اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'طنز' Category

Dec 30 2016

آیا ابراهیم رئیسی جانشین علی خامنه ای خواهد شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

ایران وایر: شراگیم زند

چیزی که در مراسم نه دی امسال جلب توجه بعضی اصحاب رسانه‌های ضد انقلاب را نمود چیزی بود که از آن به رونمایی زیرپوستی از رهبر بعدی انقلاب تعبیر شد… ظاهرا در مراسم بزرگداشت حماسه نهم دی امسال در حرکات و گفتار تولیت محترم آستان قدس رضوی مقادیر قابل ملاحظه ای کرشمه های رهبرمآبانه و بادی لنگوییج ولایت فقیهانه تشخیص داده شد و عکسهایی که خبرگزاریهای دلواپس از ایشان منتشر کردند عموما از زوایایی بود که آدم ناخودآگاه یاد آیت الله خامنه ای می‌افتاد… به همین دلیل بعضی ناظران احساس کردند که عده ای دارند بسترسازی و مقدمه چینی می‌کنند که زمینه برای رهبر شدن ایشان بعد از آیت الله خامنه ای فراهم شود… البته ما خودمان زیاد توی نخ ایشان نبودیم و ترجیح دادیم به جای رصد کردن ایشان در خلال مراسم حماسه نه دی، بنشینیم و کلیپ جدید “لیدی گاگا” را نگاه کنیم که هفته پیش بیرون داده است که البته مثل کارهای سابقش هم نبود و چنگی به دلمان نزد.
علی ایحال ندید میگویم که شخصا بسیار بعید می‌دانم که حجت الاسلام رئیسی بشود رهبر بعدی انقلاب اسلامی و البته برای این بعید دانستن دلایل متقنی دارم:
اول اینکه ایشان داماد آیت الله علم الهدی امام جمعه مشهد می‌باشند… یعنی اگر آیت الله علم الهدی با آن شکوه و شوکت، گزینه ای برای رهبری نباشد و بعد داماد حجت الاسلامش را بکنند رهبر انقلاب واقعا برای ایشان ضایعه به معنای واقعی کلمه است و احتمالا باعث می‌شود جناب علم الهدی از درون بشکنند و به شدت جریحه دار شوند… دلیل دوم این است که درست است جمهوری اسلامی کلاه شعبده ای دارد که در مواقع لازم حجت الاسلام را می‌کنند داخل آن و از داخلش آیت الله فوری و آماده بیرون می آورند، ولی یک بار موقع انتخاب حجت الاسلام خامنه ای حکومت از این شگرد و حرکت استفاده کرده است و برای رهبر بعدی هم چنانچه تصمیم گیرندگان نظام بخواهند باز همان حرکت را بزنند دیگر صدای همه آیت الله ها در می‌آید… حق هم دارند… اینهمه توی حوزه دود چراغ خورده اند و درس خوانده اند به امید چنین روزی… بعد یک حجت الاسلام از راه نرسیده بشود آیت الله و ولی فقیه؟ خداوکیلی درست نیست… دلیل سوم که ایشان رهبر بعدی جمهوری اسلامی نخواهند بود این است که اصولا ایشان هنوز یک سال نشده که تولیت آستان قدس رضوی را تحویل گرفته اند… فرمانروایی بر امپراطوری آستان قدس رضوی یعنی حکومت بر تقریبا کل ایران منهای دردسرها و مشکلات و حاشیه ها و چیزهای به دردنخورش…یعنی اون گُلِ کار… یعنی افتادن وسط ظرف عسل… همین الان به آیت الله خامنه ای بگویند ولایت فقیهی را تحویل بده برو به جای رئیسی تولیت آستان قدس رضوی بشو با کله می‌رود… گفته شده است واعظ طبسی از روزی که عزرائیل بعد از کلنجار فراوان و با پس گردنی موفق شد او را از تخت سلطنتش در آستان قدس رضوی جدا کند و با خود ببرد، هنوز که هنوز است هر از گاهی شبها به خواب ابراهیم رئیسی می‌آید و به او می‌گوید: ” من که راضی نیستم… کوفتت بشه الهی!”
دلیل آخر ما برای اینکه سید ابراهیم رئیسی گزینه مورد نظر تصمیم گیرندگان نظام برای رهبری در آینده نیست نام خانوادگی این بزرگوار است…در کشوری که بیش از چهل سال است رهبرانش “خمینی” و “خامنه ای” بوده اند، هیچ رقمه “رئیسی” نام خانوادگی برازنده ای برای یک رهبر نیست و هیچ شعاری را نمی‌شود با آن “ست” کرد که در دهان ولایتمداران ایرانی بعد از حدود چهل سال که شعارهای ولایتمدارانه شان را بر وزن “خمینی” و “خامنه ای” ساخته اند بچرخد.
واقعا تصورش هم سخت است اینکه روزی کسی بخواهد شعار بدهد “الله و اکبر… رئیسی رهبر” یا مثلا ” وای اگر رئیسی حکم جهادم دهد…”
این بزرگوار اگر واقعا برنامه ای برای رهبری می داشتند باید از مدتها پیش با مراجعه به ثبت احوال یک فامیل “خ” دار با وزن مناسب برای خود انتخاب می‌کردند که کم کم برای ولایتمداران نام خانوادگی جدیدشان جا بیفتد تا اگر روزی به مقام رهبری رسیدند ملت موقع شعار دادن گریپاچ نکنند.

No responses yet

Nov 21 2016

امام حسينا! مرا ببخش كه به زيارت ات نمى آيم!؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

گویانیوز: حضور محترم جناب آقاى امام حسين عليه السلام
سلام عليكم. مرا ببخشيد كه اين طور با شما خشك و خشن صحبت مى نمايم. امروز در فيس بوك ديدم كه يك نفر به دنبال قبر آقاى يزيد بن معاويه، مشهور به لعنت الله، مى گشت تا به جاى اين كه بيايد بر سر خاك شما، برود به زيارت قبر اين آقاى يزيد! بِر نخورِد بِهِتان! بنده ى خدا حق دارد! مى گويد اگر امثال مرتضوى ها و طوسى ها براى ديدار با شما به كربلا مى آيند، ايشان ترجيح مى دهد كه به ديدن آقاى يزيد برود. شما هم جاى او بوديد احتمالا به ديدار يزيد مى شتافتيد! از خطرات اين دو نفر همين بس كه بدانيد اولى خانم زهرا كاظمى در زندان اوين را و دومى چند بچه ى معصوم در كلاس قرآن را…
…والله چه عرض كنم؟! فكر مى كنم عرض نكنم بهتر باشد!

مادر خدا بيامرز ما -خدا مادر شما، بانو فاطمه ى زهرا را هم بيامرزد- به ما مى گفت:
اگر مى خواهى كسى را بشناسى، او را از دوستان و دوستدارانش بشناس!

ما در آن زمان حرف مادرمان را نمى فهميديم چون مقدار زيادى خر بوديم ولى الان كه كمتر خر هستيم مى بينيم ايشان درست مى گفت. مثلا، شما…، شما كه نه…، بهتر است بگوييم كسى تا حالا ديده است مثلا در جمع دانشمندان ادب شناس، دار و دسته ى اجامر و اوباش جمع شوند، و با هم به گفت و گو بپردازند؟ يا مثلا در اجتماع جراحان،،، قصابان حضور يابند؟ يا در نزد يك انسان محترم و آبرودار، يك فرد متجاوز به بچه هاى مردم، بيايد بايستد بگويد من چاكر و فرمانبردار و مطيع اوامر ايشان هستم؟!

خب معلوم است كه نه! از قديم گفته اند پرنده با پرنده، چرنده با چرنده، خزنده هم با خزنده! مثلا قو كه نمى رود با تمساح همنشين شود؟ مى شود؟ بابا بزرگِ مادرىِ شما، جناب آقاى محمد صل الله نيز مى گفت با آدم هايى كه هم دين و هم مسلك شما نيستند نشست و برخاست نكنيد و از آنان دورى جوييد!

حالا با عرض معذرت، روم به ديوار، مى بينيم كه شما آقاى حسين آقا، نواده ى جناب آقاى محمد، شده ايد محور جمع شدن هر چى اراذل و اوباش ايرانى ست به دور خودتان! آقا سعيد مرتضوى، همان كه در كهريزك لات هاى گردن كلفت را انداخت به جان جوانان تا به آنان تجاوز كنند مى آيد به پابوس تان، آن يكى سعيد طوسىِ متجاوز، اشك ريزان مى آيد به سوى تان تا بار خود را سبك كند و نصف اش را بيندازد روى دوش شما، محسنى اژه اى كه اگر تعداد ظلم هايش را ليست كنيم، عمر خداوند هم به خواندن آن ها قد نمى دهد در حالى كه چفيه اى به سر انداخته به هر مناسبتى، فرت و فرت مى آيد به حضورتان، حجت الاسلام سابق و آيت الله فعلى آدمكش حاج آقا رييسى جهت لبيك گفتن به شما با دار و دسته راه مى افتد به سمت تان…

خيلى ببخشيدا! اگر مادرم زنده بود، يكى از كسانى كه حتما ديدارشان را نهى مى كرد، همين جناب عالى بوديد! مى گفت: اگر اين خودش هم خوب باشد، اين دور و ورى هاش وحشتناك اند! نزديك اينا نرو پسر جون كه عاقبت بخير نمى شى!

واقعا چشم مان روشن كه هر چه آدمكش و مردم آزار و دزد و شريك دزد و پدر سوخته و جانى ست جمع كرده ايد به دورتان! هر كس جاى شما باشد و اين افراد دور و ور او بپلكند، نه تنها پدر مادر عاق اش مى كنند، بلكه فك و فاميل و دوست و آشنا هم او را طرد مى كنند و بايد برود رفيق مداحان هفت تير كش و ترياكى و زن باز بشود (اسم كه لازم نيست ببرم؟ يواش مى گويم كسى نشنود، آبرويتان برود: آن ها هم هر كدام چند بار به ديدارتان آمده اند!…هيس… بين خودمون مى مونه!)

ما خيلى غلط بكنيم بخواهيم به ديدار شما بياييم. ٢٠ ميليون هم كه به ديدار شما بيايند، ما تنها هم باشيم، و تنها هم بمانيم، باز به ديدارتان نمى آييم. ما كه دنباله روى توده ى مردم نيستيم. آن ها مى آيند از شما حاجت بگيرند و شما گره ى كارشان را باز كنيد. خب اگر مى توانيد باز كنيد! ما نه از شما چيزى مى خواهيم و نه انتظار داريم جناب عالى با اين رفقاى درجه يك و تابلوتان، گره از كار ما بگشاييد! ما اگر بخواهيم گره ى كارمان باز شود يا اصلا در كارمان گره اى نيفتد، چرا لقمه را از پس گردن مان در دهان مان بگذاريم؟ يك راست قربان صدقه ى رفقاى شما مى رويم كه نان مان در روغن هم نيفتد دستكم كسى به كارمان كارى نخواهد داشت.

تا آن جا كه به خاطر دارم، البته اگر واقعيت داشته باشد كه اين روزها خيلى ها مى گويند واقعيت هم ندارد، شما هم با ٧٢ تن از ياران تان دنباله روى اكثريت مردم نبوديد و حاضر به بيعت با آقاى يزيد نمى شديد! آقا يه چيزى مى پرسم راستش را به ما بگو! جدى جدى به خاطر ظالم بودن يزيد بود اين جنگ و دعواى شما، يا دعواى فرقه اى و فاميلى بود ميان شما و آقاى يزيد لعنت الله؟! اين آدم هايى كه دور و بر شما امروز جمع مى شوند و به قول خودشان سگ شما هستند و مثل نوچه ها حرف مى زنند و قربان صدقه ى رييس شان مى روند آدم را به اين فكر مى اندازند كه اصلا موضوع درگيرى شما با يزيد، به نوعى، -زبان ام لال، زبان ام لال- درگيرى دار و دسته محله پاچنار با دار و دسته محله سيروس بوده! بالاخره به قول مادرمان آدم را از دوستان و دوستدارانش مى شود شناخت!

حالا همه ى اين ها را عرض كردم كه بگويم، قربانت گردم! اولا ما جان و بعد هم .آن مان را دوست داريم و ريسك همنشينى با مرتضوى و طوسى را نمى پذيريم. ثانيا آخر عمرى نمى خواهيم آبرويى را كه داريم به خاطر نشست و برخاست با اراذل و اوباش حكومتى از دست بدهيم. ثالثا شما هم بهتر است تجديد نظرى در معاشرت هاى خود بكنى چون اين ها كه به عنوان دوست و رفيق انتخاب كرده اى، مگسانند دور شيرينى، و از اسم و رسم و احترام شما نهايت سوء استفاده را مى كنند، و به اسم شما انواع و اقسام جنايت ها و دزدى ها و ظلم ها را انجام مى دهند، و از آن طرف هم، شما نبودى، رفيق لنين هم جاى شما بود، با او هم همين كارها را مى كردند و بر سر قبر او، توو سر و كله شان مى كوبيدند و به اسم او جنايت مى كردند! بله قربان! اينجورياست! حالا اين شما، اين مرتضوى، اين طوسى، اين اژه اى و بقيه ى دار و دسته آدم كش ها و غارتگر ها! هر وقت توانستى اينها را از خودت دور كنى، ما مخلص شما هم هستيم!

No responses yet

Nov 21 2016

بازداشت آقای هالو، این بار در شهر یزد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

ایران وایر: محمدرضا عالی پیام شاعر، طنزپرداز و سینماگر معترض ملقب به هالو  بیست و چهارم آبان ماه در شهر یزد دستگیر شده و بیشتر از یک هفته است که در زندان این شهر به سر می‌برد.

این دومین بار است که در یک ماه گذشته بازداشت شده است، بار اول در شیراز و این بار در یزد. محمدرضا عالی پیام شاعر، طنزپرداز و سینماگر معترض ملقب به هالو  بیست و چهارم آبان ماه در شهر یزد دستگیر شده و بیشتر از یک هفته است که در زندان این شهر به سر می‌برد.

عالی پیام از سال 91 تا کنون بارها به خاطر سرودن اشعار طنز و انتقاد از حکومت راهی زندان شده است، اما هیچ گاه دست از انتقاد برنداشته است. او آبان ماه امسال از مردم خواست تا هفتم آبان ماه که به شکل غیر رسمی به روز کورش کبیر معروف شده، در پاسارگاد جمع شوند. هفتم آبان ماه جمعیت زیادی از شهرهای مختلف به آرامگاه کورش کبیر رفتند، شعر خواندند، شعار دادند به کورش اولین پادشاه هخامنشی ادای احترام کردند.

ویدئوهای زیادی از این مراسم در فضای مجازی منتشر شد، ویدئویی از شعرخوانی عالی پیام هم منتشر شد، عالی پیام لحظاتی پس از شعرخوانی توسط ماموران امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بازداشت شد. پسرش هم در صفحه اینستاگرام خبرانتقال پدرش از بازداشتگاه به بیمارستان سعادت شهر شیاز را به دلیل ضرب و شتم و عدم دسترسی به داروهایش قرار داد. روز بعد اما عالی پیام با انتشار تصویری از در یک بازداشتگاه و تجمع مردم از آزادی‌اش خبر داد و نوشت: «هفم آبان ماه، روز کورش کبیر، حضور در پاسارگاد، یک صحبت چند دقیقه‌ای با مردم، دستگیری، کتک خوردن شدید توسط سه دلواپس قوی هیکل، بازجویی، بازجویی، بازجویی، بازداشت بدون شام و ناهار، حمله عصبی و اعزام به بیمارستان توسط اورژانس، بلاتکلیفی و بلاتکلیفی و بلاتکلیفی تا الان که در خیابان‌های شیراز پلاسم و نگران کسانی هستم که هنوز در بازداشتگاه سروش بلاتکلیفند و با خانواده‌های آن‌ها که در مقابل بازداشتگاه نگران قدم می‌زنند، همدردی می‌کنم.»

حسین عاشوری از دوستان محمدرضا عالی پیام که او را در سفر به پاسارگاد همراهی می‌کرده یکی از دستگیر شدگان این تجمع است او هنوز آزاد نشده و در زندان عادل آباد شیراز به سر می‌برد. محمدرضا عالی پیام برای پیگیری و ضعیت دوستش به شهر محل زندگی او؛ یزد می‌رود اما او هم در همان شهر یزد دوباره بازداشت می‌شود و الان بیشتر از یک هفته است که در زندان این شهر به سر می‌برد.

دوستداران محمدرضا عالی پیام با راه‌اندازی یک کمپین خواستار آزادی این شاعر منتقد شده‌اند. آن‌ها اطلاعات جدید مربوط به عالی پیام را در این سایت http://free.haalou.com/ ، فیس بوک و توئیتری که با همین نشانی ساخته شده، به اشتراک می‌گذارند و از کاربران خواسته‌اند با هشتگ #FreeHaalou در فضای مجازی نسبت به دستگیری «هالو» اعتراض کنند.

خانواده عالی‌پیام در شرایط فعلی حاضر به گفت‌وگو با رسانه‌ها نیستند اما در اینستاگرام گاهی از وضعیت پدرشان خبر می‌دهند. آخرین پست اینستاگرام عالی پیام دلنوشته عروس‌اش برای اوست که از نوجوانی شاگرد عالی پیام هم بوده است: « تو برای راهی که می روی خیلی چیزها را فدا کردی. دفتر فیلمسازی و تبلیغاتی داشتی بر میدان ونک. ماشین. خانه. راننده. ویلا. ملک و املاک.تو شعر نوشتی و آنها فیلمت را توقیف کردند. جلوی انتشار کتاب هات را گرفتند. دفترت را بستند. ممنوع الکار شدی. به زندان رفتی. همه ی دارایی ات را بانک حراج کرد. اجاره نشین شدی و با صاحب خانه هایی سر و کله زدی که هر سال از ترس سیاسی بودنت تو را جواب می کنند.»

او در قسمت دیگری از آنچه این روزها بر خانواده محمدرضا عالی پیام می‌گذرد نوشته: «این چند روز که دوباره زندان بودی به عالم و آدم زنگ زدیم و برای وثیقه رو انداختیم. چه آنها که حساب تعداد املاک شان از دستشان در رفته و چه دیگرانی که فکر می کردیم، کاری از دستشان بر بیاید و این لطف را در حقمان بکنند. اما همه و همه به ناگهان ملک و املاک شان یا در گروی بانک است یا به نام فرزندشان، یا سند ندارند، یا همسرشان اجازه نمی دهد و هزارها دلیل دیگر و ما بعد از هر تماس تنها تر می شدیم و این غم بزرگی ست. این برای ما غم خیلی بزرگی ست بابا. که وقتی تو نیستی هیچکس نباشد که به دادمان برسد. از شش صبح تا دوازده شب در خیابان ها راه می رفتیم به هر کجا که فکرش را بکنی سر زدیم و از هر کسی که فکرش را بکنی خواستیم لااقل داروهایت را به تو برسانند.»

بسیاری از دوستداران عالی پیام در کامنت‌های این پست از خانواده این شاعر معترض خواسته‌اند که شماره حسابی برای حمایت از او اعلام کنند، خواسته‌ای که خانواده عالی پیام تن به آن نداده‌اند.

محمدرضا عالی پیام، فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیباست او علاوه بر بازیگری در چند فیلم سینمایی، عضو کانون فیلمنامه نویسان سینمای ایران، عضو شورای مرکزی و دبیر انجمن تهیه کنندگان مستقل سینمای ایران، انجمن صنفی شرکت‌های تبلیغاتی و مدیر عامل مؤسسه مینا فیلم و مدیر مسئول مؤسسه تبلیغاتی دایره مینا بود. به گفته خانوادهاش اما او اجازه شرکت در هیچ انجمنی را ندارد و فروش کتاب اشعار طنز او که با نام  «افاضات هالو» منتشر شده بود، ممنوع شده است.

No responses yet

Nov 21 2016

سفارت مشهد در ایران بازگشایی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر


رادیوفردا:

No responses yet

Nov 19 2016

متن بیانیه دفتر امام حسین مستقر در خُلد برین به مناسبت ایام اربعین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: شراگیم زند

پیرو نزدیک شدن به ایام برگزاری مراسم اربعین در کربلای معلا و شرکت تعدادی از چهره های مشکوک و نه چندان خوشنام به عنوان یاوران و شیفتگان امام حسین در این مراسم ، لحظاتی پیش دفتر امام سوم شیعیان بیانیه ای به این شرح منتشر کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت مومن و عاشورایی ایران… ضمن ابراز تشکر و قدردانی از حضور پر شور و گسترده ی شما برای شرکت در مراسم اربعین امسال که مشت محکمی خواهد بود بر دهان حکومت غاصب و جنایتکار «بنی امیّه» و اثبات کننده حقانیت «بنی هاشم» و موید این مطلب که خلافت واقعی بر مسلمین در آن دوران حق قانونی و شرعی ما بوده است، به اطلاع میرسانیم که مع الاسف مطلع شدیم که در حاشیه مراسم اربعین امسال چهره هایی اقدام به حضور در این مراسم کرده اند که اگر در سال شصت و یک هجری ساکن کوفه و یا اطراف آن بودند، چه بسا بعضی از یاوران ما از خوف ایشان، اصلا در سفر به سمت کوفه ما را همراهی نمی نمودند… اینکه این افراد با چه نیتی و برای پیش بردن چه سناریویی میخواهند خود را جزء دوستداران و پیروان ما جا بزنند بر ما معلوم نیست اما بی شک ما تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نخواهیم شد و بدینوسیله برائت خود را از ایشان اعلام می نمائیم.

از کلیه زائرین محترم تقاضا میشود همواره در سفرهای زیارتی هوشیار بوده و در نظر داشته باشند که چه بسا قاتلین حضرتش نیز اگر امروز زنده بودند از کوتاه بودن دست حضرت از دنیا سوء استفاده کرده و بر سر مزار ایشان اشک ریخته و دشمنان ایشان را لعنت میینمودند… به همین دلیل لازم است که همواره با هوشیاری و بصیرت دوست و دشمن را از یکدیگر تشخیص داده و به یاری خدا هر شمر و شمرزاده ای نتواند در میان خیل دوستداران ما نفوذ نماید… در مراسم اربعین امسال مع الاسف گزارشاتی به دست ما رسیده است که دو عنصر خطرناک و نفوذی به شرح زیر در هیات زائر و دوستدار ما راهی کربلا شده اند:

حاج سعید مرتضوی: ایشان دارای قدی تقریبا کوتاه، چهارشانه، یخه ی بسته، انگشتری عقیق و مقداری سبیل بوده و معمولا از عینک چهارگوش استفاده می نمایند. نامبرده به هیچ عنوان جزء یاران و یاوران ما شمرده نشده و به احتمال قریب به یقین نفوذی لشکر عمر سعد می باشد. در مواجهه با ایشان هیچگاه درگیر نشوید و سعی کنید صرفا مراقب باشید که برخوردی ایجاد نشود چرا که اکثر کسانی که با ایشان برخوردی داشتند، امروز یا مرده اند یا در زندان ها دارند آب خنک میخورند… ایشان کسی ست که نسخه ی به روز شده ای از کربلا را در محلی به نام کهریزک دائر نموده بود.

حاج سعید طوسی: قد متوسط ، لاغر اندام، خوش برخورد، شوخ و دارای صوتی خوش برای تلاوت قرآن می باشند. ایشان مربی قرآن نیز بوده و به خصوص تخصص ویژه ای برای آموزش قرآن به پسران کم سن و سال دارند… در مواجهه با وی سعی کنید که خونسردی خود را حفظ کرده و صرفا کودکان خود را از دسترس ایشان تا جایی که میتوانید دور نگه دارید… ضمنا اگر ترتیبی اتخاذ نمائید که ایشان به مرقد مطهر دو طفلان مسلم نیز نزدیک نشوند مزید امتنان خواهد بود.

در پایان خواهش ما از بازماندگان لشکر عمر سعد و وابستگان و میراث داران دستگاه خلافت بنی امیه این است که لطفا به عنوان زائر و دوستدار ما هی بلند نشن بیان کربلا … مرسی… اه !

امضاء: رئیس دفتر امام حسین و هفتاد و دو تن از یارانش.
28 صفر 1438 هجری قمری

No responses yet

Nov 16 2016

نامه حاج حسين شريعتمدارى به عاليجناب دونالد ترامپ؛ ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,برجام,سیاسی,طنز

گویانیوز: حضور محترم رياست محترم جمهور ايالات متحده امريكا (مرگ بر امريكا) عاليجناب دونالد ترامپ

پس از عرض سلام و تحيات، تبريك اينجانب حاج حسين شريعتمدارى، مدير روزنامه ى پر تيراژ (١٠٠٠٠ نسخه) و پر خواننده (٢٠٠٠ نفر) «كيهان»، به مناسبت فرخنده رويداد انتخاب حضرتعالى به عنوان رييس جمهور كشور جنايتكار امريكا (دان ويت يو. اس.ا)، بپذيريد.

لازم به توضيح خدمت آن عاليجناب مى باشد كه اينجانب روزنامه اى را اداره مى نمايم كه ناشر افكار حضرت «آقا» مى باشد (جهت اطلاع عرض مى نمايم كه حضرت «آقا» همان حضرت آيت الله العظمى امام «نظامعلى» خامنه اى، رهبر انقلاب شكوهمند اسلامى مى باشند. تغيير در نام كوچك ايشان اخيرا به دليل به كار بردن لفظ «نظام» به جاى نام ايشان در برخى مقالات است كه مثلا مى نويسند، امضاى برجام خواست يك نفر نبود بلكه خواست «نظام» بود و امثالهم…).

IMG_4366.JPG

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com

ملاحظه مى فرماييد كه توضيح مسائل جمهورى اسلامى، به سادگى امكان پذير نمى باشد، چرا كه موضوعات در كشور اسلامى ما آن قدر در هم پيچ شده، كه راستياتش خودمان هم گاهى از آن سر در نمى آوريم.

همين نامه نگارى اينجانب با جناب عالى، جزو عجايب نه گانه مى باشد چرا كه اصولا ما سى و هشت سال شعار «حرف نزن، داد بزن!» و «ما در دهان امريكا مى كوبيم!» و شعارهاى مشابه داده ايم و حتى اخيرا يكى از آياتِ سالخورده و «عِظام» ما، به اين نتيجه رسيده اند كه با كفار، مذاكره و معامله و غيره مى نماييم و حتى پايگاه نظامى در اختيارشان قرار مى دهيم ولى با امريكاى جنايتكار (كه هر چه خاك جهان است بر سر او باد) مذاكره نمى نماييم. حالا چطو شده كه اينطو شده، اين هم از عجايب است كه احتمالا انتخاب حضرتعالى، موجبات آن را فراهم آورده است.

اينجانب، نماينده ى مقام بسيار عظيم ولايت، در روزنامه كيهان مى باشم، و نقش پيشگو و فالگير نظام و حضرت «آقا» را دارم، بدين صورت كه امروز هر چه مى نويسم، فردا يا پس فردا به طرز عجيبى، به منصه ظهور مى رسد و يا اتفاق مى افتد. يعنى امروز در ستون «يادداشت روز» و يا «گفت و شنود» مى نويسم، ««حسن» خر است» و به ناگهان مشاهده مى شود، كه حزب اللهى هاى كشور، از فرداى آن روز به ناگهان بر مى خيزند و كفن مى پوشند و پابرهنه از قم به طرف تهران حركت مى كنند و شعار مى دهند «حسن خر است، گاو من است»! چند وقت بعد هم، حضرت آيت الله العظمى امام نظامعلى خامنه اى، در يك سخنرانى پر شور مردمى، همين جمله ى «حسن خر است» را به كار مى برند و حسن كه تا ديروز محترم و معقول به نظر مى رسيد، به ناگهان تبديل به آب دماغ شتر مى شود كه ياران حضرت «آقا» سعى در پاك نمودن آن، از چك و چانه ى شتر دارند. بنابراين به قول شاعر بزرگ ما، «منو دستكم نگير» كه در دانشگاه هاى برنامه ريزى هاى استراتژيك، تحت دكترين NO TAKE ME LITTLE HAND آموزش داده مى شود كه البته چون جناب عالى از اين چيزها سر در نمى آوريد به همين اندازه بسنده مى نمايم.

اما غرض از مزاحمت اين كه چون جناب عالى رفتاراً و گفتاراً و به ظن قريب به يقين كرداراً خيلى شبيه به ما مى باشيد و حضرت امام نظامعلى خامنه اى نظر لطف و مثبت نسبت به شما دارند، و نحوه ى سخن گفتن شما خيلى شبيه به پرزيدنت سابق ما -كه جايش در كنار شما بسيار خالى ست- يعنى آقاى احمدى نژاد مى باشد، و تصور ما بر اين است كه آن كارى كه احمدى نژاد در كشور ما نمود، شما در كل جهان خواهيد نمود، و اگر خاطر مبارك باشد نظر آقاى احمدى نژاد به نظر حضرت آقا نزديك تر بود و به خاطر اين مردِ مانندِ شما استثنايى، روابط دوستانه ى ٥٠ ساله اش را با آقاى ع.ا.ه.ر. بر هم زد، بارى گمان ما بر اين است كه نظر شما به نظر «آقا» نزديك تر باشد، گيرم ايشان در سخنرانى جانانه شان، اسم شما را به كار نبردند و به شما «مرد» و به رقيب شما هيلارى آكله گرفته «زن» گفتند كه اين خود نزديكى بسيار زياد ايشان به شما را نشان مى دهد چرا كه اگر غير از اين مى بود، به جناب عالى، «مردك» مى گفتند، و باز هم بارى، همين ها باعث شد تا اين جانب كه مدارك همه را در زير بغل دارم و جز «افشاگرى» كارى نمى دانم، تصميم گرفتم به جاى افشاى «نيمه ى پنهان» شما، با شما مكاتبه نمايم و از آن عاليجناب درخواست نمايم كه بزنيد اين «برجام» لعنتى و شيطانى را پاره كنيد، تا با هم و دور هم به ريش آقاى پرزيدنت ما، يعنى شيخ حسن، معروف به «كليدساز ناشى» بخنديم!

ما تا كنون هر چه كرديم و هر چه گفتيم و هر چه نوشتيم و هر چه تيتر زديم و هر چه مسخره بازى در آورديم و خلاصه به هر چه فكر شما برسد دست يازيديم، نتوانستيم «مردك» را وادار كنيم كه از برجام در آخر دوره ى رياست جمهورى اش دست بكشد و بگذارد ما در دوران پسا برجام و تحريم ها (علامت چشمك) بمانيم و با شما يعنى امريكاى جنايتكار (علامت چشمك و لبخند) به فحش و فحش كارى مشغول باشيم و در پشت صحنه، «آره و اينا و مشاوِرِت مى دونه ديگه…».

راستى گفتيم مشاور، ياد مشاورِ خيلى برجسته ى شما، صبيه ى عاليه و «ماليه»ى آن جناب، يعنى ايوانكا خانم گل افتاديم كه سلام اينجانب را خدمت ايشان ابلاغ مى نماييد و از طرف آشپزخانه ى ما هم به همسر بسيار هنرمند خود كه موجب افزايش «بصيرت» ما شدند و نور بصيرانه بر چشمان ما پاشيدند سلام مى رسانيد. ايشان عكس ملانيا خانم را در مجلات خارجى ديده بودند و ما آن شب تا صبح از شدت بصيرت -كه به طرز غريبى بالا زده بود- نتوانستيم بخوابيم.

من رجاء واثق دارم كه دو كشور بزرگ و متمدن جمهورى اسلامى و امريكاى جنايتكار، تحت رهبرى داهيانه ى حضرت امام خامنه اى و عاليجناب ترامپ خواهند توانست دنيا را زير و رو نمايند و به بشريت نشان دهند كه چگونه مى توان هر روز و هر ساعت هيجان داشت و از آرامشى كه باعث خمودى انسان مى شود رهايى يافت. گام اول در اين زمينه، پاره كردن «برجام» شيطانى ست كه در اين مورد چشم اميد ما به دستان پر توان شيطان بزرگ مى باشد.

و من الله التوفيق عليه التكلان
مرگ بر آمريكا
زنده باد خودمان
حاج حسين شريعتمدارى ملقب به حسين بازجو

No responses yet

Oct 25 2016

خیریه خانگی, طرحی از مانا نیستانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,طنز


رادیوفردا

No responses yet

Oct 17 2016

گالیور، قوچانی، سیارسریع و دیگران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

ایران وایر: شراگیم زند

«آیدین سیار سریع» متن طنزی نوشته است برای نشریه «صدا» به سردبیری محمد قوچانی… موضوع نوشته کاندیداتوری احتمالی محمود احمدینژاد بوده و آیدین او را در قالب شخصیت کارتونی «رابین هود» تصویر کرده است. رابین هودی که توهم این را دارد که مردم از او خواسته اند که بازگردد و فعالیتهایش را دوباره شروع کند و جلوی بی عدالتی ها را بگیرد… به همین دلیل توی کوچه و خیابان راه میفتد و انقدر با لحن احمدی نژادی از مردم برای برگشتنش تائید و تشویق طلب میکند که گالیور سر و کله اش پیدا میشود و پیگیر چند و چون قضیه میشود و وقتی رابین هود از علاقه ی مردم شهر به بازگشتش میگوید، گالیور می آید و از اهالی شهر (که همگی شخصیتهای کارتون های معروف دهه شصت هستند) میخواهد که بیایند و بگویند واقعا خواسته شان آمدن رابین هود است یا نه… شازده کوچولو و جک (همان جک در کارتون جک و لوبیای سحر آمیز) و هاچ زنبور عسل می آیند و هر کدام از زاویه دید خودشان و زبان خودشان میگویند که چرا دوست ندارند رابین هود دوباره برگردد و در آخر هم گالیور از قول خودش میگوید با اینکه شخصا مشکلی با رابین هود ندارد اما خب ظاهرا اهالی شهر دوست ندارند که او بیاید و به او هم توصیه میکند که برود سراغ کار و زندگی خودش.

حالا یک سایت متعلق به دلواپسان آمده و از این نوشته کشف رمز کرده که آیدین سیار سریع، خامنه ای را به گالیور تشبیه کرده است… از این طرف هم سردبیر نشریه “صدا” یعنی آقای قوچانی شروع کرده به عذرخواهی و حتی اعلام کرده که مدتی داوطلبانه نشریه اش را می بندد تا مشخص شود چطور چنین مطلبی چاپ شده است و البته در این میان کل تقصیر را هم انداخته است گردن نویسنده مطلب… جالب این است که حتی شروع کرده به تخریب او (احتمالا در جهت تشفی خاطر دلواپسان!) که ایشان اصلا نویسنده تحریریه ما نبوده و نیست و از اول هم فقط توی نشریات معلوم الحال و توقیفی مینوشته و اصلا گروه خون چنین آدمی به نشریه کاردرست ما نمیخورد و از این صحبتها (همه صحبتها نقل به مضمون)
اینکه چنین رفتاری از سوی یک سردبیر، چقدر حرفه ای و یا چقدر اخلاقی ست موضوع این نوشته نیست و من وارد آن مباحث نمیشوم و دوستان با تجربه تر از من در امر روزنامه نگاری در این مورد نوشته اند و احتمالا خواهند نوشت… چیزی که برای من جالب است این است که مطلب آیدین سیار سریع را هر جور بخوانی و دنبال نشانه هایی باشی که سیار سریع شخصیت گالیور را میخواسته به خامنه ای نسبت دهد چیزی از دل متن در نمی آید… در این متن دهها نشانه و «کد» وجود دارد که خواننده بدون تردید میگوید که رابین هود همان احمدینژاد است… تکیه کلامها و علاقه و قصدش برای کاندیداتوری و چیزهایی مانند آن، جای شک و شبهه باقی نمیگذارد و اصلا اگر قرار باشد خواننده متوجه اصل داستان نشود که خواندن متن لطفی ندارد… ولی واقعا چرا باید فکر کنیم گالیور همان رهبر است؟ (البته حتی اگر چنین باشد به اعتقاد بنده باید از گالیور دلجویی شود نه از آقای خامنه ای!)
به هر شکل در تمام متن نه تکیه کلامی از آقای خامنه ای از زبان گالیور میخوانیم که ما را به سمت رهبری هدایت کند… نه اینکه خود گالیور در موضع کسی ست که رابین هود ملزم به اطاعت و حرف شنوی از او باشد… گالیور در این متن طنز صرفا بعد از شنیدن صحبتهای همه ی شخصیتهای کارتونی به رابین هود میگوید که من چون به زندگی تحت سلطه آدمهای کوچک عادت دارم (اشاره به لی لی پوتی ها که او رو اسیر کرده بودن) پس مشکلی با امدن تو ندارم و الان فقط مشکل این است که تو مردم رو اذیت میکنی… یعنی گالیور هم خودش را کسی میداند که رابین هود میتواند اگر بر سر کار بیاید بر او هم سلطه داشته باشد.

واقعا طنزنویسی مثل سیار سریع چه دلیلی دارد که بخواهد انقدر کدهای اشتباه بدهد که با کاراکتر رهبری نمیخواند؟ خواسته رد گم کند؟ برای چی؟ کسی می آید چنین کاری میکند که مثلا شخصیت منفور و دیو سیرتی از صاحبین قدرت ساخته باشد و بخواهد مطلبش هم حتما چاپ شود و گزک هم به دست کسی ندهد… برای این می آید و رد پاها را در نوشته اش کمرنگ میکند… در این داستان چه نیازی دارد که نویسنده اینهمه شامورتی بازی انجام دهد که شخصیت محبوب، مثبت و یا خنثای گالیور را به خامنه ای نسبت دهد؟

احتمالا آقای قوچانی قبل از واکنش نشان دادن حتی یک بار هم این مطلب را درست نخوانده است و یا اگر هم خوانده چون در عرصه توقیف نشریه حسابی مارگزیده است، هر ریسمان سیاه و سفیدی در متن دیده آن را اشاره به «مقام معظم رهبری» فرض کرده و از روی ترس جلو جلو کرکره نشریه اش را داوطلبانه و موقت کشیده است پائین و نویسنده مطلب را نیز سپر بلای خود و نشریه اش کرده است.

هرچه که هست امیدوارم این ماجرا و رفتارهای احساسی، غیر منطقی و غیر اخلاقی پیرامون آن، تبدیل به یک ماجرای “نَمَنَه” دیگر این بار برای این طنزنویس خوب کشورمان نشود… آیدین سیار سریع جزء معدود طنز نویس های این دوره است که طنزهایش را «خوب»، «پرداخت شده» و البته هنوز «خنده دار» مینویسد.

No responses yet

Oct 05 2016

حاشیه‌های مسابقه ایران و کره؛ تبدیل استادیوم آزادی به هیات سینه‌زنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

زیتون-آرش بهمنی: نگرانی‌ها پیرامون بازی بین تیم‌های ملی فوتبال ایران و کره‌جنوبی، از حوزه ورزش فراتر رفته است؛ تا آن‌جا که علاوه بر مدیران فدراسیون فوتبال، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان، رییس سازمان بسیج مستضعفین، رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و علی مطهری هم درباره آن سخن گفته‌اند و شورای عالی امنیت ملی درباره آن جلسه تشکیل داده است.

بهانه همه این موضع‌گیری‌ها تاریخ این بازی است: سه‌شنبه بیستم مهرماه، مصادف با روز تاسوعا و شب عاشوراست، سال‌گرد کشته شدن سومین امام شیعیان که همراه با عزاداری عمومی است. در این دو روز مسابقه‌های ورزشی در ایران برگزار نمی‌شود. منتقدان بر این عقیده‌اند که برگزاری بازی در چنین روزی، باعث زیر سوال رفتن «حرمت» عزاداری عاشورا خواهد شد.

تذکر نمایندگان مجلس به وزیر ورزش و پیگیری فدراسیون فوتبال برای تغییر مکان یا زمان بازی هم به نتیجه نرسید تا در نهایت و پس از بالا گرفتن اعتراض‌ها، در نهایت حجت‌الله بهمنی، سرپرست روابط عمومی سازمان لیگ، خبر از آن داد که «مسئولان امنیت ملی» اجازه برگزاری این بازی در شب عاشورا را صادر کرده‌اند.

فوتبال دردسرساز
توجه به این بازی خارج از زمین فوتبال، از بیانیه هاشم بطحایی گلپایگانی، عضو مجلس خبرگان، آغاز شد. او در بیانیه‌ای از برگزاری بازی ایران و کره‌جنوبی در روز تاسوعا انتقاد کرد و نوشت «لابی صهیونیستی – عربی – انگلیسی در فیفا» به شکلی برنامه‌ریزی کرد تا «برنامه مسابقه را در سرزمین ایران در ایام عزاداری آن هم شب عاشورا اجرا کنند». بطحایی از مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال، انتقاد کرد که با برگزاری بازی در این روز و بدون توجه به «افکار عمومی و مقدسات کشور و انظار علما و مراجع و مقام معظم رهبری» موافقت کرد. او خواستار تغییر تاریخ بازی یا عدم تبعیت از فیفا در این زمینه شد.

بازی دو تیم ایران و کره‌جنوبی سه‌شنبه بیستم مهرماه و در چارچوب مسابقه‌های مقدماتی جام‌جهانی برگزار می‌شود. بازی چهارم دو تیم در گروهی که ازبکستان، قطر، سوریه و چین هم در آن حضور دارند.

فدراسیون فوتبال در این مدت تلاش کرد تا راهی برای تغییر زمان یا مکان این بازی پیدا کند، تلاشی که البته بی‌نتیجه ماند. محمدرضا ساکت، مدیر تیم‌های ملی، گفته بود که برای تغییر زمان این بازی «۱۰ راهکار مختلف» پیش‌بینی شده بود، اما همه آن‌ها بی‌نتیجه ماند. فدراسیون فوتبال کره‌جنوبی نیز روز سه‌شنبه رسما به ایران اعلام کرد نمی‌تواند با یک روز زودتر برگزار شدن این بازی موافقت کند. تنها موفقیت فدراسیون فوتبال، تغییر ساعت این بازی از ۲۱ به ۱۸:۱۵ بود،‌ مساله‌ای که به گفته ساکت موجب می‌شود «هواداران هم بازی را ببینند و هم به عزاداری تاسوعا و شب عاشورا برسند.»

در این میان ۵۶ نماینده مجلس نیز در تذکری خطاب به محمود گودرزی، وزیر ورزش، از او خواستند زمان این مسابقه را تغییر دهد. هم‌زمان محمدرضا نقدی، رییس سازمان بسیج مستضعفین، گفت «دشمن» تلاش می‌کند «مسابقات ورزشی بین‌المللی در ایام مذهبی مورد احترام ملت و نظام مقدس اسلامی» برگزار شود.

مساله این بازی زمانی جدی‌تر شد که محمد یزدی،‌ رییس شورای عالی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، در یک نشست خبری به اظهارنظر پیرامون آن پرداخت. یزدی همراه با روحانیون قم که این روزها مشغول اعتراض به وزیر ارشاد به دلیل برگزاری کنسرتی در شهر قم هستند، از علی جنتی انتقاد کرد، اما در بخشی از سخنان خود به مساله فوتبال هم اشاره کرد.

سود اخروی در برابر نتیجه فوتبال!

رییس سابق مجلس خبرگان با طرح این سوال که «بعد از هر گل طرفداران خوشحالی خواهند کرد یا عزاداری»، خطاب به وزیر ورزش گفت اگر او بتواند «این برنامه را حذف» کند «هر نوع زیان و خسارت و ضرری که از حذف آن ببینید در برابرش سودی که در سایه احترام به تاسوعا و عاشورا به دست می‌آید، بیشتر است».

براساس قوانین فیفا، انجام فعالیت‌های مذهبی یا سیاسی در جریان مسابقه‌های رسمی ممنوع است. اما رییس فدراسیون فوتبال گفت ایران این جریمه را پرداخت خواهد کرد.

این سخنان یزدی باعث واکنش علی مطهری شد. نایب رییس مجلس نامه‌ای سرگشاده خطاب به یزدی «ابراز حساسیت بیش از حد» نسبت به زمان برگزاری این بازی را «امری ضد تبلیغ دین» توصیف کرد و نوشت که حتی در صورت رد و بدل شدن گل هم «مردم در چنین موقعیت‌هایی به خوبی می‌دانند که چگونه رفتار کنند». او اضافه کرد رویکردی این چنینی نسبت به بازی فوتبال «عده‌ای را از دین گریزان» می‌کند و «انسان را به یاد اقدامات کلیسای کاتولیک در قرون وسطی می‌اندازد که منجر به گریز مردم اروپا از دین شد.»

در واکنش به انتقادها از واکنش تماشاگران بازی به گل یا گل‌های احتمالی بازی، امیر عابدینی، از اعضای هیات رییسه فدراسیون فوتبال، پیشنهاد کرده بود در صورتی که ایران گلی به ثمر رساند، تماشاگران «سه بار یاحسین بگویند.» پیشنهادی که البته جدی گرفته نشد.

این حساسیت‌ها موجب شد که برخی حتی از حاضر نشدن تیم ایران مقابل کره جنوبی سخن بگویند، اما خیلی زود مشخص شد چنین کاری علاوه بر شکست ۳-۰ و به خطر افتادن موقعیت ایران برای صعود به جام‌جهانی، ممکن است موجب در نظر گرفتن جریمه‌های دیگری نیز شود، به همین دلیل خیلی زود از دستور کار خارج شد.

هم‌زمان بحث برگزاری مراسم عزاداری پیش از آغاز مسابقه و همچنین بین دو نیمه بازی آغاز شد. از جمله مهدی تاج، رییس فدراسیون فوتبال گفت که در صورت برگزاری بازی در موعد مقرر در ورزشگاه آزادی «مراسم عزاداری با حضور ۱۰۰ هزار هوادار» برگزار خواهد شد، اتفاقی که به گفته تاج پیش از این نیز رخ داده و «مراسم عزاداری خیلی خوبی» برگزار شد. محمدرضا ساکت نیز خبر از تلاش همگانی برای آن داد که در روز مسابقه «یک ورزشگاه، یک حسینیه و یک‌صد هزار عزادار عاشورایی داشته باشیم.»

تبدیل یک مسابقه به موضوع امنیتی

این در حالی است که براساس قوانین فیفا، انجام فعالیت‌های مذهبی یا سیاسی در جریان مسابقه‌های رسمی ممنوع است. اما رییس فدراسیون فوتبال گفت ایران این جریمه را پرداخت خواهد کرد.

در این میان یک سایت کره‌ای نیز نوشت فدراسیون فوتبال در نامه‌ای خواستار «رعایت برخی موازین» از سوی تماشاگران کره‌ای در جریان بازی شده است؛ از جمله این‌که تماشاگران وسایل تشویق خود را به تهران نیاورند، مساله‌ای که با مخالفت مسئولان کره‌ای روبه‌رو شد.

تصمیم برای برگزاری این دیدار در نهایت از سوی نهادهای عالی امنیتی اتخاذ شد. حجت‌الله بهمنی، سرپرست روابط عمومی سازمان لیگ، روز سه‌شنبه خبر از آن داد که «مسئولان امنیت ملی» اجازه برگزاری این بازی در شب عاشورا را صادر کرده‌اند.

این البته برای اولین بار نیست که مناسبت‌های سیاسی یا مذهبی در سال‌های اخیر بر یک مسابقه فوتبال سایه می‌اندازد. بهار ۷۸ و درجریان مرحله نیمه‌نهایی جام باشگاه‌های آسیا، تیم استقلال یک روز پس از عاشورا مقابل تیم دالیان چین قرار گرفت. تلویزیون از پخش مستقیم این بازی سر باز زد و بازیکنان استقلال با سربندهای عزاداری وارد زمین شدند. پیش از بازی نیز مراسم عزاداری برگزار شد.

سال ۷۸ نیز فینال جام حذفی میان پرسپولیس و استقلال دو روز پس از حادثه ۱۸ تیر برگزار شد. بعدها صفایی‌فراهانی، رییس وقت فدارسیون فوتبال، فاش کرد برخی مقام‌ها از او خواسته بودند بازی مساوی تمام شود. برای این بازی بیست هزار بلیت کمتر از حد معمول فروخته شد و نیروهای امنیتی بیش از بازی‌های پیشین در استادیوم آزادی و اطراف آن حضور داشتند.

No responses yet

Jul 26 2016

چیزهایی که در هیچ کجای قانون نیامده اند…!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

ایران وایر: سخنگوی محترم قوه قضائیه جناب محسنی اژه ای در پاسخ به خبرنگاری که از او پرسیده بود چرا نرگس محمدی به عنوان یک زندانی، تنها وقتی حق صحبت تلفنی با فرزندان کوچکش را به دست می آورد که دست به اعتصاب غذا بزند، فرمودند “کجای قانون آمده که زندانی حق دسترسی به تلفن را دارد؟” بعد از این جواب دندان شکن سکوتی سنگین بر فضای جلسه مطبوعاتی حکمفرما شد و شخص سوال کننده که به شکل بدی قانع شده بود، نشست سر جایش!
از آنجا که در آینده نیز ممکن است برخی از خبرنگاران کم اطلاع نسبت به موارد نیامده در قانون، بخواهند با طرح سوالات مشابهی وقت سخنگوی محترم قوه قضائیه را بگیرند، ما در این نوشته سعی خواهیم کرد به شکل فشرده و فهرست وار چند مورد از مواردی که در قانون “نیامده” را جهت روشن شدن اذهان عمومی و به خصوص شیرفهم شدن مدعیان حمایت از حقوق زندانی و به طور کلی حقوق بشر، فهرست وار ذکر نمائیم.

– در هیچ کجای قانون نیامده است که زندانبان و یا بازجو حق ندارد، سر زندانی ای را که پر رو بازی در آورده، توی چاه مستراح فرو نماید… اگر کسی مدعی ست که چنین چیزی در قانون آمده است لطفا با سند و مدرک حرف بزند و ماده قانونی منع فرو کردن سر زندانی در چاه مستراح را ذکر نماید. (توضیح آنکه مواردی مانند “حفظ کرامت انسانی” و “ممنوع بودن تحقیر و شکنجه” صرفا «کلی گویی» بوده و قابل قبول نیست. بازجویی که کارش را بلد باشد میتواند به شکلی این کار را انجام دهد که کرامت انسانی زندانی نیز به شکلی حفظ شود.)

– در هیچ کجای قانون نیامده است که داخل توالت و حمام زندان نباید دوربین مدار بسته کار گذاشت و قانونگذار محترم هیچ منعی برای تماشای پخش مستقیم قضای حاجت و یا استحمام زندانی در نظر نگرفته است. کلا در مورد حریم خصوصی زندانی، قانون مساله را به عهده حجب و حیای خود زندانبان گذاشته.

– در هیچ کجای قانون نیامده است که زندان ها نباید ده برابر بیشتر از ظرفیتشان زندانی پذیرش نمایند…بدیهی ست که خوابیدن زندانیان به شکل خیاری کنار هم، روی زمین و توی راهروی بین بندها و جلوی در دستشویی زندان نیز منع قانونی ندارد.

– در هیچ کجای قانون نیامده است که مجرمین سیاسی از جمله اساتید دانشگاه و وکلا و یا شخصیتهای سیاسی، نباید با اصغر قاتل و ابرام دو کله و هاشم خفت کن در یک بند نگهداری شوند. از نظر قانون همه ی مجرمین با یکدیگر برابر و برادرند و اعضای یک پیکرند و از این صحبتا…!

– در هیچ کجای قانون نیامده است که وقتی زندانی به خاطر از کار افتادن کلیه و یا ابتلا به سرطان در دوران زندان و یا حتی ضربه مغزی به علت اصابت جسم سخت به سرش، برای درمان به بیمارستان منتقل میشود، دست و پاهایش را نباید با غل و زنجیر به تخت بیمارستان بست… مریض بودن با مجرم بودن منافاتی ندارد. درمان به جای خود و غل و زنجیر هم به جای خود!

مواردی که ذکر شد تنها بخش کوچکی از مسائلی بود که در ارتباط با حقوق زندانی در قانون نیامده است.
شاید بگوئید این مسائل دیگر انقدر بدیهی ست که شاید قانونگذار حتی ضرورت ندانسته که در قانون در موردشان تصریح نماید و رعایت آنها تنها نیاز به مقداری شعور و وجدان و انسانیت دارد.
ولی فراموش نکنید یکی از وظایف اصلی و البته نانوشته ی ضابطین قضایی در جمهوری اسلامی نَسَق کشی از متهمین و گرفتن حال زندانیان است… برای این کار هرجا لازم باشد قوانینی که وجود دارد نادیده گرفته میشود تا خدایی نکرده زندانی با استفاده از آن قوانین فکر نکند که حق و حقوقی هم دارد و البته هرجا هم که لازم باشد قوانینی که وجود ندارد در مرکز توجه قرار میگیرد تا سخنگوی دستگاه قضا بتواند در موقع لزوم در برابر خبرنگاران سینه سپر کند و بگوید: «کجای قانون آمده که زندانی حق دسترسی به تلفن را دارد؟»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .