اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنبش سبز' Category

Feb 08 2017

علی مطهری نماینده مجلس: پرداخت حقوق‌های نجومی غیرقانونی نبود

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: علی مطهری نماینده مجلس درباره پرداخت حقوق‌های «نجومی» در دولت حسن روحانی گفته که این پرداخت‌ها «غیرقانونی» نبوده است.

آقای مطهری افزوده که «دیوان محاسبات در مجلس گزارش داد ۳۹۷ نفر حقوق بالا و پایین ۲۰ میلیون تومان دریافت می‌کنند که مجوز آن از مصوبه‌های دولت قبلی بود که دستشان را باز گذاشته بودند.»

وی اضافه کرده «لبته این حقوق‌ها غیرقانونی نبود و فقط غیر وجدانی بوده که این دولت خیلی دیر این موضوع را پیگیری کرد.»

مطهری در بخش دیگری از سخنان خود گفته که «باید اذعان داشت خلوص نیتی که در دوران انقلاب بود٬ متأسفانه بعد از انقلاب در جامعه ما کم شده است.»

وی همچنین اضافه کرده «بسیاری از کارها با اجبار قانون رفع نمی‌شود و آنچه در جامعه نمود دارد مثل بی‌حجابی و… واقعیت جامعه نیست.»

مطهری با اشاره به تلاش برای رفع حصر هم گفته «در حال فعالیت برای رفع حصر هستیم و طی ملاقاتی که با محصوران داشتیم آن‌ها علاقه خودشان به امام و رهبری را اعلام کردند.»

وی گفته «آن‌ها دچار خطا شدند نه اینکه هیچ خطایی نکردند اما اعتراضشان طولانی شد و مورد سوءاستفاده رسانه‌های بیگانه قرار گرفتند.»

No responses yet

Jan 01 2017

مدیرکل استانداری تهران: زنان کارتن‌خواب با رضایت خودشان عقیم شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنبش سبز,سیاسی

رادیوفردا: مدیرکل اجتماعی استانداری تهران با تاکید بر اینکه ۲۰ درصد از زنان معتادِ کارتن‌خواب «ایدز دارند» و با تن‌فروشی«انواع و اقسام بیماری را گسترش می‌دهند»، خواستار آن شد که این زنان با رضایت خودشان «عقیم شوند تا جلوی بسیاری از آسیب‌های اجتماعی گرفته شود».

سیاوش شهریور در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا که روز یکشنبه،۱۲ دی، منتشر و در برخی وب‌سایت‌ها از جمله انتخاب بازنشر شده، گفت که بر اساس قوانین کشور هیچ‌کس اجازه عقیم کردن افراد را بدون اجازه آنان ندارد.

به گفته آقای شهریور، زنان معتاد کارتن‌خواب، مواد مخدر را « توزیع» و «مصرف» می‌کنند، «به سکس ورکری [تن فروشی] هم مشغول هستند»، بیش از ۲۰ درصد آنان «ایدز دارند و انواع و اقسام بیماری را گسترش می‌دهند».

مدیرکل اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران گفت: «برخی از این زنان علاوه بر اعتیاد و کارتن‌خوابی و توسعه فحشا، عین ماشین جوجه‌کشی بچه تولید می‌کنند و چون بچه‌ها سرپرست ندارند، به‌فروش می‌رسند».

وی افزود: «یک پروژه، واقعیت و نظری وجود دارد که بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد و نخبگان اجتماعی نیز با آن موافق هستند؛ مبنی بر اینکه اگر زنی بیماری دارد، سکس ورکر هم هست و جا هم ندارد، با رضایت خودش عقیم شود نه اینکه به زور این کار انجام شود».

آقای شهریور تاکید کرد که اگر زنی به دلیل مشکلات، نتواند از فرزند خود سرپرستی کند و مجبور باشد آن را بفروشد، اگر با رضایت خودش عقیم شود، «بهتر است، چرا که حداقل شاهد بچه‌ای مریض، دارای فقر غذایی، بحران‌زده و فاقد سرپرست نخواهیم بود».

موضوع عقیم‌سازی معتادن بی‌خانمان در روزهای گذشته و پس از انتشار گزارش‌های مربوط به گورخوابی در گورستان نصیرآباد شهریار در شبکه‌های اجتماعی مطرح شد و واکنش‌های منفی گسترده‌ای را به دنبال داشت.

برخی از کاربران شبکه‌‌های اجتماعی این موضوع را یک «پیشنهاد بی‌شرمانه» و «فاشیستی» خوانده و یادآور شدند که عقیم‌سازی اجباری و سیستماتیک، بر اساس تعریف دادگاه لاهه (پیمان رم) «جنایت علیه بشریت» است.

برخی از وب‌سایت‌ها و روزنامه‌ها مطرح شدن این پیشنهاد را به مصاحبه پیشین شهیندخت مولاوردی، معاون رئیس جمهوری در امور زنان و خانواده، نسبت داده‌اند.

با این حال خانم مولاوردی ضمن رد این اتهام در فیس‌بوک خود نوشت که آبان ۹۴ در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره «عقیم کردن زنان کارتن‌خواب معتاد مبتلا به ایدز» گفته است که «دولت هنوز برنامه مشخصی برای این موضوع ارائه نکرده است و اینکه -اگر قرار بر چنین برنامه‌ای باشد-قطعاً این برنامه باید از سوی وزارت بهداشت بررسی و ارائه شود اما در این رابطه بحث‌هایی در جریان است».

وی اعلام کرد که این بحث پس از ابراز نگرانی تعدادی از اعضای شورای شهر درباره فروش کودکان زنان معتاد کارتن‌خواب مطرح شده است.

فاطمه دانشور، رییس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران، ۱۶ آبان ۹۳ گفته بود تعدادی از زنان «کارتن‌خواب و روسپی» نوزادان خود را پس از زایمان به قیمت «۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار تومان» می‌فروشند.

انتشار گزارشی در شماره روز سه شنبه، ۷ دی روزنامه شهروند، درباره زندگی حدود ۵۰ زن و مرد و کودک در قبرهای گورستان نصیرآباد در حوالی شهرستان شهریار بازتاب‌های گسترده‌ای داشته و موضوع زندگی افراد مشهور به کارتن‌خواب را مطرح کرده است.

اصغر فرهادی، کارگردان سینما، نیز در نامه‌ای به رئیس جمهور با اشاره به آن ضمن ابراز شرمندگی تاکید کرده بود که همه کسانی که در این سی و چند سال مسئولیتی در ایران داشته‌اند باید در «این شرمساری» سهیم باشند.

حسن روحانی نیز روز چهارشنبه، ۸ دی، در واکنش به نامه انتقادی اصغر فرهادی، این مسئله را «بسیار دردناک» خوانده بود.

در همان روز اما عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، گفته بود که «گورخوابی مربوط به معتادانی است که از ترس بازداشت یا برخورد به گورستان‌ها پناه می‌برند تا دیده نشوند».

صفت «متجاهر» برای توصیف آن دسته از معتادان به کار برده می‌شود که «بی‌پرده و آشکار، در اماکن عمومی» به مصرف مواد مخدر می‌پردازند.

No responses yet

Dec 31 2016

مقام دستگاه قضایی: با تشخیص رهبر جامعه می‌شود افراد را بدون محاکمه حصر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,جنبش سبز,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در حالی که رئیس دستگاه قضایی ایران برای چندین بار در روزهای اخیر به معترضان به نتایج انتخابات خرداد ۸۸ حمله کرده است، معاون فرهنگی او با دفاع از حصر رهبران اعتراض‌های ۸۸، حصر اجتماعی افراد بدون برگزاری محاکمه را با تشخیص رهبر جامعه ممکن دانسته است.

خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضائیه، روز جمعه اظهارات معاون فرهنگی دستگاه قضایی را بازتاب داده که در آن این مقام دستگاه قضایی با اشاره به داستانی در صدر اسلام، ادعا می‌کند پیامبر اسلام هم سه تن از یارانش را که به دلیل «تنبلی یا خوشگذرانی» در جنگ تبوک حاضر نشدند، در «حصر اجتماعی» قرار داد.

هادی صادقی در این زمینه گفته است که پس از برقراری «حصر اجتماعی» در مورد این افراد، «احدی حق رفت و آمد و معامله کردن با این سه نفر را نداشت و حتی مردم حق صحبت کردن را با آنها نداشتند».

او مدعی شده که این سه تن که پشیمان شده بودند، «حتی خودشان هم با خودشان حرف نمی‌زدند و می‌گفتند که دستور پیامبر است که با متخلفان صحبت نکنید».

این مقام دستگاه قضایی اضافه کرده که «حالا بعضی‌ها می‌گویند مگر می‌شود کسی را بدون محاکمه حصر کرد؟ این ماجرا به ما می‌گوید که بله می‌شود. یعنی رهبر جامعه تشخیص می‌دهد که برای حفظ اسلام، برای تنبیه سیاسی و برای تنبیه اجتماعی می‌توان کسی را حصر کرد».

پیشتر علی مطهری، نایب رئیس مجلس، که در سال‌های اخیر با تأکید بر غیرقانونی بودن حصر رهبران معترضان، پیگیری‌هایی در مورد رفع آن انجام داده، خبر داده بود که رهبر جمهوری اسلامی مخالف اصلی رفع حصر یا محاکمه آنهاست.

«داستان را پیچاندند»

خبرگزاری قوه قضائیه شامگاه پنج‌شنبه نهم دی‌ماه هم سخنان صادق لاریجانی رئیس دستگاه قضایی را در اجتماعی در آمل بازتاب داده بود که در آن رئیس دستگاه قضایی به تندی به معترضان به نتایج انتخابات خرداد ۸۸ و رهبران اعتراض‌ها حمله‌ور شده و گفته است که آنها با «ادعای صیانت از آرای مردم» می‌خواستند «رأی مردم را تصاحب کنند و مسیر انتخابات را عوض کنند».

او که در زمان برگزاری انتخابات و ماه‌های ابتدایی اعتراض‌ها در شورای نگهبان عضویت داشت، گفته است که در آن زمان شورای نگهبان حاضر بود «درصدی از صندوق‌ها را به صورت رندوم و انتخابی» بازشماری کند اما در جلسه با نمایندگان نامزدهای معترض، «داستان را پیچاندند» و گفتند «نمی‌گوییم که آرای ریخته شده در صندوق‌ها متقلبانه است؛ بلکه می‌گوییم از بعضی از امکانات استفاده شده است».

رئیس دستگاه قضایی نتیجه‌گیری کرده که «داستان فراتر از این حرف‌ها بود و بحث تقلب بهانه بود».

رئیس قوه قضائیه پس از آن کشورهای غربی، و به طور خاص آمریکا و فرانسه را متهم کرده که با «حمایت از فتنه‌گران»، «عده‌ای را به خیابان‌ها کشاندند …تا با زور انتخابات را به مسیر دیگری ببرند».

صادق لاریجانی همچنین گفته است که در شرایطی که برخی مسئولان «کوتاه آمدند»، مردم «بدون چشم‌داشت» به میدان آمدند و «بساط فتنه را برچیدند».

در ادبیات رهبر جمهوری اسلامی و بسیاری از چهره‌های نزدیک و منصوب او، از اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ۸۸ به عنوان «فتنه» و از معترضان و رهبران آنها به عنوان «فتنه‌گران» یاد می‌شود.

در عین حال اشاره رئیس دستگاه قضایی به موضوع بازشماری بخشی از آرا در حالی است که در برخی از تصاویری که آن زمان توسط رسانه‌های دولتی از روند بازشماری آرا منتشر شده، تعرفه‌های رأی جدید و تانخورده به چشم می‌خوردند که بعضاً با دست‌خط‌های مشابه پر شده بودند.

این دومین بار در کمتر از یک هفته گذشته است که صادق لاریجانی، با یادآوری اعتراض‌های ۸۸ به معترضان و رهبران آنها حمله‌ور می‌شود.

او روز دوشنبه ششم دی هم در جلسه مسئولان عالی قضایی در سخنانی مشابه تأکید کرده بود که «پرونده فتنه ۸۸ باید باز بماند».

رئیس دستگاه قضایی، رهبران معترضان را افرادی خوانده بود که «می‌خواستند با زور و خارج از چارچوب‌های قانون، قدرت را غصب کنند» و تلاش کردند «با ادعای صیانت از آرای مردم و دموکراسی، رأی مردم را پایمال و از بالای سر قانون اساسی عبور کنند».

مهدی کروبی، میرحسن موسوی، و زهرا رهنورد، به عنوان اصلی‌ترین چهره‌هایی که اعتراض‌های سال ۸۸ را رهبری کردند، از بهمن ماه ۸۹ و بدون حکم قضایی در حصر خانگی هستند و دولت حسن روحانی نیز که از جمله با وعده رفع حصر آنها بر سر کار آمد، در طول بیشتر از سه سال فعالیت خود، موفق نشده به این وعده عمل کند.

در عین حال در چند سال اخیر، دستگاه قضایی محدودیت‌های شدیدی را هم علیه محمد خاتمی، رئیس‌جمهور اسبق، که از معترضان و منتقدان سرکوب‌های انجام شده پس از انتخابات خرداد ۸۸ بود، اعمال کرده است، و تلاش دولت برای برچیدن این محدودیت‌ها هم ناکام مانده است.

در زمینه حصر خانگی رهبران معترضان اما مسئولان دستگاه قضایی تاکنون ادعا کرده‌اند که اعمال حصر بر آنها و محاکمه نکردن‌شان، به نفع خود آنهاست چرا که در صورت محاکمه پیامدهای سنگین‌تری منتظر آنها خواهد بود.

آنها همچنین تهدید کرده‌اند که اگر شورای عالی امنیت ملی حصر رهبران معترضان را لغو کند، دستگاه قضایی محاکمه آنها را برگزار خواهد، موضوعی که البته از سوی خود رهبران معترضان هم درخواست شده، و به طور خاص مهدی کروبی چندین بار تأکید کرده که حاضر است در دادگاهی پاسخگوی اتهامات منتسب شده به خود باشد.

No responses yet

Dec 02 2016

همسر مرا با خدعه و فریب دستگیر کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنبش سبز,سانسور,سیاسی

ایران وایر: «عالیه مطلب زاده»، عکاس و فعال حقوق زنان روز شنبه دستگیر و به زندان اوین منتقل شده است. یک ماه پیش و پس از بازگشت از یک سفر آموزشی درباره حقوق زنان، منزل شخصی‌ او توسط ماموران وزارت اطلاعات مورد تفتیش قرار ‌گرفت. در این مدت چندبار بازجویی ‌شد و برای پس گرفتن وسایلی که از منزلش برده شده، بارها به اداره اطلاعات فراخوانده شده است.

روز شنبه هم با او تماس می‌گیرند تا برای پس گرفتن بخش دیگری از وسایلش به بخش مراجعات مردمی وزارت اطلاعات مراجعه کند. عالیه ساعت دو بعدازظهر به آن جا می‌رود اما ساعت شش عصر در یک تماس کوتاه تلفنی به همسرش خبر می‌دهد که بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.

ایران‎وایر از «صدرا عبدالهی»، همسر این فعال حقوق زنان درباره وضعیت عالیه مطلب زاده پرسیده است:

سه روز از بازداشت خانم مطلب زاده می‌گذرد، پی گیری‌های شما به کجا رسیده است؟

یک روز که تعطیل رسمی بود اما روز یک شنبه، یعنی یک روز پس از دستگیری عالیه، من خودم به بخش ملاقات شوندگان زندان اوین مراجعه کردم و گفتم عالیه مطلب‌زاده را دیروز این جا آورده‌اند و می‌خواهم او را ملاقات کنم. آقای متصدی جست و جو کرد و بعد تلفنی با جایی تماس گرفت و پرسید زندانیِ امنیتی است؟ گفتم این طور به نظر می‌آید. گفت در لیست ثبت نشده و شما برای اطلاعات باید به دادسرای “شهید مقدس” که جنب زندان اوین قرار دارد، مراجعه کنید. آن‌جا مشخص شد پرونده ایشان در شعبه دوم بازپرسی قرار دارد. بازپرس پرونده گفت عالیه در اختیار وزارت اطلاعات و در بند 209 است و گفتند 10 روز دیگر شما می‌توانید بیاید چون 10 روز دیگر پرونده به دست من می‌رسد و آن وقت می‌توانم بگویم که موضوع چیست و اظهار نظر کنم.

یعنی اتهام ایشان را عنوان نکردند؟

اتفاقا من هم پرسیدم پس اتهام ایشان چیست که بازداشت شده چون ما وقتی می‌خواهیم وکیل بگیریم، باید به وکیل بگوییم به چه اتهامی در بازداشت است اما متاسفانه بازپرس گفت نمی‌دانم و ‌وقتی پرونده این جا رسید، مشخص می‌شود. چندین بار تاکید کردم چون قرار نبوده بازداشت شود، وسیله‌ای همراه نداشته است؛ نه وسیله شخصی دارد و نه لباس گرم و… . اما گفتند آن‌جا هر چه لازم باشد، در اختیارش قرار می‌دهند. البته من مستقیم با بازپرس پرونده صحبت نمی‌کردم و با واسطه ای که با تلفن با بازپرس صحبت می‌کرد، جواب می‌گرفتم.

گفتید به همسرتان گفته بودند برای تحویل وسایلی که از خانه برده بودند، به وزارت اطلاعات مراجعه کند و آن وقت دستگیر می‌شود. چه زمانی وسایل ایشان را برده بودند و به چه دلیلی؟

ساعت 10 شب بیست و هفتم مهرماه چهار مامور مرد و یک مامور زن وزارت اطلاعات به خانه ما آمده بودند. عالیه در منزل تنها بوده. آن‌ها دلیلی عنوان نکرده و فقط با یک حکم عمومی وارد خانه ما شده بودند. همه‌ هاردهای موجود در خانه و مربوط به کل اعضای خانواده، چهار لپ تاپ موجود، کیس‌های کامپیوتری، دوربین‌های عکاسی و فیلم برداری، موبایل‌ها و هر چه سخت افزار و نرم افزار بوده را به اضافه تمام اسناد هویتی ما، از گواهی نامه گرفته تا قراردادهای کاری، پاسپورت و حتی کارت‌های بانک را با خود برده بودند. تا ساعت دو شب آن جا بودند؛ یعنی ما وقتی به خانه رسیدیم، دیدیم پنج مامور داخل خانه هستند و چند نفری هم بیرون ساختمان.

از همسرتان بازجویی هم شده بود؟

دور اول، اول آبان ماه امسال، یک جلسه بازجویی طولانی حدود شش، هفت ساعت داشتند و بعد از آن در دو مقطع او را خواسته بودند. یک بار یکی از دوربین‌های عکاسی را تحویل داده بودند و یک بار دیگر هم رفت و بخشی از لوازم‌های مربوط به کار من و بخشی از اوراق‌های شناسایی مثل پاسپورت و… را پس گرفت. البته عنوان کرده بودند که ممنوع‌الخروج هستی و وسایل شخصی که مربوط به خود عالیه بود را پس نداده بودند.

در این بازجویی‌ها بیش تر درباره چه چیزهایی صحبت شده بود؟ دلیلی برای ورود به خانه و بازجویی‌ها ذکر کرده بودند؟

بیش تر درباره سفر آخری که عالیه به خارج از ایران داشته، صحبت کرده بودند. همسرم یک سفر به گرجستان داشت که در آن جا کارگاه و کلاس‌های آکادمیک با موضوع توانمندسازی زنان برگزار شده بود. از همه جای دنیا برای شرکت در این کارگاه رفته بودند و عالیه هم به واسطه سال‌ها فعالیت در حوزه زنان، در این کلاس شرکت کرده بود. در واقع، یک روز بعد از بازگشت او از سفر، به منزل ما آمدند و وسایل را بردند.

درباره این برخورد اعتراضی هم کرده بودید؟

بعد از روز اول بازجویی، عالیه یک نامه اعتراضی به وزیر اطلاعات نوشت و به روند غیرقانونی انجام کار توسط ماموران وزارت اطلاعات اعتراض کرد؛ مثلا به نحوه ورود به منزل که بدون هیچ حکم مشخص در ارتباط با شخص عالیه مطلب زاده و طبق یک احکام عمومی انجام شده بود و… . این نامه توسط دفتر ریاست جمهوری به دست وزیر رسیده بود و ایشان هم به سازمان بازرسی وزارت اطلاعات دستور رسیدگی داده بود که تحویل بخشی از این وسایل بعد از این دستور اتفاق افتاد. دوستان وزارت اطلاعات از نوشتن این نامه ناراحت بودند و به صورت تهدیدآمیز گفته بودند حالا که این طور شده، روال را به سمت «قانونی شدن» می‌بریم و جلسه آخر با بی اخلاقی، عالیه را دستگیر کردند. هرچند بحث‌شان هیچ وقت اخلاق نبوده اما با این خدعه که بیا وسایلت را ببر، عالیه را بازداشت کردند. در حالی که می‌توانستند بگویند حکم بازداشت تو آمده و باید بیایی و قطعا عالیه می‌رفت و قرار نبود فرار کند. اما آن‌ها با خدعه و نیرنگ او را بازداشت کردند.

No responses yet

Nov 04 2016

مرگ بی هیاهوی یک وبلاگ نویس شیرازی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,جنبش سبز,سانسور,سیاسی

ایران وایر: هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.

«تیرداد کیانی درگذشت!» این خبری بود که نه در رسانه‌ها بلکه فقط در یکی دو گروه فیس‌بوکی و جمع دوستانش منتشر شد. تیرداد کیانی نام مستعاری است که «علیرضا (حامد) سالک‌نژاد» برای خود انتخاب کرده بود تا بتواند بدون ترس، از اعتقاداتش حرف بزند. او وبلاگ‌نویس و شهروندخبرنگار شیرازی بود که این اواخر نسبت به «دین» و حکومت دینی دچار تشکیک شده بود و همین مساله و اظهارنظرهایش در این مورد در فضای مجازی هم کار او را به دستگیری و زندان کشاند.

سال 90 در جریان دستگیری‌های پس از انتخابات 88، نیروهای امنیتی به خانه علیرضا سالک نژاد در شیراز هجوم بردند و او و وسایل شخصی‌ وی را با خودشان بردند. بخشی از استنادات آن ها، فعالیت فیس بوکی علیرضا و حضورش در دنیای مجازی بود.

او را حدود سه ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات شیراز حبس کردند. سالک نژاد از همان‌جا به دادگاه رفت و به اتهام های «تبانی علیه نظام» و «توهین به مقدسات»، به هشت سال زندان محکوم و در نهایت با تایید حکمش در دیوان عالی کشور، به زندان «عادل‌آباد» شیراز منتقل شد.

هرچند این فعال اینترنتی در سال 93 و بعد از گذشت سه سال آزاد شد اما سایه سنگین ایام بازداشت و زندان هرگز از زندگی او کم نشد.
«م. الف»، یکی از دوستان تیرداد به «ایران‎وایر» می گوید او بارها برایش تعریف کرده بود که در زیرزمین بازداشتگاه اطلاعات نمایش اعدام را برایش اجرا کرده اند روی چهارپایه و طناب دار.

زمانی‌ که تیرداد در بازداشت بود، همانند بسیاری از زندانیان ساکن زندان شیراز، به علت عوارض دوران بازجویی و بدی آب زندان، دچار مشکلات کلیه و از جمله سنگ ‌کلیه شد. اما با وجود دردی که از آن سنگ‌ها می‌کشید، بازجو اجازه رفتن به بیمارستان و درمان را به او نمی داد. این عوارض حتی بعد از آزادی هم وی را رها نکردند. دوستان علیرضا می گویند مشکلات روحی و جسمی، حتی پس از رهایی او بیش تر هم شده بود.

او در خانواده‌ای مذهبی متولد و با تعلیمات دینی و آموزه‌های قرآن بزرگ شده بود اما با وجود همه آموخته های قدیمی، در جریان مطالعه و تحقیق‌هایش، از دین اسلام گریزان شد. در یکی از پست‌های فیس‌بوک خود در این‌باره نوشته بود: «یک زمانی مذهبی بودم و با مذهبی‌ها می‌گشتم و طرفداریشان را می‌کردم. مهم این است که امروز حقیقت را می‌دانم و به خاطرش هر کاری می‌کنم.»

و جای دیگر باز هم در صفحه فیس بوک خود نوشت: «این دین ساده من است؛ نیازی به مرجع تقلید ندارد، نیازی به فلسفه‌های بغرنج ندارد. دین من عقل من است و مرجع آن مهربانی.»

بازجویی‌های علیرضا بنا به آن چه به دوستانش گفته، بیش تر همراه با شکنجه‌های روحی بوده ولی شکنجه جسمی هم زیاد شده است:«البته هیچ‌وقت دوست نداشت در این‌باره حرف بزند.»

همین شکنجه‌ها باعث بیماری‌هایی مثل فشارخون، ناراحتی قلبی و کلیه و در نهایت، عفونت کلیه در او شد.

به گفته یکی از نزدیکانش، علیرضا بعد از رهایی سعی نکرد به صورت جدی بیماری‌هایش را درمان کند و پس از مدت‌ها تحمل عوارض دردناک، در نهایت روز شنبه 27 شهریور با تب شدید به بیمارستان مراجعه کرد. دو روز طول کشید تا پزشکان متوجه شدند عفونت کلیه‌ها در خون او پخش شده است. چهار روز بعد برای درمان در بیمارستان «نمازی» بستری می شود. در بیمارستان کشت خون می گیرند. جواب آزمایش باید پنج روز بعد دریافت می شد ولی قبل از دریافت جواب، پنج شنبه، یکم مهرماه او درگذشت.

«محمد.الف»، از دوستان علیرضا می گوید: «پیش از این اتفاق تلخ، تیرداد با ما در مورد مشکلاتش صحبت کرده بود و قصد داشت اطلاعات و تجربیاتش در مورد آسیب‌های زندانیان سیاسی را با جزییات بنویسد و منتشر کند.»

او به نقل از علیرضا می گوید: «در بازداشتگاه اداره اطلاعات شخصیت آدم را خیلی خرد می‌کنند. اعتماد به‌نفس من خوب است، همیشه هم خوب بوده ولی به خاطر آن یأس مفرطی که دارم، این هم کم‌رنگ شده است. روبه‌رو شدن با آدم‌هایی که در این جریان دخیل بودند، حالم را بد می‌کند. یا وقتی گوشی‌ام با شماره ناشناس زنگ می‌خورد، می‌گویم حتما بازجویم دارد زنگ می‌زند. هنوز بعد از این همه مدت، تپش قلب می‌گیرم.»

او در پایان گفت و گو، یکی از آخرین نوشته علیرضا را برای ما می فرستد: «هرکس که گذشت، نیشگونی از سرزمین ما گرفت. قاجار دوبرابر آن چه که امروز این کشور وسعت دارد را بذل و بخشش کرد و نهایتاً سال 57 شمسی به دام وعده‌های اسلام گریان و چپ‌ها افتادیم و تا امروز داریم فلاکت و فقر و بدبختی و بی‌آبرویی را در جهان تحمل می‌کنیم؛ به خاطر انقلابی که پدران‌مان کردند و ما در آن هیچ نقشی نداشتیم. امروز هم 6 میلیون بی کار تحصیل‌کرده داریم و صدها زندانی سیاسی و آمار 18 طلاق در ساعت و 20 هزار کشته جاده‌ای در سال و خلاصه که مهدی بیا مهدی بیا! من هم معلوم نیست زنده باشم ولی ای کسانی که 5 سال بعد این‌ها را می‌خوانید، بدانید که این بدترین برهه تاریخ معاصر ایران نیست. ما از این بدترها را هم دیده‌ایم و به روی خودمان نیاوردیم!»

No responses yet

Jun 16 2016

نامه ۷۰ چهره دانشگاهی به روحانی: سکوتتان را درباره حصر بشکنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: هفتاد چهره دانشگاهی ساکن آمریکا و کانادا در نامه‌ای خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، از او خواسته‌اند که سکوت خود را درباره حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد بشکند.

این نامه که در هفتمین سالگرد اعتراضات به انتخابات سال ۱۳۸۸ منتشر شده، خواهان “توجه فوری” حسن روحانی به تداوم حصر خانگی رهبران جنبش سبز شده‌اند و گفته‌اند که با توجه به سن این سه نفر درخواست رسیدگی به وضعیت آنها درخواستی “انسانی و اخلاقی” است.

امضاکنندگان نامه با یادآوری شعارهای انتخاباتی آقای روحانی، خطاب به او گفته‌اند که در هیچ نظام قانونی، از جمله قوانین اسلامی، مجازات افراد بدون رسیدگی دادگاه مجاز نیست.

یکی از وعده‌های انتخاباتی حسن روحانی رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی بود، با این حال پس از سه سال زمامداری آقای روحانی تغییری در وضعیت آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد ایجاد نشده است و مقام‌های دولتی می‌گویند اختیار رفع حصر با آنها نیست.

اساتید دانشگاهی که به آقای روحانی نامه نوشته‌اند، گفته‌اند که هرچند شکستن بازداشت خانگی رهبران جنبش سبز در محدوده اختیارات قوه مجریه نیست، اما آقای روحانی با “سکوت درباره این بی عدالتی بزرگ” آنان را ناگزیر از نوشتن این نامه و اعتراض به این سکوت کرده است.

نویسندگان نامه، که در میان آنها چهره‌های سرشناسی چون نوام چامسکی، یرواند آبراهامیان، ژانت آفاری، کاوه احسانی و نیره توحیدی حضور دارند، به آقای روحانی گفته‌اند تا موقعی که زمینه برای حل مسئله حصر فراهم نشود، جامعه بین المللی نمی‌پذیرد که دولت آقای روحانی توان انجام اصلاحات موثر در ایران را داشته باشد.

میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد در پی انتشار فراخوانی برای تظاهرات اعتراضی ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ تحت بازداشت خانگی قرار گرفتند.

No responses yet

Apr 01 2016

کاظم جلالی: بردن بچه‌های مردم به کهریزک غلط بود/ در آن دوره از این نوع اتفاقات زیاد افتاد / من شعار اعدام برای سران فتنه ندادم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,جنبش سبز,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

خُسن اقا: جانوری که برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری می زند. یک روز اصولگراست حالا هم اسهال طلب شده
عصرایران: بحثمان این بود که نیاییم خیلی از افرادی که در این ماجرا وارد شده‌اند را لشگر علیه نظام جمهوری اسلامی درست کنیم.
کاظم جلالی گفت: در سال 88 بردن بچه‌های مردم به کهریزک غلط بود و در آن دوره از این نوع اتفاقات زیاد افتاد

به گزارش عصرایران، مهمترین بخش های مصاحبه جلالی فعال سیاسی اصولگرا و نماینده مجلس با خبرآنلاین به این شرح است:

– من شعار «اشد مجازات برای سران فتنه» را ندادم

– کاسب‌کاران و روزنامه‌های سیاسی برای رای نیاوردن من در انتخابات مجلس دهم، شعار «اشد مجازات برای سران فتنه» را به دروغ به او نسبت دادند.

– همیشه شعار من و امثال آقای مطهری و دیگران این بود که باید دادگاهی تشکیل شود و مسائل مورد رسیدگی قرار بگیرد، طبعا من قاضی نیستم که بخواهم حکم صادر کنم که اشد مجازات یا اقل مجازات باشد. این را باید دادگاه تعیین کند که چه کسانی باید چگونه مجازات بشوند.

– بحث «کاسب فتنه» را بنده مطرح کردم. در جریان دفاع از کابینه که بعد مشاجره‌ای هم بین من و یکی از نمایندگان ایجاد شد، اتفاقا بر سرهمین موضوع بود که چرا بعضی‌ها از فتنه برای تسویه حساب سیاسی استفاده می‌کنند؟ چرا دایره فتنه را آنقدر گسترده می‌کنند که خیلی از آدم‌ها را می‌خواهند در آن آتش بسوزانند؟

– سال 88 روشن است که ما با چه رویکردی تلاش کردیم که بر روی آن آتش، بنزین نریزیم. من همیشه حرفم این بود که آتش را باید خاموش کرد نه آنکه روی آن بنزین بریزید اما برخلاف ما، دوستانی تلاش کردند که مرتب روی آن بنزین بریزند.

– ما در سال 88 آمدیم و گفتیم که هر نظام سیاسی باید درون خودش خودترمیمی داشته باشد، اینکه اگر در درون نظام زخم‌هایی ایجاد می‌شود را بگذاریم تا کهنه شود به ضرر نظام است یا اگر بگذاریم بیگانگان در خارج از مرزها، سخنگویی درباره این زخم‌ها را به دست بگیرند، این هم اشتباه است.

– با همت آقای دکتر لاریجانی ما دو کمیته تشکیل دادیم، کمیته مربوط به حوادث کوی دانشگاه بود که ما اولین نفراتی بودیم که در کوی مستقر شدیم، دانشجویان به سراغ ما آمدند و گفتند که چه مصیبتی بر سر آنها آمد که بعدها رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان جنایت یاد کردند و بعد رفتم خدمت آقای دکتر لاریجانی گزارش دادم که وضعیت، وضعیت بسیار بدی است که اتفاقا ایشان هم بلافاصله آن گزارش را به مراجع ذی‌صلاح منتقل کردند.

– کمیسیون مشترکی هم بین کمیسیون‌های امنیت ملی و حقوقی – قضایی تشکیل شد که خانواده بازداشت‌شدگان با ما دیدار می‌کردند که در آن کمیته ما تلاش کردیم که خیلی فعال باشیم.

– مثلا یکی از اتفاقاتی که افتاد این بود که می‌گفتند بچه‌هایمان مفقود شده‌اند. این برای ما پدیده بود که مفقودشدن چه معنایی دارد؟ بالاخره یا دستگیر شده‌اند یا آزاد هستند. ما وقتی به زندان اوین رفتیم با این پدیده مواجه شدیم که بچه‌هایی که دستگیر شده بودند هویت حقیقی خودشان را نمی‌گفتند و تصور می‌کردند که سریع آزاد خواهند شد و دلیلی ندارد که برای آنها پرونده‌ای تشکیل شود، به همین دلیل اسمشان را به صورت جعلی می‌گفتند.

وقتی ما آنجا رفتیم، با آنها صحبت کردیم که خانواده‌هایتان نگران هستند و بالاخره اسم‌های واقعی‌تان را بگویید تا لااقل خانواده‌ها از نگرانی درآیند که همین اتفاق هم افتاد.

– موضوع کهریزک را ما به صورت جدی پیگیری کردیم، با آقای بروجردی ملاقات مفصلی با زندانیان کهریزک داشتیم، همچنین با اعضای کمیته بازدیدی از زندان اوین داشتیم که در همان جا مصاحبه‌ای کردم و بحثمان این بود که نیاییم خیلی از افرادی که در این ماجرا وارد شده‌اند را لشگر علیه نظام جمهوری اسلامی درست کنیم.

بعضی از اینها ذهنیتشان این بود که تقلبی صورت گرفته که باید ذهنشان اصلاح شود. به بعضی از آنها هیجاناتی وارد شده بود و مبتنی‌ بر هیجانات وارد شده بودند. لذا برخورد خشونت‌آمیز با اینها جواب نمی‌دهد. به همین دلیل گزارش کهریزک را ما تهیه کردیم که در صحن مجلس هم با حمایت رئیس مجلس قرائت شد و در آنجا بیان شد که چه اشتباهاتی صورت گرفته است.

– نفس بردن بچه‌های مردم به کهریزک غلط و تصمیم کاملا اشتباهی بود. آن موقع به ما گفتند که زندان اوین جا نداشت ولی ما همان موقع که به زندان اوین رفتیم، دیدیم که اتفاقا اوین جا دارد و ما این موضوع را در گزارش خود آورده‌ایم. در آن دوره از این نوع اتفاقات زیاد افتاد.

No responses yet

Oct 25 2015

عاشورای ۸۸ و «اراذل و اوباش»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: توسط مرتضی کاظمیان

شش سال از عاشورای خونین ۸۸ می‌گذرد؛ صرف‌نظر از تداوم وجوه و جوانبی از رخداد مهم، داده‌های جدیدی نیز در پیوند با آن منتشر شده است. داده‌هایی که از چگونگی تکوین رویداد خونین دوباره پرده‌برداری، و ارزیابی و داوری ناظر بی‌طرف و منصف را تدقیق و تقویت کرده است.

داده‌ها‌ی جدید و بسیار مهم اخیر به گزارش غریب یک فرمانده ارشد سپاه مربوط است: سردار حسین همدانی. کسی که پس از کشته شدن وی در سوریه، دخالت وی در سرکوب خونین اعتراض‌های مدنی به نتیجهٔ رسمی انتخابات ۱۳۸۸ بیش از پیش آشکار شد. این داده‌ها همچنین بار دیگر پای یک گروه اجتماعی را به میان می‌کشد؛ کسانی که از طرف رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند.

در قرائت حکومتی اما «اراذل و اوباش» فقط افرادی را که موجب ناامنی اجتماعی می‌شوند توصیف نمی‌کند؛ بلکه در اوج جنبش سبز نیز رسانه ملی (صدا و سیما) و دیگر بازوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای و تریبون‌های رسمی جمهوری اسلامی (مانند نمازجمعه)، طیفی از شهروندان معترض را «اراذل و اوباش» می‌خواندند.

این نگاه و روایت حکومتی البته همچنان جاری است. چنان‌که در آخرین اظهارنظر، همین چند روز پیش بود که محمدی عراقی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «اراذل و اوباش و فتنه‌گران با جسارت به خیمه‌های امام حسین در سال ۸۸ ثابت کرند که فقط با انقلاب اسلامی و شورای نگهبان مشکل ندارند؛ بلکه آن‌ها با امام حسین و فرهنگ عاشورا مسئله دارند.»
اما گروهی که «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند، در عاشورای ۸۸ کدام سو ایستاده بودند؟

سردار همدانی گزارش می‌دهد

این شاید مستند‌ترین و مهم‌ترین روایتی است که تاکنون در مورد جایگاه و نقش «اراذل و اوباش» در سرکوب معترضان سبز و نیز عاشورای ۸۸ بیان شده؛ سردار حسین همدانی تصریح می‌کند: «۵ هزار نفر از کسانی که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و در منزلشان کنترل می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند این‌ها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد این‌ها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم.»

فرماندهٔ ارشد سپاه که چند هفته پیش در سوریه کشته شد، توضیح می‌دهد: «وقتی‌که جلسه شورای تأمین استان تهران در شب عاشورا برگزار شد همه برآورد‌ها این بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. به همین خاطر دو بار دیگر درخواست جلسه فوق العاده دادیم و جلسه تشکیل شد و آماده‌باش اعلام کردیم. همهٔ سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم. بچه‌ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم که با من مرتبط بودند را هم آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید.»

او تاکید می‌کند که در سرکوب جنبش سبز، «۴۵ هزار بسیجی در این صحنه بودند.»

مهر تأیید فرماندهان ارشد نظامی

عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران در تأیید گزارش سردار همدانی، تصریح می‌کند: «بر هم زدن توطئه دشمنان در فتنه ۸۸ از دیگر فعالیت‌های بزرگی بود که با عنایت الهی توسط سردار همدانی انجام شد.»

وی در تجلیل از افسر ارشد خود می‌افزاید: «اگر درایت و مدیریت سردار همدانی در عاشورای سال ۸۸ نبود، جمع کردن این فتنه سخت می‌شد.»

فرمانده سپاه پاسداران البته تاکید می‌کند که همدانی بعد از سرکوب جنبش سبز، «آرام و قرار نداشت و داوطلبانه» و برای سرکوب اعتراض‌ مردم سوریه به دولت اقتدارگرای بشار اسد، راهی سوریه شد: «کوله‎بار تجربیات سردار در سوریه به کمک ایشان آمد.»

حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز در واکنشی مشابه، بر گفتار و کردار و نقش همدانی در سرکوب خونین جنبش سبز مهر تأیید می‌زند؛ او می‌گوید: «سردار همدانی در سنگرهای مختلف دفاع و حراست از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد که نمونه آن را در مقابله با کودتای آمریکایی فتنه ۸۸ می‌توان یادآوری نمود.»

نه جعفری و نه فیروزآبادی اما توضیحی دربارهٔ پیوندخوردن «سپاه و بسیج» با «اراذل و اوباش» نمی‌دهند و از پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی چیزی نمی‌گویند.

ارزیابی دقیق موسوی و کروبی

شش سال پس از عاشورای خونین ۸۸، رهبران جنبش سبز همچنان (افزون بر ۱۷۱۰ روز) در حبس خانگی‌اند. واکنش موسوی و کروبی به سرکوب خونین اعتراض سبز‌ها، و فهرست مطالبات آنان اما همچنان قابل تأمل است.

میرحسین موسوی پس از عاشورای ۸۸ در واکنشی معنادار ـ که برخی شواهد آن در گزارش سردار همدانی آشکار شده است ـ اعلام کرد که «خشونت‌های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آن‌ها بر کسی پوشیده نیست و روزبه‌روز پرده از چهره آنان و سران‎شان کنار زده می‌شود، فاجعه‌ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.»

مهدی کروبی نیز در واکنش به حوادث خونبار عاشورای ۸۸ در گزارشی معنادار اعلام کرد که «در شب عاشورا عده‌ای از اوباش اجیر شده به حسینه جماران به‌طور وحشیانه‌ای حمله کردند و زن و مرد را با هتاکی و فحاشی کتک زدند و اموال آنان را از بین بردند.» گزارشی که شش سال بعد توسط مقام‌های ارشد سپاه تأیید می‌شود.

کروبی همچنین نسبت به «خشونت وصف‌ناپذیر» و بی‌سابقه علیه شهروندان ایران در عاشورای ۸۸ اعتراض و آن را «مصیبت بزرگ» و «گناه نابخشودنی» توصیف کرده، و با بازخوانی کلام مشهور منتسب به حسین بن علی، گفته بود: «فریاد می‌زنم که اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید.»

با وجود اعتراف سردار همدانی و دیگر مقام‌های ارشد حکومتی (ازجمله فرمانده کل سپاه) به سرکوب خونین معترضان سبز، هنوز حاکمیت سیاسی مسئولیت خود را نپذیرفته و کسی پاسخگوی خانواده قربانیان عاشورای ۸۸ و دیگر جان‌باختگان نیست. چنان‌که حبس شماری از فعالان جنبش سبز (ازجمله رهنورد، موسوی و کروبی) ادامه دارد.

شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی ـ که بر اثر گلوله جان باخت ـ تاکید کرده که خواهان دادرسی عادلانه است. خواهر شهرام فرج‌زاده یکی دیگر از قربانیان عاشورا‌ی ۸۸ که توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد نیز گفته که مسئولان امنیتی و قضایی، به‌جای پاسخگویی، با توهین و تمسخر و تحقیر رفتار کرده‌اند.

محمد یگانه تبریزی، شهروند معترضی که در عاشورا زخمی شد و همچنان از آثار گلوله‌ی به‌جا مانده در بدنش در رنج است، نیز گفته: «رفع حصر موسوی و کروبی یکی از مطالبات ماست و تا آن‌ها آزاد نشوند فضا براى دادرسى باز نخواهد شد.»
حبس و تهدید رهبران و فعالان جنبش سبز در حالی ادامه دارد که «اراذل و اوباش» همچنان توسط سپاه مورد تکریم و آموزش قرار می‌گیرند.

————————————————————-

یادداشت‌ها بیانگر نظر نویسندگان آنهاست و بازتاب دیدگاه‌های رادیو فردا نیست

No responses yet

Sep 18 2015

کارنامه زن ایرانی‌تبار؛ از جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

تسنیم: به‌گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، وقایع پس از انتخابات سال 1388 گرچه در نوع خود به ایجاد بحران امنیتی در کشورمان به دلایل واهی انجامید اما در این میان برخی از رابطین و سرشاخه‌های بعضا ایرانی که با طرف غربی همپیمان شده‌اند را نیز رسوا کرد. در این میان البته برخی از افراد با حماقت‌هایی که انجام دادند بازیچه دشمن شدند اما بعد از آنکه آبها از آسیاب افتاد و آتش فتنه فروکش کرد خود را مفلس و شکست خورده در این روند یافتند. برخی نیز در این میان با قصد و غرض‌های قبلی همه چیز خود را به طرف غربی فروختند و هم‌اکنون نیز به عنوان مزدوران غرب در قالب‌های امنیتی و رسانه‌‌ای در حال فعالیت‌ هستند که کم کم بعد از مدتی با رو شدن اسناد و مدارک نام‌ آنها نیز در لیست سیاه منافقین و خائنین به ایران قرار می‌گیرد.

اخیرا «مایکل لدین» از حامیان کودتای مخملی و مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و عضو برجسته مؤسسه «آمریکن اینترپرایز» و دستیار ویژه «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا از نامه اوباما به سران جنبش سبز در سال 88 خبر داده است و در یادداشتی در نشریه «فوربس» نوشت: سناتور «چاک شامر» نقش مستقیمی در نامه نگاری محرمانه بین دولت اوباما و سران آشوب علیه دولت ایران در سال 1388 و در پی انتخابات ریاست جمهوری داشته است. [1]

لدین در یادداشت افشاگرانه خود نامی از رابط بین فتنه گران و سازمان سیا نبرده است اما بیان داشته که سناتور چاک شامر از طریق دوستی در وال استریت ژورنال با فتنه‌گران ایران رابطه داشته و نامه رد و بدل کرده است.

اگر به لیست خبرنگاران و روزنامه‌نگاران این روزنامه آمریکایی بیندازیم به نام زنی ایرانی بر می‌خوریم که اتفاقا فعالیت ویژه‌ای در فتنه سال 88 و تهیه گزارش علیه کشورمان داشته است. « فرناز فصیحی»‌ فردی است که دامنه فعالیت‌های ضدایرانی‌اش بسیار گسترده است و صدها مقاله و گزارش علیه کشورمان در این روزنامه منتشر ساخته است.

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا گزارش فتنه گرانه از ایران/رابط نامه غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

وی در گزارشی درباره بازداشت برخی از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در بحبوحه فتنه سال 88 دادگاه انقلاب را غیرقانونی اعلام کرد و مطرح کرد که این دادگاه برای تحقیر فتنه‌گران انجام شده است و آنان را با سر و وضعی ژولیده و شلخته به دادگاه کشانده و نشانه‌هایی از اعتراف‌گیری اجباری از این افراد در این دادگاه دیده می‌شود.

فصیحی در مقاله دیگری نیز با پرداختن به فعالیت‌های یکی از فتنه‌گران فراری خارج نشین با قلم خود به حمایت از فعالیت‌های ضد ایرانی و همچنین فعالین « جنبش سبز» پرداخت.

وی همچنین در گزارشی در بحبوحه فتنه سال 88 در روزنامه وال استریت ژورنال به موضوع دانشجویان ستاره‌دار پرداخت و فضای کشورمان را به صحنه جنگ داخلی توصیف کرد و مدعی شد که مامورمان حکومتی به طور آرام علیه تعدادی از بهترین دانشجویان این کشور جنگی را، بوسیله ی لغو موقعیت تحصیلی و شغلی آنها، آغاز کرده است.

فعالیت‌های اینچنینی او سبب شد تا انواع و اقسام جوایز رسانه‌ای آمریکا به وی تعلق گیرد. فصیحی که معاون خبر بخش خاورمیانه روزنامه وال استریت ژورنال است به دلیل فعالیت رسانه ای علیه جمهوری اسلامی در جریان حوادث سال 88 موفق به دریافت جایزه “رابرت کندی در گرایش‌های جهانی حقوق بشر و عدالت” شد. وی پس از دریافت این جایزه به رادیو زمانه گفت: «بسیار خوشحالم که توانسته‌ام تاثیرات مسایل اخیر روی مردم ایران را به بقیه دنیا نشان دهم. این جایزه نشانگر آن است که کار ما توانسته تاثیر خودش را بگذارد.» فصیحی همچنین یکی از جوایزش را از دست شیرین عبادی دریافت کرده است.

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویر

در سوابقاین عنصر رسانه‌ای غربتحریف نام خلیج فارس نیز به چشم می خورد. استفاده این روزنامه نگار ایرانی‌تبار از عناوین مجعول در گزارش هایش، حتی ایرانیان خارج از کشور را به راه اندازی کمپین اعتراضی در شبکه اجتماعی فیسبوک و درخواست از وال استریت ژورنال برای جبران اشتباه خود واداشته است. در یکی از کمپین های اعتراضی به فرناز فصیحی آمده است: «دوستان و هم میهنان. اگر بیگانه تحریفی در نام خلیج فارس انجام دهد آنان یا نآگاهند و یا مغرض، ولی اگر یک ایرانی آن را تحریف کند، یک خائن است و هیچ حقی از دفاع برای اشتباه خود ندارد! روزنامه وال استریت جورنال در دهه گذشته تنها یکبار از نام ساختگی استفاده کرد که پس از دوساعت شکایت آن را زدود و هرگز نیز تکرار نکرده است، همچنین هرگز از واژه “خلیج” بدون “فارس” استفاده نکرده بود تا اینکه امروز که یک ایرانی بنام “فرناز فصیحی” که از روزنامه نگاران سرشناس و شناخته شده ایرانی در آمریکاست نام خلیج فارس را دوباره تحریف کرد و واژه “فارس” را آن زدود!»

کارنامه سیاه زن ایرانی‌تبار در جعل نام خلیج فارس تا ارائه گزارش فتنه‌گرانه /رابط پیام غرب به سران فتنه چه کسی است؟ +تصاویرجالب اینجاست که مایکل لدین هم خود پای ثابت روزنامه وال‌استریت ژورنال علیه کشورما است و اغلب مقالات ضدایرانی وی در این روزنامه منتشر شده است. به نظر می‌رسد با این اوصاف روزنامه وال‌استریت ژورنال به پایگاه رسانه‌ای جنگ نرمی علیه ایران تبدیل شده است که در زمان فتنه سال 88 فعالیت ستادی و ویژه‌ای بر عهده داشته و حتی در این زمینه به تبادل نامه و نظرات طرفین برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با پوشش رسانه‌ای اقدام کرده است.

فعالیت‌های ضد ایرانی غرب با پوشش رسانه‌ای علیه کشورمان البته به همین موارد ختم نمی شود و دایره بسیار گسترده‌ای دارد اما این موضوع به خوبی مشخص می‌نمایند که رسانه‌های خارجی و خبرنگاران آنان تنها برای کار اطلاع‌رسانی و تهیه گزارش به کشورمان سفر نمی‌کنند و بعضا به عنوان جاسوس و مامور برای کودتا علیه کشورمان ماموریت‌هایی مانند ماموریتی که به احتمال زیاد فرزانه فصیحی در بحبوحه فتنه سال 88 انجام داده، را در دستور کار دارند که با لحن و نوع قلم دشمنانه‌ای که در نوشتار این افراد علیه کشورمان دیده می شود چنین کاری بعید و دور از ذهن نیست.

[1] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/451387

[2] http://www.mashreghnews.ir/fa/news/452015

[3] http://www.wsj.com/articles/SB124925705086800229#articleTabs%3Darticle

[4] http://www.wsj.com/articles/SB125980542530173987

[5] http://www.rahesabz.net/story/6955/

[6] http://www.wsj.com/articles/SB10001424052702303657404576357323069853958

[7] http://www.radiofarda.com/content/f3_islamicrepublic_cracks_in_regime/2136371.html

منبع:مشرق

انتهای پیام/

خبرگزاری تسنیم: انتشار مطالب خبری و تحلیلی رسانه‌های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست و صرفا جهت اطلاع کاربران از فضای رسانه‌ای بازنشر می‌شود.

No responses yet

Mar 11 2015

سایت «کلمه» خبر داد: ورود نهاد ریاست‌جمهوری به چرخه سرکوب‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنبش سبز,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: نهاد ریاست جمهوری به سه ضلع امنیتی وزارت اطلاعات٬ سازمان اطلاعات سپاه و قوه قضائیه در برخورد با فعالان سیاسی٬ مدنی و رسانه‌ای پیوسته است.

سایت «کلمه» گزارش کرده افرادی در نهاد ریاست جمهوری همکاری‌ها با این سه نهاد اطلاعاتی٬ امنیتی و قضایی را با هدف فشار بر فعالان «جنبش سبز» و اصلاح‌طلب آغاز کرده‌اند.

این سایت نوشته در روز‌های اخیر احضار و بازداشت‌ها با همکاری نهاد ریاست جمهوری٬ وزارت اطلاعات٬ سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و قوه قضائیه افزایش قابل ملاحظه‌ای داشته است.

ماموران این چهار نهاد طی این مدت فشار بر خانواده بازداشتی‌ها و احضارشدگان را افزایش داده و وارد مسائل خانوادگی و خصوصی آن‌ها شده‌اند.

سایت «کلمه» نوشته افرادی در دفتر حسن روحانی به طور شفاهی٬ لیست‌های سیاه و نام‌هایی را به ادارات و سازمان‌ها اعلام می‌کنند تا جلوی همکاری آن‌ها با دولت گرفته شود.

به نوشته این سایت اشکال تراشی این نهاد‌ها برای اشتغال و معیشت افراد حتی به سطوح بسیار پایین هم رسیده و علاوه بر مجموعه‌های مرتبط با دولت به بخش خصوصی هم گسترش یافته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .