اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'قتل‌عام 67'

Apr 15 2025

اختصاصی بی‌بی‌سی؛ فایل صوتی دومین جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت ‌اعدام‌های ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

اختصاصی بی‌بی‌سی؛ فایل صوتی دومین جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت ‌اعدام‌های ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

بی‌بی‌سی فارسی به‌تازگی به یک فایل صوتی دست یافته است که در آن آیت‌الله حسینعلی منتظری برای دومین بار با سه عضو هیئت متصدی اعدام‌های تابستان ۱۳۶۷ ملقب به «هیئت مرگ» صحبت می‌کند.

این نخستین بار است که وجود این فایل و محتوای آن فاش می‌شود. در این فایل قائم مقام رهبر ایران، در جلسه‎‌ای، سه ماه پیش از برکناری‌اش، با انتقاد شدید از اعدام زندانیان سیاسی می‌گوید که ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است.

در این فایل صوتی جزئیاتی از اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ مطرح می‌شود که در ۳۶ سال گذشته در هاله‌ای از ابهام قرار داشت.

این جلسه ۹ دی ماه ۱۳۶۷ در بیت‌ آیت‌الله منتظری در قم برگزار شد.

فایل صوتی کامل را اینجا بشنوید:

علاوه بر آیت‌الله منتظری، دیگر حاضران این جلسه مسئولان قضائی وقت هستند: حسینعلی نیری (حاکم شرع)، مرتضی اشراقی (دادستان تهران) و ابراهیم رئیسی (معاون دادستان). جان‌به‌دربردگان و خانواده زندانیان سیاسی دهه شصت از این افراد با عنوان «هیئت مرگ» یاد می‌کنند.

در جریان جلسه، نام مسئولان ارشد حکومت و همچنین نقش و موضع آنها درباره اعدام‌های تابستان در سال ۱۳۶۷ مطرح می‌شود: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور، علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس، احمد خمینی، مسئول بیت رهبر وقت و عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضائی.

مرداد و شهریور ۱۳۶۷، با فرمان آیت‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، هزاران زندانی سیاسی دسته‌جمعی و مخفیانه اعدام و در گورهای جمعی دفن شدند. در موج اول اعدام‌ها در اوایل مرداد، ابتدا اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اعدام شدند. در موج دوم، که از اوایل شهریور آغاز شد، زندانیان چپ‌ و کمونیست‌ به دار آویخته شدند.

آیت‌الله منتظری اولین بار با اعضای «هیئت مرگ» در ۲۴ مردادماه ۱۳۶۷ ملاقات کرده بود.

برخلاف جلسه مرداد آیت‌الله منتظری با «هیئت مرگ»، مصطفی پورمحمدی، نماینده وزارت اطلاعات، در جلسه دی‌ماه ۶۷ حاضر نیست.

در آن زمان اعدام گسترده زندانیان سیاسی چپ هنوز آغاز نشده بود، اما اعدام هزاران نفر به اتهام هواداری از سازمان مجاهدین خلق آغاز شده بود.

جمهوری اسلامی اجساد هزاران اعدامی تابستان ۶۷ را هنوز به خانواده‌هایشان تحویل نداده است.

واکنش علی خامنه‌ای به حکم خمینی درباره اعدام چپ‌ها

توضیح تصویر، علی خامنه‌ای رئیس‌جمهور، در کنار آیت‌الله حسینعلی منتظری در انتظار ورود آیت‌الله خمینی به مسجد جماران در۱۰ اسفند ۱۳۶۰/ عکاس: کاوه کاظمی

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی جلسه دی‌ماه می‌گوید که علی خامنه‌ای، رئیس‌جمهور وقت، به او گفته است که بر سر اعدام‌ها با حسینعلی نیری «دعوا کردم.»

آقای منتظری می‌گوید آیت‌الله خامنه‌ای «به خیالش» بعد از آن‌که حسینعلی نیری نوشته‌ای به آیت‌الله خمینی فرستاده بود، او حکم اعدام زندانیان سیاسی چپ را صادر کرد.

بر اساس فایل صوتی، حسینعلی نیری، که در جلسه دی‌ماه حاضر است، اظهارات آیت‌الله منتظری درباره نقش خود در اعدام چپ‌ها را رد نمی‌کند.

آقای منتظری در بخشی از خاطرات خود، که شفاهی هم ضبط شده است تصریح می‌کند که «از آیت‌الله خمینی حکم جداگانه‌ای برای کمونیست‌ها گرفته‌ بودند.» به گفته آقای منتظری حکم اعدام برای زندانیان سیاسی چپ با این توجیه از آیت‌الله خمینی گرفته‌ شده بود که «مذهبی‌ها اعدام شده‌اند، پس کمونیست‌ها چه می‌شوند؟»

آیت‌الله منتظری هنگام نگارش مکتوب خاطرات خود درباره میزان اطلاع آیت‌الله خامنه‌ای از اعدام‌ها ابراز تردید می‌کند: «حالا من نمی‌دانم ایشان [آیت‌الله خامنه‌ای] خبر نداشت یا پیش من این صحبت‌ها را می‌کرد.»

آیت‌الله خمینی در اوایل مرداد ماه سال ۱۳۶۷ و پس از حمله «فروغ جاویدان» سازمان مجاهدین خلق، در فرمانی خواستار برخورد قاطع با زندانیان سیاسی این سازمان می‌شود و می‌نویسد: «رحم بر محاربان ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند.»

او در این حکم حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و یک نماینده‌ از وزارت اطلاعات را به عنوان اعضای اصلی هیئت اعدام‌ها می‌گمارد.

آیت‌الله منتظری، قائم مقام آیت‌الله خمینی، در دیدار ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ (۲ محرم ۱۴۰۹ قمری) با هیئت اعدام‌ استان تهران از آنان خواست که دست‌کم در «دهه محرم» اعدام‌ها را متوقف کنند.

به نظر می‌رسد پس از روز عاشورای آن سال (اوایل شهریور)، اعدام‌ زندانیان سیاسی از سر گرفته می‌شود، این‌بار اما نوبت زندانیان مارکسیست‌ است.

تاکنون تنها فرمان آیت‌الله خمینی برای اعدام زندانیان مجاهد منتشر شده بود که در آن اعضا و هواداران سازمان مجاهدین را محارب خوانده بود.

اما در فایل جدید دیدار با عاملان اعدام‌های سال ۱۳۶۷، آیت‌الله منتظری از حکم دیگری می‌گوید که آیت‌الله خمینی در پاسخ به نوشته‌ای از «حسینعلی نیری» صادر کرده است.

زندانیان سیاسی چپ که از اعدام‌های آن سال جان سالم به در برده‌اند، شهادت داده‌اند که هیئت مرگ حکم اعدام را بر اساس «ارتداد» صادر می‌کرد. این هیئت سه پرسش اصلی از زندانیان چپ و مارکسیست طرح می‌کرد: «مسلمانی؟ نماز می‌خوانی؟ از سازمانی که در آن عضو بودی برائت می‌جویی؟»

سه ماه پس از جلسه دی‌ماه ۱۳۶۷ آیت‌الله منتظری با سه عضو «هیئت مرگ»، او از قائم مقامی برکنار می‌شود. آیت‌الله خمینی ششم فروردین ۱۳۶۸، پس از درز نامه اعتراض‌‌آمیز آیت‌الله منتظری در مخالفت با اعدام‌ها، در نامه‌‌ای شدید‌الحن و بدون جلسه مجلس خبرگان، او را عزل کرد.

شش ماه بعد، در خرداد ۱۳۶۸، علی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید حکومت جمهوری اسلامی انتخاب شد.

آیت‌الله خامنه‌ای بعدها در کتاب خاطراتش از فرمان آیت‌الله خمینی برای اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ دفاع کرد و ضمن «محارب» خواندن زندانیان سیاسی، نوشت: «از لحاظ فقهی و همچنین از لحاظ تشخیص امام و عملکرد امام و نظر امام جای هیچ دغدغه‌ای وجود ندارد.»

میرحسین موسوی، که در زمان اعدام‌ها نخست‌وزیر بود، در یک فایل صوتی در سال ۱۳۸۸ گفته بود که در جلسه‌ای بین سران قوا، نظر آیت‌الله خامنه‌ای درباره اعدام‌ها چنین بود: «این مثل آب سیاهی است که بر سر نظام ریخته می‌شود و همه ما را سیاه می‌کند.»

انتقاد به هاشمی رفسنجانی و مسئولان

توضیح تصویر، آیت‌الله علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی (نفر دوم از چپ)، در حال گفتگو با یکی از نمایندگان در جریان یک نشست علنی در ساختمان مجلس در سال ۱۳۶۷

در فایل صوتی جدیدی که بی‌بی‌سی برای نخستین بار منتشر می‌کند، آقای منتظری از اینکه هیچ‌کس در حکومت مسئولیت اعدام‌های گسترده زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را بر عهده نمی‌گیرد، ابراز ناراحتی شدید می‌کند: «آقایان یک کاری کردند که هیچ کدام جرئت ندارند بگویند ما کردیم. همه می‌گویند آقای خمینی نوشته است. آقای هاشمی می‌گوید نخیر چنین چیزی نیست. همه دنیا می‌داند، پس این‌ها چیست که ما می‌گوییم؟»

به گفته آیت‌الله منتظری، حکومت زندانیانی را اعدام کرده که با موافقت آیت‌الله خمینی، وزارت اطلاعات، دادستانی و شورای عالی قضائی عفو شده بودند: «کسی که مستحق عفو بوده را می‌شود اعدام کرد؟ آنها با حکم آقای خمینی هم عفو شده بودند، روی پرونده‌اش هم هست، حالا بدون فعالیت تازه تق … چرا احکام‌شان را تقلیل داده بودید؟ رفته بودند خوشحال بودند … اَه.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، در اواسط زمستان ۱۳۶۷ در مجلس ایران می‌گوید: «عده زندانیان اعدام‌شده در چند ماه گذشته کم‌تر از هزار نفر بوده است.»

جفری رابرتسون، حقوقدان، در گزارش خود درباره اعدام‌های ۱۳۶۷ می‌گوید این تنها آمار رسمی است که حکومت ایران به آن اذعان کرده است اما آقای هاشمی رفسنجانی این رقم را به‌گونه‌ای مطرح کرده که گویی «تحسین‌برانگیز و پایین» بوده است.

بعد از این نطق هاشمی رفسنجانی در مجلس، رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در نخستین گزارش خود این رقم را بیش از هزار نفر دانست. این رقم بعدها با ذکر نام زندانیان به چند برابر افزایش یافت.

آیت‌الله منتظری در فایل صوتی دی‌ماه با هیئت اعدام‌ها به صراحت می‌گوید «سه هزار نفر رو کشتید» و مدتی بعد رقم زندانیان سیاسی کشته را بیش از ۳۸۰۰ نفر بیان می‌کند.

آیت‌الله منتظری در زمستان ۱۳۶۷: ولایت فقیه «چندش‌آور» شده است

در فایل صوتی جدیدی که بی‌بی‌سی به دست آورده است قائم مقام وقت رهبری ایران با انتقاد تند از اعدام‌ها می‌گوید: «ولایت فقیه اصلا پیش مردم چندش‌آور شده، مردم از این‌ها ذله شده‌اند.»

او بار دیگر با تکرار اظهاراتش در جلسه مردادماه با هیئت اعدام‌ها، می‌گوید: «من همه تقصیر را گردن اطلاعات و احمد آقا [خمینی] می‌دانم. گفتم تو [احمد خمینی] خودت به من گفتی که این منافقین، ۱۰ هزار تا از اون اعلامیه‌خوان‌هایش، همه رو باید اعدام کرد، برای همین خودت کردی.»

آقای منتظری در ادامه انتقادهایش می‌گوید احمد خمینی، فرزند آیت‌الله خمینی و اطلاعات «دست در دست هم دادند» تا آیت‌الله خمینی را قانع کنند فرمان اعدام‌ها را صادر کند. او می‌گوید که «مردم گفتند ولایت فقیه. نگفتند ولایت احمدآقا» و ادامه می‌دهد که «تو [احمد خمینی] رو کسی قبول ندارد.»

آیت‌الله منتظری در فایل نخست هم گفته بود که وزارت اطلاعات و احمد خمینی از دو سه سال پیش از تابستان ۱۳۶۷ دنبال بهانه‌ای برای اعدام مخالفان سیاسی بودند.

در سال‌های منتهی به کشتار بزرگ زندانیان سیاسی، بارها از زندانیان در قالب پرسش‌نامه نظر و مواضع‌ سیاسی آنها سوال شده بود و زندانیان را بر اساس سر موضع بودن یا نبودن در بندهای مختلف مجزا کرده بودند.

بعدتر در جریان اعدام‌ها از جمله در زندان اوین، از بندهایی که صدها زندانی سر موضع محبوس بودند، عده انگشت‌شماری زنده بیرون آمدند. «سر موضع» به زندانیانی اطلاق می‌شد که حاضر به برائت از نظرات سیاسی‌ خود نبودند.

در بخشی از فایل دوم، آیت‌الله منتظری می‌گوید: «این‌هایی که سر موضع شدند، توی زندان سر موضع شدند. در اثر برخوردهای اونجا سرموضع شدند.»

سپس یکی از اعضای هیئت با تایید اظهارات آیت‌الله منتظری می‌گوید: «بله، برخوردها درست نبوده، برخوردها تند بوده.»

آیت‌الله منتظری در تابستان ۱۳۶۷ در اعتراض به اعدام مخالفان و زندانیان سیاسی چند نامه به آیت‌الله خمینی می‌نویسد.

سرانجام در نامه‌ای که امضای احمد خمینی در پای آن است، مسئول بیت رهبر وقت ایران می‌نویسد که آیت‌الله خمینی گفته است «مسئولیت شرعی اعدام‌ها با من است.»

متن پیاده شده جلسه نهم دیماه ۱۳۶۷ آیت‌الله منتظری با حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و ابراهیم رئیسی:

آیت‌الله منتظری: وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (سوره آل عمران، آیه ۱۸۶)

ترجمه: (و خودتان. و قطعاً از کسانی که پیش از شما کتاب آسمانی به آنها داده شده، و از کسانی که شرک می‌ورزند، سخنان ناپسند فراوانی خواهید شنید. و اگر صبر کنید و از خدا بترسید، این از کارهای [شایسته] عزم و اراده است.)

قال امیرالمومنین: لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله. یجب علینا العمل بالواجبات و لو کنا قلیلی

ترجمه: (در راه هدایت، به خاطر کم بودن افراد، احساس تنهایی نکن. ما باید وظایف خود را انجام دهیم، حتی اگر عده‌مان کم باشد)

قال رسول‌الله: والمؤمن وحده جماعة

ترجمه: (مؤمن به تنهایی یک گروه است)

و قال الله تعالی: إِنَّ إِبۡرَٰهِيمَ كَانَ أُمه قَنتا (سوره نحل، آیه ۱۲۰)

(ترجمه: به راستی که ابراهیم امتی فرمانبردار بود.)

ابراهیم به واسطه کانَ امه قانتا، ولا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة اهله.

آیت‌الله منتظری: یک روایتی داریم من اصلا توی کتاب نوشتم اونجا، پیش حضرت علی یه کسی رو آوردند، حضرت می‌فرمایند (حدیث به عربی نامفهوم) حضرت فرمود تو دزدی کردی؟ اگرم می‌خوای بگو نه، تازه از قصد بهش می‌گه، یعنی اجبار به اقرار نباشه، این خیلی حرف است ها! یه وقتی آقای شریعتی می‌گفت که شریعتمداری میگه در آلمان من دنبال آقای ورامین رسیدم، چند شبی رفتم توی بلواری، میدونی این‌ها، بعد به ما سوء ظن پیدا کرد پلیس، من رو گرفت، من رو گرفتن در آلمان بردن اونجا بازجویی کنند توی اون آگاهی شهری که بود، بعد گفتن ما یه سوالاتی از شما می‌کنیم، ولی شما اجباری نداری جواب بدی. خواستی جواب بده، خواستی جواب نده. این روش امیرالمومنین رو اون‌ها عمل می‌کنن، ما هر چی می‌گذره … حتی مثلا نسبت به اهداف، اهداف اونجا … میاد پیش امیرالمومنین می‌گه حضرت دستش رو برمی‌داره می‌گه که اگر چنانچه می‌پوشوندی نمی‌گفتی بهتر بود، در سه مرتبه اقرار کرده، حضرت فرمود برو دیگه. دیگه وقتی رفتی دیگه نمیایم سراغت، ولی ما می‌زنیم طرف رو تا بگه بله من مثلا فرض کن زنا کردم؛ لواط کردم یا مثلا چی کردم. حالا یه زنی در شیراز چی، محکوم به رجمش کردند. بعد در حالی که سنگ هم بهش خورده فرار کرده. گرفتنش. خب این دسترسی به اقرار باشه دیگه … حق نداری بگیریش … حالا گرفتنش … میگن بله… خب پیغمبر اکرم در همون قضیه مالک بن مالک فرار کرده بود بعد زبیر این‌ها زدن کشتنش. پیغمبر دیه‌اش رو از بیت‌المال داد … وقتی فرار کرد دیگه حق نداری بری بگیری ….

من بارها گفتم آقا انقلابمون پیروز شد، از توش اقلا هزارتا قاضی مجتهد عادل و بالاتر از این‌ها عاقل لازم داریم، ده‌ تاشم نداریم.

این قضیه مرصاد … ۳۰۰ تا دختر گرفتن … ۳۰۰ تا دختر ………..

آیت‌الله منتظری: وقتی که در اصفهان بودی دادستان بودی، این مرحوم کازرونی رو که ترور کردن، اون قسمت کسی تحقیق نکرد؟

عضو هیات: چرا!

آیت‌الله منتظری: خب؟

عضو هیات: تحقیق کردیم

آیت‌الله منتظری: چیزیم معلوم نشد؟

عضو هیات: اصلا … پرونده … پرونده تشکیل شد به این اتهام

آیت‌الله منتظری: چی بود اتهام؟

عضو هیات: نشد دیگه گرفتن … همین پیگیری بود که … نشد … اومدیم خدمتتون بعد دیگه نتونستیم …

آیت‌الله منتظری: چطور نتونستی؟

عضو هیات: بعد دیگه شهید باهنر اومدن اصفهان گفت بین کمیته و سپاه اختلاف هست

آیت‌الله منتظری: نه از کجا می‌دونستی؟ شما حدس می‌زنی از کجا می‌دونستی؟

عضو هیات: عرض کنم که حدس اینکه خب …. من حدس‌اش رو می‌زنم

آیت‌الله منتظری: یعنی شاید حکمی صادر کردند؟

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: یعنی گناهش چی بود کازرونی؟ یعنی با حکم کشته شده باشند؟

عضو هیات: احتمال می‌دم، چون … دو مرتبه پرونده میره به … صحبتی شده بود که حکم صادر شده بود صحبتش شده بود …

آیت‌الله منتظری: …….… خب تحقیق می‌کردی، برای اینکه کازرونی از [عباسقلی حشمت] حشمت قطعا اهمیتش زیادتر نبود که…. آدم فاسدی بود می‌گفتن اما کازرونی بالاخره آدم مذهبی بود حالا پول‌دار بود ….

عضو هیات: … مثلا به اون سری پرونده هم [اختلاس] کردیم از یکی از اون افراد من تحقیق کردم صحبتی شد که خب … منطقه بعدی چیزه ما هم نتونستیم

آیت‌الله منتظری: یعنی دادگاه امید مثلا حکم صادر کرد؟

عضو هیات: نه معلوم نشد

آیت‌الله منتظری: معلوم نشد؟ هیچی حدسم نزدید چی بود؟

عضو هیات: نه، ولی اینکه خب …

آیت‌الله منتظری: پرونده‌اش کجا هست؟ از بین بردند یا هست؟ …

عضو هیات: پرونده‌اش نه هست، پرونده‌اش یه قسمتیش هست، یه قمستیش دست خود آقای امید بود برداشته بود

آیت‌الله منتظری: چرا برداشته بود؟

عضو هیات: برداشته بود خب … اونجا ….

آیت‌الله منتظری: پس قبل از امید بود؟

عضو هیات: نه

آیت‌الله منتظری: نه، پرونده قبل از امید بود؟

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: یعنی قبل از اینکه امید بیاد اصفهان؟

عضو هیات: خیر … موضوع قبل از امید بود، پرونده بعد که امید اومد

آیت‌الله منتظری: ببینم موضوع پس قبل از امید بوده، یعنی قتلش؟

عضو هیات: قتلش بله

آیت‌الله منتظری: در زمان شاه بود یا در زمان انقلاب بود؟

عضو هیات: حکایت هستش

آیت‌الله منتظری: اما امید می‌گفت من رو بذارید

عضو هیات: نمی‌دونم

آیت‌الله منتظری: حکم چی داشت؟ قاضی حکم زیاد بوده. بعد این‌ها تحقیق نکردن راجع به قتلش تحقیق بشه؟

عضو هیات: تحقیق بشه، توی دادسرای عمومی بود … رفته بود اونجا. بعد که من مستقیما دنبال کردم، از اونجا پرونده رو گرفتن، بعد تو تحقیقات که شروع کردیم یکی از اون‌ها تیم تحقیق، من خودم شب اونجا بودم، به من برخوردهای بسیار … … احتمال داره که اونم حکم داشت…. تا این حد برای من صحبت شد که ما دیگه بعد از اون روز نشد تحقیقات کنیم

آیت‌الله منتظری: بله. یه چیزایی آدم می‌خواد بدونه، آقای قاضی اومده اینجا میگه یه ژاندارم، یه ژاندارم از یه، یکی از این سربازها، یه سرباز نیروی دریایی … فرستاده، سه ماه بهش مهلت داده که برو سه ماه دیگه بیا، بعد دیگه اینجا آزادی، بیچاره‌ رو محاکمه کردند محکوم کردند، به ۷۰ ضربه شلاق، دو سال زندان، انفصال دائم از خدمت، واسه یه تومن، اون‌وقت گاهی اوقات یه چیزهای کلانی می‌بینی ماست‌مالی میشه. بایستی توجیه‌کننده کار آقایون باشه، دائما اینجور می‌کنند راجع به اعدام‌ها این چیزها، آدم واقعا بعضی‌هاشم متاثر می‌شه …

چقدر این رادیوهای خارج می‌دونی چقدر برای ما معرکه گرفتند. آقای خلخالی همین‌جا نشسته بود اینجا، کارهایی ما می‌کنیم بی‌عقلیه اصلا، آقای خلخالی همین‌جا نشست گفت ۳۰۰ تا دختر رو آوردند مثلا مرصاد هستن، مرصاد تو باختران، و دو تاشونم دختر فرانسوی بودند، اتفاقا خلخالی گفت من اونجا بودم، گفتم حالا همه رو اعدام کنین این دو تا دختر رو اعدام نکنین فرانسوین این‌ها، از همه این‌ها … گفتن نه اعدام، شما همین مدت دیدی چقدر دولت فرانسه و تو رادیوها و این‌ها تازه یه چیزیم در … خوندم که بله یه ستادی در فرانسه تشکیل شده برای تحقیق نمی‌دونم دختر فرانسوی تو زندان اوین، یه دختر پرستاری بوده. اونجا در فرانسه، بعد از اینکه یه منافقی این رو مسلمون کرده به اصطلاح، بعد این رو گرفتدش، خب اون دختر فرانسوی مسیحی که مسلمون شده اون … اسلام همونه، اون چه می‌دونست که مثلا حالا اسلام و حکم و غیره، بعدم شوهرش اومده بیاد تو عراق زنشم با خودش آورده، اون‌وقت این زنه اینجا اسیر شده تو مرصاد زدن تَق، همین دیگه، ما اصلا این دو تا دختر رو داشتیم می‌دونستید با فرانسه چقدر میشه مبادله کرد؟ با زندانیان با نمی‌دونم چی چی … این کارهای ما چیه؟

آیت‌الله منتظری: آقای خامنه‌ای همین‌جا بوده، من اصلا نمی‌دونم کشور اصلا، آقای خامنه‌ای شب اینجا بوده بعد صحبت که بله من با آقای نیری دعوا کردم و نمی‌دونم چطور این اتفاق افتاد و این‌ها، گفتم که امام خودش علیه … گفت کی؟ اصلا آقای خامنه‌ای نمی‌دونسته که آقای خمینی یه چیزی نوشته، رئیس‌جمهور کشور خبر نداشته که آقای خمینی یه نامه نوشته و دست اطلاعات هست و تحصیل کرده فهمیده، اون فقط به خیالش بعد آقای نیری به امام نوشته راجع به مثلا چپی‌ها و این‌ها اون‌وقت، اونجا من دعوا کردم ایشون رو، گفتم آقا! گفت اِاِ مگه چیز دیگه‌اس؟ گفتم بابا جون اون نامه امام اصل کاری بوده بعد این‌ها دنبال چیز دیگه بودن.

آیت‌الله منتظری: یه شب اسلامی اومد اینجا یه، اسلامی شیراز، یه پرونده آورد یه دختری تهران … وصیت‌نامه‌اش رو آورد، به قدری من متاثر شدم. خود اسلامی هم متاثر شده بود راستش، گفتم آقای اسلامی ببینید این دختره نوشته توی وصیت‌نامه‌اش به پدر و مادرش که ناراحت نباشید؛ دنیا در گذره، نمی دونم چطور مثلا به قرآن نهج‌البلاغه و نمی‌دونم چی این‌ها، بهش گفتم این دختر سابقه مثلا قتلی، جوری؟ گفت نه، این همین‌جوری هواداری چیزی نبوده، بعدش از سر تا پا وصیت‌نامه نور می‌بارید، اون‌وقت گفتم خب حالا ببین آقای اسلامی شما . در شرع اسلام می‌گوید که دختر، زن اگر که چنانه خدا رو قبول ندارد، پیغمبر رو قبول ندارد، قرآن رو قبول ندارد، هیچکی رو قبول نداره، مرتد شده دیگه، این رو نمیشه بکشی، حالا این دختر خدا رو قبول داره، پیغمبر رو قبول داره، قرآن رو قبول داره، همه چیز رو قبول داره، میگه نوشته من اول به جمهوری اسلامی اعتقاد داشتم بعد دیدم خواسته‌های ما انجام نشد ناراحت شدم، تو وصیت‌نامه‌اش اینجوری به پدر و مادرش نوشته، امیدواریم انشالا امام زمان بیاد و … گفتم ببینید این دختری که خدا رو قبول داره، پیغمبر رو قبول داره، قرآن رو قبول داره همه چی رو قبول داره، فقط میگه من این جمهوری اسلامی مطابق سلیقه من نیست این رو میشه اعدام کرد؟ اصلا تو بگو نه قتلی داره نه توی ترور رفته نه محاربه. این رو میشه اعدام کرد؟ اما اونی که نه خدا رو قبول داره نه پیغمبر، چجوری میشه اعدام کرد؟ آخه این شد فقه؟

من به اون مردک گفتم شما از اول اگر چنانه حالا آخوند … من یه گله‌ام از شما دارم، چیزیم نیست، من هر چی اینجا برای شما گفته بودم رفته بودی به امام گفته بودی. احمدآقا [خمینی] اومد … گفتن، احمد گفت آقا اینجوری گفته که نمی‌دونم، اسم شما را از تو … احمدآقا و اطلاعات. گفتم بله تمام این‌ها رو من گفتم، حالا چی؟ می‌خوای چی کار کنی؟ خب به احمدآقا تمام رو نقل کرده

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: حالا دلیلی نداشت که شما من هر چی اینجا به شما گفتم که برید نقل کنید. ولی خب رفته بودید نقل کردید.

عضو هیات: بله

آیت‌الله منتظری: احمد به رخ من می‌کشید، من گفتم تمام این‌ها رو من گفتم. یه خرده‌ام بالاترین از این.

[بگو مگو]

آیت‌الله منتظری: گفت این‌ها اومدن گفتن حتی همین که اسم شما رو هم، این رو به من گفت …. شما … اینکه احمد آقا با اطلاعات با هم دست به دست هم داده این‌ها. گفتم بله من همه این‌ها رو من گفتم حالا چی؟ این رو نقل کرد احمد، گفتم آره من تمام این‌ها رو گفتم حالا چی؟

عضو هیات: …

آیت‌الله منتظری: مثل یک روز دیگه که آمد که بله شما به آقای … گفتی که مردم گفتن ولایت فقیه نگفتن ولایت احمد آقا، گفتم آره گفتم، مگه مردم ولایت تو گفتن؟ تو رو کسی قبول نداره … [صدای خنده] …

حالا قضیه این است که اون کار اگر چنانچه آقای خمینی براش یه جوی درست کردن، راه عاقلانه همین است که من اون روز به شما گفتم، اما … آبروی ما رو در دنیا بردند، اونقدر جامعه بین‌المللی ما رو محکوم کردند، خانواده‌ها همه داغدار شدند، ناراحت شدند، راه کار همین بود که من اون روز گفتم. اون‌هایی که تو زندان‌ها تشکیلات داشتند، یا با اون‌ها مراوده داشتند، اشراقی میومد محاکمه می‌کرد، محکوم می‌کردند، فرض کن ۱۰۰ نفر، بعد اون ۱۰۰ نفر رو هم اعدام می‌کردن، محکوم به اعدام می‌شد و بعد هم اعلام هم می‌کردیم که بله این‌ها این کار را کردند، دیگران هم بالاخره به … اما الان یه کاری کردیم که با هیچ شرع و با منطق جور نیست، بگو چرا؟ برای اینکه آمدید یه زن یا یه مرد، فرض کنید، هیئت عفو یه کسانی تو در زندان معیین کردند مثل خلخالی، مثل نمی‌دونم کی این‌ها، که او‌ن‌ها بروند بررسی کنند، بعد این‌ها رفتند یه کسانی رو بررسی کردند گفتن این‌ها مستحق تقلیل‌ است یا عفو است، اطلاعات نظر داده، رئیس زندان نظر داده، دادستان نظر داده، با نظر این‌ها، هیئت عفو نوشتند به ما بله این‌ها مستحق مثلا ۱۵ سال بودند حالا تقلیل داده شد به پنج سال، گوش میدی؟ ۳۰ درصد بودن اون‌هایی که … کردید، شد پنج سال، بعدم ما نوشته بودیم از طرف رهبر انقلاب امام خمینی مدظله عالی با نظر آقایان موافقت می‌شود، یعنی مثلا ۱۵ سالش می‌شه چی پنج سال، بهش هم ابلاغ کردند، بدون اینکه کاری تازه کرده باشه رفتند این را اعدامش کردند. اینی که مستحق عفو بوده حالا مستحق بوده یا نبوده بالاخر عفو شده، از طرف آقای خمینی هم عفو شده، روی پرونده‌اش هم هست، حالا بدون فعالیت تازه تق! این کلمه درستی نیست. فرض کن مستحق اعدام هم بوده، حالا عفوش کردن. کسی که مستحق عفو بوده می‌شه اعدام کرد؟ [صدای یکی که واضح شنیده نمی‌شود] … پس چرا حکم رو تقلیل داده بودید؟ نمی‌دونم خب رفته بوده خوشحال بوده بهش گفته بودن، حالا اعدام! گفت به من هم اشراقی اطلاع داد، ما از اون‌جوری اطلاع …. آقایان یه کاری کردند الان هیچ کدوم جرات ندارن بیان بگن آقا … آقای خمینی نوشته. همون‌طوری که آقای هاشمی میگه نخیر همچین چیزی نیست و چرا گفتید، خب دنیا همه می‌دونن هست پس این‌ها چیه ما داریم می‌گیم؟ …

عضو هیأت: آقا ما امسال به خدا ۶۵۰ نفر رو آزاد کردیم.

آیت‌الله منتظری: خب این که جواب اون‌ها را نمی‌ده. این‌ها جواب اون‌ها را نمی‌ده.

عضو هیأت: ببینید از گروه‌های مختلف

آیت‌الله منتظری: نه این جواب اون‌ها رو نمی‌ده برین ببینید تو خانواده‌ها چه خبره، همون‌هایی که به انقلاب و آقای خمینی و به همه چیز عقیده داشتند همه مسئله‌دار شدند، این‌ها درست نیست، این‌ها مسئله‌دار شدند.

من به احمدآقا گفتم، گفتم همه گناهان رو گردن تو و اطلاعات می‌دونم. گفتم آقا خمینی اونجا نشسته، شما می‌رید جو درست می‌کنید این‌جور درست نیست … من همه را تقصیر اطلاعات و احمد آقا می‌دونم. گفتم تو خودت به من گفتی که این منافقین ۱۰ هزار تا از اون اعلامیه‌خوانش تا همه رو باید اعدام کرد، برای همین خودت کردی، … هرچی شما بگی …

بله

عضو هیئت: امیدوارم خیر خدا پیش بیاد، امیدوارم اون فراز و نشیب‌هایی که

آیت‌الله منتظری: نه شما نیستین آخه تو جامعه ببینی چی گرفتاری‌ای، نمی‌دونم رادیوهای خارج را گوش می‌دی؟ که ببینی در این مدت چقدر جو علیه ما درست کردند و تو دنیا ما رو محکوم کردند، در وقتی که ما سر قضیه قطعنامه اون‌جور شد، حالا تازه اونجوری، اون‌وقت میان میگن تازه حالا رفتند خودشون اعدام کردند، صدام داشت … ولو دروغم میگه، کرده بود اما چون بها می‌داد به مردم و نمی‌دونم چطور اعلام عفو می‌کرد، ما هم اینجا اعدام. اصلا من برای زنان و دختران شبهه هم دارم، ابن ادریس ادعای شبهه‌ام می‌کنه به اینکه زن محارب رو نمی‌شه اعدام کرد. بعد این‌ها خیلی‌هاشون محارب نبودند، محارب کسی است که بیاد اسلحه برداره بیاره، واقعیتش اینکه این‌ها یک اعلامیه خوانده بوده، بعد اومده تو زندان، برخورد امام، برخوردی بوده، زن بوده، ضعیف بوده، یه برخوردی یه بازجو کرده که به حساب اسلام و آقای خمینی بوده، از همه چی سرخورده، یعنی این‌هایی که سر موضع شدند توی زندان سر موضع شدند. بابا اون روز میگه من برادر خودم، خودم بردم تحویل دادم، گفتن دو ساعت دیگه یا دو روز دیگه آزاد میشه … بعدش هم … آقایان اعدامش کردند. این سر موضع شدنشون یه سری در اثر برخوردهای اونجا بوده، وگرنه کسی سر موضع نبوده.

عضو هیات: برنامه‌ریزی نبوده، بله، برخوردها درست نبوده، برخوردها تند بوده

آیت‌الله منتظری:خب دیگه بعد آقای خمینی که می‌نویسن که سر موضع، بیاری ببینن این چجوری سر موضع شدن این‌ها خبر ندارین که، این‌ها می‌رفتن شورای عالی قضایی می‌رفتین معرکه می‌گرفتین … من به موسوی اردبیلی هم گفتم، گفتم تو فقط تنها هنری که داشتی رفتی که به آقا خمینی می‌گید که آقا حالا کسی که محکوم به اعدام است با …[قابل شنیدن نیست] اعدامش کنیم یا ببریمش در مرکز استان؟ … ما ببین به امام گفتیم آقا این‌ها همه سر موضع این‌ها بعضی‌هاشون به جهاتی سر موضع شدند، همیشه نیستن و این‌ها، بالاخره یه کاری کشف می‌کردید و این‌ها. راه عقلایی‌اش همینی است که من عرض می‌کردم، کسانی که تشکیلات داشتند، با اون‌ها رابطه داشتند دوباره محاکمه می‌شدند، محکوم به اعدام می‌شد، این دیگه کسی هم نمی‌تونست چیزی بگه، محکوم به اعدام شده. اما کسی که زیر پرونده‌اش از طرف امام خمینی نوشته شده مثلا ۱۰ سالش ۵ سال شده، مستحق تقلیل شده، حالا بدون محاکمه اعدام شده، این جواب نداریم که. آقای انصاری میومد از طرف امام میومد تو زندان، آقای انصاری البته خب … داره. اما محض اینکه میومد با یک یک این‌ها صحبت می‌کرد که مثلا به حساب آقای خمینی این‌ها نگذارید، به حساب انقلاب نگذارید، تندی شده از دلشون در میاورد، آقای انصاری میومد …. دادگاه … اگر چنانچه فشار موسوی اردبیلی نبود آقای فلاحیان اونجا می‌خواست برای ایشان پرونده درست کند و نگهش هم داره. اینجوری باشد که اون دوره بهتر بود …

[صدا شنیده نمی‌شود]

… معلومه که این‌ها تو جمع نیست … …

عضو هیات: مال مردم خوره

دیگر عضو هیات: نه نه

آیت‌الله منتظری: … که هفتاد تا رو می‌گم …. ولی بالاخره به زندانی که برخورد می‌کرد اون رو خوش‌بین می‌کرد به جمهوری اسلامی نه بدبینش بکنه، خودتون می‌بینید دیگه، بعد می‌خواستن بگن آقای انصاری تو دیگه حق نداری بیای تو زندان، آخه این درست نیست …. بعد تو سرش می‌زنند و …. بنده در زمان شاه، حالا شاه ظالم … ظالم … بنده زندانی شاه بودم، خیلیم رو ما حساس بودن یعنی ما رو از سران خرابکارها به اصطلاح می‌دونستن، یه کتابخونه ما داشتیم اونجا باز تاسیس کردن تو مراسم چهارم آبان رفته بودن روز روشن کاشی‌هایی که به اسم ما بود شکسته بودن و کاشی‌هایی درست کرده بودن نوشته بودن در … اعلی‌حضرت رضا شاه پهلوی، محمدرضا پهلوی شاهنشاه آریامهر کتابخانه تعطیل شد، و در حقیقت کتابخانه من رو دزدیده بودن به اسم شاه کرده بودن، بنده در زندان قصر شکایت کردم به چند جا از جمله به بازرسی شاهنشاهی، ببینید بازرسی شاهنشاهی، منم زندانی، یه نفر سرهنگ پا میشد از تهرون می‌فرستن … روز روشن اونجا به مردم می‌گه که بیاید این قضیه کتابخونه رو … بعد این صحبت می‌کنه واسه مردم میگه آقای منتظری زندانی شده جای خود، اما اگر حقی تضییع شده باید حقی از سوی هر کسی، هر کی اطلاع داره بیاد مطمئنم باشه کاریش نداریم، مردم میان شهادت میدن اون یادداشت می‌کنه، رئیس سازمان اصفهان بوده، رئیس سازمان … رئیس سازمان اوقاف اصفهان بوده ظاهرا، رئیس شهرداری اصفهان توش بوده رئیس شهربانی نجف‌آباد بوده، فرماندار نجف‌آباد هم اون ناطقی …. این‌ها همه تو این جریان بودن که کتابخانه رو آوردن اون کار کردن، حالا می‌دونی چیه؟ فرح اومده یه کتابخونه بسازه این‌ها پول رو و می‌خواستن رو بخورن این کتاب‎‌ها آقا این کتابخانه نداره اسمی سنگ مفت پول مفت، …. یه همچنین چیزی بود جریان، …. کاری نکردن، روز هفتم عید ما تو زندان قصر بودیم یه وقتی اومدن گفتن که شما رو خواستن از بازرسی ارتش، تیمسار فرشیدی که کشتندش، ژیان فرشیدی، کشتندش، آوردن پیش من، یه مرده هم اونجا نشسته بود، تازه اون کی بود من نفهمیدم، من حدس زدم اونی که از همه … اونی هست که از دستش شکایت شده … شاید دو ساعت این به من التماس می‌کرد، حالا زندانیم، گفت آقای منتظری این کار این حق شما را تضییع کرده، و جرم هست، این‌ها همه … و شما بذار بازرسی شاهنشاهی چیکار کرده … از طرف بازرسی به من دستور دادن که من ولی خودش کار … اونجا کاشی اعلی‌حضرت رو و گفت کاشی که به اسم اعلی‌حضرت ما بکنیم این خیلی …. شما بیا هرچی می‌خوای پول می‌خوای هرچی می‌خوای که بیا مثلا شما شکایت رو شما پس بگیر، ما تو کشور این همه دزدی دیدیم، کتاب‌خانه دزدی ندیده بودیم، حالا اینم اعلی‌حضرت کتابخانه بخواد درسته کنه خب خودشون پول دارن قدرت دارن می‌تونن، چرا کتابخانه من رو اینطور کردن؟ اینقدر به من اصرار کرد التماس کرد که آقای منتظری شما چقدر از زندانتون مونده؟ گفتم 27 روز، گفت شما همین جایی که هستی بگو تشریف ببرید منزل من می‌گم حالا شما را ببرند منزل‌تون، گفتم نه آقا … بوده 27 روزشم مونده، بعد از این ببینید در زمان این داستان بالاخره من زندانی شکایت کردم … برسم حالا … ما اینجا … اینقدر مردم شکایت دارن، دائما … بیاد آقای خمینی یه هیات درست کنه بگه آقا من فردا یه هیات هشت نفره …. چی چی بود؟ هشت مواد، هشت ماده‌ای

(صدا در صدا)

آیت‌الله منتظری: … بیاد یک همچنین هیاتی درست کنه … روزنامه بخونه، … گفت نه همونطور خوب بود، گفتم نه اون نمیشه آقای خمینی بنویسه، بعد یک هیات … چرا مردم چی‌چی … شکایت قضایی … من می‌گم رسیدگی بکنن بالاخره یه اموری برای مردم درست کنیم، میان اینجا به من میگن هرجا رفتم نه شورای عالی قضایی جواب میده نه نمی‌دونم هیج‌جا جواب نمیدن، این که نشد باباجون، اون زمان شاه بالاخره من زندانی رو بازرسی شاهنشاهی به … گفتن برو فلانی رو رضایتش رو تحصیل کنید، بعد این …. آخه اینجوری … خب آخه این نظام … نظام هم .. حقانیتش افتاده اینجا … والا … کمک بکنید تعجب … هیچکی به هیچکی نیست.

آیت‌الله منتظری: قبول ندارین؟ تا یه چیزی میشه …. مسئولین ما گاهی اوقات می‌خوان توجیه کنن دروغ می‌گن، یه دروغی که مردم باورشون نمیشه، مثل نخست‌وزیر شاه … دهن بسته … اونجا … گفتم که بهتون نامه نوشته‌ به آقای خامنه‌ای استعفا نوشتی؟ این نامه رو خودشم نوشته بود، برای منم فرستاده بود با امضای خودشم بود، بعد این تکثیر شده دست رادیو لندن هم رسیده رادیو لندن خونده، با امضای خودتونه، برای چی تکذیب می‌کنید؟ اون‌وقت نمی‌گن آخه این‌ها، مسلمون‌ها چیزی می‌نویسن بعد تکذیب می‌کنند؟ خب این‌ها رو بگو شجاعتشم داشته باش … چرا تکذیب کردی؟

آیت‌الله منتظری: یه روز به احمد آقا گفتم احمد آقا من دلم برای آقای خمینی می‌سوزه، حالا الان جرات ندارم بگم، پنجاه سال دیگه همین نامه‌ای که آقای خمینی نوشته، همین نامه‌ای که نوشته شما … این شد تاریخ علیه آقای خمینی.

عضو هیات: (صدا نامفهوم)

آیت‌الله منتظری: بله سه هزار نفر رو مثلا با این کشتید، گفتم من دلم می‌خواست که چهره ولایت فقیه محترم بمونه با اون قداستی که اول آقای خمینی آمدند در ایران و مایه امید همه بودند، اصلا همه عشق می‌ورزیدند، ما دلمون می‌خواست ایشان همین‌جوری بمونه، ولایت فقیه اصلا پیش مردم چندش‌آور شده مردم ذله شدن از این‌ها، این‌ها هیچ … همون گه کاری که … آقای خمینی اونجا نشسته خبر که نداره بعد می‌رن یه جوی درست می‌کنن بعد می‌گن آقا، حالا حضرت عباسی از شما می‌پرسم، بعد از عملیات مرصاد به عقیده من شکست بزرگی به منافقین خورد برای اینکه این‌ها رفته بودن، با همین این کاری کردین ما این‌ها رو دوباره تو دنیا داد و هوار راه می‌ندازن، برامون معرکه گرفتن تو سازمان‌های جهانی، دوباره این‌ها رو زنده کردیم، همین عمل زنده‌شون کرد نه اینکه این‌ها رو کشته بود، … گفتم بابا جریان است این‌ها … که نیست که، این جریان همون خانواده‌هایی که الان ما کشتیم همه الان میگن که اِاِ پس منافقین راست می‌گفتن که، حالا بیا درستش کن، حکومت‌شون حکومت دینی است دیگه، … … … ما اگر چنانچه با وفق و مدارا و محبت و این‌جور چیزها جذب می‌کردیم کم می‌شدن، اما ما هی داریم زیادشون می‌کنیم.

فایل صوتی کامل را اینجا ببینید.

No responses yet

Oct 28 2023

واکنش‌ها به جان باختن آرمیتا گراوند: ثبت یک قربانی دیگر حجاب اجباری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

صدای آمریکا: خبر خبرگزاری دولتی ایرنا از جان باختن آرمیتا گراوند، دختر دانش آموز تهرانی، در بیمارستان فجر تهران واکنش های بسیاری را از سوی تشکل های حقوق بشری و نیز کاربران شبکه های اجتماعی به همراه داشته است.

سازمان حقوق بشری «هه نگاو» خبر جان باختن آریمتا گراوند را «ثبت یک قربانی دیگر حجاب اجباری و قتل حکومتی در ایران» نامید.

کانون مدافعان حقوق بشر نیز نوشت: «بار دیگر مغزهای پوسیده باعث کشته شدن فرزند دیگری از فرزندان عزیز این سرزمین شدند.»

همچنین کانال تلگرامی کلمه، نزدیک به میر حسین موسوی، از رهبران اعتراضات به نتایج انتخابات سال ۸۸، درباره درگذشت آرمیتا گراوند نوشت: «آرمیتا گراوند، از دختران نوجوانی بود که با مقاومت مدنی در یک سال گذشته و در آن صبح روز ۹ مهر، مقابل قانون ظالمانه حجاب اجباری ایستاد.»

کلمه نوشت: «خانواده، خبرنگاران و بیمارستان در یک ماه گذشته تحت شدیدترین تهدیدها و محدودیت‌های امنیتی قرار داشتند»‌ و اشاره کرد که «جمهوری اسلامی با توجه به تجربه قتل مهسا امینی، روند جان‌باختن این دختر دانش‌آموز را مدیریت کرده است.»

شورای بازنشستگان ایران هم با اعلام این که «آرمیتا به زندگی برنگشت. آرمیتا به قتل رسید»‌، نوشت: بی رحمانه جان آرمیتا، دختر شب ستیز ما، را گرفتند. همچون مهسا و نیکا و سارینا و کیان و صدها کودک و نوجوان عزیزمان.

این شورا قتل آرمیتا را «ثبت جنایتی دیگر در تاریخ»‌ جمهوری اسلامی توصیف کرد.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران نیز اشاره کرد: «بسیاری از فعالان مدنی و روزنامه نگاران و خبرگزاری های مستقل از همان روز اول حادثه ، خبر از فوت این دختر دانش آموز داده بودند.»

به تاکید این شورا، «نهاد های امنیتی با تحت فشار گذاشتن خانواده وی و جلوگیری از حضور روزنامه نگاران مستقل و کنترل بیمارستان فجر ، تلاش کردند که در این مدت مانع از اطلاع رسانی درست از این حادثه شوند.»

همچنین کانال تلگرامی «منشور آزادی، رفاه، برابری» با اشاره به این که «جمهوری اسلامی مدعی است که او دچار افت فشار خون و بیهوشی شده است»‌ نوشت: «اما روایت اکثریت مردم کاملا متفاوت است.»

این کانال تلگرامی با توصیف جان باختن آرمیتا گراوند به عنوان «قتل حکومتی» افزود: «قربانی دیگری به انبوه قربانیان حجاب اجباری» افزوده شد.

«منشور آزادی، رفاه، برابری» نوشت که «نظام استبدادی جمهوری اسلامی را مسئول قتل» آرمیتا می داند.

صبح روز شنبه خبرگزاری دولتی ایرنا از «درگذشت» آرمیتا گراوند، دختر دانش آموز تهرانی، در بیمارستان فجر تهران خبر داد.

این خبرگزاری نوشت که او پس از «به ثمر ننشستن معالجات گسترده پزشکی و ۲۸ روز بستری در بخش مراقب‌های ویژه درگذشت.»

در این ارتباط، سازمان حقوق بشری هه‌نگاو خبر داد که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران به خانواده‌ آرمیتا گراوند اعلام کرده‌اند که اجازه انتقال پیکر او به کرمانشاه را ندارند.

یکی از نزدیکان خانواده گراوند به هه‌نگاو گفته است: «نهادهای امنیتی می‌گویند خودشان پیکر آرمیتا را در بهشت زهرای تهران به خاک خواهند سپرد.»

بر اساس این گزارش، این موضوع با «واکنش شدید خانواده گراوند» مواجه شده است.

آرمیتا گراوند، دختر نوجوان ۱۶ ساله‌، صبح روز نهم مهر ۱۴۰۲، هنگام حرکت به سمت مدرسه‌، در ایستگاه مترو میدان شهدای تهران، به دلیل نپوشیدن مقنعه و رعایت نکردن حجاب اجباری حکومتی، در داخل واگن، مورد حمله یک نیروی «آمر به معروف» قرار گرفت و با هل دادن او، سرش به لبه در خروجی قطار برخورد کرد و پس از بی‌هوشی به کما رفت.

روزنامه بریتانیایی «گاردین» روز ۱۳ مهر، سخنان دو شاهد را منتشر کرد که می‌گویند آرمیتا گراوند به محض اینکه داخل واگن مترو شد، یک زن مامور حجاب‌ اجباری شروع به مشاجره با او کرد زیرا آرمیتا، دختر ۱۶ ساله، روسری به سر نداشت. یک شاهد به این روزنامه گفت که وقتی آرمیتا به زمین افتاد، هنوز به هوش بود.

عفو بین‌الملل پیشتر اعلام کرده بود که به استناد گزارش‌های منتشر شده و با اشاره به شواهد متعدد درباره مخفی‌کاری مقام‌های جمهوری اسلامی در این باره، آرمیتا گراوند پس از حمله یک مامور اعمال حجاب اجباری به کما فرو رفته است.

No responses yet

May 02 2022

سوئد از شهروندانش خواست که از سفر غیرضروری به ایران خودداری کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: در هشتاد و نهمین جلسۀ محاکمۀ حمید نوری در استکهلم به اتهام “جنایت علیه بشریت و قتل”، وکیل شاکیان خصوصی نیز با حمایت از کیفرخواست دادستان، تقاضای اشد مجازات، یعنی حبس ابد، را برای متهم بسیار مناسب دانست.

دادستانی سوئد دیروز پنجشنبه بیست و هشت آوریل برای متهم، حمید نوری، به اتهام دست داشتن در قتل زندانیان سیاسی ایران در سال ٦٧ تقاضای حبس ابد کرد. قرار است دادگاه پس از استماع دفاعیات متهم رأی نهایی خود را در هفته های آینده صادر کند.

ساعتی پس از قرائت کیفرخواست، وزارت امور خارجۀ سوئد از شهروندان این کشور خواست که تا اطلاع بعدی از سفر غیرضروری به ایران خودداری ورزند.

وکیل شاکیان حمید نوری در اظهارات امروز خود، از تلفن همراه حمید نوری به عنوان “معدن طلا” یاد کرد و افزود که تماس ها و پیامک های وی به ابراهیم رئیسی، یکی از سه عضو کمیتۀ موسوم به مرگ در زمان اعدام هزاران زندانی سیاسی ایران بازیابی شده‌اند.

No responses yet

Apr 08 2022

جلسه هشتادوچهارم دادگاه حمید نوری؛ «برای کشتن شما چهل روز بهشت به ما وعده داده‌اند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: هشتاد و چهارمین جلسه دادگاه حمید نوری، متهم به مشارکت در اعدام زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ در زندان گوهردشت روز هجدهم فروردین ۱۴۰۱ هفتم آوریل ۲۰۲۲ با ادای شهادت عبدالرضا شهاب شکوهی در استکهلم برگزار شد.

عبدالرضا شهاب شکوهی نخستین بار در سن پانزده سالگی در زمان محمدرضا شاه دستگیر شد. او بار دوم پس از انقلاب در سال ۱۳۶۰ در قم دستگیر و به اعدام محکوم شد، اما در سال ۶۲ زمانیکه به مرخصی رفته بود، فرار کرد.

عبدالرضا شهاب شکوهی، عضو سازمان راه کارگر بود و در خرداد ۱۳۶۲ در حال انتقال برخی اسناد درون سازمانی، محاصره و با اصابت گلوله زخمی و برای بار سوم دستگیر شد. شاهد یکماه و نیم بعد از کمیته مشترک به زندان اوین منتقل و در بدو ورود به مدت یازده شب با دستبند سرپا نگه داشته شد. او دو سال بعد در دادگاهی به ریاست نیری در زندان اوین برای بار دوم حکم اعدام گرفت. در همان دادگاه بود که خبر اعدام برادرش را نیز به او دادند. حکم اعدام شاهد بعدها به پانزده سال زندان تغییر کرد.

عبدالرضا شهاب شکوهی در حال اعتصاب غذای گروهی به همراه دویست، سیصد زندانی دیگر در سال ۱۳۶۶ به زندان گوهردشت منتقل شد و بلافاصله مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت. او بعدا به بند چهارده منتقل شد؛ بندی که میان بند پنج و شش قرار داشت و امکان برقراری ارتباط با این بندها و مشاهده محوطه زندان از داخل پنجره ها در آن امکان پذیر بود.

عبدالرضا شهاب شکوهی شهادت داد که [بند آنها] در پنجم مرداد ۶۷ با مورس از حضور هیات مرگ در زندان باخبر شدند. او شنیدن خطبه های رفسنجانی و بعدا موسوی اردبیلی در دو نماز جمعه جداگانه و شعارها علیه مجاهدین از طریق بلندگوهای زندان را تایید کرد. او گفت تلویزیون را از بند منتقل و پخش روزنامه را متوقف کردند شاهد قطع ملاقات ها را نیز در مرداد ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت تایید کرد.

عبدالرضا شهاب شکوهی در نهم یا دهم شهریور با چشم بند به همراه تعدادی از هم بندی هایش که همگی مارکسیست بودند، در حضور ناصریان توسط لشکری مورد سوال و جواب مذهبی قرار گرفت. شاهد آنگاه به همراه گروهی از هم بندی هایش به راهروی مرگ برده شد. او شهادت داد در زمان حضورش در راهروی مرگ [از ماموران] می شنید که می گفتند: «این را ببرید سمت چپ، این را ببرید سمت راست.»

او پس از چند ساعت بدون چشم بند در برابر هیات مرگ از جمله نیری و اشراقی قرار گرفت و گفت که نماز نمی خواند و مسلمان هم نیست.

عبدالرضا شهاب شکوهی پس از خروج از اتاق هیئت مرگ پنجاه ضربه شلاق خورد و به سالن تاریک برده شد که بعدا فهمید آمفی تئاتر بود. در آنجا از زیر چشم بند تعدادی دمپایی و لباس را در کف سالن و شش طناب دار آویزان از سقف را دید. شاهد همان روز به اتاق دربسته ای برده شد. او با شنیدن صدای صحبت آدم ها و کامیون خود را به پنجره رساند. او آدم هایی را دید که لباس هایی به رنگ سفید و شبیه به لباس سم پاشی بر تن داشتند و کیسه هایی را در پتو به داخل کامیون پرت می کردند.

عبدالرضا شهاب شکوهی را روز بعد دوباره در برابر هیات مرگ نشاندند. شاهد توضیح داد که چگونه با قبول تبعیت از قوانین جامعه در صورت آزادی از یک سو و وساطت اشراقی نزد نیری از سوی دیگر، از اعدام نجات پیدا کرد. او را پس از ترک اتاق به همراه چند زندانی دیگر آنقدر کتک زدند که دنده هایش شکست. او زندانی به نام تفرشی را به یاد می آورد که از شدت ضرب و شتم احتمالا کشته شد. شاهد گفت سر زندانی دیگری از کوبیدن به رادیاتور ترکید. یکی از پاسدارها به آنها گفت: «برای کشتن شما چهل روز بهشت به ما وعده داده اند.»

عبدالرضا شهاب شکوهی شهادت داد که پس از این ضرب و شتم شدید به سلولی انتقال یافت و صدای دو پاسدار را از درون راهرو شنید. او از روی صدا پاسدار عادل، مسئول فروشگاه زندان را شناخت که گاهی در بند آنها رفت و آمد هم می کرد.

عادل از پاسدار دیگر می پرسد: «برایم یک سوال شرعی بوجود آمده. این دخترها را که ما از طناب [دار] پایین می آوریم، کبود می شوند و معلوم است که خفه می شوند و طبق قوانین اسلامی اینها باید ازدواج کرده باشند و اعدام شوند. آیا به نظرت می آید که این درست است. من برام سوال شده.»

آن پاسدار در پاسخ به عادل می گوید: «این را خودش حاج آقا، همه این موارد را می داند و آنها دستور داده اند. اگر لازم باشه باید از خود آنها پرسید. اما آنها حتما جوابی برای این [سوال] دارند.»

عبدالرضا شهاب شکوهی بعدا در توضیح این شنیده ها و در پاسخ به سوال کنت لوئیس، یکی از وکلای مشاور شاکیان پرونده شهادت داد که به عقیده او منظور از این زنان زندانی، زنان زندانی مجاهد بود و او در مورد زنان چپ چنین چیزی نشنیده است.

عبدالرضا شهاب شکوهی گفت در روزهای بعد روحانی جوانی سعی کرد تا نماز خواندن را به زندانیان نجات یافته از اعدام آموزش دهد. ناصریان، لشکری و یک «فردی با لباس شخصی» به همراه چند پاسدار در روزهای بعد به بند آنها سرکشی و زندانیان را با تهدید و ارعاب مجبور به خواندن نماز می کردند.

عبدالرضا شهاب شکوهی دو، سه هفته بعد توسط پاسداری به دادیاری زندان و نزد «حاج آقا عباسی» برده شد. حاج آقا عباسی همان «فرد با لباس شخصی» بود که پیشتر نیز شاهد چندین بار بدون چشم بند -مثلا یکبار در زمان خارج کردن تلویزیون بند- با او روبرو شده بود، اما هرگز کسی او را معرفی نکرده بودند. عباسی به او اعلام کرد که به زندان اوین منتقل خواهد شد. شاهد گفت لبخند آن روز عباسی در ذهنش باقی ماند. شاهد گفت همانجا فردی به داخل اتاق آمد و عباسی پیش پای او با احترام بلند شد. شاهد گفت آن فرد امین وزیری، رئیس گروه ضربت بود که شاهد در جریان دستگیری اش در سال ۱۳۶۲ او را دیده بود.

عبدالرضا شهاب شکوهی همان روز با یک اتومبیل شخصی به زندان اوین منتقل و در فروردین ۱۳۶۸ از زندان آزاد شد.

عبدالرضا شهاب شکوهی در جلسه امروز از صادق ریاحی، جعفر ریاحی، محمدعلی پژمان، مصطفی فرهادی، حسین حاجی محسن و مجید ایوانی به عنوان «زنده یادانی« نام برد که او یا شخصا یا از طریق واسطه می تواند اعدام آنها را در سال ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت تایید کند. در جلسه امروز نیز وکیلان مشاور متهم به موارد اختلاف بین گفته های شاهد در جلسه امروز دادگاه با بازجویی هایش در اداره پلیس سوئد در بیش از دو سال گذشته پرداختند.

جلسات بعدی دادگاه حمید نوری با تقریبا دو هفته وقفه به دلیل تعطیلات عید پاک، روز چهارشنبه سی و یکم فروردین ۱۴۰۱، بیستم آوریل ۲۰۲۲ دوباره آغاز خواهند شد. این جلسه بنا به درخواست وکلای حمید نوری، متهم به بازجویی از او اختصاص یافته است. توماس ساندر، قاضی دادگاه در همین رابطه در جلسه امروز دادگاه رسما اعلام کرد که تابحال هیچ متهمی نداشته که برای دفاع به او این همه فرصت و وقت داده باشد.

No responses yet

Mar 23 2022

هفتاد و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری؛ شاهد: جنازه اعدامی‌ها در حیاط زندان سمپاشی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: هفتاد و ششمین جلسه دادگاه حمید نوری، متهم به مشارکت در اعدام های تابستان ۱۳۶۷ در زندان گوهردشت، روز سه شنبه دوم فروردین ۱۴۰۱ با ادای شهادت منوچهر پیوند در استکهلم سوئد برگزار شد.

منوچهر پیوند در سال ۱۳۶۰ دستگیر و در زندان اوین به اتهام هواداری از سازمان چریک های فدایی خلق – اقلیت – به ده سال زندان محکوم و بعدها به زندان قزلحصار منتقل شد. او دوران محکومیتش را پیش و پس از اعدام های ۶۷ – از پاییز سال ۶۵ تا اسفند ۶۷ – در بند هفت زندان گوهردشت گذراند.

حکم کتبی ده سال زندان شاهد بعنوان یک مدرک کتبی در جلسه امروز دادگاه به نمایش درآمد. این حکم به نام «منوچهر بابک» صادر شده که نام سازمانی شاهد در آن زمان بوده است. شاهد بعدها در دانمارک به «منوچهر صفرعلی» تغییر نام داد. او در توضیح این موضوع گفت که نام اصلی خانوادگی او «صفرقلی» بوده که در نوشتن و ثبت تغییر کرده است. او گفت اسناد آن بطور کامل در شادشهر موجود است.

منوچهر پیوند از ابتدا به کیفیت ترجمه بازپرسی هایش نزد پلیس سوئد اعتراض کرده بود. درخواست وکلای مدافع حمید نوری نیز برای ترجمه دوباره بازپرسی او مورد قبول دادگاه قرار گرفت و در حال انجام است.

منوچهر پیوند در جلسه امروز دادگاه شهادت داد در پنجم – ششم مرداد ۱۳۶۷ تلویزیون ها را از بند خارج کردند. پخش رادیو، استفاده از هواخوری و ملاقات ها قطع شد. زندانیان را به بهداری نمی بردند. زندانیان مجاهد نیز خبر اعدام ۲۰۰ زندانی عضو یا هوادار سازمان مجاهدین خلق را در زندان پخش کردند. او گفت باورش نخست سخت بود چون آنها حکم داشتند و سال ها در زندان بودند.

منوچهر پیوند گفت «دیدن کوهی از دمپایی» در حیاط زندان گوهردشت اولین شوک او و هم بندی هایش بود. شاهد گفت یک تریلی و جسدهایی را دید که رویشان چیزی انداخته بودند. او به کامیون هایی اشاره کرد که بارشان اجساد «قتل‌عام شدگان» بود.

منوچهر پیوند در جایی دیگر به سوالات تکمیلی قاضی دادگاه پاسخ داد. او گفت اواسط مرداد از بند هفت در طبقه سوم شاهد بود که جنازه هایی به مدت دو روز در حیاط زندان روی زمین بودند که سمپاشی شدند. او شاهد سمپاشی محوطه زندان پس از انتقال اجساد نیز بود.

منوچهر پیوند در پنجم یا ششم شهریور ۱۳۶۷ برای نخستین بار بدون چشم بند با «برادر عباسی» در بند هفت زندان گوهردشت روبرو شد. «برادر عباسی» با چند پاسدار دیگر اسامی بیست نفر را خواندند؛ افرادی مانند رضا ژیرک زاده، بیژن بازرگان، مجید ولی، امیرهوشنگ صفائیان، محمود قاضی، جواد نجفی، بهمن رونقی و ناخدا حکیمی. حمید نوری در آنجا از او پرسید نماز می خوانی یا نه. شاهد پاسخ منفی داد. نوری در واکنش گفت حالا معلوم می شود که نماز می خوانید یا نه.

منوچهر پیوند توسط ناصریان به اتاق هیات مرگ برده شد و بدون چشم بند در برابر ۱۵-۱۶ نفر از جمله نیری و اشراقی قرار گرفت. او به شخصی به نام «زمانیان» نیز اشاره کرد که احتمالا نماینده وزارت اطلاعات و سازمان امنیت در دادستانی بود. شاهد گفت زمانیان به داخل بندها می آمد و می گفت تا از شما نکشیم، آزاد نمی شوید.

منوچهر پیوندی توضیح داد که در پاسخ به سوالات نیری و اشراقی گفت مسلمان نیست و نماز نمی خواند. او گفت بخاطر رهایی از اعدام گفت اعتقاداتش هم اینک به عقیده خانواده اش که دراویش هستند، نزدیک تر است. شاهد گفت بعدها بابت همین سخن بارها توسط متهم دادگاه مورد تمسخر قرار گرفتم.

منوچهر پیوندی شهادت داد که در راهرو مرگ صدای زندانبانی را شنید که داد می زد «این چه گندکاری است که کردید. سی نفر بی گناه اعدام شدند.» شاهد گفت الان که به حافظه ام رجوع می کنم به نظرم «برادر عباسی» آن زندانبان بود. او گفت حمید نوری معاون ناصریان، رئیس دادیاری زندان گوهردشت بود.

منوچهر پیوند در پانزده روز بعد از رهایی از اعدام با گروهی از زندانیان نجات یافته از اعدام برای قبول به نمازخواندن و مصاحبه توسط شخص حمید نوری و تعدادی دیگر شلاق خورد. او شهادت داد که جلیل شهبازی یکی از هم بندی هایش را آنقدر با شلاق زدند تا سرانجام شکمش را با شیشه مربا در توالت پاره و خودکشی کرد. مقامات زندان از ارسال شهبازی به بهداری یا بیمارستان خودداری کردند و شهبازی همانجا درگذشت.

منوچهر پیوند شهادت داد که پس از اعدام ها حدود دویست نفر باقی مانده بودند با یک توالت و حمام. در همانجا بود که ناصریان خود اعلام کرد که بقیه زندانیان اعدام شده اند.

منوچهر پیوندی گفت قبل از اعدام ها، در سال ۱۳۶۶ هم از او بازجویی و درخواست انجام مصاحبه شده بود. منوچهر پیوند سال ۶۸ از زندان اوین آزاد شد.

جلسه بعدی دادگاه چهارشنبه سوم فروردین ۱۴۰۱، بیست و سوم مارس همراه با شهادت تورون لیندهلم، استاد روانشناسی اجتماعی و معاون دپارتمان روانشناسی دانشگاه استکهلم سوئد و شادی صدر، حقوقدان و از مدیران سازمان برای عدالت درایران برگزار خواهد شد.

No responses yet

Nov 06 2021

دست‌اندرکاران اعدام‌های ۶۷ کجا هستند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: در دادگاه رسیدگی به اتهامات حمید نوری در استکهلم سوئد، چندین اسم تکرار می‌شود و شاهدان و شاکیان حمید نوری از نقش آنها در اعدام‌های جمعی تابستان ۶۷ می‌گویند. کسانی که بعد از ۳۳ سال از اعدام‌ها، بر مسندهایی تکیه زده‌اند که هیچ نسبتی با عملکرد گذشته آنها ندارد و هرگز بابت این عملکرد پاسخگو نبوده‌اند.

ریاست‌جمهوری، دیوان عالی کشور، وزارت دادگستری و وکالت دادگستری از جمله این مسندها هستند که با حقوق شهروندی و اساسی مردم سروکار دارند.

معروف‌ترین آنها اعضای اصلی هیئت مرگ هستند که با دستور آیت‌الله خمینی برای بررسی مجدد پرونده زندانیان سیاسی که هم‌چنان بر سر موضع خود هستند تشکیل شد؛ حسینعلی نیری حاکم شرع وقت، مرتضی اشراقی دادستان وقت، ابراهیم رئیسی معاون وقت دادستان و مصطفی پورمحمدی نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین این هیئت بودند که اسامی آنها در هر جلسه‌ای از دادگاه حمید نوری از سوی شاهدان تکرار می‌شود.

پیشتر ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، کانال تلگرامی آیت‌الله منتظری، یک فایل صوتی از جلسه ۲۴ مرداد ۶۷ منتظری با این چهار مقام قضایی وقت، منتشر کرده بود که آیت‌الله‌ منتظری خطاب به آنها می‌گوید: «بزرگ‌ترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده از اول انقلاب تا حالا به‌دست شما انجام شده است. در آینده جزو جنایتکاران تاریخ از شما یاد خواهد شد.»
سرنوشت اعضای اصلی هیئت مرگ

اعضای اصلی هیئت مرگ همچنان از عملکرد خود درقبال اعدام‌های سال ۶۷ دفاع می‌کنند. از سایر اعضای این هیئت اما تاکنون موضعی در این قبال منتشر نشده است.

حسینعلی نیری که به گفته شاهدان دادگاه حمید نوری، ریاست هیئت مرگ را در سال ۱۳۶۷ برعهده داشته شهریور ۱۳۹۳ در مصاحبه‌ای با «خبرگزاری دفاع مقدس» درباره این اعدام ها گفته بود: «من در جریان پرونده‌های منافقین و چپی‌ها بودم و این را عرض می‌کنم که منافقین بسیار بدتر از چپی‌ها بودند. چپی‌ها باز یک اصولی را، ولو به باطل، قبول داشتند و به آن اصول پایبند بودند؛ ولی منافقین به هیچ اصلی پایبند نبودند و حتی در مورد نماز و روزه و مسائل عقیدتی در همان زندان هم نفاق داشتند».

او در این مصاحبه گفته است: «در همه دنیا راستگویی را درست‌ و دروغگویی را غلط می‌دانند اما اینها به هیچ وجه پایبند این مسائل نبودند، یعنی هدفی را برای خودشان در نظر گرفته بودند و میگفتند باید به آن برسیم، با راستگویی نشد با دروغگویی، با حفظ امانت نشد با خیانت در امانت. نه از نظر عقیده و نه از جنبه رفتار و گفتار، هیچ مرزی برای خود قائل نبودند و لذا نمیشد به هیچ حرف اینها اعتماد کرد».

حسینعلی نیری در دوران ریاست محمد یزدی در قوه قضاییه به معاونت دیوان عالی کشور منصوب شد و از ۱۳۶۸ تا شهریور ۱۳۹۲بیش از دو دهه در این مقام بود. او از شهریور ۹۲ رئیس دادگاه عالی انتظامی قضات است.


چهار چهره اصلی هیئت مرگ ۶۷ که از سوی رهبر جمهوری اسلامی به تصمیم‌گیری در مورد اعدام‌های گروهی تابستان ۶۷ مأمور شدند

مرتضی اشراقی که از اواسط دهه شصت به عنوان دادستان تهران منصوب شده بود دیگر عضو این هیئت است که در زمان اعدام‌ها گفته بود: «در رابطه با جرایم گروهک‌های منحرف از جهت اینکه این افراد محارب و یا باغی هستند، دادسرای انقلاب اسلامی اقدامات تعقیبی و تحقیقی خود را همچنان ادامه می‌دهد و در این رابطه تعداد زیادی حکم صادر شده است».

او بعدها به ریاست یکی از شعبه‌های دیوان عالی کشور رسید سپس به وکالت دادگستری روی ‌آورد و در حال حاضر در تهران به عنوان وکیل دادگستری فعالیت می‌کند.

مصطفی پورمحمدی اما تا سال ۱۳۹۲ در زمینه اعدام‌ها سکوت اختیار کرده بود. او در جریان ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری درسال ۹۲ نقش خود را در این اعدام‌ها تکذیب کرده و گفته بود که «من در وزارت اطلاعات یک روز پست امنیتی نداشتم. در دو سال اول چون می‌خواستم در جبهه باشم با اصرار آقای ری‌شهری وارد وزارت اطلاعات شدم و مسئول ضد جاسوسی شدم بنده در آن حوزه کهتازه نیمه امنیتی است تنها دو سال حضور داشتم. بنابراین درگیر اعدام‌ها نبودم.»

او اما سه سال بعد در حالی به «افتخار» به اعدام های دهه ۶۰ رسید که در جایگاه وزارت دادگستری قرار داشت و با معرفی حسن روحانی، رئیس‌جمهور وقت و رای اعتماد مجلس وقت وزیر دادگستری دولت یازدهم شد. سه سال بعد در همین جایگاه در شهریور ۱۳۹۵ در خرم آباد گفت که در ارتباط با اعدام های دهه ۶۰، طبق قانون و شرع اسلام عمل کرده و درطول این سال‌ها حتی یک شب هم بی‌خوابی نکشیده‌ است

او یک روز پیش از آن هم گفته بود: «افتخار می‌کنیم حکم خدا را اجراکردیم».

مصطفی پورمحمدی در دولت محمود احمدی‌نژاد به وزارت کشور و سپس ریاست سازمان بازرسی کل کشور رسیده بود و در دولت اول حسن روحانی، وزیر دادگستری شد و اکنون مشاور رئیس قوه قضائیه و دبیرکل جامعه روحانیت مبارز است.

آقای پورمحمدی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۹۴ از استان البرز داوطلب شده بود که صلاحیت او از سوی شورای نگهبان رد شد.

ابراهیم رئیسی، معاون دادستان وقت تهران هم به عنوان یکی از اعضای هیئت مرگ درباره این اعدام‌ها سکوت اختیار کرده بود او اما پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰، در کسوت منتخب گفت که در مورد اعدام‌های ۶۷ باید مورد «تقدیر و تشویق»​ هم قرار بگیرد.

او در پاسخ به پرسشی درباره نقش خود در هیئت مرگ سال ۶۷ گفت: «اگر یک دادستان از حقوق مردم و امنیت جامعه دفاع می‌کند، او باید مورد تقدیر و تشویق قرار بگیرد. افتخارم این است که در کسوت دادستان هرجا که بودم، دفاع از امنیت و آسایش کرده‌ام».

او در سه دهه گذشته چه در نقش‌های میانی مانند دادستان تهران، چه نقش‌های ارشد مانند دادستان کل کشور یا معاون اول رئيس قوه قضاییه و همچنین ریاست قوه قضاییه، یکی از کلیدی‌ترین چهره‌هایی شبکه قضایی ایران محسوب می‌شد، عضو مجلس خبرگان رهبری بود و اسفند ۹۴ با حکم آیت‌الله علی خامنه‌ای به عنوان تولیت آستان قدس رضوی انتخاب شد.

ابراهیم رئیسی در سال ۱۳۹۶ از حسن روحانی شکست خورد اما در یک انتخابات مهندسی شده در سال ۱۴۰۰ بر مسند ریاست‌جمهوری نشست.

منتقدان و مخالفان حکومت ایران در این سال‌ها، به اعتبار مشارکت او در اعدام‌های تابستان ۶۷ از او به عنوان «آیت‌الله قتل‌عام» نام برده‌اند. رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران و اصولگرایان اما او را «سید محرومان» خوانده‌اند.

برخی ابراهیم رئیسی را یکی از نامزدهای احتمالی جانشینی آیت‌الله خامنه‌ای در مقام رهبری جمهوری اسلامی می‌دانند.
نام‌های دیگر

اما اسامی دیگری هم در دادگاه حمید نوری مطرح است که به فراخور در تصمیم گیری برای سرنوشت زندانیان زندان گوهردشت، در کنار هیئت اصلی مرگ، حضور دارند و نقش ایفا می‌کنند. این اسامی، چه کسانی بودند و اکنون کجا هستند؟ ​

مرتضی مقتدایی، قاضی دادگاه انقلاب و سخنگوی وقت شورای عالی قضایی و اسماعیل شوشتری، رئیس وقت سازمان زندان ها به گفته شاهدان دادگاه حمید نوری، دیگر اعضای هیئت مرگ هستند. برخی از شاهدان گفته‌اند که آنها را در اتاق هیئت مرگ دیده‌اند.

مرتضی مقتدایی در یک برنامه تلوزیونی در سال ۹۹ درباره اعدام‌ها گفته است که «آن موقع هم حملات زیاد بود سر و صدا که آه چقدر را اعدام کردند. یکی از آقایان مراجع که همسایه هم بودیم به من نصیحت کرد که از زندان کردن‌ها و اعدام‌ها پرهیز کنید گفتم والله دستور امام هست ما تابع امام هستیم گفت به امام بگویید ما نمی‌کنیم. بگویید مصلحت نیست. گفتم والله خود امام فرمودند که ادامه بدهید با قدرت حتی این منافقین آنهایی که سر موضع هستند امام تأکید می‌کرد آنهایی که سر موضع هستند که اگر امروز از زندان بیاید بیرون فردا انفجار ایجاد می‌کند فرمود با اینها برخورد کنید.این فرمایش امام بود و ما همان‌طور که امام نظرشان بود قدام می‌کردیم خلاف شرعی هم به حمدلله مرتکب نمی‌شدیم کسی اعدام می‌شد که جرمی داشت»​.

مرتضی مقتدایی بعد به ریاست دیوان عالی کشور رسید، بر مسند دادستانی کل کشور نشست، چندین دوره نماینده مجلس خبرگان شد، مدیر حوزه علمیه قم شد و در حال حاضر، عضو مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است.

اسماعیل شوشتری، رئیس وقت سازمان زندان‌ها، دو دوره نماینده مجلس بود و با ۱۶ سال نشستن بر مسند وزارت دادگستری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی به عنوان با سابقه‌ترین وزیر دادگستری بعد از انقلاب شناخته می‌شود. او در دولت حسن روحانی، رئیس دفتر بازرسی ویژه رئیس‌جمهور شد.

تاکنون اظهارنظزی از اسماعیل شوشتری درباره اعدام‌های ۶۷ منتشر نشده است.
راهبران مرگ

ناصریان (محمد مقیسه) دادیار وقت زندان گوهردشت که نامش در دادگاه حمید نوری به تناوب تکرار می‌شود به دلیل عملکردش در سال‌های بعد در دادگاه انقلاب، معروف‌ترین و شناخته‌شده‌ترین اسم برای افکار عمومی است. او از دادیاری به قضاوت ترقی کرد و سال‌های متمادی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب حکم اعدام صادر کرد.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در کنار شعبه ۱۵ این دادگاه در سال‌های گذشته از شعب خاصی بودند که اکثر پرونده‌های سیاسی و امنیتی به آنها ارجاع و به صدور حکم‌های سنگین اعدام، زندان و شلاق معروف هستند. این دو شعبه محاکمه بسیاری از فعالان سیاسی و مدنی، روزنامه‌نگاران و معترضان را از سال ۱۳۸۸ برعهده داشته‌اند.

بر اساس محاسبه سایت اطلس زندان‌های ایران تنها در چند سال‌ اخیر در ۳۳۵ پرونده، ۱۶۵۳ سال حکم زندان صادر کرده و تصویری که روایت‌های فعالان سیاسی، مدنی و روزنامه‌نگارانی که توسط قاضی مقیسه محاکمه شده اند از او ارائه می‌دهد تصویری حاکی از بداخلاقی، بی‌سوادی، خشونت، بی‌رحمی و صدور احکام بسیار سنگین است.

ناصریان (محمد مقیسه) آبان ۱۳۹۹ با ارتقای مقام به دیوان عالی کشور رفت و بر مسند مستشاری این دیوان نشست.

تاکنون اظهارنظری از او درباره اعدام‌های ۶۷ منتشر نشده است. او در کنار حمید نوری و داوود لشکری به گفته شاهدان دادگاه نوری، در زندان گوهردشت زندانیان را برای هیأت مرگ انتخاب و رده‌بندی می‌کردند.

داوود لشکری، معاون وقت امنیتی و انتظامی و دادیار زندان گوهردشت یکی دیگر از این افراد بود که تاکنون اطلاعاتی درباره اینکه بعد از اعدام‌ها به کجا رفت منتشر نشده است. ایرج مصداقی از زندانیان سیاسی سابق، نام اصلی داوود لشکری را تقی عادلی عنوان کرده است.

حمید نوری در دادگاهی در استکلهم متهم است که در مقام دادیار پیشین زندان گوهردشت کرج در اعدام‌های دسته‌جمعی زندانیان سیاسی مشارکت داشته است؛ اتهامی که خود آن را رد می‌کند. او روز ۱۸ آبان ۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران وارد فرودگاه استکهلم شد و بلافاصله دستگیر شد.

شاهدان دادگاه می‌گویند که او دستیار ناصریان (محمد مقیسه) در زندان گوهردشت بود.

حسین مرتضوی، رئیس زندان گوهردشت در دهه ۶۰ نیز دیگر فردی است که نامش در دادگاه حمید نوری از سوی شاهدان مطرح شده است. او البته در زمان اعدام‌ها از زندان گوهردشت به زندان اوین منتقل شده بود اما بعد از اعدام‌های ۶۷ از سمت خود کنار گذاشته شد.

حسین مرتضوی در انتخابات دوره‌های سوم، ششم و هفتم، داوطلب نمایندگی مجلس شد اما در هیچ دوره‌ای صلاحیتش از سوی شورای نگهبان تأیید نشد.

حسین مرتضوی بعد از اعدام‌های ۶۷ به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و سپس معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری تهران رفت و به گفته ایرج مصداقی در حال حاضر هم دارای دو شرکت تبلیغاتی در تهران و زنجان است.

حسین مرتضوی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ از میرحسین موسوی حمایت کرد.
***

هزاران زندانی سیاسی در دهه ۶۰، به‌ویژه در تابستان ۶۷، در زندان‌های اوين و گوهردشت در تهران و زندان‌های مشهد، شيراز، اهواز و برخی دیگر از شهرهای ايران با دستور مستقیم آیت‌الله خمینی و با تصمیم هیئت‌هایی که به هیئت‌های مرگ معروف شدند، اعدام شدند. بسیاری از این اعدام‌شدگان از هواداران سازمان مجاهدین خلق و شماری از آن‌ها از هواداران دیگر گروه‌های چپی بودند که در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ زندانی شده بودند.

آمار دقیقی از این اعدام‌ها وجود ندارد، اما بر اساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، دست‌کم ۴۴۸۲ مرد و زن در فاصله دو ماه ناپدید شدند. در زمان اعدام‌ها خانواده‌های بسیاری در بی‌خبری کامل به‌ سر می‌بردند، ملاقات با زندانيان قطع شده بود و گاه به خانواده‌هايی که پافشاری می‌کردند، گفته می‌شد زندانی آن‌ها به زندان ديگری منتقل شده است.

آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی سال ۱۳۶۷ در نامه‌ای رسمی صراحتاً گفته بود: «کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجه‌الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد، اگر چه احتیاط در اجماع است»​.

او در این حکم به زندان‌های مراکز استان‌ها هم اشاره کرده و نوشته بود که در این مراکز «رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می‌باشد، رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد»​.

اعدام‌های ۶۷ در پرتو دادگاه حمید نوری
چرا برگزاری دادگاه حمید نوری می‌تواند یک رخداد تاریخی باشد؟
دو شاکی در دادگاه حمید نوری: اعدام کردند و نمی‌گویند کجا دفن کردند
یک شاهد در دادگاه اعدام‌های ۶۷: زندانیانی که حمید نوری برد دیگر جایی دیده نشده‌اند
لاله بازرگان در دادگاه حمید نوری: من دنبال بازمانده پیکر برادرم هستم
دادگاه اعدام‌های ۶۷: شاکی از دفن قربانیان در گورهای دسته‌جمعی گفت
بیست‌و هفتمین جلسه دادگاه اعدام‌های ۶۷: «کسی از زنان قتل‌عام شده صحبت نمی‌کند»
بیست‌ودومین جلسه دادگاه حمید نوری؛ شاهدی که بعد از ۳۰ سال خواب اعدام می‌بیند
دادگاه حمید نوری؛ روایت فریدون نجفی آریا از کمیته مرگ

No responses yet

Sep 09 2021

۲۵ برنده جایزه نوبل: سازمان ملل برای بررسی کشتار ۶۷ کمیسیون بین‌المللی تحقیق تشکیل دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: ۲۵ برنده جایزه نوبل در نامه‌ای به دبیرکل سازمان ملل بر «ضرورت تشکیل کمیسیون بین‌المللی تحقیق توسط سازمان ملل متحد برای بررسی جنایت عظیم کشتار» تابستان ۶۷ تأکید کردند.

در این نامه خطاب به آنتونیو گوترش آمده است که بر اساس فتوای آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، «۳۰ هزار زندانی سیاسی طی چند هفته پس از بازجویی دو یا سه دقیقه‌ای توسط کمیته موسوم به مرگ اعدام شدند».

هزاران زندانی سیاسی در دهه ۶۰، به‌ویژه در تابستان ۶۷، در زندان‌های اوين و گوهردشت در تهران و زندان‌های مشهد، شيراز، اهواز و برخی دیگر از شهرهای ايران با دستور مستقیم آیت‌الله خمینی و با تصمیم هیئت‌های سه‌نفره که به هیئت‌های مرگ معروف شدند، اعدام شدند.

بسیاری از این اعدام‌شدگان از هواداران سازمان مجاهدین خلق و شماری از آن‌ها از هواداران دیگر گروه‌های چپ بودند که در سال‌های ابتدایی دهه ۶۰ زندانی شده بودند.

آمار دقیقی از این اعدام‌ها وجود ندارد اما بر اساس گزارش سازمان عفو بین‌الملل، دست‌کم ۴۴۸۲ مرد و زن در فاصله دو ماه ناپدید شدند.

۲۵ برنده جایزه نوبل در نامه خود، از ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهوری جدید ایران، به عنوان «یکی از عاملان اصلی این کشتار» یاد کرده و نوشته‌اند که «در صورت عدم پاسخگویی بین‌المللی، نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت در ایران ادامه خواهد یافت».

هاروی آلتر، بری بریش، یوآخیم فرانک، اولیور هارت، پل مودریچ، رندی شکمن، دادلی هرشباخ، روئالد هافمن، شلدون گلاشو و راجر گیلمن از جمله امضاءکنندگان این نامه هستند.

کانال تلگرامی آیت‌الله منتظری ۱۹ مرداد سال ۹۵ یک فایل صوتی از جلسه ۲۴ مرداد ۶۷ حسینعلی منتظری با چهار مقام قضایی شامل ابراهیم رئیسی، حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی و مصطفی پورمحمدی منتشر کرد.

ابراهیم رئیسی یکی از مخاطبان اعتراض آیت‌الله‌ منتظری به اعدام‌های سال ۱۳۶۷ در این فایل صوتی است که خطاب به آن‌ها می‌گوید: «بزرگ‌ترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده از اول انقلاب تا حالا به‌دست شما انجام شده است. در آینده جزو جنایتکاران تاریخ از شما یاد خواهد شد».

نویسندگان نامه که از جمله برندگان نوبل پزشکی، شیمی و نوبل فیزیک هستند همچنین به «اعدام‌های سیاسی و کشته شدن دست‌کم ١۵٠٠ معترض جوان در نوامبر ٢٠١٩» (آبان ۱۳۹۸) اشاره کرده‌اند.

اعتراضات آبان ۹۸ که در ابتدا واکنشی به گران شدن ناگهانی قیمت بنزین بود، به‌سرعت تغییر جهت داد و حکومت جمهوری اسلامی را نشانه گرفت. این اعتراضات اما با سرکوب شدید مواجه شد، به‌طوری که صدها نفر کشته شدند.

وزیر‌‌کشور وقت ایران گفته است که بین ۲۰۰ تا ۲۲۵ نفر در این اعتراضات کشته شدند، اما سازمان عفو ‌بین‌الملل با اعلام مشخصات حداقل ۳۰۴ نفر از کشته‌شدگان، تأکید کرده است که شمار کشته‌شدگان ممکن است بسیار بیشتر از این عدد باشد.

خبرگزاری رویترز اما ضمن اعلام کشته‌ شدن حداقل ۱۵۰۰ نفر در اعتراضات آبان ۹۸، از قول «سه منبع نزدیک به حلقه اطرافیان» خامنه‌ای «و یک مقام چهارم» نوشت که رهبر جمهوری اسلامی به مقام‌های ارشد کشور گفته است «هر کاری لازم است برای متوقف کردن» اعتراضات انجام دهند.
بر اساس نامه ۲۵ برنده جایزه نوبل و گزارش‌های پیشین رادیو فردا/ ف.ق/ ک.ر

No responses yet

Aug 11 2021

گزارش خبرنگار اعزامی صدای آمریکا از روز نخست دادگاه حمید نوری | وکلای شاکیان درخواست غرامت کردند؛ وکیل نوری همه اتهامات را رد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: نخستین روز محاکمه حمید نوری (حمید عباسی)، با وجود هیاهوی اعتراضات مقابل ساختمان دادگاه، در فضایی آرام در ساعت ۹:۱۵ صبح سه شنبه ۱۹ مرداد، ۱۰ آگوست، در استکهلم سوئد آغاز شد.

حمید نوری از سوی دادستان بخش خانم کریستینا لیندهوف کارلسون به مشارکت در جرائم جنگی و قتل عمد متهم شده است.

بخش اول جلسه با قرائت کیفرخواست شروع شد. در اولین جلسه دادستان به چهار حمله از سوی سازمان مجاهدین خلق از عراق به درون خاک ایران به نام های آفتاب، چهل ستاره، منطقه دهلران و فروغ جاویدان اشاره کرد و ضمن توضیح درباره سه حمله اول، بحث خود را بر روی آخرین عملیات یعنی عملیات فروغ جاویدان متمرکز ساخت. اهمیت این موضوع از آن جهت است که عملیات به فاصله بسیار کوتاهی پس از قبول آتش بس میان ایران و عراق از سوی آیت الله خمینی رخ داد.

دادستان معتقد است با وجود اعلام آتش بس، هر دو طرف به خاطر اختلافات زیادی که داشتند از جمله اختلاف بر سر تبادل ۱۵۰۰ تن از اسرا، همچنان به حمله به مواضع یکدیگر ادامه می‌دادند. دادستان اعلام کرد که عملیات فروغ جاویدان با کمک نیروی هوایی عراق و با در اختیار گذاشتن امکانات و اسلحه و تجهیزات از سوی حکومت صدام حسین به مجاهدین در واقع ادامه بخشی از جنگ ایران و عراق بود و به همین دلیل درگیری سخت بین‌المللی محسوب می‌شود.

دادستان برای اثبات نظر خود به مدارک، شواهد و مستندات تاریخی و کتاب‌های بسیاری اشاره کرد و گفت به غیر از تنها یک مورد کلیه مدارک و مستندات همگی این ایده را تایید می‌کنند که حمله روز سوم مرداد ۱۳۶۷ شاخه نظامی سازمان مجاهدین خلق از داخل عراق به داخل ایران مصداق درگیری مسلحانه بین‌المللی است. دادستان تاکید کرد که شواهد نشان می‌دهند مجاهدین حملات نظامی خود به ایران را بطور وسیع و با حمایت عراق انجام داده‌اند.

لیندهوف کارلسون در ادامه در بخشی از سخنانش به تاریخ ایران از زمان مشروطه تا دوران سلطنت رضاشاه و پسرش محمدرضاشاه ، انقلاب اسلامی، جنگ ایران و عراق و موقعیت استراتژیک ایران در منطقه پرداخت و حاضران را کمی با شرایط جغرافیایی، تاریخی، اجتماعی و اقتصادی ایران در آن دوره و نقش تاریخی نفت در تحولات آن آشنا کرد.

وکلای مدافع شاهدان و شاکیان نیز از دیگر سخنرانان جلسه نخست محاکمه حمید نوری بودند.

هر چهار وکیل در یک موضوع با هم اشتراک نظر داشتند و آن پرداخت غرامتی به مبلغ ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون ریال از سوی حمید نوری به صورت جداگانه به چند نفری بود که اسامی آنها در صحن دادگاه با صدای بلند قرائت شد. سه وکیل این پرونده با وکیل چهارم که مستقل است و از سوی سازمان مجاهدین خلق انتخاب شده تا وکالت چهار تن را به صورت جداگانه برعهده داشته باشد بر روی اینکه عملیات فروغ جاویدان یک درگیری مسلحانه بین‌المللی است یا یک جنگ و درگیری داخلی اختلاف نظر دارد.

از سوی دیگر در این جلسه یکی از وکلای مدافع حمید نوری تمام اتهامات وارده به موکل خود را یک به یک خواند و رد کرد. وکیل حمید نوری قاطعانه اعلام کرد موکلش هیچ جرمی مرتکب نشده است. در مورد پرداخت غرامت نیز ضمن تاخیر درپاسخ به این سوال که آیا موکلش غرامت و مبلغ آن را قبول دارد یا نه، گفت این موضوع را به بعد از تحقیق درباره مبلغ غرامت و شرایط آن موکول خواهیم کرد. در طول جلسه دادگاه گروه کثیری از اعضاء و هواداران سازمان مجاهدین خلق و گروهی از خانواده های اعدام‌شدگان تابستان ۶۷ و دهه ۶۰ و گروه های کوچکتری از سازمان‌ها و افراد مستقل یا طرفدار سلطنت و یا هواداران احزاب چپ در خارج از ساختمان دادگاه با شعارهای خود می‌کوشیدند نظر حمید نوری و بقیه را به خود جلب کنند. آنها با صدای بلند خواهان مجازات عاملان کشتار دهه شصت به ویژه اعدام‌های تابستان ۶۷ و برقراری عدالت برای کشته شدگان و بازماندگان آن فجایع بودند. آنها همچنین اعتراض خود را نسبت به ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی با صدای بلند ابراز داشتند و خواهان برقراری عدالت و مجازات رئیسی و بقیه اعضاء هیئت مرگ در کشتارهای تابستان ۶۷ شدند.

بنا بر اطلاعات مندرج در متن کیفرخواست، حمید نوری در فاصله ماه های مرداد و شهریور سال ۱۳۶۷، هنگام کشتار جمعی زندانیان سیاسی در زندان گوهردشت کرج، دادیار و دستیار معاون دادستان وقت – محمد مقیسه با نام مستعار ناصریان- بود.

نوری متهم است که در همراهی و مشاوره با دیگر متهمان و عاملین کشتار تابستان ۱۳۶۷ به عمد جان بسیاری از زندانیان سیاسی اغلب عضو یا هوادار سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین جمعی از اعضاء گروه های چپ و دیگر گروه ها را گرفته است.

حمید نوری ۱۷ آبان ۱۳۹۸ با یک پرواز مستقیم از ایران وارد فرودگاه استکهلم شد و بلافاصله دستگیر و بازداشت شد. این اقدام براساس اصل صلاحیت قضایی جهانی و قوانین سوئد و تحت عنوان جرایم حقوقی مردمی، جرایم سنگین یا همان جرم جنایت جنگی و جرم قتل عمد انجام گرفت. این اصل به دادگاه های داخلی کشورها اجازه می دهد مظنون را بدون توجه به ملیت او و اینکه جرم در چه کشوری اتفاق افتاده، در دادگاه های داخلی تحت پیگرد قرار دهند.

No responses yet

Jun 29 2021

گزارشگر ویژه سازمان ملل خواستار تحقیق دربارۀ نقش رئیسی در کشتار هزاران زندانی سیاسی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: جاوید رحمان، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، در گفتگو با رویترز خواستار تحقیق بین‌المللی دربارۀ نقش ابراهیم رئیسی در قتل‌عام هزاران زندانی سیاسی ایران در تابستان سال ١٣٦٧ شد.

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل تصریح کرد که دفتر او در جریان سال‌های گذشته اسناد و مدارک و شواهد بسیاری را دربارۀ این قتل‌عام جمع‌آوری کرده و حاضر است آنها را برای انجام یک تحقیق بی‌طرفانه در اختیار شورای حقوق بشر سازمان ملل یا هر نهاد صالح بین‌المللی دیگر قرار بدهد.

در این مصاحبه جاوید رحمان به تلاش‌ها و اقدام‌های حکومت تهران برای از میان بردن آثار شماری از گورهای دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در ایران اشاره کرده و گفته است : “وقت آن رسیده و بسیار مهم است اکنون که آقای رئیسی به مقام ریاست جمهوری رسیده تحقیق درباره اتفاقات تابستان سال ١٣٦٧ و نقش افراد در آنها را آغاز کنیم.”

جاوید رحمان در ادامه افزوده است که تحقیق دربارۀ اعدام زندانیان سیاسی در آن سال به سود ایران و خانواده‌های قربانیان است، در غیر این صورت “نگرانی‌ها دربارۀ رئیس جمهوری جدید ایران و نقشی که او تاریخاً در اعدام زندانیان سیاسی این کشور داشته، افزایش خواهند یافت.”

سازمان عفو بین‌الملل شمار زندانیان سیاسی اعدام شده در سال ٦٧ را دست‌کم پنج هزار نفر ارزیابی کرده، هر چند تأکید نموده که شمار کشته شدگان بمراتب بیش از این رقم می‌تواند باشد.

خود ابراهیم رئیسی در نخستین کنفرانس مطبوعاتی خود پس از سیزدهمین “انتخابات” ریاست جمهوری بی آنکه نقش خود را در این اعدام‌ها انکار کند، مدعی شد که او “به عنوان حقوقدان و در دفاع از حقوق بشر” دست به چنین اقداماتی زده است.

جاوید رحمان در جای دیگری از سخنانش گفته است که وی به تلاش‌های خود تا دستیابی به عدالت در خصوص قتل‌عام هزاران زندانی سیاسی سال ٦٧ در ایران ادامه خواهد داد. او این کشتار را بخشی از یک سیاست مداوم و دامنه دار جمهوری اسلامی دانسته که به یک فرد خلاصه نمی‌شود. جاوید رحمان همچنین با اشاره به کشتار صدها تظاهرکننده در جریان اعتراض‌های خیابانی آبان ٩٨ افزوده است که در بارۀ این کشتار نیز تاکنون تحقیق شایسته‌ای صورت نگرفته است. وی تأکید کرده است که در جمهوری اسلامی ایران عاملان نقض فاحش حقوق بشر چه در گذشته چه در حال حاضر همواره از مصونیت مطلق بهره مند بوده‌اند.

جاوید رحمان در جای دیگری از سخنانش شیوۀ برگزاری سیزدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران را که به گفتۀ او برای تحمیل ابراهیم رئیسی به عنوان پیروز انتخابات طرحریزی شد، مورد انتقاد قرار داده و گفته است : حکومت ایران با اعمال سیاست ارعاب مانع از طرح پرسش‌های اساسی روزنامه نگاران دربارۀ گذشته و حال ابراهیم رئیسی شد.

در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان سال ٦٧، ابراهیم رئیسی به عنوان معاون دادستان وقت یکی از سه عضو کمیسیونی بود که به “کمیسیون مرگ” معروف شد. این کمیسیون به دستور رهبر وقت جمهوری اسلامی، روح الله خمینی، دستور اعدام هزاران زندانی سیاسی را که در حال سپری کردن احکام خود بودند، صادر کرد.

No responses yet

Aug 21 2020

بیانیه ۳۲ سال پیش عفو بین‌الملل حاکی از «اطلاع مقامات» ایران از اعدام‌های ۶۷ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

تویتر: اقدام فوری ۱۶ آگوست را در آرشیو عفو بین‌الملل پیدا کردیم. کشف تکان‌دهنده‌‌ی بود و نشان میداد که مقامات دولتی و قضایی و همین طور سفرای ج ا از دستکم ‌۲۵ مرداد در جریان اعدام‌ها قرار گرفته‌اند اما سیاست وزارت خارجه دولت #موسوی انکار بود. و امروز در اوج بی‌اخلاقی میگویند نمیدانستند.

#سیاست_انکار سیاست دولت #موسوی پس از #کشتار۶۷ بود. محمدعلی موسوی کاردار ج ا در کانادا، ۱ دی ۶۷ گفت: «تنها اعدامهایی که صورت گرفته کشتن برای دفاع از خود حین درگیری و در جریان حملهی مرداد ماه مجاهدین بوده است.» او اضافه کرد عفو بین‌الملل تحت تأثیر منفی بیگانگان قرار گرفته است.

کاردار سفارت ایران در نروژ، ۲ دی ۶۷ به حضور «دهها هزار تروریست» در ایران اشاره کرد و گفت دولت موظف به «دفاع» از مردم بوده است و وقوع هرگونه «کشتار» در ایران را انکار کرد.

• رئیسی نیا، دبیر اول سفارت ایران در ژاپن، ۱۲ً اسفند ۶۷ ادعا کرد که اطلاعات راجع به #کشتار۶۷ «احتمالا منحصراً از طریق کشورهای بلوک غرب فراهم آمده» و «در اطلاعاتی که کشورهای غربی فراهم میآورند همیشه اشتباهاتی وجود دارد.»
محمدمهدی آخوندزاده بستی، کاردار ج ا در لندن در. پاییز ۶۷ گفت:«بعد از آتشبس، مخالفان با دشمن متحد شدند و به کشور رخنه کردند، بعضی به اسارت گرفته شده و به طور منصفانه محاکمه شدند و عدالت در موردشان اجرا شد.» او گزارشات عفو بین‌الملل در مورد #کشتار۶۷ را «اتهامات گستاخانه» خواند.
اقدام فوری خبرساز ۱۶ اگوست و ۱۴ فراخوان دیگر را طی تحقیق آرشیوی برای گزارش مفصل عفو بین‌الملل که ۲ سال پیش به مناسبت ۳۰ مین سالگرد #کشتار۶۷ منتشر شد، پیدا کردیم. بخش ۶.۱ گزارش به این فراخوان‌ها پرداخته و آنها همزمان با گزارش در سایت سازمان قرار گرفتند.
کشتار ۶۷

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .