اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Sep 09 2019

حضور سرزده آنگلا مرکل در رستوران ایرانی؛ دل‌جویی با طعم کباب و میرزاقاسمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «مسعود هاشمی»، یک رستوران‌دار ایرانی در شهر کمنیتس آلمان است. شش سال پیش در حالی که حکم حبس داشت، از ایران گریخت و به آلمان رفت.
مسعود از روزهایی می‌گوید که نئونازی‌ها به رستورانش حمله کردند:سرم به شدت آسیب دید و کمرم بعد از یک سال هنوز درد می‌کند.
مرکل گفته بود که به شدت از مصدوم شدن یک ایرانی در کشورش متاثر است. اما اشاره‌ای نکرده بود که شب به دیدار مسعود خواهد رفت.

نئونازی‌ها تقریبا در همه جای آلمان و اتریش پراکنده هستند. اما در برخی ایالت‌ها و شهرها، کلونی‌های قوی‌تری تشکیل داده‌اند. در آلمان، یک اتفاق باعث شد که ایالت «زاکسن» تبدیل به یکی از پایگاه‌های قدرت و بازگشت دوباره گروه‌های نژادپرست و نئونازی شود.

جوانی آلمانی به نام «دانیل» توسط یک پناه‌جوی عرب کشته ‌شد. در حمله این پناه‌جو، چند شهروند آلمانی دیگر هم مجروح شدند اما جان دانیل گرفته شد. همین اتفاق، ایالت زاکسن و شهر «کمنیتس» را به محل شورش نئونازی‌ها تبدیل کرد.

سال ۲۰۱۵ آغاز جنبش‌های نژادپرست‌های آلمان و اتریش علیه «بیگانگان» بود. آن‌ها هر شهروند خارجی که برای پناهنده شدن یا تحصیل و حتی سرمایه‌گذاری به این دو کشور آمده بودند را با الفاظی مانند «بیگانه»، «خارجی» یا «دیگری» خطاب می‌کردند. اما از سال ۲۰۱۷ این موج، قدرت و قوت بیشتری گرفت. پناه‌جویان عرب، ایرانی و افغانستانی با شدت بیشتری وارد اروپای مرکزی می‌شدند و همین برای افزایش فعالیت‌های نئونازی‌ها کفایت می‌کرد.

در همین سال‌ها بود که شهر کمنیتس به بهانه کشته شدن یک آلمانی، تبدیل به جهنمی برای خارجی‌های شد و پناهنده‌ها و پناه‌جویانی که در شهرهای ایالت زاکسن، یعنی کمنیتس، «درسدن»، «لایپزیک»، «تسویکاو» و «فرایبرگ» بودند، با توهین‌های شفاهی و حمله‌های ناگهانی گروه‌های نژادپرست روبه‌رو شدند. برخی کتک خوردند و خیلی زود شهر را ترک کردند، برخی ماندند و با وجود توهین‌ها، باز هم تحمل کردند.

«مسعود هاشمی»، یک رستوران‌دار ایرانی در شهر کمنیتس آلمان است. شش سال پیش در حالی که حکم حبس داشت، از ایران گریخت و به آلمان رفت. او در ایران فیلم‌بردار صداوسیما بود و حالا در آلمان نخستین رستوران ایرانی شهر کمنیتس را افتتاح کرده است.

مسعود از روزهایی می‌گوید که نئونازی‌ها به رستورانش حمله کردند: «هر جمعه در این شهر تظاهرات داشتیم. مردم را اذیت می‌کردند. به رستوران من و یک یهودی حمله کردند، شیشه‌ها را شکستند و روی در و دیوارهای رستورانم آرم صلیب شکسته را کشیدند. فقط در یک شب به سه خارجی حمله کرده بودند که من هم یکی از آن‌ها بودم. سرم به شدت آسیب دید و کمرم بعد از یک سال هنوز درد می‌کند.»

او مراحل درمانش را پشت سر می‌گذاشت که روز سوم مارچ امسال، ناگهان در رستورانش باز شد و «آنگلا مرکل»، صدراعظم آلمان به همراه «میسائیل کرشما»، پرزیدنت استان زاکسن، وارد رستوران شد: «ما اصلا انتظارش را نداشتیم. بعد از حملات نژادپرست‌ها، یک بار خانم مرکل به شهر ما آمد و سخن‌رانی کرد. در آن سخن‌رانی من هم دعوت شدم. اما انتظار این‌که یک بار دیگر خانم مرکل سر زده به رستوران ما بیاید را اصلا نداشتم.»

مسعود می‌گوید تحت تاثیر رفتار فوق‌العاده صدراعظم آلمان قرار گرفته بود: «از تشریفات همیشگی هیچ خبری نبود. خانم مرکل بسیار باادب و مهربان وارد شد، مرا در آغوش گرفت و از من بابت اتفاقاتی که افتاده بود، عذرخواهی کرد.»

آنگلا مرکل برای شام، رستوران ایرانی «سفران» را انتخاب کرده بود. اما چند ساعتی پیش‌تر، برای ناهار به رستوران «شالوم» که مدیریتش را یک شهروند آلمانی یهودی برعهده داشت، رفت. مرکل همان‌جا هم گفته بود که به شدت از مصدوم شدن یک ایرانی در کشورش متاثر است. اما اشاره‌ای نکرده بود که شب به دیدار مسعود خواهد رفت.

مسعود هاشمی می‌گوید: «حدود سه ساعت میزبان خانم مرکل بودیم. او در مورد وضعیت سلامتی‌ من پرسید و گفت که می‌داند به خاطر حمله نئونازی‌ها در بیمارستان بستری بودم. اما من سعی کردم بیشتر در مورد مسایل فرهنگی و کارهایی که باید کرد، حرف بزنم. گفتم خانم مرکل! ما این‌جا در فقر فرهنگی هستیم. این فقر فرهنگی باعث شکل گرفتن نژادپرستی‌ها شده است.»

او برای صدراعظم آلمان دلایل شکل‌گیری کلونی‌های فعال نژادپرستی در این ایالت را تشریح کرده و از سابقه ایالت زاکسن گفته بود و این‌که تا ۲۸ سال پیش این استان زیر نظر سیستم کمونیستی قرار داشت. مسعود می‌گوید: «به خانم مرکل گفتم شما به خوبی متوجه سایه کمونیست روی این شهر و این استان شده‌اید. برای همین درحال ساختن دوباره شهر هستید؛ ساختمان‌های جدید، خیابان‌های جدید، جاده‌های جدید. اما این شهر نیاز به ساخت و ساز شهری ندارد، ما نیاز به ساخت و ساز ذهنی داریم.»

مسعود هاشمی که شش سال پیش به آلمان رسیده، معتقد است فضای کشور آلمان پس از موج حضور پناه‌جویان عرب در این کشور تغییر کرده است: «از زمانی که سوریه‌ای‌ها آمدند و درها باز شدند، بخشی از مردم آلمان موضع گرفتند. به نظر من رفتار دولت آلمان به شدت درست بود. وقتی کسی در خیابان کشته می‌شود، شما باید در خانه‌ خود را باز کنید و به مردم پناه بدهید. مردم هجوم می‌آورند که زنده بمانند. حالا این وسط اگر یک خلاف‌کار هم وارد خانه شما شد، دیگر نباید همه را با یک چوب برانید.»

او به مرکل گفته بود ایراد نه از پناه‌جویان عرب است و نه از نژادپرست‌ها: «گفتم ما در این شهر کسی را داشتیم که دزدی کرد. او یکی از پناه‌جوهای سوریه‌ای بود. پلیس او را شب بازداشت کرد و فردا آزاد شد. اعتراض نئونازی‌ها به همین بود که چرا آزادش کردید؟ من به خانم مرکل گفتم سیستم قضایی و پلیس کشور را اصلاح کنید. این‌که پلیس کارش را درست انجام ندهد و ما چوبش را بخوریم، درست نیست.»

راه حل پیشنهادی صدراعظم آلمان، انتخاب شهر کمنیتس به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا بود. آلمان طرحی را در دست بررسی دارد که براساس آن، شهر کمنیتس را در سال ۲۰۲۵ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا معرفی کند. این طرح البته هنوز در دولت آلمان هم مخالفانی دارد: «من به خانم مرکل گفتم لطفا در تایید این طرح تعجیل کنید. گفتم هر کاری که ممکن است انجام دهید چون خودتان هم می‌دانید که نازی‌ها سرطان جهان هستند؛ آن‌ها مثل عفونتی می‌مانند که اگر در پیکره بدن رشد کنند، همه جای بدن را می‌گیرند. به خانم مرکل گفتم همین نازی‌ها دو جنگ جهانی را به پا کردند. میلیون‌ها آدم کشته شد و اگر دوباره قدرت بگیرند، دیگر جانی برای جهان نمی‌گذارند.»

او برخلاف بسیاری از مهاجرانی که زیرفشار نئونازی‌ها، شهر کمنیتس را ترک کرده‌اند، هم‌چنان مانده است و می‌جنگد: «به هرکسی که می‌خواهد از این شهر برود، می‌گویم شما دارید تسلیم می‌شوید. این همان نتیجه‌ای است که آن‌ها می‌خواهند. بمانید و بجنگید.»

آنگلا مرکل البته هیچ قولی برای تبدیل شهر کمنیتس به پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۲۵ نداده ولی از آن‌چه میل کرده، لذت برده است: «برای خانم مرکل یک میز کامل چیدیم؛ “میرزاقاسمی”، “کشک بادمجان”، “خوراک ماهیچه” و البته “سینی میکس” که یک سیخ “جوجه کباب” و یک سیخ “کوبیده” است.»

مسعود می‌گوید آنگلا مرکل از سینی میکس و شراب شیراز بیش از تمام خوردنی‌ها و نوشیدنی‌ها لذت برده بود.

صدراعظم بدون تیم تبلیغاتی‌ خود از مسعود عذرخواهی کرده، او را در آغوش کشیده و به پایتخت بازگشته بود.

No responses yet

Sep 08 2019

واکنش قوه قضائیه به انتقادها از احکام سنگین فعالان مدنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

دویچه‌وله: در پی افزایش انتقادها به احکام سنگین چند فعال مدنی و کارگری، رئیس قوه قضائیه خواستار تجدید نظر سریع در این احکام شد. هفت متهم پرونده اعتراض‌های هفت‌تپه، در دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند.

خبرگزاری تسنیم یک‌شنبه ۱۷ شهریور به نقل از مرکز رسانه‌ای قوه قضائیه گزارش داد که رئیس این قوه، ابراهیم رئیسی دستور داده در مورد “آرای صادره از سوی یکی از شعب دادگاه انقلاب در برخی از پرونده‌های اخیر” به‌سرعت و تحت نظارت رئیس کل دادگستری تهران “تجدید نظر و رسیدگی منصفانه” صورت گیرد.

مطابق شواهد دستور رئیسی مربوط به احکامی است که شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران علیه هفت متهم پرونده اعتراض‌های کارگری در هفت‌تپه صادر کرده است.

سخنگوی دستگاه قضائی، غلامحسین اسماعیلی می‌گوید: «رئیس قوه قضائیه بر شنیدن صدای کارگران تاکید دارند و معتقدند به جای برخوردهای شدید قضایی و امنیتی باید زخم را علاج و مشکلات کارگری و معیشتی را مرتفع کرد تا حتی اگر کسانی خواستند از این فضا برای اغراض آلوده خود سوءاستفاده کنند زمینه سوءاستفاده برای آنها وجود نداشته باشد.»

هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه درباره احکام هفت متهم پرونده هفت‌تپه نوشت: «طبق حکم دادگاه انقلاب تهران اسماعیل بخشی به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، محمد خنیفر به شش سال حبس تعزیری، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند.»

تکذیب احکام ۱۷ و ۱۸ سال زندان

اسماعیلی احکام ۱۷ و ۱۸ سال زندان برای متهمان پرونده هفت‌تپه را تکذیب کرده و به خبرگزاری میزان گفته که حداکثر حکمی که برای متهمان اصلی پرونده صادر شده هفت سال و برای برخی دیگر پنج سال است.

جمال حیدری‌منش، وکیل سپیده قلیان، شنبه ۱۶ شهریور به وب‌سایت “انصاف نیوز” گفته که موکلش در حکمی که با او ابلاغ شده در مجموع به ۱۸ سال زندان محکوم شده است.

اختلاف در میزان حکم متهمان پرونده هفت‌تپه می‌توانند ناشی از این باشد که ممکن است فردی به خاطر اتهام‌های گوناگون احکام متفاوتی دریافت کند، و در مثال سپیده قلیان “در مجموع” به ۱۸ سال برسد، اما با در نظر گرفتن اصل “تجمیع احکام” در نهایت فقط بالاترین حکم قابل اجرا خواهد بود.

وکیل قلیان گفته موکلش به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به هفت سال، برای “عضویت در گروهک گام” به هفت سال، برای “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال و نیم و در خصوص “نشر اکاذیب” به دو سال و نیم حبس محکوم شده است.

به هر تقدیر صدور احکام سنگین برای کسانی که به دلیل اعتراض‌های صنفی به اتهام‌هایی نظیر “اجتماع علیه امنیت ملی” محکوم شده‌اند با واکنش‌های انتقادی شدید روبرو شده است.

انتقاد از رئیس قوه قضائیه

پروانه سلحشوری، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در یک پیام توئیتری از احکام اخیر برای فعالان مدنی و صنفی به شدت انتقاد کرده و ابراهیم رئیسی را متهم می‌کند که از “اسلافش” بسیار خشن‌تر برخورد می‌کند.

احکام اخیر نشان از آن دارد که رویکرد آقای رییسی بسیار خشن‌تر از اسلافش است. اصل٢٧ قانون اساسی، آزادی تجمع به رسمیت شناخته شده است. کی قرار است به غیر از تجمعات خودجوش عده‌ای خاص، سایر مردم هم بتوانند از این حق استفاده کنند و محکوم نشوند.#کارگران#زنان#روزنامه_نگاران#معلمان

— Parvaneh Salahshouri پروانه سلحشوری (@P_Salahshouri) 7 September 2019

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری در صفحه شخصی خود در شبکه توئیتر نوشت: «امروز سخن فقط از هفت‌تپه قضاوت نیست بلکه مشکل از هفت خوان عدالت است.»

شهربانو امامی، نماینده دوره‌های پنجم و ششم مجلس و عضو کنونی شورای شهر تهران نیز در پیامی توئیتری با اشاره به شعار ابراهیم رئیسی در مورد اجرای عدالت، خواستار ابطال احکام کسانی شده که از حق خود برای شرکت در اعتراش‌های صنفی استفاده کرده‌اند.

آقای رئیسی که شعار #عدالت و #شفافیت دادند، به عنوان #رئیس_قوه_قضاییه می‌توانند از اجرای احکام #فعالان_کارگری #هفت_تپه که تنها برای احقاق حقوق خود در اعتراضات #صنفی حضور داشته‌اند، جلوگیری کرده و این احکام را ابطال کنند.

— شهربانو امانی (@shrbamani) 7 September 2019

فرزانه زیلابی، وکیل کارگران هفت‌تپه در اعتراض به احکام سنگین دادگاه انقلاب برای موکلانش می‌گوید “پس از جوسازی‌های سیاسی و پیشداوری‌های مسئولان ارشد قوه قضائیه و برخی رسانه‌های مرتبط همچون صدا و سیما، کیهان و فارس نیوز” صدور چنین احکامی دور از انتظار نبوده است.

“سراسیمگی قاضی” و احکام شتابزده

او قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران را به “سراسیمگی” متهم کرد و گفته است: «قاضی مقیسه، در واقع در یک رسیدگی ناتمام، بدون برگزاری جلسه دادگاه یکی از موکلانم، به صورت ناگهانی و شتابزده ، اقدام به صدور رأی نمود.»

سخنگوی قوه قضائیه در واکنش به این گونه انتقادها می‌گوید همان طور که از دستور ابراهیم رئیسی برای “تجدید نظر و رسیدگی منصفانه” به این پرونده استنباط می‌شود احکام صادر شده غیر قطعی بوده و اظهار نظر و داوری باید پس از صدور حکم قطعی انجام شود.

به گزارش میزان، غلامحسین اسماعیلی گفته است که در پرونده‌ای که به خاطر شرکت جمعی از کارگران “در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی” در استان خوزستان تشکیل شده بود ۴۱ نفر متهم بوده‌اند که برای همه آنها قرار منع تعقیب صادر شده است.

با این همه وکیل متهمان هفت‌تپه می‌گوید “ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق” برای کارگری که نان شب ندارد، کارساز نیست.

No responses yet

Sep 08 2019

واکنش مسعود شجاعی و وریا غفوری به خودسوزی دختر؛ ما را محاکمه خواهند کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: سعود شجاعی به صراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرون وسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.
وریا غفوری هم نسبت بخ خبر خودسوزی هوادار زن تیم استقلال ساکت نمانده و واکنش نشان داده است.

شاید شنیده باشید آن جمله سیاهی که با جهل درآمیخته و می‌گوید: «یکی دیگر پولش را گرفته، تو حرصش را می‌خوری.» می‌توان همین جهل را تقریبا به‌تمامی سطوح جامعه تسری داد. همانی که وقتی از بی‌تابی تو برای تماشای یک صحنه از فوتبال، صورتش را درهم می‌کشد و فیلسوف‌گونه همین جمله را به صورتت می‌کوبد، برای سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه هم همین نسخه‌ها را از قبل پیچیده است؛ «اصولگرا بارش را بسته»، «اصلاح‌طلب لابی‌اش را کرده»، «اپوزیسیون لابی‌اش را کرده»، «اعتراض کارگر بازی سیاسی است»، «زن را چه به کار و دانشگاه».

این فقط یک تمثیل است برای عبور از این جهل مرکب. گروه G7 از هفت‌کشور اقتصادی برتر جهان به‌عنوان یک نهاد بین‌المللی (بین دولتی) تشکیل شد. اتحادیه اروپا هم تازگی‌ها به این گروه پیوسته است. اسامی را دقت کنید؛ فرانسه، آلمان و ایتالیا، قهرمانان و میزبانان جام‌های جهانی از سال ۱۹۹۰ تا امروز. آمریکا و بریتانیا، قهرمان و نایب‌قهرمان المپیک ریودوژانیرو، ژاپن قهرمان آسیا، میزبان المپیک ۲۰۲۰، کانادا قهرمان المپیک‌های زمستانی.

ورزشگاه‌هایشان اما گاه‌وبیگاه سرچشمه جنبش‌های سیاسی هم می‌شود. فرانسوی‌ها از سال ۱۹۹۴ میلادی جنبش برداشتن فنس‌ها در ورزشگاه‌ها را به راه انداختند. پیش از فروپاشی دیوار برلین، هواداران باشگاه «اف.سی. برلینر» باشگاهی که زیرنظر «اشتازی» یا همان وزارت امنیت و پلیس مخفی آلمان شرقی اداره می‌شد، در ورزشگاه‌ شعار «ما یکی هستیم» سر دادند. سرکوب هم شدند، اما باز داستان ادامه داشت. در آمریکا رقابت‌های NBA محفلی شده است برای اعتراض بازیکن و هوادار سیاه‌پوست یا معترض به سیاست‌های کاخ سفید.

این میان، جامعه فوتبال هم با سکوهایش همراه شده است؛ نه‌فقط میان کشورهای G7 یا توسعه‌یافته‌هایی که حق اعتراض مدنی برای شهروندان خود قائل شده‌اند. حتی در سوریه هم «عبدالباسط ساروت» تبدیل به قهرمانی شد که در ۱۹ سالگی پیراهن تیم ملی فوتبال کشورش را از تن درآورد و هشت سال به مبارزه با حکومت «بشار اسد» رفت. درنهایت هم خردادماه امسال در استان «حما» درگذشت.

میان جامعه ورزشی ایران هم چه پیش و چه پس از انقلاب، کم تعداد نبودند. از «جواد الله‌وردی» و «پرویز قلیچ‌خانی» گرفته که یکی به یک شب و دیگری به چند ماه حبس توسط ساواک محکوم شد تا پس از انقلاب که «ناصر حجازی» تصویر آیت‌‌الله خمینی را در دومین سال انقلاب پس زد و گفت: «من اصل نظام را قبول ندارم. با عکسش می‌خواهید عکس بیندازم؟» و بعد هم رفته بود به بنگلادش.

این سال‌های اخیر، چند نفر سرآمد شده‌اند. همان جماعتی که شاید شنیده باشید که «پولش را می‌گیرند» و البته که پول هنر و فن‌شان را گرفته‌اند.

«علی کریمی» بارزترین نمونه سال‌های اخیر است. مردی که یک‌تنه مقابل فساد در فدراسیون فوتبال ایران ایستاد. از حق بازیکنانی که باید مقابل ورزشکاران اسرائیلی مبارزه کنند اما ناخواسته به مبارزه نکردن تن داده‌اند حرف زد و البته به سیاستمداران تاخت.

دومین سرآمد «مسعود شجاعی» است. او مقابل مکابی اسرائیل در لیگ اروپا به زمین رفت و موردحمله تندروهای ایران قرار گرفت. در دیدار با «حسن روحانی» وقتی به‌عنوان کاپیتان تیم ملی فرصتی کوتاه به دست آورد تا سخنرانی کند، از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران انتقاد کرد. در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «هیچکدام از کاندیداها به انتخاب ما مردم نبوده‌اند و به ما تحمیل‌شده‌اند.» او البته اعلام کرد میان تمام این گزینه‌ها به حسن روحانی رای خواهد داد.

شجاعی حالا برای دختری که خودش را آتش زده است فریاد می‌کشد. عصر دوشنبه ۱۱ شهریور، گزارش خودسوزی دختری در مقابل یکی از دادسراهای تهران به اورژانس اعلام شد. جرم این دختر تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی در اسفندماه سال ۱۳۹۷ بود که از سوی نیروی انتظامی دستگیر شد.

شجاعی در اینستاگرام خود نوشته است: «همان‌گونه در گذشته‌های نه‌چندان دور، اعمال زور برای برداشتن حجاب به ضرب چماق و یا عدم حق انتخاب برای رفتن دخترانمان به مکتب و مدرسه، باعث تعجب ما و سرزنش طرز تفکر شنیع و قرون‌وسطایی گذشتگانمان شده است. بدون شک امروز هم خودسوزی دختری که دلیل کارش تمدید حکم بازداشتش به اتهام تلاش برای دیدن یک مسابقه فوتبال بوده، برای آیندگان غیرقابل درک است.»

او به‌صراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرون‌وسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.

دختری که خودش را مقابل یکی از دادسراهای تهران به آتش کشید، از بیماری دوقطبی رنج می‌برد. خواهرش گفته بود باوجود اعلام پزشک متخصص و ارائه مدارک پزشکی، مراحل دادرسی او به همان شکلی پیش رفت که برای سایر شهروندان عادی در نظر گرفته شده بود.

مسعود شجاعی در استوری خود شعر «پشت دریاها» از «سهراب سپهری» را هم منتشر کرد. پیش‌ازاین «مریم شجاعی» خواهر مسعود نیز در یادداشتی که برای «نیویورک‌تایمز» نوشته بود و هم‌چنین در دیدار با خانم «فاطما سامورا» دبیرکل فدراسیون جهانی فوتبال، خواستار رسیدگی به ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران و بازشدن درهای ورزشگاه به روی دختران شده بود.

«وریا غفوری» اما یکی دیگر از همین جامعه فوتبال ایران است. پسری که حتی اعتراض آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی ایران را هم برای خود خرید.

بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ و در جریان اعتراض‌های پیاپی وریا غفوری و علی کریمی به وضعیت اقتصادی ایران، علی خامنه‌ای دریکی از سخنرانی‌های خود گریزی به واکنش‌های اخیر این دو زد و گفت: «به یاد داشته باشید امنیت خود را از کجا آورده‌اید.»

یک هفته پیش‌ازاین سخنرانی، پس از آن‌که «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران گفت: «به دفاع از مردم فلسطین افتخار می‌کند» و همین‌طور مدعی شد که «امروز همه ما زیر فشار هستیم»، علی کریمی ستاره سابق تیم ملی فوتبال ایران و سرمربی وقت باشگاه سپیدرود رشت، در اینستاگرام خود نوشت: «آقای دكتر كدوم (ما) تحت فشارند؟ (ما) ما يا (ما) شما دقيقا؟»

در همان مقطع زمانی هم وریا غفوری، بازیکن کرد تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال تهران نسبت به «کشته شدن کولبران»، «بازداشت فعالان محیط‌زیست»، «آتش‌سوزی مدارس مناطق فقیر کشور» و «ورود زنان به ورزشگاه‌ها» و البته «وضعیت اقتصادی» واکنش نشان داده بود.

رهبر ایران همان زمان و پس از آن‌که به‌صورت غیرمستقیم خطاب به این دو چهره فوتبال ایران گفته بود که هر‌آن‌چه دارند از برکت نظام است به هواداران خود یک پیام ویژه هم داد: «گروه‌های جوان و مومن و انقلابی باید هر کاری را که امکان‌پذیر است در چارچوب قوانین و مصلحت کشور انجام دهند و معطل کسی نباید بمانند.»

اما بااین‌حال بازهم وریا غفوری ساکت نمانده است. او در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دیدن یک مسابقه فوتبال یک حق طبیعی برای عموم مردم جامعه است ولی در کشور عزیزمان ایران حق بسیاری از افراد جامعه به دلیل زن بودن پایمال میشه و اجازه حضور در ورزشگاه‌ها داده نمی‌شود.»

بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال هم‌چنین نوشته است: «ما گذشتگانمان را مواخذه می‌کنیم و غافل از اینکه همین راه ندادن خانم‌ها به ورزشگاه که در سال‌های عمر ما اتفاق افتاده و وجود دارد. این امر نادرست دلیلی است برای مواخذه ما توسط نسل آینده! خبری که در این چند روز به گوشمان رسید واقعاً دردناک بود اقدام یک دخترخانم جوان به خودکشی در پی مشکلاتی که دامن‌گیرش شد برای ورود به ورزشگاه! کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانم‌ها به حقشون که ورود با احترام به استادیوم‌های فوتبال است می‌رساندیم.»

وریا غفوری البته پیش‌ازاین هم به دلیل همین واکنش‌ها، به کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار شده بود.

گاهی هم این‌گونه نیست که آن‌ها فقط پولش را بگیرند و شما حرص بخورید. گاهی آن‌هایی که پول هنرشان را گرفته‌اند حرص می‌خورند و شما روی سکوها سکوت می‌کنید.

No responses yet

Sep 08 2019

سعید مرتضوی از زندان آزاد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، از زندان آزاد شد. آزادی مرتضوی با صدور احکام ۱۱۰ ساله برای هفت فعال مدنی و کارگری هم‌زمان بود. عبدالکریم لاهیجی درباره آزادی مرتضوی و احکام سنگین فعالان کارگری به دویچه وله توضیح داد.

وب‌سایت “اعتماد آنلاین” روز شنبه ۱۶ شهریور (۷ سپتامبر) از آزادی سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، پس از گذراندن تنها دو سوم از محکومیتش خبر داد. مرتضوی در پرونده شکایت اولیای دم روح‌الامینی به اتهام معاونت در قتل عمد به پنج سال حبس محکوم شده بود. اما دادگاه تجدید نظر به دلیل “اظهار ندامت” مرتضوی حکم حبس او را به دو سال تقلیل داد.

مرتضوی که سابقه دادستانی تهران و ریاست سازمان تامین اجتماعی را داشت، به خاطر مسئولیت در قتل معترضان به نتیجه انتخابات در بازداشتگاه کهریزک محکوم شده بود. او همچنین در پرونده تخلف‌های مالی‌ در سازمان تامین اجتماعی به تحمل شلاق محکوم شد که با عفو آیت‌الله خامنه‌ای بعدا مجازاتش بخشیده شد.

اعتماد آنلاین نوشته است که آزادی مرتضوی طبق قانون مجازات اسلامی بوده که بر اساس آن زندانی می‌تواند با احراز شرایطی، بعد از گذشتن دو سوم از دوران محکومیتش آزاد شود.

دادگاه انقلاب تهران در روزی که خبر آزادی دادستان سابق تهران از زندان منتشر شد احکام سنگینی را علیه فعالان مدنی و کارگری در پرونده اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه صادر و هفت متهم پرونده را در مجموع به ۱۱۰ سال زندان محکوم کرد.

دکتر عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان، در ارزیابی احکام سنگین فعالان کارگری و مدنی در ایران و هم‌زمان با آن آزادی سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران، به دویچه وله گفت: «دو سال پیش در بیش از ۱۰۰ شهر ایران تظاهرات بود و در اکثر شهرها خواسته‌های مردم به معنای دقیق کلمه سیاسی هم نبود و بیشتر مسئله گرانی، فساد و حقوقی که پرداخت نشده مطرح شده بود. پرونده نیشکر هفت‌تپه هم جزو آن بوده است. اما وقتی تظاهرات گسترش پیدا کرد و جنبه سیاسی یافت جمهوری اسلامی به این نتیجه رسید که بهای این گونه فعالیت‌ها و تظاهرات را سنگین بکند. بنابراین یک شیوه بسیار رذیلانه‌ای به کار گرفت و حتی از قانون مجازات اسلامی هم سوء استفاده کرد.»

عبدالکریم لاهیجی، حقوقدان
رئيس افتخاری فدراسیون جهانی جامعه‌های حقوق بشر در ادامه توضیح داد که دادگاه انقلاب برای اینکه حداکثر مجازات را به فعالان کارگری و مدنی بدهد چندین اتهام را مطرح کرده است چون وقتی اتهامات بیشتر می‌شود قاضی مجبور است حداکثر مجازات را بدهد.

دکتر لاهیجی در ادامه صحبت‌های خود در این ارتباط به پرونده سپیده قلیان اشاره کرد و گفت که خانم قلیان به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به هفت سال، برای “عضویت در گروهک گام” به هفت سال، برای “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال و نیم و در خصوص “نشر اکاذیب” به دو سال و نیم حبس محکوم شده است.

به گفته لاهیجی خانم سپیده قلیان باید هفت سال از ۱۸ سال را حتما مجازات شود و در زندان بماند چون محکومیت‌های دیگری هم به او داده‌اند. اما سعید مرتضوی بر اساس مجازات اسلامی بلافاصله آزاد می‌شود.

سپیده قلیان، فعال مدنی، به ۱۸ سال حبس محکوم شد
لاهیجی در ادامه ارزیابی خود تاکید کرد: «شیوه‌ای که جمهوری اسلامی در پیش گرفته بسیار رذیلانه است. من به عنوان حقوقدانی که ۵۰ سال سابقه وکالت دارم کم‌تر اینقدر کینه و دشمنی یک حکومت را با یک عده کسانی که به آن صورت متهم سیاسی هم نیستند مشاهده ‌کرده‌ام. این گونه رژیم‌ها معمولا با مخالفین سیاسی خیلی سر دشمنی دارند ولی اینها مردمی هستند که به دنبال حقوق اولیه خودشان هستند.»

عبدالکریم لاهیجی بر این باور است که صدور احکام سنگین دادگاه برای فعالان مدنی، کارگری و زیست محیطی این پیام را دارد که اعتراض قابل تحمل نیست و معترضین باید تاوان سنگینی بپردازند و درس و عبرت بگیرند.

No responses yet

Sep 08 2019

خودسوزی «دختر آبی»؟ به من چه؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: اگر از کنار خودسوزی «یک» انسان به سادگی می‌گذریم، شانه بالا می اندازیم که به ما چه؟ استقلالی بود من پرسپولیسی ام! می‌خواست این کار را نکند و … ما این استعداد را داریم که از کنار مرگ هزاران نفر دیگر هم بگذریم.
عصرایران؛ احسان محمدی- آدم عاقل به اندیشیدن خطر نمی‌کند. یک گوشه می‌نشیند، حرف بودار و دو پهلو نمی‌زند، برای خودش دردسر و پرونده درست نمی‌کند، وقتی هم اتفاقی می افتد آن قدر سکوت می‌کند که آب‌ها از آسیاب بیفتند و بعد موضع بی‌ضرر هم‌راستا با نهاد قدرت می‌گیرد و اینطور پاک و پاکیزه می‌ماند و احتمالاً بتواند پست هم بگیرد. اینطور دنیا و آخرتش را هم احتمالاً تضمین می‌کند.

چند روز است که خبر خودسوزی دختر جوانی با تائید و تکذیب‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. عده‌ای به او لقب دختر آبی داده‌اند. گفته می‌شود او به دلیل اینکه مخفیانه و با گریم پسرانه برای دیدن یکی از بازی‌های استقلال به ورزشگاه رفته بود احضار شده و بعد از خبردارشدن از حکم زندان شش‌ماهه دست به خودسوزی زده است.

خودسوزی «دختر آبی»؟ به من چه؟!

در مقابل کسانی موضع گرفته اند که دختر جوان دچار اختلال دو قطبی بوده و نباید بُعد ورزشی آن را پررنگ کرد. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی یا افسردگی شیدایی دچار تغییرات شدید خلق می‌شوند. اما همه این حدس و گمان‌ها و تائید و تکذیب ها در یک چیز خلل وارد نمی‌کند و آن هم سوختن تن نازک دختر جوانی است که اگر زنده بماند هم جای سوختگی‌هایش تا همیشه با او می‌مانند.

قصد بحث در مورد حضور یا عدم حضور زنان در ورزشگاه‌ها را ندارم که پیش از این بسیار در موردش نوشته‌ام و علیرغم درک نگرانی مخالفان، نمی‌توان «حق» بودن آن را منکر شد. نکته «جان آدم‌هاست» که حرمت دارد و عزیز است و نباید این همه خبر خودسوزی یک جوان ساده، دم دستی و اسباب دعواهای اجتماعی-سیاسی شود.

اصرار بر اینکه دختر جوان اختلال دو قطبی داشته فقط پاک کردن صورت مسئله است. این مورد اولین و آخرین مورد نیست. خودسوزی یکی از هولناک‌ترین شیوه‌های خودکشی است. اینکه آدم تن‌اش را به شعله آتش بسپارد از سرخوشی نیست.

بهمن ۱۳۸۷ رسانه‌ها خبر دادند که یک جانباز جلوی مجلس شورای‌اسلامی دست به خودسوزی زده است. اتفاق تلخی که خیلی‌ها را دل آزرده کرد. اما آقای لاریجانی رئیس مجلس اعلام کرد که جانباز نبود، معتاد بود!

همان روز در نشریه‌ای نوشتم: چه فرقی می کند؟ جانباز نبوده اما «انسان و هموطن» که بوده! چرا به جای حرف زدن در مورد هویت‌اش، نمی‌گویید چه شده که یک انسان به چنان درجه‌ای از خشم و ناامیدی رسیده که خودسوزی را به عنوان آخرین راه انتخاب کرده است؟.. پاسخ؟ هیچ!

به جای به وسط کشیدن واژه‌هایی که قباحت مرگ را کم می‌کند با شجاعت به اصل موضوع بپردازید. چه شده که یک دختر جوان خودسوزی را به عنوان «راه حل» انتخاب کرده است؟ باید وقتی این واژه را می‌شنویم تن‌مان بلرزد. وحشت کنیم، دنبال توجیه‌اش نباشیم. پای جان یک انسان در میان است. یک هموطن. دختری که پاره تن یک خانواده است و حالا مثل پروانه‌ای سوخته است.

اگر از کنار خودسوزی «یک» انسان به سادگی می‌گذریم، شانه بالا می اندازیم که به ما چه؟ استقلالی بود من پرسپولیسی ام! می‌خواست این کار را نکند و … ما این استعداد را داریم که از کنار مرگ هزاران نفر دیگر هم بگذریم. این ماجرا تا وقتی ادامه دارد که نوبت خودمان بشود … دیر و زود دارد ولی بالاخره نوبت ما هم می‌شود. به هر دلیلی!

در جامعه‌ای که «مرگ» و «خودسوزی» تا این درجه معمولی و گروه و جناح‌بندی بشود، «زندگی» معنا ندارد. عمق ندارد. جان یک شهروند عادی باید به اندازه رئیس جمهور و هر وکیل و وزیری ارزشمند باشد. اتفاقاً یکی از شاخصه‌های حکمرانی خوب این است که شهروندان احساس کنند «جان» و مال و آبرویشان برای حکومت ارزش دارد. از آنها که این روزها حتی تقلا می‌کنند شهروند عمان یا آذربایجان شوند بپرسید. یکی از دلایل همین است. همین محترم شمرده شدن جان. اینکه در ذهن سیاستمداران «عدد» نباشند.

No responses yet

Sep 07 2019

واکنش کاپیتان‌های تیم ملی و استقلال به خودسوزی دختری که تلاش کرد وارد ورزشگاه شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: در پی انتشار خبر خودسوزی دختری که به خاطر تلاش برای ورود به ورزشگاه بازداشت و پرونده‌ای برای او تشکیل شد، کاپیتان‌های تیم ملی و تیم استقلال ضمن ابراز تأسف از این خبر، بار دیگر از جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه‌ها انتقاد کردند.

مسعود شجاعی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، با انتشار یادداشتی در اینستاگرامش نوشت همان‌طور که برخی محدودیت‌های علیه زنان و دختران در گذشته، امروز باعث تجب می‌شود، بدون شک جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه‌ها و خودسوزی یک دختر که حکم بازداشتش را به این دلیل تمدید کرده بودند «برای آیندگان غیرقابل درک و نشأت‌گرفته از تفکری پوسیده و چندش‌آور است».

وریا غفوری، کاپیتان تیم استقلال، نیز در یادداشتی اینستاگرامی با اشاره به اینکه طرز تفکری که منجر به راه ندادن زنان به ورزشگاه‌ها می‌شود «قابل توجیه نیست، مثل بسیاری از قوانین پوسیده که در گذشته وجود داشت» از «خبر دردناک» خودسوزی این دختر ابراز تأسف کرد.

آقای غفوری همچنین نوشته است: «کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانم‌ها به حقشون، که ورود با احترام به استادیوم‌های فوتبال است، می‌رساندیم».

از واکنش سایر بازیکنان فعلی فوتبال در ایران گزارشی منتشر نشده است.

قوه قضائیه جمهوری اسلامی روز دوشنبه اعلام کرد یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران خودسوزی کرده است.

پس از آن، خواهر این زن در دو مصاحبه با «رکنا» و «همشهری» اعلام کرد که خواهر ۲۹ ساله‌اش (با نام مستعار سارا) وب‌سایت «رکنا» به نقل از خواهر این دختر نوشت که خواهرش در اسفند گذشته برای تماشای بازی استقلال و العین به ورزشگاه آزادی رفته و بازداشت شده بود.

به گفته رئیس بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران، این دختر با ۹۰ درصد سوختگی در بیمارستان بستری است و «در حال حاضر با کمک دستگاه تنفس می‌کند».

No responses yet

Sep 05 2019

داستان ‘عامل انتقال اطلاعات دانشمندان هسته ای ایران به اسرائیل’

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: ادعاهای جدید معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات معنای واضحی دارد: اینکه وزارتخانه، حتی بعد از بی اعتبار شدن کامل “پرونده ترور دانشمندان هسته ای”، کماکان بر اتهامات منتسب به احمدرضا جلالی در همین پرونده پافشاری می کندمطابق اخبار رسانه ها از جلسه دیروز معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات با خبرنگاران و مدیران مطبوعاتی، در این جلسه به برخی “پرونده های جاسوسی” -بدون ذکر اسامی و جزئیات- اشاراتی معنی دار صورت گرفته است.

در جلسه سه شنبه ۱۲ شهریور، از جمله به شخصی اشاره شده که، به گفته این وزارتخانه، “اطلاعاتی مهم را در زمینه‌ نظامی خارج کرده” و حتی “اطلاعاتی درباره‌ برخی دانشمندان هسته‌ای ترور شده از جمله مسعود علی‌محمدی به سرویس‌هایی چون موساد داده است”.

با توجه به مجموعه ادعایی که پیشتر از سوی وزارت اطلاعات منتشر شده، قاعدتا فرد مورد اشاره در جلسه دیروز، احمدرضا جلالی پزشک و پژوهشگر ایرانی مقیم سوئد است که در ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵ و حین سفری به تهران دستگیر شد. دادگاه انقلاب در ۲۹ مهر ۱۳۹۶ آقای جلالی را بر مبنای اتهامات مورد اشاره در نشست دیروز به اعدام محکوم کرد؛ حکمی که در ۱۴ آذر ۱۳۹۶ در دادگاه تجدید نظر و در ۱۹ آذر ۱۳۹۶ در دیوان عالی کشور تایید شد.

معاونت ضدجاسوسی که نشست سه شنبه را برگزار کرده، همان تشکیلاتی است که در ۲۶ آذر ۱۳۹۶، با پخش “مستندی” از تلویزیون ایران تحت عنوان “تیشه بر ریشه”، احمدرضا جلالی را متهم کرده بود که “اطلاعات دانشمندان هسته‌ای ترور شده” و مشخصا مسعود علی‌محمدی و مجید شهریاری را به سرویس جاسوسی اسرائیل داده است.

همزمان با صدور حکم اعدام آقای جلالی یعنی در ۲۹ مهر ۱۳۹۶، نامه ای از او منتشر شد که با تکذیب هرگونه جاسوسی برای اسرائیل یا هر کشور دیگر، تاکید داشت که “تیم بازجویی وزارت اطلاعات”، او را برای اعتراف گیری جلوی دوربین “به گونه‌های مختلف مورد شکنجه روحی و جسمی قرار داده است”.

قابل تامل است که جلسه دیروز وزارت اطلاعات با اهالی مطبوعات، چند ساعت پیش از آن برگزار شد که محمود علوی وزیر اطلاعات، در توضیحی راجع به پرونده مازیار ابراهیمی در کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت که ۵۳ متهم “پرونده ترور دانشمندان هسته ای”، پس از محرز شدن “عدم انتساب اتهام ترور به آنها” آزاد شده و خسارت دریافت کرده اند . آقای ابراهیمی، یک ماه پیش از آن در گفتگو با ژیار گل توضیح داده بود که چگونه او و ۱۱ نفر دیگر از آزادشدگان، زیر شکنجه شدید مجبور به اعتراف دروغ به دست داشتن در “ترور دانشمندان هسته ای” شده و به همین موضوع “اعتراف تلویزیونی” کرده بودند.

به روایت مازیار ابراهیمی، تعداد دقیق کسانی که بر سر این پرونده دستگیر، متهم، شکنجه و سپس آزاد شدند، ۱۰۷ نفر بوده، ولی حتی با ملاک گرفتن ۵۳ نفر مورد اشاره محمود علوی، سخنان دیروز آقای علوی به معنای اذعان رسمی به این واقعیت است که پرونده تشکیل شده در وزارت اطلاعات برای “ترور دانشمندان هسته ای”، یکسره ساختگی و مبتنی بر اعترافات ساختگی بوده.

پرونده ای که از قضا، احمدرضا جلالی یکی دیگر از “متهمان” آن بوده و منطقا، اعتراف گیری از او توسط همان تیمی انجام شده که مشخص شده سایر متهمان پرونده را نیز وادار به اعترافات به‌کلی ساختگی کرده اند، و حتی پیش از دستگیری مازیار ابراهیمی، یکی از آنها یعنی مجید جمالی فشی را، بر مبنای “اعترافاتش” پای چوبه دار فرستاده اند. هرچند در اظهارات دیروز وزیر اطلاعات، کوچکترین نشانه ای از تردید در مورد “نحوه تکمیل پرونده” جمالی فشی دیده نمی‌شود.

حمدرضا جلالی Image caption احمدرضا جلالی قبل و بعد از دستگیریهفته پیش، همسر آقای جلالی خبر داد که ماموران وزارت اطلاعات شوهرش را برای”اعتراف گیری” های جدید تحت فشار گذاشته اند و او این بار زیر بار نرفته. ویدا مهران نیا در مصاحبه با شاهد علوی روزنامه نگار، از قول شوهر خود گفت که از ۷ تا ۱۶ مرداد، او را به یک “خانه امن” وزارت اطلاعات منتقل کرده و وعده داده اند که اگر “اعترافات جدیدی” جلوی دوربین انجام دهد حکم اعدامش را لغو خواهند کرد. قابل توجه اینکه خانم مهران نیا، به دنبال پخش “اعترافات” احمدرضا جلالی در آذر۱۳۹۶ هم اعلام کرده بود بازجویان به همسرش قول داده اند در صورت “اعتراف تلویزیونی” او را آزاد خواهند کرد، ولی بعد از گرفتن فیلم اعترافات، حکم اعدام آقای جلالی صادر شد.

در چنین پس زمینه ای، اشاره جدید معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات به فردی که “اطلاعاتی درباره‌ برخی دانشمندان هسته‌ای ترور شده از جمله مسعود علی‌محمدی به سرویس‌هایی چون موساد داده است” معنای واضحی دارد: اینکه وزارتخانه، حتی بعد از بی اعتبار شدن کامل “پرونده ترور دانشمندان هسته ای”، کماکان بر اتهامات منتسب به احمدرضا جلالی -در همین پرونده- پافشاری می کند.

به عبارت دیگر، علی رغم موضع دیروز وزیر اطلاعات در مبنی بر اینکه “از زمان تصدی وزارت اطلاعات از طریق آموزش و بازرسی و نظارت دقیق‌تر رویه‌ها اصلاح شده و با برخی از مأموران خاطی [در پرونده] برخورد شده”، تا این لحظه و در این فقره مشخص، چیز خاصی در وزارتخانه “اصلاح” نشده است.

No responses yet

Sep 05 2019

طرح شکایت علیه عامل انتشار فیلم ازدواج دختر خردسال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,مذهب

رادیوفردا: انتشار فیلم مراسم عقد یک دختر ۹ ساله با بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی مواجه و منجر به منحل شدن عقد شد
انتشار فیلم مراسم عقد یک دختر ۹ ساله با بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی مواجه و منجر به منحل شدن عقد شد

رئيس‌ دادگستری شهرستان بهمئی، از شهرهای توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، از طرح شکایت علیه یک شهروند به اتهام انتشار فیلم ازدواج دختر خردسال خبر داد.

به گفته علی سعیدی، خانواده این دختر خردسال می‌گویند یکی از همسایگان‌شان که «سابقه خصومت با آنها» داشته، این فیلم را در فضای مجازی منتشر کرده است.

این مقام قضایی از عمل انتشار ویدئوی مذکور به عنوان «جرم» یاد کرده است.

فیلم ازدواج این دختر ۹ ساله روز دوشنبه، ۱۱ شهریور، در فضای مجازی منتشر شد و واکنش منفی گسترده‌ای به دنبال داشت.

فیلم جشن ازدواج دختری حدوداً ۹ ساله در روستای لیکک بهمئی را نشان می‌دهد که لباس عروسی محلی به تن دارد و خانواده‌ها با شور و شعف درباره پرداخت «زیرلفظی» با هم چانه می‌زنند و شوخی می‌کنند و عاقبت دخترک «بله» را می‌گوید و همگان کل می‌کشند.

پس از بازتاب گسترده‌ این فیلم، مقام‌های قضایی استان کهگیلویه و بویراحمد خبر دادند که عقد منحل شده و «اقدام زوج، ولیِ زوجه و عاقد بر اساس ماده ۵۰ قانون حمایت از خانواده جرم بوده و جهت برخورد قضایی متناسب به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهمئی و دادسرای ویژه روحانیت اعلام جرم شده است».

با این حال، خانواده دختر خردسال اکنون خود شاکی هستند.

رئيس دادگستری شهرستان بهمئی گفته است پس از بررسی شکایت و شناسایی متهم «برخورد قضایی متناسب انجام می‌شود».

پیش از این هم مواردی از درخواست برخورد با منتشرکنندگان برخی فیلم‌های جنجالی مطرح شده بود. آذرماه ۱۳۹۷ پس از انتشار فیلم درگیری نماینده سراوان در مجلس با یک کارمند گمرک، برخی نمایندگان مجلس خواستار پیگیرد قضایی منتشرکننده فیلم شدند.

خرداد سال گذشته نیز پس از انتشار اخباری درباره تجاوز به چند زن در شهرستان ایرانشهر، محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، گفت عامل انتشار این خبر تحت تعقیب قرار می‌گیرد.

تاکنون گزارشی از سرنوشت این پرونده‌ها منتشر نشده است.

No responses yet

Sep 04 2019

ضرب و شتم طلبه زن در همدان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

استان‌وایر: یک طلبه زن در همدان که قصد نهی از منکر داشت، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

گزارش شده که فاطمه السادات حسینی، طلبه سطح دو مدرسه علمیه «الزهرا» همدان در یکی از پارک‌های شهر هنگام «عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.»

مدیر این مدرسه علمیه هم نهم شهریور ماه با این اعلام خبر خواستار برخورد قضایی با ضاربان و حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر شده است.

مجید حسینی، پدر این طلبه زن همدانی هم گفته که پلیس از دختر وی حمایت نکرده است.

حسینی گفته پلیس به دختر او گفته ««آخوندو زدند کشتند، می‌زنند شما رو هم می‌کشند، به تو چه ربطی دارد.»

نماینده ولی فقیه در همدان هم گفته «اگر در جریان این اتفاق، ماموری مرتکب تخلف شد نه تنها باید پاسخگوی این عمل باشند، بلکه به صورت قانونی نیز با او باید برخورد شود.»

روز گذشته هم مدیرکل تبلیغات اسلامی، مدیر حوزه علمیه زنان و جمعی از مسئولان ستاد امر به معروف استان همدان با حضور در خانه این زن از اقدام او حمایت کرده‌اند.

در یک سال گذشته چندین طلبه در شهر‌های مختلف ایران که قصد نهی از منکر داشته‌اند از سوی مردم مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌‌‌اند.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Sep 02 2019

اقدام به خودسوزی یک زن در برابر دادگاهی در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: محل خودسوزی این زن اعلام نشده و در گزارش‌ها تنها به «یکی از واحدهای قضایی تهران» اشاره شده است؛ عکس از آرشیو
محل خودسوزی این زن اعلام نشده و در گزارش‌ها تنها به «یکی از واحدهای قضایی تهران» اشاره شده است؛ عکس از آرشیو

قوه قضائیه جمهوری اسلامی اقدام به خودسوزی یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران در روز دوشنبه را تایید کرد.

به گزارش تسنیم، «یک مقام آگاه در دادگستری تهران» گفت که این خانم در اسفند ۹۷ به دلیل «پوشش نامناسب» به «جریحه‌دار کردن عفت عمومی» و «توهین به مأمورین» متهم شد.

این مقام دادگستری تهران گفته است که این زن پس از آنکه روز دوشنبه به دادگاه مراجعه کرده و رئیس دادگاه «به واسطه فوت یکی از بستگانش در مرخصی به سر می‌برده» بیرون از ساختمان واحد قضایی اقدام به خودسوزی با بنزین می‌کند.

بنابر همین گزارش، این زن به بیمارستان منتقل شده است.

جزئیات بیشتری از این خبر در دست نیست

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .