اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مهدی خزعلی'

Mar 28 2017

سورپرایز ۹۶: اعلام نامزدی مهدی خزعلی برای انتخابات ریاست جمهوری / حسین علیزاده

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

نگام: در اقدامی برای بسیاری غیرمترقبه مهدی خزعلی در مصاحبه با یک تلویزیون اینترنتی نامزدی خود را برای ریاست جمهوری سال ۹۶ اعلام کرد. به طور قطع می توان باور داشت که نفس اعلام کاندیداتوری او (صرف نظر از این که به کجا بیانجامد) آرایش انتخابات پیش رو را تحت تأثیر قرار خواهد داد. به بیان دیگر، مهدی خزعلی به دلایل عدیده، این ظرفیت را دارد که یک تنه به “چهره ای جریان ساز” نه صرفاً در انتخابات ۹۶ بلکه در سپهر سیاسی ایران تبدیل شود. به عبارت دیگر، اگر اینک در سپهر سیاسی ایران جریان های اصلی درون نظام به دو دسته اصلاحطلب و اصولگرا تقسیم می شوند، مهدی خزعلی با اشراف بر هر دو این جریان ها از ظرفیتی برخوردار است که “جریان سومی” را رقم بزند.

از رصد کردن کنش های سیاسی مهدی خزعلی در سال های اخیر از جمله حمایت او از روحانی در انتخابات ۹۲، اصرار او بر مشارکت فعال در انتخابات ۹۴، انتقاد صریح از سردار سلیمانی به عنون اصلی ترین چهره ای که در اقدامی مغایر منافع ملی پای ایران را به حضور نظامی در سوریه کشاند، بیانیه اخیرش در فراخوان جهت “حضور نیافتن” در راهپیمایی ۲۲ بهمن، رویکرد انتقادی از انفعال روحانی در ۴ سال ریاست جمهوری اش به ویژه در پرونده حصر رهبران سبز، افشاگری در مورد به قتل رسیدن هاشمی رفسنجانی و… می توان دریافت که او و جمع همفکرانش برای خود یک برنامه کار سیاسی تعریف شده تا انتخابات ۱۴۰۰ در نظر دارند.

مهدی خزعلی کیست؟

“آقازاده” لقبی است که در ادبیات سیاسی پس از انقلاب باب شد تا به طعنه به فرزندان مقامات ارشد نظام اشاره داشته باشد که از رانت خانوادگی به پول و قدرت و اعتبار دست یافته اند. مهدی خزعلی گرچه فرزند آیت الله ابوالقاسم خزعلی (متوفای ۱۳۹۴)عضو خبرگان و شورای نگهبان است، اما، سهمش از سفره انقلاب بارها زندان و ضرب و شتم بوده است. او چشم پزشک، مدیر انتشارات حیّان (ناشر کتاب های پزشکی) و بنیان‌گذار مؤسّسهٔ فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. در سال های اخیر، او “سرای قلم” را به عنوان مرکزی برای تضارب آراء مختلف راه اندازی کرده است.

یکی از مهم ترین بارزه مهدی خزعلی جرأت او برای مصاحبه کردن از درون ایران با رسانه های خارج از کشور است. با توجه به تسلط او به مبانی سیاست داخلی جمهوری اسلامی و همچنین مبانی عقیدتی و فکری شیعه، مصاحبه های او با صدای امریکا و بی بی سی و رادیو فردا با تِم سیاسی فراتر رفته حتی با شبکه تلویزیونی کلمه (صدای اهل سنت که با بحث های چالشی اش علیه مبانی شیعه اعتراض شدید روحانیان را درآورده) وارد مناظره های عقیدتی شده است.

اما، مهم ترین برجستگی که از سال ها پیش موجب شد نام مهدی خزعلی بر سر زبان ها بیافتد اختلاف دیدگاه او با پدرش بود. آیت الله خزعلی را می توان یکی از محافظه کارترین روحانیان دانست که در قوام بخشیدن به شاکله کنونی جمهوری اسلامی در دوران رهبری آیت الله خمینی و خامنه ای نقش بسزایی ایفا کرد. وی از حامیان احمدی نژاد و سپس سعید جلیلی در انتخابات ۸۴ و ۹۲ بود. وی احمدی نژاد را «مورد تأیید و موافقت امام غایب» می دانست. در مقابل مهدی خزعلی از آغاز ریاست احمدی نژاد وی را فردی مبتلا به “اختلالات روانی” توصیف کرده بود.

به رغم تمام احترام و ادبی که مهدی خزعلی همواره برای پدرش قائل بود، مشی و منش سیاسی پدر و پسر از زمین تا آسمان متفاوت بود. برای درک شکافی که بین این پدر و پسر به وجود آمد و در گذر زمان به ویژه پس از انتخابات ۸۸، ژرف تر شد همین بس که پدرش در نامه ای از او اعلام برائت نمود. آیت الله خزعلی در این نامه نوشت:«مدت مدیدی است پسرم مهدی خزعلی از راه مستقیم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته. هر چه نصحیت می‌کنم و برای هدایتش متوسل به اولیای خدا می‌شوم اثر نمی‌کند… دیگر کاسه صبرم لبریز شده، دیگر با او صحبت نمی‌کنم…ملت انقلابی عزیز همیشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست… خداوند به او توفیق دهد که از راه انحرافی که پیش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئیس جمهور و مسلمین عزیز را از “شر او” مصون و محفوظ بفرماید.»

فاصله گرفتن چنان استوانه ای در جمهوری اسلامی از پسرش آن شد که که مهدی خزعلی چندبار به زندان بیافتد و در اعتصاب غذا تا آستانه مرگ پیش برود. او ساز مخالف خود با پدر را “جهاد” در مسئله “رفع ظلم و استبداد” اعلام کرد.

مهدی خزعلی کنشگری آگاه به زوایای نظام

چنانچه دانسته شد مهدی خزعلی (۱۳۴۴) پرورش یافته در خانواده ای سیاسی- مذهبی است. پدرش از ارکان مهم نظام جمهوری اسلامی بود. دروس حوزه و دنشگاه را تا مدارج بالا فراگرفته است. او در اشاره به سوابق حضورش درسخت ترین جبهه های جنگ ۸ ساله خودش را “بسیجی خیبر” توصیف می کند. از همین رو، ارتباط تنگاتنگی با بدنه سپاهیان و بسیجیان منتقد در درون این دو نهاد مهم دارد که منابع دسترسی او به بسیاری از زوایای پنهان نظام هستند.

همچنین ژرفای شناسایی او از ارکان نظام تا حد همسایگی دیوار به دیوار با منزل احمد جنتی و خاطرات رسوا کننده از آن دوران جنتی می رسد. بسیاری از رجال سیاسی جمهوری اسلامی را با جزئیات زندگی شخصی شان از جمله منابع درآمد آنان می شناسد. سخنور و صریح اللهجه است. از جمله همین صراحت لهجه و فاش گویی او برخی را وا داشته او را سوپاپ اطمینان نظام بدانند که هر از چندگاه انتقادی روانه حاکمیت کند.

از جمله انتقادات صریح او، نامه معروفش به علی خامنه ای است که با طعنه ای تلخ نوشت:«چرا نرمش قهرمانانه را از دوستان انقلاب دریغ می کنید؟»

بازخوانی فرازهایی از نامه خطاب به «مقام محترم رهبری جناب آقای [نه آیت الله] خامنه ای» خالی از لطف نیست. او می نویسد:«سلام نمی گویم، چرا که جواب سلامم را در گذشته نداده اید… بی پرده می گویم:”جناب آقای خامنه ای ،همه دین گریزی و دین ستیزی جوان امروز را به پای شما می گذارند، آبرویی برای اسلام نمانده است… مرجعیت شیعه آزرده است، روحانیت همراه نیست، علما درد دلشان را با ما می گویند، طلبه جوان سرشار از خشم است و همه از ترس داغ و درفش لب فرو بسته اند، می دانند هر که بنویسد یا لب بگشاید، سرش بر دار کنند… از احمدی نژاد نوشتم، از او دفاع کردید، از مرتضوی گفتم، از او حمایت کردید! حال بفرمایید بصیرت کدام یک بیشتر است؟ هشت سال پیش نوشتم که او سرزمین سوخته ای تحویل ما می دهد و چنین شد و امروزهرزه علف های او را درو می کنید… شما که در برابر بیگانگان تن به نرمش قهرمانانه دادید، چرا این نرمش را از دوستان انقلاب دریغ می فرمایید؟»

سورپرایز مهدی خزعلی

در پی آخرین زندان که به بهانه فراخوان برای حضور نیافتن در راهپیمایی ۲۲ بهمن صورت گرفت و به دنبال اعتصاب غذایی که منجر به آزادی او شد، مهدی خزعلی به دوستان نزدیکش گفته بود که “سورپرایزی” در راه خواهد بود. اینک او خود را نامزد انتخابات کرده است. با این اقدام، وی نه تنها در برابر اصولگرایان ایستاده که از آن مهم تر در برابر روحانی ایستاده است.

او دستآورد روحانی را جز در پرونده هسته ای ناچیز می داند. در ارزیابی او، روحانی می خواهد تا برای چهار سال دیگر رأی سبز مردم را در سبد خود بریزد و آخرش چیزی مضحکی به نام “منشور شهروندی” را تحویل مردم دهد. خزعلی معتقد است روحانی در مساله حصر رهبران سبز کاهلی کرده است. او به رغم تمجید از چند چهره خدوم دولت روحانی، کارنامه جنایت امثال پور محمدی (وزیر دادگستری) را مایه ننگ دولت روحانی دانسته است.

پرش چهار گام

از رصد کردن فعالیت های مهدی خزعلی می توان دریافت که او “پرش چهار گام” را در دستور کار سیاسی دارد. این چهار گام عبارتند از:

گام یکم؛ تغییر فاز کشور با دعوت از رفسنجانی در انتخابات ۹۲ که منتهی به سرکار آمدن روحانی شد.

گام دوم؛ تغییر فاز وضعیت مجلس با شعار “مشارکت در انتخابات ۹۴ حتی با تک رأی به علی مطهری”.

گام سوم؛ مشارکت فعال در انتخابات ۹۶ با هدف رأی آوردن خودش یا متعهد کردن روحانی به وعده هایش.

گام چهارم؛ تغییر فاز کلی نظام با انتخابات ۱۴۰۰ به ریاست جمهوری خودش یا یکی از نزدیکانش.

رد صلاحیت

با اعلام نامزدی خزعلی بسیاری از معادلات انتخابات دستخوش تحول می شود. در نظامی که در آن چهره هایی مثل رفسنجانی و حسن خمینی رد صلاحیت شده اند، امکان رد صلاحیت مهدی خزعلی نیز محتمل است. اما، در عین حال در نظامی که ناگزیر است در برابر فشارها خزعلی را از حبس آزاد کند، امکان تأیید صلاحیت او نیز نامحتمل نیست. تردیدی نیست که مهدی خزعلی از عقبه ای بلند در درون بسیج و سپاه و روحانیان خاموش و به ویژه در جنبش سبز برخوردار است. نامزدی خزعلی (حتی در فرض رد صلاحیت) بیش از آنکه چالشی برای اصولگرایان باشد چالشی برای روحانی است. اگر رد صلاحیت شود دستکم با روحانی اتمام حجت کرده و اگر تأیید صلاحیت شود می توان معتقد بود که حمایت شمار زیادی از بدنه جنبش سبز را همراه داشته باشد.

No responses yet

May 12 2015

مهدی خزعلی: جنتی تابع قدرت است، با سفارش پدرش پست گرفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

روز: از روز چهارشنبه هفته گذشته، ۱۶ اردیبهشت بیست و هشتمین نمایشگاه بین المللی کتاب در تهران آغاز به کار کرد؛ نمایشگاهی که تا کنون بیش از ده عنوان کتاب در زمینه شعر، فلسفه و سیاست در آن جمع آوری و توقیف شده ست. روز جمعه هم نیروهای حراست نمایشگاه با حمله به غرفه انتشارات حیان آن را تعطیل و به گفته مهدی خزعلی مدیر و مالک این انتشارات آن را تاراج کردند. مهدی خزعلی هم در اثر مقاومت در برابر مأمورین به بیمارستان منتقل شد. او پس از مرخصی از بیمارستان با حضور در نمایشگاه اعلام اعتصاب غذا کرد؛ماجرایی نمونه وار که موارد مشابه آن هم در گذشته هم اتفاق افتاده است. اما اتفاق پس از آن ،آنطور که مهدی خزعلی تأکید دارد، اولین بار است که روی می دهد؛ عباس صالحی معاون علی جنتی وزیر ارشاد، که خزعلی می گوید در پی اغراض شخصی غرفه او را تعطیل کرده ، با گل و شیرینی به دیدار او رفت، عذرخواهی کرد و خواهان پایان اعتصاب غذای او شد. مهدی خزعلی هم با پذیرش عذرخواهی معاون وزیر و قول جبران خسارات مالی اعتصاب غذای خود را شکست.

در این باره با مهدی خزعلی گفتگو کرده ایم.

آقای خزعلی اتفاق نادر و عجیبی نبود؟ به هر حال حمله به نمایشگاه یا غرفه پیش از اینها هم صورت گرفته. ولی عذرخواهی مسئولین در سطح معاون وزیر و تلاش برای آشتی؟

من فکر می کنم این حکم عقلانیت بود. چون دیدند اگر ادامه پیدا کند هزینه اش برای نظام می تواند خیلی بالا برود. همان اول که ما آن بنر اعتصاب غذا را بالای غرفه زدیم، فوراً بیست سی نفر از حراست آمدند که باید این را بردارید! من گفتم برای برداشتن این از روی جنازه من باید رد شوید. این بحث ها ادامه پیدا کرد. بعضی نیروهای حراست آمدند و عذرخواهی کردند. برخی می گفتند ما میدانیم که این کار خطا بوده. برخی میگفتند با ما هماهنگ نشده بود… خیلی از نیروهای حراست هم که این عمل را مرتکب شده بودند آمدند حلالیت طلبیدند. ولی زیبایی کار در نهایت این بود که بالاخره در جمهوری اسلامی یک مسئول بیاید و عذرخواهی بکند و بگوید ما خسارت را می پردازیم. به نظر من این یک موفقیت و دستاورد بود برای ما و فکر میکنم باید از آقای صالحی تقدیر بشود که پایه ای گذاشتند که انشاالله دیگران یاد بگیرند.

ولی آقای خزعلی این اتفاق برای هر کسی ممکن بود بیافتد؟ یعنی وضعیت شما در این برخوردها و پی آمدهای بعدی اش به نوعی ویژه نیست؟

ببینید اگر بخواهید اینطور قضاوت کنید، متأسفانه مورد من در زندان هم استثنا بوده، در انفرادی هم استثنا بوده در اعتصاب غذا هم استثنا بوده. اما من فکر میکنم این استثناها با آن شعاری که سر در غرفه ما بود توجیه می شود. آیه ای که می گوید استقامت کن آنگونه امر شده است! آیا کسی این استقامت را می کند یا خیر؟ در واقع این آیه قران شعار سردر غرفه ما بود و بجای تابلوی خودمان این را نوشته بودیم. همین شعار هم باعث شد که حمله کنند و غرفه را به هم بریزند. من فکر می کنم اگر کسی استقامت بکند با یک باور آگاهانه و محکمی و بایستد، نتیجه می گیرد. عموماً این استقامت وجود ندارد و طرف مقابل هم خوب می فهمد که این اهل استقامت هست یا نیست. من بحثم این است که مردم دانشجویان، روشنفکران، دیگران مطالبه کنند.

یعنی موقعیت ویژه خانوادگی یا عامل دیگری موجب نمی شود که با شما و یا برخی دیگر با مدارا برخورد بشود؟

نه، ببینید؛ کدام یک از آقازاده های مسئولین صدر انقلاب الان در زندان هستند؟ کدام یک احکام اینچنینی دارند؟ واقعیت این است که فرزندان مسئولان نسل اول انقلاب را گرفتن، بردن، زدن و زندانی کردن هزینه دارد. ببینید فرزند کدامیک از آیات عظام قم الان در زندان است؟ البته علت این است که صحبت نمی کنند.در حالیکه اگر کسی مصونیتی دارد، حتی بواسطه فرزند فلانی بودن، وظیفه اش هم بالا می رود. آیه لایکلف الله نفسا……یک طرفش این است که اگر من وسع ندارم، تکلیف هم ندارم. اما طرف دیگرش این است که اگر من وسع دارم ، بر اساس آن هم تکلیف دارم. هر نوع مصونیتی که من دارم تکلیف را اضافه می کند، مصونیت پارلمانی، مصونیت جایگاه سیاسی، جایگاه خانوادگی اینها همه مسئولیت فرد را اضافه می کند. فرزندان حضرات آیات و آیات عظام و مسئولین نظام باید بدانند که وظیفه دارند که از مصونیت خودشان به نحو احسن و به نفع مردم بهره برداری کنند.

پس باز مسئله فقط استقامت شخصی نیست، مصونیت سیاسی و خانوادگی هم هست؟

بله من که گفتم. انسان که نمی تواند چشمش را بر روی واقعیتها ببندد. این مصونیتها هم هست. ولی اینها مسئولیت انسان را بیشتر می کند. مشکل این است که دیگرانی هم این مصونیت ها را دارند ولی سخن نمی گویند. یا استقامت نمی کنند. اگر استقامت کنند در مواضع حق، نتیجه هم خواهند گرفت.

اساساً چرا این اتفاق افتاد؟ حمله به غرفه شما و بستن آن؟

من بیشتر فکر می کنم این خلاف سیاست های کلی نظام بود و آقای علی جنتی این کار را در جهت انتقام گیری شخصی اش انجام داد و وقتی من محکم ایستادم و مقاومت کردم،فکر می کنم تصمیم بعدی،یعنی تصمیم به دلجویی، تصمیم نظام بود. چون آقای علوی وزیر اطلاعات گفت که از ما هم برای بستن غرفه خواستند ولی ما اینکار را نکردیم. یعنی حمله ی صبح جمعه به غرفه حیان و به تاراج بردن وسائل آن قطعاً یک انتقام گیری شخصی بود.

ولی از آقای جنتی به عنوان وزیر دولت اعتدال تلقی دیگری هم موجود است. چرا به ایشان بدبین هستید؟

من چنین تلقی از ایشان ندارم. ایشان همیشه تابع قدرت هستند. قبل از انقلاب تا نوزده سالگی در مدرسه حقانی بوده اند. وقتی برادر ایشان حسین را دستگیر می کنند؛ ایشان یازده سال می رود به کویت تاوقتی که مطمئن می شود که شاه رفته ست و دیگر بر نمی گردد، ایشان هم برمی گردد. همیشه مسئولیت داشته؛ در جنگ هیچ دخالتی نداشته. در هشت سال جنگ هم که ما رفتیم و جنگیدیم ایشان پایش هم به جبهه نرسید. هر دولتی هم که سر کار آمده است، فرقی نمی کند کدام، با سفارش های مکرر پدر و روابط مختلف دنبال پست بوده و از هیچ پستی هم سربلند و موفق بیرون نیامده است. چه استانداری خراسان، چه در وزارت کشور و چه سفارت کویت، همه جا یک خطایی دارد که بارز است و ناچار می شوند ایشان را جابجا کنند و بردارند. من در کارنامه سیاسی ایشان یک موفقیت نمی بینم.هر جا که بودند عارضه ای درست شده است.

ولی عذرخواهی معاون او از شما بدون موافقت خود وی و دولت روحانی چطور ممکن است؟ البته شما می گویید تصمیم نظام بوده است.

من فکر می کنم در اثر خرابکاری ایشان به ایشان تکلیف کرده اند که باید عذرخواهی بشود.مثل استانداری خوزستان که در اثر خطای ایشان بلوا شد و تکلیف کردند که عذرخواهی کند؛ اینجا هم دیدند هزینه اش برای نظام زیاد می شود و تکلیف کردند . در خوزستان هم همین اتفاق افتاد، در خراسان هم همین اتفاق افتاد درمعاونت سیاسی وزارت کشور هم همینطور شد و دیگران رفتند و خرابکاری ایشان را جبران کردند. این تصمیم شورای تأمین بود که مسئله به این شکل پیش برود.

حالا علت خصومت شخصی آقای جنتی با شما چیست؟

بالاخره چند ماه از محکومیت زندان من به جرم مقالات انتقادی بود که در باره پدر ایشان آیت الله جنتی نوشته ام.

No responses yet

May 04 2015

خزعلی: دیگر به مقام امنیتی رای نمی‌دهیم، حتی از ترس جناب سرهنگ!

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: «چند سطری می‌نگارم، نه برای رفع ظلم، که می‌دانم نه می‌توانید و نه به آن اهتمام دارید! فقط برای این که مردم امید واهی به حضرتعالی نبندند و بدانند که باید دست همت بر کمر خویش گرفته و بایستند و از جناب سرهنگ و آدم‌های امنیتی وابسته آبی گرم نمی‌شود!»
مهدی خزعلی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، مدیر موسسات انتشاراتی حیان و اباصالح و از حامیان حسن روحانی و هاشمی رفسنجانی، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به روحانی، نسبت به عدم صدور مجوز برای شرکت موسسات انتشاراتی او در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، از سوی وزارت ارشاد و وزارت اطلاعات دولت تدبیر و امید اعتراض کرده است.

وی در این زمینه نوشته است: «اگر غرفه متناسب به حیان و اباصالح اختصاص دادید که در غرفه خویش میزبان اهل قلم و ادب خواهم بود، وگرنه در میدان اصلی مصلی با پرچمی در دست می‌ایستم و حقوق شهروندی‌ام را فریاد خواهم کرد.»

خزعلی در بخش دیگری از این نامه، به رای خود به حسن روحانی در انتخابات پیشین ریاست جمهوری اشاره کرده و با پشیمانی از این رای، ضمن یادآوری سوابق امنیتی روحانی و جمله معروف او در تبلیغات انتخاباتی خطاب به سردار قالیباف («من سرهنگ نیستم، من حقوق‌دانم») نوشته است: «بدانید دور بعد به یک امنیتی رای نخواهم داد حتی از ترس یک سرهنگ…! لااقل تکلیفم با سرهنگ روشن است، می‌گویم حکومت نظامی است، اما شما با پنبه سر ما را می‌برید…!».

خزعلی در پایان، نوشته است: «ما رای سبزمان را دادیم تا به گل بنفشه بنشیند، می‌گویید: حصر و حبس در اختیار شما نیست! باشد، حرفی نیست، اما اگر اختیار دبیر کتابخانه و یا غرفه‌ای در نمایشگاه کتاب را هم ندارید، استعفا دهید و امید مردم را ناامید نکنید، نکند جناح حاکم به دست شما سر امید را ببرد و مردم را از مطالبه حقوق حقه خویش باز دارد!»

متن کامل این نامه که در وبسایت مهدی خزعلی منتشر شده، به شرح زیر است:

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای حسن روحانی

با سلام و اهدای تحیّت، ضمن تبریک میلاد امیر مومنان علی ابن ابیطالب (علیه السلام) چند سطری از ظلمی که بر موسسه فرهنگی انتشاراتی حیّان و موسسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح(عج) در دوران کوتاه دولت شما شده است می‌نگارم، نه برای رفع ظلم، که می‌دانم نه می‌توانید و نه به آن اهتمام دارید! فقط برای این که مردم امید واهی به حضرتعالی نبندند و بدانند که باید دست همت بر کمر خویش گرفته و بایستند و از جناب سرهنگ و آدم‌های امنیتی وابسته آبی گرم نمی‌شود!

می‌دانم که شما حتی نتوانستید دبیر کتابخانه‌های عمومی را به رای خویش انتخاب کنید و بلافاصله تسلیم جناح حاکم شدید و هنوز حکم دبیر خشک نشده او را با گزینه جناح حاکم عوض کردید!

این سطور را برای تاریخ می‌نگارم، در پاسخ مردمی که به ندای ما زندانیان دربند به صحنه آمدند و شما را انتخاب کردند، همیشه گفته‌ام که ما ناگزیریم که از سبد جنتی کسی را انتخاب کنیم و ۲۴ خرداد مانوری بود بر حضورمان که اراده ملت می‌تواند نفر ششم را ظرف ۴۸ ساعت برنده کند! و دولت یازدهم از نظر من دریچه‌ای در سلول انفرادی ماست که کمی هوای تازه از راهروهای پر پیچ و خم زندان به درون سلول بیاید و بس…!

جناب روحانی؛ سال گذشته حیّان و اباصالح را به سبک و سیاق دولت اختلاس از شرکت در نمایشگاه بین‌المللی و تمامی نمایشگاه‌های استانی بدون هیچ دلیلی محروم کردند و وزیر ارشاد شما به دروغ گفت: «هیچ ناشری محروم نشده است!»

در پیگیری‌های مکرر گفتند که: «وزیر ارشاد و معاونت فرهنگی و مدیر کل کتاب و کتابخوانی مکرر با اداره کل سیاسی وزارت اطلاعات دولت شما جلسه داشته‌اند و ظاهرا حضرات لجبازی کرده و مانع فعالیت این دو موسسه هستند و حتی ترسیدند که برگه‌ای مکتوب از این محرومیت به ما بدهند!»

من خسارات ممانعت از فعالیت این دو انتشارات و دو نشریه «کتاب سفید» و «کتاب‌شناسی علوم پزشکی» را متوجه دولت جمهوری اسلامی دانسته و تا تادیه خسارات از پای نخواهم نشست، حتی شکایت به مراجع ذیصلاح بین‌المللی خواهم برد، چون امیدی به قوه قضاییه ندارم.

جناب رئیس جمهور؛ امسال برای نمایشگاه ثبت نام کردیم و وجه واریز شد و غرفه هم مشخص و مهیا شد، روز گذشته از ارشاد تماس گرفته‌اند که غرفه حیان را لغو کنید!!! و این دستور از ناحیه اداره کل سیاسی وزارت اطلاعات شما به حراست ارشاد و به اداره کل کتاب و کتابخوانی ابلاغ شده است، اگر غرفه متناسب به حیان و اباصالح اختصاص دادید که در غرفه خویش میزبان اهل قلم و ادب خواهم بود، وگرنه در میدان اصلی مصلی با پرچمی در دست می‌ایستم و حقوق شهروندی‌ام را فریاد خواهم کرد.

اما بدانید دور بعد به یک امنیتی رای نخواهم داد حتی از ترس یک سرهنگ…! لااقل تکلیفم با سرهنگ روشن است، می‌گویم حکومت نظامی است، اما شما با پنبه سر ما را می‌برید…!

ما رای سبزمان را دادیم تا به گل بنفشه بنشیند، می‌گویید: حصر و حبس در اختیار شما نیست! باشد، حرفی نیست، اما اگر اختیار دبیر کتابخانه و یا غرفه‌ای در نمایشگاه کتاب را هم ندارید، استعفا دهید و امید مردم را ناامید نکنید، نکند جناح حاکم به دست شما سر امید را ببرد و مردم را از مطالبه حقوق حقه خویش باز دارد!

دهم اردیبهشت ۱۳۹۴

والسلام علی من اتبع الهدی

دکتر مهدی خزعلی

رونوشت:

۱- وزیر محترم ارشاد

۲- وزیر محترم اطلاعات

۳- بازرسی کل کشور

۴- بازرسی ریاست جمهوری

۵- دفتر مقام رهبری

۶- بازرسی مقام رهبری

۷- ریاست محترم قوه قضاییه

۸- ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام

۹- دفاتر مراجع تقلید

۱۰- تنها مرجع رسیدگی‌کننده یعنی خدا

No responses yet

Nov 23 2014

مهدی خزعلی: سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل رفسنجانی ندارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: مهدی خزعلی: «سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل هاشمی ندارد؛ به این جهت که شما بگردید تمام کشورهای دیگر را اگر کسی در راس حکومت و در قدرت بماند، ۳۵ سال نه، ۱۰ سال بعد، منفور می‌شود، اما هاشمی بعد از ۳۵ سال یک چهره آزادی‌خواه و انقلابی به خود گرفته؛ این یک نابغه سیاسی است.»در حالی که انتقادها و اعتراض‌ها به سیاست‌های بخش فارسی صدای آمریکا ادامه دارد و برخی منتقدین از بی‌بی‌سی‌زاسیون این رسانه حرف می‌زنند، تریبون این رسانه روزبه‌روز بیش‌تر از حضور مخالفان ساختاری، طیف برانداز و سایر بخش‌های اپوزیسیون جمهوری اسلامی خالی می‌شود و بیش از پیش در انحصار اصلاح‌طلبان حکومتی و حامیان هاشمی رفسنجانی قرار می‌گیرد؛ به گونه‌ای که اخیرا چند تن از نمایندگان کنگره آمریکا، با ارسال نامه‌ای به جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، خواستار تحقیق در مورد این رسانه شده بودند.
در همین راستا، برنامه «صفحه آخر» صدای آمریکا که با اجرای مهدی فلاحتی پخش می‌شود، در دو هفته متوالی و در حالی که این برنامه بر اساس معرفی خود در وب‌سایت صدای آمریکا، «هر جمعه آدم‌های متفاوتی از اخبار هفته را زیر ذره‌بین می‌گذارد»، نیمی از زمان یک‌ساعته برنامه را به شخص وی اختصاص داد. این گفتگو، برخلاف روش معمول این برنامه، نه به‌صورت زنده، که به صورت ضبط‌شده پخش گردید.

بخش اول این گفتگو، که هفته پیش با عنوان «نقش آیت‌الله خزعلی در زندانی شدن مهدی خزعلی را بهتر بشناسیم» پخش گردید، به اختلاف‌های مهدی خزعلی با پدر (آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی)، برادر و خواهران او پرداخت.

اما دومین بخش از این برنامه با عنوان «موقعیت امروز مهدی خزعلی را بهتر بشناسیم»، به طور ویژه به پشتیبانی مهدی خزعلی از هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی و تعریف و تمجید از آنان اختصاص یافت. به نظر می‌رسد مهدی فلاحتی، مجری برنامه نیز به جای به چالش کشیدن مهمان برنامه، با پخش برنامه‌ای از پیش ضبط شده، صرفا منعکس‌کننده و راوی این برنامه بود.
«سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل هاشمی ندارد»
مهدی خزعلی در بخشی از این برنامه، با اشاره به رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲، گفت: «شرایط عوض شده، رد صلاحیت آقای هاشمی در انتخابات ۹۲، یک عملیات انتحاری توسط جناح حاکم بود؛ یعنی آقای هاشمی یک لحظه‌ای با رد صلاحیت اوج گرفت و دیدید که اصلا اعتراض هم نکرد، چون او یک نابغه سیاسی در دوران اخیر است؛ من معتقدم سده اخیر در دنیا نابغه سیاسی مثل هاشمی ندارد؛ به این جهت که شما بگردید تمام کشورهای دیگر را اگر کسی در راس حکومت و در قدرت بماند، ۳۵ سال نه، ۱۰ سال بعد، منفور می‌شود، اما هاشمی بعد از ۳۵ سال یک چهره آزادی‌خواه و انقلابی به خود گرفته؛ این یک نابغه سیاسی است.»
«انتخابات ۹۲ حاصل رد صلاحیت هاشمی بود»
مهدی خزعلی در بخش دیگری از سخنان خود، دولت روحانی را برآمده از رد صلاحیت رفسنجانی دانست و گفت: «آقای هاشمی وقت رد صلاحیت او اعلام شد، فهمید که پیروزی او قطعی شده و تمام شده است؛ اعتراض هم نکرد، و انتخابات ۹۲ حاصل رد صلاحیت هاشمی بود».

مهدی خزعلی همچنین با اشاره به اعتصاب غذای خود در زندان و در سال ۹۲ برای درخواست از هاشمی برای کاندیداتوری انتخابات، گفت: «در اینجا می‌دیدم تحریم دارد جدی جا می‌افتد و یکی از بهانه‌های همه اهل تحریم این است که دوستان ما در زندان‌اند، در حصرند، در حبس‌اند و شما دنبال قدرت هستید؛ من از درون سلول انفرادی، در بدترین شرایط زندانی‌ها که من هواخوری هم نمی‌رفتم، تلویزیون نداشتم، رادیو نداشتم، روزنامه نداشتم، تلفن دو ماه اول نداشتم، با اصرار و دعوا یک تلفن به من می‌دانند، بعد می‌ایستاد بالای سر من که حرف سیاسی نزن، من در قالب شعر عاشقانه یک‌دفعه می‌رفتم روی شعری که حرف سیاسی داشت؛ اول یک شعر عاشقانه برای همسرم می‌گفتم، بعد ادامه‌اش شعری بود برای هاشمی که دعوت کنم که بیا در انتخابات شرکت کن؛ باز دستش رو می‌گذاشت قطع می‌کرد؛ ولی آن‌جا ضبط شده بود و این شعر منتقل می‌شد. من پیامم را در لابلای این‌ها منتقل می‌کردم. دردسر زیاد بود، امکانات من کم‌تر از هر زندانی دیگری بود، در این شرایط من اعتصاب غذا را شروع کردم و شرطش را گذاشتم کاندیداتوری آقای هاشمی».

مهدی خزعلی اعتصاب غذای خود و درخواست کاندیداتوری هاشمی از داخل زندان را «تکلیفی» دانست که او انجام داد و باعث شکسته شدن فضای تحریم شد، به گفته وی: «اینجا فضا باز شد که آقای مطهری برود به دیدار آقای هاشمی و از او دعوت کند؛ از قم حرکت بشود، دیگر بهانه این‌که زندانی‌ها چه می‌شود نبود؛ از زندان این تقاضا دارد می‌آید ابتدا؛ این به هر حال، «تکلیفی» بود که من آن‌جا انجام دادم و به این دلیل بود، تا این‌که ایشان کاندیدا شدند، خبرش وقتی رسید به من، خوب من آن اعتصاب را شکستم؛ با رد صلاحیت ایشان، آن اعتصاب ۶ روزه شروع شد، که خشک بود…».
«دردهای امروز را بنا نداریم بگوییم، برای این‌که می‌خواهیم [دولت روحانی] تضعیف نشود»
در ادامه، مهدی فلاحتی، مجری برنامه، که در میان صحبت‌های خزعلی به عنوان راوی سخن می‌گفت، بیان داشت: «دولت آقای روحانی می‌آید سر کار، دولتی که از اول، مورد حمایت هاشمی رفسنجانی و طیف طرفدار او بوده و حتی به گفته آقای خزعلی، محصول رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی بوده؛ حالا این دولت چقدر جواب داده به آن چیزهایی که آقای خزعلی می‌گوید خواست‌های اکثریت مردم است، لااقل بخشی از خواست‌ها، و آقای روحانی وعده انجام آن را داده و آقای خزعلی برایش اعتصاب غذا کرده؟»

و سپس ادامه صحبت‌های ضبط‌ شده مهدی خزعلی، که با حالتی بغض‌آلود سخن می‌گفت، پخش گردید: «این را حق خودم می‌دانم بگویم: حضراتی که الآن رئیس شدید، وزیر شدید، پست گرفتید، آن روزهایی که تحریم را شکستیم که این مردم بیایند به شما رای بدهند، با جان‌مان بازی کردیم، با همه زندگی‌مان بازی کردیم، با ناموس‌مان بازی کردیم، مرد باشید! یک ذره مرد باشید! حواس‌تان باشد! معامله نکنید! این‌جایی که نشسته‌اید با اشک‌های توی سلول، با راز و نیاز توی سلول به دست آمده، و امروز که من ساکتم، فکر نکنید ساکت نشستم، والله از غدیر تا الآن هر شب، شبی چهار ساعت، با خدای خودم ضجه می‌زنم، ناله می‌کنم، گریه می‌کنم و دستمال خیس می‌کنم؛ دردهای امروز را بنا نداریم بگوییم، برای این‌که می‌خواهیم [دولت روحانی] تضعیف نشود، برای این‌که می‌خواهیم روزنه‌ای که در سلول انفرادی ایجاد شده بسته نشود، اما اگر بخواهید مسامحه کنید، اگر بخواهید سازش کنید، اگر بخواهید حقوق مردم را نادیده بگیرید، اگر بخواهید حقوق شهروندی را نادیده بگیرید، اگر باز هم سکوت کنید، آن‌وقت ممکن است یک روزی دردها و این دمل، سر باز کند؛ آن روز برای شما خوب نمی‌شود، مردم امانتی به شما سپردند، امانتی که خون شهدای جنگ، خون شهدای انقلاب، خون شهدای اخیر و ضجه مادران، خون ستار بهشتی… از شهدای کهریزک، از همه شهدایی که در گوشه و کنار، در اعتصاب غذا و اینها صدمه دیدند، اعتصاب غذاها عارضه‌ای خواهد گذاشت که هیچ‌وقت تا آخر عمر هم تمامی ندارد و من هر روز باهاش دارم زندگی می‌کنم؛ این‌ها را فراموش نکنید؛ این‌که من می‌بینم دیروز یک خانمی آمد از زندانیان دهه ۶۰ و زندانیان اخیر، می‌بینم در اجاره ۳۵۰ تومانی یک اتاق لنگ است؛ یا من در اجاره منزل و محل کارم، که همه کارم هم برای عامه مردم است، لنگم و حکم تخلیه می‌آید، و بعد، نمی‌خواهیم پول از کسی بگیریم، ولی فرار نکنیم، کار کنیم، فعالیت یک بنگاه اقتصادی [موسسه انتشاراتی حیان، با مدیریت مهدی خزعلی] را فلج نکنیم به خاطر این‌که نکند خدایی نکرده دامن ما را بگیرد، این اتفاق دارد می‌افتد…».
«یقین دارم اسفندماه پازل دموکراسی را تکمیل می‌کنیم»
مهدی فلاحتی، مجری برنامه، در ادامه گفت: «کسی که مخصوصا برای به قدرت رسیدن این دولت و این مشی سیاسی، با آن شعارها، حبس کشیده باشد، اعتصاب غذا کرده باشد، هزینه داده باشد و وقتی هم می‌آید بیرون از زندان، مثل جذامی‌ها به قول خودش با او برخورد می‌کنند، خوب، چنین کسی در این لحظه تاریخی، در این مقطع سیاسی و اجتماعی، امروز چه فکر می‌کند؟»

مهدی خزعلی در پاسخ ضبط‌شده خود، از «تکمیل پازل دموکراسی در اسفندماه آینده» سخن گفت: «من در تمام این گریه‌ها و سوزها و سختی‌ها، دعایی که می‌کنم برای گشایشی است که آخر این دعاها حس می‌کنم و یقین دارم؛ ببینید این دردها را می‌آورم با خودم مویه می‌کنم، اما یقین دارم ما پیروزیم، یقین دارم آینده از آن مردم است، و یقین دارم که سال بعد، ما باز هم اسفندماه به خیابان‌ها خواهیم ریخت و یک جشن پیروزی دیگری را برقرار خواهیم کرد و پازل دموکراسی را تکمیل می‌کنیم؛ ما الآن یک قوه مجریه‌ای همچین نیم‌بند داریم، یک قوه مقننه ان‌شاءالله و یک خبرگان رهبری دیگر را هم اضافه خواهیم کرد و گام‌ها را پیش می‌رویم؛ من یقین دارم؛ به هر حال، درست است کند است، درست است سخت است، درست است مطابق با خواست‌ها و شعارهای روز ۲۵ خرداد نیست، اما روزنه‌ای است در سلول انفرادی؛ فقط آن‌هایی که در سلول بودند می‌فهمند این دریچه کوچولوی ۱۵ سانت در ۱۵ سانت که دو میله هم وسط آن را قطع کرده است که دست از آن به زور رد می‌شود، این دریچه خیلی مهم است باز باشد یا بسته باشد. ما گاهی تا صبح می‌کوبیدیم به این دریچه تا این دریچه را باز کنند. این خیلی مهم است، این دریچه باز شده است.»
برخی واکنش‌های مخاطبان در فیس‌بوک «صفحه آخر»
بعد از پخش این برنامه، یکی از مخاطبان آن، در فیس‌بوک «صفحه آخر» [8] و زیر لینک مربوط به مهدی خزعلی، نوشته است:

پرداختن بیش از حد این برنامه و شما آقای فلاحتی به این آقا [مهدی خزعلی] برای من قابل درک نیست، به نظر من، با روال این برنامه کاملا در تضاد هست و کار از آزادی بیان و فکر گذشته!

یکی دیگر از بینندگان برنامه نیز در کامنتی نوشته است:

راستش من نمی‌توانم درک کنم چرا تا مهدی خزعلی عطسه می‌کند شما یک برنامه ویژه برای ایشان تهیه می‌کنید. یعنی هیچ‌کس دیگری در این رژیم ترور و وحشت به اندازه ایشان صدمه ندیده است؟ شما از مردم دعوت می‌کنید از افرادی مانند ایشان پشتیبانی مالی بکنند تا ایشان برای بیش‌تر قدرت گرفتن فرد چپاولگر و جنایتکاری مانند رفسنجانی فعالیت بکند؟ مهدی خزعلی مدام از بسیجی بودن خود و شرکتش در جنگ می‌گوید و سر همه منت می‌گذارد؛ آیا اگر این ترور رژیم به قدرت نرسیده بود اصلا جنگی اتفاق می‌افتاد؟ مگر نه اینها خود و در راس همه رفسنجانی جنگ را برای تثبیت رژیم تبهکار خود تحریک کردند و ادامه دادند؟ نمی‌دانم چه بگویم؛ دارم به شما و هدف برنامه‌تان شک می‌کنم.

مخاطب دیگری نیز در مورد مهدی خزعلی نوشته است:

با تمامی مسائلی که بر ایشون رفته، جای تاسف دارد هنوز دامن ولایت فقیه را چسبیده و فکر می‌کند افعی کبوتر می‌زاید».

یکی دیگر از بینندگان نیز خطاب به مهدی خزعلی نوشته است:

جناب آقای خزعلی،
بسیار خوب است که نور بر تاریکی‌ها بتابد و پرده از جنایت‌ها برداشته شود تا شاهد تکرار این فجایع در کشورمان نباشیم. اما مگر بسیاری از همین جنایات در زمان صدارت همین افرادی که شما امروز با افتخار از آنها با نام سران اصلاحات و بزرگان اصلاحات نام می‌برید اتفاق نیفتاد؟
جنایاتی که در اواخر دهه پنجاه و تقریبا در سر تا سر دهه شصت (به اصطلاح، دوران طلایی حضرت امام) انجام شد در زمان صدارت چه کسانی بود؟ کشتار سال شصت و هفت را چه کسانی طراحی و اجرا کردند؟ آقای خامنه‌ای که هنوز سه هزار نفر را یکجا اعدام نکرده است. شما چرا با ایشان درافتاده‌اید و آن بقیه را از یاد برده‌اید؟ چرا این سوالات را از «سردار سازندگی» و سایر کسانی که امروز سنگ اصلاحات را به سینه می‌زنند و از نظر شما دوستدار وطنند نمی‌پرسید؟
جناب آقای خزعلی،
چرا شما تلاش دارید خود را مسلمان‌تر از آیت‌الله‌هایی نشان دهید که هفتاد-هشتاد سال از عمرشان را در همین دین سپری کرده‌اند؟ یعنی شما از پدرتان و از خمینی اسلام‌شناس‌ترید؟ آیا این اسلامی که شما سنگش را به سینه می‌زنید وجود خارجی هم دارد؟ مستندات تاریخی شما چیست؟
این سماجت شما که این آیت‌الله‌ها اسلام را نمی‌شناسند ولی شما می‌شناسید مثل این می‌ماند که بنده، که چهار واحد زیست‌شناسی پاس کرده‌ام، ادعا کنم که دکتر مهدی خزعلی پزشکی را نمی‌شناسد ولی من می‌شناسم. آیا به نظر شما این کارتان اندکی خنک و نسنجیده نیست؟
آیا می‌توانید پنج سوره از قرآن بیاورید که تهدید، تحقیر، تهمت، خشونت، برائت از دگراندیش و یا جنگ و جهاد در آنها نباشد؟
آیا می‌توانید یک جامعه سعادتمند دینی به ما نشان بدهید؟
آیا می‌توانید دو تا از خدمات امام حسین به ما ایرانیان را نام ببرید؟

========

عکس از گزارش تصویری دیدار مهدی خزعلی و «نویسندگان و مسوولان سرای اهل قلم» با هاشمی رفسنجانی، اردیبهشت ۱۳۹۳؛ عکس‌های بیش‌تر

No responses yet

Jun 07 2014

جنگ قدرت آقازاده‌هایی که «آقا» شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: مهدی خزعلی، مهدوی کنی را «محمدرضا خان» نامیده و نوشته: «او برای حفظ دنیایش تن به هر کاری داد، او خفت و خواری را به جان خرید، او به دست‌بوسی حاکمان عادت داشت… او خود را خوار و ذلیل ساواک کرد تا آزاد شود»

آیت‌الله مهدوی کنی هنوز با کمک دستگاه تنفسی بیمارستان نفس می‌کشد و در تازه‌ترین اخبار، رئیس تیم پزشکان وی گفته: «بررسی‌های ما نشان می‌دهد که آیت‌الله مهدوی کنی دچار آسیب جدی مغزی شده‌اند و از لحاظ پزشکی، ایشان امید بازگشتشان کم است.» در چنین شرایطی، به نظر می‌رسد جنگ قدرت در جمهوری اسلامی ابعاد جدیدی به خود گرفته و از سطح «آقایان» به سطح «آقازاده‌‌ها» رسیده است؛ آقازاده‌هایی که به تعبیر رهبر جمهوری اسلامی خطاب به مهدی کروبی، دیگر خود «آقا» شده‌اند و اینک، این «آقا» پسران، خود را برای شرایط بعد از مرگ «آقا» پدران آماده می‌سازند.

در تازه‌ترین واکنش، مهدی خزعلی فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی، از حامیان جدی هاشمی رفسنجانی و از دوستان سابق سعید مهدوی کنی و مصطفی خامنه‌ای، فرزندان مهدوی کنی و خامنه‌ای، که در مدرسه علوی نیز با آنها هم‌دوره بوده است، در نوشتاری بسیار تند، مهدوی کنی و خانواده او را مورد حمله قرار داده است.

مهدی خزعلی در نوشته خود با عنوان «محمدرضا مهدوی کنی چشم از دنیایی که همه چیزش بود فرو بست!» ضمن اشاره به سوابق و کارنامه محمدرضا مهدوی کنی، ۸۳ سال عمر وی را «حکایت ۸۳ سال عمر بی‌حاصل و ۸۳ سال دلبستگی به مال و منال و جاه و جلال» دانسته و نوشته: «او برای حفظ دنیایش تن به هر کاری داد، او خفت و خواری را به جان خرید، او به دست‌بوسی حاکمان عادت داشت، او حلال خدا را حرام و حرامش را حلال کرد تا بر ریاست خویش باقی بماند، او خود را خوار و ذلیل ساواک کرد تا آزاد شود، و پس از آزادی دم فرو بست و دیگر سخنی – که شاه را خوش نیاید – بر زبان نراند و به زعم خود زندگی کرد و شاهد شهادت و رشادت مردان خدا بود، دوستانش شهید و زندانی و تبعیدی شدند و او در کنار والده سعید آقا [مهدوی کنی] خوب زندگی کرد!»

خزعلی همچنین به زندگی بعد از انقلاب مهدوی کنی و ریاست او بر کمیته‌های انقلاب اسلامی پرداخته و نوشته: «انقلاب شد، در کمیته‌ها خشونت را به حد اعلا رساند تا جایی که گاهی فرزندان دوستانش را به کام مرگ فرستاد! و باز خوب خورد و خوب زندگی کرد!»

خزعلی، با اشاره به ریاست مهدوی کنی بر دانشگاه امام صادق ، نوشته است: «دانشگاه امام صادق(ع) – که واقف وصیّت کرده بود آیت‌الله منتظری متولی وقف باشد و پس از او هر که را آیت‌الله منتظری تعیین فرمود متولی باشد – را به ناحق ملک طلق خویش کرد و همه فرزندان و همسرانشان را در آنجا پست و مقام و ریاست بخشید و همسرش را نیز ریاستی خاص داد! در آن دانشگاه از بیت‌المال خانه‌ای ۵۰۰۰ متری با خدم و حشم و باغبان فراهم آورد! و امروز محمدرضا مهدوی کنی همه را گذاشت و رفت، همسر و فرزند و داماد و عروس از این همه ثروت بهره می‌برند و امروز روز حساب اوست، پرده‌ها فروافتاده، دستش از دنیا کوتاه، دستگاه قضایی نمی‌تواند که به دادش رسد، شهردار تهران هم نیست که سودهای چند هزار میلیاردی در جیبش کند!»

خزعلی در ادامه با ذکر یک ماجرا، نوشته: «آقا محمدرضا؛ آن وکیلی که ریشش را در دست گرفتی و محکم دهانش را بستی تا زبانش بریده شد، امروز در برابر تو در محکمه الهی است، دیگر نمی‌توانی دهانش بدوزی و با دهان پرخون و پای شکسته در میدان بهارستان رهایش کنی!

امروز آیت‌الله العظمی منتظری را هم خواهی دید، از تو می پرسد: زمان شاه کم آوردی و تسلیم شدی و مرا در سیاهچال ساواک تنها گذاشتی، بعد از انقلاب محمدم در برابر نفاق به شهادت رسید و تو مرا یاری نکردی، فرزند دیگرم در برابر صدام جانباز شد و تو در جنگ هم کم گذاشتی، محصور شدم و باز هم مرا نه تنها واگذاشتی که دانشگاه موقوفه‌ام را به ناحق متصرف شدی! حال تو اینجا و من اینجا، دنیا را هر دو وانهادیم، تو چه آوردی و من چه؟ تو چه فرو نهادی و من چه؟ من محبوب دل‌های مردم دردمند و تو محبوب شکم‌بارگان! در پی من دعای مظلوم و در پی تو ثنای ظالم، من برای فرزندانم عزت و آبرو گذاشتم و تو مال و منالی بی‌برکت که وزر و وبال است!»

خزعلی در پایان، با انتقاد از ریاست مهدوی کنی بر مجلس خبرگان، نوشته است: «محمدرضا خان؛ تو در شرایط دشوار بعد از انتخابات ۸۸، حتی حاضر شدی جای ولی نعمت خود [هاشمی رفسنجانی] را بگیری و بدون رقیب بر صندلی ریاست مجلس خبرگان تکیه زنی، در حالی که بر روی پای خود نمی‌توانستی بایستی و یک پایت آن سوی گور بود! باز هم برای خرسندی جناح حاکم و خوش‌خدمتی، پا پیش نهادی و صد البته رقیب در شان خود نمی‌دید که با پیری عصا به دست و لب گور کشتی بگیرد! و تو در یک انتخابات یک‌نفره خودت بر خودت پیروز شدی و ریاست خبرگان را به ناحق از آن خود کردی!

بگذریم، دستت از دنیا کوتاه شد، منتظر باش، به دادخواهی خود و فرزندان این مرز و بوم خواهم آمد و آنجا در محکمه عدل الهی، داد خود خواهم ستاند و دیگر سلطانی نیست تو را یاری کند. منتظرم باش؛ مهدی خزعلی».

البته نزاع قلمی مهدی خزعلی و محمدرضا و سعید مهدوی کنی، مسبوق به سابقه است. وی در آذرماه ۱۳۹۰ نیز پس از آنکه آیت‌الله مهدوی کنی گفته بود: «رهبری و ولایت در نظام ما تقدس دارد»، در پاسخ وی نوشت: «با اسلام و انقلاب و ایران عزیز بازی نکنید، می‌دانم نگران چه هستید، شما دغدغه دانشگاه امام صادق و برج کذا و مجتمع تجاری نور و کارخانجات نساجی و پوشاک جامعه را دارید، نگران آینده‌ای هستید که همه را از شما بستانند و فرزند دلبندتان را با … بیرون اندازند، اما این حرف‌ها افاقه نمی کند، من پیمان می‌سپارم که این کار را بکنم، من بیت‌المال را از کابین زنانتان به جای خود باز خواهم گرداند! با این تملق‌ها راه به جایی نمی‌برید! اول برای رهبری تقدس می‌سازید تا از تتمه این حنا رنگی هم به ریش خود زنید! البته خیلی زود دست خود را رو کرده‌اید و در همین مصاحبه خواسته‌اید از شما بت بسازند، بتی بالاتر از بودا، به بودا هم راضی نیستید، فرموده‌اید: «مهدوی آیت‌الله است و آدم خوبی هم هست، حرفش را بپذیرید».»

خزعلی همچنین در بهمن‌ماه ۱۳۸۹ و در بحبوحه حوادث پس از انتخابات جنجالی ۸۸، در نوشتاری با عنوان «آقازاده هتاک و متکبر آیت‌الله مهدوی کنی!» به شرح ماجرایی می‌پردازد که در یک ملاقات و مشاجره میان آنها پیش آمده و سعید مهدوی کنی با انتقاد از مواضع خزعلی به وی گفته بود: «تو آمریکایی شده‌ای! آمریکا برای تو کف می‌زند! کروبی را به خانه‌ات راه می‌دهی!».

خزعلی در بخشی از این نوشتار با اشاره به دانشگاه امام صادق و ریاست آن، نوشته بود: «حضرت آیت‌الله در دانشگاه امام صادق سلطنتی راه انداخته بود و او [سعید مهدوی کنی] ولیعهدش بود، همه موسسین (مثل آیت‌الله منتظری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) را از سرشان باز کرده بودند، ولایت فقیه دانشگاه، معظم‌له بود، حرف ایشان فصل‌الخطاب بود! بنگاه‌های اقتصادی مهمی هم نظیر کارخانجات پوشاک جامعه و مجتمع تجاری نور (تقاطع ولیعصر و طالقانی) در اختیارشان بود، پس باید عمل به احتیاط می‌کردند، نکند پس از ارتحال حضرت آیت‌الله کسانی چشم طمع به دانشگاه بدوزند، پس در زمان حیات معظم له اختیارات را به دُردانه سپردند، امروز حاج سعید همه کاره دانشگاه است، البته حاجیه خانم هم ریاست دانشگاه امام صادق بانوان را دارند و دخترشان (مریم خانم) هم معاونت می‌فرمایند، برای همسر سعید آقا هم در دانشگاه شغل و جایگاه مناسبی در نظر گرفته‌اند، خوب برای مدارک دکترای خانم‌ها هم فکری کرده‌اند! راستش مقطع دکتری فقط در دانشگاه آقایان بود و متاسفانه طبق اساسنامه ورود اناث مطلقاً ممنوع بود! و برای مریم خانم که چند بار در امتحان دکتری قبول نشده بود باید فکری می‌کردند، پس اساسنامه را عوض کردند و اجازه دادند که در مقطع دکتری زن هم وارد دانشگاه شود، احتمالا آقایان در مقطع دکتری سنی ازشان گذشته‌است و دیگر از مردی افتاده‌اند! از این تغییر اساسنامه فقط سرکار علیه مریم خانم استفاده کردند و یکی از نوچه‌ها – خانم عظیم‌زاده – که احتمالا برای تنها نبودن سرکار علیه (مد ظلها) ایشان را تا دکتری مشایعت و خود نیز دکتر شدند!»

با توجه به اینکه آیت‌الله مهدوی کنی علاوه بر ریاست مجلس خبرگان رهبری، ریاست دانشگاه امام صادق تهران و نیز ریاست جامعه روحانیت مبارز تهران را نیز بر عهده داشته است، به نظر می‌رسد جنگ قدرت در جبهه‌های گوناگون در حال شکل‌گیری است. در مورد مجلس خبرگان رهبری، که به‌ویژه با توجه به احتمال مرگ خامنه‌ای و گذار به دوران پساخامنه‌ای ، نقش تعیین‌کننده خواهد داشت، به نظر می‌رسد نزاع اصول‌گرایان، باند مصباح و باند هاشمی رفسنجانی گسترش خواهد یافت.

در زمینه ریاست دانشگاه امام صادق نیز، با وجود اینکه برادر کوچک‌تر مهدوی کنی، آیت‌الله محمدباقر باقری کنی، از اعضای مجلس خبرگان رهبری و پدر داماد علی خامنه‌ای، مصباح‌الهدی باقری کنی، رسما و اسما قائم مقامی ریاست دانشگاه را بر عهده دارد، اما با توجه به کهولت سن و عدم توانایی اجرایی و مدیریتی وی، یکی دیگر از گزینه‌هایی که همواره، از جمله در زمان تحصیل من در دانشگاه امام صادق ، مطرح بوده و عملا نیز در مدیریت دانشگاه نقش اساسی داشته، سعید مهدوی کنی، «آقازاده» محمدرضا مهدوی کنی است که اینک، خود «آقا» شده است و «سعید آقا» نامیده می‌شود!

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .