No responses yet

Nov 27 2017

سعید مرتضوی در ارتباط با وقایع کهریزک به دو سال حبس قطعی محکوم شد

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وکیل خانواده محسن روح‌الامینی از جانباختگان وقایع سال ۱۳۸۸ در ایران، خبر داد که سعید مرتضوی دادستان وقت تهران به جرم معاونت در قتل به دو سال حبس قطعی محکوم شده است.

خبرگزاری تسنیم روز یکشنبه ۵ آذر اظهارات میرمجید طاهری وکیل دادگستری را بازتاب داده که عنوان کرده حکم دادگاه تجدیدنظر رسیدگی به جرایم آقای مرتضوی صادر و با پیامک به او ابلاغ شده است.

سعید مرتضوی در دادگاه اولیه از اتهام معاونت در قتل تبرئه شده بود که همین امر اعتراض خانواده محسن روح‌ الامینی را به دنبال داشت. محسن روح‌الامینی و بسیاری دیگر از معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ در پی دستگیری به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند.

طبق گزارش‌های رسمی جمهوری اسلامی در این بازداشتگاه به جز محسن روح‌الامینی دست‌کم سه نفر دیگر به نام‌های امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی و رامین آقازاده قهرمانی کشته شدند.

با این حال سعید مرتضوی که از متهمان اصلی این پرونده بود در دادگاه اولیه تنها به اتهام «بازداشت غیرقانونی» افرادی که آنها را به کهریزک فرستاده بود به انفصال دائم از خدمات قضایی و پنج سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.

اکنون سه سال پس از صدور حکم اولیه، رای دادگاه تجدید نظر سعید مرتضوی اعلام شده که اتهام «معاونت در قتل» را وارد دانسته است.

میرمجید طاهری وکیل اولیای دم محسن روح‌الامینی اظهار داشت: «دادگاه تجدید نظر مرتضوی را با یک درجه تخفیف به ۲ سال حبس در ارتباط با اتهام معاونت در قتل محکوم کرده و این حکم قطعی است.»

سعید مرتضوی پیش از این در نامه‌ای سرگشاده از خانواده جانباختگان بازداشتگاه کهریزک عذرخواهی کرده بود. وی اما در عین حال تاکید کرده که کشته شدن بازداشت‌شدگان عمدی نبوده است.

آقای مرتضوی که پس از تعلیق قضایی در دولت محمود احمدی‌نژاد به ریاست سازمان تامین اجتماعی رسید، پرونده‌ای نیز در رابطه با اقدامات خود در این سازمان دارد و از جمله اتهاماتی که به وی وارد شد، پرداخت وجوه غیرقانونی به اشخاص است.

وی برای سال‌ها قاضی دادگاه مطبوعات در ایران بود و حکم به توقیف ده‌ها نشریه و بازداشت شمار زیادی از روزنامه‌نگاران داده است.

No responses yet

Oct 10 2017

آغاز دادگاه تجدیدنظر رسیدگی به نقش مرتضوی در وقایع کهریزک

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: جلسه دادگاه تجدید نظر پرونده اتهامی علیه سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران در ارتباط با وقایع بازداشتگاه کهریزک امروز سه‌شنبه ١٨ مهر (١٠ اکتبر) کار خود را آغاز کرد.

این جلسه در شعبه ٢٢ دادگاه تجدید نظر استان تهران به منظور رسیدگی به اعتراض خانواده محسن روح‌الامینی، یکی از کشته‌شدگان بازداشگاه کهریزک، به حکم دادگاه قبلی تشکیل شده است. دادگاه قبلی به تبرئه آقای مرتضوی از اتهام معاونت در قتل رأی داده بود.

وکیل خانواده روح‌الامینی گفته است که آقای مرتضوی در ارتباط با دو پرونده تحت پیگرد قرار داشته است. یکی از این پرونده‌ها به اتهامات مربوط به سوء‌استفاده هنگام سرپرستی سازمان تامین اجتماعی ارتباط دارد و دیگری به نقش او در ماجرای بازداشت معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٨٨ و مرگ تعدادی از آنان در بازداشتگاه کهریزک.

دادگاه در مردادماه دو سال پیش، پس از رسیدگی به پرونده مربوط به شکایت اولیاء دم محسن روح‌الامینی به خاطر مرگ فرزندشان در کهریزک، سعید مرتضوی را در اتهام معاونت در قتل عمد بی‌گناه دانست و به تبرئه او رأی داد.

در پی صدور این حکم، وکیل این خانواده دادخواستی را برای تجدیدنظر در این حکم به دیوان عالی کشور تسلیم کردند و دیوان عالی رسیدگی به این شکایت را در صلاحیت دادگاه تجدید نظر استان تهران اعلام کرد.

محسن روح‌الامینی، دانشجوی رشته کامپویتر دانشگاه تهران، در جریان تظاهرات اعتراضی به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری در روز ١٨ تیر سال ١٣٨٨ دستگیر و به بازداشتگاه کهریزک منتقل شد. او چند روز بعد به دلیل وضعیت بد جسمی به بیمارستان انتقال یافت و در بیمارستان درگذشت. علت مرگ او شرایط بد جسمی و وارد شدن ضربات متعدد گزارش شده است.

پدر آقای روح‌الامینی از مقامات دولتی و نیز عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و مشاور محسن رضایی، یکی از چهار نامزد تایید صلاحیت شده در انتخابات ریاست جمهوری سال ١٣٨٨ بود.

مقام‌های رسمی ایران بدرفتاری شدید با بازداشت‌شدگان در بازداشتگاه کهریزک را تأیید و این بازداشتگاه را به دستور رهبر ایران تعطیل کردند.

سعید مرتضوی که زمانی قاضی دادگاه مطبوعات و پس از آن دادستان تهران بود، در گزارش هیئت تحقیق مجلس ایران از وقایع کهریزک به صدور دستور انتقال بازداشت‌شدگان به این بازداشتگاه و دادن اطلاعات دروغ پس از کشته شدن تعدادی از آنها متهم شد.

او در سال ١٣٨٩ با حکم دادگاه انتظامی قضات از سمت‌های قضایی برکنار شد. محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری سابق، آقای مرتضوی را نخست به ریاست ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق مواد مخدر و ارز منصوب کرد و او در سال ١٣٩٠، وی به ریاست سازمان تامین اجتماعی رسید.

در پرونده مربوط به عملکرد در سازمان تامین اجتماعی، دادگاه کارکنان دولت سعیدی مرتضوی را به اتهام تصرف غیرقانونی و اهمال در انجام وظیفه به‌ترتیب به تحمل ۷۰ و ۶۵ ضربه شلاق محکوم کرد ه اما وی خواستار تجدید نظر در این حکم شده است. این پرونده در شعبه ۶٨ دادگاه تجدید نظر تهران در دست بررسی است.

No responses yet

Jul 13 2017

کهریزک، جنایتی که انکارناپذیر است: سردار علی فودازی مسئول رسیدگی به پرونده جنایت کهریزک

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: فرشته ناصحی

سردار «علی قلی فودازی»، اکنون بازنشسته است. او مهرماه سال ۸۵ ریيس بازرسی پلیس تهران شد، در یکی از حساس ترین دوران نیروی انتظامی که درگیر ماجراهای پس از انتخابات بود. او در این میان مسئول رسیدگی به مهم ترین پرونده پس از ۸۸ شده بود: «جنایت کهریزک.» نیروی انتظامی در این ماجرا متهم بود و چند نفری را تعلیق و برکنار کرده بود ولی چیزی از خشم افکار عمومی کاسته نشده بود.

به نظر می رسد اما خشم افکار عمومی چندان برای آنها مهم نبوده است. این را می شود از مصاحبه ۱۸تیرماه سردار فوازی با خبرگزاری ایلنا دریافت. او هشت سال پس از ماجرا و در حالی که زاویای بسیاری از این جنایت روشن شده و مهم ترین مدعیان ماجرا مانند سعید مرتضوی عذرخواهی کرده اند، گفته است کسی در کهریزک مورد ضرب و شتم قرار نگرفته، و چند نفری که در این جریان کشته شده‌اند به علت سرماخوردگی و ابتلا به مننژیت درگذشته‌اند. این ادعا تازگی ندارد، سعید مرتضوی همان ماه های اول همین حرف ها را می زد.

سردار فودازی اما پا را فراتر گذاشت و گفته ۹۰ نفر پس از کهریزک رضایت دادند و گفتند «در کهریزک هیچ‌کس به من دست نزده است. ما در کهریزک بیش از دویست نفر بازداشتی داشتیم. آن‌ها می‌گفتند ما را هل دادند» و «رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک هم وقتی به او به اشتباه گفته بودند تو مقصری، دچار جنون آنی شده و با خوردن قرص خودکشی کرد.»

بازداشتگاه کهریزک که اکنون با نام سروش ۱۱۱ فعالیت می کند، سابقه تاسیسش به سال سال ۸۰ می رسد ولی نامش از مردادماه سال ۱۳۸۶ و پس از انتشار خبر کشته شدن «محسن روح الامینی»، مطرح شد. او فرزند «عبدالحسین روح الامینی» دبیر کل حزب عدالت و توسعه و مشاور وزیر بهداشت بود و منصب دولتی پدرش و نزدیکی اش به محسن رضایی، کمک کرد بتواند پرونده مرگ فرزندش بر اثر شکنجه را پیگیری کند.

علاوه بر او، امیر جوادی فر و محمد کامرانی هم کشته شدند،‌ حتی اگر مرگ مشکوک دکتر «رامین پوراندرجانی»، پزشک ۲۶ ساله شاغل در کهریزک را نادیده بگیریم، با نام«رامین آقازاده قهرمانی» بر می خوریم که دو روز بعد از آزادی‌اش از کهریزک به علت لخته شدن خون در سینه درگذشت. او قبل ازمرگ به مادرش گفته بود در بازداشتگاه کهریزک با قلاب از پا به سقف آویزان شده بود. «احمد نجاتی کارگر» یکی دیگر از بازداشت شدگان این بازداشتگاه فقط چند روز بعد از آزادی، به علت ازکارافتادگی هر دو کلیه‌اش جان باخت.

در طول هشت سال گذشته اما بسیار بوده اند از قربانیان کهریزک که داخل یا خارج از ایران در گفتگو با رسانه ها، به مرور خاطرات تلخ و وحشتناک شان پرداخته است.

یکی از افرادی که در کهریزک بوده و اکنون ساکن ایران است، می گوید: «به عنوان کسی که تا آستانه مرگ رفتم یک سوال دارم اگر این افراد به علت ابتلا به مننژیت درگذشتند، چرا دادگاه نظامی، دو تن از افسران شیفت این بازداشتگاه را به قصاص نفس محکوم کرد و حکم شان با گذشت خانواده قربانیان منتفی شد؟ چرا خود همین سردار کذایی نوشته ،سعی کرده‌اند از ۹۰ نفر بازداشت شدگان رضایت بگیرند؟»

بر اساس اطلاعیه ۲۶آبان۹۱ سازمان قضایی نیروهای مسلح، در جریان رسیدگی به پرونده تخلفات نیروهای انتظامی شاغل در کهریزک،‌ «دو نفر از متهمان به اتهام ضرب و جرح عمدی منتهی به قتل مرحومان امیر جوادی فر، محسن روح الامینی و محمد کامرانی، علاوه بر حبس، انفصال موقت از خدمت، جزای نقدی، شلاق تعزیری و پرداخت دیه، به قصاص نفس» محکوم شدند.

«حمید حجار‌ها» دیگر جان به دربرده کهریزک و ساکن استرالیاست. او با اشاره به اینکه تعداد بازداشتی‌ها آنقدر زیاد بود که نتوانستند جملگی را سر به نیست کنند، می‌گوید: « محسن روح الامینی و محمد کامرانی با علائم حیاتی نسبتا خوب از ما جدا شدند و نهایتا سر از سردخانه بیمارستان در آوردند. عکس‌های منتشره امیرجوادی فر را هم لابد همگی دیده‌اید، کسی نیست که نداند او به علت ضرب و جرح شدید و نبود رسیدگی پزشکی درگذشت. خود پزشکی قانونی علت مرگ محمد کامرانی را آسیب جدی به کلیه سمت راست او می داند، آن وقت سردار ضرب و شتم را انکار می کند».

حمید به نام ها اشاره می کند: « مسعود علیزاده، میثم کارگر، سامان مهامی، و احمد بلوچی از جمله کسانی بودند که این ضرب و شتم‌ها رو تحمل کردند. نام «محمدکرمی» ملقب به «ممد تیفیل» زندانی جرائم مواد مخدر به گوشتان آشنا نیست؟ کسی که در جریان دادگاه به ضرب و شتم «مسعود علیزاده» به دستور مامور زندان اعتراف کرد.» او می گوید شاید یادآوری نام ها به سردار فوادزی کمک کند حقیقت را طور دیگری بفهمد.

حجاری‌ها می‌گوید دو روز قبل از مرگ مشکوک «رامین پوراندرجانی» او را ملاقات کرده و او به صراحت گفته برای روز دادگاه تهدید شده: «دکتر به من و مسعود گفت دفتر خاطراتی دارد که برای خودش گزارشات روزانه و خاطرات مهمش را به ثبت رسانده و روز دادگاه می‌خواهد حقایقی را افشا کند. حقایقی که هرگز افشا نشد چون او هیچ وقت به دادگاه نرسید.»

«مسعود علیزاده» یکی از جان به دربردگان کهریزک است که به شهادت حاضران در این بازداشتگاه از مرگ حتمی نجات پیدا کرده، او را با دو دو پابند آهنی به یک میله آویزان می‌کنند. پابند‌ها تیز بوده و تمام مدت از مسیر حلقه‌ها خون جاری می‌شده، و در‌‌ همان وضعیت با لوله پی وی سی شروع می‌کنند به زدن: « از افسر نگهبان پرسیدیم اینجا کجاست؟ جواب داد اینجا آخر دنیاست، جایی که خدا هم آنتن نمی‌دهد. اگر زنده ماندید، بعدش می‌فهمید اینجا کجاست. »

با یادآوری روزهای تلخ گذشته،‌ صدایش به وضوح شروع می‌کند به لرزیدن: «همه ما را برهنه کردند. به بهانه شپش و تفتیش کردن. با پای برهنه روی آسفالت داغ تابستان نگه‌مان داشتند جوری که کف پا‌هایمان پر از تاول شده بود. بعد از ساعت‌ها زیر آفتاب ماندن ما را که حدود ۱۷۰ نفر بودیم جایی بردند که ظرفیت ۶۰ نفر داشت. هوا نبود، زخم‌هایمان عفونت کرده بودند و از آب آلوده چاه می‌خوردیم که تصفیه نشده بود. با‌‌ همان شرایط افسر نگهبان دستور داد یک سر لوله موتورخانه را وصل کردند به آن اتاق. دود همه جا را گرفته بود. راست می‌گفتند آنجا آخر دنیا بود.»

او از برخورد گزینشی رسانه‌های بیرون از ایران برای پوشش اخبار مربوط به کهریزک گله می‌کند و خاطرات امیر جوادی فر را به یاد می‌آورد: «یک بار کنار دست شویی امیر را دیدم که می‌خواست آب بخورد. از من پرسید تو می‌دانی چرا یکی از چشم‌هایم نمی‌بیند؟ دلم نمی‌خواست بگویم کور شده‌ای پسرجان. دلم می‌خواست هر جور شده به او دلداری بدهم. مدام با صدای بلند مادرش را صدا می‌کرد. مادرجان بیا ببین من چرا نمی‌بینم؟ تازه بعد از آزادی بود که فهمیدم مادر امیر پنج سال قبلش مرده بوده و او از روح مادرش کمک می‌خواست.»

مسعود این ماجرا را چندین بار برایم تعریف کرده و هر بار بغض می‌کند: «روز آخر بود. می‌خواستند ما را منتقل کنند اوین. امیر نشسته بود کنج حیاط. سرهنگ [فرج]‌ کمیجانی، [رئیس وقت بازداشتگاه کهریزک] آمد به جرم اینکه امیر نشسته بود توی سایه و با پوتین به سر و صورتش زد. آن قدر او را زد تا امیر از سایه خودش را کشاند به سمت آفتاب. توی اتوبوس که نشستیم، دیگر امیر نای نفس کشیدن نداشت. التماس می‌کرد برای یک قطره آب.»

او محسن را هم به خاطر دارد: « می‌توانست هویتش را روشن کند و از آنهمه کتک نجات پیدا کند. اما شب‌ها سر پا می‌خوابید تا جا برای بقیه باز‌تر باشد. وقتی از شدت عفونت زخم‌هایم تب کرده بودم، نشسته بود بالای سرم و با پیراهنش من را باد می‌زد. روز آخر، محسن به خاطر عفونت زخم هایش، بی حال بود. استوار [کاظم] گنج بخش با کمربند شروع کرد به زدنش. از شدت ضربه‌های وحشتناک کمربند بلند شد و ایستاد. او را با یک ون بردند اوین و بدن بی‌جانش ساعت‌ها توی گرما جلوی در زندان اوین افتاده بود دراز به دراز روی آسفالت داغ و چند ساعت بعد هم مرد.»

مسعود «محمد کامرانی» را هم به خاطر دارد: «یک ساعتی بود وارد اوین شده بودیم که محمد هم حالش بد شد. تنش زخمی بود و بدنش جان نداشت. سرش می‌خورد به لبه تخت‌ها. التماس کردیم او را منتقل کردند بیمارستان. بعد‌ها پدرش به من گفت بدن نیمه جان پسرش را با غل و زنجیر به تخت بیمارستان بسته بودند و لب‌هایش از خشکی و تشنگی ترک برداشته بود. او هیچ وقت از روی آن تخت بلند نشد و به علت شدت ضربات وارده و خونریزی داخلی جان داد.»

«رضا ذوقی» از دیگر قربانیان کهریزک است. رضا و بقیه را به محض ورود به کهریزک از تونلی می گذارنند متشکل از سربازان میله به دست: « از زیر ضربه میله ها که گذشتیم صدای ناله می‌آمد. ناله مجرمین عادی که بعضی‌هاشان از اشرار منطقه بودند.‌‌ همان لحظه فهمیدم وقتی آنها می نالند چه بر سر ما می آید؟ لخت و برهنه‌مان کردند. محمد کامرانی که یک نوجوان ۱۷ ساله بود به شدت نگران کنکورش بود .دائم از بچه‌ها سوال می‌کرد که آیا می‌گذارند بروم کنکور بدهم یا نه؟»

او از آلوده کردن اتاق با دود موتورخانه می گوید: «هوای قرنطینه به شدت آلوده و گرم بود روزی ۲ بار دود ژنراتور تولید برق را از یک دریچه کوچک وارد اتاق ما می‌کردند. چرک از زخم‌ها و از داخل چشم‌هایمان بیرون می‌آمد. چند ساعت در روز وادارمان کرده بودند چهار دست و پا روی آسفالت داغ راه رفته بودیم و جالا چرک و عفونت از زخم‌هایمان جاری شده بود. کمبود هوا و دود موتورخانه هم مزید علت شده بود. شپش و گال و حشرات موذی بیداد می‌کرد، شیفت که عوض شد، افسر نگهبان دستور داد برویم داخل حیاط. می‌خواستند سمپاشی کنند. ۱۵ دقیقه بعد و بلافاصله بعد از سمپاشی ما را برگرداندند، من دیگر هیچ نفهمیدم و بیهوش شدم.»

آنجا فقط داخل توالت کوچک بند کمی هوا بوده و یک دریچه ناچیز. بازداشتی ها به نوبت آنجا می رفته اند تا نفس بکشند و زنده بمانند: « سه نفر را بردند برای شکنجه. پابند زدند و به سقف آویزان شان کردند. مسعود علیزاده مقاومت کرد و نمی‌خواست آویزانش کنند. به شدت مورد ضرب و شتم وحشیانه استوار [محمد] خمیس آبادی و استوار [کاظم] گنج بخش قرار گرفت. حدود ۱۵ دقیقه صدای کتک زدن‌های بیرحمانه و ناله‌های مسعود می‌آمد. ما نمی‌دیدیم فقط صدا‌ها را می‌شنیدیم و اشک می‌ریختیم و صلوات می‌فرستادیم.»

او هرگز مرگ امیر را تمام این سال ها فراموش نکرده: « امیر صندلی جلوی من بود. هرچه اصرار و التماس می‌کردیم حداقل دستبندش را باز کنید و یا کمی آب به او بدهید، فحش می‌دادند. امیر به خودش می‌پیچید وسرش را تکان می‌داد. دعا می‌کردم هرچه زود‌تر به اوین برسیم تا به حال و اوضاع امیر رسیدگی کنند. یک باره امیر چند تکان خورد و بی‌حرکت شد. داد و فریاد کردیم. اتوبوس ایستاد. امیر را کف خیابان دراز کردیم، یکی از بچه‌ها سعی کرد تنفس مصنوعی بدهد. اما امیر مرده بود.»

No responses yet

Oct 06 2016

«به ۵۰ شکایت از مرتضوی رسیدگی نشده است»

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: به گزارش کمپین حقوق بشر در ایران، در ارتباط با حوادث بازداشتگاه کهریزک ده‌ها شکایت از سعید مرتضوی به دادگاه ارائه شده که به آنها رسیدگی نشده است. مرتضوی به تازگی از بازماندگان سه قربانی این بازداشتگاه عذرخواهی کرد.

مطابق بررسی‌های کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، پس از سرکوب جنبش اعتراضی سال ۸۸ بیش از ۵۳ نفر از آسیب‌دیدگان و خانواده‌های جانباختگان بازداشتگاه کهریزک، علیه دادستان وقت تهران شکایت کرده‌اند.

سعید مرتضوی، تا کنون تنها به خاطر شکایت خانواده‌های محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر که در بازداشتگاه کهریزک جان خود را از دست داده‌اند محاکمه شده است.

مرتضوی ۲۱ شهریور ماه امسال در آخرین جلسه رسیدگی به اتهامات خود در پرونده کهریزک در نامه‌ای خطاب به دادگاه از بازماندگان سه قربانی این بازداشتگاه عذرخواهی کرد.

بیشتر بخوانید: سعید  سعید مرتضوی از بازماندگان وقایع کهریزک عذرخواهی کرد

جرم سازندگان مرتضوی

مرتضوی که فرمان اعزام بازداشت‌شدگان سال ۸۸ به کهریزک را صادر کرده در نامه‌ای خطاب به قاضی دادگاه نوشته است: «به عنوان دادستان وقت عمیقا ابراز تأسف و اعتذار می‌نمایم و از مقام شهیدان مظلوم این حادثه جوادی‌فر، روح‌الامینی و کامرانی طلب پوزش نموده و علو درجات آنها را از خداوند بزرگ مسئلت می‌نمایم.»

علی مطهری، نایب رئیس مجلس شورای اسلامی معتقد است که با “شهید” خواندن قربانیان حوادث کهریزک می‌توان نتیجه گرفت که “آقای مرتضوی معترضان سال ۸۸ را محق می‌داند”.

به گزارش خبرگزاری ایسنا مطهری در ادامه گفت: «اما به نظر من بیش از آنکه آقای مرتضوی به عنوان مسئول خطاهای خود مجرم است کسانی که چیزی به نام مرتضوی را ساختند و از او حمایت کردند مجرم هستند. وقتی شما به جوانی کم تجربه آن همه اختیارات بدهید که هر نشریه‌ای را که خواست تعطیل کند و هر رفتاری با متهمان داشته باشد خود به خود سرکش می‌شود.»

بیشتر بخوانید:  انتقاد از برخورد تبعیض‌آمیز قوه قضائیه با سعید مرتضوی

عدم رسیدگی به شکایت‌ها

تا کنون مسئولان جمهوری اسلامی درباره تعداد دقیق زندانیان بازداشتگاه کهریزک در سال ۸۸ و شمار کسانی که از آمران انتقال معترضان به این بازداشتگاه شکایت کرده‌اند به طور رسمی آماری منتشر نکرده‌اند.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، در گزارشی که روز گذشته (سه‌شنبه ۱۳ مهر) منتشر شد با استناد به بیانیه‌ای از سازمان قضایی نیروهای مسلح در ۲۱ آبان ماه ۹۱، تعداد شاکیان از مرتضوی و ماموران کهریزک را ۹۸ نفر اعلام کرد.

در این بیانیه آمده است: «در روند رسیدگی به پرونده، با تدبیر دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و پرداخت خسارت و دلجویی از شاکیان در نهایت تعداد ۵۱ نفر از آنان، رضایت خود را اعلام می‌نمایند.»

بر این اساس دست‌کم ۴۷ نفر از آسیب‌دیدگان بازداشتگاه کهریزک شکایت خود را پس نگرفته‌اند. تعداد دیگری شکایت از سعید مرتضوی و ماموران انتظامی نیز وجود دارد که اصلا به آنها رسیدگی نشده است.

یکی از این شکایت‌ها مربوط به خانواده پزشک وظیفه این بازداشتگاه، رامین پوراندرجانی است که ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۸ به صورت مشکوکی درگذشت. دستگاه قضایی از رسیدگی به این پرونده خودداری کرده است.

بیشتر بخوانید: ثبت اعتراض خانواده روح‌الامینی به حکم تبرئه مرتضوی

مرتضوی و اتهام معاونت در قتل

تابستان ۸۸ ده‌ها نفر از معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به دستور دادستان وقت تهران به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند.

مطابق گزارش‌هایی که کمیته ویژه مجلس نیز آنها را تائید کرده اغلب زندانیان کهریزک با شکنجه‌های جسمی و روحی شدیدی روبرو شدند که به مرگ چند نفر از آنها و جان سپردن دست‌کم دو نفرشان اندکی پس از آزادی منجر شد.

رامین آقازاه قهرمانی دو روز بعد از آزادی از بازداشتگاه کهریزک در بیمارستان جان سپرد و چنان که مادرش به کمپین گفته پزشکی قانونی علت مرگ او را “نرسیدن خون به مغز و قلب بر اثر ضربات وارده بر نخاع” اعلام کرد.

احمد نجاتی کارگر یکی دیگر از بازداشت‌شدگان سال ۸۸ بود که بعد از آزادی، به دلیل عفونت شدید ریه و از کار افتادن کلیه‌ها که به گواه برخی پزشکان حاصل شکنجه‌های زمان بازداشت بود جان خود را از دست داد.

شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی تهران در سال ۸۹ بر مبنای شکایت ۴۷ نفربه اتهامات عاملان پرونده کهریزک رسیدگی و برای برخی از آنها حکم صادر کرد.

با این همه رسیدگی به شکایت‌ها علیه چهره کلیدی این پرونده، سعید مرتضوی به طور عمده به شکایت خانواده سه قربانی یاد شده محدود بوده است.

در این فاصله “معاونت در قتل” به عنوان مهم‌ترین اتهام مرتضوی تنها با شکایت خانواده محسن روح‌الامینی در جریان است. خانواده امیر جوادی‌فر، از پی‌گیری شکایت خود انصراف دادند و پرونده شکایت خانواده محمد کامرانی در اتهام معاونت در قتل مختومه اعلام شد.

No responses yet

Sep 25 2016

دری‌نجف‌آبادی(مسئول قتل های زنجیره‌ای) : کهریزک حاصل سرپیچی از من بود

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی، وزیر پیشین اطلاعات در دورۀ قتل های زنجیره ای، با تاخیری طولانی به عذرخواهی سعید مرتضوی در مورد قربانیان بازداشتگاه کهریزک واکنش نشان داده و می‌گوید :

اولاً عذرخواهی یا به تعبیر دری نجف آبادی “توبه نامۀ” (سعید مرتضوی) هفت سال پس از ماجراهای کهریزک بی اثر است و ثانیاً خود او به عنوان دادستان کل کشور در زمان فجایع کهریزک با انتقال زندانیان به این بازداشتگاه “صد در صد” مخالف بوده است، اما، به گفتۀ دری نجف آبادی، سعید مرتضوی و دوستانش به این مخالفت توجه ای نکردند.

دری نجف آبادی که در دورۀ ریاست وی بر وزارت اطلاعات جمعی از نویسندگان و دگراندیشان کشور (محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، داریوش و پروانۀ فروهر…) توسط اعضای همین وزارتخانه به قتل رسیدند، اکنون می گوید : “در سال ۸۸ به عنوان دادستان کل کشور مخالف انتقال زندانیان به کهریزک بودم و پافشاری کردم که این کار انجام نشود… اما، آنان دست به این حرکت خودسرانه زدند و اکنون بعد از هفت سال می گویند که اشتباه کردند.”

دری نجف آبادی نمی گوید که “آنان” چه کسانی بودند و چگونه توانستند به همراه دادستان وقت تهران، سعید مرتضوی، که قاعدتاً تحت فرمان وی بوده از دستور او آنهم بر سر موضوعی مهم سرپیچی کنند و چرا خود دری نجف آبادی نه آن زمان و نه حتا در این هفت سال گذشته از این سرپیچی صحبت نکرده بود.

با این حال، به نظر می رسد که آیت الله دری نجف آبادی که امروز نمایندۀ ولی فقیه در استان مرکزی و امام جمعه اراک است، از عذرخواهی سعید مرتضوی ناخرسند است، زیرا، آن را بی اثر می داند.

دری نجف آبادی در سخنانش تلویحاً به قتل زهرا کاظمی، خبرنگار-عکاس ایرانی-کانادایی، در زندان اوین نیز اشاره کرده و گفته است که این مرگ نیز در دوره ای که وی دادستان کل کشور بوده و در نتیجۀ “غفلت عده ای” صورت گرفت و به قطع مناسبات ایران و کانادا منجر شد. گزارش کمیسیون تحقیق مجلس ششم سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، را مسئول قتل زهرا کاظمی دانست بی آنکه در همان زمان دادستان کل کشور، یعنی دری نجف آبادی، سخنی دربارۀ “غفلت برخی” بگوید.

No responses yet

Sep 13 2016

مرتضوی؛ “مهره سوخته‌ای” که باید از اذهان عمومی پاک شود

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: عذرخواهی سعید مرتضوی متهم اصلی پرونده کهریزک از بازماندگان این واقعه، هرچه که در پس پرده داشت اما در عمل نشانی از تغییری ۱۸۰ درجه‌ای در رویکرد مرتضوی بود. این تغییر حاصل یا نشانه چه چیزی است؟

“زمان اتفاقات کهریزک به دلیل دفاع از تز دکترایم در مرخصی بودم”، “اتهامات فقط بر مبنای اغراض سیاسی بوده و من و همکارانم هیچ نقشی در این حادثه نداشتیم”، “قاعدتا در پرونده کهریزک تبرئه شده‌ام”.

اینها بخشی از نقل‌قول‌های سعید مرتضوی در رابطه با اتهاماتش در پرونده کهریزک است. مرتضوی که در سال ۸۸ دادستان تهران بود دستور انتقال برخی از بازداشت‌شدگان اعتراضات پس از انتخابات را به بازداشتگاه کهریزک صادر کرده بود.

اتهامات او از سوی دادگاه “معاونت در قتل”، “بازداشت غیرقانونی” و “گزارش خلاف واقع” عنوان شد. مرتضوی همچنین از سوی کمیته ویژه مجلس، مسئول مرگ شماری از بازداشت‌شدگان در کهریزک از جمله محسن روح‌الامینی، محمد کامرانی و امیر جوادی‌فر شناخته شد.

بیشتر بخوانید: سعید مرتضوی از بازماندگان وقایع کهریزک عذرخواهی کرد

روز یک‌شنبه ۲۱ شهریور و در آستانه برگزاری سومین جلسه دادگاه سعید مرتضوی او نامه‌ای را منتشر و در آن از بازماندگان قربانیان کهریزک عذرخواهی کرد، وقایع کهریزک را “غیرعمدی” خواند و از آنها ابراز شرمساری کرد و کشته‌شدگان را “شهید” خطاب کرد.

چه اتفاقی باعث تغییر رویکرد مرتضوی شده است؟ آیا او به واقع پشیمان شده یا بنا بر مصلحت تصمیم به انتشار چنین نامه‌ای گرفته است؟

“مرتضوی در موضع ضعف قرار گرفته است”

رضا حقیقت‌نژاد روزنامه‌نگار مقیم استانبول در تحلیل رفتار مرتضوی به دویچه‌وله می‌گوید: «آقای مرتضوی الان درگیر پرونده​های متعددی است؛ پرونده تامین اجتماعی و دو شکایت خصوصی که مدتهاست بابت آن به دادگاه رفت و آمد دارد. در مورد پرونده کهریزک یک بار دادگاه رسیدگی کرد و یکسری احکامی در مورد انفصال از خدمات قضایی و دولتی برای آقای مرتضوی صادر کرد و ایشان فکر می​کرد که بعد از آن احکام این پرونده مختومه می​شود.»

شنیدن صوت 09:20

بشنوید: گفت‌وگو با رضا حقیقت‌نژاد

حقیقت‌نژاد ادامه داد: «ولی پیگیری خانواده آقای روح​الامینی باب جدیدی را باز کرده که او احساس کرده به​ هیچ​ وجه نمی‌تواند با آن حس طلبکاری یا قلدرانه قبلی از این گردنه رد بشود، به​همین جهت یک حالت تواضعی پیشه کرده که بتواند این مشکل را حل بکند. چون الان احساس می​کند که اگر بتواند مشکلش را با این خانواده​ها حل بکند، به ​نوعی مشکلش را با سیستم قضایی و یا با کسانی که به نوعی خواهان برخورد با آقای مرتضوی هستند هم حل کرده است.»

گذشته از این مسئله، نکته دیگر این است که مرتضوی دیگر آن پشتوانه سیاسی سابق را ندارد. زمانی که مرتضوی آن سخنان را در باره پرونده کهریزک بیان می‌کرد، از پشتیبانی دستگاه قضایی و نیز شخص محمود احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور وقت برخوردار بود اما حالا به عقیده رضا حقیقت‌نژاد با برملا شدن موضوع زمین‌خواری برادران لاریجانی و انتشار فایل صوتی مربوط به آن، مرتضوی حمایت قوه قضائیه را از دست داده است‌، با رفتن احمدی‌نژاد هم حمایت او و دولتش را از دست داده بنابراین چاره‌ای نمی‌بیند جز “مظلوم‌نمایی”.

تمایل به بستن پروند‌ه‌های سال ۸۸

دلیل دیگری که رضا حقیقت‌نژاد برای تغییر روش مرتضوی ذکر می‌کند، تمایل به بستن پرونده‌های مربوط به سال ۸۸ از سوی مقامات رده بالای جمهوری اسلامی است. او می‌گوید: «یک رویکرد کلی در جمهوری اسلامی وجود داشته که پرونده​های مربوط به سال ۸۸ را یک نوعی جمع بکنند، ولی نتوانستند. بالاخره آنجا پرونده​های متعددی باز شد که مهم​ترین​شان پرونده کهریزک بود، بعد پرونده حصر باز شد و پرونده زندانیان سیاسی. الان تا یک حدودی با آزادشدن بسیاری از زندانیان سیاسی پرونده آن​ها دارد تمام می​شود. تلاش دارند که به ​نوعی پرونده کهریزک را هم حل بکنند که در آن صورت تنها پرونده حصر باقی می​ماند.»

“عذرخواهی جنبه حقوقی ندارد”

گذشته از جنبه سیاسی عذرخواهی مرتضوی، می‌توان از جنبه حقوقی نیز به این موضوع نگاه کرد. او در اولین جلسه دادگاهش در سال ۱۳۹۳ به اتهام “بازداشت غیرقانونی دستگیرشدگان” و “گزارش خلاف واقع” به انفصال دائم از خدمات قضایی و ۵ سال انفصال از خدمات دولتی محکوم شد.

در دومین دادگاه در سال ۱۳۹۴ سعید مرتضوی از اتهام معاونت در قتل تبرئه شد. با اعتراض خانواده روح‌الامینی اما این پرونده بسته نشد و نامه مرتضوی در آستانه سومین جلسه دادگاهش منتشر شد.

آیا انتشار این نامه می‌تواند به قصد تاثیرگذاری بر روند دادگاه صورت گرفته باشد؟

شنیدن صوت 07:11

بشنوید: گفت‌وگو با عبدالکریم لاهیجی

دکتر عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان در این باره به دویچه‌وله می‌گوید: «تعیین مجازات با قاضی دادگاه است. وقتی متهمی اقرار به جرم بکند و یا اظهار ندامت و پشیبانی بکند، در عالم حقوق به آن می​گویند “کیفیت مخففه”. یعنی شرایط و اوضاع و احوال خاصی که به قاضی دادگاه اجازه بدهد که در تعیین مجازات یک مقدار با نظر مساعدی نگاه بکند و متهم را به حداقل مجازات محکوم بکند. ولی هرگز یک عامل بازدارنده محکومیت و رهایی از مجازات نیست. چه در ارتباط با اصول کلی حقوقی و چه در ارتباط با قوانین جزایی حاکم بر ایران.»

درباره تبرئه مرتضوی از معاونت در قتل هم لاهیجی معتقد است در صورتی که این حکم قطعی شده باشد، نمی‌توان تغییر در آن داد چرا که در علم حقوق اصل بر “حاکمیت امر مختوم است” و حکمی را که قطعی شده نمی‌توان تغییرش داد.

بیشتر بخوانید: ثبت اعتراض خانواده روح‌الامینی به حکم تبرئه مرتضوی

آقای لاهیجی اما معتقد است مسئولیت سعید مرتضوی در پرونده کهریزک چیز دیگری است: «مسئولیت سعید مرتضوی در ارتباط با عدم انجام مسئولیت​های حقوقی و قانونی ​او به​عنوان دادستان تهران است که یک عده​ای را به​ ناحق دستگیر کردند، آن​ها را به زندانی انداختند که این زندان نه فقط مطابق استانداردهای بین​المللی بلکه منطبق بر استانداردهای قوانین ایران هم نبوده و آن​ها آنجا دچار انواع و اقسام محرومیت​ها، عدم دسترسی به پزشک، عدم دسترسی به وسایل بهداشتی و به​خصوص بدرفتاری شده‌اند. بنابراین من فکر می​کنم مسئولیت اصلی سعید مرتضوی در حوزه مسئولیت حقوقی و اداری‌ای است که به​عنوان دادستان وقت داشته است.»

آینده مرتضوی؛ فراموشی در سکوت

با جمع‌بندی این تحلیل‌ها می‌توان به دو نتیجه رسید؛ یکی اینکه مرتضوی “مهره سوخته‌ای” است که باید هرچه سریعتر از صحنه سیاسی ایران حذف شود و دیگر اینکه مسئولان رده‌بالای نظام به او دستور داده‌اند که با یک عذرخواهی قال ماجرای کهریزک را بکند تا بتواند در سکوت به بقیه فعالیت‌هایش ادامه دهد.

دکتر لاهیجی معتقد است: «این مقدمه​ای است برای اینکه پرونده سعید مرتضوی را برای همیشه ببندند و بگویند او اظهار ندامت کرد و با توجه به اینکه در گذشته حکم انفصال قضایی او هم صادر شده و دیگر در مسند قضا یا دادستان یا هر عنوان قضایی دیگری نیست که بتواند به کارش ادامه بدهد، دیگر پرونده مختومه می‌شود. خلاصه اینکه سعید مرتضوی در یک گوشه دیگری مثل سال​ها که در سازمان تامین اجتماعی بود، و البته آنجا هم اتهام​های زیادی بر او وارد است، دو مرتبه بتواند به خدمت خودش به جمهوری اسلامی در سکوت و خفا ادامه دهد.»

بیشتر بخوانید: از کوی دانشگاه تا کهریزک؛ احکامی که افکار عمومی آن‌ها را نمی‌پذیرد

رضا حقیقت‌نژاد اما می‌گوید: «رویکرد کلی که در مورد دستگاه قضایی وجود دارد، با توجه به نحوه رسیدگی و نحوه صدور احکام، این است که خیلی تمایل دارند نام آقای مرتضوی زودتر از عرصه رسانه​ها پاک بشود تا به این ترتیب هزینه بیشتری را تحمیل نکند. برداشت من این است که می​خواهند با نوعی عذرخواهی کردن که الان صورت گرفته، پرونده کهریزک را مختومه بکنند تا بتوانند در مورد تامین اجتماعی هم یک حکم حداقلی صادر بکنند. ولی رویکرد کلی بر محو کردن آقای مرتضوی از فضای سیاسی و رسانه​ای استوار است.»

سعید مرتضوی تنها در پرونده کهریزک متهم نیست؛ از قتل زهرا کاظمی عکاس ایرانی کانادایی تا پرونده تامین اجتماعی و نیز قلع و قمع مطبوعات در سال‌های اصلاحات همه پرونده‌‌های بازی هستند که هرچند در سیستم قضایی ایران مختومه شده‌اند اما افکار عمومی تا روشن شدن نقش مرتضوی در این پرونده‌ها آنها را مختومه نخواهد کرد؛ خواه متهم آن یک مهره سوخته باشد، خواه یکی از ارکان ساکت و خاموش نظام.

No responses yet

Sep 13 2016

سه روزی است که با خود در جدالم تا چیزی ننویسم از تغییر نگاه سعید مرتضوی. وسوسه اش نگذاشت.

نوشته: در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مسعود بهنود: اینک نامه ای را این جا می گذارم که به دوستی نوشتم

باز هم پیشدستی کردی ای شیطان. نوشته ای مبادا بنویسید نامه مرتضوی و ابراز پیشیمانیش از شرکت در فاجعه کهریزک گامی است به جلو و خوش خبری است… چرا راه را بر ما خوش خیالان می بندی. خوش خبری نیست؟

درست گفتی پنج ماه به درست و کامل اسیر او بودم، و او به ده زبان پیام می داد – گاه با همین کلمات که – همه چیز دست من است من الان قانونم و مجری. این فرمان آقاست. شاید هم در لحظاتی موفق بود و مرا قانع کرد که همه وجودم در ید با اقتدار اوست. و در این مدت کارها هست که قلم از نقل آن پروا دارد، دروغ ها گفت، شایعه ها ساخت، و همه به یک قصد. همان که هفته اول صریح گفته بود: آقا گفته اند که مطبوعات پایگاه دشمن شده. باید همین را بگویی و طلب عفو کنی. با این فتوای آقا تکلیف من قاضی و تو مجرم تکرارست و هیچ توضیحی هم قابل قبول نیست.

به کسی از دفتر رییس جمهور که رفته بود تا از پرونده من بپرسد و نظر ایشان را بازگوید به دروغ گفته بود از خانه فلانی مشروب هایی پیدا شده که کارشناسان دادگستری تعجب کرده اند. روزهای آخر که زبانم باز شده بود و پیدا بود که دیگر عادت کرده ام به اوین و جا افتاده ام در آن تخت هفتاد سانت در یک متر و هشتاد به او گفتم این بطری چیست که به هر کس می رسد نشان می دهی و ادعا می کنی از خانه من به درآمده تو که می دانی من خبر داشتم از دستور دستگیریم و از سه چهار روز قبل منتظرتان بودم به قاعده اگر خلاف قانون چیزی داشتم پاکسازی می کردم. خندید گفت خب همین را بنویس . بنویس داشتم پاکسازی کرده بودم.

در میان دادگاه که خواستم به کیفرخواست دروغ تشکری دادستان تحت امر مرتضوی اعتراض کنم مرا صدا کرد و آهسته گفت حرفی نزن که باز بمانی. با وکیلت قرار گذاشته و به حاجی خانم قول داده ای که زود با وثیقه آزاد شوی. گفتم این می گوید از خانه من مواد مخدر پیدا شده . شما که می دانی این دروغ است (دوباره تکرار کردم احتمال پاکسازی را) این بار گفت باشد بگذار بگوید من رییس دادگاهم من حکم می دهم . به قرآن برای این ها حکمی نمی دهم.

و البته نداد. در حکم زندانم اشاره ای به مواد مخدر و صور قبیحه و مانند این ها نبود. گرچه نوشته بود سه ماه زندان به جهت نگهداری مشروبات الکلی .

در شب های انفرادی جلساتی می ساخت در راهرو که صدایش به درون می رسید . همراه همان تشکری و اصلانی حقوقدان و مثلا استاد دانشگاه که هر سه با لهجه هایشان شناختنی بودند. در آن جا یک جمله تکرار می شد. این فکر می کنه این جا که هست کسی برایش سروصدا می کنه و قهرمان میشه نمی دانه خبری نیست. تازه باشه هم من در همه روزنامه ها را می بندم. آن کس با لهجه غلیظ اصفهانی می گفت شاید نمی داند که بالاسر شما فقط آقا هست. یک بار هم یکی از همکاران درباره پرونده من از آقای اژه ای پرسیده بود که رییس مجتمع قضایی کارکنان دولت و در نتیجه بالادست دادگاه های آن حوزه بود. مرتضوی به او گفته بود انگار تو نمی دانی من مستقیم از آقا دستور می گیرم. هیچ کس هم نمی تواند مرا از جایم تغییر دهد.

این نکته را به هر زبان بازها گفته بود.

وقتی هم برای یک سخنرانی در چند شهر اروپایی به این سامان آمدم و در غیبت دو روزه قاضی دادگاه تجدیدی که پرونده من در آن بود با امضای دو دادیار، حکم ۲۳ زندانش را به تایید رساند و در نتیجه حکم دستگیری و اجرای حکم را به فرودگاه ابلاغ کرد. به وکیلم گفته بود: من گفتم که کسی جرات ندارد نظر مرا تغییر بدهم من چک سفید دارم.

این ها نوشتم که اهلیت حضور در این بحث را یادآور شده باشم و فضای پانزده سال قبل را توضیح داده باشم، حرکات او در دوران همفکر و همشانش، محمود احمدی نژاد دیگر به یادها هست. آن جا که طعم رسیدن به مقام اجرایی و احیانا به ثروت به دامش کشید و از بهشتش بیرون کرد.

اینک او در نامه‌ای به دادگاه رسیدگی به موضوع کشته شدن چند نفر در بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۸، از “وقوع این حادثه هولناک” عذرخواهی و ابراز شرمندگی کرده از رهبر ایران، خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی کرد.

خوش خیالی

برحذرم داشته ای از افتادن به خوشدلی و خوش بینی و استقبال از این تغییر در کسی که چنان در نقش جدال فرورفته بود که انگار تا ابد همان است و مانند سرلشکر حسین آزموده «آیشمن ایرانی» لقب خواهد داشت.

گمانم درست است و نیست.

اول این که به گمان من نامه مرتضوی به دادگاهی که به اتهاماتش رسیدگی می کند حتی اگر تفاهمی با دادگاه باشد به قصد رهایی، باز می تواند مثبت باشد و نشانی از این که به او ثابت شده است که چنین نیست که نظام هزینه های همه اعمال وی را به جهت خدماتی که به خیال خود انجام داده، بر عهده خواهد داشت . یا می تواند نشانه این باشد که وی حالا دیگر دریافته است که خطا می کرده و «آقا» تنها کسی نیست که بالادست اوست.

اما در عین حال نمی توان به نگاهی که به مرتضوی وجود دارد و با هزار دلیل در ذهن ها حک شده امیدوار بود. چرا که حکایت مرتضوی فقط کهریزک نیست.پرونده زهرا کاظمی هم هست. دویست پرونده قضایی دارای بار حقوقی برای دویست نفر که برای برخی به بهای از هم پاشیدن خانواده و نفی بلد آنان شده است همچنان دارد کسانی را به ناحق شکنجه می دهد. قبل عذرخواهی برای فاجعه کهریزک اگر پذیرفته شود یک معنایش این است که فقط به یک دلیل رخ داده و آن هم وجود دکتر روح الامینی است و نزدیکی وی با بالاترین مقام جمهوری اسلامی. و می تواند پیامی دیگر هم داشته باشد که خوش نیست. این که مرتضوی درست پنداشت که فقط «آقا» باید از من رضایت داشته باشد و هیچ قانون و آیینی در کار نیست. این دفعه بد آوردم و کلنگم به سیم برق خورد . وگرنه حتی آن بار که ندانسته برادر عروس حضرت آقا را تهدید کردم و از وی خواستار شهادت غیرحق شدم باز هم با سکوت آقای خوش وقت همه چیز سر جای خود ماند.

پس چنین است که معتقدم تغییر نگاه مرتضوی می تواند مثبت بود اگر همه بدکاری های او را در برگیرد، نه یک نمونه که در آن بد آورده و دکتر روح الامینی پیگیر بوده است.

No responses yet

Sep 13 2016

واکنش خانواده‌های دو ‘قربانی کهریزک’ به عذرخواهی سعید مرتضوی

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: خانواده رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک، نامه عذرخواهی سعید مرتضوی از وقایع کهریزک را “سیاسی و نمایشی عوام فریبانه” می خوانند و خانواده رامین آقازاده قهرمانی، یکی از قربانیان این بازداشتگاه می گویند که اگر جامعه، عذرخواهی آقای مرتضوی پس از چنین جنایتی (کهریزک) را بپذیرد آنها هم خواهند پذیرفت.

دیروز، ۲۱ شهریور ماه رسانه های ایران متن نامه سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران خطاب به دادگاه رسیدگی کننده به پرونده کهریزک را منتشر کردند. او در این نامه از وقایع پیش‌آمده در تیرماه ۸۸ از رهبر ایران، خانواده جانباختگان و ملت ایران عذرخواهی و از “وقوع این حادثه هولناک” ابراز شرمندگی کرده بود.

آقای مرتضوی در عین حال نوشته که در وقوع حوادث کهریزک “هیچ عمدی” در کار نبوده است.

دادستان سابق تهران طی سالهای گذشته همواره نقش خود در اتفاقاتی که در بازداشتگاه کهریزک افتاد را انکار می کرد.

نامه آقای مرتضوی واکنش های زیادی ایجاد کرده اما خانواده های قربانیان کهریزک چه واکنشی نسبت به این نامه دارند؟

رامین پوراندرجانی به عنوان یکی از ‘قربانیان بازداشتگاه کهریزک’ شناخته می شود. او پزشک وظیفه ای بود که جانباختگان این بازداشتگاه را معاینه کرده بود و ۱۹ آبان ماه ۱۳۸۸ به صورت مرموزی درگذشت. مقامات مسئول، ابتدا علت مرگ او را را سکته قلبی و سپس خودکشی اعلام کردند؛ در نهایت هم پزشکی قانونی اعلام کرد مرگ این پزشک جوان به علت مسمومیت بوده است.

خانواده آقای پوراندرجانی با طرح شکایتی خواهان روشن شدن چگونگی جان باختن فرزندشان شدند، اما به پرونده شکایت آنها رسیدگی نشد.

رضاقلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی در واکنش به عذرخواهی سعید مرتضوی می گوید: “من دیروز از وقتی خبر را شنیدم ناراحت هستم، واقعا ناراحت شدم آخر آدم چه می تواند بگوید در این مورد؟ من چی بگویم؟ اصلا انتظار نداشتم بعد از ۷ سال با آن همه جنایت، با آن همه ظلم. مگر پدر و مادر می تواند غم از دست دادن فرزندش را اینطور با یک عذرخواهی فیصله بدهد؟ سیستم قضایی ما درست عمل نمی کند. ظاهرا مد شده هر کاری می کنند، هر جرمی مرتکب می شوند، بعد با یک عذرخواهی می خواهند هشتاد میلیون آدم یا داغدیده ها آنها را عفو کنند.”

او می گوید که عذرخواهی سعید مرتضوی را نمی پذیرد “من نامه را خواندم ما آدم های سیاسی نیستیم اما آن نامه کاملا سیاسی است، یک نوع بازی است بیشتر از رهبر عذرخواهی کرده اند تا جانباختگان و… وقتی آدم از اول تا آخر نامه را می خواند نمایشی است، یک نوع برنامه ساختگی عوام فریبانه است.”

“رامین در نظر من صد تا شهید است خیلی بزرگتر از این کلمات است متاسفانه دست ما کوتاه شد. ما ضرر کردیم ما باختیم در این مسئله.”

رامین آقازاده قهرمانی، چهارمین قربانی بازداشتگاه کهریزک بود. او دو روز پس از آزادی از این بازداشتگاه در بیمارستان رسول اکرم در تهران جان باخت و پزشکی قانونی به گفته خانواده آقای آقازاده قهرمانی، علت مرگ او را “نرسیدن خون به مغز و قلب بر اثر ضربات وارده بر نخاع” اعلام کرد.

اما پرونده او در دادسرای نظامی و جدا از پرونده سه تن از محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و محمد کامرانی مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت حکم به پرداخت دیه داده شد.

رضا آقازاده قهرمانی، برادر رامین آقازاده قهرمانی در واکنش به نامه عذرخواهی سعید مرتضوی می گوید: “از خانواده های داغدار عذرخواهی کرده اند اما به صورت مستقیم از ما نبوده منتهی من فکر می کنم این حداقل رفتاری بود که ایشان از خود به خرج داده است، اما فکر نمی کنم دردی از اصل ماجرا دوا بکند.”

به گفته او، تلاش های عبدالحسین روح الامینی، پدر محسن روح الامینی ، یکی از قربانیان بازداشتگاه کهریزک باعث چنین عذرخواهی از سوی سعید مرتضوی شده “قصد اصلی آقای روح الامینی این بود که حداقل آقای مرتضوی یک عذرخواهی از جامعه بکند حالا درست است که پرونده ها به هر شکلی بود مختومه شد، اما پرونده ایشان باز است و این حداقل خواسته خانواده ها بود و به هرحال این عذرخواهی انجام شده. اما اگر جامعه پس از چنین جنایتی، این عذرخواهی را می پذیرد من هم می پذیرم. اگر عدالت بر این اساس باشد که این عذرخواهی تنبیه ایشان باشد من هم مجبور به پذیرش هستم، ولی اگر نباشد صحبتی نمی ماند و چاره ای نیست”.

واکنش ها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی نسبت به عذرخواهی آقای مرتضوی عمدتا منفی بوده است و با یاداوری آنچه که در کهریزک گذشته مبتنی بر اینکه “نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم”. ( بیشتر بخوانید)

برادر رامین آقازاده قهرمانی این واکنش را معقول و منطقی می داند و می گوید : “من دنبال عذرخواهی نبودم. عذرخواهی باشد یا نباشد این قربانیان و برادر من، نه زنده می شوند نه نفس شان برمیگردد دیگر تمام شده، این بچه ها ناخواسته رفتند زیرخاک و آرزوها و جوانی شان را با خود بردند. آنها چیزهای زیادی را از دست دادند که من به خاطر یک عذرخواهی شاد بشوم یا غمگین. اما از آقای روح الامینی واقعا تشکر می کنم که در این مدت کمک کرد و ایستاد و حداقل عذرخواهی ایشان را به جامعه تحویل داد.”

اعظم آقاولی، مادر رامین آقازاده قهرمانی در دومین سالگرد جان باختن فرزندش به وب سایت روزآنلاین گفته بود که “ما شکایت کرده بودیم و پرونده مان در شعبه اول بازپرسی دادسرای نظامی بود و همان جا رسیدگی می شد، اما در نهایت گفتند بهتر است رضایت دهید و دیه بگیرید… گفتم ده میلیارد هم بدهید یک تار موی بچه من نمی شود. بعد دیدم بی فایده است چه چیزی را پی گیری کنم؟”

پرونده های همه قربانیان کهریزک در دستگاه قضایی مختومه شده و تنها پرونده سعید مرتضوی با اتهام معاونت در قتل باز است.

No responses yet

Apr 01 2016

کاظم جلالی: بردن بچه‌های مردم به کهریزک غلط بود/ در آن دوره از این نوع اتفاقات زیاد افتاد / من شعار اعدام برای سران فتنه ندادم

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

خُسن اقا: جانوری که برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری می زند. یک روز اصولگراست حالا هم اسهال طلب شده
عصرایران: بحثمان این بود که نیاییم خیلی از افرادی که در این ماجرا وارد شده‌اند را لشگر علیه نظام جمهوری اسلامی درست کنیم.
کاظم جلالی گفت: در سال 88 بردن بچه‌های مردم به کهریزک غلط بود و در آن دوره از این نوع اتفاقات زیاد افتاد

به گزارش عصرایران، مهمترین بخش های مصاحبه جلالی فعال سیاسی اصولگرا و نماینده مجلس با خبرآنلاین به این شرح است:

– من شعار «اشد مجازات برای سران فتنه» را ندادم

– کاسب‌کاران و روزنامه‌های سیاسی برای رای نیاوردن من در انتخابات مجلس دهم، شعار «اشد مجازات برای سران فتنه» را به دروغ به او نسبت دادند.

– همیشه شعار من و امثال آقای مطهری و دیگران این بود که باید دادگاهی تشکیل شود و مسائل مورد رسیدگی قرار بگیرد، طبعا من قاضی نیستم که بخواهم حکم صادر کنم که اشد مجازات یا اقل مجازات باشد. این را باید دادگاه تعیین کند که چه کسانی باید چگونه مجازات بشوند.

– بحث «کاسب فتنه» را بنده مطرح کردم. در جریان دفاع از کابینه که بعد مشاجره‌ای هم بین من و یکی از نمایندگان ایجاد شد، اتفاقا بر سرهمین موضوع بود که چرا بعضی‌ها از فتنه برای تسویه حساب سیاسی استفاده می‌کنند؟ چرا دایره فتنه را آنقدر گسترده می‌کنند که خیلی از آدم‌ها را می‌خواهند در آن آتش بسوزانند؟

– سال 88 روشن است که ما با چه رویکردی تلاش کردیم که بر روی آن آتش، بنزین نریزیم. من همیشه حرفم این بود که آتش را باید خاموش کرد نه آنکه روی آن بنزین بریزید اما برخلاف ما، دوستانی تلاش کردند که مرتب روی آن بنزین بریزند.

– ما در سال 88 آمدیم و گفتیم که هر نظام سیاسی باید درون خودش خودترمیمی داشته باشد، اینکه اگر در درون نظام زخم‌هایی ایجاد می‌شود را بگذاریم تا کهنه شود به ضرر نظام است یا اگر بگذاریم بیگانگان در خارج از مرزها، سخنگویی درباره این زخم‌ها را به دست بگیرند، این هم اشتباه است.

– با همت آقای دکتر لاریجانی ما دو کمیته تشکیل دادیم، کمیته مربوط به حوادث کوی دانشگاه بود که ما اولین نفراتی بودیم که در کوی مستقر شدیم، دانشجویان به سراغ ما آمدند و گفتند که چه مصیبتی بر سر آنها آمد که بعدها رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان جنایت یاد کردند و بعد رفتم خدمت آقای دکتر لاریجانی گزارش دادم که وضعیت، وضعیت بسیار بدی است که اتفاقا ایشان هم بلافاصله آن گزارش را به مراجع ذی‌صلاح منتقل کردند.

– کمیسیون مشترکی هم بین کمیسیون‌های امنیت ملی و حقوقی – قضایی تشکیل شد که خانواده بازداشت‌شدگان با ما دیدار می‌کردند که در آن کمیته ما تلاش کردیم که خیلی فعال باشیم.

– مثلا یکی از اتفاقاتی که افتاد این بود که می‌گفتند بچه‌هایمان مفقود شده‌اند. این برای ما پدیده بود که مفقودشدن چه معنایی دارد؟ بالاخره یا دستگیر شده‌اند یا آزاد هستند. ما وقتی به زندان اوین رفتیم با این پدیده مواجه شدیم که بچه‌هایی که دستگیر شده بودند هویت حقیقی خودشان را نمی‌گفتند و تصور می‌کردند که سریع آزاد خواهند شد و دلیلی ندارد که برای آنها پرونده‌ای تشکیل شود، به همین دلیل اسمشان را به صورت جعلی می‌گفتند.

وقتی ما آنجا رفتیم، با آنها صحبت کردیم که خانواده‌هایتان نگران هستند و بالاخره اسم‌های واقعی‌تان را بگویید تا لااقل خانواده‌ها از نگرانی درآیند که همین اتفاق هم افتاد.

– موضوع کهریزک را ما به صورت جدی پیگیری کردیم، با آقای بروجردی ملاقات مفصلی با زندانیان کهریزک داشتیم، همچنین با اعضای کمیته بازدیدی از زندان اوین داشتیم که در همان جا مصاحبه‌ای کردم و بحثمان این بود که نیاییم خیلی از افرادی که در این ماجرا وارد شده‌اند را لشگر علیه نظام جمهوری اسلامی درست کنیم.

بعضی از اینها ذهنیتشان این بود که تقلبی صورت گرفته که باید ذهنشان اصلاح شود. به بعضی از آنها هیجاناتی وارد شده بود و مبتنی‌ بر هیجانات وارد شده بودند. لذا برخورد خشونت‌آمیز با اینها جواب نمی‌دهد. به همین دلیل گزارش کهریزک را ما تهیه کردیم که در صحن مجلس هم با حمایت رئیس مجلس قرائت شد و در آنجا بیان شد که چه اشتباهاتی صورت گرفته است.

– نفس بردن بچه‌های مردم به کهریزک غلط و تصمیم کاملا اشتباهی بود. آن موقع به ما گفتند که زندان اوین جا نداشت ولی ما همان موقع که به زندان اوین رفتیم، دیدیم که اتفاقا اوین جا دارد و ما این موضوع را در گزارش خود آورده‌ایم. در آن دوره از این نوع اتفاقات زیاد افتاد.

No responses yet

Next »