No responses yet

Jan 20 2017

حبیب القانیان، صاحب ساختمان پلاسکو در سال ۵۸ به جرم کارآفرینی اعدام شد

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,حوادث,سیاسی

ایران وایر: ظهر روز پنج شنبه آخرین روز از دی ماه ۱۳۹۵ شمسی دیگر در چشم انداز خیابان جمهوری تصویری از ساختمان ۱۵ طبقه «پلاسکو» نداشت؛ ساختمانی ۵۵ ساله در مرکز تهران که در لحظه فروریختن تنها نامی را که به یاد آورد، «حبیب القانیان»، سازنده آن بود که در روزهای شتاب‌زده انقلاب ایران، به حکم شیخ «صادق خلخالی»، در تصمیمی ۲۰ دقیقه‌ای به دار آویخته شد.

آتش در کم‌تر از چهار ساعت به جان پلاسکو افتاد. شعله‌های آن از یک مغازه کوچک در طبقه نهم آغاز شد و خیلی زودتر از آن چه فکرش را بکنند، همه ساختمان را در خود گرفت. شاهدان عینی در ساختمان پلاسکو می‌گویند که صبح پنج‌شنبه هر هفته گروهی از کاسبان این ساختمان مجلس زیارت عاشورا برگزار می‌کردند. از آن جا که این ساختمان بلندمرتبه گازکشی نشده بود، بعضی از واحدهای تجاری از گاز پیک نیک برای گرمایش استفاده می‌کردند. آخر هم این گاز پیک نیک آتش به جان پلاسکو انداخت؛ آتشی که شاید خیلی پیش‌تر، درست در صبح یک روز بهار سال ۵۸ در زندان «قصر» تهران شعله کشید و حاج حبیب القانیان مکه نرفته با تصمیم شخصی حاکم شرع انقلابی به جرم کارآفرینی محکوم به اعدام شد. این شعله حالا دامن بیش از ۴۰۰ کاسب و هزاران نفری را گرفت که در این سال‌ها نانشان از این ساختمان به خانه می‌بردند.

شانه پلاستیکی راز اولین آسمان خراش تهران

او و برادرانش، اولین کارخانه پلاستیک و ملامین‌سازی در ایران را در اوایل دهه 1340، زمانی ساختند. به همین دلیل حبیب القانیان همیشه یک شانه پلاستیکی را در جیب خود نگه می‌داشت تا به یاد داشته باشد سرمایه‌اش را از کجا به دست آورده است. حاج حبیب القانیان، حاجی مکه نرفته یهودی که به خاطر زیارتش از بیت المقدس به او حاجی لقب داده بودند، یکی از مشهورترین تاجران و کارآفرینان و از خانواده‌های سرشناس یهودی ایرانی بود.

حبیب القانیان در سال ۱۲۹۱ شمسی در محله یهودی‌نشین «عودلاجان» تهران به دنیا آمد. پدرش، حاجی «بابایی» در عودلاجان خیاط بود و مادرش، «حنا» به خاندان شموییل نبی منسوب. حبیب در مدرسه «الیانس» تحصیل کرد و در 15 سالگی به مدیریت هتل دایی خود، «عزیزالله القانیان» در خیابان «فردوسی» رسید. اما خیلی در این هتل نماند و به مدیریت مغازه «انصاف» رسید که متعلق به یکی از اقوام‌شان بود. ولی این هم برای او کافی نبود و حبیب القانیان با سرمایه‌ای کوچک به همراه سه برادرش در سرای «حاج اسماعیل» بازار، تجارت‌خانه‌ای تأسیس کرد و در کار واردات اجناسی چون ساعت، پارچه، رادیو و ماشین خیاطی از امریکا و اروپا وارد شد. این تجارت با آغاز جنگ جهانی دوم رو به افول رفت اما ستاره خاندان القانیان تازه درخشیدن گرفت.

القانیان هم چنین به همراه برادرانش، چندین پاساژ و بنای تجاری را در تهران ساختند. آن‌ها در اسراییل نیز اقدام به ساختن برجی ۲۳ طبقه به نام «شیشمون» کردند. البته این تنها کارهای القانیان‌ها نبود؛ آن‌ها در کنار کارهای اقتصادی، از امور خیریه و عام المنفعه هم غافل نبودند و در کنار ساخت بناهای مختلف، در نوسازی کنیسه‌ها و مساجد و بیمارستان‌ها حضور جدی داشتند.

حاج حبیب زمانی که بیمارستان خیریه کلیمیان تهران به نام «سپیر» دچار مشکلات زیادی شد، به طور شخصی هزینه تعمیرات آن را تأمین کرد و وسایل ساختمانی را به طور رایگان در اختیار بیمارستان داد. او همین طور با استفاده از اعتبار و تضمین شخصی، از بانک ملی هفت میلیون ریال وام گرفت و در اختیار مدیران بیمارستان سپیر قرار داد تا این بیمارستان را بازسازی کنند. این بیمارستان هنوز در جنوب تهران میزبان خانواده‌های کم درآمد است.

القانیان در دهه 40، بعد از اتفاقاتی که در جامعه یهودیان رخ داد، سمت رهبر جامعه کلیمیان ایران را به عهده گرفت و برای سال‌های متمادی ریاست آن را برعهده داشت؛ دورانی که کلیمیان ایران از عصر طلایی خود یاد می‌کنند. در این دوره، با موافقت القانیان، املاک ملی یهودیان در سراسر ایران که بدون مالک بودند، به انجمن منتقل شدند. تأسیس صندوق ملی انجمن کلیمیان، تشکیل کمیته فرهنگی کلیمیان، تعیین کمیته شورای حل اختلاف و داوری بین کلیمیان، تصویب قانون تعدیل حق ارث زنان و دخترهای یهودی و ساخت بنای انجمن کلیمیان در خیابان «آقا شیخ هادی» از کارهای مهمی بود که در دوران ریاست القانیان انجام شد.

حبیب القانیان انجمن خیریه‌ای را تأسیس کرده بود که هزینه‌ها و وسایل دانش‌آموزان بی بضاعت مدارس «اتحاد» را تأمین می‌کرد. او هم چنین در انتخابات ۱۳۳۹ اتاق بازرگانی ایران، به عنوان نخستین یهودی بر کرسی اتاق نشست. او هزار و ۷۰۰ کارت بازرگانی را از سه هزار و ۲۶۰ اتاق خرید و هفتمین عضو این اتاق شد. اما ستاره القانیان در سال ۵۴ افول کرد. او در مقابل خواست «اشرف پهلوی» برای جمع آوری ۱۰۰ میلیون دلار توسط انجمن کلیمیان سر باز زد. همین باعث شد تا به زندان بیفتد. گفته می‌شود القانیان را در فرودگاه به جرم گران فروشی دو عدد نمک دان پلاستیک بازداشت و به زندان فرستاندند.

انجمن کلیمیان بلافاصله برای آزادی حبیب القانیان، با حضور جمعی از مسوولان جامعه تشکیل جلسه داد تا هرچه زودتر برای حل این مساله، پی گیری‌های لازمه قانونی انجام شود پس از پنج ماه تبعید و زندان، حاج‌حبیب القانیان از زندان آزاد شد. او به شهر سنندج تبعید شده و اتهام وارده به او گران‌فروشی و مدت تبعید، سه ماه در نظر گرفته شده بود. گرچه در سنندج حاج‌حبیب از حمایت و هم دردی جامعه یهودیان کُرد به‌طور کامل برخوردار بود و تا حدودی تحمل این ناراحتی برای او آسان شده بود ولی انعکاس بازداشت وی ضربه غیرمنتظره‌ای به اعتبارش به شمار می‌رفت. ضمن آن که این‌گونه حرکت‌ها، اثرات ناخوشایندی در روحیه خانواده القانیان و نیز جامعه کلیمیان ایران به جای گذاشت.

No responses yet

May 16 2014

دادگاه آرژانتینی: توافق با ایران بر سر انفجار در مرکز یهودیان غیرقانونی است

نوشته: در بخش: جنایات رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی:یک دادگاه آرژانتینی توافق دولت آن کشور با ایران در مورد انفجار در مرکز یهودیان بوئنوس آیرس را لغو کرده است.

قضات دادگاه فدرال در رای خود گفته‌اند که توافقنامه ایران و آرژانتین برای تشکیل هیات مستقل حقیقت‌یاب جهت بررسی بمب‌گذاری در مرکز انجمن همکاری اسرائیلیان آرژانتین – آمیا – با قانون اساسی این کشور مغایرت دارد و در نتیجه، قابل اجرا نیست.

در بمب‌گذاری سال ١٩٩٤ در ساختمان فرهنگی متعلق به یهودیان در بوئنوس آیرس، پایتخت آرژانتین، بیش از ٨٥ نفر کشته و بیش از سیصد نفر دیگر زخمی شدند. برخی منابع حزب‌الله لبنان را متهم کردند که به دستور دولت ایران، این بمب‌گذاری را انجام داده است.

آلبرتو نیسمان، دادستان مسئول پیگیری پرونده انفجار آمیا گفته است که توافق دولت آرژانتین با ایران برای تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مانع از انجام بررسی جنایی در مورد این واقعه می‌شود و به منزله مداخله قوه مجریه در امور قضایی و در نتیجه، خلاف قانون اساسی است.

در حاشیه نشست سران اتحادیه آفریقا که در ژانویه سال ٢٠١٣ در آدیس آبابا، پایتخت اتیوپی، تشکیل شد، وزیران خارجه ایران و آرژانتین که به عنوان ناظر در این اجلاس شرکت داشتند بر سر تشکیل هیات مستقل تحقیق به توافق رسیدند. براساس این توافقنامه، قرار شده یک هیات متشکل از پنج قاضی غیر ایرانی و غیر آرژانتینی برای بررسی بمب‌گذاری در مرکز یهودیان آرژانتین تشکیل شود.

توافقنامه تشکیل هیات حقیقت‌یاب در دیدار وزیران خارجه دو کشور امضا شد

مقامات آرژانتینی گفتند که همکاری دولت ایران با هیات مستقل تحقیق باعث کشف سریع‌تر واقعیات ماجرای انفجار سال ١٩٩٤ می شود اما مخالفان این توافقنامه گفتند که دعوت از دولت ایران به همکاری در تحقیقات قضایی به معنی آن است که جمهوری اسلامی دیگر در فهرست مظنونان بمب‌گذاری قرار ندارد.

هکتور تیمرمان، وزیر خارجه آرژانتین در واکنش به رای دادگاه فدرال گفته است که از دادگاه قانون اساسی خواستار تجدید نظر در این رای شده و این اقدام خود را به آگاهی دولت ایران رسانده است.

آقای تیرمان با تاکید بر اینکه تصمیم گیری در مورد ماهیت قانونی توافقنامه با ایران در حوزه اختیارات دادگاه قانون اساسی است، گفت که در صورت تایید رای دادگاه فدرال، “تلاش برای کشف حقیقت و در نهایت، تکمیل پرونده انفجار و طرح آن در دادگاه متوقف خواهد شد.”

توافقنامه سال ٢٠١٣ با انتقاد اسرائیل، برخی سازمان های یهودی آرژانتین و گروهی از مقامات سیاسی و قضایی این کشور مواجه شد که دولت را به تلاش برای پنهان کردن نقش جمهوری اسلامی در بمب‌گذاری سال ١٩٩٤ متهم کردند. به گفته آنان، این توافقنامه به ایران امکان می‌دهد تا در جریان تحقیقات در مورد بمب‌گذاری آمیا مداخله کند و مانع از دستیابی به حقیقت شود.

دولت آرژانتین برای شناسایی و مجازات عاملان انفجار تحت فشار بوده است

رئیس آمیا ضمن ابراز رضایت از رای اخیر دادگاه فدرال، در عین حال گفته است “تا زمانی که مرتکبین این بمب‌گذاری محاکمه و مجازات نشوند، جایی برای شادمانی نیست.”

دو سال پیش از انفجار در مرکز یهودیان بوئنوس آیرس، گروه حزب‌الله لبنان مسئولیت انفجار در سفارت اسرائیل در آرژانتین را پذیرفت. در آن انفجار، بیست و نه نفر کشته شدند. با وجود ارتباط نزدیک جمهوری اسلامی و حزب‌الله، دولت ایران هر گونه ارتباط با این انفجار را تکذیب کرد.

از زمان انفجار آمیا، تحقیقات نهادهای دولتی و قضایی آرژانتین برای کشف عاملان آن به شکل‌های مختلف ادامه داشته است. گاه برخی مقامات آرژانتینی نسبت به ارتباط ایران با این انفجار ابراز اطمینان کرده و در مواردی، چنین ارتباطی را نامحتمل دانسته‌اند. در روند رسیدگی به این ماجرا، اتهاماتی مانند فساد مالی و “زد و بند” دیپلماتیک نیز مطرح شده است.

در سال ٢٠٠٦، مراجع قضایی آرژانتین خواستار استرداد و محاکمه هشت تن از مقامات ایران از جمله اکبر هاشمی رفسنجانی و علی فلاحیان، رئیس جمهوری و وزیر اطلاعات وقت، احمد وحیدی، از فرماندهان سپاه پاسداران و محسن ربانی، وابسته فرهنگی سابق جمهوری اسلامی در آرژانتین شدند و در سال ٢٠٠٧، توانستند موافقت اینترپل – پلیس بین‌الملل – را برای صدور حکم جلب بین‌المللی آنان کسب کنند.

No responses yet