اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Sep 04 2019

واکنش‌ رسانه‌های اجتماعی به ازدواج یک کودک؛ عقد دختر ۱۰ ساله باطل شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

ایران وایر: «ناصر مختاری»، رییس اداره بهزیستی شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد به ایران وایر گفت اگر اداره بهزیستی به نتیجه برسد که عروس ویدیوی جنجالی به رشد لازم نرسیده، مانع این ازدواج خواهند شد.

«ناصر مختاری»، رییس اداره بهزیستی شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد به «ایران‌وایر» گفت اگر اداره بهزیستی به نتیجه برسد که عروس ویدیوی جنجالی به رشد لازم نرسیده است، مانع این ازدواج خواهد شد.

به گفته مختاری، آن‌ها در حال تحقیق و تهیه یک گزارش جامع در این مورد هستند و همه نهادهای مسوول و از جمله بهزیستی نسبت به انتشار این ویدیو واکنش سریع نشان داده‌اند: «رسانه‌ها کمی تحمل کنند چون تا زمانی که گزارش ما تکمیل نشده باشد، قادر به ارایه اطلاعات دقیق نیستیم.»
او در پاسخ به سوال «ایران‌وایر» در مورد سن واقعی کودک گفت: «۱۰ ساله است. البته سن داماد هم ۲۸ سال نیست بلکه ۲۲ ساله است. من الان در مدرسه‌‌ این دختر حاضر شده‌‌ام و از لحظه انتشار ویدیو، از والدین دخترک، معتمدین محل و حاج آقایی که مراسم عقد را انجام داده است، پرس‌وجو کرده‌‌ام. گزارش جامعی در مورد این ماجرا به اداره کل بهزیستی استان ارایه خواهم کرد و شما می‌توانید مراتب را از اداره بهزیستی استان جویا شوید.»
مختاری تاکید کرد که این ماجرا در دستور کار جدی نهادهای دولتی و قضایی قرار گرفته است.

دقایقی پس از گفت‌وگوی «ایران‌وایر» با ناصر مختاری، «جواد حیدریان»، خبرنگاری که نخستین بار با انتشار این ویدیو در فضای توییتر، ماجرای ازدواج دختر بچه را علنی کرد، در صفحه توییترش نوشت چون دختر بچه زیر سن ۱۱ سال بوده و طبق تشخیص قاضی، در شرایط قبول چنین عقدی نبوده، این عقد در حضور حجت‌الاسلام «علی سعیدی»، رییس دادگستری شهرستان بهمئی باطل و نسبت به بانیان آن نیز اعلام جرم شده است.

روز گذشته انتشار این ویدیو از مراسم عقد موقت دختر بچه کم سن و سال از اهالی شهر لیکک در شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد در فضای توییتر، باعث مطرح شدن مجدد بحث جنجالی ازدواج کودکان شد.
لایحه افزایش سن ازدواج دختران از ۱۳ سال شمسی به ۱۶سال و پسران از ۱۶ سال به ۱۸ سال، در دی ماه سال ۱۳۹۷ با مخالفت نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تصویب نرسید. به این ترتیب، کماکان در برخی استان‌های کشور، ازدواج کودکان که به زعم فعالان حقوق کودک، نوعی کودک آزاری و تجاوز محسوب می‌شود، در مراجع رسمی به ثبت می‌رسد؛ موضوعی که در استان‌های محرومی چون خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد، بر پایه آداب و رسوم عشیره‌‌ای و طایفه‌‌ای، چندان عجیب و نامتداول نیست.
«علی‌محمد تقوی»، مدیر کل ثبت و احوال کهگیلویه و بویراحمد مرداد سال ۱۳۹۷ در گفت‌وگو با «ایسنا»، از آمار تکان دهنده ازدواج کودکان در این استان پرده برداشت. بر اساس این آمار، ۹ مورد ازدواج کمتر از ۱۰ سال در سال ۱۳۹۷ در این استان به ثبت رسیده است.
به گفته او، ۱۲ مورد ازدواج زیر سن ۱۱ سال، ۲۵ مورد ازدواج زیر سن ۱۲ سال، ۶۳ مورد ازدواج زیر سن ۱۳ سال، ۱۲۴ مورد ازدواج زیر سن ۱۴ سال، ۲۲۵ مورد ازدواج زیر سن ۱۵ سال، ۳۱۲ مورد ازدواج زیر سن ۱۷ سال و ۳۸۴ مورد ازدواج زیر سن ۱۸ سال در این استان به ثبت رسیده است.

جواد حیدریان، خبرنگار ساکن ایران و متولد شهر یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد که نسبت به شرایط فرهنگی منطقه آگاه است، ریشه اصلی این معضل را محرومیت و دورافتادگی از مرکز می‌داند: «پیش از گفت‌وگو با شما، با مدیر کل اداره بهزیستی استان صحبت می‌کردم. همان زمان او در منزل دختری بود که در ویدیو مراسم ازدواجش را دیدیم. می‌گفت این اتفاق ریشه قومی و فرهنگی دارد و اهالی این محل هنوز هم عشیره‌ای عمل و سنت‌های گذشته را دنبال می‌کنند و بی‌تردید این مورد اولین بار نیست و آخرین آن هم نخواهد بود.»
این روزنامه‌نگار می‌گوید تفاوت و شکافی که ناشی از دوران گذار از زندگی عشایری به سبک و شیوه زندگی مدرن است، در این قبیل معضلات فرهنگی بی‌تاثیر نیست: «از آن جایی که ما از یک زندگی عشایری و کوچ نشینی با سنن و آیین و آداب و رسوم خاص خودش با سرعتی باور نکردنی وارد زندگی مدرن شهری شده‌‌ایم، این تفاوت‌ها و شکاف‌های هولناک ناگزیرند. در شهری مثل یاسوج ممکن است این تفاوت و شکاف‌ها چندان قابل توجه نباشند چون مردم با رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژی به طور روزمره سر و کار دارند و در معرض اطلاعات روز هستند و سوادشان بالا است. اما در شهرهای حاشیه‌ای، این ازدواج‌ها بیشتر رخ می‌دهند که ریشه آن‌ را می‌توان در فقر و محرومیت آن مناطق جست.»
او به فضایی که ویدیوی ازدواج این کودک در آن به ثبت رسیده است، اشاره می‌کند:«مردم حاضر در مراسم دارای تلفن هوشمند هستند و ما اسباب و لوازم زندگی مدرن را مشاهده می‌کنیم اما در همان بستر و فضای شهری، شاهد بروز یک اتفاق منزجر کننده و بدوی هستیم. به نظرم همه این‌ها طبعات دوران گذار است و پیوند عمیقی که بین سنت‌ها و کهن الگوها با زندگی شهری وجود دارد. از یک سو آن‌ها تحت تاثیر الگوهای کهن هستند و از سوی دیگر، زندگی شهری؛ تضادهایی که به نظرم تبعات تغییر سبک زندگی است.»
این روزنامه‌نگار در خبرهای قدیمی‌تر خوانده است که آیت‌الله «علی خامنه‌‌ای» در سفر سال ۱۳۷۳ به این استان و در جریان سخن‌رانی عمومی‌ خود به این معضل اجتماعی اشاره کرده است: «آقای خامنه‌‌ای در سفر به یاسوج از ظلمی که در این استان به زنان می‌شود و از این که یک پیرمرد ۷۰ساله، دختر ۱۴ ساله را به زنی می‌گیرد و یا از این که والدین، فرزندان‌شان را بدون اذن و موافقت خودشان شوهر می‌دهند، گفته است. وقتی بیست و اندی سال قبل این موضوع توسط شخصی در سطح کلان یک جامعه مطرح شده، نشان می‌دهد که این بحران به شکل جدی در جامعه وجود داشته است و دلایل آن هم ضعف فرهنگی، بی‌سوادی، دوری از مرکز، به حاشیه رانده شدن، پیرامونی بودن و علقه‌‌ای است که به سنت‌های کهن وجود دارد. همه آن‌چه گفتم از یک سو و علاقه به زندگی مدرن از سوی دیگر، به نوعی ایجاد تضاد می‌کند.»
او به شرایط فرهنگی شهر لیکک و محرومیت منطقه هم اشاره می‌کند: «این منطقه از نظر توسعه و زیرساخت به حال خود رها شده است. در شهر لیکک نه یک مرکز فرهنگی وجود دارد، نه جایی برای گذران اوقات فراغت یا سرگرمی. طبیعی است که اولین گزینه موجود در آن فضا، ازدواج است.»
شهر لیکک، مرکز شهرستان بهمئی، در غرب استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته است و به لحاظ جغرافیایی، بیشترین نزدیکی جغرافیایی را به شهرستان بهبهان در جنوب شرقی استان خوزستان دارد.

«فاطمه. ن»، معلم دبستان ساکن شهر لیکک به «ایران‌وایر» می‌گوید با دیدن این ویدیو اصلا شگفت زده نشده است چون حداقل سالی چند بار در مراسم ازدواج کسانی شرکت می‌کند که یک طرف ماجرا، کودک است.
به گفته فاطمه، ازدواج کودکان در محل زندگی‌ ‌او یک امر عادی است: «اگر واکنش‌های برانگیخته شده در فضای مجازی را برای پدر یا مادرم بخوانم، به نظرشان می‌آید با اعتراض و یا اظهارات یک عده مریخی یا آدم‌های غیرعادی طرف هستند و احتمالا می‌گویند مردم دیوانه شده‌اند.»
او می‌گوید تصورش این نیست که با تغییر قانون بشود فضای فرهنگی غالب بر استان را تغییر داد: «این وضعیت در روستاها و حاشیه شهرها بسیار بدتر است. به نظر می‌رسد شرایط دختری که در این ویدیو می‌بینیم، چندان هم بد نیست چون مجبور نشده است همسر دوم یا سوم مردی بشود که سن و سال پدرش را دارد. زیاد اتفاق می‌افتد که دختری را در ظاهر به نام عروس ولی در عمل خرید و فروش می‌کنند و به خانه مردی می‌فرستند که می‌تواند جای پدر یا پدربزرگش باشد تا با رد و بدل کردن دختر، بدهی یا بار سنگین مالی خانواده پدری را حل و فصل کنند.»
او از افراد محلی چیزهایی شنیده است که به قطعیت نمی‌تواند بگوید درست بوده‌‌اند یا نه: «شما هم اگر دقت کنید، کودک عروس در این ویدیو ناراحت نیست و به وضوح خوشحال است. علی‌رغم این که می‌گویند این مراسم صوری بوده و برای آشنایی خانواده‌ها رخ داده و قرار نبوده است تا شش سال بعد ازدواج فیزیکی کنند اما درعین حال شنیده‌‌ام که این دختر، کودک طلاق بوده و در خانه والدینش مورد مهر و توجه کافی نبوده است.»
این معلم هم‌چون جواد حیدریان، فقر فرهنگی و اقتصادی را عامل بروز این معضلات می‌داند: «مردم به فقیرانه‌ترین شکلی روزگار می‌گذرانند. عمده درآمد آن‌ها از راه کشاورزی یا دام‌داری است و بزرگ‌ترین تفریح‌شان این است که مثلا بتوانند یک آخر هفته به بازار شهرهای اطراف مثل بهبهان سری بزنند. در کنار این بن بست اقتصادی، عقب ماندگی فرهنگی هم هست. دختر را باید زود شوهر بدهند که مایه ننگ و عار خانواده نباشد. دختر ۲۰ ساله را ترشیده می‌دانند. از نظر آن‌ها، ازدواج زودهنگام دختران مایه مباهات و حتی رقابت است.»
او با اندوه می‌گوید: «زیاد شده که مادرم به رخم کشیده است دختر فلانی که ۱۳ ساله بود، به خانه بخت رفته است و من در سن ۲۸ سالگی با ازدواج نکردنم، مایه سرافکندگی پدرم شده‌ام.»

No responses yet

Aug 31 2019

بازداشت چند مداح «تربیت‌شده در اسرائیل» در آستانه آغاز ماه محرم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وزارت دادگستری آمریکا روز پنج‌شنبه جیمز کومی، رئيس پیشین اف‌بی‌آی را به نقض مقررات اداری پلیس متهم کرد.

یک مقام اداره بازرسی وزارت دادگستری آمریکا روز پنج‌شنبه گفت که آقای کومی در زمینه یادداشت‌های مربوط به مکالمات خود با دونالد ترامپ، رئيس‌جمهور آمریکا، برخی مقررات را نقض کرده است.

دونالد ترامپ اردیبهشت ۱۳۹۶، جیمز کومی را از ریاست پلیس فدرال «اف.‌بی.‌آی» برکنار کرد. ريیس‌جمهور آمریکا در نامه برکناری جیمز کومی نوشت که او توانایی رهبری موثر اف بی آی را ندارد و یک رهبر تازه نیاز است تا اعتماد عمومی به این نهاد را بازسازی کند.

آقای کومی در همان دوران یادداشت‌های مرتبط با دیدارها و مکالماتش با ترامپ را در اختیار رسانه‌ها قرار گذاشت.

بر اساس گزارش تازه وزارت دادگستری آمریکا، جیمز کومی یکی از یادداشت‌ها را که حاوی اطلاعات غیرمحرمانه بوده، به یکی از دوستانش داده تا به دست خبرنگاری برساند و این اقدام، نقض مقررات اداری بوده است.

اتهام دیگر جیمز کومی این است که پس از برکنار شدن از ریاست پلیس فدرال به مقام‌های پلیس اطلاع نداده است که یادداشت‌های دیگری در اختیار دارد و آن‌ها را در گاوصندوقی در منزل خودش نگهداری می‌کند.

جیمز کومی پیش از این گفته بود که علت انتشار یادداشت‌ها این بود که احتمال می‌داده است ترامپ در آینده دروغ بگوید و همچنین قصد داشته که زمینه را برای تعیین یک بازرس ویژه برای بررسی روابط بین ترامپ و روسیه فراهم کند.

اداره بازرسی وزارت دادگستری آمریکا این دلایل را منطقی ندانسته است ولی تاکید کرده که چون اطلاعات یادداشت‌هایی که با رسانه‌ها به اشتراک گذاشته شده‌اند، طبقه‌بندی شده نبوده‌اند، قصد اعلام جرم علیه جیمز کومی ندارد.

وکلای جیمز کومی تاکنون به این خبر واکنش نشان نداده اند ولی آقای کومی در توئیتر نوشت اداره بازرسی وزارت دادگستری هیچ مدرکی پیدا نکرده که ثابت کند خود او و یا وکلایش مدارک محرمانه را در اختیار رسانه ها قرار داده اند.

No responses yet

Aug 21 2019

حق سفر؛ قانونی که دامن زنان ایرانی ساکن خارج از ایران را هم می‌گیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: «پریسا» دکترای شیمی دارد و در طول ۱۵ سال زندگی زناشویی، عمده درآمد خانواده و تصمیم‌گیری‌ها و مسوولیت‌های سنگین زندگی را به دوش ‌کشیده است.
او یکی از زنانی است که با این که سال‌ها خارج از ایران زندگی می‌کند اما در یکی از سفرهایش به ایران، گرفتار قانون تبعیض‌آمیز اجازه همسر برای سفر شده است.
پریسا هرگز روزهای تلخ دربه‎دری مابین اداره گذرنامه، اداره کنسولی، قوه قضاییه و نیروی انتظامی را فراموش نمی‌کند: «عرصه سیاسی و اقتصادی که تنگ شد، مهاجرت کردیم. اما این اتفاق، رابطه زناشویی و اندک پیوندمان را درهم ریخت. در همین گیر و دار، مادرم بیمار شد. پاسپورتم را تمدید کردم و برای دیدن مادرم به ایران رفتم. اما قانون اجازه همسر به داد ظالم ماجرا آمد و من گیر افتادم.»
همان جا در بدو ورود، روی یکی از صفحات داخلی پاسپورت پریسا مهر عدم خروج زدند و توصیه کردند برود اداره گذرنامه. به اداره گذرنامه رفت. در آن جا به او گفتند همسرش در فرمی که برای تمدید پاسپورتش امضا کرده، قید نکرده با سفرهای او موافق است و فقط نوشته بوده با یک سفرش موافقت دارد. در آن جا پریسا متوجه می‌شود از همسرش رو دست خورده و او خواسته است پریسا بدون گرفتن حق و حقوق و بی‎جنجال خانه‎اش را ترک کند: «رفتم اداره کنسولی، از آن جا اداره روادید و گذرنامه و بعد برگشتم به پلیس ناجا و با رییس پلیس مهاجرت و گذرنامه حرف زدم. نگران خورد و خوراک و مدرسه بچه‌هایم بودم و در راهروهای ساختمان گریه می‌کردم. به هر کسی که به نظر می‌رسید کاره‌‌ای است، توضیح می‌دادم که دختر شش ساله‌‌ام تنها است، دو پسرم مدرسه می‌روند و نیاز به رسیدگی دارند، خانه‌‌ام و همه آن‎چه این سال‎ها ساخته بودم، نامه‌هایم، دست نوشته‌هایم، نتایج تحقیقاتم، آلبوم‌ها و همه را گذشته‌‌ام. اما می‎گفتند هیچ راهی نیست و تا از شوهرت کسب اجازه نکنی، اجازه سفر نداری.»
همسر پریسا به تلفن‌های مکررش جواب نمی‌داد: «با شماره ناشناس تماس گرفتم اما وانمود کرد که صدا واضح نیست. او که همیشه در مقابل قدرت مدیریت و توانایی من احساس ضعف می‌کرد، به نظر می‌رسید فرصت مناسبی پیدا کرده است تا انتقام سال‏ها تلاش من در زندگی را بگیرد و میل عجیبی برای شنیدن التماس‌هایم از خودش نشان می‌داد. چهار ماه متوالی از این اداره به آن اداره دویدم و تا مغز استخوانم احساس تحقیرشدگی و بی‌ارزشی کردم. هر آن‏چه او به مدد قانون خواسته بود بر سر روحم بیاورد، آورده بود و حالا مطمئن بودم که یک موجود فاقد بی‌ارزشم که هیچ اراده‏ای بر زندگی‌ خود ندارم.»
همسر پریسا در نهایت بعد از چهار ماه سخت که بر فرزندانش گذشت و به خاطر بی‏تابی دختر کوچک‏ترشان، تن به فرستادن اجازه‏نامه داد و پریسا به خانه‌‌اش برگشت و بعدها از همسرش جدا شد. اما می‌گوید با وجود گذر چند سال، هرگز این بی‌عدالتی و تحقیر را فراموش نکرده است:«من آن روزها دانشجوی دکترا بودم. همسر سابقم به لحاظ تحصیلی، سطح پایین‌تری داشت. تمام منافع مادی زندگی مشترک ما از محل کار من بود و من هیچ وقت متوجه نشدم چرا از منظر قانون، نسبت به او در مرحله چندم محسوب می‌شدم. به هر حال، هرگز این بی‌عدالتی روشن و آشکار در نقض حقوق انسانی را فراموش نمی‌کنم. قانون را مردم برای حفظ و احقاق حق ابداع کرده‌‌اند ولی در ایران همین قوانین برای جانب‎داری و بی‌عدالتی محض از یک دسته خاصی که قدرت دارند، تدوین شده است.»

او تنها زن ساکن خارج از ایران نیست که گرفتار این قانون ‌شده است؛ «سارا محمودی»، وکیل دادگستری می‌گوید: «موکلان زیادی دارم که خارج از ایران ساکن هستند و مردهایشان کاملا دل‎بسته سبک و فرهنگ اروپا و امریکا. اما موقع طلاق، همه قوانین ایران را برای انتقام اجرا می‌کنند.»

او به پرونده یکی از موکلانش اشاره می‌کند که برای سفر و دیدن خانواده، همراه دو فرزندش به ایران آمده اما از سوی همسرش ممنوع‌الخروج شده بود: «طلاق ایرانی نگرفته بودند، فقط جدا از هم زندگی می‌کردند. مرد هم زن را ممنوع‌الخروج کرد و موکلم در فرودگاه متوجه شد.»
او برای گرفتن طلاق موکل خود ماه‌ها تلاش کرده است: «در حال حاضر تنها راه درمان این مشکل زنان، گرفتن شروط ضمن عقد است. حتما قبل از خروج، شروط ضمن عقد مثل حق سفر، حق طلاق و.. را در عقدنامه درج کنید که این مشکلات پیش نیایند.»

«سحر» اما یکی از زنانی است که حق سفر را از همسرش گرفته، با این حال وقتی همسرش ایران نبوده، او برای تعویض پاسپورتش با مشکل رو به رو و دست آخر همسرش مجبور شده است فرم رضایت همسر را پر کند و با فاکس بفرستد: «می‌گفتند در این وکالت‏نامه، شما حق خروج مکرر از کشور را گرفته‎ای اما حق تمدید گذرنامه را که نگرفته‌ای!»
کارمندی که در دفتر پلیس+۱۰، کارهای سحر را انجام می‌داده، گفته است: «من مدارکت را با این نامه می‌فرستم اما این نامه فقط دردسر است. اداره گذرنامه پاسپورت را صادر نمی‌کند و شما هم مجبور می‌شوی خودت برگردی و پی‌گیری کنی.»

سحر می‌گوید:«من مسافر بودم و وقت نداشتم معطل چنین چیزی شوم. این بود که فرم را فرستادم، شوهرم امضا و فاکس کرد.»

«زهرا روان آرام»، وکیل دادگستری ساکن ایران به «ایران‌وایر» می‌گوید بعد از جریان بی‌آبرویی بازماندن زنان ورزشکار و تحصیل کرده از عرصه‌های ورزشی و علمی، نمایندگان عضو «فراکسیون زنان» مجلس شورای اسلامی به فکر راه حل افتادند.

اشاره او به حذف نام «نیلوفر اردلان»، ملی پوش با سابقه تیم فوتبال ایران در جریان جام ملت‌های آسیا در سال ۱۳۹۴ به دلیل نداشتن اجازه همسر برای سفر و هم‏چنین ممنوع‎الخروجی «زهرا نعمتی»، قهرمان پارالمپیک ۲۰۱۶ ریو در رشته تیر و کمان توسط همسرش است:«پس از هیاهوی پرونده خانم زهرا نعمتی بود که طرحی به نام “تسهیل خروج زنان در شرایط اضطرار” از طرف فراکسیون زنان به مجلس ارایه شد. این طرح را با یک دنیا خبر و تبلیغات منتشر کردند و گفتند تقدیم هیات رییسه شده است. تعدادی از خانم‌های نماینده خواستار اصلاح ماده ۱۸ “قانون گذرنامه” شده بودند. طبق بند سه این ماده، هیچ زن متاهلی بدون اجازه کتبی همسرش، حق خروج از کشور را ندارد. اما سرنوشت اصلاح این طرح با وجود آن همه سر و صدا، هنوز هم در هاله‌‌ای از ابهام است. یک بار خبر دادند که این طرح توسط اعضای “کمیسیون امنیت ملی” رای آورده و در نوبت رسیدگی است. اما به نظر می‌رسد توسط مجلس مسکوت مانده است. این طرح یک راه حل برای خروج موردی برخی زنان مشهور کشور که توسط همسران‎شان اجازه حضور در عرصه‌های علمی و ورزشی را پیدا نمی‌کردند بود تا در شرایط اضطرار و بدون اذن همسر بتوانند به مسابقات برسند.»

اگر این طرح هم به نتیجه برسد، احتمالا فقط به داد زنان مشهور خواهد رسید.
«ناهید» ساکن کالیفرنیا است. او توسط دادگاهی در امریکا حکم طلاق گرفته و بیش از شش سال است جدا از همسر سابقش زندگی می‌کند. با این همه، به خاطر قانون گذرنامه، از سفر به ایران می‌ترسد و سال‎ها است در حسرت دیدار خانواده‌‌اش می‌سوزد: «بعد از این که در مراجع قضایی امریکا طلاق ما به ثبت رسید، چندین بار به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن رفتم و درخواست کردم تا طلاقم را مطابق موازین و قوانین ایران تایید و به ثبت برسانند. به آن‎ها گفتم من شش سال است یک زن مطلقه هستم و حتی خبر ندارم همسر سابقم کجا و چه طور زندگی می‌کند. اما آن‎ها گفتند باید یک وکیل در ایران استخدام و درخواست طلاق توافقی کنم و بعد از ثبت طلاق در ایران، مراتب را به دفتر حافظ منافع اطلاع دهم تا آن‏ها اقدام به ثبت طلاق کنند.»
ناهید به واسطه دوستان مشترک، برای همسر سابقش پیام فرستاده و خواهش و تمنا کرده بود که برگه موافقتش را با درخواست طلاق توافقی در ایران امضا کند: «او در جریان طلاق از من خواسته بود از حق و حقوق و مخارج یومیه فرزندانم بگذرم و من نپذیرفتم. حالا حاضر به همکاری نیست. من با وجود این که نزدیک به شش سال است طلاق گرفته‌‌ام، هنوز هم سایه سنگین اراده و تصمیمات آن مرد را احساس می‌کنم؛ به شکلی که با وجود بیماری مادرم، نمی‌توانم به ایران سفر کنم.»
برای بررسی ادعای ناهید و به عنوان یک متقاضی، به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن تلفن می‌زنم. می‌گویم همسرم حاضر به ثبت طلاق توافقی ما نیست و من شش سال است در وضعیت برزخ به سر می‌برم. مرا به بخش حقوقی وصل کردند و آن جا فردی که خودش را «نیک خواه» معرفی ‌کرد، گفت: «می‌توانید از طریق وکیل با استناد به یکی از موارد ۱۲ گانه شروط ضمن عقد یا شرایط “عسر و حرج”، از دادگاه ایران تقاضای طلاق یک طرفه کنید و وقتی طلاق‌تان در ایران به ثبت رسید، به ما اعلام کنید تا این‎جا هم ثبت کنیم.»
او توضیح نداد که اگر مشمول یکی از این شرایط ۱۲ گانه نباشم، اگر پول کافی برای استخدام وکیل نداشته باشم و کسی حاضر به پی‎گیری جریان پرونده‌‌ام نباشد، چه سرنوشتی خواهم داشت؟

به او گفتم جریان رسیدگی به پرونده طلاق زوجه در ایران با حضور فیزیکی او و پی‎گیری‌های مکررش، به طور معمول چند سال متوالی زمان خواهد برد و در بسیاری موارد به نتیجه نمی‌رسد. او پاسخ داد: «متاسفانه راه دیگری وجود ندارد.»

«افسانه» یکی دیگر از کسانی است که در امریکا از همسرش جدا شده و گرفتار قانون عجیب دفتر حفاظت از منافع شده است: «وقتی تماس گرفتم، کارمند دفتر حفاظت از منافع پرسید ازدواج شما فقط ایرانی بوده است؟ گفتم نه، هر دو؛ هم ازدواج ایرانی و هم امریکایی داشتیم. گفت اول باید ازدواج امریکایی را ثبت کنید، بعد برای جاری شدن صیغه طلاق و ثبت می‌توانید اقدام کنید.»

شوهر افسانه از این موقعیت نهایت استفاده را می‌کند: «وضع مالی همسر سابق من خوب بود و طبق قانون امریکا، اموال او در زمان طلاق نصف می‌شد. همسرم گفت رضایت بده که چیزی از زندگی نمی‌خواهی تا طلاق امریکایی ثبت شود، بعد من هم به راحتی طلاق ایرانی را با توافق انجام می‌دهم.»

افسانه موافقت می‌کند اما طلاق امریکایی که ثبت می‌شود، همسرش زیر حرفش می‌زند: «می‌گفت طلاق نمی‌دهم. تلفن‌هایم را جواب نمی‌داد و فرم‌‌هایی را که باید برای طلاق ایرانی امضا می‌کرد، امضا نمی‌کرد.»
شش ماه طول می‌کشد تا همسر افسانه به واسطه دوستان و آشنایان راضی به ثبت طلاق ایرانی می‌شود.

No responses yet

Aug 13 2019

تشدید امر به حجاب اجباری در مترو؛ برگرد به همان خراب شده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: «این همه ما خودمان را کشتیم و داد زدیم “تا ۱۴۰۰ با روحانی”؛ توقع نداشتیم دلار بشود هزار تومان یا گوشت بشود کیلویی ۱۴هزار تومان، ولی فکر می‌کردیم لااقل تا سال ۱۴۰۰ اگر روسری‎مان توی کوچه و برزن عقب رفت یا اگر با اعتقادات شخصی‌مان که به نظم اجتماعی ضربه نمی‌زد زندگی کردیم، دیگر تذکر و اخطار نمی‌گیریم.»

این‎ها بخشی از صحبت‎های «نکیسا» است؛ ۳۶ ساله و مجرد که هم مهندس آی‎تی دارد و هم لیسانس گرافیک گرفته است. نکیسا در یک شرکت خصوصی وابسته به مخابرات کار می‌کند. می‌گوید: «هر روز برای رفتن به محل کارم سوار مترو می‌شوم. الان یک هفته‌ای هست که چشم‎هایم به بنرهای ارشاد کننده در مورد حجاب می‌خورند. تا دیروز گویا بنرها تاثیرشان کم بوده‎اند، برای همین امروز وقتی داشتم سوار مترو می‌شدم، خانمی با صورت و ظاهر و رفتاری که هیچ نشانی از ملایمت و مهربانی نداشت، خیلی جدی به صورتم نگاه کرد و گفت دختر جان حجابت را درست کن!»

یک‌شنبه سیزدهم مرداد ۱۳۹۸، خبرگزاری «ایرنا» به نقل از مسوولان مترو تهران گزارش داد: «کار نصب بنرهای ارشادی با موضوع بدحجابی در ایستگاه‌ها با محتوای “با حجاب وارد مترو شوید” شروع شده است.»

نکیسا با این بنرها روبه‎رو شده است: «از دیروز تا حالا حالم خوب نیست. امروز با تاکسی سر کارم رفتم. نیم ساعت بیش‎تر در راه بودم اما اعصابم آرام‌تر بود. ولی فکر می‌کنم که نمی‌توانم هر روز هزینه تاکسی را پرداخت کنم. راستش رفتار آن زن خیلی بر خورنده بود.»

نکیسا با تعجب می‌پرسد: «چرا یک نفر باید به خودش اجازه دهد راجع به شخصی‌ترین فکر و رفتار من تذکر بدهد؛ آن هم وقتی که ۳۶ سال سن دارم.»

اما به نظر می‌رسد که این برخورد، یکی از برنامه‌های جدید شهرداری است. حالا برخی معتقدند که حتی برخورد با مقوله «بدحجابی» به یکی از برنامه‌های دولت در سال ۱۳۹۸ تبدیل شده است و دیگر مختص به یک گروه خاص فکری در ایران نیست.

دوشنبه هفتم مرداد امسال، فرمانده انتظامی تهران بزرگ اعلام کرد: «پلیس در برخورد با تخلفات برایش فرقی نمی‌کند فرد متخلف کیست و چه کاره است.»

«سردار حسین رحیمی» در خصوص انتشار تصاویر بدحجابی و بی‎حجابی توسط برخی سلبریتی‌ها در فضای مجازی هم گفت: «ما حتی با سلبریتی‎های بی‎حجاب و بدحجاب هم  برخورد می‎کنیم. هنرمندان، ورزشکاران و افراد مشهور در این حوزه‎ها به برکت همین سینما و تلویزیون ایران مشهور و معروف شده و مردم برای آن‌ها احترام قائل هستند. پس لازم است قوانین و شوونات را رعایت کنند.»

مشابه همین صحبت‌ها را بهمن سال ۱۳۹۷، آیت‌الله «علی خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی ایران به زبان آورده بود. او در انتقاد به اعتراض برخی ورزشکاران از اوضاع کشورگفته بود: «به یاد داشته باشید امنیت خود را از کجا آورده‌اید.»

اما این بار فرمانده نیروی انتظامی نمونه همان کلام را در مورد سلبریتی‌هایی به زبان می‌آورد که ممکن است در فضای مجازی یا محیط‌های حقیقی به گفته او، مروج بدحجابی باشند.

بهمن سال گذشته و در زمان برگزاری جشنواره بین‌المللی فیلم «فجر» سال ۱۳۹۷، «مهناز افشار»، بازیگر سینما در مقابل ورودی کاخ جشنواره مورد امر به معروف برای رعایت حجابش قرار گرفت. خانم آمر به او گفته بود: «در آستانه ۴۰ سالگی انقلاب هستیم و مهم‎ترین آرمان انقلاب، حجاب است.»

مهناز افشار اما در پاسخ به او گفته بود: «من سال ۱۳۵۶ به دنیا آمده‌ام و خیلی چیزها را نمی‎دانم.»

پیش از این، در سال ۱۳۹۱ نیز «لاله اسکندری»، بازیگر سینما و تئاتر ایران در مقابل برج «میلاد» از سوی ماموران گشت ارشاد بازداشت شده بود. خبرگزاری «ایسنا» آن زمان نوشت: «خانم ل. الف، بازيگر معروف سينما، تئاتر که قصد ورود به یک کنسرت در برج میلاد را داشت، به دليل بدحجابی مورد تذکر ماموران پليس امنيت اخلاقی قرار گرفت و نهايتا توسط پليس دستگير شد.»

اما سیل تذکرها، برخوردها و بازداشت‌ها بیش‎تر متوجه شهروندان عادی شهر شده است. «سهیلا» از شش سالگی آلمان بوده و الان در ۲۴ سالگی به خاطر فوت مادر بزرگش به ایران آمده است. او در مورد وضعیت حجاب در ایران می‎گوید: «من فقط شنیده بودم که خانم‌ها در ایران باید حجاب داشته باشند. راستش نمی‎دانستم حکومت در مورد مسایل شخصی آدم‌های بالغ هم تصمیم‌گیری و دخالت می‌کند. دیروز با آشناهای‌ خود می‎خواستیم به کاخ “گلستان” برویم و به اصرار من با مترو رفتیم. لباس من، شلوار، تی‎شرت و یک کت نازک بود و شال هم سرم کرده بودم. هم در مسیر رفت و هم در مسیر برگشت با تذکر جدی و توهین آمیز چند نفر روبه‎رو شدم. یکی از آشناهای ما وقتی در مسیر برگشت دوباره به من تذکر دادند، به خانم پلیس گفت خانم ایشان در آلمان زندگی می‎کنند و فقط دو هفته میهمان ما هستند. خانم پلیس در جواب گفت مال هر خراب شده‌ای هست، این‎جا باید قانون را رعایت کند. این مملکت بی‌صاحب نیست. ما هم میهمان بی حجاب نمی‌خواهیم. من ترسیده بودم و می‌خواستم فقط زودتر به مقصد برسیم.»

سهیلا می‌گوید تا رسیدن به خانه، تمام تنش می‌لرزیده است: «امروز قرار کوه داشتیم که عذرخواهی کردم و نرفتم. دلم می‌خواهد زودتر این چند روز تمام بشود و فقط برگردم. من این میزان دخالت، توهین و تحقیر را درک نمی‎کنم و تحمل این وضع برایم واقعا غیرممکن است.»

پیش از این بارها خبرهایی مبنی بر درگیری‌های فیزیکی آمران به معروف و نیروی انتظامی با زنان در ایران به گوش ‌رسیده است؛ از ضرب و شتم «فاطمه محمدی»، دختر ۲۰ ساله فعال حقوق بشر که در اتوبوس مورد حمله خانمی به نام «فاطمه موسوی» قرار گرفت تا انتشار ویدیوهای مختلف که حمله به دختران در خیابان‌های ایران به دلیل رعایت نکردن حجاب اجباری را نشان می‌دادند.

اما انتشار فیلم‌های ویدیویی از سوی شهروندان ایرانی، واکنش نهادهای قضایی در ایران را باعث شده‌اند. روز هفتم مرداد امسال، «موسی غضنفرآبادی»، رییس دادگاه انقلاب از یک تا۱۰ سال حبس برای ارسال کنندگان فیلم و عکس برای «مسیح علی‌نژاد» خبر داد.

او مدعی بود که علی‌نژاد، روزنامه‎نگار آزاد با دولت متخاصم (امریکا) همکاری می‌کند و اگر شخصی در هر زمینه‌ای فیلمی برای او ارسال کند، علیه نظام، مردم و جمهوری اسلامی اقدام کرده است.

در فاصله پنج روز بعد، یعنی دوازدهم مرداد، «باشگاه خبرنگاران جوان» در گزارشی نوشت: «فرد بی‌حجابی که از آمر به معروف فیلم گرفته و برای رسانه‌های دشمن و مسیح علی‎نژاد، روزنامه‌نگار ضدانقلاب و وابسته به سازمان‌های جاسوسی ارسال کرده بود، ساعاتی پس از انتشار فیلم، با وصول گزارش مردمی به سامانه دادسرای ارشاد و صدور دستور قضایی، توسط ماموران پلیس اطلاعات و امنیت شناسایی و بازداشت شد.»

روز سیزدهم مرداد و هم‎زمان با انتشار خبر نصب بنرهای ارشادی در مترو تهران، «محسن محمدیان»، مدیر ارتباطات و امور بین‎الملل «شرکت بهره‏برداری قطار شهری (مترو) تهران و حومه» در گفت‎وگو با خبرنگار «ایرنا» گفت: «برخی مسافران از نحوه پوشش بانوان بدحجاب گلایه دارند و به همین منظور تلاش می‌کنیم با اجرای ویژه برنامه‌های فرهنگی و ترویجی، برای حفظ شوونات اسلامی گام‎هایی برداریم.»

اما اقدامات فرهنگی که مدنظر محسن محمدیان بود، بیش‎تر به برخوردهای تند شفاهی و بعضا درگیری‌های فیزیکی با دختران منجر شده است. شاید بتوان دلیل این اتفاق را در توضیحات همین مقام مسوول دید. او گفته بود طی چند روز گذشته و با مکاتبه‌ای که با فرمانده پلیس مترو داشتند، درخواست آغاز طرح «عفاف» در مترو را داده‌اند.

مدیر ارتباطات و امور بین‌الملل شرکت مترو گفته بود در حال حاضر ماموران پلیس زن در تهران نیز در ایستگاه‎های مترو مستقر هستند و با ارشاد و هم‎چنین تذکر، از زنان بدحجاب می‌خواهند که شوونات اسلامی را چه در داخل ایستگاه و چه در داخل واگن رعایت کنند.

از دیگر اقدامات جهت مبارزه جدی با بدحجابی در تابستان امسال، ممنوعیت تولید و فروش مانتوهای شیشه‎ای، حریر و توری بوده است.

به گفته «ابوالقاسم شیرازی»، رییس اتحادیه پوشاک تهران، طرح ویژه برخورد با تولید و عرضه مانتوهایی که «نامتعارف» خوانده، از بیش از یک ماه پیش آغاز شده است و بازرسان این اتحادیه با همکاری پلیس اماکن و دادستانی، نظارت بر تولید و عرضه پوشاک را درشهر تهران تشدید کرده‎اند.

شیرازی گفته است: «تا این لحظه، دو مرتبه تمام واحدهای صنفی زیر مجموعه این اتحادیه را بررسی کرده‌ایم و در حال حاضر در سومین مرحله بازرسی قرار داریم. ما با واحدهای صنفی که بر تخلف خود اصرار داشته باشند، بدون هیچ اغماضی برخورد می‌کنیم. ولی این گلایه وجود دارد که چرا سایر دستگاه‎ها به عرضه پوشاک نامتعارف  در فضای شهر توسط دست‎فروشان واکنشی نشان نمی‌دهند؟»

او جریمه تخلف و فروش مانتوهایی که از سوی نیروی انتظامی ممنوع شده‎اند را یک تا شش ماه ممنوعیت از فعالیت اعلام کرده است.

«حسین» ۴۲ ساله است و متاهل. او در میدان «هفت تیر» مغازه مانتو فروشی دارد. حسین در مورد وضعیت کاری‌ خود در این روزها و پس از وضع قوانین سخت‌گیرانه جدید می‌گوید: «به خدا خسته شدم. ماهی ۱۷ میلیون تومان اجاره مغازه‌ام را می‌دهم. به این مبلغ، دستمزد کارگر و هزینه‌های روزمره را هم اضافه کنید. مجموع هزینه‌هایم در ماه حدود ۲۵ میلیون تومان می‌شود. حالا با این وضعیت، اتحادیه هم هر روز یک داستانی برای ما درست می‌کند.»

او از وضعیت کنونی ناراضی است. می‌گوید اگر نتواند مانتویی که سلیقه مشتری را جلب می‌کند و جوان‌ها می‌پسندند را بفروشد، دیگر باید در مغازه‌اش را ببندد: «صبح تا شب برای یک لقمه نان باید بدوی و حرف بشنوی. بابا دزدی که نمی‏کنم، دارم یک لقمه نان در می آورم. کسی هم که مانتو جلو باز و حریر دوست دارد، سلیقه‎اش این است. نمی‌شود همه را به زور به بهشت برد!»

No responses yet

Aug 04 2019

گفت‌وگو با نرگس؛ زنی که به دلیل نبستن سوتین بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: روز جمعه چهارم مرداد ۱۳۹۸، زمزمه بازداشت یک زن در خیابان توسط گشت‌ارشاد به دلیل «نپوشیدن سوتین » و به تعبیر آن‌ها «اقدام به تحریک کردن مردان» در فضای مجازی منتشر شد.

این خبر واکنش‌های بسیاری در میان کاربران شبکه اجتماعی اینستاگرام در پی داشت. اغلب مخالفان این حرکت را زنان تشکیل می‌دادند و می‌گفتند این اتفاق دیگر قابل تحمل نیست و گشت ارشاد حق نداشته این زن را بازداشت کند موافقان این اتفاق اما بر این باور بودند که این عمل موجب مفسده است، لباس زیر نپوشیدن باعث تحریک مردان می‌شوند و باید با آن مقابله شود.

«نرگس» اما روایتی شنیدنی دارد. او همان زنی است که به دلیل عدم استفاده از سوتین بازداشت شده است، او می‌گوید: «من بخاطر فیبروکیستیک حادی که دارم دارو مصرف میکنم و بدنم طی این سال ها به داروهایم حساسیت پوستی نشان داده است ولی کماکان برای رشد نکردن بیماری باید دارو را مصرف کنم .درد زیادی هم در پوستم و هم پستان‌هایم دارم. در خانه، محل کار و حتی میهمانی‌ها هم سوتین نمی پوشم و برایم اصلا مهم نبوده و نیست کسی سوال کند چرا؟.همیشه گفتم بیماریم باعث رشد اخلاقی من شده.باعث شده به بدن خودم و دیگران نگاه ایده آل نداشته باشم.»

فیبروکیستیک یک بیماری شایع در زنان است که عمدتا بافت پستان و زیر بغل را مورد حمله قرار می‌دهد. در این بیماری پستان ها از کیست‌های متعدد و دردناکی پر می‌شوند که در اغلب موارد خوش‎‌خیم هستند اما در زمان‌های قاعدگی و پیش از آن درد بسیاری را با خود به همراه دارند و پوشیدن سوتین می‌تواند این درد را تشدید کند.

نرگس عکاس است. می‌گوید برهنگی و بدن برایش تابو نیست چرا که اغلب سوژه‌هایش آدم‌هایی با بدن‌های معمولی هستند. او می گوید:«آن روز من با پوشش معمولی همیشگی ام که یک مانتو گشاد جلو باز و یک شال چند متری‌ و بلند است از خانه بیرون رفتم.شال کاملا جلوی بدنم را پوشانده بود.از مترو فردوسی که بیرون آمدم هنوز چند قدم جلوتر نرفته بودم که سه خانم چادری گشت ارشاد، مانتویم را کشیدند و شالم کنار رفت. به محض دیدن نوک سینه‌ام یکی از خانم‌ها با عصبانیت کارت شناسایی‌ام را طلب کرد و چون همراهم نبود کارت بانکی‌ام را گرفت و سریع مرا مجبور کرد سوار ون شوم.»

نرگس می‌گوید وقتی در راه وزرا بوده چندین بار توضیح داده که بدلیل بیماری خاصش نمی‌تواند لباس زیر بپوشد اما حرف‌هایش پذیرفته نشده و او ناچار شده در ساختمان وزرا به پزشکش زنگ بزند: «زنگ زدم به پزشکم.ایشان هم توضیح دادند علت چیست ولی بی فایده بود.گفتند باید اینجا بمانی.انگار دزد گرفته بودند!»

وقتی که مامورین حاضر نمی‌شوند حرف پزشک را بپذیرند نرگس تصمیم می‌گیرد وضعیت بدنش را به ماموران نشان دهد: «درد شدید داشتم.هوا گرم بود و عرق کرده بودم، بعد از دوساعت برخلاف میل خودم مجبور شدم برای خلاص شدن از آن محیط بشدت توهین آمیز جنسیت زده که باصدای بلند دخترهای بازداشت شده را با الفاظ نامناسب خطاب میکردند خلاص شوم.»

نرگس می‌گوید دست یکی از ماموران را گرفته و به اتاق دیگری برده که چند مامور دیگر هم در آن بوده‌اند: «تی‌شرتم را بالا زدم و گفتم ببین این وضعیت من است؛ من درد دارم. اما برخوردشان خیلی تلخ بود. مامور صورتش با حس انزجار و شوک گرفت و هلم داد بیرون از اتاق و در نهایت فرم تعهدی به من داد که به شرط تکرار نشدن این اتفاق می توانستم از آنجا بروم.»

او می‌گوید هنوز هم نتوانسته با خانواده اش درباره این اتفاق حرف بزند. فقط لحظه خروج از ساختمان وزرا از فرط خشم از بن جان گریسته و در یک استوری اینستاگرامی، ماجرا را برای تعدادی از دوستان نزدیکش تعریف کرده است.

تقابل زنان ایران و گشت ارشاد هر روز وارد مرحله تازه ای می شود. زنان برای مطالبه بدیهی ترین حقوق خود ابتکار عمل به خرج می‌دهند اما از آن سو، هرلحظه بر شمار نفرات ارتش مقابلشان افزوده می شود.حالا دیگر نه تنها نهادها و ضابطین قضایی با عزمی راسخ، زنانی که کشف حجاب می‌کنند یا به زعم آن‌ها پوششی متناسب با عرف جامعه ندارند را بازداشت می کنند که سپاه استان‌ها هم اعلام کرده است با میهمانی‌های دورهمی زنان به اتهام «ترویج سبک غربی» مبارزه خواهد کرد. از سوی دیگر سخنگوی قوه قضاییه ارسال فیلم و عکس برای «مسیح علی‌نژاد» را مصداق همکاری با دول متخاصم خوانده و گفته است زنانی که چنین کنند ممکن است تا ده سال حبس در انتظارشان باشد. حضور نیروهای گشت ارشاد در متروها برای ارشاد بی حجابان و بدحجابان هم تازه‌ترین اقدام برای مبارزه با بدحجابی و بی حجابی است.

برخی از فعالان حقوق زنان مسئله پوشش را اولویت اول زنان در ایران نمی‌دانند. آن‌ها بر این باورند که در میان ضعف قوانین حمایت از خانواده و مشکلات بزرگی همچون حق طلاق و حضانت موضوع پوشش زنان چندان مسئله مهمی نیست. این در حالی است که نظام حاکم بر ایران برای مبارزان حجاب اجباری سخت ترین تنبیه ‌ها را قائل می شود و هزینه گزافی برای تامین نیروی انسانی گشت ارشاد پرداخت کرده است.

سمانه سوادی؛ فعال برابری جنسیتی و دانش آموخته حقوق در توضیح اینکه چرا نظام جمهوری اسلامی برای تحمیل پوشش مورد تایید خود اینچنین به زنان سخت می‌گیرد تا جایی که لباس زیر آن‌ها هم می‌تواند دلیلی برای بازداشتشان باشد می‌گوید: «من فکر می کنم حجاب رکن و اصل حکومت ایران باشد. یعنی حاکمیت به وضوح می داند که اگر از ماجرای پوشش زنان کوتاه بیاید با این میزان از آگاهی که امروز زنان در ایران دارند ناچار است هزاران حق دریغ شده در چهل سال گذشته را به زنان بدهد. اگر پوشش اختیاری شود بعد باید در ورزشگاه‌ها را بی‌قید و شرط باز کند، برابری ارث را در دستور کارش قرار دهد، حق طلاق و حضانت برای زن قائل شود و هزاران موضوع بزرگ و کوچک دیگر. درست مثل پرنده ای که صاحبش خیال می‌کند اگر از قفس بیرون بیاید تنها در این اتاق می‌ماند غافل از آنکه این پرنده که تشنه آزادی است نه تنها از اتاق که از آن خانه خواهد رفت.»

این حقوق‌دان بخشی از سخت‌گیری حکومت را هم متوجه آگاهی زنان از حقوق خودشان می‌داند. او بر این باور است که گفتمان انتخاب پوشش به یمن شبکه های اجتماعی امروز در میان حتی بخش سنتی و مذهبی هم جای خود را باز کرده است و نه تنها در شهرهای بزرگ جریان دارد که شهرستان‌های کوچک و دور و نزدیک هم با آن آشنا هستند. : «نکته قابل توجه و البته غم‌انگیز این ماجرا اما اینجاست که هر چقدر زنان در موضوع حق انتخاب پوشش گام‌های رو به جلو برداشته‌اند اما مردان چندان از آزادی پوشش زنان حمایت نمی کنند چرا که حکومت به نوعی آن‌ها را با خود همدست کرده است. حاکمیت جا انداختن این موضوع که بله بدن زنان برای مردان تحریک آمیز است این تصویر را به مردان می‌دهد که حتی اگر تو از این قاعده مستثنی هستی و با دیدن بدن زن تحریک نمی شوی اما بیرون از خانه تو مردانی هستند که با دیدن زن تو، مادرت و یا خواهرت تحریک خواهند شد. بعد چه می‌شود؟ جای خالی حمایت مردان از حق آزادی پوشش برای زنان به چشم می‌آید. یادمان باشد! باید به مردان اطرافمان، به همسران و پسران و برادران و دوستان مردمان یادآور شویم همدست حکومت نشوند »

No responses yet

Jul 28 2019

پلیس فرودگاه‌های ایران: فرد همراه حامد زمانی «ادوات ممنوعه» در کیفش داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: در پی انتشار گزارش‌هایی درباره درگیری حامد زمانی در فرودگاه تهران «به دلیل همراه داشتن مواد مخدر»، این خواننده نزدیک به نهادهای جمهوری اسلامی به دادسرا احضار شده و رئیس پلیس فرودگاه‌ها نیز از وجود «ادوات ممنوعه» در کیف فرد همراه وی خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا حسن مهری، رئیس پلیس فرودگاه‌های ایران، گفته است روز پنج‌شنبه سوم مأموران گیت ورود در فرودگاه مهرآباد «ادوات ممنوعه» از یک کیف به دست آوردند اما حامد زمانی که همراه او بود «ضمن حمایت بی‌مورد از فرد مجرم، در انجام وظایف پلیس نیز دخالت کرد».

به گفته این مقام پلیس، برای هر دو نفر پرونده‌ای تشکیل و به مقام قضایی ارجاع شده است.

با این حال حسین پیرعلی، «مدیر برنامه» حامد زمانی، به خبرگزاری میزان گفته است «به هیچ عنوان مواد مخدری وجود نداشته» و به گفته او، پرونده فعلی به دلیل این تشکیل شد که «نیروهای ناجا اعلام کرده‌اند حامد زمانی به آنها ناسزا گفته است».

حامد زمانی که برخی رسانه‌های اصولگرا از او با عنوان «خواننده حزب‌الله» یاد می‌کنند معمولا یکی از خوانندگان مراسم سیاسی یا مذهبی نهادهای حکومتی است و چند بار نیز در مراسم رهبر جمهوری اسلامی حضور داشته است.

از جمله ترانه‌های او که با استقبال نهادهای جمهوری اسلامی روبه‌رو شد و جوایزی برای او به همراه داشت می‌توان به «حضرت ماه»، «مرگ بر آمریکا» و «تحریم» اشاره کرد.

No responses yet

Jul 26 2019

احمد خاتمی: خوشحال نباشند که نمازجمعه خلوت شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: به مناسبت چهلمین سالگرد برپایی نماز جمعه در تهران، امامان جمعه در شهرهای مختلف ایران روز جمعه چهارم مرداد به این موضوع پرداختند و امام جمعه تهران نیز گفت رسانه‌ها از خلوت شدن نمازهای جمعه خوشحال نباشند.

احمد خاتمی، امام جمعه تهران، خطاب به رسانه‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی گفت: «خوشحال نباشند که نماز جمعه خلوت شده است. الحمدلله صداوسیما در میدان است.»

احمد خاتمی با اشاره به این‌که نمازجمعه «تریبون ولایت» است، از صداوسیما خواست برای مقابله با خلوتی نمازجمعه‌ها «تلاش بیشتری کنند و برنامه‌هایی برای تشویق مردم برای نمازجمعه بگذارند».

امامان جمعه در ایران را رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌کند و محورهای سخنان آنها را نیز نهادهای «شورای سیاستگذاری ائمه جمعه» و «ستاد برگزاری نماز جمعه» تهیه و ابلاغ می‌کنند.

No responses yet

Jul 21 2019

«ضرب‌وشتم» یک روحانی در کرج به دلیل «امر به معروف و نهی از منکر»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: » تعدادی از رسانه های ایران اعلام کردند که امیر دهقان حسن‌زاده، یک روحانی در مشکین‌دشت، شهری بین تهران و کرج، توسط شش پسر و سه دختر «مورد ضرب و شتم قرار گرفته است».

خبرگزاری فارس، دلیل این درگیری را «امر به معروف و نهی از منکر» این جوانان توسط این روحانی ذکر کرده است. این حادثه شب پنجشنبه ۲۷ تیرماه رخ داده است.

به گفته این خبرگزاری، این روحانی از بیمارستان مرخص شده و مدیر‌کل تبلیغات اسلامی البرز با او در خانه‌اش دیدار کرده است.

مسئله «امر به معروف و نهی از منکر» پیش از این در ایران بارها باعث تنش اجتماعی و درگیری شده است.

از جمله در سال‌های قبل، فرد بسیجی به نام علی خلیلی که ۲۵ تیر ماه سال ۹۰ در یک درگیری خیابانی که به گفته وی برای «امر به معروف و نهی از منکر» بوده زخمی شد و روز چهارم فروردین ۹۳ درگذشت.

پس از فوت این فرد نمایندگان مجلس در ۱۶ مهر ۹۳، با وجود مخالفت دولت، کلیات طرح «حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» را تصویب کردند.

حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، این قانون را ابلاغ نکرده بود و در نامه‌ای به رهبر جمهوری اسلامی خواستار «توقف» اجرای آن برای بررسی «ایرادهای مد نظر دولت» شد، اما با ارجاع نامه آقای روحانی به هیئت حل اختلاف قوا، این هیئت در نهایت به نفع مجلس رأی داد.

No responses yet

Jun 26 2019

فحاشی ناموسی سعید طوسی به خبرنگار ایرناپلاس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

ایرناپلاس: سعید طوسی، چهره جنجالی که دو سالی است نامش به‌واسطه پرونده‌ای با اتهام آزار کودکان، بر سر زبان‌ها افتاده است، با رکیک‌ترین الفاظ، در فضای مجازی به خبرنگار ایرناپلاس فحاشی کرد.

پیرو اخبار ضد و نقیضی که اخیراً در رسانه‌ها درباره بازگشایی مجدد پرونده سعید طوسی به دستور حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی منتشر شد، صبح امروز خبرنگار ایرناپلاس، در تماسی با سعید طوسی در فضای مجازی، از او درخواست مصاحبه جهت بیان توضیحات خود کرد که وی در پاسخ، با رکیک‌ترین الفاظ، خبرنگار ایرناپلاس را مورد فحاشی قرار داد.

زشتی تعابیر استفاده شده به حدی غیرقابل باور بود که سردبیری مجموعه شخصاً برای اطمینان از اینکه شماره در اختیار آقای طوسی است، با آن تماس گرفت. در این تماس اطمینان حاصل شد که شماره متعلق به آقای طوسی است، اما وی به محض مواجه شدن با پرسش سردبیر، اقدام به قطع مکالمه کرد.

گفتنی است، علاوه بر اینکه خبرگزاری ایرنا و شخص خبرنگار، پیگیری حقوقی این موضوع را حق خود می‌دانند، اسناد مربوط به فحاشی‌های رکیک سعید طوسی موجود است که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.

No responses yet

May 25 2019

عمامزاده برقی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,مذهب,ملای حیله‌گر


تلگرام خبرفوری: باورتون میشه این یه دستگاه شمع برقی و تلاوت پولی قرآن هست دم امامزاده‌ها

تو این دستگاه پول میندازی شمع روشن می‌کنه روضه و زیارت نامه هم می‌خونه، فعلا هم خرابه!!!

Comments Off on عمامزاده برقی

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .