اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'ملای حیله‌گر' Category

Jan 11 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند: لاشخور خمین

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر


طرح: نیک آهنگ کوثر
خودنویس: توضیح خودنویس: بخش جدید «حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند» بر اساس تجربه‌ای جداگانه در فرانسه، از این پس در خودنویس هر هفته منتشر خواهد شد و به بررسی عملکرد و زندگی سیاسیون بعد از انقلاب می‌پردازد.

لاشخور خمین،  که به او «پیر خمین» هم گفته‌اند، از تیره کرکس‌ها، علاقه ویژه‌ای به خوردن موجودات زنده و مرده داشت. گفته می‌شود این لاشخور اصالتا هندی است، اما لاشخورهای هندی فقط لاشه مرده می‌خورند و علاقه‌ای به کشتن نداشته و ندارند! لاشخور خمین از خوردن خون جوانان محارب لذت ویژه‌ای می‌برد…

این لاشخور که در سال‌های آخر عمرش از بس نمرد به «نمیر المومنین» معروف شده بود، در سنه ۱۲۸۱ شمسی از تخم بیرون آمد. تا مدت‌ها علاقه‌اش به خوردن جنازه را پنهان نمود و در حوزه علمیه قم لانه کرد. با آنکه نر بود، اما روی تخم بقیه نشست و بسیاری از طلبه‌هایی که از تخم بیرون آمدند تا مدت‌ها(درون تخم البته) زیر او بوده‌اند.

لاشخور به تبعیض و کایپتالیزاسیون معترض شد و بعد از اندکی تحمل حبس، از قم اخراجش کردند… وقتی به نجف پناهنده شد، بچه لاشخورها را هم با خود به عراق برد. جوجه ارشدش که مصطفی نام داشت، از بس کله پاچه خورد، سکته کرد، ولی لاشخور خمین گفت که امیدش را شهید کرده‌اند.

او که دیگر در سال‌های پیری پر پرواز نداشت، بعد از اندکی اقامت در باغ وحشی در فرانسه، سوار بر ار فرانس آوردند و البته ۱۰-۱۱ سال بعدش با ارتحال رفت.

وقتی پیر خمین  جای سلطان جنگل نشست، کفتارها و خوک‌ها میدان‌دار شدند. یکی از خوک‌های بازمانده از قلعه حیوانات اورول که اهل رفسنجان بود، اداره امور را به دست گرفت و هر کاری دلش می‌خواست، به نام لاشخور خمین می‌کرد و لاشخور خمین هم وقت کافی برای شعر گفتن و لاشه خوردن در لانه جدیدش در جماران یافته بود.

لاشخور خمین، شباهت زیادی به «ناپلئون» در قلعه حیوانات داشت و سگ‌های هار را به پاسداری از انقلابش وا داشت. این سگ‌ها هم مانند لاشخور اعظم، علاقه زیادی به خون‌ریزی و خون‌خواری داشتند.

لاشخور خمین قوانین جنگل را تغییر داد. این قوانین در دوران حکومت او مقدس شدند:

– همسایه می‌تواند جاسوسی همسایه را بکند

– فرزند می‌تواند پدر و مادر و برادرش را برای انقلاب لو بدهد

– دروغ گفتن برای حفظ نظام واجب است

– حفظ نظام از اوجب واجبات است

– اعدام کنید ولو اینکه طرف بی‌گناه باشد. امام گرسنه است

– شهادت خوب است، البته برای فرزندان رعایا

– همه جانوران با هم برابرند، ولی روحانیون برابرترند

– دموکراسی دروغ است! مردم‌سالاری دینی را بچسبید!

– میزان، رای املت است. ملت کجا بوده؟

– اگر من مردم، از کسی پیروی کنید که مخالف استمنا باشد!

و ده‌ها قانون دیگر…

لاشخور کبیر انقلاب که در سال ۱۳۵۷ به سلطنت رسید، تا هنگام مرگ، باعث مرگ صدها هزار نفر در جنگ و اعدام ده‌ها هزار نفر در زندان شد.

وقتی در بستر بیماری بود، خوک رفسنجان پا روی لوله اکسیژنش گذاشت و او در حالی که داشت احوال فامیل‌های او را می‌پرسد و «خوا…خوا…» می‌گفت. خوک رفسنجان خیال کرد خمینی می‌گوید «خامنه‌ای رهبر شود»…اما اکسیژن به پیر خمین نرسید و جان به جان آفرین تسلیم کرد. در تشیع جنازه‌اش، کفتارهایی کفنش را پاره پاره کردند و وقتی جنازه‌اش لخت مادرزاد شد، همه گفتند ماشالا!

نتیجه اخلاقی هم اینکه خامنه‌ای رهبر شد! او هم جانور عجیبی است!

از لاشخور خمین، ده‌ها فرزند خوانده باقی مانده است که هر گونه رابطه او با مادران این جانورها تکذیب می‌‌شود!

—————

در سال‌های آخر دهه ۸۰، کاریکاتوریست‌های فرانسوی که خمینی را هم شکل لاشخور کشیده بودند، مجموعه منتشر کردند به نام «حیواناتی که بر ما حکومت می‌کنند».

No responses yet

Jan 08 2013

علی القاصی‌مهر٬ دادستان انقلاب شیراز: قطع‌ سیم‌ تلفن و برق می‌تواند محاربه تلقی شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی القاصی‌مهر٬ دادستان انقلاب شیراز اعلام کرد قطع‌ سیم‌های برق و تلفن می‌تواند «محاربه» تلقی شود و مرتکبان دست‌کم به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم خواهند شد.

به گزارش روز دوشنبه (۱۸دی) ایسنا٬ آقای القاضی‌مهر گفته «چنانچه سیم‌های برق و کابل‌های مخابراتی با قصد اخلال در نظم و امنیت عمومی قطع شود این اقدام محاربه محسوب خواهد شد.»

حکم «محارب» در ایران می‌تواند اعدام باشد که دادستان انقلاب شیراز نیز به صراحت از اعمال این حکم برای کسانی که اقدام به قطع سیم‌های برق و تلفن می‌کنند سخن به میان آورده است.

القاضی‌مهر همچنین افزوده کسانی که مرتکب چنین جرایمی می‌شوند «طبق ماده ۶۸۷ قانون مجازات اسلامی به حبس تعزیری تا ۱۰ سال محکوم خواهند شد.»

این برای نخستین بار است که یک مقام قضایی در ایران اعلام می‌کند حکم کسانی که اقدام به قطع سیم‌های برق و تلفن می‌کنند می‌تواند «محاربه» تلقی شود. مجازات محاربه می‌تواند اعدام باشد.

در ایران حکم جرایمی از قبیل قتل٬ قاچاق مواد مخدر٬ آدم‌ربایی و٬ سرفت مسلحانه اعدام است.

No responses yet

Jan 08 2013

نماینده علی خامنه ای در سپاه: مهندسی انتخابات وظیفه ذاتی سپاه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، عنوان کرد: مهندسی انتخابات وظیفه ذاتی سپاه است. علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طرح دولت وحدت ملی را «ملغمه» و تحقق دولت ائتلافی را «بعید» دانست و عنوان کرد «مهندسی معقول و منطقی انتخابات» وظیفه ذاتی سپاه است

علی سعیدی با انتقاد از اظهارات اخیر حبیب‌الله عسگراولادی مبنی بر اینکه «موسوی و کروبی فتنه‌گر نیستند» گفت: این افراد در مقابل نظام ایستادند و تاکید کرد که تنها راه اصلاح‌طلبان این است که بگویند از آرمان‌ها فاصله گرفته‌اند و اشتباه کرده‌اند.

آمریکا به دنبال راه انداختن جنگ نیابتی است

نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به آنچه «تلاش‌های آمریکا برای کنترل انقلاب‌های منطقه» خواند گفت: آمریکا به دنبال ایجاد خاورمیانه بزرگ و حفظ اسرائیل و بدست آوردن منابع خاورمیانه بود اما نتیجه و دستاورد روشنی کسب نکرد. پس از خروج از عراق به فکر راه دیگری رسید و آن، به راه انداختن جنگ نیابتی به عنوان استراتژی جدید بود. این اقدام را از لبنان، غزه و سوریه آغاز کرد و به دنبال آن بود که در عراق و ایران نیز این استراتژی را پیش بگیرد. آنها در لبنان شکست خوردند اما در سوریه همچنان استراتژی خود را ادامه می‌دهند.

نماینده علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران همچنین اظهار کرد: توطئه آمریکا برای مهار این انقلاب‌ها در منطقه، به راه انداختن جنگ نیابتی بود. بازیگران این جنگ‌ها آنها هستند در حالی که جریان دیگری مانند کشورهای عربستان، قطر و ترکیه پول و پشتیبانی لجستیکی این جنگ‌ها را بر عهده دارند. نقطه فشار امروز بر روی سوریه قرار دارد و تلاش بر این است که ارتباط میان سوریه، ایران، حزب‌الله و غزه قطع شود و سوریه را از خط مقاومت جدا کنند.

القاعده در افغانستان در مقابل آمریکا و در سوریه تحت فرمان آمریکاست

وی با اشاره به اینکه بیش از 20 ماه از جنگ سوریه می‌گذرد ادعا کرد: القاعده که در افغانستان در مقابل آمریکا قرار دارد، در سوریه تحت فرمان این کشور عمل می‌کند. آنها می‌خواهند نابود کردن القاعده و هم نابود کردن مقاومت به دست خود مسلمانان صورت گیرد.

سعیدی همچنین به تغییر ماهیت جنگ‌ها اشاره کرد و گفت: امروز از دیگر مولفه‌هایی که در عرصه بین‌الملل قابل توجه است، تبدیل شدن جنگ متقارن به جنگ نامتقارن و جنگ مستقیم به جنگ نیابتی در ابعاد مختلف است.

نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه «بازیگر پشت صحنه این حوادث، آمریکاست»، گفت: در روی صحنه، کشورهایی که در دام آمریکا افتاده‌اند ایفای نقش می‌کنند. امروز آنها به دنبال تکمیل حلقه اخوان‌المسلمین در مقابل هلال شیعی مرکب از عراق،‌ سوریه، لبنان و ایران هستند چراکه آنها بر این باورند که اداره کردن اخوان‌المسلمین راحت‌تر است و اشتباه بزرگ برخی کشورها نیز همین است که به جای تکیه بر اصل اسلام، به مسائل موجود حزبی نگاه می‌کنند و راهبرد نظام سلطه در رابطه با کشورهای اسلامی را نادیده می‌گیرند.

وی در ادامه حملات خود و دیگر مقامات جمهوری اسلامی به ترکیه طی ماه های اخیر، عنوان کرد: «نظام سلطه دو مدل از حکومت اسلامی، یکی اسلام سلفی و طالبانی و دیگری اسلام ترکیه‌ای یعنی اسلام سکولاریستی را ترویج می‌کند»

طرح دولت وحدت ملی چیزی جز «ملغمه» نیست

نماینده ولی فقیه در سپاه با اشاره به طرح دولت وحدت ملی که چندی پیش توسط هاشمی رفسنجای عنوان شده بود اظهار کرد: یکی از ایده‌های مطرح شده برای انتخابات، طرح دولت وحدت ملی است که از سوی یکی از آقایان مطرح شده است؛ به این معنا که ترکیبی از همه کسانی که توان ورود در عرصه سیاسی کشور را دارند، اعم از اصلاح‌طلبان،‌ کارگزاران و اصولگرایان دولت آینده را تشکیل دهند، اما این ایده چیزی جز ملغمه نخواهد بود و نتیجه‌ای از آن بیرون نخواهد آمد.

نماینده ولی فقیه در سپاه در ادامه، در واکنش به اظهارات اخیر حبیب‌الله عسگراولادی درباره وقایع 88 مدعی شد: در فتنه 88 نقش افراد روشن بود. موسوی و کروبی نتیجه انتخابات را برنتابیدند و فرصتی را که برای نظام بوجود آمده بود به تهدید تبدیل کردند. آنها در مقابل نظام ایستادند. چطور این افراد فتنه‌گر نیستند؟

تنها راه اصلاح‌طلبان این است که بگویند اشتباه کرده‌اند

نماینده علی خامنه ای در سپاه با بیان اینکه “اصلاح‌طلبان برای ورود به عرصه سیاسی کشور باید تمام چارچوب‌های نظام را بپذیرند”، تاکید کرد: چهره‌های اصلاح‌طلب در یک «پارادوکس» شدید قرار دارند. از یک سو راه ورود آنها این است که بخشی از اشتباهاتشان را بپذیرند اما از سوی دیگر اگر بازگردند، از طرف کسانی که شعار براندازی داده‌اند طرد خواهند شد.

سعیدی در ادامه این گفت‌وگو، درباره دخالت سپاه در انتخابات گفت: تاثیرگذاری معنوی بر مردم که بد نیست و در همه دنیا اینگونه است. برخی مهندسی انتخابات را قبول ندارند و ادعا می‌کنند که سپاه در انتخابات دخالت دارد. اینکه عناصر و شخصیت‌های ذی‌نفوذی در میان مردم هستند که تاثیرگذارند، خللی به انتخابات وارد نمی‌کند. همین ادعا یعنی ادعای تقلب در انتخابات، ریشه اصلی فتنه 88 بود.
نماینده ولی فقیه در سپاه با تاکید بر اینکه “ادعای دخالت سپاه در انتخابات از آن حرف‌هایی است که سند ندارد”، تصریح کرد: من نمی‌خواهم برخی را که اشتباهاتی مرتکب شده‌اند تبرئه کنم، اما این به معنای دخالت سپاه در انتخابات نیست. سپاه فراتر از احزاب و سازمان‌هاست و خود را برای حزب یا فرد خاصی هزینه نمی‌کند. سپاه معیارها را مطرح می‌کند و از اصولگرایی به عنوان یک تفکر و اندیشه و بازگشت به اسلام ناب و نه به عنوان حزب دفاع می‌کند.
وی افزود: من به عنوان کسی که مسئولیت نمایندگی ولایت فقیه در سپاه را بر عهده دارم اعلام می‌کنم که پاسداران ما اهل منطق و استدلال هستند و ما تنها معیار‌ها و آرمان‌ها را مطرح می‌کنیم.
سعیدی با بیان اینکه “سپاه هرگز بصورت مصداقی در انتخابات وارد نمی‌شود”، تاکید کرد: سپاه تنها چارچوب‌ها و معیارها را تبیین می‌کند و این به معنای دخالت در انتخابات نیست بلکه وظیفه ذاتی ما «مهندسی معقول و منطقی انتخابات» است.

No responses yet

Jan 08 2013

سعیدی:از مذاکره چیزی درنمی آید، باید از سقوط بزرگترین تجربه دینی جلوگیری کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: آنها هرگز به دنبال مذاکره نیستند و از مذاکره هم چیزی در نمی‌آید. کشور ما آنقدر با آمریکا مشکل دارد و امکان عقب نشینی از هیچ کدام از مشکلات وجود ندارد.مشکلات ایران با نظام سلطه بر سر مسائلی نظیر حمایت ایران از حزب الله، حمایت از غزه، بیداری اسلامی، عراق، بحرین، مسائل هسته‌ای و حقوق بشر است، حالا با چنین شرایطی آیا آمریکا به دنبال مذاکره است؟

حجت‌الاسلام والمسلیمن سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه گفت: توطئه دشمن ترکیبی و بر اساس سه عنصر تحریم، مذاکره و تهدید است.

حجت‌الاسلام والمسلیمن علی سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران شب گذشته طی سخنانی در دفتر حزب موتلفه گفت: نقش خداوند تولید ولایت و نقش مردم تولید قدرت است و مردم باید برای تصاحب قله‌های بلند با رهبری حرکت کنند.

** توطئه ترکیبی دشمن علیه انقلاب اسلامی

نماینده ولی فقیه در سپاه با تشریح توطئه‌های دشمنان علیه اتقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: توطئه دشمن ترکیبی و بر اساس سه عنصر “تحریم، مذاکره و تهدید” است.

حجت‌الاسلام سعیدی، اصلی‌ترین حربه دشمن تحریم دانست و اظهار داشت: آنها هرگز به دنبال مذاکره نیستند و از مذاکره هم چیزی در نمی‌آید. کشور ما آنقدر با آمریکا مشکل دارد و امکان عقب نشینی از هیچ کدام از مشکلات وجود ندارد.

وی با تشریح این مشکلات گفت: مشکلات ایران با نظام سلطه بر سر مسائلی نظیر حمایت ایران از حزب الله، حمایت از غزه، بیداری اسلامی، عراق، بحرین، مسائل هسته‌ای و حقوق بشر است، حالا با چنین شرایطی آیا آمریکا به دنبال مذاکره است؟

نماینده ولی فقیه در سپاه با فرعی دانستن مسئله مذاکره با آمریکا، تأکید کرد: افرادی که مسئله مذاکره را مطرح می‌کنند به دنبال ایجاد راهی فرعی برای ایجاد تردید و دو قطبی کردن جامعه هستند تا جامعه را به دو قطب طرفدار مذاکره و مخالف مذاکره تقسیم کنند، اما توانایی این کار را ندارند.

** جنگ سوریه، اقدام نظامی عربستان، قطر و ترکیه به نیابت از آمریکاست

وی در تشریح مشکلات کنونی آمریکا در منطقه خاطرنشان کرد: آمریکایی‌ها در افغانستان و عراق مشکل دارند و توانایی ادامه جنگ در نقاط مختلف را ندارند و به همین دلیل، آمریکا، ترکیه و قطر و عربستان را به نیابت از خود وارد جنگ با سوریه کرده است.

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با متناقض دانستن حرکات آمریکا در منطقه افزود: القاعده در افغانستان در مقابل آمریکا می‌جنگد، اما در سوریه برای آمریکا و علیه ملت سوریه می‌جنگد؛ مطمئنا در چنین شرایطی دشمن زمینه حمله به جمهوری اسلامی ایران را ندارد.

** تمام هدف دشمن از اعمال تحریم‌ها

حجت‌الاسلام و المسلمین سعیدی در ادامه سخنان خود به مسئله تحریم‌ها اشاره کرد و در این زمینه اظهارداشت: هدف اصلی دشمن از تحریم، فشار بر قشر متوسط است تا مردم با فشار استقامت خود را شکسته و سست شوند، این تمام هدف دشمن از تحریم است.

وی با تشریح پیامدهای تسلیم شدن در برابر دشمن بیان داشت: اگر ملت تسلیم شوند، چند مسئله تأسف‌برانگیز اتفاق می‌افتد؛ اول، فرونشینی مقابله با جبهه کفر؛ دوم، تزلزل در حاکمیت دینی؛ سوم، هدر رفتن زحمات و خون شهدا؛ چهارم، سرکوب همه جنبش‌ها؛ پنجم، حاکمیت نظام سلطه و ششم، تسلط رژیم صهیونیستی بر خاورمیانه.

نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران با اشاره به اینکه مطمئناً منافع مقاومت بیشتر از عقب‌نشینی است، افزود: ملت‌ها با ایستادگی علاوه بر این که به انجام تکلیف الهی عمل می‌کنند، پیروزی ملت‌های دیگر در بزرگترین آزمون یعنی مقابله با جبهه کفر را تضمین کرده و حرکت ایران اسلامی در جهان را تداوم می‌بخشند.

حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در پایان سخنان خود، حفظ ماموریت کانون مقاومت، پیشگیری از سقوط بزرگ‌ترین تجربه دینی، سرعت در حرکت جهانی شدن اسلام و جلوگیری از مطلق شدن حاکمیت نظام سلطه را از دیگر برکات مقاومت ملت ایران برشمرد و با اشاره به لزوم توجه به اقتصاد مقاومتی تصریح کرد: رهبر معظم انقلاب بر اقتصاد مقاومتی تاکید ویژه‌ای دارد و باید به دیدگاه‌ها و نظرات معظم‌له گوش داد، چرا که توجه به فرمایش رهبری با پیروزی همراه است.

No responses yet

Jan 07 2013

شکایت از روح‌الله حسینیان به خاطر ارتباط با یک زن شوهردار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: روح‌الله حسینیان یا همان خسرو خوبان، از چهره‌های امنیتی و از نماینده‌های فعلی مجلس در پی یک شکایت در رابطه با ارتباط با یک زن شوهردار پرونده‌ی جدیدی در دادگستری برای او باز شده است.

به نوشته‌ی وب‌سایت «ملی مذهبی» روح الله حسینیان با یک زن شوهردار ارتباط غیراخلاقی داشته است و شوهر این خانم به ریخت و پاش‌های مالی همسرش مشکوک می‌شود و او را زیر نظر می‌گیرد و یک بار در میان وسایل کیف خانمش یک قطعه چک به نام روح الله حسینیان می‌بیند.

این خانم بعد از اینکه مساله لو میرود موضوع را به حسینیان اطلاع می‌دهد و آن‌طور که این سایت نوشته است براثر این شوک حسینیان به هم می‌ریزد و بیمار می‌شود.

در همین حال همسر این خانم هم شکایتی به دادگستری می‌برد و هم اکنون این پرونده به صورت بی سروصدا در دادگستری در جریان است.

خبر دیگری در همین زمینه از سایت بولتن نیوز:

صبح دوشنبه انجام می‌شود: رسیدگی به شکایت دختر جوان از یک نماینده مجلس
دختر جوانی که از یک نماینده مجلس به اتهام “تجاوز به عنف” شکایت کرده بود، اکنون مدعی است، نماینده مذکور تمام تلاش خود را انجام داده تا با تطمیع و تهدید، وی را از ادامه پیگیری هایش منصرف کند.
گروه اجتماعی ـ روز دوشنبه 18 دی ماه زمان رسیدگی به شکایت یک دختر جوان از یک نماینده مجلس خواهد بود.

به گزارش بولتن نیوز چندی پیش دختر جوانی با هویت “ل.م” از یک نماینده مجلس به اتهام “تجاوز به عنف” به مقامات قضایی و امنیتی شکایت کرد و پرونده ای در این خصوص تشکیل و حتی در محافل سیاسی و برخی رسانه ها نیز این خبر منتشر شد.دختر جوان البته مدعی است که پس از طرح شکایتش، نماینده مذکور تمام تلاش خود را انجام داده است که با تطمیع و تهدید او را از ادامه پیگیری‌هایش منصرف کند اما وی زیر بار این مسئله نرفته و رسما شکایت خود را از طریق مرجع قضایی دنبال کرده است.

وی در عین حال ادعا می‌کند که به جهت رعایت حفظ مصالح و وجهه مسئولین، از طرح شکایت کیفری از نماینده مذکور صرف نظر کرده و دادخواست حقوقی با عنوان “اثبات علقه زوجیت” را به دادگاه ارائه داده که این پرونده قرار است در ساعت 10:30 روز 18 دی ماه در محکمه حقوقی یکی از مراکز استان‌ها رسیدگی شود.

بولتن نیوز، به جهت منع انتشار اسامی متهمان تا پیش از صدور رأی قطعی دادگاه و همچنین از آنجایی که معلوم نیست ادعای دختر جوان تا چه اندازه صحت داشته باشد، از انتشار نام متشاکی و جزئیات بیشتر این پرونده معذور است.

No responses yet

Jan 04 2013

استمناء نکنید حرام است! گریه کنید مسلمونا!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس:
کدیور و استمناء

No responses yet

Jan 04 2013

محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه تهران ادعا کرد: دنیا بداند؛ بازار روحانیت در ایران همچنان گرم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدعلی موحدی کرمانی٬ امام جمعه تهران با اعلام اینکه امیدوار است «جنبش اشغال وال استریت» مقدمه ظهور «امام زمان» باشد٬ ادعا کرد مردم هنوز «عاشق» روحانیت هستند.

به گزارش «خبرگزاری دانشجو» آقای موحدی کرمانی این مطالب را در خطبه‌های این هفته نماز جمعه تهران بیان کرده است.

وی با اشاره به افزایش فشار تحریم‌های بین‌المللی علیه جمهوری اسلامی و مردم ایران٬ ادعا کرده است مردم «با فشارهای اقتصادی از صحنه خارج نخواهند شد.»

امام جمعه موفت تهران افزوده است: ‌«افق روشن است و مردم کاملا توجه دارند که چه باید بکنند و رمز عزت آنان چیست.»

این روحانی نزدیک به علی خامنه‌ای خطاب به مردم گفته اگر با «خدا» باشند که «مصداق آن تبعیت از ولایت فقیه» است٬ پیروزی در انتظار آنها خواهد بود.

وی همچنین افزوده «دنیا بداند بازار ما برای ابراز عشق به اهل بیت و روحانیت به عنوان خادم مردم هنوز گرم است و مردم وفادارند و وفاداری خود را به بهترین وجهی نشان می‌دهند.»

جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر بر اثر فشار‌های بین‌المللی در شرایط سختی به‌سر می‌برد و انتقاد‌ها از روحانیون و نظامیان حاکم بر ایران بر اثر این فشار‌ها بیشتر از گذشته شده است.

این در حالی است که روحانیت حاضر به پذیرش مشکلات موجود در جامعه نیست و بسیاری از این مشکلات را ناشی از «توطئه‌های دشمنان» می‌داند.

No responses yet

Jan 04 2013

پشت پرده رابطه نزدیک آیت‌الله خامنه‌ای با “مجتهدان ساختگی”

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: آیت‌الله مجتبی تهرانی، که امروز رهبر جمهوری اسلامی در یک اقدام نمادین نشان داد که رابطه نزدیک با او داشته، واقعاً چه کسی بود؟ آیا او به قول رسانه‌های ایران «معلم اخلاق» بود یا به قول منتقدان جمهوری اسلامی یک «مجتهد ساختگی» یا یک «ماشین صدور فتوای ارتداد»؟

مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن، می گوید آیت الله تهرانی بهمراه دو آیت الله دیگر به نام “خوشوقت” و “مصباح یزدی”، هر سه متهم هستند که ده‌ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کرده و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند.

امروز آیت‌الله خامنه‌ای- رهبر جمهوری اسلامی، در مراسم تشییع جنازه آیت‌الله مجتبی تهرانی، یکی از روحانیان مقیم تهران، شرکت کرد و آیین مذهبی “نماز میت” را شخصاً بر جسد وی در مدرسه عالی مطهری (سپهسالار) خواند.

این اقدام آیت‌الله خامنه‌ای، یعنی خواندن نماز میت که بسیار کم اتفاق می‌افتد، نشان‌دهنده نزدیکی رهبر جمهوری اسلامی به آیت‌الله تهرانی است.

همچنین امروز سایت رسمی دفتر رهبر جمهوری ایران، فیلمی را منتشر کرده که نشان می‌دهد آیت‌الله خامنه‌ای در پانزدهم دی ماه سال ٨٨، همان سالی که اعتراضات خونین تهران در واکنش به نتایج انتخابات ریاست جمهوری روی داد، به خانه آیت‌الله مجتبی تهرانی رفته و با وی دیدار کرده است.

آیت‌الله مجتبی تهرانی، که رسانه‌های حکومتی در ایران او را «معلم اخلاق» توصیف می‌کنند، دیروز چهارشنبه در ٧٥ سالگی درگذشت.

رابطه ویژه آیت‌الله خامنه‌ای با معدودی از روحانیان

در شرایطی که رابطه چندان گرمی میان اغلب مراجع و روحانیان بلند پایه شیعه، چه در ایران و چه در خارج از ایران وجود ندارد، چرا رابطه آیت‌الله خامنه‌ای با معدودی از روحانیان نه چندان مطرح، مثل مجتبی تهرانی گرم و صمیمی است؟

مهدی خلجی- پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن و متخصص مسائل حوزه‌های علمیه و‌ روحانیت شیعه، درباره نزدیکی این اشخاص به رهبر جمهوری اسلامی ایران، به رادیو بین المللی فرانسه توضیحاتی را ارائه کرده است.

وی می گوید: این روحانیانی که به آیت الله خامنه ای نزدیک‌اند، معمولا در زمان آیت الله خمینی از کانون قدرت دور بودند و زمانی که آقای خامنه ای به قدرت رسید فرصت را مناسب دیدند که از ضعف علمی و ضعف اعتبار فقاهتی و حوزوی آقای خامنه ای استفاده کنند و دور او را بگیرند و در حقیقت به آقای خامنه‌ای اعتباری را بدهند که آقای خامنه ای نیاز داشت و در عوض قدرتی را از آقای خامنه ای بگیرند که آقای خمینی حاضر نبود به آنها بدهد.

نفرت حوزه‌های علمیه از روحانیان نزدیک به خامنه‌ای

خلجی، با اشاره به سه روحانی نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی ایران، یعنی “آیت الله مجتبی تهرانی”، “آیت الله محمدتقی مصباح یزدی” و “آیت الله عزیزالله خوشوقت”، اضافه می کند: این سه روحانی، روحانیان فرصت طلبی بودند که به محض اینکه یک شخص ضعیفی را در رأس هرم قدرت سیاسی در ایران دیدند، سعی کردند با او دادوستدی کنند که هم به نفع ولی فقیه تازه باشد و هم به نفع خودشان.

این پژوهشگر ادامه می دهد: معمولا ارتباط این افراد با آقای خامنه ای از طریق دستگاه امنیتی بوده است و معروف بود که آقای تهرانی «مجتهد وزارت اطلاعات» است.

همچنین خلجی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به رابطه روحانیان نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای با دیگر روحانیان ایران می پردازد و می گوید: هر کس که با دادگاه ویژه روحانیت وزارت اطلاعات و یا سپاه پاسدارن همکاری کند، در حوزه علمیه خیلی منفی به آنها نگاه می‌شود و حالت انزوایی برای آنها ایجاد می شود؛ همانطور که آقای مصباح در قم خیلی منزوی است و جز شاگردان خودش، روحانیان و علمای قم با نگاه بدی به او می‌نگرند.

وی ادامه می دهد: آقای تهرانی هم نه در حوزه علمیه قم و نه در حوزه علمیه مشهد، هیچ جایگاهی نداشت، هیچ اهمیت خاصی برایش قائل نبودند و به عنوان یک روحانی بدنام از او یاد می شد که دستش به کارهای اطلاعاتی و امنیتی آلوده است.

تهرانی، مصباح و خوشوقت؛ سه رأس «مثلث ارتداد»

به تازگی آیت‌الله خوشوقت- پدر همسر مصطفی خامنه‌ای فرزند ارشد رهبر جمهوری اسلامی، در گفت وگو با یکی از رسانه‌های ایران، بدون نام بردن از میرحسین موسوی و مهدی کروبی- دو معترض سیاسی، آنها را «کافر و مرتد» خوانده است.

این روحانی، علاوه بر نزدیکی به آیت الله خامنه ای، نفوذ بسیاری در دولت محمود احمدی‌نژاد دارد.

در فروردین سال ۱۳۸۹ پس از آن‌که آیت الله خوشوقت در یک سخنرانی، از احتمال وقوع زلزله تهران به دلیل افزایش گناه خبر داد، احمدی‌نژاد خواستار خروج حداقل ۵ میلیون نفر از پایتخت شد و در اشارهٔ آشکاری گفت: «یکی از علمای بزرگ تهران به من پیغام داد که از مردم بخواهم مراقب باشند و ضمن پرهیز از گناه، برای دوری از بلایا دعا کنند.»

همچنین چندی پیش، مصطفی تاجزاده زندانی سیاسی، اعلام کرد که علی فلاحیان و سعید امامی احکام قربانیان قتلهای زنجیره ای را از برخی از روحانیان نزدیک به حکومت اخذ می کردند.

مهدی خلجی درباره نفوذ آیت الله خوشوقت، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله تهرانی در حکومت ایران می گوید: این سه روحانی، «ماشین‌های صدور فتوای ارتداد» در ایران هستند؛ یعنی در این که مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر کنند خیلی بی‌پروا هستند.

پژوهشگر مؤسسه مطالعات خاورنزدیک واشنگتن اضافه می کند: وزارت اطلاعات وقتی تصمیم می گیرد کسی را به قتل برساند، تصمیمش را با این روحانیان در میان می گذارد و این روحانیان بدون این که افراد مورد نظر وزارت اطلاعات را بشناسند و آثارشان را خوانده باشند یا با آنها آشنایی داشته باشند مطابق میل وزارت اطلاعات فتوای ارتداد صادر می کنند.

خلجی تأکید می کند: آقایان تهرانی، خوشوقت و مصباح، هر سه متهم هستند که ده ها روشنفکر ایرانی را به ارتداد محکوم کردند و فتوای قتل آنان را در اختیار وزارت اطلاعات قرار دادند.

مجتهدهای ساختگی جمهوری اسلامی

این پژوهشگر به دلایل این اقدام می پردازد و می گوید: از نظر قانون جمهوری اسلامی، وزیر اطلاعات باید مجتهد باشد تا بتواند اعمال خلاف شرع وزارت اطلاعات را به شیوه ای که آقای خمینی معتقد بود مشروعیت مذهبی بخشد، اما چون هیچگاه وزیران اطلاعات مجتهد نبودند و حتی سواد بسیار متوسط مذهبی هم نداشتند و جز مقدمات طلبگی چیزی را نخوانده بودند، در نتیجه اینها به مجتهدانی خارج از وزارت اطلاعات متکی بودند که یکی از آنها همین آقای تهرانی است که از طرف حکومت «مجتهد» خوانده می شد؛ یا آقای خوشوقت که تقریباً می شود گفت مجتهد نیست و از «مجتهدهای ساختگی» جمهوری اسلامی است.

خلجی در پایان می گوید: به هر حال این افراد کسانی بودند که به راحتی فتوای قتل صادر می کردند و این فتواها نه بر اساس تشخیص خودشان بلکه بر اساس اصل خدمتگذاری به دستگاه های امنیتی در جمهوری اسلامی بود.

No responses yet

Jan 04 2013

روایتی از “صراحت نامه” هاشمی : از نوشتن هیچ نامه ای پشیمان نشدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی رفسنجانی: وقتی کسی صراحتا ناتوانی روحانیت را در 30 سال گذشته فریاد می زند چه کسی می تواند مدعی شود این دعوای دو نفر است؟
رهبری گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم ولی صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم ولی بعد از انتخابات جواب می‌‌دهم رهبری حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را می‌‌دهم
وقتی خلاف گویی های مناظرات جبران نشد کاملا واضح بود که احمدی نژاد برنامه ای بالاتر از تخریب اشخاص در فکر دارد

عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و این مودت خدشه ناپذیر در گذشته به عینیت رسیده و در آینده نیز اثبات خواهد شد؛جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند

hashemirafsanjani.ir – آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب منتشر نشده”صراحت نامه” ضمن پاسخگویی به شبهاتی پیرامون نامه 88 ،خاطر نشان کرد:”عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند.”

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی آیت الله هاشمی رفسنجانی در بخش هایی ازمصاحبه کتاب منتشر نشده “صراحت نامه ” آمده است :

* آقای هاشمی! در جایی از این گفت‌وگو به قدرت خطبه‌های نماز جمعه اشاره کردید. قدرت نامه به عنوان یک ابزار ارتباطی نیز همین‌قدر زیاد بوده است. شما در تاریخ انقلاب نامه‌نگاری‌های زیادی انجام داده‌اید. فرض بفرمایید در این یک‌ ساله گذشته، چقدر درباره نامه حضرت‌عالی به رهبری صحبت شد! چقدر در موردش نقد شد! تحلیل شد! شما به عنوان یک مدیر ارشد، قدرت نامه را چگونه می‌بینید؟

– هر کدام یک خاصیت دارند. آدم گاهی یک مقاله می‌نویسد که مخاطب مشخص ندارد، اما آن مقاله تأثیرات خاص خودش را دارد. گاهی به یک شخص نامه می‌نویسد، نامه خصوصی می‌نویسد، سرگشاده نیست و محدود به خودش است. گاهی نامه سرگشاده می‌نویسد که در حکم مقاله است ولی چون مخاطب مشخصی دارد، حواشی آن باعث می‌شود که آثار دیگری نیز داشته‌ باشد؛ گاهی مثبت و گاهی منفی. نمی‌توانیم یک حکم کلی صادر کنیم. اطلاع‌رسانی از این نوع مثل نامه نوشتن‌ها، کنفرانس‌ها، سخنرانی‌ها، پیغام‌ها و… جنبه‌های مثبت و منفی دارند و آنجا که در جهت اصلاح از این ابزارها استفاده شود، خوب هستند و کم و زیاد تأثیر دارند.

* آقای هاشمی ! تا الان نامه‌ای نوشته‌اید که از نوشتن آن پشیمان شده باشید؟

– نه.

* انگیزه شما از نگارش آن نامه سرگشاده به مقام معظم رهبری چه بود؟ چه چیزی شما را مجبور به انتشار آن نامه کرده بود؟ —

– دیدم کار بسیار زشتی انجام شد. همه می‌‌دانستند که نسبت به دیگر نامزدها بی‌طرف هستم کاری نداشتم که مردم به چه کسی رأی می‌‌دهند.

ولی همه می‌‌دانستند که روحیه کاری من با این شیوه اداره جامعه سازگار نیست.

متأسفانه در مناظره، آقای احمدی‌نژاد حرفهایی را زده بود که غیرواقعی بود. تأسف بیشتر از این بود که همان حرفهای دروغ را پایه تبلیغات خویش قرار دادند و در اجتماعات از آنها سوءاستفاده می‌‌کردند. انتظار من و همه دلسوزان واقعی نظام این بود که رهبری عکس‌العمل نشان دهند. چون من تنها نبودم.

در آن مناظره شما نوعی ستیز با روحانیت را مشاهده کردید که به بهانه مخالفت با اشخاص همه دستاوردهای انقلاب را حراج گذاشت و این‌گونه القا کرد که روحانیت در اداره جامعه کارایی ندارد.

در سالگرد رحلت امام در مرقد به ایشان گفتم حرفهای ناقص گفته‌اند. ترجیح می دهم خودشان اصلاح کنند وگرنه ناچارم توضیح بدهم. چند روز هم صبر کردم و جوابی ندیدم. پس از آن نامه‌ای تهیه کردم. چون می‌‌بایست جواب آن حرفها داده می‌‌شد.

می‌‌گویند چرا قبل از انتخابات نامه را دادم. این سؤال دیگر سفسطه است چون مگر ایشان هدفی غیر از انتخابات در طرح آن مباحث خلاف واقع داشت؟.

نامه را تهیه کردم و در آخرین فرصت قبل از انتخابات که عصر سه شنبه بود، برای رهبری فرستادم. چون اگر سه شنبه می‌‌دادم، روزنامه‌ها چهارشنبه می‌‌نوشتند و اگر چهارشنبه می‌‌دادم، پنج‌شنبه کسی حق نداشت بنویسد. چون فرصت تبلیغات تمام می‌شد. می‌‌خواستم جواب آن حرفها را بدهم. در کنار آن کارها، در رفت و آمد و اخبار مؤثق شور و اشتیاق مردم را می‌‌دیدم. از برنامه‌های محافل مجریان انتخابات هم خبر داشتم. به هر حال در همان فرصت باقی‌مانده برای رهبری معظم فرستادم و متأسفانه در آن فاصله 2 ساعته باقی مانده نامه را به ایشان نداده بودند. چون جوابی به من نرسیده بود.

در آخرین لحظاتی که می‌‌خواستم خدمت ایشان بروم، منتشر کردم. وقتی رفتم، ایشان گفتند: داشتم نامه شما را از روی کامپیوتر می‌‌خواندم. یعنی پس از اینکه پخش شده بود هم، هنوز متن اصلی را به ایشان نداده بودند.

پرسیدم از نظر شما چگونه بود؟

گفتند: از لحاظ محتوا هیچ ملاحظه‌ای ندارم و فقط یک نکته دارم که آقای احمدی‌نژاد شخص شما را به فساد متهم نکرد و درباره بچه‌های شما گفت.

گفتم: فضا به‌گونه‌ای بود که اگرچه از من اسم نبرد، اما همه چیز متوجه من شد.

ایشان گفتند: واقعاً هیچ ملاحظه‌ای روی نامه ندارم. ولی اگر جای شما بودم، بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم.

گفتم: خواست خدا بودکه شما تا قبل از انتشار نبینید، چون اگر می‌‌خواندید و به من می‌‌گفتید، منتشر نمی‌کردم و این مناسب نبود. چون اگر بعد از انتخابات منتشر می‌‌کردم دو حالت داشت: اگر آقای احمدی‌نژاد شکست بخورد که درست نیست با ایشان درگیر شوم. چون اخلاقاً کار درستی نیست. اگر هم پیروز شود که اصلاً درست نیست با منتخب مردم درگیر شوم و جشن انتخابات را در کام مردم تلخ کنم. ولی الان حق من است که جواب بدهم و دادم.

ایشان هم در مقابل این منطق من اعتراض نکرد.

* ولی به نظر می‌‌رسد این نامه روابط شما را با ایشان دچار تغییرات کرده است؟

-— نه، ایشان صراحتاً گفتند که هیچ ملاحظه‌ای درباره محتوای نامه ندارم.

حتی در همان جلسه گفتند: به حق از من انتظار دارید که جواب بدهم. صلاح ندیدم که پیش از انتخابات جواب بدهم، چون روی حضور مردم تأثیر می‌‌گذارد. ولی بعد از انتخابات جواب می‌‌دهم. حتی گفتند که به آقای احمدی‌نژاد هم گفتم که حرفهای ناحقی زدید و جواب شما را می‌‌دهم. واقعاً هیچ وقت ایشان به خاطر نامه از من گله نکردند. چون روابط ما به‌گونه‌ای است که اگر گله هم داشته باشند، می‌‌گویند.

الحمدلله همکاری 60 ساله ما به‌گونه‌ای است که با هم رودربایستی نداریم.

* ولی هنوز هم شاهدیم که می‌‌خواهند به بهانه آن نامه شما را مقابل رهبری قرار دهند؟

– — اینها در سیاست طبیعی است. گروهی که وارد بازی‌های سیاسی می‌‌شوند، از این حرفها زیاد می‌‌زنند، ولی همیشه واقعیت‌ها خود را بر احتمالات سیاسی تحمیل می‌‌کند و دیر یا زود همه چیز مشخص می‌‌شود.

عمق 60 ساله رابطه من و رهبری فرآتر از اقوال سیاسی است و این مودت خدشه ناپذیر در گذشته به عینیت رسیده و در آینده نیز اثبات خواهد شد؛جریاناتی هم که به بهانه این نامه دست به کار تخریب این رابطه زده و می زنند حتما منافعی در این کار دارند ولی نکته حائز اهمیت این است که قطعا ناکام می مانند.

*****

شایان ذکر است به گزارش خبرگزاری ها کتاب “صراحت نامه” که شامل مصاحبه صریح ماهنامه مدیریت ارتباطات در تیرماه 1389 با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است هنوز پس از 10 ماه در صف اخذ مجوز انتشار از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.

No responses yet

Jan 03 2013

تيول‌داری و تيول‌خواری روحانيت، محمد جعفری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

گویانیوز: نظر به اين‌که تفکر بيش از ۹۵ در صد روحانيون اسلام بيان قدرت است و نه بيان آزادی، کسانی که فکر کنند: اگر به جای آقای خامنه‌ای فلان و يا بهمان روحانی قدرت را به دست بگيرد و يا رئيس‌جمهور اين و يا آن شخص باشد، کشور به سمت آزادی و حقوق‌مداری پيش خواهد رفت، تجربه و شناختم از روحانيت و عمل آن‌ها از بدو پيروزی انقلاب تا به امروز می‌گويد، که نصيب‌شان پشيمانی خواهد بود

اينکه شما ملاحظه می کنيد که حکومت استبدادی ولايت مطلقۀ فقيه بر رانت خواری و تيولداراستوار شده است، بی ريشه در گذشته روحانيت نيست. يکی از اموری که قبل و بعد از پيروزی انقلاب در يد اختيار روحانيت بوده است تيولداری و تيول خواری است. به منظور شناختی نسبی از روحانيت، اينجانب در کتاب «پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد » يکی از مهمترين عللی که پايه و مايه ناآگاهی سياسيون و روشنفکران و توده مردم که آنها را در دام فريب و اغفال روحانيت گرفتار کرد، نداشتن شناخت نسبی درستی از ساختار روحانيت، مرجعيت، نحوه عمل و طرز تفکر آنها، امکانات بالقوه يا بالفعلی که در اختيار داشته و دارند و بخصوص ناآگاه بودن از نظر تفکر، روحيه، عقايد سياسی و روش کار و پيچيدگی آقای خمينی و نيز مقاصد و اهداف شخصی و گروهی خود آنها معرفی کردم و درمورد بافت روحانيت نکاتی را ياد آور شدم که نکته وار در زير خواهدآمد:

بافت روحانيت
« بيش از ۸۵% روحانيون سراسر کشور، پيش از انقلاب از روستاها و نقاط دورافتاده و فقير کشور جذب حوزه‏های مختلف شده بودند که با اندک تحقيق و بررسی می‏توان دريافت که سرازير شدن مردم به حوزه‏های مختلف قم، نجف، مشهد، اصفهان و…. تنها بدين دليل نبوده که عاشق و شيدای دين بوده‏اند، دين هم از جمله يکی از انگيزه‏های آنها بوده است. سرازير شدن جوانان به سوی حوزه‏های درس و بحث و دين، برای هر گروه و دسته‏ای دلايل و انگيزه‏های مختلفی داشته است که می‏شود آنها را به شرح زير خلاصه کرد:
۱- فرار از سربازی
۲- فرار از فقر در روستاها و نقاط محروم کشور
۳- نداشتن حرفه و کار مشخص
۴- ادامه راه اجداد و نياکان و حفظ شئون خانوادگی
۵- کسب معارف دينی و عرفانی و خدمت به مردم» (۱)
آوردن چند نکته ای در مورد نکته پنجم خالی از فايده نيست ولی می توانيد مشروح نکات فوق را در کتاب« پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص ۲۹۵ تا ۳۰۱،مطالعه کنيد.

۵- کسب معارف دينی و عرفانی و خدمت به مردم
عده قليلی از اين سپاه عظيم که نه به خاطر داشتن شغل و حرفه، نه آب و نان، نه معزز و محترم بودن بين مردم، نه فرار از سربازی، نه بوسيدن دستشان و رياست بر مردم و نه فرار از فقر و تنگدستی، بلکه به خاطر شناخت حقيقی دين و معارف آن و نيز شناخت از هدف اصلی بعثت انبياء و راه فلاح و رستگاری بشريت به حوزهای دينی پناه برده و در کوتاهترين مدت مراحل و مدارج مختلف حوزه را طی کرده و با پشت پا زدن به تمام تفاخر و منيت‏ها، به چشمه فياض معنويت راه پيدا کرده و چراغ راه فلاح و رستگاری بسياری شده‏اند. عالمان و دين شناسان واقعی و کسانی که دين را وسيله معاش و کسب قدرت قرار نداده‏اند، از اين گروه‏اند. خدمت گزاران واقعی بندگان خدا نيز از همين دسته‏اند – اين دسته نيز از تکفير علماء قشری دين و مقلدين آنان در امان نبوده‏اند و هر زمان که لب به سخن گشوده و برای روشن شدن اذهان عمومی و خارج شدن از فقر فرهنگی مسائلی را مطرح ساختند، به خاطر حفظ و نگهداری مقلدين خويش، چماق تکفير عليه‏شان بلند کرده، کمر به نابودی شان بستند و بهر وسيله ممکن آنان را از صحنه خارج ساخته‏اند، حتی شخصی نظير ملاصدرا فيلسوف گرانقدر را که امروز همه دم از او می‏زنند، وقتی خطر تقليد را گوشزد مردم مسلمان کرد و با آن مخالفت ورزيد، هفت سال او را به کهک قم تبعيد کردند. و اگر امروز هم چنين شخصی می‏بود و دستشان می‏رسيد، بدتر از آن را بر سرش می‏آوردند، همچنانکه بدتر از آن را بر بعضی از همقطاران خود آورده اند.
ناموران و دانشمندانی که تا به امروز توانسته‏اند هسته اصلی دين را از تعرض جدی مصون بدارند و دست به خلق آثار عظيم فرهنگی، فلسفی، دينی و عرفانی بزنند، از گروه اخير بوده‏اند.
خيل عظيمی از جوانان که جذب حوزه‏های علوم دينی می‏شدند، تعداد قليلی از آنان – به دلايل مختلفی که جای بحث آن اينجا نيست – قادر می‏شدند که از حصار تنيده بدور خود خارج شوند و به مدارج عاليه‏ای دست يابند و اکثريت عظيمی از آنان در همان سطوح اوليه در جا می‏زدند و مانند يک ارتش عظيم آماده بوده‏اند که هرگاه فيلسوفی، دانشمندی و يا عالم دينی‏ای حرفی زد که آن حرف خارج از حرفهای کليشه‏ای معمول آنان بود، به او حمله ور شوند و او را از صحنه خارج سازند.
با وجوديکه تاريخ کشور ما و به خصوص تاريخ معاصر، پر از اينگونه تجربه‏ها و امرهای واقع است، ولی متأسفانه سياستمداران و روشنفکران مذهبی و ملی ما، از اينهمه تجربه تاريخی سود نجستند و با وجودی که بعضی از آنان قبل از انقلاب انتقادات اساسی نسبت به مرجعيت، تقليد و روش موجود حاکم بر حوزه‏ها داشتند و طرح و برنامه می‏دادند، به يک باره همه اينها را به بوته فراموشی سپردند و چون رژيم ديکتاتوری پهلوی چنان پيش رفته و چنان خفقانی به وجود آورده بود که تمام ارکان مملکتی و مردم مجبور بودند که حرف او را بمنزله قانون برای قوه مجريه، مقننه و قضائيه تلقی کنند و خودش هم بارها گفته بود که حرفهايش “مافوق قانون است”. چون آقای خمينی در برابر يک چنين قدرتی قد علم کرد، به مرور اقبال عامه پيدا کرد، روشنفکران و سياستمداران ملی و مذهبی نيز او را چنين کسی يافتند که اگر حمايت کنند، شاه را از اريکه قدرت به زير خواهد کشيد و به خاطر به زير کشيدن شاه از اريکه قدرت و تنفر نسبت به دستگاه وی بود که همه چشم و گوش بسته از آقای خمينی حمايت کردند. و با وجود علائم آشکار و پنهانی که آقای خمينی از خود بروز و ظهور می‏داد، کمتر بدان توجه می‏کردند. در پايان اين قسمت خاطره‏ای را که شايد روشنگر بعضی از مسائل باشد برايتان نقل می‏کنم:

خاطره‏ای از آيت‏الله طالقانی
در سال ۱۳۵۸ و همان اوايل کار، زمانی که احساس شده بود که اقليتی در صدد قبضه کردن کامل قدرت است و حزب جمهوری نيز تشکيل شده بود، روزی چند نفری از دوستان و همکاران آقای بنی‏صدر جهت مشورت و بحث خدمت آقای طالقانی رسيدند. آن روزها در بعضی محافل بحث بر سر ايجاد حزب و يا جبهه‏ای فراگير بود. با ايشان بحث شد که بيايند و بانی بشوند و حزبی و يا جبهه‏ای تشکيل بدهند. آقای طالقانی در جواب گفتند: مرا آزاد بگذاريد و سعی نکنيد انجام کاری را به من واگذار کنيد و يا دست مرا جايی بند کنيد. در اين اثنا يکی از دوستان پيشنهاد کرد که آقا بيايند و رياست شورای امنای دانشگاه را قبول کنند. آيت‏الله طالقانی باز گفتند: من می‏گويم مرا آزاد بگذاريد. شما می‏گوييد بيايم و رئيس شورای امنای دانشگاه بشوم. منکه اصلاً قادر نيستم در آن شورا شرکت کنم. اگر اسم من جزو آن شورا باشد، آيا جز اين است که با اين کار بی جهت خراب شوم، برای چه می‏خواهيد مرا خراب کنيد؟ در اين کشور تحصيل کرده و دانشمند به اندازه کافی فراوان است. کسيکه نمی‏تواند کاری را انجام دهد، چرا بايد اسمش در آن کار باشد؟. چرا شما می‏خواهيد اسم مرا جزو آن هيئت بگذاريد؟
بعد از اين بحث آقای طالقانی در مورد تشکيل حزب و جبهه فرمودند: شما برويد، سازمان و تشکيلات به کار خود بدهيد، سازمان و تشکيلاتی درست کنيد، در آن موقع که همه چيز آماده شد، وقتی گوسفند آماده شد، من می‏توانم بيايم و سرش را ببرم و از خودم برای اين کار مايه بگذارم، ولی حالا کار خود شما است که برويد و تشکيلات و سازمانی را پايه ريزی کنيد. برويد و برای خودتان فکری بکنيد.
شما ما آخوندها را نمی‏شناسيد. هم اکنون يکی از ما رهبر است. يکی وزير است، آن يکی رئيس شورای حزب است(۲)، يکی سپاه تشکيل داده، يکی رئيس کل کميته هاست. منهم شورای انقلاب هستم(۳). آخوندها الآن دارند کشور را اداره می‏کنند. حتی امروز آن آخوند کوچک در محله خودش رئيس محله است و کميته و تفنگچی دارد. او را با ماشين می‏برند و می‏آورند. کسی که با آن مشقات زندگی کرده و حالا به اين موقعيت و امکانات رسيده است، صاحب ماشين شده، مسکن و منزل خوبی پيدا کرده، تفنگچی و راننده دارد، بيا و برو پيدا کرده، رئيس شده، همه چشم به دهان او دوخته‏اند، ديگر حاضر نيست که از اينها بگذرد و در عوض آنها حاضرند برای حفظ اين موقعيت، همه چيز را فدا کنند. حالا ديگر اعتقاد و عقيده برای اينان معنای ديگری غير از آنچه سابق داشت، دارد و بخصوص که اغلب آخوندها از قشر پايين جامعه هستند و بيشتر روستازادگانی هستند که طلبه شده و به سلک روحانی در آمده‏اند. حالا که اينان به اين نان و نوا که هرگز در خواب نمی‏ديدند رسيده‏اند، بهر قيمتی که شده حاضر نيستند، آنرا از دست بدهند و به خاطر عقيده دست از آن بکشند.
بنا براين شما بايد برويد و برای خودتان کاری بکنيد و منتظر نباشيد، زيرا که همه چيز از دستتان می‏رود و اينها به شما رحم نخواهند کرد.» (۴) يکی از روحانيون به شوخی می گفت، که ما روحانيون قبل از انقلاب نماينده خدا در روی زمين بوديم و اکنون بعد از انقلاب، خدا نماينده ما در آسمان ها است.وی با اين شوخی حقيقتی را بيان می کرد.
قبل از انقلاب و بويژه از زمان صفويه بدينسو، روحانيت منابع مالی مختلفی را در تيول خود داشته و کماکان دارند.

منابع تيولداری روحانيت
سازمان روحانيت، امکانات و منابع مالی مختلفی که به مثابه تيول در اختيار داشته و دارد، هيچ حزب و سازمان ديگری از يک چنين منابع مالی بهره‏ مند نبوده است که از جمله: خمس و زکوة، بخش مهمی از موقوفات، بخشی از نذورات، بخش قابل ملاحظه از خيرات و مبرات، مال مشکوک به حرام برای حلال کردن آن را می شود نام برد. (۵) در مناطق مختلف کشور، روحانيون علاه بر تيولهائی که در اختيار داشته، تيول های ديگر هم برای خود دست و پا کرده و يا ساخته اند. که از منابع مالی آن هر نوعی که بخواهند بهره برداری می کنند. بعد از پيروز انقلاب و حاکميت روحانيت و در دورانی که همه منابع ملی کشور را قبضه کرده اند، سران روحانی چون دور انديش هستند، علاوه بر حفظ تيولهای گذشته، به غير از تصاحب، زمينها، خانه ها، بخشی از معادن، و يا کارخانجات، تيولهای ديگری را با تکيه بر قدرت حکومت برای خود ساخته می سازند که از جمله آنها تيول « مقبره و مؤسسه نشر آثار آقای خمينی» است. آقای حسن خمينی برای حفظ تيولداری حتی حاضراست، از خون پدر هم بگذرند. توجه به مطلب زير دو نکته را روشن می سازد:
يکم- نشان می دهد که آقای خمينی به هيچ چيزی جز حفظ قدرت توجه ندارد، و برای قدرت هم هر چيزی را واجب می شمرد.
دوم- چگونه بار حفظ تيول و يا شايد فرصت برای آينده از خون پدر هم می گذرند.

حسن خمينی و تيولداری
آقای خمينی در انتهای وصيت نامه سياسی- الهی خود متذکر شده است:
«۱- اکنون که من حاضرم بعضی نسبتهای بی واقعيت به من داده می شود و ممکن است پس از من به حجم آن افزوده شود، لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده يا می شود مورد تصديق نيست مگر آنکه صدای من يا خط و امضاء من باشد با تصديق کارشناسان، يا در سيمای جمهوری اسلامی چيزی گفته باشم.
۲- اشخاصی در حال حيات من ادعا نموده اند که اعلاميه های اينجانب را می نوشته اند، اين مطلب را شديداً تکذيب می کنم؛ تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» اما اين دو نکته تا تاريخ ۱۹ آذر ۶۶ که طی مراسمی وصيت نامه به مجلس خبرگان و آستان قدس رضوی سپرده شده است می تواند معتبر باشد و تصديق کارشناسی نامه ها هم تا آن زمان صادق است و به نوشته های بعد از آن تاريخ بر نمی گردد زيرا در نکته دوم آمده است « تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» و اين نکته به اعلاميه تخصيص يافته و نامه ها را در بر نمی گيرد. اما از آنجا که ذهن قدرتمدار جز به حفظ قدرت به چيز ديگری نمی انديشد و خود و قدرتش را حق مطلق می پندارد، هر عمل و تغييری چه در رفتار و چه در گفتار و چه در…را حتی بعد از مرگ هم برای از بين بردن ضعفهايش آن را جايز و بلکه لازم می شمارد. بويژه آقای خمينی که می گويد: «من ممکن است ديروز حرفی زده باشم و امروز حرف ديگری و فردا حرف ديگری را، اين معنا ندارد که من بگويم چون ديروز حرفی زده‌ام بايد روی همان حرفی باقی بمانم.»(۶) ضرورتاً تغيير در متون خود را برای بر طرف کردن نکات فاحش ضعف و يا نادرستيها و يا پرت و پلا های خود را ضرور می شمرد و بدينسان است که برای حل اين مشکل احمد آقا در مورد حک و اصلاح متون ومطالب مختلف آقای خمينی و لزوم تغييرات لازم در آن، نامه ای در نيمه اول شهريور ۱۳۶۷، به آقای خمينی نوشته که قسمتهائی از آن به شرح زير است:
« پدر عزيز و مراد بزرگوارم، پس از سلام:
۱- يکی از مسائل بسيار مهم که بعد از جنابعالی – خدا آن روز را نياورد – موجب موضعگيری های فرزندان انقلاب و افراد گوناگون و محققين و احياناً اختلاف آنها می گردد، برداشتهای گوناگون سياسی و غير سياسی آنان از يک متن است و از اين بسيار گسترده تر، از اختلاف بين متون منتشر شدۀ حضرتعالی با آنچه به عنوان اسناد سياسی و غيره از صدا و فيلم و متنهای دستنويس جنابعالی که منتشر نشده و در اختيار ما است، سرچشمه می گيرد. شما بهتر از هر کس می دانيد که به علل گوناگون گاهی خود شخصاً و گاهی اينجانب و يا مسئولين و حتی بعضی افراد معمولی پيشنهاد حذف يک قسمت و يا قسمتهايی از سخنرانيها حذف و تغيير و اضافه جمله و يا جملاتی بسيار در اعلاميه ها خدمتتان عرضه شده است که حضرتعالی گاهی قبول نمی فرماييد و گاهی پس از دقت، دستور حذف و يا تغيير و اضافه را بدان صورت که مايل باشيد، صادر می فرمائيد که انجام گيرد، حال اگر روزی تصميم بر اين گردد – که حتماً می گردد- متن سخرانيها و يا اعلاميه ها و چيزهايی از اين قبيل که با صدا و خط حضرتعالی منتشر گردد، مسلماً متن دستخط و يا متن اصلی صدا و فيلم به عنوان سند خدشه ناپذير اصل قرار گيرد و آنچه از زياد و کم بدان صورتی که گذشت ولو بسيار هم مهم باشد يا کنار گذاشته می شود و يا تحت الشعاع و يا متن اصلی سخنرانی قرار می گيرد و اين از مسائلی است که بايد جدی برای آن فکری کرد.
۲- يکی ديگر از مسائلی که خوب است حضرتعالی برای آن فکری کنيد، اين است که آنچه از حضرتعالی منتشر شده استدر جرايد و صدا و سيما و حتی بولتنها،به يک صورت نيست، گاهی ديده شده در روزنامه ای و يا مجله ای به علل، چه سياسی و چه غير سياسی و يا سهواً، جمله و يا جملاتی از لابلای اعلاميه ها و يا سخرانيها در روزنامه ای آورده شده و در روزنامه ديگر نيامده است، کدام بايد اصل قرار داد، آن متنی که اين جمله را دارد و يا متنی که فاقد آن جمله است؟ بديهی است اين ترديد، در جايی است که دسترسی به صدا و خط حضرتعالی نيست و اين هم بسيار است، چرا که خيلی وقتها است که صحبتهای جنابعالی را من و يا دوستان می نويسيم و بهد از تصويب شما به مطبوعات و غيره می دهيم، چه کسی بايد تشخيص دهد آن جمله از حضرتعالی است يا نه؟ روشن است که گاهی تغيير و يا حذف و يا اضافه کلمه ای بطور کلی معنای جمله را تغيير می دهد….خدا يار و نگهدارتان باد
فرزند شما: احمد خمينی ( نيمه اول شهريور ۱۳۶۷) » (۷)
با نامه احمد آقا مشخص می شود که گفته آقای خمينی در وصيتنامه سياسی – الهی خود که «تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» وی « آنچه به من نسبت داده شده يا می شود مورد تصديق نيست مگر آنکه صدای من يا خط و امضاء من باشد با تصديق کارشناسان، يا در سيمای جمهوری اسلامی چيزی گفته باشم.» همه دروغ و برای اغفال مردم بوده است. اين دروغها هم برای کسی که می گويد، برای حفظ قدرت(= حکومت اسلامی ولايت مطلقۀ فقيه)، بايد جاسوسی کرد، کشت و ترور کرد و می شود دروغ گفت، چيزی به حساب نمی آيد. در نامه احمد آقا چند نکته عبرت آموز آشکار شده است:
۱- اسناد و متون منتشر شده با آنچه منتشر نشده است اختلاف فاحش دارد.
۲- اختلافات و موضعگيری افراد گوناگون از اسناد و متون منتشر شده تا آن تاريخ و آنچه منتشر نشده و در اختيار احمد آقا است سرچشمه می گيرد
۳- خود آقای خمينی، احمد آقا و يا کسان ديگر با اجازه او، گاهی جمله و يا کلمه ای از سخنرانيها و اعلاميه ها پس از انتشار اول، از آن حذف و يا اضافه کرده اند و اگر قرار باشد که متن اعلاميه ها و سخرانيها و چيزهائی از اين قبيل با صدا و خط منتشر گردد، آنچه ار زياد و کم شده، تکليف آن چه می شود؟
۴- آنچه در جرايد و صدا و سيما و بولتنها منتشر شده، همه به يک صورت نيست و جمله و يا جملاتی از لابلای اعلاميه ها و يا سخنرانی ها در روزنامه ای آمده و در روزنامه ديگر نيامده، کدام بايد اصل قرار گيرد؟
۵- خيلی از مواقع صحبتهای آقای خمينی را احمد آقا و يا دوستان ديگر نوشته و بعد از تصويب آقای خمينی، آن را به مطبوعات و غيره داده اند، مطالب منتشر نشده همه به يک صورت نيست و در بسيار از مواقع دسترسی به صدا و خط موجود نيست.
۶- در تمام موارد چه کسی بايد تشخيص دهد که آن جمله از آقای خمينی است و کدام اصل است؟
پاسخ آقای خمينی به اين نامه فرزندش احمد آقا خيلی روشن است:
« فرزند عزيرم احمد- حفظه الله تعالی و ايده
از آنجا که شما را بحمدالله تعالی در مسائل سياسی و اجتماعی صاحب نظر می دانم و در تمامی فراز و نشيبها در کنار من بوده ای و هستی و با صداقت و کياست امور سياسی و اجتماعی اينجانب را متصدی هستی، لهذا شما را برای تنظيم و تدوين کليه مسائل مربوط به خود، که بسا در رسانه های گروهی اختلاف و اشتباهاتی رخ داده است، انتخاب می نمايم و از خداوند متعال که حاضر و ناضر است توفيقات شما را خواستارم. اميد است با صرف وقت و دقت نظر، اين امر را به پايان برسانی. والسلام عليکم
پنجشنبه ۱۷ شهريو ۶۷ / ۲۶ محرم الحرام ۱۴۰۹
روح الله الموسوی الخمينی »
اين پاسخ روشن می کند، آقای خمينی احمد آقا را کسی معرف کرده که،« با صداقت و کياست امور سياسی و اجتماعی» وی تصدی می کند. و به او اعتماد مطلق داشته که به صداقت،عمل می کند و لهذا در تمامی موارد به او اختيار تام می دهد و خط بطلان بر گفته وصيتامه سياسی – الهی خود می زند. نامه و پاسخ گويای اين نکته نيز هست که، در دوران حيات آقای خمينی، حکومت و رتق و فتق امور در يد اقتدار احمد آقا بوده است.
به ياد می آورم که وقتی دو نامه فوق در همان سال ۶۷ از صدا و سيما پخش شد، من به دوستان گفتم پس احمد آقا مجوز هر نوع تغيير و کم و زيادی را در اسناد، متون و گفته های آقای خمينی گرفته است. و با اين حساب مسئله صدا، خط و کارشناس همه يعنی احمد آقا.
سيد حسن خمينی هم بعد از کشتن پدرش احمد آقا،به جای خون بهای پدرش ويا به خيال به دست آوردن رهبری در آينده، تيولداری توليت مؤسسه تنظيم و نشر آثار آقای خمينی و مقبره و ساير چيزهای وابسته به آن طی نامه ای نامه ای از آقای خامنه ای تقاضا کرده است:
« محضر مبارک حضرت آيت الله خامنه ای رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی دام ظله العالی
با عرض سلام و تقديم تشکر خويش و خانواده داغديده خمينی از حضرتعالی که همواره لطف و محبتهايتان تسلی بخش جانهای خسته ما بوده است. همانگونه که مستحضريد، اينجانب به واسطۀ وصيت پدرم حضرت حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد خمينی(س) به عنوان توليت مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام و حرم مطهر حضرتش منصوب گشته ام. وليکن از آن جائی که همه امور را بنا به فتوای امام راحل به مقام شامخ ولايت می دانم و همواره بر اين اعتقادم که نظام مقدس در پرتو ولايت مطلقه فقيه و گام نهادن در مسير انديشه های تابناک خمينی کبير می تواند از مرزهای موجود فراتر رفته و به لطف الهی نجات بخش انسانيت از ورطه هلاکت و ضظلمت باشد، لذا از محضر مبارک حضرتعالی تقاضا می کنم در صورت صلاحديد، وصيت آن عزيز سفر کرده را تنفيذ فرماييد.
فرزند کوچک شما سيد حسن خمينی»
آقای خامنه ای هم تيولداری را برای حسن آقا تنفيذ کرده است:
« بسم الله الرحمن الرحيم
با طلب رحمت و مغفرت برای پدر گرامی شما و برادر عزيز ما مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد آقا طاب ثراه وصيت مزبور را تنفيذ می کنم و توفيقات الهی را برای شما صميمانه مسألت می نمايم. والسلام عليکم
سيد علی خامنه ای ۲۱ ذی قعده ۱۴۱۵»
آقای حسن خمينی هم آقای در احکام جداگانه ای که صادر کرده آقای محمد علی انصاری صادر کرده را در سمت خود ابقا کرده و آقای حميد انصاری را به عنوان قائم مقام مؤسسه منصوب کرده است. قسمتی از احکام بدين شرح است:
«جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای حاج شيخ محمد علی انصاری
با توجه به انتخاب شايسته پدرم…و با تأسی به حکم آن عزيز بزرگوار که همواره از حضرتعالی به عنوان رازدار و مونس خويش ياد می کردند و لذا در همه کارهای خويش شما را چونان برادری می دانستند از همين رو مسئوليت حرم امام (س) و مؤسسه تنظيم آثار ايشان را به جنابعالی تفويض کرده بودند… با توجه به شناختی که از شما دارم و حضرتعالی را از دير باز يکی از همراهان افکار امام و ياران با وفای ايشان می شناسم، شما را کماکان در سمت خود ابقاء می نمايم. سيد حسن خمينی ۱۵/۴/۷۴»
«برادر عزيز جناب آقای حميد انصاری
با توجه به سوابق درخشان و نقش برجسته و تعيين کننده جنابعالی در کليه مراحل تأسيس و برنامه ريزی و تعيين خطوط و اهداف مؤسسه تنظيم و نشر آثار …بنا به پيشنهاد سرپرست مؤسسه بدينوسيله مجدداً به سمت قائم مقام مؤسسه منصوب می شويد…. سيد حسن خمينی ۱۵/۴/۷۴» (۸)
نظر به اينکه در رژيم گذشته بنيادهای درآمد دار و پول ساز نظير توليت حضرت امام رضا (ع)، شاه چراغ و يا حصرت معصومه شاه از طرف خود به اشخاصی به عنوان نايب التواليه واگذار می کرد، اکنون نقش شاه در دست آقای خامنه ای است و از جانب خود برای اينگونه بنيادها و مؤسسات، توليت تعيين می کند. البته شاه هم از درآمد آن بهرمند می شد و آقای خامنه هم عيناً بهرمند می شود. اما در اين رژيم اين بنيادها و امامزاده ها که هرکدام در تيول يک روحانی و يا خانواده روحانی است فراوان ساخته شده است.
توليت حضرت امام رضا (ع)، در اختيا سلطان خراسان آقای واعظ طبسی است که بنا به خاطرات آقای منتظری با ساواک همکاری داشته می باشد.
توليت شاه چراغ در شيراز در اختيار خانواده دستغيب است
توليت قم در اختيار آقای علی اکبر مسعودی خمينی است. ساير امام زاده ها هم که آنها ئی که برايشان سند و مدرک ساخته اند، خدشه ای اساسی بر آنها وارد است، دسته ئی از آنها حتی فاقد سند و مدرک است- البته ناگفته نماند که در حکومت استبدادی ولايت مطلقۀ فقيه سند و مدرک سازی و جعل و تقلب ساده ترين کار است – حد اکثر نظير آقای خمينی که سيد است و مثلاً نسل سی ام و يا کمتر و بيشتر آن به امامی می رسد، که اگر هم درست باشد نسل چندمشان او به امامی می رسد. که آن هيچ امتياز به حساب نمی آيد، زيرا «گرامی ترين انسان نزد خدا با تقوی ترين آن ها است»(۹) و نه حسب و نسب و تفاخر و عصبيت خانوادگی، اما به علت ناآگامی توده، همگی آن امامزاده ها منبع در آمدی برای روحانيت دين فروش است. در مورد فوق و مسئله سيد و امتياز ساختگی آن، در فرصتی ديگر مشروح به آن خواهم پرداخت.
به غير از آنچه در مورد تيول و تيوداری روحانيت گفته شد، حد اقل روحانيون جيره خوار امروزی حکومت را هم از مهمترين تيول خود می داند و برای حفظ و نگهداری آن ، حاضرند که آنچه را هم در تصور نيايد فدا کنند و همچنانکه تا کنون کرده اند و از اين زاويه وقتی به وصيتنامه آقای احمد خمينی توجه کنيد، برای تجربه و عبرت سخت تأمل بر انگيز است. وی در وصيتنامه به صراحت می نويسد: « من در جهت مصلحت امام به هيچ فرد و گروهی رحم نکرده ام و خيلی ها را در اين راستا رنجانده ام که هنوز هم از اين جهت ناراحت نيستم.» (۱۰). البته در آن زمان به علت نشناختن ساز و کار قدرت، نمی دانست که خودش هم فدای توطئه های خود ساخته خواهد شد و جان خود را هم از دست خواهد داد. نظر به اينکه تفکر بيش از ۹۵ در صد روحانيون اسلام بيان قدرت استو نه بيان آزادی، کسانی که فکر کنند: اگر به جای آقای خامنه ای فلان و يا بهمان روحانی قدرت را به دست بگيرد و يا رئيس جمهور اين و يا آن شخص باشد، کشور به سمت آزادی و حقوقمداری پيش خواهد رفت، تجربه و شناختم از روحانيت و عمل آنها از بدو پيروزی انقلاب تا به امروز می گويد، که نصيبشان پشيمانی خواهد بود. و خدا داناتر است

محمد جعفری
Mbarzavand@yahoo.com

نمايه و يادداشت:
۱- پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص ۲۹۵.
۲- منظور آقای دکتر بهشتی دبير کل حزب جمهوری اسلامی است.
۳- منظور رئيس شورای انقلاب است.
۴- تما اين قسمت از کتاب پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص۳۰۲-۲۹۴ نقل شده است.
۵- برای اطلاع بيشتر به همان سند، ص ۳۸۳-۳۷۸ مراجعه کنيد.
۶- صحيفه نور، ج ۱۸، ص ۱۷۸.
۷- نامه احمد آقا به آقای خمينی دارای ۶ بند است که اينجانب فقط بند اول و دوم آن را که مستقيم مربوط به مسئله می شد را در اينجا آوردم و علاقه مندان می توانند برای مطالعه تمام نامه به مجموعه آثار آقای خمينی، گزارش:اطلاعات جانبی تاريخ ۲۷/۸/۱۳۹۱ مراجعه کنند.
۸- نامه های اين قسمت همه از سند فوق ذکر شده است.
۹- قرآن، سوره حجرات، آيه ۱۳.
۱۰- نقل از از وصيتنامه، احمد خمينی – ۳۰/ شهريور/۱۳۷۱= ۲۳/ ربيع الاول/ ۱۴۱۳

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .