اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

May 24 2014

کمک ۲۵۰ میلیارد تومانی دولت به «ستاد بازسازی عتبات عالیات» در آخرین روز کاری سال گذشته

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


تقاطع: دولت حسن روحانی در آخرین روز کاری سال گذشته خورشیدی، مبلغ ۲۵۰ میلیارد تومان در اختیار “ستاد بازسازی عتبات عالیات” قرار داده است. این مبلغ از محل فروش یا واگذاری سهام شرکت‌های دولتی و توسط سازمان خصوصی‌سازی به این ستاد پرداخت شده است.

این مصوبه‌، روز ۲۸ اسفند ۹۲ با استناد به بند ۱-۲۷ قانون بودجه سال گذشته، در هیات دولت، تصویب و در همان روز، مجوز پرداخت آن توسط اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس جمهوری اسلامی، به سازمان خصوصی‌سازی ابلاغ شد.

بر اساس بند ۱-۲۷ قانون بودجه سال ۹۲، دولت موظف شده بود تا «با رعایت قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون‌ اساسی در سقف ۳۷ هزار میلیارد تومان، نسبت به‌فروش سهام، سهم‌الشرکه، اموال، دارایی‌ها، حقوق مالی و نیروگاه‌های متعلق به دولت و مؤسسات و شرکت‌های دولتی تابعه و وابسته اقدام کند» و بخش قابل توجهی از درآمدهای ناشی از آن را صرف موضوعات مندرج در جدول شماره‌ی ۱۹ این قانون نماید.

کمک به “ستاد بازسازی عتبات عالیات” موضوع ۱۸ از این جدول در کنار موضوعات مشابهی چون “مطالبات آستان قدس رضوی، حرم حضرت معصومه و احمد‌بن موسی” (موضوع ۱۹) و “اوقاف و امور خیریه” (موضوع ۲۰) است.

انتشار دستور پرداخت این مبلغ برای بازسازی اماکن مقدس شیعیان در عراق، یک هفته پس از اظهارات دبیر “ستاد زکات کشور” مبنی بر پرداخت تشویقی ۱۰۰ میلیارد تومان از سوی دولت به این ستاد تا پایان سال جاری صورت می‌گیرد.

حسین نبی‌لو، چهارشنبه گذشته (۲۴ اردیبشهت-۱۴ می) با اعلام این خبر به خبرگزاری ایسنا گفت که تا کنون ۳۰ میلیارد تومان از این رقم به این ستاد پرداخت شده است.

گفتنی است “ستاد بازسازی عتبات عالیات”، بر اساس اساس‌نامه‌اش، نهادی «غیردولتی، داوطلبانه و غیرانتفاعی» است که در سال ۱۳۸۲ و پس از سقوط صدام‌ حسین در عراق، تاسیس شد.

حسن پلارک، رییس این ستاد، در بهمن‌ماه گذشته، در گفتگویی با “خبرگزاری فارس”، مدعی شده بود که «منابع مالی و دارایی‌های “ستاد بازسازی عتبات عالیات” از طریق قبول کمک‌های مالی داوطلبانه مردمی و هم‌چنین پرداخت‌های داوطلبانه سازمان‌های دولتی و غیر دولتی تأمین می‌شود».

No responses yet

May 22 2014

محمدباقر نوبخت٬ سخنگوی دولت: واگذاری پروژه‌های بزرگ به سپاه ادامه می‌یابد

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدباقر نوبخت٬ سخنگوی دولت از تصمیم دولت حسن روحانی برای ادامه واگذاری پروژه‌های بزرگ اقتصادی به سپاه پاسداران خبر داد.

به گزارش «سپاه نیوز» سایت رسمی سپاه٬ آقای نوبخت این مطلب را در جمع بیستمین همایش سراسری «هادیان سیاسی» سپاه بیان کرده است.

نوبخت در این همایش گفته دولت نمی‌خواهد «سپاه با بخش خصوصی رقابت کند، ولی کارهای بزرگی را که از توان بخش خصوصی خارج است باید سپاه انجام دهد.»

به گفته سخنگوی دولت یازدهم «الآن هم این‌گونه پروژه‌ها را به نیروهای مسلح به‌ویژه قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا واگذار خواهیم کرد.»

حسن روحانی نیز در نخستین ماه تصدی قوه مجریه در جمع فرماندهان سپاه از آن‌ها خواسته بود تنها پروژه‌های بزرگ اقتصادی را دنبال کنند.

روابط دولت و سپاه پاسداران در ماه‌های اخیر بر سر اجرای طرح «اقتصاد مقاومتی» و بی‌اعتنایی دولت به طرح‌های سپاه و بسیج در این زمینه تا حدی تیره شده است.

رسانه‌های سپاه طی این مدت نیز حملات خود علیه دولت را افزایش داده بودند که با هشدار حسن فیروز‌آبادی٬ رئیس ستاد مشترک نیرو‌های مسلح مواجه شدند.

No responses yet

May 19 2014

حجت الاسلام کیست و چه کسی آیت‌الله می‌شود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: آیت‌الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید قم به تازگی در ابتدای درس خارج خود گفته است «کار به جایی رسیده که بعضی ها یک جفتک می اندازند آیت الله می شوند، یک جفتک دیگر می اندازند آیت الله العظمی می شوند، حالا هم جفتک انداخته می خواهند مرجع تقلید اعلم شوند». (جرس، ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۳)

یک روز پس از آن هم آیت‌الله عبدالکریم موسوی اردبیلی، دیگر مرجع تقلید قم گفت «اگر بخواهیم مسائل مربوط به امور دینی مردم جای اصلی خودش را پیدا کند باید این مسائل به مردم سپرده شود و دولت و دستگاه های حکومتی دخالت خود را از تبلیغات دینی و مساجد و دیگر مراکز دینی بردارند.» (سایت کلمه، ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳)

به نظر می‌آید به کار بردن عناوین فقهی و دخالت حکومت در امور حوزوی، موجب اختلاف نظرهایی در حوزه شده است. سایت شیعه آنلاین از منابع خبری نزدیک به حوزه های علمیه پیشتر از برخی مراجع درباره عناوین فقهی پرس‌وجو کرده است که عمده آنها از نبودن معیاری خاص برای به کارگیری این عناوین سخن گفته اند. آیت ا‌لله حسین مظاهری هم در این باره اظهار نظر کرده است که «فعلا همه چیز با یکدیگر خلط شده است. دادن معیار به شما فایده‌ای ندارد بلکه ضرر دارد لذا به این گونه چیزها فکر نکنید و تفحص هم نکنید.»
رهبر سیاسی، رهبر فقهی

تیتر روزنامه کیهان در زمان انتخاب آیت الله منتظری به قائم مقام رهبری

آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، هم رهبر سیاسی بود و هم مرجع. بعد از عزل و استعفای آیت الله منتظری، بنیانگذار جمهوری اسلامی با حذف مرجعیت از شروط رهبری نظام موافق بود و آن را ضروری مقام رهبری ندانست که در بازنگری قانون اساسی، این مورد تغییر کرد.

عناوین فقهی مانند دوره‌های دانشگاهی نظام‌یافته نیست و در واقع فاقد معیار عینی است و اجماعی وجود ندارد که پس از هر دوره تحصیلی در حوزه علمیه، طلبه از نظر سلسله مراتب آموزش حوزوی در چه مرتبه‌ای قرار دارد و با چه عنوانی باید مورد خطاب قرار گیرد. این موضوع در ۳۵ سال اخیر به خصوص بعد از درگذشت موسس جمهوری اسلامی ایران، به دلیل اهمیت جایگاه حوزوی در نظام سیاسی ایران همواره یکی از مسائل چالش‌برانگیز بوده است.

مثلا آیت‌الله خمینی در جریان کناره گیری آیت‌الله منتظری از قائم مقام رهبری، او را «حجت‌الاسلام والمسلین» خطاب کرد اما رسانه های ایران پیشتر در هنگام انتخاب او به قائم مقامی او را «آیت‌الله‌العظمی» خوانده بودند. یا نزدیکان اکبر هاشمی رفسنجانی او را آیت الله می خوانند در صورتی که منتقدان سیاسی اش او را حجت الاسلام خطاب می‌کنند.
نظام آموزشی حوزه علمیه

حوزه علمیه، محلی است که طلبه‌ها تحت آموزش تعالیم دینی و فقاهت شیعه قرار می‌گیرند و مراحلی برای عالم شدن در دین وجود دارد. هر طلبه‌ای برای اینکه به مرتبه برسد تا بتواند احکام بگوید و اجتهاد کند، باید دوره‌ها و دروسی را پشت سربگذارد.

تیتر روزنامه جمهوری اسلامی در جریان عزل آیت الله منتظری از قائم مقامی

بنابراین طلاب باید سه مرحله اصلی را برای تحصیل علوم حوزی طی کنند که عبارتند از: دروس مقدماتی؛ سطح؛ خارج؛ و دوره فرعی؛ دروس تخصصی و دروس جنبی.

سایت روایت حدیث، در مطلبی با عنوان «حجت‌الاسلام کیست و آیت‌الله به چه کسی می‌گویند؟» می‌نویسد این سه دوره «یک مسیر فقه محور است که دروس اصلی آن فقه و اصول فقه است و دیگر رشته‌ها مانند فلسفه و کلام و تفسیر در حاشیه قرار دارد. بسیاری از طلاب به صورت تخصصی به دیگر رشته‌ها گرایش می‌یابند. مانند دیگر نهادهای آموزشی همچون دانشگاه‌ها پس از طی هر مرحله به طلاب مدرک پایان دوره تعلق می‌گیرد. پس از دوره مقدماتی مدرک سطح یک و پس از پایان جلد نخست کفایه که به صورت مدون پس از سال نهم تحصیل طلبه است، مدرک سطح دو تعلق می‌گیرد. با ورود به درس خارج فقه و اصول طلبه با ارائه پایان‌نامه مدرک سطح سه و پس از طی درس خارج با ارائه پایان‌نامه مدرک سطح چهار دریافت می‌کند.»

بر این اساس در دوره مقدماتی، طلاب تحت تعلیم ادبیات عرب (صرف، نحو، معانی، بیان و…) می‌آموزند و با دروس پایه مثل منطق و فقه آشنا می‌شوند که به طور معمول از کتاب‏های جامع المقدمات، سیوطی، مغنی و تلخیص‏های آن، المنطق و یا تلخیص المنطق و… استفاده می‏ شود.

در دوره سطح، طلاب یک دوره کامل فقه و اصول می‌خوانند. هدف این دوره افزایش قدرت تجزیه و تحلیل متون فقهی و طریقه استنباط از آیات و احادیث و روایت است.
حوزه نجف

آیت‌الله‌ شیخ حسین بشیر نجفی از مراجع تقلید ساکن نجف درباره مراحل تحصیل در حوزه نجف معتقد است: «طلبه‌ای که می‌خواهد به مقام استنباط و اجتهاد برسد، باید یک سیر ۳ مرحله‌ای را طی کند و به یک سری علوم و ابزار مجهز شود. مرحله اول که مقدمات است خود دارای چهار بخش است: بخش اول شامل اجرومیه ، تبصره المتعلمین و عقائد الامامیه است . بخش دوم شامل قطر هندی یا هدایه، شرائع الاسلام جلد اول، شرح نظام و میزان المنطق است. بخش سوم شامل کافیه ابن حاجب یا شرح الفیه ابن ناظم، حاشیه ملا عبدالله بر تهذیب، شرح شمسیه، شرائع الاسلام جلد۲، و مطالعه منطق مظفر است. بخش چهارم هم شامل مختصر المعانی، باب حادی عشر و شرائع الاسلام ج۳،۴ است. مرحله دوم مرحله سطح است و خود به دو بخش تقسیم می‌شود بخش اول آن شامل معالم و سپس اصول مظفر یا قوانین، مطول و شرح تجرید و بخش دوم هم شامل شرح لمعه ، کفایه جلد۱، رسائل، مکاسب، منظومه ملا هادی سبزواری و پشت سر آن کفایه جلد۲ است. و در نهایت مرحله سوم و آخر بحث خارج است که طلبه بعد از اتمام جلد دوم کفایه در خارج اصول و بعد از مکاسب در خارج فقه شرکت می‌کند.» (خبرگزاری حوزه)

در علم اصول کتاب‏هایی نظیر معالم الأُصول یا اصول الاستنباط، اصول الفقه، رسائل، کفایة الأصول، و در علم فقه، کتاب‏هایی نظیر شرح لمعه و مکاسب تدریس می‏ شود.

در درس خارج، طلاب آماده می‌شوند تا با به کارگیری اصول و علم فقه، در جهت اجتهاد گام بردارند. در این دوره باید بتوانند احکام بگویند و «از منابع اصیل (کتاب، سنت، عقل، اجماع)» حکم فقهی استنباط کنند. این دوره شبیه نوشتن پایان نامه در دوره دانشگاهی است. «مباحث براساس کفایة الاصول در اصول فقه و جواهر الکلام، تحریر الوسیله و عروة الوثقی در فقه طرح می‏ شود.» (سایت تبیان)

گفته می‌شود این دوره دست کم ۶ سال طول می‌کشد اما بستگی به توانایی خود طلاب دارد.

در دوره تخصصی که اجباری نیست طلاب با رشته‌های دیگر آشنا می‌شوند و در آنها تبحر می‌یابند به عنوان مثال، در تفسیر، کلام، تبلیغ، اخلاق، اقتصاد، تاریخ، اندیشه‌ها و غیره.
عناوین فقهی

کسانی که وارد حوزه می‌شوند در هر مرحله‌ای پس از طی دورس لازم، عنوانی متناسب با آن دوره می‌گیرند. بنا به پرسش سایت «شیعه آنلاین» از برخی مراجع تقلید درباره عناوین علمی در حوزه، تقریبا همه متفق‌القولند که قانون و معیار خاصی وجود ندارد این عناوین عبارتند از: ثقه‌الاسلام، حجت‌الاسلام، حجت‌الاسلام والمسلین، آیت‌الله، و آیت‌الله العظمی.

ثقه‌الاسلام: در قدیم باب بود و امروزه در حوزه‌ها به کار نمی‌رود. «دوره مقدمات از آغاز طلبگی تا پایان کتاب شرح لمعه است که معمولا در شش سال به پایان می‌رسد. در این دوره طلاب با ادبیات عرب به طور مفصل و فقه و اصول به صورت نیمه استدلالی آشنا می‌شوند.» (سایت روایت حدیث) این کلمه به معنی مورد وثوق اسلام است.

امروزه به طلبه‌های تازه وارد و جوان گفته می‌شود اما در قدیم به کسی که درجه بالایی داشته اطلاق می‌شده است. درجه‌ای است که به صورت لقب به علمای حدیثی مذهب شیعه داده می‌شود و از درجات رسمی در مدارس حوزوی شیعه نیست. به راویان ثقه حدیث مانند شیخ طوسی و شیخ مفید و شیخ کلینی گفته می‌شود.

حجت‌الاسلام: در لغت به معنای دلیل اسلام است. در این عنوان اجماعی بین علما نیست. برخی می‌گویند کسی که دوره مقدمات را گذرانده باشد، و در دوره سطح است، حجت‌الاسلام نام دارد. «در این دوره طلاب سه کتاب فرائدالاصول معروف به رسائل و کفایة الاصول را که در علم اصول نگاشته شده است به همراه کتاب مکاسب» می‌خوانند. «این کتب شامل فقه و اصول استدلالی است که به صورت متن محور تدریس می‌شود. معمولا چهارسال به طول می‌انجامد.» (سایت روایت حدیث)

«به‌گفته سید حسین نصر، سید محمدباقر شفتی احتمالاً اولین کسی است که عنوان حجت الاسلام را دریافت کرده‌» اما در طول زمان، این عنوان تغییر کاربرد پیدا کرده است. در قدیم که هنوز آیت‌الله باب نشده بود، از این عنوان برای روحانی در مرتبه بالا استفاده می‌شد.

حجت‌الاسلام والمسلین: این عنوان بعد از عنوان حجت‌الاسلام است. برخی می‌گویند کسی در دوره خارج فقه و اصول پیشرفته باشد می‌تواند این عنوان به او اطلاق شود. اما هنوز معیار مشخصی وجود ندارد.

مراسم عمامه‌گذاری توسط آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی

«دوره‌ خارج ادامه دوره‌ سطح است و در آن فقه و اصول به صورت مفصل و استدلالی بحث می‌شود با این تفاوت که متن محور نیست و استاد کتاب خاصی را محور درس قرار نمی‌دهد و بحث آزاد است. البته سیر درس و فهرست آن معمولاَ منطبق با یکی از کتب معروف است. برای نمونه بحث اصول، غالبا مطابق با سیر کتاب کفایه است، که در سالیان اخیر عده‌ای از بزرگان در صدد تکمیل این سیر بودند مانند آیت الله شیخ محمدحسین اصفهانی که الاصول علی نهجه الحدیث را با ترتیب و تبویب نو نگاشت و پس از وی به آیت الله سید محمدباقر صدر نیز می‌توان اشاره کرد. سیر خارج فقه نیز غالبا بر اساس کتاب عروة الوثقی یا شرایع است. آیت الله فاضل لنکرانی تحریرالوسیله آقای خمینی را محور سیر درس خارج فقه قرار داده بود.» (سایت روایت حدیث)

آیت‌الله: در لغت به معنای نشانه خداست و به طور قطع، در مرتبه‌ای بالاتر از حجت‌الاسلام والمسلمین است. کسی که مرتبه سطح و خارج را گذرانده باشد، بتواند اجتهاد کند و از منابع فقهی استنباط و حکم صادر کند، به این عنوان دست می‌یابد. گفته می‌شود این عنوان را اول بار علامه حلی فقیه قرن هفتم هجری گرفته است. بعدها محمدمهدی بحرالعلوم نیز از سوی برخی آیت‌الله خوانده شد و چند دهه بعد از لقب آیت‌الله برای اشاره به فقهای دیگری چون شیخ مرتضی انصاری و محمدحسن شیرازی نیز استفاده شد.

در زمانی که حوزه علمیه توسط شیخ عبدالکریم حائری تاسیس شد تعدادی از استادان این حوزه نیز به آیت‌الله معروف شدند. آیت‌لله که مجتهد است، اگر در برخی موارد فقهی اجتهاد کند به او مجتهد متجزی، یعنی مجتهد در جز می‌گویند و اگر در همه موارد اجتهاد کند او مجتهد مطلق است. برخی می‌گویند آیت‌لله ممکن است هنوز مرجع تقلید نباشد.

آیت‌الله العظمی: این بالاترین مقام در حوزه است و پس از آیت‌الله بروجردی باب شد. تا آن زمان مراجع تقلید را حجت‌الاسلام و حجت‌الاسلام‌والمسلمین می‌نامیدند و بر روی رساله‌های سید حسین طباطبایی بروجردی، که اولین رساله عملیه شمرده می شود، نیز از این لقب برای او استفاده شد.

وب سایت شیعه آنلاین به نقل از منابع خود در حوزه می گوید آیت‌لله العظمی هم در اجتهاد فقهی، مطلق است و هم مقلدان بیشماری دارد.

به مراجع تقلید آیت الله العظمی گفته می‌شود. مرجع تقلید مجتهد اعلم جامع الشرایط است. هر مجتهدی به مقام مرجعیت نمی‌رسد. برخی از این عنوان و مقام فرار می‌کنند مانند مرحوم سید محمد فشارکی و برخی به احترام استاد خود ردای مرجعیت بر تن نمی‌کنند، مانند شیخ محمدعلی کاظمی نویسنده فوائد الاصول که تقریر نویس درس میرزای نائینی است و برخی خود قائل به مرجعیت دیگری هستند. واژه‌هایی دیگر نیز برای تجلیل از مقام علمی روحانیون استفاده می‌شود مانند علامه که بیشتر ناظر به جامعیت و ذوالفنون بودن است مانند علامه شعرانی و علامه طباطبائی.

No responses yet

May 19 2014

قطعات پازل طرح خمینی برای قتل منتظری

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: کنار هم قرار دادن دو خاطره و ادعایی که هراتی مطرح کرده است قطعات پازل طرح قتل آیت‌الله منتظری را پر می‌کند… روشن شدن این موضوع کمک می‌کند تا دامنه خشونت در نگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی بهتر مشخص شود.

۵ سال پیش، عبدالحسین هراتی در مالزی به نقل از عمادالدین باقی مدعی شده بود که آیت‌الله خمینی قصد کشتن آیت‌الله منتظری و صد نفر از یارانش را داشته است. این موضوع را بسیاری فراموش کرده بودند تا وقتی که هراتی به ریاست اداره اسناد و مدارک دانشگاه آزاد منصوب شد. طه هاشمی معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد بعد از بالا گرفتن اعتراضات وی را برکنار کرد. او مدعی بود که اداره حراست و وزارت اطلاعات صلاحیت هراتی را تایید کرده‌اند. وزارت اطلاعات علی رغم سوال علنی جمعی از نیرو‌های بسیجی در این خصوص سکوت کرده است.

معترضان که به طیف افراطی اصول‌گرایان تعلق داشتند سوابق فعالیت‌های هراتی در گذشته و به‌خصوص نامه‌اش به حجت السلام کروبی در جریان تحرک جنبش سبز را پیش کشیدند و دادن پست مدیریتی به وی را عملی خطا و در راستای عدول از آرمان‌های انقلاب و نظام به‌شمار آوردند. هراتی از فعالان انجمن‌های اسلامی دانشجویان خارج از کشور در پیش از انقلاب و هواداران دکتر علی شریعتی است که بعد از انقلاب به جرگه حامیان و نزدیکان هاشمی رفسنجانی می‌پیوندد. وی در عین حال روابط خوبی با نهضت آزادی، میناچی و آیت‌الله منتظری داشته است.

رصد کردن سوابق او شخصیتی معما گونه را ترسیم می‌نماید که آرمان‌گرایی شریعتی را با مصلحت سنجی و مشی غیر اصولی و نوسانی رفسنجانی پیوند زده است. اما وجه معما گونه شخصیتی وی در جایی بیشتر می‌شود که او بعد از خروج از ایران و اقامت در استرالیا مطالب تندی بر علیه آیت‌الله خمینی در وب سایت ایران امروز منتشر می‌کند و در جریان جنبش سبز به موسوی و کروبی ایراد می‌گیرد که چرا دم از پیروی از مشی آیت‌الله خمینی می‌زنند.

اما بعد از انتخابات به ایران رفته و مشاور فرهنگی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌شود. حساسیت‌ها نسبت به وی نیز تا زمانی که مسوولیت در دانشگاه آزاد نگرفته بود، بروز نیافته بود. حتی مخالفان بعد از برکناری وی از دانشگاه آزاد ساکت شدند و واکنشی نسبت به فعالیت او در مجمع تشخیص مصلحت نظام نشان ندادند.

اما صرف‌نظر از چگونگی اتفاقی که برای وی رخ داد و کنکاش در شخصیتش، او یک سخنرانی در مالزی در سال ۱۳۸۸ به مناسبت فوت آیت‌الله منتظری انجام داده است که فرازی از آن موضوعی مهم در فهم مسائل مربوط به عزل آیت‌الله منتظری از قائم مقامی رهبری است.

او در سخنرانی یاد شده به نقل از عمادالدین باقی مدعی شده است آیت‌الله خمینی قصد کشتن آیت‌الله منتظری و صد نفر از یارانش را داشته است. او منتفی شدن این ماجرا را ناشی از دخالت علی اکبر هاشمی رفسنجانی می‌داند که بعد از اطلاع از قصد آیت‌الله خمینی پیش او رفته و با گریه می‌کوشد او را منصرف سازد و همچنین با آیت‌الله منتظری ملاقات کرده و به او می‌گوید اگر به خودش رحم نمی‌کند به صد نفر نزدیکانش رحم کند و با نوشتن نامه‌ای خشم آیت‌الله خمینی را فرو بنشاند. منظور وی نامه ۷/۱ است که آیت‌الله منتظری نوشت و از عدم تمایل خود به جانشینی آیت‌الله خمینی سخن گفت.

تا زمانی که عماد الدین باقی این سخن را تایید نکرده باشد، قطعیت این انتساب محرز نمی‌شود. اگر چه بخشس از این ادعا با واقعیت تطبیق نمی‌کند اما کلیت آن قابل تامل است. در خاطرات آیت‌الله منتظری و رفسنجانی گمانه‌هایی وجود دارد که می‌توان از انها نتیجه گرفت که اراده برای کشتن آیت‌الله منتظری و هوادارانش جدی بوده است. البته این مساله در حد یک فرضیه است و صحت قطعی آن با توجه به مدارک و اطلاعات موجود مشخص نیست.

ادعای با واسطه هراتی یک ایراد دارد. رفسنجانی در نوروز ۱۳۶۸ و هنگام عزل آیت‌الله منتظری با وی دیدار نداشت. کسی که رفت و با آیت‌الله منتظری در خصوص نگارش نامه توابانه مذاکره کرد حجت السلام عبدالله نوری بود. شاید هاشمی با واسطه پیغامی را مطرح کرده باشد. اما احتمال آن کم است چون آیت‌الله منتظری در خاطراتش به این مساله اشاره نمی‌کند. رفسنجانی تا فوت آیت‌الله منتظری با او دیدار نکرد.

اما آیت‌الله منتظری در جریان گفتگو با عبدالله نوری از وجود توطئه‌ای برای برخورد امنیتی و صدور حکم اعدام برای وی سخن می‌گوید. البته ایشان موضوع را بر اساس شنیده‌ها مطرح می‌کند که صحت وسقم آن را نمی‌داند. اما موضوع ان قدر از دید وی مهم است که در خاطراتش ذکر کرده است.

آیت‌الله منتظری نقل به مضمون ماجرا را چنین توضیح می‌دهد که «عبدالله نوری پیش‌نویس نامه‌ای را به من داد تا ان را بخوانم و امضا کنم. در آن نامه مضامینی توبه آمیز نوشته و از جمله قید شده بود اما من از اینکه دفترم پایگاه منافقین شده بود از شما معذرت می‌خواهم و…» آیت‌الله منتظری اعتراض کرده و می‌گوید «دفتر من هیچگاه پایگاه کسی و از جمله سازمان مجاهدین خلق نبوده است.» نوری در پاسخ می‌گوید حتما چیزی بوده که می‌گویند. آیت‌الله منتظری عصبانی شده و می‌گوید «هر کس… می‌خورد می‌گوید دفتر من این گونه بوده است.» در نهایت آیت‌الله منتظری از پذیرفتن نامه نوشته شده توسط نوری استنکاف ورزیده و نامه خودش که در ۷/۱/۱۳۶۸ در جراید منتشر شد را می‌نویسد. اما ایشان می‌گوید بعد ‌ها از کانال‌هایی شنیده که نامه نوری دامی بوده تا وی به ارتباط با سازمان مجاهدین اعتراف کرده و به این اتهام دادگاهی شود.

البته عبدالله نوری این ادعا و توطئه بودن پیشنهادش را قویا تکذیب می‌کند و می‌گوید از سر دل‌سوزی برای کم کردن آسیب‌هایی که متوجه آیت‌الله منتظری بوده است نامه توابانه را پیشنهاد کرده است.

در خاطرات رفسنجانی هم آمده که بعد از شنیدن تصمیم آیت‌الله خمینی به خواندن «نامه موهن» ۶/۱/۱۳۶۸ از صدا و سیما در اعتراض می‌گوید آقا این نامه خوانده شود عده‌ای می‌ریزند و آیت‌الله منتظری را می‌کشند.

کنار هم قرار دادن این دو خاطره و ادعایی که هراتی مطرح کرده است قطعات پازل طرح قتل آیت‌الله منتظری را پر می‌کند. از آنجایی‌که آیت‌الله منتظری تاکید کرده بود که کتاب خاطرات منتشر شده وی شامل همه خاطرات نیست و ناگفته‌هایی هنوز وجود دارد لذا ممکن است شواهد بیشتری دال بر تایید فرضیه یاد شده در خاطرات کامل او مشاهده شود.

از سوی دیگر اگر واقعا طرح قتل آیت‌الله منتظری وجود داشته است رفسنجانی شاید مصلحت ندیده اصل ماجرا را در خاطراتش بازگو کند لذا به صورت کد وار قید کرده که عده‌ای ممکن است او را بکشند. در صورتی که در سال ۱۳۶۸ و با توجه به جایگاه آیت‌الله منتظری بدون چراغ سیز حکومت امکان تعرض به آیت‌الله منتظری وجود نداشت.

این فرضیه با توجه به کینه شخص ری شهری نسبت به آیت‌الله منتظری قوت بیشتری می‌یابد. وزارت اطلاعات برای برخورد امنیتی سنگین با آیت‌الله منتظری و هوادارانش آمادگی داشت.

البته مواردی هم وجود دارد که صحت فرضیه فوق را مورد تردید قرار می‌دهد. به عنوان مثال در جریان پرونده مهدی هاشمی تمامی نیرو‌های نزدیک به وی اعدام نشدند و برادر وی نیز تبعید شد و آیت‌الله خمینی خواست وزارت اطلاعات برای برخورد قضائی و امنیتی با هادی هاشمی را نپذیرفت.

اما از سوی دیگر سابقه آیت‌الله خمینی نشان می‌دهد او در استفاده از خشونت حد و قیدی قائل بود. رحیمیان از اعضاء دفتر وی تعریف کرده است که او حکم قتل نوه‌اش سید حسین خمینی را در صورت مقاومت در برابر نیرو‌های کمیته و انتظامی را داده بود. همچنین از محمد مهدی ربانی املشی عضو سابق و متوفی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و دادستان کل کشور در سال‌های اولیه دهه شصت و عضو حزب جمهوری اسلامی نیز نقل شده است که آیت‌الله خمینی، احمد پسرش را تهدید کرده بود که اگر با اعضاء سازمان مجاهدین خلق حشر و نشر داشته باشد با او برخورد سنگین خواهد کرد.

ممکن است برنامه کشتن احتمالی آیت‌الله منتظری در حالت رسمی و قضائی نبوده و قرار بوده عده‌ای به نام مردم خشمگین و امت حزب الله این کار را انجام می‌دادند.

روشن شدن این موضوع کمک می‌کند تا شدت و دامنه خشونت در نگاه بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و منشا خشونت در جمهوری اسلامی بهتر مشخص گردد.

هراتی [2]
منتظری [3]
خمینی [4]
رفسنجانی [5]
قتل [6]
ریشهری [7]

No responses yet

May 19 2014

تایید و تکذیب‌ها درباره سفر خمینی و رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: پس از اعلام خبر دستور مستقیم روحانی مبنی بر عزل فرماندار بروجرد به‌خاطر لغو سخن‌رانی حسن خمینی، تایید و تکذیب‌های متعدد آغاز شد. شایعه‌ها درباره مخالفت استاندار اصفهان با سفر هاشمی رفسنجانی نیز…

حاشیه‌های لغو سفر حسن خمینی به بروجرد کماکان ادامه دارد. پس از این‌که اعلام شد سفر وی برای سخن‌رانی در همایشی درباره شخصیت پدربزرگ‌اش لغو شده، خبر رسید که حسن روحانی دستور عزل فرماندار بروجرد و توبیخ استاندار لرستان «به دلیل برخی قصور و تقصیرها» را داده است.

سایت انتخاب پس از اعلام این خبر، نوشت که حسن خمینی از این موضوع مطلع شده و با ارسال پیغامی به رییس دولت و وزیر کشور، با عزل فرماندار مخالفت کرده است.

متعاقب این خبرها، تایید و تکذیب‌ها شروع شد. فرماندار و استاندار تکذیب کردند، حسین‌علی امیری قائم مقام وزیر کشور نیز روز ۲۷ اردیبهشت گفت که موضوع برکناری فرماندار بروجرد «تا این ساعت صحت ندارد». با این حال وی تاکید کرد: «بررسی‌ها درباره نقش و قصور احتمالی فرماندار بروجرد در لغو سخنرانی سيدحسن خمينی در اين شهر ادامه دارد و تا اواسط هفته در اين باره به جمع‌بندی می‌رسيم».
امیری ادامه داد: «اگر طبق نتايج اين بررسی‌ها، مشخص شود که فرماندار بروجرد کفايت، صلاحيت، تدبير و قدرت اداره شهرستان را ندارد، طبق قانون برکنار خواهد شد».

انتخاب اما بر صحت خبر خود مبنی بر دستور شفاهی روحانی به وزیر کشور برای برکناری فرماندار و توبیخ استاندار لرستان پای فشرد.

از سوی دیگر خبرگزاری فارس در گزارشی به لغو سفر اکبر هاشمی رفسنجانی به اصفهان برای شرکت در مراسم یادبود آیت‌الله طاهری اصفهانی پرداخته و دو روایت متفاوت از لغو این سفر را منتشر کرد.

بنا بر این گزارش، روزنامه آفتاب یزد از مخالفت استاندار اصفهان با سفر هاشمی رفسنجانی خبر داده و نوشته است: «کمیته برگزاری مراسم سالگرد ارتحال آیت‌الله طاهری اصفهانی بیشتر طی درخواست‌هایی از استاندار اصفهان برای مهیا کردن شرایط و تدارکات لازم برای سفر هاشمی رفسنجانی به این استان درخواست مساعدت کرده بود که استاندار در مقابل این درخواست‌ها به کمیته برگزاری این مراسم جواب رد داده بود. گفته می‌شود استاندار اصفهان در چند نوبت بر این جواب و تصمیم خود پافشاری کرده است».

آن‌سوی‌تر روزنامه اعتماد با انتخاب تیتر «شایعه‌سازی، این‌بار علیه سفر آیت‌الله به اصفهان»، نوشت: «نزدیکان آیت‌الله می‌گویند خود ایشان تمایلی به انجام این سفر در تاریخ دعوت شده نداشته است و اعلام کرده تمایل دارد در تاریخ یاد شده در تهران بماند اما تلاش‌های گسترده‌ای برای سوءاستفاده از این سفر صورت گرفت تا نشان داده شود که فضا برای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در شهرستان‌ها نیست».

این در حالی است که آفتاب یزد موضوع را به «غلبه طیف‌های تندرو در مدیریت این استان» مربوط دانسته و از انتصاب اعضای رسمی جبهه پایداری به مسوولیت‌هایی در اصفهان خبر داده بود.

باندهای جبهه پایداری و گروه روحانی-رفسنجانی، دو دسته از جناح‌های داخل حاکمیت جمهوری اسلامی هستند که بر سر کسب قدرت با همدیگر جدال و کشمکش دارند. جبهه پایداری در سال ۱۳۹۰ با حمایت محمدتقی مصباح یزدی تشکیل شد.

No responses yet

May 17 2014

احمد علم‌الهدی٬ امام جمعه مشهد: نباید با کافر نجس‌العین سر یک میز نشست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد علم‌الهدی٬ امام جمعه مشهد گفته با کمک افراد معتکف می‌توان «همه مشکلات» کشور را حل کرد٬ برای رفع مشکلات با «کافر نجس‌العین» سر میز نشستن درست نیست و «قیمت» حسن همجواری با عربستان سعودی «سلاخی شیعیان» است.

آقای علم‌الهدی این اظهارات را در نماز جمعه ۲۶ اردیبهشت ماه شهر مشهد بیان کرده است.

وی گفته «۷۰۰ هزار» معتکف در کشور نیروی انسانی است که می‌توان به واسطه آن‌ها «همه مشکلات» کشور را حل کرد.

امام جمعه مشهد افزوده «اینکه برای رفع مشکلات با یک کافر نجس‌العین سر میز بنشینیم درست نیست.»

اشاره وی به مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی و غرب است که در حال حاضر در وین در جریان است.

روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران بدنیال آغاز این مذاکرات بار‌ها به دولت حسن روحانی درباره عبور از آنچه خطوط قرمز می‌خوانند٬ هشدار داده‌اند.

علم‌الهدی هم به مسئولان اجرایی هشدار داده اظهارات علی خامنه‌ای را «شعر و شعار» تلقی نکنند.

وی افزوده است: «ما با چنین جوهره‌ای {جوانان معتکف}، با تحریم آمریکا مشکل نداریم. حضور یک جوان مخترع و دانشجو در اعتکاف نشان می‌دهد هر حرکتی می‌خواهیم در کشور انجام دهیم با تکیه بر این جوهره می‌توان به سرانجام رساند.»

امام جمعه مشهد به دعوت رسمی عربستان سعودی از محمدجواد ظریف٬ وزیر خارجه برای سفر به این کشور نیز واکنش نشان داده است.

وی اظهار کرده «ما باید با عربستان سعودی حسن همجواری داشته باشیم اما به چه قیمت؟ آیا به قیمت اینکه ایادی آن‌ها، شیعیان کشورهای اسلامی مانند بحرین را به سلاخی بکشند؟»

کاظم صدیقی٬ امام جمعه تهران هم به تیم مذاکره‌کننده توصیه کرده که «به دشمن خوش‌بین بودن شرط کیاست و ایمان نیست. ‎»

وی از وزارت کشور، اطلاعات، علوم و ارشاد نیز خواسته «در عزل و نصب‌ها تدین را در نظر بگیرند‎» و نگذارند «اینقدر گناه شایع شود که استحقاق عذاب الهی مهیا شود. ‎»

No responses yet

May 15 2014

محمد اسکندری٬ فرمانده سپاه «ملایر»: در سوریه ۴۲ تیپ و ۱۳۸ گردان آماده کرده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمد اسکندری٬ فرمانده سپاه «ملایر» گفته که سپاه پاسداران ۴۲ تیپ و ۱۳۸ گردان مجهز را برای جنگ با مخالفان بشار اسد در داخل خاک سوریه آماده کرده است.

به گزارش سایت رسمی سپاه «همدان»٬ آقای اسکندری این مطلب را روز پنجشنبه (۲۵ اردیبهشت) در شورای اداری شهر «ملایر» اعلام کرده است.

وی گفته «سوریه در حال حاضر به سلاح و ادوات جنگی احتیاج ندارد و فرماندهان سپاه در این کشور ۴۲ تیپ و ۱۳۸ گردان مجهز آماده کرده‌اند و از نظر نظامی آمادگی کامل برای جنگ با دشمن را دارند.»

حسین همدانی یکی از فرمانده سپاه پاسداران نیز هفته گذشته از ۷۰ هزار جوان «علوی»٬ «سنی» و «شیعی» نام برده بود که در قالب ۴۲ تیپ و ۱۳۸ گردان در سوریه مشغول جنگ هستند.

همدانی همچنین از تشکیل «ستاد پشتیبانی از مردم سوریه» در استان‌های ایران خبر داده بود.

فرمانده سپاه «ملایر» هم در این زمینه گفته این ستاد در شهر ملایر «کمک‎های نقدی و غیرنقدی مردم ملایر را جمع آوری کرده و برای انتقال به کشور سوریه به استان ارسال می‌کند.»

اسکندری اضافه کرده «۱۴ استان سوریه معین استان‎های ایران تعیین شده‌اند و استان هِما در سوریه معین استان همدان است.»

وی اظهار کرده «جنگ امروز در سوریه در واقع جنگ ایران با آمریکاست و مهم‌ترین کار مردم ایران برای حمایت از مردم سوریه جمع آوری و انتقال کمک‎های نقدی و مواد غذایی و بهداشتی به این کشور است.»

مظاهر مجیدی٬ جانشین فرمانده سپاه استان همدان هم امروز به خبرگزاری فارس گفته «خط مقدم ایران، سوریه و لبنان است و این برای ما تکلیف شرعی است که از آن‌ها حمایت کنیم.»

مجیدی افزوده «باید از مردم سوریه حمایت کنیم چرا که سوریه اولین کشوری بود که زمان جنگ از ما حمایت کرد و اگر امروز ما از آنان دفاع نکنیم خاکریز دشمن در مرز ما قرار می‌گیرد.»

No responses yet

May 15 2014

کروبی: اربابان قدرت در ایران تمام انتخابات‌ها را مهندسی کرده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: فرزند مهدی کروبی می‌گوید که در دیدار با پدرش٬ آقای کروبی بار دیگر بر مهندسی آراء در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ تاکید کرده و افزوده است که از زمان فوت آیت‌الله خمینی٬ تمام انتخابات‌ها عملا مهندسی شده است.

محمد حسین کروبی روز چهارشنبه، ۲۴ اردیبهشت‌، در صفحه فیسبوک خود اعلام کرد که پس از موافقت ماموران وزارت اطلاعات٬ برای روز پدر موفق به دیدار پدرش شده است که در این دیدار آقای کروبی اظهار داشت: «بعد از ارتحال امام٬ اربابان قدرت٬ جمهوریت نظام را پای منافع جناحی و شخصی‌شان ذبح نمودند و در تمامی انتخابات‌‌ها با رد صلاحیت افراد و جابه‌جایی آرای مردم و دخالت نیروهای غیرمسئول اعم از امنیتی و نظامی٬ عملا آراء را مهندسی می‌کردند. اندک انتخاباتی هم که سالم برگزار شده بود٬ بنا به شرایطی از دست حاکمیت خارج شد.»

اظهارات آقای کروبی در حالی صورت می‌گیرد که رهبران جمهوری اسلامی ایران بویژه آیت‌الله علی خامنه‌ای طی دو دهه گذشته، تعداد انتخابات برگزار شده در ایران و «آزاد» بودن آن‌ها را از افتخارات نظام اسلامی عنوان کرده‌اند و غرب را متهم می‌کنند که با استفاده از پول و تبلیغات، آراء مردم خود را جهت می‌دهند.

رییس پیشین مجلس ایران در بخش دیگری از سخنان خود گفته است: «کاری که در مهندسی انتخابات سال ۸۸ انجام دادند٬ شاه‌ بیت آقایان بود و در این مدت یک طرفه هر تهمت و دشنامی را به من نسبت دادند بدون این که مجال و حق پاسخگویی به ما داده شود.»

آقای کروبی این اظهارات را در واکنش به نامه آیت‌الله حائری شیرازی بیان کرده است. آقای حائری شیرازی در نامه‌ای که اواخر فروردین‌ماه در رسانه‌های داخلی منتشر شد٬ با تاکید بر رعایت «مو به موی» قانون اساسی در انتخابات ٬۱۳۸۸ از رهبران معترضان خواست تا «خطای» خود را بپذیرند.

در این نامه آمده است: «با اصرار شما٬ فتنه انتخابات ۸۸ آتش زیر خاکستر خواهد ماند و نظام نسبت به آن نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند. جمع شدن فتنه٬ خاموش شدن مشعل است و خاموش شدن مشعل غیر از خاموشی شمعک است. پذیرش خطا از طرف شما٬ شمعک را خاموش خواهد کرد.»

محمدحسین کروبی روز چهارشنبه در صفحه فیس‌بوک خود با ذکر واکنش پدرش به این نامه٬ نوشت: «من هم در مقابل به ایشان (آقای کروبی) گفتم٬ وقتی دیدم آقای حائری شما را در صورت عدم توبه٬ وعده جهنم و حاکمان را وعده بهشت داده است٬ یاد کشیشان قرون وسطی افتادم که چطور اراضی بهشت را می‌فروختند و به مخالفین‌شان وعده عذاب و جهنم می‌دادند؛ فقط با این تفاوت که این روحانیونِ در اقلیت و وابسته به مال و مقام دنیا٬ چند صد سال از کشیشان قرون وسطایی عقب‌ترهستند.»

محمدحسین کروبی پس از این دیدار تاکید کرده است که اگرچه در یک سال گذشته وضعیت جسمانی آقای کروبی آسیب جدی دیده است٬ ولی وی روحیه‌ای «خوب و قوی» داشت.

وی در عین حال اظهار داشت که هر چند پس از عمل دیسک کمر آقای کروبی، پزشکان برای وی آب درمانی توصیه کرده‌اند٬ آقای کروبی فقط یک بار تحت آب درمانی قرار گرفته است.

مهدی کروبی٬ میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از زمستان سال ۱۳۸۹ در حصر خانگی به سر می‌برند و در این مدت آقایان موسوی و کروبی چندین بار به دلیل عوارض حصر٬ به بیمارستان منتقل شده‌اند.

No responses yet

May 14 2014

خامنه‌ای، دزدی که با چراغ می‌آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: نمایشگاه کتاب تهران، امسال بدون حضور خامنه‌ای پایان یافت. رئیس پیشین این نمایشگاه در گفت‌و‌گو با خودنویس، نقش رهبر جمهوری اسلامی در حوزه کتاب را به مصداق دزدی می‌داند که با چراغ آمده.

از خبرهای هرساله نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، بازدید آیت‌الله خامنه‌ای از آن‌جا و دیدار با برخی اهالی نشر و غرفه‌داران است.
هرچند به نظر می‌رسد این ناشران از پیش دست‌چین شده و رهبر جمهوری اسلامی با هماهنگی به سراغ آن‌ها می‌رود و به همین دلیل تقریبا هیچ وقت با ناشران دگراندیش دیداری ندارد، اما در همین بازدیدهای کوتاه هم آیت‌الله خامنه‌ای همیشه سعی کرده خود را فردی کتاب‌خوان و اهل مطالعه نشان بدهد.
مثلا جایی گفته بود که «رمان بینوایان یک معجزه است در عالم رمان نویسی» و هم‌چنین دن آرام شولوخوف و جان شیفته رومن رولان را ستوده بود. حتی در بازدید از غرفه ناشری که این آثار را با ترجمه به آذین (محمود اعتمادزاده) منتشر کرده بود، گفت [3]: «سلام مرا به آقای به آذین برسانید.»

در عین حال خامنه‌ای در دیدارهایش با گروه‌های مختلف از تجربیات کتاب‌خوانی‌ خود گفته است [4]: «من در دوره جوانی زیاد مطالعه می‌کردم. غیر از کتاب‌های درسی خودمان که مطالعه می‌کردم و می‌خواندم، هم کتاب‌های تاریخ می‌خواندم، هم کتاب ادبیات، هم کتاب شعر، هم کتاب قصه و رمان می‌خواندم. به کتاب قصه خیلی علاقه داشتم و خیلی از رمان‌های معروف را در دوره نوجوانی خواندم. شعر هم می‌خواندم.»

دایره تبلیغات آقای خامنه‌ای در مورد سواد و دانش ادبی‌اش از این هم فرا‌تر رفته، تا جایی که همیشه خود را شاعر هم معرفی کرده [5]: ‌ «من در دوره جوانی شعرگفتن را شروع کردم… سابقه زیادی با شعر داشتم، شعر را می‌شناختم.»

در جلسات سالیانه دیدار با شاعران حکومتی هم همیشه سعی کرده با اظهارنظر و اطلاعاتی در مورد اشعار، خود را در مقامی بالا‌تر از نظر ادبی نشان دهد.

جز خود او، مسوولان جمهوری اسلامی و برخی نزدیکان آیت‌الله خامنه‌ای هم بار‌ها کتاب‌خوان و با‌سوادبودن او را ستوده‌اند.
غلامعلی حداد عادل که هم رئیس فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی است و هم نسبت خانوادگی با آیت‌الله خامنه‌ای دارد، می‌گوید [6]: «در هیچ کجای دنیا، هیچ رهبر سیاسی تا این اندازه فرزانه و اهل کتاب نبوده است.»

هرچند به گفته حداد عادل «رهبری ابتدا نیت نویسنده هرکتاب را بررسی و سپس آن را مطالعه می‌کند.»

اما با وجود تاکید آیت‌الله خامنه‌ای و نزدیکانش بر کتاب‌خوان بودن او و تسلطش بر ادبیات، کارنامه ادبی رهبر جمهوری اسلامی در این حوزه چیزی بیشتر از همین سخنان نیست.
علی اصغر رمضان‌پور، روزنامه نگار، معاون سابق وزیر ارشاد در دوره ریاست جمهوری خاتمی و رئیس چند دوره نمایشگاه بین‌المللی کتاب دراین باره به خودنویس می‌گوید: «آن‌چه درباره ادیب بودن آقای خامنه‌ای گفته می‌شود، اگرچه جنبه‌هایی از حقیقت در آن نهفته، مثل این‌که به شعر کلاسیک ایران آشناست یا این‌که رمان می‌خوانده، بیشتر تبلیغات است.»
وی معتقد است که آشنایی با شعر کلاسیک ایران در بین روحانیون و در مدارس علمیه تازگی ندارد، اما خواندن رمان تازگی داشته و همین امر آقای خامنه‌ای را متمایز می‌کرده است.
هرچند این روزنامه نگار تاکید می‌کند: «ما نوشته یا نقدی ادبی از او ندیده‌ایم که بتوانیم بگوییم این آشنایی تا چه حد جدی است.»

سلیقه ادبی یک رهبر

گذشته از تبلیغات رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکانش درباره سواد ادبی او، شاید بتوان از اظهارنظر‌هایش در مورد برخی آثار، میزان سلیقه ادبی او را سنجید.
نویسندگانی که رهبر جمهوری اسلامی آثارشان را ستوده، صرفنظر از صاحبان آثار کلاسیک خارجی، در داخل ایران عده معدودی را شامل می‌شوند که می‌توان گفت همان‌ها هم به طیف فکری مشخصی تعلق یا نزدیکی دارند.
تازه‌ترین کتاب تحسین شده از سوی رهبر جمهوری اسلامی کتاب «عباس دست طلا [7]» ست.

این کتاب که در واقع مجموعه خاطرات یک تعمیرکار ماشین به نام «حاج عباس علی باقری» مشهور به «حاج عباس فابریک دست طلا» بوده از سوی بسیج اصناف گردآوری شده است که آیت الله خامنه‌ای در دیدار با عده‌ای از بسیجیان دوره جنگ درباره آن گفته: ‌ «خیلی خوب بود انصافا. هم مطلب در مورد آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملا محسوس بود و انسان می‌دید.»

از دیگر آثار تحسین شده از سوی رهبر جمهوری اسلامی، رمان «نامیرا [8]» نوشته صادق کرمیار است.
نویسنده کتاب در مصاحبه‌ای گفته: «در یک جلسه‌ای آقا فرمودند هرکسی می‌خواهد فتنه اخیر را بشناسد، این کتاب را بخواند.»

رمان نامیرا سال ۱۳۸۸ منتشر شده و منظور رهبر جمهوری اسلامی از «فتنه اخیر» اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات سال ۸۸ است.

رمان «دا» که خاطرات یکی از زنان حاضر در دوران حصر آبادان است و رمان «پایی که جا ماند» هم از دیگر آثاری هستند که رهبر جمهوری اسلامی آن‌ها را تحسین کرده است.
به گفته علی اصغر رمضان‌پور «عجیب نیست یک رهبر سیاسی حتی اگر رمان خوانده باشد، برخی کارهای ضعیف را به دلایل تبلیغاتی بستاید. این تعریف و تمجید‌ها ربطی به سلیقه ادبی ندارد و این آثار، ثمره تلاش دستگاه تبلیغاتی مورد نظر آقای خامنه‌ای است.»
اما این تحسین و توصیف‌ها همواره شامل حال کسانی شده که اغلب نه تنها نویسنده حرفه‌ای نبوده و آثارشان از نظر منتقدان ادبی در خور توجه نیست، بلکه هیچ نویسنده و شاعر بزرگ معاصر ایرانی نه تنها در فهرست علی خامنه‌ای جایی ندارد، بلکه معمولا مورد غضب وی نیز واقع شده‌اند.
احمد محمود، نویسنده معاصر، خالق رمان‌هایی چون «همسایه‌ها» و «داستان یک شهر» است.
به رمان «مدار صفر درجه» او هم که به وقایع انقلاب می‌پردازد قرار بود سال ۱۳۷۶، در جشنواره بیست سال ادبیات داستانی که از سوی وزارت ارشاد برگزار شد، جایزه ویژه هیئت داوران داده شود. اما عطاالله مهاجرانی، وزیر ارشاد وقت می‌گوید [9]که به دلیل مخالفت آقای خامنه‌ای، این‌ جایزه به احمد محمود اعطا نشد.

مهاجرانی در نامه سرگشاده خود به رهبر جمهوری اسلامی می‌نویسد: «تن‌ها نقطه مقاومت شما رمان مدارصفر درجه احمد محمود بود که از قضا به عنوان رمان برگزیده بیست سال ادبیات داستانی انتخاب شده بود و من هیچ‌گاه نگاه بهت زده و غم آلود احمد محمود را از یاد نمی‌برم… حتما به یاد دارید فرمودید این رمان ضد جنگ است. گفتم مگر شما ضد جنگ نیستید؟»

مهدی اخوان ثالث، شاعر فقید هم از جمله این مغضوب شدگان بود. خود آقای خامنه‌ای درباره او گفته: «پس از انقلاب به اخوان تلفن کردم و گفتم بیایید توی میدان و با شعر، با زبان، از انقلاب حمایت کنید.»
اما اخوان به او می‌گوید [10]که: «ما همیشه بر سلطه بوده‌ایم نه با سلطه.»

می‌گویند کینه رهبر جمهوری اسلامی از اخوان از‌‌ همان زمان آغاز شده و به همین دلیل در یکی از خطبه‌های نماز جمعه خود، اخوان را «هیچ» می‌خواند و اخوان هم در پاسخ به او شعری با مطلع «هیچیم و چیزی کم» می‌سراید.

به گفته علی اصغر رمضان‌پور دلیل اصلی دلخوری آیت الله خامنه‌ای از روشنفکران به دلیل عدم حمایت آنان از حکومت است.
وی می‌افزاید: «اخوان ثالث هم وقتی علیه حکومت سخن گفت، مغضوب شد.»
مصطفی تاج‌زاده، زندانی سیاسی در نامه‌ای به دخترش می‌نویسد [11]: «رهبری می‌گفت روشنفکران را می‌شناسم، با اولین سیلی ساکت می‌شوند.»

آقای خامنه‌ای نه تنها خود این اظهارنظر‌ها را در مورد روشنفکران داشته، بلکه به برخی نویسندگان حکومتی هم امکان و اجازه چنین تاخت و تازی را می‌دهد.

محمدرضا سرشار از جمله این افراد است که نه تنها در کتاب‌هایش به نویسندگان مرده تاخته، مثلا در «راز شهرت صادق هدایت» که این نویسنده را عامل بی‌بی‌سی و غرب‌زده خوانده، در آثار دیگرش هم از جمله «جلوه‌هایی از ادبیات سیاسی امروز ایران» به نویسندگان معاصر‌تر از جمله سیمین دانشور، عطاالله مهاجرانی و خسرو حمزوی هم تاخته است.
این برخورد‌ها و اظهارنظر‌ها در کنار اتفاقاتی چون ماجرای اتوبوس ارمنستان [12] که جمهوری اسلامی سعی در کشتن جمعی از اهل قلم و روشنفکران در سال ۱۳۷۵ داشت، موضع و نگاه آقای خامنه‌ای را نه تنها به مقوله روشنفکری بلکه به ادبیات هم بیشتر روشن می‌کند.

از سویی دیگر عملکرد او نسبت به حوزه کتاب و ادبیات هم این موضوع را تایید می‌کند.

علی اصغر رمضان‌پور در این باره می‌گوید: «آقای خامنه‌ای اثرات ویران‌گری بر فرهنگ ایران به طور عمومی و بر ادبیات به طور خاص داشته است. او با تکیه بر آشنایی نسبی با ادبیات و توجه به اثرات عمیق آن، آگاهانه جریان سانسور ضد ادبیات در ایران را هدایت کرد، به مصداق دزدی که با چراغ می‌آید و گزیده‌تر می‌برد کالا.»

تلاش خامنه‌ای برای سانسور بیشتر

امسال اما رهبر جمهوری اسلامی موضع گیری‌اش نسبت به کتاب را نه با حضور در نمایشگاه بین‌المللی کتاب و اظهارنظر در مورد برخی آثار بلکه با عدم حضور در این نمایشگاه به بهانه «مشغله کاری [13]» عنوان کرده است.

با اینکه حضور آقای خامنه‌ای در نمایشگاه کتاب یک سنت شده اما به عقیده رمضان‌پور «وی در زمان‌هایی که خیلی از اوضاع کتاب دلخور باشد به نمایشگاه کتاب نمی‌آید.»

همچنان که در سال‌های ریاست رمضان‌پور بر نمایشگاه و به گفته خود وی چون آقای خامنه‌ای از اوضاع نمایشگاه و نحوه مجوزدادن به کتاب‌ها راضی نبود در آن‌جا حضور نیافت.
در واقع به نظر می‌رسد رهبر جمهوری اسلامی، حتی اندک تلاش و ایجاد روزنه در اوضاع نشر را هم برنمی‌تابد.

No responses yet

May 13 2014

بازگشت فعالان سیاسی به ایران ممنوع!

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: دستگیری تعدادی از فعالان سیاسی بازگشته به ایران نشان می‌دهد که سفر به ایران بدون هزینه نخواهد بود. دستگاه‌های امنیتی و قضایی با ایجاد رعب و وحشت امکان بازگشت ایرانیان خارج کشور را کاهش می‌دهند.

سال گذشته و در هنگام حضور روحانی و ظریف در نیویورک، نوید روزگاری جدید را به بسیاری از ایرانیان خارج از کشور را دادند. حسن روحانی در هتلی در نیویورک به حاضران ایرانی در سالن گفته بود که بازگشت به کشور، حق همه ایرانیان است. برخی از فعالان سیاسی و رسانه‌ای که در طول دوران انتخابات در خارج از کشور برای پیروزی حسن روحانی تلاش کرده بودند، از جمله کسانی هستند که انتظار داشتند ثمره تلاش خود را بیشتر ببینند. سید ابراهیم نبوی، یکی از طنزپردازان طرفدار روحانی بعد از سخنان رئیس جمهوری ایران در نیویورک، اعلام کرد که به ایران باز خواهد گشت.

خبرگزاری رویترز همان زمان گزارشی در این باره تهیه و به ریسک‌های این نوع بازگشت اشاره کرد. در همان گزارش نام سراج میردامادی، فعال سیاسی و همکار برخی از رسانه‌های خارج از کشور به میان آمده بود: «میردامادی هنوز با اتهامات مربوط به انتقاد از مقام‌های جمهوری اسلامی و مصاحبه با رسانه‌های خارجی روبرو است. از زمان بازگشت در ماه اوت، او ممنوع‌الخروج و دو بار نیز بازجویی شده است، و هنوز اجازه کار و فعالیت در ایران را ندارد.»

میردامادی دو روز پیش، یعنی تقریبا ده ماه بعد از بازگشت به کشور بازداشت شد. این فعال سیاسی، پسر دایی رهبر جمهوری اسلامی است و موقعیتی متفاوت با بسیاری از فعالان دیگر دارد.

وقتی وزرات خارجه با احتیاط کارت دعوت می‌فرستد

معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزارت امور خارجه در اسفند ۱۳۹۲ گفت: «سیاست و تاکید دکتر روحانی باز بودن درهای کشور بر روی همه ایرانیان خارج کشور است». معاون وزیر امور خارجه تاکید کرد «به طیفی که تردید دارند، گفته ایم که ایمیل بزنند و اگر ترس کاذبی وجود دارد، ابهام را برای آنان برطرف کنیم».

وزارت امور خارجه در ابتدا این ادعا را مطرح کرد که خود ابهام زدایی می‌کند و همچنین معاون کنسولی امور مجلس مدعی شد که «اپوزیسیون در شدیدترین حالت آن بین همه ایرانیان خارج از کشور تنها بین ۳ تا ۴ درصد هستند» و سپس تاکید کرد که «اکثریت ایرانیان خارج از کشور علاقمند به توسعه ملی و خوش آوازگی ایرانیان هستند و آن را مطالبه می کنند. ایران را دوست دارند و کمک هم می کنند».

اما بعد از گذشت چند ماه در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ماه امسال معاون امور ایرانیان خارج از کشور وزارت امورخارجه گفت: «بعد از اعلام آدرس ایمیل بیش از یک‌صد ایمیل از سوی ایرانیانی که در خارج از کشور سکونت داشتند دریافت کردیم که به هر دلیلی از بابت داشتن پرونده‌ای حقوقی در داخل کشور، نگران بودند. برای همه آنها ایمیلی ارسال شده که مدارک خود را ارسال کنند تا وزارت‌خارجه‌ به‌عنوان نهاد واسط و هماهنگ‌کننده، از نهادهای ذی‌ربط استعلام کند، حدود ۴۰نفر مدارک خود را فرستادند. ما هم مدارک را برای استعلام، به قوه‌قضاییه ارسال کردیم اما تاکنون پاسخی از سوی این نهاد دریافت نکرده‌ایم. هر زمانی‌که از سوی این قوه پاسخ دریافت کنیم، به‌سرعت به ایرانیانی که برای ما ایمیل فرستاده‌اند، اطلاع داده ‌می‌شود».

«شعار» و «تعهدات پوشالی»

در مدت زمان کوتاهی وزارت امورخارجه علاوه بر آمار و نظرات متناقض، از زیر بار ادعایی را که مبنی بر پیگیری و ابهام زدایی بود شانه خالی می‌کند. وزارت امورخارجه برای سرپوش گذاری نهادهای واسط مانند قوه قضاییه  را مسئول مطرح می‌کند و مدعی است که آن‌ها در پاسخ گویی کوتاهی کردند.  این در حالی است که قشقاوی معاون کنسولی، امور مجلس و ایرانیان وزارت امورخارجه مدعی شده بود که دبیرخانه کمیته بازگشت ایرانیان خارج از کشور در وزارت اطلاعات تشکیل شده است و او به عنوان عضو این کمیته در جلسات آنها شرکت می‌کند. قشقاوی افزود: «جلسات به صورت منظم در وزارت اطلاعات تشکیل می شود و وزارت اطلاعات به نتایج خوبی در این زمینه دست یافته است و به زودی گزارش این جلسات منتشر خواهد شد».

با دستگیری تعدادی از فعالان بازگشته به ایران، ممکن است حجم نامه‌نگاری‌ها برای «ابهام زدایی» افزایش یابد. در روزها و هفته‌های اخیر حسین نورانی‌نژاد و سراج الدین میردامادی دو تن از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب بازگشته به ایران، دستگیر شده‌اند. سید ابراهیم نبوی که گفته می‌شود در برخی محافل از بازگشت سراج میردامادی به کشور حمایت کرده بود، هنوز به ایران باز نگشته است.

در طول ۳۵ سال گذشته حاکمیت چنین برخوردهایی را با منتقدان و کسانی که گفته می‌شد «امان»نامه گرفته‌اند، کرده است. برخی به خاطر تداوم انتقاد پس از بازگشت، با مشت آهنین جمهوری اسلامی مواجه شدند. خسروخان قشقایی با پیروزی انقلاب به ایران بازگشت و بازگشت او با استقبال بی‌نظیر عشایر همراه بود اما در سال ۱۳۶۱ توسط حاکمیت دستگیر، شکنجه و سپس تیرباران شد. در سال‌های اخیر نیز حسین درخشان که بدون هماهنگی به ایران بازنگشته بود، پس از مدتی کوتاه دستگیر و سپاس زندانی شد. حتی در مواردی غیر سیاسی، کسی چون فاضل خداداد برای رفع سوتفاهم‌های مالی‌ به ایران بزگشت اما با حکم اعدامی از سوی قاضی دادگاه «اختلاس ۱۲۳ میلیاردی» روبرو شد. قاضی آن دادگاه کسی نبود به جز محسنی اژه‌ای.

برخوردهای سیاسی با مهمانان فعال از فرنگ برگشته

همین هفته، یکی از مدیران تازه منصوب دانشگاه آزاد اسلامی از کار برکنار شد. عبدالحسین هراتی که انتصابش به سرپرستی اداره کل اسناد و مدارک دانشگاه آزاد اسلامی خبرساز شده بود، روز شنبه بیستم اردیبهشت از مقام خود برکنار شد. هراتی که سال‌ها در استرالیا به عنوان یک پناهنده سیاسی زندگی و فعالیت می‌کرد، سال پیش به ایران بازگشت. هراتی که گفته می‌شود به خاطر سابقه انجام پروژ‌ه‌هایی با خانواده هاشمی رفسنجانی، امکان بازگشت به ایران و فعالیت در این دانشگاه را یافته بود، به خاطر نوشته‌هایش در خارج از کشور، هدف حملات اصول‌گرایان قرار گرفت و مقام‌های ارشد دانشگاه آزاد پس از «استعلام» با دستگاه‌های امنیت، به کار او در مرکز اسناد پایان دادند.

عبور بازگشته‌ها از فیلتر قوه قضائیه

دادستان کل ایران در سخنرانی خود در۸ اردیبهشت گفت: «تعدادی از جریان فتنه که در داخل کشور هستند ممنوع الخروج هستند و ۴ نفر از عوامل فتنه که در خارج کشور هستند غیابی محاکمه شدند».

به این ترتیب بسیاری از فعالان خارج کشور، غیابی محاکمه می‌شوند و دستگاه قضایی این پیام را به معترضان ایرانی خارج کشور داده است که بازگشت بدون هزینه به کشور امکان پذیر نیست. دستگیری یک از بستگان آیت الله خامنه‌ای که نگاه سیاسی‌ای نزدیک به سید هادی، برادرکوچک‌تر  آیت‌الله خامنه‌ای دارد، خود می‌تواند نشانه‌ای منفی برای فعالان سیاسی‌ای باشد که در سال‌های اخیر از ایران رفته‌اند.

باید دید حامیان دولت روحانی که بازگشت به ایران را تبلیغ می‌کردند، الان چه می‌گویند؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .