اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'وزارت ارشاد'

Nov 08 2016

اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی: امامان جمعه به تصمیم‌های وزارت ارشاد احترام بگذارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

دیگربان: اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی از قوه قضائیه، امامان جمعه و نیروهای حزب‌الله خواست به تصمیم‌های وزیر ارشاد احترام بگذارند.

آقای جهانگیری گفته «امضای وزارت ارشاد باید برای همه، برای قوه قضائیه، امامان جمعه و نیروهای انقلاب محترم شمرده شود.»

وی افزوده «به آقایانی که فکر می‌کنند فراتر از قانون می‌توانند کاری کنند باید بگویم که خود آنان از این موضوع ضرر خواهند کرد.»

معاون اول روحانی در بخش دیگری از سخنان خود از نهاد‌هایی سخن به میان آورده که بودجه فرهنگی زیادی از دولت ‌می‌گیرند٬ اما عملکرد آنها زیر سئوال است.

جهانگیری همچنین گفته «باید در بخش فرهنگ از رویکردهای سیاسی امنیتی به رویکرد علمی و فرهنگی بیشتر توجه کنیم و برخورد با مسائل فرهنگی باید به دور از افراط و تفریط باشد.»

No responses yet

Oct 17 2016

به بهانه پیشنهاد طعنه آمیز انحلال وزارتخانه: مشکل وزارت ارشاد؛ بودجه یا نام؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

عصرایران: بیشتر دردسرها از کلمه ارشاد ناشی می شود که تلقی وظیفه ارشاد مردم را ایجاد کرده در حالی که منظور پیشنهاد دهنده یاد حسینیه ارشاد و شریعتی بوده نه ارشاد با تلقی گشت ارشاد!
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- پیشنهاد انحلال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از زبان یک نماینده سرشناس مجلس – که خود فعال و مدیر رسانه ای هم هست – اگر چه طعنه آمیز است اما متضمن واقعیتی است تا نامتناسب بودن حجم فشارها و توقعات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را با امکانات و مقدورات آن بیان کند.

الیاس حضرتی گفته است: «‌در حالی که تنها ۱۶ درصد از بودجه فرهنگی کشور در اختیار وزارت ارشاد است تمامی مسائل، مصائب و مشکلات مربوط به فرهنگ و هنر را از این وزارتخانه طلب می‌کنند و از این رو بهتر است همین 16 درصد بودجه کل نیز در اختیار نهاد‌ها و ارگان‌هایی قرار گیرد که بودجه‌هایی به‌ مراتب بیشتر از وزارت ارشاد دریافت می‌کنند تا مسئولیت امور نیز با خودشان باشد.»

هر چند در نگاه آقای حضرتی مشکل از نظام بودجه ریزی ناشی می شود اما واقعیت این است که ریشه مشکل را باید در جای دیگر یا جاهای دیگر جُست:

نخست این که در نگاه یک نحله سیاسی یا بخشی از گفتمان رسمی فرهنگ همان ایدیولوژی است. بر این اساس از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار دارند همان کاری را انجام دهد که سازمان عقیدتی سیاسی در ارتش انجام می دهد یا سازمان تبلیغات اسلامی.

حال آن که فرهنگ الزاما همان ایدیولوژی نیست هر چند ممکن است وجه غالب یک ایدیولوژی فرهنگ باشد و فرهنگ همچنین الزاما همان تبلیغ نیست.

اگر این واقعیت پذیرفته شود دیگر انتظار تبلیغ ایدیولوژیک نیز فرو می کاهد. فرهنگ به مناسبات انسانی کار دارد و طبعا در یک جامعه مسلمان این مناسبات از باورهای مردم ناشی می شود اما این به منزله تبلیغ بودن فرهنگ نیست.

مشکل وزارت ارشاد؛ بودجه یا نام؟

مشکل دیگر به خاطر خود همین کلمه «ارشاد» است که به منبع سوء تفاهم تبدیل شده و مثلا بحث حجاب را به وزارت ارشاد ربط می دهند. درست است که شورای فرهنگ عمومی از نهادهای زیر مجموعه وزارت ارشاد است اما ارشاد ابزاری برای رواج تحکمی یک فرهنگ خاص در اختیار ندارد.

نام وزارتخانه در پیش از انقلاب ابتدا «فرهنگ وهنر» بود و بعد به « اطلاعات و جهانگردی» تغییر یافت و در دوران وزارت دکتر ناصر میناچی از بنیان گذاران حسینیه ارشاد به « ارشاد ملی» تبدیل شد تا یادآور نام دکتر علی شریعتی و حسینیه ارشاد باشد.

در آن زمان واژه فرهنگ بخشی از عنوان وزارتخانه متولی تحصیلات عالی بود: «فرهنگ و آموزش عالی» اما بعدتر به نام ارشاد هم اضافه و ملی هم شد اسلامی و از این پس به جای وزارت فرهنگ و هنر که متولی تئاتر و سینما بود یا اطلاعات و جهانگردی که به موضوع اطلاع رسانی و توریسم می پرداخت از عبارت « فرهنگ و ارشاد اسلامی » استفاده شد و بعد از ناصر میناچی و پرویز ورجاوند (یک دوره کوتاه) در دولت موقت و عباس دوزدوزانی در دولت شورای انقلاب برای اولین بار یک روحانی در دولت مهندس موسوی وزیر ارشاد شد ( حجت الاسلام معادیخواه) و از آبان 61 نیز باز یک روحانی (حجت الاسلام خاتمی) بر کرسی وزارت ارشاد نشست و به همین خاطر این تلقی درگرفت که این وزارتخانه متولی ارشاد مردم است و عملا وظیفه اصلی آن تحت الشعاع قرار گرفت که همانا کتاب و تئاتر و سینماست.

انتظار ارشاد مردم و سامان دادن به فرهنگ جامعه در حالی که شورای عالی انقلاب فرهنگی متشکل از مقامات مختلف کشوری است و همان گونه که الیاس حضرتی گفته تنها 16 درصد از بودجه فرهنگی را در اختیار دارد با واقعیت های موجود سازگار نیست.

راه حل اما الزاما افزایش بودجه نیست چون از نهادهای پر قدرت دیگر باید حذف کنند که عملا دولت اگر هم بخواهد نمی تواند. طبعا انحلال هم نمی تواند باشد. هر چند که هر قدر جامعه مدنی قوی تر و گسترده تر باشد نیاز به این همه کنترل و دخالت نیست.

شاید اگر نام «فرهنگ و ارشاد اسلامی» به «فرهنگ و هنر» یا «سینما و تئاتر و کتاب» یا «اطلاع رسانی و هنر و گردشگری» تعییر یابد از بخش قابل توجهی از حساسیت ها کاسته می شود.

البته شاید این نگرانی وجود داشته باشد که برخی گمان برند تغییر عنوان « ارشاد اسلامی» به منزله دور شدن از ارزش های اسلامی است حال آن که همه وزارتخانه ذیل «جمهوری اسلامی ایران» فعالیت می کنند و تعریف می شوند و مثلا نمی گوییم « آموزش و پرورش اسلامی» یا «بهداشت اسلامی» بلکه می گوییم «آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران» یا «بهداشت و درمان جمهوری اسلامی ایران» و با همین نگاه نام اصلاح شده وزارت ارشاد هر چه باشد ذیل جمهوری اسلامی است و تعارضی با اسلامیت ندارد.

اگر نام وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به وزارت فرهنگ و هنر یا اطلاع رسانی و گردشگری یا عنوانی شبیه به این تغییر کند سطح توقعات با امکانات متناسب می شود. یا مثلا «هنر و حج و گردشگری » شود یا اوقاف و اطلاع رسانی شاید دیگر کسی وزیر ارشاد را مؤاخذه نکند که چرا مردم را ارشاد نکرده است.

خداوند هم دکتر شریعتی را بیامرزد و هم دکتر میناچی را اما انگار بیشتر دردسرها از این کلمه ارشاد ناشی می شود که تلقی وظیفه ارشاد مردم را ایجاد کرده در حالی که منظور پیشنهاد دهنده حفظ نام ارشاد و یاد حسینیه ارشاد بوده است نه ارشاد با تلقی گشت ارشاد!

جا دارد وزیر ارشاد چه بماند و چه شایعه تغییر او تحقق یابد – و البته امیدواریم هر اتفاقی رخ می‌دهد حمل بر ضعف و تسلیم دولت نباشد- یادآور شود او متولی ارشاد مردم و کل فرهنگ نیست. موضوع فعالیت وزارت ارشاد کتاب است و مطبوعات و نیز تئاتر و سینما و اگر بخش گردشگری از سازمان میراث منتزع شود و به حوزه این وزارتخانه بازگردد توریسم.

No responses yet

Dec 18 2014

ماجرای شلاق خوردن یک سینماگر در وزارت فرهنگ و ارشاد؛ برای فیلم‌های خارجی یک هفته حبس کردند و شلاق زدند!(دوران وزارت محمد خاتمی بر ارشاد)

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

تابناک: در این مدت بنده را جوجه کبابی (یک روش خاص که فرد را مانند جوجه می‌بندند تا مضروب نتواند از ضربه بگریزد) کردند. علاوه بر این، کف پایم شلاق می‌زدند و می‌گفتند، روی موزاییک راه برو تا خونمردگی به وجود نیاید. باورم نمی‌شد ‌در وزارت فرهنگ و ارشاد چنین اتفاقی برای من می‌افتد.

گفته‌های اخیر یکی از تهیه‌کنندگان سینما درباره شلاق زدن به سینماگران در دهه ۶۰ در ‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بسیار تکان‌دهنده بود؛ اما آیا حقیقت چنین اتفاقی در مجموعه‌ای که متولی فرهنگ کشور است، رخ داده یا این تنها یک ادعاست؟ شخصی که گفته می‌شود در دوران وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد در ساختمان بهارستان شلاق خورده، مدعی است، این واقعه تلخ نه تنها حقیقت دارد، بلکه یک هفته ‌طول کشیده است.

به گزارش «تابناک»، حسین فرح‌بخش، تهیه‌کننده و کارگردان سینمای ایران همزمان با رونمایی از کتاب مصاحبه‌ها و گفتارهای سینمایی سیدمحمدبهشتی از مدیران پیشین سینمای ایران، گفت‌و‌گویی داشت که در نوع خود عجیب بود؛ اما‌ حاوی یک ادعای بزرگ نیز بود که ظاهراً پیش از این نیز بیان شده، ولی هیچ‌گاه مورد توجه قرار نگرفته است.

هرچند بخشی از عملکرد فرح‌بخش و به خصوص گفته‌هایش در چند سال اخیر مورد تأیید «تابناک» نیست، گفته‌های اخیر او درباره فعال شدن مدیران دهه شصت در نوع خود عجیب ‌و مشتمل بر ادعایی بود که اگر حقیقت داشته باشد، بسیار متأثرکننده است و برخی اظهارنظر‌ها درباره اینکه‌ دهه شصت، دهه طلایی سینمای ایران بوده را به چالش می‌کشد و اتفاقاً این گمانه را پررنگ می‌سازد که بسیاری از وقایع امروز سینما از جمله عدم اکران فیلم‌های خارجی در ایران، ریشه در آن دوران دارد.

فرح‌بخش در این باره گفته است: «متأسفانه برخی از مدیران دهه شصت، آقای عبدالله علیخانی را در طبقه بالای حراست وزارت ارشاد فَلک کردند!‌ سند آن موجود است. این در حالی است که این مدیران مدعی هستند ما در آن زمان به کسی کاری نداشتیم. آنان با کدام حکم و به چه جرأتی به دفتر کار یک سینماگر می‌ریختند، هم فیلم‌هایش را می‌بردند و هم خودش را فلک می‌کردند؟! ماه زیر ابر ‌نمی‌ماند.

آقای عبدالله علیخانی هنوز زنده است و می‌توانید از او بپرسید. این هم بابت اینکه ایشان فیلم خارجی داشت. اصلا بابت هر چیزی؟ مگر می‌شود شما یک نفر را در طبقه بالای ارشاد زندانی کنید و او را فلک کنید؟ بعد‌ها که ایشان شکایت کرد. قوه قضاییه آقایان را تبرئه کرد. ضمن اینکه فیلم‌های او را داخل کامیون ریختند و بردند آتش زدند!».

خبرنگار «تابناک» برای پیگیری صحت و سقم این ماجرا به سراغ شخصی رفت که ادعا شده در وزارت فرهنگ و ارشاد شلاق خورده است؛ مجموعه‌ دولتی که ذاتاً نه جایگاه قضایی داشته و دارد و نه شانش شلاق زدن به یک تهیه کننده سینماست؛ اما انگار در دوره‌ای چنین اتفاق‌هایی رخ داده است. عبدالله علیخانی در گفت‌و‌گو با «تابناک»، این موضوع را تأیید می‌کند و وقوعش را به دوران معاونت سینمایی فخرالدین انوار در سال ۱۳۶۳ ارجاع می‌دهد.

برای فیلم‌های خارجی یک هفته حبس کردند و شلاق زدند!

علیخانی در این زمینه به «تابناک» گفت: تا چند سال پس از انقلاب، هنوز فیلم‌های خارجی در سینماهای ایران پخش می‌شد و برخی از آن فیلم‌ها نیز در اختیار بنده و دیگر تهیه‌کنندگان بود. آقای انوار و همکارانشان در سال ۶۳ ‌ضرب‌الاجلی تعیین کردند که مطابق با آن، باید مدارک فیلم‌های خارجی را به وزارت ارشاد ارائه می‌کردیم؛ اما زمان لازم برای این کار بسیار اندک در نظر گرفته شده بود و امکان چنین اقدامی در این زمان کوتاه نبود.

این تهیه کننده سینما ادامه داد: ما ۲۰، ۳۰ نفر بودیم که به وزارت ارشاد رفتیم و درباره این مهلت اندک اعتراض کردیم. بعد از این بود که ‌یکباره از دفتر مدیرکل وقت حراست وزارت فرهنگ و ارشاد، در دفتر من ریختند و من را به حراست وزارت فرهنگ و ارشاد ـ که یک طبقه پایین دفتر وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود ـ بردند و برای مدت یک هفته حبس کردند. البته تنها من نبودم و اشخاص دیگری را هم گرفتند.

او درباره وقایعی که در این یک هفته رخ داد، به تلخی ‌می‌گوید: در این مدت، بنده را جوجه کبابی (یک روش خاص که فرد را مانند جوجه می‌بندند تا مضروب نتواند از ضربه بگریزد) کردند. علاوه بر این، کف پایم شلاق می‌زدند و می‌گفتند، روی موزاییک راه برو تا خونمردگی به وجود نیاید. باورم نمی‌شد که در وزارت فرهنگ و ارشاد چنین اتفاقی برای من می‌افتد.

او در پاسخ به اینکه آیا زمان دستگیری حکم قضایی داشتند، گفت: تا آنجا که می‌دانم، وزارت ارشاد مسئولیت برای دستگیری ندارد و وزارت ارشاد هم جایی برای بازداشت نیست؛ اما در هر حال من حکمی ندیدم و به هر حال در آن سال‌ها حراست آنجا اسلحه داشت و با بی‌سیم و کلاشینکف آمده بودند و طبیعتاً من مجبور بودم، همراهشان به حراست وزارت فرهنگ و ارشاد بروم.

علیخانی درباره اینکه آیا موضوع قضایی شد‌، گفت: بله، چون می‌دانستند با این اتفاقی که افتاده، من پیگیر ماجرا می‌شوم، ماجرا را قضایی کردند و تا دو سال بعد از آن، به دادگاه می‌رفتیم و بعد در‌‌ همان سال‌ها به ما گفتند ‌یک نامه بنویسید و بگویید اشتباه کردید و فیلم‌ها مبتدل بوده، و‌الا زندان می‌روید که ما هم به واسطه جو آن دوران نوشتیم، ولی در ‌‌نهایت در مراحل قضایی تبرئه شدیم. با این حال، چنان زهرچشمی گرفته بودند که دیگر جرأت پیگیری قضایی نداشتیم.

علیخانی تأکید کرد: لیست فیلم‌ها موجود است و اتفاقاً قبل از این چنین ماجرایی برای ما به وجود بیاورند، تلویزیون پس از انقلاب، خیلی از این فیلم‌ها را از بنده خریده بود و تا آن زمان پخش می‌کردند که در این زمینه به فیلم‌های «بیدار باش»، «نبرد العلمین» و «رنجر‌ها» می‌توانم اشاره کنم. به همین دلیل، این ادعا که ما خودمان به واسطه آنچه بر ما رفته بود، امضایش کردیم، فاقد صحت بود.

تلاش‌های خبرنگار «تابناک» برای برقراری ارتباط و اخذ توضیح از مسئولان مستقیم در این ماجرا ‌‌حاصلی‌ نداشت؛ اما در عین حال در این ارتباط آماده انتشار نظریات طرفین ذینفع به ویژه مسئولان وقت معاونت سینمایی و اداره کل حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

یک آدم رندی هم زیر متن این پیام رو گذاشته:
ليست وزراي ارشاد از اول انقلاب
ناصر میناچی (۱۳۵۸-۱۳۵۷)
عباس دوزدوزانی (۱۳۶۰-۱۳۵۸)
عبدالمجید معادیخواه (۱۳۶۱-۱۳۶۰)
سید محمد خاتمی (۱۳۷۰-۱۳۶۱)
علی اردشیر لاریجانی (۱۳۷۲-۱۳۷۰)
مصطفی میرسلیم (۱۳۷۶-۱۳۷۲)
عطاء الله مهاجرانی (۱۳۷۹-۱۳۷۶)
احمد مسجد جامعی (۱۳۸۴-۱۳۷۹)
محمدحسین صفار هرندی (۱۳۸۸-۱۳۸۴)
سید محمد حسینی (۱۳۹۲-۱۳۸۸).[۵]
علی جنتی (۱۳۹۲-تاکنون)

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .