اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Oct 08 2014

محسن رضائی و آیت الله خمینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: مباحثی که اخیرا بر سر چگونگی پایان جنگ درگیر شده است، موضوع ناراحتی آیت الله خمینی در پایان جنگ نسبت به برخی از مسئولان سپاه را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده. آیت الله خمینی در نامه ای که به مسئولان ارشد نظام در باره دلایل پذیرش قطعنامه ۵۹۸ نوشته است کنایه ای به محسن رضائی فرمانده وقت سپاه که عملا مدیریت نظامی جنگ را بر عهده داشت، زده و وی را به طرح ادعا های شعار گونه متهم ساخته و نامه او مبنی بر تقاضا برای تجهیزات جنگی گسترده را تکان دهنده اعلام می کند. رضائی در بخشی از این نامه امکانات مورد نیاز برای تسخیر بغداد و سقوط صدام و آمادگی مواجهه با آمریکا در خلیج فارس را چنین شرح داده است :

“تا پنج سال دیگر ما هیچ پیروزی نداریم، ممکن است در صورت داشتن وسائلی که در طول پنج سال به دست می ‌آوریم قدرت عملیات انهدامی یا مقابله به مثل را داشته‌ باشیم و بعد از پایان سال ۷۱ اگر ما دارای ۳۵۰ تیپ پیاده و ۲۵۰۰ تانک و سه هزار توپ و سیصد هواپیمای جنگی و سیصد هلیکوپتر و قدرت ساخت مقدار قابل توجهی از سلاحهای لیزر و اتم که از ضرورتهای جنگ در آن موقع است باشیم می ‌توان گفت به امید خدا بتوانیم عملیات آفندی [تهاجمی] داشته باشی”.

آیت الله خمینی یک هفته بعد از پذیرش قطعنامه طی حکمی به رئیس سازمان قضائی نیرو های مسلح حکم می دهد پرونده متخلفان جنگ را بدون اغماض و رعایت مقررات دست و پاگیر بر اساس قوانین شرعی بررسی کنند. وی تاکید می کند مجازات کسانی که باعث شکست جبهۀ اسلام و یا موجب خسارت جانی شدند اعدام است.

بعد از پذیرش قطعنامه و حمله پایانی ارتش عراق که ابتدا با پیشروی هایی همراه بود،گزارش هایی وجود دارد که آیت الله خمینی برخورد عتاب آمیزی با سپاه داشته و از طریق سید احمد خمینی به مسئولان وقت سپاه اولتیماتوم می دهد: “اینجا جایی است که باید متر به متر جنگید و هیچ چیز از هیچ کس پذیرفته نیست، یا سپاه، دشمن را به عقب می‌راند یا برای همیشه یک سپاه ذلیل و مرده‌ای می‌شود. ”

در آن ایام شایعه بازداشت محسن رضائی نیز مطرح شده بود که علی اکبر رفسنجانی در خاطرات ۲۹ تیر ۱۳۶۷ خود می‌گوید: “آقای محسن رضایی آمد. ناراحت است. کمی گریه کرد. دلداری‌اش دادم. آماده استعفا است؛ گفتم در سمت خود بماند. قرار شد فردا مصاحبه تلویزیونی داشته باشد که شایعه بازداشت رد شود. ”

این مسئله می تواند دریچه تازه ای به روابط آیت الله خمینی و محسن رضائی بگشاید. بر خلاف تصویر سازی محسن رضائی این رابطه همیشه نزدیک نبوده و در مقاطعی تنش آلود بوده است. بخصوص در اواخر عمر آیت الله خمینی به نظر می رسد روابط به خوبی قبل نبوده است.

آیت الله خمینی شناخت شخصی از محسن رضائی در پیش و سال های اول انقلاب نداشت. این عضو گروه چریکی اسلامی منصورون پیش از انقلاب و از موسسان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی فرد گمنامی به حساب می آمد. اما فعالیت های سیاسی و تبلیغی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی برای آیت الله خمینی و بخصوص فعالیت های گسترده محسن رضائی در سازمان اطلاعات سپاه برای کنار زدن دگراندیشان و تثبیت جریان خط امام باعث شد تا راه وی به دفتر آیت الله خمینی باز شده و به تدریج روابط خوبی با سید احمد خمینی پیدا کند.

بعد از عزل ابوالحسن بنی صدر از ریاست جمهوری محسن رضائی به فرماندهی سپاه انتخاب شد. محسن رفیقدوست ماجرای انتخاب وی را این چنین شرح می دهد. رفیقدوست در آن زمان عضو شورای فرماندهی سپاه بود.

“وقتی بنی صدر از کشور فرار کرد و حضرت امام به عنوان فرمانده کل قوا اداره امور را در دست گرفتند، در یک مقطع قرار شد خود ایشان برای سپاه فرماندهی تعیین کنند. یک روز حاج احمد آقا به من زنگ زد و گفت: امام فرمودند شورای فرماندهی سپاه کسی را پیشنهاد کند. من به ایشان گفتم سه نفر را مناسب این کار می‌دانم و به ترتیب اولویت شهید بروجردی، شهید کلاهدوز و محسن رضایی را معرفی کردم.

حاج احمد آقا گفت: هر سه نفر این افراد خوبند ولی شما پیشنهاد امام را به شورای فرماندهی ابلاغ کن و آنجا هر کس رأی آورد به ما خبربده.

قبل از اینکه این موضوع را در شورا مطرح کنم صبح زود به کرمانشاه نزد شهید بروجردی رفتم. مدتی بود که همدیگر را ندیده بودیم. بعد از احوالپرسی و صحبت های جانبی ماجرا را برای او تعریف کردم و گفتم که پیشنهاد اول من برای فرماندهی سپاه تو هستی. سه ساعت به او اصرار کردم. آخر سر شهید بروجردی به من گفت آن دو نفر دیگر خوبند برو و از بین آنها کسی را انتخاب کن، من آمادگی ندارم.

وقتی به تهران برگشتم شورای فرماندهی تشکیل شد. در لویزان باغی داشتیم که پیش از انقلاب متعلق به ساواک بود و من آنجا را به مرکز تحقیقات موشکی تبدیل کرده بودم. شورای فرماندهی را آنجا تشکیل دادیم و من این بار دیگر اسم بروجردی را مطرح نکردم. از میان دو نفر دیگر رأی گیری کردیم که شهید کلاهدوز تمام آراء را کسب کرد اما خودش به خودش رأی نداد.

به محسن رضایی نیز من و دو سه نفر دیگر رأی دادیم اما اکثریت آراء را شهید کلاهدوز کسب کرد و قرار شد او را به حاج احمد آقا معرفی کنم.

صبح زود بود که دیدم کسی درب خانه را می‌زند. وقتی در را باز کردم دیدم شهید کلاهدوز با یک عبا بر دوش و یک قرآن در دست جلوی در ایستاده و به من گفت به خاطر قرآن این کار را نکن. من حاضرم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای سپاه بکنم. شما محسن رضایی را به عنوان فرمانده انتخاب کن من حاضرم قائم مقام او باشم.

یادم می‌آید شهید محلاتی با انتخاب محسن رضایی مخالف بود. من ماجرا را به حاج احمد اقا گفتم. ایشان گفت برو یک رأی موافق دیگر هم بگیر. من هم این کار را کردم و به ایشان خبر دادم. حاج احمد آقا گفتند امام فرمودند یک متنی بنویسید و به من بدهید. من و رضا سیف‌اللهی آن را نوشتیم و بنده آن را خدمت امام بردم. البته متن امام غیر از آن چیزی است که ما نوشتیم و فقط کمی از آن استفاده کردند.”

بدینترتیب در شرایطی که نماینده آیت الله خمینی در سپاه مخالف ریاست محسن رضائی بود،وی به صورت لب مرزی و با اعمال نظر از بیرون شورای فرماندهی سپاه به عنوان پنجمین فرمانده سپاه انتخاب شد که طولانی ترین دوره ریاست را با ۱۶ سال گذراند.

بعد از انتخاب رضائی به فرماندهی سپاه و نقش فعال وی در طراحی و مدیریت عملیات ها در جنگ وی رابطه نزدیکی با آیت الله خمینی پیدا کرد و هر جا که مشکلی پیدا می کرد و یا نمی توانست نظر موافق خامنه ای و رفسنجانی به ترتیب به عنوان رئیس شورای عالی دفاع و فرمانده ارشد جنگ را جلب نماید مستقیما با آیت الله خمینی مکاتبه می کرد. همچنین مراوادت نزدیکی با سید احمد خمینی داشت.

این نزدیکی در حدی بود که آیت الله خمینی برای وی پیغام فرستاد که به خط مقدم جبهه ها نرود. رضائی ماجرا را این چنین شرح می دهد:

“عملیات بدر در روز بیستم اسفند ۱۳۶۳ شروع شد. یک روز قبل از آغاز عملیات، آیت ا… توسلی از بیت حضرت امام تماس گرفتند و گفتند: امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان، واجب است.

موضوع از این قرار بود که یکی دو روز قبل از آن، شهید محلاتی در جبهه بودند. فرماندهان، بدون اطلاع من، به ایشان گفته بودند آقا محسن، خیلی به خط مقدم می رود، این، خطرناک است، شما بنحوی این مسئله را به امام برسانید که ایشان را منع کنند. شهید محلاتی بلافاصله پس از مراجعت به تهران، موضوع را از طریق آقای توسلی به عرض حضرت امام رسانده بود که امام فرموده بودند: به آقا محسن بگوئید خط مقدم نرود، حفظ جان ایشان واجب است.

وقتی آیت ا… توسلی این دستورِ حضرت امام را به من ابلاغ کردند، من پیغامی را مکتوب کردم و برادرانِ دفتر اینجانب، آنرا با کد و رمز به آقای انصاری دفتر حضرت امام منتقل کردند.

متن پیغام اینجانب به محضر حضرت امام این بود:

محضر مبارک حضرت امام خمینی روحی فداه

با سلام و عرض ادب، امر حضرتعالی، واصل و مطاع است.

چند نکته باستحضار می رسد:

۱ـ گاهی اوقات، برای آنکه از شناسایی های قبل از عملیات مطمئن شوم و ابهامم برای صدورِ دستورِ حمله، مرتفع شود ناچارم خودم به منطقه دشمن بروم تا اطمینان حاصل کنم.

۲ـ گاهی اوقات، در حین عملیات، گره ای در کارِ عملیات، بوجود می آید که جز با حضور خودم، گشوده نمی شود و حاضر شدنم در منطقه درگیری، ضرورت می یابد.

۳ـ گاهی اوقات، در گرماگرمِ عملیات، برای تقویتِ روحیه فرماندهان، حضورم در محدوده درگیری، لازم می شود.

هرچه حضرتعالی امر بفرمائید عمل می کنم.”

آقای انصاری، پیغام مرا خدمت حضرت امام تقدیم و خیلی سریع، پاسخ آن حضرت را ابلاغ نمودند که امام فرمودند: به آقا محسن بگوئید، تشخیص، با خودِ شماست، ملاحظات امنیتی را رعایت کنید.”

آیت الله خمینی در حکمی که در تیر ۱۳۶۲ به آیت الله طاهری خرم آبادی می دهد بر ضرورت رعایت نظرات محسن رضائی تاکید کرده و می گوید وی مورد علاقه اش است. متن فرمان آیت الله خمینی چنین است :

“جناب حجت الاسلام آقاي حاج سيد حسن طاهري – دامت افاضاته

پيرو سفري كه براي جنابعالي پيش آمد، جناب حجت الاسلام آقاي فاكر- ايده الله تعالي – براي رسيدگي به وضع سپاه پاسداران منصوب شدند. ضمن تشكر ازجناب آقاي فاكر در تحمل زحمات در غياب شما، جنابعالي را به سمت سابق منصوب مي نمايم كه با كمال دقت و ظرافت به آنچه در اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي نماينده اينجانب آمده است عمل نماييد. اميد است با ياري و صميميت جناب حجت الاسلام آقاي فاكر و جناب حجت الاسلام آقاي محلاتي و جناب آقاي وزيرمحترم سپاه و جناب آقاي محسن رضايي كه مورد علاقه و تاييد اينجانب است، هر چه بهتر به وضع سپاه رسيدگي نماييد.

لازم است جناب آقاي وزير سپاه و فرمانده محترم سپاه و ديگر فرماندهان و كساني كه در سپاه سمتي دارند جناب آقاي طاهري نماينده اينجانب را تاييد و در مسائلي كه مربوط به ايشان است از ايشان تبعيت كنند تا ان شاءالله تعالي امور سپاه كه بازوي تواناي جمهوري اسلامي است بر طبق مقررات شرعي و قانوني و مصالح عالي كشور و جمهوري اسلامي تمشيت يابد. لازم به تذكر است كه تبعيت از جناب آقاي محسن رضايي، فرمانده كل سپاه و از فرماندهان ديگر به حسب سلسله مراتب و مقررات سپاه درجمهوري اسلامي ايران يك وظيفه شرعي الهي است كه تخلف از آن علاوه بر تعقيب قانوني مسئوليت شرعي دارد.

آیت الله خمینی در ماجرای اعتراض برخی از فرماندهان سپاه با محوریت شهید کاظم رستگار و شهید بهمنی و مشارکت اکبر گنجی به مدیریت محسن رضائی و نحوه اداره جنگ، جانب محسن رضائی را گرفت. ماجرا از این قرار بود که بخشی از نیرو های سپاه معتقد بودند که رضائی با بی اعتنایی به چان رزمندگان و صورتبندی غلط از عملیات های جنگ به با طرح خیال بافانه سقوط صدام اطلاعات غلطی را به آیت الله خمینی می دهد. همچنین آنها به فعالیت های سیاسی مسئولان سپاه از قبیل محسن رضائی، رحیم صفوی و محسن رفیقدوست و هماهنگی آنها با جناح راست اعتراض داشتند. علی رغم اینکه این گروه از طریق آیت الله منتظری و صانعی هماهنگ کرده بودند تا با آیت الله خمینی دیدار کرده و اعتراضات شان را بیان کنند، اما با مخالفت های رضائی و دخالت سید علی خامنه ای رئیس جمهور وقت این ملاقات منتفی می شود و پیام آیت الله خمینی از طریق محلاتی برای معترضان خوانده شده و محلاتی از آنها می خواهد تا توبه کنند.

متن پیام آیت الله خمینی در سال ۱۳۶۳ بدین شرح است:

“شما به آقایان بگویید که شماها می دانید که مملکت ما بعد از انقلاب است و ما مبتلا هستیم به مخالفت های همه جانبه از تمام ممالک دنیا، دو سه تا هستند که با ما سر جنگ ندارند و همیشه ابرقدرت ها در فکر آن هستند که به یک راهی عمل کنند که تا می توانند ما را آرام کنند. راه هایی که انتخاب کرده اند زیاد بوده است تا رساندند به جنگ و در جنگ هم موفق نشدند. اینها در فکر این هستند که اختلاف ایجاد کنند و آن جمعیتی که بیشتر از همه مورد خوف آنهاست سپاه و آن چه مربوط به آن است و بسیج. از این باب آنها دنبال این هستند که در خود سپاه رخنه کنند.

خیال نکنید اگر کسی آمد و هیاهو کرد که سران سپاه چه هستند، از حلقوم خودشان است. از حلقوم خودشان نیست. از حلقوم دشمنان اسلام است. اگر مردم خوبی هستند، بازی خورده اند. اگر چنان چه اشخاصی باشند که نفوذ کرده اند و عمدا این کارها را انجام می دهند که سپاه را فشل کنند، باید بدانند که اگر چنان چه اختلاف در سپاه بیفتد، جمهوری اسلامی از بین خواهد رفت. اگر به خدا معتقد هستند، پیش خدا مسئولند و این طور نیست که خداوند از آنها گذشت نماید. اگر مردمی هستند که برای ایران عمل می کنند و این کارها را انجام می دهند، باید بدانند که این وضعیت به نفع اسلام نیست.

از این کارها دست بردارید. البته من می توانم با وضع دیگری عمل کنم، ولی بنا دارم با دوستی و برادری برخورد شود. علی ایحال از این طور کارها که موجب تضعیف فرماندهی می شود که آنها از حشمتی که دارند بیفتند، دست بردارید. ما امروز هیچ یک از افرادی که در راس امور هستند را امکان ندارد که برداریم و آنها همین طور خواهند ماند. با هیاهو آقای محسن و آقای رفیق دوست برداشته نمی شوند. اگر ما یک مقام را برداریم، ما را تضعیف می کنند و این به نفع مملکت ما نیست. چه از نظر اسلام و چه از نظر برداشت سیاسی ما از دنیا چون ما می بینیم کارهایی که در این جا انجام می شود قبل از آن که از رادیوی خودمان بشنویم، از رادیوی بیگانه می شنویم. شما درست توجه کنید که با این مسائلی که خیال می کنید با سر و صدا و هیاهو افراد کنار می روند، امکان ندارد سران کنار بروند.

کنار بگذارید این کارها را. این کارها مخالف جمهوری اسلامی است. این کار با برداشت ما از جمهوری اسلامی مخالف است و وضع سیاسی ما در دنیا به هم می خورد. من سفارش شما را به آقایان کرده ام که با شما مدارا کنند. اگر افرادی بعد از این پیام دست برنداشتند باز بخواهند به اختلافات دامن بزنند، به من اطلاع دهید. آنها تکلیف دیگری دارند. این را باید اطلاع بدهید. در بین آقایان هم صحبت کنید. به آنها محبت کنید و اگر من بدانم بعد از این پیام کاری کنند، من به عنوان مخالف اسلام تلقی و معرفی می کنم. ”

حمایت آیت الله خمینی از رضائی آنقدر شدید بود که به تهدید عباس دوزدوزانی از نمایندگان مجلس دوم پرداخت. دوزدوزانی دومین فرمانده سپاه و از موسسان آن بود که این نهاد را ترک و وارد فعالیت های سیاسی شده بود. خامنه ای وی را فرا می خواند و پیام آیت الله خمینی را بشرح زیر به وی ابلاغ می نماید

“شنیده ام که این آقای دوزدوزانی امضا جمع می کند تا مرا در فشار بگذارند که فرمانده سپاه را عوض کنم، بگویید سر جایش بنشیند والا من جمله ای خواهم گفت”.

اما شکست های سپاه در عملیات و وقوع اتفاقاتی بر عکس برنامه ریزی و ادعا های مسئولان باعث شکایت آیت الله خمینی نیز می شده است. به عنوان مثال سردار محمد جعفر اسدی فرمانده لشگر المهدی در زمان جنگ بعد از ناکامی در عملیات کربلای ۴ می گوید:

“به شدت از دست مسئولان قرارگاه مرکزی عصبانی بودم، ماشین را برداشتم و گازش را گرفتم. وقتی رسیدم آنجا دیدم محسن رضایی با تلفن صحبت می‌کند. این پا و آن پا می‌کردم که بروم تلفن را از دستش بگیرم و بزنم زمین. از حرف‌هایش فهمیدم آن طرف خط حاج احمد آقاست. محسن در حالی که رنگ و رویش مثل گچ سفید شده و دستانش می‌لرزید، وضعیت جبهه‌ها را گزارش می‌داد…”

رضائی چندین بار در زمان جنگ از فرماندهی سپاه استعفا می دهد. یکی از این موارد در سال ۱۳۶۶ است. او طی نامه ای به سید احمد خمینی چنین می گوید :

“برادر ارجمندم؛ حضرت حجت الاسلام جناب آقای حاج سید احمد خمینی (زید عزه)

با اهدای تحیت؛

اکنون که علی رغم مقاومت های زیاد در مقابل مشکلات و نارسایی های میدان نبرد (که عمدتاً ناشی از افراد و عوامل داخلی جامعه و مسئولین کشور بوده اند)، مجبور به استعفا از مسئولیت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده ام، لازم می دانم از زحمات جنابعالی در حمایت از نیروهای انقلاب اسلامی بالاخص رزمندگان جان بر کف حزب اللهی کشور (و علی الخصوص در عملیات والفجر ۸ و کربلای ۵) تشکر و قدردانی کنم.

امیدوارم نسل های آینده انقلاب، چهره های وفادار به امام و اصول مبنایی انقلاب اسلامی را فراموش نکرده و به آنان وفادار باقی بمانند.”

اما آیت الله خمینی با استعفای وی مخالفت می کند.

بعد از پذیرش قطعنامه در اسناد موجود مکاتبه و رابطه ای بین آیت الله خمینی و محسن رضائی مشاهده نمی شود.

آیت الله خمینی در نامه ای در شهریور ۱۳۶۷ خطاب به کلیه فرماندهان و پرسنل سپاه از فعالیت های آنها در جنگ تجلیل کرده و خواهان حفظ آمادگی و فعالیت ها در زمان صلح می شود. همچنین در نامه ای در تاریخ دی ماه ۱۳۶۷ از محسن رضائی می خواهد سپاه وظیفه حفاظت از هواپیما ها را ادامه دهد و مسئولیت ربوده شدن هواپیما ها را بر بر عهده سپاه می گذارد. همچنین از رضائی می خواهد در هماهنگی با نخست وزیر امور اجرائی را انجام دهد. این نامه در پی درخواست رضائی برای تمدید ماموریت سپاه در زمینه امنیت هوایی بعد از پایان جنگ صادر شده است. رضائی شکایت کرده بود که مجموعۀ تشکیلات موجود در فرودگاه با زنده کردن قوانین سابق، حضور سپاه را با طرح مسئلۀ “نداشتن جایگاه قانونی” تخطئه می‏ نمایند.

بدینترتیب معلوم می شود که آیت الله خمینی در طول دوره ۸ ساله فرماندهی محسن رضائی بر سپاه در زمان حیات وی رابطه خوبی با او داشته است. اما این رابطه که با وساطت سید احمد خمینی بوده، فراز و نشیبی نیز داشته است. اما به نظر می رسد بعد از پایان جنگ روابط به گرمی سابق نبوده و چه بسا رو به سردی رفته است. انتشار اطلاعات بیشتر کمک می کند تا درک بهتر و نزدیک به واقعیت از مناسبات آیت الله خمینی با محسن رضائی بدست آید.

No responses yet

Oct 07 2014

گفت‌وگو با مادری که فرزند ٥ساله‌اش را برای فروش گذاشته است: پسرم را می‌فروشم تا صاحبخانه شوم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرآنلاین: روزنامه شهروند نوشت:

نوشته بود «یک پسر پنج‌ساله به فروش می‌رسد» یک آگهی چند خطی روي ديوارهاي شهر با یک شماره موبایل. شوخی نبود. پشت خط صدایی شکسته انگار که صدای پیرزنی سالخورده باشد اما سالخورده نبود. ماجرا، قصه فروش کلیه نیست، روایت فروش یک بچه است، یک پسربچه پنج ساله که مادر و پدرش او را به فروش گذاشته‌اند، آگهی کرده‌اند و گوش به زنگ تلفن که چه کسی پسرشان، پسر پنج ساله‌شان را می‌خرد؟ پدر و مادرش، یک زوج زابلی‌اند که پسر‌شان را برای فروش گذاشته‌اند. به این امید که از اجاره‌نشینی خلاص شوند و در مقابل، پسرشان به دست فرد نیکوکاری بیفتد و آینده روشنی داشته باشد. آگهی چند خطی، تکان‌دهنده است اما از آن تکان‌دهنده‌تر، واگذاری یک کودک ٥ساله در ازای یک خانه است، خانه‌ای در زابل. پسرشان را می‌فروشند چون پدر و مادرش، نمی‌توانند از پس هزینه‌های خود و سه فرزندشان بر بیایند، در پرداخت کرایه ماهیانه منزلشان مانده‌اند و نمی‌خواهند هر شب شاهد شب بیداری‌ها و گرسنگی‌های فرزندان دل‌خسته‌شان باشند.

پسرتان را برای فروش گذاشته‌اید؟
برای فروش نه، در ازایش یک خانه می‌خواهیم.

یعنی پسرتان را در ازای یک خانه می‌دهید؟
بله

چرا؟
چون پول نداریم حاج آقا، چون هیچ چیزی نداریم، صاحبخانه جوابمان کرده است. ما پول نداریم، رعیت هستیم.

خب هر کسی که پول نداشته باشد باید فرزندش را بفروشد؟

این کار را برای آینده بچه‌هایم انجام می‌دهم.

کجا زندگی می‌کنید؟
زابل.

خود زابل یا روستاهای اطراف؟
نه خود زابل.

به سازمان‌های مرتبط برای این‌که به شما کمک کنند مراجعه کرده‌اید؟
بله حاج آقا، همه جا رفتیم.

چی را قبول نمی‌کنند؟
این‌که کمکمان کنند.

یعنی خانه به شما بدهند؟
بله، ولی هیچ کمکی هم نمی‌کنند، ما هیچ چیزی نداریم.

دقیقا به شما چه گفتند؟
گفتند که شوهرم باید ٦٠ساله بشود. شوهرم مریض است، بدحال است، عکس از سینه و ریه‌اش گرفتیم و بردیم، شوهرم حتی ناراحتی قلبی دارد، دست و پاهایش شکسته است، اما باز هم می‌گویند وقتی ٦٠سالش شد کمک می‌کنیم. من سه‌سال است که پیگیر کمک هستم.

نامه‌نگاری مکتوب داشتید؟
بله، ولی گفتند شوهرم باید ٦٠سالش شود.

پیش چه کسی رفتید؟
یادم نیست.

چرا شوهرتان کار نمی‌کند؟
مریض است حاج آقا، کاری نمی‌تواند بکند.

اصلا شغل شوهر شما چیست؟
راننده بوده، ولی ماشین نداره.

یعنی قبلا ماشین داشته؟
نه قبلا هم نداشته.

خب چطوری رانندگی می‌کرده؟ برای کجا کار می‌کرده؟
قبلا که مرزها باز بودند، با ماشین گازويیل می‌برد مرز، ولی الان که مرزها بسته شده دیگه نمیشه گازويیل برد.

همسرتان از کجا ماشین می‌آورد؟
ماشین از آشناها می‌گرفت، یک ماشین از داماد خواهرزاده مادرم می‌گرفت و با رفیق‌هایش گازويیل می‌برد. با خود صاحب ماشین می‌رفتند مرز و گازويیل می‌فروختند.

الان پول از کجا میارید؟
از یارانه.

چقدر می‌گیرید؟
٢٠٠هزار تومان.

چرا شوهر شما کار نمی‌کند، به جز رانندگی کار دیگری بلد است؟
زمانی که در تهران بودیم کار می‌کرد، ولی کار برایش سخت بود و نمی‌توانست کار کند.

تهران به چه کاری مشغول بود؟
٢‌سال در کوره می‌کرد، ولی کارخانه بیمه‌اش نمی‌کرد، کارش هم سخت بود، دیگر نتوانست کار کند.

شوهرتان چند سالش است، شما چند‌ سال دارید؟
شوهرم ٥٥ ساله است و من ٣٥‌سال دارم.

خب شوهرتان نمی‌تواند مثلا سرایدار شود، نگهبانی بدهد، کارهایی از این دست؟
دست‌ها و پاهای شوهرم شکسته، نمی‌تواند کارهای سنگین انجام بدهد، هیچ جای دیگری هم نتوانست کار نگهبانی و سرایداری پیدا کند. اگر از این کارها پیدا شود حتما کار می‌کند.

دست و پای شوهرتان به چه دلیل شکسته است؟
تصادف کرده، موقعی که رانندگی می‌کرد، تصادف کرد و دست‌ها و پاهایش آسیب دید.

شما چند تا بچه دارید؟
سه تا.

چند ‌سالشان است؟ اسم‌هایشان را می‌گویید؟
پسرم ابوالفضل کلاس ششم است. دخترم زهرا کلاس پنجم است و پسرم آریا.

که ٥ سالشه و برای فروش گذاشتید.
بله. حاج آقا برای من هم خیلی سخته، از وقتی که کوچک بود، بزرگش کردم، من خودم شبانه‌روز گریه می‌کنم، ولی چه کاری می‌توانم انجام بدهم، گفتم شاید از طرف کمیته امداد کاری بکنند، ولی هیچ خبری نشد.

آریا خودش چیزی نمی‌گوید؟ خبردار شده که می‌خواهید بفروشیدش؟ زهرا و ابوالفضل چطور با این مسأله برخورد کرده‌اند؟
گریه می‌کنه، همه‌شان گریه می‌کنند، زهرا، ابوالفضل و آریا گریه می‌کنند، می‌گویند چرا این‌جوری شد، من هم ناراحت هستم، ولی جایی از خودمان نداریم، این کار را برای آینده خود بچه‌ها می‌خواهم انجام بدهم، برای این‌که معتاد نشوند، من جوان‌های دیگر را می‌بینم که پلاستیک جمع می‌کنند تا بفروشند برای عمل‌شان (اعتیادشان)، نمی‌خواهم بچه‌های من این‌طوری بشوند.

خب شما می‌خواهید یکی از بچه‌هایتان را فدا کنید تا بقیه بچه‌ها سرنوشت بهتری داشته باشند؟
من باید چه کار کنم؟ چه کاری از دست من بر می‌آید؟

خیلی‌ها هستند که خانه اجاره‌ای دارند، باید بچه‌های‌شان را بفروشند؟
ما که پول نمی‌خواهیم، فقط یک خانه می‌خواهیم.

فکر می‌کنید آخر و عاقبت آریا چی میشه اگر بفروشیدش؟
نمی‌دانم حاج آقا.

به این فکر نکردید که آریا دست یک آدم ناجوری بیفتد؟
خب همین جوری که بچه‌ام را نمی‌دهم، به کسی می‌دهم که امکاناتش خوب باشد، نه این‌که شرایطی مانند ما داشته باشد و فردا دوباره بچه‌ام را بفروشد.

چطور می‌فهمید کسی که برای بردن آریا آمده آدم خوبی است؟
خب باید بروم و خانه‌شان را ببینم، کجا زندگی می‌کنند، از چهارتا همسایه‌شان سوال کنم، باید مطمئن شوم بعد بچه‌ام را بدهم وگرنه اگر خوب نباشه من را هم بکشند بچه‌ام را نمی‌دهم.

به نظرتان فروختن پسرتان چه تأثیری هم روی آریا و هم بچه‌های دیگرتان دارد؟
من این کار را برای بچه‌هایم می‌کنم، می‌خواهم یک آدم خیرخواهی پیدا شود و به داد ما برسد. اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم در بیمارستان و موقع زایمان این کار را می‌کردم. من سر آریا سزارین شدم، مریض شدم. شوهرم هم که سکته کرده، من هم مریض هستم.

چه بیماری دارید؟
من بیماری کلیه دارم، یکی از کلیه‌های من کار نمی‌کند، فردا هم من می‌میرم هم شوهرم، می‌خواهم از آینده بچه‌هایم مطمئن شوم، من به آینده امید ندارم، مسئولان هم به داد ما نمی‌رسند، من خیلی وقته که رنگ دکتر را هم ندیده‌ام. چه کاری باید بکنم؟

شوهرتان معتاد که نیست؟
نه نیست.

هیچ‌وقت اعتیاد نداشت؟
قبلا بوده ولی الان رها کرده، معتاد اون‌طوری نبوده، معتاد شیره بوده، ولی چون قند داشته، دکتر گفته که خطرناکه، برای همین رها کرده، الان اصلا معتاد نیست.

شما که وضعتان این‌طوری بود، بی‌پول بودید و بیکار، شوهرتان هم که زمانی اعتیاد داشت، چرا سه بچه آوردید؟
خب قبلا این‌طوری نبودیم، اولش خوب بود. در خانه پدرم زندگی می‌کردیم، ولی بعد مشکلات ما زیاد شد.

شما خودتان نمی‌توانید کار کنید؟
کار نیست اصلا، زابل کار ندارد.

مثلا نمی‌توانید در خانه مردم کار کنید؟
من خیلی وقت‌ها در خانه مردم کار می‌کنم، ولی بیشتر مواقع به جای پول و مزد به من لباس می‌دهند، لباس که به کار من نمیاد. هیچ‌وقت حاضر نیستم لباس‌های کهنه دیگران را ببرم و بفروشم. در خانه‌ها کارگری می‌کردم، بادنجان و گوجه‌فرنگی پاک می‌کردم.

از وقتی این آگهی را پخش کردید چند نفر به شما زنگ زدند؟

خیلی‌ها زنگ زدند. می‌گفتند که بچه‌ات را نفروش، به تو کمک می‌کنیم خانه بگیری، گفتند به تو پول می‌دهیم، ولی دیگر خبری نشد. حتی یک نفر می‌گفت شخص خیری را معرفی می‌کند که کمکمان کند. ولی معرفی نکرد. می‌گفت برایتان با بلوک و آجر خانه درست می‌کنیم، ولی هنوز خبری نشده، من اگر می‌خواستم بچه‌ام را بفروشم، موقع زایمان این کار را می‌کردم، ولی الان راهی ندارم. الان آب و نان من گلی است.

چند وقت است آگهی فروش پسرتان را گذاشته‌اید؟
دو ماه.

از اقوام و فامیل و دوست و آشنا کسی به کمکتان نیامد؟
فامیلی که بتواند کمکمان کند و خانه بگیریم نداریم.

همسایه‌ها چی؟ همسایه‌ها کاری نکردند؟
نه، هیچ چیزی نگفتند.

چه وسایلی در خانه‌تان دارید؟
ما فقط یک یخچال داریم و یک تلویزیون، چیز دیگه‌ای نداریم. یخچال را هم یک نفر به شکل امانت به ما داده که تابستان را بگذرانیم.

غذا روی چی درست می‌کنید؟
یک گاز پیک‌نیکی دارم.

کرایه خانه شما چقدر است؟
ماهیانه صد‌هزار تومان.

چقدر پول پیش؟
پول پیش ندارد.

خانه‌تان چند متر می‌شود؟
حدودا ١٢٥ متر با یک سالن بزرگ.

خرج مدرسه بچه‌هایتان را چگونه تأمین می‌کنید؟
از طریق یارانه و کمک همسایه‌ها.

همسایه‌هایی که به مدرسه رفتن بچه‌هایتان کمک می‌کنند، نمی‌توانند کاری کنند که پسر ٥ساله‌تان را نفروشید؟
خب کمک می‌کنند ولی ما خانه می‌خواهیم، نمی‌توانند این کار را بکنند.

غذا را چه کار می‌کنید، با این توضیحاتی که دادید چه غذایی به بچه‌هایتان می‌دهید؟
خب بچه‌های من رنگ میوه را نمی‌بینند، گوشت و مرغ نمی‌توانم بخرم، همسایه‌ها کمکمان می‌کنند، دو همسایه قدیمی داریم که خیلی به فکر ما هستند، ولی برای آینده بچه‌هایم حاضرم همیشه گرسنه باشم، ولی در مقابل یک خانه داشته باشم تا بچه‌هایم بدون سقف نباشند.

شوهرتان با فروش پسرتان مخالف نیست؟
نه، مخالفتی ندارد. او کاری به این مسائل ندارد، او وضع خوبی ندارد. من هم چندان وضع خوبی ندارم.

منزل شما کجای زابل است؟
روبه‌روی مصلی، کوچه (…) ، پلاک (…) است. یک آزمایشگاه مرکزی نزدیک خانه ما است.

No responses yet

Oct 06 2014

ختیار اجرای بخشی از احکام اعدام به محسنی اژه ای تفویض شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: صادق لاریجانی اختیار “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” را به معاون اول خود داده است

صادق لاریجانی رئیس قوه قضاییه ایران، اختیارات خود در مورد اجرای بخشی از احکام اعدام را به غلامحسین محسنی اژه ای معاون اول این قوه تفویض کرد.

آقای لاریجانی دوشنبه ۱۴ مهر (۶ اکتبر) شرح وظایف و اختیارات معاون اول جدید قوه قضاییه را به او ابلاغ کرد که یکی از آنها، “اتخاذ تصمیم در خصوص اجرای احکام سلب حیات در پرونده های مواد مخدر” است.

در ایران، همه احکام اعدام برای تایید نهایی به دیوان عالی کشور فرستاده می شوند اما ریاست قوه قضاییه، بر مبنای اختیاراتی که از جانب رهبر جمهوری اسلامی به او تفویض شده، امکان تاثیرگذاری بر چنین احکامی را دارد.

غلامحسین محسنی اژه ای، که پیشتر دادستان کل کشور بود، در مرداد ماه گذشته با حکم رئیس قوه قضاییه به سمت معاون اولی دستگاه قضایی کشور منصوب شد.

در پی این انتصاب، صادق لاریجانی اعلام کرد که همراه با تغییر معاون اول، “برخی از اختیارات رئیس قوه قضائیه از جمله جلسه با معاونان، رؤسای سازمان های قوه قضائیه و رؤسای دادگستری ها به وی تفویض می شود”. وی در عین حال افزود که همچنان، “تصمیم نهایی با رئیس قوه قضائیه است”.

از جمله دیگر اختیاراتی که آقای لاریجانی به معاون اول خود تفویض کرده عبارتند از: “بررسی و تایید پیشنهاد های معاونت راهبردی در خصوص شرح وظایف و تشکیلات واحدهای اداری قوه قضاییه و سازمان های تابعه”، “تصویب ایجاد شعب دادسرا و دادگاه”، “ریاست جلسات کمیسیون نقل و انتقال قضات” و “بررسی فرآیند تامین و توزیع اعتبارات مصوب قوه قضاییه”.

تفویض اختیارات رئیس دستگاه قضایی در مورد احکام اعدام مرتبط با مواد مخدر، در شرایطی انجام شده که جرایم مرتبط با این مواد، از جمله دلایل اصلی اعدام افراد در ایران محسوب می شوند.

No responses yet

Oct 05 2014

اخبار تایید نشده‌ای از ناپدید شدن بازپرس اولیه پرونده مهدی هاشمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

خودنویس: بر اساس خبرهای رسیده از تهران، بهرام رشته احمدی سرپرست سابق مجتمع قضایی شهید مقدس که بازجویی از مهدی هاشمی را در ابتدای کار پرونده بر عهده داشت، ناپدید شده است.

در آخرین ساعات امروز، یک منبع نزدیک به خانواده رشته احمدی از ناپدید شدن او به خودنویس خبر داد. خبرنگار خودنویس نیز برای اطمینان از موضوع، با یکی از نزدیکان معاون اسبق امنیتی دادستانی تهران تماس گرفت و نامعلوم بودم موقعیت رشته احمدی از سوی عضو خانواده او، تایید شد.

بر اساس گفته یکی از آشنایان این مقام سابق قضایی، در هفته‌های اخیر، فشارهای زیادی به رشته احمدی برای بازپس دادن فیلم‌های اعتراف‌گیری از مهدی هاشمی در هنگام بازداشت اولیه او وارد شده است. به گفته این منبع، رشته احمدی دو هفته پیش از سوی معاون دادستان تهران، از سرپرستی دادسرای منطقه یک نیز برکنار شده بود، اما از آن تاریخ نزدیکانش از او بی‌اطلاع بوده‌اند.

به گفته زندانیان بندهای ۲۰۹ و ۳۵۰ زندان اوین، رشته احمدی در سال‌هایی که معاون امنیت دادستان تهران بود، فشارهای زیادی را به زندانیان سیاسی وارد کرده بود. او یک بار نیز با فائزه هاشمی درگیری لفظی پیدا کرد.

ناپدید شدن بهرام رشته احمدی هنوز از سوی هیچ منبع رسمی، تایید نشده است، اما به گفته منبع نزدیک به خانواده، تماس‌های تهدیدآمیز اخیر از سوی نزدیکان هاشمی رفسنجانی برای اینکه نوارهای بازجویی در اختیار مجمع تشخیص مصلحت قرار گیرد، باعث افزایش سو ظن خانواده رشته احمدی به گروه‌های امنیتی نزدیک به هاشمی رفسنجانی شده است.

No responses yet

Oct 05 2014

دکان دونبش اسلام: کاسبی مراکز مذهبی با “خرید و فروش نماز و روزه میت”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: مراکز مرتبط با مراجع تقلید شیعه، نرخ “نماز و روزه میت” را تعیین کرده‌اند: “نماز قضا” برای یک سال ۷۰۰ هزار تومان و یک ماه “روزه قضا” ۵۰۰ هزار تومان. سایت “اقتصادنیوز” از گردش مالی ۳۷۰ میلیارد تومانی در این بخش خبر داد.

سایت “اقتصادنیوز”، در گزارشی نوشت مراکز مرتبط با مراجع تقلید، نرخ واجباتی که “به گردن اموات” است را چنین تعیین کرده‌اند: نرخ “نماز قضا” برای هر یک سال حداقل حدود ۷۰۰ هزار تومان و نرخ هر یک ماه روزه قضا، حداقل ۵۰۰ هزار تومان است.

در این گزارش به تورم ۲۵۰ درصدی “اجرت واجبات میت” در ۴ سال اخیر اشاره شده و آمده در سال ۸۹ “اجرت یک سال نماز قضا” در حدود ۲۵۰ هزار تومان و یک ماه روزه ۱۵۰ هزار تومان بود که اکنون این نرخ در برخی مناطق به یک میلیون و ۴۰۰ هزار تومان رسیده است.

همچنین در ادامه این گزارش آمده که نرخ “خرید و فروش نماز و روزه میت” البته در برخی شهرها ارزان‌تر است. در این گزارش به عنوان نمونه به شهر قم اشاره شده که یک مرکز مذهبی “اجرت یکسال نماز میت” را ۹۰۰ هزار تومان و یک ماه روزه را ۵۰۰ هزار تومان قیمت‌گذاری کرده است.

این گزارش برآورد کرده است که “گردش مالی سالانه واجبات میت از جمله نماز و روزه” در ایران ۳۷۰ میلیارد تومان است.

البته این برآورد چنین صورت گرفته که بستگان تمام فوت شدگان در یک سال برای “ادای تکالیف ادا نشده آن‌ها”، اقدام کرده و برای “نماز و روزه” هر مرده حداقل یک میلیون و ۲۰۰ هزار تومان بپردازند.

آن‌طور که از استفتائات انجام شده از مراجع تقلید شیعه در ایران همچون آیت‌الله خامنه‌ای، مکارم شیرازی و… برمی‌آید خرید و فروش “نماز و روزه استیجاری” و “نماز و روزه میت” در ایران امری مرسوم است.

No responses yet

Oct 05 2014

آلت الله مصباح یزدی با اشاره به اعتدالیون آنها را به سگ و الاغ تشبیه کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خبرگزاری رسا: آیت الله مصباح یزدی با استناد به آیات و روایات ریشه همه مفاسد اخلاقی را غفلت دانست و گفت: غفلت موجب می شود انسان از حیوانات هم پست تر شده و مستحق جهنم شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، آیت الله محمدتقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)شب گذشته در نخستین جلسه درس اخلاق سال تحصیلی جدید در حسینیه حضرت امام خمینی(ره) قم اظهار داشت: با نگاه از زاویه خاصی به آیات و روایات در می یابیم که ریشه همه مفاسد اخلاقی به یک چیز بر می گردد و در مقابل مبارزه و معالجه آن نیز ریشه اش یک چیز است؛ این مسأله در ابتدا شاید عجیب باشد اما برهان عقلی و آیات و روایات فراوانی دارد.

وی با اشاره به آیه«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْیُنٌ لاَّ یُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ»گفت: خداوند می فرماید غایت بسیاری از جن ها و انسان ها جهنم خواهد بود و این افراد کسانی هستند که نیروی عقلانی، تفکر و فهم صحیح به آنها داده شده اما از آن استفاده نمی کنند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: از چشم و گوش هایی که به آنها داده ایم در راه صحیح استفاده نمی کنند، اینها مانند چهارپایان و بلکه بدترند و این افراد غافل هستند؛ چهارپایان جهنم نمی روند چرا که عقل و تکلیف ندارند اما انسان هایی که مانند چهارپایان می شوند و به تکلیف خود عمل نمی کنند و دچار غفلت شده اند مستحق جهنم می شوند.

نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در تشریح آیه«لَقَدْ کُنتَ فِی غَفْلَةٍ مِّنْ هَذَا فَکَشَفْنَا عَنکَ غِطَاءکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ»گفت: در روز قیامت هنگامی که این این افراد عذاب را می بینند به آنها گفته می شود این همان چیزی است که برای تو بیان کرده بودیم اما تو در پرده غفلت بودی، حالا که پرده را برداشته ایم چشمت تیزبین شده و این عذاب ها را مشاهده می کنی.

آیت الله مصباح یزدی با بیان این که مفاهیمی شبیه به غفلت، نسیان و جهل در قرآن بسیار مورد تأکید است، ابراز داشت: از این آیات معلوم می شود که انسانیت انسان و آن چیزی که موجب می شود که او مانند حیوان و یا بدتر از آن نباشد، دوری از غفلت است؛ اگر کسی بخواهد این گونه نباشد باید صفاتی که ضد غفلت است را دنبال کند.

وی به نکته ای عقلانی در این زمینه اشاره کرد و گفت: انسانیت انسان به آگاهی است و گرنه همان چشم و گوشی که حیوانات دارند آدمی نیز دارد و چیزهایی آنها می بینند و می شنوند، انسان هم درک می کند بنابراین منظور این است که افرادی که مستحق جهنم می شوند هدفی که خداوند از این دیدن و شنیدن در نظر گرفته است را دنبال نکرده اند و مانند حیوانات تنها امور ظاهری و حسی را درک می کنند.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره)با بیان این که برخی مادرزادی و بعضی هم بر اثر عواملی« صُمٌّ بُکْمٌ»هستند، تصریح کرد: این افراد در قیامت می گویند«لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِی أَصْحَابِ السَّعِیرِ»اگر اهل شنیدن بودیم اکنون در جهنم نبودیم؛ تفاوت اصلی انسان و حیوان در همین توجه است.

برخی 80 سال عمر دارند اما هنوز بیدار نشده اند

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به این که عبات های آگاهی، بیداری و هوشیاری در مقابل غفلت، غرور و مستی است، گفت: در روایات نیز این تعابیر بسیار به کار رفته است؛ می فرماید مستی ای که در اثر غفلت و غرور ایجاد می شود دیر تر از مستی شراب بر طرف می شود؛ افرادی را سراغ داریم که 80 سال زندگی کرده اند اما هنوز بیدار نشده اند.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم ادامه داد: این تعبیرات مشخص می کند که از آدمی انتظار می رود با آگاهی فراتر از افق حیوانات حرکت کند؛ انسان باید در رفتارهایش هوشیار باشد و بیندیشد که کیست؟ کجاست و کجا خواهد رفت؟ اگر تابع غریزه خود باشد با حیوان فرقی نمی کند.

آیت الله مصباح یزدی به آیه«ذَرْهُمْ یَأْکُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ»اشاره کرد و گفت: خداوند به پیامبر(ص)می فرماید این افراد جز لذت های دنیا چیزی سرشان نمی شود، بگذار بخورند، بازی کنند و آرزوها آنها را سرگرم کند؛ برخی فیلم ها، تئاترها، سریال ها و موسیقی ها چنان مشغول شان می کند که غافل می شوند.

مشکلات اصلی انسان به غفلت برمی گردد

وی بر اساس قرآن مشکلات اصلی بشر را ناشی از غفلت دانست و بیان داشت: طبق فرمایش قرآن کسی که دچار غفلت شود مانند سگ و الاغ است؛ این مهم ترین بدبختی بشر است که توجه نداشته باشد که چه مسؤولیتی متوجه اوست و همواره با خود بگوید خوش باش و دم را غنیمت شمار.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره)گفت: اگر انسان بخواهد به کمک خداوند در چاه غفلت نیفتد باید به هوشیاری، توجه، ذکر، ذُکر، علم و معرفت پناه ببرد؛ در اینجا این پرسش مطرح می شود که اگر متوجه شدیم که باید از غفلت دور شد، باید به چیزی توجه کنیم؟چه غفلت هایی مذوم است؟ممکن است در شرایط خاصی برخی غفلت ها منجر به جنهمی شدن انسان نشود.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم در مقدمه این بحث با اشاره به این که از دیرباز مباحث اخلاقی و تربیتی نیز مانند سایر علوم برای تسهیل در امر تعلیم از سوی علما و بزرگان دسته بندی شده اند، بیان داشت: در این زمینه تحقیق های فراوانی شده و کتاب هایی نوشته اند.

شیوه تدوین اغلب کتب اخلاقی ما براساس روش فلاسفه یونانی است

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت: کتاب هایی که در زمینه اخلاق داریم اغلب روش فیلسوفان یونانی را اقتباس کرده اند؛ کتاب های ارزشمندی همچون جامع السعادات و اخلاق ناصری که باید قدر آنها را بدانیم، تقریبا همه از یک سبک پیروی کرده اند و مباحث اخلاقی را بر اساس قوای نفس تقسیم بندی کرده اند.

آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: بر اساس یک نظریه قدیمی افلاطونی قوای نفسانی به سه دسته تقسیم می شوند؛ قوای شهوی که منظور از آن همه چیزهایی است که انسان میل به آنها دارد و به طرفشان کشیده می شود، قوه غضبیه و فوق اینها قوه عقلانی است؛ اندکی اختلاف سلیقه در کفیت تنظیم کتاب های اخلاقی وجود دارد اما تقریبا روح کلی همه آنها یکی است.

وی با بیان این که بنابر نظریه مأثور از قدمای فلاسفه یونان فلسفه اخلاق تعیین ملاک خوب و بد بودن است، گفت: آنچه در کتاب های ما آمده است و علمای ما تبعیت کرده اند این است که قوای انسان به سه شکل تقسیم بندی می شوند، افراط، تفریط و اعتدال؛ در هر قوه ای افراط و تفریط بد است و ملاک خوبی حد وسط و اعتدال است.

رعایت اعتدال در همه امور فضیلت نیست

رییس مؤسسه امام خمینی(ره)افزود: از این رو فرموده اند هر فضیلتی در اثر افراط و تفریط به رذیلت تبدیل می شود، مانند این که افراط در شجاعت تهور و تفریط در آن جبن است؛ گاهی در این زمینه تشکیک شده است اما چندان به این امر توجه نشده که آیا این حرف اساس عقلانی محکمی دارد که بگوییم در همه چیز حد وسط فضیلت است؟ افراط در عبادت، کسب علم و تقوا هم رذیلت است؟

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در تشریح توجیهی رعایت اعتدال در قوای نفسانی، گفت: ابتدا باید گفت خدایی که انسان را آفریده و قواییی را در وجود او نهاده حتما از روی حکمت این کار را انجام داده است و همه آنها حتما باید جایی به کار گرفته شود؛ گاهی ممکن است انسان برای دست یابی به یکی از قوا آنقدر تلاش کند که از قوای دیگر باز بماند.

نماینده مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد: مثلا کسی آنقدر به خوردن و یا سایر قوای حیوانی اهمیت دهد که از قوه عقل باز بماند؛ برای این که همه قوا درست استفاده شود باید برای هر یک حدی در نظر گرفته شود که مزاحم قوای دیگر نشود، این کار از افراط و تفریط جلوگیری می کند.

آیت الله مصباح یزدی با تأکید بر این که حد وسط و اعتدال امری کمی نیست، گفت: اگر علم صد درجه داشته باشد نمی توان گفت که حد مطلوب آن پنجاه است، بالاتر و پایین تر از آن مطلوب نیست.

تقسیم بندی جدید مباحث اخلاقی

وی در ارائه تقسیم بندی جدیدی در مباحث اخلاقی، اظهار داشت: این تقسیم بندی پیش تر از سوی کسان دیگری نیز مطرح شده است که به نظر ما با سلیقه اسلامی، قرآنی و دینی تناسب بیشتری داشته و دلنشین تر است؛ آن چیزهایی که محور اصلی اش در ارتباط با خدا است، آن چیزهایی که محورش را خود انسان تشکیل می دهد و آن چیزهایی که محورش در ارتباط با انسان های دیگر یا سایر مخلوقات است.

رییس مؤسسه امام خمینی(ره) با اشاره به بحث هایی که در دروس اخلاق سال گذشته مطرح کرده است، گفت: مسائلی همچون توکل، رضا و تسلیم جزو دسته ای است که در ارتباط با خدا بود، امسال می خواهیم مسائلی که در ارتباط با خود شخص انسان است را مطرح کنیم.

نماینده مجلس خبرگان رهبری افزود: از نظر منطقی ممکن است بخش دوم این تقسیم بندی مقدم باشد زیرا طبیعی ترین چیزی است که برای هر انسانی مطرح است و احتیاج به مقدمات و برهان دیگری ندارد البته از لحاظ شرافت بی شک بحث ارتباط با خدا اولی است.

آیت الله مصباح یزدی بیان داشت: این سه بخش از مسائل اخلاقی را نمی توان آن چنان تفکیک کرد که هیچ ارتباطی باهم نداشته باشند؛ نماز خواندن صرفا ارتباط با خدا است اما در اسلام نماز جماعت که ارتباط با انسان های دیگر را در بردارد نیز بسیار تأکید شده است و یا نماز جمعه که باید در آن خطبه خوانده شود، مسائل سیاسی و اجتماعی مطرح شود و نحوه ارتباط و برخورد با اقوام دیگر، دوستان و دشمنان تشریح شود./928/پ201/ج

No responses yet

Oct 05 2014

وزارت علوم «توقف ارايه مجوز به دانشگاه های تک جنسيتی» را تکذيب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دانشجویی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: به دنبال انتشار گزارش ها درخصوص اظهارات يک مقام وزارت علوم، تحقيقات و فناوری در مورد ارائه مجوز به دانشگاه های جدید، اين وزارتخانه در بيانيه ای «توقف» ارائه مجوز به دانشگاه های تک جنسيتی را تکذيب کرده است.

به گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، وزارت علوم، تحقيقات و فناوری روز شنبه ۱۲ مهرماه در بيانيه ای اعلام کرده است: « آنچه در مصاحبه با ‘کارن ابری نيا ‘ مديرکل آموزش غيردولتی وزارت علوم مطرح شده است، اين بوده که تعداد کل موسسه های آموزش عالی غير دولتی غير انتفاعی به حد اشباع رسيده و به همين دليل تاسيس واحد های جديد در بسياری از مناطق کشور امکان پذير نيست.»

اين بيانيه اضافه کرده است:«دليل اين امر بالا بودن ظرفيت های ايجاد شده بيش از حد نياز در سال های گذشته بوده و آنچنان که در خبر منتشره القا شده است ارتباطی با تک جنسيتی بودن يا نبودن ندارد.»

وزارت علوم، تحقيقات و فناوری در بيانيه خود تصريح کرده است که « طرح هايی را که برای تاسيس موسسه های آموزش عالی چه تک جنسيتی و چه غير آن برای رفع نيازهای واقعی و روز جامعه ارائه شوند و در صورتی که در مناطق اشباع شده نباشند»، مورد برسی قرار خواهد داد.

اين وزارتخانه همچنين اضافه کرده است هم اکنون در حال بررسی «چند طرح جديد تک جنسيتی» است.

پيشتر غلامعلی نادری، مديرکل سابق دفتر آموزش‌های غيردولتی وزارت علوم، در فروردين سال ۹۲ از توقف صدور مجوز تاسيس موسسه‌های آموزش عالی به دليل «اشباع شدن» خبر داده بود.

در همين زمينه، حميد ميرزاده، رئيس دانشگاه آزاد، در شهريور ماه سال جاری ضمن انتقاد از سياست های دولت محمود احمدی نژاد در حوزه آموزش عالی گفته بود، رويکرد دولت نهم و دهم در افزايش مراکز آموزش عالی عملا باعث شد تا دانشگاه آزاد با ظرفيت خالی روبه رو شود.

رييس دانشگاه آزاد گفته بود:اشتباهات و سوء مديريت ها در دولت قبل باعث شد تعداد مراکز آموزش عالی دولتی افزايش پيدا کند که اين موضوع مغاير اصل ۴۴ قانون اساسی به شمار می رود. اين واحدها هم اکنون با استفاده از بودجه دولت زيربناها و فضای آموزشی ايجاد کرده اند ولی از دانشجويان شهريه می گيرند با اينکار ظرفيتهای دانشگاه آزاد که بدون تحميل به بيت المال ايجاد شده بود، خالی مانده است.

دانشگاه پيام نور يکی از مراکز آموزش عالی است که در دوران محمود احمدی نژاد با افزايش ظرفيت سه برابری مواجه شد.

No responses yet

Oct 02 2014

برداشت عجیب رئیس دیوان عدالت اداری از واژه «پریود» در سخنان کیارستمی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

صدای‌آمریکا: در حالی که واکنش‌های دست اندرکاران سینما به اظهار نظر عباس کیارستمی درباره سینمای جنگ و انتقاد ابراهیم حاتمی کیا از او ادامه دارد، رئیس دیوان عدالت اداری ایران واکنشی متفاوت در مقابل سخنان کیارستمی از خود نشان داده است.

به نوشته خبرگزاری ایسنا، محمدجعفر منتظری رئیس دیوان عدالت اداری، در واکنش به استفاده از واژه «پریود» در سخنان عباس کیا رستمی گفت «این تعبیر بی‌شرمانه که از سوی مغز متفکر مشروب‌خوار غرب‌گرای افتاده در داخل غرب، اخیراً نسبت به دفاع مقدس بر زبان جاری شده و بنده از بیان آن خجالت می‌کشم، به نظرتان ناشی از چیست؟ کسی که دوران دفاع مقدس را به عنوان دوران پریود تاریخ ایران نام برده است، خود را دل در گرو عشق به ایران می‌داند، ولی این ملت را که هزاران شهید و جانباز دارد وقیحانه خطاب کرده است و در رسانه عمومی این تعبیر را به کار برده است. به نظرتان این طرز تفکر برخاسته از چیست؟»

عباس کیارستمی، کارگردان صاحب نام ایرانی، حدود ۶ ماه پیش، در جلسه پرسش و پاسخی در دانشگاه سیراکیوز آمریکا، با نقل کامنت یک کاربر اینترنتی که زیر متنی از حاتمی کیا نوشته شده بود، گفت: «آن کاربر اینترنت نوشته بود فیلم‌های تو نماند چون تو راجع به یک پریودی از تاریخ ایران حرف زدی که جوانها را به هیجان آورد که به جبهه بروند». موضوع صحبت، مقایسه فیلم «خانه دوست کجاست» کیارستمی است و فیلم‌های حاتمی کیا که با موضوع‌ دوره جنگ ایران و عراق ساخته شده است. واژه پریود (Period) به معنی یک دوره زمانی است اما به نظر می‌رسد حجه الاسلام محمدجعفر منتظری، رئیس دیوان عدالت اداری کشور، برداشت متفاوتی از این واژه در سخنان عباس کیا رستمی داشته است.

او این پرسش را مطرح کرد که «منشاء این نوع برداشت از دفاع مقدس چیست» و گفت: «آیا این موضوع می‌تواند چیزی جز از خود بی‌خود شدن در برابر فرهنگ غربی باشد؟ بنده هشدار می‌دهم تا مراقب باشیم خدایی نکرده ما چنین جریانی را در کشور شاهد نباشیم.»

دیوان عدالت اداری ایران، نهادی است قضایی که رئیس آن را رئیس قوه قضاییه تعیین می‌کند. این دیوان به شکایاتی که از کارکنان دولت صورت گرفته رسیدگی می کند.

ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان ایرانی در مراسم دریافت بهترین کارگردانی جشنواره فیلم مقاومت برای ساخت فیلم «چ»، با اشاره به سخنان کیارستمی در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه سیراکیوز آمریکا، گفته بود: «عزیز کرده‌ای حرف‌هایی زد و شهدا را افرادی دانست که قربانی جنگ شده‌اند…البته از قبل هم می‌دانستم که جریانی وجود دارد که نسبت به جنگ بی‌اعتنا است. ایشان عزیز کرده بودند و هستند. ایشان همیشه پرچم ایران را در جشنواره‌های خارجی بالا برده‌اند و دستشان درد نکند اما آنچه اکنون رخ داده میزان را به دست بچه‌ها و کسانی می‌دهد که باید متوجه برخی از امور باشند». او سپس از همه مسئولان به ویژه مسئولان دولتی خواسته بود که نسبت به حرفهای کیارستمی واکنش نشان دهند.

به دنبال آن، حجت الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی ارشاد، با بیان اینکه فیلم سخنان کیارستمی را دیده‌است گفت: «نکته‌ای که امروز همه اعلام می‌کنند این است که کیارستمی این حرف را از قول خودش زده است درصورتی که او فقط نظراتی را نقل قول کرده است. از رسانه‌ها می خواهم توضیح دهند که ایشان نقل قول کرده است و این صحبت بیان و نظر رسمی کیارستمی نیست.»

No responses yet

Oct 02 2014

انتقاد گروهی از روزنامه‌نگاران ایرانی از گفته‌های روحانی به سی‌ان‌ان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: ۱۳۵ روزنامه‌نگار ایرانی با امضای نامه‌ای به حسن روحانی، از گفته‌های او در مصاحبه با شبکه خبری سی‌ان‌ان، در مورد انکار وجود روزنامه‌نگار زندانی در ایران، انتقاد کرده و آن را یادآور «تحریف و انکار واقعیت» توصیف کرده‌اند.

روزنامه‌نگاران منتقد می‌گویند «اکنون شاهد هستیم که در گفت‌وگو با کریستین امانپور، خبرنگار شبکه سی‌ان‌ان، واقعیت وجود روزنامه‌نگاران زندانی در ایران را نیز انکار کرده‌اید. اظهارنظر شما یادآور روحیه و رویه‌ای است که خود منتقد آن بودید: تحریف و انکار واقعیت».

این روزنامه‌نگاران و فعالان مطبوعاتی در نامه خود نوشته‌اند بر خلاف وعده‌های حسن روحانی در زمان پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۹۲، مطالبات اساسی روزنامه‌نگاران برآورده نشده است.

در نامه‌ای که به امضای کسانی مانند سیامک قادری، نوشابه امیری، احسان مهرابی، حنیف و علی مزورعی، توکا و مانا نیستانی، عیسی سحرخیز، مازیار بهاری یا شیرزاد عبداللهی رسیده، آمده است که آنها انکار وجود روزنامه‌نگار زندانی در ایران را «به لحاظ حرفه‌ای و از نظر اخلاقی، توجیه‌پذیر» نمی‌دانند.

رئیس‌جمهوری ایران، طی سفر خود به نیویورک، برای شرکت در نشست عمومی سازمان ملل، در مصاحبه‌ای با شبکه خبری سی‌ان‌ان، گفته بود فکر نمی‌کند که کسی در ایران به خاطر فعاليت‌های روزنامه‌نگاری‌اش بازداشت شده باشد.

سازمان گزارشگران بدون مرز می‌گوید در حال حاضر ۵۸ روزنامه‌نگار و شهروند وب‌نگار در زندان‌های ایران به‌سرمی‌برند، که ۲۵ نفر از آن‌ها در فاصله یک سال گذشته، در دولت حسن روحانی، بازداشت و زندانی شده‌اند.

روزنامه‌نگاران و فعالان رسانه‌ای معترض به حسن روحانی، که برخی خود در زندان یا بازداشت بوده‌اند، در نامه خود گفته‌اند «برعهده شماست که به‌عنوان مجری و ناظر بر قانون اساسی و براساس وعده‌های خود، تغییر موثری در وضع فعلی روزنامه‌نگاران زندانی و رسانه‌های کشور ایجاد کنید و از انکار واقعیت و پاک کردن صورت مسئله بپرهیزید؛ آن‌هم در شرایطی که بر تعداد روزنامه‌نگاران زندانی در دوران ریاست جمهوری شما افزوده شده است.»

حسن روحانی در کارزار انتخاباتی خود و پس از آن در سال گذشته وعده‌هایی را در مورد مطبوعات و رسانه‌ها در ایران داده بود که از جمله آنها «آزادی دادن به رسانه‌ها برای مقابله با فساد»، «واگذاری مسائل حوزه رسانه‌ها به صنف» یا «ایجاد محیطی امن» برای فعالان مطبوعاتی بود.

رئیس‌جمهوری ایران در سخنرانی در اسفند ماه گذشته در اختتامیه جشنواره مطبوعات در تهران نیز تاکید کرده بود «دولت و رئیس‌جمهوری بر قولی که به اصحاب رسانه از روز اول داده، پایبند است که محیطی امن‌تر برای اصحاب رسانه به وجود آورد.»

No responses yet

Sep 28 2014

ناگفته‌های هاشمی رفسنجانی درباره جنگ: امام مخالف فرماندهی خامنه‌ای در جنگ بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: اکبر هاشمی رفسنجانی گفته موسس سپاه بوده٬ برخی نوار‌های صوتی جنگ «ناپدید» شده٬ با هدف «ختم» جنگ فرماندهی نظامیان را برعهده گرفته بود و افرادی می‌خواستند جنگ همچنان ادامه داشته باشد.

آقای هاشمی این مطالب را در گفتگویی که به مناسبت هفته «دفاع مقدس» و در بحبوحه طرح غیرمنتظره اختلاف سپاه و ارتش بر سر نحوه و ادامه جنگ با عراق از وی منتشر شده٬ بیان کرده است.

هاشمی رفسنجانی در این گفتگو از قصد خود برای پایان دادن جنگ سخن گفته و افزوده از آنجا که موسس سپاه پاسداران بوده٬ از فرماندهان این نیرو خواسته بود با تصمیم وی همراهی کنند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین از ناپدید شدن برخی نوار‌های صوتی جلسات مربوط به جنگ سخن به میان آورده و گفته از سرنوشت این نوار‌ها اطلاعی ندارد.

وی همچنین درباره روند و چگونگی اقناع روح‌الله خمینی برای پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سخن گفته و به طور صریح افزوده رهبر وقت جمهوری اسلامی موافق پذیرش این قطعنامه و پایان جنگ نبود.

هاشمی رفسنجانی از احتمال بمباران شیمایی شهر‌های ایران از سوی صدام حسین به عنوان یکی از مهمترین عوامل پذیرش قطعنامه نام برده است.

این عضو مجلس خبرگان رهبری درباره اختلاف سپاه و ارتش در جنگ نیز گفته برای حل و فصل این اختلاف‌ها فرماندهی جنگ را پذیرفته بود.

هاشمی رفسنجانی اضافه کرده از آنجا که دست علی خامنه‌ای آسیب دیده بود٬ رهبر وقت جمهوری اسلامی با واگذاری فرماندهی جنگ به وی مخالف بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .