اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ورشکستگی'

Oct 17 2021

گزارش منسوب به سازمان برنامه و بودجه: احتمال ورشکستگی دولت و ۱۰ برابر شدن نرخ دلار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: گزارش منسوب به سازمان برنامه و بودجه که در مردادماه امسال، اواخر دوران ریاست جمهوری حسن روحانی تنظیم شده و روز شنبه در برخی رسانه‌های داخلی ایران بازتاب یافته نشان می‌دهد که در صورت ادامه تحریم‌ها، دولت در سال ۱۴۰۳ در آستانه ورشکستگی قرار می‌گیرد و نرخ دلار نیز در سال ۱۴۰۶ تا ۲۸۴ هزار تومان اوج خواهد گرفت.

هنوز دولت ابراهیم رئیسی واکنشی صریح به این گزارش که روز شنبه ۲۴ مهرماه در رسانه‌های داخلی بازتاب یافته، نشان نداده و اعلام نکرده است نظر کنونی سازمان برنامه و بودجه در دولت سیزدهم درباره وضعیت اقتصاد کشور چیست.

گزارش یاد شده می‌گوید تا سال ۱۴۰۳ میزان بدهی‌های دولتی به نصف تولید ناخالص داخلی می‌رسد و بدین ترتیب، دولت در آستانه ورشکستگی قرار می‌گیرد و در صورت ادامه تحریم‌ها، نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی تا حدود ۱۵۰ درصد اوج خواهد گرفت.

این گزارش می‌گوید در سال جاری خورشیدی این نسبت حدود ۳۰ درصد است.

قبلا صندوق بین‌المللی پول نیز برآورد کرده بود که میزان بدهی دولتی در سال گذشته خورشیدی به معادل ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور رسیده و نسبت به سال ۹۸ بیش از ۲ برابر شده است.

صندوق بین‌المللی پول برآورد کرده است که کل بدهی خالص دولت ایران در سال گذشته خورشیدی به ۲۲۷ میلیارد دلار رسید که معادل نزدیک ۳۶ درصد از تولید ناخالص داخلی ایران است. این رقم بر اساس نرخ ارز آزاد حدود ۵ برابر بودجه دولت در سال جاری و بر اساس نرخ ارز دولتی، ۳۲ برابر بودجه عمومی دولت است.

دولت ایران تاکنون آماری از کل بدهی دولتی منتشر نکرده، اما آخرین آمار بانک مرکزی که ۱۷ مهرماه منتشر شد، نشان می‌دهد که تنها بدهی بخش دولتی به بانک‌ها در مرداد امسال نسبت به مرداد پارسال ۳۵ درصد افزایش یافته و تا بیش از ۶۵۵ هزار میلیارد تومان اوج گرفته است. از این رقم، ۲۰۱ هزار میلیارد تومان بدهی دولت به بانک مرکزی است که رشدی ۵۰ درصدی نسبت به مرداد پارسال نشان می‌دهد.

بخش دیگری از گزارش منتسب به سازمان برنامه و بودجه دولت حسن روحانی نشان می‌دهد که اگر تحریم‌ها ادامه یابد، نرخ دلار تا پایان دولت بعدی در سال ۱۴۰۴ به ۱۰۰ هزار تومان و در سال ۱۴۰۶ به ۲۸۴ هزار تومان اوج خواهد گرفت.

این گزارش می‌گوید حتی اگر تحریم‌ها لغو شود، باز هم نرخ دلار در سال ۱۴۰۶ به بالای ۵۵ هزار تومان خواهد رسید.

بر اساس این گزارش متوسط نرخ تورم سالانه در شش سال آینده به شرط برچیده شدن تحریم‌ها ۲۸ درصد و با ادامه تحریم‌ها نزدیک ۵۴ درصد خواهد بود.
با استفاده از گزارش‌های منتسب به سازمان برنامه و بودجه و رادیو فردا؛ د.خ/س.ن

No responses yet

Apr 10 2021

پس از توافق ایران و چین، قطعه‌سازان ایرانی ورشکسته می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,روابط بین‌المللی,سیاسی

رادیوفرانسه: امیرحسن کاکایی، عضو هیات علمی دانشکده مهندسی خودرو روز سه‌شنبه درباره توافق اخیر میان ایران و چین به خبرگزاری ایلنا گفت: تیراژ‌های خودروسازی‌های داخلی بالا نیستند در نتیجه چینی‌ها به راحتی می‌توانند قطعه‌سازان ایرانی را از دور رقابت خارج کنند.

این استاد دانشگاه در پاسخ به سوالی در مورد امکان همکاری‌های صنعتی با چین در حوزه خودرو گفت: تجربه ما چنین همکاری را نشان نمی‌دهد؛ چینی‌ها برای توسعه تولید داخلی ما کمک نمی‌کنند، شاید برای مونتاژ بهتر کمک کنند. تجربه گذشته نشان می‌دهد که چینی‌ها از نظر تولید به شدت تمامیت‌خواه هستند.

او تاکید کرد: با حضور چینی‌ها که ما تجربه کار با آنها در صنعت خودرو را داریم، به شدت قطعه‌سازان با مشکل مواجه می‌شود و با این چالش، در کنار ضربه‌ای که چند سال پیش خوردند بسیاری از آنها ورشکسته خواهند شد.

No responses yet

Jul 14 2020

معاون سیاسی استاندار بوشهر: تحریم‌ها کمر اقتصاد ایران را شکسته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,تحریم,سیاسی

رادیوفردا: مجید خورشیدی از «قطع تمام درآمدهای» حکومت جمهوری اسلامی خبر داده است.

معاون سیاسی استانداری بوشهر نادیده گرفتن تاثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران را «رویه‌ای غلط» دانسته و گفته که تحریم‌ها «کمر اقتصاد» کشور را شکسته است.

مجید خورشیدی روز سه‌شنبه ۲۴ تیر در نشست شورای اطلاع‌رسانی بوشهر گفته است: «از دولت قبل این رویه وجود داشت که می‌گفتند تحریم هیچ اثری ندارد و متاسفانه این رویه غلط ادامه یافته؛ اما باید بگویم که تحریم‌ها کمر اقتصاد را شکسته است».

اظهارات او در شرایطی مطرح می‌شود که رهبر جمهوری اسلامی و شمار دیگری از مقام‌های رسمی، بارها از مهم نبودن اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران سخن گفته‌اند.

خورشیدی به صراحت از تاثیر جدی تحریم‌ها بر معیشت شهروندان ایران سخن گفته و افزوده که در شرایط تشدید تحریم‌ها و افزوده‌شدن کرونا به مشکلات، شرایط اقتصادی کشور دچار مشکل است زیرا «معیشت که از آسمان نمی‌آید».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، او به برخی از نمایندگان «جوان» مجلس شورای اسلامی و حتی برخی افراد باسابقه یادآوری کرده که باید بدانند «کشوری که اقتصاد نفتی داشته و تمام هزینه‌های اداره آن نیز بر عهده دولت است در اثر تحریم‌ها چه شرایطی را تجربه کرده» است.

معاون سیاسی استانداری بوشهر از «قطع تمام درآمدهای» حکومت جمهوری اسلامی خبر داده است.

ایران که در آوریل ۲۰۱۸ بیش از دو و نیم میلیون بشکه نفت در روز صادر می‌کرد، پس از خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن تحریم‌ها اکنون بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار بشکه نفت بیشتر صادر نمی‌کند.

سعید نمکی، وزیر بهداشت ایران، اخیرا گفته بود که با توجه به وضعیت معیشت شهروندان، باید به فکر طغیان آتی تهیدستان بود.

No responses yet

Nov 24 2019

الکساندر نواک: ایران دو میلیارد دلار وام از روسیه تقاضا کرده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,روسیه,سیاسی

رادیوفردا: وزیر انرژی روسیه می‌گوید ایران دو میلیارد دلار وام از این کشور درخواست کرده است و قصد دارد میزان کل وام دریافتی از روسیه را به پنج میلیارد دلار برساند.

موضوع پنج میلیارد دلار وام روسیه به ایران، حتی قبل از برجام مورد توافق طرفین قرار گرفته بود و بر اساس توافق سال ۲۰۱۵، تاکنون چندین قرارداد برای اعطای وام برای طرح‌های نیروگاهی و خط آهن ایران از طرف روسیه امضا شده است، اما رضا اردکانیان وزیر نیرو ایران روز اول آذر در سفری به روسیه گفت درباره اختصاص وام برای طرح‌های جدید مذاکره شده است.

الکساندر نواک، وزیر انرژی روسیه، روز شنبه دوم آذر به خبرنگاران گفت: ایران دو میلیارد دلار وام درخواست کرده و می‌خواهد در نهایت میزان کل وام دریافتی از روسیه را به پنج میلیارد دلار برساند.

وی گفت وزارت دارایی روسیه این موضوع را بررسی خواهد کرد.

به گفته نواک، این وام برای ساخت نیروگاه‌های حرارتی، نیروگاه‌های برق آبی، راه‌آهن و تأمین واگن‌های مترو تقاضا شده است.

آقای اردکانیان نیز گفته بود قرار است این وام به ساخت نیروگاه یک هزار و ۴۰۰ مگاواتی سیریک هرمزگان، پروژه برقی‌ کردن راه‌آهن اینچه‌برون‌ گرمسار، توسعه نیروگاه‌ برق‌آبی گُتوند، مدرن کردن سیستم نیروگاه رامین، پروژه راه‌آهن زاهدان به بیرجند و تجهیز ناوگان حمل‌ونقل شهری (واگن‌های مترو) اختصاص خواهد یافت.

بر اساس آمارهای رسمی گمرک روسیه، این کشور طی ۹ ماه سال جاری میلادی ۳۹۱ میلیون دلار واردات از ایران داشته که نسبت به دور مشابه پارسال تغییری نکرده، اما صادراتش به ایران با افزایشی ۳۷ درصدی به حدود ۱.۲ میلیارد دلار رسیده است.

No responses yet

Jun 01 2019

واکنش تامین اجتماعی به هک وب‌سایت و انتشار نامه «ورشکستگی» این سازمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: سرپرست سازمان تامین اجتماعی در واکنش به حمله اینترنتی به وب‌سایت این سازمان و افشای نامه مربوط به «ورشکستگی» آن، اعلام کرد که «امنیت کامل تمامی سامانه‌ها، اطلاعات و سوابق بیمه‌شدگان، مستمری‌بگیران و کارفرمایان محرز است و جای هیچ نگرانی نیست».

محمدحسین زدا، سرپرست این سازمان، روز شنبه، ۱۱ خردادماه، در صفحه اینستاگرام خود در عین حال نوشت که نیروهای این سازمان «در کمترین زمان ممکن از این حمله آگاه، در سریع‌ترین زمان ممکن وارد عمل شده و مقابله کرده و ابعاد فنی را بطور کامل بررسی و اقدامات لازم را انجام دادند».

وی گفت که این گروه «برای دقایق بسیار کوتاهی» توانست به سایت خبری سازمان تامین اجتماعی «نفود و اطلاعات مبهم و دستکاری شده خود را منتشر کند».

یک گروه هکر به نام «تپندگان» روز پنج‌شنبه با انتشار تصاویری اعلام کرد که وب‌سایت سازمان تامین اجتماعی را هک کرده است.

این گروه نامه حسین امیری گنجه، سرپرست اقتصادی و برنامه‌ریزی سازمان تامین اجتماعی، به سرپرست این سازمان را نیز برای چند رسانه از جمله رادیوفردا ارسال کرد.

در این نامه آقای گنجه هشدار داده که در صورت پرداخت نشدن بدهی ۱۹۰ هزار میلیارد تومانی دولت به سازمان تامین اجتماعی، این سازمان «ورشکست» خواهد شد.

عکس وب‌سایت سازمان تامین اجتماعی پس از هک شدن توسط گروه «تپندگان»
عکس وب‌سایت سازمان تامین اجتماعی پس از هک شدن توسط گروه «تپندگان»

در سال ۹۶ نیز مرکز پژوهش‌های مجلس ایران در مورد «ورشكستگی احتمالی» سازمان تأمين اجتماعی در یک دهه آینده و بروز «ناآرامی» پس از آن هشدار داده و گفته بود که بحران این ورشکستگی «به قدری است که دولت نيز توان مداخله را نخواهد داشت».

بيش از ۴۱ ميليون نفر یعنی ۵۲ درصد جمعیت ایران از بیمه‌های سازمان تامین اجتماعی استفاده یا از این سازمان حقوق بازنشستگی و مستمری دریافت می‌کنند.

در نامه سرپرست اقتصادی و برنامه‌ریزی سازمان تامین اجتماعی همچنین اعلام شده که این سازمان برای تامین کسری بودجه خود بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان از بانک رفاه کارگران و ۸۱۵ میلیارد تومان از بانک ملی وام گرفته که این وام «آسیب شدیدی» به بانک رفاه کارگران زده است.

نامه هشدار سرپرست اقتصادی سازمان تامین اجتماعی درباره ورشکستگی این سازمان
نامه هشدار سرپرست اقتصادی سازمان تامین اجتماعی درباره ورشکستگی این سازمان

شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی (شستا) یکی از بزرگ‌ترین نهادهای سرمایه‌گذاری در ایران است که در زمینه‌های تجارت و بازرگانی و تولید فعالیت می‌کند.

در همین حال محمد شریعتمداری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، روز شنبه در توئیتر خود «از پیگیری و اقدام قضایی» برای دریافت بیش از ۱۳ هزار میلیارد تومان طلب‌های شستا خبر داد.

وی تهدید کرد که اگر بدهکاران بدهی خود را پرداخت نکنند، نام‌شان را افشا خواهد کرد.

اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهور ایران، نیز سال گذشته هشدار داده بود که موضوع صندوق‌های بازنشستگی، در آینده «چالش بزرگی» ایجاد خواهد کرد.

گروه هکرهایی که خود را «تپندگان» می‌نامد پیشتر نیز در اعتراض به سیاست‌ها و اقدامات حکومت در ایران وب‌سایت و سیستم دست‌کم دو فرودگاه مشهد و تبریز را هم هک کرده است.

منابع: رسانه‌های اجتماعی، رادیوفردا/ ا. م./ ف. دو.

No responses yet

Nov 20 2018

گفتگوی تفصیلی آفتاب یزد با محمدرضا تاجیک: موریانه قدرت طلبی برخی به جان اصلاحات افتاده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

آفتاب یزد– امید کاجیان : وقتی از او پرسیدم حال و هوای دانشگاه چطور است،گفت مثل بقیه جاها. گفتم حال و هوای بقیه جاها که زیاد خوب نیست… لبخندی زد و نشست مقابلم. با استاد، چند بار دیگر نیز گفت وگو کرده بودم. در روزهای پرامید سال 96 و بعد از پیروزی حسن روحانی ولی آن روزها حال و هوای همه چیزوهمه کس فرق می‌کرد حتی حال و هوای خود او… لا اقل در ظاهر هم که شده. اما این بار صریح تر از همیشه شده است برای به کار بردن جمله‌ها و واژگان دیگر آن محافظه کاری‌ها را کنار گذاشته، رک و بی پروا می‌گوید.
اصلاح طلب خارج از قدرت. این شاید بهترین و صریح ترین توصیفی است که می‌توان از استاد داشت. استاد محمدرضا تاجیک، دکترای «تحلیل گفتمان در سیاست» از دانشگاه اسکس انگلستان، مشاور رئیس جمهور و رئیس «مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری»دولت اصلاحات.
تاجیک هنوز هم وسواس خاصی دارد در شرح این روزهای سیاست ایران و برای ترسیم چشم‌اندازهای آینده. حالا او شده یکی از منتقدین سرسخت اصلاح طلبان فعلی و مسیری که جناح چپ در این سال‌ها برداشته است. وقت خوبی است برای آسیب شناسی جریانی که روزگاری داعیه داشتن پایگاه اجتماعی بالا داشت و رای مردم چشم و گوشش را بست به روی خیلی از حقایقی که امروز نتیجه‌اش را می‌بینید. با دکتر تاجیک گپی می‌زنیم. برای اینکه بدانیم چه شد اصلاحات کارش به اینجا رسید.

جناب دکتر! این روزها، نگاه مردم به اصلاح‌طلبان دیگر نگاه سابق نیست، فاصله پایگاه اجتماعی با این جریان روز به روز بیشتر می‌شود،از همین رو بعد از دی‌ماه 96، عده‌ای موضوع اصلاح در اصلاحات را مطرح کردند که به آن نیز توجه نشد. از نگاه شما اساسا در این 20 سال اصلاحات توانست در دل مردم جا باز کند که اکنون عده‌ای به فکر اصلاح در اصلاحات باشند؟
می‌گویند که بعد از انقلاب‌های بزرگ، دیگر انقلابی بزرگ شکل نمی‌گیرد. در این شرایط تنها آلترناتیو جدی که مطرح می‌شود یک جریان اصلاحی است. به اعتقاد من آن چیزی که لوکزامبورگ یک زمانی با عنوان انقلاب مستمر از آن نام می‌برد و امروز در برخی از گفتارهای روشنفکری و رسمی ما به کار برده می‌شود، عمدتا یک گفتمان اصلاحی است. یعنی گفتمانی که می‌تواند یک انقلاب را با تغییرات کارکردی که در درون آن ایجاد می‌کند باقی نگه دارد.
از سوی دیگر، اکنون از دهه‌هایی که در ایران، آمریکای لاتین و چه در کشورهای جهان سوم به عنوان دهه‌های شورش و جنبش‌های رادیکالی موسوم بود وارد دوره‌هایی شدیم که انگاره‌های غالب، انگاره‌های جنبش‌های اصلاحی و مدنی است. حتی چپ مارکسیستی رادیکال هم وقتی دگردیسی پیدا می‌کند، عمدتا به حرکت‌های مدنی و اصلاحی روی می‌آورد، در مبارزه با امپریالیسم و سرمایه‌داری بسیاری از اندیشه‌های رادیکالی زیر اســتراتژی‌های مدنی می‌روند، بنابراین کماکان یک منش و روش گفتمان اصلاحی، گفتمان برتر و آلترناتیو نخست جامعه است.

کــــدام اصـــلاحات منظورتان است؟
منـــظــورم از این اصلاحات، جریان موجود اصلاح‌طلبان در کشور نیست، راه اصلاح مدنی است اما آیا معنا و مفهوم این موضوع این است که جریان اصلاح‌طلبی امروز همان آلترناتیوی باشد که ما به آن نیازمندیم؟ من در این امر تردید دارم چرا که یک جریان اصلاحی باید ساز و کارهای مکرر اصلاحی را در درون خودش تعبیه کرده باشد، یک جریان اصلاحی باید آنچه را که می‌گوید، ببیند یعنی اصلاحات در کلامش نباشد در کنش آن هم باشد، اصلاحات و تغییر را زندگی کند نه آنکه آن را بیان کند.
در ایران از یک زمان به بعد اصلاحات به سمتی رفت تا درباره اصلاحات سخن بگوید و گفتار و نوشتار قوی و غنی را در این زمینه سامان بدهد، اما به طور فزاینده‌ای هم منش و روش اصلاح‌طلبی یا همان «اتوس و لگوس» اصلاح‌طلبی از این جریان فاصله گرفت. اصلاح‌طلب باید تبدیل به اتوس و لگوس و زبان زیستی جریان می‌شد. منش و مرام انسان‌ها باید اصلاح می‌شد اما هرگز چنین نشد. شوربختانه جریان اصلاحات در ایران هرگز تبدیل به اتوس و لگوس نشد و نتوانست جریان سیاسی اصلاح‌طلب را در درون خودش پیاده کرده و خود موضوع اصلاحات قرار گیرد و همانگونه که به اصلاحات در درون جامعه و برون از خود می‌اندیشد، خودش را هم موضوع اصلاحات و تغییر مستمر قرار دهد، بنابراین به صورت فزاینده‌ای اصلاحات در ایران صرفا تبدیل به نظم نمادینی شد که خودش را مومیایی و منجمد کند و یک دیوار بلند دورخودش کشیده تا پایدار بماند، غافل از اینکه حیات یک جریان اصلاح‌طلبی به انتقال است و اصلاحات چون می‌رود، هست.

البته به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان و اصلاحات در ایران، بیش از آنکه مومیایی شوند در خود تغییراتی ایجاد کرده‌اند که به تخریب هر چه بیشتر خودشان منتهی شد. به طوری که عده‌ای می‌گویند از سال 88 به بعد، این جریان به سمت نابودی‌اش گام برداشته است؟
بله! البته بگذارید بگویم بیش از آنکه به سمت نابودی خود برود، به سمت قدرت کشیده شده است.

چرا؟
برخی از اصلاح‌طلبان به این نتیجه و یا تئوری رسیدند که بقای اصلاح‌طلبی به قدرت گره خورده است، آن‌ها می‌گفتند تا زمانی که ما به عنوان اصلاح‌طلب در بازی قدرت و سیاست مرسوم جامعه قرار داریم و از جایگاه تعیین‌کننده‌ای برخورداریم اصلاحات شکوفاست، اگر جریان اصلاح‌طلبی از جریان قدرت خارج شود به دوران استیصال می‌رسد و حیات و بالندگی‌اش را از دست می‌دهد، به نظر می‌رسد که به دلیل این صغری و کبرای غلطی که چیده شد، اصلاح‌طلبان جریان اصلاحات را به سمت قدرت هول دادند.
و از این بابت به هر روشی متوسل شدند تا در بازی حضور و سهمی بیشتر را در قدرت داشته باشند، آنها فکر می‌کردند هر چه سهم از قدرت بیشتر، حیات جریان نیز قدرت بیشتر می‌گیرد، غافل از اینکه قدرت در این شرایط آفات خودش را دارد وقتی تمامیت اصلاح‌طلبی را در قدرت خلاصه کردیم بدیهی بود که هر آنچه ناشی از آفات قدرت است نیز به جریان اصلاح‌طلبی گسیل شده و این، جریان اصلاح‌طلبی را به حاشیه می‌کشاند. از همین رو به تفکر اصلاحات در ایران جفا شد، تفکری که قرار بود یک جریان با اندیشه‌های ژرف و زیباشناسی باشد تحت الشعاع سیاست و قدرت قرار گرفت. یک نوع قدرت‌زدگی و سیاست‌زدگی دامن جریان اصلاحات را گرفت. بنابراین از آن نگرشی که بنا بود با توده‌های مردم ارتباط برقرار کند دور شده و به جای آنکه از میانه هرم جامعه، حیاتی شکوفا داشته باشد تمام ذهنش متمرکز به راس هرم جامعه شد. از همین رو، امروز تمام امراضی که در سیاست مرسوم ما وجود دارد را در پیشانی جریان اصلاحات می‌بینیم.

همواره جریان اصلاحات از این سخن می‌گفت که محدودیت‌ها، ردصلاحیت و… است که به این جریان صدمه وارد می‌کند، با این اوصاف آیا شما معتقدید که بیشترین آسیب را خود اصلاح‌طلبان به اصلاحات وارد کردند؟
بله! و در کنار این، من معتقدم که هزینه‌هایی که جریان بیرونی و رقیب به اصلاح‌طلبی وارد می‌کند همواره مقوم جریان اصلاح‌طلبی بوده است نه مخرب آن. یعنی تمام هجمه‌ها و محدودیت‌هایی که از آن یاد کردید باعث شد تا هم پایگاه‌های اجتماعی اصلاح‌طلبی را تقویت کرده و هم در نزد اذهان عمومی به آن مشروعیت بخشیده شود. اما آن بخشی که جریان اصلاح‌طلبی را به حاشیه و چالش کشاند از درون اصلاح‌طلبان بوده است.

اگر جریان اصلاح‌طلبی را با تمام فراز و فرودهایش، محبوبیت‌ها و منفورشدن‌هایش بخواهیم به عنوان یک گفتمان تعریف کنیم، بزرگترین دستاورد عملی این جریان چه بوده است. دستاوردی که فارغ از توئیت‌ها و سخنرانی‌های بعضا جنجالی رسانه‌ای باشد؟ چه اتفاقی محصول دستاورد اصلاح‌طلبی در این 20 ساله بوده است؟
باید گفت جریان اصلاح‌طلبی در زمانی که به عنوان یک پاد گفتمان عمل می‌کرد نشان داد که می‌تواند در قالب یک گفتمان هژمونیک هم ظهور و بروز کند و حتی می‌تواند در بعضی مقاطع تاریخی ما به تنها قاضی هم تبدیل شود و به عنوان یک راهکار برون رفت از شرایط وخیم تلقی‌اش کنیم، در ابتدا این جریان گفتمانی شد که با پایش می‌توان حرکت کرد با دستش می‌توان چیزی را برداشت با چشمش می‌توان چیزی را دید با احساسش می‌توان اصلاح و مشکلات را مرتفع کرد. این موضوع برای کشوری که در آن پیش از این تنها یک گفتمان را به صورت مشروع در همه جا پهن کرده بود و در پیچیده‌ترین ساحت جامعه که سیاست باشد تا ساحت فردی انسان‌ها همان یک گفتمان تنیده بود اتفاق بزرگی است، چرا که بالاخره یک گفتمان دیگر آمد و آن فضای تک بعدی را کنار زد و فضایی جدید را برای گفتمان مدنی ایجاد کرد.
این گفتمان با خودش انبوهی از مفاهیم و آموزه‌ها آورد؛ آموزه‌هایی که باعث شد مردم بتوانند طور دیگری به جامعه، انسان، حکومت، قدرت، روابط میان قدرت و مردم، رابطه ایران با جوامع دیگر، نگاه به قومیت‌ها و جنسیت‌ها چشم بیندازند. گفتمان اصلاح‌طلبی تا حدی دگراندیشی را در کشور مطرح کرد تا مردم از دریچه نظم نمادین دیگری نگاه کنند و این اتفاق بزرگی بود و می‌توانست در شرایطی که تمام درها و دروازه‌ها بسته شدند، دری را بگشاید و مسیری را باز کند که جامعه ما بتواند حرکتی رو به جلو داشته باشد، اما به هر حال ما قدر این سرمایه تاریخی را کمتر دانستیم و این جریان می‌توانست در شرایط کنونی که بسیاری از درها به روی ما بسته شده و سیل عظیمی از چالش‌ها که روح و روان جامعه ما را از درون و برون آزار می‌دهند بر مردم سیطره یافته، راهکار برون رفت و بسیار کارآمدی باشد اما متاسفانه کارایی خود را از دست داده است. رنگ زیبا، سفید و لطیف و فریبای اصلاح گری را کدر کردند.‌ای کاش در این برهه یک نوع پیرایش انجام شود.ای کاش این جریانی که به نام اصلاح‌طلبی در کشور حاکم شده است را در سطوح مختلف آرایش کنیم و جریان اصلاحات در کشور را با آموزه‌های جدیدتر و نگاهی دیگر به گونه‌ای تغییر دهیم که بتواند گفتمان‌ ما در دهه پنجم را شکل دهد.

واقعا فکر می‌کنید دیگر این مردم فرصت چنین کاری را می‌دهند تا اصلاحات آرایش شود و باز هم در کشور ظهور و بروز کند؟ مردم اینقدر صبر دارند؟
همان طور که گفتم آلترناتیو و چاره دیگری نیست.

من بارها این جمله را از اصلاح‌طلبان شنیدم به نظر می‌آید این واژه و این جمله، یک کلیشه از سوی همان جریان اصلاح‌طلبی– که اکنون شما منتقد آن هستید- برای بقای ساختار باشد، بهانه‌ای که بخواهد به مردم این موضوع را تلقین کند که سکوت کنید چون آلترناتیو دیگری نیست. خاموش باشید و قناعت پیشه کنید و به ما اصلاح‌طلبان دل ببندید.چرا مرتب می‌گویید آلترناتیوی به غیر از اصلاحات نیست، شاید باشد چیزی شبیه جریان سوم یا هر جریانی که بنای تغییرات بنیادین دارد.
با شما موافقم، بگذارید مطلبم را اینگونه تصحیح کنم، به نظر من در دهه 5 انقلاب علی رغم اینکه آلترنانیوهایی ممکن است باشد، اما امکان انقلاب آلترناتیوی که توان هژمونی شدن یکپارچه را داشته باشد، نیست اما این یکپارچگی هژمونیک می‌تواند در یک نوع نگاه اصلاحاتی خاص ایجاد شود – تاکید می‌کنم منظورم از این نگاه، نگاه اصلاح‌طلبان و اصلاحات موجودی که تاکنون دیده‌ایم، نیست- منظورم از این اصلاح یک جریان مدنی است و نه آنچه که امروز می‌بینیم. در حال حاضر جامعه ما بیشتر به دنبال حرکت‌های مدنی‌تری است که به نتیجه برسد،این حرکات هستند که فراگیر می‌توانند باشند، اما من هم معتقدم که این حرکت مدنی منتج به نتیجه، در قالب اصلاحات و اصلاح‌طلبان امروز نیست.
مگر آنکه جریان متفاوتی را با تغییر سیرت و رفتار اصلاحات ببینیم. من 4 سال پیش و زمانی که هنوز بحث نئواصولگرایی مطرح نبود از نیاز به نئو اصلاح‌طلبی گفتم. من همان‌وقتی که هنوز اصلاح‌طلبی به حاشیه نرفته بود گفتم که باید تغییری در این جریان حاصل دهیم که البته برخی علیه من موضع گرفتند که جریان اصلاح‌طلبی اصلا به چنین چیزی احتیاج ندارد و عده‌ای هم می‌گفتند که اصلاح‌طلبی ادامه همان جریان مشروطه است اما آیا اکنون مفهوم اصلاح‌طلبی می‌تواند با جامعه ارتباط برقرار کند؟من که در آن تردید دارم. شاید اکنون در دوره‌ای جدید هستیم که باید اساسا یک جریان متفاوت با ساز و قالبی دیگر تشکیل دهیم تا ببینیم آیا موفق می‌شویم با نسل آتی در اینباره ارتباط برقرار کنیم؟

جناب دکتر برایم همیشه این مطلب جای سوال بوده که چرا نگاه‌های ما در ایران صفر و صد بوده است، مثلا می‌گوییم اگر اصلاحات نباشد نتیجه‌اش فلان است. امثال شما که از اصلاح‌طلبان خارج از قدرت هستید چرا هیچ وقت از این نمی‌گویید که ما لزوما قرار نیست با مخالفان نبرد بکنیم، چرا از این نمی‌گویید که دوطرف می‌توانند با هم مذاکره کنند؟ چرا نمی‌توانیم با هم صرفا رقابت سیاسی داشته باشیم؟ پس تکلیف آنهایی که از چپ و راست و ساختار فعلی خسته شدند، چیست؟
حالا که این را گفتید بگذارید از آنچه که ذهن من را این روزها به خود مشغول کرده صحبت کنم. یک سوال اساسی همیشه با من مانده است که چرا به رغم همه تلاش‌هایی که جامعه ایرانی در طول تاریخ برای تغییر وضع موجود و ایجاد یک وضع مطلوب و آزادتر، دموکراتیک‌تر، شرایط عادلانه تر کرده این اتفاق نیفتاده است. چرا افراد تا زمانی که بیرون قدرتند فریاد آزادی و دموکراسی می‌دهند و در فردای قدرت خودشان جور دیگر فکر می‌کنند. چه اتفاقی افتاده است؟ نظر من این است؛ به رغم اینکه ما صورتک‌های متفاوتی داشتیم صورت واحدی داشتیم «من» ایرانی‌ها یکسان بوده است، چه «من» آن ایرانی که شعار دموکراسی می‌دهد چه «من» آن کسی که شعار دیگری می‌دهد. «من» تغییر نکرده است، صورت‌ها تغییر نکرده‌اند، صورتک‌ها بوده‌اند که تغییر کرده‌اند. همان کسانی که فریاد دموکراسی زدند، جنبش و انقلابی برپا کردند در فردایی که بر سر قدرت نشستند خود باز تولید‌کننده همان مناسبات بودند. این انسان جوهره‌اش تغییر نکرد، زبان و صورتکش تغییر کرد. تغییر این «من» یک امر تاریخی است باید صبر کرد تا این «من» تغییر کند، متاسفانه ما ایرانی‌ها هیچ وقت از این حوصله‌ها نداشتیم و همواره به دنبال جهش‌های دیالکتیک بودیم، همیشه خواستیم در یک مقطع زمانی اندک، به سوپر و اولترا دموکراسی برسیم اما نارفته راه می‌خواستیم. آهسته و پیوسته نرفتیم تا به نوآیینی برسیم. اکنون هم همین موضوع باعث نوستالژی‌های سیاسی امروز ما شده است که مرتب بگوییم دریغ از پارسال. اگر می‌خواهیم که یک تغییر اساسی صورت بگیرد و فردایمان واقعا متفاوت شود و در فردایمان حسرت امروز و گذشته مان را نخوریم باید تلاش کنیم تا این انسان تغییر کند.
مهم این است که شما انسانی بسازید که قبل قدرت و بعد قدرت تغییر ماهوی نکند، به تئوری داروینیسم «متحول» نشود! یا یادش نرود که چه گفته، چه شعاری می‌داده و اکنون باید چه کند.

پس به قول وزیر بهداشت فعلا همینی که هست دیگر؟
اگر می‌خواهیم از این فضا خارج شویم باید تحت یک مجال تاریخی اقدام کنیم حرکت‌های بزرگ تاریخی را نمی‌شود به یکباره انجام داد.

چند دهه گذشت این سال‌ها زمان کمی نیست .
چند دهه پرفراز و نشیبی داشتیم، اما اکنون باید بنشینیم و خود را نقد جدی بکنیم که در این 40سال به کجا رسیدیم؟ شوربختانه ما هیچ گاه ننشستیم تا انسان اصلاحی درست کنیم، بلکه در این سال‌ها، اصلاحات برای ما یک برج بابل شده است که عده‌ای از آن به عرش قدرت برسند. یک عده‌ای از جریان اصلاحات تنها این را آموختند که سهمی از قدرت داشته باشند. کدام یک از اینها(اصلاح‌طلبان) به این فکر کردند تا جریان اصلاحات را به عنوان جریان فرهنگی و مدنی تعریف کنند که باید در سطوح مختلف جامعه ریشه بدواند و اندک اندک فضای فکری کشور را تغییر دهد. اصلاح‌طلبان اما خیمه هایشان را کنار برج بابل زدند تا اینکه در درون دژ سهمی داشته باشند.
اما درباره اروپا از قرن 12 تا قرن 15 که ما رنسانس را می‌شناسیم به مدت سه سده انسان غربی تغییر نگاه، تغییر نرم‌ و منش اجتماعی داده است، به قول “هگل” یک نگاه انتقادی به خودش کرده و در این نگاه انتقادی ققنوس وار دوباره از خاکستر خودش برخاسته است. اما ما هر وقت در آینه نقد نگاه می‌کنیم آینه را می‌شکنیم ولی باید یاد بگیریم وقتی در آینه چشم دوختیم، باید خود را شکست. ما باید یک مجال تاریخی را در این زمینه به خودمان بدهیم. تا زمانی که این مجال تاریخی ایجاد نشود تغییر نمی‌کنیم.

شما غرب و گذر 300 ساله از یک نوع تفکر را به دموکراسی فعلی مثال می‌زنید، اما من از چند کشور نزدیک می‌گویم ما که دیگر از این کشورها پایین تر نیستیم(!)ما خودمان را نمی‌خواهیم با غرب مقایسه کنیم، بیایید ما را با برخی کشورهای منطقه مقایسه کنید.
تمامی این کشورها را که نام بردید با کشور ما فرق می‌کنند. فضای فرهنگی و تاریخی کشورهایی مثل تونس و لبنان با ما خیلی متفاوت است.
بعد از صفویه و استقرار نظام شیعی تاکنون که یک انقلاب مذهبی تشکیل شده با فضایی که در ترکیه است یا با ترکیب مذهبی و فرهنگی لبنان خیلی تفاوت داریم. حتی نگاه به دین هم در آن کشورها با ما خیلی فرق دارد. کشوری مثل ترکیه با رفتن عثمانی و آمدن آتاتورک ره دیگری را پیمود. اعتقادات مذهبی مردم ایران قوی و محکم است.
الان که شما می‌گویید باید از این مسیر بگذریم باید تاریخ این امر فرا برسد وگرنه در غیر این حقنه کردن به تاریخ صورت می‌گیرد. اگر شرایط تاریخی امری نرسیده باشد و شما مطلبی را به آن حقنه کنید نتیجه برعکس می‌گیرد. درست مثل مدرنیزاسیون کاذبی که در برهه‌ای تلاش داشت به جامعه ایران حقنه کند بدون اینکه مذاق جامعه برای این کار فراهم باشد. چه اتفاقی افتاد؟ مردم آن را هضم نکرده، در مقابلش صف آرایی کردند، مدرنیزاسیون همراه با سکولار پیش از امتحان مذاق جامعه، باعث تب و لرز جامعه شد. اگر شرایط کاری فراهم نباشد نتیجه عکس می‌دهد و در پسش رادیکالیسم می‌آید. اگر مثلا شما تلاش می‌کنید که اکنون سکولاریزم و مذهبیت را دوستانه کنار هم بنشانید نخست باید فرهنگ آن ایجاد شده باشد تا دیگر انسان سکولار در جامعه دینی «other» تعریف نشود، «same» تعریف شود برای این موضوع باید چشم جامعه شسته شود، نگاه‌ها تغییر کند، این موضوع با دیکته و انشاء از آب در نمی‌آید اینکه گفت این دو (سکولاریسم و مذهب) همدیگر را در خود جای بدهند و همه «خودی» حساب شوند با آرزو مهیا نمی‌شود. این مسئله یک امر تاریخی است و نیاز به زیربناهای فکری، فرهنگی، معرفتی و هنجاری دارد تا رسم و رسوم و سنتی کهنی که ریشه دوانده تغییر کند.

اصلاح‌طلبان پیشتر از این می‌گفتند که دلیل ائتلاف ما با اصولگرایان جلوگیری از ورود تندروهای اصولگراست! اما آیا اکنون می‌توان گفت دلیل این ائتلاف چنین چیزی بوده؟ آیا در این ائتلاف هم باید رد پای قدرت طلبی اصلاح‌طلبان را دید؟
وقتی رقیب یک رقیب رادیکال ایدئولوژیک است، کارآمدی شما را ناکارآمدی و زیبایی‌تان را زشت نشان می‌دهد. اما آیا لزوما این مسئله نقش مخربی ایجاد می‌کند؟ یک گروه باید آنقدر مقبولیت داشته باشد تا وقتی از جریان مخالفش ایماژ می‌سازد، آن ایماژ توسط مردم پذیرفته شود اما اگر مردم عکس آن ایماژ را در ذهنشان شکل دادند، تیر آن جریان به سنگ خورده است، اگرچه جریان رادیکال اجازه نداد که جریان اصلاح‌طلب در بخش‌هایی موفق عمل کند اما این یک امر طبیعی است و متقابلا هم انجام می‌شود یعنی جریان مقابل- اصلاح‌طلبی- هم به همان شیوه‌ها رفتار می‌کند تا راه را برای رقبایش ناهموار کند، اما اینها ضربه خاصی به پیکره دو طرف نمی‌زند، آن‌ها که ما را به گوشه رینگ می‌برند دستان خود ماست، جایی که خودمان را گوشه رینگ برده ایم، ضرباتی که اصلاح‌طلبان به اصلاحات وارد کرده‌اند به مراتب محکم تر از ضربات جریان مقابل بود. آن چیزی که جریان اصلاحات را از پا در می‌آورد موریانه‌ای است که آن را از درون پوک می‌کند. موریانه‌ای که این عمارت را از درون فرو می‌ریزد. ما در معرض چنین موریانه‌هایی قرار گرفته‌ایم که جریان اصلاح‌طلبی را از داخل می‌خورند و پوسته‌ای از آن را به جای می‌گذارند که با یک تلنگر می‌ریزد، این بدنه دارد استقامت خود را از دست می‌دهد، چرا باید چنین اتفاقی برای اصلاحات بیفتد؟ به نظر باید بیشتر به عقب بازگشت و دید چه اتفاقی در سال 92 متوجه جریان اصلاح‌طلبی شد که اکنون با نوعی بحران مقبولیت روبه روست؟ اما آیا راه برون رفتی از وضع موجود وجود دارد؟ به نظر که هست. اما این راه برون رفت نیاز به تحولات سازمانی، تحول حاملان و عاملان، تحول در کارکردهای اصلاحات در سطوح مختلف دارد تا این جریان در دهه 5 انقلاب بتواند کارایی بیشتری داشته باشند.

یکی از چالش‌ها در عرصه سیاسی ایران نقش آفرینی پررنگ سلبریتی‌ها به دلیل عدم وجود احزاب قدرتمند است، سعید حجاریان چندی پیش گفته بود با توجه به بی‌میلی مردم به اصلاح‌طلبان باید جریان اصلاحات برنامه‌های خودش را از طریق سلبریتی‌ها پیش ببرد، چنین سفیرانی چقدر می‌توانند در بهبود وضعیت سیاسی و اجتماعی جامعه تاثیرگذار باشند؟ آیا آن‌ها ممکن است باعث انحراف
در جریان سیاسی مدنی شوند؟
این سخن به معنای بحران جریانی است که دیگر از خود صدایی ندارد یا اگر صدایی دارد صدایش جذاب نیست و جیغ گون شده است. یا اینکه اساسا مخاطب برای این صدا وقعی نمی‌گذارد. بنابراین باید صدایش از دهان دیگری بیرون بیاید، دستش باید از آستین دیگری بیرون بیاید، صورتش باید در قالب صورت دیگری تصویب شود این به معنای احتضار یک جریان است، جریانی که تلاش می‌کند حیات انگل نباتی داشته باشد یعنی در بدن دیگران قرار بگیرد از آن‌ها تغذیه کند تا بماند و خودش دچار اسکلرودرمی شده و امکان بازپروری خویش را از دست داده است از همین رو سعی می‌کند از حیثیت دیگران استفاده کند تا بتواند بماند، طبیعی است این حرکت استراتژی نیست، به فرض اینکه کلامی از ما از زبان سلبریتی‌ها مطرح شد چه قدر این کلام اول به کلام دوم و به کلام سوم وصل می‌شود؟ یا اگر آن سلبریتی بعدها خلاف سخنی که گفته بود موضع گرفت آن موقع باید چه کنیم؟ بنابراین به نظرم توسل به چنین مسائلی نشانگر استیصال و بیانگر این است که یک جریان از درون پویش ندارد، نمی‌تواند تولید نخبه کند و به واسطه‌گر احتیاج داشته و از خود مقبولیت ندارد. من چنین چیزی را بسیار خطرناک می‌دانم که جریان اصلاحات فعلی بخواهد چنین نگاهی داشته باشد،این راهم باید اضافه کرد که در متن و بطن این سخن، بحران گروه‌های مرجع نیز نهفته است یعنی ما پذیرفتیم که آن گروه‌های مرجعی که زمانی مرجعیت در میان مردم داشتند دیگر به حاشیه کشیده شده‌اند و اکنون باید به گروه‌های سلبریتی متوسل شویم. این موضوع هم نشانگر پذیرش نوعی بحران گفتمانی است، هم پذیرش بحران گروه‌های مرجع و هم پذیرش یک نوع بحران در مخاطب است و معنا و مفهوم چنین چیزی مرگ یک جریان است. توسل به سلبریتی‌ها یک نوع شوک درمانی مقطعی است اما دیری نمی‌پاید
که همه چیز به حالت اول خودش برگردد باید استراتژی‌تر اندیشید این گونه راهکارها، راه به جایی
نمی‌برد.

این روزها زنان را رهبران آینده تغییرات و تحولات اساسی در کشور معرفی می‌کنند چه قدر به این موضوع معتقدید؟
من معتقدم که جریانات جامعه ما اعم از اصولگرا و اصلاح‌طلب تنها در سطح گفتمانی دچار نوعی بحران نشدند. بلکه در عاملان و حاملان هم دچار نوعی بحران بودند، معنای این موضوع چیست؟ این بدان معناست که اگر این جریانات حتی گفتمان و طرح نویی در اندازند اما اگر حاملان آن همان چهره‌های کلیشه‌ای باشند راه به جایی نمی‌برند، بلکه صرفا یک تغییر تاکتیک برای ادامه حیات داده اند. بنابراین در شرایط کنونی اگر گفتمانی نو می‌شود باید عاملان و حاملان آن هم نو شوند! دیگر نباید افراد مرسوم و شناخته شده‌ای که می‌شناسیم در آن حضور داشته باشند، چهره‌هایی که تصویر مطلوبی از خود هم به جای نگذاشتند(!) به نظرم بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلب که در چارچوب قدرتند از این دسته هستند. در چنین شرایطی من اعتقاد دارم بی‌تردید کارگزاران اصلی تغییرات تاریخی در کشور در صف اول زنان هستند، زنانی که مجالی برای نقش آفرینی جدی در سطوح بالا نداشتند و بنابراین چهره آنها کماکان می‌تواند چهره محبوب و شناخته شده توسط جامعه باشد. علاوه بر اینکه آنها قشر حاشیه‌ای بوده و خودی محسوب نمی‌شوند و معمولا براساس همان فرهنگ مظلوم دوستی جامعه، این قشر می‌تواند نقشی که شما از آن گفتید را ایفا کند. زنان در شرایط کنونی ما می‌توانند کاری کنند که بقیه نمی‌توانند اما آیا در کنار زنان می‌توان، جوانان را هم قرارداد؟ من در این موضوع تردیدی ندارم. جوانان نیز می‌توانند گفتمان جدید را راهبری کنند، اکنون زنان و جوانان می‌توانند به عنوان مرجع جدید و کارگزاران اصلاح تاریخی تشکیل یک بلوک تاریخی
را بدهند.

No responses yet

Nov 12 2018

ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی نظام ایران را به خطر انداخته‌ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم

رادیوفرانسه: علی ربیعی، وزیر پیشین کار، تلویحاً اعلام کرد که صندوق های بازنشستگی ایران ورشکسته اند و نظام اسلامی را با خطر مواجه ساخته اند. ربیعی که این سخن را امروز دوشنبه بیست و یکم آبانماه در جلسۀ معارفۀ وزیر جدید کار، حسن شریعتمداری، ایراد می کرد، برای پیشگیری از این خطر خواستار انجام اصلاحات فوری و “دردناک در صندوق های بازنشستگی کشور” شد.

او یادآوری کرد که مهمترین انقلاب های قرن گذشته از جمله انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در نتیجۀ تحولات جمعیتی روی داده و ایران امروز نیز “اکنون با همین تحول روبرو است”، مضاف بر اینکه کشور با چالش های بزرگی نظیر فقر و بیکاری و ورشکستگی صندوق های بازنشستگی روبرو است.

خود وزیر جدید کار، حسن شریعتمداری، در اظهاراتی جداگانه که در حضور علی ربیعی و اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، ایراد کرد، اعتراف نمود که “منابع غالب ۱۸ صندوق بازنشستگی کشور از محل بودجۀ عمومی تأمین می شود که این مسئله ای چالش آفرین است.”

حسن شریعتمداری همچنین گفت که صندوق بازنشستگی سازمان تأمین اجتماعی کشور نیز با کسری شدید منابع روبرو است و بخش مهمی از این کسری ناشی از بدهی های دولت به سازمان تأمین اجتماعی است که به گفتۀ حسن شریعتمداری به ۱۵۰ هزار میلیارد تومان بالغ می شود. وی در عین حال اضافه کرد که دولت امکان پرداخت نقدی بدهی های خود به سازمان تأمین اجتماعی را ندارد و “برای پرداخت این بدهی ها باید ترتیبات دیگری” صورت بپذیرد. حسن شریعتمداری توضیحی در این خصوص نداد.

وزیر جدید کار تلویحاً تأئید کرد که غالب شرکت های سازمان تأمین اجتماعی زیان ده هستند و هم اکنون زیان های این شرکت ها از جیب بیمه گذاران تأمین می شود. وی گفت : “ما نمی توانیم منابع بیمه شدگان را در قالب بنگاه هایی که زیر پنج درصد در اقتصاد بازدهی دارند سرمایه گذاری کنیم. این کار خیانت در امانت است.”

وزیر کار خواستار واگذاری شرکت های ورشکستۀ سازمان تأمین اجتماعی شد و افزود : “در غیر اینصورت با ادارۀ بنگاه های زیادن‌ده تنها فقر را میان فقرا تقسیم می کنیم.”

دولت حسن روحانی تأئید می کند که ۵۵ درصد درآمدهای نفتی کشور فقط صرف پرداخت مستمری بازنشستگان می شود. با سقوط این درآمدها در نتیجۀ تحریم های آمریکا علیه نفت و نظام مالی ایران، معضل صندوق های بازنشستگی بیش از هر زمان به یکی از چالش های مهم دولت تبدیل شده است.

در همین نشست، اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس جمهوری، نیز از واگذاری بنگاه های زیان ده دولت و سازمان تأمین اجتماعی به بخش خصوصی حمایت کرد و افزود که مدیران این بنگاه ها بر اساس رانت قدرت و نه صلاحیت های فردی یا به تعبیر خود او با “من بمیرم، تو بمیری” و سوابق سیاسی افراد در حکومت برگزیده می شوند.

اسحاق جهانگیری در ادامه گفت که “دهها میلیارد دلار سرمایه در این بنگاه ها وجود دارد. اما، نه فقط سودی از آنان عاید دولت نمی شود، بلکه بدون کمک دولتی این بنگاه ها حتا از پرداخت حقوق کارکنان خود عاجز هستند.” او با اشاره به وضعیت کنونی کشور در نتیجۀ تحریم ها گفت که دو خطر بیکاری و کاهش قدرت خرید مردم، کشور یا در واقع نظام اسلامی ایران را تهدید می کنند.

معاون اول رئیس جمهوری گفت که حتا پیش از اعمال تحریم ها، کشور با ابرچالش هایی نظیر بیکاری، فقر مطلق و ورشکستگی صندوق های بازنشستگی روبرو بود و اکنون باید مراقب بود که تحریم ها به ریزش بیشتر کار و تشدید بیکاری منجر نشود. معاون اول رئیس جمهوری این مهم را از وظایف اصلی وزارت کار دانست و گفت : نباید بگذاریم که تحریم ها به رکود بیشتر بنگاه های اقتصادی که نتیجه اش افزایش بیکاری است

No responses yet

Oct 31 2018

تولیدکننده می‌گوید کارخانه‌ام مفت چنگ دولت!/کاشی «ایرانا» با تمام شکوهش فروپاشید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

ایلنا: یک فعال صنفی کارگران صنایع کاشی و سرامیک معتقد است: مسئولان در قبال مشکلات واحدهایِ تولیدی خود را به خواب زده‌اند؛ چرا که کم هزینه‌‌ترین کاری که می‌توانند انجام دهند همین است.

«عزیزه شریفی» در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با اشاره به تعطیلی واحدهای کاشی و سرامیک و گسترش روزافزونِ عمقِ بحران در واحدهایی که برای سرپا ایستادن، دست و پا می‌زنند، گفت: مسئولان در قبال مشکلات واحدهایِ تولیدی خود را به خواب زده‌اند؛ چراکه کم هزینه‌‌ترین کاری که می‌توانند انجام دهند؛ همین است.

وی که پیش از این نماینده کارگران کارخانه کاشی و سرامیک ایرانا بود، گفت: ایرانا با تمام شکوهی که داشت از هم پاشید و کک کسی هم نگزید؛ چراکه خواب مسئولان دولتی عمیق است و بیکاری کارگران برای آنها موضوع نگران‌کننده‌ای نیست.

عضو هیات مدیره مجمع نمایندگان کارگری استان تهران با بیان اینکه بارها پیگیر بودم که ایرانا تعطیل نشود؛ چراکه مالک راضی بر سرپا نگه داشتن آن نبود، گفت: مالکان کسب و کارها دنبال سود بیشتر هستند و اگر روزی ببینند ضرری که می‌دهند بیشتر از سود آن کار است عطایِ آن را به لقایش می‌بخشند.

وی افزود: تعطیلی هر کارخانه به معنای گسترش بیشتر رانتخواری در بخش‌های غیرمولد است؛ چراکه مالکان کارخانه‌ها می‌خواهند پولشان را در جایی سرازیر کنند از کنار آن نه یک برابر که ۱۰ برابر سود کنند.

شریفی با بیان اینکه دیر نیست که تعداد بیشتری از کارخانه‌های کاشی و سرامیک به سرونشت ایرانا دچار شوند، گفت: تا زمانی که اداره دارایی، شهرداری‌ها، بانک‌ها و… به دنبال کندن از تن تولید و زدن بر بدن خود باشند وضع به همین منوال می‌ماند.

عضو هیات مدیره مجمع نمایندگان کارگری استان تهران تصریح کرد: مشخص نیست که چند کارخانه باید زمین بخورند تا آقایان به خود بیایند و به دنبال منابع دیگری برای تامین مالی دستگاه‌های خود بگردند. این چه قانونی است که تولیدکننده‌ای که درآمد ندارد؛ باید مالیات بدهد.

شریفی با بیان اینکه افزایش قیمت ارز هم در این میان مزید بر علت شده است، گفت: تولیدکننده برای خرید مواد اولیه قرارداد می‌بندد اما درست چند ماه چند روز پیش از تحویل فروشنده با او تماس می‌گیرد و قیمت بالاتری را اعلام می‌کند؛ چراکه مثلا قیمت دلار از ۸ هزار تومان به ۱۰ هزار تومان رسیده است.

عضو هیات مدیره مجمع نمایندگان کارگری استان تهران افزود: این کار تا جایی ادامه پیدا می‌کند که تولیدکننده بگوید کارخانه‌ام مفت چنگ دولت! می‌روم سرمایه‌ام را می‌گذارم در بانک یا ارز می‌خرم یا آپارتمان‌سازی می‌کنم. به هر صورت تا زمانی که مسئولان ما احساس مسئولیت نکنند و دلسوز این مملکت نباشند، اوضاع بهتر که نمی‌شود هیچ، بدتر هم خواهد شد.

شریفی با بیان اینکه دولت آنگونه که برای حل مشکلات کشورهای همسایه عزم خود را جلب کرده است، برای حل مشکلات داخل عزمی ندارد، گفت: اگر بلد هستید که مشکلات بیگانه را حل کنید پس می‌توانید که مشکلات داخلی را هم حل کنید اما چرا نمی‌کنید؟! من می‌گویم که آنها در قبال کارگران و تولیدکنندگان به درجه «کمالِ بی‌مسئولیتی» ارتقا یافته‌اند و تنها می‌خواهند که روز خود را شب کنند.

No responses yet

Oct 24 2018

ورشکستگی صندوق های بازنشستگی یکی از سه ابر چالش کشور؛ ۱۸ صندوق از ۲۰ صندوق ورشکسته هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

خانه ملت: عضو کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان این که ۱۸ صندوق از بیست صندوق بازنشستگی کشور ورشکسته هستند، گفت: برخی از صندوق ها به ازای ۲ نفر پرداختی به یک نفر مستمری می دهند.

رسول خضری در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری خانه ملت، در خصوص وضعیت صندوق های بازنشستگی کشور گفت: ما امروز سه ابر چالش در کشور داریم که یکی از آن ها مساله صندوق های بازنشستگی است.

نماینده مردم پیرانشهر و سردشت در مجلس شورای اسلامی ابراز داشت: بنده به عنوان رئیس کارگروه و طراح طرحی که به دنبال ارتقای کیفیت و کارآمد سازی صندوق بازنشستگی است، عرض می کنم که امروز در کشور بیست صندوق بازنشستگی داریم که تعداد 18 صندوق آن ورشکسته هستند.

وی ادامه داد: صندوق بازنشستگی کشوری از دولت کمک می گیرد و صندوق تامین اجتماعی نیز به ازای هر 5/6 دهم نفر که پول واریز می کنند یک نفر مستمری بگیر دارند در حالی که استاندارد این حوزه این است که از 6/5 نفر که پول واریز می کنند یک نفر باید مستمری بگیرد؛ اگر از این نسبت کاهش پیدا کند صندوق دچار مشکل می شود. ما در بعضی از صندوق های بازنشستگی به ازای هر 2 نفر به یک نفر مستمری می دهیم.

این نماینده مجلس دهم اظهار کرد: طرحی که ما در این خصوص به مجلس ارائه داده ایم 8 ماده دارد که یکی از محورهای اصلی آن این است که صندوق های بازنشستگی به جای بنگاه داری و کارخانه داری مدیریت مالی داشته باشند؛ یعنی پول هایشان را در بورس و مراکز سود ده سرمایه گذاری کنند.

وی افزود: الان کل مجموعه شستا که متعلق به تامین اجتماعی است چهار درصد بیشتر سود ندارد، در حالی که همان سرمایه را اگر در بانک ها سپرده گذاری می کردند، حداقل 18 درصد سود داشت.

خضری با بیان اینکه در شرایط کنونی دچار سونامی ورشکستگی در صندوق های بازنشستگی هستیم، گفت: تنها صندوق تامین اجتماعی و تا حدودی صندوق بانک ها ورشکسته نیستند.

وی تصریح کرد: هیچ جای دنیا این همه صندوق بازنشستگی متنوع وجود ندارد، بلکه در تمام کشورها یک یا نهایتاً 2 صنوق بازنشستگی دارند. معلوم است که وقتی ما بیست صندوق داریم کنترلش مشکل می شود و امکان فساد بالا می رود.

نماینده مردم پیرانشهر در مجلس ابراز داشت: چرا باید بانک ها، شهرداری ها، آموزش و پرورش و … هر کدام به صورت جدا برای خود صندوق داشته باشند؛ در واقع این خلاف قانون است. از طرفی هم بحث بیمه یک امر کاملاً تخصصی و یک صنعت است؛ نهادی که تخصصش مثلاً مدیریت شهری است تخصصی هم در این زمینه ندارد، وظیفه و حدود اختیاراتشان هم این نیست.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس در پایان گفت: موضوع صندوق بازنشستگی هم مثل مؤسسات مالی و اعتباری شده است. هر کسی می آید برای خودش یک صندوق تأسیس می کند و از مردم پول می گیرد و چهار روز دیگر ورشکست می شود./

پایان پیام

No responses yet

Oct 22 2018

ضرغامی: بنگاه‌های زیرنظر رهبر خواهان اداره کشور بودند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: رئیس پیشین صدا و سیما می‌گوید چند نهاد زیرنظر خامنه‌ای از جمله بنیاد مستضعفان می‌خواستند به جای دولت کارها را به دست گیرند اما رهبر جمهوری اسلامی با آنها مخالفت کرد.

عزت‌الله ضرغامی، رئیس سابق صدا و سیمای جمهوری اسلامی در گفت‌وگوی مفصلی با خبرگزاری ایرنا، از عملکرد تبعیض آمیز قوه قضاییه، بی‌نتیجه ماندن رفع حصر، عمومیت ناکارآمدی و دعوای زرگری جناح‌ها صحبت کرده است.

او گفته که هشدار اخیر خامنه‌ای به نهادهای موازی با دولت ناشی از این بود که برخی پیشنهاد داده بودند که چون دولت توان اداره کشور را ندارد، نهادهای بزرگ اقتصادی کار را دست بگیرند و به جای دولت مدیریت کنند. ضرغامی افزوده که ستاد اجرایی فرمان امام یا بنیاد مستضعفان از جمله پیشنهادها بودند اما خامنه‌ای با این دیدگاه مخالفت کرد.

رئیس سابق صدا و سیما در عین حال توضیح داده که مفهوم این مخالفت، تعطیلی بنیادهای اقتصادی مثل بنیاد مستضعفان نیست بلکه نشستن آنها به جای دولت و بر عهده گرفتن کل مدیریت کشور است.

خامنه‌ای ۱۵ شهریور ۹۷ در دیدار با اعضای مجلس خبرگان هشدار داده بود که “ایجاد تشکیلات و کار موازی با دولت” به صلاح نیست و موفق نخواهد بود.

ضرغامی و زنان

عزت‌الله ضرغامی که مناسبات نزدیکی با رهبر جمهوری اسلامی دارد، از جمله اصولگرایانی است که حضور فعالی در توئیتر دارد. او به تازگی در حمایت از حضور زنان در ورزشگاه‌ها نوشته بود نباید مردم را به زور به بهشت برد اما زهرا عاملی، یک مجری زن تلویزیون که هفت سال ممنوع التصویر بوده در جواب ضرغامی نوشت: «شما اصرار زیادی داشتین که ما رو به زور به بهشت ببرید. جدایی مجریان زن و مرد از ابتکارات شما و ریمل ساده روی چشم مجری زن حساسیت شما بود.»

ضرغامی به ایرنا گفته است: « برخی مواقع من خودم متهم می‌شوم آنطور که شایسته بود، علیه برجام کار و نقد نکردم و مخالفان را برای حرف زدن به برنامه‌ها نیاوردم. بنده اکنون متهم‌ام که چرا نگذاشته‌ام علیه برجام برنامه تهیه شود.»

او تصریح کرده که صداو سیما وظیفه دارد که تا می‌تواند قرائت رسمی نظام را بگوید.

“اوضاع بحرانی نیست”

ضرغامی در این مصاحبه تاکید کرده که شرایط کشور را بحرانی نمی‌داند و اوضاع آن گونه نیست که عده‌ای منتظر فروپاشی نظام باشند.

او با انتقاد از تبعیض و نقایص جدی در قوه قضاییه، ناکارآمدی را پدیدهای عمومی در ایران خوانده که اصلاح‌طلب و اصولگرا و معتدل نمی‌شناسد: «ما گرفتار ناکارآمدی در خیلی از حوزه‌ها هستیم و چون گرفتار آن هستیم با دعواهای سیاسی سعی می‌کنیم این ناکارآمدی را توجیه کنیم.»

او گفته که باید تعارف را کنار گذاشت و پذیرفت که بسیاری از اصلاح طلبان نیاز به اصلاحات جدی در رفتار خود دارند و بسیاری از اصولگرایان هم اصولگرا نیستند: «دعوای اصولگرا-اصلاح‌طلب از اول هم پوست خربزه بود و بسیاری در این خط رفتند.»

ضرغامی و انتخابات

بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که مصاحبه‌ها و اعلام مواضع ضرغامی در شبکه‌های اجتماعی، زمینه‌سازی او برای حضور در انتخابات ۱۴۰۰ است. او اما به خبرنگار ایسنا می‌گوید، بعید است با مواضعی که علیه صاحبان قدرت گرفته، تایید صلاحیت شود: «اکثر رسانه‌های اصولگرا به ویژه آنها که کاملا در چارچوب تشکیلاتی و حزبی عمل می‌کنند، کلمه ضرغامی را فیلتر کرده‌اند.»

او در نقد اصولگرایان به “رقابت‌های ناسالم” و “نگاه قیم‌‌مآبانه” اشاره کرده است.

ضرغامی این را هم گفته که هر وقت در شورای عالی امنیت ملی برای رفع حصر رای‌گیری می‌شود رای نمی‌آورد. او عنوان کرده که تاثیرگذاری‌های خاصی در محیط‌های مختلف دارد و کارهایی انجام داده که لازم نیست خبری شوند چون رسانه‌ای شدن آنها نتیجه منفی دارد.

ضرغامی که تا سال ۱۳۹۳ یعنی یک سال پس از روی کار آمدن روحانی، رئیس صدا و سیما بود، مناسبات حسنه‌ای با احمدی‌نژاد و طیفی از اصولگراها هم‌چون ایثارگران و رهپویان دارد. اتحادیه اروپا او را به خاطر پخش دادگاه‌های نمایشی و اعترافات اجباری متهمان رویدادهای پس از انتخابات ۸۸ تحریم کرده است.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .