اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

May 09 2013

فریب انتخاباتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دلنوشته‌های دلنشین: دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری الله…
مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول میانداختند.
کشیشی از آنجا می گذشت ، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت:
رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است.
پس مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست
نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد.
در واقع از روی لجبازی هم که
باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.
گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت:
هی “اسدالله” نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده؟

* مراقب باشید به لجبازی با یکی، سکه تان را در کلاه دیگری نیاندازید، یا
رای تان را در صندوق دیگری نیاندازید

No responses yet

May 08 2013

مجتبی خامنه ای، یار گرمابه و گلستان طائب و سعید امامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

May 07 2013

محمد خاتمی: خوشحالم که هاشمی می‌آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، روز سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت، در دیدار با شماری از روزنامه‌نگاران از اینکه اکبر هاشمی رفسنجانی احتمالا نامزد انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد، ابراز خرسندی کرد و گفت آمدن هاشمی به معنای برد همه است.

به گزارش وبسایت محمد خاتمی وی تصریح کرد: «خوشحال شدم وقتی دیروز جناب آقای هاشمی گفتند که حاضرند بیایند، البته در صورتی که رهبری مخالف نباشند. درست است اگر رهبری نخواهند هرکس که بخواهد بیاید مشکل ایجاد می‌شود و من می‌گویم چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی‌شود. ایشان بیش از همه ما جایگاه، نقش،‌ توان و خیرخواهی آقای هاشمی را می‌شناسند و اگر با هماهنگی بیایند می‌شود به کشور سر و سامان داد و قطعا رهبری می‌خواهند وضع بهتر شود؛ امری که با آمدن جناب آقای هاشمی میسر است.»

محمد خاتمی تصریح کرد: «خوشحالم آقای هاشمی می‌آیند. اگر آقای هاشمی بیاید به یاری خدا از این مرحله دشوار می‌گذریم. دل‌ها نزدیک می‌شوند و سوء ظن‌ها کم می‌شود. و بار دیگر حضور مردم و داوری ایشان کار ساز خواهد شد.»

خاتمی با اشاره به دعوت‌های صورت گرفته از وی و هاشمی رفسنجانی برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: «مطالبه مردم هم لااقل بسیاری از آنان که به من دسترسی دارند این است که یا من یا جناب آقای هاشمی باید بیایید و مطمئن هستم که اگر همه بخواهیم و همه دستگاه‌ها کمک کنند آمدن هاشمی به معنی برد همه است و خدا کند چنین شود.»

پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، در دیدارهای مختلف، گفته بود در حال بررسی شرایط است و اگر آمدن وی باعث تشدید اختلاف‌ها نخواهد شد احتمال دارد کاندیدا شود.

رئیس جمهوری پیشین ایران، در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد که اگر خود وی نامزد شود، فشار بر مردم بیشتر شده اما هاشمی دارای امتیازاتی است که می‌تواند در این برهه کشور را از وضعیت کنونی بیرون ببرد.

خاتمی گفت: «جناب آقای هاشمی از ارکان انقلاب و نظام هستند و نقش ممتازی قبل و بعد از انقلاب و در شکل‌گیری و استحکام نظام و جمهوری اسلامی داشته‌اند و هزینه سنگینی نیز پرداخته‌اند. علاقه امام به ایشان بر همه روشن است. ایشان برای برون‌رفت از بحران‌ها نقش محوری داشته اند در جنگ، در ساختن کشور و بعد از جنگ، آن هم کشوری که ویران شده بود. مردم بزرگواری که سخاوتمندانه جان و مال و عزیزان خود را برای دفاع از انقلاب و میهن در طبق اخلاص گذاشته بودند توقع داشتند بعد از جنگ کشور ساخته شود و زندگی مردم امن و روبراه گردد. آقای هاشمی در چنین وضعیتی پا به میدان گذاشتند.»

خاتمی افزود: «هاشمی یک سرمایه است و بدون تردیدی از جمله افرادی که به حقوق و حرمت مردم ایمان دارد و از آن دفاع می‌کند و نیز خواستار عدالت در جامعه است و نیز آمدن ایشان یقیناً دیدگاه بین‌المللی را نسبت به ایران تعدیل می‌کند و همین باعث گشایش یا کم شدن تنگناها می‌شود و نیز ایشان طرفدار فضای باز برای همه جریان‌ها و مدافع تشکل‌ها و بخش خصوصی است؛ علاوه بر آگاهی تجربه گران‌قیمت ایشان در مدیریت کشور و آمادگی همه نیروها و حتی جناح‌ها برای همکاری با ایشان خود مزیت بزرگی برای ایجاد دولتی منطق‌گرا، کاردان و مفید است.»

این گزارش تکمیل خواهد شد.

No responses yet

May 06 2013

علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی: کسی نتوانسته و نخواهد توانست زمان انتخابات را به تعویق بیاندازد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای در واکنش به انتشار گزارش‌هایی مبنی بر احتمال برگزار نکردن انتخابات ریاست جمهوری از سوی دولت احمدی‌نژاد اعلام کرد: «کسی نتوانسته و نخواهد توانست زمان انتخابات را به تعویق بیاندازد.»

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای خامنه‌ای این مطلب را روز دوشنبه (۱۶ اردیبهشت) طی سخنانی در جمع مسئولان بزگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیان کرده است.

در ماه‌های اخیر گزارش‌هایی از احتمال برگزار نکردن انتخابات از سوی احمدی‌نژاد در واکنش به رد صلاحیت احتمالی اسفندیار رحیم مشایی از سوی رسانه‌ها و فعالان سیاسی محافظه‌کار منتشر شده است.

این دسته از محافظه‌کاران همچنین گفته‌اند که رهبر جمهوری اسلامی در دوران محمد خاتمی نیز در مقابل خواست مجلس و دولت آن زمان برای تعویق برگزاری انتخابات مخالفت کرده بود.

مهمترین محور‌های این سخنرانی:

● خیلی‌ها در این سال‌ها خواستند انتخابات را کمرنگ‌کنند یا زمان آن را به تعویق بیاندازند اما تاکنون نتوانسته‌اند و بعد از این هم به توفیق الهی نخواهند توانست.

● دشمن تلاش می‌کند زحمت مردم را باطل کند همانند سال ۸۸ که کسانی را وادار کردند برخلاف قانون توقعاتی را مطرح کنند و براساس آن توقعات مردم را در مقابل نظام اسلامی قرار دهند.

● اگر افرادی که سال ۸۸ آن خسارت را به کشور وارد کردند تسلیم قانون بودند آن هزینه‌ها ایجاد نمی‌شد. حتی از شورای نگهبان خواستیم زمان رسیدگی را تمدید کند و آراء به هر تعداد معقولی که بخواهند بازشماری شود اما منطقی و معقول نبودند و زیر بار نرفتند.

● جمهوری اسلامی قوی است و خرابکاری‌ها و مزاحمت‌ها آن را از پا نمی‌اندازد. نظام در طول این سال‌ها با انواع سیاست‌ها و سیاستمداران روبرو بوده و با وجود همه زاویه‌ها پیش رفته است.

● رئیس‌جمهور باید هم مردمی، هم کاری، هم مقاوم، هم ارزشی، هم با تدبیر، هم پایبند به قوانین و مقررات باشد و هم درد مردم را احساس کند و طبقات مختلف مردم را ببیند.

No responses yet

May 06 2013

رفسنجانی: بدون موافقت رهبری آمدنم نتيجه معکوس خواهد داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی،‌ رييس مجمع تشخيص مصلحت،‌ در خصوص حضور در انتخابات رياست جمهوری گفته است که در حال ارزيابی شرايط است. وی همچنين در واکنش به در خواست ها برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری گفته است که حضورش در انتخابات بدون موافقت آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نتيجه معکوس در پی خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری مهر در روز يکشنبه ۱۵ ارديبهشت، اکبرهاشمی رفسنجانی در ديدار جمعی از دانشجويان دانشگاه های تهران در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام، با اشاره به اين که « برای آمدن به صحنه انتخابات رياست جمهوری در حال ارزيابی شرايط هستم» گفت: «من پيش از اين نيز در حال ارزيابی شرايط بودم و بايد ببينم اصلا نيازی هست که وارد عرصه شوم يا خير.»

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنين با تاکيد بر اينکه «پيش از اينکه بيايم بايد در اين مورد با رهبری صحبت کنم» تصریح کرده است: «من بدون موافقت ايشان وارد عرصه نخواهم شد چون اگر ايشان موافق نباشند نتيجه ای که به بار می آيد معکوس خواهد بود.»

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به اين که «ما نمی خواهيم دعوا کنيم» اضافه کرده است:« اگر بخواهد شرايطی بوجود بياييد که بين من و رهبری حالت نزاع و اختلاف بوجود آيد همه ما ضرر خواهيم کرد.»

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنين به اظهارات گذشته خود درباره اينکه «اگر من بخواهم وارد عرصه شوم به اين معنا است که ما در اين ۳۰ سال نيرويی را برای انقلاب تربيت نکرده ايم» اشاره کرده و گفته است:« اين طور نيست که ما نيرويی را تربيت نکرده باشيم بلکه آنها را خانه نشين و بيکار کرده اند.»

طی ماههای اخير گروه های مختلف از اکبر هاشمی رفسنجانی خواسته اند تا نامزد انتخابات رياست جمهوری شود. وی تاکنون به طور رسمی اعلام نکرده است که در انتخابات رياست جمهوری شرکت خواهد کرد.

اين در حالی است که جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانيت مبارز، گفته است:« فتنه ۹۲ ادامه فتنه ۸۸ به پشتيبانی و سناريو نويسی هاشمی در جريان است و هاشمی بايد ردصلاحيت شود.»

در همین حال، محمد خامنه‌ای، برادر رهبر جمهوری اسلامی ایران، نیز روز گذشته با حمله به اکبر هاشمی رفسنجانی او را عامل اجرایی برنامه‌های آمریکا خوانده و نسبت به نامزدی احتمالی او در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هشدار داده بود.

محمد خامنه‌ای گفته بود که نظریه‌پردازان آمریکایی در راستای ضربه به جمهوری اسلامی و «اضمحلال» آن تلاش می‌کنند شخص مورد نظر خود را بر «سریر قدرت» بنشانند و این شخص هم کسی جز اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست.

«همه چيز را حواله به يک نفر می کنيد»

طبق اين گزارش اکبر هاشمی همچنين با اشاره به به دعوت دانشجويان حاضر در جلسه برای نامزدی وی در انتخابات رياست جمهوری گفته است: شما همه چيز را حواله به يک نفر می کنيد، حال اگر يک نفر فوت کرد چه بايد کرد؟»

رييس مجمع تشخيص مصلحت با اين حال بار ديگر تاکيد کرده است که اين حرف او « بدين معنا نيست که وارد عرصه» نخواهد شد.

اکبر هاشمی رفسنجانی اضافه کرده است:« خيلی از افراد ديگر هستند که اگر وارد ميدان شوند می توانند خيلی بهتر از ما نيز کار بکنند. بخصوص همين جوانها و خانم ها که در مسابقات علمی آقايان را پشت سر گذاشته اند.»

«به سمت انحطاط می رويم»

رييس مجمع تشخيص مصلحت در بخش ديگر از اظهارات خود تاکيد کرده است:«در اين ۸ سال به انقلاب، کشور، مردم و تاريخ کشور ظلم شده است.»

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنين با اشاره به اين که « باز هم رای مردم حرف آخر را خواهد زد»،‌ افزوده است«: شرايط برای ما بد است ولی نبايد باعث ايجاد ياس شود بلکه می تواند موجب ايجاد هوشياری شود.»

وی با با تاکيد بر اينکه «دشمنان ما نياز به جنگ با ما ندارند» گفته است: «متاسفانه اکنون شرايطی بوجود آمده است که ما خود به طرف انحطاط می رويم .»

در حالی اکبر هاشمی رفسنجانی بر ضرورت موافقت رهبر ایران با حضور وی در انتخابات سخن گفته است که محمد خاتمی، رییس جمهوری پیشین ایران نیز روز گذشته بر همین نکته تاکید کرد.

محمد خاتمی گفته بود،‌ تغيير وضعيت کنونی ايران و بازگرداندن شرايط به «نقطه صفر» يعنی پيش از دوره رياست جمهوری محمود احمدی نژاد زمانی محقق خواهد شد که «تفاهمی در سطح بالا» در نظام جمهوری اسلامی شکل بگيرد.

محمد خاتمی تصریح کرده بود:«بدون اينکه رهبری بخواهند و بدون هماهنگی با ايشان مشکلات حل نخواهد شد.»

انتخابات رياست جمهوری ايران روز جمعه ۲۴ خرداد سال جاری برگزار و جانشين محمود احمدی نژاد مشخص خواهد شد.

No responses yet

May 05 2013

هاشمی در پی برچیدن ولایت فقیه است، خامنه‌ای تهدید به حصر می‌کند‬

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی در هفتم اردیبهشت ۹۲، درباره کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری گفت: «اهل شانه خالی کردن در سختی‌ها نیستم« و «من نمی‌گویم که نمی‌آیم». در ۱۱ اردیبهشت ۹۲ نیز در دیدار دیگری در همین زمینه گوشزد کرد:
«با وجودی که ارزش زیادی برای دعوت مردم، قائلم و از صمیم قلب به آن احترام می‌‌گذارم، اما با توجه به ملاحظاتی که دارم باید با کمک صاحب‌نظران برای آن تدبیری اندیشید».

این سخنان که در فاصله زمانی شش روز مانده به آغاز ثبت‌نام نامزدهای ریاست جمهوری ایراد شد، برای اصلاح‌طلبان و باند محمود احمدی‌نژاد امیدبخش است (تا دو قطبی هاشمی- احمدی‌نژادی بسازند)، خواب را از خامنه‌ای ربوده و اردوی اصول‌گرایان را به هم ریخته است (به عنوان نمونه به این مطالب نگاه کنید: «اگر هاشمی بیاید اصول‌گرایان چه آرایشی می‌گیرند»، «سُقُلمه‌ای که همه را به تکاپو انداخت»، «دو رکورد عجیب هاشمی در رابطه با انتخابات»، «باز هم هاشمی به حضور سخت و غیرقابل اجنتاب در برابر بزرگان نظام تن می‌دهد؟» «هاشمی نامزد آمریکا در انتخابات است»، «ملت مدت‌هاست از هاشمی و تفکراتش عبور کرده‌اند»، «هاشمی چگونه جواب خدا و امام را می‌دهد»، و…).

آیت‌الله علی خامنه‌ای که پیشاپیش با اعلام آغاز محاکمه مهدی هاشمی در ۱۵ اردیبهشت ۹۲ – در دادگاه انقلاب به ریاست قاضی سراج – شمشیر را بالای سر هاشمی برافراشته بود، احساس می‌کند که هاشمی یا تهدیدهای او را جدی نگرفته و یا اینکه به پیامدهای محاکمه و محکومیت سنگین فرزند خود تن داده است.

گویا هاشمی تهدید جدی‌تری نیاز دارد. آن تهدید چه می‌تواند باشد؟ تهدید به سرنوشت آیت‌الله حسینعلی منتظری، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد. یعنی زندانی شدن در منزل.

وزیر اطلاعات وارد میدان می‌شود

حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات خامنه‌ای، در ۱۲ اردیبهشت ۹۲، در نوزدهمین همایش سراسری هیئت رزمندگان اسلام که در مجتمع یاوران مهدی قم برگزار شد، گفت: کسی که از مسیر ولی فقیه زاویه بگیرد:«سیلی محکمی خواهد خورد. برخی سیلی می‌خورند و برمی‌گردند ولی برخی دیگر همچنان ادامه مسیر را دنبال می‌کنند و به انحراف کشیده می‌شوند.»

​​مصلحی، با اقتفای به خامنه‌ای، دشمن‌سازی و دشمن‌تراشی کرده و هاشمی را هم مجری پروژه‌های دشمنان خارجی قلمداد کرده است. به گفته او، دشمنان خارجی (آمریکا، انگلیس، اسرائیل، و…) راهبردها و تاکتیک‌های زیر را در ایران دنبال می‌کنند:

الف- طرح‌های راهبردی دشمنان: تبدیل انتخابات به فرصتی برای براندازی و سرنگونی جمهوری اسلامی از طریق مشروعیت‌زدایی از نظام با طرح ادعای تقلب، تحریم‌های اقتصادی، تورم، تقسیمات کشوری (تبدیل روستاها به شهر و…) و وابسته کردن اقتصاد کشور به مذاکرات هسته‌ای.
ب- طرح‌های تاکتیکی دشمنان: نفوذ در نظام و تغییر رفتار مسئولان. تغییر رفتار از دوران سازندگی شروع شد و هاشمی و فرزندانش که مجری این طرح بودند، امروز از وی «منجی‌سازی» می‌کنند. تغییر رفتار در دوران اصلاحات ادامه یافت و دیدیم که «چه بر سر انقلاب و نظام آورد».

مصلحی مدعی است که دشمن همین طرح را همچنان دنبال کرده و قصد دارد تا در انتخابات ۹۲ مسئولان نظام را «وادار به قبول کردن اشتباهاتشان» کند تا از این طریق مدعی «اشتباه محاسباتی و موضع‌گیری‌های رهبری و نظام» شود. از سوی دیگر، «تاکتیک ایجاد تغییر نگرش در جامعه نسبت به گفتمان امام و رهبری» را دنبال می‌کنند.

​​هاشمی رفسنجانی بازیگر اصلی طرح‌های دشمنان و بحرانی جلوه دادن وضعیت کشور است: «آقایانی که پشت فتنه بودند، امروز می‌گویند کشور در بحران است و باید آن را از بحران نجات داد». تشکیک در سلامت انتخابات و طرح انتخابات آزاد که از سوی هاشمی و محمد خاتمی مطرح شد، برنامه دستگاه‌های جاسوسی آمریکا و اسرائیل است. آنان به دنبال «تجهیز و سازماندهی بدنه اجتماعی فتنه در کشور» هستند.

هاشمی دائماً از بحرانی بودن وضعیت نظام، تنش‌زدایی در روابط خارجی و مذاکره با آمریکا سخن گفته و سیاه‌نمایی می‌کند. مطابق این طرح، از یک سو «هجمه علیه مقام معظم رهبری و القای دخالت ایشان در انتخابات» صورت گرفته و از سوی دیگر، «از یک فرد [هاشمی] که خود سامان‌دهنده این نابسامانی‌هاست» تجلیل به عمل آمده و به عنوان منجی نظام قلمداد می‌شود. اما «در این نظام تنها منجی ولایت است، این حرف فقط به معنای زدن ولایت و منجی‌سازی کاذب است».

مصلحی به نیابت از خامنه‌ای گامی پیشتر رفته و به صراحت تمام از در حصر کردن هاشمی، به دلیل برپایی فتنه ۸۸، سخن می‌گوید:
«کسی که خودش را پیشگوی فتنه حوادث ۸۸ اعلام می‌کند، عملاً پیشگویی نکرده و خودش ایجاد فتنه کرده و نقشی اساسی در فتنه داشته است و اگر به واسطه برخی ملاحظات مانند آن دو نفر با وی برخورد نشده و آزادی عمل دارد امروز طلبکار نظام نباشد. امروز امر به وی مشتبه شده و می‌خواهد چهره فتنه را تطهیر کند، چنین فردی در مقاطع بعدی انقلاب نیز کم می‌آورد».
پروژه ی دو قطبی‌سازی احمدی‌نژاد در انتخابات ۸۸ که با موافقت تام علی خامنه‌ای طراحی و اجرا شد و مدعی بود که موسوی و کروبی و خاتمی عروسک‌های خیمه شب بازی هاشمی رفسنجانی‌اند و او با تکان دادن انگشتان خود آنها را به حرکت در آورده و مقابل من قرار داده است، اینک دوباره توسط وزیر اطلاعات خامنه‌ای تکرار می‌شود. می‌گوید:
«این فرد [هاشمی] با تحریک سران ساده‌لوح فتنه و اطرافیانش مارش فتنه را می‌‌زد و امروز چشمان بیدار نظام تحرکات وی را رصد می‌کند و به هیچ عنوان اجازه نخواهد داد اتفاقی مانند سال ۸۸ در کشور رخ دهد».
اعتراف مصلحی به نیابت از خامنه‌ای قابل تأمل فراوان است. پروژه احمدی‌نژادی کردن سیاست ایران توسط خامنه‌ای، پروژه برخورد با طبقه حاکمه سیاسی گذشته، خصوصاً یاران آیت‌الله روح الله خمینی، بود. مصلحی می‌گوید که نظام، طبعاً به دستور خامنه‌ای، تمامی «تحرکات هاشمی را رصد می‌کند».

مصلحی به صراحت می‌گوید که انتخابات جای اصلاح‌طلبان و هاشمی نیست و کلیه گروه‌ها و نامزدها باید علیه رهبران جنبش سبز موضع‌گیری کرده و تبعیت محض خود از آیت‌الله خامنه‌ای را هم عملاً اثبات نمایند:
«تمام جریاناتی که می‌خواهند در انتخابات حاضر شوند باید مرزشان را با فتنه و فتنه‌گران به وضوح مشخص کنند و ولایتمداری خود را نیز به اثبات عملی برسانند.»
هاشمی «خامنه‌ای‌ساز»

​​هاشمی رفسنجانی، علی خامنه‌ای را عضو شورای انقلاب، رئیس‌جمهور و جانشین آیت‌الله خمینی کرد (رجوع شود به مقاله «هاشمی رفسنجانی و تکلیفش با ولایت فقیه»). هاشمی شخصیت قدرتمند دهه اول انقلاب بود. گمان می‌کرد- البته گمانی باطل- که خامنه‌ای را رهبری نمایشی کرده و خود همه‌کاره خواهد بود.

در ۱۴ خرداد ۶۸، پس از برکشیدن خامنه‌ای به رهبری، به دفتر خود- در مجلس شورای اسلامی- باز می‌گردد. هنوز فردی به شدت قدرتمند بود. می‌نویسد:
«آیت‌الله خامنه‌ای آمدند، برای شیوه انجام وظایف رهبری با هم صحبت کردیم. قرار شد احکام انتخابات یا انتصابات امام را ایشان تأیید کنند و قرار شد به صدا و سیما بگویم بهای لازم را به موضوع بدهد. تصمیمات مهمی با هم گرفتیم» ( کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی ۱۳۶۸، بازسازی و سازندگی، ص ۱۵۲).
در ۱۵ خرداد ۶۸، مدیر مسئول کیهان به دیدار هاشمی رفته تا از وی بپرسد در سرمقاله روزنامه درباره رهبری خامنه‌ای چه بنویسند (پیشین، ص ۱۵۴). هاشمی دائماً تکرار می‌کند که رادیکال‌های مجلس و بیرون- چپ‌های سابق و اصلاح‌طلبان بعدی- مخالف رهبری خامنه‌ای هستند و او آنها را مجاب می‌سازد.

۱۶ خرداد ۶۸: «بعد از نماز به دفتر رهبری رفتم. دو سه ساعتی با هم درباره امور کشور و سیاست‌های آینده مذاکره کردیم. در زمینه‌های زیادی توافق به عمل آمد. قرار شد هفته‌ای یک بار جلسه دو نفره داشته باشیم که سیاست‌های رهبری و اجرایی را هماهنگ کنیم» (پیشین، ص ۱۵۷).

۱۸ خرداد ۶۸: «ظهر بیانیه آیت‌الله خامنه‌ای را مطالعه کردم؛ برای مشورت فرستاده بودند. خوب است. چند تذکر دادم. اولین بیانیه پس از انتخاب به رهبری است» (پیشین، ص ۱۶۲).

تعداد مخالفان رهبری خامنه‌ای زیاد است. در ۱۸ خرداد ۶۸ آیت‌الله ابراهیم امینی به دیدار هاشمی می‌رود:
«گفت آقای [حسینعلی] منتظری با رهبری آقای خامنه‌ای مخالف است و تأیید نمی‌کند. گفتم تلاش کنند که تأیید کنند و متقابلاً ما روی مرجعیت ایشان کار کنیم» (پیشین، ص ۱۶۲).
آیت‌الله محمد رضا مهدوی کنی به دیدار هاشمی رفته و پیشنهاد می‌کند تا خامنه‌ای طی تلگرافی از آیت‌الله محمد رضا گلپایگانی تشکر کند تا در پاسخ ایشان نیز رهبری خامنه‌ای را تأیید کنند. اما هاشمی می‌گوید: گفتم اول متن جواب آیت‌الله گلپایگانی مشخص شود، سپس تلگراف آقای خامنه‌ای ارسال شود» (پیشین، ص ۱۶۲).

۲۲ خرداد ۶۸: «آقای [محمد جعفر] سعیدیان‌فر [نماینده خمینی‌شهر اصفهان] آمد و برای آینده آیت‌الله منتظری اظهار نگرانی کرد و گفت نوعی آمادگی همکاری و هماهنگی در ایشان به وجود آمده و نظر من و سیاست نظام را درباره ایشان پرسید. گفتم نظر من این است که ایشان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای را تأیید کنند و ما هم متقابلاً کمک کنیم که رفته رفته وضع ایشان عادی شود و مرجعیت آینده ایشان آسیب نبیند. آقای [سیدحسین] موسوی تبریزی هم آمد و برای جبران مشکل آیت‌الله منتظری چاره‌جویی کرد؛ همان راه حل را به ایشان گفتم» (پیشین، ص ۱۶۷).

۲۲ خرداد ۶۸: «با رهبری درباره اصلاح قانون اساسی و متن تلگراف ایشان به آیت‌الله گلپایگانی و تلگراف آیت‌الله گلپایگانی مشاوره کردیم».

۲۳ خرداد ۶۸: «شب با رهبری تا ساعت ده و نیم مذاکره داشتیم. درباره شورای افتاء و شورای مشاوران ایشان و ترکیب دو شورا و نامه آقای منتظری و جواب آن و مسائل شهر و طلاب و مقر رهبری و سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی مذاکره کردیم؛ نوعاً اتفاق نظر داشتیم» (پیشین، ص ۱۶۹).

​​۲۴ خرداد ۶۸: «به دفتر رهبری رفتیم. نمایندگان شعارهایی مبنی بر حمایت و اطاعت و تسلیت دادند. من صحبت کوتاهی مبنی بر حسن انتخاب رهبری و… کردم. ایشان هم صحبت مفصلی نمودند و از نامزدی من برای ریاست جمهوری حمایت کردند» (پیشین، ص ۱۷۰).

۲۸ خرداد ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای به دفتر من آمد. شام را با هم خوردیم و تا ساعت ۱۱ شب درباره مسائل کشور و سیاست‌های اقتصادی و خارجی و سفر به شوروی و… مذاکره و تصمیم‌گیری کردیم. خوشبختانه در همه موارد اتفاق نظر داریم» (پیشین، ص ۱۷۴).

در این دوره نه تنها خامنه‌ای هیچ کاری بدون مشورت هاشمی انجام نمی‌دهد، بلکه معمولاً برای جلسات به دفتر هاشمی می‌رود.

چهارم تیر ۶۸: «شب با آیت‌الله خامنه‌ای جلسه داشتیم که تا ساعت ده و نیم طول کشید. درباره نیروهای مسلح مذاکره و قرار شد دو وزارت سپاه و دفاع ادغام شوند؛ تصمیمات دیگری نیز اتخاذ نمودیم. درباره ریاست جمهوری و مسائل اقتصادی و سیاست آینده و بهره‌گیری بیشتر از سفر شوروی مذاکره شد» (پیشین، ص ۲۰۲).

هفتم تیر ۶۸: «تلفنی با آیت‌الله خامنه‌ای درباره مطرح کردن لقب «رهبر انقلاب» برای ایشان در نماز جمعه صحبت کردیم. مسلمانان خارج از ایران این را می‌خواهند. قبلاً فکر می‌کردیم که این لقب مخصوص امام بماند که باعث اعتراض مسلمانان خارج شده است. آنها می‌خواهند در برد انقلاب ما باشند» (پیشین، ص ۲۰۵).

بدین ترتیب هاشمی در گام بعد خامنه‌ای را به «رهبر انقلاب» تبدیل کرد. توجیه کاذبی هم برای مدعای خود درست کرد. معلوم نبود در عرض ۲۴ روز چگونه مسلمانان جهان به اطلاع هاشمی رسانده بودند که چرا به خامنه‌ای «رهبر انقلاب» نمی‌گویید. به نماز جمعه نهم تیر ۶۸ رفت و : «پیشنهاد لقب «رهبر انقلاب» را برای آقای خامنه‌ای مطرح کردم» (پیشین، ص ۲۰۷).

۱۰ تیر ۶۸ جلسه سران قوا با خامنه‌ای است و ۱۱ تیر ۶۸ جلسه خصوصی هاشمی و خامنه‌ای:

«درباره خرده‌گیران و آنها که نمی‌خواهند به بهانه خطر کمرنگ شدن شخصیت امام، درباره رهبری جدید تبلیغات شود، مذاکره شد. درباره اعضای دولت آینده اتفاق نظر بود» (پیشین، ص ۲۰۵).

۱۵ و ۱۷ و ۱۸ و ۲۰ و ۲۷ تیر و ۷ و ۸ مرداد جلسات بعدی هاشمی و خامنه‌ای است، با تفاهم کامل:

۱۶ مرداد ۶۸: «شب با رهبری جلسه داشتیم که تا ساعت ده و نیم شب طول کشید. درباره کابینه، ارتش و سپاه، سیاست خارجی و اقتصادی مذاکره و تصمیم‌گیری نمودیم. جلسات مفیدی است و تفاهم کامل برقرار است. درباره قوه قضائیه و شورای نگهبان هم بحث و اتخاذ تصمیم شد» (پیشین، ص ۲۶۰).

۲۴ مرداد ۶۸: «ساعت نه و نیم به دفتر رهبری رفتم. درباره رئیس قوه قضائیه صحبت شد. تصمیم‌شان را در مورد نصب آقای [محمد] یزدی اعلان کردند و درباره تمام اعضای کابینه توافق کامل شد» (پیشین، ص ۲۶۹).

۲۶ مرداد ۶۸: «با آیت‌الله خامنه‌ای که منتظرم بودند، مقداری صحبت کردیم. (پیشین، ص ۲۷۲).

۲۶ مرداد ۶۸: «آیت‌الله خامنه‌ای آمدند. درباره مسئله گرفتن سلاح از شوروی صحبت شد؛ موافقند و قرار شد نیروهای ارتش و سپاه برای آموزش اعزام شوند. درباره مجمع تشخیص مصلحت و مشاوران و سیاست‌ها هم صحبت شد» (پیشین، ص ۲۷۵).

جلسات بعدی آنها در ۲۸ و ۲۹ مرداد ماه است.

۳۱ مرداد ۶۸: «شب آقای خامنه‌ای اینجا تشریف آوردند. مقداری درباره مسائل جاری کشور مذاکره کردیم (پیشین، ص ۲۸۲).

دوم شهریور ۶۸: «با آقای خامنه‌ای در دفترم جلسه برای امور جاری لشکری و کشوری و مسائل کابینه داشتم» (پیشین، ص ۲۸۷).

۱۲ شهریور ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای به دفتر من آمدند. درباره سمت مهندس موسوی و بنیاد جانبازان مذاکره شد. آقای خامنه‌ای می‌خواهند [به عنوان رئیس بنیاد جانبازان] با قید زمان سه سال نصب کنند و آقای موسوی حاضر نیست با قید زمان بپذیرد. درباره آینده ارتش و سپاه بحث شد. آقای خامنه‌ای بنا دارند که در حکمی آقای دکتر [حسن] روحانی را به عنوان رئیس ستاد کل [نیروهای مسلح] بنویسند که ستاد مشترک تجدید حیات کند و آقای روحانی موافق نیست. من هم موافق نیستم. با ایشان بحث کردم؛ قانع نشدند. درباره اعضای مجمع تشخیص مصلحت و تکمیل شورای عالی انقلاب فرهنگی هم مذاکره شد. شام را هم خوردند» (پیشین، صص ۳۰۲- ۳۰۳).

۱۹ شهریور ۶۸: «شب با رهبری جلسه داشتیم. درباره سیاست‌های کلی و مسائل نیروهای مسلح و شورای عالی امنیت ملی مذاکره کردیم» (پیشین، ص ۳۱۰).

۲۶ شهریور ۶۸: «شب رهبری به دفتر من آمدند. درباره اعتبارات نیروهای مسلح مذاکره کردیم. معلوم شد که مبلغ پیشنهادی نمی‌تواند خیلی تغییر کند. قرار شد با توجه به مجموعه نیازهای کشور، در این بخش تصمیم‌گیری شود. درباره سیاست خارجی هم بحث شد. قرار شد براساس پیشنهاد وزارت خارجه عمل شود. در مورد آمریکا گفتند روابط به این زودی میسر نیست، ولی همکاری تا حدود آزادی گروگان‌ها و اموال بی‌اشکال است» (پیشین، صص ۳۱۹- ۳۲۰).

جلسات این دو در این ماه‌ها بسیار زیاد بود.اما در بسیاری از موارد خامنه‌ای به دفتر هاشمی می‌رفته است:

۱۶ مهر ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمان من بود. درباره تغییرات برنامه، سمت آقای [محمد موسوی] خوئینی‌ها، نهضت‌های اسلامی، دبیرخانه ائمه جمعه و مطالب سیاسی کشور صحبت کردیم» (پیشین، ص ۳۵۳).

هفتم آبان ۶۸: «آیت‌الله خامنه‌ای در دفترم مهمانم بودند. درباره مشاورت [رهبری] آقای [موسوی] خوئینی‌ها، عضویت احمد آقا [خمینی] در شورای عالی امنیت ملی، اعلان آقای [علی] شمخانی به عنوان فرمانده نیروی دریایی ارتش، مسایل ارزی و اقتصادی و امور جاری دیگر مذاکره کردیم. شام خوردیم و به خانه‌هایمان رفتیم» (پیشین، ص ۳۹۴).

۲۶ آذر ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمان من بودند. درباره زلزله احتمالی، وضع لبنان، بودجه نظامی، دارو، هواپیماهای نهاجا [نیروی هوایی ارتش] برای [شرکت] ایران‌ایر، تعزیرات حکومتی، بازپس‌گیری اراضی اشغالی، انتخابات تهران، اختلاف بنیاد شهید و وزارت صنایع و روزنامه‌ها… مذاکره و تصمیم‌گیری کردیم. بعد از صرف شام، ایشان رفت و من در دفتر ماندم» (پیشین، ص ۴۶۳).

۲۴ دی ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای به دفتر من آمدند. درباره مسئله آقای منتظری بحث و تصمیم‌گیری شد و نیز درباره نماز جمعه تهران و ائمه جمعه استان‌ها و سیاست خارجی تصمیم گرفتیم» (پیشین، ص ۵۰۴).

۱۵ بهمن ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمانم بود. درباره جهاد دانشگاهی، نمایندگان رهبری در دانشگاه‌ها، وزارت دفاع، مسئله آقای منتظری، سیاست خارجی و… مذاکره کردیم» (پیشین، ص ۵۳۶).

۲۷ اسفند ۶۸: «شب آیت‌الله خامنه‌ای مهمان من بودند. درباره مسائل اقتصادی مذاکره شد. از روند کار، هر دو راضی بودیم. مسائل سپاه و ارتش، حدود کار نیروی هوایی سپاه در حد ترابری و هوانیروز و مسائل نهاجا [نیروی هوایی ارتش]، سفر ایشان و من در ایام تعطیلی عید نوروز و مقر ایشان در عباس‌آباد یا منظریه یا جاهای دیگر مطرح شد» (پیشین، ص ۵۹۶).

خامنه‌ای «هاشمی‌ساز»

​​این دوران رفته رفته سپری شد. خامنه‌ای نمی‌خواست ملکه بریتانیا باشد، بلکه قصد داشت سلطان مطلقه باشد. تضعیف قدرت هاشمی و به حاشیه راندن او بخشی از پروژه بسط سلطانیسم بود. حالا هاشمی به جایی رسیده که از سوی وزیر اطلاعات خامنه‌ای به عنوان رهبر اصلی فتنه مطرح و تهدید به حصر می‌شود. هر سخن انتقادی که بر زبان می‌راند با موج وسیع مخالفت اصول‌گرایان مواجه می‌شود (به عنوان نمونه رجوع شود به «کسانی که از قطار مبارزه با اسراییل خارج شده‌اند، حکم نابودی خود را امضا کرده‌اند»، «استقبال رسانه‌های صهیونیستی از اظهارات منفعلانه هاشمی در قبال اسرائیل»، «لنکرانی: گفتمان هاشمی با امام راحل تفاوت دارد»). همه اصول‌گرایان می‌گویند که نباید کاندیدا شود.

اگر کاندیدا شود، شمشیر فقط بر سر مهدی هاشمی فرود نخواهد آمد، بلکه پیرامون فسادهای مالی محسن هاشمی هم افشاگری‌های گسترده‌ای صورت خواهد گرفت. هاشمی به یاد دارد که آیت‌الله خمینی می‌گفت: حفظ نظام اوجب واجبات است، میزان حال فعلی افراد است و من با هیچ کس عقد اخوت نبسته‌ام. خامنه‌ای همین سه ملاک را درباره هاشمی به کار گرفته است (رجوع شود به مقاله «خطای محاسباتی خامنه‌ای و نابودی ایران»).

جمع کردن بساط ولایت فقیه

​​مسئله ایران، مسئله زمامدار مادام‌العمر خودکامه است. ولایت‌مطلقه فقیه یا سلطانیسم، با مردم‌سالاری در تعارض بنیادین قرار دارد. هاشمی در ساختن این بنای زشت مخرب، نقش کلیدی داشت. خامنه‌ای را او به اینجا رساند که رسیده است (رجوع شود به مقاله «هاشمی رفسنجانی و علی خامنه‌ای»). خامنه‌ای و مریدانش به شدت او را زخمی کرده‌اند. حذف تحقیرآمیز او از ریاست مجلس خبرگان رهبری یکی از زخم‌هایی بود که بر او وارد آوردند. تحقیرآمیزتر از همه این است که چماقدار آیت‌الله خامنه‌ای او را تهدید به حصر می‌کند.

آنچه این روزها بر هاشمی می‌گذرد، یک صدم آن اعمال شنیع و ناجوانمردانه‌ای نیست که بر آیت‌الله منتظری رفت. آن بزرگ مرد آزاده پنج سال در حصر بود. موسوی و کروبی و رهنورد هم در حصرند. در طی دوران جمهوری اسلامی هزاران تن زندانی و شکنجه شدند. قتل عام تابستان ۱۳۶۷ نیز محصول ولایت مطلقه فقیه بود (رجوع شود به مقاله «هاشمی رفسنجانی و قتل عام ۶۷»). این بساط را باید جمع کرد.

هاشمی نباید از حصر بهراسد. حصر آیت‌الله منتظری مشروعیت و منزلتی بزرگ برای او فراهم آورد، برای اینکه محصول دفاع از حقوق مخالفان و ایستادن در برابر آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای بود. حصر موسوی و کروبی و رهنورد را هم بزرگ کرد.

اگر هاشمی مرد بحران‌هاست، اگر هاشمی ناجی نجات ایران زمین است، اگر هاشمی سیاستمداری با تجربه است، اگر هاشمی می‌خواهد مدافع حقوق مردم- نه خاندان خود- در برابر ستمگران باشد، باید دستور کار سیاسی جمع کردن بساط ولایت فقیه را مطرح سازد (رجوع شود به مقاله «هاشمی رفسنجانی و تکلیفش با ولایت فقیه»).

ایران- همانند افغانستان و عراق و لیبی و سوریه- می تواند مبدل به کشوری کلنگی شود. خامنه‌ای نیز با تصورات نادرستش از موازنه قوای جهانی و منطقه‌ای، تحلیل نادرست‌اش از بیداری اسلامی که توسط عربستان سعودی و قطر به جنگ شیعه و سنی تبدیل شده است، و سیاست‌های غلط در خدمت آن پروژه خارجی- سوریه‌ای کردن ایران- است. کم کردن شر ولایت فقیه و خامنه‌ای، نجات موجودیت ایران و ایرانیان است.

عربستان و قطر آموزش و پشتیبانی نیروهای سلفی ایران را آغاز کرده‌اند تا جنگ صددرصد انحرافی شیعه و سنی را که در سوریه و لبنان و عراق و پاکستان و بحرین و… به راه انداخته‌اند، به ایران بکشانند. این طرح تماماً در خدمت منافع دولت‌های کلنگی‌کننده منطقه و یک دولت خاص است، نه دموکراسی و آزادی و حقوق بشر.

شاید هاشمی زخم‌خورده نیز احساس خطر کرده باشد که مجدداً در ۱۴ اردیبهشت ۹۲ سخنان ۳۰ سال پیش آیت‌الله خمینی را – تحت عنوان «حفظ نظام از حفظ یکنفر- ولو امام عصر- مهم‌تر است»- روی وبسایت خود قرار داده است. این یک نفر کیست؟ احمدی‌نژاد؟ او که دوران ریاست جمهوری‌اش در کمتر از سه ماه دیگر پایان می‌یابد؟ شاید منظور هاشمی آیت‌الله خامنه‌ای باشد؟ در این صورت او نقطه اصلی را که همه تیرها باید به سوی او روانه شود- یعنی نظام سلطانی فقیه‌سالار و مصداقش- به خوبی تشخیص داده است.

مسئله ایران، مسئله گذار مسالمت‌آمیز از «نظام سلطانی فقیه‌سالار» به «نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر» است. هر کس خواهان حفظ موجودیت ایران و ایرانیان است- نه مروج تجزیه و کلنگی شدن کشور- باید به راه‌های گذار به دموکراسی بیندیشد. هاشمی هنوز هم در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند به این پروژه مدد رسانده و نامی نیک از خود- نزد خدا و بندگانش- به یادگار بگذارد. آیا هاشمی چنین سودایی در سر می‌پروراند؟

No responses yet

May 04 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند(۱۵): کفتار نجف‌آباد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس: آن فاعل به مفعولیت، آن مخالف جمهوریت، آن دائم به زیر ۳۳ پل، آن وزیر تحت تعقیب اینترپل، آن رئیس سعید امامی، آن پرورنده هر چه نمامی، آن شاه کلید قتل‌های زنجیره‌ای، آن کشته مرده غذاهای جیره‌ای، آن سرسلسله کفتاریان، شیخنا و مولانا علی فلاحیان، وزیر اطلاعات بود و به امور لاطائلات بود و عامل اختلافات بود.

نقل است که به هنگام تولد، از مادر نیمه برهنه خود عکس انداخت و برایش پرونده ساخت.

چون در نجف آباد، آخوند شدن مد شده بود، پس به قم رفت و به امور حقانیت مشغول شد.

گویند حافظ قرآن بود ولی برعکس می‌خواند و برعکس هم عمل می‌کرد، عین مرحوم تیمور لنگ، و این از معجزات او بود.

چون به قم رفت، طلبه مدرسه حقانی شد که پرورنده قاضی و جاسوس و سالوس بود.

بعد از انقلاب حاکم شرع شد به خوزستان و فاعل به امور شر. فرمانده کمیته انقلاب بود و چون خوب آدم می‌کشت، لاشخور خمین او را منزلتی بخشید و امور دادگاه ویژه روحانیت به او سپرد. بعدا به وزارت اطلاعات شد و از اوج درایتش در کشتن، ری‌شهری، قائم مقامش کرد و از آن تاریخ، از هر چه «قائم مقام» بود خوشش آمد.

در وزارت لاطائلات، با سعید امامی آشنا شد و یک دل نه، ۱۰۰ دل، عاشقش شد. گویند عشق این دو آنقدر آتشین بود که روح شمس تبریزی در قبر لرزید و مولانا دوباره جان به جان آفرین تسلیم کرد.

چون خوک رفسنجان رئیس جمهوری شد، او را به عنوان وزیر اطلاعات به مجلس معرفی کرد، اما گروهی از خدا بی‌خبر، مخالفت کردند…خوک اعظم در تعریف از توانایی حضرت کفتار گفت: «…این اواخر من ایشان را مسئول بازرسی ویژه فرماندهی کل قوا کرده بودم که کار کردن ایشان برای من بسیار جالب بود ٬یعنی جزو زیباترین کارهایی که ارائه می‌شد در حوزه ما کارهای ایشان بود…» که بعد از پایان دوران مجلس سوم، فلاحیان همان کار زیبا را سر نمایندگان معترض آورد و خصیتین‌شان را از بیخ کند و کم کم برج‌ساز شد و خصیتین‌ روی هم می‌انباشت.

چون وزیر شد، سعید امامی به زیر شد، و هر دو به امور مسلمین مشغول گشتند و مسلمین هم مشعوف.

هر کس با هاشمی مخالفت می‌کرد، حضرت خوک رفسنجان از فلاحیان می‌خواست «زیباترین» کار را سر طرف بیاورد و به این سبب، اگر آغا محمد خان چشم قربانیان روی هم جمع می‌کرد، فلاحیان، از خصیتین‌ کشیده شده، کوه ساخت و در کنار خویش نگاه می‌داشت از برای یادآوری.

حضرت هاشمی چون می‌خواست ماموران وزارت اطلاعات به فساد و سو استفاده از اموال دولتی نیافتند، اجازت فرمود برادران گمنام به امور اقتصادی مشغول گردند و از این رو، حضرت فلاحیان بسیاری از بازرگانان و صاحبان نفت‌کش را ربود و پول‌شان را صرف امور مالی و بمالی نمود تا فساد نشود!

از کرامات او این بود که شرکت‌های فراوان برای وزارت اطلاعات بساخت و کار رقبا بساخت و در میدان رقابت اقتصادی بتاخت.

او از هرچیزی، فرنگی‌اش را دوست داشت جز مهماندار! پس امور رفاهی برادران فرنگی‌کار وزارت را به مهمانداران سپرد و گاه مهمانداران رابا مقامات نظام که مسافر بودند آشنا می‌کرد تا برای‌شان پرونده بسازد و اگر روی‌شان زیاد شود، فیلم عملیات فتح خیبرشان را به نمایش بگذارد.

فلاحیان به فیلم‌سازی علاقه بسیار داشت، پس تا کسی کله‌اش بوی قرمه سبزی می‌داد، حکم به جلبش می‌داد و جلوی دوربین می‌نشاندش تا هر چه دل تنگش می‌خواهد، به زور بگوید!

در دوران وزارتش با همکاری برادران کیهانی که نیمه پنهان مردم می‌دیدند، هویت بساخت و پدر مردم بسوخت.

در ایام وزارت، بسیار به سونا می‌رفت در زعفرانیه، و آهوان زیبا روی را میل می‌فرمود. در آن سال‌ها، زحمت عزرائیل کم کرد در پایان دادن به کار نویسندگان و فعالان و نوکیشان، و حضرت خوک رفسنجان به کرات از او اظهار رضایت فرمود.

چون بدانست که بخت، یار بختیار نیست، دوستانی بی‌درنگ به فرنگ فرستاد تا به «زیباترین» وجه، زحمت او را بکشند، همینطور زحمت دیگرانی را در رستوران میکونوس برلین کم کرد و ترقه‌ای هم در آرژانتین، «در» فرمود.

از دیگر تلاش‌هایش برای سازندگی، قاچاق سلاح بود با دیگر برادران گمنام.

وزیر اطلاعات دوران سازندگی، کار صدها نفر بساخت و بدون ترمز بتاخت.

در سنوات دهه ۷۰، زحمات نویسندگان و هنرمندان کم کرد و سعیدی سیرجانی را به سعادت اخروی مبتلا ساخت!

در عهد سید محمد خاتمی، وزارتش خاتمه یافت و در پستوی پسین وزارت اطلاعات، به طرح برنامه مشغول شد که ناگهان چند نفری به آن دنیا سفری ابدی فرمودند، از جمله راننده‌اش که داشت داماد می‌شد و مهمانداری «قائم مقامی» نام. سعید امامی شیرازی در خاطراتی که ننوشت، نقل می‌کند که پسر حاجی به سیامک سنجری راننده، نظر داشت و چون سیامک هوس عروسی زد به کله‌اش، مجبور شدیم پسر حاجی را از ناراحتی خارج کنیم! و چون فهمید قائم مقامی مهماندار، نیت افشا دارد، امر فرمود بر کم کردن زحمتش.

اکبر گنجی، رحمت خدا و صبح امروز و رادیو فردا و غیره بر او باد، از اهالی سابقا خفیه صبح امروزی مدارکی ستاند و در جریده‌ها کفتار نجف‌آباد را افشا کرد و گفت در قتل‌های سنه ۷۷ دست دارد و او را شاه کلید نامید.

چون آبها از آسیاب اوفتاد و گنجی به زندان رفت و خاتمی پیگیری قتل‌ها فراموش کرد و قاتلان هم آزاد شدند پس از «شهادت» سعید امامی که اهل نظافت بود، فلاحیان کاندیدا شد و آقازاده‌اش که بسی قهرمان بود، با هفت تیر ماموری بکش و آب از آب تکان نخورد.

حضرتش که عضو مجلس خبرگان هم بود، برج‌سازی می‌کرد، اما این بار نه با خصیتین‌ مردم!

گویند در سنه ۹۲ باز هم نامزد شد تا خلق به ریشش بخندند…

No responses yet

May 04 2013

اون یکی برادر کم بود این یکی هم آمد: انگشت اتهام آيت الله محمد خامنه‌اي به سمت هاشمي

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

سياست ما: آيت الله سيد محمد خامنه‌ای در اظهاراتي بي سابقه نسبت به بازگشت جريان فتنه هشدار داد. وي با لحني صريح اکبر هاشمی رفسنجانی را مورد انتقاد قرار داد و گفت: سردمداران به گفته وی «فتنه سال ۸۸»، سناريوی جديدی در نظر گرفته‌اند و احتمالا هاشمی رفسنجانی بهترين فرد برای اين برنامه است.
انگشت اتهام آيت الله محمد خامنه‌اي به سمت هاشمي

آيت الله محمد خامنه‌ای در حال حاضر ریاست بنیاد حکمت اسلامی صدرا را بر عهده دارد.برادر بزرگتر رهبر معظم انقلاب است .وي در بنیاد صدرا مجله تخصصی فلسفه را به اسم «خردنامه صدرا» منتشر کرد و در حال حاضر مجله تاریخ فلسفه را منتشر می‌کند.وی از اعضای شورای تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ بود، در نگارش پیش‌نویس قانون اساسی با مرحوم حسن حبیبی نقش داشت. وی پیش از سال ۵۷ یعنی حدود سال ۱۳۵۴ موسسهٔ تحقیقاتی حقوق اسلام را با شماري نفر از طلاب راه‌اندازی کردند . پس از آن وکیل دادگستری شد. هفته اول انقلاب، مدرسه رفاه را به عنوان كانون حضور انقلابيون مديريت مي كرد. بعد در دادسرای انقلاب و مجلس خبرگان حضور موثر داشت.
سال ۱۳۶۰ در یکی از عملياتهاي تروريستي ، سید محمد خامنه‏ ای، به عنوان نماینده مردم مشهد در مجلس رشورای اسلامی،وقتي قصد عزیمت به مجلس را داشت مورد حمله قرار گرفت. در این حادثه، بر اثر تیراندازی مهاجمان وی از ناحیه دست جراحاتی برداشت اما دو محافظ ایشان شهيد شدند. و افراد مسلح با اتومبیل متواری شدند.

متن اين مصاحبه كه فارس آن را منتشر كرده است در پي مي آيد:
در مقدمه اين گفت و گو آمده است: آیت الله سید محمد خامنه ای، سالیانی است که حضور مستقیمی در عرصه های سیاسی و حکومتی ندارد و در مسند ریاست بنیاد حکمت ملاصدرا ، پیگیر مباحث بنیادین فلسفی است اما علاوه بر سابق طولانی مبارزاتی و حضور در ارکان تصمیم سازی پس از پیروزی انقلاب – که تجارب حاصل از آن دستمایه ای گرانسنگ برای تحلیل مسائل کنونی کشور است – وی هنوز هم بواسطه دغدغه های انقلابی، روزانه بخشی از اوقات خود را به پیگیری مباحث روز کشور اختصاص می دهد و اشراف دقیق و جزئی بر تحولات داخلی و خارجی دارد.

با توجه به همین تجارب و اشراف، بر آن شدیم تا با آیت الله به گفت و گو بنشینیم و با رویکردی آسیب شناسانه، ابعاد و مسائل انتخابات ریاست جمهوری سال خرداد ۹۲ را از منظر وی بشنویم. آنچه در پی می آید مشروح گفتگوی تفصیلی خبرگزاری فارس با آیت الله سید محمد خامنه ای است.

**************************
با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، همانگونه که مطلعید در آستانه انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، دشمنان انقلاب با همان سبکی که در انتخابات سال ۸۸ شبهه افکنی درباره سلامت انتخابات را در پیش گرفتند، موضوع «انتخابات آزاد» را مطرح می کنند. از منظر شما چرا دشمنان نظام بر روی «انتخابات آزاد» تمرکز دارند؟

«انتخابات آزاد» رمز شورش و کُد عملیات براندازی است

آیت الله محمد خامنه ای: مقصود از طرح و بیان این الفاظ، القاء این مطلب است که انتخابات آینده به نوعی هدایت شده و به قول آنها مهندسی شده و به نفع عده‌ای خاص خواهد بود و نوعی پیشگویی از آینده انتخابات است. بدیهی است که این شبهه اگر در هر کشور دیگر صادق باشد، حسب تجربه سی و چندساله، ما و مردم جهان می‌دانیم که در ایران اسلامی پس از انقلاب، صادق نیست و نوعی افترا به گذشته این ملت و تزویر سیاسی بر ضد امنیت ملی برای آینده است.

این تعبیر، آغاز حمله تبلیغاتی و جوسازی علیه حکومت و نظام و در حکم شیپور جنگ است. متأسفانه شبیه این عبارت (یعنی لزوم سلامت انتخابات) هم پیش از انتخابات سال ۸۸ به وسیله کسانی که هنوز هم در صف مقامات نظام می‌ایستند، اظهار شده است.

در محاکمه متهمان فتنه ۸۸ اعتراف شد که این گونه تعبیرات در واقع رمز شورش و کُد اجرایی شدن عملیات براندازی است. اظهار این عبارت و تکرار آن در این انتخابات هم نوعی تهدید و چیزی شبیه قطع و یقین به پیروزی فتنه جدید در سال ۹۲ است و شاید برای آن است که موضع لیدری سابق در فتنه ۸۸ مخدوش نشود و مخالفین انقلاب، آن ها را متهم به سازش با نظام نکنند.

دلایل پشت صحنه انتخاب واژه انتخابات آزاد

اعلام و ادعای ضمنی و تلویحی نبود آزادی در انتخابات – پیش از واقعه انتخابات – چند نتیجه برای فساداندیشان دارد:

۱- آنکه القاء شود که آثار علایم تقلب یا سلب آزادی در انتخابات برای گوینده مسلّم و روشن است تا در صورت ناکامی در انتخابات و شکست، به فاز بعدی – یعنی عملیات فتنه جدید – وارد شوند و بگویند ما از پیش، موضوع نبود آزادی را می‌دانستیم.

۲- پاشیدن تخم تردید و شک در میان ساده‌دلان تا عده‌ای ضعیف و کم اطلاع را ناامید و از صندوق‌های رأی دور کنند.

فارس:تجارب انتخابات مختلف خصوصاً انتخابات سال ۸۸ که منجر به آن فتنه بزرگ گردید، نشان می دهد که دشمنان نظام و انقلاب برای تاثیرگذاری بر فضای داخلی کشور ما برنامه جدید دارند و مخصوصاً در آستانه انتخابات فعالیت های مشکوکی را آغاز می کنند.از منظر شما برنامه دشمنان نظام برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ چیست؟

ابعاد مختلف سناریو دشمن برای انتخابات ۹۲

آیت الله محمد خامنه ای: دشمنان جمهوری اسلامی ایران در سال ۸۸ سنگ تمام گذاشتند و میرحسین موسوی را با دقت تمام و با عنایت به پشتیبانی آقای هاشمی و گروه‌های مخالف، برای هدف خود انتخاب کردند. طرح انقلاب رنگی آنها فی‌نفسه هیچ نقصی نداشت جز آنکه غیرت اسلامی و ملی ملت ایران و هوشیاری مردم را ندیده گرفته بودند که به همین دلیل، کید و مکر و توطئه پلید آنها شکست مفتضحانه‌ای خورد. اما دراین دوره مسلم است که از همان سناریو استفاده نخواهند کرد. حاصل جمع نظرات و کارشناسی‌های طراحان و اتاق فکر آمریکا و مشاوران داخلی آنها که سردمداران فتنه سال ۸۸ بودند همه بر روی هم به نظر می‌رسد که به سناریو جدیدی منتهی شده است.

چرا روی کاندیداتوری هاشمی متمرکز شده اند؟

در این طرح:

۱- سعی شده شخصی را مطرح کنند که امکان بیشتری برای شرکت و گردآوری رأی داشته باشد و از منظر فکری نزدیکی بیشتری با آن ها داشته باشد. آن طور که از شواهد برمی آید،احتمالاً آقای هاشمی رفسنجانی بهترین فرد برای این برنامه است و فرقی نمی‌کند که وی از عمق این توطئه آگاه باشد یا نباشد.

مطابق این طرح، شرکت فرد مورد نظر در انتخابات، باید با چراغ خاموش و بین القاء احتمال شرکت و عدم شرکت و مشروط به احساس وظیفه شرعی و نبود افراد صالح و تردیدهایی مانند اینها باشد و مثل بعضی از فیلم‌های هالیوودی تا لحظات آخر فیلم، اصل ماجرا برای کسی معلوم نشود.

۲- اساس طرح بر این قرار گرفته که سناریو آنها با مقاومت ملت و حزب‌الله روبه‌رو نشود. بنابراین با ظرافت تمام سعی می‌شود که حزب‌الله را دور بزند و با آن اصطکاکی نداشته باشد و در شعار و گفتار و رفتار مجریان طرح، چیزی که موجب هوشیاری و حساسیت ملت و مسئولین عالی شود ابراز نگردد.

۳- سعی شود به جای مقابله با گروه‌های طرفدار انقلاب، از برخی افراد معروف و نسبتاً خوشنام جامعه – که به دلیل نمک‌پروردگی یا سادگی و خوش‌باوری و دلایلی مانند اینها میل باطنی به شخص آقای هاشمی دارند – برای تبلیغ به نفع او استفاده شود. این افراد ممکن است بازاری یا روحانی یا تکنوکرات‌ یا حتی از حواشی اصولگرایان و معروف به اصولگرایی و طرفداری از ولایت فقیه و پیروی از مقام رهبری باشند که در واقع همان روش استفاده از نیروی طرف مخالف به ضرر خود اوست.

این روش (یعنی بهره‌گیری از نیروی طرف مقابل برای شکست او و ایراد ضرر و ضربه مهلک از داخل و درون دشمن، به جای حمله و ضربه از بیرون)، که به نام و روش ماتریس و ماتریکس شناخته می‌شود، راه و روشی بسیار کم هزینه و مؤثرتر از حمله و ضربه از بیرون می‌باشد و دشمنان مکار از این فن استفاده می‌کنند. به قول سعدی «دشمن چو از هر حیلتی فرو ماند سلسله دوستی بجنباند و آنگاه کارها کند که دشمن نتواند».

نظریه‌پردازان آمریکایی (جوزف نای و شارپ و سوروس و…) سیاست جدید آمریکا را بر این پایه قرار داده‌اند که به جای کودتای نظامی در کشورهای هدف و به جای هزینه‌های میلیارد دلاری و اقدام به جنگ سخت، بهتر است با صرف پول کمتر و از راه جنگ نرم که به مراتب کارآمدتر است، رقیب را به زانو درآورند. آمریکایی که در هیچ یک از جنگ‌های خود از ویتنام تا عراق و افغانستان پیروز واقعی نبوده، اگر بتواند طرح دقیق خود را درباره انتخابات ۹۲ ایران به خوبی اجرا کند و شخص مورد نظر خود را به سریر قدرت بنشاند، اولین پیروزی خود را در قرن اخیر به دست آورده و نه فقط انقلاب اسلامی ایران را مضمحل و منکوب و بر آن به طور کامل دست پیدا می‌کند و حتی بر همه انقلاب اسلامی و غیر اسلامی و حتی در کشورهای جنوب آمریکا هم غلبه کرده و بسط همه را جمع خواهد کرد.

اما به نظر دشمنان- فارغ از این که شخص مورد نظر مطلع باشد یا نباشد – دلایل اولویت آقای هاشمی برای این منظور، یکی، سابقه طولانی اعتقاد او به ایجاد رابطه با‌ آمریکا و اظهارات علنی اوست. دوم، داشتن موقعیت اداری و سیاسی در حال حاضر و احتمال غلبه بر سدّ شورای نگهبان است. سوم، تبلیغات وسیع اطرافیان مبنی بر سوابق پیش از انقلاب و سمت‌های سیاسی تا پیش از فتنه سال ۸۸ است. چهارم، اعتماد بر حفظ مواضع قبلی و حمایت وی از فتنه‌گران ۸۸ و برائت نجستن و عدم استتابه و استبراء از آنها علی‌رغم برخی کلمات دو پهلو و نعل وارونه است. پنجم، ریشه داشتن در برخی از نهادها و اقشار از هر قبیل و هر طایفه و آمادگی سازمان و حفظ روابط بین‌المللی با برخی از شیوخ عرب و همسایه.

زمان بندی سناریو و گام های تبلیغی حول محور نامزدی هاشمی

این طرح زمان بندی شده است و هر بخش آن به نظر آنها در موقع مقتضی، و گام به گام به انجام می‌رسد که امکان توجه به آن و اهداف و شگرد آن آسان نباشد.

۱- گام اول به صورت تبلیغ نامزدی آقای هاشمی در انتخابات و اجازه بحث درباره آن به رسانه‌ها بود. پس از مدتی یکی آن را انکار کرد و دیگری اظهار و تأیید نمود و بعد از مدتی اظهار تمایل و احتمال مشروط یا غیر مشروط برای شرکت‌ وی در انتخابات تا با خلط بحث، سعی شود که مردم نتوانند روی شخص او تمرکز کنند و علیه او موضع‌گیری نشود.

۲. گام دوم، طرح تز «اعتدال» و ردّ و طرد روش افراد و تفریط در جامعه بود که بیشتر از طرف خود وی گفته می‌شد و این کلمه، وعده به ایجاد آرامش سیاسی به وسیله اعتدال و میانه‌روی و در واقع در باغ سبزی بود که نظر به دولت کنونی داشت. البته اصحاب سیاست روز می‌دانند که اعتدال در اصطلاح غربی‌ها به گروه واسطه یا آلترناتیو طرفدار غرب گفته می‌شود و در اوایل انقلاب هم تبلیغات غربی، امام خمینی و مکتب سیاسی ایشان را افراط‌گرایی و برعکس، لیبرال‌های نهضت (باصطلاح) آزادی را میانه‌رو و معتدل می‌نامیدند و این اصطلاح را غربی‌ها هنوز در دولت‌های انقلابی دیگر هم به کار می‌برند.

علت انتخاب شعار اعتدال و این که آقای هاشمی سعی نکرده وعده اصلاح اقتصادی بدهد آن است که خود وی و همه می‌دانند که شروع مشکلات اقتصادی نه در زمان جنگ بلکه در دوره ریاست جمهوری ایشان بوده و در دولت پس از او اعلام شد که دهها میلیارد دلار دیون خارجی در دولت هاشمی برای کشور ایجاد شده که معلوم نشد کجا رفته است حال آنکه در زمان جنگ با آن همه مخارج همراه با تحریم، کشور، بدهی خارجی مهمی نداشت.

۳. یکی دیگر از گام‌های این مرحله، پاسخ دادن به کسانی بود که می‌پرسیدند چرا در آستانه ۸۰ سالگی و آن همه سوابق در فتنه سال ۸۸، میل به ریاست جمهوری دارد و برای دفع دخل مقدر، مکرر اعلام شد که اگر وظیفه شرعی ببیند خواهد آمد. یعنی اگر وارد معرکه انتخابات شود، وظیفه شرعی و وجوب عینی وجود داشته نه مصالح شخصی و سیاسی.

– یکی از اجزاء این مرحله، یک مغالطه و سفسطه سیاسی به صورت دعوت به «وحدت ملی» و «ائتلاف» بود. که این هم خود، ابعاد مختلف را شامل می‌شد. اول آنکه از باب قرآن سرنیزه کردن، ادعا شود که مدعیان اصلاح‌گرایی هم مسلمان و پیرو امام خمینی(ره) و طرفدار نظام و معتقد به قانون اساسی و رهبری هم هستند پس چرا آنها را جذب نکنیم و دفع کنیم و در انتخابات و حکومت و دولت آنها را شریک نسازیم؟ بدینوسیله راهی برای ورود گروه براندازان نظام باز شود. خود کلمه «جذب» هم یکی دیگر از سفسطه‌های سیاسی است که در غیر جای خودش به کار می‌رود.

دوم، استفاده از فرمول «دعوت به ائتلاف» که در اختلافات داخلی احزاب سیاسی به کار می‌رود نه با گروه مخالف نظام و فعال برای براندازی که در واقع در نقطه نقیض فرمول مذکور جای دارند. این هم برای فریب کسانی است که از روی ساده‌لوحی طرفدار صلح و سازش و فراموش کردن قضایای گذشته هستند.

ائتلاف، یکی از الفاظ دلپسندی است که متأسفانه به سبک غربی (که با الفاظ خوش ظاهر چون آزادی و حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و مانند اینها بازی می‌کنند و آنها را درست در جهت نقیض آن به کار می‌برند) امروز در فصل انتخابات در معنای خطرناکی به کار می‌رود.

مقصود از ائتلاف در واقع هضم نامزدهای اصولگرا و جذب آنها در درون یک اعتدال و حوزه چند مداره آقای هاشمی است.

کلمه دیگر، تکرار کلمه فراجناحی درباره آقای هاشمی است در حالی که همه می‌دانند وی همواره از یک طرف حمایت کرده است و با اصولگرایی میانه‌ای ندارد.

یکی دیگر از سفسطه‌های مطرح کنندگان نامزدی آقای هاشمی -علاوه بر افاضات پیشین- طرح دو اصل جدید ولی بی‌محتوا و بدون معنای خارجی است. یعنی پیشنهاد «راهکار عبور از وضع کنونی با دو اقدام اساسی: یکی همدلی داخلی، دوم همزیستی جهانی.»

«وضع کنونی» در بهترین تفسیر می‌تواند ناظر به امور اقتصادی باشد ولی در پشت سر آن معنای دیگری هست که شعار فتنه ۸۸ بود یعنی مبارزه با دیکتاتوری و تبدیل نظام ولایت به جامعه مدنی!

و مقصود از «راهکار» اثبات این موضوع است که ملت دچار بحران پیچیده و لاینحلی است و اکثریتی در جامعه ناهمدل و متخاصم وجود دارد و برای برون‌رفت از این «بحران» که مقام اعلای کشور و مسئولین هم قادر به حل آن نیستند، ایشان آماده حل مشکلات است با این فرض که «مقبولیت عامه» دارد و می‌تواند به محض احراز ریاست جمهوری، در کشور همدلی ایجاد کند.

موضوع «همزیستی جهانی» هم ناظر به مقابله انقلابی ما با کشورهای سلطه جوی غربی است که از افتخارات کشور و نظام می‌باشد و عزت رهبری نهضت آزادبخش جهانی را به این ملت داده است. بدیهی است که همزیستی جهانی با این معنا و در این مقام، به فرموده مقام رهبری فقط با توبه از انقلاب و ترک ارزش‌های انقلاب اسلامی و تقدیم کشور به دشمنان حاصل می‌شود. مقام رهبری مکرر تصریح کرده‌اند که دشمن در واقع این چیزها را از ما می‌خواهد و تا ما بر اصول انقلابی پافشاری کنیم همزیستی با آنها ممکن نیست.

تطهیر سران و حامیان فتنه ۸۸ غیر شرعی است

۳- گام بعدی، حکم به بی‌‌گناهی و رفع و رجوع مشارکت در جرایم سال ۸۸ و فتنه ‌براندازی نظام اسلامی و ریشه‌کنی آثار انقلاب امام خمینی و ملت بود که این بار به وسیله مردی وارسته و خیرخواه که از صمیم قلب دوستدار او هستم و خیر او را می‌خواهم، انجام شد و آن طرح موضوع «مفتون و فتّان» درباره سران فتنه‌ بود، با این ادّعا که فتنه‌گر واقعی آمریکاست و بقیه از جمله مفتون یعنی آسیب خورده از فتنه بوده‌اند و گناهی ندارند، که این حرف واقعاً حرف عجیبی بود و هیچ وجهی شرعی و قانونی نداشت.

این مطلب قبل از هر چیز یک توهین ضمنی به افرادی نظیر آقای هاشمی نیز بود و وانمود می‌کرد این افراد از رشد کافی برخوردار نبوده‌اند و پس از گذشت سی و چند سال از پیروزی انقلاب و حدود ۵۰ سال از نهضت و با وجود خط قرمز امام(ره) درباره آمریکا و با آن همه عبارات صریح و تلخ که امام خمینی(ره) از فتنه و خطر آمریکا در گوش این آقایان خوانده‌اند و رابطه با آمریکا را «رابطه گرگ و میش» می‌دانست – و این نکته، مهم ترین و اساسی‌ترین دکترین سیاسی و سیاست بین‌المللی امام(ره) محسوب می‌شد- و با وجود سابقه آمریکا در چند شورش سیاسی بر ضد حکومت‌ها و باصطلاح انقلاب های رنگین (از جمله در گرجستان، اکراین و کشورهای دیگر) باز فریب فتنه‌گری آمریکا را خورده‌اند و افسون دشمن را باور کرده‌اند. حال معلوم نیست چنین کسی یا کسان ساده و زودباور چگونه می‌خواهند یک کشور و ملت انقلابی را ریاست کنند.

مطلب دیگر آنکه اصولاً و حسب شرع و قانون هر شخص بالغ اگر عاقل باشد در مقابل انجام هر فعل جرم یا حرام مسئول است و به صرف انجام آن عمل، عقوبت و مجازات بر او تعلق می‌گیرد مگر آنکه حجت و دلیلی قانونی یا شرعی قاطع، آن را بردارد. بنابراین اگر فرمایش ایشان درست باشد و این اشخاص فریب خورده باشند باز در درجه اول، مجازات مقرر درباره مجرم و شریک و معاون او به جای خود باقی است و به این افراد تعلق خواهد گرفت.

دلایل قانونی و حقوقی مجرمیت سران و همراهان فتنه ۸۸

طبق ماده ۲ قانون مجازات عمومی «هر فعل و ترک فعل که برای آن مجازاتی مقرر شده باشد، جرم محسوب می‌شود» و چون عملیات فتنه ۸۸ موجب مجازات عده‌ای شد پس جرم بوده است. براساس ماده ۴۲ همان قانون، شرکای جرم هم همان مجازات اصل جرم را دارند. سردستگی در ارتکاب جرم از علل مشدّده، جرم است (ماده ۴۵). هر گونه کمک به وقوع جرم برای مجرمین به صورت تحریک یا ترغیب یا تهیه وسائل و امکانات و تسهیلات جرم و… معاونت در جرم شمرده می‌شود و مجازات دارد (ماده ۴۳ همان قانون).

حال با این اوصاف معلوم نیست که چرا چنین موضوعی ضعیف و نامعتبر از طرف مردی معتبر مطرح می‌شود، این فقط یک دلیل می‌تواند داشته باشد و آن سوءاستفاده از موقعیت یک شخصیت متدین و خدوم اجتماع و خوشنام برای تکمیل ارکان و مقدمات یک طرح همه جانبه است.

۴- گام دیگر این سناریو، آشفته کردن و به تعبیر عوامانه شیر تو شیر کردن اوضاع و سرگرم کردن اذهان به بحث و بررسی نامزدهای متنوعی که تمرکز ذهن روی نفر اصلی را از بین ببرد، آن هم با وضع غیر ثابت که گاه جزم خود را اعلام و روزی دیگر انصراف خود را اظهار می‌کنند و این شبیه همان آشفته کردن بازار است که انجام خواسته‌ها را آسان تر می‌کند.

برای اشتغال افکار عمومی سعی می‌شود که به وسیله اشخاص مختلف و معاند و موافق، اظهارنظرها و پیشگویی‌ها و مصلحت‌جویی‌های ضد و نقیض در جراید یا سایت‌ها اظهار شود. بعضی مصحلت را در شرکت بدانند و برخی دیگر در شرکت نکردن، یکی به میخ بزند، یکی به نعل و بالاخره مردم تا روزهای آخر نفهمند که آیا فرد مورد نظر نامزد می‌شود یا نمی‌شود و مردم غافلگیر شوند.

«لزوم رسیدن به اجماع» هم که گاهی مطرح می‌شود برای آن است که بهانه شود برای اعلام انصراف ناگهانی همه نامزدهای مصمم، در موقعیت مناسب، تا با این وسیله آقای هاشمی را در مرکز و محور انتخابات قرار دهند و از تعدّد و تفرقه‌ جلوگیری شود و پروژه شکست نخورد.

قطب بندی مصنوعی و ایجاد لولوی انتخاباتی

۶. یکی از گام های دیگر این پروژه، ایجاد یک قطب دیگر انحرافی برای ایجاد تمایل افراد انقلابی مخالف آقای هاشمی به سمت او و سوق مردم به منطق «بد و بدتر» است، تا این افراد برای فرار از خطر جریان انحرافی و طرد او، جانب هاشمی را انتخاب کنند. این روش در دو دوره پیش هم اتفاق افتاد و دکتر معین که یکی از نامزدها بود با اظهارات ناهنجاری که مطرح کرد، بخشی از مردم را به سمت هاشمی سوق داد، اگرچه در نهایت هیچ‌ یک رأی نیاوردند.

این جزء سناریو هم به جای خود تأثیری در گزینش مردم می‌گذارد چون ایجاد یک «لولوی» انتخاباتی و سیاسی در مردم خیلی مؤثر است. به علاوه باعث انصراف ذهن مردم از طرف مقابل می‌شود و مانع تمرکز بر فعالیت‌های پنهانی و آشکار این جریان می‌شود.

برخی مدعی شده‌اند که در پشت پرده، مثل قضیه شرکت مشترک دکتر معین و آقای هاشمی، این بار هم جریان معروف به اشرافیت با گروه معروف به جریان انحرافی نوعی تقسیم کار کرده‌‌اند تا عامه مردم که چند سال است از این جریان گریزانند، از ترس توفیق جریان انحرافی، جبراً به هاشمی رأی دهند و باصطلاح دفع «بدتر» به «بد» کنند!

۵- گام دیگر، در نزدیک به آغاز انتخابات و رأی‌گیری‌ها شروع می‌شود و ناگهان اکثر همین کسانی که نامزدی خود را اعلام کرده‌اند و بار سنگین وظیفه شرعی کمر آنها را خم کرده، طبق برنامه قبلی و به عنوان احترام به بزرگتر،‌نامزدی خود را پس می‌گیرند و انصراف خود را اعلام می‌کنند. این دسته اشخاص از سه حال بیرون نیستند: یا طرفدار وی هستند یا نمک‌پرورده و محبت دیده‌اند یا برای آینده خود امیدی دارند و قرار سهم‌گیری در دولت آینده را با هم گذاشته‌اند.

در این صورت، عرصه انتخابات، اگر در طرف مقابل شاخص شناخته شده با مقبولیت عامه‌ا‌ی نباشد یا در طرف اصولگرایان اختلاف باشد و بیش از یک نفر شرکت کند، رأی اصولگرایان ضعیف و طرف صاحب سناریو -اگر چه با تفاوت چند رأی – پیروز خواهد شد و پیروزی، پیروزی است. این در صورتی است که سناریو به خوبی ثمر بدهد و شخص مورد نظر به ریاست جمهوری برسد وگرنه اگر طرح و پروژه طبق برنامه پیش نرود و به حسب اتفاق رأی نیاورد، سناریو دوم اجرا خواهد شد که خشونتی به مراتب بیشتر از سال ۸۸ است که شرح خواهیم داد.

۷. رکن مهم دیگر این سناریو کمک‌های مادی معنوی است که مانند سال ۸۸ از اطراف جهان رسیده یا خواهد رسید و آراء فراوانی را خواهد خرید و فرقی نمی‌کند که شخص و نامزد مزبور مطلع باشد یا نباشد.

۸. برخی گزارش ها و قرائن نشان می‌دهد که گروه‌های اوباش در سطح تهران از حد عادی گذشته و اخیراً در دستگیری اوباش شهری به وسیله نیروی انتظامی دیده شده که برخلاف معمول و عادت اشرار که مسلح به سلاح سرد هستند و به ندرت اسلحه کمری دارند، در منازل این افراد تفنگ‌ها و سلاح‌های تهاجمی خیابانی -حتی در جایی مین ضدّ نفر!- هم کشف شده و این نشانه آن است که آشوب شهری هم این سناریو پیش‌بینی شده است. چندی پیش در سایت بی‌بی‌سی آمده بود: «امسال بهترین فرصت برای مخالفین نظام اسلامی است تا اعتراض خود را به سی‌وچهار سال مملکت‌داری… به نمایش بگذارند» این مطلب یعنی این که یا کاندیدای آنها رأی می‌آورد یا شورش و براندازی باید کرد!

۹- یکی از مقدمات دقیق این طرح بازگشت غیر منتظره و بی‌وجه عده‌‌ای شبه تبعیدی یا فراری به ایران بود که آگاهان و به ویژه دستگاه اطلاعاتی کشور به خوبی از معنای آن باخبرند. این حضور دقیقاً با احتساب مدتی که برای زندان و زمان آزادی او پیش‌بینی شده بود، مقارن مدتی است که برای انجام مقدمات انتخابات به سبک خاص و حفظ و هماهنگی لازم دانسته می‌شود.

در اظهارات مقامات امنیتی کشور مربوط به اقدامات سایبری و تشکیلاتی عناصر فراری بازگشته به کشور بر سر صندوق‌ها، مطالبی دقیق و خطرناک برای تغییر آراء مردم وجود داشت که اگر به صورت‌ سال ۸۸ یا به صورت‌های دیگر عملی شود مشکلاتی به مراتب پیچیده تر ایجاد خواهد کرد. زمزمه بازگشایی سفارتخانه انگلیس هم در همین مایه است.

دلایل حقوقی عدم صلاحیت سران و حامیان فتنه ۸۸ برای کاندیداتوری

۱۰- این جریان در سناریو خود برای مقابله با سدّ شورای نگهبان هم بیکار نخواهند بود، گرچه هنوز اقدامی ظاهر نشده و خوشبختانه با شناختی که از این سدّ استوار هست و عزمی که شورای نگهبان بر حفظ قانون و صلاح کشور و سلامت انتخابات دارد، گمان نمی‌رود که در مقابل توطئه دشمنان و عزم و جِدّ آنها بر توفیق و تسلط بر حقوق شورا، کوتاه بیاید و راه را برای نفوذ دشمنان داخلی و خارجی باز بگذارد.

حسب قواعد حقوقی و قانون، صلاحیت همه سران و دست‌اندرکاران فتنه براندازی در سال ۸۸، منفی است و امکان قانونی برای هیچ‌یک از آنان برای شرکت و نامزدی انتخابات ریاست جمهوری وجود ندارد که به برخی در ذیل اشاره می شود:

اول – اعتقاد شدید و درازمدت آنها به لزوم ایجاد ارتباط با آمریکا که خط قرمز امام(ره) و از «مبانی و اصول انقلاب و نظام» و همچنین از مبانی راهبردی امام(ره) و مقام رهبری بوده و هست و یکی از شروط واضح نامزدی ریاست جمهوری در ایران تعهد و التزام اعتقادی و عملی به این اصل است (اصل یکصد و پانزده قانون اساسی). کسی که قصد آشتی و ارتباط دوستانه با دشمنان انقلاب و نظام یعنی آمریکا را دارد، چگونه می‌تواند در سوگند ریاست جمهوری (اصل یکصد و بیست و یک) سوگند «پاسداری از نظام» را بر زبان بیاورد و اگر بر زبان آورد، از روی اراده جدّی و برخلاف عقیده خود از وی صادر شود؟

دوم – چون اعتقاد جازم به لزوم ارتباط سیاسی با آمریکا دقیقاً مخالف رأی و نظر مقام رهبری است این تضاد عملاً به صورت گریزناپذیری موجب برخورد سیاست‌های متناقضی بین دولت با رهبری خواهد بود. این تقابل در اصول باعث سلب صلاحیّت هر نامزد ریاست جمهوری است به ویژه که طرفداران او اعلام کرده باشند که دعوا در سال ۸۸ نه بر سر ریاست جمهوری بلکه بالاتر از آن و بر سر مقابله با رهبری بوده است.

سوم- فقدان حسن سابقه که «حسن سابقه» یکی از شرایط مذکور در اصل یکصد و پانزده قانون اساسی است و کسانی که به وجهی از وجوه (مباشرت، معاونت، شرکت) در فتنه براندازی ۸۸ حضور داشته‌اند و در جرایم متعدد دیگری غیر از براندازی و محاربه با نظام، مانند قتل و غارت و توهین به مذهب و شعارهای مذهبی، هم معاونت و راهبری داشته‌اند صلاحیت لازم و حداقلی نامزدی برای ریاست جمهوری را فاقد هستند.

– ممکن است ادّعا شود که چون حکم دادگاه صالح علیه سران و دست اندرکاران فتنه ۸۸ صادر نشده بنابراین توجه جرم فتنه‌گری و رهبری براندازی ۸۸ درباره آنها مسلّم نیست. این ادعا صحیح نیست زیرا اگر صدور حکم علیه متهم از دادگاه صالح حجت و لازم‌القبول است ولی «عدم الحکم» یعنی صادر نشدن قرار یا حکمی علیه آن ها (آن هم بعد از ثبوت عینی آن برای همه ملت) دلالتی بر برائت و بی‌گناهی متهمان ندارد و حجت نیست، چون پرونده موضوع در دادگاهی مطرح نبوده و رسیدگی قضایی انجام نشده است.

نکته جزایی مهمی که در این‌جا وجود دارد آن است که جرم فتنه براندازی سال۸۸ یک جرم مشهود بوده است و اکثریت ملت بر آن شهادت می‌دهند بنابراین توجه اتهام براندازی و مشارکت در فتنه احتیاج به سجلّ کیفری ندارد و یا در دادگاه صالحه قرار یا حکم برائت صادر نشده باشد، شهادت مؤمنین و رأی عمومی (یا رأی اکثریت) مردم، برای صدور حکم عدم صلاحیت نامبردگان در شورای نگهبان قانونی و حجت است.

– ممکن است ادعا شود که ابقاء برخی دست اندرکاران فتنه بر سمت سابق می‌تواند دلیل بر صلاحیت او باشد، این استدلال غلط و مغالطه است چون اولاً، باصطلاح قضایی این حکم در واقع نوعی تعلیق مجازات بوده که هیچ گاه مطهّر اقدامات واضح خلاف قانون کسی نمی‌شود و حقایق را عوض نمی‌کند به ویژه که هیچ گاه نه فقط توبه و اظهار ندامتی انجام نشده بلکه کم و بیش تکرار برخی عبارات منکره ادامه دارد و تکرار جرم تلقی می‌شود. ثانیاً، به فرض که این حکم مشعر بر صلاحیت باشد منحصراً محدود به سمتی می‌شود که منصوب شده و صلاحیت عام نمی‌آورد مخصوصاً صلاحیت برای اداره اجرایی کشور و تسلط بر بیت‌المال و سیاست خارجی و انجام اموری که نباید رخنه در امنیت و راحت مردم ایجاد کند، باشد. مسلم است که انتخاب افراد برای هر سمت حداکثر فقط دلیلی بر صلاحیت او برای همان کار است و سابقه سوء او را لوث نمی‌کند.

با توجه به نکاتی که گذشت به حسب قواعد و مصلحت کشور، راهی برای اثبات صلاحیت دست اندرکاران فتنه ۸۸ و نام‌نویسی ایشان برای کسب ریاست جمهوری وجود ندارد و باید از گذشت از سدّ شورای نگهبان ناامید باشند.

چهار- یکی از شروط مذکور در اصل یکصد و پانزده مدیر و مدبّر بودن رئیس جمهور است که البته مقصود قانون، تدبیر و مدیریت به نفع کشور و ملت است نه چیز دیگر. کسانی که در دوران ریاست خود بواسطه ضعف مدیریت، سبب سلطه اطرافیان بر امور کشور و ضربه اصلی بر اقتصاد پولی و مشکلات بعدی شدند که یک نمونه آن ضعف شدید در مقابل غرب در مسئله هسته‌ای و حراست از حقوق مسلّم ملت بود، علی القاعده نمی توانند صاحب صلاحیت برای نامزدی در انتخابات باشند.

فارس:با توجه به نکاتی که بیان کردید و مجموع مخاطراتی که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۹۲ وجود دارد، مهمترین وظیفه نیروهای انقلابی در انتخابات آینده چیست و هوشیاری ملی در این انتخابات باید متوجه چه نکاتی باشد؟

مردم به گزارش کمیسیون اصل ۹۰ درباره فتنه ۸۸ توجه کنند

آیت الله محمد خامنه ای:هوشیاری ملت ما خوشبختانه مثال زدنی است و اکثریت مردم ما هوش سیاسی دارند و دوست و دشمن را زودتر از خواص و زودتر از برخی اصحاب حل و عقد می‌شناسند و برای آنها نام و لقب مناسب می‌گذارند.

نکته اول و مهمترین نکته در این انتخابات و دیگر انتخاب‌های گذشته برای مقام ریاست جمهوری این است که این انتخابات و نامزدشدن‌ها (و باصطلاح دخول در مبارزات انتخاباتی) در کشور ما به طور خاص و در کشورهای اسلامی به طور عام، صرفاً برای کسب مقام و قدرت نیست، بلکه در برخی از نامزدها تلاش برای ورود آمریکا و اقمارش به کشور و گسترش دفعی یا تدریجی سلطه سیاسی و نظامی و اقتصادی این دشمن قهار بر ملت ایران و ملت‌های مشابه است.

ملت هوشیار ایران باید به این نکته مهم توجه داشته باشد که فی‌المثل انتخاب و دادن رأی آنها در پای صندوق‌، مانند فشردن یکی از دو دکمه الکتریکی است که در جلو هر فرد قرار دارد و می‌تواند یکی از آن دو را فشار دهد؛ یکی از آنها هستی و همه دستاوردهای او را از بین می‌برد و در دیگری خیر و مصلحت نسبی آنها و کشور است. در بسیاری از انتخابات اخیر دشمن تلاش کرده تا با فریبکاری و تبلیغات و ظواهر زیبا، هزینه تلخ و زیانبار بر کشور تحمیل کند.

امّا این دوره، بسیار حساس‌تر از پیش است چون آمریکا تلاش می‌کند در این دوره از انتخابات نه فقط به اهدافی که در فتنه ۸۸ نرسیده بلکه حتی انتقام سخت و تلخ و تاریخی خود را از همه ملت ایران بگیرد و درسی ابدی به همه کشورهای اسلامی بیدار نشده بدهد تا تکلیف و مصلحت خود را بدانند و پا از گلیم خویش بیرون نگذارند.

نکته دوم لزوم توجه ملت رشید و آگاه ایران به گزارش مستند کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای ،اسلامی پس از واقعه فتنه سال ۸۸ است که یک سند رسمی و معتبر است که در آن بر نقاط مهم و حساسی دست گذاشته و در جراید آن تاریخ منعکس شده است. از جمله مخبر کمیسیون اصل ۹۰ می‌گوید:

«… بر مبنای مجموعه تحلیل‌ها و اخبار و اطلاعات، نقش «بازیگر بزرگ» در انتخابات ریاست جمهوری دهم متعلق به هاشمی رفسنجانی است» از جمله وی در همایش جنجالی ۳۰ سال قانون‌گذاری حدود شش ماه پیش از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ مطرح نمود: «اگر مردم احساس کنند رأی آنها در سرنوشت‌شان بی‌‌اثر است دلسرد خواهند شد.» وی دو ماه قبل از انتخابات از تریبون نماز جمعه اعلام کرد:«در این دو ماه تا انتخابات باید به طور جدی تلاش شود تا «سلامت انتخابات» برای مردم مشخص شود…»

در این گزارش آمده است (به نقل از جراید): «همچنین هاشمی رفسنجانی در حوادث پس از انتخابات ۸۸ نقش اساسی را ایفا نمود و با پیش‌بینی آنکه «آتشی زیر خاکستر بروز خواهد کرد و خیابان‌ها اشغال خواهد شد» به نوعی فتنه را وارد فاز عملیاتی کرد. نامه سرگشاده وی با لحن و ادبیات و نگارش نامناسب خطاب به رهبر انقلاب احتمال آشوب (و در واقع وعده آن) به صورت آشوب خیابانی به قلم می‌آورد.»

هوشیاری ملی یعنی توجه به حافظه کوتاه مدت تاریخ انتخابات و توجه به این نکته که یکی از علایم مؤمن (ایمان داشتن) آن است که دو بار از یک سوراخ مار گزیده نمی‌شود (المؤمن لا یُلدغ من جُحر مرتیّن». پس شرط ایمان، هوشیاری و رعایت تجربه‌های سیاسی و اجتماعی و توجه به خطرات بنیان‌کن کشور است.

نواختن شیپور جنگ و بسیج نیروهای معاند در سال ۸۸ ، چیزی جز فرماندهی و صدور فرمان آتش و اعلام شروع عملیات در فازهای مختلف تا روز انتخابات نبود.

حساسیت ویژه اسلام به نفاق و خیانت به امت و امام

اسلام نسبت به دو چیز حساسیت فراوان دارد یکی «نفاق» که قرآن آیات بسیاری را درباره طرد و مجازات منافق آورده و دیگری «خیانت». خیانت درجاتی دارد و خیانت به جامعه و ملت (امّت) بزرگترین اقسام خیانت است. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید: «و انّ اعظم الخیانه خیانة الامّه واعظم الغشّ غشّ الائمه» یعنی بزرگترین خیانت، خیانتی است که به جامعه و امت بشود و بزرگترین فریبکاری و ناراستی،‌فریب رهبران است.

نمونه خیانت به رهبر و امام، واقعه مک فارلین است، که خود آنها با تمهیداتی نزدیک به یکسال، معاون رئیس جمهور آمریکا را با وعده موفقیت به ایران آوردند و از طریق تشریفات فرودگاه از او پذیرایی و به هتل بردند و با او در آنجا ملاقات و به وسیله مترجم مشخص و معروفی مذاکره کرده و هدایا را رد و بدل کردند، ولی پس از افشاگری و کشف آن از طریق جراید لبنان به امام(ره) وانمود کردند که آن آمریکایی که یک مقام عالی دولت آمریکا بود به صورت احمقانه‌ای به ایران آمده و تیرش به سنگ خورده و برگشته و این را یک پیروزی وانمود کردند. این عمل مصداق صریح همان «غش‌ّالائمه» بود.

هر یک از مردم ایران می‌توانند در وجدان خود برای این کارها نامی بگذارند و یا مثلاً‌ قضاوت کنند شخصی که با داشتن مناصب عالی در کشور و ادعای خدمت به انقلاب و پیروی از امام و همدلی با مقام عالی رهبری، همراه کسانی می شود که آتش فتنه برپا می‌کنند، علیه انقلاب و نظام و اسلام و ولایت فقیه و رهبری شعار می‌دهند، به حضرت سیدالشهداء اهانت می‌کنند، در صف نماز جمعه آن را مسخره می‌کنند، مسجد آتش می‌زنند، شعار به نفع اسرائیل و آمریکا می‌دهند و جوانان حزب‌اللهی را می‌کشند و اموال عمومی را تخریب می‌کنند؛ شایسته چه عنوانی است؟ و آیا می‌شود به شخص او یا هر کس را که او برای نامزدی مقام ریاست جمهوری پیشنهاد می‌کند اعتماد کرد و رأی داد؟

و آیا مقامات عالیه روحانی حوزه‌ها و شهرها که حامی اسلام و مدافع اسلام و ذاکر مصایب امام حسین (علیه السلام) هستند با نامزدی و انتخاب چنین کسی موافقت خواهند داشت؟ و آیا مدافعان خون هزاران شهید پاک و جانبازان و آزادگان از چنین کسی حمایت خواهند کرد؟

یکی از سنگرهای دفاع از استقلال نظام بلکه مهمترین آنها، بدنه ملت است که بارها و از جمله در ۹ دی و ۲۲ بهمن ۹۱ و مانند آنها شعور سیاسی و قدرت مقابله خود با دشمن خود را نشان داده‌اند و همواره در صحنه انتخابات از جمله انتخابات مجلس پایمردی کرده و با اکثریت بالایی در انتخابات شرکت نموده‌اند.

آخرین حیله دشمن و نتیجه بررسی‌های آنها برای شکست این انسجام و وحدت بر این قرار گرفت و برای اینکه ملت را از پای صندوق‌های رأی دور کنند، سعی کردند آنها را از طریق تحریم‌ها و از راه ایجاد بحران مصنوعی اقتصادی و پولی و گرانی کالاها، ناراضی و با حکومت و شرکت در سرنوشت خود فاصله بیندازند.

نامزدی حامیان فتنه در انتخابات مغایر حماسه سیاسی است

یکی از آثار و مضرات ظهور همراهان و سرکردگان و حامیان فتنه در انتخابات و نبود نامزد معتبر دیگر، توطئه برای انصراف مردم از انتخابات است. در واقع آمریکا چندان امید نداشت که دولت و حکومت ایران به سب تحریم‌‌ها تسلیم شود بلکه هدف این بود که با جدا کردن مردم از نظام زمینه برای بازگشت گروه فتنه گر فراهم شود و یا مردم با دیدن دوباره فتنه‌گران در صحنه و سکوت بزرگان، از آرمان خود مأیوس و منزوی شوند و شرکت ملت در انتخابات به حداقل برسد و علاوه بر فراهم شدن خوراک تبلیغاتی بین‌المللی از این تغییر خطرساز، افراد مورد قبول دشمنان هم عرصه سیاست را تصرف نمایند.

بنابراین، راه عملی ساختن شعار برنامه «حماسه سیاسی» و اهداف آن، عبارت است از دست رد زدن به سینه تمام کسانی که به صورتی در فتنه ۸۸ دست داشته‌اند یا با جریان براندازی نظام و ولایت فقیه موافقت دارند و برای این هدف شوم امسال هم برنامه جدیدی طراحی کرده‌اند. برنامه‌ا‌ی که در طرح‌های مشهور (شارپ و سوروس جوزف نای و …) نبود و آن از صندوق در آوردن فردی است که از لابه‌لای غباری که از مجموعه‌‌ای از رویدادها صحنه پیش از انتخابات را گرفته و مانع توجه ملت به خطر پیش پای آنها می‌شود.

نامزدهای اصولگرا باید با فتنه و فتنه گران مرزبندی کنند

نکته دیگری که باید ملت به آن توجه کنند ادعاهای اصولگرایی است که از چپ و راست بلند شده و هر فرد یا افرادی که برخی عدم لیاقت یا عدم صداقت خود را پیش از این ابراز داشته‌اند، با داشتن علم اصولگرایی، به تبلیغ خود یا جریان متبوع خود می‌پردازند.

ملت ما به خوبی توجه دارد که یک اصل از اصول مهم اصولگرایی که مبنای سیاسی امام و مقام رهبری بوده و هست و اساس نظام جمهوری اسلامی بر آن قرار گرفته است خصومت با صهیونیسم و آمریکای صهیونیست است که طی سی و سه سال بدون توقف و تعطیل در فکر براندازی نظام ما بوده‌اند. پس اگر کسی با فتنه‌گران سال ۸۸ که پیشاهنگ‌های آمریکا و صهیونیست‌ها هستند راه و رویه مودت و همرنگی و همدلی داشته باشد نمی‌توان او را اصولگرا دانست.

اصولگرا کسی است که یک گام از خطوط قرمز نظام و انقلاب فراتر نگذاشته باشد و با همدستان فتنه ۸۸ پالوده نخورده باشد. به هر حال ملت باید هوشیار باشند و جلو خطر را هر چه زودتر بگیرند تا دچار حوادث جبران‌ناپذیر نگردند و بنابه گفته مقام رهبری با خبرگان: «خواص باید در فتنه با بصیرت به روشنگری جامعه بپردازند.» چون حفظ نظام از اوجب واجبات است و عقلا گفته‌اند: ای سلیم آب ز سرچشمه ببند – که چو پر شد نتوان بست به پیل.

در هر حال انتخابات ریاست جمهوری با حضور گروهی از نامزدها برگزار خواهد شد که پس از تایید شورای نگهبان با هم رقابت خواهند کرد.توصیه شما به کسانی که می‌خواهند در انتخابات ۹۲ نامزد شوند چیست؟

منصب ریاست جمهوری طعمه و تیول شخصی نیست

آیت الله محمد خامنه ای: اولین توصیه اینکه به نامزد شدن برای ریاست جمهوری و یا مجلس به چشم یک سرگرمی یا ماجراجویی نگاه نکنند. حد خود را بشناسند و اگر واقعاً همطراز افراد دارای صلاحیت نیستند وارد گود نشوند. در حدیث، به کسانی که با علم به اینکه صالح‌تر از آنها کسی هست به سراغ کار مهم اجتماعی می‌روند و بر کرسی آن مقام تکیه می‌زنند لعنت شده است.

دوم اینکه مقام مورد نظر (ریاست بر جمهوری) را بار سنگینی بدانند که به‌جز به حکم وجوب شرعی و عینی، انگیزه‌‌ای برای آن نداشته باشند، چون مدیریت اجتماع و ریاست بر ملت بنابر گفته امیرالمومنین (علیه‌السلام) بر دوش او «امانت» است نه «طعمه» یعنی تیول و دستاورد شخصی.

سوم اینکه عقل سلیم حکم می‌کند که در صورت رسیدن به مقام ریاست جمهوری، بصیرت کافی داشته و دشمن شناس باشد و خطوط قرمز امام و انقلاب از جمله مهمترین آنها یعنی عدم اعتماد و عدم رُکون به آمریکا و صهیونیسم و اقمار آنها را نصب‌العین خود قرار دهند، پس باید پیش از آن و در شرایط نامزدی تبری خود را از آمریکا و اقمارش ابراز کنند.

توصیه من به روحانیون و اصحاب کسوت روحانی آن است که در این محدوده وارد نشوند و به کار اصلی خود بپردازند تا خطاهای اداری و سیاسی و احیاناً وزر و وبال حاصله را به جامعه مقدس روحانیت و حوزه‌ها سرایت ندهند و روحانیت را برای مردم و برای حراست مصالح مردم سالم باقی بگذارند.

یکی از اصول این مقطع از تاریخ ایران و یک شرط لازم برای یک نامزد آن است که بطور صریح و بدون پروا واقعه فتنه سال ۸۸ و همه کسانی را که به گونه‌‌ای در آن مشارکت و تا به امروز بر آن باقی هستند محکوم کنند و از آنها تبری بجویند وگرنه به نفاق متهم خواهند شد.

دیگر آنکه وعده‌های کلی صعب‌العمل یا وعده‌های تو خالی به مردم ندهند و اگر نقشه راه تجربه شده‌‌ای ندارند اصلاً وارد کار نشوند.

به تظاهر به ولایی بودن و ابراز ارادت ظاهری به مقام ولایت اکتفا نکنند و به عمق معنا و فایده و عظمت این رکن استوار ملت و کشور، بیشتر بیندیشند.

در صدر همه شروط، شرط صدق در برابر خداوند علیم و خبیر است و صداقت با مردم در اندیشه و گفتار وباید در هر حال بی‌وفایی عالم و همچنین بی‌مقداری مقام و منصب را فراموش نکنند.

فارس:با توجه به شرایط حساس کنونی کشور چه در داخل و چه در خارج ، از منظر شما مهمترین رویکردهای دولت آینده و نیز گفتمانی که دولت آتی باید مبتنی بر آن حرکت کند، چیست؟

دولت آینده اسلام و عدالت و رفاه را فراموش نکند

آیت الله محمد خامنه ای: مایلم سخن را کوتاه کنم و جواب این سؤال را بصورت اجمالی و فهرستی بدهم.در دولت آینده باید عمده رویکردها را از اینجا آغاز کرد:

هدف اولیه انقلاب، بازگشت اسلام به شکل رسمی و فراگیر و در قالب حکومتی به کشور بود پس، این اصل را باید زمینه همه اهداف بدانیم.

دوم آنکه یکی از اهداف مردم ما چه در نهضت مشروطیت و چه در انقلاب اسلامی ایران، اقامه عدل و پایه‌گذاری و اجرای بی‌توقف عدالت اجتماعی و قضایی بوده است و پس باید همواره مدنظر باشد.

سوم تامین راحت و رفاه مردم با تامین همه مقدمات آن و پایه‌گذاری بنیان یک اقتصاد نوین و مستقل بدور از تاثیرات ناخواسته جهانی و اجرای یک حماسه، بلکه یک جهاد اقتصادی که هم مردم و هم دولت هر یک سهم خود را در آن عمل کنند.

چهارم ، اهمیت به بعد فرهنگی و حکمت مداری و ارتقا معنویت و عقلانیت مردم بجای برخی امور جسمانی و ذوقی.

پنجم، مبارزه جدی و مستمر با فساد اداری و عمومی.

ششم، نیفتادن در بازی‌های جناحی و خطی و یا احساسات کودکانه و غیر حکیمانه.

هفتم، پایمردی در اقامه اصول انقلاب و اصولگرایی به‌ معنای واقعی.

هشتم، نگاه به افق‌های دورتر در مسائل و امور بین‌المللی و هوشمندی و توجه به آینده‌های محتمل.

و البته التزام عملی و نظری به اصل ولایت فقیه که اصل اساسی و تضمین بقای نظام و استقلال ملت است و باید همه چیز در مدیریت کلان در چارچوب نقشه جامع اسلام و قرآن برای سعادت بشر تعریف شود. و العاقبه للمتّقین.

از این که گفتگو با ما را پذیرفتید، ممنونیم. در پایان اگر نکته دیگر یا توصیه ای برای مردم یا فعالان سیاسی کشور و موثرین بر انتخابات پیش رو دارید بفرمایید.

یاران سابق ما مراقب باشند به چاه دشمن نیفتند

آیت الله محمد خامنه ای: در خاتمه از ذکر این نکته رنج آور هم خودداری نمی‌کنم که یکی از دردهای این دوران آن است که متأسفانه در این فتنه و از بدو انقلاب تاکنون، عده‌ای از کسانی در داخل هستند که همواره از دوستان و یاران نزدیک ما بوده‌اند و همواره دل به جانب آنها داشته‌ایم اما امروز بر سر شاخ نشسته و به بریدن بیخ آن مشغولند که نه خیر ملت در آن است و نه خیر خود آن‌ها.

من از صمیم قلب دردناک به این افراد نصیحت می‌کنم که به هوش بیایند و از بازی ای که دشمن برای آنها ساخته بیرون بیایند. این افراد باید یکبار هم که شده بیندیشند که آنها و امثال آنها برای آمریکا از صدام و مبارک و مانند این دو، عزیزتر نیستند و به‌ محض آنکه آمریکا خود را از حضور آنها بی‌نیاز ببیند و تاریخ مصرف آن‌ها تمام شود آنها را به‌ بهانه‌های مختلف نابود خواهد کرد.

پس تا زود است خود را از بند فریب این دشمنان اسلام و مسلمین نجات دهند و از جریانی که آنها و دیگران را به نابودی می‌برد رهایی بخشند. من دلسوزانه به همه و از جمله به کسی که بیش از ۵۵ سال با او آشنایی داشته و بیش از بیست سال دوست نزدیک من بوده و هنوز هم خیر او را می‌خواهم توصیه می‌کنم که آخر عمری و در آستانه هشتاد سالگی به امور فرهنگی و دینی بپردازد که فرمود ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار…

No responses yet

May 04 2013

رئیس سازمان بازرسی کل کشور: سوپرمن هم حریف فساد در این نظام نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: مصطفی پورمحمدی٬ رئیس سازمان بازرسی کل کشور گفته «سوپرمن» هم نمی‌تواند با «فساد» در سیستم جمهوری اسلامی مبارزه کند.

به گزارش «خبرگزاری دانشجو»٬ آقای پورمحمدی این مطلب را شامگاه جمعه (۱۳ اردیبهشت) در مسجد «دوطفلان مسلم» شهر قم بیان کرده است.

وی گفته «اگر سالم‌ترین مدیران و به اصطلاح سوپرمن‌ها نیز وارد این سیستم شوند باز هم در مبارزه با فساد ناکام خواهیم بود.»

پورمحمدی استفاده از روش‌های سنتی و دیوان سالاری قدیمی در سیستم اداری را یکی از موانع مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی اعلام کرده است.

مصطفی پورمحمدی بالا‌ترین مقام نظارتی در جمهوری اسلامی است که وظیفه سازمان تحت مدیریت وی مبارزه با فساد و تخلفات است.

هشتم اردیبهشت ماه نیز علیرضا زاکانی٬ نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده گفته بود که «فساد٬ پیکره نظام را در برگرفته» است.

از ایران که سال‌هاست گروهی از روحانیون و نظامیان بر آن حاکم شده‌اند به عنوان یکی از فاسد‌ترین کشور‌های جهان نام برده می‌شود.

No responses yet

Apr 29 2013

» احمدی نژاد دولت را 500 هزار ميليارد تومان به مردم بدهكار کرد: هشدار هاشمی رفسنجانی درباره تحمیل دولت بر مردم: دیکتاتوری موفق نمی‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :آیت الله هاشمی رفسنجانی، از همه صریح تر، از آنچه «تحمیل دولت بر مردم» خوانده انتقاد کرده است؛ اظهاراتی که به نظر می رسد اشاره ای نه چندان ضمنی به تقلب در انتخابات 88 است. وی نقد خود را از این هم فراتر برده و با تاکید بر اینکه بعد از معصومین، مسئولان فقط با رای مردم انتخاب می شوند، تصریح کرده که «اگر دولت بر مردم تحمیل شود مردم در شرایط خطر همکاری نمی کنند و هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق شود.»…

کلمه – گروه خبر: با نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، زبان ها در انتقاد از شرایط موجود و عملکرد حاکمیت در سالهای گذشته صریح تر می شود. دیروز دفتر خاتمی یکی از صریح ترین سخنان او را درباره شرایط کودتاگونه موجود منتشر کرد و حالا آیت الله هاشمی رفسنجانی در جلسه ای با حضور فعالان سیاسی و فرهنگی و مطبوعاتی اصلاح طلب، مواضعی کم سابقه را در نقد عملکرد حاکمیت، رهبری و دولت مستقر مطرح ساخته است.

به گزارش کلمه، هاشمی در سخنرانی امروز خود که البته هنوز متن کامل آن منتشر نشده و تا این لحظه کامل ترین گزارش از آن را خبرگزاری مهر متشر کرده است، مواضعی را بیان می کند که می توان آن را مکمل خطبه های نمازجمعه ۲۶ تیر ۸۸ دانست؛ خطبه هایی که آخرین حضور او در نماز جمعه هم بود.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از در خطر بودن کشور سخن گفته، به هشدارهای صریح خود درباره وضع بحرانی امروز اشاره کرده، عملکرد دولت احمدی نژاد در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی و خارجی را نقد کرده و احتمال نامزدی خود در انتخابات را هم نفی نکرده است.

آیت الله هاشمی رفسنجانی، از همه صریح تر، از آنچه «تحمیل دولت بر مردم» خوانده انتقاد کرده است؛ اظهاراتی که به نظر می رسد اشاره ای نه چندان ضمنی به تقلب در انتخابات ۸۸ است. وی نقد خود را از این هم فراتر برده و با تاکید بر اینکه بعد از معصومین، مسئولان فقط با رای مردم انتخاب می شوند، تصریح کرده که «اگر دولت بر مردم تحمیل شود مردم در شرایط خطر همکاری نمی کنند و هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق شود.»

بر اساس نوشته های حاضران این جلسه در شبکه های اجتماعی، هاشمی در زمان ایراد سخنانش از صندلی استفاده نکرده و همانند دیگر سخنرانان این جلسه، پشت تریبون ایستاده و سخن گفته است.

او همچنین از فعالان سیاسی پیگیر حضور سید محمد خاتمی در انتخابات نیز خواسته که به فعالیت های خود ادامه دهند و ناامید نشوند.

هاشمی رفسنجانی دو پیشنهاد مشخص نیز برای خروج از بحران داده است: بازگشت حکومت به مردم و اصلاح رویه سیاست خارجی. وی همچنین در تمام سخنان خود، «نظام» را مخاطب قرار داده و خواستار آن شده که خود نظام به این نتیجه برسد که ادامه روال فعلی، بی سرانجام است.

وی همچنین تاکید کرده که نباید صلاحیت کسانی که دارای صلاحیت هستند بی جهت رد شود، و تصریح کرده که مردم خودشان بهتر تشخیص می دهند چه کسی را انتخاب کنند.

در ابتدای برنامه نیز مجری مراسم به حضار گفته است که «از طرف برخی ارگان ها تاکید شده که اسمی از افراد خاص برده نشود» ولی تقریبا همه کسانی که صحبت کرده اند، به صراحت یا به اشاره از میرحسین یاد کرده اند؛ که با کف زدن طولانی افراد حاضر نیز همراه بوده است.

گزارش سخنان امروز هاشمی که در خبرگزاری مهر منتشر شده، در زیر می آید. در صورت انتشار متن کامل سخنان در وب سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این متن جایگزین خواهد شد:

‌

عصر یکشنبه جمعی از خبرنگاران، نویسندگان، دانشجویان و طلاب اصلاح طلب در ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام با آیت الله هاشمی رفسنجانی دیدار و گفتگو داشتند. در این جلسه ۶ نفر به نمایندگی از سایر حاضرین با قرائت بیانیه، نامه و درخواست از آیت الله هاشمی خواستند تا خود را برای ریاست جمهوری آینده کاندیدا کند. یکی از سخنرانان هاشمی را مسئول تغییر کشور، دیگری تنها چاره ساز مشکلات کنونی کشور و دیگری شاه کلید مشکلات خواند.

در ادامه هاشمی رفسنجانی گفت: اینکه می گوئید در کشور تنها من هستم که میتوانم مشکلات را برطرف کنم برای من شرمندگی است. اگر حرفهای شما را بپذیرم یعنی اینکه در کشور دیگر مردی توانمند نیست و ما نتوانسته ایم در این ۳۴ سال افرادی را برای مدیریت کشور تربیت کنیم.

وی در ادامه این نشست گفت: من نمی گویم که نمی آیم ولی می گویم که دولت بعدی با بدهی های زیادی سرو کار دارد.

هم اکنون دولت به مردم ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بدهکار است. همچنین ۲۰۰ هزار میلیارد تومان به بانکها، ۵۰ هزار میلیارد بابت اوراق مشارکت و ۲۰۰ میلیارد هم حقوق عقب افتاده بنگاهها و پیمانکاران است.

دولت ۸ سال مدیران باسابقه را از میدان در کرد

وی در ادامه این نشست گفت: متاسفانه اتفاقات تلخی را در این سالها شاهد بوده ایم. سیاست دولت در این هشت سال این بوده است که نیروهای باسابقه را از میدان بدر کنند. بعد اعلام کردند نسل جدید می آوریم. به نظر آنها گذشته زیر سوال بود ولی از دوره امام حرف نمی زدند چون آن زمان رهبری رئیس جمهور بودند. آنها مدیرانی که سابقه درخشان داشتند را خانه نشین کردند و حالا نسل جدید مدیران ارزشی را نمی شناسد.

نوار ضبط شده ای دارم که نشان می دهد می دانستم کشور به مشکل می خورد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه هم اکنون کشور در مرحله خطر قرار دارد گفت: ۲ سال قبل این حرف را زدم. رسانه های معلوم الحال از کلمه خطیر رنجیدند ولی برای اثبات حرفهایم مدرک دارم. ما در مجلس خبرگان رهبری کمیسیونی داریم به نام کمسیون تحقیق که ۱۲ عضو با رای خبرگان مسئولیت بررسی نقاط ضعف دستگاه های زیر مجموعه رهبری را دارند تا موردی پیدا شد گزارش کنند. سال ۸۷ آقایان این کمسیون به دفتر من آمدند که شما با آقای احمدی نژاد مشکل دارید بیایید مشکلات برطرف شود. البته اینها همان آقایانی بودند که از ایشان حمایت کرده و تائید تقدس سازی هم داشتند. به من گفتند مشکل شما چیست؟ من نشستم و به مدت ۲ ساعت و نیم فهرست مشکلات گذشته و امروز و آینده را بازگو کردم. تا جایی که آنها گفتند اگر می دانستیم نمی گذاشتیم وضع اینطور رقم بخورد.

اگر به نظرات من عمل می شد گرفتار شرارتهای سال ۸۸ نمی شدیم

می خواهم بگویم که من تمامی این جلسه را روی نوار ضبط کردم و یکی دست دبیرخانه شورای نگهبان است و یکی هم دست خودم که نمی خواهم فاش شود ولی همه را پیاده کرده و جزوه کرده ام. چون اهل وحدت هستم نه تفرقه اندازی. تمام حرفهایی که در مورد آینده گفتم و روی نوار ضبط شده محقق شد. اگر به نظرات بنده عمل می شد امروز گرفتار شرارت های سال ۸۸ نمی شدیم چون برای من این اتفاقات روشن بود.

احمدی نژاد استاندار من بود، فرماندار من در خوی بود و بخشدار من در ماکو و می شناختمش ولی سیاستش این بود که نیروهای انقلابی حذف و بدنام شوند. و امروز می بینیم که سیاست ما بی برنامه و روز مره شده است.

برنامه چهارم بدون دولت هم می توانست ۲۳ درصد اجرا شود

آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به برنامه چهارم توسعه گفت: سیاست کلی این برنامه را مقام معظم رهبری امضا کرده و با تصویب مجلس و شورای نگهبان باید اجرایی می شد و اگر اجرا می شد تمامی مشکلات کنونی کشور وجود نداشت. سیسات خارجی اینگونه نبود. بعد از چند سال آقایان گفتند باید برنامه چهارم خمیر شود. سوال این است وقتی رهبری امضا کرده و مجلس و شورای نگهبان تائید کردند مگر می شود خمیر شود؟ بعد اعلام شد که ۲۳ درصد برنامه چهارم توسعه اجرا شده است. خب اگر دولت هم نبود این ۲۳ درصد اجرا می شد و شاید هم بیشتر چون کشاورز و کارمند و معلم و مردم به کار خودشان می پرداختند.

آنهایی که حرفشان را به راحتی حذف می کنند آیا می شود به آنها اعتماد کرد

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به مشکلات اقتصادی کشور اشاره کرد و گفت: بانک مرکزی گفت که ارز مرجع به هیچ کالایی نمی دهیم. یعنی مردم مایوس شوند که واردات نداریم. یعنی اینکه رسما اجناس مخفی می شود و خریداران بیشتر می خرند و انبار می کنند. بعد موج عظیمی بلند شد و معاون اول رئیس جمهور گفت: بانک مرکزی بیخود گفته است. اینجا دیگر دولت ترسید. آنهایی که حرفشان را به راحتی حذف می کنند آیا می شود به آنها اعتماد کرد. البته از این اتفاقات در این دولت بسیار رخ داده ولی این نمونه به روزش بود که گفتم.

دولت به کشورها می گوید بیایید دعوا کنیم

البته در سیاست خارجی هم بد عمل شده است. ندای حل من مبارز می طلبند که بیایید دعوا کنیم. بعد می گویند قطعنامه ها کاغذ پاره است بروید آب زیرش را بخورید. عهدنامه شورای امنیت برای لغوش باید دوباره اجماع شود و این اجماع برای کشور هزینه زیادی دارد. باید کلی از ما باج بگیرند.

البته من اینجا یک گریز بزنم و آن این است که غرب همیشه دنبال دشمنی و جنگ با ایران و ضربه زدن بوده است. نمونه آن هشت سال دفاع مقدس و ۱۰۰۰ میلیارد تومان خسارت جنگ است. با کارهایی که انجام دادیم شورای امنیت را قانع کردیم که عراق آغاز کننده جنگ بوده ولی در مورد غرامت با ۱۰۰ میلیارد تومان آن موافقت شد که البته هنوز پرداخت نشده است.

هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق شود

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: برای برون رفت از وضعیت فعلی کشور ۲ راهکار دارم. که هر شخصی که رئیس جمهور شود اگر این دو راهکار را عمل کند قطعا موفق خواهد شد. اولین راهکار این است که باید بداند حکومت برای مردم است. این نمی شود که هر کس هرکاری دلش بخواهد بکند و به مردم اجازه ندهد اعتراض کنند. مردم صاحب حکومت هستند. خدا هم حق حکومت را تنها به ۱۲ معصوم داد و بعد از آن هر فردی که مسئول حکومت شد به رای مردم آمد. اگر دولت بر مردم تحمیل شود مردم در شرایط خطر همکاری نمی کنند و هیچ دولت دیکتاتوری نمی تواند در دنیا موفق شود.

آیت الله هاشمی رفسنجانی اظهار داشت: انتظار داریم کسانی که صلاحیت دارند بی جهت رد نشوند چرا که مردم خودشان اصلح را می شناسند و نمی گذارند کشور خراب شود.

ما با اسرائیل سر جنگ نداریم

وی همچنین در مورد برخی اظهارات در سیاست خارجی گفت: راهکار دوم موضوع ترمیم سیاست خارجی است. ما با اسرائیل سر جنگ نداریم. حالا اگر عرب ها جنگ کردند ما کمک می کنیم. در زمان جنگ هم پیشنهاد پذیرش قطعنامه از سوی بنده بود. اگر امضا نمی شد تبریز و تهران و اصفهان مورد حمله شیمیایی با هواپیماهای اجاره ای فرانسه و روسیه انجام می شد و کلی تلفات می دادیم. بعد که صدام به کویت حمله کرد برخی آقایان گفتند برویم از صدام حمایت کنیم. ما از صدام حمایت نکردیم و حتی پناهندگان کویتی را پذیرفتیم و دنیا به ما اعتماد کرد و تحرمیها شکسته شد.

من نمی گویم نمی آیم

هاشمی اظهار داشت: من در کابینه ام از همه طیفهای سیاسی استفاده کردم. که این الان هم قابل پیاده کردن است. نیاز هم نیست من بیایم. البته من نمی گویم که نمی آیم. ولی می گویم ضرورت نیست پیرمرد ۸۰ ساله بیاید.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .