اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'طنز' Category

Jan 11 2013

حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند: لاشخور خمین

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر


طرح: نیک آهنگ کوثر
خودنویس: توضیح خودنویس: بخش جدید «حیواناتی که بر ما حکومت کرده‌اند» بر اساس تجربه‌ای جداگانه در فرانسه، از این پس در خودنویس هر هفته منتشر خواهد شد و به بررسی عملکرد و زندگی سیاسیون بعد از انقلاب می‌پردازد.

لاشخور خمین،  که به او «پیر خمین» هم گفته‌اند، از تیره کرکس‌ها، علاقه ویژه‌ای به خوردن موجودات زنده و مرده داشت. گفته می‌شود این لاشخور اصالتا هندی است، اما لاشخورهای هندی فقط لاشه مرده می‌خورند و علاقه‌ای به کشتن نداشته و ندارند! لاشخور خمین از خوردن خون جوانان محارب لذت ویژه‌ای می‌برد…

این لاشخور که در سال‌های آخر عمرش از بس نمرد به «نمیر المومنین» معروف شده بود، در سنه ۱۲۸۱ شمسی از تخم بیرون آمد. تا مدت‌ها علاقه‌اش به خوردن جنازه را پنهان نمود و در حوزه علمیه قم لانه کرد. با آنکه نر بود، اما روی تخم بقیه نشست و بسیاری از طلبه‌هایی که از تخم بیرون آمدند تا مدت‌ها(درون تخم البته) زیر او بوده‌اند.

لاشخور به تبعیض و کایپتالیزاسیون معترض شد و بعد از اندکی تحمل حبس، از قم اخراجش کردند… وقتی به نجف پناهنده شد، بچه لاشخورها را هم با خود به عراق برد. جوجه ارشدش که مصطفی نام داشت، از بس کله پاچه خورد، سکته کرد، ولی لاشخور خمین گفت که امیدش را شهید کرده‌اند.

او که دیگر در سال‌های پیری پر پرواز نداشت، بعد از اندکی اقامت در باغ وحشی در فرانسه، سوار بر ار فرانس آوردند و البته ۱۰-۱۱ سال بعدش با ارتحال رفت.

وقتی پیر خمین  جای سلطان جنگل نشست، کفتارها و خوک‌ها میدان‌دار شدند. یکی از خوک‌های بازمانده از قلعه حیوانات اورول که اهل رفسنجان بود، اداره امور را به دست گرفت و هر کاری دلش می‌خواست، به نام لاشخور خمین می‌کرد و لاشخور خمین هم وقت کافی برای شعر گفتن و لاشه خوردن در لانه جدیدش در جماران یافته بود.

لاشخور خمین، شباهت زیادی به «ناپلئون» در قلعه حیوانات داشت و سگ‌های هار را به پاسداری از انقلابش وا داشت. این سگ‌ها هم مانند لاشخور اعظم، علاقه زیادی به خون‌ریزی و خون‌خواری داشتند.

لاشخور خمین قوانین جنگل را تغییر داد. این قوانین در دوران حکومت او مقدس شدند:

– همسایه می‌تواند جاسوسی همسایه را بکند

– فرزند می‌تواند پدر و مادر و برادرش را برای انقلاب لو بدهد

– دروغ گفتن برای حفظ نظام واجب است

– حفظ نظام از اوجب واجبات است

– اعدام کنید ولو اینکه طرف بی‌گناه باشد. امام گرسنه است

– شهادت خوب است، البته برای فرزندان رعایا

– همه جانوران با هم برابرند، ولی روحانیون برابرترند

– دموکراسی دروغ است! مردم‌سالاری دینی را بچسبید!

– میزان، رای املت است. ملت کجا بوده؟

– اگر من مردم، از کسی پیروی کنید که مخالف استمنا باشد!

و ده‌ها قانون دیگر…

لاشخور کبیر انقلاب که در سال ۱۳۵۷ به سلطنت رسید، تا هنگام مرگ، باعث مرگ صدها هزار نفر در جنگ و اعدام ده‌ها هزار نفر در زندان شد.

وقتی در بستر بیماری بود، خوک رفسنجان پا روی لوله اکسیژنش گذاشت و او در حالی که داشت احوال فامیل‌های او را می‌پرسد و «خوا…خوا…» می‌گفت. خوک رفسنجان خیال کرد خمینی می‌گوید «خامنه‌ای رهبر شود»…اما اکسیژن به پیر خمین نرسید و جان به جان آفرین تسلیم کرد. در تشیع جنازه‌اش، کفتارهایی کفنش را پاره پاره کردند و وقتی جنازه‌اش لخت مادرزاد شد، همه گفتند ماشالا!

نتیجه اخلاقی هم اینکه خامنه‌ای رهبر شد! او هم جانور عجیبی است!

از لاشخور خمین، ده‌ها فرزند خوانده باقی مانده است که هر گونه رابطه او با مادران این جانورها تکذیب می‌‌شود!

—————

در سال‌های آخر دهه ۸۰، کاریکاتوریست‌های فرانسوی که خمینی را هم شکل لاشخور کشیده بودند، مجموعه منتشر کردند به نام «حیواناتی که بر ما حکومت می‌کنند».

No responses yet

Jan 03 2013

انتشار کتاب کمیک(حلال!) از زندگی پیامبر اسلام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب

دویچه‌وله: نشریه‌ی فرانسوی کمیک “شارلی ابدو” اعلام کرد که کتابی کمیک از زندگی پیامبر اسلام را در تیراژ ۸۰ هزار نسخه منتشر کرده است. سردبیر نشریه می‌گوید محتوای کتاب “حلال” است و به تایید برخی علمای مسلمان رسیده است.

چهارشنبه (۲ ژانویه) مجله‌ی کمیک “شارلی ابدو” کاریکاتورهای تازه‌ای درباره‌ی زندگی محمد، پیامیرمسلمانان جهان منتشر کرد.

این مجله پیش از این در ماه سپتامبر ۲۰۱۲ نیز کاریکاتورهای مشابه‌ای را منتشر کرده بود که موجی از خشم و اعتراض مسلمانان در کشورهای اسلامی را به دنبال داشت. در نتیجه‌ی این اعتراض‌ها برخی از موسسه‌ها و مدرسه‌های فرانسوی در کشورهای اسلامی به شکل موقت تعطیل شد.

وب‌سایت این نشریه‌ی طنز و کاریکاتور فرانسوی اعلام کرد که این نشریه کتابی کمیک از زندگی پیامبر اسلام را منتشر خواهد کرد. در وب‌سایت ادعا شده است که محتوای کتاب “حلال” است و پیش از انتشار کتاب را به چند تن از روحانیان مطرح مسلمان نشان داده و تایید گرفته‌اند.
حمله به دفتر مجله شارلی ابدو در پاریس در سال ۲۰۱۱ میلادی حمله به دفتر مجله شارلی ابدو در پاریس در سال ۲۰۱۱ میلادی

استفان شابونیر، سردبیر مجله‌ی “شارلی ابدو” در گفت‌وگویی با خبرگزاری فرانسه گفت:«چند تن از ویراستارهای نهایی کتاب، خود مسلمان بودند. گمان نمی‌کنم مسلمانان نکته‌ی آزاردهنده‌ای در کتاب پیدا کرده و خشمگین شوند.»

این اظهارات در حالی از سوی سردبیر مجله مطرح می‌شود که تصویراولین صفحه‌ی کتاب پیامبر اسلام را برهنه با دستاری که به دور سر پیچیده است، تصویر کرده است. در دین اسلام به تصویر کشیدن پیامبر توهین‌آمیز تلقی می‌شود.

استفان شابونیر تاکید کرده است که محتوای کتاب “آموزشی” است و به دنبال آن است که به علاقه‌مندان کمک کند تا زندگی پیامبر اسلام را بهتر درک کنند.

سردبیر این مجله‌ی کمیک روز چهارشنبه در گفت‌وگویی با خبرگزاری آلمان نیز با تاکید بر این‌که محتوای کتاب حلال است، گفت:« اگر افرادی در جهان اسلام به دنبال خشونت باشند، منتظر یک مجله نمی‌مانند تا خشونت کنند و کار خود را خواهند کرد. این کتاب کاریکاتور نمی‌تواند عامل خشونت باشد.»

واکنش ایران به انتشار کتاب
خبرگزاری آلمان گزارش داد که در نشست هفتگی سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران با خبرنگاران در روز سه‌شنبه(۱ ژانویه)، سخنگوی این وزارت‌خانه با انتشار کتاب کمیک از زندگی پیامبر اسلام مخالفت کرد.

رامین مهمان پرست همچنین با تاکید بر این‌که این اقدام، پیگیری قضائی کشورهای اسلامی را به دنبال خواهد داشت گفت:«ما توهین مذهبی را محکوم می‌کنیم. انتشار کاریکاتور از پیامبر اسلام توهین‌آمیز است و ما خواهان پیگیری قضائی این نشریه‌ایم.»

سخنگوی دولت فرانسه نیز روز چهارشنبه با انتشار این کتاب کمیک مخالفت کرد. او با تاکید بر این‌که حق آزادی بیان ضروری است، گفت:« اما لازم نیست در آتش، بنزین ریخت.» سخنگوی دولت فرانسه انتشار این کتاب را برخلاف مصالح افکار عمومی فرانسه توصیف کرد.

مجله‌ی “شارلی ابدو” در سپتامبر سال گذشته نیز با اوج گرفتن خشونت‌ها در کشورهای اسلامی علیه فیلم “بی‌گناهی مسلمانان” کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام منتشر کرد که موجی از خشم و اعتراض را به دنبال داشت. در پی این اقدام نشریه، دولت فرانسه سفارت‌خانه‌های خود در ۲۰ کشور جهان را به شکل موقت تعطیل کرد.

No responses yet

Jan 03 2013

بازگشت کامبیز حسینی به صحنه طنز سیاسی ۴۴ دقیقه قبل

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,سانسور,سیاسی,طنز

ایرون: کامبیز جسینی پس از یک سکوت طولانی اخیرن در صفحه فیس بوکش اعلام کرد که کارش با صدای آمریکا تمام شده. بدون هیج توضیحی. گوینده محبوب «پارازیت»، برنامه بسیار پر بییننده ای که یک سالی است به تاریخ پیوسته، بیکار ننشسته و قرار است از ۱۷ ژانویه یک برنامه رادیویی اینترنتی شروع کند. علاوه بر این پیشنهاداتی در مورد برنامه جدید تلویزیونی هم به او شده. برایش چند سوال فرستادم تا در ابن زمیته ها توضیح دهد.

یک سالی هست که عملا ناپدید شدی! و برنامه پربیننده ی پارازیت بدون هیچ توضیحی قطع شده. علتش چی بوده؟

‌علت قطع برنامه ی پارازیت را باید از مدیران صدای آمریکا پرسید. من کارمند آن رسانه بودم و کنترلی روی سیاست گذاری های صدای آمریکا یا قدرت اجرایی نداشتم. ولی می توانم راجع به دلیل قانونی قطع همکاری ام با صدای آمریکا توضیح دهم. کارگزینی صدای آمریکا در نوامبر ۲۰۱۲ از من خواست که درباره ی وضعیت ثبت نامم در اداره ای به نام «سلکتیو سرویس» توضیح بدهم. بر طبق قوانین دولتی اگر شما زیر ۲۶ سال داشته باشید و وارد آمریکا شوید باید در ارگانی به نام سلکتیو سرویس ثبت نام کنید و اگر این کار را انجام ندهید نمی توانید کارمند دولت باشید. ثبت نام در این ارگان معنی اش این است که وقتی آمریکا وارد جنگ می شود اگر از شما خواسته شود شما باید بدون هیچ عذری بروید و برای این کشوربجنگید.

من وقتی داشتم استخدام صدای آمریکا می شدم در فرم استخدامی ام توضیح داده بودم که ثبت نام نکرده ام ولی در آن زمان کسی پرسشی در این زمینه که چرا ثبت نام نکرده ای از من نکر و من استخدام شدم. کارگزینی صدای آمریکا نزدیک ۵ سال بعد از استخدامم از من خواست که توضیح بدهم .گروهی از اساتید دانشگاه های آمریکا و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر در حمایت از من نامه هایی برای صدای آمریکا در این مورد نوشتند تا این رسانه در مورد من استثنا قایل شود ولی ظاهرا این قانون ربطی به صدای آمریکا ندارد و یک قانون کلی است برای کار در هر ارگان دولتی در آمریکا. صدای آمریکا طی نامه ای که در دسامبر۲۰۱۲ به من داد اعلام کرد که همکاری من با آن رسانه در بیستم دسامبر به اتمام خواهد رسید ولی من می توانم به این حکم اعتراض کنم.

در نهایت من به علت کاغذ بازی های فرسایشی دولتی تصمیم گرفتم اعتراضی نکنم تا بتوانم هر چه سریعتر روی پروژه های جدیدترم تمرکز کنم. عده ای از مدیران ارشد صدای آمریکا از این مسله ناراحت شدند و واقعا نمی خواستند من از صدای‌ آمریکا بروم ولی ظاهرا کارگزینی این رسانه مستقل عمل می کند و این قانون هم برگشت ناپذیر است.

به نظر میاد دلیلی که برای قظع برنامه پارازیت و رفتن از صدای آمریکا دادی بیشتر بهانه بوده و گرنه چرا بخواهند چنین برنامه موفق و مجری محبوبش را کنار بگذارن؟ اختلافات شخصی و فکری با همکاران و مدیران زمینه اش نبوده؟‌

من عرض کردم که دلیل قطع برنامه را باید از صدای آمریکا بپرسید. من با اینکه محتوی برنامه را طراحی می کردم ولی صاحب برنامه نبودم. صدای آمریکا صاحب اصلی برنامه بود و می توانست تصمیم بگیرد که برنامه باشد یا نباشد. اختلاف شخصی هم من با کسی نداشتم و ندارم ولی اختلاف فکری در همه ی رسانه ها هست و صدای آمریکا هم از این قضیه مستثنی نیست. بر اساس نامه ای که کارگزینی صدای آمریکا رسما برای من نوشته به علت ثبت نام نکردن در ارگان سلکتیو سرویس من دیگر نمی توانستم که با این رسانه همکاری کنم. در این نامه هیچ دلیل دیگری برای قطع همکاری من با صدای آمریکا قید نشده است.

علت موفقیت استثایی پارازیت چه بود؟‌

جواب:‌ عوامل متعددی داشت. من وقتی برنامه را شروع کردم اصلا فکرش را هم نمی کردم که این برنامه نقطه ی عطفی در برنامه های صدای آمریکا شود. اصلا عادت به مخاطب میلیونی نداشتم چرا که سال ها کار تاتر کرده بودم و همیشه مخاطبان محدودی داشتم. زبان طنز تلخ و عصبانیی که برای برنامه ساخته شد به همراه کاراکتری که از این زبان برای انتقال اخبار و اطلاعات استفاده می کرد توانست با مردم ارتباط برقرار کند. البته نحوه ی اجرای من و شیوه ی نگارشم قسمتی از داستان بود. تدوین برنامه و جلوه های بصری و همچنین موزیک هایی که استفاده می شد نقش عمده ای در موفقیت برنامه داشت.

برنامه خیلی ساده شروع شد ومن نمی دانستم خطوط قرمزم کجاست و اصلا تا کجا می توانم جلو بروم. جنبش سبز و اتفاقات بعد از انتخابات ۸۸ و تمرکز برنامه روی پوشش اخباری که از ایران می آمد ناگهان هجوم مخاطبان را شامل شد و روند برنامه را عوض کرد. از یک نقطه ای به بعد من واقعا احساس نمی کردم که این فقط یک برنامه ی تلویزیونی است. مردم آمدند حمایت کردند و مسولیت ما را به شدت سنگین کردند. انتظار مخاطبان برنامه واقعا بیشتر از حد و توان یک برنامه ی تلویزیونی بود. فشار بسیار زیادی بر همه ی اعضای تیم سازنده بود و مخاطبان برنامه ما را موظف کردند تا هر هفته صدای آنها در صدای آمریکا باشیم. این باعث شد تا هر هفته تلاش بشود تا بهترین برنامه تولید شود. خیلی کار سخت ولی شیرینی بود چون شما تمام آنچه در چنته داری را بایستی در یک هفته ارایه می کردی و این تازه نقطه ی شروع می شد برای برنامه ی هفته ی دیگر!

البته از آزادی عملی که صدای آمریکا به برنامه می داد هم نباید چشم پوشید. صدای آمریکا وقتی دید برنامه مخاطب دارد آزادی عمل بیشتری داد. هر چند من زیاد مطمن نیستم که مدیران صدای آمریکا واقعا می دانستند که محتوی فارسی برنامه دقیقا چه می گوید ولی من کاری را که به نظرم درست بود انجام می دادم و به آن ایمان داشتم و آن ها هم به من اعتماد کردند چرا که دیدند پارازیت اعتماد مردم را به دست آورده است. برای یک برنامه ی نیم ساعته ی هفتگی خیلی وقت گذاشته می شد و شب های که قرار بود برنامه روز بعدش پخش شود بعضی اوقات تا صبح روی ثانیه به ثانیه اش کار می شد. من فکر میکنم مخاطبان برنامه بدون اینکه بدانند پشت صحنه چه خبر است همه ی اینها را حس می کردند. مردم صداقت کلام برنامه را به شدت می پسندیدند. تحقیقی که به صورت هفتگی در شبکه های اجتماعی می کردم هم مزید علت بود. نمی خواستم مردم فکر کنند این برنامه دارد از آمریکا پخش می شود و باید این را منتقل میکردم که من فرقی با شما که در ایران هستید ندارم. سخت بود که در آمریکا زندگی کنی و بتوانی واقعیت های سیاسی اجتماعی درون ایران را لمس کنی و آن را منتقل کنی. من در طول هفته با اقشار متفاوت داخل و خارج از ایران حرف می زدم تا بتوانم زبان برنامه را به روز کنم.

یک مسله ی جالب که شاید به موفقیت برنامه کمک می کرد این بود که من اصلا برنامه را می نوشتم برای خودم! نه برای مخاطبی غیر از خودم. یعنی زبان برنامه زبان کوچه و بازار بود و کاراکتری که از این زبان استفاده می کرد عصبانی بود و داد و قال زیاد می کرد ولی من برنامه را برای خودم می نوشتم. خودم زمانی که نوجوان بودم و در اتاق کوچکم در شهرستان می نشستم و امید داشتم و تشنه ی اخبار و اطلاعات بیشتر بودم تا بتوانم تصمیم گیری کنم. من وقتی به دوربین نگاه می کردم با خودم حرف می زدم با نوجوانی که می خواهد بداند و جست و جو گر است تا ببیند طرف دیگر خبری که از رسانه ی دولتی ایران می بینید و می شنود چیست. این کار را با طنز می کردم چون کاری بود که بلد بودم. از طرفی من به شدت تحت تاثیر جریان طنز مشروطه هستم و به خاطر سابقه ی تاریخی اطلاع رسانی از طریق طنز و واکنش مردم ایران به این شیوه فکر میکنم بهترین راه برای جذب مخاطب جهت رساندن اخبار و اطلاعات طنز است. البته مردم خیلی باهوش تر از این حرف ها هستند و فرق بین طنز و هزل و هجو و… را درک میکنندو بر اساس نوع کار تو را قضاوت میکنند.

در این چند ماه فرصت برای فکر کردن داشتی. چه تجربه ی شیرین و تلخی گرفتی؟

جواب:‌ من اصولا فکری نکردم در این چند ماه در این زمینه. از اینکه پارازیت نتوانست ادامه بیاید خوب قطعا متاسفم و غصه می خورم چون آن کار مثل بچه ام بود که به دنیا آمد و بزرگ شد ولی من مثل همه ی آدم های دنیا دارم زندگی ام را میکنم. پروژه هایی دارم که دارم روی آن ها کار میکنم. در این چند ماه دو تاتر کار کردم با یک گروه لهستانی در نیویورک. مضمون نمایش ها نسل کشی بود و برای همین برایم جالب بود و کار کردم. روی یک برنامه ی نیم ساعته ی رادیویی دارم کار میکنم تا به صورت پادکست در اینترنت پخش کنم و این برنامه از هفدهم ژانویه پخش خواهد شد. همزمان دارم کارهای هنری دیگری هم انجام می دهم به همراه کار روی یک برنامه ی تلویزیونی جدید که آن را هم به زودی جزییاتش را اعلام خواهم کرد.

زندگی کلا تجربه ی تلخ و شیرینی است و من هم با آغوشی باز دارم ادامه اش می دهم. همین!

حالا که دیگه برای صدای امریکا کار نمی کنی آیا پیشنهاداتی از شبکه های تلویزونی دیگه داری؟‌آیا کامبیز حسینی را در برنامه ی طنز انتقادی جدیدی خواهیم دید؟

پیشنهاد همیشه بود و همیشه هست. مهم این است که شرایط کاری برایت چگونه فراهم باشد. من آدمی هستم که کیفیت تولید برایم مهم است و اگر نتوانم برنامه ای در حد و اندازه های پارازیت دوباره تولید کنم ترجیح می دهم که اصلا کاری این چنینی نکنم. یعنی کارهای دیگری بکنم که تولیدش برایم احساس رضایتمندی ایجاد کند. ولی قطعا همانطور که در جواب سوال قبلی گفتم در تکاپو هستم تا بتوانم برنامه ی جدیدی با مضمون طنز سیاسی تولید کنم.

در دانشگاه فیلم و تاتر خواندی آیا ممکن است حرفه ات را به این سمت تغییر دهی؟

حرفه ی من هیچوقت تغییری نیافته بود. زمانی هم که برنامه ی تلویزیونی می ساختم گه گاه اگر پیشنهاد خوبی بود تاتر یا فیلم کار میکردم. پارسال که پارازیت را اجر می کردم در تاتر خانم شیرین نشاط بازی کردم که تجربه ی منحصر به فرد و جذابی بود و متفاوت. امسال هم در چند فیلم کوتاه بازی کردم و دو تا تاتر دیگر کار کردم. اگر هم دوباره برنامه ای برای یک رسانه بسازم قطعا در جواب پیشنهاد های جذاب بازیگری و یا حتی نویسندگی و کارگردانی نه نخواهم گفت.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .