اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

May 13 2015

پدیده رفسنجانی؛ به حاشیه راندن مرد “رهبرساز”

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: هیچ سیاست‌مداری در جمهوری اسلامی شکست و پیروزی را مانند رفسنجانی تجربه نکرده است. در یک دهه گذشته شکست‌های او بیشتر شده و پیروزی‌ها هم انگشت‌شمار نیستند. مخالفانش می‌گویند او “به کل انقلاب پشت کرده” است.

۱۵ بهمن ۱۳۵۷، هنگامی که مهدی بازرگان به عنوان نخست‌وزیر سوگند یاد کرد، هنوز رژیم پادشاهی در ایران سقوط نکرده بود. در این مراسم اکبر هاشمی رفسنجانی سمت راست بنیانگذار جمهوری اسلامی، روح‌الله خمینی قرار داشت.

زمانی که رفسنجانی حکم انتصاب بازرگان به نخست‌وزیری دولت موقت را در مدرسه علوی خواند، ناظران داخلی و خارجی بیش از پیش دریافتند که او پس از خمینی قدرت‌مندترین مرد حکومت جدید است.

اکبر هاشمی بهرمانی مشهور به هاشمی رفسنجانی پیش از انقلاب نیز به نوعی نماینده خمینی در ایران محسوب می‌شد و از سوی او مدیریت امور مالی فعالیت‌های انقلابی و ارتباط با گروه‌های اسلام‌گرا را برعهده داشت.

در سال‌هایی که خمینی زنده بود، شماری از شخصیت‌های برجسته حکومت جدید طرد و منزوی شدند (بازرگان، محمود طالقانی، حسینعلی منتظری، ابوالحسن بنی‌صدر و …) عده‌ای ترور شدند (مرتضی مطهری، بهشتی، رجایی، باهنر، …) و نصیب عده‌ای، مانند صادق قطب‌زاده و عباس امیرانتظام اعدام و زندان بود.

بیشتر بخوانید: رمز خودی بودن و راز غیرخودی شدن در جمهوری اسلامی

رهبری غیرقانونی خامنه‌ای

رفسنجانی از معدود کسانی است که در دهه نخست عمر جمهوری اسلامی، چه به صورت رسمی و آشکار و چه در نقش مشاور خمینی و طراح برنامه‌های پشت‌پرده، جایگاه خود را تثبیت و دامنه قدرت و نفوذش را گسترده کرد.

او نخستین رئیس مجلس شورای اسلامی، نماینده خمینی در شورای عالی دفاع و جانشین فرمانده کل قوا در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق بود.

گفته می‌شود رفسنجانی در پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت و پذیرش خاتمه جنگ با عراق، که خمینی آن را به نوشیدن جام زهر تشبیه کرد، نقشی تعیین‌کننده داشته است.

پس از مرگ خمینی نیز این رفسنجانی بود که با نقل یک خاطره غیرمستند و ظاهرا جعلی مجلس خبرگان را به انتخاب علی خامنه‌ای واداشت.

انتخاب خامنه‌ای برخلاف قانون اساسی معتبر وقت انجام شد که مرجعیت را یکی از شرط‌های رهبری تعیین کرده بود. این شرط در بازنگری قانون اساسی، مرداد ۶۸ حذف شد.

خامنه‌ای در حضور رفسنجانی

نشاندن خامنه‌ای بر کرسی ولایت فقیه را می‌توان یکی از زیرکانه‌ترین اقدام‌های رفسنجانی به شمار آورد که دست کم در دوره‌ای این سیاست‌مدار “رهبرساز” را به رهبر واقعی جمهوری اسلامی بدل کرد.
رفسنجانی در کنار مهدی کروبی. او نیز پس از تحولات سال ۱۳۸۸ تهدید به حبس خانگی شد، اما تاکنون در امان مانده است

رفسنجانی در کنار مهدی کروبی. او نیز پس از تحولات سال ۱۳۸۸ تهدید به حبس خانگی شد، اما تاکنون در امان مانده است

خامنه‌ای زمانی رهبری جمهوری اسلامی را بر عهده گرفت که نه تشکیلات منسجمی در اطراف خود داشت نه از نفوذ قابل توجهی در میان مراجع تقلید برخوردار بود.

رفسنجانی در سال ۶۸ قدرت اجرایی را به عنوان رئیس جمهور به دست گرفت و به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت، که با بازنگری قانون اساسی شکل قانونی یافت طراح سیاست‌های کلان حکومت شد.

خامنه‌ای در نخستین سال‌های رهبری بیشتر نقش یک مقام تشریفاتی را بر عهده داشت. یادداشت‌های روزانه رفسنجانی در این سال‌ها، به ویژه سال ۶۸ نشان می‌دهد، در دیدارهای منظم این دو، خامنه‌ای است که اغلب به دفتر او می‌رود تا درباره مسائل مهم کشور تصمیم بگیرند. رفسنجانی در این دوران از سوی حامیانش “مرد بحران‌ها” و “سردار سازندگی” لقب گرفت.

به میدان آوردن احمدی‌نژاد

ظاهرا “سردار سازندگی” در محاسبات خود به اندازه کافی دوراندیش نبوده و به الزامات نظام مبتنی بر “ولایت مطلقه فقیه” که رهبر ضعیف را برنمی‌تابد به اندازه کافی توجه نکرده است.

البته رفسنجانی همیشه و حتا پس از جنبش اعتراضی سال ۸۸ و اختلاف نظرهای شدید با خامنه‌ای، دست‌کم در حرف بر ضرورت تبعیت بی‌چون و چرا از ولایت فقیه تاکید کرده و آن را ضامن بقای نظام جمهوری اسلامی دانسته است.

با این همه خامنه‌ای و حامیانش، به ویژه از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ زمینه تضعیف و حذف تدریجی رفسنجانی و برخورد با اعضای خانواده‌اش را فراهم کردند.

به باور منتقدان در انتخابات سال ۸۴ که محمود احمدی‌نژاد، نامزد مورد حمایت خامنه‌ای پیروز آن اعلام شد، نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران در مهندسی انتخابات نقشی تعیین‌کننده داشتند.

احمدی‌نژاد تبلیغات انتخاباتی خود را با شدیدترین حمله‌ها به رفسنجانی و اعضای خانواده او پیش‌برد و آن‌ها را به ثروت‌اندوزی، فساد و سوءاستفاده از قدرت متهم کرد.

بیشتر بخوانید: ۳۵ سالگی سپاه؛ پاسداران “ولایت مطلقه فقیه”

سپاه و مهندسی انتخابات

مهدی کروبی، مصطفی معین و رفسنجانی، سه نامزد انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، سپاه، بسیج و شورای نگهبان را که همه از دستگاه‌های زیر نظر خامنه‌ای هستند به تقلب انتخاباتی متهم کردند.

مهدی کروبی در نامه سرگشاده‌ای پسر رهبر جمهوری اسلامی، مجتبی خامنه‌ای را نیز متهم به دخالت در انتخابات کرد و نوشت، او در روزهای پیش از رأی‌گیری به ستاد احمدی‌نژاد رفت و آمد کرده است.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم در نامه‌ای با انتقاد از “برخی دخالت‌های سازمان‌یافته در هدایت آرا”، ناظران شورای نگهبان، نهاد منصوب خامنه‌ای را برای پیگیری شکایت‌ها فاقد صلاحیت خواند.

روند تخریب اکبر هاشمی رفسنجانی و فشار بر اعضای خانواده و نزدیکانش در دولت نهم به صورت گسترده ادامه یافت و در جریان مبارزات انتخاباتی سال ۸۸ ابعاد وسیع‌تری به خود گرفت.

در این انتخابات رفسنجانی نامزد نبود، اما احمدی‌نژاد در جریان مناظره‌های انتخاباتی با رقیب اصلی خود میرحسین موسوی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و فرزندش مهدی هاشمی را صحنه‌گردان اصلی انتخابات معرفی کرد.

فرمانده سپاه پاسداران و نماینده خمینی در این نهاد در دو سخنرانی که ویدئوی آن‌ها سال گذشته افشا شد به دخالت در انتخابات سال ۸۸ اعتراف کرده‌اند.

بیشتر بخوانید: انتشار ویدئویی از سردار جعفری در مورد “جمع‌کردن ماجرای انتخابات ۸۸”

حذف گام به گام و رد صلاحیت

به رسمیت نشناختن نتایج اعلام شده انتخابات ۸۸ توسط رفسنجانی، برنامه به حاشیه راندن او را شتاب بخشید. نخستین گام حذف رفسنجانی از فهرست امامان جمعه تهران بود.

سال ۸۹ نیز رفسنجانی تسلیم فشارهای اصولگرایان تندرو و حامیان خامنه‌ای شد و از نامزدی ریاست خبرگان انصراف داد. او پیش از آن ۳ سال رئیس این مجلس بود و در ۲۵ سال ریاست علی مشکینی نیز در عمل اداره آن را بر عهده داشت.
رفسنجانی پس از حمله دانشجویان بسیجی در دانشگاه امیر کبیر.

رفسنجانی پس از حمله دانشجویان بسیجی در دانشگاه امیر کبیر.

پنج سال بعد رفسنجانی بار دیگر نامزد ریاست مجلس خبرگان شد. در دور نخست این انتخابات محمد یزدی، رفسنجانی و مومن به رقابت پرداختند که به ترتیب ۳۵، ۲۵ و ۱۳ رأی کسب کردند.

در دور دوم یزدی با ۴۷ رأی رئیس مجلس خبرگان شد در حالی که رفسنجانی یک رأی کمتر از دور اول به دست آورد. انتخابات اعضای پنجمین دوره خبرگان اسفند ماه ۹۴ برگزار می‌شود.

انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری (۱۳۹۲) تجربه جدیدی بود که بسیاری آن را باورنکردنی ارزیابی کرده‌اند؛ منصوبان خامنه‌ای در شورای نگهبان صلاحیت رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را برای نامزدی در این انتخابات تائید نکردند.

تهدید رفسنجانی به حبس خانگی

پس از انتخابات سال ۸۸ انتقاد و تعرض به رفسنجانی به جایی رسید که وزیر اطلاعات وقت، حیدر مصلحی به شکل علنی او را تهدید به حبس خانگی کرد.

مصلحی فروردین ۹۰ توسط احمدی‌نژاد برکنار شد اما به فرمان خامنه‌ای در سمت خود ماند. رئیس دولت دهم در واکنش به این موضوع چند روزی خانه‌نشین بود و به کاخ ریاست جمهوری نمی‌رفت.

وزیر پیشین اطلاعات زمانی با اشاره به حوادث سال ۸۸ رفسنجانی را یکی از “سران فتنه” خواند و گفت که “انقلاب و نظام به دلیل یک سری ملاحظات” او را مانند دو نامزد معترض انتخابات ۸۸، مهدی کروبی و میرحسین موسوی در خانه حبس نکرده است.

موسوی و کروبی از سال ۸۹ همراه با زهرا رهنورد، همسر موسوی، بدون محاکمه و حکم قضائی در حبس خانگی هستند. فرمانده نیروی انتظامی زمانی گفته بود این کار با مسئولیت شخص خامنه‌ای انجام شده است.

بیشتر بخوانید: در جستجوی مبنای قانونی “حصر” معترضان در جمهوری اسلامی

«استوانه فتنه، نماد اشرافیت»

رفسنجانی در سال‌های اخیر چنان قدرت و نفوذ خود را از دست داده که قادر به جلوگیری از به زندان افتادن دخترش، فائزه و محاکمه پسرش مهدی هم نبوده است.

برخی از ناظران انتظار داشتند پس از انتخابات سال ۹۲ که حسن روحانی با حمایت رفسنجانی و رئیس جمهور پیشین محمد خاتمی در آن به پیروزی رسید، مرد قدرتمند صحنه سیاست ایران بار دیگر اقتدار گذشته را به دست آورد.

رویدادهای دو سال گذشته، برخلاف این انتظار شکل گرفته است؛ انتشار تصویر و خبرهای مربوط به خاتمی به دستور مقام‌های قضایی ممنوع اعلام شده و حمله‌ها و ایجاد محدودیت‌ها برای رفسنجانی مدام رو به افزایش است.

حمله به خودروی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در دانشگاه امیر کبیر و سر دادن شعارهای تند علیه او در اردیبهشت ۹۴ یکی از تازه‌ترین نمونه‌هاست و می‌تواند هشداری جدی تلقی شود.

شماری از دانشجویان بسیجی رفسنجانی را “استوانه فتنه” خواندند و شعار می‌دادند “نماد اشرافیت، منکر رأی ملت”. عده‌ای نیز به حمایت از او و طرفداری از میرحسین موسوی پرداختند.

«نمک نشناسی استبداد»

رفسنجانی در سخنرانی خود در مراسم روز معلم، با اشاره به تبعید و قتل شخصیت محبوب خود، امیرکبیر را فردی معرفی کرد که ناصرالدین شاه را بر تخت نشاند و گفت، “اما استبداد در مورد امیرکبیر نمک نشناسی کرد”.

بسیاری این سخنان را کنایه‌ای به وضعیت خود رفسنجانی و ناسپاسی خامنه‌ای می‌دانند. امیرکبیر شخصیت محبوب رفسنجانی است و حامیانش بارها او را با این سیاست‌مدار دوران قاجار مقایسه کرده‌اند.

“امیرکبیر یا قهرمان مبارزه با استعمار” کتابی است که رفسنجانی حدود پنجاه سال پیش نوشت. او در این کتاب یک انتقاد اساسی هم به امیرکبیر وارد می‌داند و آن این که او “همیشه شاه را مظهر قدرت و بت مقتدر فعال مایشاء و منشاء تمام قدرت‌های کشور معرفی کرده است”.

رفسنجانی در کتاب خود نوشت، این روش امیرکبیر با روح دموکراسی سازگار نیست و “باعث تحکیم موقعیت رژیم دیکتاتوری شده که منشا همه فلاکت‌های کشور است”.

رفسنجانی در این مورد از قضا شباهت زیادی به امیرکبیر دارد. “سردار سازندگی” گرچه با خامنه‌ای اختلاف‌نظرهایی دارد، همیشه از “فعال مایشاء” بودن او به عنوان رهبر جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت مطلقه فقیه به عنوان “مظهر قدرت” پشتیبانی کرده است.

No responses yet

May 12 2015

مشاور عالی نماینده علی خامنه‌ای در سپاه: ما از سوی خدا اجازه داریم اسرائیل را نابود کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: مجتبی ذوالنور٬ مشاور عالی نماینده علی خامنه‌ای در سپاه پاسداران گفته جمهوری اسلامی از سوی خداوند اجازه یافته تا اسرائیل را نابود کند.

آقای ذوالنور افزوده قرآن این اجازه را به جمهوری اسلامی داده تا اسرائیل را نابود کند٬ اما عربستان از ناحیه چه کسی مامور شده تا یمن را نابود کند.

روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران سال‌هاست درباره ضرورت از بین بردن اسرائیل سخن می‌گویند و هشدار‌های تندی به مقام‌های این کشور می‌د‌هند.

آن‌ها در عین حال به طور تلویحی گفته‌اند عقب‌نشینی ایران در برنامه هسته‌ای خود هیچ تاثیری بر اراده این کشور برای نابودی اسرائیل نخواهد داشت.

مذاکرات ایران با گروه ۱+۵ در شرایطی ادامه دارد که حامیان علی خامنه‌ای هم‌چون مجتبی ذوالنور به مرتب می‌گویند به نتیجه این مذاکرات خوش‌بین نیستند.

No responses yet

May 11 2015

محمدرضا زائری: نظام باید اعتراف کند حجاب اجباری در ایران اشتباه بوده و شکست خورده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدرضا زائری٬ یکی از روحانیون فعال در امور فرهنگی گفته مقام‌های جمهوری اسلامی باید با شجاعت اعتراف کنند که «حجاب اجباری» در ایران سیاستی «اشتباه» و ناکار‌آمد است.

آقای زائری در تشریح وضعیت پوشش فعلی زنان در جامعه ایران به صراحت اعلام کرده که مخالف «حجاب اجباری» است و این سیاست را «اشتباهی» می‌داند که از ابتدای انقلاب تاکنون ادامه دارد.

وی افزوده کسانی که در ابتدای انقلاب حجاب را در ایران اجباری کردند نگاهی «کاربردی» و «عمل گرایانه» نداشتند و دست به چنین تصمیم «خطایی» زدند.

این روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از سیاست‌های جمهوری اسلامی در ترویج و حفظ حجاب در ایران گفته همه این سیاست‌های «غلط» شکست خورده و ناموفق بوده است.

زائری افزوده «سال‌ها در تصویرسازی کتاب کودک سر خرس و گربه روسری کرده‌ایم چون خانوم بوده‌اند و کسی توجه نداشته که این توهین به مفهوم حجاب است.»

به گفته وی طرح موضوع «حجاب اجباری» در ایران بحثی «انحرافی» بوده که سر مردم ایران را به مساله «حجاب گرم» شود تا از پیگیری مسائل دیگر هم‌چون فساد منصرف شوند.

این فعال فرهنگی همچنین با انتقاد از رعایت حجاب از سوی زنان غیرمسلمان گفته «به چه دلیل به مسافر خارجی می‌گوییم حجاب داشته باش؟ آن‌ها طبق ضابطه شرعی حق ندارند حجاب داشته باشند.»

No responses yet

May 10 2015

تدبیرهای روحانی در دیدار با اسرائیلی‌ها در ۱۳۶۵

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: حسن روحانی در ۱۳۶۵ به مشاور نخست‌وزیر اسرائیل در پاریس گفت: «با او [خمینی] نرم برخورد کرده‌اید. اگر کمی خشن‌تر عمل می‌کردید، حالا دست بالاتر می‌داشتید.» روحانی او را با یکی از مقام‌های آمریکایی‌ها اشتباه گرفته بود.

یکی از مدیران مجلس در دهه‌ی ۶۰ به خودنویس گفته است که حسن روحانی، در سفرهای خارجی، بعد از چند ساعت ناپدید شدن، سر وکله‌اش پیدا می‌شد و گاه دیرتر از بقیه به ایران باز می‌گشت. گروه اندکی از کسانی که حسن فریدون آن زمان و حسن روحانی این زمان را می‌شناسند، معتقدند که رئیس جمهوری فعلی، به دلایل مختلف با مقام‌های امنیتی کشورهایی که با جمهوری اسلامی رابطه‌ای دوستانه نداشته‌اند، دیدار و مذاکره کرده است. با این حال، بر اساس گزارشی که روزنامه‌ی یدیعوت آخرونوت در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد، حسن روحانی نمی‌دانسته که در پاریس، به جای یک مقام آمریکایی، با مشاور شیمون پرز، نخست‌وزیر وقت اسرائیل ملاقات می‌کرده است.

روزنامه یدیعوت آخرونوت، ۲۱ سال قبل در گزارشی، بخش‌هایی از نوار مذاکرات حسن روحانی با یکی از مقام‌های ارشد امنیتی اسرائیل را منتشر کرد. تعداد کسانی که از این نوار در ایران باخبر هستند، بسیار نادر است و تا کنون گزارش کاملی در این باره منتشر نشده است.

روز شنبه سی‌ام اوت سال ۱۹۸۶ (هشتم شهریور ۱۳۶۵)، حسن روحانی به طور محرمانه در پاریس با امیرام نیر مشاور شیمون پرز نخست وزیر وقت اسراییل در امور مبارزه با تروریسم ملاقات کرد. این ملاقات‌ها که بی‌ارتباط با رسوایی ایران کنترا (ماجرای مک فارلین) نبوده است، در حضور منوچهر قربانی‌فر تاجر فرش و دلال اسلحه صورت گرفت. در این ملاقات امیرام نیر که خود سابقه روزنامه‌نگاری نیز داشت، یک ضبط صوت کوچک زیر لباس خود پنهان کرده بود.

ضبط صوت، تنها فریب امیرام نیر نبود. از آن‌جا که حسن روحانی از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی تنها اختیار داشت تا برای تامین تسلیحات در زمان جنگ با مقام‌های آمریکایی دیدار کند، قربانی‌فر به روحانی نگفت که امیرام نیر یک مامور اسراییلی است. نیر یکی از اعضای تیم امنیت ملی کاخ سفید معرفی شد و حسن روحانی نیز که به عنوان فرستاده مجلس به سفری اروپایی رفته بود، قبول کرد تا چند روز بیشتر در پاریس بماند و این ملاقات انجام شود.

ران بنی یشای ژورنالیست حرفه‌ای، گزارش‌گر جنگ و همکار رادیو اسراییل، شبکه یک تلویزیون اسراییل مجله تایم و روزنامه یدیعوت آخرونوت، ۲۱ سال قبل متن این مکالمات را از روی نوار ضبط‌شده توسط نیر، در یدیعوت آخرونوت منتشر کرده بود.

گفتنی است که امیرام نیر اندکی پس از آن که در مصاحبه با باب وودوارد از واشینگتن پست گفت که قصد دارد روایت خود از رسوایی ایران کنترا را بفروشد، طی حادثه مشکوک سقوط هلی‌کوپتر در مکزیک کشته شد.

آنچه در این گزارش و چند مقاله دیگر -که در روزهای آتی منتشر خواهند شد- می‌خوانید، متن پیاده شده از نوار مکالمه محرمانه حسن روحانی، رییس جمهوری کنونی و فرستاده‌ی وقت اکبر هاشمی رفسنجانی برای مذاکره با آمریکایی‌ها است. این گزارش توسط ران بنی یشای به تاریخ ۱۵ مه ۱۹۹۴ در روزنامه یدیعوت آخرونوت منتشر شده است.

قبل از خواندن بخش اول این متن، لازم به ذکر است که هر آن‌چه در کروشه می‌آید، توضیحات نویسنده است. همچنین، از دوستان آکادمیک که در تهیه و ترجمه این متن، خودنویس را یاری کرده‌اند، بی‌نهایت سپاس‌گزاریم.

آنچه در نوار آمده بود…

روحانی گاه و بیگاه از صحبت به فارسی باز می‌ایستد تا قربانی‌فر ترجمه کند: «من انگلیسی را می‌فهمم، منتها متاسفانه برای صحبت به این زبان آن‌قدر تسلط ندارم. بنابراین قربانی‌فر صحبت‌های من را ترجمه خواهد کرد. خواهش می‌کنم این ملاقات را فقط موردی خصوصی بدانید. خیلی خصوصی! من از سوی دولتم صحبت نمی‌کنم. [میرحسین موسوی نخست وزیر وقت و دولت وی در جریان این ملاقات نبودند و حسن روحانی از سوی هاشمی رفسنجانی به این ماموریت فرستاده شده بود] این ملاقات خلاف منطق است. اما فقط به این دلیل که من به قربانی‌فر اعتماد دارم، موافقت کردم تا در این ملاقات شرکت کنم و امیداورم که مثمر ثمر باشد.
»

روحانی ادامه می‌دهد: «من به هیچ عنوان از آنچه که خمینی دیروز در سخنان افراطی خود بیان داشت راضی نیستم و احساس ناراحتی می‌کنم. فکر می‌کنم سخنانش این بار از سخت‌ترین نطق‌های وی از زمان به قدرت رسیدنش تا به حال به شمار می‌رود. خمینی خواهان خرد کردن و تکه تکه ساختن تمام آن‌هایی شد که تحت لوای افراط‌گرایی (ضد آمریکایی) وی قرار نمی‌گیرند. اما شما آمریکایی‌ها خودتان در این مورد مقصرید. در گوشه‌ای نشسته‌اید و می‌بینید چه بین ما و عراق می‌گذرد و حتی انگشتی برای کمک به ما بلند نمی‌کنید. تا زمانی که حرکتی از سوی شما صورت نگیرد و آنچه ما نیاز داریم را به ما نرسانید[اسلحه و لوازم یدکی هواپیماهای جنگی]، از ما [باند میانه‌رو به رهبری رفسنجانی] نیز هیچ کمکی دریافت نخواهید کرد.
»

قربانی‌فر همچنان ترجمه می‌کند و روحانی نیز ادامه می‌دهد اما خط سیر را نیز تغییر می‌دهد: «بدانید آنچه که تا حالا گفتم همان است که رفسنجانی از من خواسته است تا بگویم. اگر این کار را نکنم تحت فشار قرار خواهم گرفت. افراطی‌هایی مانند آیت الله خمینی و پسرش احمد خمینی در این اواخر در ایران ما را رهبری می‌کنند. من تحت محاصره مخالفان هستم. شخصا چیزی برای خودم نمی‌خواهم. حتی پول هم نمی خواهم. برای آنکه شخصی در رتبه من نمی‌تواند پولی به مصرف برساند. این باعث شک و تردید خواهد شد. آنچه من می‌خواهم، منافع کشورم است شما باید بفهمید که با چه کسی طرف هستید. 
اگر شخصیت خمینی را تحلیل کنیم می‌بینیم که اگر شخصی قوی جلوی او بایستد وی صد قدم به عقب می رود. اگر او قوی باشد و شخص مقابلش ضعیف بایستد او صد قدم به پیش می‌رود. بدبختانه شماها قدم‌های غلط برداشته‌اید. با او نرم برخورد کرده‌اید. اگر کمی خشن‌تر عمل می‌کردید، حالا دست بالاتر می‌داشتید. از خودتان قدرت نشان ندادید. 
تمامی میانه‌روها در کشورم بر روی طنابی نازک قدم برمی‌دارند. ما نمی‌توانیم هر هفته به دیدار شما بیاییم. حتی نه هر ماه. ما حاضر به همکاری حقیقی با شما هستیم. اما اول از هر چیز شما باید به ما کمک کنید تا اسلام واقعی را در کشورمان پرورش دهیم و برای همین ما نیاز به پول داریم و کمک شما تا به این جنگ (با عراق) پایان بدهیم.»

نیر در پاسخ می‌گوید: «ممنون از این صداقت بیان‌تان. هیچکس از این مکالمه ما باخبر نخواهد شد. در کشور من فقط دو نفر از این ملاقات خبر دارند. اما…»

بخش دوم مکالمات حسن روحانی با امیرام نیر، مشاور نخست وزیر وقت اسراییل در امور مبارزه با تروریسم در روزهای آتی منتشر خواهد شد. در بخش بعدی خواهیم دید که روحانی از عملکرد روحانیون جناح رقیب مانند علی‌اکبر محتشمی‌پور (که اندکی بعد در سال ۱۳۶۶ با انشعاب از جامعه روحانیت مبارز که روحانی از اعضای آن بود، مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند) از جمله در سوریه و لبنان انتقاد می‌کند و به زعم خود به آمریکایی‌ها (در واقع مامور اسراییلی) می‌گوید که چه رفتاری باید با خمینی و جناح او کنند.

ادامه دارد

No responses yet

May 04 2015

تشنج و جنجال در دانشگاه اميرکبير به علت سخنرانی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: حضور و سخنرانی اکبر هاشمی رفسنجانی، ریيس مجمع تشخيص مصلحت نظام ايران در دانشگاه اميرکبير تهران، به تشنج و جنجال کشيده شد.

آقای رفسنجانی که صبح روز دوشنبه ۱۴ ارديبهشت همراه با همسرش عفت مرعشی، برای سخنرانی به دانشگاه اميرکبير رفته بود، در بدو ورود به اين دانشگاه با ده‌ها دانشجو که عکس‌هايی از دو رهبر جمهوری اسلامی در دست داشتند و عليه آقای رفسنجانی شعار می‌دادند، مواجه شد.

تصاوير و گزارش‌های منتشرشده در خبرگزاری‌های مهر، فارس، ايرنا و سايت رجانيوز، حاکی از آن است که اين دانشجويان با سردادن شعار و ضربه زدن به کاروان خودروهای همراه هاشمی رفسنجانی، شعارهای تندی عليه او سر دادند.

اين دانشجويان تلاش داشتند تا با ممانعت از ورود ریيس مجمع تشخيص مصلحت نظام به دانشگاه، مانع سخنرانی او نيز شوند.

دانشجويانی که عکس‌های روح‌الله خمينی و علی خامنه‌ای را در دست داشتند، شعارهايی مانند «مرگ بر فتنه‌گر»، «فتنه‌گر حيا کن، دانشگاه را رها کن»، «موسوی کروبی اعدام بايد گردند»، «دانشگاه اميرکبير جای استوانه فتنه نيست» و «مردم خيانت‌های شما در ۸۸ را فراموش نمی‌کنند»، سر می‌دادند يا در دست داشتند.

گزارش‌های خبرگزاری «مهر» و سايت «کلمه» در عين حال از حضور تعدادی از دانشجويان اصلاح‌طلب و طرفدار جنبش سبز در اين مراسم و شعارهای آنها به نفع شخصيت‌های اين جريان خبر داده‌اند.

به گزارش سايت کلمه، اين دانشجويان شعارهايی مانند «يا حسين ميرحسين»، «پيام ما روشنه حصر بايد بشکنه»، «زندانی سياسی آزاد بايد گردد» سر می‌دادند و عکس‌هايی از ميرحسين موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ که همچنان در حصر قرار دارند، در دست داشتند.

جنجال و تشنج در اطراف و درون دانشگاه اميرکبير در حالی بود که به گزارش خبرگزاری مهر، سخنرانی آقای رفسنجانی بدون حضور دانشجويان برگزار شد و تقريبا دو سوم سالن با حضور اساتيد دانشگاه پر شده بود.


​​(ویدئوی خبرگزاری فارس از شعارهای دانشجویان بسیجی علیه رفسنجانی)

خبرگزاری دانشجويان ایران (ايسنا) در گزارش خود از سخنرانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، به نقل از او نوشته که «اميرکبير، ناصرالدين شاه را از تبريز به تهران آورد و وی را به قدرت رساند اما استبداد نمک‌نشناسی کرد و با توطئه‌های اطرافيان ناصرالدين شاه اميرکبير به شهادت رسيد.»

آقای رفسنجانی همچنين خواستار بهبود وضعيت معلمان در ايران شد و افزود: «متاسفانه ما مشکلاتی در کشور داريم که آنها بايد حل شود. معلمان ما اين روزها به خاطر اعتراض به حق خود کلاس درس را تعطيل کرده و اعتراض می‌کنند که البته کسی هم مزاحم آنها نيست. من تاکيد می‌کنم معلمان بايد آنقدر شاداب باشند تا شادابی را به فرزندان ما هديه دهند.»

هاشمی رفسنجانی گفت: «از مهم‌ترين وظيفه ما در حکومت اسلامی اين است که مقام شايسته معلم را مراعات کنيم در اين صورت ما سرآمد دانش جهان می‌شويم.»

No responses yet

May 04 2015

پافشاری روحانی بر موضع خود مبنی بر این‌که «وظیفه پلیس اجرای اسلام نیست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: با وجود اعتراض تعدادی از مراجع تقلید به سخنان پیشین حسن روحانی مبنی براینکه وظیفه پلیس فقط «اجرای قانون است» او تأکید کرد که «نمی‌توانیم به قوه قهریه نظام که دستبند و کلت همراهش است بگوییم بیا و اجتهاد کن.»

به گزارش خبرگزاری تسنیم، حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت، طی یک سخنرانی در نهاد ریاست‌جمهوری گفت: «نمی‌شود به هرکسی گفت که تو مجتهدی و می‌توانی اجتهاد کنی، آن وقت سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.»

وی اضافه کرد: «اسلام و تقویت نظام بر این است که هرکس کار خود را انجام دهد، اما ما کار خود را انجام نمی‌دهیم و می‌خواهیم کس دیگری بیاید انجام دهد و آن وقت نیز خودمان می‌رویم کار دیگران را انجام می‌دهیم.»

آقای روحانی روز شنبه، پنجم اردیبهشت، گفته بود که وظیفه پلیس نه «اجرای اسلام»، بلکه فقط «اجرای قانون است.»

به دنبال این اظهار نظر بود که یک روز بعد آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، بدون اشاره به موضع رئیس جمهوری در جمع فرماندهان نیروی انتظامی گفت که «همه کارها را می‌شود برای خدا انجام داد.»

سخنان آقای روحانی اعتراض تعدادی از مراجع تقلید و نمایندگان مجلس و همچنین محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، را نیز به دنبال داشت.

محمد یزدی در مخالفت با حسن روحانی گفت که اگر قوه مجریه «بگوید اسلام نه، اسلام به او می‌گوید شما نه».

تمام قشرها و اصناف «حق اعتراض دارند»

رئیس جمهوری ایران روز دوشنبه در ادامه سخنرانی خود با موضوع «آئین نکوداشت مقام معلم» همچنین تأکید کرد که دولت حق اعتراض را برای «تمام قشرها و اصناف» به رسمیت می‌شناسد.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، وی با اشاره به راهپیمایی کارگران پس از سال‌ها، افزود: «با من مشورت کردند که گفتم بگذارید بیایند، ما باید تحمل کنیم.»

آقای روحانی تأکید کرد: «نسبت به معلمین هم حق اعتراض را به رسمیت می‌شناسیم…. ما می‌دانیم مشکل دارند و آن‌ها هم می‌دانند که مشکل داریم.»

راهپیمایی روز جهانی کارگر پس از هشت سال روز جمعه، ۱۱ اردیبهشت، با مدیریت خانه کارگر و با حضور هزاران کارگر در تهران برگزار شد.

برگزاری این راهپیمایی درحالی صورت می‌گیرد که شماری از تشکل‌های کارگری مانند اتحادیه آزاد کارگران ایران و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران بارها از مخالفت دولت با برگزاری مراسمی توسط تشکل‌های مستقل کارگری در این روز انتقاد کرده‌اند.

در همین حال مأموران پلیس امنیت روز چهارشنبه ابراهیم مددی و داود رضوی، دو عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی تهران و حومه، را در آستانه روز کارگر (اول مه) بازداشت کردند.

در روزهای سه‌شنبه و چهارشنبه نیز محمود صالحی، عثمان اسماعیلی و پدرام نصراللهی، سه فعال کارگری در شهرهای سقز و سنندج بازداشت شدند.

در ماه‌های اخیر، همچنین هزاران معلم در اعتراض به وضعیت معیشتی خود تجمع و اعتصاب کرده‌اند.

انتقاد از سختگیری‌ها نسبت به آموزش زبان خارجی

آقای روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به «یک سری سخت‌گیری‌ها» درباره آموزش زبان‌های خارجی، افزود: «اینکه بگوییم الا و بالله باید یک زبان فارسی یاد گرفته شود و هرکسی هم که در دنیا این زبان را نمی‌فهمد مشکل خودش است و برود یاد بگیرد راه صحیح نیست. امروز برخی از زبان‌ها زبان علم هستند.»

وی همچنین با اشاره به محدودیت یادگیری «برخی از هنرها» در مدارس، گفت: «حتی اگر کلاس‌ها را دوقفله کنیم او می‌رود در خانه دوستش کلاس می‌گذارد و جمع می‌شوند و هنر را یاد می‌گیرند پس محدود کردن هنر نیست، مصون کردن هنر است.»

آقای روحانی، سه شنبه ۱۵ مهر۹۳ نیز گفته بود که «لازم است یک دانشگاه ایجاد کنیم که زبانش زبان انگلیسی باشد تا بتوان از این طریق دانشجوی خارجی جذب کرد.»

No responses yet

May 04 2015

شورای رهبری «خلاف» قانون اساسی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: توسط رضا علیجانی

مدتی است کشمکشی در سطح فوقانی سیاست  در ایران در جریان است درباره شورایی شدن یا نشدن رهبری. هاشمی آن را تبلیغ می کند و  مصباح و  محمد یزدی و بقیه آن را رد می‌کنند!

خبرگان در ایران مجلسی است مملو از افرادی با کهولت سن. یکی از آثار گهگاهی کهولت فراموشی است. طرفین فراموش کرده‌اند که شورای رهبری از مقطع اصلاح قانون اساسی در سال ۶۸ همراه با شرط مرجعیت رهبر از قانون حذف شده است. یک حذف ناشیانه  از وسط اصل ۱۰۷، که اصل باقی مانده را مبهم و سخت نیازمند ویرایش کرده است:

اصل‏ یکصد و هفتم: «پس‏ از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب‏ جهانی‏ اسلام‏ و بنیانگذار جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ حضرت‏ آیت‏‌الله‏ العظمی‏ امام‏ خمینی‏ “قدس‏
سره‏ الشریف‏” که‏ از طرف‏ اکثریت‏ قاطع مردم‏ به‏ مرجعیت‏ و رهبری‏ شناخته‏ و
پذیرفته‏ شدند، تعیین‏ رهبر به‏ عهده‏ خبرگان‏ منتخب‏ مردم‏ است‏. خبرگان‏ رهبری‏
درباره‏ همه‏ فقها واجد شرایط مذکور در اصول‏ پنجم‏ و یکصد و نهم‏ بررسی‏ و مشورت‏
می‏‌کنند؛ هر گاه‏ یکی‏ از آنان‏ را اعلم‏ به‏ احکام‏ و موضوعات‏ فقهی‏ یا مسائل‏
سیاسی‏ و اجتماعی‏ یا دارای‏ مقبولیت‏ عامه‏ یا واجد برجستگی‏ خاص‏ در یکی‏ از
صفات‏ مذکور در اصل‏ یکصد و نهم‏ تشخیص‏ دهند او را به‏ رهبری‏ انتخاب‏ می‏ کنند و
در غیر این‏ صورت‏ یکی‏ از آنان‏ را به‏ عنوان‏ رهبر انتخاب‏ و معرفی‏ می‏‌نمایند.
رهبر منتخب‏ خبرگان‏، ولایت‏ امر و همه‏ مسئولیت‏‌های‏ ناشی‏ از آن‏ را بر عهده‏
خواهد داشت‏. رهبر در برابر قوانین‏ با سایر افراد کشور مساوی‏ است‏.
‎‎‎‎‎‎

اصل‏ سابق‏‏ یکصد و هفتم‏: «هر گاه‏ یکی‏ از فقهای‏ واجد شرایط مذکور
در اصل‏ پنجم‏ این‏ قانون‏ از طرف‏ اکثریت‏ قاطع مردم‏ به‏ مرجعیت‏ و رهبری‏
شناخته‏ و پذیرفته‏ شده‏ باشد، همانگونه‏ که‏ در مورد مرجع عالیقدر تقلید و رهبر
انقلاب‏ آیت‏‌الله‏ العظمی‏ امام‏ خمینی‏ چنین‏ شده‏ است‏، این‏ رهبر، ولایت‏ امر
و همه‏ مسئولیت‌های‏ ناشی‏ از آن‏ را بر عهده‏ دارد، در غیر این‏ صورت‏ خبرگان‏
منتخب‏ مردم‏ درباره‏ همه‏ کسانی‏ که‏ صلاحیت‏ مرجعیت‏ و رهبری‏ دارند بررسی‏ و
مشورت‏ می‏‌کنند، هرگاه‏ یک‏ مرجع را دارای‏ برجستگی‏ خاص‏ برای‏ رهبری‏ بیابند
او را به‏ عنوان‏ رهبر به‏ مردم‏ معرفی‏ می‏‌نمایند، و گرنه‏ سه‏ یا پنج‏ مرجع واجد
شرایط رهبری‏ را به‏ عنوان‏ اعضای‏ شورای‏ رهبری‏ تعیین‏ و به‏ مردم‏ معرفی‏ می‏‌کنند.»

آقای هاشمی در سال‌های اخیر جهتگیری‌های مثبتی داشته است . علیرغم برخی مواضع گاه عجیب به طور مثال درباره مسئله رفع حصر رهبران جنبش سبز. اما اشتباه وی در باره طرح مکرر شورای رهبری در مواقع مختلف چه دلیلی جز فراموشی وی دارد؟ هرچند نمی‌توان با اطمینان علت این اشتباه را  تبیین کرد. علیرغم صراحت قانون جدید بر حذف این شورا؛ آقای هاشمی در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی در پاسخی مرتبط با همین مسئله  بحث شورای رهبری را مطرح می‌کند:

پرسش: «همه ما برای سلامتی ایشان دعا می‌کنیم. اشکال ما همین است که خدای نخواسته اگر مشکلی برای ایشان به وجود بیاید، سرنوشت این نظام اسلامی و نظام ولایت فقیه با این قانون اساسی، می‌خواهد به دست چه کسی سپرده شود؟»
هاشمی رفسنجانی: «من می‌گویم کاری که کردیم، در زمان خودش کار درستی بود. اینکه به دست چه کسی می‌افتد، یک نگرانی برحق است. امّا اگر اشکالی هست، در عملکرد خبرگان است. اگر خبرگان به وظیفه خودشان درست عمل کنند، در صورت نبودن یک فرد مناسب حتماً می‌توانند شورایی کنند. چون قانون شورا شدن هم باز است. شاید در آینده بدون شورا نتوانند کار درستی انجام بدهند. البته این کار تا حدودی به مردم هم بر می‌گردد، چون اگر مردم نمایندگان خود را درست انتخاب کنند، می‌توان امیدوار بود. اتفاق بد در مجلس و هر جای دیگر که مردم بد انتخاب کنند، می‌افتد. در دنیا هم می‌افتد. اصلاً شما جایی را پیدا نمی‌کنید که در عبور از همه گردنه‌های مشکل، کاملاً درست عمل کرده باشند».

هاشمی در مصاحبه با شرق نیز در پاسخ به پرسشی دیگر باز مسئله شورای رهبری را مطرح کرده است:

پرسش: «شما در مصاحبه‌ای که اخیرا داشتید، گفته بودید که اگر خبرگان فرد مناسبی را بعد از رهبری برای جانشینی ایشان پیدا نکنند، می‌تواند بحث به سمت شورایی برود. می‌خواهم بدانم که این بحث چقدر در آنجا مطرح شده است؟ آیا در حد یک ایده است؟ آیا اصلا کسی به آن فکر کرده است؟ ایده‌ رهبری شورایی در جلسات چه وزن و جایگاهی دارد؟

هاشمی رفسنجانی: «این مطالب در قانون اساسی آمده است. هم قبل از بازنگری و هم بعد از بازنگری به آن توجه شده است. قبل از بازنگری آمده بود فعلا که کسی مثل امام(ره) مورد قبول اکثریت قاطع مردم نیست، همان می‌ماند، ولی اگر مثل امام(ره) و رهبری فعلی نباشد، شورایی می‌شود و شورایی پنج‌نفره از علما جای رهبری را می‌گیرند، در بازنگری هم همین آمده است که هم می‌تواند فرد و هم می‌تواند شورا باشد. این در قانون اساسی هست و لازم نیست روی آن بحث کنیم. چون بحث شده و مردم هم به آن رای داد‌ه‌اند و تمام شد.»

هاشمی در آخرین جلسه مجلس خبرگان علیرغم اینکه در انتظار رایی حدود ۴۵ تایی بود اما با کمال شگفتی با رایی در حدود ۲۵ و بعد ۲۴  مواجه شد. این نشانگر حساسیت جریان مقابل روی مسئله  خبرگان و انتخاب رهبر آینده از یکسو و در حاشیه آن حساسیت ویژه روی شخص هاشمی است.

بحث شورای رهبری از گذشته‌ها نیز موضوعی کشمکشی میان هاشمی و مخالفانش بوده است.

یک بار مصباح یزدی گفته بود:«طرح شورای رهبری ممکن است طرحی شيطانی باشد تا کسی که می‌داند رهبر نمی‌شود، فکر کند اگر شورايی باشد در آن شورا حضور پیدا خواهد کرد. اگر شوراي رهبری تشکيل شود در مورد مسائل مهم و اساسی جامعه چگونه تصميم‌گيری می‌شود. حاکميت يک فرد پيوسته مورد قبول بوده است و در سيره عقلا و متشرعين، مردم در اجرای حکومت هميشه به فرد مراجعه می‌کرده‌‌اند نه به گروه. مساله حکومت تاخيربردار نيست و در بسياری از مسائل، رهبری بايد تصميم قاطع و نهايی را بگيرد.»

و در آخرین برخورد، محمد یزدی رئیس جدید مجلس خبرگان در پاسخ  و در واقع حمله به هاشمی می‌گوید:«ولی امر مسلمین مسلمین البته مشورت هم می‌کند اما شورایی نیست کسانی که مسئله شورایی را مطرح می کنند فکر می‌کنند این موضوع مثل تئوری‌پردازی و تصورات دانشگاهی است در صورتی که این چنین نیست.»

از منظری استراتژیک از آنجا که انتخابات مهم‌ترین دوره مجلس خبرگان در سال جاری برگزار می‌شود،به نظر می‌رسد هر چه زودتر باید طرفین ماجرا از این اشتباه بیرون بیایند. به خصوص طرفی که مواضعش سمت و سویی در جهت مصالح  ملی دارد. وگرنه استراتژی و برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت های مبتنی بر آن  بر اساس تصوری خواهد بود که  از ابتدا بر خطا قرار دارد.

بنابراین بهتر است برای مسئله خطیر و بسیار مهم «تعیین رهبر آینده جمهوری اسلامی» که احتمالا از سوی مجلس خبرگان آینده صورت خواهد گرفت به  راه‌های عینی‌تر  و  عملی‌تری فکر شود تا راه‌هایی که نیازمند تغییر قانون اساسی است که فعلا چشم‌اندازی بر آن متصور نیست.

طرح مسئله شورای رهبری برای  زمینه‌چینی فرهنگی جهت  طرح این خواسته امری منفی نیست و از قضا شورایی شدن رهبری در ایران می تواند گامی به پیش در جهت قداست‌زدایی از نهادی باشد (که جدا از موافقت یا مخالفت فکری و سیاسی ما درباره آن)، به شدت سعی شده هاله‌ای از تقدس و مطلقیت حولش تنیده شود تا بتوان خیلی از مقاصد سیاسی را در ظل آن پیش برد. اما  این تصور نادرست که این موضوع در قانون اساسی هست و عدم توجه به حذف آن و بنا کردن یک استراتژی سیاسی بر این تصور نادرست امری پرهزینه و  بی‌فایده است.

No responses yet

May 03 2015

آیت الله مصباح یزدی: شیطان های انس و جن درصدد تخریب روحانیت در جامعه هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

صاحب خبر: [شیطان های انس و جن درصدد تخریب روحانیت در جامعه هستند] حوزه/ عضو خبرگان رهبری گفت: در تبلیغ دین باید از محکمات دین برای مردم گفته شود؛ بسیاری از این مطالب غیر متقن و متشابه باعث ایجاد فرقه های انحرافی و گمراهی مردم شده است.

به گزارش خبرگزاری «حوزه»، آیت الله مصباح یزدی، امروز در همایش«نقش نخبگان در تبلیغ» که در تالار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) قم برگزار شد، به تشریح اهمیت و جایگاه تبلیغ دین و لزوم تکیه بر محکمات به جای بیان متشابهات، در ارائه محتوای تبلیغی پرداخت.

ایشان گفت:در شرایط کنونی که تمام دشمنان اسلام و انقلاب با همه قوا برای نابودی اسلام و معارف اهل بیت(ع) به میدان آمده اند و در صدد نفوذ در اذهان مردم و جوانان هستند، باید دید که وظیفه روحانیت و مبلغین چیست، آیا اکتفا کردن به بیان بعضی ابواب فقه کفایت می کند یا نه؛ باید با همه ظرفیت ها و همه توان در مقابله هجمه های دشمن بایستیم و از معارف حقه اهل بیت(ع) دفاع نماییم.

آیت الله مصباح یزدی در تشریح ارکان تبلیغ خوب و مثمر ثمر ابراز داشت: اصلی ترین رکن یک تبلیغ خوب و اثر گذار عبارتست از محتوای تبلیغ، که چه چیزی قرار است به مخاطب گفته شود، و این موضوع همواره یکی از نگرانی های مقام معظم رهبری نیز بوده است.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) افزود: متاسفانه ساز و کار مشخصی برای اینکه یک طلبه و مبلغ دین

بتواند یک خطیب خوب شود و در منبر موفق شود وجود ندارد و در جایی نیز تعریف نشده است، شایسته است مبلغین مطالبی را که مورد نیاز مردم است و سوال می کنند، به خوبی بیاموزند.

عضو خبرگان رهبری، تکیه کردن بر محکمات دین به جای پرداختن به متشابهات و مطالب سلیقه ای و نظرات شخصی را یک ضرورت مهم در تبلیغ دانست و تاکید کرد: در تبلیغ دین شایسته است از محکمات دین برای مردم گفته شود، نه نظرات و سلیقه های شخصی که از اتقان خوبی برخوردار نیستند؛ چرا که تجربه نشان داده است بسیاری از این مطالب غیر متقن و متشابه باعث ایجاد فرقه های انحرافی و سبب گمراهی مردم شده است.

*آفات تبلیغ دینی

آیت الله مصباح یزدی نقش شیطان به عنوان دشمن قسم خورده مومنان را در ایجاد بدبینی مردم به علما و روحانیت یک جریان تاریخی ذکر و خاطر نشان ساخت: قرآن کریم بیان می کند که هیچ پیامبر(ع) و رسولی نبوده است؛ مگر اینکه دشمنان او از جن و انس، درصدد ترور شخصیت او بوده اند تا نتواند به خوبی کار خود را انجام دهد؛ چرا که اگر آن پیامبر(ص) کارخود را به اتمام می رساند شیطان باید بساط خود را جمع می کرد.

ایشان افزود:امروز نیز ادامه دهنده راه همان شیطان های جن و انس نیز درصدد هستند تا مردم به خصوص جوانان را نسبت به روحانیت و علما بدبین نمایند و وظیفه همه این است که بهانه به دست دیگران ندهیم تا بتوانند تهمت و افترایی ببندند.

*فساد یک عالم، تخریب دین در آن جامعه است

عضو خبرگان رهبری فاسد شدن یک شخص روحانی و عالم را تخریب دین دانست و ابراز داشت:نباید به دیگران بهانه داد که آنان نسبت به علما و روحانیون بد بین شوند؛ چرا که تخریب یک روحانی و عالم تنها تخریب او نیست؛ بلکه تخریب دین در آن جامعه است و خیلی باید مواظب بود که به جای تبلیغ دین تخریب دین نکنیم.

No responses yet

May 02 2015

دروغ گوبلزی ظریف و غرولندهای ستایش‌گران او

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: سخنان اخیر محمدجواد ظریف مبنی بر اینکه هیچ روزنامه نگاری در ایران بخاطر ابراز عقیده و نظرش زندانی نیست شگفتی و واکنش گسترده طرفداران و ستایش‌گران دولت تدبیر و امید را در شبکه‌های اجتماعی به همراه داشت.

به‌نظر می‌رسد آنچه جای شگفتی دارد نه سخنان ظریف بلکه همین شگفتی و حیرت دوستداران و شیفتگان او می‌باشد چرا که ممکن است در خصوص سرشت و چیستی جمهوری اسلامی‌ که ملغمه‌ای نامتجانس از خداسالاری و مردمسالاری است – اختلاف نظر وجود داشته باشد ولی پس از گذشت بیش از سه دهه از عملکرد آن، دیگر حتی خوش باورترین ناظران بی‌طرف هم در مورد عدم صداقت و گزافه‌گویی مقامات جمهوری اسلامی‌ اتفاق نظر دارند.

بر کسی پوشیده نیست جمهوری اسلامی‌ برپایه اصولی بنا شده که با هم‌گرایی منطقه‌ای و صلح جهانی سر ناسازگاری دارد. به دلیل دارا بودن همین اصول و ارزش‌های مغایر با نرم‌های پذیرفته شده بین‌المللی، جمهوری اسلامی‌ به‌جای بازی در چارچوب قواعد حفظ وضع موجود همواره به دنبال شکستن ساختار حاکم و تغییر وضع موجود بوده است. در خصوص اصول و ارزش‌هایی که مانع از هم‌گرایی و ادغام ایران با نظام بین الملل  می‌باشد  می‌توان به‌این موارد اشاره کرد:

یک- آرمان صدور انقلاب اسلامی‌ که لازمه آن توسل به توسعه‌طلبی، مداخلات منطقه‌ای، حمایت از خشونت و نا امنی و گسترش تروریسم می‌باشد؛

دو- ساختارشکنی و مبارزه با نظم مستقر بین‌المللی با رویکرد ایدئولوژیک دفاع از حقوق محرومان و مستضعفان و استکبارستیزی؛

سه- عدم شناسایی کشور اسرائیل که توسط اکثر کشورها، سازمان ملل و نهادهای بین‌المللی دیگر به عنوان کشوری دارای حاکمیت به رسمیت شناخته شده است؛

و چهار- خصومت با غرب و سر دادن شعار «مرگ» بر ضد آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته که از جمله نمودهای سیاست خارجی ستیزه جویانه جمهوری اسلامی‌ می‌باشد.

واکنش‌ها به سخنان ظریف و چند سوال

یکی از ابزارهای مورد استفاده در نظام‌های حکومتی تمامیت خواه، ماشین تبلیغات، گزافه‌گویی و دروغ‌پراکنی است بطوری‌که در دوره آلمان نازی که سودای سروری‌ نژاد به اصطلاح برتر آریایی بر دیگر نژادهای پست روی زمین را داشت جوزف گوبلز، وزیر تبلیغات دولت هیتلر وظیفه تهییج احساسات مردمی‌ را برعهده داشت. او معتقد بود: «دروغ هر چه بزرگ‌تر باشد باور آن برای مردم راحت‌تر است.»

همین‌طور، وقتی در سال ۲۰۰۳ جرج بوش تصمیم به حمله به عراق گرفت در حالی‌که در روزهای پایانی هفته سوم این حمله، نیروهای آمریکایی در حال جنگ تن به تن در خیابان‌های بغداد بودند سعید‌الصحاف، رئیس دستگاه تبلیغاتی صدام حسین، دیکتاتور سابق عراق خبر از زمین‌گیر شدن نیروهای آمریکایی در مرداب‌های جنوب این کشور  می‌داد.

آیت الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی‌ هم در استفاده از تبلیغات و گزافه گویی ید طولایی داشت ولی شاید تفاوت او با گوبلز و سعید‌الصحاف استفاده از دستاویز دینی و مذهبی از قبیل مخفی کاری و یا «تقیه» (بنا بر برخی روایت‌های اسلامی‌ ۹۰ درصد دین از تقیه تشکیل شده است)، دروغ گویی در قالب دروغ مصلحت آمیز شرعی و فریب کاری و نیرنگ در قالب آیه «و مکروا و مکرالله والله خیرالماکرین» بود.

یک- با توجه به‌اینکه شالوده جمهوری اسلامی‌ بر پایه دروغ و ریا و تقیه بنا شده و وقتی بنیان‌گذار آن در پاریس وعده می‌دهد  در ایران ساختار دموکراتیکی مانند جمهوری لائیک فرانسه را تاسیس کند ولی بعد از قبضه قدرت در تهران زیر قول خود زده و یکی از سرکوب‌گرترین رژیم‌های حکومتی را پایه گذاری کرده و با قهقهه‌ای مستانه می‌گوید «خدعَه کردم!» چرا یک دروغ هر چند فاحش جواد ظریف، دوستان و دوست‌داران او را اینچنین برآشفته کرده است؟

دو- درست است که محمود احمدی‌نژاد رکوردار دروغ و تحریف در طول تاریخ معاصر کشور است ولی مطمئنا این نخستین بار نیست که دولت تدبیر و امید متوسل به دروغ‌های شاخدار  می‌شود. همین سال گذشته بود که رئیس جمهور در نیویورک گفت هیچ روزنامه نگاری به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای بازداشت نشده است و وقتی برخی به‌این سخنان روحانی اعتراض کردند خانم الهام امین زاده معاون حقوقی او همین ادعا را تکرار کرد. پس این همه واکنش و غرولند برای چیست؟

سه- هر چند همواره اصلاحات تدریجی را به تغییرات سریع و انقلاب‌های عمدتا ویران‌گر (از جمله انقلاب سال ۵۷ که حکم از چاله در آمدن و در چاه افتادن را داشت) ترجیح  می‌دهم ولی معتقدم جمهوری اسلامی‌ ساختاری اصلاح ناپذیر است چرا که همه کورسوهای امید برای اصلاحات تدریجی و آرام را بسته است. با این وجود، یکی از روزنامه نگاران سرشناس طرفدار اصلاحات و دولت تدبیر و امید [مسیح علی‌نژاد] از سخنان دروغ ظریف شوکه شده و در اعتراض به‌این سخنان، ویدیویی [2] منتشر کرده که در آن زار زار گریه  می‌کند. حال باید از ایشان پرسید بر چه پایه و اساسی به اصلاحات و وقوع تغییرات مثبت در ساختار جمهوری اسلامی‌ باور قلبی داشتند که شنیدن یک دروغ از رئیس دستگاه سیاست خارجی آن، چنین منقلب‌شان کرده است؟

چهار- فعالانی که تلاش  می‌کنند هر گونه مخالفتی با سیاست‌های دولت تدبیر و امید را بی‌اثر کنند تا به تعبیر خود دولت روحانی بتواند به وعده‌های خود جامه عمل بپوشاند باید توضیح دهند این دولت چه دستاورد بخصوصی در عرصه سیاست داخلی و خارجی خود داشته است. چرا که برخلاف تعریف و تمجیدهایی که از دولت کنونی صورت می‌گیرد بر طبق اظهارات سازمان‌های حقوق بشری، در این دوره تعداد اعدام‌ها و بویژه اعدام نوجوانان زیر سن قانونی در کشور رشد چشم گیری داشته و محدودیت‌ها بر روزنامه نگاران، روشن‌فکران و فعالان سیاسی و اجتماعی بیشتر شده است.

پنج- بهتر است کنش‌گرانی که ظریف را دیپلماتی بی‌نظیر و کارکشته دانسته و او را به امیرکبیر و مصدق زمان و برژینسکی و گورباچف ایران ملقب کرده‌اند توضیح دهند این خوش بینی و کیش شخصیت‌سازی از کجا سرچشمه می‌گیرد. آیا آنها هر گونه نشانه‌ای از دموکراسی خواهی و حقوق بشر محوری در کارنامه ظریف به عنوان یکی از کارگزاران امتحان پس داده نظام مشاهده کرده‌اند.

=====

توضیح خودنویس: ویدئوی گریه مسیح‌علی‌نژاد برای سخنان ظریف [3] پس از انتشار این مطلب بدون هیچ توضیحی از صفحه فیس‌بوک او [4]  حذف شد. لینک ویدئو در یوتیوب [5]

No responses yet

Apr 30 2015

7 نکته به بهانه نامه شماری از نمایندگان به رییس جمهوری: آیا روحانی حرف خلافی زد؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: اگر قرار بود پلیس خود را مجری احکام اسلامی بداند یک روز باید فردی را به اتهام دروغ گویی و روز دیگر رییس یک شعبه بانک را به خاطر پرداخت سود که در برخی از نظرهای فقهی شرعی نیست بازداشت کند. حال آن که چنین نمی کند. چون تنها باید به قانون عمل کند. به مُرّ قانون. روحانی همین را می گوید. قانون گذاران به چه اعتراض دارند؟!
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای به رییس جمهوری نسبت به بخشی از سخنان حسن روحانی در بیستمین همایش سراسری فرماندهان نیروی انتظامی واکنش نشان داده و نکاتی را یادآور شده اند.

موضوع نامه مشخصا این عبارات رییس جمهوری است:

«پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، هیچ پلیسی نمی‌تواند بگوید که چون این را خداوند گفته و یا روایتی که پیغمبر فرموده است خود را مسئول اجرای اسلام بداند. بی‌خود خود را به مخمصه نیندازید و مردم را گرفتار نکنید. وظیفه پلیس اجرای قانون است.»

این نمایندگان پس از نقل قول هایی از امام خمینی و مقام معظم رهبری در مقاطع مختلف تاریخ جمهوری اسلامی این پرسش ها را با رییس جمهوری در میان گذاشته اند:

«چه کسی یا کسانی موظف به اجرای اسلام هستند آیا فقط عده‌ای خاص همانند روحانیت (که شما هستید) یا مراجع تقلید عظام (که موضع‌گیری الهی کرده‌اند) و … وظیفه دارند؟

آیا سخن شما بدان معنی نیست که دین از سیاست جدا است؟ آیا قوانین مصوب، غیر اسلامی است؟ آیا این به معنی تعطیل شدن واجبات از جمله امر به معروف و نهی از منکر نیست؟ آیا نباید قانون اساسی در اصول اول، دوم، بند یک اصل سوم، چهارم و پنجم و … را در راستای ماموریت‌های قوای سه‌گانه و نهادها عملی کرد؟

آیا نباید نیروی انتظامی و سایرین از دستگاه‌ها را دعوت به کلام خداوند و پیامبر اعظم نمود تا از مخمصه‌ها و گرفتاری‌ها نجات پیدا کنند؟»

آیا روحانی حرف خلافی زد؟!

به این بهانه می توان نکاتی را یادآور شد:

1- حسن روحانی چنان که در خطاب نامه آمده از عنوان مذهبی «حجت الاسلام والمسلمین» بر خوردار و غیر از آن که رییس جمهوری است، مجتهد است که اگر نبود نماینده مجلس خبرگان رهبری نمی بود. ویژگی مذهب تشیع نیز در اجتهاد است. پس می توان پرسید: اگر یک مجتهد نتواند دیدگاه مذهبی و فقهی خود را بیان کند چه کسی می تواند؟ ضمن این که در اینجا اتفاقا از منظر شخصی موضع نگرفته و از جایگاه حقوقی و به عنوان «بالاترین مقام رسمی کشور پس از رهبری» نظر داده و حتی می توان گفت چون وزیر کشور، جانشین فرمانده کل قوا در نیروی انتظامی و در عین حال عضو دولت است به عنوان رییسِ وزیر کشور دستور داده است.

2- منظور آقای روحانی صریح و مشخص است. او می گوید «تشخیص» اسلامی بودن یا نبودن با پلیس نیست و تنها باید قانون را اجرا کند. او که نگفته پلیس جمهوری اسلامی قانون آمریکا و فرانسه را اجرا کند! می گوید «قانون را اجرا کنید» و واضح است که منظور او «قانون جمهوری اسلامی» است و قانون جمهوری اسلامی هم «طرح یا لایحه ای است که به تصویب مجلس شورای اسلامی و تایید شورای نگهبان جمهوری اسلامی و در موارد اختلافی مجمع تشخیص مصلحت رسیده باشد». پس چرا باید نگران باشند؟

این که رییس جمهوری می گوید شأن پلیس اجرای قانون است نه اجرای اسلام ( بر اساس تشخیص خود)، احترام به قانون گذار است و اتفاقا نمایندگان را باید بیش از دیگران، خوش آید هر چند که می توان حدس زد برخی که سابقه حضور در نهادهای نظامی و انتظامی و امنیتی را دارند و چندان با وجوه حقوقی و قانون گذاری آشنا نیستند از این موضوع خرسند نشده باشند.

3- یک مثال، موضوع را روشن تر می کند. در فقه و شرع اسلامی و شیعی، فروش و مصرف مواد مخدر با این شدت و غلظت که در جمهوری اسلامی اجرا و اعمال می شود حرام اعلام نشده است.

به همین خاطر قوانین مربوط به تشدید مجازات که گاه تا اعدام هم هست در مجمع تشخیص مصلحت نظام تصویب شده و به اتهامات این دسته از جرایم نیز در دادگاه های انقلاب رسیدگی می شود. اگر قرار بر تشخیص فقهی باشد پلیس به قاعده باید بگوید حرام نیست و برخورد نمی کنیم حال آن که به موجب قانون باید برخورد کند و می کند. کار پلیس، اجرای قانون است ولاغیر و منظور رییس جمهوری این است که قانون جمهوری اسلامی را اجرا کنید نه این که خود را موظف به تشخیص بدانید که این، کار فقیهان و مراجع و صاحب نظران دینی و فقهی است.

در واقع اگر قرار باشد کسی ابراز ناخرسندی کند نیروی انتظامی است که مثلا بگوید نیروی انتظامی جمهوری اسلامی برای خود وظایف فرهنگی و عقیدتی هم تعریف کرده و گرنه نمایندگان محترم چرا باید برنجند هر چند که به نظر می رسد نیروی انتظامی هم معترض نیست و شاکر است چون باری از دوش آن برداشته شده چون رییس جمهوری می خواهد «به مخمصه نیفتند.»

4- این که در قانون اساسی آمده نمی توان افراد را بیش از24 ساعت در بازداشت بدون حکم و اولیه ، نگاه داشت و بعد از آن باید تنها به حکم قاضی و دادگاه باشد به این خاطر است که قانون اساسی هم پلیس را تنها به عنوان مجری قانون می شناسد نه عین قانون یا ابلاغ کننده احکام الهی.

اگر مامور پلیس قصد ورود به خانه همان نماینده یا تفتیش آن محل را داشته باشد آیا می تواند بگوید چون من پلیس هستم می خواهم وارد شوم و به نام اسلام وارد می شوم؟ یا از او می خواهیم و می خواهند «حکم» ارایه دهد؟

این یعنی شما مجری قانون هستی و شانی فراتر از اجرا ندارید. این حرف آیا خلاف است؟!

5- اگر معلمی از یک دانش آموز ابتدایی بخواهد الزاما قرآن را از بر کند با چه واکنشی رو به رو می شود؟ او را تحسین و فرزندمان را وادار به حفظ اجباری می کنیم یا به آن خانم یا آقای معلم یادآور می شویم که مطابق قانون عمل کند چون بیش از مجری مصوبات آموزش و پرورش و آنچه در کتاب درسی تصریح شده نیست و اضافه بر ان را به خانواده بسپارد.

آیا در اینجا می توان گفت قرآن بالاتر از قانون است؟ معلوم است که قرآن بالاتر است. اما معلم مجری قانون است؛ قانون یک کشور اسلامی و جای دغدغه نیست.

6- نگاه قانون به «حداقل ها»است. کما این که حداقل دستمزد را قانون تعیین می کند و درباره پرداخت بیش از آن نظر نمی دهد. قانون نمی تواند نگاه حداکثری داشته باشد. حداقل حجاب را باید از قانون انتظار داشت و حداکثر حجاب با آموزش و تبلیغ فراهم می شود. از یک مسلمان خواسته می شود حداقل و کف فریضه ها را راعایت کند چون همه نمی توانند اهل نماز شب باشند. اینها نکاتی بدیهی است و عجیب است که برخی به آن عنایت ندارند.

7- تشخیص مصلحت نظام بر عهده مجمعی با همین نام است و نیروهای نظامی و انتظامی مجری قوانین و مصلحت هایی است که آنها نیز باید جامه قانون پوشیده باشند.

اگر تصویب شود ورود خانم ها به ورزشگاه های فوتبال آزاد شده است اما برخی از بزرگان فقهی صحه نگذارند نیروی انتظامی مستقر در ورزشگاه به کدام حکم گردن می نهد؟ پاسخ روشن است. منظور روحانی هم همین است.

مثال دیگر: ازدواج یک تبعه افغان با شهروند ایرانی که صیغه شرعی درباره آنها جاری شده و شرعا زن و شوهر به حساب می آیند اسلامی است. اما آیا نیروی انتظامی صرف ازدواج او با یک زن مسلمان ایرانی را می پذیرد یا مدارک قانونی را هم مطالبه می کند؟ یا اگر به فرزند این زوج شناسنامه ندهند مدرسه به حکم اسلام عمل می کند یا قانون؟ منظور روحانی همین است.

در نهایت این که همین حالا اگر سراغ یک مامور پلیس بروید و بگویید «من همکاری دارم که خیلی دروغ می گوید، لطفا بیایید با او برخورد کنید» چه واکنشی نسان می دهد؟ آیا تعجب نمی کند و احتمالا موجب تمسخر نمی شود؟ مگر دروغ، گناه کبیره نیست؟ مگر در زمره زشت ترین رفتارها نیست که درهر آیین و مسلکی نکوهیده است؟ مگر پیامبر مکرم اسلام نگفته است «دروغ گو دشمن خداست»؟ آیا این نمایندگان می گویند: چرا پلیس اسلامی هیچ کاری علیه «دشمن خدا» انجام نمی دهد؟

پاسخ ساده است: چون قانون دروغ را جز در مورد شهادت دروغ و نسبت کذب به دیگری جرم نمی داند و جرم نیز فعل یا ترک فعلی است که قانون برای آن مجازات تعریف کرده باشد. در قانون مجازات اسلامی جرمی به نام دروغ گویی نداریم مگر درباره شهادت دروغ و نسبت دادن دروغ به دیگران و البته نشر اکاذیب و نه صرفا دروغ گویی شخصی.

اگر قرار بود پلیس خود را مجری احکام اسلامی بداند یک روز باید فردی را به اتهام دروغ گویی و روز دیگر رییس یک شعبه بانک را به خاطر پرداخت سود که در برخی ازنظرهای فقهی شرعی نیست بازداشت کند. حال آن که چنین نمی کند. چون تنها باید به قانون عمل کند. به مُرّ قانون. روحانی همین را می گوید. قانون گذاران به چه اعتراض دارند؟!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .