اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'تاریخی' Category

Mar 13 2024

بخشی از تاریخ شفاهی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,سیاسی

در این رشته توئیت، نقش تریاک در تاریخ معاصر ایران را بررسی میکنم. توی این ویدئو، میرغضب دربار همایونی در مورد برادران چهپور میگه که ساقی تریاک خامنه ای بودند. البته ما تکذیب نمی کنیم. در شرع اسلام هم تریاک حلال هست به گمانم و اقا هرازگاهی یه دودی هم میگیره لابد. /۱

در این ویدئو آقای جلاد از دو شخص اسم میبره؛ آقای ولیان که وزیر اصلاحات ارضی بود و آقای امیرهوشنگ دولو. خب این دو نفر کی هستند؟ آقای دکتر حبیب لاجوردی این سوال را در تاریخ شفاهی ایران- دانشگاه هاروارد از دکتر علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد هویدا و‌ رئیس دانشگاه تهران پرسیدند.

https://twitter.com/pearthresident/status/1745370953058558123
https://twitter.com/pearthresident/status/1745370956996972636
https://twitter.com/pearthresident/status/1745370958901153889
https://twitter.com/pearthresident/status/1745370961778503919
https://twitter.com/pearthresident/status/1745370963523321912
https://twitter.com/pearthresident/status/1745370965624693223
https://twitter.com/pearthresident/status/1745370967344345365
https://twitter.com/pearthresident/status/1745370969043095731

No responses yet

Jan 07 2024

چهل‌وپنجمین سال‌روز آغاز نخست وزیری بختیار: حکم نخست وزیری چرا یک هفته پنهان ماند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,تاریخی,سیاسی

رادیوفرانسه: بختیار: نعلین این آخوندها از چکمه نظامیان خطرناک‌تر است. من تردید ندارم که اگر آن‌ها به قدرت برسند، شما نخستین قربانیان آن‌ها خواهید بود. کمک کنید تا از طریق تنویر افکار عمومی، نگذاریم این اتفاق تلخ برای ایران بیافتد.

١٦‬ دی‌ماه برابر است با چهل و پنجمین سالگرد آغاز نخست وزیری دکتر شاپور بختیار در ایران. این رویداد با پایان اعتصاب ٦‬٤‬ روزه مطبوعات ایران همزمان بود. دکتر شاپور بختیار، یک شب پیش از اعلام رسمی نخست‌وزیری خود در روز ١٦‬ دی‌ماه سال ١٣‬٥٧ خورشیدی، با اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران ایران در خانه خود واقع در زعفرانیه تهران به رایزنی نشست. هدف بختیار، چنانکه خود در همانجا گفت، این بود که حکم نخست‌وزیری خود را از طریق رسانه‌هائی به آگاهی همگان برساند که برای نخستین‌بار با آزادی کامل انتشار می‌یابند. او به عنوان یکی از خوشنام‌ترین و پاکدست‌ترین سیاستمداران دوران خود، بی‌تردید به پشتیبانی مطبوعات کشور نیز امید بسته بود.

شاپور بختیار در آخر هفته منتهی به ۱۷ دی، کنفرانس مطبوعاتی که در منزلش در کامرانیه برگزار کرد، قصد خود را برای قبول نخست وزیری رسماً اعلام نمود. DR

توسط: جواد طالعی – برلن

در دیدار با آخرین نخست وزیر رژیم پادشاهی ایران، محمدعلی سفری دبیر، محمد خوانساری رئیس، جواد طالعی منشی، هرمز مالکی خزانه‌دار، جلیل خوشخو، عضو و سیروس علی‌نژاد، بازرس سندیکا حضور داشتند. گفت‌وگوها بیش از یک ساعت طول کشید.

بختیار در این نشست به نمایندگان جامعه مطبوعات ایران تضمین داد که آزادی مطبوعات در دوران نخست وزیری او، بدون کاستی، رعایت شود. او از جمله گفت: “از همین فردا، اگر به اعتصاب خود پایان دادید، هر مقام لشگری و کشوری را که برخلاف میل شما پا به تحریریه‌ها گذاشت، با مسئولیت من بیرون بیاندازید. من عمری آرزو داشتم روزنامه‌ای آزاد و با کیفیت مثل لوموند در ایران داشته باشیم و حالا که در این شرایط بحرانی مسئولیت نخست وزیری را پذیرفته‌ام، مایلم با کمک جامعه مطبوعات ایران این آرزو برآورده شود”.

بختیار خطاب به اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات ایران اضافه کرد: “شما مختارید هرطور که لازم می دانید از من و دولت من انتقاد کنید. من متعهد می‌شوم که در هیچ موردی معترض نباشم. اما از شما خواهش می‌کنم تنها به منافع ملی کشور عنایت داشته باشید. من می‌دانم که شانس زیادی برای موفقیت ندارم، اما با این هدف نخست‌وزیری را پذیرفته‌ام که نگذارم مملکت به چنگ ملاها بیافتد”.

وی در توضیح دیدگاه خود نسبت به روحانیتی که می‌رفت با رهبری روح الله خمینی قدرت را در ایران قبضه کند، اضافه کرد:

نعلین این آخوندها از چکمه نظامیان خطرناک‌تر است. من تردید ندارم که اگر آن‌ها به قدرت برسند، شما نخستین قربانیان آن‌ها خواهید بود. کمک کنید تا از طریق تنویر افکار عمومی، نگذاریم این اتفاق تلخ برای ایران بیافتد.

بختیار حکم نخست وزیری را روز هشتم دی‌ماه از محمدرضاشاه پهلوی دریافت کرده بود، اما در دیدار با نمایندگان مطبوعات توضیح داد: “من این حکم را یک هفته در جیب خودم نگاه داشته‌ام تا مطبوعات آزاد در نخستین شماره خود آن را منتشر کنند. امیدوارم شما بر سر پایان دادن به اعتصاب خود با همکاران‌تان در تحریریه‌ها به توافق برسید و فردا این اتفاق بیافتد”.

توافق جمعی بر سر پایان اعتصاب

اعضای هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران در خانه بختیار تصمیم به پایان اعتصاب نگرفتند، اما پذیرفتند که این پیشنهاد را در نشستی که بلافاصله در دبیرخانه سندیکا در خیایان رامسر تهران برگزار می‌کنند، مورد بررسی قرار دهند.

در بازگشت به دبیرخانه، محمدعلی سفری، دبیر سندیکا با تحریریه‌های سه روزنامه بزرگ کیهان، اطلاعات و آیندگان تماس گرفت و جزئیات مذاکرات را با سردبیران آن‌ها در میان نهاد.

اکثریت قریب به اتفاق اعضای جامعه مطبوعات با پایان اعتصاب موافق بودند. آن‌ها در واقع به هدف محوری اعتصابی می‌رسیدند که بیش از دوماه بدون دریافت حقوق و مزایا به سختی ادامه داده بودند. این هدف چیزی جز تضمین آزادی مطبوعات و امنیت شغلی روزنامه نگاران از سوی دولت نبود. تصمینی که در شهریورماه دولت شریف امامی سپرده، اما با تعیین دولت نظامی ازهاری پایمال شده بود.

بختیار همانطور که آرزو کرده بود، خبر نخست وزیری خود را از طریق رسانه‌هائی به آگاهی همگانی رساند که در تاریخ مطبوعات کشور برای نخستین بار در آزادی کامل انتشار می یافتند.

اصلاحات عمیق در چند هفته

نخست وزیر منصوب شاه چند روز بعد با حضور در مجلس شورای ملی به قانون اساسی مشروطه سوگند یاد کرد و متعهد شد که تمام مواد آن را بدون چون و چرا رعایت کند. بختیار چنین نیز کرد. او ظرف چند هفته، ساواک را منحل و همه زندانیان سیاسی را آزاد کرد و حتی به احزاب و گروه‌هائی که مردم را علیه وی می‌شوراندند، اجازه تظاهرات آزاد داد، اما موفق به حفظ جایگاه خود نشد و در پی قدرت گرفتن نیروهای طرفدار خمینی ناگزیر به ترک ایران و ادامه مبارزات خود در پاریس شد.

آخرین نخست‌وزیر ملی‌گرای رژیم پادشاهی ایران پس از یک عملیات ترور ناکام در تابستان سال ١٣‬٥٩‬ سرانجام روز ١٥ مرداد ١٣‬٧٠ به وسیله تیم ترور اعزامی از سوی جمهوری اسلامی به طرزی فجیع در تبعیدگاه خود به قتل رسید.

یک پرسش محوری

با گذشت ٤‬٥ سال از آغاز نخست وزیری شاپور بختیار، هنوز این پرسش باقی است که چرا جامعه ایران به رغم اصلاحات سریع و بنیادی نخست‌وزیری آزادمنش و روشن‌بین از او پشتیبانی نکرد؟

نیروهای اجتماعی ایران برای این پرسش مهم تنها یک پاسخ مشترک دارند: “تصمیم محمدرضاشاه پهلوی برای انتقال قدرت اجرائی به بختیار بسیار دیر اتخاذ شد و ارتش شاهنشاهی نیز در حساس‌ترین لحظات تاریخ معاصر ایران با اعلام بی‌طرفی پشت او را خالی گذاشت.

اما آنچه در نخستین قدم، کنترل کشور را برای بختیار دشوار کرد، رویگردان شدن اکثریت چهره‌های شناخته شده و وجیه‌المله جبهه ملی از او بود. آن‌ها وعده‌های خمینی در پاریس را باور کردند و بر این گمان بودند که او راهی جز سپردن امور کشور به آن‌ها نخواهد داشت. خمینی در پاریس قول داده بود که روحانیون دخالتی در اداره کشور نخواهند داشت و کار به سیاستمداران مورد اعتماد مردم سپرده خواهد شد.

No responses yet

Sep 25 2023

فرونشست زمین به نزدیکی تخت جمشید و نقش رستم رسید

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: بیش از یک دهه است که خطر فرونشست زمین در نقاط مختلف ایران از سوی کارشناسان گوشزد می‌شود. با این حال اخبار منتشرشده نشانی از تلاش برای توقف این پدیده خطرناک ندارد، برعکس هرروز خبر تازه‌ای از گسترش فرونشست زمین در نقاطی جدید منتشر می‌شود.

مریم دهقانی، عضو هیئت علمی بخش مهندسی راه و ساختمان و محیط زیست مهندسی دانشگاه شیراز روز یکشنبه دوم مهرماه در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، خطر فرونشست زمین در مرکز شهر مرودشت را حدود ۲ تا ۳ سانتیمتر و در اطراف این شهر را تا ۱۲ سانتیمتر برآورد می‌کند و با اشاره به اینکه این پدیده معمولا در شهرها اتفاق نمی‌افتد، می‌گوید “مرودشت تنها شهرى است که تمام شهر دچار فرو نشست شده است”.

به گفته این استاد دانشگاه لبه این فرونشست در منطقه تاریخی نقش رستم واقع شده و پهنای شکاف در این منطقه به حدود نیم متر تا ۷۰ سانتیمتر رسیده است.

او می‌گوید: «این شکاف‌ها به فاصله ۱۰ تا ۱۵ متری منطقه باستانی نقش رستم ایجاد شده که هر ساله با اینکه این شکاف‌ها با شن و ماسه پر می‌شوند اما دوباره سر باز می‌کنند.»

دهقانی گفته تخت جمشید تحت تاثیر فرونشست قرار ندارد اما “در فاصله ۳۰۰ متری آن به دلیل قرار گرفتن در سینه کوه، فرونشست حدودا ۱۰ تا ۱۵ سانتیمتری رخ داده است”.

خوشبختانه شهر شیراز به گفته این استاد دانشگاه دچار فرونشست نشده و تنها در باغات قصرالدشت و باغ‌شهرهای گویم این پدیده مشاهده شده است. 

البته “سیگنال‌های ضعیفی” از فرونشست زمین در محدوده فرودگاه شیراز نیز ثبت شده است. مریم دهقانی می‌گوید: «این سیگنال‌ها، یک سانتی متر یا کمتر از آن است که به فاصله ۲ تا ۳ کیلومتری فرودگاه شیراز ثبت شده و سیگنال‌های قوی‌تر در حد ۴ تا ۶ سانتیمتر ثبت شده است.»

خطر در شهر مرودشت؛ “فاجعه‌ای عظیم”

مریم دهقانی از گسترش فرونشست زمین در منطقه مرودشت خبر داده و گفته ظرف ۱۵ سال اخیر همه دشت مرودشت درگیر فرونشست شده در حالی که تا ۱۰ سال پیش تنها محدوده کوچکی از مرودشت درگیر این پدیده بود.

به گفته او وسعت و سرعت فرونشست زمین در این منطقه “پیشرفت قابل توجهی” داشته است.

این استاد دانشگاه گفته است: «شکاف‌های بسیارعظیمی در سطح زمین دشت مرودشت به پهنای نیم متر تا ۷۰ سانتی متر ایجاد شده است و در دشت شیراز هم شامل محدوده دریاچه مهارلو تا شمال غرب شهر در نقاطی فرونشست رخ داده است.»

دهقانی این وضعیت را “فاجعه‌بار” توصیف کرده و می‌گوید: «شهرک صنعتی فتح آباد، کناره، فیروزی، پتروشیمی مرودشت، خط انتقال گاز که از دشت مرودشت عبور کرده‌اند، خطوط ریلی و زیرساخت‌ها همه تحت تاثیر فرونشست زمین قرار دارند.»

این استاد دانشگاه همچنین به وضعیت خطرناک خانه‌های مسکن مهر در مرودشت اشاره می‌کند و می‌گوید: «ساختمان این منطقه ترک برداشته و به میزان ۱۶ تا ۱۸ سانتیمتر دچار فرونشست شده است؛ زمین زیر دیوارهای اطراف مسکن مهر دچار فرونشست شده است به نحوی که اگر در خط انتقال گاز مسکن مهر مرودشت شکستگی ایجاد شود، فاجعه‌ای عظیم رخ خواهد داد که غیر قابل جبران است.»

مریم دهقانی تصریح کرده: «علیرغم آنکه حدود ۱۰ سال است که در تمام رسانه‌ها مشکلات فرونشست زمین را فریاده زده‌ایم اما نتیجه‌ای حاصل نشده است.»

او با اشاره به اینکه ۱۶ سال است درباره موضوع فرونشست زمین تحقیق می‌کند و از میزان گستردگی این پدیده در تمام نقاط ایران اطلاع دارد، افزود: «اما تاکنون هشدارهایم در مورد فرونشست زمین هیچ تاثیری نداشته و اراده‌ای برای حل آن وجود نداشته است».

تا کنون بسیاری از کارشناسان و متخصصان درباره فرونشست زمین در مناطق مختلف ایران هشدار داده‌اند.

از جمله آنها، اسفندماه سال گذشته علی بیت‌اللهی، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات راه و شهرسازی با استناد به آخرین ارزیابی‌های صورت گرفته درباره پدیده فرونشست زمین در ایران گفت ۱۸ و نیم میلیون هکتار از مساحت ایران که معادل ۱۱ درصد مساحت سرزمینی است، در حال فرونشست است.

او خاطرنشان کرد که جمعیت ساکن در این مناطق حدود ۳۹ میلیون نفر است که نزدیک به ۴۹ درصد جمعیت کل ایران می‌شود.

همچنین به گفته او استان اصفهان بیشترین تعداد شهرهای در معرض خطر را دارد و اصفهان بزرگ‌ترین کلان‌شهری است که بخش عمده‌ای از آن در معرض فرونشست است. این شهر در مقایسه با سایر شهرها بالاترین ریسک فرونشست زمین را دارد.

از جمله دلایلی که به فرونشست می‌انجامد افت سطح آب‌های زیرزمینی بر اثر برداشت بی‌رویه آب، حفر چاه‌های غیرمجاز، کاهش نزولات جوی و عدم مدیریت در آبیاری است.

No responses yet

Jun 15 2023

«آرزومانیان»،طعم صد ساله سوسیس و کالباس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی

اقتصاد سرآمد: گروه شرکت ها- تهیه سوسیس و کالباس در ایران به صورت کارخانه‌ای درسال ۱۳۰۷ شروع شد. دراین تاریخ فردی روسی به نام «افونسا» دربندر انزلی برای تامین مایحتاج روزانه عده‌ای اتباع خارجی و عیسویان که درآن منطقه بودند با ماشین کوچکی دستی‌اش شروع به تولید این ماده غذایی کرد.
به گزارش اقتصادسرآمد، درسال ۱۳۰۹ لیشینسکی نماینده بازرگانی روسیه برای تولید روزانه ۴۰-۵۰ کیلوگرم کالباس، کارخانه کوچکی از آلمان به بندرانزلی آورده بود. در تهران نیز آرزومان آودنیسیان ازاهالی سلماس که پس از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه به ایران بازگشته بود از سال ۱۳۰۳ به همراه همسر و دو فرزندش و چهار کارگر از ارامنه ایران به تهیه فرآورده‌های گوشتی سوسیس و کالباس آشتغال داشتند. لیشینسکی در ۱۳۱۲ کارخانه‌اش را به تهران منتقل کرد و ضمن به کار گیری یک متخصص کالباس سازآلمانی، از آودنیسیان نیز دعوت به کمک کرد.زمانی که کارخانه لیشینیسکی در سال ۱۳۱۲از بندر انزلی به تهران منتقل شد با آرزومان آوانسیان که در روسیه در کارخانـه کالبـاس سازی کار کرده بود و به علت علاقه و اطﻼعاتی که در زمینه تهیه این فرآورده ها داشت و در ایران با همه مشکلات کمبــود،ســرمایه و امکانات به تولید اشتغال داشت،شریک شد و به این ترتیب در پایتخت،اولین کارخانه کالباس سازی بنا نهاده شد.دیری نگذشت که لیشینیسکی به روسیه بازگشت و کارخانه را به آرزومان واگذارکرد . در این موقع مصرف هفتگی گوشت گاو۵۰۰ – ۴۰۰کیلوگرم بود. در واقع کارخانه بزرگ آرزومان که در سال ۱۳۳۷در محل فعلی خــود در جنوب غربـی تهران،یافت آباد تأسیس شد و امروزه با نام گوشتیران بزرگترین کارخانه تولید فرآورده های گوشتی سوسـیس و کالبــاس اسـت.در ابتدا مصرف کالباس به دلیل استفاده از گوشت خوک درترکیب آن مختص اقلیتهای مذهبی بود. اما از دهه ۱۳۵۰ به بعد تولید کالباس بدون گوشت خوک نیز آغاز شد لذا بامصرف آن به طبقه متوسط جامعه ایران نیز نفوذ کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی تولید کالباس با گوشت خوک متوقف شد و آمورزه تنها شرکت «ساکو» دارای مجوز تولید کالباس با گوشت خوک برای مصرف هم وطنان ارمنی است.اولین محصول افوناسیو در همان كارگاه كوچك بندر انزلی در دوم آبان به مقدار ۲۷ كیلو گرم تولید و برای چند تن از بزرگان محلی به عنوان هدیه فرستاده شد. یکی از این افراد میرزا محتشم خان لمیرانی كد خدا بود ‌كه ابتدا در رابطه با موضوع گوشت مصرفی و چگونگی ذبح شرعی و یا غیر شرعی گوشت مصرفی در تولید سوسیس، با این فرآورده به شدت مخالفت می‌کند. افوناسیو از میرزا محتشم خان لمیرانی كدخدا و تعدادی از بزرگان محلی دعوت می‌كند تا از كارگاه كوچك وی كه فقط دو كارگر مسلمان محلی در آن مشغول به كار بودند بازدید نمایند و میرزا محتشم خان سرانجام از نحوه تولید و استفاده از گوشت ذبح شرعی گوساله ابراز رضایت كرده و اجازه می‌دهد كه افوناسیو در مقیاس محدود تولید خود را به بازار عرضه كند. تولید “سوسیس روسی” در اسفند ماه ۱۳۰۴ هجری شمسی به حدود ۴۵ كیلو گرم در روز می‌رسد كه بخش اعظم آن در بندر انزلی به مصرف می‌رسیده است. در اوایل سال ۱۳۰۶ “افوناسیو” تصمیم می‌گیرد كارگاه تولید خود را به تهران منتقل کرده و یا كارگاه كوچك دیگری برای تولید سوسیس در تهران ایجاد نماید. بنابراین در اردیبهشت سال ۱۳۰۶ او كارگاه دیگری را در تهران و در محل فعلی خیابان منوچهری تاسیس و اداره آن را به شخصی به نام “آرزومان ” واگذار می‌كند. ” آرزومان ” با گسترش شهر‌نشینی و توسعه تهران، در سال ۱۳۱۲ اولین كارخانه تولید فرآورده های گوشتی را در محل فعلی ” كارخانه گوشتیران ” تاسیس می‌نماید. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و پس از تاسیس كارخانه آرزومان در تهران (۱۳۱۲) كارخانجات معدود دیگری نیز در كشور تاسیس شدند كه از جمله می‌توان شركت میكائیلیان (۱۳۳۸)، كارخانه فرآورده‌های گوشتی گیلان در شهر رشت (۱۳۴۰)، كادور (۱۳۴۲) و لورك در اصفهان (۱۳۴۶) و مائده در قزوین (۱۳۵۴) را نام برد. در فاصله سال‌های ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷ چند كارخانه دیگر نیز در تهران و بعضی از شهرستان‌ها تاسیس شدند كه تعداد كل كارخانجات فرآورده‌های گوشتی در كشور را به ۱۱ كارخانه رساندند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی و خصوصا پس از پایان دوره جنگ تحمیلی (۱۳۵۹-۱۳۶۷) به یكباره تعداد شركت‌های تولید كننده فرآورده‌های گوشتی افزایش قابل توجهی یافت ضمن آن كه طیف وسیعی از محصولات گوشتی نیز به بازار عرضه می‌شد. ‌در سال ۱۳۸۵ تعداد شركت‌های تولیدكننده فرآورده‌ای گوشتی در كشور به مرز ۱۵۰ شركت رسید كه به تولید محصولات گوشتی سنتی شامل سوسیس،‌ كالباس،‌ همبرگر و انواع ژامبون‌ها می‌پرداختند. از مجموع شركت‌های فعال در زمینه تولید انواع محصولات و فرآورده‌های گوشتی (حدود ۱۵۰ شركت برآورد می‌گردند) ۱۰۹ شركت در حال حاضر عضو انجمن صنایع فرآورده‌های گوشتی ایران هستند كه تعدادی از آنها نظیر كاله (آمل) ،‌سولیكو (تهران)،‌ كامپوره خزر (رشت)،‌ دمس (شیراز) صاحب برند بین‌المللی و یا منطقه‌ای بوده و تعداد دیگری نظیر “گوشتیران” ،‌”آندره” و “رباط” برند ملی را در اختیار دارند.

No responses yet

Jun 08 2023

رازگشایی از قطعه ۴۱بهشت‌زهرا؛ مرموزترین مدفن اعدام‌شدگان جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: نمایی از قطعه ۴۱ بهشت‌زهرای تهران قطعه ۴۱ در بهشت‌زهرا قطعه‌ای است تقریباً یکسان‌شده با خاک که مدفن شمار نامعلومی از اعضای گروه‌های سیاسی مانند فرقان و سازمان مجاهدین خلق، افراد دخیل در کودتای نوژه و برخی ثروتمندان است که اوائل انقلاب اعدام شدند.

این قطعه هم با دوربین‌ها و هم با نیروی انسانی به‌طور شبانه‌روزی مراقبت و نظارت می‌شود؛ قطعه‌ای که برخی آن را «قطعه اعدامی‌ها» نامیده‌اند و برخی از آن به‌ «لعنت‌آباد» یاد می‌کنند، اما در میان مسئولان بهشت‌زهرا به نام دیگری هم مشهور است: «قطعه سوخته».

شکستن سنگ‌ها، پنهان‌کردن آدرس قبرها، ازبین‌بردن نشانه‌ها، سوزاندن برخی درختان و گیاهان، ایجاد اختلاف سطح و از همه عجیب‌تر دستکاری تدریجی در تغییر ردیف درختان ازجمله مواردی هستند که در دهه‌های اخیر در قطعه ۴۱ بهشت‌زهرا جریان داشته است.

هرچند انجام تحقیقات میدانی برای رازگشایی از این قطعه با موانع و مشقت‌های بسیار روبه‌رو بوده، گروه پژوهشی «راست‌یاد» با تحقیق میدانی و غیرمیدانی و استفاده از انواع روش‌ها به نشانه‌ها و مدارکی دست یافته است که گزارش کامل آن را به‌قلم مسئول تحقیقات میدانی این گروه به‌طور اختصاصی در رادیوفردا می‌خوانید.

متن کامل: قطعه ۴۱؛ زخم همیشه بازِ بهشت زهرا

No responses yet

Mar 02 2023

اسناد دولت اسرائیل؛ جزئیاتی از تماس‌های مخفیانه آمریکا با نزدیکان خمینی و وضعیت شاه چند ماه پیش از انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تاریخی,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: 1- «تماس نزدیک» سفیر آمریکا با هواداران خمینی و پیش‌بینی سرنوشت هویدا

اسناد محرمانه‌ای در آرشیو ملی اسرائیل که چهل سال پس از انقلاب اسلامی از حالت طبقه‌بندی سری خارج شده و در دسترس عموم قرار گرفته، نشان می‌دهد که پنج ماه پیش از بازگشت روح‌الله خمینی به ایران، سفیر آمریکا در تهران به همتای اسرائیلی خود اطلاع داده بود دولت آمریکا با روحانیون نزدیک به خمینی در تماس است.

بر اساس این اسناد، ویلیام سالیوان همچنین پیش‌بینی کرده بود که هویدا، وزیر وقت دربار، «هزینۀ بهایی‌ستیزی انقلابیون [مسلمان] را خواهد پرداخت».

در میان این اسناد، تلگرافی از ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا در ایران، با مُهر «کاملاً محرمانه» و «فوری» به تاریخ ۵ سپتامبر ۱۹۷۸ (۱۴ شهریور ۱۳۵۷) دیده می‌شود که در آن اوری لوبرانی، رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران، را از تماس‌های آمریکا با «نزدیک‌ترین روحانیون» به روح‌الله خمینی آگاه کرده است.

بر اساس این سند، نمایندۀ اسرائیل در ایران همچنین از همتای آمریکایی خود خواسته بود این پیام را به مخالفان شاه برساند که اظهارنظرهای یهودستیزانۀ خود را متوقف کنند تا وجهه‌شان در دنیا آسیب نبیند.

دیدار لوبرانی و سالیوان در روز ۱۴ شهریور سپتامبر برای تعیین سیاست دولت وقت اسرائیل به نخست‌وزیری مناخم بگین حائز اهمیت بود، درحالی‌که هیچ‌کس آگاه نبود که سه روز بعد از این ملاقات نیز تظاهرات ضد شاه با رویداد میدان ژاله سمت‌وسویی تازه خواهد گرفت.

لوبرانی در گزارش خود به دولت اسرائیل ابتدا حال و روز شاه را به‌نقل از سالیوان، در پی دیدار هفتۀ قبل میان سفیر آمریکا با شاه، چنین توصیف کرده است: «عمیقاً سرخورده و مثل شوک‌زده‌ها و به‌زبانی سخن می‌گوید که گویی سرنوشتش محتوم است، کاملاً بدبین است و برنامه‌ای برای جلوگیری از وخیم‌شدن اوضاع ندارد.»
«سالیوان در پاسخ به سؤالات من تماس‌های میان نیروهای خود با آخوندها را تشریح کرد و گفت که این تماس‌ها از آغاز تابستان در جریان بوده و شاه را نیز از آن آگاه کرده که اگر خبر آن به گوشش رسید، جا نخورد. سالیوان افزود که این آخوندها خطرات ناشی از بی‌ثبات‌شدن جایگاه شاه را درک می‌کنند اما وقتی در ملأعام سخن می‌گویند، باز خواهان سقوط شاه می‌شوند.»

رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران افزود:
«سالیوان گزینۀ نظامی را به‌عنوان راه‌حلی برای وضع (ایران) رد می‌کند. برداشت من این بود که رد این احتمال از سوی او به این خاطر نیست که قابل عملی‌شدن نیست یا این‌که کارساز نباشد، بلکه به این خاطر است که برای دولت آمریکا روی‌آوردن به راهکار نظامی امروزه دیگر اقدامی مناسب نیست. از نظر سالیوان، تنها راهی که برای شاه جهت غلبه بر اوضاع باقی مانده، به‌دست‌گرفتن رهبری یک کارزار سیاسی در مسیر حرکت به‌سوی دموکراتیزه‌شدن است برای این‌که مخالفان خود را راضی کند و به سازش‌هایی در برابر روحانیون تن دهد.»

تصویری از یکی از برگ‌های سند مربوط به ۱۴ شهریور ۱۳۵۷

این سند همچنین نشان می‌دهد سفیر آمریکا سرنوشت امیرعباس هویدا، وزیر وقت دربار و نخست‌وزیر پیشین، را نیز به‌عنوان کسی که قربانی بهایی‌ستیزی هواداران خمینی خواهد شد، پیش‌بینی کرده بوده است.

خانوادۀ پدریِ هویدا بهایی بودند،‌ اما خود او به این آیین اعتقادی نداشت؛ آیینی که دخالت در امور سیاسی را برای پیروانش ممنوع کرده است. با این حال، بسیاری هویدا را به‌اشتباه بهایی تلقی می‌کردند.

رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران در تلگراف محرمانۀ خود چنین گزارش کرده است:
«سالیوان ملاقاتش با (امیرعباس) هویدا (وزیر وقت دربار و نخست‌وزیر پیشین) را که پنجشنبۀ گذشته (۹ شهریور ۱۳۵۷) انجام شده، برایم تعریف کرد… همچنین برایم گفت که در جنگ (هواداران خمینی) با بهایی‌ها، هویدا نامزد اصلی قربانی‌شدن است. او افزود که سفیر ایران در آمریکا (زاهدی) دیشب بازگشته و بر اساس شایعات، فرا خوانده شده تا جای هویدا را بگیرد. سالیوان خیلی برای هویدا و زیرکی سیاسی او ارج قائل است و اعتقاد دارد که اگر او کنار گذاشته شود، حال که (امیر اسدالله) علم هم فوت شده، شاه یکی از تواناترین مشاوران خود را از دست می‌دهد. سالیوان خیلی تعجب کرد وقتی برایش تعریف کردم در روز ملاقاتم با هویدا، که سه روز بعد از دیدار (خود) او با هویدا بوده، هویدا حال و روز متفاوتی داشت و طور دیگری حرف زد و بسیار بدبینانه نسبت به (وضعیت) شاه و اوضاع سخن گفت. سالیوان گفت دلیلش این واقعیت است که هویدا احساس می‌کند روزهایش در دربار به شماره افتاده است.»

دولت اسرائیل با دریافت این گزارش نمایندۀ خود در تهران از طریق تلگراف محرمانه، نشستی با ریاست مناخم بگین برگزار می‌کند که شرح آن در تلگراف «فوری» و «محرمانه»ای آمده است که همان روز، ۱۴ شهریور ۱۳۵۷، به سفارت اسرائیل در واشینگتن، ضمن دو دستور به این سفارت، ارسال می‌شود.

در متن این تلگراف چنین آمده است:
«…شاه در سخت‌ترین نبرد داخلی قرار گرفته است که یکی از دلایل آن سیاست لیبرالی اعمال‌شده در پی توقعات آمریکاست. ما از مقامات رسمی ایرانی شنیدیم ناخشنودند از این‌که با وجود سخنان دوستانۀ کارتر نسبت به شاه، کسی در آمریکا در این دوران سخت شاه از او حمایتی ابراز نمی‌کند…»

یک روز پس از آن، ۱۵ شهریور ۱۳۵۷، نیز دولت اسرائیل در یک تلگراف «کاملاً محرمانه» و «اضطراری» به دیپلمات‌هایش توصیه می‌کند از طریق ملاقات با چند تن از افراد نزدیک به شهبانو فرح پهلوی تلاش کنند اطلاعاتی دربارۀ حال‌وهوای دربار دریافت کنند. (شاید به این دلیل که صرفاً به اظهارات مقامات رسمی نزدیک به شاه اکتفا نشود.)

در این تلگراف همچنین توصیه می‌شود که فردی به نام «حییم هرالی» را به ملاقات شعبان جعفری بفرستند تا از او جویا شود که «در بازار تهران چه می‌گذرد».

با این حال، در اسناد پرونده‌های آن روزها، دست‌کم تا یک ماه بعد از آن تاریخ، نشانه‌ای از انجام‌گرفتن این دیدار دیده نمی‌شود.
۲- گزارشی از وضعیت خاندان پهلوی

در میان اسنادی که در آرشیو ملی اسرائیل از حالت طبقه‌بندی سری خارج شده است، سندی نیز وجود دارد که دیدار فردی به نام «دکتر زوننبرگ» با موشه گیلبواع، دیپلمات اسرائیلی در تهران، را گزارش می‌کند.

بر اساس این سند که مربوط به مهرماه ۱۳۵۷ است، به‌نقل از «دکتر زوننبرگ»، که ظاهراً به‌عنوان «مشاور هنری» با شهبانو فرح پهلوی دیدار داشته، گفته می‌شود که «شاه و همسرش آماده‌اند که نظام به پادشاهی مشروطه تغییر یابد» و محمدرضا شاه «به‌طور اصولی موافق است که اعضای خاندان سلطنتی وظایف و مشغولیات خود در عرصه‌های عمومی، اقتصادی و مالی را به‌تدریج ترک کنند».

در این دیدار که شامگاه ۲۳ سپتامبر ۱۹۷۸ (یکم مهر ۱۳۵۷) در خانۀ موشه گیلبواع در تهران برگزار شد، «دکتر زوننبرگ» از حال و روز دربار سخن می‌گوید و دو روز پس از این دیدار نیز خود او به اسرائیل پرواز می‌کند تا در ملاقات با مقامات اسرائیلی در این باره بیشتر توضیح بدهد.

موشه گیلبواع در تلگراف روز دوم مهرماه ۱۳۵۷ با مُهر «کاملاً محرمانه» و «اضطراری» برای مسئولان وزارت خارجه اسرائیل چنین نوشته است:
«زوننبرگ خواست که موضوع لغو برگزاری نمایشگاه را که در دیدارش با شهبانو بیان شده، مسئله‌ای بین خودمان تلقی کنم. گفت که ملکه در این ماه به‌اندازه ۱۵ سال پیر شده… ملکه گفته که وضع در قیاس با سه هفتۀ قبل از زمین تا آسمان تغییر کرده… دولت جدید بر بودجه‌ها کنترل بیشتری دارد و شاه و شهبانو نمی‌توانند بودجه‌ای برای پروژه‌های بین‌المللی اختصاص بدهند… بنیاد شهبانو نیز منحل خواهد شد… شاه به‌طور اصولی موافق است که اعضای خاندان سلطنتی وظایف و مشغولیات خود در عرصه‌های عمومی، اقتصادی و مالی را به‌تدریج ترک کنند. مشاور از حرف‌های ملکه درک کرده که حتی ممکن است بخشی از اعضای خانواده به خارج بروند… شاه و همسرش آماده‌اند که نظام به پادشاهی مشروطه تغییر یابد…»
۳- خشم و نگرانی شاه در گفت‌وگو با سفیر اسرائیل

در میان اسنادی که به‌تازگی در آرشیو ملی اسرائیل از حالت طبقه‌بندی سری خارج شده، اسنادی هست که نشان می‌دهد محمدرضا شاه ضمن نگرانی از نقش «کمونیست‌ها» در ناآرامی‌ها از بی‌توجهی ایالات متحده ناراحت و گله‌مند بوده است.

تصویری از یکی از برگ‌های سند مربوط به ۶ مهر ۱۳۵۷

اوری لوبرانی، رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در ایران، در تابستان پنجمین سال در این مقام برای گذراندن تعطیلات سالانه به کشور خود بازمی‌گردد، اما پس از چند هفته که به تهران می‌رسد، «ایران کاملاً متفاوتی» را در برابر خود می‌بیند. در هر حال، او از وزارت خارجه اسرائیل حکم گرفته که این مقام را ترک کند و جای خود را به سفیر دیگری بدهد. لوبرانی برای خداحافظی به دیدار شاه می‌رود.

او در تلگراف شمارۀ ۱۸ با مُهر «کاملاً محرمانه» و «فوق اضطراری» از تهران شرح ملاقات روز ۲۸ سپتامبر سال ۱۹۷۸ (۶ مهر ۱۳۵۷) با شاه را که «سه ربع ساعت طول کشیده»، این‌گونه آغاز کرده است:
«(شاه) حال روحی بد دارد و به‌سختی لبخندی بر لب می‌آورد. خشمگین و در افکار خود غوطه‌ور است… پرسیدم آیا به‌تازگی از حسین (پادشاه اردن) چیزی (در مورد ابتکار سیاسی انور سادات) شنیده است؟ جوابی داد که معلوم بود حسین حتی در دورۀ اخیر به او تلفن هم نکرده است.»

زمانی که لوبرانی از شاه می‌پرسد تحولات داخلی ایران را چگونه می‎بیند، پاسخ شاه صادقانه است: «شانه‌اش را بالا کشید و گفت اطلاع روشنی ندارد که چه خواهد شد. اکنون تنها مسئلۀ مهم این است که دولت به‌طرزی شایسته انجام وظیفه کند تا رضایت ملت را جلب کند… منظور، مردمِ بامسئولیتی هستند که نمی‌خواهند کشور به دست کمونیست‌ها بیفتد.»

در این دیدار، لوبرانی به شاه می‌گوید که مناخم بگین «برای توجیه واشینگتن و چند پایتخت دیگر» دربارۀ وضع ایران تلاش کرده است. اما شاه از لوبرانی پرسیده این‌ کارها الان چه کمکی می‌کند و اهمیت بسیار دارد که آمریکایی‌ها با درک درست از اوضاع به روس‌ها بگویند که دست از سر ایران بردارید». لوبرانی به شاه پاسخ داده «تا جایی که من اطلاع دارم، ما داریم این روزها همین کار را انجام می‌دهیم».

بر اساس تلگراف آن روز پاییزی سال ۱۳۵۷، رئیس هیئت نمایندگی اسرائیل در تهران شاه را فردی توصیف می‌کند که «در افکار خود غرق می‌شود و در این اندیشه است که کدام‌یک از افرادش به او وفادار مانده است… مملو از هراس است، به آینده اطمینانی ندارد. ولی نگران‌کننده‌ترین موضوع این احساس است که گویا با سرنوشت خودش کنار آمده. البته شاید من او را در حالت روحی غمگینِ لحظه‌ای [موقتی] دیدم.»

No responses yet

Feb 11 2023

نشست «آینده جنبش دموکراسی ایران»؛ «منشور همبستگی و سازماندهی» تدوین می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


رادیو فردا: هشت چهره سرشناس مخالف حکومت ایران روز جمعه ۲۱ بهمن در نشست «آینده جنبش دموکراسی ایران» که در دانشگاه جورج تاون شهر واشینگتن برگزار شد، بر همبستگی و هم‌صدایی همه مخالفان حکومت جمهوری اسلامی برای عبور از آن و پذیرش تکثر نیروها تاکید کردند.

این نشست در آستانه سالگرد انقلاب ۱۳۵۷ با حضور شاهزاده رضا پهلوی، حامد اسماعیلیون، مسیح علی‌نژاد و نازنین بنیادی برگزار شد در حالی که شیرین عبادی، عبدالله مهتدی، گلشیفته فراهانی و علی کریمی با پیام‌هایی ویدیویی به آن پیوستند.

در این نشست همچنین اعلام شد که «منشوری» مشترک برای «همبستگی و سازماندهی برای ایران» بر پایه اصول مشترک و بر مبنای حقوق بشر و برابری انسان‌ها تدوین و به زودی منتشر خواهد شد.

رضا پهلوی در سخنان خود با اشاره به ضرورت همکاری نیروهای مخالف جمهوری اسلامی گفت که آدم‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند؛ او دسته اول را کسانی دانست که «همچنان کینه و نفرت دارند و برای همکاری مقاومت می‌کنند» و دسته دوم نیز کسانی هستند که «می‌خواهند بخشی از راه‌حل باشند و با علم به اختلاف‌ نظرهای خود قائل به همکاری باشند».

وی سپس تاکید کرد که باید اختلافات را کنار گذاشت و در جهت آزادی و حاکمیت مردم برای آینده‌ای تلاش کرد که در آن تمام شهروندان با هر گرایشی در برابر قانون یکسان خواهند بود.

مسیح علی‌نژاد نیز در این نشست از کار تدوین منشوری به نام «همبستگی و آزادی ایران» خبر داد که در آن بر سر اصولی حداقلی توافق شده است تا مثل چتری همه را در بربگیرد.

به گفته وی، این منشور که احتمالا کار نگارش آن تا آخر فوریه به پایان می‌رسد مبتنی بر منشور حقوق بشر است و هم یکپارچگی ایران را می‌پذیرد و هم بر تنوع صحه می‌گذارد.

حامد اسماعیلیون در سخنان خود از چهار اصل آزادی، دادخواهی، عدالت اجتماعی و عدالت محیط زیستی نام برد که باید در جریان انقلاب ایران برای آن تلاش کرد. وی با اشاره به اصل دادخواهی گفت که دادخواهان انتظار دارند پس از جمهوری اسلامی کمیته‌های حقیقت‌یاب به وجود بیاید تا به تک تک جنایت‌های جمهوری اسلامی از سینما رکس تا الان رسیدگی کند و حقیقت عریان شود و زخم‌های سرزمین ما التیام پیدا کند.

نازنین بنیادی نیز با اشاره به عبارت «خدای رنگین کمان» که کیان پیرفلک، کودکی که در جریان اعتراضات در ایده کشته شد، در ویدیویی از آن گفته بود، عنوان کرد که این رنگین کمان برای ما نماد چندگانگی است.

وی افزود: «این گردهمایی یک شروع است و ما منشوری را برای پیش رفتن به سمت دموکراسی سکولار می‌نویسیم با این امید که به جنبش بزرگ‌تری با وجود حداکثری منجر شود.»

عبدالله مهتدی و شیرین عبادی نیز در پیام‌های خود بر لزوم کنار گذاشتن اختلافات تاکید کردند و از جمله آقای مهتدی گفت: «تنها دشمن مشترک ما و نیرویی که کمر به نابودی همه بسته جمهوری اسلامی است.»

خانم عبادی هم اظهار داشت: «جمهوری اسلامی به خاطر اختلافات ما دوام آورده و ما باید اختلاف‌ها را بگذاریم برای پای صندوق چرا که الان وقت این است که بگوییم دیکتاتور به پایان سلام کن.»

همچنین گلشیفته فراهانی و علی کریمی هم در پیام ویدیویی مشترکی که خانم فراهانی آن را خواند بر لزوم سپردن نوع حکومت آینده بر عهده مردم تاکید و تصریح کردند که انتخاب فردا بر عهده آنان است.

No responses yet

Dec 26 2022

آمار بلدیه طهران بسال ۱۳۰۱ خورشیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی


منبع: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- نوشته جعفر شهری
جمعیت تهران در سال ۱۳۰۱ شمسی ۱۹۶ هزار و دویست و پنجاه و پنج نفر بود .
مشاغل مجاز یا قانونی که در این دوره به ثبت رسیده است از اینقرار است:
درویش و قلندر- سی و سه نفر
سقا و معرکه گیر و سائل(گدا) ۵۲۶ نفر
دلال عقد و نکاح- هفده نفر
بیکاره های خانه ها – ۱۵۹ نفر
دلال محبت – یکصد نفر
معروفه- ۱۳۱۷ نفر
دعا نویس – ۲۵ خانه
رمال- ۲۳ خانه
تریاک فروشی -۲۲ دکان
عالم مذهبی- ۱۰۸ نفر
پیشنماز- ۱۰۳ نفر
مدرس- هیجده نفر
طلبه- ۲۱۰ نفر
واعظ-۹۲ نفر
روضه خوان -۳۹۱نفر
مداح- ۱۰۷ نفر
نوحه خوان- ۸۵ نفر
قاری قرآن- ۹۲ نفر
متولی و خادم مساجد و امامزاده ها – ۱۸۰نفر
معرکه گیر و مسئله گو – ۲۸ نفر
شعبده باز – شش نفر
بندباز- سه نفر
شهر فرنگی- هفت نفر
خیمه شب بازی – سه نفر
میمون باز و خرس و بز رقصان- پنج نفر
مار گیر و معرکه گیر – چهار نفر
مطرب دوره گرد – ۱۴ نفر
گردویی و دوغی و شربتی- ۳۲ نفر
سیرابی فروش – ده نفر
لبویی و باقلا فروش- بیست نفر
طبق کش- ۳۲ نفر
آب زرشکی و آب آلویی- هشت نفر
گلاب شکری- ۱۶ نفر
ارخالق( کهنه خر)- بیست نفر
طواف(فروشنده دوره گرد)۱۵۲ نفر
شیره خانه دار – شش نفر
عزب خانه دار – چهار نفر
زالویی- سه نفر
دلال ازدواج زن -۲۵ نفر
دلال ازدواج مرد – دو نفر
فرفره ای و وق وق صاحابی-۱۵ نفر
آهن و نعل پاره خری-۱۵۲ نفر
و اما مشاغل غیر مجاز که بهر حال شغل حساب میشدند از اینقرار است :
دزد خانه بر پرونده دار – بیست و یک نفر
دزد جیب بر پرونده دار – یازده نفر
دزد کف رو پرونده دار – هشت نفر
دزد دخل زن پرونده دار – دو نفر
دزد کیف انداز – چهار نفر
بقچه گردان – دو نفر
قمار باز خال سیاه بند – ۶۵ نفر
قمار باز ساده- ۲۵۰ نفر
دزد چارپا و دام و پرنده- ۷۰ نفر
مال خر و مال فروش- دوازده نفر
پرده گردان – چهار نفر
کفن دزد – دو نفر
زن خود فروش- ۵/۵درصد
زن تک پران – دو در صد
پا انداز زن – ۳۰۵ نفر …..

منبع: تاریخ اجتماعی تهران در قرن سیزدهم- نوشته جعفر شهری

No responses yet

Sep 01 2022

مرتفع ترین شهر ایران با لقب بام ایران کجاست ؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,محیط زیست

دایان: مرتفع‌ترین شهر ایران را می‌شناسید؟ معمولا لقب «بام ایران» را برای شهرکرد شنیده‌ایم؛ اما جالب است بدانید مرتفع‌ترین شهر ایران، شهرکرد نیست.

شاید شما هم نام چندین شهر را به عنوان بام ایران شنیده‌اید، اما نمی‌‌دانید کدام یک از این شهرها، مرتفع‌ترین شهر ایران است. در این مطلب به این سوال پاسخ خواهیم داد. در ضمن به معرفی چند شهر مرتفع ایران و ارائه اطلاعات مختصر در مورد آن‌ها می‌پردازیم. اطلاعات ذکر شده در این مطلب، بر اساس اطلاعات ارائه شده از سوی موسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، شرح داده شده است و ارتفاع تمام شهرها بر اساس ارتفاع از سطح دریا بیان شده است.

۱۵. شهرکرد

شهرکرد که مرکز استان چهارمحال و بختیاری است، ۲۰۶۰ متر از سطح دریا ارتفاع دارد و مرتفع‌ترین مرکز استان در ایران است. این شهر که دارای تابستان‌های معتدل و زمستان‌های بسیار سرد است، در رشته کوه زاگرس واقع شده است. گرداب بن، پل زمان خان، تونل و آبشار کوهرنگ، دشت لاله‌های واژگون، تالاب بین‌المللی چقاخور و تالاب گندمان اشاره کرد. برخی شهرکرد را بام ایران می‌دانند که این طور نیست. شاید شهرکرد به این دلیل بام ایران لقب گرفته است که هم مرتفع‌ترین مرکز استان است و هم در مرتفع‌ترین استان کشور واقع شده است؛ اما از لحاظ ارتفاع، پانزدهمین شهر مرتفع ایران است.

۱۴. آشتیان


بام ایران

آشتیان با ارتفاع ۲۱۲۰ در ۶۷ کیلومتری شمال شرق اراک در استان مرکزی واقع شده است. آشتیان در یک منطقه سردسیر کوهستانی در کوه‌های تفرش مشرف به رشته کوه زاگرس واقع شده است و به همین دلیل زمستانی سرد و تابستان معتدلی دارد. این شهر جزو قدیمی‌ترین شهرهای ایران بوده و حتی قبل از ورود اسلام به ایران، هم آباد و پر رونق بوده است. به همین دلیل آثار تاریخی زیادی را در خود جای داده است. از مراکز تفریحی و تاریخی این شهر می‌توان به منزل پدر آقای مصدق، منزل دکتر قریب، موزه آشتیان و پارک کوهستانی تپه پشته اشاره کرد.

۱۳. چادگان


بام ایران

چادگان با ارتفاع ۲۱۳۰ متر در ۱۲۸ کیلومتری شرق اصفهان واقع شده است. چادگان از آب و‌ هوای معتدل و مطبوعی برخوردار است. از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به دهکده تفریحی زاینده‌رود (با امکانات رفاهی و تفریحی کامل)، دریاچه سد زاینده‌رود و خانم معظم‌الملک میرپنج اشاره کرد.

۱۲. بوانات


بام ایران

بوانات با ارتفاع ۲۱۸۰ متر در ۲۳۰ کیلومتری شمال شرق شیراز در استان فارس واقع شده است. از معروف‌ترین جاذبه‌های دیدنی بوانات می‌توان به چشمه چهل‌چشمه، آبشار روستای منج، کاروانسرای برده شیراز و مسجد جامع سوریان اشاره کرد.

۱۱. بروجن


بام ایران

بروجن با ارتفاع ۲۲۲۵ متر در ۶۵ کیلومتری جنوب شهرکرد و در شرقی‌ترین قسمت استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است. بروجن که همیشه جزو سردترین شهرهای ایران بوده، تابستانی معتدل و زمستانی بسیار سرد دارد. از جاذبه‌های گردشگری این شهر می‌توان به چشمه سیاسرد در پنج کیلومتری بروجن و پل تاریخی مصلی مربوط به دوران قاجار است. برخی معتقد هستند که این شهر بام ایران است؛ اما این چنین نیست و تنها در لیست مرتفع ترین شهرهای ایران قرار دارد

۱۰. اقلید


بام ایران

اقلید با ارتفاع ۲۲۳۰ متر از سطح دریا در ۲۰۹ کیلومتری شمال شیراز واقع شده است. اقلید که دارای زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل است، یک شهر برفگیر محسوب است و مناظر برفی در ارتفاعات این شهر تا اوایل بهار قابل مشاهده هستند. این شهر دارای چند رودخانه از جمله رودخانه‌های کر و شادکام و چندین چشمه از جمله چشمه قدمگاه و چشمه جونو و یک دریاچه بزرگ آب شیرین است. در ضمن این شهر بادخیز بوده و سرعت باد در آن به ۱۶۰ کیلومتر در ساعت هم رسیده است.

۹. سپیدان


بام ایران

سپیدان با ارتفاعی در حدود ۲۲۴۰ کیلومتر در ۷۶ کیلومتری شمال غرب شیراز واقع شده است. سپیدان یک شهر کوهستانی و دارای ۱۲ قله به ارتفاع ۳۰۰۰ متر است. از جاذبه‌های طبیعی این شهر می‌توان به چندین آبشار (آبشار مارگون که یکی از زیباترین آبشار‌های کشور است، بهترین جاذبه طبیعی سپیدان است) چندین تنگه و غار از جمله تنگه تیزاب اشاره کرد. در ضمن دو پیست اسکی پولادکف و پیست اسکی تربیت بدنی فارس نیز در نزدیکی این شهر وجود دارند.

۸. خوانسار


بام ایران

خوانسار با ارتفاع ۲۲۵۰ متر در ۱۷۱ کیلومتری شهر اصفهان واقع شده است. خوانسار یکی از شهرهای بسیار خوش آب و‌ هوای استان اصفهان است و با برخورداری از چشمه‌های متعدد، گردشگران زیادی را به سوی خود می‌کشاند. نام خوانسار از دو کلمه خوان (چشمه) و سار(متعدد) تشکیل شده است.

این شهر با برخورداری از جاذبه‌های طبیعی، تاریخی و فرهنگی از جمله چشمه‌های متعدد، پارک ملی سرچشمه، غارهای کوچک و بزرگ، مساجد و امامزاده‌های تاریخی، آثار تاریخی که قدمت برخی از آن‌ها به ایران باستان می‌رسد و همچنین برگزاری آیین‌های منحصر‌به‌فرد در ماه محرم و برگزاری مراسم تعذیه با قدمت ۳۰۰ سال، یکی از شهرهای توریستی مطرح استان اصفهان است.

۷. سی سخت


بام ایران

سی سخت با ارتفاع ۲۲۵۰ متر در ۳۵ کیلومتری شمال غربی یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد واقع شده است. سی‌سخت به‌دلیل قرار گرفتن در کوهستان دنا دارای آب و هوای سردسیری است و در فصل تابستان و بخشی از پاییز از برف پوشیده شده است. این شهر دارای چشمه‌های متعددی از جمله چشمه میش، چشمه سرد و چشمه توف است که تمام آن‌ها در بیشتر ایام سال آب گوارایی دارند و به‌همین دلیل سی‌سخت به عنوان یک شهر توریستی، هر ساله گردشگران زیادی را جذب می‌کند.

۶. بافت


بام ایران

بافت با ارتفاع ۲۲۷۰ متر در استان کرمان واقع است. البته ارتفاع این شهر در قسمت‌های شمالی به ۲۳۳۰ متر و در ارتفاعات آن به ۳۰۰۰ متر هم می‌رسد و حتی می‌توان آن را بام جنوب ایران نیز نامید. بافت با آب و هوای سردسیری و کوهستانی، یکی از خوش آب و هواترین مناطق استان کرمان است و حتی سازمان جهانی بهداشت، این شهر را جزو ۷۰ شهر سالم ایران و هزار شهر سالم جهان معرفی کرده است. این شهر جاذبه‌های طبیعی و تاریخی بسیار زیادی دارد که شامل چند غار از جمله غار بسیار زیبای طرنگ، چندین قلعه تاریخی و یک پارک ملی اشاره کرد.

۵. صفاشهر


بام ایران

صفاشهر با ارتفاعی در حدود ۲۳۰۰ متر در ۱۸۵ کیلومتری شیراز در استان فارس و در محور اصلی اصفهان-شیراز واقع شده است. صفاشهر دارای آب و هوای گرم و خشکی است، اما در زمستان برف‌گیر است و دمای آن حتی به منفی ۳۵ هم می‌رسد. از جاذبه‌های طبیعی و تاریخی این شهر می‌توان به چشمه‌های بناب و گرداب، قصر یعقوب با صدها چشمه و تپه‌های باستانی خرمه با قدمت هزاران ساله اشاره کرد.

۴. کوهرنگ


بام ایران

کوهرنگ، شهری بسیار زیبا با ارتفاع ۲۳۵۰ متر در استان چهارمحال و بختیاری واقع شده است و یکی از خوش آب و هواترین شهرهای استان و حتی کشور محسوب می‌شود و با برخورداری از جاذبه‌های طبیعی بسیار متنوع، توانسته است به یک قطب توریستی مطرح تبدیل شود. اردیبهشت بهترین زمان سفر به کوهرنگ است.

از جاذبه‌های گردشگری شاخص این شهر می‌توان به آبشار تونل اول کوهرنگ، پیست اسکی کوهرنگ، دشت لاله‌های واژگون در روستای بنواستکی، چشمه دیمه و غار یخی چما که در کشور کم نظیر است، اشاره کرد. در ضمن امکان اسکی در تابستان در کوهستان زرد کوه در نزدیکی این شهر نیز وجود دارد. این شهر در طبقه آب و‌ هوایی نیمه مرطوب و کمی سرد قرار گرفته است.

۳. داران


بام ایران

داران با ارتفاع ۲۳۹۰ متر، سومین شهر مرتفع ایران است و همانند فریدون‌شهر و سمیرم در استان اصفهان و در رشته کوه زاگرس واقع شده است. داران قبلا روستایی با قدمت ۵۰۰ ساله بوده است که دارای کنده‌کاری‌های نسبتا کهن با خصوصیات معماری منحصر‌به‌فرد است. از جاذبه‌های تاریخی این شهر می‌توان به حمام قدیمی، محوطه تاریخی تل مادر شاه، امامزادگان دامنه، آبشار پرنیکان و چشمه‌های متعدد اشاره کرد. داران دارای آب و هوایی گرم و نسبتا معتدل است.

۲. سمیرم


بام ایران

سمیرم با ارتفاع ۲۴۶۰ متر، دومین شهر مرتفع ایران است و در ۱۶۵ کیلومتری جنوب شهر اصفهان و در کوه‌پایه‌های شرقی رشته‌کوه زاگرس واقع شده است. سمیرم با قدمتی نزدیک به ۷۰۰ سال، با برخورداری از چندین آبشار و جاذبه طبیعی و تاریخی زیبا یکی از قطب‌های توریستی استان اصفهان محسوب می‌شود. در ضمن در این شهر سکونتگاه‌های صخره‌ای باستانی نیز دیده می‌شوند که جالب‌ترین نوع معماری به جا مانده از دوران ایران باستان است.  این شهر زمستان‌های سرد و تابستان‌های خشک و معتدلی دارد.

۱. فریدون‌شهر


بام ایران

فریدون‌شهر از سوی یونسکو به عنوان نامزد امن‌ترین شهر جهان معرفی شده است

فریدون‌شهر که در ۲۰۰ کیلومتری غرب استان اصفهان واقع شده است، با ارتفاع ۲۵۳۰ متر از سطح دریا، مرتفع‌ترین شهر ایران و بام حقیقی ایران است. البته برخی شهرکرد را بام ایران می‌دانند و حتی این موضوع بارها در گزارشات مختلف مطرح شده است؛ اما ارتفاع این شهر در حدود ۵۰۰ متر کمتر از فریدون‌شهر است!

فریدون‌شهر با آب و هوای معتدل کوهستانی، در رشته‌کوه‌ زاگرس قرار گرفته است. این شهر با بارش فراوان و برخورداری از مساحت زیادی از مراتع، فاقد بیابان است. این شهر از سوی یونسکو به عنوان نامزد امن‌ترین شهر جهان معرفی شده است و برخی از افراد آن را سوئیس ایران می‌دانند!

No responses yet

Sep 01 2022

افشای توافق‌های پنهان که به کنترل بریتانیا بر خلیج فارس پایان داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تاریخی,خاورمیانه,سیاسی


بی‌بی‌سی:شیخ صقر حاکم شارجه در کودتایی با مشارکت بریتانیا از قدرت کنار گذاشته شد
فارسی و بی‌بی‌سی عربی در یک مستند مشترک معاملات پنهانی را فاش کرده‌اند که به امپراتوری بریتانیا در خاورمیانه پایان داد. فیلم «رازها و معامله‌ها: چطور بریتانیا خلیج فارس را ترک کرد»، جزئیاتی را آشکار می‌کند که شامل چگونگی کنترل ایران بر جزایر مورد مناقشه، و همچنین گزارش شاهدان عینی از کودتای سازماندهی شده بریتانیا است.

این مستند قرار است در هفته‌های آینده از تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی پخش شود.

زمستان ۱۹۶۸-۱۹۶۷ دوران بحران اقتصادی بریتانیا بود. بسیاری از سران عرب متقاعد شده بودند که بریتانیا مخفیانه به اسرائیل کمک کرده تا در جنگ شش روزه ژوئن ۱۹۶۷ بر همسایگان عرب خود پیروز شود. اسرائیل شرق بیت‌المقدس، کرانه غربی، غزه، شبه‌جزیره سینا و بلندی‌های جولان را تصرف کرده بود.

در اقدامی تلافی‌جویانه، کشورهای نفت‌خیر خلیج فارس ذخیره‌های ارزی پوند خود را به فروش گذاشتند.

ارزش پوند بریتانیا سقوط کرد. دولت هارولد ویلسون از حزب کارگر، ناامید از حفظ ارزش پول، به این نتیجه رسید که زمان پایان دادن به تعهدات دفاعی امپریالیستی بریتانیا در خاورمیانه فرا رسیده است.

بریتانیا هیچ‌وقت به صورت رسمی در خلیج فارس مستعمره نداشت، اما از قرن هجدهم میلادی به عنوان یک قدرت خارجی، دست بالا را در منطقه داشت.

امارات عربی بحرین، قطر و شیخ‌نشین‌های ساحل آشتی (ابوظبی، دوبی و همسایگان کوچک‌تر آنها) با بریتانیا پیمان امنیتی بسته بودند.

به این معنی که بریتانیا امور دفاعی و خارجی آنها را کنترل می‌کرد در حالی که رهبران محلی بیشتر بر امور داخلی نظارت داشتند.
نقشه خلیج فارس در آن زمان

در سال ۱۹۶۵ میلادی، صقر بن سلطان القاسمی حاکم شارجه، و پیشروترین شیخ از نظر سیاسی، اجتماعی و آموزشی در میان ساحل‌نشینان ساحل آشتی، با بریتانیا سرشاخ شد.

گناه او این بود که با جمال عبدالناصر، رییس‌جمهوری وقت مصر و تکیه‌گاه جنبش ناسیونالیستی عرب، همسو شد.

شیخ صقر در یک کودتا با پشتیبانی بریتانیا از قدرت کنار گذاشته و پسرعمویش جانشین او شد.

خاندان حاکم به طور رسمی توافق کردند که او باید برود.

شیخ صقر برای یک دیدار به دوبی دعوت شد. نیروهای نظامی محلی بریتانیا با عنوان پیشاهنگان ساحل آشتی عمان، منتظر بودند. این یک دام بود و شیخ صقر به تبعید فرستاده شد.

مستند مشترک بی‌بی‌سی عربی و فارسی آشکار می‌کند که چطور بریتانیا کودتا را ترتیب داد. ترنس کلارک که بعدها سفیر بریتانیا در عراق شد، برای اولین‌بار به بی‌بی‌سی گفت که چگونه این کار انجام شد:‌

«گروهی از پیشاهنگان ساحل آشتی عمان وارد شدند. محافظان صقر را خلع سلاح کردند. وقتی دیدم آرام نشسته‌اند، به مامور ویژه گفتم «پیام منتقل شده است». این یک علامت بود. مامور ویژه به شیخ صقر گفت که خاندان حاکم تصمیم گرفته‌اند او را کنار بگذارند. شیخ صقر که شوکه شده بود، ایستاد. دید که محافظانش نشسته‌اند و سلاح ندارند. نمی‌توانست هیچ کاری انجام دهد. مجبور بود تصمیم را بپذیرد.»

«ما این جزیره‌ها را می‌گیریم»

وقتی بریتانیا در سال ۱۹۶۸ اعلام کرد که قصد دارد از خلیج فارس خارج شود، تنش‌ها میان کشورهای عرب و ایران افزایش یافت.

این تنش بر سر بحرین و سه جزیره کوچک اما استراتژیک در تنگه هرمز متمرکز بود: جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و کوچک.

بر اساس یک یادداشت محرمانه از دیدار او و وزیر بریتانیایی، شاه ایران درباره خروج بریتانیا از خلیج فارس موضعی محکم داشت.

او با اعطای استقلال به تمام مناطق تحت حاکمیت اعراب در خلیج فارس به استثنای آنچه او «آن جزیره» می‌نامید، موافق بود. منظور او از «آن جزیره» بحرین بود.

ایران از نظر تاریخی بحرین و جزایر سه گانه را بخشی از قلمرو خود می دانست که توسط بریتانیا “دزدیده” شده بود.

در پشت صحنه، دیپلماسی میان حاکمان عرب، بریتانیا و شاه به شدت در جریان بود.
آخرین شاه ایران به دنبال پس گرفتن جزایر سه گانه بود

بریتانیا مخفیانه موافقت کرد جزایر سه‌گانه را به شاه بدهد

سفیر وقت بریتانیا در تهران بعدا در یک نوار صوتی که تا کنون پخش نشده است، به یاد می‌آورد: «لندن گفت “بسیار خوب، ما این کار را انجام می‌دهیم، اما این یک عملیات بسیار حساس است، چون ما به ایرانی‌ها اعتماد نداریم و ایرانی‌ها هم به ما اعتماد ندارند. و بحرینی‌ها به هیچ کدام از ما اعتماد ندارند”.»

در انظار عمومی طرز برخورد شاه تغییر کرد. او ادعای خود درباره حاکمیت بر بحرین را تلطیف کرد و بر اساس نظرسنجی انجام شده در سال ۱۹۷۰، به سازمان ملل متحد اجازه داد مسئولیت استقلال بحرین را بپذیرد.

در تابستان ۱۹۷۱، نقشه امروزی کشورهای عربی خلیج فارس شکل می‌گرفت. ماه اوت آن سال بحرین و قطر به طور کامل مستقل شدند و برنامه تشکیل فدراسیون جدیدی متشکل از ابوظبی، دوبی، شارجه و چهار امارت دیگر به نام امارات متحده عربی تنظیم شده بود.

اما سه جزیره مورد مناقشه باقی ماندند. ایران ادعای مالکیت جزایری را داشت که امارات اداره می‌کرد و در دسامبر ۱۹۷۱ بخشی از امارات متحده عربی می‌شدند.

یک یادداشت محرمانه مربوط به ژوئن ۱۹۷۰ که تازه از وزارت خارجه ایران کشف شده، نشان می‌دهد که شاه به سر الک داگلاس-هیوم، وزیر خارجه وقت بریتانیا می‌گوید: «این جزایر متعلق به ایران است و باید به ایران بازگردد… هر اتفاقی هم بیفتد، ما این جزایر را می‌گیریم.»

مقام‌های بریتانیا در ظاهر اظهار می‌کردند که این سه جزیره متعلق به دولت‌های ساحل آشتی است. با این حال بی‌بی‌سی تلگراف‌های محرمانه‌ای را یافته که نشان می‌دهد سر ویلیام لیوس، مدیر و دیپلمات باسابقه دوران استعماری بریتانیا، مخفیانه با شاه توافق کرده بود که دو جزیره از سه جزیره را قبل از خروج نیروهای بریتانیا در دسامبر ۱۹۷۱ به ایران تحویل دهد.

اسنادی که اخیرا از طبقه‌بندی محرمانه خارج شده،‌ نشان می‌دهد که با وجود اعتراض‌های بعدی امارات در مورد «اشغال» جزایر سه گانه «توسط ایران» در ۳۰ نوامبر ۱۹۷۱، شیخ زاید، رییس‌ و بنیانگذار امارات متحده و شیخ راشد، حاکم دوبی و نخست‌وزیر امارات، قبل از اینکه نیروی دریایی ایران وارد شود، از تصمیم بریتانیا مطلع شده بودند.

این اسناد همچنین نشان می‌دهد که شیخ زاید با این تصمیم موافق بوده است. در همین حال، امیر شارجه در آخرین لحظه با ایران بر سر شراکت در اداره ابوموسی موافقت کرده بود، تا سال ۱۹۹۲ میلادی که ایران کنترل کامل جزیره ابوموسی را در دست گرفت.

در دسامبر ۱۹۷۱ حضور بریتانیا در خلیج فارس – آخرین رد پای امپراتوری بریتانیا در خاورمیانه- به پایان رسید.

امروز امارات متحده عربی همچنان ادعای حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه را به چالش می‌کشد. موضوعی که هنوز سرمنشأ تنش میان ایران و جهان عرب است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .