اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'هنر' Category

Sep 04 2015

به بهانه واکنش های متفاوت به یک خبر: بیماری شجریان؛ کاغذ تورنسل در سیاست و اخلاق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

عصرایران: خبر بیماری شجریان در فضای سیاسی ایران به کاغذ تورنسل تبدیل شد که در واکنش برخی به رنگ قرمز درآمد و نشان داد تا چه اندازه سیاست و قدرت بر ملاحظات اخلاقی سایه انداخته
عصر ایران؛ مهرداد خدیر- اغلب ما در دوران تحصیل با کاغذ تورنسل (لیتموس) آشنا شده و با آن آزمایش انجام داده ایم؛ یک شناساگر محیطی برای شناسایی اسیدها و بازها که اگر در محلول اسیدی بگذاریم به رنگ قرمز در می آید و اگر در محلول قلیایی آبی می شود.

لابد برای خواننده این سطور این پرسش پدید می آید که چرا با مثالی از شیمی این گفتار شروع شده است. واقعیت این است که در این چند روز که خبر بیماری محمد رضا شجریان استاد آواز ایران در رسانه ها منتشر شد با واکنش های متفاوتی رو به رو بوده ایم و نویسنده این سطور را به یاد همان «کاغذ تورنسل» انداخت که میزان و درصد اخلاق گرایی یا ملاحظات انسانی را در نحله ها و رسانه های مختلف به نمایش گذاشت.

سهراب سپهری می گوید: «گاه در بستر بیماری من حجم گل چند برابر شده است». یعنی شاعر/ نقاش به موضوع منفی بیماری هم با نگاه مثبت می نگرد. از این منظر که هر چند در بیمارستان بستری شده اما دوستان و آشنایان به عیادت می آیند یا گل می فرستند یا تماس می گیرند و برای بهبود بیمار دعا می کنند و با حجمی از محبت هایی رو به رو می شود که تا پیش از آن تصور نمی کرده است.

با بستری شدن محمد رضا شجریان در بیمارستان کسرای تهران نیز طبعا این اتفاق در حال رخ دادن بود که یکی از مدعیان نوشت: «خود را به سرما خوردگی زده تا بی توجهی دوستان و فروش نرفتن بلیت های کنسرت استانبول را توجیه کند»!

پس از لغو کنسرتی که قرار بود در ترکیه برگزار شود چند حدس مطرح شد: یکی این که امنیت محل برگزاری تامین نشده و با توجه به نفوذ گروه داعش در ترکیه حضور ایرانیان در آن محل صلاح دانسته نشده است. حدس دوم این بود که تعداد بلیت های فروش رفته کافی نبوده و سرمایه گذاران را راضی نکرده است.

حدس سوم اما جدی تر بود: این که آقای شجریان بیماراست و بهتر است سفر نکند چرا که هم بیم آن می رفت که دور از پزشک باشد و هم آن حجم کار و اجرای برنامه زنده را صلاح ندانسته اند.

بستری شدن استاد و انجام عمل جراحی بر روی او نشان داد که کدام احتمال، قرین به صحت بوده است.اما از آنجا که یک دروغ، گفتن دروغ های بعدی را ناگزیر می سازد چون قبل تر گفته بودندعلت لغو کنسرت، فروش نرفتن بلیت ها بوده خبر بیماری را انکار کردند و چون عمل جراحی انجام شد عصبانی شدند.

در این میان بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما لحن متفاوتی را به کار گرفت و علی معلم دامغانی هم با سروده بلندی با عنوان «عیادت مکتوب» که بر روی صفحه اول سایت فرهنگستان هنر گذاشت خشم کسانی دیگر را برانگیخت و همان ها که طی 6 سال گذشته او را به خاطر پذیرش ریاست فرهنگستان هنر در وضعیت خاص سال 88 می ستودند، زبان به سرزنش گشودند و حتی به سوء استفاده از امکانات عمومی متهم کردند! همین که یک شاعر و رییس فرهنگستان هنر به خاطر شعری که درباره یک هنرمند بستری سروده آماج انتقاد قرار می گیرد نشان می دهد میزان تقیدات اخلاقی در منتقدان و بخش هایی از اصول گرایان متفاوت است.

به عبارت صریح تر خبر بیماری شجریان در فضای سیاسی ایران به کاغذ تورنسل تبدیل شد که در واکنش برخی به رنگ قرمز درآمد و نشان داد تا چه اندازه سیاست و قدرت بر ملاحظات اخلاقی سایه انداخته و در ظرف بعضی دیگر آبی شد تا خرسند باشیم از این که نباید حکم کلی صادر کرد و هنوز خیلی ها اخلاق را همیشه قربانی سیاست نمی کنند.

درباره واکنش صدا و سیما البته این احتمال وجود دارد که پاره ای ملاحظات دیگر دخیل بوده باشد اما به هر حال کاغذ تورنسل بیماری شجریان در این رسانه هم قرمز نشد و بخشی از آبروی رفته شاید اعاده شده باشد.

بیماری شجریان نشان داد که عناد و لجاجت در برخی به جایی رسیده که از هیچ کاری برای منکوب و ملکوک کردن غیر خود فروگذار می کنند. تا جایی که اگر همبازی فائقه آتشین بوده باشی اما سخن خوشایند اینان بگویی منبع نقل قول ها و تحلیل ها می شوی ولی دیدگاه اجتماعی ات را نپسندند ارادتمند آن خانم لقب می دهند ولو هیچ ارتباط وشباهتی با او نداشته باشی؛ قرمزِ قرمز.

سهراب سپهری نیست تا ببیند گاه در بستر بیماری حجم خارها و تیرهایی که پرتاب می کنند نیز چند برابر می شود اما خاصیت تورنسلی سبب می شود خبرها و تحلیل ها رنگ های قرمز یا آبی یا در این میانه به خود بگیرند تا مشخص شود تا چه اندازه معیارهای اخلاقی باقی است و چقدر رنگ باخته است.

No responses yet

Aug 27 2015

اعتراض اسرائیل به سفر احتمالی بارن‌بویم به تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,هنر

دویچه‌وله: در پی شایعه سفر دانیل بارن‌بویم، رهبر ارکستر و پیانیست معروف به تهران، وزیر فرهنگ اسرائیل از دولت آلمان خواسته است که مانع از انجام این سفر و برگزاری کنسرتی مشترک با حضور بارن‌بویم و ارکستر سمفونیک تهران شود.
دانیل بارن‌بویم

دانیل بارن‌بویم

میری رگو (Miri Regev)، وزیر فرهنگ اسرائیل قصد دارد در ارتباط با احتمال سفر دانیل بارن‌بویم، رهبر اکستر و موزیسین معروف به تهران اعتراض‌نامه‌ای به دولت آلمان بفرستد. رگو روز چهارشنبه (۲۶ اوت / ۴ شهریور) در صفحه خود در شبکه فیس‌بوک نوشت: «دانیل بارن‌بویم، رهبر ارکستر که شهروند اسرائیل است، در ایران با ارکستری وابسته به دولت کنسرت اجرا خواهد کرد.»

یک سخنگوی وزیر فرهنگ اسرائیل در این ارتباط تصریح کرد که منظور خانم رگو ارکستر سمفونیک برلین بود که رهبری آن را دانیل بارن‌بویم برعهده دارد. دست‌اندرکاران ارکستر سمفونیک برلین روز چهارشنبه از موضع‌گیری در این رابطه خودداری کردند.
میری رگو، وزیر فرهنگ اسرائیل

وزیر فرهنگ اسرائیل در صفحه خود در شبکه فیس‌بوک همچنین از بارن‌بویم انتقاد کرد. به اعتقاد او بارن‌بویم خط مشی‌ای ضداسرائیلی دنبال و از هر فرصتی برای لطمه زدن به اسرائیل استفاده می‌کند.

در نوشته رگو در فیس‌بوک همچنین آمده است که بارن‌بویم “از فرهنگ به عنوان وسیله‌ای برای پیشبرد عقاید سیاسی خود سو‌ءاستفاده می‌کند”.

به اعتقاد وزیر فرهنگ اسرائیل باید “جلوی نواخته شدن چنین نوایی را گرفت”. او همچنین آلمان را فرا خواند که مانع از حضور ارکستر سمفونیک برلین و بارن‌بویم در تهران شود.

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی چند روز پیش اعلام کرد که با ارکسترهای سمفونیک در برلین و وین سرگرم مذاکره بر سر اجرای کنسرت در تهران است. به گزارش خبرگزاری آلمان دست‌اندرکاران هر دو اکستر اما انجام چنین گفت‌وگوهایی را تکذیب کرده‌اند.

نورمن لبرشت، روزنامه‌نگار و کارشناس موسیقی در ماه ژوئیه در سایت اینترنتی خود نوشته بود، در صورتی که توافق هسته‌ای حاصل شود، ارکست سمفونیک برلین خانم آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان را در ماه اکتبر در جریان سفری به ایران همراهی خواهد کرد.

لبرشت همچنین از تلاش برای دریافت ویزا برای دانیل بارن‌بویم سخن گفته بود که در کنار تابعیت‌ اسرائیل، از تابعیت فلسطین و اسپانیا نیز برخوردار است. هیچ یک از این شایعه‌ها تا کنون تأیید نشده‌اند.

جادوی موسیقی

دانیل بارن‌بویم، پیانیست و رهبر بسیاری از ارکسترهای معروف جهان از جمله چهره‌های این عرصه است که در تلاش به کار گرفتن موسیقی برای ایجاد پلی میان فرهنگ‌ها و نوازندگان کشورهای گوناگون بوده‌اند.
دانیل بارن‌بویم

دانیل بارن‌بویم

بارن‌بویم که از نوابغ عالم موسیقی محسوب می‌شود، بر این باور است که با جادوی موسیقی می‌توان ریشه‌ی کینه و نفرت را در جهان خشکاند.

بارن‌بویم در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۸ شهروندی فلسطین را اختیار کرد و همانگونه که اشاره شد، افزون بر تابعیت اسرائیل از تابعیت اسپانیا نیز برخوردار است. او بر این باور است که با “موسیقی می‌توان مرزها را درهم شکست و به‌جای کینه و دشمنی، برای جهانیان صلح و دوستی به ارمغان آورد”.

یکی از دستاوردهای بزرگ بارن‌‌بویم پایه‌گذاری و راه‌اندازی “ارکستر ديوان شرقی – غربی” در سال ۱۹۹۹ است که در راه برقراری گفت‌وگو بین فرهنگ‌های گوناگون در خاور میانه به‌وسیله موسیقی تلاش می‌ورزد. اعضای این ارکستر را نوازندگان جوان اسرائیل و کشورهای گوناگون عربی از لبنان مصر گرفته تا سوریه و اردن تشکیل می‌دهند.

No responses yet

Aug 26 2015

نماینده خامنه‌ای: دانشگاه‌ها حق برگزاری کنسرت موسیقی را ندارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

رادیوفردا: رییس نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاه‌های ایران روز چهارشنبه، چهارم شهریورماه، اعلام کرد که به تمام دانشگاه‌های کشور ابلاغ شده است که «حق برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه را ندارند».

خبرگزاری مهر از محمد محمدیان، رییس نهاد نمایندگی رهبر در دانشگاه‌ها، نقل قول کرده است که این نهاد برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها را «جزء سیاست‌های فرهنگی وزارت علوم» در نظر نمی‌گیرد.

به گفته آقای محمدیان، دانشگاه‌ها «حق برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه را ندارند» و این موضوع «به دانشگاه‌ها هم ابلاغ شده است».

آن طور که خبرگزاری مهر در گزارش روز چهارشنبه خود نوشته است، تعدادی از دانشجویان دانشگاه خوارزمی تهران در تماس با این خبرگزاری «برخی مسئولان» را به تلاش برای «برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه» متهم کرده‌اند.

این گزارش می‌افزاید، موضوع این ابلاغیه به موضع‌گیری آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، علیه کنسرت در دانشگاه‌ها در تیرماه سال جاری باز می‌گردد.

علی خامنه‌ای روز ۲۰ تیرماه در دیدار با عده‌ای دانشجو با اشاره به «مسئله» برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها گفت که یک دانشجو به او متذکر شده است که «دانشگاه جای کنسرت نیست».

رهبر جمهوری اسلامی در ادامه با تایید این نظر گفته است: «این که ما دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم جزء غلط‌ترین کارهاست».

این گفته آیت‌الله خامنه‌ای یادآور انتقاد تند او در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی از مصطفی معین، وزیر علوم وقت، درباره وضعیت دانشگاه‌ها و همچنین برگزاری اردوهای مختلط است.

اما دستور عدم برگزاری کنسرت موسیقی در دانشگاه‌ها در حالی ابلاغ می‌شود که به‌ویژه در یک سال گذشته لغو کنسرت‌هایی که از وزارت ارشاد مجوز داشته‌اند، ولی نیروی انتظامی از برگزاری آنها جلوگیری کرده است، خبرساز شده و انتقادهایی را به دنبال داشته است.

از جمله اواخر خردادماه گذشته، کنسرت‌ گروه مستان به خوانندگی پرواز همای در تهران،‌ وحید تاج در رشت و کیهان کلهر در تهران، با وجود اجازه از وزارت ارشاد، ‌لغو مجوز شدند.

در همین زمینه پیروز ارجمند، مدیرکل پیشین دفتر موسیقی، نیز ۱۳ تیرماه، یک روز پیش از استعفای خود، خبر داد که در سال گذشته ۲۱ کنسرت لغو شده ‌است.

در حالی ‌که حسن روحانی، رییس جمهوری ایران، تلویحاً خواستار عدم دخالت دیگر نهادها در امر برگزاری کنسرت‌ موسیقی شده ‌است، صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضائیه، پیش از این گفته بود که «آیا شما قبول می‌کنید اجازه دهند یک کنسرتی زمینه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضایی در برخی شهرها نیز از همین نوع بوده ‌است».

روز ۲۵ مرداد نیز وزیر ارشاد ایران از لغو ۹ کنسرت موسیقی ظرف شش ماه گذشته خبر داد و گفت که علاوه بر نیروی انتظامی، در برخی موارد امامان جمعه با برگزاری کنسرت مخالفت می‌کنند و در برخی موارد هم قوه قضائیه اجازه برگزاری کنسرت‌ها را نمی‌دهد.

No responses yet

Aug 24 2015

‘باباجون’٬ نخستین فیلم به زبان فارسی‌ سینمای اسرائیل روی پرده می‌رود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,هنر

بی‌بی‌سی: فیلم “بابا جون” اثر کارگردان ایرانی‌الاصل اسرائیلی، یووال دلشاد ماه آینده در جشنواره فیلم تورنتو رونمایی خواهد شد.

کارگردان این فیلم آن را برداشتی آزاد از تجربیات دوران کودکی خود به عنوان فرزند یک خانواده مهاجر ایرانی ساکن اسرائیل معرفی می‌کند. اما یدک کشیدن لقب “نخستین فیلم فارسی زبانِ سینمای اسرائیل” باعث شده بعضی از رسانه‌ها در ایران به ساخت این فیلم واکنش نشان بدهند.

آقای دلشاد در گفتگو با بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید که به حساسیت‌هایی که کنار هم قرار گرفتن نام ایران و اسرائیل در نخستین فیلم بلند او ایجاد می‌‌کند آگاه است اما “بابا جون” را اثری کاملا شخصی به شمار می‌آورد.

“من سیاست را به این ماجرا راه نمی‌دهم. برای من این فیلم،‌ فیلمی‌ است در مورد ریشه‌‌های خانوادگی‌ام، فیلمی‌ است به زبان پدر و مادرم و پدربزرگ‌هایم. من این فرهنگ را خیلی بهتر از فرهنگ اسرائیلی‌ام می‌شناسم و به پیشینه‌ام افتخار می‌کنم، در نتیجه طبیعی‌ است که در مورد آن فیلم بسازم.”

ماجرای این فیلم در روستایی به نام “زراهیا” در جنوب اسرائیل اتفاق می‌افتد که تعداد زیادی از ساکنان آن – از جمله خانواده خود کارگردان- سال‌ها پیش از ایران به آن مهاجرت کرده‌اند.

شخصیت نخست این فیلم، “موتی” -با بازی «آشر آوارهامی”- پسری‌ است ۱۴ ساله که از او انتظار می‌رود به حرفه خانوادگی بپیوندد و در مزرعه‌ پرورش بوقلمونی که پدر بزرگش سالها پیش و در بدو مهاجرت بنیان گذاشته٬ کار کند.

اما موتی شیفته سر هم کردن قطعات اوراق شده ماشین‌ها و به راه‌ انداختن آنهاست و علاقه‌ای به کسب و کار موروثی نشان نمی‌دهد. برای پدر و پدربزرگ، این سرکشی حکم اعلام جنگ را دارد.

نقش پدر فیلم را نوید نگهبان و نقش “داریوش”، عموی موتی را دیوید دیان (فریبرز داودیان) ایفا کرده‌اند. این دو بازیگر ایرانی-آمریکایی پیشتر در سریال Homeland و فیلم “سنگسار ثریا” نیز در کنار هم ظاهر شده‌ بودند. نگهبان برای شخصیت “ابونظیر” در این سریال پرطرفدار شناخته می‌شود.

کارگردان “باباجون” می‌گوید که ترجیح داده به جز این دو بازیگر و ویس الیوت صفوی – بازیگر نقش مادر موتی- برای بقیه نقش‌ها نابازیگرانی از منطقه روستای پدری خودش را به کار بگیرد.

“ترجیح می‌دهم به جای انتخاب بهترین بازیگر، کسی را انتخاب کنم که حس و تجربه زندگی‌اش به شخصیت مورد نظرم نزدیک باشد. پسرکی که نقش اول فیلم را بازی می‌کند در واقع در خانه‌ای در همسایگی خانه پدری‌ام به دنیا آمده و در همان محله کودکی‌ام بزرگ شده است. بازیگر نقش پدربزرگ [رافائل فرج الیاسی] هم اهل همان منطقه است و پیش از این هیچ تجربه‌ای در بازیگری نداشته. وقتی من نوید [نگهبان]،‌ پدربزرگ یا پسرک فیلم را در موقعیتی قرار می‌دادم، این موقعیت آنقدر به تجربه فرهنگی و شخصی آنها، آنچه در رفتار پدرانشان دیده‌ بودند نزدیک بود که حتی لازم نبود کلامی حرف بزنند،‌ همه چیز خودبه خود سر جایش قرار می‌گرفت.”

“بابا جون” لقبی‌ است که پدربزرگ موتی با آن شناخته می‌شود؛ کسی که بیش از هرکسی به پسرش فشار می‌آورد تا فرزند نوجوانش را وادار به آموختنِ حرفه خانوادگی کند.

اگرچه پدر و پدربزرگ با تحکم و خشونت‌ عرصه را به قهرمان فیلم تنگ می‌کنند اما کارگردان می‌گوید این شخصیت‌ها را سیاه و تک‌بعدی نمی‌بیند و به خوبی می‌تواند دلیل رفتار آنها را بفهمد.

“موقع نوشتن فیلمنامه، دلم نمی‌خواست بیننده‌ از هیچ‌کدام از شخصیت‌های فیلمم متنفر شود. دوست داشتم بیننده‌ شخصیت‌ها را درک کند طوری که حتی بتواند خودش را جای پدربزرگ فیلم بگذارد؛ کسی که در ایران سال‌ها در یک مزرعه بوقلمون کار کرده و عزت و احترامی برای خودش داشته و بعد با دست خالی به کشوری بیگانه مهاجرت کرده است.”
یووال دلشاد (راست) پشت صحنه فیلم

“در آن دوران ایرانی بودن در اسرائیل -برخلاف مثلا اروپایی بودن- چندان باعث افتخار و شان اجتماعی به شمار نمی‌آمد. در چنین شرایط سختی بابا جون از هیچ شروع کرد به ساختن تنها چیزی که بلد بود: یک مزرعه بوقلمون. این اتفاقی‌ است که برای هر مهاجری از هر ملیتی می‌تواند بیافتد. بچه‌ها زبان کشور مقصد را یاد می‌گیرند، دوستان جدید پیدا می‌کنند و جلو می‌روند اما خیلی وقت‌ها والدین به گذشته چنگ می‌زنند زیرا حس می‌کنند چیزی جز آن برایشان باقی نمانده است”.

تهیه‌کنندگی این فیلم و پخش آن را به ترتیب دو شرکت اسرائیلی Metro Communications و United King Films برعهده دارند. یکی از مدیران شرکت تهیه‌کننده چند ماه پیش در مصاحبه‌ای ابراز امیدواری کرده بود مردم ایران هم بتوانند “بابا جون” را ببینند و با آن ارتباط برقرار کنند؛ حتی اگر مقامات تصمیم بگیرند آن را “ممنوع کنند”.

آقای دلشاد می‌گوید تا اینجای کار واکنش ایرانی‌های ساکن اسرائیل برای او بسیار دلگرم کننده بوده است: “چند نفر از آنها که فیلم را دیده بودند به سراغم آمدند و با چشم‌های نمناک گفتند در یکی دو دهه‌ای که در این کشور زندگی می‌کنیم، این اولین باری است که فرهنگ ما به شکلی محترمانه به تصویر کشیده می‌شود. خب، اینجا خیلی وقت‌ها در رسانه ها لهجه فارسی-عبری برای خنده و تمسخر بکار می‌رود. وقتی من ساخت فیلمم را شروع می‌کردم به بازیگرانم گفتم ابدا نمی‌خواهم با لهجه فارسی-عبری صحبت کنند،‌ بلکه یک فارسی درست و تمیز می‌خواهم. من می‌خواهم فرهنگ بی‌نظیر ایران را نشان بدهم، قطعا هیچ دوست ندارم به نظر برسد دارم شخصیت‌های فیلمم را دست می‌اندازم».

بر اساس تخمین‌ها بیش از ۳۵۰ هزار یهودی ایرانی‌الاصل در اسرائیل زندگی‌ می‌کنند که عمدتا در سال‌های پیش از انقلاب ایران و یا در آستانه انقلاب مهاجرت کرده‌اند.

کارگردان “بابا جون” انتظار دارد موضوع فیلمش کنجکاوی مردم اسرائیل را برانگیزد و آنها را به دیدن فیلم ترغیب کند اما می گوید بیش و پیش از هرچیز مشتاق است بداند مردم در ایران در مورد فیلمش چه فکر می‌کنند.
نوید نگهبان و آشر آوراهامی

“این فیلم نه از یک زاویه دید اسرائیلی، که از نگاه یک خانواده ایرانی در اسرائیل روایت می‌شود در نتیجه نگاهی همدلانه به فرهنگ ایرانی دارد. به همین خاطر فکر می‌‌کنم مخاطبان ایرانی بتوانند تصویر خود را در آن ببیند، در واقع در تمام فیلم نشانه‌هایی از ساختار و دینامیک خانواده‌های ایرانی مخفی شده که بیننده وقت تماشا آنها را خواهد شناخت و امیدوارم که با آنها ارتباط برقرار کند.”

جشنواره بین‌المللی فیلم تورنتو از ده تا بیست سپتامبر در شهر تورنتو برگزار خواهد شد. درکنار “بابا جون” در بخش سینمای جهان ۵۹ فیلم دیگر نیز به نمایش در می‌آید که تماشاگران از میان آنها بهترین‌ها را انتخاب خواهند کرد.

جشنواره تورنتو جزو معتبرترین رویدادهای سینمایی بین‌المللی‌ است و معمولا نام آثار راه یافته به آن را می‌توان در لیست فیلم‌های منتخب سایر جشنواره‌های معتبر بین‌المللی نیز دید.

No responses yet

Jul 06 2015

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد استعفا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,هنر

رادیوفردا: پيروز ارجمند، مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، يکشنبه ۱۴ تير، از سمت خود استعفا کرده است.

آقای ارجمند، به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) گفته که «مشغله شخصی» علت اصلی استعفای اوست و احساس می‌کند که ديگر در اين مسئوليت «مثمر ثمر» نبود.

مديرکل سابق دفتر موسيقی وزارت ارشاد، افزوده که موسيقی ايران «هميشه شرايط خاصی داشته اما اين امر در سال گذشته بحرانی‌تر» شده است.

او گفته که در دوران مديريت‌اش «با حمايت رئيس جمهور و وزير ارشاد، شاهد ورود گسترده هنرمندان موسيقی به اين عرصه بوديم» اما افزوده که «همزمان فشارها به مجموعه دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزايش يافت.»

استعفای مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پس از جنجال‌هايی صورت گرفته که به دنبال لغو تعدادی کنسرت موسيقی در نواحی مختلف ايران، بر پا شد.

صادق آملی لاريجانی، رئيس قوه قضاييه پيش از اين گفته بود که «آيا شما قبول می‌کنيد اجازه دهند يک کنسرتی زمينه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضايی در برخی شهرها نيز از همين نوع بوده است.»

چند روز پيش از رئيس قوه قضائيه، حسن روحانی، رئيس جمهور، با بيان اينکه «وقتی دستگاهی به عنوان مرجع قانونی برای دادن مجوز تعيين شده دخالت ديگران در اين امور شايسته نيست»، گفته بود: «همه بايد به قانون عمل کنيم و به دنبال اجتهاد شخصی نباشيم».

به دنبال اين مسائل، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطمينان داد که «در آينده شاهد لغو برنامه‌های هنری نخواهيم بود» و گفت که قرار است به زودی «تفاهم‌نامه‌ای با نيروی انتظامی» در اين رابطه به امضا برسد.

مديرکل پيشين دفتر موسيقی، يک روز پيش از استعفا، گفت که در سال ۹۳ مجوز برگزاری ۲۰۰۰ برنامه موسيقی صارد شد که از اين ميان، ۲۱ برنامه لغو شد.

به گزارش ايسنا، آقای ارجمند افزود: «سرمايه‌گذارانی به صنعت موسيقی وارد شده‌اند که اين عرصه را تهديد می‌کنند. آنها حتی ساعت يک نصفه شب، مديرکل دفتر موسيقی را تهديد امنيتی می‌کنند.»

No responses yet

Jul 04 2015

وزارت ارشاد مدرکی مبنی بر توقیف فیلم به کارگردان نمی‌دهد’؛ گفت‌وگو با محمد شیروانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد شیروانی فیلمساز مستقلی است که سال هاست در گوشه و کنار- غالباً بی سر و صدا- به کار خودش ادامه می دهد؛ با وجود موفقیت جهانی اولین فیلم بلندش، ناف، باز فیلم کوتاه و مستند می سازد و اساساً پیرو راه‌های از پیش تائیدشده نیست.

او طی ۱۸سال گذشته ۱۸ فیلم کوتاه و بلند ساخته که این فیلم ها علیرغم موفقیت در جشنواره های جهانی (نظیر جایزه جشنواره روتردام برای “لرزاننده چربی”)، هیچ گاه نمایش های درخوری در ایران نداشته اند. محمد شیروانی در اعتراض به این وضعیت تمام فیلم های خود را بر روی وبسایت شخصی اش قرار داده است.

گفت و گوی زیر درباره این اقدام اوست.

— آقای شیروانی تا به حال اتفاق نیفتاده بود که فیلمساز شناخته شده ای در ایران همه فیلم هایش را بر روی اینترنت قرار دهد. قبل از این که به چرایی این اتفاق و مساله مجوز نگرفتن در سوال های بعدی برسیم، چرا اینترنت را انتخاب کردید؟ فکر می کنید این شکل راه مناسبی برای رسیدن به مخاطبانتان است؟

شرایطى که من در آن به سر مى برم راه دومى را پیشنهاد نمى داد. اما چرا اینترنت؟ با اینکه استفاده از فضاى مجازى در ایران هنوز جا دارد تا فراگیر شود اما به نظرم نسل جوان ایران با تمام محدودیت مضاعفى که در این فضا نسبت به سایر کشورها متحمل است پا به پا خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلى فضاى مجازى است. این نسل نوستالژى ندارد و نگاه من و تو و یا هر سینه فیلى را به سالن سینما ندارد. چشم باز کرده به جهان دیجیتالى و اسباب بازى او موبایل و تبلت و گیم پلیر بوده است. حتی دیگر مخاطب دى وى دى نیست. مفهوم انتظار براى او مدت زمان دانلود است. حالا خودت ببین چقدر در مقایسه، صبورى ١٨ ساله عمیق و فاخر من براى انتشار فیلم هایم در ایران، امروز بى معنى و احمقانه جلوه می کند.

— نوشته اید به این بی عدالتی اعتراض دارید…

یک بار براى همیشه لازم می دانم که در مورد بى عدالتى و اعتراض و آگراندیسمانى که از این حرکت شخصى اتفاق افتاد صحبت کنم. در شرایطى که اختلاس هاى وحشتناک اقتصادى در کشورم اتفاق مى افتد و در مقابل کمر مردم زیر بار فقر و تورم و تحریم خم شده، استفاده از واژه انتزاعى عدالت یا بى عدالتى از سوى من در واکنش به وضعیت ام، حال هر قدر بحرانى اما در مقایسه با وضعیت مردم، سانتى مانتال به نظر می رسد.بخصوص که کلمه عدالت در ١٠ سال گذشته بسیار مصرف شده و هر آن چیزى که بیش از اندازه مصرف شود کارکرد اولیه خود را نخواهد داشت و مبتذل است. ولى در مقایسه با فیلمسازان نفتى، سخن از بى عدالتى ناچیز است.

یادم آمد سال‌ها پیش قرار بود دانمارکى ها مرورى بر آثار من داشته باشند و همزمان شد با داستان کاریکاتوریست دانمارکى و اساعه ادب به پیامبر که منجر شد به تحریم موقتى دانمارک از سوى ایران. خب مشخص بود که در آن برهه دانمارک مترادف اسرائیل بود و من از جشنواره آنها انصراف دادم. همان هایی که نمی خواستند سر به تن ما باشد شروع کردند در مطبوعات داخلى ضمن قدردانى از من و چند نفر دیگر که به دانمارک نرفته بودند از ما چهره اى انقلابى و متعهد ساختند و دست آخر ریس جمهور نیز چک پنج میلیونى به عنوان هدیه به ما دادند که من آن را نپذیرفتم و خواستم تا به مستمندان خانه سینما تعلق بگیرد. در صورتی که به یک میلیون تومان آن هم محتاج بودم. خب نه آن پول حق من بود نه آن چهره اى که از من ساخته بودند چهره من.

— همه فیلم‌ها را به وزارت ارشاد ارائه کرده اید و جواب رد شنیده اید؟ چه دلیلی برای توقیف رسمی – یا غیر رسمی – آنها ارائه شده؟

ارشاد مدرکى مبنى بر توقیف به کارگردان یا تهیه کننده نمى دهد. در مواردى که امیدى به اصلاح فیلم وجود دارد لیست اصلاحیه ها را می دهند. به عنوان مثال “ناف” و “آبادان” مانى حقیقی در سال ١٣٨١ دچار توقیف شدند. “آبادان” ٣٣ مورد اصلاحى گرفت اما در مورد “ناف” اصلا با من وارد گفت وگو نشدند چون قابل اصلاح نبود. یا “لرزاننده چربى” در سال آخر ارشاد دولت احمدى نژاد ساخته شد. فیلمنامه که مشکل حادى نداشت. بعد از ٤ بار رد کردن فیلمنامه نماینده شورا کاغذى به من داد که روى آن نوشته شده بود: زیادى روشنفکرى، فاقد ارزش‌ها، فاقد پیام مشخص و فاقد اولویت ها!

در واقع نتوانسته بودند ایرادى از فیلمنامه بگیرند؛ فقط آن را نفهمیده بودند. نماینده شورا را شناختم؛ او سالها در فیلم هاى جنگى دهه شصت نقش رزمنده هاى خوش سیما را بازى می کرد که در تمام فیلم ها شهید می شد و هر بار اشک مرا در می آورد.

— فیلم های شما غالباً لایه های اجتماعی دارند و نه سیاسی. فکر می کنید مشکل مجوز آنها از همین لایه های اجتماعی نشات می گیرد؟

همان طور که خودت اشاره کردى من فیلمساز سیاسی نیستم و نمی توانم براى جامعه نسخه اى رهایی بخش صادر کنم، وقتى هنوز از بند گرفتاری هاى فردى رها نشده ام. اما این به معنى انفعال یک ناظر بى طرف نیست و آزادگى و حقیقت طلبى دو رکن مهم زندگی من بوده که تا به حال آن را معامله نکرده ام و ترجیح داده ام که آن را زندگى کنم.

اما بسیار دیده ام کسانى را که نشسته اند بر روى صندلى امن و درباره آزادگى و حقیقت مانیفست ها داده اند. هر چند دسته دوم شاید باهوش‌ترند. من علاقه اى نداشته و ندارم که تبدیل به قهرمان ملى شوم. ترجیح می دهم سختى کار در ایران را به دوش بکشم و همچنان فیلم بسازم و فیلم هایم ارتباط مستقیم داشته باشد با زیستى که تجربه می کنم. کیست که به سانسور و بى عدالتى اعتراض نداشته باشد اما از همه مهم‌تر حال روحى و روانى هنرمند است که هر از چند گاهى به خانه تکانى احتیاج دارد. ٩ فیلم کوتاه و نیمه بلند، ٧ مستند بلند و ٢ فیلم سینمایی در طول ١٨ سال گذشته ساخته ام که ٢ فیلم کوتاه و ٢ مستند بلند و ٢ فیلم بلند سینمایی ام اجازه نمایش ندارند و ١٢ فیلم دیگر مشکلى ندارند و چند تک نمایش در گوشه کنار کشور داشته اند.

گروه هنر و تجربه سال گذشته فیلم “صفر بیست و یک” من را براى اکران تقاضا کرد و در مقابل من، بحث پیگیرى رفع توقیف “لرزاننده چربى” را در دولت روحانى وسط کشیدم و آنها گفتند اگر “صفر بیست و یک” را در اختیار آنها بگذارم در عوض مجوز “لرزاننده” را خواهند گرفت اما خب خبرى نشد.

— فیلم‌های شما موفقیت های قابل توجهی در خارج از ایران داشته اند و منتقدان شناخته شده ای هم درباره آنها نوشته اند. در داخل ایران چطور؟ وقتی فیلم ها نمایش نداشته اند، آیا در نمایش های محدودشان مورد توجه منتقدان داخل ایران قرار گرفته اند؟

منتقدان ایرانى این روزها ترجیح می دهند والیبال و فوتبال را تحلیل کنند. حق هم دارند.

— بابت اجازه دانلود هر فیلم در وبسایت مبلغ کمی از تماشاگران خواسته اید. فکر می کنید این کمک خواهد کرد تا بخشی از مخارج فیلم ها را جبران کنید یا این که صرفاً برای حرفه ای تر شدن مخاطب از آنها خواسته اید پول پرداخت کنند؟

اینکه در وبسایت شخصى ام مبلغى اندک را درنظر گرفتیم بیشتر جنبه نمادین و آموزشى داشت تا مردم دست از عادت همیشگى بردارند و به حقوق مؤلف احترام بگذارند. اگر مؤلف اثرش را بدون هیچ امنیتى بى واسطه در اختیار مردم قرار می دهد و درخواستش بدون هیچ تحکمى از مردم این است که شما فیلم را براى تنها خودتان دانلود کنید، طبیعى است که مردم پاسخ احترام را با احترام می دهند و این بزرگ ترین درسی بود که آنها به من دادند.

وبسایت ما تا سه ماه دیگر آماده می شد اما اگر زودتر از موعد فیلم ها را منتشر کردیم به خاطر این بود که متوجه شدیم یک سایت ایرانی فیلم “لرزاننده چربی” را با کیفیت پایین براى دانلود گذاشته است و در آن لحظه در موقعیتى قرار گرفتم که فیلم اول سینمایی ام “ناف” دچار قاچاق گسترده شد و در پیاده روها فروخته شد. انگار بچه ات را از تو دزدیده اند و نمی خواستم دوباره آن موقعیت تکرار شود.

اما سایت نیمه کاره ما نتوانست ترافیکِ کاربران در روزهاى اول را به درستى پاسخگو باشد و تعداد زیادى از کاربران را کلافه کرد و تعداد زیاد دیگرى ریزش مخاطب داشتیم.

— فیلم های شما به شکل کاملاً آشکاری شخصی هستند؛ در عین حال تجربی و مستقل. از این همه شما واژه آلترناتیو را برای فیلم های تان انتخاب کرده اید….

آلترناتیو بودن افتخار نیست که به آن ببالم، یک ضرورت است. از سر اجبار است که در شرایط بحرانى راه جایگزین را انتخاب می کنیم . طبیعى است هر حرکت آلترناتیوى روزى به جریان اصلى بدل خواهد شد و عده اى دیگر با پیشنهادهاى تازه شان این فضاى به شدت مهم را زنده نگه می دارند و با چالش کشیدن جریان اصلى موجب رشد آن خواهند شد.

— و تجربه بعدی شما چه خواهد بود؟

فیلمى است سینمایی سرشار از شوخى بر اساس رمان “عامه پسند” نوشته چارلز بوکوفسکى که در کارنامه ام تجربه متفاوتى خواهد بود و امیدوارم آدم هاى بیشترى را به آغوش بکشد. چند ماهی است که برایش درخواست پروانه ساخت داده ام.

بیشتر بخوانید:‌ گفت‌وگو با محمد شیروانی درباره فیلم “لرزاننده چربی“

No responses yet

Jun 22 2015

وزارت ارشاد ٦٠٠ “خانه مد” را در ایران شناسایی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفرانسه: در ایران، برگزاری هر “شوُی لباس” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” وابسته به وزارت ارشاد با صدور اطلاعیه‌ای از شناسایی خانه‌های مد (مِزون) در ایران خبر داده و گفته که قصد دارد با آموزش مسئولان این خانه‌ها، فعالیت آنها را “ساماندهی” کند.

در این اطلاعیه که در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده، آمده است: «تاکنون ٦٠٠ مزون فعال و مولد شناسایی شدند و به زودی برای حضور در جلسات کارشناسی دعوت می شوند.»

هدف این اقدام دولت ایران، «هویت‌بخشی به آثار ارائه شده در جامعه و نیز حمایت از تولیدکنندگان و طراحان داخلی» عنوان شده است.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” تأکید کرده که خانه‌های مد با ساماندهی، می‌توانند از مهم ترین مراکز ترویج «مد اسلامی و ایرانی» در جامعه باشند.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” ، زیر نظر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره و جلسات آن به صورت ماهیانه با حضور وزیر ارشاد برگزار می‌شود.

علی رغم تلاش جمهوری اسلامی، بر اساس گزارش‌های منتشر شده، روند تأسیس خانه‌های مد در ایران رو به افزایش است. اغلب این خانه‌های مد که به صورت “زیرزمینی” به فعالیت می‌پردازند، برنامه های ویژه ای با عنوان “شوُی لباس” دارند که گاهی شركت‌های تجاری نیز از این مزون ها پشتیبانی می‌كنند.

خبرگزاری مهر، چندی پیش گزارش داد که آخرین قیمت‌های برگزاری “شوی لباس” نشان می‌دهد كه برگزاری هر “شوُ” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

بر اساس این گزارش، در برخی از سایت‌ها هم بدون اینكه جنسیت مرد یا زن مشخص باشد، با ثبت نام اینترنتی مانكن جذب می‌كنند.

No responses yet

Jun 12 2015

بازگشایی ارکستر ملی با ضرب و شتم عکاسان توسط محافظ جنتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

الف: وعده‌ی رئیس جمهور در افتتاح ارکستر ملی سرانجام با فضایی امنیتی و همراه با ضرب و شتم عکاسان حاضر در مراسم تحقق یافت و ارکستر ملی نیز طبق معمول همیشه رپرتواری تکراری را روی صحنه آورد.

به گزارش ایلنا؛ ارکستر ملی ایران با رهبری فرهاد فخرالدینی پس از سال‌ها تعطیلی با حضور محمدجواد ظریف، علی جنتی، حسام‌الدین آشنا، محمدباقر نوبخت، کمال خرازی، علی مرادخانی، پیروز ارجمند و هنرمندان نامدار موسیقی ایران درحالی بازگشایی شد که عکاسان حاضر در این مراسم به شدت مورد برخورد و ضرب و شتم قرار گرفتند.

عکاس خبرگزاری ایلنا یکی از حاضران در این مراسم بود که به شدت مورد برخورد فیزیکی قرار گرفت. او درباره حوادث شب گذشته می‌گوید: در ابتدا؛ محمدجواد ظریف به سالن آمد که محافظان و مسئولان سالن برخورد خوبی داشتند اما با ورود علی جنتی(وزیر فرهنگ ارشاد اسلامی) و محافظ او؛ برخوردهای توهین‌آمیز آغاز شد.

1735775

او ادامه می‌دهد: برخورد محافظ جنتی به حدی بود که ضربه این محافظ به صورت خبرنگار ایسنا موجب خونریزی بینی او شد. محافظ وزیر برای اینکه مانع عکاسی ما شود؛ به پهلوی من هم لگد زد و حالا هم پهلوی من کبود شده است.

عکاس ایلنا با بیان اینکه عکاسان به قصد اعتراض قصد ترک مراسم را داشتند؛ بیان می‌کند: عکاس ایسنا اولین کسی بود که مراسم را ترک کرد و بعد از او همه عکاسان به نشان اعتراض قصد ترک برنامه را داشتند اما دبیر عکس مهر به او گفت که در مراسم بماند که باعث شد باقی عکاسان هم مجبور به عکاسی شوند.

عکاس ایلنا در پایان کنسرت به سراغ ظریف رفت و محل کبودی پهلویش را به او نشان داد و ظریف هم از او عذرخواهی کرد و ماجرا را برای علی مرادخانی توضیح داد. مرادخانی به عکاسان قول داده است که مسئله را پیگیری کند و همچنین به اطرافیانش اعتراض کرد که چرا دوباره محافظ وزیر را به تالار راه داده‌اند. او محافظ وزیر را دیوانه خطاب کرد.

محافظ جنتی درمیان کنسرت درحالی که ارکستر مشغول نواختن بود؛ فریاد می‌زد و عکاسان را تهدید می‌کرد.

اما در اولین برنامه ارکستر ملی؛ «فانتزی شرقی» به آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی، «بهار دلکش» با شعر ملک الشعرا بهار، آهنگسازی درویش خان، هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی و خوانندگی سالار عقیلی، «گیسو» با شعر میرناصر شریفی، آهنگسازی زنده یاد فریدون حافظی، هارمونی و ارکستراسیون فرهاد فخرالدینی و خوانندگی سالار عقیلی، «ساحل» با شعر بیوک ملکی، آهنگسازی حسن زندیان، هارمونی و ارکستراسیون شهرام توکلی و خوانندگی سالار عقیلی، «رنگ بیات شیراز» آهنگ محلی آذربایجانی و هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی، «ساغر شکسته» با شعر کریم فکور، آهنگسازی پرویز یاحقی، هارمونی و ارکستراسیون مازیار حیدری و خوانندگی محمد معتمدی و «بیا» با شعر تورج نگهبان، آهنگسازی حبیب الله بدیعی، هارمونی و ارکستراسیون شهرام توکلی و خوانندگی محمد معتمدی ازجمله قطعه‌هایی بودند که برای تماشاگران اجرا شدند.

در بخش دوم نیز، قطعه‌های «به یاد صیاد» با شعر هدایت الله نیر سینا، آهنگسازی جواد لشگری، هارمونی و ارکستراسیون مرتضی حنانه و خوانندگی محمد معتمدی، «کنسرتو تار» با آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون فرهاد فخرالدینی و تکنوازی تار کیوان ساکت، «شیدا» با شعر اسماعیل امینی،  آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون مسعود پیروی و خوانندگی محمد معتمدی، «شکایت دل»  با شعر بیژن ترقی، آهنگسازی پرویز یاحقی، هارمونی و ارکستراسیون شهرام توکلی و خوانندگی محمد معتمدی، «یک تابلو از سوئین ابن سینا» با آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون فرهاد فخرالدینی، «بهار من» با شعر منیر طاها، آهنگسازی علی تجویدی، هارمونی و ارکستراسیون علی اکبر قربانی و خوانندگی سالار عقیلی، «باران» با شعر فریدون مشیری، آهنگسازی، هارمونی و ارکستراسیون کیوان ساکت و خوانندگی سالار عقیلی برای علاقمندان اجرا شد

No responses yet

Jun 12 2015

جشنواره آیینه‌دار؛ موسیقی نواحی ایران و رد کردن مرزهای هشدار

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: امیر رستاق روزنامه نگار عرصه فرهنگ و هنر

دومین جشنواره موسیقی آیینه دار با معرفی برگزیدگان و وعده ایجاد صندوقی برای حمایت از هنرمندان پیشکسوت موسیقی نواحی ایران سه شنبه شب در تالار وحدت به کار خود پایان داد.

این جشنواره به مدت چهار روز و با حضور ۱۲۰ نوازنده و خنیاگر از سه استان هرمزگان، بوشهر و خوزستان در تهران برگزار شد. انتخاب موسیقی منطقه جنوب که ظرفیت های بالایی در جلب و جذب مخاطب دارد و چه موسیقی سوگ و چه موسیقی سرور آن از ساختاری بکر و دست نخورده تر نسبت به موسیقی سایر نواحی برخوردار است به این جشنواره ویژگی خاصی داده بود.

از جمله اجراهای منحصر به فرد این جشنواره می توان به اجرای مراسم زار منطقه اروندکنار اشاره کرد که توسط “ماماجواد یا ماما کاظمیه” از ماما زارهای معروف منطقه خوزستان و گروهی از نوازندگان سازهای کوبه ای و نجواگران بر صحنه رفت.

حضور محمدرضا درویشی، آهنگساز و موزیسینی که در سه دهه گذشته نامش با برنامه های مختلف موسیقی نواحی ایران پیوند خورده است از جمله نقاط قوت این فستیوال به شمار می آمد. جشنواره ای که دومین دوره آن نیز با حمایت بخش خصوصی و خارج از چارچوب های اداری و دولتی در تالار رودکی برگزار شده است.

محمدرضا درویشی که دبیر هنری این جشنواره را بر عهده دارد در ربع قرن گذشته دبیری برنامه های بزرگی در حوزه موسیقی نواحی ایران را عهده دار بوده که از جمله آن می توان به دبیری پنج دوره جشنواره موسیقی نواحی کرمان (با حمایت وزارت ارشاد)، دبیری جشنواره های موسیقی آیینه و آواز، حماسی و موسیقی آوازی (با حمایت حوزه هنری در دوره ریاست محمدعلی زم بر این نهاد)، اشاره کرد.

حضور و پژوهش های میدانی او در موسیقی مناطق ایران و آشنایی با سرشاخه های اصلی موسیقی هر منطقه و نغمه خوانان و خنیاگران و نوازندگان آن، او را به مرجعی مطمئن و کمیاب در این زمینه تبدیل کرده است.

آقای درویشی در مراسم افتتاحیه این جشنواره به انتقاد از بی اعتنایی دولت به موسیقی نواحی پرداخت و گفت: “مسئولان ارشاد قید موسیقی نواحی ایران را زده‌اند و در جشنواره‌ فجر هم صرفا یکی یا دو اجرای نواحی را می‌گنجانند.”

در مقابل اما علی مرادخانی که در اختتامیه این مراسم حضور یافته بود “از برگزاری جشنواره موسیقی نواحی ایران در کرمان” خبر داد و همچنین به “اعزام گروه های موسیقی نواحی به کشورهای دیگر در قالب هفته های فرهنگی”اشاره کرد.
از طرح تکریم تا صندوق حمایت از هنرمندان پیشکسوت

پیش از این نیز دولت در حمایت از هنرمندان موسیقی نواحی ایران طرح تکریم را در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی به اجرا گذاشت که به هنرمندان بالای ۶۰ سال حقوق ماهانه ثابتی پرداخت و امورات بیمه ای آنها نیز انجام می شد.

در چند سال اخیر نیز صندوق حمایت از هنرمندان پیش‌کسوت شکل گرفت، اما مشکل این است که این حمایت ها عمدتا نصیب هنرمندان شهری می شود و هنرمندان موسیقی نواحی تقریبا از این گونه حمایت ها کمتر نصیبی می برند.

در این میان طرح ایجاد “صندوق حمایت از پیشکسوتان موسیقی نواحی” می تواند با تمرکز ویژه بر حمایت از پیشکسوتان این شاخه، بر تقویت معیشت و سلامت آنها تاثیر بگذارد، چرا که برخی از نام آوران این شاخه موسیقایی در سنین کهنسالی در فقر با بیماری های مختلف این سنین دست و پنجه نرم می کنند.

احسان رسول اف که ریاست و حمایت مالی جشنواره بر عهده اوست در مراسم اختتامیه به تاسیس این صندوق اشاره و ابراز امیدواری کرد “با دریافت مجوزهای قانونی و هموار کردن مسیر اداری توسط مسوولان هر چه زودتر به مرحله اجرایی برسد.”

حضور این هنرمندان در مناطق روستایی و زندگی توام با فقر و مسکنت و معیشت بسیار پایین آنها سبب شده است تا عمر متوسط آنان نیز ده تا ۱۵ سال کمتر از هنرمندان پیشکسوت شهری باشد. برخی از این هنرمندان به دلیل داشتن شغل های پایین امکان حضور در جشنواره را هم پیدا نمی کنند. چنانکه علی مغاره ای ( دبیر اجرایی جشنواره) در مراسم افتتاحیه گفت که دو نوازنده منطقه جنوب که یکی رفتگر است و دیگری از دریا ماهی می گیرد به جشنواره نیامدند، چرا که امکان داشت شغلشان را از دست بدهند. حتی دو روزی قبل از اجرای جشنواره یکی از چهره های نامدار موسیقی جنوب (غلام مارگیری) که یک دهه قبل در جشنواره موسیقی مقدس آلمان با اجرای خود حیرت کارشناسان خارجی را برانگیخته بود، درگذشت تا روند مرگ و میر و نشیب این گونه موسیقایی شتاب افزونتری به خود بگیرد.

بر اساس اعلام دبیر اجرایی این فستیوال در سال گذشته ۱۵ تن از هنرمندان شاخص موسیقی نواحی درگذشته اند.
مراسم پایانی جشنواره
لغو ادره کل نغمات آیینی صدا و سیما

“لغو اداره کل نغمات آیینی صدا و سیما و سپردن مسئولیت آن به بسیج این سازمان و بلاتکلیفی همایش سیزدهم پیرغلامان “نیز از دیگر رخدادهایی است که به نوشته خبرگزاری مهر اخیرا رخ داده است. آیینی که به نوعی می توان آن را در شاخه نغمه های سوگ و عزاداری این گونه موسیقایی گنجاند که بخشی مهم از رپرتوار موسیقی نواحی ایران به شمار می رود.

پیش از این “جشنواره ذکر و ذاکرین”با محوریت نغمه های مرتبط با پیامبر اسلام و امامان شیعه و با تاکید بر نغمات و اشعار مرتبط با این موضوع در نواحی مختلف ایران برگزار می شد.

این جشنواره نیز عملا در سال های اخیر به رخوت و رکود دچار و برگزاری آن با وقفه های بسیار روبرو شده است. وقفه ای ۵ ساله در دولت آقای احمدی نژاد و نیز عدم اطلاع رسانی مناسب درباره چرایی عدم برگزاری آن در این سال ها نیز از دیگر مسائلی است که گریبانگیر موسیقی مناطق ایران شده است.

علاوه بر آن در گذشته طرح هایی برای حفظ و ارتقای موسیقی نواحی ارائه شد که عملا به مراحل اجرایی نرسید. از جمله این طرح ها برگزاری یا برپایی اماکنی خاص برای حفظ و ارائه این گونه موسیقایی و یا کلاس ها و آموزشگاه های خاص سازها و آوازهای موسیقی نواحی ایران بود. در فرآیندی ۳۰ ساله برخی از سازها همانند دف، دوتار خراسانی، تنبور منطقه کرمانشاهان و چند ساز دیگر به دلیل اقبال عمومی توانستند به محیط های شهری راه یابند و طرفدارانی پیدا و حتی در ارکسترها به کار گرفته شوند، اما ساختار کلاسیک این سازها و نغمه های آن به دلیل ترکیب با تکنیک های نوازندگی شهری عملا بر هم خورده است.

با چنین روند شتابناک تنها می توان امیدوار بود که فرآیند فرسودگی و از بین رفتن این افراد و نغمه ها با برگزاری برنامه هایی از این دست به تاخیر افتد، اگرچه می توان با ثبت و ضبط اصل این نغمه ها به ماندگاری آن برای نسل های بعدی امیدوار بود.

در دومین جشنواره آیینه دار از خنیاگران و نوازندگان زیر تقدیر شد:

شیخ ابولی؛ خیام خوان بوشهری

رجب سپهری؛ پیشکسوت نوازندگی نی جفتی بوشهر

خالو قنبر راستگو؛ استاد نی جفتی منطقه هرمزگان

عبدالرسول غریبی؛ نماینده گروه نیمه بوشهر

احمد علی شرفی نوازنده سازهای بادی و نی انبان بوشهر

بابا عیسی قادری بابازار بزرگ منطقه قشم

باباسِگرمعروف به ابورشاد از بابازارهای منطقه بندر لنگه

کرامت قنبری شروه خوان بوشهری

محمد وطن خواه آوازخوان گروه بندر کنگ

عاشور چنانی نوازنده سازهای گِلِن و ربابه از خوزستان

مجید پاکدل نوازنده نی جفتی بوشهری

عبدالکریم پاک سیرت موسیقیدان منطقه شوشتر و دزفول

ماما کاظمیه مامازار منطقه خوزستان

حیدر نوایی لوطی صاحب نام شهر میناب

ابراهیم شریف زاده نوازنده صاحب نام موسیقی خراسان

No responses yet

Jun 12 2015

زاری «ماما زار» اروندکنار در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر

عصرایران: «ماما زار» می‌آید و با ختم صلواتی، چند دقیقه سکوت می‌کند. سازهای کوبه‌ای شروع به نواختن می‌کنند و نیایش «ماما زار» از همین‌جا آغاز می‌شود.

به گزارش ایسنا، فستیوال موسیقی «آیینه‌دار» در نخستین شب برگزاری با اجرای مراسم زار اروندکنار همراه شد. مراسمی که در جنوب ایران اهمیت زیادی دارد. این مراسم که مربوط به مردم ساکن در کناره‌ی خلیج فارس است، معمولا توسط «ماما زار» یا «بابا زار» اجرا می‌شود.

«ماما زار» خوزستان هم شامگاه 16 خردادماه به تهران آمد تا این مراسم را به‌صورت سمبلیک اجرا کند. البته مجری برنامه اعلام کرد که «ماما زار» دچار خستگی ناشی از درمان بیماران در شهر خودش است، اما قول یک اجرای ویژه را داده است.

به او «ماما جواد» یا «ماما کاظمیه» هم می‌گویند. آیین زار در واقع درمان برخی بیماری‌ها به وسیله‌ی موسیقی است. «ماما زار» خیلی آرام روی صحنه‌ی تالار رودکی نشست و صلواتی ختم کرد. پس از چند دقیقه سکوت، نوازندگان کوبه‌ای همراهش اجرا را آغاز کردند و این مقدمه‌ای برای نجواها و نیایش‌های او بود تا این آیین قدیمی و پر اهمیت جنوب کشور را به‌ جای آورد.

اجرای او خیلی از حاضران در تالار رودکی را تحت تأثیر قرار داد.

اجرای سنج و دمام بوشهر نیز بخش دیگری از برنامه‌های نخستین شب «آیینه‌دار» بود که با سرپرستی احمدعلی شریفی همراه شد؛ اما شروه‌خوانی که در موسیقی جنوب بسیار اهمیت دارد، به سرپرستی کرامت قنبری‌نژاد اجرا شد. شروه یک نغمه‌ی غمگین است که با مثنوی‌خوانی آغاز می‌شود.

در نهایت، اجرای حفله‌ عربی، علوانیه با ربابه و گلن و اجرای ریف عربی اهواز نخستین شب جشنواره‌ی «آیینه‌دار» را تکمیل کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .