اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'هنر' Category

May 25 2014

سازنده «هپی» و حامی روحانی در زندان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

خودنویس: کارگردان کلیپ جنجالی «هپی در تهران» هنوز در زندان است. او مسوولیت ویژه عکاسی از حسن روحانی برای کمپین انتخاباتی وی را بر عهده داشت و رنگ بنفش را برای روحانی انتخاب کرده بود.

ساسان سلیمانی که گفته‌ می‌شود کارگردان ویدیوی جنجالی «هپی» بوده است، با وجود آزادی رقصنده‌های این موزیک‌ویدیو، همچنان در زندان رجایی‌شهر کرج به سر می‌برد.

به گزارش کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، با این‌که به خانواده این کارگردان و عکاس ایرانی گفته شده بود که وی می‌تواند با تودیع وثیقه آزاد شود، مقام‌های مسوول با آزادی‌اش مخالفت کرده‌اند.

ساسان سلیمانی که متولد سال ۱۳۶۲ و فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی است، به عنوان کسی که رنگ بنفش را برای کمپین انتخاباتی حسن روحانی پیشنهاد کرد، شهرت دارد.

وی خود داستان انتخاب رنگ بنفش روحانی را این‌گونه تعریف می‌کند: «اسفند ۹۱ دوستانی از ستاد تبلیغاتی آقای روحانی خواستند پروژه عکاسی از ایشان را کارگردانی کنم. قراربود عکس‌های آتلیه‌ای از ایشان گرفته شود تا بتوانند در بیلبوردها و پوسترهای تبلیغاتی‌شان از آن‌ها استفاده کنند. قراربود عکاسی در ساختمان مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام انجام شود. چند روز قبل از این، یکی از مشاوران ایشان برای هماهنگی‌های لازم با من در تماس بود و از من خواست رنگی را به عنوان رنگ تبلیغاتی ایشان پیشنهاد بدهم».

روحانی خود شخصاً پس از صحبت با ساسان سلیمانی این انتخاب را می‌پذیرد و بنفش تبدیل به رنگ رییس آینده قوه مجریه جمهوری اسلامی می‌شود.

گفته می‌شود که در مدت بازداشت از خوابیدن سلیمانی جلوگیری شده و او وضعیت جسمی مناسبی ندارد. بر طبق گزارش‌های منتشر شده، رقصنده‌های آزاد‌شده‌ی ویدیوکلیپ هپی تحت فشار قرار داشتند تا در اعتراف تلویزیونی، کلیه مسوولیت‌های تهیه این موزیک ویدیو را به گردن ساسان سلیمانی بیاندازند.

این نخستین بار نیست که حامیان یا افراد مرتبط با حسن روحانی تحت فشار و بازداشت قرار می‌گیرند.

بعضی از همکاران روحانی در مرکز تحقیقات استراتژیک از جمله شاهین دادخواه هنوز زندانی هستند.

حسین نورانی‌نژاد فعال سیاسی عضو جبهه مشارکت که در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری به صورت فعالانه از رای دادن به روحانی دفاع می‌کرد، پس از بازگشت به ایران از استرالیا، در روز یکم اردیبهشت‌ماه توسط ماموران امنیتی در خانه‌اش بازداشت و به بند ۲ الف زندان اوین تهران منتقل شد.

—–
خودویس: از «سارا» برای کمک به تحقیق در این باره متشکریم.

No responses yet

May 14 2014

چرخش عاشقی و چوب خوردن «چرخنده» با «الهام» سید علی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,هنر

خودنویس: یکی از خوانندگان فیس‌بوک خودنویس: «خانم چرخنده یادتونه می‌گفتین هدف‌تون اینه که یه روز با وجود پوشش اسلامی و اجباری می‌خواین اولین کسی باشین که سکسی بودن یه زن رو با بادی لنگوییج تو سینما به مردم القا کنید؟! و…. و…. و…. حرفای دیگه! هاه… زود رنگ عوض کردین خانم!»

در ایام نوروز، ویدئویی از خانم الهام چرخنده، بازیگر سینما و تلویزیون، منتشر شد که در اولین دقایق تحویل سال، در شبکه چهار سیما، با اشتیاق و شعف بسیار سال نو را به رهبر جمهوری اسلامی تبریک می‌گفت. وی در این پیام تلویزیونی بیان داشت: «اولین تبریکم را عرض می‌کنم به رهبر عظیم‌الشأن کشورم، حضرت سید آیت‌الله علی خامنه‌ای، آقا جان، عیدتون مبارک!»

این پیام تبریک، با واکنش‌های فراوانی در فضای واقعی و مجازی روبه‌رو شد. روز گذشته الهام چرخنده، با حضور در مراسمی با عنوان «جشن فرهنگ و هنر انقلاب» در دانشگاه تهران، که تعدادی از فعالان حکومتی سینما و تلویزیون، از جمله فرج‌الله سلحشور و نیز جمعی از بسیجیان در آن حضور داشتند، اشاره‌ای داشت به بخشی از این واکنش‌ها؛ از جمله ضمن ابراز کمردرد، بیان داشت که «به جرم عاشقی [خامنه‌ای] مرا با چوب زدند». وی همچنین با انتقاد از فضای فرهنگی کشور، از ضرورت یک ۹ دی فرهنگی سخن گفت و در پایان، روز پدر را به رهبر جمهوری اسلامی تبریک گفت.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، «جشن فرهنگ و هنر انقلاب به منظور تقدیر از جوانان هنرمند جبهه فرهنگی انقلاب با حضور تعدادی از اهالی عرصه فرهنگ و هنر به همت انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه تهران در تالار چمران این دانشگاه برگزار شد. محمدرضا سرشار، حجت‌الاسلام زائری، انیسیه شاه‌حسینی، جمال شورجه، فرج‌الله سلحشور، علی‌محمد مودب، جهانگیر الماسی و سیدضیاءالدین دری دراین مراسم حضور داشتند.»

به گزارش تیرپرس، چرخنده به تازگی از همسر خود فرشید نوابی جدا شده و این همایش، اولین حضور رسانه‌ای او بعد از طلاق بوده است.

الهام چرخنده بعد از سخنرانی در دانشگاه تهران و تقدیر از او توسط فرج‌الله سلحشور و جمعی دیگر از بازیگران تلویزیون و سینما، به عنوان «هنرمند ارزشی» در برنامه زنده شبکه اول تلویزیون ایران و در ساعتی پربیننده حاضر شد و سخنانی مشابه دانشگاه تهران بیان داشت. فرج‌الله سلحشور، در مهرماه سال ۱۳۹۰ در اظهاراتی جنجالی، سینمای ایران را به فاحشه‌خانه تشبیه کرده بود.

این بازیگر، همچنین به عنوان «یار دوازدهم» در جام جهانی برزیل، تیم ملی ایران فوتبال ایران را همراهی خواهد کرد.

چرخنده در سخنان خود در دانشگاه تهران که با تشویق مکرر بسیجیان همراه بود، بیان داشت:

«دقیقا بعد از پخش این ویدئو بود که من از شبکه‌های مختلف منافقین، صدای آمریکا، مخالفین و خیلی جاهای دیگه، دوستان نازنین‌مون در عرصه سینما خیلی لطف داشتند به بنده حقیر، و پیامک‌های مختلف، فهمیدم که چقدر از دست‌مون ناراحت هستند و چقدر ناراحت شدند از این کلام من…؛ دلم شکست، ولی همان لحظه بود که یاد فرمایش حضرت امام افتادم که زمانی شما ناراحت شوید که دشمنان‌تان از شما تعریف کنند…؛ بعد از این جریان وقتی که تلویزیون‌های مختلف شروع کردند به فحاشی، تهمت و تهدید، «صدای آمریکا»، «من و تو»، و این شبکه‌هایی که نشسته‌اند آن‌ور دنیا به دور از خاک وطنم، میهنم، مردمم، رهبرم، نشستند مرده باد و زنده باد سر می‌دهند، که چنان کنید و چنان کنید؛ جالبه که من سینماگر می‌فهمم که اصلا حالش هم حال خوبیه! جنسش هم جنسش خوب بوده!.. در شب تولد پسرم، شیشه‌های ماشینم را شکستند. تازه آنجا گفتم یا علی حواست هست؟ من دارم می‌فهمم که غربت شیعه چقدر سخت بوده… همان شب گفتم یا علی می‌بینی «ما را به جرم عاشقی با چوب می‌زنند!… همچنان که اینجا ایستادم کمرم درد می‌کند، برای اینکه دیشب دوباره ما را به جرم عاشقی با چوب زدند، اما همچنان ایستادیم…»

چرخنده همچنین گفت: «با افتخار می‌گویم که قاری قرآن مهدیه تهران بودم و سال‌ها در بخش بسیج مساجد نقاشی تدریس کردم. از سال ۷۹ وارد سینما شدم، اما فکر می‌کنم دیگر زیاد تصویرم را نبینید، برای اینکه برایم پیغام دادند که خانم الهام چرخنده سینمای ما جای چنین زنانی نیست. واقعا هنوز برایم این علامت سؤال هست که این فضای فرهنگی و سینمای ما جای چه جور زن‌هایی است؟ چی شد که ارزش‌ها در کشور ما تبدیل به ضد ارزش شد؟ من فکر می‌کنم که بخش فرهنگی ما احتیاج به یک ۹ دی فرهنگی دارد.»

الهام چرخنده در پایان گفت یک بسته فرهنگی برای دشمنان کنار گذاشته‌ام؛ این بسته فرهنگی، پیام تبریک او به علی خامنه‌ای به مناسبت روز پدر بود: «می‌خواهم تولد آقا امیرالمؤمنین را به حضرت آقا، رهبر عظیم‌الشان کشورم تبریک بگویم و بگویم این بار آقا ان شاء الله که سایه‌تون مستدام باشه، روز پدر بر شما مبارک!»

یکی از مخاطبان صفحه فیس‌بوک خودنویس، در واکنش به این سخنان الهام چرخنده نوشته است:

«خانم چرخنده امیدوارم این کامنت رو ببینید، عقیده شما محترم و به خودتون ربط داره، ولی می‌دونین از چی حرصم می‌گیره؟ ای کاش ای کاش، اون سالی که تو آتلیه هنری آرام تو خیابون گلبرگ غربی، وقتی شما رو دیدم یه دوربین یا ضبط صوت داشتم و حرف‌های اون روزتون رو ضبط می‌کردم! مخاطبتون من بودم و مدیر آتلیه، یادتونه می‌گفتین هدف‌تون اینه که یه روز با وجود پوشش اسلامی و اجباری می‌خواین اولین کسی باشین که سکسی بودن یه زن رو با بادی لنگوییج تو سینما به مردم القا کنید؟! و…. و…. و…. حرفای دیگه! هاه… زود رنگ عوض کردین خانم!»

No responses yet

May 11 2014

اجرای کنسرت بدون حضور خواننده برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران؛ وحید تاج: امنیت جانی نداشتم و با اسکورت پلیس رفتم!+ویدیو

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

تابناک: اشتیاق مردم عزیز و هنردوست و تشویق‌های بی‌امانشان باعث شد تا لباس کنسرت بپوشم و در بین تماشاچی‌ها به دیدن کنسرت بنشینم. در پایان روی صحنه رفتم تا از مردم تشکر کنم، در این حین خاک مهرآیین با صدای بنده در سالن پخش شد و تشویق‌های بی‌امان مردم و چشمان اشک‌آلود من که ناگهان به صحنه حمله شد و…‌ ویدیویی از لحظات ملتهب این کنسرت را در «تابناک» تماشا کنید.

کنسرت موسیقی سنتی گروه مسیحا با صدای وحید تاج، خواننده برجسته موسیقی سنتی در یزد با اقدام غیرقانونی برخی گروه‌ها روبه‌رو شد و در حالی که نوازندگان روی صحنه می‌نواختند، این خواننده اجازه رفتن روی صحنه را پیدا نکرد و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، کنسرتی بدون خواننده برگزار نشد؛ اما این پایان ماجرا نبود و در ادامه حمله همین گروه‌ها را به سنِ میزبان موسیقی دیدیم؛ اتفاقی که انتظار می‌رود با اقدامات لازم هیچ‌ گاه در تاریخ موسیقی کشورمان تکرار نشود.

به گزارش «تابناک»، «کنسرت وحید تاج دارای مجوز وزارت‌ فرهنگ‌ و‌ ارشاد اسلامی، نیروی انتظامی و اماکن بود اما عده‌ای از ورود مردمی که بلیت ‌داشتند به سالن جلوگیری کردند. این در حالی است که کنسرت باید ساعت ۲۰ پنجشنبه ۹۳/۲/۱۸ برگزار شود و هم اکنون ساعت ۲۴ است و مردم پشت درهای بسته به انتظار ایستاده‌اند. مسئولین به رغم دادن مجوز ‌قانونی هیچ کاری در مقابل این خودسر نکرده‌اند. (گویا قانون مکتوب خود را قبول ندارند)».

این اطلاعی بود که وحید تاج، خواننده برجسته موسیقی سنتی پنجشنبه بر روی صفحه‌اش منتشر شد و شگفتی در پی داشت. بر پایه اطلاعات منتشره، شب هجدهم اردیبهشت، سانس اول این کنسرت از ساعت ۱۸ تا ۲۰ بدون مشکل برگزار شد؛ اما قبل از برپایی سانس دوم که از ساعت ۲۰:‌۳۰ برنامه‌ریزی شده بود، جمعی کمتر از ۵۰ تن در محل ورودی سالن جمع شده و با تهدید خواستار لغو کنسرت شده از ورود ۷۰۰ تن از مردم شریف یزد که پشت در مانده بودند، جلوگیری کردند.

وحید تاج درباره روند برگزاری این این کنسرت در گفت‌و‌گو با «تابناک» یادآور شد: معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد هم که در این محل حضور یافته بود، از این جمع معترض کمتر از ۵۰ تن خواست تا با حضور در دفترش، راهنمایی‌اش کنند! به دنبال این اعتراض معاون سیاسی امنیتی استانداری یزد و فرماندار این شهر به همراه معاون هنری ارشاد در محل حضور یافتند. محمود شاکری شمسی فرماندار یزد ضمن بیان سوابق خود در جبهه و جنگ، گفت ما نباید انتظار داشته باشیم همه یک سلیقه داشته باشند و از اجراگر برنامه‌‌ درخواست کرد که برنامه را بدون خواننده ‌روی صحنه ببرد.

این هنرمند کشورمان ادامه داد: سرانجام‌ ‌ساعت ۲۳:‌۳۰ در سالن‌ با سه ساعت دیرکرد باز شد و برنامه بدون حضور بنده و توسط آقای حبیبی که در واقع آهنگ‌ساز آثار گروه مسیحا و بودند و خواننده نبودند، اجرا شد و جمعیت سالن با تشویق‌های یکپارچه خواهان حضور خواننده به روی صحنه بودند که گروه یک قطعه‌سازی به احترام مردم اجرا و از مردم عذر‌خواهی کردند. در ‌‌نهایت لحظاتی جلو‌ صحنه رفتم و به ابراز احساسات مردم پاسخ دادم. در حالی که برنامه تمام شده بود شمار اعضای این گروه افزایش یافت و با اسکورت نیروهای انتظامی به محل اقامت خود بازگشتم.

وحید تاج: امنیت جانی نداشتم و با اسکورت پلیس رفتم!+ویدیو

دارنده مقام نخست جهان برای اجرای قطعه پارسی به همراه ارکستر سمفونیک ایتالیا، درباره شب دوم برگزاری این کنسرت گفت: برای جلوگیری از اتفاقات شب اول قرار شد، بنده به صحنه نروم و گروه به تنهایی اجرا کنند؛ اما یکی از حاضرین با صدای بلند فریاد زد که ما برای شنیدن صدای وحید تاج آمده‌ایم. اشتیاق مردم عزیز و هنردوست و تشویق‌های بی‌امانشان باعث شد تا لباس کنسرت بپوشم و در میان تماشاچی‌ها به دیدن کنسرت بنشینم. در پایان ‌روی صحنه رفتم تا از مردم تشکر کنم، در این حین خاک مهرآیین با صدای بنده در سالن پخش شد و تشویق‌های بی‌امان مردم و چشمان اشک‌آلود من که ناگهان به صحنه حمله شد و… .

این خواننده موسیقی سنتی کشورمان خاطرنشان کرد: در‌‌ همان لحظاتی که این اتفاقات در سالن در حال رخ دادن بود و امنیت عمومی توسط عده‌ای محدود به خاطر افتاده بود و بی‌قانونی رخ می‌داد، آهنگ بنده که دو سال پیش برای تلویزیون استانی یزد خوانده بودم و همچنان در حال پخش از این شبکه است، از تلویزیون استانی پخش می‌شد و بنده از رفتارهای غیرقانونی که رخ داده به شدت متحیر و ناراحت شدم. واقعیت آن است که بنده حتی امنیت جانی نیز نداشتم و با اسکورت از آن محل خارج شدم.

تاج در پاسخ به این پرسش «تابناک» که این اتفاقات بی‌سابقه در تاریخ موسیقی ایران با چه انگیزه‌ای توسط آن عده طراحی و اجرا شده، به انتشار پیامکی در یزد اشاره کرد که در آن آمده آهنگ «همراه شو عزیز» را سال ۸۸ خوانده است، گفت: من پیش از سال ۸۸ و در جشنواره موسیقی فجر برای نخستین بار به اجرای این آهنگ پرداختم و این موضوع در خانه موسیقی و آرشیو جشنواره ثبت شده و بنابراین تصور می‌کنم این مسأله تنها بهانه بوده و احتمال می‌دهم برخی مسائل شخصی در استان در پس پرده وقوع این اتفاق بوده است.

دیروز و امروز، رسانه‌های الکترونیک و مکتوب استانی نسبت به اتفاقات رخ داده در حاشیه این کنسرت اعتراض کرده‌اند و امروز نیز استاندار یزد در گردهمایی ائمه جمعه سراسر استان که در دفتر امام جمعه تفت برگزار شد، با اشاره به رویدادهای اینچنینی که درباره برنامه‌های سیاسی استان نیز در چند مدت اخیر رخ داده، در این زمینه هشدار داده است. نگرانی‌های از آنجا افزایش می‌یابد که واکنش مسئولان استان در قبال چنین رفتارهایی تنها تماشا بوده و اقدام به متفرق سازی این گروه و فراهم سازی زمینه برگزاری کنسرت نکرده‌اند و این قطعاً اتفاق ‌پذیرفتنی نیست.

این رویدادهای از آن جهت‌نگران کننده‌ است که تاکنون کنسرت‌ها تنها لغو می‌شد و سابقه نداشت کنسرت به زمان برگزاری برسد و بدون حضور خواننده‌اش برگزار شود و در واقع این اتفاق تازه‌ای محسوب می‌شد که باید واکنشی متناسب به عمق این فاجعه توسط مسئولان امر اندیشیده شود. اگر حداقل امنیت برای برگزاری برنامه‌های موسیقیایی، آن هم موسیقی سنتی دارای اصالت فراهم نباشد، آیا می‌توان امیدی به آینده حداقلی برای موسیقی ایران داشت؟

ویدیویی از لحظات ملتهب این کنسرت را در «تابناک» تماشا کنید.
داونلود

No responses yet

Apr 29 2014

بسته نگار؛ صفحات به جا مانده از خوانندگان و نوازندگان زن ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,هنر

No responses yet

Mar 03 2014

مست مستم – گروه مستان همای

نوشته: خُسن آقا در بخش: هنر

No responses yet

Feb 27 2014

بازخواست و ممنوع التصویری: نقش داریوش در دعوای دایی و مایلی‌کهن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,درگیری جناحی,سیاسی,هنر

روز: در سیمای جمهوری اسلامی که حتی نشان دادن ساز به مدت چند ثانیه، یک اتفاق ویژه و جنجالی محسوب می‌شود، سرمربی پیشین تیم ملی در یک برنامه زنده بسیار پرطرفدار، نام “داریوش”، خواننده ساکن آمریکا را بر زبان آورده است. محمد مایلی کهن که در افواه به مربی مطلوب حاکمیت معروف است پس از نام بردن از این خواننده و اعلام دوست داشتن او، در یک مصاحبه دیگر هم این موضوع را تکرار کرد و باعث شد تا رسانه‌های دیگر هم به کرات نام “داریوش” را تکرار کنند. در فضای مجازی هم این موضوع به شوخی و جدی دستمایه بحث قرار گرفته و شنیده می‌شود که این تابوشکنی محمد مایلی‌کهن، حداقل تاوانش ممنوعیت حضور در رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی است.

” داریوش رو دوست داشتم، الان هم دوست دارم”

آنهایی که فوتبال ایران را دنبال می‌کنند از دعواهای سابقه‌دار علی دایی و محمد مایلی‌کهن، بی‌خبر نیستند. دو بازیکن سابق پرسپولیس هر دو بازیکن و سرمربی تیم ملی بوده‌اند و زمانی که مایلی‌کهن سکان تیمی ملی را در اختیار داشت، دایی در تیم او بازی می‌کرد. اما با همه این اشتراکات، آب‌شان در یک جوی نمی‌رود و تاکنون بارها و بارها علیه یکدیگر صحبت کرده‌اند تا جایی که کار به شکایت و دادگاه هم کشیده است. حالا باز چند صباحی است که با بالا گرفتن بحران مالی در باشگاه پرسپولیس، مایلی‌کهن، این بار به عنوان پیشکسوت و دایی به عنوان سرمربی این تیم رودرروی یکدیگر قرار گرفته اند. برنامه بسیار پرطرفدار “نود” به تهیه‌کنندگی و اجرای عادل فردوسی‌پور هم مثل همیشه از چنین موضوعات داغی استقبال می‌کند اما در دقایق نخست بامداد سه‌شنبه، ششم اسفند ماه هیچ کس انتظار نداشت که در میانه دعوای دایی-مایلی‌کهن، پای داریوش اقبالی خواننده وسط بیاید.

قبل از روی آنتن رفتن برنامه نود، علی دایی در ادامه تقابل‌ اخیرش با مایلی‌کهن گفته بود: “برخی آدم‌ها هر لحظه رنگ عوض می‌کنند و قبل و بعد از انقلاب تیپ و قیافه‌شان هم تغییر کرده است. خوب است حالا من هم تی‌شرت مارک USA بپوشم؟” اشاره اوبه عکسی از محمد مایلی‌کهن در سال ۱۳۵۶ است که در کنار سه بازیکن دیگر، شلوار جین به پا دارد و تی شرتی پوشیده که رویش به انگلیسی نوشته شده: دانشگاه کالیفرنیا.

عادل فردوسی‌پور هم گویا با علی دایی موافق بود که این عکس مناسبی نیست و آن را در برنامه پخش نکرد اما مایلی‌کهن وقتی روی خط تلفن آمد، اعلام کرد که به این عکس افتخار می‌کند و اجازه داد تا آن را نشان بدهند. سرمربی سابق تیم ملی که از اوبا عنوان “حاجی مایلی” هم نام می‌برند، توضیح داد: “من هیچ‌وقت جانماز آب نمی‌کشم. من با کفش هم نماز شکر نمی‌خوانم. آن عکس برای ۳۷ سال پیش و قبل از انقلاب بوده؛ روی پیراهن من هم نوشته شده کالج کالیفرنیای آمریکا. آن زمان رژیم شاهنشاهی بود و همه زیر بلیط آمریکا بودند، پوشیدن این پیراهنی چه مشکلی داشت؟ اما بعد در این مملکت انقلاب شد و ایشان[علی دایی] بازی ایران با ازبکستان را تعطیل کرد تا برود تابعیت آمریکا بگیرد.”

وقتی مجری برنامه از او خواست که وارد مسائل شخصی نشود، قسمت داغ برنامه رقم خورد. مایلی‌کهن گفت: “تو اون عکس می‌بینید من ریش دارم؛ من داریوش رو دوست داشتم، الان هم دوست دارم اما یک سری کارهایش را نفی می‌کنم.” خنده فردوسی‌پور و بعد تلاش برای پایان دادن به مکالمه، واکنش به این تابوشکنی غیرمنتظره بود.(لینک فیلم)

به مسخره گرفتن ممنوع‌التصویر شدن

روزنامه فرهیختگان نخستین رسانه‌ای بود که از “ممنوع‌التصویر” شدن مایلی‌کهن خبر داد: از راهروهای صدا و سیما شنیده شد که محمد مایلی‌کهن قرار است دوباره ممنوع‌التصویر شود. ضمن اینکه او قبل از اینکه روی خط برنامه ۹۰ برود، در یک برنامه رادیویی هم حاضر شده و حرف‌های جنجالی بسیاری زده بود. البته ظاهرا فردوسی‌پور پس از اینکه برنامه به پایان می‌رسد، ۴۵ دقیقه‌ای در سازمان می‌ماند تا درباره کلیت ماجرا توضیحاتی ارائه کند. البته آنچه دیروز به گوش رسیده این است که تصمیماتی برای ممنوعیت پخش تصویر و صدای محمد مایلی‌کهن گرفته شده است.

اما گویا مربی اصولگرا و حامی احمدی‌نژاد، خیال کوتاه آمدن ندارد و روز چهارشنبه در مصاحبه‌ای با خبرآنلاین مواضع تندتری را هم عنوان کرد.

خبرنگار از او خواسته تا درباره حرف‌هایش در برنامه نود توضیح بدهد و جواب شنیده که “من روی آنتن زنده اسمش را آوردم. شما حتی می ترسی پشت تلفن اسمش را بیاوری. بعد می خواهی درباره‌اش حرف بزنی؟” و وقتی که خبرنگار می‌گوید می‌خواهد درباره داریوش حرف بزند، مایلی کهن جواب می‌دهد: “حالا که من گفتم ترست ریخت؟ نترس. حق می دهم که بترسی. بالاخره شما جوانی اما من زندگی ام شکل گرفته و دیگر توپ هم تکانش نمی دهد. مگر اینکه یک زلزله یا بلای آسمانی بیاید که همه چیز را خراب کند.”

او ممنوع‌التصویر شدن در صدا و سیما را هم به مسخره گرفته است: “وای خدای من. الان با این حرفی که زدی باید شب بروم خانه و خودکشی کنم. پسرم، من مگر کشته و مرده اینم که تو تلویزیون باشم؟ من یکسری باور دارم که پای اعتقاداتم هستم. حرف هایم را هم زدم. بدون ترس هم زدم. پای عواقبش هم هستم.”

او درباره “پارادوکس” متدین بودن و گوش دادن به موزیک و تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای هم توضیح داده است: “بابا خود شما ها به من این نشان را زدید. این را گفتید و بعد هرچه خواستید، به اسم اسلام در سرزمینی اسلامی مرا زدید. من بیچاره در بازی با کره وقتی ۶ گل به این تیم زدیم فقط دستم را به سمت آسمان گرفتم و گفتم خدایا شکرت. هر بار که گفتید رفتی جبهه گفتم هیچ وقت این سعادت را نداشتم. دیگر چه کار باید می کردم؟ شما رسانه‌ها می خواستید از من این چهره را بسازید و بعد هم علیه خودم استفاده کردید. مگر ننوشتید شب مسابقه تا صبح زیارت عاشورا و دعای کمیل می گذارد؟ بروید از بچه های تیم ملی این را بپرسید که آیا این طور بوده است؟ من اگر باور و اعتقادی دارم در زندگی شخصی خودم دارم و می بینید که آدمی نیستم که پنهانش هم بکنم.”

مایلی‌کهن به غیر از اینکه سری به موسیقی زده، از سیاست هم غافل نمانده و از شعار “مرگ بر آمریکا” هم انتقاد کرده است. اوضمن تاکید بر اینکه از “جنایت‌های آمریکایی‌ها” بیزار است، گفت: “اینکه شعار می‌دهیم مرگ بر آمریکا و پرچم این کشور را آتش می زنیم، اگر این تصاویر از یک آمریکایی پخش شود که دارد با پرچم کشور ما انجام می‌دهد، می خواهم از صفحه تلویزیون بروم تو و خفه اش کنم. این حس ممکن است در مردم آن کشور هم ایجاد شود. ولی مثلا ژاپنی ها این همه کشته به خاطر بمب های آمریکایی دادند. قطعا آنها هم کینه عمیقی از آمریکایی ها به دل دارند. اما آنها بهتر از ما مرگ بر آمریکایشان را عملی کردند. وقتی هر آمریکایی برای رفت و آمد باید از ماشین های ژاپنی استفاده کند یعنی مرگ بر آمریکا. وقتی تصاویر تلویزیونیشان باید از تلویزیون‌های ژاپنی پخش شود یعنی مرگ بر آمریکا، وقتی رئیس جمهور آمریکا مجبور است تلفن‌هایش را با تلفن پاناسونیک بزند یعنی مرگ بر آمریکا”

به گزارش فرهیختگان، این دومین‌ بار است که سرمربی سابق تیم ملی پخش صدا و تصویرش از صدا و سیما ممنوع می‌شود. بار اول زمانی پخش گزارشی از تلویزیون بود که در آن اعلام شد مایلی‌کهن در کرج باغ ۸۰۰ میلیون تومانی دارد. مایلی‌کهن هم در جواب گفت: “متاسفم که آقایان این گفته را از رسانه ملی پخش کردند. باغ ۸۰۰ میلیونی من جنب ویلای پنج میلیاردی ضرغامی است!” این جمله باعث شد تا او مدت زیادی صدا و تصویرش از شبکه‌های مختلف رادیویی و تلویزیونی پخش نشود تا بالاخره خودش اعلام کند که صدا و تصویرش از صداوسیما پخش نمی‌شود.

No responses yet

Feb 26 2014

10 نکته درباره لغو کنسرت احسان خواجه امیری: قدرت نمایی و قانون شکنی “فعالان فرهنگی”(!) همچنان ادامه دارد… آیا دولت همچنان سکوت می کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

عصرایران: جنگ یک استثنا بود نه قاعده و نمی توان همه عمر را با احساس جنگ سر کرد.خاطرات فداکاری ها را البته که باید پاس داشت و امنیت کنونی را قدر دانست اما این کار مستلزم محروم بودن از هنر نیست. درگیر جنگ شدن در سال های 59 تا 67 هم نباید به این معنی باشد که پس از جنگ دیگر به شادی و صلح و زندگی نیندیشند. اصل، صلح است و زندگی نه جنگ. این مردم اتفاقا بیش از دیگران به شادی و نشاط نیاز دارند.
عصر ایران؛ سروش بامداد- « کنسرت احسان خواجه امیری که قرار بود هفتم و هشتم اسفندماه در سالن نمایشگاه منطقه آزاد اروند برگزار شود به دلیل رعایت نکردن روال قانونی در گرفتن مجوز و همچنین بی توجهی به جایگاه رفیع شهرهای شهیدپرور آبادان و خرمشهر در آستانه آغاز حرکت عظیم فرهنگی کاروان های راهیان نور با اعتراض متدینین و فعالان فرهنگی آبادان مواجه و با رایزنی با مدیریت سازمان منطقه آزاد اروند اجرای این کنسرت لغو شد.»

این جملات برگرفته از خبری است که دیروز خبرگزاری فارس منتشر کرد. در ادامه هم به نقل از یک «فعال فرهنگی» اضافه شده است:

«ما مخالف شادی و ایجاد فضای نشاط در منطقه نیستیم ولی اجازه نمی دهیم برخی افراد بخواهند با سوء استفاده از موضوع نشاط در منطقه برای دستیابی به امیال مادی خود قانون را دور زده و باعث جریحه دار کردن خاطر مومنین و متدینین منطقه شوند.»

به این بهانه چند نکته را می توان یادآور شد:

1- متولی صدور مجوز برگزاری کنسرت موسیقی کیست؟ آیا به صرف اعتراض کسانی که از آنان با عنوان «متدینین و فعالان فرهنگی» یاد می شود می توان مجوز صادره از سوی دستگاه های مسوول مانند اداره کل ارشاد، نیروی انتظامی و نهادهای دیگر را نادیده گرفت؟ اگر روال قانونی در گرفتن مجوز طی نشده چرا همان دستگاه های مسوول واکنش نشان ندادند و موضوع به جمعی که به لحاظ حقوقی مبهم هستند نسبت داده می شود؟

2- اگر برگزاری کنسرت موسیقی بی توجهی به «جایگاه رفیع شهرهای شهید پرور» باشد این گزاره به آبادان و خرمشهر منحصر نیست و هر شهر دیگر ایران را نیز دربر می گیرد. مگر تهران و تبریز و اصفهان و دیگر شهرهای ایران چنین نیستند؟
با این حساب در هیچ جای این سرزمین نباید کنسرت موسیقی برگزار شود!

3 – با مهاجرت خوانندگانی چون شادمهر عقیلی و حمید طالب زاده و خیلی های دیگر که از دخالت های مکرر افراد غیرمسوول و انتظار فرساینده برای برگزاری کنسرت و مجوز فروش و عرضه آلبوم خسته شده بودند تصور می شد این رویه ها اصلاح می شود. اما به نظر می رسد کسانی که با تغییر دولت مناصب خود را از دست داده اند با عنوانی دیگر مانع می شوند. آنان قدرت دارند و این قدرت را یک روز از پشت میز و با عنوان مامور دولت احمدی نژاد اعمال می کنند و روز دیگر این طرف میز و با پشت گرمی به برخی دستگاه ها. بی آن که مشخص شود دقیقا که هستند.

4- هدف از تشکیل سازمان های مناطق آزاد این است که در حیطه خود اختیار کامل داشته باشند و از این رو گاه برای جذب مخاطب اقدام به برگزاری برنامه های متنوع می کنند. به عنوان مثال سازمان منطقه آزاد انزلی در شمال کشور از جمله سازمان هایی است که همه ساله به صورت رایگان حتی در ایام پرمسافر نوروز برنامه های متعددی به اجرا می گذارد و شور و تحرکی در منطقه ایجاد کرده است. سازمان منطقه آزاد اروند در جنوب نیز احتمالا چنین انگیزه ای داشته و نه درآمد زایی. آیا می توان یک سازمان اقتصادی در این سطح را از برگزاری برنامه های فرهنگی و هنری منع کرد؟ معلوم است که با «رایزنی»! از نوع با فضاسازی رسانه ای مدیریت سازمان از کرده خود پشیمان می شود و سری را که درد نمی کند دستمال نمی بندد.

5- بر هم زنندگان، احتمالا نگران استقبال فراوان جوانان منطقه از این برنامه بوده اند و آن را در تعارض با برنامه فرهنگی مورد حمایت خودشان – کاروان عظیم فرهنگی راهیان نور- می دانند. اما آیا آنان که از شرکت در کنسرت خواجه امیری محروم شده اند از برنامه مورد نظر «فعالان فرهنگی» استقبال می کنند یا در خانه پای برنامه های شبکه های ماهواره ای می نشینند که به راحتی در شهرهای مرزی قابل دریافت است؟ در این گونه شهرها از پارازیتی که مردم تهران را رها نمی کند هم خبری نیست. اگر آنها را از شنیدن صدای خواننده فارسی زبان ایرانی محروم کنیم به شنیدن صدای کدام خواننده و از کدام کشورها سوق می دهیم؟ ضمن این که مگر نمی توان از هر دو برنامه استفاده کرد؟

6- این خاطره را چند تن از بزرگان انقلاب نقل کرده اند که روزی در خانه امام صدای تلویزیون شنیده می شده که در میان برنامه موسیقی های معمول پخش می کرده است. از امام می پرسند اشکال ندارد؟ امام پاسخ می دهند: در تلویزیون طاغوت شنیدن برنامه های خبری هم اشکال داشت چه رسد به موسیقی های آن اما این تلویزیون جمهوری اسلامی است و شما صدایی را که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد می شنیدید. (قریب به مضمون). اکنون هم می توان گفت برخی ظاهرا فراموش کرده اند که این برنامه ها با مجوز وزارت ارشاد جمهوری اسلامی و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی برگزار می شود و این موسیقی نسبتی با آنچه در اذهان با این عنوان ثبت شده ندارد.

7- زندگی از عرصه های متعدد تشکیل می شود. وجود یک مقوله الزاما در غیاب عدم دیگری نیست. مگر نمی توان هم کاروان راهیان نور داشت و هم یک برنامه متعارف موسیقی و البته در دو جای مختلف و دو روز متفاوت؟ مگر سیمای جمهوری اسلامی از همین خوانندگان در برنامه های مختلف استفاده نمی کند و در عین حال برنامه های مورد نظر «فعالان فرهنگی آبادان و خرمشهر» را تبلیغ نمی کند؟

8- جنگ یک استثنا بود نه قاعده و نمی توان همه عمر را با احساس جنگ سر کرد. خاطرات فداکاری ها را البته که باید پاس داشت و امنیت کنونی را قدر دانست اما این کار مستلزم محروم بودن از هنر نیست و اتفاقا یکی از راه های یادکرد حماسه ها موسیقی است. از منظر شور و شوق زندگی نیز می دانیم که مردمان خرمشهر و آبادان قرن ها با شادی و مسالمت زندگی کرده اند.

درگیر جنگ شدن در سال های 59 تا 67 هم نباید به این معنی باشد که پس از جنگ دیگر به شادی و صلح و زندگی نیندیشند. اصل، صلح است و زندگی نه جنگ. این مردم اتفاقا بیش از دیگران به شادی و نشاط نیاز دارند. تمام شادی آنها شده تیم های فوتبال شان که یک سال در لیگ برتر هستند و سال دیگر نه و بیشتر دغدغه سقوط شان مطرح است تا لذت تماشای فوتبال.
[با منطق مورد نظر «فعالان» بازی فوتبال هم یک کار لغو است. یک عده پول می گیرند تا دنبال توپ بدوند و یک عده دیگر هم این کار را تماشا می کنند. کجای این کار فرهنگی است؟!]

9- با کپی برداری غیرمجاز و دانلود از اینترنت، چهره های موسیقی نه فقط در ایران که در جاهای دیگر دنیا نیز نمی توانند روی درآمد حاصل از فروش آلبوم حساب کنند چون آوازها و برنامه ها به سرعت تکثیر می شود بی آن که به سرمایه گذار و تهیه کننده اصلی سهمی برسد. بر این اساس مهم ترین منبع درآمد برگزاری کنسرت است. ادامه این روند به این معنی است که به چهره های موسیقی بگوییم کار کنید اما درآمد نداشته باشید.

10- جوانان شهرستانی همواره احساس تبعیض کرده اند و گمان می کنند از برخی برنامه ها که در تهران اجرا می شود محروم اند. ادامه رفتارهایی از این دست برگزاری کنسرت ها را محدود به کلان شهرها می کند و در عمل به تبعیض دامن می زند. احتمالا به این خاطر که «فعالان فرهنگی» در تهران و کلان شهرها دغدغه های مهم تری دارند.

این گفتار نمی خواهد صبغه سیاسی داشته باشد و گرنه باید به رییس جمهور یادآور می شد گاهی اعتراضات سیاسی در قالب های دیگر خود را ابراز می کند. بر هم زدن یک برنامه مصوب رسمی هنری به این معنی است که کسانی بی اعتنا به جابه جایی ها این پیام را انتقال می دهند که همچنان از قدرت برخوردارند. چرا که در تعریف مشهور «ماکس وبر» قدرت، تحمیل اراده به دیگری است و به میزانی قدرت داری که می توانی تحمیل کنی و مردم ناظر نیز قدرت یک شخص یا یک دستگاه را به اندازه ای که می تواند اراده اش را تحمیل کند و تحقق بخشد ارزیابی می کنند.

این موضوع البته به گفتاری دیگر نیاز دارد و در اینجا فارغ از این سخنان پیچیده تنها می خواهیم بگوییم زندگی تنها دغدغه تامین معاش و گرفتار شدن در چنبره مادیات اختراع بشر نیست که گاه به بلای جان او بدل شده است.

روح هم غذا می خواهد و هنر غذای روح است و موسیقی یکی از این غذاها و تشخیص مشروع بودن و قانونی بودن یا نبودن آن نیز با افراد و دستگاه هایی است که در این زمینه حجیت و مسوولیت دارند. همین…

No responses yet

Feb 23 2014

نقش آشکار و نهان نهادهای نظامی، امنیتی و بویژه قوه قضائیه در جهت‌دادن به جوایز جشنواره سینمائی فجر

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفرانسه: ویژه‌گی جشنواره امسال طوری بود که گرچه فشارهای معمول برای جهت دادن به انتخاب فیلم‌های برنده همچون سال‌های گذشته ادامه داشت، ولی رسانه‌ها امسال احساس آزادی عمل بیشتری میکردند و در نتیجه بسیاری از این اقدامات پشت پرده برای تحت تأثیر گذاردن جشنواره توسط رسانه‌ها برملا شد.

سی و دومین “جشنواره فیلم فجر”، گرچه بظاهر با خوبی و خوشی بپایان رسیده است، اما اینک حرف و حدیث ‌ای زیادی در اطراف آن در میان خبرها و یا گاهی در میان سطور برخی مطالب رسانه‌ها در ایران درز می کنند که نشان از خشم و ناخشنودی گروه‌هائی از مردم از برخی نتایج این جشنواره سینمائی دارد.

در این میان، بی مهری و بی عدالتی علیه فیلمی بنام “عصبانی نیستم” به کارگردانی “رضا درمیشیان” بیش از موارد دیگر باعث ایجاد واکنش های اعتراض آمیز شده است.
این اعتراضات بویژه از زمانی قوت گرفت که “فرامرز قریبیان”- بازیگر و کارگردان صاحب نام ایرانی که امسال عضو هیأت داوران بود، در یک مصاحبه، خروج ناگهانی و داوطلبانه فیلم “عصبانی نیستم” را توسط تهیه کنندگانش از بخش رقابتی جشنواره « مشکوک» و «غیر قابل قبول» توصیف کرد، بویژه که هیأت داوران دستجمعی تصمیم داشتند که به هنرپیشه اول آن “نوید محمد زاده” جایزه بهترین بازیگر را اهدا کنند.

رسانه‌ها از “ابوالحسن داودی” نقل می کنند که در مصاحبه با “ایسنا” اعتراف کرده است که در «چهل و هشت ساعت پایانی جشنواره» فشارهای بیرونی طاقت فرسائی از جهات مختلف سیاسی و حرفه ای به جشنواره وارد شده است .

گفته می شود که مسئولین جشنواره تهدید شده‌اند که اگر جایزه ای به فیلم “عصبانی نیستم” تعلق گیرد مراسم پایانی جشنواره برهم زده خواهد شد.
یکی از خوانندگان نشریه “کافه سینما” گزارش کرده است، کسانی که می خواستند فیلم “عصبانی نیستم” را در یکی از سینماها ببینند توسط یگان ویژه پراکنده شده اند.

در واقع ویژه‌گی جشنواره امسال طوری بود که گرچه فشارهای معمول برای جهت دادن به انتخاب فیلم‌های برنده، همچون سال‌های گذشته ادامه داشت، ولی رسانه‌ها امسال احساس آزادی عمل بیشتری میکردند و در نتیجه بسیاری از این اقدامات پشت پرده برای تحت تأثیر گذاردن جشنواره توسط رسانه‌ها برملا شد. این نوع «درز» کردن خبر، نشان می دهد که اقدامات پشت پرده زیادی انجام گرفته اند تا جلوی «فیلم های حامی فتنه» گرفته شوند و آنها یا به جشنواره راه نیابند و یا هیچ جایزه‌ای به آنها تعلق نگیرد.

***

در گفتگوئی با شهاب عموپور- سینماگر و منتقد سینمائی ساکن فرانسه، وی یاد آوری می‌کند که خوشبختانه سه تن از فیلمسازان: خانم “بنی اعتماد” با فیلم “قصه ها”، آقای “محسن امیر یوسفی” با فیلم “آشغال‌های دوست داشتنی” و آقای “درمیشیان” با فیلم “عصبانی نیستم” بشکلی جدی رویدادهای سال 88 را بازخوانی کرده بودند و خوشبختانه دو تا از این فیلم ها برای جشنواره امسال مجوز نمایش گرفتند و سومی “آشغال های دوست داشتنی” مجوز نگرفت.

بعقیده عموپور، برای جلوگیری از مورد توجه قرار گرفتن این دو فیلم فشارهای زیادی از سوی مجلس و قوه قضائیه به وزیر ارشاد وارد آمد تا مبادا این فیلم‌ها مورد ستایش قرار گیرند.

بروایت شهاب عموپور، فشارهائی که به دولت و مجموعه‌های زیرین آن در ارتباط با جشنواره وارد می شود، از سوی نهادهای نظامی و رسانه‌های وابسته به آنها، مجلس شورای اسلامی و بویژه قوه قضائیه است که همیشه در صنعت سینمای کشور نقش تعیین کننده ای داشته و دارند.

برای شنیدن این گفتگو به فایل صوتی رجوع کنید.

No responses yet

Feb 21 2014

هیس!خانم‌ها پچ‌پچ نمی‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,هنر

فوت و فن: کار سختی است؛ اگر بتوانید توانمندی بانوان جوان نوازنده را در کنار هیاهوی کف و سوت و کِل و … تماشاچیان قرار دهید، می‌توانید حال و هوای اجرای شب گذشته‌ ژیوار شیخ‌الاسلامی در جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر را هم مجسم کنید.

به گزارش خبرنگار بخش موسیقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، حدود نیم ساعتی از زمان مقرر می‌گذشت که ژیوار شیخ‌الاسلامی با همراهی نوازندگانی با لباس‌های سنتی ایرانی به رنگ‌های فیروزه‌ای و قهوه‌ای، روی سن سالن فرهنگسرای نیاوران آمد.

سرپرست گروه پیش از شروع کار از مخاطبانش تشکر کرد و گفت: بروشورها متعلق به کار قبلی‌مان است پس تقاضا می‌کنم برای آشنایی با اعضای گروه بخش بیوگرافی را مطالعه کنید.

ژیوار بخش نخست اجرایش را به موسیقی سنتی ایرانی اختصاص داد. «بگذار که من بر شانه این صبح دلاویز بنشینم و از عشق سرودی بسرایم … » آغازگر همراهی این بانوی خواننده و نوازندگان جوانش بود.

وی سپس شعر معروف «ای ساربان آهسته ران …‌» را با ملودی جدید ارائه کرد.

*** یک عده آمده بودند فقط دست بزنند

تا نیمه‌ی کار، گروه «ژیوار» با اجرای قطعات موسیقی سنتی ایران توانسته بود علاقه‌مندان حرفه‌ای موسیقی را با خود همراه کند، اما به نظر می‌رسید جمعیت زیادی از تماشاگران به دنبال هدف دیگری به این کنسرت آمده بودند. این گروه که تعدادشان کم هم نبود، بدون توجه به محتوای اثر تنها در پی فرصتی برای دست زدن و شادی بودند و به محض مکث کردن چند ثانیه‌ای نوازندگان، آن‌ها را تشویق می‌کردند.

این در حالی است که چنین حرکتی در دیگر اجراهای جشنواره فجر به ندرت رخ می‌دهد.

*** هیس! خانم‌ها پچ‌پچ نمی‌کنند

در کنسرت شب گذشته ژیوار شیخ‌الاسلامی، همهمه و پچ‌پچ خانم‌های حاضر در سالن فرهنگسرای نیاوران، از نکات منفی بود.

قطعات یکی پس از دیگری نواخته می‌شد اما برخی تماشاگران قصد برقراری سکوت را نداشتند.

این همهمه‌ها با هیس گفتن‌های متوالی و اعتراض‌آمیز برخی دیگر از تماشاگران همراه می‌شد اما تا پایان اجرا هم تمامی نداشت.

پس از اجرای سومین قطعه بود که در ردیف میهمانان ویژه، درگیری لفظی میان دو خانم بر سر جا صورت گرفت و تماشاگران این بار برای ختم قائله شروع به کف زدن کردند. تشویق‌ها ادامه داشت تا جایی که یکی از نوازندگان با اشاره دست از حضار خواست دیگر دست نزنند.

*** ببخشید که ترانه‌های تکراری نمی‌شنوید

پس از به پایان رسیدن این قطعه، ژیوار رو به مخاطبان کرد و گفت: امشب قطعه «شهر خاموش» را به یاد استاد بزرگم آقای یوسف‌زمانی اجرا می‌کنیم. خانواده ایشان در سالن حاضر هستند و من این کار را به ایشان تقدیم می‌کنم.

این بانوی آوازه‌خوان سپس اضافه کرد: موسیقی مرز جنسیتی ندارد اما ما می‌خواهیم بگوییم زنان هم می‌توانند آثار فاخر ارائه کنند. می‌خواهیم بگوییم ما می‌توانیم و باید توانمندی‌های‌مان را نشان دهیم. آماده‌ایم که حرف خاص بزنیم. از اینکه در این اجرا موسیقی تکراری نمی‌شنوید متأسفم اما تا کی می‌خواهیم کار بزرگان را تکرار و آن‌ها را بزرگ‌تر کنیم. آن‌ها بزرگ هستند، ما هم باید حرفی برای گفتن داشته باشیم و در تکرار آثار ایشان خلاصه نشویم.

ژیوار پس از سخنانش قطعه‌ای از یوسف زمانی ارائه کرد که مضمونی غمگین داشت اما تماشاگران پیگیر همچنان به دست زدن مقطع با ریتم نوازندگان ادامه دادند!

*** حضور همسران وزرای ارشاد، امور خارجه و ارتباطات در سالن

بخش اول به پایان رسیده بود و اعضای گروه پس از تنفسی 10 دقیقه‌ای با لباس‌های رنگارنگ محلی کردستان روی سن بازگشتند. در همان ابتدای کار خانم‌ها از ژیوار درخواست خواندن موسیقی کردی کردند اما او رو به مخاطبانش گفت امشب چند بانوی عزیز در سالن هستند که با پشتیبانی آن‌ها توانسته‌ایم قدمی در موسیقی بانوان برداریم. خانم آقای جنتی (وزیر ارشاد)، خانم آقای ظریف و همسر وزیر ارتباطات امشب میهمان ما هستند.

در حالی که تماشاگران با شنیدن نام وزیر امور خارجه شروع به دست زدن کردند، ژیوار حرف‌هایش را این‌گونه پی گرفت. علاوه بر این میهمان عزیز دیگری هم امشب در کنار ماست. اولین صدابردار زن ایران خانم سوسن بخشایی که زحمات بسیاری طی دهه‌های گذشته در این حوزه کشیده‌اند.

در بخش بعدی یکی از کارهای حسین یوسف‌زمانی را به خانواده ایشان تقدیم می‌کنم. این دو برادر – حسن و حسین یوسف‌زمانی – خدمات بسیاری برای موسیقی ایران و کردستان انجام داده‌اند و جا دارد از ایشان تقدیر کنیم.

*** موسیقی شاد و روسری‌های رنگین و تذکرات مأمورین

قطعه بعدی که ضرب‌آهنگی تند داشت با استقبال تماشاگران پرشور ژیوار که پیش‌تر اشاره‌ای به آن‌ها شد، مواجه شد.

خانم‌ها ایستاده و نشسته با دستمال و روسری و دست زدن و کل کشیدن و … دیگر چیزی کم نگذاشتند و همین مطلب موجب تذکراتی چند از جانب مأمورین سالن فرهنگسرای نیاوران شد.

پس از اتمام این قطعه مخاطبان خواستار تکرار آن شدند اما ژیوار دکلمه‌ای را با این مطلع به آن‌ها تقدیم کرد «من زنی از زنان ایرانم در جهان همچو دُر غلطانم…»

*** کردستان؛ تلفیقی از موسیقی شاد و رنج مادران

ژیوار شیخ‌الاسلامی که دختران نوازنده گروهش تا این لحظه به خوبی با هم‌نوازی عود، نی، قانون، تنبک، دهل، کمانچه و تار همراهی‌اش کردند، پیش از اجرای ترانه بعدی در توضیح موسیقی محلی کردستان اظهار کرد: موسیقی کردستان به خاطر نوع لباس‌ها و رنگ‌های شادی که در آن‌ به کار گرفته می‌شود، موسیقی شادی به حساب می‌آید اما موسیقی این خطه مقام‌های مختلفی دارد و حیف است که آن‌ها را نشنوید. موسیقی کردستان با شعر سورانی از اهمیت بالایی برخوردار است. به امید روزی که ظلم و ستم ریشه‌کن شود و به یاد مادران کرد حلبچه و سوریه و … که در فجایع چند دهه گذشته رنج بسیاری برده‌اند، این ترانه را تقدیم‌تان می‌کنم تا حس و حال کردستان را احساس کنیم.

ژیوار شیخ‌الاسلامی پس از به پایان بردن این قطعه ترانه‌هایی شاد را به روی صحنه برد و تماشاگران هم وی را همراهی کردند.

No responses yet

Feb 17 2014

استاد شجريان: ۱۴۰۰سال است اسلام با هنر ما کنار نيامده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .