اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'علی دایی'

May 06 2019

علی دایی نمی‌دانست سردار غفور کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم


ایران وایر: پیام یونسی‌پور
محتمل‌ترین اتفاق این است که «علی دایی» نمی‌دانست در مورد چه کسی صحبت می‌کند. مانند همیشه، دقیقا شبیه به تمام ادواری که از سوی یک مدیر برکنار می‌شد، تعدادی از خبرنگاران را به یک گپ یک طرفه دعوت کرد و از آن‌چه «حق پایمال شده» خود می‌دانست دفاع کرد.

آخرین دفاعیه علی دایی پس از اخراج از سایپا کلید خورد. این بار برای خبرنگاران از «اعتراض به بالارفتن قیمت خودروهای کارخانه سایپا»، «دفاع از حق مردم»، «گلایه از وضعیت مالی بازیکنانش» و «حق‌گویی» خود گفت.

اما باز هم خبرنگاران منتظر شاه‌کلید کلماتش بودند. این محصول یک عادت تکراری علی دایی است. سال ۱۳۸۸ وقتی از سرمربیگری تیم ملی اخراج شد سکوت کرد، اما دو سال بعد ابتدا «محمد علی‌آبادی» رییس وقت سازمان تربیت بدنی و بعد روی کار آمدن «حسن روحانی» به عنوان رییس جمهور در سال ۹۲، «محمود احمدی‌نژاد» را عامل اصلی برکناری‌اش از تیم ملی دانست.

دو بار روی نیمکت پرسپولیس نشست. با هر بار جدایی، یک مدیرعامل را به مسلخ کلامش برد. «حبیب کاشانی» را عامل محمود احمدی‌نژاد برای نابودی‌اش معرفی کرد و یک بار دیگر هم «محمد رویانیان» را سردار نظامی بی‌اطلاعی دانست که می‌تواند متهم به فساد مالی شود.

دایی البته هرگز اشاره نکرد که چگونه در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد هم به نیمکت تیم ملی رسید و هم به نیمکت باشگاه دولتی پرسپولیس. پس از آن به در باشگاه راه‌آهن هم چنین جنگی را با «محمد انصاری‌فرد» مدیرعامل این باشگاه داشت. جرم انصاری‌فرد، امضای حکم قطع همکاری با دایی در پایان فصل بود.

تمام این مدیران البته تا روزی که علی دایی با آنها همکاری داشت، مبرا از نقدهایش بودند. این بار اما قرار بود در مورد مدیرعامل باشگاه سایپا فاش‌گویی کند. رونمایی سرمربی سابق سایپا اینگونه رقم خورد: «آقای “مصطفی مدبر” برای من وجود خارجی ندارد و آدم حقیقی به این اسم نمی‌شناسم. تا جایی که ذهن ناقصم یاری می‌کند و او را از زمانی که ریاست حراست صداوسیما را داشت، به عنوان “سردار غفور” می‌شناسم. برای من جالب بود که در یک برنامه “۹۰” خودش را مدبر معرفی کرد. بعد که صحبت کرد، تُن صدایش برای من آشنا بود و دیدم همین سردار غفور خودمان است و اردبیلی است. چه طور او مصطفی مدبر شده است؟ کاش یک نفر از ثبت احوال این جا بود تا سوال کنم که یک نفر می‌تواند کل اسم و فامیلش را عوض کند؟»

تصور قطعی دایی از این رونمایی، یک مدیر اطلاعاتی سطح میانی کشور بود. مردی که مثلا بر مسند حراست سازمان صداوسیما نشسته و نهایت قدرتش در حد و اندازه‌های سردار محمد رویانیان یا حبیب کاشانی بود.

نه کاشانی و نه رویانیان قدرت حداقلی در سازمان اطلاعاتی ایران نداشتند. حبیب کاشانی متولد سال ۱۳۴۵ در آبادان است اما فرمانده حوزه بسیج در غرب تهران(خیابان هاشمی) در دهه ۶۰بود و مسوولیت جذب نیروهای نوجوان و جوان برای اعزام به جبهه را در منطقه غرب تهران برعهده داشت. در سوابقش گفته است بیش از چهار سال در جبهه و جنگ ایران و عراق بوده اما دانش آموزان مجتمع آموزشی پسرانه «اختر» در محله هاشمی تقریبا او را در تمام سال های دهه ۶۰  در این مدرسه می دیدند. حبیب کاشانی با حفظ سمت فرماندهی بسیج، مدیر مجتمع آموزشی اختر (دبستان، راهنمایی و دبیرستان) هم بوده است.

او پس از جنگ، از سوی سپاه پاسداران در وزارت آموزش و پرورش مامور بود. مدتی هم به عنوان مسوول حوادث غيرمترقبه شهرستان رودبار به گیلان رفت و پس از دو سال دوباره به تهران برگشت. در تمام این سال ها، خودش را یکی از نزدیکان به «عبدالحمید محتشم»، دبیرکل «انصار حزب الله» هم معرفی کرده است. کاشانی یکی از مدیران گم‎نامی بود که با آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد معرفی شد. کاشانی حالا عضو جبهه «آبادگران» است.

در قدرت حبیب کاشانی همین بس که در شفاهیات فوتبال ایران روایت است دلالی که باعث کسر شش امتیاز از باشگاه پرسپولیس شده بود را با پیگیری قضایی مواجه کرد. حبیب کاشانی برایش در اطلاعات سپاه پرونده تشکیل داد. اما کاشانی هرگز نتوانست مقابل اتهامات علی دایی ایستادگی کند. می‌گفتند پشتوانه دایی گرم‌تر است.

محمد رویانیان که خود موسس و طراح پلیس ۱۱۰ ایران بود هم نتوانست مقابل هجمه علی دایی پس از برکنار مقاومت کند.

دایی احتمالا تصور می‌کرد وقتی نام واقعی مصطفی مدبر مدیرعامل باشگاه سایپا را اعلام می‌کند، با یک فرمانده بازنشسته سپاه روبرو خواهد بود که در سال‌های پس از خدمتش صاحب پستی در یک باشگاه ورزشی شده است.

سردار «غفور درجزی» که علی دایی از او رو نمایی کرد، یکی از عواملی است که در ترور «عبدالرحمن قاسملو» در اتریش نقش داشته است. آن‌چه شاید علی دایی نمی‌داند، این است که سردار غفور هم یک نام مستعار بیش نیست. نام اصلی آن‌که او را اخراج کرده و در ترور مشهور قاسملو در وین نقش داشته، «امیر منصور بزرگیان اصل» است. نام این سردار سپاه در اسناد و بازجویی‌های دادگاه میکونوس نیز مطرح شده است، اما در رابطه با کشتاری که چند سال پیش از آن اتفاق افتاده بود.

در اسنادی که از دادگاه میکونوس در کتاب «سیستم جنایت‌کار» منتشر شده «ابوالقاسم مصباحی» شاهد اصلی دادگاه میکونوس و از نیروهای ارشد وزارت اطلاعات که در دهه ۹۰ میلادی خود را تسلیم مقامات آلمانی کرد، به نام غفور درجزی اشاره می‌کند. همچنین در کتاب پرویز دستمالچی به نام «ترور به نام خدا» نیز، غفور درجزی از جمله عوامل قتل آقای قاسملو معرفی شده است.

پرویز دستمالچی یک روز پس از فاش‌گویی‌های علی دایی در مورد مدیرعامل کنونی باشگاه سایپا، در گفت‌وگو با رسانه‌‌ها ادعا کرد که با بررسی تصاویر بیست سال قبل سردار غفور درجزی و عکس‌های امروز مصطفی مدبر به این نتیجه رسیده که هر دو شخص یک نفر هستند.

علی دایی ناگهان در فضای امنیتی ایران قرار می‌گیرد. فاش‌گویی که تا پیش از این پشتوانه‌ای محکم از سوی نیروهای امنیتی ایران داشت سکوت می‌‌کند.

نخستین واکنش را بخش خبری «بیست وسی» از صداوسیمای جمهوری اسلامی نشان داد. گزارشی از «علی رضوانی» که سابقه پرونده‌سازی‌های امنیتی برای ورزشکاران و مربیان ایرانی را دارد. علی رضوانی پیش از این به هر مبحثی در ورزش ورود کرد، اتفاقی خاص رقم زد. از داوری زنان در بسکتبال تا پرونده‌سازی برای «محمد تقوی» در باشگاه تراکتورسازی، از کمترین نمونه‌های کاری اوست.

این بار علی رضوانی در بیست و سی، مستقیم سراغ علی دایی و گفته‌هایش در مورد مدیران ورزش ایران رفته است. در آن‌چه رضوانی روی آنتن صداوسیما برده، هیچ نامی از «مصطفی مدبر» تا «سردار غفور درجزی» نیست. گلایه‌ها تنها به نافرمانی‌های دایی خلاصه شده و برای نخستین بار طی ۱۵ سال اخیر، دایی مورد نقد قرار گرفته است.

علی دایی نمی‌دانست و بر عادت قدیمی، به یک مدیر تاخت. بی‌آن‌که مطلع شود، مقابل همان جریانی ایستاد که همیشه مهم‌ترین پشتوانه او بودند. دایی طی تمام سال‌های مربیگری‌اش، میان تیم‌های ملی، نظامی (صبا)، دولتی (پرسپولیس و راه‌آهن) و صنعتی (سایپا و نفت تهران) چرخید. نکته قابل تامل این است که دایی با بیش از یک دهه مربیگری، هرگز از پایتخت خارج نشد.

اتفاق خاص شاید در مورد آینده‌ای باشد که برای علی دایی رقم می‌خورد. او از اسفندماه سال ۹۷ گزینه اصلی سرمربیگری تیم ملی بود. مهم‌ترین حامیانش هم مدیران وزارت صنایع بودند. خبرگزاری تسنیم هم پنج‌شنبه هفته گذشته در گزارشی، علی دایی را نزدیک‌ترین مرد به نیمکت تیم ملی دانست. او البته طی روزهای گذشته پیشنهادی جدی هم از سوی «محمدرضا زنوزی» مدیرعامل باشگاه تراکتورسازی در دست داشت. اما شاید آن‌چه دایی در روزهای گذشته به زبان آورد، او را از فرصت‌های جدیدش دور کند. فرصت‌هایی که از همان اهرم‌های قدرتش به دست می‌آمد.

No responses yet

Oct 04 2018

علی دایی و صادق زیباکلام به اداره آگاهی احضار شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حوادث,سیاسی


ارونیوز: علی دایی سرمربی تیم سایپا و صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران در ارتباط با جمع‌آوری کمک‌های مالی برای مردم زلزله‌زده کرمانشاه به اداره آگاهی احضار شدند.

احضار دایی از زبان خودش
علی دایی با انتشار تصویر احضاریه‌اش در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «آخر و عاقبت یازده ماه تلاش شبانه‌روزی برای ساخت و ساز خانه‌های مردم زلزله‌زده کرمانشاه: احضار به آگاهی. مسئولینی که در این مدت به جای این که حامی من در ارائه خدمات بهتر به هموطنان نیازمند باشند فقط موجب دلسردی و اختلال در این امر شدند.»

علی دایی با اشاره به این که یک بار دادسرای اصفهان و یک بار دادسرای مشهد حساب بانکی‌اش را بسته‌اند، نوشته است: «از روز اول در این صفحه، تمامی مراحل کمک‌رسانی را قدم به قدم نشان دادم و الان هم معلوم نیست اصلا شاکی چه کسی است چون مردم که همیشه به من محبت داشتند. با پیشرفته‌ترین تکنولوژی و بهترین نوع مصالح، خانه‌سازی را شروع کردم و ادامه می‌دهم چون اعتقاد دارم باید کار را اصولی انجام داد. کمک‌های نقدی شما عزیزان همراه سود تعلق گرفته مبلغ یازده میلیارد و صد و بیست و سه میلیون تومان بوده که محل هزینه ریال به ریال این پول تا به الان، در دو جلد زونکن به همراه تمامی مدارک ارائه شد. هرگز مایل به طرح این موضوع نبودم اما در این راه بارها از حساب شخصی خودم برای تسریع کار ساخت و ساز هزینه کردم و امروز می‌بینيم که سرانجام تلاش‌هایمان برگه احضاریه بوده است.اما بالاترین محکمه و بهترین قاضی مردم می‌باشند.»

در تصویر احضاریه علی دایی دلیل احضار او « جهت ادای پاره‌ای توضیحات پیرامون نحوه و چگونگی و میزان جمع‌آوری کمک‌های مردمی به منظور ارائه به زلزله‌زدگان کرمانشاه» عنوان شده است.

احضار صادق زیباکلام

صادق زیبا کلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران و تحلیلگر سیاسی نیز در کانال تلگرامی‌اش تصویر احضاریه مشابهی را منتشر کرده که نشان می‌دهد وی نیز برای ادای توضیحات درباره کمک‌هایی که از مردم برای زلزله‌زدگان دریافت کرده، احضار شده است.

زیبا کلام نوشته است اوایل تیرماه به دادستانی احضار شده و به تمام سوالات و ابهامات راجع به محل هزینه کمک های مردمی توضیح داده است. وی گفته که بعد از این توضیحات به مدت سه ماه خبری از پیگیری ماجرا از سوی دادستانی نشد تا این که این احضاریه را دریافت کرده است.

این استاد دانشگاه نوشته است: «روز پیش احضاریه‌ای از آگاهی پلیس ناجا به منزلم ارسال شد که چهارشنبه یازده مهر می‌بایستی با اسناد و مدارک به آگاهی بروم. اگر در آنچه در بازپرسی گفته بودم، ابهامی می‌بود، می‌توانستند توضیح بخواهند یا مدارکی را می‌طلبیدند؛ که بالطبع بنده هر مدرکی را که می‌خواستند، با کمال میل ارائه می‌دادم.»

زیباکلام در پایان مطلب خود آورده است: «قوه محترم قَضائیه به‌مانند یک‌ مجرم، پرونده را به اداره آگاهی ارسال می‌نمایند. نمی‌دانم اگر من مجیزگوی اصول‌گرایان می‌بودم و “خودی” محسوب می‌شدم بازهم قوه قضائیه همین‌گونه برخورد می‌نمود؟»

موضوع جمع‌آوری کمک‌های مردمی از سوی سلبریتی‌ها در جریان زلزله کرمانشاه، قوه قضاییه ایران را به این موضوع حساس کرد. برخی از جمله فرهاد تجری نماینده قصرشیرین، پل ذهاب و گیلانغرب در ماه‌های گذشته مدعی شدند که برخی سلبریتی‌ها از مردم برای کمک به زلزله‌زدگان کرمانشاه پول جمع‌آوری کرده اما هیچ کاری انجام نداده‌اند. تجری خبر داده بود که دادستانی در حال بررسی موضوع است.

No responses yet

Feb 27 2014

بازخواست و ممنوع التصویری: نقش داریوش در دعوای دایی و مایلی‌کهن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی,سیاسی,هنر

روز: در سیمای جمهوری اسلامی که حتی نشان دادن ساز به مدت چند ثانیه، یک اتفاق ویژه و جنجالی محسوب می‌شود، سرمربی پیشین تیم ملی در یک برنامه زنده بسیار پرطرفدار، نام “داریوش”، خواننده ساکن آمریکا را بر زبان آورده است. محمد مایلی کهن که در افواه به مربی مطلوب حاکمیت معروف است پس از نام بردن از این خواننده و اعلام دوست داشتن او، در یک مصاحبه دیگر هم این موضوع را تکرار کرد و باعث شد تا رسانه‌های دیگر هم به کرات نام “داریوش” را تکرار کنند. در فضای مجازی هم این موضوع به شوخی و جدی دستمایه بحث قرار گرفته و شنیده می‌شود که این تابوشکنی محمد مایلی‌کهن، حداقل تاوانش ممنوعیت حضور در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی است.

” داریوش رو دوست داشتم، الان هم دوست دارم”

آنهایی که فوتبال ایران را دنبال می‌کنند از دعواهای سابقه‌دار علی دایی و محمد مایلی‌کهن، بی‌خبر نیستند. دو بازیکن سابق پرسپولیس هر دو بازیکن و سرمربی تیم ملی بوده‌اند و زمانی که مایلی‌کهن سکان تیمی ملی را در اختیار داشت، دایی در تیم او بازی می‌کرد. اما با همه این اشتراکات، آب‌شان در یک جوی نمی‌رود و تاکنون بارها و بارها علیه یکدیگر صحبت کرده‌اند تا جایی که کار به شکایت و دادگاه هم کشیده است. حالا باز چند صباحی است که با بالا گرفتن بحران مالی در باشگاه پرسپولیس، مایلی‌کهن، این بار به عنوان پیشکسوت و دایی به عنوان سرمربی این تیم رودرروی یکدیگر قرار گرفته اند. برنامه بسیار پرطرفدار “نود” به تهیه‌کنندگی و اجرای عادل فردوسی‌پور هم مثل همیشه از چنین موضوعات داغی استقبال می‌کند اما در دقایق نخست بامداد سه‌شنبه، ششم اسفند ماه هیچ کس انتظار نداشت که در میانه دعوای دایی-مایلی‌کهن، پای داریوش اقبالی خواننده وسط بیاید.

قبل از روی آنتن رفتن برنامه نود، علی دایی در ادامه تقابل‌ اخیرش با مایلی‌کهن گفته بود: “برخی آدم‌ها هر لحظه رنگ عوض می‌کنند و قبل و بعد از انقلاب تیپ و قیافه‌شان هم تغییر کرده است. خوب است حالا من هم تی‌شرت مارک USA بپوشم؟” اشاره اوبه عکسی از محمد مایلی‌کهن در سال ۱۳۵۶ است که در کنار سه بازیکن دیگر، شلوار جین به پا دارد و تی شرتی پوشیده که رویش به انگلیسی نوشته شده: دانشگاه کالیفرنیا.

عادل فردوسی‌پور هم گویا با علی دایی موافق بود که این عکس مناسبی نیست و آن را در برنامه پخش نکرد اما مایلی‌کهن وقتی روی خط تلفن آمد، اعلام کرد که به این عکس افتخار می‌کند و اجازه داد تا آن را نشان بدهند. سرمربی سابق تیم ملی که از اوبا عنوان “حاجی مایلی” هم نام می‌برند، توضیح داد: “من هیچ‌وقت جانماز آب نمی‌کشم. من با کفش هم نماز شکر نمی‌خوانم. آن عکس برای ۳۷ سال پیش و قبل از انقلاب بوده؛ روی پیراهن من هم نوشته شده کالج کالیفرنیای آمریکا. آن زمان رژیم شاهنشاهی بود و همه زیر بلیط آمریکا بودند، پوشیدن این پیراهنی چه مشکلی داشت؟ اما بعد در این مملکت انقلاب شد و ایشان[علی دایی] بازی ایران با ازبکستان را تعطیل کرد تا برود تابعیت آمریکا بگیرد.”

وقتی مجری برنامه از او خواست که وارد مسائل شخصی نشود، قسمت داغ برنامه رقم خورد. مایلی‌کهن گفت: “تو اون عکس می‌بینید من ریش دارم؛ من داریوش رو دوست داشتم، الان هم دوست دارم اما یک سری کارهایش را نفی می‌کنم.” خنده فردوسی‌پور و بعد تلاش برای پایان دادن به مکالمه، واکنش به این تابوشکنی غیرمنتظره بود.(لینک فیلم)

به مسخره گرفتن ممنوع‌التصویر شدن

روزنامه فرهیختگان نخستین رسانه‌ای بود که از “ممنوع‌التصویر” شدن مایلی‌کهن خبر داد: از راهروهای صدا و سیما شنیده شد که محمد مایلی‌کهن قرار است دوباره ممنوع‌التصویر شود. ضمن اینکه او قبل از اینکه روی خط برنامه ۹۰ برود، در یک برنامه رادیویی هم حاضر شده و حرف‌های جنجالی بسیاری زده بود. البته ظاهرا فردوسی‌پور پس از اینکه برنامه به پایان می‌رسد، ۴۵ دقیقه‌ای در سازمان می‌ماند تا درباره کلیت ماجرا توضیحاتی ارائه کند. البته آنچه دیروز به گوش رسیده این است که تصمیماتی برای ممنوعیت پخش تصویر و صدای محمد مایلی‌کهن گرفته شده است.

اما گویا مربی اصولگرا و حامی احمدی‌نژاد، خیال کوتاه آمدن ندارد و روز چهارشنبه در مصاحبه‌ای با خبرآنلاین مواضع تندتری را هم عنوان کرد.

خبرنگار از او خواسته تا درباره حرف‌هایش در برنامه نود توضیح بدهد و جواب شنیده که “من روی آنتن زنده اسمش را آوردم. شما حتی می ترسی پشت تلفن اسمش را بیاوری. بعد می خواهی درباره‌اش حرف بزنی؟” و وقتی که خبرنگار می‌گوید می‌خواهد درباره داریوش حرف بزند، مایلی کهن جواب می‌دهد: “حالا که من گفتم ترست ریخت؟ نترس. حق می دهم که بترسی. بالاخره شما جوانی اما من زندگی ام شکل گرفته و دیگر توپ هم تکانش نمی دهد. مگر اینکه یک زلزله یا بلای آسمانی بیاید که همه چیز را خراب کند.”

او ممنوع‌التصویر شدن در صدا و سیما را هم به مسخره گرفته است: “وای خدای من. الان با این حرفی که زدی باید شب بروم خانه و خودکشی کنم. پسرم، من مگر کشته و مرده اینم که تو تلویزیون باشم؟ من یکسری باور دارم که پای اعتقاداتم هستم. حرف هایم را هم زدم. بدون ترس هم زدم. پای عواقبش هم هستم.”

او درباره “پارادوکس” متدین بودن و گوش دادن به موزیک و تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای هم توضیح داده است: “بابا خود شما ها به من این نشان را زدید. این را گفتید و بعد هرچه خواستید، به اسم اسلام در سرزمینی اسلامی مرا زدید. من بیچاره در بازی با کره وقتی ۶ گل به این تیم زدیم فقط دستم را به سمت آسمان گرفتم و گفتم خدایا شکرت. هر بار که گفتید رفتی جبهه گفتم هیچ وقت این سعادت را نداشتم. دیگر چه کار باید می کردم؟ شما رسانه‌ها می خواستید از من این چهره را بسازید و بعد هم علیه خودم استفاده کردید. مگر ننوشتید شب مسابقه تا صبح زیارت عاشورا و دعای کمیل می گذارد؟ بروید از بچه های تیم ملی این را بپرسید که آیا این طور بوده است؟ من اگر باور و اعتقادی دارم در زندگی شخصی خودم دارم و می بینید که آدمی نیستم که پنهانش هم بکنم.”

مایلی‌کهن به غیر از اینکه سری به موسیقی زده، از سیاست هم غافل نمانده و از شعار “مرگ بر آمریکا” هم انتقاد کرده است. اوضمن تاکید بر اینکه از “جنایت‌های آمریکایی‌ها” بیزار است، گفت: “اینکه شعار می‌دهیم مرگ بر آمریکا و پرچم این کشور را آتش می زنیم، اگر این تصاویر از یک آمریکایی پخش شود که دارد با پرچم کشور ما انجام می‌دهد، می خواهم از صفحه تلویزیون بروم تو و خفه اش کنم. این حس ممکن است در مردم آن کشور هم ایجاد شود. ولی مثلا ژاپنی ها این همه کشته به خاطر بمب های آمریکایی دادند. قطعا آنها هم کینه عمیقی از آمریکایی ها به دل دارند. اما آنها بهتر از ما مرگ بر آمریکایشان را عملی کردند. وقتی هر آمریکایی برای رفت و آمد باید از ماشین های ژاپنی استفاده کند یعنی مرگ بر آمریکا. وقتی تصاویر تلویزیونیشان باید از تلویزیون‌های ژاپنی پخش شود یعنی مرگ بر آمریکا، وقتی رئیس جمهور آمریکا مجبور است تلفن‌هایش را با تلفن پاناسونیک بزند یعنی مرگ بر آمریکا”

به گزارش فرهیختگان، این دومین‌ بار است که سرمربی سابق تیم ملی پخش صدا و تصویرش از صدا و سیما ممنوع می‌شود. بار اول زمانی پخش گزارشی از تلویزیون بود که در آن اعلام شد مایلی‌کهن در کرج باغ ۸۰۰ میلیون تومانی دارد. مایلی‌کهن هم در جواب گفت: “متاسفم که آقایان این گفته را از رسانه ملی پخش کردند. باغ ۸۰۰ میلیونی من جنب ویلای پنج میلیاردی ضرغامی است!” این جمله باعث شد تا او مدت زیادی صدا و تصویرش از شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی پخش نشود تا بالاخره خودش اعلام کند که صدا و تصویرش از صداوسیما پخش نمی‌شود.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .