پرونده مضبوط است.

باید به صراحت بگویم که هیچ آثار خونی بر سجاده نبوده است و در قسمت پذیرایی و میز آرایش آثار خون وجود داشت. اما جملات بالا نشان می دهد که قرار بر این بود که مقتول به ریحانه تجاوز کند اما چون ریحانه می خواست خود را کنترل کند اجازه چنین کاری را نمی داد. در اینجا شما به یک موضوع توجه نکرده اید و آن نقش نفر سوم بوده است.

بنده به یقین حتم دارم که قرار بر این بود که شیخی نیز با ریحانه ارتباط جنسی برقرار کند به همین دلیل در بیرون از منزل منتظر بود تا کار مقتول تمام شود و وی کارش را شروع کند. وقتی که مقتول با ضربه چاقو مجروح شد، در این زمان شیخی وارد خانه شد. او اوضاع را آشفته دید و برخی از اسناد و مدارکی که در منزل بود را برداشت و در اصل به سرقت برد به همین دلیل وقتی که مقتول از منزل خارج می شود فریاد می زند… دزد… دزد … و همسایه ها این کلمه را به کرات شنیده بودند… اما شما غافل بودید و تنها می خواستید با بازجویی کردن از ریحانه او را محکوم کنید. شما حتی توان این را نداشتید که صورتجلساتی که توسط وزارت اطلاعات تنظیم شده بود را از انها بگیرید یا اینکه پرینت تلفن وی را دریافت و بررسی کنید.

آقای شاملو هم چنین نکرد و بزرگترین دلیل این پرونده که مبنی بر بی گناهی ریحانه است را معدوم کرد. آقای شاملو حتی مصاحبه اش گفت که چون خانواده مقتول یقین ندارند که قاتل ریحانه است این حکم از نظر شرعی قابل اجرا نیست.

شما در پاسخ به این سوال یعنی ضربه ریحانه نوعا کشنده بود؟ گفته اید:

مشخصا ضربه وارده ریحانه به‌ علت نوک تیز بودن کارد و تیغه فولادی بلند آن، ضربه را نوعا کشنده می‌کند زیرا وارد ریه شده بود. ادعای ضربه ساده به کتف که از سوی آقای مصطفایی طرح شده خلاف نظریه صریح کالبدشکافی مرکز پزشکی قانونی است.

در حالی که چنین نیست. نوک تیز بودن کارد و تیغه فولادی به خودی خود وقتی به کتف وارد شود کشنده نیست. ضربه چاقو به میزان هشت سانت از بالا به پایین کتف مقتول وارد شده است. آن هم در سمت راست بدن وی نه در سمت چپش که احتمال مرگ سریع وجود داشته باشد. ضربه وارده کشنده نبود و خونریزی شدید طبق نظریه پزشکی قانونی علت تامه مرگ بوده است. اگر ریحانه قصد قتل داشت چندین ضربه چاقو وارد می کرد نه اینکه یک ضربه به کتف مقتول وارد کند.

به آنچه گفتم بسنده می کنم و تنها یک درخواست از خانواده محترم آقای سربندی دارم و آن اینکه اگر موضوع شروع به تجاوز مطرح شد نه برای از بین بردن حیثیت خانوادگی شما بوده است. این موارد حقیقت هایی بود که از بدو امر اعلام شد. شما خود به خوبی می دانید که ریحانه قربانی است حال این قربانی در ذهن خود چنین تصوراتی را داشته و در عمل نیز به این موارد گرایش پیدا کرده است. اما همه ما و شما می دانیدکه مستحق اعدام نیست. او را اعدام نکنید و جان او را نگیرید. مطمنم که با اعدام ریحانه هیچ دردی از شما درمان نخواهد شد اما روح مرحوم سربندی را شاد خواهید کرد.

ریحانه سالها پیش مرده است و کشتن ریحانه توسط شما هیچ فایده ای برای هیچ کس جز داغ دیگری برای خانواده اش ندارد.

ریحانه را به مادرش برگردانید….

محمد مصطفایی

وکیل پیشین ریحانه جباری

No responses yet

Apr 09 2014

آخرین خبرها از کمپین نجات ریحانه جباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: در حالی‌که اعتراض به حکم اعدام ریحانه جباری و برگزاری راه‌پیمایی و تجمع در نقاط مختلف دنیا ادامه دارد، جلسه صلح و سازش در تهران با حضور هنرمندان و فعالان غير‌دولتی عليه اعدام در تهران تشکيل شد.

به گزارش کمپین «نجات ریحانه»، جلسه صلح و سازش در تهران با حضور هنرمندان و همکلاسی‌ها و استادان و فعالين سازمان‌های غير دولتی عليه اعدام در تهران تشکيل شد. هم‌چنین یک نماینده پارلمان کانادا و سخن‌گوی شورای حقوق در بشرسازمان ملل در دفاع از ریحانه جباری، خواستار لغو حکم اعدام او شدند. امضای طومار آنلاین برای آزادی ریحانه نیز کماکان ادامه دارد.

بر پایه گزارش امروز کمپین، شعله پاک‌روان، مادر ریحانه جباری در فیس‌بوک خود نوشت که بعد از دو سال ریحانه را دیده و در آغوش گرفته است. او درباره جلسه صلح و سازش با اولیای دم نوشت: «جلسه صلح و سازش با اولیای دم مرحوم سربندی برگزار شد. جلسه‌ای که با حضور دل‌سوزانه هنرمندان برجسته این آب و خاک، ستاره باران شد. استاد جمشید مشایخی، ایرج راد، رضا کیانیان، بهزاد فراهانی، رخشان بنی اعتماد، رویا تیموریان، بهاره رهنما، شهره سلطانی، هانیه توسلی، صادق توکلی، محمد ساربان، شارمین میمندی نژاد و جمعیت امام علی و بسیاری دل‌سوزان و فعالان عالم هنر. این مهربانان با بزرگواری از اولیای دم تقاضای بخشش کردند تا آغوشم برای همیشه از ریحانم خالی نماند.»

خانم پاک‌روان هم‌چنین به حضور «بزرگانی از سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌های مختلف» و «قضات و وکلایی دل‌سوز همراه با جانبازان و سرداران و خانواده‌های عزیز از دست داده‌ای» اشاره می‌کند که بخشش را به جای قصاص انتخاب کرده بودند. یکی از آن‌ها مردی بوده که به اجرای احکام آمده بود تا تقاضای قصاص بدهد اما با شنیدن سخنان «بزرگان جلسه»، از قصاص گذشت و به برادر «مرحوم سربندی» پیشنهاد داد که او هم ریحانه را ببخشد.


خانم پاک‌روان می‌نویسد که برای اولین بار با مادر و همسر و دختر مرحوم روبه‌رو شده تا اولین گام برای دل‌جویی برداشته شود.

بر اساس گزارش کمپین، قرار است بزودی جلسه دوم صلح و سازش نيز برگزار شود. عبدالصمد خرمشاهی، وکیل ریحانه جباری در مورد اين جلسه در گفتگو با دوويچه وله انجام اظهار اميدواری کرد که در جلسه بعدی خانواده مقتول رضايت دهند: «من فکر می‌کنم در یک جمع‌بندی کلی در جلسه بعدی که برگزار خواهد شد، نگاه اولیای دم و خواسته آن‌ها متفاوت با این جلسه باشد و من شخصا به صلح و سازش و مختومه‌شدن پرونده با مسالمت امیدوار شدم و از این بابت خوشحال هستم.»

فراخوان دهندگان کمپين نجات ريحانه جباری معتقدند، که تنها راه نجات ريحانه ادامه دادن به اعتراضات بين المللی است. مينا احدی گفت: «امضا ۱۱۰ هزار نفر در يک طومار اعتراضی از سراسر جهان عليه حکم اعدام ريحانه، و صدای اعتراض هزاران هزار نفر در ايران و در دنيا باعث شده سازمان ملل در جلسه بررسی نقض حقوق بشر، موضوع ريحانه را بررسی کند و يا پارلمان کانادا به اين امر پرداخته و اتحاديه اروپا به مقامات جمهوری اسلامي ايران رسما تذکر دهد و همه اين‌ها باعث شده، رژيم راه نجاتی از اين مخمصه بجويد. ما همواره اعلام کرده‌ايم حکم اعدام را يک حکومت داده و همان حکومت بايد اين حکم را پس بگيرد. اعتراضات تا لغو حکم اعدام و آزادی ريحانه ادامه خواهد يافت.»

اما فعالیت‌ها برای نجات ریحانه جباری در نقاط مختلف دنیا ادامه دارد.

در روز پنجشنبه ۱۰ آوریل، از ساعت ۱۸، نهاد مادران علیه اعدام، برگزار کننده مراسمی در پلازای ایرانیان در تورونتو است.

در ميدان اروپا پلاتس شهر کیل آلمان در روز ۱۰ آوريل، از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ساعت ۴ فعالان کميته عليه اعدام تجمع مي‌کنند.

روز یک‌شنبه ۱۳ آوریل در ساعت ۱۱ بامداد، مخالفان اعدام ریحانه جباری مقابل دفتر حافظ منافع جمهوری اسلامی شیر واشینگتن دی‌سی جمع می‌شوند.

اعضای کمپین در روزهای اخیر درباره این کمپین و اقدام برای نجات ریحانه، گفتگوهای متعددی انجام داده است. گفتگوی راديو رو در رو با مينا احدی، مصاحبه «کانال یک » با شبنم اسداللهي [7] در مورد ريحانه و گفتگوی «کانال جدید» با افسانه نوروزی در راستای اطلاع‌ رسانی به ایرانیان از وضعیت ریحانه و فعالیت‌های کمپین بوده است.

در حال حاضر، فعالیت نازنین افشین جم، مینا احدی، شبنم اسداللهی و شادی پاوه در چارچوب کمپین برای رهایی و نجات ریحانه جباری ادامه دارد.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .