اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Oct 04 2016

ارائه طرح «تخفیف مجازات اعدام» به هیئت رئیسه مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سخنگوی کمیسیون قضائی مجلس ایران از ارائه «طرح تخفیف مجازات اعدام» در رابطه با جرایم مواد مخدر، با «امضای ۱۰۰ نماینده»، به هیئت رئیسه مجلس خبر داده‌است.
خبرگزاری تسنیم، ۱۳ مهر ماه، به نقل از حسن نوروزی، سخنگوی کمیسیون قضائی و حقوقی مجلس ایران، می‌گوید «این طرح درباره مجرمانی که به صورت باندی، مسلحانه و در مقادیر بالا دست به قاچاق و یا حمل و نقل مواد مخدر می‌کنند نیست».
آقای نوروزی می‌گوید این طرح «صرفاً» شامل افرادی می‌‌شود که «برای بار اول و یا به مقدار کمی مواد مخدر حمل کرده‌اند».
ایران و چین در صدر فهرست کشورهای جهان در اجرای مجازات اعدام هستند. شمار زیادی از اعدام‌های ایران ناشی از جرایم مربوط به حمل مواد مخدر است. سازمان‌های مدافع حقوق بشر، کمیسیون حقوق بشر ملل متحد و تشکل‌های فرادولتی، بارها در مورد شمار بالای اعدام در ایران هشدار داده و از آن انتقاد کرده‌اند.
گفت‌وگوهایی در حلقه داخلی حکومت ایران، برای تخفیف مجازات اعدام‌های مربوط به مواد مخدر، نیز انجام شده‌است.
در دی ماه ۱۳۹۴ رئیس وقت کمیسیون قضائی مجلس ایران، خبر از طرحی داده بود با ۷۰ امضا که در صورت تصویب، مجازات اعدام تنها شامل قاچاقچیانی شود که به صورت مسلحانه اقدام به این کار کرده‌اند.
در اسفند ماه همان سال محمدجواد لاریجانی، دبیر شورای حقوق بشر قوه قضاییه ایران، «بار دیگر» از بی‌فایده بودن مجازات اعدام برای جرایم مرتبط با مواد مخدر سخن گفته و بر لزوم تغییر قانون در این زمینه تاکید کرده بود. معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه نیز در شهریور ما امسال اعلام کرد اعدام «قاچاقچیان مواد مخدر» در ایران «بازدارنده نبوده» است.
اما به نظر می‌رسد رئیس قوه قضائیه نه با برادر و نه با معاون خود هم‌نظر نیست. او به تازگی در جریان یک سخنرانی در مشهد گفته است دستگاه قضائی «برنامه‌ای برای حذف مجازات اعدام» ندارد.
صادق لاریجانی، هشتم مهر ماه «بی‌فایده» بودن مجازات اعدام در رابطه با مواد مخدر را رد کرده و گفته اگر اعدام نباشد «وضع بسیار بدتری به وجود می‌آید و مواد مخدر در عطاری‌ها هم وجود داشت».
رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر پلیس ایران نیز ۱۲ مهر ماه تلویحا با حذف مجازات اعدام مخالفت کرده است.
این گفته‌ها در حالی‌ست که کمیسر عالی حقوق بشر ملل متحد، می‌گوید در خود ایران این مسئله پذیرفته شده است که اعدام قاچاقچیان مواد مخدر تاثیری بر کاهش جرایم مربوط به آن ندارد.
زید رعد الحسین، در فروردین ماه گذشته گفته بود «نشانه‌های مثتبی از قوه قضاییه، ‌مجریه و مقننه ایران» دیده شده و ابراز امیدواری کرده بود مجلس تازه تغییرات قانونی را تصویب کند.
البته تصویب نهایی «تخفیف مجازات»، بستگی به قبول آن از طرف شورای نگهبان نیز دارد.

No responses yet

Oct 04 2016

فرار دختر شاه‌ سعودی از پاریس برای قتل یک فرانسوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

فرادید: به گزارش تسنیم به نقل از روزنامه دیلی میل انگلیس، شاهزاده حصه 42 ساله با سوء استفاده از مصونیت سیاسی خود به یکی از محافظانش دستور داده است تا یک نقاش و طراح داخلی فرانسوی را به ضرب گلوله از پا درآورد. شاهزاده حصه به محافظ مسلح گفته است: تو باید این سگ را بکشی، او لیاقت زنده ماندن را ندارد.

ولی این محافظ که نامش فاش نشده است، در شهر پاریس بازداشت شده است. این محافظ تحت بازجویی و تحقیقات مجرمانه قرار گرفته است و به جرم های مختلفی از جمله اعمال خشونت با اسلحه گرم، آدم ربایی و کمک به آدم ربایی متهم شده است.

این محافظ 53 ساله در صورت اثبات اتهاماتش به زندان محکوم خواهد شد. وی گفته است که 26 سپتامبر به دستور شاهزاده سعودی یک طراح و نقاش فرانسوی را به قتل رسانده است.

شاهزاده سعودی به این مرد فرانسوی دستور داده است تا پاهایش را ببوسد. شاهزاده حصه در دادگاه حضور پیدا نکرده و بر این مساله تاکید داشته است که هیچ کار اشتباهی را مرتکب نشده است.

یک نشریه فرانسوی نوشته است که حصه تنها دختر سلمان شاه سعودی است. شاه سعودی 5 پسر دارد و دخترش حصه در سال 1974 به دنیا آمده است.

شاهزاده سعودی این طراح فرانسوی را متهم کرده است که قصد داشته عکس هایی را که برای طراحی داخلی از آپارتمانش گرفته به خبرگزاری و رسانه ها بفروشد.

حصه ظاهرا از پاریس فرار کرده ولی محافظ وی توسط پلیس بازداشت شده است.

No responses yet

Oct 04 2016

شکایت جیسون رضائیان علیه ایران در دادگاه فدرال آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سانسور,سیاسی

صدای آمریکا: جیسون رضائیان خبرنگار روزنامه آمریکایی واشنگتن پست و خانواده اش، روز دوشنبه از شکایت علیه دولت ایران به دادگاه فدرال آمریکا خبر دادند.

به نوشته واشنگتن پست رضائیان در این دعوی ادعا می کند که طی ۱۸ ماهی که در ایران بازداشت بود، در تلاش تهران برای تاثیرگذاری در روند مذاکرات اتمی با غرب، به گروگان گرفته شده و تحت شکنجه روحی قرار گرفته است.

این شکایت که در دادگاه واشنگتن پایتخت آمریکا ثبت شده می گوید ایران برای بدست آوردن دست بالا در مسئله تبادل زندانیان و همچنین امتیازگیری و اخاذی از دولت آمریکا در مذاکرات اتمی برای لغو تحریم ها، از رضائیان استفاده کرده است.

در متن شکوائیه آمده است که مقامات ایران بارها به جیسون رضائییان و همسرش گفتند که رضائیان دارای «ارزش» چانه زنی برای تبادل زندانیان با آمریکا دارد. یگانه صالحی همسر جیسون رضائیان نیز برای بیش از دو ماه بازداشت شده بود.

این شکایت نامه همچنین مواقع کلیدی در مذاکرات اتمی را به رفتار رضائیان در نظام قضایی مرتبط می سازد؛ از بازداشت گرفته تا اعلام جرم و محکومیت و بالاخره آزادی او در روز اجرای توافق اتمی.

در متن شکایت آمده: «برای تقریبا ۱۸ ماه، ایران با هدف بدست آوردن اهرم مذاکره و در نهایت تبادل با آمریکا در ازای چیزی با ارزش برای ایران، جیسون را بازداشت و ارعاب کرد.»

در این شکوائیه، جیسون رضائیان، برادرش علی رضائیان، و مادرشان مری رضائیان با استناد به قانون «استثناء تروریسم» در بند مصونیت خارجی، خواستار مقدار نامشخصی غرامت در ازای صدماتی که متحمل شده اند گشته اند.

طبق این قانون شهروندان آمریکایی از شکایت علیه دولت های خارجی در دادگاه های آمریکایی منع شده اند اما استثناهایی برای فعالیت های تروریستی، شکنجه، و گروگان گیری از سوی دولت های خارجی از جمله ایران در نظر گرفته شده است.

وزارت خارجه ایالات متحده، حکومت ایران را حامی تروریسم می داند و شکایت جیسون رضائیان، تمامی سه مورد بالا را دربر می گیرد.

جییسون رضائیان و همسرش در ۲۲ ژوئیه ۲۰۱۴ در منزل خود در تهران بازداشت و به زندان اولین منتقل شدند. یگانه صالحی ۷۱ روز بعد با وثیقه ۳۲ هزار دلاری آزاد شد. رضائیان اما پشت درهای بسته محاکمه و به جاسوسی متهم شد.

بر اساس شکایتنامه، رضائیان و صالحی بارها در دوران طولانی بازداشت و بازجویی هدف سوءاستفاده های جسمی و روحی قرار گرفتند، از جمله تهدید به اعدام، افکندن به سلول انفرادی و بیخوابی. همچنین به هر یک از آنها گفته شده بود که آن دیگری یا دیگر اعضای خانواده شان در ایران را اعدام کنند.

واشنگتن پست به نقل از متن شکایت می گوید فشارها آنقدر زیاد بود که رضائیان، برادرش و همسرش جداگانه به خودکشی فکر کردند. جیسون رضائیان در حال حاضر دانشجوی بورسیه در دانشکده نیمن در دانشگاه هاروارد است.

No responses yet

Oct 03 2016

بدلیل شرکت در «پارتی شبانه» و فعالیت در حوزه مد ۴۶ نفر در خراسان رضوی بازداشت شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دیگربان: ۴۶ نفر در نیشابور و مشهد به خاطر شرکت در دو «پارتی شبانه» و فعالیت در عرصه مدلینگ بازداشت و ۱۷ نفر دیگر احضار شدند.

علی‌اکبر حسینی٬ فرمانده بسیج شهرستان «نیشابور» گفته نیرو‌های بسیج با شناسایی دو «پارتی شبانه» اقدام به بازداشت شرکت‌کنندگان این برنامه‌ها کردند.

حسینی افزوده «افراد شرکت‌ کننده در این دو پارتی به جرم مصرف مشروبات الکلی و ارتباط نامشروع مورد پیگیری قضایی هستند.»

مهدی خدابخشی٬ جانشین سرپرست دادسرای مشهد هم از بازداشت شش نفر از گردانندگان اصلی «شبکه‎های سازمان یافته مدلینگ» در این شهر خبر داده است.

خدابخشی افزوده در این ارتباط ۱۷ نفر دیگر به دادسرا احضار شده‌اند که در «در بین آنها عناصر بهاییت هم مشاهده می‎شوند.»

No responses yet

Oct 01 2016

بازداشت های پر هزینه، در حاشیه آزادی هما هودفر

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی

الف: هما هودفر هم تحت فشار/چانه‌زنی/پادرمیانی یا هر چیز دیگری که مشخص نیست روز گذشته آزاد شد.سخنگوی وزارتخارجه گفت او به دلایل انساندوستانه از جمله بیماری، آزاد شد و از طریق کشور عمان به کانادا بازگشت.

استاد بازنشسته دانشگاه کنکوردیا که معلوم نشد چرا او را گرفتند و چرا آزاد کردند. بنده نظر آنچنان مثبتی حتی به ایرانیان مذهبی مقیم کانادا ندارم چه برسد به ضد مذهب‌ها و یا ضد انقلاب‌هایی چون هما هودفر، فلذا اعتراضم از جهت دفاع از وی یا هم‌قطاران و هم‌فکران او نیست بلکه دلخوری‌ام از جهت بی‌تدبیری‌ها و کارهای بی‌ثمری است که در سال‌های اخیر بارها شاهد آن بوده‌ایم.

به نظرم این موضوع چند حالت بیشتر ندارد:

۱- یا این افراد دو تابعیتی جاسوس هستند، پس اگر هستند بعد دستگیری بدون ترس از خارجی‌ها با ارائه مدرک محاکمه شوند و به اشد مجازات برسند.

۲- یا مشکوک هستند و این شک در حدی است که ورودشان احتمال خطر برای کشور دارد، در این صورت سازمان‌های مربوطه در همان مبادی ورودی کشور آنها را برگردانند و به کشور راه ندهند.

۳- یا هیچ مدرکی بر علیه آنها وجود ندارد و فعالیت مشکوکی هم نداشته‌اند، در این صورت این بازداشت کردن‌ها برای چیست؟ اگر سوالی وجود دارد می‌شود به روش‌هایی چند جلسه صحبت «دوستانه» با آنها داشت و رفع شبهه کرد یا سوال پرسید و… دیگرنیازی به این بازداشتهای‌ پر سر و صدا و پر هزینه نیست.

این بازداشت های بدون محاکمه و بی‌سرانجام مثل سوهانی می‌مانند که ارباب رسانه‌های استکبار مدام بر آبروی نظام و کشور می‌کشند. مدام از ایران تصویری ناامن به جهان مخابره می‌کنند و ایران هراسی را تقویت می‌نمایند. همچنین نیروهای علاقمند به نظام در داخل را نسبت به اقتدار کشور و سازمان‌‌های اطلاعاتی بدگمان می‌کنند.

علاقمندان به نظام از خود می‌پرسند اگر این‌ها جاسوس و مزدور بیگانه هستند چرا با یک فشار و یک جلسه محرمانه در سازمان ملل و جاهای دیگر آزادشان می‌کنید؟و اگر نیستند چرا دست به این اقدامات می زنیم؟

بدیهی است آنچه در این میان بدست می آید تضعیف اقتدار کشور و آبروی نیروهای اطلاعاتی است که با این بازداشت‌ها و رها کردن‌های مشکوک و سیاسی خدشه‌دار می‌شود.

تصاویر هما هودفر پس از آزادی در فرودگاه عمان

No responses yet

Oct 01 2016

تایید حکم ۷ سال زندان آتنا دائمی فعال حقوق کودک

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دیدبان: آتنا دائمی، فعال حقوق کودک در صفحه توییتر شخصی‌اش نوشت که حکم ۷ سال زندانش تایید شده است.

براساس رای دادگاه او به “اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس و به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال زندان” محکوم شده است.

آتنا دائمی، در مهر ماه سال ۱۳۹۳ بازداشت شد. وی به مواردی از قبیل “توهین به رهبری”، “توهین به مقدسات”، “اجتماع و تبانی به قصد برهم‌ زدن امنیت کشور” و “مخفی کردن ادله جرم” متهم شده است.

ماموران امنیتی در هنگام بازداشت خانم دایمی گفتند “فعالیتش در شبکه‌های مجازی زیاد” بوده است.

خانم دائمی در دادگاه بدوی به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود.

No responses yet

Sep 28 2016

حکم ۱۶ سال زندان نرگس محمدی عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران حکم ۱۶ سال حبس برای نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر را عینا تایید کرد. این دادگاه اعتراض وکلای نرگس محمدی به حکم بدوی را “موجه و مستدل” ندانسته است.

نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و از موسسان کارزار لگام (لغو گام به گام اعدام) به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به پنج سال حبس و نیز به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال حبس محکوم شد. در مورد اتهام “تشکیل و اداره گروه لگام” نیز این فعال حقوق بشر حکم ۱۰ سال حبس دریافت کرد.

این احکام اردیبهشت ماه امسال از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی صادر شده بود اما وکلای نرگس محمدی به آن اعتراض کرده بودند. جلسه ‌رسیدگی به این اعتراض روز ۳۰ شهریور (۲۰ سپتامبر) در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران برگزار شد.

روز چهارشنبه (۷ مهر/ ۲۸ سپتامبر) دادگاه تجدیدنظر اعلام کرد: «تجدید نظرخواهی نرگس محمدی را با هیچ‌یک از شقوق ماده ۴۳۴ قانون آئین دادرسی در امور کیفری منطبق نمی‌داند و ایراد و اعتراض موجه و مستدلی نیز که موجبات فسخ آن را فراهم کند، ارائه نشده است.»

بیشتر بخوانید: اعتراض زنان برنده نوبل صلح به حکم ۱۶ سال زندان نرگس محمدی

این در حالی است که تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی که در فرانسه اقامت دارد به کانون مدافعان حقوق بشر گفته دادگاه تجدید نظر قبل از دریافت مدارک، حکم خود را صادر کرده است.

آقای رحمانی همچنین در صفحه فیس‌بوکش نوشته است: «با وجود این که قاضی پرونده مهلت داده بود تا مدرک تکمیلی برای لایحه تجدید نظر ارائه گردد اما برخلاف وعده قاضی زمانی که برای ارائه مدارک جدید مراجعه می کنند با ابلاغ حکم مواجه می‌شوند.»

بیشتر بخوانید: نرگس محمدی: مانند مادر موسی فرزندانم را از شر ظالم به رود نیل سپردم

تقی رحمانی که خود سابقه ۱۷ سال زندان در جمهوری اسلامی را دارد، تایید حکم ۱۶ سال حبس برای نرگس محمدی را “انتقام از یک فعال حقوق بشر” دانسته که “تلاش کرده قوانین و رفتارها را به نفع قوانین حقوق بشری تغییر دهد”.

بر اساس قانون جدید مجازات اسلامی وقتی متهمی برای چند اتهام به احکام جداگانه محکوم می‌شود، تنها سنگین‌ترین حکم برای او اجرا می‌شود. در این مورد نرگس محمدی باید ۱۰ سال در زندان بماند.

No responses yet

Sep 27 2016

حسینعلی حاجی‌دلیگانی٬ نماینده مجلس: الحاق ایران به کنوانسیون حقوق کودک٬ بسیج دانش‌آموزی را تعطیل خواهد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

دیگربان: حسینعلی حاجی‌دلیگانی٬ نماینده مجلس گفته لایجه الحاق ایران به کنوانسیون حقوق کودک که از سوی دولت ارائه شده٬ عملا بسیج دانش‌آموزی را به تعطیلی می‌کشاند.

اشاره وی به لایحه «الحاق ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در مورد به‌کارگیری کودکان در منازعه مسلحانه» است که از سوی حسن روحانی برای تصویب به مجلس ارائه شده است.

حاجی دلیگانی در این زمینه گفته که با این لایحه «عملا بسیج دانش آموزی و بدنه فعال‎تر بسیج که جوانان ۱۸ سال و پایین‎تر از آن هستند و این جذب نیروها، آموزش‎ها و آمادگی‎ها به تعطیلی کشانده می‎شود.»

وی افزوده «تعریف ما با شیطان بزرگ در موضوع تروریسم به لحاظ مبنایی متفاوت است و هرآنچه را که ما هنجار و ارزش می‎دانیم، آنها مغایر آن را تعریف می‎کنند.»

نماینده شاهین‌شهر در مجلس اضافه کرده «دشمنان بنا دارند تیشه را اول به این اعتقادات ما بزنند و بعد آن بیایند سراغ اینکه هیچ جوان ایرانی نیز حرفه دفاع از خود را بلد نباشد و حق نداشته باشد یاد بگیرد تا بتوانند با یک هجومی از لحاظ فرهنگی، فکری و نظامی وارد می‎کنند، بر ملت ما فائق آیند.»

وی به صراحت گفته ما با «این لایحه که منافع کشور را تهدید می‎کند مخالف هستیم و نخواهیم گذاشت به تصویب برسد.»

حاجی دلیگانی با انتقاد از ارائه این لایحه از سویدولت نیز افزوده «متاسفانه برخی از دولتی‎ها آگاهانه یا ناآگاهانه نیز در این راستا طرح‎هایی را می‎دهند که منافع خارج نشین‎ها را که اتاق فکرشان در آنجا قرار دارد تامین می‎کند.»

جمهوری اسلامی بدنبال آغاز جنگ با عراق٬ همواره از نیروهای کم سن و سال برای پیشبرد اهاف خود استفاده کرده و بدین منظور نوجوانان را از سنین پایین آموزش می‌دهد.

No responses yet

Sep 25 2016

دری‌نجف‌آبادی(مسئول قتل های زنجیره‌ای) : کهریزک حاصل سرپیچی از من بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی، وزیر پیشین اطلاعات در دورۀ قتل های زنجیره ای، با تاخیری طولانی به عذرخواهی سعید مرتضوی در مورد قربانیان بازداشتگاه کهریزک واکنش نشان داده و می‌گوید :

اولاً عذرخواهی یا به تعبیر دری نجف آبادی “توبه نامۀ” (سعید مرتضوی) هفت سال پس از ماجراهای کهریزک بی اثر است و ثانیاً خود او به عنوان دادستان کل کشور در زمان فجایع کهریزک با انتقال زندانیان به این بازداشتگاه “صد در صد” مخالف بوده است، اما، به گفتۀ دری نجف آبادی، سعید مرتضوی و دوستانش به این مخالفت توجه ای نکردند.

دری نجف آبادی که در دورۀ ریاست وی بر وزارت اطلاعات جمعی از نویسندگان و دگراندیشان کشور (محمد مختاری، محمدجعفر پوینده، داریوش و پروانۀ فروهر…) توسط اعضای همین وزارتخانه به قتل رسیدند، اکنون می گوید : “در سال ۸۸ به عنوان دادستان کل کشور مخالف انتقال زندانیان به کهریزک بودم و پافشاری کردم که این کار انجام نشود… اما، آنان دست به این حرکت خودسرانه زدند و اکنون بعد از هفت سال می گویند که اشتباه کردند.”

دری نجف آبادی نمی گوید که “آنان” چه کسانی بودند و چگونه توانستند به همراه دادستان وقت تهران، سعید مرتضوی، که قاعدتاً تحت فرمان وی بوده از دستور او آنهم بر سر موضوعی مهم سرپیچی کنند و چرا خود دری نجف آبادی نه آن زمان و نه حتا در این هفت سال گذشته از این سرپیچی صحبت نکرده بود.

با این حال، به نظر می رسد که آیت الله دری نجف آبادی که امروز نمایندۀ ولی فقیه در استان مرکزی و امام جمعه اراک است، از عذرخواهی سعید مرتضوی ناخرسند است، زیرا، آن را بی اثر می داند.

دری نجف آبادی در سخنانش تلویحاً به قتل زهرا کاظمی، خبرنگار-عکاس ایرانی-کانادایی، در زندان اوین نیز اشاره کرده و گفته است که این مرگ نیز در دوره ای که وی دادستان کل کشور بوده و در نتیجۀ “غفلت عده ای” صورت گرفت و به قطع مناسبات ایران و کانادا منجر شد. گزارش کمیسیون تحقیق مجلس ششم سعید مرتضوی، دادستان وقت تهران، را مسئول قتل زهرا کاظمی دانست بی آنکه در همان زمان دادستان کل کشور، یعنی دری نجف آبادی، سخنی دربارۀ “غفلت برخی” بگوید.

No responses yet

Sep 23 2016

صدرا محقق‌ها و یاشار سلطانی‌ها در زندان؛ علیرضا پورصباغ‌ها آزاد و آسوده؛ نفوذ چیست و نفوذی کیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

ملیون: محمدرضا شکوهی‌فرد

ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه‌ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آن وقت درک کنند صدرا محقق‌هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه‌ای و مدنی‌شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق‌شان زندان نیست

یک:
صدرامحقق، روزنامه نگار و دبیر سرویس اجتماعی شرق را بازداشت کرده اند، یکی از سالم ترین، صادق ترین و حرفه ای ترین روزنامه نگاران کشور، اتهامی هم که متوجه اش کرده اند چنان مضحک ست و لایتچسبک که حد ندارد.

چکیده ی رسما اعلام شده ی اتهام صدرا اینست: “نوشتنِ گزارش از معضلات داخلی کشور برای رسانه های بیگانه در قالب پروژه ی نفوذ”

همینقدر مضحک و مزخرف.

صدرایی که شرافت و تعهدش را هم در حرفه اش و هم درنگاه و نگرشش بارها ثابت کرده، صدرایی که جان و جهان سرشار از عشق به وطنش و تعهدش به آن همواره عیان بوده، یک روزنامه نگار به غایت حرفه ای و با اصول که حوزه ی مرکزی دغدغه هایش تهدیدهایی بود که به سبب ” سلسه ای از سو مدیریت ها، بی مسوولیتی ها و فسادهای بالادستی” منابع حیاتی کشورش را در معرض عوارض قرار داده.

(البته توی پرانتز ناگفته نماد که مراد از معضلات مبتلا به کشور و فسادهای بالادستی اصلا شهرداری تهران بزرگِِِ سردارِ رضاخانی و شرکا نیست و اصلا مگر پاک و مبرا ار اتهام فساد و فسق و فجور تر امارت خانِ خلبان تهران می توان یافت.، حاشا و کلا….
وضع حوزه ی زیست بوم و منابع طبیعی کشور هم به همین ترتیب بهشت است و بکر و برین و دست نخورده و فاقد کمترین موضوعیت برای توجه و تمرکز رسانه ای جماعت؛ به پاس زحمات شبانه ریزی مسوولان بی ربط و ذی ربط، ……..)

دو:
آنسوی آن شهر پرآشوب اما یک قلم به دست هتاکِ به نام #علیرضاپورصباغ پیدا می شود و می آید با خیالی آسوده از در پی نبودنِ هرگونه پیامد و پیگردی؛ هرزنامه ای بیمارگونه، مهوع و کثیف( چنانکه آدمی از فرط حیرت از خباثت و بی شرمیِ نویسنده خشکش می زند) علیه سه چهره ی فرهنگی سینمایی محترم کشور می نویسد و آنرا براحتی در نشریه ی فحاشی که ارشاد دو ماه پیش به اتهام یک فقره هتاکی دیگرعلیه هنرمندان و فرهنگیان کشور توقیف کرده بود منتشر می کند.

هفته نامه ی بدنام یالثارات، بنگاه هرزه پراکنیِ شناخته شده ای که بیش و کم از دو دهه پیش با رانت مستقیم گروه هایی خاص و البته با مرکزیت موسسه انتشاراتی کیهان و به نمایندگی از گروه موسوم به انصارحزب_ا… هر هفته با کوپنِ کاغذ کیهان از خورجین بیت المالِ ملت منظما منتشر می شود و حتی اگر مرجع رسمی حقوقی حکم به توقیف آن به هر جرمی از جمله هتاکی و بی حرمتی به شهروندان کشور داده باشد، انتشارش متوقف نشده و به هیچ نهاد حقوقی پاسخگو نبوده و نیست و روی گیشه ها منتظر مشتریانشً می ماند. (نمادی از یک وضعیت کمیک تراژیک هذیان آور)

یالثارات ها روز به روز دستشان را برای دهن کجی به قانون و اخلاق و عرف بازتر می بینند و هیچ اتفاقی نمی افتد،یعنی قرار نیست بیفتد؛ دست کم که نه؛ قطعا اینطور به نظر نمی رسد؛ چنانکه حمله و هتاکی و فحاشی و هرزه زبانی علنی علیه چهره های فرهنگی اجتماعی کشور را به رویه ی ثابت خود تبدیل کرده اند. آسوده و مطمین و تضمین شده ادامه می دهند و “علیرضاپورصباغ هم اکنون آزادانه دارد می چرخد و به ریش قانون و ملت و من وما و شما می خندد”.

سه:
هر چند طرح و توضیح این نکته ی سوم دست کم در شروع شاید قدری نه بلحاظ محتوا بلکه شکلا فانتزی و شلوغ به نظر برسد اما خب….

به نظر می رسد مسوولان نظریه پرداز یا دست اندرکار مبارزه با آنچه پروژه ی نفوذ دشمن عنوان می شود را باید دعوت کرد( دست کم واقعی هایشان؛ اگر اپسیلونی شهامت، صداقت و عزت نفس داشته باشند) در تعریف و فهم خود از “نفوذِ” موضوعه؛ اقلا قدری؛ چنانکه موثر افتد تجدید نظر کنند و مالا برای تحمیل این تجدید نظر بر آنهایی که باید، بکوشند چرا که شرایط شرایط خوبی نیست وبقولی در وضعیت حساس کنونی ی تری از هز زمان هستیم.

پرواضح است و منطقی که وقتی “در این موقعیت؛ و مشخصا “در این موقعیت ” از نفوذ حرف می زنیم باید در چارچوب کلانِ نزاع قابل رویتِِ قدرت یا قدرت های قدر بیرونی برای مخدوش کردن عناصر وحدت بخش دولت_ملتی به نام ” ایران ” حرف بزنیم؛ نه محدودتر، که البته در متن و حاشیه و ذیل خود ابعاد متعددی دارد.

گرنه یک امر واقعی و عینی آنهم تا به این حد محسوس و هشداردهنده را از پشت عینک (ایدیولوژِیِ صرف نگاریستن؛ انهم از نوع مطلقا کپک زده ضد سیاسی اش) نه تنها در فهم و تعریف ما از اصل مساله اختلال ایجاد می کند بلکه مالا به تقابل ما با اصل موضوع شکل احمقانه ای می دهد تا جایی که مثلا دوچرحه سواری زنان هم می شود یکی از نمادهای فعالیت هسته های دست اندرکار نفوذ (التماس شفای عاجل)، یا کنسرت استاد علیزاده می شود خود خود نفوذ! یا …..

(ده ها فعال مدنی و سیاسی و روزنامه نگار صادق و سالم و دلسوز کشور روزها، ماه ها و سالهاست قربانی همین نوع درک کاریکاتوریزه از امر امروز بمراتب واقعی تر و انضمامی تر نفوذ بوده اند و هستند).

نفوذی که مداوما در تعریفِ مراجع رسمی مطرح می شود؛ دست کم برخی محورهای حیاتی اش نه حول منافع ملی، یکپارچگی ایران و وحدت ملت بلکه با مرکزیت ایدیولوژی، نظام و هیات تعریف شده. و همین ممکن ست و محتمل که گند بزند به اول و آخر تقابل ما با اصل آن.

آنچه در این هنگامه ی نرسیده به بزنگاه در رابطه با نفوذ باید آقایان را حساس کند تدقیق عینی و نه صرفا ایدیلوژیکِ اهداف مشخص و صریج نفوذ و ردیابی پیگیرندگان آنست، “فروپاشی اجتماعی” بواسطه تهدیدهای متعدد در حوزه های مختلف؛ در واقع هسته ی مرکزی اهداف کارگردانان و پیمانکاران آنچه آقایان پروزه ی نفوذ عنوانش می کنند همین است. سرمایه گزاری تام و تمام برای هدایت کشور به سمت فروپاشی و اضمحلال اجتماعی. با استفاده از همه ظرفیت ها و فرصت های درونی و بیرونی…

در همین رابطه باید از این آقایان مسوول و متولی و نفوذ پژوه خواست به یک چند از هزاران پرسش نه چندان پیچیده ی مرتبط اگر نه پاسخ داده دست کم فکر کنند.

برای نمونه می توانند به این فکر کنند که مولفه ی ساده اما مهمِ “حفظ و گرامیداشت منابع و سرمایه های انسانی و فرهنگی کشور در جهت ارتقایِ بنیه و بنیاد وحدت؛ همبستگی؛ اعتماد و انسجام ملی” چه جایگاه مهم و تعیین کننده ای برای مقابله ی موثر با چنین #نفوذی (چنانکه کلیتش توصیف شد) می تواند داشته باشد؛ نفوذی که قاعدتا سرمایه گزارانش هدف غایی آنرا را هتک و هدم یکپارچگی ایران می توانند تعریف کرده باشند؛ که البته شواهد اخیر همین را تایید می کند.

مخدوش کردن چنین سرمایه ای اجتماعی ی در چه جهتی قابل ارزیابی ست؟ چه پیامدهای مشخصی را سبب می شود؟ جریان هایی که در این راستا حرکت می کنند، که به شکنندگی روانی و گسست و نا امیدی و تولید انزجار و بیزاری عمومی در جامعه دامن می زنند و دست کم روی آن سرمایه گزاری جدی می کنند کدامند؟

مثلا و فقط به عنوان یک مثال و صرفا یک مثال ، کمتر از ساعتی آقایان به این بیندیشند که ٱیا ردِ نفوذ و نفوذی را بهترست اول در مونیتور کردن انجام وظیفه حرفه ای و اخلاقی چند روزنامه نگار چون صدرامحقق بزنند که تمام همیت حرفه ای شان انعکاسِ معضلات حیاتی مبتلا بهِ کشور از جمله نوشتن از آسیب های تهدید کننده ی حوزه های استراتژیکی نظیر محیط زیست و میراث فرهنگی و پیگیری فسادهای کلان مسوولین بالادستی بود؟

یا نه؛ برعکس؛ دست کم یکی از رد و ربط های نفوذ و نفوذی را می توان و باید در ایجاد فضایی از سوی برخی نهادهای خاص و حکومتی زد که امکانات اطمینان بخشی را برای مانور عده ای افراد مشکوک الاحوال و عده ای لات ها و لمپنِ پشت سنگر ارزشها پناه گرفته مانند یالثاراتی ها و پورصباغ ها فراهم کرده اند تا سرمایه ها ی فرهنگی و منابع انسانی و اجتماعی ما را هدف قرار دهند و دلزدگی هنرمندان و فرهنگیان در بدو آن و تعریضِ و تسریِ بد بینی و بی اعتمادی و انزجار اجتماعی در امتدادش را موجب شوند.

واقعا نمی شود و منطقی تر نیست رد نفوذ و نفوذی را در عملکرد افراد و جریان های خاصی زد که به اعتبار جایگاه و امکانات و قدرتی که یافته اند و دارند؛ سالهاست واین اخیرا به مراتب جدی تر و مصرانه تلاش می کنند میدان عمل بازی برای تروریست های فرهنگی رسانه ای همچون علیرضاپورصباغ ها و نشریه نامحترم یالثارات و …. تعریف کنند و از هر گزند حقوقی و اخلاقی مصون شان دارند؟

کافیست آقایان در این چند روزه واکنش ها را مونیتور کرده باشند، به اینستاگرام سری بزنند، به توییتر و فیس بوک به دیگر شبکه های اجتماعی سری بزنید و ببینید چقدر ساده ظرف کمتر از یک هفته یک فرد هتاکِ بیمار که تا دیروز کسی نام و نشانی چندان از او ندیده و نشناخته بود با انتشار مطلب سخیفش در یالثارات “لابد” چه ضربه ی محکمی به نفوذی ها زده!

ظرف کمتر از یک هفته نوشته ی بیمارگونه این فرد مریض کاری کرده که هنرمندان محبوب اما بی نوای مردم که به حق احساس می کنند در برهوت بی قانونی جاری هیچ مدافعی ندارند مجبور می شوند رسما و علنا دلزدگی شان را از زندگی در چنین کشوری اعلام کنند و میلیون ها نفر از هوادارانشان هم که همین مردم ند به تبع و به حق همدل می شوند و منزجر …

پیامدهای طبیعی تداوم این نوع روندها و رویه ها در حوزه های مختلف بویژه حوزه ی فرهنگی چیست؟ آیا سلب امنیت روحی و اخلاقی و حقوقیِ از چهره های فرهنگی هنری و دلزده کردن آنان از زندگی در چنین شرایطی مصداق مقابله با نفوذ است؟ آیا ابراز دلزدگی به حق هنرمند محبوب دلزدگی مخاطبان و هوادارانش را به ما هو مردم سبب نمی شود؟ آیا دلزدگی مردم ، انزجار شان از زیستن در این وضعیت در جهت مقابله به نفوذ قابل ارزیابی ست؟

علیرضا پورصباغ ها در یالثارات ها و یالثارات ها به مدد قلم مریضِ پورصباغ ها دقیقا دارند همان کاری را می کنند که عده ای لات یا مغذور تحت فرمان لات ها در خیابان ها به اذن برخی عناصر مشکوک عالیرتبه تر در نهادهای بالادستی با دختران و پسران مردم می کنند هر دو به نام خدا و دین و ارزش ها و به کام مقابله با نفوذ لابد!

آیا این همه که جز تولید انزجار و دامن زدن به نفرت عمومی هیچ در پس ندارد مصداق تقابل با نفوذ است؟ سربازان جبهه ی مقابه با نفوذ اگر پورصباغ ها و لات های پشت ارزشها پنهان شده یالثارات باشند وای به حال ملک و ملت و خوش به حال نقوذی ها …..

نتیجتا
ای کاش ای کاش و ای کاش خیلی زود آقایان این مطلب خیلی ساده و صریح را درک کنند که هنرمندان و فرهنگیان و چهره هایی برجسته ای چون استاد بیضایی، شجریان، علیزاده و … اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی، شهاب حسینی و …… .منابع انسانی و سرمایه های ملی و مدنی گرانقدری برای این کشور هستند که دقیقا “ارج نهادنشان در جهت تقابل موثر با همانست که نفوذ می خوانندش؛ نه دلزده کردنشان از زیستن در سرزمینی که گویا سزای سر سنگ است و سزای آبرو دندان سگ هار.

و ایضا ای کاش و ای کاش در امتداد تشخیص همان دغدغه ی نفوذ؛ آقایان وجدانی اگر دارند معیار قضاوتش قرار دهند و آنوقت درک کنند صدرا محقق هایی که صادقانه جز به وظایف حرفه ای و مدنی شان عمل نکردند و جز از حقایق مستند به اسناد رسمی ننوشتند؛ حق شان زندان نیست.

و صد البته ای کاش و ای کاش همین آقایان متولی مهار نفوذ بپذیرند امثال علیرضا صباغ زاده هایی که جز میکروب و کثافت و عقده پراکنی علیه فرهنگ و جامعه و چهره ها ی اجتماعی منتشر نمی کنند خق شان آزادانه قلم به دست گرفتن و تریبون داشتن و راست راست راه رفتن در جامعه نیست.

ای کاش ها بسیارند و اینکه…

رمز و راز حقیقی در آن چیزیست که آشکارست نه پنهان

از: گویا

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .