اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'هنر' Category

May 06 2015

اما و اگرهای همکاری شجریان با ارکستر ملی ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

خودنویس: محمدرضا شجریان حضور خود را در ارکستر سمفونیک قطعی می‌داند، البته در صورتی که فعالیتش ممنوعیتی نداشته باشد؛ چرا که چندین سال است که اجازه ندارد در مملکت خودش، برای مردمان خودش بخواند.

محمدرضا شجریان، استاد آواز ایرانی، روز سه‌شنبه، پانزدهم اردی‌بهشت‌ماه، در نخستین روز همایش بین‌المللی حافظ، در پایان سخنرانی کوتاهش، با اشاره‌ای طنزآمیز به محدودیت‌های اعمال‌شده بر او در زمینه‌ی خواندن و اجرا، گفت : «زیاده‌گویی نمی‌خواهم بکنم؛ ببخشید که وقتتان را گرفتم؛ من بایستی با زبان دیگری با شما صحبت کنم که چندین سال است به خاطر اینکه من آنچه را که باید بخوانم، خوانده‌ام  و بعد از این، هرچه بخواهم بخوانم، زیاده‌گویی و زیاده‌خوانی است و آبروریزی می‌شود، این است که چندین سال است من اجازه ندارم در مملکت خودم، برای مردمان خودم بخوانم.»
این در حالی است که خبرگزاری فارس، روز دوشنبه، چهاردهم اردی‌بهشت، در گزارشی ، از به گوش رسیدن زمزمه‌های حضور محمدرضا شجریان در «ارکستر سمفونیک ملی ایران» خبر داده بود؛ گزارشی که بر اساس شواهدی چون گفتگوهای آقای شجریان با مدیران معاونت هنری در رابطه با همکاری و نیز رفت و آمدهای اخیر وی در پشت صحنه‌ی این ارکستر تهیه شده بود. استاد آواز ایران، خود نیز در این زمینه، در حاشیه‌ی همایش حافظ، در پاسخ به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفته است: «حضور من در ارکستر سمفونیک در صورتی که فعالیتم ممنوعیتی نداشته باشد، از نظر خودم قطعی است.»

اما روابط عمومی بنیاد رودکی، در بیانیه‌ای در خصوص همکاری اساتید و هنرمندان شاخص با ارکستر موسیقی ملی اعلام کرده: «برنامه ریزی برای آغاز اجراهای ارکستر موسیقی ملی در حال انجام می‌باشد و طبعاً تاکنون دعوتی از هیچ هنرمندی صورت نگرفته و هیچ مقام رسمی ابراز نکرده است؛ این‌گونه موارد تنها گمانه زنی رسانه‌ای می باشد.»
پیشتر، حسین نوش‌آبادی، سخنگوی وزارت ارشاد اسلامی، در مورد محدودیت‌های موجود برای اجرای آقای شجریان در داخل کشور گفته بود: «آقای شجریان مطلع است که محدودیت‌ها از کجاست و چگونه می‌تواند این محدودیت‌ها را حل کند؛ زیرا مواردی که وجود دارد غیرقابل حل نیست. ایشان خودشان می‌توانند برای حل مشکلات کمک کنند.»

No responses yet

May 04 2015

حکایت وزارتخانه ای که مجوز می دهد و زیرش می زند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

عصرایران: تکلیف وزارتخانه ای که در کمیته های کارشناسی و تخصصی با حضور اهل فن به آثار هنری مجوز می دهد و سپس با یک تشر عقب نشینی می کند و خود حرمت اهل فن منصوب خود را رعایت نمی کند چیست؟
عصر ایران؛ رضا میرمحرابی – فیلمی را تصور کنید که پیش از تولید فیلمنامه اش برای دریافت پروانه ساخت به شورای صدور پروانه ساخت ارسال می شود، مجوز می گیرد و سپس با هزینه ای در بخش خصوصی تولید می شود، مجوز نمایش می گیرد، در جشنواره فیلم فجر برای همگان به نمایش در می آید، آماده اکران عمومی می شود، همه چیز آماده است، اما ناگهان سخنگوی محترم وزارت ارشاد در نشست خبری اش می گوید برنامه ای برای نمایش آن فیلم نداریم!

حکایت، حکایت فیلم “خانه دختر” است. آخرین فیلمی که پس از اخذ مجوز از سازمان سینمایی مورد غضب مخالفانش قرار گرفت و در یک سناریوی از پیش تعیین شده (طی کردن مراحل اخذ مجوز از ارشاد- نمایش در جشنواره- فشار مخالفان فیلم -عقب نشینی وزارت ارشاد) قافیه را باخت تا کارگردانش در یادداشتی در مقام گلایه برآید که ای متولیان قانون! خود چرا پشت ما را خالی می کنید؟
پیش تر نیز این سناریو برای فیلم های گزارش یک جشن، خانه پدری، قصه ها، عصبانی نیستم و چند فیلم دیگر اتفاق افتاده بود.

لازم است یادآور شویم هدف این نوشتار دفاع از یک فیلم یا یک جریان فکری خاص نیست ، درد اول و آخر در این باره فقط یک چیز است و آن هم سیستم عجیب وزارت ارشاد دولت تدبیر و امید در خالی کردن پشت فعالان هنری است که مسیر قانونی را برای تولید اثرشان طی کرده اند ولی اگر آن اثر اگر باب طبع عده ای نباشد، باید متوقف شود! آیا قرار است همه یکدست فکر کنیم و یکدست ببینیم و یکدست زندگی کنیم؟

حال رییس محترم سازمان سینمایی که در نوشتار قبلی از شخصت آگاه و فرهیخته شان سخن گفته بودیم، امروز در مقابل اکران فیلمی مانند عصبانی نیستم، خانه دختر و خانه پدری عقب نشینی می کند و فردا روزی برای دلجویی به پشت صحنه فیلم جدید آن کارگردان زخم دیده می رود! این چه تدبیری ست؟ این چه امیدی ست؟ یک بار برای همیشه در یک نقطه بایستید و از مجوز قانونی تان دفاع کنید.

اما تکلیف وزارت خانه ای که در کمیته های کارشناسی و تخصصی با حضور اهل فن به آثار هنری مجوز می دهد و سپس با یک تشر از جانب منتقدان (منتقد محترم است و هر اثری با هر سمت و سویی منتقدانی خواهد داشت) عقب نشینی می کند و خود حرمت اهل فن منصوب خود را رعایت نمی کند چیست؟ مگر نه این است که حفظ حرمت امامزاده با متولی آن است؟

No responses yet

Apr 20 2015

چه کسی مد را به ایران آورد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,هنر

پارسینه: در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

از بوتیک های شانزه لیزه تا خیاطخانه امیریه
حتی از همان آغازین سال های دهه ۲۰ خورشیدی که برای اولین بار حرف ازمد و سالن های مد بین زنان خانواده های اعیان تهرانی به میان آمد ، موضع غالب جامعه به این قضیه با دیده اکراه بود ؛ پس چندان غیرعادی نیست که اولین شوهای لباس روزگار ما هم به صورت کاملاً محدود و با تبلیغاتی اندک برگزار شود . کما این که پیش تر هم، سالن های مد و نمایش های زنده لباس ، به همین سبک بلکه بسیار بی صداتر و به قولی خزنده، کار خود را شروع کرده بودند !

به گزارش پارسینه،چند سالی است که این شوها به راه افتاده و حتی عصر یکی از آخرین روزهای بهمن ماه در سال گذشته ، سالنی در هتل همای تهران، پذیرای عده معدودی از اهالی شهر بود که به تماشای تجربه ای تازه یعنی همان نمایش مد آقایان نشستند.

شروع داستان
در سال ۱۳۲۱ زینت جهانشاه به همراه همسرش از سوئیس به ایران برگشت. یک سال بعد، او خیاطخانه خود را در خیابان امیریه تأسیس کرد و با همراهی ۵کارگر هر آن چه را که در طول سفرها و اقامتش در فرنگ آموخته بود به خانم های تهرانی عرضه کرد . جهانشاه برای این که مشتریان علاوه بر آشنایی با طرز کار او، برای اولین بار مجموعه لباس و مد را بشناسند، خیاطخانه خود را با یک نمایش مد لباس افتتاح کرد.

سال ها پیش از آن یعنی حدود ۱۹۳۱ میلادی، او که تا کلاس دوم متوسطه در دبیرستان ژاندارک تحصیل کرده بود، به همراه پدرش سرهنگ حبیب الله فرود سرپرست محصلان وزارت جنگ آن روزها ایران را به مقصد آلمان ترک کرد . سرهنگ برای مأموریت به برلن رفت و دخترش را به مدرسه دخترانه لته فراین که یک آموزشگاه بین المللی معروف بود، سپرد . لته فراین جایی بود که دخترها با علم خانه داری تکمیلی، آشنا می شدند و علاوه بر آن باید چیزهایی را مثل تندنویسی و ماشین نویسی، هم یاد می گرفتند . به مدت یک سال و نیم علوم قضائی، آشپزی ، پرنده شناسی، حیوان شناسی و حتی نحوه ذبح و تمیز کردن و پختن جانوران، خیاطی، لباسشویی، اتو و رفو ، وصله کردن لباس و … هم در این مدرسه به زینت جوان تعلیم داده شد. بعد از آن او با یک افسر ازدواج کرده و برای اقامتی که دو سال و نیم طول کشید راهی برن پایتخت سوئیس شد.

آنجا بود که زینت علاقه خود را به هنر خیاطی جدی تر از گذشته دنبال کرده و یک سال تمام را صرف یادگرفتن روش برش روی مانکن از یک خانم سوئیسی کرد. گرچه وابستگی نظامی شوهرش باعث شد آنها سوئیس را هم ترک کنند اما در عوض به شهری پاگذاشتند که یکی از مراکز اصلی صدور مد به تمام دنیا بوده و هنوز هم هست ؛ پاریس.

از بوتیک های پاریس تا خیاطخانه تهران
زینت جهانشاه تخصص خیاطی خود را در پاریس گرفت. او چنان در کار خود ورزیده شد که لباس های رسمی خودش را هم می دوخت و با آن لباس ها در جمع آشنایان به زنی خوش پوش، معروف شد.
پیش از آن که جنگ جهانی آغاز شده و او و خانواده اش به سوئیس برگردند، زینت خبردار شد که پیر بالمن طراح معروف سال های دور برای مادرش بوتیکی باز کرده و برای خیاطخانه های پاریس لباس طراحی میکند. البته بالمن آن روزها چندان شناخته شده و معروف نبود و آشنایی دخترک ایرانی با او به این خاطر بود که زینت از مشتریان مادر بالمن به حساب میآمد.

جهانشاه از این مادر و فرزند هنرمند، خواست که مدتی در کنارشان با طرز برش و دوخت آنها آشنا شود. با این تقاضا موافقت شد و در مدت یک ماه این دختر ایرانی به رموز خیاطی مدرن وقت، همین طور طرز اداره یک بوتیک پی برد. همین قضایا به او کمک کرد تا یک سال پس از بازگشت به وطنش بتواند اولین بوتیک ایرانی را در تهران تأسیس کرده و نام خود را به عنوان اولین کسی که پای مد را به ایران باز کرد، در تاریخ ثبت کند.

نمایشی که خیاطخانه او را معروف کرد
با فرستادن کارت دعوت و پیغام و چند تلفن به خانم های معتبر ، زینت موفق شد پای حدود ۱۵ نفر از زنان سرشناس شهر را به نمایش افتتاحیه خیاطخانه اش باز کند. بیشتر این خانم ها، از فرنگ رفته ها بودند و با نمایش مد لباس، آشنایی داشتند .

در این مراسم ۹۰ دست لباس زنانه مخصوص صبح، عصر و شب به نمایش گذاشته شد . معرفی لباس ها را هم خود جهانشاه برعهده داشت و موقع نمایش هر کدام، اسم و توضیحاتی درباره شان میداد. جالب است بدانید نام تمام این لباس های ایرانی از روی فصول سال یا گل ها انتخاب شده بود. هر چند که جنس پارچه هایشان مثل تمام پارچه های مصرفی آن سال ها، فرنگی بود و متری ۲۰ تا ۲۵ تومان، قیمت داشتند.

مد لباس های طراحی شده توسط جهانشاه هم، بیشتر مطابق مد کریستین دیور بود. او در این باره می گوید: دیور در آن موقع مد جدیدش را با دامن های بلند عرضه کرده بود و اغلب لباس ها دامن بلند، با ترکهای باریک بودند. مثلاً خانم صفیه فیروز که در برنامه حضور داشت چون تازه از پاریس به تهران آمده بود، لباسی به همین مدل به تن داشت.

البته این لباس ها نه تقلید از دیور، بلکه آمیزه ای از طرح های او و دید شخصی جهانشاه بود؛ پالتوها گشاد و آزاد بودند با آستین های سرخود گشاد و یقه های بسته. کت و دامن ها مناسب اعتقادات زنان ایرانی طراحی شده بود و پیراهن های شب به سبک دکولته ؛ و به جلوی این لباس ها قسمتی اضافه می شد که به تن بایستد !

در این لباس ها از مخمل استفاده شده و بازار لمپه هم گرم بود . کفش ها نوک گرد و بی پاشنه و باریک بودند. اما از پالتو پوست و کلاه در این مجموعه خبری نبود ؛ چرا که قیمت پوست گران بوده و در نتیجه امکان فروش وجود نداشت . از طرف دیگر جهانشاه، کلاهدوز خوبی سراغ نداشت تا طرح هایش را به او بدهد و برای نمایش خود از آن کلاه ها استفاده کند، در عوض کیف های مدل موت که هر دو دست در داخل کیف قرار می گیرد به نمایش گذاشته شده بود و روی لباس های شب پولک و منجوق دوزی دیده می شد.

این لباس ها بیشتر به رنگ سیاه و قهوه ای و قیمتشان به عنوان مثال برای پیراهن بعدازظهر ۵۰ تومان و پالتوها ۱۰۰ تومان بود . نمایش دو ساعت و نیم طول کشید و اتفاقاً نه تنها خانم های حاضر در مجلس، بلکه تمام آنها که وصف نمایش خیره کننده خیاطخانه جهانشاه را شنیده بودند ، استقبال زیادی از جادوی مد او کردند.

مانکن های باحیا
مانکن هایی که باید لباس های این برنامه در تن آنها نمایش داده می شد از بین خانم ها و دختران دوست و آشنا انتخاب شده بودند. خوشبختانه چون محیط خیاطخانه و این برنامه خاص کاملاً زنانه بود، از طرف خانواده این مانکن های آماتور و خودشان مخالفتی صورت نگرفت. اما به هر حال آموزش طرز راه رفتن ، ایستادن و نمایش لباس دردسرهای زیادی داشت.

این دخترخانم ها بین ۱۸ تا ۲۵ سال سن داشتند و پرو و آماده کردن لباس هایشان ۳ ماه طول کشید. البته برخلاف تصور گیسوان مانکن ها ساده و بی آرایش بود، چون در آن زمان سلمانی رفتن و آرایش مثل امروز، امری عادی نبود. طفلی ها نه تنها بابت این مانکن شدن از زینت جهانشاه دستمزدی نگرفتند، بلکه تعدادی از لباس ها را هم خریدند و رفتند!

البته تخفیف مناسبی به آنها داده شد، ولی اجرت دوخت لباس در خیاطخانه برای دیگران به این شرح بود: لباس روز از ۱۱۰ تا ۱۵۰ تومان ، لباس شب بین ۲۰۰ تا ۲۵۰ تومان ، کت و دامن یا پالتو با روسری۳۰۰ تومان.

مد، زیبایی نمی آورد
زمانی که من کار خیاطی را شروع کردم وسایل به حد کافی نبود. ۱۲ سال از شروع کارم می گذشت که خانمی به نام آنتوانت که همکلاسم در دوران دبیرستان ژاندارک بود، دستگاهی به ایران آورد که قلاب کمر تهیه می کرد و منگنه می زد. حتی کسی نبود که کمر درست کند و مجبور بودیم کمر لباس ها را خودمان با دردسر زیاد در خیاطخانه تهیه کنیم.

گفتنی های جهانشاه از شروع کار بوتیکش زیاد است. اما ۱۰ سال پس از افتتاح خیاطخانه بود که او به فکر استفاده از طرح لباس های قدیمی در کار خود افتاد: با الهام از لباس های موزه مردم شناسی، مانتویی طراحی کردم که شبیه ردای مردان قدیمی بود و آستین های راسته گشاد داشت. این مانتو با استقبال زیادی روبه رو شد.

زینت جهانشاه عقیده جالبی در مورد مد و بازگشت آن در دوره های زمانی متوالی دارد. او می گوید: طی سال ها خیاطی به این نتیجه رسیدم که مد سیر دورانی دارد، مثلاً خیلی از مدل های مجموعه من بعد از سال ها دوباره متداول شدند.

اما نظر یک لیدر مد و طراحی که به مردم خوراک پوشاکی ! می دهد، درباره پدیده مد چیست؟ جهانشاه می گوید:شیک پوشی خیلی خوب است ولی نباید خیلی آلامد شد و دربست و چشم بسته از مد پیروی کرد. همیشه پیرو مد بودن، زیبایی نمی آورد بلکه رعایت اعتدال و شخصیت در لباس پوشیدن است که یک خانم را برازنده جلوه می دهد . به اعتقاد من یکی از اصول شیک پوشی خانم ها، همان ساده پوشی و رعایت تعادل مد است.

آخر داستان
زینت جهانشاه تا سال ۱۳۴۷ کار خیاطی را ادامه داد. در این مدت چندباری محل خیاطخانه اش را تغییر داد، تا این که بالاخره بعد از تولد دخترش زهراکم کم خود را بازنشسته کرد. او شروع کننده راهی بود که با تأسیس خیاطخانه های متعدد و رواج مد و مدگرایی در ایران، آرام آرام رشد کرده و حالا از مرز ۶۰ سالگی هم گذشته است.

No responses yet

Apr 17 2015

ممنوعیت کنسرت شجریان در ایران، ایرانی‌ها را به ترکیه کشاند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سیاسی,هنر

تابناک: با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع، باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد و به نوعی، انتقال محل میزبانی کنسرتی از ایران به دست‌یافتنی‌ترین نقطه اطراف ایران تعبیر شود…!

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه
پس از آنکه سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت یازدهم رسماً مهر تأییدی بر ممنوعیت برگزاری کنسرت‌های محمدرضا شجریان زد، وب‌سایت رسمی این استاد موسیقی سنتی کشورمان، ‌نظرسنجی در خصوص برگزاری کنسرت منتشر کرد؛ نظرسنجی که ‌به نوعی تلویحاً حکم بلیت‌فروشی را دارد و با توجه به جزئیاتش، مقدمه برگزاری کنسرت‌های شجریان برای ایرانی‌ها در کشور همسایه است و به نوعی مقدمه انتقال زمینه اجراهای زنده او در ایران برای ایرانی‌ها به نقطه‌ای نزدیک ایران است.

به گزارش «تابناک»، حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در زمان تبلیغات انتخاباتی و همچنین در فیلم تبلیغاتی‌اش از صدای محمدرضا شجریان استفاده کرد و از دوست داشتن صدای شجریان گفت و نشان داد ‌به او و صدایش علاقه‌مند است. بعد از پیروزی روحانی در انتخابات، این امیدواری نزد دوستداران شجریان به وجود آمد که او دوباره به صحنه بازگردد و اجرای زنده‌اش را از سر گیرد و نشانه‌هایی نیز در این زمینه مشاهده شد.

پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، محمدرضا شجریان به مناسبت‌ها و به طرق مختلف با دولت همراهی و همکاری و به شکل‌های مختلف از آن حمایت کرده است. این استاد موسیقی سنتی کشورمان ۲۶ مردادماه ۱۳۹۳ همراه با علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در مراسم دهمین سالگرد تأسیسس صندوق حمایت از روزنامه‌نگاران و هنرمندان حضور پیدا کرد و این گمانه پررنگ‌تر شد که صدور مجوز برای آلبوم‌هایش تسهیل شود و شاهد برگزاری کنسرتی تازه‌‌ با خوانندگی شجریانِ پدر باشیم.

شجریان که بعد از سال ۸۸ دیگر در ایران کنسرتی برگزار نکرد و تمام کنسرت‌هایش به خارج از کشور محدود ماند، بعد از پایان این مراسم در پاسخ به اینکه آیا در دولت جدید شاهد برگزاری کنسرت از سوی شما هستیم یا خیر، گفت: «امیدوارم شرایط فراهم شود و کنسرت برگزار کنیم. من به برگزاری کنسرت در ایران علاقه دارم‌».

آغاز بلیت‌فروشی برای کنسرت محمدرضا شجریان در ترکیه

پس از این سخنان، دوباره بحث صدور مجوز کنسرت برای شجریان مطرح شد و سرانجام مطالبی از نوش آبادی، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد نقل شد که واکنش کل دولت را در پی داشت و در نهایت نوش آبادی اظهار کرد، سخنانش تحریف شده و ‌این گونه آن را اصلاح کرد: «فاصله‌ای ایجاد شده است و امیدواریم وی کمک کند تا این فاصله کاهش پیدا کند. ما از حضور وی در عرصه هنر کشور استقبال می کنیم اما مسئولیت رسیدگی به صلاحیت‌های عمومی افراد را نداریم و بیشتر تخصص و توانمندی هنری افراد مورد توجه قرار می‌گیرد‌».

سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اما در تازه‌ترین گفت‌وگویش، سخنان بی‌سابقه‌ای را مطرح کرد و گفته است: «برخی افراد برای اجرای کنسرت دارای محدودیت قانونی هستند و ما بر اساس آن ضوابط مجوز‌ها را صادر می‌کنیم که بخشی از آن شامل همین مسأله است؛ یعنی افرادی که محدودیت و ممنوعیت دارند نیز لحاظ می‌شود که دست ما نیست و ما تنها موظف به رعایت آنها هستیم. ممنوع‌الفعالیت شدن افراد ربطی به وزارت ارشاد ندارد. ایشان محدودیت‌هایی دارند که توسط نهادهای دیگر قرار داده شده است و دست ما نیست‌».

با این اعلامِ موضع صریح وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشخص شد بعید است در این دوره تغییری در وضعیت محمدرضا شجریان و برخی از مسائل مشابه رخ دهد و وضع به همین روال بر جای خواهد ماند و شاید همین ناامیدی از تغییر اوضاع باعث شده تا شجریان در پی برگزاری کنسرت در نزدیکی ایران با محوریت ایرانیان باشد؛ رویکردی که برخی خوانندگان آن سوی آب نیز در پیش گرفته‌اند و باعث شده شاهد ارزبری از این بخش به ارمنستان، ترکیه، کردستان عراق و امارات متحده باشیم.

در همین راستا، وب‌سایت رسمی استاد محمدرضا شجریان با انتشار یک نظرسنجی که در شبکه‌های اجتماعی انعکاس داشته، آورده است: «گروه برگزاری کنسرت‌های استاد شجریان در نظر دارد کنسرتی در شهر استانبول کشور ترکیه برگزار نماید. به همین منظور، نظرسنجی جهت راحتی بیشتر عزیزانی که مایل به شرکت در این برنامه هستند صورت می‌گیرد. ما را در این امر یاری بفرمایید. در صورت هماهنگ شدن برنامه در کشور ترکیه با شما تماس خواهیم گرفت تا بلیت خود را تهیه فرمایید. لازم به ذکر است که شرکت در این نظرسنجی دلیل بر رزرو بلیت نمی‌باشد‌».

در این نظرسنجی که با دریافت تاریخ ایمیل و تلفن تماس همراه است، پرسیده شده ‌ «کدام یک از تاریخ‌ها برای شما مناسب‌تر است؟ ۱ـ اواخر اردیبهشت ماه ۹۴؛ ۲ ـ اواخر شهریورماه ۹۴؟» و همچنین درباره تعداد بلیت‌های مورد درخواست نیز پرسش شده است؛ اتفاقی که عملاً به منزله انتقال کنسرت‌های این خواننده سنتی به کشور همسایه خواهد بود و واکنشی قابل ملاحظه به اعلام موضع رسمی در خصوص ممنوعیت فعالیتش در ایران محسوب می‌شود. سوای اینکه زمینه‌سازی برای بلیت‌فروشی در قالب نظرسنجی تا چه میزان قابل پذیرش است، این پرسش پیش روست که آیا چنین اتفاق با منافع ملی کشور، نسبت مستقیم یا نسبت معکوسی دارد؟!

No responses yet

Mar 18 2015

لغو کنسرت‌ها؛ از زیان‌ مالی تا ورشکستگی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: چهره‌های سرشناس موسیقی ایران در نشستی به افزایش محدودیت‌ها در کار موسیقی اعتراض کردند

کارزار صنف موزیسین‌ها در خانه موسیقی و سخنان انتقاد آمیز و معترضانه آنها نسبت به وقایع اخیر و لغو کنسرت‌ها و نیز سخنان نسبتا دو پهلوی هادی صادقی( معاون فرهنگی قوه قضاییه) در اوایل هفته جاری از برزخ پیش روی اهالی موسیقی خبر می‌دهد. از فشار تازه‌ای که حداقل تا به امروز با چنین شدتی حس نمی‌شد. فشاری که می‌توان آن را به قطع کردن یکی از منابع اصلی حیات اقتصادی آنها تعبیر کرد؛ جلوگیری از برگزاری کنسرت‌ها.

برگزاری کنسرت برای برخی از هنرمندان موسیقی که از شهرت و معروفیتی در میان مردم برخوردارند به رغم هزینه‌های سنگینی که دارد،‌ همچنان مهمترین محل کسب درآمد و سودآوری است، لذا قطع و متزلزل ‌کردن این منبع، عملا بریدن شریان اقتصادی پیشه آنها به شمار می‌آید.

لغو پیاپی کنسرت‌های موسیقی در چندماه اخیر جدای از آسیب‌های معنوی، تهیه‌کنندگان و دست‌اندرکاران این گونه کنسرت‌ها را نسبت به آینده این حرفه دچار تزلزل و تردید ساخته است و به همین دلیل است که ماندگاری این شغل بسیار لغزان و غیرثابت است و تا به امروز چندین تهیه‌کننده کنسرت یا ورشکست شده‌ و یا اینکه مجبور به تغییر شغل شده‌اند.

۱۵ شرکت موسیقی فعال هستند

در سوی دیگر تولید آلبوم‌های موسیقی به دلیل عدم رعایت قانون کپی‌رایت توسط مردم و نیز مخاطبان، با زیان مالی برای شرکت‌های موسیقی روبرو شده است. برابر آماری که رامین صدیقی، مدیر نشر هرمس در سمینار سه دهه موسیقی در سال ۸۷ و در بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر ارائه داد”از میان ۱۲۰ ناشر و شرکت خصوصی موجود در حوزه موسیقی تنها ۱۵ مورد آنها فعال هستند.”

یک سال بعد(پاییز ۸۸) محمدرضا لطفی،‌آهنگساز نامی که خود در زمان حیاتش، مدیریت موسسه آوای شیدا را عهده‌دار بود، در بروشور آلبوم شور خورشید نوشت: “تنها ۵ شرکت موسیقی فعالیت جدی دارند”این فعالیت قطعا با توجه به شرایطی که در چند سال اخیر دامن‌گیر اقتصاد ایران شده است،‌ از گذشته نیز دشوارتر شده است، ضمن اینکه اهل موسیقی نیز تاکنون فعالیت جدی درباره دفاع از حقوق صنفی خود صرف نکرده‌اند، بر خلاف اهالی سینما که با پی‌گیری‌های سفت و سخت عملا توانستند بخش‌هایی از مطالبات خود در حوزه کپی‌رایت را به سر منزل مقصود برسانند.

در یک دهه اخیر روند اقبال به موسیقی پاپ رو به گسترش و بر عکس اقبال به موسیقی سنتی روز به روز رو به کاهش نهاده است. سال ۱۳۸۵ که مرکز مطالعات موسسه همشهری،‌نظرسنجی‌ای درباره میزان اقبال شهروندان به موسییقی انجام داده بود،‌ “موسیقی پاپ با ۳۷ درصد از موسیقی سنتی با ۳۵ درصد پیش افتاده بود.” اکنون اما با توجه به روند رو به رشد موسیقی پاپ و سطح دسترسی مردم به انواع دیگر موسیقی در فضای مجازی، به نظر می‌رسد موسیقی سنتی اقبال کمتری را نیز شاهد باشد.

در یک دهه اخیر روند اقبال به موسیقی پاپ رو به گسترش و بر عکس اقبال به موسیقی سنتی روز به روز رو به کاهش نهاده است. سال ۱۳۸۵ که مرکز مطالعات موسسه همشهری،‌ نظرسنجی‌ای درباره میزان اقبال شهروندان به موسیقی انجام داده بود،‌ “موسیقی پاپ با ۳۷ درصد از موسیقی سنتی با ۳۵ درصد پیش افتاده بود.” اکنون اما با توجه به روند رو به رشد موسیقی پاپ و سطح دسترسی مردم به انواع دیگر موسیقی در فضای مجازی، به نظر می‌رسد موسیقی سنتی اقبال کمتری را نیز شاهد باشد. این اقبال کم سبب شده است تا در چند سال اخیر برخی نهادهای دولتی و خصوصی بزرگ که امکان بودجه گزاری برای جشن‌های سالانه یا خاص را دارند، بیشتر از هنرمندان وگروه‌های موسیقی پاپ برای مراسمشان دعوت کنند تا هنرمندان موسیقی سنتی.

این رویکرد به کاهش بخشی دیگر از درآمدهای اهالی موسیقی سنتی سوق پیدا کردن این درآمد به سمت رقبایشان در حوزه پاپ انجامید. در چنین شرایطی است که برگزاری کنسرت در سالن‌های موسیقی اهمیتی دوچندان می‌یابد. اما مشکل این است که برگزاری کنسرت در سالن‌های ایران پیچیدگی‌های بسیاری دارد و تهیه‌کنندگان موسیقی معتقداند باید کفش‌های آهنین داشت تا بتوان چنین مسیری را پیمود و به سلامت از‌ آن بیرون آمد. این فرآیند در شهرستان‌ها بسیار دشوارتر از تهران است.

مقدمات و معضلات برگزاری کنسرت

برای برگزاری هر کنسرتی،‌ تهیه کننده اثر باید سابقه‌ای در این کار داشته باشد. بعد از این مرحله فرد باید درخواست رسمی برگزاری کنسرت با آوردن نام دقیق گروه و جزییات اجرا( همانند نام قطعات و نوازندگان و اشعار ) را به بخش نظارت و ارزشیابی شعر و موسیقی وزارت ارشاد ارائه کند. در مرحله بعد شورای موسیقی با فعالیت یادشده موافقت کرده و برگزاری کنسرت به تایید اداره امکان نیروی انتظامی می‌رسد. پیش از این مرحله البته مکان برگزاری کنسرت هم باید تعیین شده باشد. در همین مرحله است که رقم‌های اجاره سالن و نیز محدودیت تعداد سالن‌های با جمعیت زیاد کار را برای اهالی موسیقی با دشواری روبرو می‌سازد.

در دوره وزارت عطالله مهاجرانی به یکباره اعلام شد که برگزاری کنسرت در سالن‌های ورزشی ممنوع است. اگر چه هیچ‌گاه مشخص نشد که چه نهادی پشت چنین دستوری است، اما همین مسئله سبب شد تا عملا و به خصوص در تهران برگزاری کنسرت در سالن‌های ورزشی ممنوع شود. در شهرستان‌ها گاهی کنسرت‌هایی در سالن‌های ورزشی برگزار می‌شد.
معترضان در بوشهر خواهان برکناری مقام‌های مسئول شده بودند

وجود تعداد اندک سالن‌های بزرگ( عرضه کم)‌و تقاضای زیاد در میان موزیسین‌ها سبب شده است تا قیمت اجاره سالن‌ها در تهران به شکلی سرسام آور بالا برود،‌ ضمن آنکه اکثر سالن‌ها رقم‌های پیش پرداخت دریافت می‌کنند تا اگر به هر دلیلی کنسرت برگزار نشد،‌ آنها بتوانند بخشی از پول را دریافت کنند.

در سال ۸۸،‌ محمدرضا لطفی در گزارشی که از برگزاری کنسرت در بولتن شماره هفت آوای شیدا انعکاس داد،‌ قیمت بلیت در سالن‌های مهم تهران را روی کاغذ آورد.

به نوشته آقای لطفی” قیمت سالن‌های کنسرت برای یک شب اجرا به شرح زیر است: – سالن وزارت کشور ۳۰ هزار دلار(۳۰ میلیون تومان) برای یک شب(سه هزار صندلی) – سالن برج میلاد،۲۰ هزار دلار(۲۰ میلیون تومان)(۱۸۵۹ صندلی) – سالن کاخ نیاوران،۲۴هزار دلار(۲۴ میلیون تومان)(سه هزار صندلی) – سالن سعد‌آباد، ۲۰ هزار دلار همراه با سیستم صوتی و صندلی(۵ هزار نفر) – تالار وحدت هر شب ۱۲ هزار دلار با سرویس‌های لازم.

بر این هزینه‌ها باید دریافت مبلغی توسط اداره اماکن نیروی انتظامی را هم افزود، موردی که همه گاه با اعتراض هنرمندان روبرو بود و هیچگاه هم مشخص نشد که دریافت این رقم از سوی نیروی انتظامی بر اساس چه قانون و ملاکی است؟ دستمزد عوامل موسیقایی هر کنسرت ،‌به خصوص خوانندگان که بیشترین دستمزد را می‌گیرند،‌از ده میلیون تا ۳۰ میلیون برای هر اجرا، سبب می‌شود تا کار برای تهیه کننده این گونه کنسرت‌ها دشوارتر از همیشه شود.

مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد(پیروز ارجمند) در گفت وگویی با روزنامه شرق از “فعالیت ۳۵ هزار نفر در شغل‌های مرتبط با برگزاری کنسرت در سراسر کشور” خبر داد و گفت که “لغو کنسرت‌ها ضریب ناامنی را در این پیشه بالا خواهد برد”. همزمان با او مجید احدزاده، تهیه‌کننده گروه اشتیاق نیز به این روزنامه گفت: “به دلیل لغو کنسرت یک ساعت قبل از اجرا بیش از ۸۰ میلیون تومان متضرر شده است.”

دو سال بعد که قیمت دلار به شیب بالایی رسید، وضعیت قیمت‌ها به دلیل نبود کشش در بازار تقاضا افزایش چندانی نیافت،‌اما ترفندی تازه سبب شد تا هنرمندان موسیقی پاپ بتوانند بیشترین بهره‌ را از این رویکرد به دست آورند.

اجرای دو تا سه بار کنسرت در یک شب راه حل میانه‌ای بود که البته تنها هنرمندان موسیقی پاپ امکان برگزاری و اجرای آ‌ن را داشتند، چرا که هنرمندان موسیقی سنتی، به خصوص خواننده، انرژی بسیاری را در هر اجرا صرف می‌کند که در عمل رمقی برای او در اجرای دوبار یک روز را امکان پذیر نمی‌سازد.

ناامنی شغلی برای ۳۵ هزار ایرانی

مدیر دفتر موسیقی وزارت ارشاد(پیروز ارجمند) در گفت وگویی با روزنامه شرق از “فعالیت ۳۵ هزار نفر در شغل‌های مرتبط با برگزاری کنسرت در سراسر کشور” خبر داد و گفت که “لغو کنسرت‌ها ضریب ناامنی را در این پیشه بالا خواهد برد”. همزمان با او مجید احدزاده، تهیه‌کننده گروه اشتیاق نیز به این روزنامه گفت ” به دلیل لغو کنسرت یک ساعت قبل از اجرا بیش از ۸۰ میلیون تومان متضرر شده است.”

در قوانین و آیین‌نامه‌های ارشاد و در حوزه کتاب و سینما و برابر رای دیوان عدالت اداری، هر اثری که با مجوز وزارت ارشاد امکان انتشار پیدا کند و سپس لغو شود،‌ هزینه‌های آن را باید وزارت ارشاد متقبل شود، اما قانون گذار در برابر لغو برنامه‌های موسیقی توسط نهادهایی غیر از ارشاد سکوت کرده است و مشخص نیست چه نهادی یا کسانی باید این خسارت‌ها را جبران کنند.

اکنون باید منتظر ماند و دید که بعد از ایام نوروز فضا به سمتی حرکت خواهد کرد که روند تعطیلی کنسرت‌ها شدت و حدت افزونتری یابد،‌‌ یا آنکه قوه قضاییه و مسولان بالادستی خود دست به کار خواهند شد تا به حمایت از چیزی بپردازند که معاون قوه قضاییه از‌ آن به عنوان موسیقی فاخر و سنتی یاد کرده است.

No responses yet

Mar 14 2015

امیر جعفری: از خودمان لطمه می‌خوریم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

دویچه‌وله: تئاتر “پاییز” به نوشته و کارگردانی نادر برهانی مرند به دستور مجید سرسنگی مدیر تماشاخانه ایران‌شهرتوقیف شد. امیر جعفری بازیگر این نمایش به استفاده از کلمات “رکیک” از سوی مدیر تالار متهم شده است.

تئاتر “پاییز” به نوشته و کارگردانی نادر برهانی مرند به دستور مجید سرسنگی مدیر تماشاخانه ایران‌شهر توقیف شد. امیر جعفری بازیگر این نمایش به استفاده از کلمات “رکیک” از سوی مدیر تالار متهم شده است. او در گفت و گو با دویچه‌وله در خصوص مشکلات پیش آمده در خصوص این اجرا می‌گوید. جعفری در سال ۱۳۸۱ به خاطر ایفای همین نقش، موفق به دریافت جایزه دوم بازیگری مرد از جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر شده بود.
متن مصاحبه رو در دویچه وله بشنوید

No responses yet

Mar 09 2015

سرپناه برای زنان کارتن‌خوابِ شهر؛ بنی‌اعتماد جایزه‌‌اش را حراج کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,هنر

رادیوفردا: رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سینمای ایران، آخرین جایزه بین‌المللی‌اش را که برای فیلم «قصه‌ها» دریافت کرده است، به منظور ساخت سرپناهی برای زنان بی‌پناه به حراج گذاشت.

به گزارش ایسنا، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره «آسیاپاسفیک» که چند ماه پیش به خانم بنی‌اعتماد تعلق گرفت،‌ در حراجی بین‌المللی به معرض فروش گذاشته خواهد شد تا هزینه ساخت «خانه مهر» توسط یک موسسه خیریه برای زنان کارتن خواب شهر تهران تامین شود.

این کارگردان سینمای ایران که پیشتر و به هنگام سپردن جایزه‌های خود به موزه سینما، اعلام کرده بود که بعد از حیات، تمامی جوایزش به منظور تاسیس بنیادی برای حمایت از زنان آسیب دیده تحت نظارت فرزندانش “تندیس” و “باران” به فروش برسند‌، آخرین جایزه فیلم «قصه‌ها» را به این موسسه خیریه اهدا کرد.

​​خانم بنی‌اعتماد دراین باره به خبرگزاری مهر گفت: «زمانی که جوایز سینمایی خود را به موزه سینما اهدا کردم، گفتم وصیت می‌کنم که این جوایز در یک حراج بین‌لمللی به فروش برسند تا بشود از این طریق بنیادی برای ایجاد سرپناه برای بی‌پناهان شکل بگیرد.»

کارگردان فیلم سینمایی «روسری آبی» همچنین اعلام کرد:« در تلاش هستیم تا مکانی را برای استقرار این جایزه آماده کنیم تا بتوانیم یک حراج مناسب در سطح بین‌المللی برگزار کنیم و امیدوارم که این جایزه توسط ایرانی‌های داخل یا خارج از کشور، خریداری شود.»

جایزه ویژه هیات داوران «آسیاپاسفیک» جدیدترین جایزه بین‌المللی فیلم سینمایی «قصه‌ها» است که به رخشان بنی اعتماد تقدیم شده است.

طی چند روز آینده این جایزه به مکان احداث «خانه مهر» منتقل خواهد شد تا در فروشی بین‌المللی به بالاترین قیمت پیشنهادی به فروش رسیده و هزینه ساخت «خانه مهر» برای زنان بی‌سرپناه تامین شود.

فیلم سینمایی «قصه‌ها» آخرین ساخته رخشان بنی‌اعتماد، با وجود داشتن پروانه نمایش،‌ امکان اکران عمومی در سینماهای ایران را پیدا نکرده است. این فیلم از جمله آثاری است که کمیسیون فرهنگی مجلس ایران، ‌در نامه‌ای به وزارت ارشاد، خواستار توقیف و به نمایش درنیامدن آن شده است.

No responses yet

Mar 05 2015

شما بنیان‌گذار نظام و نیز رهبر کنونی را مرجع نمی‌دانید؟ تاجزاده: آقای یزدی! حرام‌خواری‌های گسترده را رها کرده‌اید و می‌گویید موسیقی حرام است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

کلمه: چکیده :من نگران مقابله نظری و عملی امثال جنابعالی با موسیقی نیستم چرا که به تجربه ثابت شده این تلاش ها به شکست می انجامد. مگر در 35 سال گذشته هرچه بیشتر در این جهت کوشیده اید کمتر نتیجه نگرفته اید؟ البته تهدید شما موجب تحریک بیشتر جریان خوارج مسلک و ضد فرهنگ و هنر می شود که یکی از وظایف مهم خود را پس از اسقرار دولت جدید، مقابله با موسیقی تعریف کرده اند….

سید مصطفی تاجزاده در نامه ای از زندان، به ادعای اخیر دبیر جامعه مدرسین حوزه علمیه قم مبنی بر حرام بودن موسیقی واکنش نشان داد و از او پرسید وقتی امام خمینی و رهبری فعلی، تک خوانی زنان را حرام نمی دانند، آیا آیت الله یزدی این دو رهبر نظام را مرجع نمی داند؟!

به گزارش کلمه، در نامه این زندانی سیاسی خطاب به یزدی، با اشاره به اینکه “تهدید شما موجب تحریک بیشتر جریان خوارج مسلک و ضد فرهنگ و هنر می شود”، از اینکه تکفیری های شیعه در اران نیز همنند خوارج مسلکان سنی و طالبان و القاعده و داعش و بوکوحرام، چهره ای زشت، قرون وسطایی، خشن و عقب مانده از اسلام ارائه می کنند، ابراز تاسف کرد و نوشت:

متن نامه تاجزاده به آیت الله یزدی بدین شرح است:

‌

به نام خدا

جناب آیة الله محمد یزدی

با سلام و احترام

در روزنامه شرق به نقل از جنابعالی خواندم که فرموده بودید: «آقای وزیر ارشاد! به معاونت موسیقی تان تذکر بدهید موسیقی حرام است. تک خوانی زن بدون تردید حرام است.همه مراجع مخالف هستد حتی هم خوانی هایی که در بین آن تک خوانی زن باشد هم حرام است. ترویج موسیقی اصولا حرام است… اگربه وظیفه تان عمل نکردید منتظر مخالفت باشید.» (شرق ۲۱/۱۱)

در این باب تذکر چند نکته را به شما لازم دیدم:

۱- اگر موسیقی حرام است چرا میان خوانندگان زن و مرد تفاوت قائل می شوید و اولی را عملا مجاز و دومی را حرام می خوانید؟! حتی متعرض هم خوانی نمی شوید اگر در بین آن تک خوان زن نباشد. برای روشن شدن تعارض گفتارتان یک حرام دیگر را جای موسیقی می گذارم تا ببینید چگونه اظهارنظر فرموده اید: « آقای وزیر! به معاون مشروبات الکلی خود تذکر دهید مشروب حرام است. شرب خمر زن بدون تردید حرام است حتی نوشیدن مشترک که در این بین زن به تنهایی پیمانه ای سرکشد، آن هم حرام است. ترویج شراب هم حرام است.» به راستی از این سخن سست تر می توان به زبان آورد؟!

۲- طبق فتوای بنیان گذار نظام و نیز رهبر کنونی نه تنها موسیقی که تک خوانی زن نیز حرام نیست. پس چرا می گویید همه مراجع مخالفند؟ آیا آن دو را مرجع نمی دانید یا معتقدید که آنان برای اسکات خصم و جلوگیری از سوء استفاده دشمنان حکم به حلیت موسیقی داده اند؟

۳- با توضیحات آقای علی جنتی معلوم شد که تذکر شما بلاموضوع و برپایه اطلاعات کذبی داده شد که بولتن های تکفیری در اختیارتان گذاشته بودند. آیا کار دشواری بود که قبل از تهدید موضوع را تلفنی از وزیر ارشاد جویا می شدید تا اینقدر زود تحریک و عصبانی نشوید؟

۴- سال هاست که کنسرت های ویژه بانوان برگزار می شود. حساسیت غیرعادی نشان دادن به نوار تک خوانی زنان چه معنایی دارد؟ بفرمایید مقلد رهبر فقید یا رهبر کنونی اگر علاقه مند به شنیدن آهنگ های این کنسرت ها باشد، چگونه می تواند آن را تهیه کند؟ آیا نمی دانید که به یمن ممنوعیت های موجود، بازار موسیقی در انحصار نوارهای غیرمجاز آن سوی مرزها قرار گرفته است؟ بنابر نظر شما انتخاب زنان ایرانی دوستدار موسیقی، نوارهای مجاز مردان است یا نوارهای غیرمجاز زنانی که از شبکه های ماهواره ای پخش می شود؟ هم چنان که نتیجه عدم نمایش سازهای ایرانی در صدا و سیما، منجر به ترویج سازهای غیرایرانی و عمدتا غربی شده است.

۵- برای نسل جوان چگونه می توانید این دوگانگی را توضیح دهید که کنسرت موسیقی زنان مجاز است اما پخش نوارهای آن حرام؟ به علاوه چگونه قادر به تبیین این تضاد هستید که باوجود حرام خواری گسترده از یکسو و مشکلات و کمبودهای عدیده از سوی دیگر به موسیقی چسبیده اید و حرمت آن را به رخ می کشید؟

۶- من نگران مقابله نظری و عملی امثال جنابعالی با موسیقی نیستم چرا که به تجربه ثابت شده این تلاش ها به شکست می انجامد. مگر در ۳۵ سال گذشته هرچه بیشتر در این جهت کوشیده اید کمتر نتیجه نگرفته اید؟ البته تهدید شما موجب تحریک بیشتر جریان خوارج مسلک و ضد فرهنگ و هنر می شود که یکی از وظایف مهم خود را پس از اسقرار دولت جدید، مقابله با موسیقی تعریف کرده اند و می کوشند به ویژه زنان را چه به عنوان خواننده و چه به منزله نوازندگان انواع سازها از این عرصه حذف کنند. آخرین ابتکارشان نیز قطع صدای میکروفن دو هم خوان زن در حین اجرای برنامه بود. این تلاش ها مذبوحانه است و دیر یا زود با مخالفت قاطع افکار عمومی پایان خواهد یافت.

۷- آن چه مرا متأثر و متأسف می سازد آن است که در دوره ای که خوارج مسلکان سنی از طالبان و القاعده تا داعش و بوکوحرام، چهره زشت، قرون وسطایی، خشن و عقب مانده از اسلام تصویر کرده اند، در ایران نیز کسانی بی توجه به تبعات منفی رفتار و گفتارشان در همین مسیر حرکت می کنند و بهانه به دست بدخواهان اسلام و تشیع و ایران می دهند. برای مثال در همین چند ماه گذشته علاوه بر تعرض های عملی به کنسرت ها، آقای مصباح گله کرد که چرا ساز و تنبور را موسیقی می خوانند و آن را جزء فرهنگ می شمارند و آقای سید احمد خاتمی گفت چون بچه هیئتی ها و سینه زنان به کنسرت موسیقی نمی روند برپایی آن ها لازم نیست. رئیس کمیسیون مجلس اصول گرا نیز اعلام کرد گسترش کنسرت های موسیقی در سراسر کشور بسترساز فساد است و شهرداری تهران هم به آموزش موسیقی در فرهنگ سراها خاتمه داد. نمی دانم در ماه های آینده برنامه تکفیری ها در مقابله با موسیقی چه خواهد بود اما امیدوارم شخص شما با درک شرایط و با دوراندیشی و همه جانبه نگری در امور فرهنگی اظهارنظر فرمایید.

با احترام

سید مصطفی تاجزاده

زندان اوین

اسفندماه ۹۳

No responses yet

Feb 27 2015

نصب دوباره تنديس فردوسی در سلماس

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,هنر

رادیوفردا: گزارش ها حاکی است که به دنبال اعتراض ها به برچيدن تنديس فردوسی از يکی ميدان های شهر سلماس در آذربايجان غربی، پنجشنبه هفتم اسفندماه بار ديگر تنديس فردوسی در اين ميدان نصب شده است.

خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، از سلماس گزارش داده است:«نصب مجدد تنديس خالق شاهنامه با انتقال دوباره مجسمه حکيم طوس به صورت شبانه در پنجشنبه شب انجام گرفته است.»

اين گزارش اضافه کرده است: «بنظر می رسد مجسمه فردوسی بعد ازاصلاح مختصر وانجام رنگ آميزی در محل قبلی خود نصب شده است.»

در جريان مراسم سالگرد انقلاب سال ۱۳۵۷ در ايران، اعضای شورای اسلامی شهر سلماس برداشتن تندیس فردوسی ازميدان ونصب تندیسی با مضمون انقلاب را برای اين ميدان مصوب کرده بودند.

​​گزارش ها حاکی از ان بود که در ۲۰ بهمن ماه سال جاری شهرداری سلماس اين مجسمه را از جا کنده و گفته برای معماری جديد «ميدان انقلاب» مسابقه‌ای برگزار می‌شود تا طرحی جديد برای ميدان تاييد شود.

اما اعتراض ها به اين اقدام شورای شهر و شهرداری سلماس باعث شده است تا بارديگر تنديس فردوسی در ميدان فردوسی اين شهر نصب شود.

برچيدن تنديس فردوسی و انتشار خبر آن درفضای مجازی، اعتراض زيادی در داخل و خارج از ايران به دنبال داشت.

در همين زمينه، بيست‌ويک تن از استادان زبان و ادب فارسی، شاهنامه‌پژوه و پژوهندگان تاريخ و فرهنگ ايران، با نوشتن نامه‌ سرگشاده‌ای به شهردار شهر سلماس در استان آذربايجان غربی ايران به برداشتن نام و تنديس فردوسی از ميدان فردوسی اين شهر در هفته گذشته اعتراض کرده بودند.

داريوش آشوری، عبدالمجيد ارفعی، حسن انوری، محمد جعفری‌قنواتی، سعيد حميديان، ابوالفضل خطيبی، اصغر دادبه، محمد دبيرسياقی، تورج دريايی، جليل دوستخواه، محمدتقی راشدمحصل، علی رواقی، نورالدين زرين‌کلک، روزبه زرين‌کوب، جلال ستاری، قدمعلی سرامی، ميرجلال‌الدين کزازی، مهدی ماحوزی، جلال متينی، و عليقلی محمودی‌بختياری امضاکنندگان اين نامه بودند.

اين ۲۱ چهره شاخص فرهنگی ايران که در ايران و کشورهای ديگر جهان مقيم هستند در اين نامه از جمله يادآور شده‌ بودند که فروسی در جايگاه يک چهره فرهنگی چنان پرآوازه است که در چند شهر مهم کشورهای اروپايی، از جمله رم، پايتخت ايتاليا، ميدان‌هايی به نام او و با تنديس‌هايی از پيکر او سال‌هاست که پابرجاست. به توصيف امضاء‌کنندگان «مايه‌ بسی شرمساری است که در ايران، سرزمين فردوسی، ميدانی را از تنديس و نام او بزدايند».

No responses yet

Feb 18 2015

قطع صدای زنان در کنسرت تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: ممانعت از اجرای زنان نوازنده یا همخوان روی سن در ایران تازگی ندارد، اما شدت آن در ماه‌ها و هفته‌های گذشته بالا رفته است. تاکنون این برخورد در شهرستان‌ها مشاهده شده بود، اما اکنون دامنه آن به تهران هم کشیده شده و در تازه‌ترین نمونه، میکروفون‌های زنان خواننده در کنسرتی در تالار وحدت قطع شده است. ​

به گزارش روزنامه شرق به نقل از یکی از شرکت‌کنندگان در کنسرت مراسم اختتامیه جشنواره تولیدات دانشجویی دانشجویان مراکز علمی و کاربردی فرهنگ و هنر در روز دوشنبه ۲۷ بهمن‌ماه، میکروفون‌های زنان همخوان ارکستر آکادمی هنر وابسته به دانشگاه علمی-کاربردی واحد چهار حین اجرا قطع شد.

​​روزنامه شرق از امین سالمی، رهبر ارکستر نقل کرده است: «گروه ما دارای یک خواننده مرد و دو همخوان زن بود. این موضوع هیچ وقت مشکل نبوده و ما ضمن پایبندی به قوانین جامعه، طبق قانون عمل کردیم. ظاهرا قبل از اجرا، شخصی که هویتش مشخص نیست، خواستار قطع صدای میکروفون همخوان های زن ارکستر شده است. بعد از تمام شدن اجرا، تماشاگران گفتند که صدای همخوان‌های زن از ميکروفون‌ها پخش نشده و پس از پیگیری‌هایی که انجام دادیم، متوجه شدیم صدای آنها تنها از طریق باندهایی که برای پخش صدا روی سن قرار داشته پخش شده است.»

آقای سالمی همچنین درباره آمران این کار گفته است: «وقتی برای بررسی این مشکل به سراغ صدابردار رفتم، او گفت که قبل از اجرا افرادی با بیسیم در دست به او دستور داده‌اند صدای همخوان‌های زن را قطع کند و هرچه اصرار کردم این افراد چه کسانی بوده‌اند، پاسخ روشنی نداد. تا کنون هم کسی پاسخگوی مشکل پیش آمده نبوده است.»

رهبر ارکستر آکادمی هنر گفت: «تماشاگرانی که متوجه قطع شدن صدای میکروفون‌های همخوانان زن شده بودند، گفتند زنان گروه ما نقش دکور روی صحنه را داشته‌اند و من از اینکه با زنان موسیقیدان ما چنین برخوردی صورت گرفته است، ناراحتم. این کار بدون اطلاع من و حتی بدون اینکه من دلیلش را بدانم صورت گرفته و شخصیت دو همخوان زن زیر سئوال رفته است. البته انتقاد من شخصی است و از جانب خودم صحبت می‌کنم. من پیش از شروع مراسم از ساعت ١١ تا ١٥:٣٠ برای تمرین گروه در سالن حضور داشتم و فکر می‌کنم در این مدت فرصت کافی وجود داشت که موضوع را به من بگویند.»

ممانعت از حضور زنان نوازنده در اصفهان

​​یک روز پیش از این اتفاق یعنی ۲۶ بهمن‌ماه، در جریان کنسرت همایون شجریان و برادران پورناظری عده‌ای در اعتراض به حضور سه زن نوازنده روی سن، در سئانس اول وارد سالن کنسرت شده و تلاش کردند مانع از آغاز اجرا شوند. درپی این جریان محمد قطبی مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان اصفهان با انتشار بیانیه مفصلی نسبت به حاشیه‌های کنسرت همایون شجریان واکنش نشان داد و نوشت: «اجرای همایون شجریان که با حمایت صریح شخص آقای استاندار صورت گرفت، نشانی بود از اقتدار آواز ایرانی و موسیقی محلی، اجرایی بود که با بند بند قوانین کشور مطابقت داشت و حریم‌ها و حرمت‌ها را رعایت کرده بود. آنان‌ که اعتراض دارند یا قانون را نمی‌شناسند یا خود را بالاتر از قانون می‌پندارند.»

تهدید پری ملکی در جشنواره موسیقی فجر

محدودیت حضور زنان روی سن در جشنواره موسیقی فجر نیز ادامه یافت. استاد آواز و موسیقیدان نامی پری ملکی به خاطر این تهدیدها از شرکت در کنسرت ۲۴ بهمن با گروه «خنیا» در ایوان شمس امتناع کرد. منصور ملکی، همسر پری ملکی در شرح این مورد به روزنامه شرق گفته است: «به دنبال حواشی که برسر همخوانی یا تک‌خوانی آلبوم «تو را ای کهن بوم وبر دوست دارم» پیش آمد، دست‌اندرکاران موسیقی نگران بودند و مسئولان جشنواره تهدید شده بودند که همخوان زن در جشنواره حضور نداشته باشد. این درحالی بود که جدول جشنواره منتشر و اطلاع رسانی شده بود.»

​​منصور ملکی همچنین گفت: «خانم ملکی علاوه بر اجرا در تالار شمس، قرار بود ٢٥بهمن هم اجرایی در کرج داشته باشد که یکی از مسئولان جشنواره در تماس با او این موضوع را بیان کرد که در صورت موافقت پری ملکی، همخوان زن در کنسرت حضور نداشته باشد و او هم باتوجه به برهم خوردن نظم احتمالی جشنواره، پیشنهاد را پذیرفت.»

توضيحات مدیر دفتر موسیقی

به گزارش ایسنا پیروز ارجمند، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این‌ باره توضیح داد: «گروه موسیقی “خنیا” دو همخوان زن و دو همخوان مرد دارد و شکل فعالیت‌شان نیز هیچ مشکلی ندارد، اما با مشورتی که در شب اجرا داشتیم، به این نتیجه رسیدیم که اجرا این‌گونه روی صحنه برود و در واقع این موضوع با توافق گروه انجام شد.»

​​آقای ارجمند درباره شرایط فعلی حضور زنان روی صحنه گفت: «متأسفانه درج خبرهای ناصواب که در واقع یک نوع، بی‌تقوایی خبری بود، بر شرایط تأثیر گذاشت. ما در دفتر موسیقی به جای این‌که به مسائل مهم‌تر بپردازیم، همیشه در حال جواب دادن هستیم تا شرایط را تلطیف کنیم و توضیح بدهیم که خطایی نکرده‌ایم.»

مدیرکل دفتر موسیقی با اشاره به بازبینی‌های فراوانی که پیش از انتشار آلبوم «تو را ای کهن بوم وبر دوست دارم» انجام شد و روشنایی و شفافی صدای خواننده زن از او گرفته شد، در بخش دیگری از سخنانش، اظهار کرد: «ما در این مدت، کارهایی را که در دولت قبل با عنوان همخوانی منتشر شده، بار دیگر کارشناسی کردیم و متوجه شدیم که در آن زمان، در برخی آثار صدای خواننده‌ی زن حتی بالاتر از صدای مردان بوده است و می‌توانم بگویم در آن آثار، نسبت صدای خواننده‌ زن به خواننده مرد، ۸۰ به ۲۰ بوده است.»

مسئولان فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی معمولاً تنها از پوشش صدای زنان با صدای مردانه و تطابق آن با قوانین کشور صحبت می‌کنند و تاکنون از حق فعالیت زنان در زمینه آواز دفاع روشن و صریحی نکرده‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .