اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Dec 09 2016

پیام انتخاباتی یک انتصاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,حقوق بشر,سیاسی

زیتون: سینا پاکزاد: ریاست سازمان بسیج در فاصله پنج ماه مانده تا انتخابات ریاست جمهوری تغییر کرد و غلامحسین غیب‌پرور جای محمدرضا نقدی را گرفت. تغییر در این سازمان شبه‌نظامی که زیرمجموعه سپاه پاسداران به حساب می‌رود٬ غیرمنتظره بود و پیشتر هیچ خبری درباره این جابجایی شنیده نشده بود. در حکم مربوط به انتصاب رییس جدید بسیج مشخص شده که این تغییر به پیشنهاد محمدعلی جعفری فرمانده سپاه صورت گرفته و آیت‌الله خامنه‌ای نیز آن را تایید کرده است. نقدی حالا با حکم تازه‌ای به سمت معاون فرهنگی سپاه پاسداران منصوب شده است. تغییر در ریاست سازمان بسیج تابع شرایطی است که اغلب به سطح رسانه‌ها نمی‌رسد ولی می‌توان سرنخ‌هایی درباره دلایل این اتفاق جستجو کرد.

کارنامه‌ای علیه اصلاح‌طلبان

سابقه کاری رییس جدید سازمان بسیج نشان می‌دهد که او نیز همچون سلف خود دارای دیدگاهی به شدت تند و خصمانه نسبت به جنبش سبز و به ویژه رهبران آنهاست. غیب‌پرور در مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های خود بارها علیه میرحسین موسوی٬ زهرا رهنورد و مهدی کروبی مصاحبه کرده و آنها را با «‌منافقین» مقایسه کرده است. مشکل او با جریان اصلاح‌طلبی به اعتراض‌های سال ۸۸ هم محدود نمی‌شود و غیب‌پرور به طور ریشه‌ای با اصلاح‌طلبان مشکل دارد. چنانکه در سال ۱۳۸۸ زمانی که فرماندهی سپاه شیراز را به عهده داشت در یک سخنرانی گفت «دوم خردادی‏ها باورهای دینی مردم را نشانه رفته‌‏اند و حتی از خط امام حسین عبور کردند و در روزنامه‏های خود نوشتند قیام عاشورا، چیزی جز خون در برابر خون نبود. » متهم کردن اصلاح‌طلبان به ضدیت با دین اسلام یکی از تاکتیک‌های کلیشه‌ای میان تندروهای اصولگرا برای تخطئه جریان اصلاح‌طلبی است و رییس جدید سازمان بسیج هم بارها از این تاکتیک استفاده کرده است. نسبت او با دولت حسن روحانی هم روشن است و اظهارات او در ۳ سال و نیم گذشته نشان می‌دهد که از مشی دولت یازدهم در عرصه داخلی و خارجی راضی نیست.

با توجه به این که نهادهای امنیتی پس از تجربه ۸۸ به سمت گزینه پیشگیری به جای مقابله رفته‌اند این احتمال وجود دارد که انتصاب رییس جدید بسیج نیز در راستای چنین هدفی باشد

غیب‌پرور در سال ۱۳۹۴ زمانی که مذاکرات اتمی جریان داشت طی یک اظهارنظر گفت که اگر ایران به بازرسان خارجی اجازه بازدید از مراکز نظامی را بدهد٬ این بازرسان توسط سپاه بازداشت خواهند شد و در گلویشان سرب داغ ریخته خواهد شد. ادبیاتی خشن و به شدت تند که در آن زمان اغلب تحلیلگران را متوجه اعمال فشار سپاه در جریان مذاکرات کرد. او در اسفند ماه گذشته زمانی که تقاضا‌ها از دولت روحانی برای یک برجام داخلی با هدف گشایش سیاسی بالا رفته بود طی یک سخنرانی گفت که «یک واژه در فضای مجازی با عنوان آشتی سیاسی رد و بدل می‌شود که این واژگان، همان پروژه نفوذ دشمنان است.» غیب‌پرور مدعی شده بود که طراحان ایده آشتی سیاسی می‌خواهند انقلاب را از مسیر خود خارج کنند و باید در مقابل آن بصیرت داشت. او بعد از افشای پرونده حقوق‌های غیرمتعارف برخی از مدیران که به پرونده «‌حقوق‌های نجومی» معروف شد نیز فرصت را برای حمله‌ علیه دولت روحانی فراهم دید و طی اظهاراتی گفت که کار این افراد کمتر از داعش نیست.

پیام هشدار به اصلاح‌طلبان

مجموعه اظهارات رییس جدید سازمان بسیج در سالهای اخیر این فرضیه را پر رنگ می‌کند که ممکن است انتصاب او هدفی انتخاباتی هم داشته باشد و سپاه به این نتیجه رسیده باشد که بهتر است چهره‌‌ای تازه‌ نفس را برای هدایت بسیجی‌ها در آستانه انتخابات ریاست جمهوری برگزیند.

فرضیه انتخاباتی بودن این تغییر از این جهت پررنگ می‌شود که محمدرضا نقدی فرمانده پیشین بسیج نیز در مهرماه سال ۱۳۸۸ زمانی به این سمت انتخابات شد که اعتراض‌های مردمی به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری و قدرت جنبش سبز عملا بسیج را دچار بزرگترین بحران خود کرده بود و در نتیجه هدف از انتصاب نقدی در آن زمان نیز ایجاد فضا برای تحرک تازه در سازمان بسیج بود.

با توجه به این که نهادهای امنیتی پس از تجربه ۸۸ به سمت گزینه پیشگیری به جای مقابله رفته‌اند این احتمال وجود دارد که انتصاب رییس جدید بسیج نیز در راستای چنین هدفی باشد. سازمان بسیج در سال ۱۳۸۸ بازوی اصلی سرکوب اعتراض‌های مردمی بود و طی سالهای بعد از آن نیز مانورهای متعدد شهری در سطح استانی و ملی توسط این نهاد برگزار شد که هدف از آن ایجاد آمادگی بیشتر برای مقابله با اعتراض‌هایی از جنس جنبش سبز بود. انتظار می‌رود که رییس‌ جدید سازمان بسیج نیز این رویه را ادامه دهد و به ویژه در ماه‌های پیش از انتخابات با انجام مانورهای شهری و تبلیغ درباره توانمندی‌های بسیج برای سرکوب اعتراض‌ها٬ پیامی مشخص را به جامعه ارسال کند. هرچند هنوز برای تحلیل و صورت‌بندی انتخابات ریاست جمهوری آینده زود است اما واضح است اگر قرار بر مهندسی انتخابات باشد چهره‌ای مانند غلامحسین غیب‌پرور با توجه به سوابق عملکرد و اظهارنظرهای قبلی‌اش در خدمت چنین پروژه‌ای قرار خواهد گرفت. بنابراین انتصاب او واجد یک پیام هشدار به اصلاح‌طلبان و میانه‌روهایی است که امیدوارانه به دنبال تکرار استراتژی‌ انتخابات سال ۱۳۹۲ هستند و رای آوری دوباره روحانی را سهل‌الوصول می‌دانند.

No responses yet

Dec 09 2016

آرش صادقی در زندان «در آستانه مرگ قرار دارد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: یکی از نزدیکان آرش صادقی به رادیو فردا گفته که این زندانی سیاسی در چهل و پنجمین روز از اعتصاب غذا در زندان اوین، در «آستانه مرگ» قرار گرفته است.

این فرد نزدیک به آقای صادقی گفته که او همچنان حاضر نیست تا آزادی همسرش، اعتصاب غذای خود را بشکند.

کمپین حمایت از این زندانی سیاسی نیز گزارش داده که او شامگاه چهارشنبه ۱۷ آذر به دلیل «تنگی تنفس و تپش قلب شدید» به بهداری زندان اوین منتقل شد.

این گزارش افزوده که فشار خون این زندانی سیاسی «به شدت پایین بوده و در کنار تپش قلب و تنگی تنفس شدید و سایر مشکلات از جمله مشکلات معدوی و کلیوی، کاهش قدرت تکلم، پوست پوست شدن بدن، حالت تهوع، بالا آوردن مقطعی لخته خون و کاهش وزن ۱۸ کیلویی»، از وضعیت «به شدت خطرناک» او حکایت دارد.

آرش صادقی، زندانی سیاسی است که به اتهاماتی مانند «اجتماع و تبانی علیه نظام، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه غیرقانونی» توسط قاضی صلواتی در دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال زندان محکوم شده است.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، همسر آقای صادقی نیز به علت نوشتن داستان منتشرنشده‌ای درباره سنگسار در ایران، به «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» متهم و به شش سال زندان محکوم شده است.

به دنبال زندانی شدن خانم ایرایی، همسر او، در اعتراض به این مسئله، اعتصاب غذا کرد.

آرش صادقی، دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی است که ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت شد.

این فعال سابق دانشجویی در سال‌های اخیر چندین بار بازداشت شده و بعضا برای چند ماه در سلول انفرادی به سر برده است.

مادر آرش صادقی هم در جریان یورش ماموران امنیتی به خانه آنها برای بازداشت پسرش در سال ۱۳۸۹ دچار حمله قلبی شد و پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت.

No responses yet

Dec 07 2016

همسر عالیه مطلب زاده: با حکم تعقیب ضدانقلاب و داعش به خانه ما آمدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی:

عالیه مطلب زاده ششم آذر بازداشت شد

صدرا عبدالهی، همسر عالیه مطلب زاده می گوید که بازپرس شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین، اتهامات همسرش را موارد مختلف امنیتی ذکر کرده که پس از تکمیل پرونده او اعلام خواهد شد.

به گفته آقای عبدالهی در حکمی که ماموران وزارت اطلاعات برای تفتیش منزل مسکونی او ارائه داده اند “تعقیب ضد انقلاب و داعش” عنوان شده بود و بازپرس پرونده در پاسخ به اعتراض او گفته است که “در موارد این چنینی می توان حکم تلفنی از دادستان گرفت و لابد حکم تلفنی داشته اند.”

عالیه مطلب زاده، عکاس و فعال حقوق زنان، ششم آذر بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده است. به گفته صدرا عبدالهی، او در سلول انفرادی و در اختیار وزارت اطلاعات است.

آقای عبدالهی می گوید که آرشیو ۲۵ ساله عکاسی او را وزارت اطلاعات ضبط کرده و در پاسخ به پی گیری او گفته اند که این آرشیو هرگز به او بازگردانده نخواهد شد.

او می‌گوید: “عالیه قبل از اینکه فعال مدنی و فعال حوزه حقوق زنان باشد، یک عکاس بود، یک هنرمند که شغلش مناسبت به وجود می اورد همه جا حضور داشته باشد او قبل از اینکه در حوزه های مدنی و زنان کار بکند یک تعهد اجتماعی داشته به عنوان عکاس که همین تعهد وادارش کرده همه جا حضور داشته باشد. حالا بعد از ۲۵ سال و ۳۰ سال کار، همه آرشیوش را برده اند.”

“عالیه در گفت و گوهایی که داشت به آنها گفته بود که این سرمایه مادی و معنوی من است و همه هویت کاری ام در این است. به او گفته بودند هیچ چیزی به تو برنخواهد گشت. عالیه به شدت ناراحت بود و حس می کرد غارت شده می گفت من حاضر هستم بروم زندان و این آرشیو را از دست ندهم چون من دوباره چگونه می توانم این را به دست بیاورم.”

همسر عالیه مطلب زاده می گوید: “۲۶ مهرماه ساعت حدودا ۱۰ شب به منزل ما رفته بودند. عالیه تنها بود. به واسطه همسایه ها و مدیر ساختمان وارد ساختمان شده و زنگ واحد ما را زده بودند. حکمی که نشان داده بودند یک حکم کلی و برای خانه ما نبوده. ذکر شده بوده ضد انقلاب و داعش. تا ۲ صبح همه وسیله های سخت افزاری و نرم افرازی، آرشیو کاری بیست و چند ساله عالیه و همه کارهای من که در حوزه سینماست، همه اسناد کاری و بانکی و پاسپورت ها و همه قراردادهای کاری را برده بودند.”

“ششم آذر ماه از وزارت اطلاعات به عالیه زنگ زدند پیرو بازجویی های قبلی که در فاصله ۲۶ مهر تا ۶ آذر اتفاق افتاده بود، که بیا بخشی از وسیله هایی که بردیم برگردانیم درواقع یک جوری فریبکارانه و با خدعه گفتند بیا. عالیه برای بازپس گرفتن وسایل رفت و بازداشت و به دادسرای اوین و به ۲۰۹ منتقل کردند. این طور نبود که از قبل اعلام کنند که حکم بازداشت یا جلب وجود دارد در حالیکه احضاریه کتبی می دادند عالیه مراجعه می کرد.”

تفتیش منزل مسکونی عالیه مطلب زاده یک روز بعد از بازگشت او از سفر به گرجستان بود.
‘از علت بازداشت عالیه بی‌اطلاعم’
Image caption عالیه مطلب زاده در میان فعالان اجتماعی در ایران

صدرا عبدالهی می گوید: “سفر آموزشی در حوزه توانمندسازی زنان بود سفری معمولی که نه فقط زنان بلکه در حوزه های مختلف اتفاق می افتد. جلسه اول بازجویی عالیه روز یکم آبان اتفاق افتاد که حدود ۶- ۷ ساعته بود و در آن عالیه متوجه شد که بخش مهم ماجرا این سفر بوده که در جریان جزئیات آن نیستم. از علت بازداشت او هم تاکنون بی اطلاعم. اما یک نامه ای را عالیه خطاب به آقای علوی، وزیر اطلاعات نوشت در واقع شکایتی بود از نحوه ورود ماموران وزارت اطلاعات و روند غیرقانونی قضیه و اینکه همه وسیله های کاری، سفر و همه چیز شخصی ما را جمع کرده بودند.”

“۱۵ روز بعد از این نامه از دفتر بازرسی وزیر اطلاعات زنگ زده بودند به عالیه و پرسش هایی کرده بودند. یکی از اتفاقات مهم این بود که از شکایت عالیه به وزیر اطلاعات ناراضی بودند چون بعد از آن بود که به عالیه گفته بودند حالا که می خواهی روند قانونی شود قانونی می کنیم. یکجورهایی تهدیدآمیز و بعد هم بازداشت کردند.”

صدرا عبدالهی تهیه کننده سینما است و می گوید که لپ تاپ، فیلم ها و بخشی از وسیله های کاری او را ماموران وزارت اطلاعات ضبط کرده اند.

“در سیستم های جدید فیلمسازی، ذخیره فیلم ها مثل لابراتوارو نگاتیو نیست. به نوعی دیجیتال است و در هاردها ذخیره می شود. فیلم های من، مثل همه فیلمسازهای دیگر در فایل هاردها بوده دو سه فیلم اخیرم فیلم های مشترکی است با کشور آذربایجان که منتظر اکران بودیم یا فیلمی بود که در دست تهیه بود. همه مجموعه فیلم هایی که از قبل آرشیو شده بود و بخشی هنوز اکران نشده همه را بردند. حتی من توضیح دادم که بخشی از این فیلم ها شرکای خارجی دارد و اگر برگرداندنش طول بکشد من نمی توانم امروز و فردا بکنم و نهایتا باید اعلام کنم که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی این کارها را برده اگر پس ندهید.”

به گفته او پس از تماس تلفنی بازرسی وزارت اطلاعات در پی نامه شکوائیه عالیه مطلب زاده، بخشی از وسایل را ماموران وزارت اطلاعات پس داده اند اما بخشی را پس ندادند.

“اما لپ تاپ مرا پس ندادند همه فیلمنامه ها و نوشته ها و مکاتبات و نامه ها در آن ذخیره شده و برخی اسناد پژوهشی در موضوعات مختلف در آنجا آرشیو شده که دست وزارت اطلاعات است. طبیعی است در آرشیو همه چیز ممکن است باشد بخشی نوشته های منتشر نشده و چیزهایی که نتوانستیم مجوز بگیریم. در روند کارها همیشه چنین چیزی است. از وسایل دخترم هم فقط لپ تاپ او را پس دادند و بقیه وسایل او مثل هاردها و عکس ها و فیلم هایش را برنگرداندند.”

آقای عبدالهی بازداشت همسرش را غیرقانونی می خواند و می گوید که نگران وضعیت او است و در اهمین راستا درخواست ملاقات داده اما تاکنون پاسخی نگرفته است.

“به بازپرس گفته ام روندی که طی شده، غیرقانونی بوده توقیف اموال و وسیله های ما و نوع برخورد، عادی و قانونی نیست و به این معترض هستم.”

به گفته او، عالیه مطلب زاده “همیشه در چارچوب قانون فعالیت می کرد و چنین برخوردهایی با او باعث ناامیدی بیشتر می شود و به نفع سیستم حاکم هم نیست.”

No responses yet

Dec 07 2016

مهدی رحمتی، عکس با دخترک و سطل آب حوضی آقای فراستی!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


عصرایران: در جامعه ای که بی اخلاقی از در و دیوار می ریزد و از بام تا شام حرف از اختلاس و دریافتی های نجومی در انواع و اقسام آن است گیر دادن به یک بازیکن که چرا در کشوری دیگر با فلان هوادار مونث عکس یادگاری گرفته ای و چرا او این عکس را منتشر کرده به دغدغه اخلاق تعبیر نخواهد شد …
عصر ایران؛ سروش بامداد- مهدی رحمتی بازیکن سرشناس فوتبال و دروازه بان و کاپیتان استقلال ، دیشب در برنامه تلویزیونی 90 به صراحت گفت اگر کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال بخواهد او را محروم کند برای همیشه از فوتبال خداحافظی خواهد کرد.

این در حالی بود که هر چه عادل فردوسی پور از مسوول کمیته موسوم به اخلاق می خواست توضیح دهد بر اساس کدام بند از چه آیین نامه ای مهدی رحمتی را احضار کرده و تهدید به محرومیت می کند پاسخی نداشت و تنها به گفتن این جمله بسنده کرد که « قوانین مملکت را که نباید یادآوری کنیم.»

ماجرا از این قرار است که چند ماه قبل در اردوی تیم استقلال در ارمنستان یک دختر هوادار آبی پوشان که در این کشور خود را ملزم به رعایت حجاب رسمی در ایران نمی دیده با بازیکن محبوب خود عکس یادگاری می گیرد و اسم این عکس شده «پرونده رحمتی». تازه در آن عکس مهدی رحمتی تنها نیست.

دامن دخترک البته کوتاه تر از حد معمول است ولی اولا فقط آن دو در عکس نیستند و ثانیا چه بسا یک لحظه صدا کرده و روبه روی دوربین عکس گرفته اند و خلاص و ثالثا انتشار این عکس در آستانه دیدار حساس استقلال با تراکتور سازی با توجه به سابقه کدورت و اختلاف بین دروازه بان و کاپیتان استقلال با سرمربی تراکتورسازی این شایبه را ایجاد کرده که انتشار تصویر به قصد بر هم زدن تمرکز ستون استقلال انجام شده است.

دروازه بان پرسابقه فوتبال ایران و کاپیتان یکی از دو تیم پرهوادار کشور با صدای بغض آلود می گفت: «آیا مقامات کشور در خارج با زنان بی حجاب عکس نمی گیرند و تنها کار من جرم است؟»

سخن سید مهدی رحمتی یادآور تصاویر متعدد و ساعت ها مذاکره محمد جواد ظریف وزیر خارجه و رییس دستگاه دیپلماسی ایران با فدریکو موگرینی مسوول سیاست خارجی اروپا در کشورهای مختلف است . البته می دانیم تصاویر رسمی طبعا بسیار متعارف تر است اما آیا از یک هوادار فوتبال هم می توان انتظار داشت مثل خانم موگرینی لباس بپوشد و مانند او فاصله ها و عرف دیپلماتیک را رعایت کند؟ معلوم است که لباس پوشیدن موگرینی سیاست مداربا دخترک هوادار متفاوت است. تازه رحمتی هم فاصله را رعایت کرده است.

از منظری دیگر تعریف اخلاق در جامعه ایران در حد رعایت ظواهر نزول کرده و به نظر می رسد احضار کنندگان بیشتر دغدغه حفظ جایگاه اداری خود را دارند و گرنه عکسی مربوط به چند ماه قبل در کانون توجه قرار نمی گرفت و به لحاظ شرعی هم در این گونه مواقع اصرار بر یک موضوع عملا به انتشار کاری می انجامد که در قبح آن سخن گفته می شود و این روند نه تنها کمکی به حل مشکل نکرده که هر روز ابعاد تازه تری پیدا می کند.

یک روز باید به مسعود شجاعی بگویند چرا با فلان خبرنگار مقیم خارج از کشور گفت و گو و درباره مسایل ایران یا آنچه مسایل ایران می پندارد حرف زده است. یک روز باید به فلان دختر جوان ورزشکار بگویند چرا با عضو فلان تیم عکس یادگاری گرفته ای و حالا نوبت سید مهدی رحمتی است که چرا سی ثانیه کنار فلان هم وطن یا هوادار ایستاده ای و عکس گرفته ای.

واقعیت این است که بخشی از دختران و زنان ایرانی آن گونه که نظام رسمی دوست دارد لباس نمی پوشند و رعایت پوشش رسمی حداقلی در داخل به خاطر اجبار پلیس و ترس از گشت ارشاد است و طبعا در کشوری مانند ارمنستان نمی توانند این رعایت را انتظار داشته باشند.

حالا من و شما جای سید مهدی رحمتی. یک دختر جوان می خواهد با او عکس یادگاری بگیرد. چه کار کند؟ فرار کند؟ عکس نگیرد؟ یا لباس کوتاه او را متذکر شود؟ سیاست مداران و سن و سال دار ترها البته حواس شان هست اما یک بازیکن فوتبال یک لحظه می ایستد و عکسی هم ثبت می شود و بعد هر دو می روند پی کارشان و این قدر پرونده سازی ندارد.

چند ده هزار نفر در یک ورزشگاه رکیک ترین الفاظ را به صورت دسته جمعی تکرار می کنند. کسی نگران اخلاق جامعه نمی شود. اما اگر بازیکن مشهور و محبوب کنار دخترکی بایستد ارکان عرش به لرزه در می آید؟

از این گونه تصاویر قبلا هم بوده منتها اتفاق جدید این است که در دو سال اخیر در فضای مجازی به سرعت و به طرفه العینی تکثیر می شود.

هر شهروند عادی که با چهره مشهوری عکس می گیرد دوست دارد آن را در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و صفحات شخصی خود منتشر کند و این دیگر گناه چهره مشهور نیست.

مهدی رحمتی، عکس دخترک و سطل آب حوضی آقای فراستی!

نوع برخورد و انتقاد عادل فردوسی پور در برنامه تلویزیونی 90 نشان داد که مجری سیمای جمهوری اسلامی هم از رفتار کمیته اخلاق قانع نشده چه رسد به دیگران و بسیار بعید است که کسی مهدی رحمتی را به خاطر عکس یادگاری به بی اخلاقی متهم کند.

در جامعه ای که بی اخلاقی از در و دیوار می ریزد و از بام تا شام حرف از اختلاس و دریافتی های نجومی در انواع و اقسام آن است گیر دادن به یک بازیکن که چرا در کشوری دیگر با فلان هوادار مونث عکس یادگاری گرفته ای و چرا او این عکس را منتشر کرده به دغدغه اخلاق تعبیر نخواهد شد و به عکس این ابهام درمی گیرد که آیا نوعی فضا سازی در آستانه بازی حساس نیست؟

در ایام نوجوانی و درسال های دور دبیری داشتیم که تا وارد کلاس می شد کتاب های بچه ها را کنترل می کرد و اگر کسی کتاب و دفتر نیاورده بود او را به بیرون کلاس هدایت می کرد.

شعار آقای فراستی – که نمی دانم پس از سی و اندی سال در قید حیات است یا نه- این بود که آب حوضی هم وقتی سر کار می رود سطل خود را همراه می برد. آن سال ها خانه ها حوض داشتند و آب باقی مانده آنها را کسانی تخلیه می کردند که به آنان در اصطلاح مردم کوچه و بازار آب حوضی گفته می شد و هنوز نسل های قبل صدای آواز گونه آنان را در کوچه ها به خاطر دارند که «آبِ حوض می کشیم…»

دبیر محترم اما به مرور بر وسواس خود افزود و به جز کتاب فارسی به دفتر و انجام تکالیف هم گیر می داد و اگر در جلسات اول سال در هر کلاس 5تا 7 نفر را بیرون می کرد اندک اندک کار به جایی رسید که از جمعیت 35 نفری نیمی را به بهانه های مختلف اخراج می کرد و ترجیح می داد جمعیت کلاس را به نصف تقلیل دهد! ادامه این رفتار اما چنان تحقیر آمیز شده بود که یک روز درس خوان ترین بچه ها هم قرار گذاشتند کتاب و دفتر نیاورند تا ببینیم جناب فراستی این بار با همه چه خواهد کرد.

طبق معمول وارد کلاس شد و قبل از هر چیز سراغ کتاب و دفتربچه ها را گرفت و دید هیچ کتابی روی میز نیست! همان اتفاقی رخ داد که انتظار داشتیم. به جای اخراج همه سی و پنج نفر خودش بیرون رفت چون همه را نمی توانست متهم کند.

اگر کمیته اخلاق به صورت خصوصی به یک نفر تذکر دهد اوضاع را در کنترل دارد ولی اگر بخواهد مدام این و آن را به صف کند روزی می رسد که دیگر نمی دانند چه کنند. این یکی چرا زنش حجاب ندارد، دیگری چرا تا گردن خال کوبی دارد، سومی چرا مصاحبه کرده چهارمی پنجمی ششمی …

بازیکنی که در سال یک میلیارد تومان پول می گیرد زندگی متفاوتی را برای خود رقم زده و درست است که در داخل رعایت می کند اما دلیلی نمی بیند همواره در مشت مسوول حراست باشد و تازه در این عکس گویا مراقبان نیز بوده اند و اتفاق در اردوی خارج از کشور رخ داده و اگر این قدر نگران اند چرا به سرزمین ارمنی ها می روند و اردو را در یکی از شهرهای خودمان برگزار نمی کنند؟

تازه این قصه درباره سید مهدی رحمتی است که همه می دانند چقدر به دعا و متافیزیک باور دارد.

او پول خود را از این فوتبال به قدر کافی درآورده و بعد از 18 سال بازی مستمر دیگر حوصله کل کل ندارد تا مثل دزد و فاسد به خاطر یک عکس توضیح دهد و ول می کند و می رود. اما آیا در این صورت اخلاق مورد نظر کمیته اخلاق رعایت می شود؟در بسیاری از شهرها تنها تفریح جوانان این است که تیم های پرطرفدار به شهرشان بیایند و بازی کنند. این تفریح را هم می خواهید بگیرید؟ این اخلاق است؟!

آیا آقا فراستی های فدراسیون می دانند نمی توانند هر روز یک بازیکن ملی را به خاطر خال کوبی و دیگری را به سبب مصاحبه با فلان رادیو و سومی را به خاطر میهمانی و چهارمی را به دلیل دیگر احضار کنند و وقتی از حد معینی گذشت همه را نمی توانند محروم کنند؟

وقتی مجری ایدیولوژیک ترین تلویزیون دنیا قانع نشده مردم چگونه قانع شوند؟ لابد کمیته اخلاق صدا و سیما هم عادل فردوسی پور را احضار می کند!

اخلاق، یک تعریف مشخص بین المللی دارد و یک تعریف ایدیولوژیک و هیچ یک در قضیه موسوم به پرونده رحمتی نقض نشده است.

تعریف مصطلح و جهانی آن که در تمام صنوف و حرفه ها مورد پذیرش است این است که در هر صنفی باید مسوولیت حرفه ای داشت. مثلا پزشک و وکیل حق افشای اسرار بیمار و موکل را ندارند. روزنامه نگار تنها در صورتی مجاز به انتشار سخنان طرف گفت و گوی خود است که به او بگوید خبرنگار است و سخنان خصوصی با یک مقام مسوول را نمی تواند به نام گفت و گو منتشر کند. حتی در فیلم هایی که پاره ای روابط را به نمایش می گذارند بازیگر اجازه سوء استفاده بیشتر ندارد. اینها اخلاق حرفه ای است. تعریف ایدیولوژیک آن نیز رعایت هنجارهای مورد نظر است.

معلوم است که از دامن کوتاه دخترک دفاع نمی کنیم و اگر خود بازیکن عکس را منتشر کرده باشد نیز. اما اولا ایران نبوده و ارمنستان بوده. دیروز و پریروز نبوده و چند ماه قبل بوده. ثالثا پارتی شبانه و هم آغوشی نیست و عکسی در چند ثانیه است و انتشار هم نه از جانب بازیکن که از طرف هوادار صورت پذیرفته و البته این احتمال را هم باید در نظر داشت که در آستانه بازی حساس کسانی بخواهند شیطنت کنند.

کاش آقا فراستی در قید حیات باشد و خاطرات خود را بگوید…

No responses yet

Dec 07 2016

ورود شبانه نیروهای سپاه چناران به یک میهمانی ؛ بازداشت 9 زن و 14 مرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

استان وایر: شامگاه دوشنبه ماموران سپاه پاسداران با ورود به یک مهمانی در چناران 9 زن و 14 مرد را به اتهام شرکت در «پارتی مختلط» بازداشت کردند.

مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران با اعلام خبر دستگیری 23 دختر و پسر شرکت کننده در یک میهمانی شبانه، گفت: در پی گزارش‌های واصله «مبنی بر برگزاری جشنی مختلط و مبتذل و ایجاد آلودگی صوتی در یکی از باغ ویلاهای روستای کاهو، بسیجیان حوزه سلمان فارسی گلمکان مکان موردنظر را تحت نظر قراردادند و پس از تأیید صحت گزارش‌های و محرز شدن اعمال منافی عفت عمومی، هماهنگی‌های قضایی با دادگاه بخش گلبهار انجام شد و بسیجیان با همراهی نیروی انتظامی محل ویلای موردنظر مورد محاصره و در اقدامی غافلگیرانه ۲۳ زن و مرد را با حالات زننده دستگیر کردند.»

فرمانده سپاه ناحیه چناران که از این بازداشت با عنوان «اقدامی غافلگیرانه» یاد کرد بود، در این باره گفت: «در این میهمانی 14 مرد و 9 زن دستگیرشدند و مقدار 400 سی‌سی مشروبات الکلی پلمب و تعداد 5 بطری مشروبات الکلی خالی و استفاده‌شده به همراه یک دستگاه ماهواره نیز کشف‌شده است.»

به گفته مجید آذرکیش فرمانده سپاه ناحیه چناران «افراد دستگیرشده به همراه پرونده تنظیمی تحویل مراجع قضایی خراسان رضوی شدند.»

روستای کاهو، روستایی از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.

No responses yet

Dec 07 2016

روایت مطهری از سخنرانی‌اش در دانشگاه باهنر کرمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دانشجویی,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

ایسنا: نایب رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به سخنرانی روز گذشته خود در دانشگاه شهید باهنر کرمان گفت که حراست دانشگاه مجری این برنامه را به دانشجویان تحمیل کرده بود و سوالات مطروحه نیز سوالات دانشجویی نبوده و مجموعاً این جلسه دانشجویی غیرطبیعی و مصنوعی بوده است.

به گزارش ایسنا، علی مطهری با انتشار مطلبی تحت عنوان « سپاس از مسئولان و دانشجویان کرمان» در صفحه اینستاگرام خود نوشت:

«صبح روز دوشنبه ۱۵ آذر برای سخنرانی در دانشگاه شهید باهنر کرمان که از یک ماه پیش دعوت شده بودم به کرمان رفتم. این سفر در شرایطی انجام شد که برخی افراد و گروه‌ها در استان کرمان در صدد لغو این سخنرانی بوده و تهدیداتی کرده بودند. طبق برنامه ابتدا به دیدار آیت الله جعفری امام جمعه کرمان که مرد روشن بین و آزاده‌ای است رفتم. سپس بر سر مقبره هشت شهید گمنام حاضر شده و فاتحه‌ای قرائت کردم. از آنجا به استانداری رفتم و در جلسه استاندار و معاونانش شرکت کردم. آقای رزم حسینی استاندار کرمان گزارشی از وضعیت استان و فعالیت‌های خود ارائه کرد. فعال کردن بخش خصوصی مهمترین بخش گزارش او بود و قرائن نشان می‌داد که موفق بوده است.

ساعت سیزده و سی دقیقه سخنرانی من در دانشگاه آغاز شد. دانشجویان بسیار پرشور و با نشاط و پر تعداد بودند و از هر دو گرایش سیاسی حضور داشتند. کسالت سرماخوردگی و تراکم کارها کمی مرا ناتوان کرده بود و دوست داشتم با نشاط بیشتری در جلسه شرکت می‌کردم. مقداری درباره ۱۶ آذر و رسالت دانشجو و نقاط قوت و ضعف قشر دانشجو صحبت کردم، آنگاه درباره عوامل فنای امتها از نظر قرآن مطالبی را به عرض رساندم.

یک نقص در برنامه پرسش و پاسخ بود و آن این که حراست دانشگاه اجازه نداده بود مجری دانشجو این بخش از برنامه را اجرا کند و یک مجری خودش آورده بود. او هم سئوالات بی‌ربط مطرح می کرد مانند مسئله ریزگردها و آلودگی هوا یا مسئله قاچاق کالا و ارز، و سئوالات دانشجویان غیر از یکی دوتا مطرح نشد و باعث دلگیری آنها شد، ضمن این که متوجه مصنوعی و غیر طبیعی بودن این بخش از جلسه شدند. نقص دیگر این بود که باز حراست دانشگاه به خبرنگاران اجازه ورود به سالن جلسه نداده بود و در واقع مانند جلسه غیر علنی مجلس برگزار شد. در این دو مورد مسئولان دانشگاه باید پاسخگو باشند. بعد از جلسه دانشگاه در مجلس ترحیم مادر جناب آقای دکتر زاهدی نماینده محترم کرمان و راور شرکت کردم.

از امام جمعه محترم کرمان، استاندار محترم و مدیرکل محترم اطلاعات استان و نیروی انتظامی و دادستان محترم کرمان که هماهنگی و اراده استوار برای برگزاری این جلسه و صیانت از آزادی بیان داشتند سپاس ویژه دارم و این می‌تواند نمونه و الگو برای همه استانها باشد. همین طور از دانشجویان عزیز دانشگاه شهید باهنر کرمان که رشد اجتماعی و سیاسی خود را نشان دادند تشکر می‌کنم.»

No responses yet

Dec 07 2016

محمد‌جعفر منتطری٬ دادستان کل کشور: هر هفته ۱۴ هزار شبکه را فیلتر می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمد‌جعفر منتطری٬ دادستان کل کشور گفته که هر هفته ۱۳ تا ۱۴ هزار شبکه به علت «ارتکاب جرم» در ایران فیلتر می‌شود.

آقای منتظری افزوده که «متأسفانه این فضا توسط بسیاری از جریانات خارج از کشور مسیری برای ضربه به نظام شده است.»

وی اضافه کرده «دشمن از این فضا استفاده کرده و انواع آسیب‌های اجتماعی از جمله اهانت به دین، فرهنگ و مسائل اخلاقی را وارد کرده است.»

به گفته وی «در این زمینه یک جنگ نرم راه افتاده و ما باید خود را مجهز کنیم.»

دادستان کل کشور در خصوص جرایمی که از طریق سایبر انجام می‌شود هم گفته «این جرایم ممکن است نفوذ به شبکه بانکی و ورود به حریم خصوصی اشخاص و غیره باشد.»

وی درباره علل افزایش جرایم هم توضیح داده که «تهاجم فرهنگی و نبود رد پا در انجام جرم از جمله افزایش جرم در فضای مجازی است.»

منتظری با اشاره به عدم برخورد جدی با این شبکه‌ها هم گفته «نبود سرورهای این شبکه‌ها در کشور ما یکی از علل ناتوانی در مقابله با آنهاست.»

به گفته وی «امروز مسئله شبکه‌های خارجی و فضایی که در اختیار دشمن است امری اساسی است و باید در برابر این تهدید جدی، شبکه ملی اطلاعات ایجاد شود.»

No responses yet

Dec 07 2016

حمایت ستاره‌های فوتبال ایران از مسعود شجاعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مصاحبه انتقادی مسعود شجاعی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران با رادیو فردا، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های رسمی و شبکه‌های مجازی داشت.

قاضی مرتضی تورَک رئیس کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال ایران ضمن احضار مسعود شجاعی، مصاحبه و رفتار او را با آنچه شبکه معاند نظام خوانده، دور از شان دانست.

تورک که به تازگی وارد فوتبال شده، به عنوان قاضی «جرائم امنیتی» شهرت دارد. او به سایت میزان گفت: «اتاق فکر این شبکه‌های سیاسی در خارج از کشور با برخی کارشناسان و مربیان تشکیل شده. آنها با هدفگذاری سیاسی که دارند سراغ کارشناسان، مربیان و بازیکنان داخلی می‌آیند تا آنها را جذب کرده و بهره‌برداری سیاسی خود را داشته باشند.»

رئیس فدراسیون فوتبال ایران، مصاحبه شجاعی را نامناسب دانست. روزنامه جوان هم خواستار کنار گذاشتن شجاعی از تیم ملی ایران شد. اما دیدگاه‌ها با واکنش ستارگان فوتبال در تضاد است.

اشکان دژاگه ستاره تیم ملی ایران با انتشار عکس مسعود شجاعی نوشت: برادرم، برای من یک مرد واقعی است، با قلبی پاک و درست.

علی کریمی مرد سال ۲۰۰۴ فوتبال آسیا در اینستاگرام خود ضمن انتشار عکسی از مسعود شجاعی با پیراهن تیم ملی ایران نوشته است: «مسعود از سر دلسوزی، درد و دغدغه‌هاى موجود را بیان كرد. كاش كسى بود كه پاسخگو مى‌شد! مسعود جان تو هم با ما بودى»

حساب کاربری علی کریمی با بیش از یک میلیون و هفتصدهزار عضو، پرمخاطب‌ترین صفحه مجازی در خانواده ورزش ایران است.

بازیکن سابق بایرن مونیخ در پست دیگری به حمایت از مهدی رحمتی پرداخته است. رحمتی نیز مانند شجاعی از سوی کمیته اخلاق، فراخوانده شد تا درباره انداختن عکس با یک هوادار زن در ارمنستان توضیح دهد.

کریمی نوشت: «در واگذار كردن حق فروش اینترنتى بلیت‌هاى لیگ زدوبند کردند. بر سر اسپانسر لباس در چهار سال گذشته هم زد و بند کردند و خیلی کارهای دیگر. هیچكس پاسخگو نشد. این‌ها جرمش كمتر از عكس گرفتن با یک طرفدار، یک هموطن است!»

مهدی مهدوی‌کیا نیز در حساب کاربری رسمی نوشت: «مسعود جان مانند اسمت شجاعى. اینها دردهاى جامعه ماست به خصوص ورزش. از یک جایى باید درست شود. دوستانت همه در كنارت هستند.»

وحید هاشمیان مهاجم سابق تیم ملی ایران است که در باشگاه‌های بزرگی مانند هامبورگ، بایرن مونیخ، بوخوم و هانوفر به میدان رفت.

هاشمیان از اینکه که شجاعی در مصاحبه‌اش از او یاد کرده، سپاسگزاری کرده و نوشته‌ است برایت در ورزش و زندگی، آرزوى موفقیت و سلامتى دارم.

در این بین، مجتبی تقوی سرمربی سابق ذوب آهن، سایپا و صنعت نفت آبادان، یادداشتی انتقادی منتشر کرده است.

آقای تقوی نوشته: ‎«فاصله بعضی مسئولان از مردم دارد سر به فلک می‌كشد. حرف هم كه می‌زنی باید به كمیته انضباطی بروی. مسعود انسانی بزرگ است. زمان جنگ، خود و خانواده‌اش آواره شدند. چقدر سختی كشید تا به نقطه‌ای رسید كه الان می‌بینید. بزرگترین شادی‌اش خوشحالی مردم است و بزرگترین غمش اندوه و غصه مردم.»

آقای تقوی که به عنوان مفسر فوتبال در برنامه‌های صداوسیما نیز حضور پیدا می‌کند، یادآور شده: «بگذارید حرفش را بزند تا وضعیت فوتبال و زندگی مردم، این نباشد. او پسر دوست داشتنی و فوق‌العاده‌ای است. مرامش از بازی‌اش هم بهتر است. او زنده است و حرف حساب می‌زند. ما همه چیزمان را دادیم تا بتوانیم حرف بزنیم، شاید بعضی از آقایان كمی به خود بیایند.»

مجتبی تقوی در پایان یادداشت خود نوشته است: «‎مرسی مسعود. تو زیباترین گل زندگی‌ات را به ثمر رسانده‌ای. این هیاهوى زودگذر از سایتهای رانت‌خواری است که دروازه‌شان باز شده، قصد جرزنی دارند! ‎فردا که داد و قال فرونشست، با انگیزه‌تر از همیشه در خدمت باشگاه و کشورت خواهی بود.»

خداداد عزیزی ستاره سابق تیم ملی ایران هم در حمایت از مسعود شجاعی نوشت: «آقايان، يادمان نرود دست زدنها و هورا كشيدنهايمان را بخاطر تكنيک ناب مسعود در بازيهاى نه چندان دور تيم ملى. آقايان كشيدن مسعود بپاى ميز محاكمه بخاطرگفتن حقايق، يعنى زدن مهر تأييد بر فساد در فوتبال، يعنى سكوت. كمى برخورد با فساد شايسته تر است.»

در حالی که سردبیر روزنامه خبر ورزشی، اظهارات شجاعی را به لگد زن تشبیه کرده و سایت میزان هم آن را سیاه نمایی و تخریب نظام می‌داند، برخی نویسندگان مستقل ورزشی در ایران، دیدگاه دیگری دارند.

نیلوفر کنگرانی نوشته است: مربیگری سلیقه‌ای است اما هر سلیقه‌ای، شجاعی را می‌خواهد. نمی‌شود این همه سال موج منفی را تحمل کنی اما باز بمانی. نمی‌شود در حالی که خیلی‌ها می‌گویند حقت نیست، تا ٣٢ سالگی در فوتبال اروپا بمانی.

خانم کنگرانی خطاب به منتقدان نوشته: «اگر واقعیت‌هایی که مسعود گفته به مذاقتان خوش نیامده، اینترنت‌ را قطع کنید و اخبار صدا و سیما را ببینید. هیچ وصله‌ای به او نمی‌چسبد.»

سحر طلوعی فوتبال نویس هم نوشته است: اگر فوتبال به مسعود شجاعی مربوط نیست، پس به چه کسی مربوط است؟ اگر او نباید درباره حوادث فوتبالی حرف بزند، پس چه کسی می‌تواند حرف بزند؟

به نوشته خانم طلوعی: «یادداشت‌های ناجوانمردانه و بعضاً دروغ برخی روزنامه‌های ورزشی و هجوم آنها به مسعود شجاعی، اتفاقاً تایید حرف‌های اوست درباره اینکه آنها برای اینکه کسانی را ستاره کنند، اغلب پول گرفته‌اند و می‌گیرند.»

طلوعی یادآور شده: «همین ورزشی نویسان، روی تماشاگر را در استادیوم به روی شجاعی باز کردند تا هو کنند و با هر پا به توپ شدنی آه و اوه کنند و بازیکن ملی پوش را زیر فشار بگذارند.»

فرشاد کاس‌نژاد هم نوشته است: «ویرانگر و ناامید‌کننده است که می‌نویسند شجاعی بحث‌هایی مطرح کرده که به او مربوط نیست. چه موضوعی می‌تواند به یک شهروند مربوط نباشد؟ همه حرف‌ها و همه‌ دردها به همه‌ ما مربوط است و موجش تا تخت‌خواب ما می‌آید.»

در این بین به باور علی کریمی، تشکیل اتحادیه بازیكنان فوتبال می‌تواند در تغییر این فضا موثر باشد.

مسعود شجاعی بازیکن تیم ملی فوتبال ایران در مصاحبه‌اش با رادیو فردا گفته بود با وجود تمرکز کامل روی فوتبال حرفه‌ای، هرگز نسبت به معضلات اجتماعی در ایران بی تفاوت نبوده است.

تجاوز به کودکان کار، خشونت علیه زنان، تخلفات مالی و اخلاقی در فوتبال، بدرفتاری با مهاجرین و فساد در رسانه‌ها، موضوعاتی است که شجاعی با صراحت درباره‌اش صحبت کرده.

او گفت اگر بخواهد در قبال فسادهای رایج در جامعه سکوت کند؛ به نسل‌های بعدی خیانت کرده، به همین خاطر “به تشخیص خودم صلاح می‌دانم که حرف بزنم.”

شجاعی در همین زمینه، در منطقه محروم پاسگاه نعمت آباد در جنوب شهر تهران فعالیت می‌کند اما شهرداری تاکنون مساعدتی برای اسکان و تحصیل نوجوانان مورد نظر شجاعی، صورت نداده است.

No responses yet

Dec 05 2016

آقای حسن‌خمینی ! این ننگ ها میراث پدربزرگ‌ شماست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: دوشب پیش که اظهارات یکی از مدیحه سرایان رهبر- حسین‌اله کرم‌- را خواندم‌ خیلی سخت خوابیدم .‌ بغض و خشم‌گلویم را گرفته بود اما ترجیح دادم کمی بر خشم‌خود مسلط شوم‌آنگاه چند خطی بنویسم. داستان را نه از سال شصت و هشت و آغاز رهبری علی خامنه ای بلکه از سال هزار و سیصد و شصت و هفت شروع می کنم. در نیمه دوم آن سال ، فتح اله امید نجف آبادی که برای ارضای شهوات سیاسی سران‌ نظام ، دهها نفر را به سنگین ترین‌مجازات ها از جمله اعدام‌ محکوم کرده بود مورد خشم حکومت واقع شد که نتیجه این خشم‌، اعدام‌او به حکم‌علی فلاحیان- از سران دادگاه ویژه روحانیت در آن زمان – بود .‌ چند روز بعد از اعدام امید نجف آبادی ، یکی از نمایندگان مجلس را دیدم که دوست مشترک فلاحیان و امید بود. او با خشم‌فراوان ، به فلاحیان‌فحاشی می کرد . وقتی دلیل عصبانیت او را جویا شدم داستانی را از مجادله خودش با فلاحیان‌ نقل کرد . به گفته آن‌نماینده مجلس ، فلاحیان ادعا کرده بود که امید نجف آبادی پس از اینکه به او اطلاع داده بودند صبح روز بعد اعدام خواهد شد با هم سلولی خود لواط کرده است ! او می گفت به فلاحیان‌گفتم‌ او را اعدام‌کرده اید این حرف ها‌چیست که علیه او می گویید ؟ آیا اصولا در آن شرایط ، کسی توانایی برقراری رابطه جنسی با کسی دارد؟

البته گمان‌نکنید امید نجف آبادی ، تنها کسی بود که فاسدانی مثل فلاحیان آنان را مجازات و برای توجیه احکام‌صادره ، اتهامات سنگین به ایشان نسبت دادند. در دوران دهساله رهبری آیت اله خمینی ، دهها نفر در دادگاههای مخفی به اعدام‌محکوم‌شدند در حالی که رسانه های رسمی کشور یا محافل سیاسی ، بازتاب دهنده اتهاماتی از قبیل جاسوسی یا ارتباط نامشروع جنسی – عمدتا لواط- در خصوص آنان بودند. اگر از افراد ناشناس بگذریم‌ می توان به اعدام شدگانی اشاره کرد که آیت اله خمینی – یا کسانی که ازآغاز نیمه دوم دهه شصت بر او مسلط بودند- از نزدیک آنها را می شناختند .‌اما همان افراد توسط افراد فاسد و بدنام همچون‌علی فلاحیان ، محاکمه و مجازات شدند.‌رئیس صدا و سیما -قطب زاده – و فرمانده نیروی دریایی – ناخدا افضلی – از اعدام‌شدگان‌به اتهام جاسوسی و امید نجف آبادی و علینقی سید خاوری – نماینده مجلس- دو” اعدام‌شده” بودند که در محافل سیاسی و خبری ، اتهام لواط در مورد آنان مطرح می شد.‌ در همان دوره دهساله ، حداقل سه مرجع تقلید سرشناس -آیت اله شریعتمداری و آیت اله سید صادق روحانی در قم و آیت اله سید حسن‌قمی در مشهد – در حصر خانگی قرار گرفتند که اخبار بعدی نشان داد آیت اله خمینی کاملا در جریان امر بوده است. مهندس عباس امیر انتظام و برخی سران گروههای چپ با اتهامات واهی به زندان‌های طویل المدت محکوم‌شدند و از همه بدتر ، صدها نفر در تابستان سال شصت و هفت بدون طی تشریفات حقوقی ، بر اساس احکام‌ظالمانه به قتل رسیدند.

فصل مشترک‌همه احکام‌فوق ، دستور مستقیم آیت اله خمینی یا صدور احکام‌توسط‌قضاتی بود که مستقیما توسط رهبر منصوب و از حمایت بی چون و چرای او برخوردار بودند. خفقان ناشی از تسلط خمینی بر رسانه ها و محافل سیاسی نیز به گونه ای بود که نه تنها برای کسی امکان مخالفت با دادگاههای قرون‌وسطایی وجود نداشت بلکه حتی طرح پرسش نیز تقریبا غیر ممکن بود. با نگاهی به آن سال ها می توان به این‌نتیجه رسید هر کس انتقاد موثر بیان می کرد یا هر فرد‌ ، حزب و گفتمانی که می توانست رقیبی برای حاکمیت ولایت فقیه باشد مورد کینه آیت اله خمینی و مباشران اصلی او واقع می شد. در آن‌دوره ، آیت اله خمینی ، دستور حصر مراجع تقلید مخالف با انحصار طلبی ولی فقیه را صادر می کرد ، شخصا در تریبون‌عمومی‌علیه دکنر مصدق سخن می گفت – او اصلا مسلمان نبود – در برابر توصیه های محرمانه برای مداوای رقیب بیمار خود -آیت اله شریعتمداری- ترشرویی می کرد و اگر از افزایش محبوبیت کسی نگران‌می شد از همه قدرت خود برای حذف او استفاده می نمود- ابوالحسن‌بنی صدر – و…..

در سالهای پایانی عمر ، آیت اله خمینی بیش از آنکه خمینیِ دهه چهل و پنجاه و حتی خمینیِ پس از انقلاب باشد جاده صاف کن‌ مطامع حکومتی اکبر هاشمی رفسنجانی و احمد خمینی بود و هر چه مرگ‌او نزدیک‌تر شد خشونت زوج‌ناکام‌رفسنجانی – احمد خمینی هم‌افزایش یافت که ثمره آن در ‌ جنایت تابستان شصت و هفت و نامه ششم ‌فروردین‌ شصت و هشت آیت اله خمینی به آیت اله منتظری نمایان‌گردید. لازم‌به توضیح نیست‌که رفتار سازمان‌مجاهدین خلق از ابتدای دهه شصت تا همراهی آنان با صدام و ارتش عراق، ملغمه ای از خیانت ، جنایت و حماقت بود اما هیچیک از موارد سه گانه فوق نمی تواند امضای آیت اله خمینی ذیل دستنویس احمد خمینی برای اعدام صدها محکوم اسیر در زندان را توجیه نماید.‌ آن حرکت آنقدر شرم‌آور بود که در ماههای بعد از کودتای انتخاباتی سال هشتاد و هشت ، بسیاری از حامیان جنبش سبز همه تلاش خود را بر اثبات بی اطلاعی سران جنبش از آن جنایت متمرکز کردند . ‌برخی وابستگان به جناح‌محافظه کار نیز برای تمسخر حامیانِ ” دوران‌طلایی امام‌” همان‌جنایت را به آنان یاد آوری نمودند. در خصوص نامه ششم فروردین‌ماه شصت و هشت به آیت اله منتظری نیز توضیح زیادی لازم‌نیست. در آن نامه ، آیت اله منتظری یک ساده لوح معرفی شده که جای او در قعر جهنم‌است و دو روز بعد در نامه دیگری با همان‌دستخط و امضا ، آظهار امیدواری شده که “ساده لوحی که مامن منافقین بوده و جایش درقعر جهنم‌است ” به حوزه و نظام گرمی ببخشد.

مسئولیت آنچه در بالا آمد به طور کامل به عهده آیت اله خمینی است ؛ هم‌ آنها که با دستور ، هدایت یا حمایت او در شرایط تعادل فکری و آگاهی کامل انجام‌ شد هم‌آنچه او با تبدیل شدن به ماشین‌امضای رفسنجانی و احمد خمینی ، فقط بار مسئولیت اخلاقی و شرعی آن را بر خود تحمیل کرد. زیرا همه آنها در غیاب ” امکان‌اعتراض به تصمیمات ولی فقیه” صورت‌گرفت. در آن‌روزها نیز هر کس اعتراض می کرد مورد تمسخر ، اهانت و تهدید واقع می شد حتی اگر نماینده نجیب مجلس – شرع پسند – بود که به خانواده شهدا انتساب داشت یا احمد کاشانی فرزند شخصیت مورد علاقه آیت اله خمینی ( آیت اله ابوالقاسم‌کاشانی ).

آنچه امروز در دوره حکمرانی سید علی خامنه ای جریان دارد بی شک‌میراث آیت اله خمینی است. خامنه ای ضعیف تر از آن بوده و هست‌که بتواند ادعا کند ” ولایت فقیه شعبه ای از ولایت رسول اله است “. اگر روح اله خمینی، مخالفان‌شورای نگهبان را ” مفسد فی الارض ” نمی نامید خامنه ای قادر نبود انتخاب همه آحاد ملت را به تایید پیرمرد مفلوکی به نام‌احمد جنتی موکول کند. اگر شخصیت حرام خواری به نام حسین اله کرم ، جرئت می کند به راحتی به یک‌بانوی نجیب ایرانی اتهامات غیر اخلاقی بزند گناه زیادی متوجه او نیست او در واقع راه امام‌راحل را پیگیری می کند که دکتر
مصدق را ” سیلی خورده از ملت “، مهندس بازرگان را ” پدر معنوی منافقین‌” ، آیت‌اله منتظری را ” ساکن‌قعر جهنم ” و آیت اله شریعتمداری را ” مستحق مرگ‌بر اثر بیماری ” می نامید.‌

روی سخنم با سید حسن‌خمینی است. او ظاهرا خود را به درس و بحث حوزوی مشغول ساخته است اما همانند پدر بزرگ‌خویش ، هیچ دغدغه ای نسبت به ” غیر خودی” ها ندارد. اکنون دیگر قانع شده ام‌که از حسن‌خمینی ، نمی توان حمایت از فعالان‌سیاسی سکولار یا مذهبیون مخالف ولایت فقیه را انتظار داشت. اما او همه وقت و انرژی خود را در راه رسیدن به عالیترین مدارج حوزوی طی می کند و لابد به آینده ای فکر می اندیشد که در جایگاه ویژه ای از مناصب حوزوی مستقر خواهد شد. در عین‌حال ، او تماشاگر لجن پراکنی علی خامنه ای علیه روحانیون‌پاک سرشت است که مخالف استبداد فقیه هستند. اگر خامنه ای امروز مراجع تقلید مخالف خویش را مروج‌” تشیع انگلیسی ” می خواند و حتی به گنجینه کتاب های ایشان رحم نمی کند دلیل آن را باید در ادبیات به جا مانده از دوران‌طلایی جستجو کرد . سید حسن خمینی در سال های حیات پدربزرگ‌خود، سن بلوغ را پشت سر گذاشته بود و قطعا ادبیات او را از یاد نبرده است که به راحتی تعدادی از نمایندگان‌مجلس شامل سید محمد خامنه ای و برخی مجتهدان دیگر را ” حنجره اسرائیل ” می نامید. حسن‌خمینی حنی اگر به وظیفه اخلاقی و شرعی خویش نمی اندیشد حداقل به آینده خود فکر کند. راهی که خامنه ای می رود همان‌مسیری است‌که پدر بزرگ حسن خمینی باز کرده است. اگر حسن‌خمینی حتی ذره ای آزادگی در وجود خویش می بیند باید مطمئن‌باشد که در آینده ای نه چندان دور با ولی فقیه یا اراذل وابسته به او درگیر خواهد شد. پس به او می گویم از میراث پدر بزرگ‌خویش بترسد و حداقل برای مصون ماندن‌خود از پدیده هایی مانند اله کرم ، راهی پیدا کند. شاید راهی که او می یابد اندکی به مردم‌نیز کمک‌کند و بار گناهان نابخشودنی پدربزرگش را سبک تر نماید.

No responses yet

Dec 05 2016

محمد ملکی: نظام ولایی در حال متلاشی شدن است و کشور آبستن تحولات چشمگیری است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی

کیهان لندن: – دکتر ملکی افشاگری‌های برخی نمایندگان مجلس کنونی را با آنچه در آخرین مجلس نظام قبلی گذشت مقایسه می‌کند، با این تفاوت که اگر دیروز کسی انگشت اتهام را به سوی شاه نشانه نمی‌رفت، امروز پای علی خامنه‌ای را به میان می‌کشند
– محمد ملکی معتقد است اگرچه می‌توان افشاگری‌های این روزها را با انتخابات ریاست جمهوری بهار آینده در رابطه قرار داد، ولی وضع خیلی خراب‌تر از این حرف‌ها است
– رئیس سابق دانشگاه تهران می‌گوید امروز نیز مردم نقش اصلی را در هر تغییری ایفا خواهند کرد و بیگانگان تنها می‌توانند تاثیرگذار باشند

۱۴ آذر ۱۳۹۵

احمد رأفت – مدت‌هاست که حداقل هفته‌ای یک جنجال و رسوایی صفحات اول روزنامه‌های جمهوری اسلامی را به خود اختصاص می‌دهد.

فروش زمین‌های متعلق به شهرداری تهران به دوستان و آشنایان، تجاوز قاری قرآن به شاگردانش، و حالا هم حساب‌های بانکی به نام رییس قوه قضائیه که گویا به امر ولی فقیه دو دهه پیش باز شدند و هیچ نهاد دولتی بر آن نظارتی نداشته است. علی خامنه‌ای که بالاترین مقام جمهوری اسلامی است تنها واکنشی که به این جنجال‌ها و رسوایی‌های مالی و اخلاقی از خود نشان داده است، سکوت و دعوت دیگران به سکوت بوده است.

دکتر محمد ملکی
محمد ملکی، رئیس سابق دانشگاه تهران و از منتقدین نظام جمهوری اسلامی در گفتگو با کیهان لندن می‌گوید: «شاید دستی در کار باشد که این جنجال‌ها در شرایط کنونی یکی پس از دیگری مطرح می‌شوند، در هر حال تقابل‌های جناحی درون نظام به نقطه‌ای رسیده‌است که می‌توان از جنگ میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان صحبت کرد. هر دو جناح از مردم نیستند و به قول خودشان کمتر از نیمی از جامعه را، همان ۴۰-۵۰ درصدی که در انتخابات شرکت می‌کنند، را نمایندگی می‌کنند».

محمد ملکی در ادامه، وضعیت کنونی را با آخرین سال نظام قبلی تشبیه می‌کند. این استاد با سابقه دانشگاه به کیهان لندن می‌گوید: «با توجه به سن و سال و موقعیتی که من در سال‌های قبل از انقلاب داشتم و آن زمان دانشگاه تهران نقش موثری در انقلاب داشت و به همین خاطر هم از آن با عنوان سنگر انقلاب یاد می‌شود، در سال ۱۳۵۶ شاهد تحولاتی بودم که می‌توان به نوعی آنها را با آنچه امروز در کشور اتفاق می‌افتد مقایسه کرد. بر پایه همین تجربه می‌توانم بگویم که نظام کنونی در حال متلاشی شدن است. البته کسانی معتقدند که این روند متلاشی شدن در پیامد انتخابات سال ۱۳۸۸ آغاز شد و از آن زمان حکومت کنونی دیگر از انسجام و موقعیت قبلی برخوردار نیست.» دکتر ملکی نتیجه می‌گیرد که «نظام ولایی در حال متلاشی شدن است و کشور آبستن تحولات چشمگیری است».

در ادامه گفتگو با کیهان لندن، محمد ملکی که از جمله بنیانگذاران «لگام» یا کارزار «لغو گام به گام» مجازات اعدام است، می‌افزاید: «اگر نگاهی به آخرین مجلس نظام قبلی بیاندازیم می‌بینیم در آن سال ها نیز برخی نمایندگان مجلس حاکمیت را سخت مورد انتقاد قرار می‌دادند، چیزی که این روز‌ها نیز شاهد آن هستیم، با این تفاوت که اگر در آن سال‌ها پای شاه را به‌میان نمی‌کشیدند، امروز نوک تیز حمله به سمت ولی فقیه است». رئیس سابق دانشگاه تهران معتقد است که «وقتی رئیس قوه قضائیه می‌گوید ما ۲۰ سال پیش به دستور ولی فقیه این کار را انجام دادیم، یا آن یکی مدعی است که این کار را اگر کردم چون ولی فقیه دستور داده بود، و دیگران که معتقدند هیچ امری نیست که از نظر ولی فقیه پوشیده باشد، عملا پای او را به‌میان می‌کشند». محمد ملکی البته می‌افزاید: «شرایط کشور در این روزها از نظر فساد و فحشا اگر بیشتر از گذشته نباشد، با شدت بیشتری از سوی مردم مطرح می‌شود».
صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی از سال 1388
صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه

محمد ملکی در پاسخ به پرسشی در رابطه با ارتباط برملا شدن فساد‌های مالی و اخلاقی با انتخابات آینده ریاست جمهوری که در بهار آینده برگزار خواهد شد، می‌گوید: «می‌توان این مسائل را به انتخابات آینده نیز ربط داد، ولی وضع خیلی خراب‌تر ار این حرف‌ها است. ما که در ایران از نزدیک شاهد هستیم و با مردم ارتباط روزانه داریم، وضعیت را خیلی خراب‌تر از این حرف‌ها می‌بینیم. نارضایی مردم در حدی است که فردی مانند نماینده ولی فقیه در مشهد اذعان دارد کسانی که سنگ بنای انقلاب بودند، فرو ریختند. وقتی سنگ بنای ساختمانی فرو بپاشد، یعنی کل ساختمان در حال ریزش است، البته امیدوارم چون این جمله معروف که خرابی چون از حد بگذرد، آباد می‌گردد، انشاآلله به زودی تحولی ایجاد شود و خواست‌های مردم برآورده شوند».

دکتر ملکی در ادامه گفتگویش با کیهان لندن در اشاره به تحولی که جامعه ایران آبستن آن است می‌گوید: «این تحول تنها می‌تواند به دست مردم صورت گیرد و شخصا معتقد هستم که بیگانگان نمی‌توانند در آن نقشی اساسی ایفا کنند، اگرچه چون انقلاب ۱۳۵۷ می‌توانند تاثیرگذار باشند. اصل کار باید به دست مردم صورت گیرد و وظیفه ما آگاه ساختن مردم نسبت به واقعیت‌های جامعه و اتفاقات پشت پرده است».

چرا علی خامنه‌ای در رابطه با جنجال‌های اخیر سکوت کرده و دیگران را نیز دعوت به سکوت می‌کند، پرسش دیگری بود که با دکتر ملکی مطرح کردیم. این استاد باسابقه دانشگاه معتقد است: «سکوت علامت رضا است، بدین معنا که ایشان می‌داند که تمامی این اتهامات واقعیت هستند. وقتی که ایشان می‌گویند داستان را کش ندهید به این دلیل است که اگر افشاگری‌ها ادامه پیدا کنند کلیت نظام زیر سوال می‌رود و بقای‌ آن به‌ خطر می‌افتد».

در پایانِ گفتگو با کیهان لندن، محمد ملکی به حکم سنگین احمد منتظری که اخیرا به خلع لباس و ۲۰ سال حبس محکوم شده است اشاره می‌کند و می‌گوید: «این حکم واقعا مسخره است. ایشان را به دو بار ده سال زندان محکوم کردند. ۱۰ سال برای انتشار نوار معروف و ده سال دیگر برای افشای اسناد حکومتی که همان نوار است. آقایان باید بگویند تفاوت این دو جرم چیست؟ تنها نتیجه‌ای که می‌توان از این حکم گرفت نابسامانی در دستگاه قضایی است. تازه ادعا می‌کنند که ۱۵ سال هم در حکم ایشان تخفیف دادند چون برادرشان شهید است. کجای قانون، قانون خودشان، نوشته شده است کسی که برادرش شهید باشد شامل تخفیف در مجازات می‌شود؟!»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .