اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Nov 29 2018

پیامبر اسلام و آزار جنسی فاطمه زهرا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بالاترین: در كتب حديث، روايات زيادى در مورد بوسه محمد بر دهان و سينه هاى فاطمه موجود است كه در اين مقاله تعدادى ازين روايات را خدمتتان ارائه ميكنيم.
مطالب زير تحقيقى است در اين احاديث نوشته جناب داوود احمدی (انتشارات صلوات قم ۱۳۸۸) .

امام صادق فرمود: عایشه [از روی حسادت]… گفت: یا رسول الله میبینم دهان فاطمه را زیاد میبوسی و زبانت را در دهانش قرار میدهی.

پیامبر اکرم فرمودند: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم دهان فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم…
من از فاطمه بوی بهشت را استشمام می کنم و بوی شجره طوبی را می یابم، زیرا او زنی آسمانیست”.
دقيقا همين روایت در کتاب اعلام الوری نوشته عالم بزرگ شيعه يعنى علامه طبرسى صفحه ٢٩٦ نیز آمده است.
نکته قابل توجه اين حديث، مغلطه مصادره به مطلوب شخص محمد است که بدينوسيله پاسخ عایشه را داده و دهانش را میبندد.
محمد به عایشه می گوید: بله، هرگاه مشتاق بهشت میشوم دهان فاطمه را میبوسم و زبان در دهانش میگذارم…
پرسش اینجاست كه, در كدام نظريه علمى يا كدام فرهنگ و تمدنى، انسان با گذاشتن زبانش در دهان يك كودك، او را ميبويد؟؟؟
جناب محمد که با الاغ بالدار مبارکشان به معراج می رفتند و هر دم هوس بهشت می کردند جبرئیل ایشان را با خود به بهشت می برد، چه نیازی داشت که برای استشمام بوی بهشت، زبان در دهان اين دخترك بينوا كند؟؟؟
آیا نمی توانست در یکی از سفرهایش به بهشت، از الله مدینه طلب یک شیشه عطر بهشت کند تا دست به چنین عمل شرم اورى نزند؟؟
آيا اگر پدر يكى از خود ما، زبان در دهان خواهر ٨-٩ ساله ما بكند، و يا هر شب پستانهاى او را ببوسد، به ديد يك انسان كاملا نورمال به اين پدر نگاه ميكنيم؟؟
ابو جعفر محمد ابن على ابن شهراشوب در كتاب معروف خود، مناقب آل أبی طالب در جلد ۳ صفحه ۱۱۴ مينويسد:
الباقر و الصادق (ع): انه كان (ص) لاینام حتى یقبل عرض وجه فاطمه و یضع وجهه بینثدیی فاطمه و یدعو لها و فی روایه: حتى یقبل عرض وجنة فاطمة أو بین ثدییها.
ترجمه : امام باقر و امام صادق می‌گویند:
همانا رسول (ص) نمی‌خوابید تا اینکه گونه‌ی فاطمه را می‌بوسید و صورتش را بین دو پستانش قرار می‌داد….
و نيز در كتاب كشف الغمه اربلى در جلد دوم ص ۹۵ اورده : كان رسول الله (ص) لاینام حتى یقبل عرض وجنة فاطمة (ع) أو بین ثدییها.
و عن جعفر صادق (ع) كان النبی(ص) لاینام لیلة حتى یضع وجهه بین ثدیی فاطمة (ع)
ترجمه: رسول الله نمی‌خوابید مگر اینکه گونه‌ی فاطمه یا بین دو پستانش را می‌بوسید و از جعفر صادق نقل است که رسول الله نمی‌خوابید مگر اینکه صورتش را بین دو پستان فاطمه قرار می‌داد.(۱)
اما علامه مجلسى ستون فكرى و نظرى شيعيان در اينباره مينويسد:
الباقر والصادق (ع): أنه كان النبی (ص) لا ینام حتى یقبل عرض وجه فاطمة یضع وجهه بین ثدیی فاطمة و یدعو لها و فی روایه حتى یقبل عرض وجنه فاطمه أو بین ثدییها
ترجمه: باقر و صادق (ع): همانا پیامبر نمی‌خوابید مگر اینکه صورت فاطمه را می‌گرفت و صورتش را بین دو پستان فاطمه می‌گذاشت و در روایت دیگر اینکه یا گونه فاطمه را و یا بین دو پستانش را می‌بوسید.(۲)
مجلسى در ادامه و در صفحه ۵۵ و ۷۷ اين كتاب روايات ديگرى به اين مضمون اورده كه : و عن حذیفة كان رسول الله ( ص) لا ینام حتى یقبل عرض وجنة فاطمة ع أو بین ثدییها .
وعن جعفر بن محمد ع كان النبی لا ینام لیلته حتى یضع وجهه بین ثدیی فاطمه.(۳)
كان النبی ( ص) لاینام حتى یقبل عرض وجنة فاطمة ع أو بین ثدییها
و عن جعفر بن محمد (ع) قال: كان رسول الله ( ص) لاینام حتى یضع وجهه الكریم بین ثدیی فاطمه.(۴)
كه خلاصه ترجمه اين روايات به شرح زير ميباشد :
رسول الله نمی‌خوابید مگر اینکه گونه یا بین دو پستان فاطمه را می‌بوسید…
شايد دادن شرح خاصى در مورد اين روايات از شدت و وقاحت عمل ايشان، بكاهد. پس همين روايات را بدون كم و كاست خدمت شما دوستان ارائه ميكنيم.
همچنین مشابه همين روايات در كتب علماى اهل سنت نيز امده كه در اينجا به دو نمونه انها اشاره ميكنيم.
در كتاب ذخائرالعقبى في مناقب ذوى القربي از علامه حافظ محب الدين احمد ابن عبدالله طبرى، كل صفحه ٣٦ كتاب خود را كه با تيتر “دهان او را ميبوسيد و زبانش را ميمكيد” آغاز شده، اختصاص داده به احاديث مربوط به بوسيدن فاطمه توسط محمد.
ترجمه زير خلاصه اى از احاديث اين صفحه است كه تصوير اسكن كتاب نيز در ذيل اين متن امده است.
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم فاطمه عليهاالسلام را زياد مى بوسيد. از عايشه نقل شده است كه: گفتم يا رسول الله، شما در هنگام بوسيدن فاطمه طورى زبانت را در دهانش ميكنى انگار به او عسل ميخورانى.
محمد در جواب عايشه فرمود: همانا جبرئيل در شب معراج مرا وارد بهشت نمود و به من سيبى داد كه انرا خوردم و از نتيجه ان سيب، نطفه اى در صلبم شد و خديجه، فاطمه را باردار گشت. آنگاه كه مشتاق به آن سيب شوم، فاطمه را مى بوسم . در ادامه اين حديث، از ابن عباس مشابه همين موضوع را نقل ميكند و اينبار به جاى سيب از ميوه هاى بهشتى نام ميبرد.
مشابه همین روایت در کتاب ینباع الموده از کتب علمای اهل سنت نیز آورده شده است.
البته تمام محدثين كمابيش همين داستان را با اضافه و كم كردن چند كلمه اورده اند و در اين ميان تفاوتى بين روايت راويان شيعى و سنى داستان وجود ندارد.
منابع:
۱) كشف الغمه إربلی /جزء۲/صفحة ۹۵
۲) بحار الانوار/ جزء ۴۳/صفحه ۴۲
۳) بحار الانوار/جزء۴۳/صفحة۵۵
۴) بحارالانوار/جزء ۴۳صفحه

No responses yet

Nov 21 2018

محکومیت هشت بهایی ساکن اصفهان به ۴۲ سال حبس

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,مذهب

استان‌وایر: هشت شهروند بهایی بازداشت شده در «بهارستان» اصفهان در مجموع به ۴۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

هرانا گزارش کرده که این شهروندان اول مهر سال ۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بودند.

نیروهای امنیتی در زمان بازداشت منزل این شهروندان را نیز مورد تفتیش و ضبط تعدادی از وسایل شخصی قرار داده بودند.

براساس این گزارش «افشین بلبلان»، «سهام آرمین»، «میلاد داوردان»، «فرهنگ صهبا» و «انوش راینه» هر کدام به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

«بهاره زینی»، «فوژان رشیدی» و «سپیده روحانی» هم هر کدام به تحمل چهار سال حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

از اتهامات و دلایل صدور احکام این شهروندان بهایی اطلاع دقیقی در دست نیست.

شهروندان بهایی در شهرهای مختلف ایران از ابتدای سال جاری تاکنون با موج جدیدی از فشار و نقض آشکار حقوق بشر روبه‌رو بوده‌اند.

محروم شدن دست کم ۵۸ تن از دانشجویان بهایی طی کنکور سراسری سال جاری از ادامه تحصیل و اخراج دست‌کم ۱۱ دانشجوی بهایی در مقاطع مختلف از دانشگاه‌ها از جمله این فشار‌هاست.

احضار و بازداشت ۷۲ تن از شهروندان بهایی توسط نیروهای امنیتی و محکومیت ۲۴ شهروند بهایی به تحمل ۴۶ سال حبس و ۹ سال تبعید از دیگر مصادیق نقض حقوق بهائیان در سال ۹۷ است.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند.

No responses yet

Nov 21 2018

بودجه ارشاد؛ به نام فرهنگ، به کام سیاست و دین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چهارشنبه گذشته، ۲۳ آبان ۹۷، فهرست حمایت‌‌های مالی خود را از «اشخاص حقوقی» منتشر کرده کرده است.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چهارشنبه گذشته، ۲۳ آبان ۹۷، فهرست حمایت‌‌های مالی خود را از «اشخاص حقوقی» منتشر کرده کرده است. در دو جدول جداگانه که در وب‌سایت رسمی این وزارتخانه منتشر شده‌اند، جزئیات کمک‌های ۴۹۰ میلیارد تومانی این وزارتخانه منتشر شده که حدود ۳۶۳ میلیارد تومان آن در سال ۱۳۹۶ و حدود ۱۲۷ میلیارد تومان در سال ۱۳۹۷ تا پایان مهر ماه امسال هزینه شده‌ است.
بررسی اطلاعات مربوط به سال ۹۷ نشان می‌دهد در هفت ماه نخست سال، وزارت ارشاد ۱۲۷ میلیارد تومان را میان ۵۹ موسسه یا فعالیت تقسیم کرده است. اگر فرض کنیم این مبلغ به طور مساوی قسمت شده باشد به هر موسسه و سازمان ۲ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان رسیده است.
ردیف اول این جدول، به تنهایی بیش از ۱۱۶ میلیارد تومان کمک دریافت کرده‌اند که معادل ۹۲درصد کل کمک‌ها است.
در این میان بیشترین مبلغ پرداخت شده ۲۸ میلیارد تومان برای «صندوق حمایت از نویسندگان روزنامه‌نگاران و هنرمندان» است. بعد از آن به ترتیب «توسعه هنرهای معاصر»، «نمایشگاه‌های فرهنگی ایران»، «شبستان نور» بیشترین کمک‌ها را در محدوده ۱۵ میلیارد تومان دریافت کرده‌اند.

این کمک‌ها چطور توزیع شده‌اند
آن طور که در گزارش ارشاد آمده، این کمک‌ها در ۹ گروه کلی دسته‌بندی شده‌اند. بر این اساس دست‌کم ۱۹ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان از بودجه ارشاد صرف حمایت از مساجد و تبلیغ و ترویج قرآن کریم شده است. این در حالی است در قانون بودجه ۹۷، در زیر اعتبارات سازمان تبلیغات اسلامی، مبلغ ۳۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان برای مرکز رسیدگی به امور مساجد کنار گذاشته شده است.

چقدر از حمایت‌های ارشاد مربوط به فعالیت‌های دینی است؟
ساده‌انگارانه است اگر کمک‌های وزارت ارشاد را محدود به دو ردیف حمایت از مساجد یا تبلیغ قرآن در نظر بگیریم. بخش عمده‌ای از کمک‌هایی که تحت عنوان فعالیت‌های فرهنگی و هنری و دینی استان‌ها انجام شده، شامل کمک به نهادهایی است که به طور واضح کارکرد دینی و مذهبی، یا سیاسی دارند.
به عنوان مثال ۳ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان کمک به «جامعه قاریان مشهد» یا یک میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان کمک به «موسسه امام رضا»، یا ۵۰۰ میلیون تومان کمک به «موسسه اسرا» همه ماهیت دینی و مذهبی دارند.
بخش عمده‌ای از کمک‌هایی که تحت عنوان فعالیت‌های فرهنگی و هنری و دینی استان‌ها انجام شده، شامل کمک به نهادهایی است که به طور واضح کارکرد دینی و مذهبی، یا سیاسی دارند.
اگر فرض کنیم هیچ کدام از مبالغ کمک‌های دیگر صرف امور مذهبی نشود، باز هم جمع حمایت‌های مذهبی وزارت ارشاد در ۷ ماه نخست سال ۹۷، نزدیک ۲۵ میلیارد تومان خواهد بود. به جز این بیش از ۹ میلیارد تومان دیگر هم برای کمک‌های موردی به موسسات و نهادهایی در نظر گرفته شده که برخی از آنها در زمینه فعالیت‌های مذهبی و قرآنی فعالیت دارند.


اشتهای سیری‌ناپذیر نهاد دین
این در حالی است که نهادهای مذهبی و تبلیغاتی در جمهوری اسلامی ایران، بدون واسطه وزارت ارشاد مبالغ هنگفتی از بودجه کشور را به خود اختصاص داده‌اند. چنانکه بر اساس داده‌های منتشر شده در سایت ایران‌‌بودجه، مجموع اعتبارات مستقیم و بی‌واسطه مذهبی و تبلیغاتی امسال نزدیک ۳۷۰۰میلیارد تومان است. در بودجه ملی (جدول شماره ۷) بیش از ۳۴۰۹ میلیارد تومان برای نهادهای مذهبی پیش‌بینی شده و در ردیف‌های موقت بودجه متفرقه اعتبار کمک‌های مذهبی بیش از ۲۹۰ میلیارد تومان برای کمک‌های مذهبی در نظر گرفته‌اند.
با این همه ظاهرا این اعتبارات کافی نیست و یک پنجم اعتبارات وزارت فرهنگ و ارشاد و احتمالا بخشی از هزینه‌های سایر دستگاه‌های اجرایی دیگر باید صرف تبلیغ و ترویج امور دینی در ایران شوند.
ساختار شکننده بودجه ارشاد
این مبالغ از یک ردیف بودجه به شماره ۱۱۴۰۰۰ پرداخت شده که سقف اعتبارات آن در قانون بودجه ۹۷، حدود ۱۴۹۰ میلیارد تومان است. اگر اعتبارات عمرانی را از این مبلغ کم کنیم، آنچه باقی می‌ماند حدود ۱۲۹۴ میلیارد تومان بودجه جاری است. به تعبیری می‌توان گفت که تا الان، یعنی در شرایطی که تنها ۷ ماه از سال گذشته حدود ۱۰ درصد بودجه جاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، خرج کمک به موسسات و سازمان‌هایی شده که تحت عناوین مختلف مشغول فعالیت‌های دینی و فرهنگی بوده‌اند.
بر اساس اطلاعات جدول ۱-۷ (صفحه ۲۴۹ قانون بودجه ۹۷) از مجموع بودجه جاری ۱۲۹۴ میلیارد تومانی ارشاد، نزدیک ۵۷ میلیارد تومان صرف پرداخت حقوق یک سال کارکنان این وزارتخانه می‌شود. کمتر از ۱۵۰ میلیارد تومان هم برای خرید کالا و خدمات پیش‌بینی شده است. با این همه سقف «کمک‌های بلاعوض» این وزارتخانه بیش از هزار میلیارد تومان پیش‌بینی شده است. مبلغی که ۹ برابر بودجه در اختیار رییس‌جمهوری و ۳۳ برابر بودجه در اختیار وزیر کشور برای کمک‌های بلاعوض است.
این در حالی است که اگر نظام برنامه‌های حمایتی وزارت ارشاد از هنرمندان و اهالی فرهنگ مشخص باشد، و همین‌طور سازمان‌های رسمی فرهنگی و هنری بر اساس برنامه‌های از پیش تعیین شده اعتبارات خاص و مشخصی در بودجه داشته باشند، نیازی به کمک‌ها و حمایت‌های وزارت ارشاد که مبنای آن تشخیص وزیر و مدیران این سازمان است، وجود ندارد.
در میان ۵۹ ردیف حمایتی که در هفت ماه نخست امسال، نزدیک ۱۲۷ میلیارد تومان به بودجه محدود دولت تحمیل کرده است، دست کم امور رفاهی و نهادهای هنری می‌توانستند بر اساس یک برنامه اقتصادی مشخص ردیف جداگانه‌ای داشته باشند، برای حمایت از نهادها و فعالیت‌های مذهبی هم به اندازه کافی در بودجه‌ ردیف و اعتبار پیش‌بینی شده که بودجه محدود وزارت ارشاد صرف ترویج و گسترش آن در جامعه نشود.

No responses yet

Nov 11 2018

نبش قبر پیکر یک زن سالمند بهائی در گیلاوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,مذهب,ملای حیله‌گر


دویچه‌وله: پیکر یک شهروند بهائی پس از نبش قبر، در بیابان انداخته شده است. جمعی از “نواندیشان دینی” در بیانیه‌ای این کار را محکوم کردند. صدیقه وسمقی از امضاکنندگان بیانیه در گفت‌وگو با دویچه‌وله این اقدام را ضد دین و اخلاق خواند.

به گزارش “زیتون” پیکر زنی به نام شمسی اقدسی، از شهروندان بهائی گیلاوند، از توابع دماوند، نبش قبر شده است. چهار روز پس از خاکسپاری خانم اقدسی، به خانواده او خبر داده شده که جسد او در بیابان‌های اطراف جابان پیدا شده است. سایت زیتون نوشته که نیروهای امنیتی پیشتر به بهائیان هشدار داده بودند که دیگر حق دفن اموات‌شان را در این شهر ندارند.

گروهی از “نواندیشان دینی” در داخل و خارج از ایران در بیانیه‌ای به این اقدام واکنش نشان داده و آنرا به شدت تقبیح کرده‌اند. آنها در این بیانیه‌ این‌گونه اقدامات را “زاده تعصبات جاهلانه”، “نفرت‌انگیز”، “شرم‌آور و شایسته‌ پیگیری قضایی” دانسته‌اند و خواستار شناسایی و محاکمه علنی عاملان و آمران این کار شده‌اند.

صدیقه وسمقی، پژوهشگر دینی از تهران، در باره این بیانیه به دویچه‌وله فارسی گفت:

«این کار با هیچ معیار اخلاقی و انسانی و دینی سازگار نیست. این یک ظلم بزرگ به هم‌وطنان بهائی و توهینی بزرگ به ملت ایران است.»

او از این کار به عنوان یک “انحطاط اخلاقی بزرگ در جامعه” یاد کرد و گفت بسیار تاسف‌آور است که در این رابطه تا کنون هیچ واکنش و پیگیری از سوی مسئولان دیده نشده است.

به باور این پژوهشگر دینی، بدون برخورد «با این گونه مسائل فرهنگی، حقوقی و اخلاقی و بدون برخورد با چنین مواردی از ستم و ظلم نمی‌توان در جامعه تغییراتی بنیادین و پایدار» به وجود آورد.

صدیقه وسمقی به موارد بسیاری از تضییق حقوق شهروندی بهائیان در طول چهار دهه گذشته، از جمله محرومیت از تحصیل، شغل و کسب و کار، اشاره کرد و گفت: «این محرومیت‌ها هیچ معیار عقلی، شرعی و انسانی و اخلاقی ندارد. ولی نمونه‌‌ای شبیه به این که جنازه یک بانوی بهائی را از قبر درآورند و به بیابان بیاندازند کم‌تر سابقه داشته است.»

او اینگونه موارد را “بسیار فجیع و باعث نگرانی شدید” دانست و گفت باور ندارد که چنین کاری “کار افراد عادی باشد”.

No responses yet

Oct 16 2018

در دو ماه ۲۳ شهروند بهایی در ایران دستگیر شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: دیده‌بان حقوق بشر اعلام کرد که مقامات اطلاعاتی ایران در دو ماه گذشته بدون اتهامی آشکار دستگیری شهروندان بهایی را افزایش داده‌اند. دویچه وله درباره این موضوع با تارا سپهری‌فر، پژوهش‌گر دیده‌بان حقوق بشر صحبت کرد.

دیده‌بان حقوق بشر روز سه‌شنبه ۲۴ مهر (۱۶ اکتبر) اعلام کرد که در ماه‌های اوت و سپتامبر ۲۰۱۸ بیش از ۲۰ شهروند بهایی و همچنین عضو شورای شهر شیراز را که از حقوق بهاییان حمایت کرده بوده، دستگیر کرده‌اند.

در گزارش دیده‌بان حقوق بشر آمده است که در شیراز ۱۲ نفر دستگیر شدند که چهار نفر از آنها در بازداشتگاه وزارت اطلاعات به سر می‌برند. در سوم مهر سال جاری هم “کمپین حقوق بشر در ایران” گزارش داده بود که از اول شهریور تا اول مهر، مقامات ۱۱ شهروند بهایی دیگر را در استان‌های اصفهان و کرج دستگیر و به بازداشتگاه شیراز منتقل کرده‌اند.

در ۲۷ شهریور وب‌سایت خبری “ایران‌وایر” نام ۵۴ دانشجوی بهایی را منتشر کرد که مقامات پس از شرکت آنها در کنکور ورودی سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ از ثبت نام آنان در دانشگاه ممانعت کرده بودند.

علت افزایش دستگیری‌ها و آزار بهاییان در دو ماه اخیر چه می‌تواند باشد؟

تارا سپهری‌فر، پژوهش‌گر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در دیده‌بان حقوق بشر در پاسخ به این پرسش دویچه وله فارسی می‌گوید از اتهامات وارده بر بازداشت‌شدگان اطلاعی در دست نیست.

تارا سپهری‌فر، پژوهش‌گر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در دیده‌بان حقوق بشر

تارا سپهری‌فر، پژوهش‌گر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در دیده‌بان حقوق بشر

این کارشناس امور حقوق بشر افزود: «اما تا جائی‌ که تحقیقات ما نشان می‌دهد به خصوص بهاییانی که در شیراز بازادشت شدند، کسانی بودند که در فعالیت‌های اجتماعی هم مشارکت داشتند. با توجه به سابقه بازداشت بهاییان به خصوص وقتی در فعالیت‌های اجتماعی و یا در هر گونه فعالیتی که ممکنه است شائبه فعالیت منظم را القاء کند، شرکت بکنند، ممکن است دستگیر شوند. سابقه برخی از دستگیرشدگان بهایی در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که این افراد درباره حقوق کودک و یا مسائل زیست محیطی هم فعال بودند.»

سپهری‌فر در ادامه صحبت‌های خود تاکید کرد که علاوه بر اینکه بهاییان به دلیل دینشان مورد آزار قرار می‌گیرند، در موارد مختلفی مجبور شده‌اند از کارشان استعفاء دهند و از حقوق اجتماعی و اقتصادی‌شان محروم شوند. به گفته سپهری‌فر دولت ایران حتی به بخش خصوصی هم فشار می‌آورد که از استخدام بهاییان جلوگیری کند.

تغییر رویکرد جامعه و مسئولین نسبت به بهاییان

به رغم دستگیری بهاییان و افزایش اذیت و آزار آنان پژوهش‌گر دیده‌بان حقوق بشر در ادامه صحبت‌های خود به تغییر رویکرد جامعه و برخی مقامات نسبت به بهاییان هم اشاره کرد و گفت: «ما از زمان جنبش سبز به بعد شاهد این هستیم که رویکرد جامعه ایران نسبت به نقض حقوق بهاییان در حال تغییر است. برای مثال خانم فائزه هاشمی بعد از اینکه یکی از رهبران جامعه بهایی به مرخصی آمد، به دیدارش رفت و علیرغم اینکه با واکنش تندی هم مواجه شد از موضع خود عقب ننشست.»

این کارشناس امور حقوق بشر در ادامه صحبت‌های خود ضمن اشاره به دستگیری مهدی حاجتی، عضو شورای شهر شیراز در ارتباط با دفاع از حقوق بهاییان و اعتراض بعضی از نماینده‌های مجلس به این دستگیری نتیجه می‌گیرد که در چند سال اخیر شاهد تغییر رویکرد اجتماع و به طبع آن “تغییر جزئی رویکرد” یک سری از مسئولان هستیم.

انتشار این تصویر از دیدار فائزه هاشمی با فریبا کمال‌آبادی با واکنش شدید اصولگرایان روبه‌رو شد

انتشار این تصویر از دیدار فائزه هاشمی با فریبا کمال‌آبادی با واکنش شدید اصولگرایان روبه‌رو شد

از دیدار فائزه هاشمی با بهاییان تا دفاع حاجتی از حقوق بهائیان

ماجرای دیدار فائزه هاشمی با مدیر جامعه بهاییان دو سال پیش توجه به سرنوشت بهاییان کشور را بیشتر کرد. فائزه هاشمی پس از آمدن فریبا کمال‌آبادی به مرخصی از زندان به دیدار او رفته بود. کمال‌آبادی هشت سال از عمر خود را در زندان جمهوری اسلامی گذرانده و برای نخستین بار به مدت پنج روز مرخصی گرفته بود. او در دوران زندان خود با شماری از چهره‌های سیاسی و مدنی هم‌بند بود و میان آنان مناسبات انسانی پایداری شکل گرفته بود. فائزه هاشمی، نسرین ستوده، ژیلا بنی‌یعقوب، مهسا امیرآبادی و ساجده عرب‌سرخی از هم‌بندان او بودند که بلافاصله پس از مرخصی بی‌سابقه کمال‌آبادی به دیدار او رفتند و عکس و فیلم دیدارشان در شبکه‌های مجازی گذاشته شد.

فائزه هاشمی در آن زمان گفته بود که دیدارش با فریبا کمال‌آبادی، یکی از مدیران جامعه بهاییان معروف به “یاران ایران” عمل به “وظیفه‌اخلاقی و انسانی” بوده است. او گفت خلافی نکرده و از این دیدار پشیمان نیست.

دیدار فائزه هاشمی با فریبا کمال‌آبادی خشم و انتقاد شدید اصولگرایان و رسانه‌های وابسته به آنان را برانگیخت. اصولگرایان اقدام فائزه هاشمی و دیگر فعالان جامعه مدنی ایران را با الفاظی چون “دیدار با باند بهایيت” و دیدار با “افراد نجس” محکوم کردند.

تارا سپهری‌فر، پژوهش‌گر در بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در دیده‌بان حقوق بشر بر این باور است که در چند سال اخیر نقض حقوق بهاییان از طرف اجتماع و فعالینی که در بستر جامعه حضور دارند بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. او همچنین می‌گوید که در اظهار نظرهای برخی مسئولان شاهد یک تغییر جزئی هستیم.

مهدی حاجتی، عضو شورای شهر شیراز هم پنجم مهر (۲۷ سپتامبر) به اتهام “حمایت از فرقه بهاییت” دستگیر شد. او در توییتر خود نوشته بود که تلاش‌هایش برای آزادی “دو دوست بهایی” به نتیجه نرسیده است.

مهدی حاجتی ۳۹ ساله و نایب رئیس کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک و عضو کمیسیون حقوق شهروندی است

مهدی حاجتی ۳۹ ساله و نایب رئیس کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک و عضو کمیسیون حقوق شهروندی است

به دنبال دستگیری حاجتی چندین نماینده‌ی مجلس ایران از دستگیری او ابراز نگرانی کردند و گفتند او در حال دفاع از حقوق شهروندان بوده است.

نهادهای بین‌المللی حقوق بشر بارها از مقامات ایرانی خواسته‌اند که حقوق شهروندان بهایی خود را به رسمیت بشناسند و به اذیت و آزار آنان پایان دهند.

دیده‌بان حقوق بشر هم در قسمتی از گزارش روز سه‌شنبه ۲۴ مهر خود آورده است که قانون اساسی ایران بهاییان را به عنوان اقلیتی دینی در ایران به رسمیت نمی‌شناسد. مقامات به شکل مداوم بهاییان را صرفا به خاطر عقایدشان تحت آزار و اذیت و بازداشت قرار می‌دهند و به طور مداوم گورستان‌های آنها را تخریب می‌کنند. آنها ضمناً از ثبت نام دانشجویان بهایی در دانشگاه ممانعت به عمل می‌آورند و باورمندان به این دین را از دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی اخراج می‌کنند.

No responses yet

Oct 12 2018

عرب و عجم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

عبدی کلانتری:
| چاپ اول: ۱۱ اسفند ۱۳۸۵، رادیو زمانه |
| فصل دوم از کتاب آیا اسلام می‌تواند غیرسیاسی شود؟ نوشته‌ی عبدی کلانتری |
«عرب و عجم» عنوان فصل چهارم کتاب «مطالعات اسلامی»، نوشته‌ی اسلام شناس برجسته‌ی مجارستانی ـ آلمانی ایگناتس گلدتسیهر است. این اثر کلاسیک نخستین بار به زبان آلمانی در سال ۱۸۸۹ منتشرشد و ترجمه‌ی انگلیسی آن در دو جلد در سال ۱۹۶۶ به چاپ رسید. چند ماه پیش چاپ تازه ای از آن به همراه پیشگفتار بلندی به قلم محقق ایرانی مقیم نیویورک حمید دباشی در آمریکا منتشر شد.
اسلام شناسی تاریخی: ستون اصلی اسلام شناسيِ مدرن
ایگناتس گلدتسیهر (۱۸۵۰-۱۹۲۱) از مهمترین اسلام شناسان مکتب شرق شناسی آلمانی است که درکنار شرق شناسان بزرگی چون یوزف شاخت، جولیوس ولهاوزن، آگوست فیشر، و تئودور نولدکه، اسلام شناسی تاریخی را پایه ریختند. تحقیقات آنها تا این زمان از معتبرترین و مهمترین منابع شناخت دین اسلام است. در کشور ما متأسفانه مکتب فرانسوی لوئی ماسینیون و‌هانری کوربن و شیفتگی به حکمت یا تئوسوفی، اسلام شناسی تاریخی را تحت الشعاع قرار داد، به نحوی که هنوز بسیاری از منابع این رشته توسط مترجمان توانا و بی طرف به فارسی ترجمه نشده اند.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی عرب
دین اسلام در تقابل نخستین خود با طایفه‌های قدرت‌مند عرب و برتری طلبی اشراف منشانه‌ی آنها، اصل برابريِ همه‌ی انسانها را توصیه کرد. اما طبق نظر گلدتسیهر، این اصل «تا مدت‌های مدید هرگز در آگاهی اعراب رخنه نکرد و همواره در رفتار روزمره‌ی آنها نادیده گرفته می‌شد.» (بخش ۱۰۱ مطالعات اسلامی) به هنگام ظهور اسلام، فخر نژادی و قومی‌عرب وجه غالب برخوردهای نظامی و فرهنگی آنها با اقوام غیر غرب بود. بردگان غیرعرب و غیر مسلمان، حتا نومسلمانان غیر عرب (موالی)، به دیده‌ی تبعیض و تحقیر نگریسته می‌شدند. چنین برخوردی نمی‌توانست با مشکل مواجه نشود زیرا با گسترش هرچه بیشتر اسلام، سرآمدان دیوانی و فرهنگی غیرعرب، به ویژه ایرانیان، اهمیتی روزافزون می‌یافتند. بقای فرهنگيِ دینی بدوی و قبیله ای، ایجاب می‌کرد که نومسلمانان یا موالی و فرزندان کنیزانی که به تصاحب مسلمانان مهاجم در می‌آمدند، از همان منزلت اجتماعيِ مسلمان عرب بهره‌مند شوند.

روی جلد
ضرورت دوام سیاسی اسلامِ پیروزمند، ایجاب می‌کرد که اصل تساوی همه‌ی مسلمانان، بدون توجه به اصالت نژادی آنها، از سوی رهبران دین تبلیغ شود. در گفته‌های پیامبر، از جمله در خطابه‌ی حج، خطاب به بنی قریش آمده که همه‌ی انسانها فرزند حضرت آدم اند و از خاک برآمده اند و فخر فروشی به تبار اشرافی، در جاهلیت، نزد الله مذموم است. در قرآن نیز همین نکته آمده است: «ای مردم، ما شما را از نر و ماده بیافریدیم. و شما را جماعتها و قبیله‌ها کردیم تا یکدیگر را بشناسید. هرآینه گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزگارترین شماست.» (سوره‌ی ۴۹، آیه‌ی ۱۳)
اما گلدتسیهر میان نکوهش فخرفروشی به تبار اشرافی در میان خود اعراب، و اصل «برابری عرب و غیر عرب»، تفاوت قائل است. در کتاب «مطالعات اسلامی»، گلدتسیهر دخالت شعوبی در تولید احادیث و متون مرجع را در سالهای پس از مرگ پیامبر، در جهت استقرار اصل برابری موالی با مسلمانان عرب، مستند می‌کند. برای نمونه، در متنی که پس از مرگ پیامبر به نام وصیت محمد از گفته‌های پراکنده‌ی او تدوین شد (بر اساس منابع اولیه‌ی البخاری، ابوداوود، ترمذی و دیگران) ــ و فرقه‌ی شیعی آن را به نام وصیت محمد به علی می‌شناسد ــ جمله ای بعدها اضافه شده که می‌گوید: «عرب هیچ امتیازی بر غیر عرب ندارد مگر به جهت خوف از خدا.» (بخش‌های ۷۱ و ۷۲ مطالعات اسلامی)
همچنین، در تفسیر سوره‌ی الجمعه (۶۳: ۲) که «پیش بینی می‌کند» اقوام دیگری در آینده به اسلام خواهند پیوست («اوست خدایی که به میان مردمی بی کتاب پیامبری از خودشان مبعوث داشت تا آیاتش را بر آنها بخواند و کتاب و حکمت شا ن بیاموزد، اگرچه پیش از آن در گمراهی آشکار بودند، و برگروهی دیگر که هنوز به آنها نپیوسته اند.»)، این داستان ابداع شده که به هنگام نزول این سوره، سلمان فارسی حاضر بوده و پیامبر دست بر شانه‌ی او گذاشته و گفته است که این مردم (یعنی ایرانیان) به اعتقاد آسمانی دست خواهند یافت. (بخش ۱۱۷، مطالعات اسلامی)
اصل برابری، باعث نشد که در تهاجم به ایران و به اسارت درآوردن ایرانیان، چیزی از برتری طلبی نژاديِ اعراب کاسته شود. اگر مادر یکی از موالی، کنیزی هنوز آزاد نشده می‌بود، آن مولا حق دفاع از حیثیت قبیله را نداشت و قادر نبود وظایف «مروت» را به انجام برساند. در تفسیر آیه‌ی سوم سوره‌ی «النساء»، گفته می‌شود پیامبر اسلام سعی در جبران این رفتار کرده و میان زن عرب و کنیز تفاوتی قائل نشده است (عبارت «یا هرچه مالک آن شوید» در : «اگر شما را بیم آن است که در کار یتیمان عدالت نورزید، از زنان هرچه شما را پسند افتد، دو دو، و سه سه، و چهار چهار، به نکاح در آورید. و اگر بیم آن دارید که به عدالت رفتار نکنید، تنها یک زن بگیرید یا هرچه مالک آن شوید. این راهی بهتر است تا مرتکب ستم نگردید.» ) به گفته‌ی گلدتسیهر «تنفر ملی [نسبت به ایرانیان] که پیش از اسلام آغاز شده بود سپس با شرایط و روابط تولید شده در اسلام، تشدید گردید.» (بخش ۱۰۴ مطالعات اسلامی). محقق آلمانی آلفرد کریمر کتاب مستقلی در شرح روابط سلسله مراتبی میان اعراب و موالی غیر عرب، پس از پیروزی‌های اسلام، تألیف کرده است (همانجا).
صفت «مولا» و جمع آن «موالی» به نومسلمانان غیرعرب اطلاق می‌شد. گلدتسیهر ریشه‌های تاریخی این لغت و تحولات تدریجی در معنای آن، و سپس مقایسه حقوق و وظایف موالی با مسلمانان عرب، را با جزییات کامل توضیح می‌دهد (بخشهای ۱۰۵ تا ۱۱۷، مطالعات اسلامی). تحول از اسیرِ جنگی به برده‌ی قبیله، سپس به برده‌ی آزاد شده و سرانجام ادغام در قبیله‌ی عرب، شجره نامه‌ی اکثر موالی بود. کشورگشایی‌های رو به گسترش اسلام ایجاب می‌کرد که مقام اجتماعی و حقوقی موالی به تدریج تثبیت شود.
عرب و عجم : برتری طلبی نژادی ایرانی
در میان قبایل عرب، باسوادان به طور غالب یهودیان و مسیحیان بودند که در مدارس تدریس می‌کردند. به جز بخش کوچکی از زبدگان عرب که به هنر شاعری می‌پرداختند و آن عده که با ایرانیان و یونانیان در تماس بودند، مردمان قبایل عرب از خواندن و نوشتن بی بهره بودند. در غزوه‌ی بدر، زندانیان جنگی که دارای سواد بودند، در مواردی با آموزش خواندن و نوشتن به مسلمانان، آزادی خود را بازخرید می‌کردند(بخش‌های ۱۱۰ و ۱۱۱و ۱۱۲).
با توجه به برتری فکری و فرهنگی ایرانیان به هنگام شکست، آنها پیشرفت خود را در علوم زمان و زبان عربی، تبدیل به حربه ای علیه برتری طلبی و رشک قبایل عرب کردند . بالا آمدن تدریجی آنها در دستگاه دیوانيِ امپراتوری اسلامی، خود باعث بروز برتری طلبی نژادی ایرانی و تفاخر به شجره‌ی دهگان (الدهاقین بالکبار) نزد آنها شد. اوج نفوذ ایرانیان، در دستگاه عباسیان بود که خاندان شان با همت و کمک ایرانیان مسلمان شده‌ی مخالف با اشرافیتِ نژادگرای بنی امیه، بر سرکار آمده بود.
گلدتسیهر می‌نویسد: «در حکومت اسلام، عربی شدنِ عناصر غیرعرب و مشارکت آنها در فعالیت‌ها و پژوهش‌های علمی جامعه‌ی مسلمان، با چنان سرعتی پیشرفت کرد که در تاریخ فکری بشریت نمونه‌های مشابه آن به دشواری یافت می‌شود . . . نَسَب بسیاری از سرشناس ترین مسلمانان صدر اسلام به زندانیان جنگی ایرانی می‌رسد.» (بخش ۱۱۴ مطالعات اسلامی). ابن اسحاق، که یکی از منابع اصلی زندگی نامه‌ی پیامبر و شروع نهضت اسلامی را فراهم کرده، خود نواده‌ی یک زندانی جنگی بوده است.
شعوبیه : بیداری و مقاومت ایرانی / یا فروختن روح خودی به متجاوز؟
شعوبیه یا «اهل تسویه»، نهضتی بود خواهان برابری عرب و غیرعرب در سرزمین‌های تسخیرشده به دست اسلام. گلدتسیهر اعتقاد دارد شعوبیه در وهله‌ی اول گروهی از مؤلفان و پژوهشگران بودند و نه جمعیتی شورشی از عوام. (بخش ۱۴۷). اوج نفوذ و اهمیت شعوبیه در سده‌های دوم و سوم هجری بود که برابری عرب و عجم را پرچم مبارزه‌ی خود قرار داد. حتا در مواردی از این نیز فراتر رفته برتری نژاد ایرانی را بر عرب تبلیغ کرد. یک نویسنده‌ی همان عصر (جاحظ، کتاب البیان) می‌نویسد خاندان اموی عرب بود اما عباسیان عجم یا خراسانی بودند. وزرا و دیوانیان دربار عباسی را ایرانیانی تشکیل می‌دادند که آزادانه اعراب را به سخره می‌گرفتند و برتری نژادی و فرهنگی خود را به رخ می‌کشیدند.
دو قرن نخست ورود اسلام به ایران، از لحاظ بررسی‌های تاریخی، پرسش‌های مهمی را پیش پای پژوهشگران گذاشته که تا همین امروز بر سر پاسخ آنها مجادله می‌شود. پرسش اصلی این است: واکنش واقعی ایرانیان در برابر تهاجم، یا به تعبیری تجاوز عرب، طی این دو قرن چه بود؟ پذیرش اسلام به چه صورت انجام شد، با زور و سپس تقیه؟ یا با اشتیاق و داوطلبانه، که سپس ادغام عناصر سیاست و فرهنگ ایرانی پیش از اسلام را نیز به دنبال داشت؟ تردیدی نیست که اهمیت این دویست سال تنها منحصر به تاریخ ایران نیست، بلکه برهه‌ی مهم و دورانسازی را در «جهانی شدن» اسلام شکل می‌دهد، یعنی جدائی از قومیت عرب ــ تبدیل از یک دین بدويِ طایفه ای به یک دین جهانی. در اینجا دو «تقلیب» مهم تاریخی روی می‌دهد: تقلیب اسلام از یک سو و تقلیب تمدن ایرانی از سوی دیگر.
سرداران و جنگجویان خاندانهای ایرانی در این دوره را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد؛ گروهی پرچم قیام علیه عرب برافراشتند، مانند بابک خرم دین. و گروهی که اسلام آوردند و به دستگاه عباسیان پیوستند، مانند ابومسلم و افشین که قیام بابک را به خون کشید. از دیدگاهی ناسیونالیستی، ابومسلم و افشین خودفروختگانی بودند که تمدن ایرانی را به قیادت اسلام در آوردند، اما اکثر تاریخ نویسان، با همان روحیه‌ی ناسیونالیستی، این دو را قهرمانان واقعی نجات ایران ترسیم می‌کنند.
اما گلدتسیهر در مورد افشین می‌نویسد: «این سپه سالار دستگاه خلیفه معتصم و از اهاليِ سمرقند (سغدیانا)، انقلاب بابک را که انقلابی بس خطرناک برای اسلام بود، سرکوب کرد. از سوی دیگر، افشین، سرداری که سپاهیان خلیفه را در نبرد با مسیحیان رهبری می‌کرد و نقشی برجسته در نبردهای مهم اسلام به عهده داشت، خود چنان نسبت به اسلام سُست باور بود که دو مبلغ مسلمان را به جرم تلاش برای تبدیل یک معبد به مسجد، به شدت مجازات نمود؛ افشین قوانین اسلامی را به سُخره می‌گرفت و ـــ طبق شهادت ایرانی دیگری که اسلام آورده بود ـــ گوشت حیواناتی را که به شیوه‌ی خفه کردن،کشته شده بودند، مصرف کرده (کاری انزجارآور برای مسلمین)، و دیگران را نیز به این کار تشویق می‌کرد: با این ادعا که گوشت با این شیوه‌ی ذبح، از گوشت ذبح اسلامی تازه تر می‌ماند . . . او رسوم ختنه و دیگر آداب مسلمانان را مسخره می‌کرد. در مقام یک مسلمان، او هرگز از خواندن کتابهای مذهبی ملت خود (ایران) دست نکشید و این کتابها را در نسخه‌های اعلای مزین به طلا و جواهرات، محفوظ نگه می‌داشت. در همان حال که دشمنان خلافت اسلام را تارومار می‌کرد، رویای احیای امپراتوری ایرانی و «دین سپید» را در سرداشت. او اعراب، مغربی‌ها، و ترک‌های مسلمان را خوار می‌شمرد. افشین اعراب را همچون سگانی می‌دانست که باید استخوانی جلوی شان انداخت و سپس با چوب بر سر آنها کوفت.» (بخش ۱۵۰، مطالعات اسلامی).
در مورد تعبیر نقش تاریخی ابومسلم، جامع ترین پژوهش، توسط غلامحسین یوسفی، با عنوان «ابومسلم سردار خراسان» در سال ۱۳۵۶ منتشر شده است. سلطه‌ی عنصر ایرانی در امپراتوری اسلامی، سرانجام خود مقهور نفوذ ترکانی می‌شود که تازه اسلام آورده بودند.
جنبش شعوبی، مشوق و گسترنده‌ی آگاهی ملی نوینی علیه تفوق عرب بود. اما این نهضت فرهنگی ـ ادبی همزمان نهضتی اسلامی نیز بود. خصلت تناقض آمیر شعوبی همین دو وجه طرد عرب و باطنی کردن دین عرب است. آگاهی ایدئولوژیک نهضت فرهنگی شعوبی، معطوف به احیای عظمت تمدن ایرانی و بازگشت خسروان و تا اندازه ای نجات زبان فارسی بود. اما همین جنبش، تلاشی در راه احیای ادیان ایرانی نکرد (هرچند از نظرگاه ارتدوکسی دینی، شاخه‌هائی از شعوبیه متهم به «زندقه» و الحاد شدند.). این پدیده را چگونه می‌توان توضیح داد؟
متفکر ایرانی مقیم آلمان، آرامش دوستدار، با رجوع به کتاب گلدتسیهر تعبیری بی سابقه و تفکربرانگیز از شعوبی گری ایرانی ارائه می‌کند. او در کتاب «امتناع تفکر در فرهنگ دینی»، در تحلیل تاریخی اش از «برخورد و آمیزش اسلام با جامعه‌ی ایرانی» نخست با استفاده از مفهوم «جامعه زدایی» به معنيِ سترون کردن قهرآمیز محیط رشد عناصر فرهنگی غیر اسلامی و پناه بردن بالاجبار به حمایت اسلام (ص ۷۴)، ادعا می‌کند که اگر عرب با نیرويِ اسلام به ایران حمله نمی‌کرد، و در تجاوز سیاسی ـ فرهنگی خود پیروز نمی‌شد، و از «کالبد بیگانه‌ی ایرانی» تغذیه نمی‌کرد، به احتمال زیاد در زادگاه بومی خود، به تدریج از میان می‌رفت. آرامش دوستدار می‌نویسد: «این تنها مورد تاریخی است که قومی به نیروی دینش، آنهم با چنین شتابی، از نیستی به هستيِ مطلق تاریخی می‌رسد و دینی به زور تجاوز قوم حاملش نه تنها از بی تاریخی نسبی پا به عرصه‌ی تاریخ می‌نهد، بلکه در تعيّن تاریخيِ سرزمین‌های مغلوب از آن پس عامل منحصر به فرد می‌گردد.» (ص ۷۷) آنچه برخی تاریخنگاران به «دموکراسی اسلامی» و تمایل «داوطلبانه»ء ایرانیان به پیوستن به آن اشاره کرده اند، طبق این برداشت، افسانه ای بیش نیست.
اما در تعبیری که به روانکاوی تاریخی نزدیک تر است، آرامش دوستدار نخست می‌پرسد چرا ما ایرانیان، به جای «اسلام»، عرب را عامل تجاوز می‌دانیم؟ این پرسش از این رو مطرح می‌شود که جدایی تاریخی عرب از اسلام، به معنی رخنه‌ی درونيِ اسلام در تمدن ایرانی است. شعوبیه یکی از راههای این رخنه‌ی درونی است. آرامش دوستدار می‌نویسد، معنای حمایت عباسیان از گرایش شعوبی برای فرهنگ ایرانی این است که «مردم این سرزمین با فرو انداختن بار جسمی و ظاهری عرب از دوش خویش، روح خود را به اسلام می‌فروشند. ماهیت شعوبی در این است که ما را رفته رفته در استیلای دیرپای عباسیان بر ایران به اسلامیان مادرزاد تبدیل می‌کند.» (ص ۱۵۳)
به گفته‌ی آرامش دوستدار «عرب هستی خود را از اسلام دارد و بدون آن هرگز نمی‌توانسته است پا به صحنه‌ی تاریخ گذارد . . . شعوبیت به معنای واکنش مؤثر در برابر سیادت عرب، خود از منشأ قرآنی برمی‌خیزد یا بدان متوسل می‌شود . . . همه‌ی انواع و اقسام «اسلامهای راستین» بئس البدلهای این منشأ شعوبی اند.»
به تعبیر دیگر، شکست نهایی عرب از عجم همزمان به معنی پیروزی روحی اسلام بر ایرانی است. این «آمیزش وجودی» از این پس به معنی تفکیک ناپذیر بودن ایرانی و مسلمان خواهد بود.کاری که نه یونان و نه مغول توانست انجام دهد، یعنی «جعل ماهیت»، توسط دین نوین تحقق می‌پذیرد. آرامش دوستدار می‌نویسد: «دشمنی با عرب در واقع تشبثی است برای دفاع از خودمان. » (ص ۱۶۱) اگر این تعبیر آرامش دوستدار درست باشد، شعوبی خویی بخشی از کاراکتر ایرانی، یا طبیعت ثانوی ما شده است؛ از همین رو هرگز قادر نبوده ایم با نگاهی انتقادی با دین خویی تاریخی و روانی خود رویارو شویم. شعوبیت به ما کمک می‌کند که غرور ملی خود را پس از تجاوز حفظ کنیم و به «ایرانیت» خویش ببالیم.
منابع:
ایگناتس گلدتسیهر
Ignaz Goldziher, Muslim Studies, Edited by S. M. Stern; with a new introduction by Hamid Dabashi. Aldine Transactions, Us and UK 2006
آرامش دوستدار، امتناع تفکر در فرهنگ دینی، انتشارات خاوران، پاریس، ۱۳۸۳ ـ نسخه‌ی اول: «الفبا» شماره‌های یکم تا پنجم، ۱۳۶۱.
عبدالحسین زرین کوب، دو قرن سکوت (چاپ سال ۱۳۴۳، چاپهای پس از انقلاب قابل اعتماد نیستند.)
***********
پیوست :
درباره‌ی مقدمه‌ی حمید دباشی بر چاپ جدید مطالعات اسلامی گلدتسیهر
چاپ تازه‌ی کتاب گلدتسیهر پیشگفتار بلندی در حدود هشتاد صفحه دارد که بسیار خواندنی است. این پیشگفتار را پرفسور حمید دباشی، جامعه شناس و استاد مطالعات خاورمیانه در دانشگاه کلمبیا نوشته است. هدف این پیشگفتار، بحث درباره‌ی این کتاب یا آثار دیگر گلدتسیهر نیست. مقاله‌ی بلند پروفسور دباشی دفاعیه ای است از گلدتسیهر در برابر دوگروه که با مقاصد سیاسی، قصدِ بی اعتبار کردنِ این اسلام شناس برجسته را دارند. این حملات از یک سو، از جانب تحلیلگران محافظه کار به ویژه کسانی که تمایلات ایدئولوژیک صهیونیستی و ضد اسلامی دارند انجام می‌گیرد، و از سوی دیگر، ادوارد سعید و پیروان او ـــ که به نام پژوهشگران پسااستعماری (پُست کولوننیال) شهرت دارند ـــ بدون آشنایی با آثار گلدتسیهر، او را شرق شناسِ آلت دست امپریالیسم خطاب کرده اند.
پژوهشگری به نام رافائل پاتایی، با استفاده از دفتریادداشتهای گلدتسیهر، نخستین زندگی نامه‌ی او را به زبان انگلیسی با عنوان «تصویری روانشناسانه» منتشر کرده است. رافائل پاتایی در این زندگی نامه ضمن به رسمیت شناختن «نبوغ» و کیفیت برتر تحقیقات گلدتسیهر، به او حمله کرده و گلدتسهیر را متهم می‌کند که به دین خود، یهودیت، پشت کرده و سرسپرده‌ی اسلام شده، یا خود را به اسلام فروخته است. رافائل پاتایی، که به گفته‌ی خودش تمایلات آشکار و افراطی صهیونیستی دارد، با زندگی نامه ای که نوشته قصد تخریب شخصیت و آثار گلدتسیهر را دارد. پرفسور دباشی با استفاده از اطلاعاتی که در همین زندگی نامه آمده، تعبیری موجه تر، دقیق تر، و همدلانه تر از مسیر فکری گلدتسیهر به دست می‌دهد، از جمله آشنائی او با اسلام، سفرش به مصر (مطالعه در الازهر) و سوریه و کشورهای عربی بهنگام جوانی، مشارکت در، و همدردی با حرکت‌های ضداستعماری، فاصله گرفتن از جنبش رو به رشد صهیونی برای استقرار دولت یهود در خاک فلسطین، و بسیاری حقایق دیگر زندگی این محقق یکتا.
از سوی دیگر، در کتاب پرآوازه‌ی «شرق شناسی» (اوری ین تالیسم) نیز، ادوارد سعید، استاد ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیا، چند بار از گلدتسیهر نام می‌برد و، بدون بررسی نوشته‌های او، این اسلام شناس را در کنار دیگر شرق شناسان، مسبب تولید نوع خاصی از دانش در باره‌ی شرق و اسلام می‌داند که در خدمت مقاصد استعماری به کار گرفته شده است. ادوارد سعید با آثار شرق شناسان فرانسوی و بریتانیایی به مراتب بیشتر از مکتب شرق شناسی آلمانی آشنا بود و بسیاری از انتقادات او، نیک که بنگریم، نمی‌تواند با سهولت در مورد آثار کسانی چون گلدتسیهر به کار گرفته شود. ادوارد سعید با این کم دقتی، ناخواسته و بدون رعایت انصاف، اهمیت انکارناپذیر بررسی‌های گلدتسیهر و دِینی را که همه‌ی محققان بومی و مسلمان نسبت به او دارند، نادیده گرفت.
انتقاد آقای حمید دباشی به ادوارد سعید، ضمن همدردی با دیدگاه سیاسی دوست و همکارش در دانشگاه کلمبیا، فراتر از اهمیت گلدتسیهر، به محدودیت‌های خود رشته‌ی (دیسیپلین) مطالعات پسااستعماری، به عنوان نوعی از تحلیل گفتار، می‌پردازد و اشاره می‌کند آنچه در وهله‌ی اول در این روش (و «تبارشناسی»‌های میشل فوکو) به نظر تازه و بدیع می‌آید، در حقیقت، حدود یک قرن است که در رشته دیگری به نحو عمیق تر و همه جانبه تر کاویده شده است. این رشته، جامعه شناسی معرفت است که ریشه‌های آن به مارکس (ایدئولوژی آلمانی) و آثار ماکس وبر، ماکس شلر، کارل مانهایم، رابرت مرتون و بسیاری دیگر باز می‌گردد. شاید بتوان نتیجه گرفت که بن بست‌ها و ناکارایی‌های کنونی رشته‌ی مطالعات پسااستعماری را می‌توان با رجعت به سنت غنی و پردامنه تر جامعه شناسی معرفت (جامعه شناسی شناخت) و نیز شاخه ای از آن به نام جامعه شناسی روشنفکران، بهتر درمان کرد. ///

ارسال شده توسط عبدی کلانتری در ۱۲:۲۹ هیچ نظری موجود نیست:

No responses yet

Oct 03 2018

پلیس فرانسه به مرکز شیعه ‘مرتبط با ایران’ یورش برد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


بی‌بی‌سی: قواسمی ریاست مرکز الزهرا را یحیی قواسمی برعهده دارد

پلیس فرانسه به یک مرکز مرتبط با جمهوری اسلامی ایران یورش برده و شماری از اعضای ارشد آن را بازداشت کرده است.

روز سه‌شنبه، ۱۰ مهر (۲ اکتبر)، مقامات محلی در شمال فرانسه گزارش کردند که حدود دویست مامور پلیس به مقر گروه شیعه “مرکز الزهرا” و خانه اعضای ارشد آن در گراند سنت، واقع در حومه شهر بندری دانکرک در شمال فرانسه یورش برده و یازده تن را بازداشت کرده‌اند.

به گفته این مقامات، عملیات پلیس به عنوان بخشی از برنامه “پیشگیری از تروریسم” صورت گرفته و علاوه بر بازداشت این افراد، اموال این مرکز نیز مسدود شده است.

رهبری گروه مرکز فرهنگی زهرا را یحیی قواسمی برعهده دارد که گفته شده است دارای ارتباط با جمهوری اسلامی ایران و افکار به شدت ضد صهیونیستی است. چند سال پیش، خبرگزاری فارس در ایران در گزارشی از او با عنوان “رهبر حزب ضد صهیونیستی” در فرانسه نام برد.

مقامات فرانسوی گفته‌اند که فعالیت رهبر و اعضای ارشد مرکز زهرا از مدتها پیش زیر نظر پلیس بوده و دلیل آن را “حمایت قاطع رهبران این گروه از تعدادی سازمان تروریستی و حرکت‌های مغایر با فرهنگ و ارزش‌های فرانسه” عنوان کرده‌اند.

مرکز زهرا در سال ۲۰۰۹ میلادی پایه‌گذاری شد. وبسایت این مرکز هدف آن را “شناساندن پیام اسلام از دیدگاه پیغمبر و اهل بیت” عنوان کرده است. در اردیبهشت ماه سال جاری، بولتن کتابخانه مجلس شورای اسلامی خبر بازدید یحیی قواسمی از این کتابخانه را منتشر کرد و نوشت که “مرکز الزهرا مؤسسه‌ای فرهنگی ـ اسلامی است که به صورت تخصصی در حوزه اسلام‌شناسی با محوریت تشیع در اروپا فعالیت می‌کند و مقرّ مؤسسه در فرانسه است.”

در ماه ژوئن، پلیس فرانسه از کشف توطئه‌ای برای انفجار در گردهمایی شورای ملی مقاومت، از گروه‌های مخالف حکومت جمهوری اسلامی، در پاریس خبر داد و یک دیپلمات عضو سفارت ایران در وین، پایتخت اتریش، هنگام دیدار از آلمان ظاهرا در ارتباط با این توطئه بازداشت شد. بازداشت این فرد پس از دستگیری دو نفر توسط پلیس بلژیک به ظن تلاش برای این بمب گذاری صورت گرفت.

مشخص نیست که آیا زیر نظر داشتن اعضای مرکز الزهرا و عملیات پلیس علیه این سازمان با بازداشت دیپلمات ایرانی ارتباطی داشته یا نه.

روز گذشته، گزارش شد که دادگاهی در آلمان با استراداد این دیپلمات ایرانی به بلژیک موافقت کرده است. قاضی دادگاه در توجیه رای خود گفت که این فرد هنگامی دستگیر شد که برای سفر تفریحی از محل خدمت خود در اتریش به آلمان آمده بود و هنگام بازداشت از مصونیت دیپلماتیک برخوردار نبود.

از زمان حملات اسلامگرایان در فرانسه در سال ۲۰۱۵ که در جریان آن نزدیک به دویست و پنجاه نفر کشته شدند، فرانسه همچنان در حالت هشدار امنیتی قرار دارد.

No responses yet

Sep 28 2018

بازداشت یک عضو شورای‌شهر شیراز به اتهام حمایت از بهائیت

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,مذهب

استان‌وایر: ایرنا به نقل از یک عضو هیات رئیسه شورای شهر شیراز از بازداشت مهدی حاجتی یک عضو این شورا به اتهام حمایت از «بهاییان» خبر داده است.

قاسم مقیمی گفته که حاجتی عصر روز پنجشنبه و «در ارتباط با اتهام حمایت از بهاییان» بازداشت شده است.

مقیمی افزوده «شورای اسلامی شهر شیراز جلسه‌ای فوق‌العاده برای شامگاه پنجشنبه در همین ارتباط برنامه ریزی کرده است.»

ایرنا دقایقی بعد٬ این خبر را از خروجی خود حذف کرده است.

حاجتی سوم مهر ماه توییت کرده بود که «۱۰ روز گذشته را به هر دری زده‌ام تا دو دوست بهائی بازداشت شده آزاد گردند و به نتیجه نرسیده‌ام.»

حاجتی نوشته بود که «نسل ما موظف است مادامی که مقابل دشمنان خارجی ایستاده است در تلاش برای اصلاح رویه های قضایی و سایر اموری که عدالت اجتماعی را به خطر انداخته کم نگذارد.»

مهدی حاجتی متولد ۱۳۵۸ از فعالان سیاسی اصلاح طلب، نایب رئیس کمیسیون عمران، حمل و نقل و ترافیک و عضو کمیسیون حقوق شهروندی دوره پنجم شورای شهر شیراز است.

No responses yet

Sep 18 2018

مصاحبه با امام حسین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

تویتر ملاحسنی: ۱_مصاحبه با امام حسین(ع) مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلله. امام حسین :وعلیکم السلام. مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

۲_امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه! مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعا آب نخورد؟ امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد. مجری : وقتی ابوالفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد، خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان

۳_حسین تشنه هستند و آب نخورد.ابوالفضل که کشته شدپس چه کسی فکر اورا خوانده است؟! امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند،به قاتل خودگفت که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند… مجری : شما عید غدیر امسال چکار کردید؟

۴_امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟ مجری : روزی است که پیامبر پدر شما را بعنوان جانشین خود معرفی کرده است. امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود!! فرضا که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟ امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ۵ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود.

مگرسد فرات راشکسته بودندکه تا رکاب اسبمان بالابیاید؟! مجری:همه می‌گویند شماحتی آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورانوره (واجبی)کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟ امام:ما فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است وهر آبی به معده‌اش نمی‌سازد!

مجری : چرا شهربانو میان اسیران شام نبود؟ امام حسین :شهربانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب ما را به ساسانیان برسانند تاشما ایرانیان خوشتان بیاید! مجری :علی شریعتی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود… مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.
مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری…
#محرم_ماه_خرافه_پرور
#محرم

No responses yet

Sep 12 2018

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری: ثروت ایران خرج مسلمانان جهان می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: روحانیون حاکم بر ایران در ۴۰ سالی که صاحب قدرت هستند، انواع حمایت‌ها از مسلمانان جهان، به ویژه مسلمانان فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، یمن و بحرین را جزو وظایف دبنی خود ‌دانسته اند.

«علی خامنه‌ای» در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، با تشکیل نهاد‌های موازی با دولت مخالفت کرده است اما دولت مشکل را فرا‌تر از نهاد‌های موازی در ایران می‌داند.

مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری که برای «ارتقای مفهوم دولت در ايران» فعالیت می‌کند، پیش از مخالفت رهبر جمهوری اسلامی، اواخر مرداد ماه سال ‌جاری کتابی با عنوان «پایداری ملی و سیستم‌های حکم‎رانی» منتشر کرد که ریشه‌ اصلی و واقعی مشکلات در ایران را تشریح می‌کند.

داده‌های ارایه شده در این کتاب نشان می‌دهند ایران از جایگاه مناسبی در فضای حالت پایداری برخوردار نیست و پایداری این واحد جغرافیایی – سیاسی در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی و محیط ز‌یستی با چالش‌هایی اساسی دست به گریبان است.

این مرکز یکی از ایرادهای وارد بر سیستم حکم‎رانی ایران را متوجه نوع طراحی و معماری این سیستم دانسته و نوشته است که این سیستم مبتنی بر یک پارادایم منسجم و بدون تناقض نیست.

این بررسی اضافه می‌کند: «این تناقض در پارادایم، خود را در تناقض در اهداف و حتی تناقض در طراحی سیستم حکم‎رانی و یکی از مهم‎ترین بخش‌های آن، یعنی سیستم سیاسی نشان داده است.»

مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری به این نتیجه رسیده است که پارادایم سیستم حکم‏رانی کنونی را در بهترین حالت می‌توان پارادایم «امت– ملت» نامید که حاصل ترکیب نامتجانسی از دو پارادایم «منافع امت» و «منافع ملت» است.

امت مفهومی است که از مرزهای جفرافیایی – سیاسی یک واحد ملی فراتر می‌‌رود و به طور عام، به مجموعه‌ای از انسان‌ها اشاره دارد که به یک ایدئولوژی دل‎بستگی دارند. اما ملت مجموعه‌ای از افراد هستند که زیستن در یک واحد جغرافیایی – سیاسی، آن‎ها را تبدیل به یک ملت کرده است.

در کتابی که این مرکز منتشر کرده، آمده است: «اگر در پارادایم منافع امت، بیشینه کردن منافع امت هسته مرکزی است و امکانات و منابع واحد جغرافیایی– سیاسی باید در خدمت آن قرار گیرد، در پارادایم منافع ملت، تامین بیشینه منافع حداکثر افراد یک واحد ملی در اولویت قرار دارد و سیستم حکم‎رانی باید بر آن اساس طراحی شده و در آن جهت حرکت کند.»

طبق تعریف این مرکز، پارادایم منافع امت با مرز جغرافیایی بیگانه است و سیستم حکم‎رانی آن گرچه خود در یک قلمرو جغرافیایی – سیاسی جا دارد اما در حالت ایده‌آل، منابع آن قلمرو جغرافیایی – سیاسی را در خدمت تأمین منافع امتی قرار می‌دهد که بخش‌هایی از تشکیل دهندگان آن اصولا در واحدهای جغرافیایی – سیاسی دیگری زندگی می‌کنند.

نتیجه بررسی این مرکز نشان می دهد: «در این پارادایم، منافع امت از ارجحیت بیش‏تری در مقایسه با منافع ملت برخوردار است. از این رو است که فردی ساکن ملتی دیگر اما برخوردار از عقایدی مشابه با امت، از ارزش بیش‎تری در مقایسه با فردی که اگرچه در همان واحد جغرافیایی – سیاسی متولد شده، زیست می‌کند و عضو آن ملت است، برخوردار است.»

در ادامه آمده است: «پارادایمی که سیستم حکم‏رانی در ایران بر آن مبتنی است، ترکیبی نامتجانس از دو پارادایم فوق است که البته از آن‌رو که حامیان پارادایم منافع امت به هنگام طراحی و بنیان‏گذاری سیستم، از منابع قدرت بیش‏تری برخوردار شدند، توانستند پس از چالش‌ها و تضادهای فراوان با حامیان پارادایم منافع ملت، در مجموع معماری سیستم حکم‏رانی را به سمت تأمین اهداف پارادایم منافع امت سوق دهند.»

نتیجه بررسی بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری نشان می دهد: «از آن جا که حامیان این پارادایم به صورت کامل در این امر موفق نشدند، تناقض حل نشده در سطح پارادایم، خود را بعدها در اهداف و معماری سیستم حکم‏رانی نیز نشان داد که تضادها و ناپایدار‌ی‌های ناشی از آن تا امروز نیز ادامه دارد.»

در کتاب پایداری ملی و سیستم‌های حکم‎رانی آمده است: «در چند دهه گذشته اگرچه برخی از حامیان پارادایم منافع ملت تلاش کرده‏ا‌ند که تغییرات و اصلاحاتی را در مجموعه اهداف و معماری سیستم حکم‎رانی پدید آورده و آن را بیش از پیش به پارادایم منافع ملت نزدیک کنند اما از آن رو که معماری سیستم حکم‏رانی به گو‌نه‌ای است که منابع اقتصادی و سیاسی بیش‏تری را متوجه بخش‌هایی از سیستم می‌کند که مبتنی بر پارادایم منافع امت طراحی شده است، در مجموع موفقیت چندانی به دست نیاورده‌اند.»

این مرکز در پایان چنین نتیجه گرفته است: «نظام حکم‎رانی در ایران به واسطه وجود نقاط ضعفی در معماری این سیستم، از آسیب عدم توازن و تفکیک اجزا رنج می‌برد. همین عدم توازن و تفکیک به هنگام بنیان‏گذاری، در گذر زمان امکان انباشت هرچه بیش‎تر منابع اقتصادی و سیاسی را در بخش‌هایی از سیستم فراهم کرده و بر بغرنجی مسأله توازن و تفکیک اجزا افزوده است.»

این بررسی در واقع اعتراضی از سوی یک نهاد استراتژیک دولتی به سیاست خارجی کلان جمهوری اسلامی در ترجیح دادن منافع مسلمانان جهان به ایرانی‌های ساکن کشور است.

این اعتراض و انتقاد علت پیدایش چنین وضعیتی را بی‌آن که به نام روح‌الله خمینی اشاره کند، تفکرات بنیان‏گذار جمهوری اسلامی در ابتدای تشکیل نظام اسلامی بعد از سال ۱۳۵۷ در ایران اعلام کرده است.

اعتراف و اعتراض به این مساله که در تمام دوران جمهوری اسلامی، طرف‏داران نظریه امت و حامیان مسلمانان جهان در ایران دست بالا را داشته و تمام امکانات مالی، سیاسی و نظامی را در اختیار دارند، یکی دیگر از داده‌های این سند است.

این بررسی که در قالب کتاب منتشر شده است، هم‎چنین به صراحت اعتراف می‌کند که ط‎رف‏داران ملت در برابر حامیان امت در جمهوری اسلامی حرف چندانی برای گفتن ندارند و توان آن‏ها برای تغییر این معادله تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

روحانیون حاکم بر ایران در ۴۰ سالی که صاحب قدرت هستند، انواع حمایت‌ها از مسلمانان جهان، به ویژه مسلمانان فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، یمن و بحرین را جزو وظایف دبنی خود ‌دانسته اند.

در طول این ۴۰ سال، صد‌ها میلیارد تومان از ثروت ایران در اختیار مسلمانانی قرار گرفته است که از نظر حاکمان جمهوری اسلامی، نیاز به حمایت مالی، سیاسی و فرهنگی دارند.
ادامه این سیاست بود که از سال ۱۳۸۸ منجر به علنی شدن اعتراض‌ مردم ایران شده است. آن ها در هر تجمع اعتراضی در خیابان‌ها شعار می دهند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .