اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'محیط زیست' Category

Sep 07 2016

نیروی انتظامی از اجرای طرح «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» در تهران جلوگیری کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: یک مقام سازمان محیط زیست ایران خبر داد که نیروی انتظامی از برگزاری برنامه دوچرخه‌سواری گروهی «خانوادگی» که بنا بود روز سه‌شنبه ۱۶ شهریور در قالب طرح «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» اجرا شود، جلوگیری کرده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، محمد درویش مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست گفت که نیروی انتظامی دلیل جلوگیری از اجرای این برنامه را «نداشتن مجوز» اعلام کرده است.

بر اساس این گزارش، بنا بود این برنامه از مقابل پارک لاله تا خانه هنرمندان در تهران اجرا شود و هدف از آن «جلب مشارکت شهروندان در حفظ و بهبود محیط زیست» اعلام شده بود.

بر اساس گزارش‌ها، طرح «سه‌شنبه‌های بدون خودرو» از آذرماه ۹۴ از اراک آغاز و پس از آن در تعدادی از دیگر استان‌های ایران اجرا شد. دوچرخه سواری زنان در این طرح اما در برخی از شهرها با مخالفت‌هایی مواجه شده است.

از جمله ماموران نیروی انتظامی مریوان در استان کردستان روز پنجم مرداد، دوچرخه تعدادی از زنان شرکت کننده در این برنامه را توقیف و تعدادی از آنان را بازداشت کردند.

ماموستا مصطفی شیرزادی، امام جمعه مسجد جامع شهر مریوان، نیز در نماز جمعه هشتم مردادماه گفته بود: «دوچرخه‌سواری برای زنان در ملاء عام گناه است و لازم است مسئولین فضای مناسب و سرپوشیده برای خانم‌ها فراهم کنند».

پس از این اتفاق، بیش از هزار نفر از مردم مریوان و فعالان مدنی با امضای نامه‌ای خطاب به معاونت زنان ریاست جمهوری و مقامات محلی، به ممنوعیت دوچرخه‌سواری زنان در این شهر اعتراض کردند.

پس از این اتفاق، گروهی از زنان تهرانی روز دوم شهریور با حمل پلاکاردهایی از سخنان منتسب به رهبر جمهوری اسلامی با این عنوان که «دوچرخه‌سواری زنان هم شرعی است هم قانونی»، در خیابان ولی‌عصر و انقلاب دوچرخه‌سواری کردند.

در همین حال یکی از اعضای واحد «استفتائات» دفتر رهبر جمهوری اسلامی در پاسخ به پرسش روزنامه «وقایع‌اتفاقیه» گفته بود که از نظر آیت‌الله خامنه‌ای، دوچرخه‌سواری و موتورسواری «در صورتی که به‌گونه‌ای نباشد که جلب نظر نامحرم شود یا مفسده‌ای به آن مترتب نباشد جایز است».

با این حال سایت‌های نزدیک به اصولگرایان سخنان رهبر جمهوری اسلامی در هشتم دی ۷۵ در دیدار با مسئولان سازمان تربیت بدنی را منتشر کرده‌اند که گفته بود دوچرخه‌سواری «دخترها در خیابان‌های تهران … مناسب نیست».

بر اساس گزارشی که سایت رهبر جمهوری اسلامی از آن جلسه منتشر کرده، آقای خامنه‌ای گفته است که «در ورزش بانوان تبرج و خودنمایی زن ممنوع است».

No responses yet

Sep 05 2016

لبخندهای خشکیده باغ‌های پسته در جنوب ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: بحران خشکسالی و اتمام ذخیره‌آب‌های زیرزمینی دیگر لبخندی بر لب پسته‌های باغ‌های جنوب ایران نگذاشته است. خبرگزاری فرانسه در گزارشی از نفس‌های به شماره افتاده درختان پسته در جنوب نوشته است.

استان کرمان یکی از مراکز اصلی کاشت پسته در ایران است. این استان حدود ۳۰۰ هزار هکتار باغ پسته دارد که سالانه ۱۴۵ هزار تن پسته تولید می‌کنند. اما خشکسالی‌های متداوم سال‌های گذشته و کاهش منابع آب زیرِزمینی موجب شده تا باغ‌‌های پسته یکی پس از دیگری دچار سرنوشتی اسفناک شوند.

پسته پس از نفت خام دومین محصول صادراتی ایران به شمار می‌رود که در دنیا خریداران زیادی دارد. به نوشته خبرگزاری فرانسه، سال گذشته ایران ۲۵۰ هزار تن پسته صادر کرده که پس از آمریکا، دومین صادرکننده عمده این محصول در جهان بوده است.

حسن علی فیر‌وز‌آبادی نزدیک به پنجاه سال است که در روستای ایزدآباد زندگی می‌کند. او صاحب یک باغ پسته است که درخت‌هایش اگر زبان می‌گشودند، می‌توانستند از دوران حکمرانی شاه‌عباس صفوی خاطره‌هایی فراوان نقل کنند. درخت‌هایی که بیش از ۴۰۰ سال عمر را پشت‌سر گذاشته‌اند، حال برگ‌هایشان به دلیل آب شوری که ریشه‌هایشان می‌کشند، به مخلوطی از رنگ سبز و زرد درآمده‌اند.

او به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «وقتی من بچه بودم، عمق این چاه بین شش تا ده متر بود، اما حالا به ۱۵۰ متر رسیده و آب آن تلخ و شور است.»

این باغدار با تجربه گذشته‌هایی را به خاطر می‌آورد: «این روستا پر از سکنه بود، اما خیلی‌هایشان دیگر اینجا را ترک کرده‌اند و کارگر و راننده شده‌اند. ده سال دیگر از اینجا هیچ‌چیزی باقی نخواهد ماند.»

گذار از “تنش‌آبی” و رسیدن به وضعیت “کمیابی آبی”

خشکسالی، کاهش باران و برداشت‌های بیش از حد مجاز از سفره‌های آب زیرزمینی دو چالش عمده‌ای است که کشاورزی ایران با آن دست به گریبان است. زندگی بخش قابل توجهی از مردم کرمان که از کاشت و برداشت پسته امرار معاش می‌کنند، اینک با خطری جدی روبرو است.

از ۷۵۰ هزار پمپ آبی که در ایران کار گذاشته شده‌اند، نزدیک به ۳۰۰ هزار عدد از آنان غیرقانونی است. همین امر دلیلی است که سازمان ملل متحد اعلام کند که ایران رسما از “تنش آبی” به وضعیت “کمیابی آبی” رسیده است.
[پسته پس از نفت خام دومین محصول عمده صادراتی ایران به شمار می‌رود ]

پسته پس از نفت خام دومین محصول عمده صادراتی ایران به شمار می‌رود

در سال ۲۰۱۳ اتاق بازرگانی ایران تحقیقی را انجام داد که نشان می‌داد استان کرمان نزدیک به ۲۰ هزار هکتار از باغ‌های پسته خود را به طور سالانه به دلیل بیابان‌زایی از دست می‌دهد.

توهم نادرست دیرینه

قرن‌های طولانی آب مورد نیاز برای کشاورزی در ایران توسط قنات‌ها تأمین می‌شد. قنات‌ها یک شبکه آبرسانی پیچیده زیرزمینی بودند که با رساندن آب جاری در کوه‌ها به دشت‌های خشک، کشت و برداشت محصول را ممکن می‌ساختند.

آمدن پمپ‌های برقی و سیاست آشفته کشاورزی در صد سال گذشته دست به دست هم دادند تا منابع آب زیرزمینی در ایران رفته رفته رو به سوی خشکسالی بروند.

محسن ناصری، عضو دفتر ملی تغییرات آب و هوایی در تهران به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «ما به آرامی در حال گذار از توهم دیرینه‌ای هستیم که اعتقاد داشت منابع (آبی‌) بی‌پایان داریم.»

او اضافه می‌کند که دولت ایران به دنبال سیاست‌های مالی تشویقی برای حفظ منابع آبی است. یکی از راهکارهای مطرح شده ارائه کمک‌های مالی به کشاورزان برای خرید تجهیزات مدرن آبیاری است، اما چیزی که به زمان نیاز دارد تغییر نگرشی است که در طول زمان ریشه دوانده است. به گفته ناصری این رویکرد “هر چند دیر، اما در حال رخ دادن است”.

فاجعه‌ای بحرانی

برخی کشاورزان در این میان خود دست به کار حل مشکل بی‌آبی و نجات باغ‌هایشان شده‌اند. فرهاد شریف صاحب یک باغ پسته در نزدیکی سیرجان است؛ باغی سرسبز که همچون یک روستا در دل دشتی بی‌آب و علف سربلند کرده است.

هشت سال پیش این خانواده یک سیستم آبیاری قطره‌ای را در مزرعه تأسیس کرد که به واسطه آن میزان و کیفیت آبی که به پای درختان پسته می‌ریزد، به دقت کنترل می‌شود.

شریف که همراه پدرش این باغ را اداره می‌کند، به خبرگزاری فرانسه می‌گوید: «ما کیفیت بهتر و کمیت بیشتری از درختان پسته‌مان بدست می‌آوریم در حالی که ۷۰ درصد کمتر آب مصرف می‌کنیم.»

آنها این روش را به همه باغداران توصیه می‌کنند، اما در عین حال به خوبی به این نکته واقف هستند که اجرای آن هزینه‌بر است.

خانواده شریف با داشتن امکانات مالی و ارتباطات خوب در تهران در آن زمان توانسته‌اند از بانک وام بگیرند. اما با این همه به نوشته خبرگزاری فرانسه، مزرعه آنان نیز از مشکلات گسترده موجود در منطقه در امان نمانده است. آنها هر سال مجبورند لوله‌های آب را کوتاه‌تر کنند، زیرا سطح آب‌های زیرزمینی کم‌وکم‌تر می‌شوند و زمین به تدریج فرو می‌نشیند.

فرهاد شریف می‌گوید: «چیزی که در اینجا در حال رخ دادن است، یک فاجعه است؛ فاجعه‌ای که به نطقه بحرانی رسیده است.»

No responses yet

Aug 31 2016

خشکسالی و آفت سوسک چوبخوار، بلای جان جنگل‌های استان فارس: ٧٥‌درصد از جنگل‌های بلوط فارس خشکید

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,محیط زیست

شهروند: مدیرکل منابع طبیعی استان فارس:‌ از سال ۹۱ حدود ۲۶‌هزار هکتار از جنگل‌های دشت برم از ٥‌درصد تا ۸۵‌درصد آلوده شدند

شهروند| ٧٥‌درصد بزرگترین دشت بلوط ایران خشکیده و از بین رفته است. حالا چند سال می‌شود که کارشناسان محیط‌زیست درباره خشکسالی جنگل‌های بلوط استان فارس هشدار می‌دهند و حالا اینطور که پیداست، نه این هشدارها نتیجه‌ای داشته و نه اقداماتی که مسئولان سازمان محیط‌زیست دراین‌باره انجام داده‌اند. حالا این مدیرکل منابع طبیعی استان فارس است که دیروز گفته خشکسالی و آفت سوسک چوبخوار، ٧٥‌درصد از جنگل‌های ٨٤٠ هکتاری بلوط فارس را خشکانده است؛ ٧٥‌درصد از درختان دشت برم که بزرگترین دشت بلوط ایران و زیستگاه گوزن زرد ایرانی است.
«مهرزاد بوستانی»، مدیرکل منابع طبیعی استان فارس درباره آخرین وضع جنگل‌های دشت برم گفته است: «از‌سال ۸۵ که نخستین نشانه‌های خشکیدگی درختان بلوط درحوزه زاگرس مشاهده شد، درهمان ‌سال هم آثاری از خشکیدگی درختان بلوط در استان فارس گزارش شد. در این مدت تمرکز خشکیدگی و آفت‌زدگی در منطقه دشت برم که بیشترین درختان بلوط را به خود اختصاص داده، مشاهده شد. مشاهده نخستین نشانه‌هایی از آفت‌‌زدگی جنگل‌های دشت برم مرکز تحقیقات کشاورزی، منابع طبیعی و دانشگاه شیراز برنامه‌ای مدون را تدوین کرده و تمام تلاش خود را پیرامون مهار این پدیده به کار گرفتند. در این مدت با تحقیقات انجام‌شده به دست آمد که تأثیرات منفی اقلیمی و خشکسالی در گسترش آفت سوسک چوبخوار، برگخوار و بیماری زغالی اثر گذاشته و این امر منجر به افزایش این آفات شده است.»
به گزارش «مهر» بوستانی با بیان این‌که گسترش این آفات فقط در دشت برم بود، ادامه داده است: «در این راستا تمهیداتی به منظور جلوگیری از گسترش این آفات اتخاذ شد، به‌گونه‌ای که با به دست آمدن اطلاعاتی ازجمله میزان دما تا حدودی از افزایش این وضع جلوگیری شد. علاوه بر این منابع طبیعی استان فارس با همکاری دیگر ارگان‌ها نسبت به قطع درختان آفت‌زده، سوزاندان درختان آلوده، جمع‌آوری آنها از منطقه و قرق صد‌درصدی درختان بیمار و کشیدن سیم ‌خاردار اطراف این درختان برای مهار آن اقداماتی را انجام داد.»
مدیرکل منابع طبیعی استان فارس با بیان این‌که از‌سال ۹۱ آثاری از برگشت درختان و کنترل این آفت‌ها مشاهده شده، گفته است: «طی این سال‌ها حدود ۲۶‌هزار هکتار از جنگل‌های دشت برم به این ٣ بیماری مبتلا شده که میزان آلودگی از ٥‌درصد تا ۸۵‌درصد بود. از طرف دیگر بیماری زغالی باعث ضعیف‌شدن درختان شده و درحال حاضر به صورت ماهیانه کل جنگل‌های استان فارس به‌ویژه دشت برم مورد نظارت و پایش قرار می‌گیرند و این بیماری‌ها به‌طور کامل تحت کنترل است.»
بوستانی با بیان این‌که مساحت جنگل‌های بلوط فارس ۸۴۰‌هزار هکتار است که تاکنون ۷۵‌درصد آن خشک شده، ادامه داده است: «در‌سال گذشته یک‌میلیون و۱۰۰‌هزار هکتار از جنگل‌های بلوط استان فارس در مقابل خشکسالی، ارزیابی و پایش شده‌اند.»
او علت اصلی پدیده خشکیدگی درختان بلوط را خشکسالی دانسته است: «استفاده از آب‌های زیر زمینی استان، سوسک ریشه‌خوار، خشکسالی و دیگر آفات ازجمله عوامل ظهور پدیده خشکی در بین درختان بلوط است.»
درختان دشت برم، بلوط است و در ۳۰کیلومتری شرق کازرون و درمسیر کازرون به شیراز واقع شده است. این منطقه جنگلی با ارتفاع متوسط از ۱۵۰۰متر تا ۲۴۰۰متر قسمتی از رشته‌کوه‌های زاگرس جنوب‌غربی بوده و یکی از بخش‌های متراکم جنگل‌های بلوط زاگرس را در خود جای داده است.
دشت برم دارای پوشش گیاهی و جانوری قابل ملاحظه‌ای است و علاوه بر بلوط، گونه‌های جنگلی دیگری همچون بادام کوهی، کیالک و ارژن را شامل می‌شود و نقش مهمی در تلطیف و اعتدال هوای مناطق جنوبی کشور دارد. این منطقه به‌عنوان یک منطقه حفاظت‌شده و منطقه زیست کره به شمار می‌رود. طی چند ‌سال گذشته ٣ نوع آفت سوسک‌های چوبخوار، برگخوار و بیماری زغالی که یک بیماری ویروسی است، به این جنگل‌ها حمله کرد و باعث خشک‌شدن میزان قابل توجهی از درختان بلوط در این منطقه شده است.
خشکسالی و آتش‌سوزی حالا چند سالی می‌شود که بلای جان جنگل‌های استان فارس شده است؛ همین دوماه پیش بود که آتش‌سوزی ٨٦٨ هکتار از مراتع و جنگل‌های پاسارگاد را سوزاند؛ آتش‌سوزی که طبق برآوردهاي اوليه ميزان خسارت وارد شده در آن را بالغ بر ١٨٩ميليارد تومان تخمين زدند.

No responses yet

Aug 28 2016

چه بلایی سر جنگل‌های شمال ایران آمده است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: محیط زیست

بی‌بی‌سی: این روزها ردیف‌های زرد رنگی از درختان بی‌برگ در جای جای جنگل‌های شمال، منظره‌ای دلخراش دراین سرسبزترین خطّه ایران پدید آورده است. کارشناسان می‌گویند این تنه‌های بی‌برگ متعلق به درختان شمشاد خزری هستند که نوعی شب‌پره برگ‌خوار به آنها حمله کرده و از بیشترشان چیزی به جز ساقه باقی نگذاشته است. این شب‌پره ها از اردیبهشت ماه سال جاری در جنگل‌های شمال کشور طغیان کرده و گسترش یافته اند.

حالا دیگر تعدادشان به قدری زیاد شده که موجب وحشت کارشناسان جنگلبانی و مردم شده است. به دنبال این نگرانی و در پی تشکیل ستاد بحران، کارشناسان سازمان دفع آفات ارائه طرح سم‌پاشی گسترده جنگل‌های شمال را برای سرکوبی سریع آفت ارائه کرده اند. طرحی که با مخالفت جدی تعداد زیادی از محققان و استادان حشره شناسی و بوم شناسی ایران روبه رو شد.

این محققان و استادان پیشکسوت دانشگاهی در نامه‌ای سرگشاده به رئیس جمهوری، به عوارض بسیار خطرناک سم‌پاشی در محیط زیست جنگلی اشاره کردند و خواستار توقف فوری هرگونه برنامه سم‌پاشی شدند.

روزنامه شرق با عنوان “شمال را سم‌پاشی نکنید” این نامه را منتشر کرد که بلافاصله با واکنش بعضی از کارشناسان این عرصه روبه رو شد. حتی دکتر هادی کیادلیری، رئیس انجمن جنگلبانی ایران که قبلا درباره برنامه سم‌پاشی صحبت کرده بود، در گفتگو با خبرگزاری مهر اعلام کرد به هیچ وجه کسی با سم‌پاشی شیمیایی جنگل‌ها موافق نیست و اگر سم‌پاشی انجام شود حتما از سم‌های بیولوژیک که عوارض کمتری بر محیط زیست دارند استفاده خواهد شد.

حالا اما خبر می‌رسد مردم محلی و بعضی از مسئولان، با وجود مخالفت های کارشناسان، به سم‌پاشی مناطق مختلفی جنگلی ادامه می‌دهند. با شروع کنگره گیاه‌پزشکی کشور این موضوع به بحث داغ کنگره تبدیل شده است.

در زیر گفتگو با دکتر حسین رجائی، پروانه شناس و عضو هئیت علمی موزه تاریخ طبیعی اشتوتگارت آلمان را می‌خوانید. یکی از کارشناسانی که به طور جدی مخالف هرگونه سم‌پاشی در جنگل‌های شمال است.
این آفت درختان شمشاد از کجا آمده‌؟‌ آیا شب پره ها به طور طبیعی به جنگل‌های شمال ایران راه پیدا کرده اند؟

اساساً خواستگاه این گونه شب‌پره، شرق آسیا یعنی کشورهایی مثل چین و هند و ژاپن است. لارو این حشره از گونه‌های مختلف شمشاد تزیینی و وحشی تغذیه می‌کند. این شمشادها تقریباً در همه جای دنیا دیده می‌شوند. به ویژه انواع تزیینی آن به خاطر اینکه گونه‌ای همیشه سبز است، برای کاشت به عنوان پرچین و یا در باغچه‌ها به خیلی از کشورها راه یافته.

این موضوع طبعاً انتقال تخم‌های حشره را هم که بر روی برگ گیاه گذاشته می‌شوند آسان می‌کند. لذا در سال ۲۰۰۸ این شب‌پره بر روی درختان شمشادها در آلمان گزارش شد. بعد کم کم در کشورهای مدیترانه و شرق اروپا و سرانجام در ترکیه گزارش شد. بنابراین انتظار می‌رفت به زودی در ایران هم دیده شود. این نحوه پراکنش طبعاً ادامه دارد و طبعاً به افغانستان هم خواهد رسید. لذا من خیلی به این معتقد نیستم که کسی این حشره را به عمد وارد ایران کرده باشد.
این شب‌پره تا چه حد خطرناک است؟

این حشره آفت خطرناکی است. کسی نیست که دلش از دیدن این همه درخت شمشاد بی برگ به درد نیاد. ولی خطر سمپاشی در جنگل بی‌شک بیشتر و غیرقابل جبران‌تر است.

ببینید، این حشره از برگ گیاهان و اندکی از پوسته ساقه تغذیه می‌کند. حشره تغذیه آوندی نداشته و به ریشه گیاه آسیبی نمی‌زند، در نتیجه باعث مرگ گیاه نمی‌شود. طبیعی ست که در این شرایط بی‌برگی، درختان آسیب پذیرتر، یا خیلی جوان یا پیر خواهند مرد ولی این به معنی خشک شدن و انقراض گونه شمشاد خزری نیست.

تاکید می‌کنم اینکه گفته می‌شود درختان شمشاد نابود شدند یا خشک شدند، این کلمات معنا دارند و بار معنایی این کلمات روی جامعه تاثیر منفی می‌گذارد. درختان شمشاد شمال ایران خشک نشده‌اند فقط بی‌برگ شده‌اند. یعنی اینکه بیشتر درختان شمشاد زنده‌اند و در فصل بعد دوباره سرسبز می‌شوند.

طبیعی است که چون درخت شمشاد در تمام فصل‌ها سبز است، دیدن این همه درخت بی‌برگ همه ما را نگران می‌کند. آن هم در چنین مقیاس وسیعی که تا حالا سابقه نداشته است. ولی این به معنی انقراض گونه نیست. اتفاقا این کلمه هم مرتباً به نادرستی استفاده می‌شود. انقراض گونه معنی خاصی دارد. زمانی یک گونه منقرض شده که خزانه ژنتیکی و تمام افراد آن گونه در سراسر دنیا از بین بروند و مثلاً اگر گیاه باشد، هیچ بذری از آن هم وجود نداشته باشد و امکان احیاء آن گیاه هم نباشد.

حتی درحال حاضر بعضی معتقدند شیرایرانی هم منقرض نشده و در باغ وحش‌های روسیه می‌شود آن را پیدا کرد. اگر این فرضیه درست باشد ما حتی اجازه نداریم به شیر ایرانی بگویم گونه منقرض شده. بنابراین درخت شمشاد به این سادگی منقرض نخواهد شد. نهایتا ما تعدادی از درختان را از دست می‌دهیم مثلا از چهل میلیون شمشاد آسیب دیده اند ممکن است یک یا پنج یا حتی ده میلیون آنها از بین بروند ولی این به معنی انقراض شمشاد نیست.
Image copyright
چرا شما با سم‌پاشی مخالفید؟ مگر نه این است که وقتی فردی بیمار می‌شود باید دارو بخورد؟ خب اکنون درختان بیمارند، چرا نباید به آنها دارو داد؟

ببینید، سم‌پاشی اساساً روشی است که برای محیط‌های بسته مثل مزرعه‌ها، گلخانه‌ها و باغ‌ها ابداع شده. امروزه در هیچ جای دنیا سموم شیمیایی را در اکوسیستم‌های باز مثل جنگل یا دشت آن هم در چنین سطح وسیعی استفاده نمی‌شود.

حالا در مطبوعات صحبت از سموم بسیار خطرناکی مثل دلتا مترین، سایپرمترین و آلترین می‌شود. اینها سم‌های هستند که استفاده‌شان حتی در مزارع کشاورزی هم با نگرانی همراه است. اگر ما بخواهیم این سم‌ها را در اکوسیستم‌های باز و بسیار پیچیده‌ای مثل جنگل استفاده کنیم در درجه اول خاک و آب و هوا را آلوده می‌کنیم. وقتی خاک آلوده شود ویروس‌ها و باکتری‌های آن هم آلوده می‌شوند. همچنین تعداد زیادی از حشرات و پرندگانی که در محیط زندگی می‌کنند از بین می‌روند. بسیاری از این حشرات، مثل مگس‌‎ها و زنبورهای پارازیتویید، دشمن طبیعی سایر حشرات‌اند. از بین بردن این حشرات مفید باعث می‌شود سال بعد به جای یک آفت، ده‌ها آفت در همان جنگل طغیان کند و به جای یک درخت روی ده‌ها گونه مختلف درخت خسارت وارد کنند.

تاکید می‌کنم که این حشره فقط و فقط از شمشاد تغذیه می‌کند. نگرانی بزرگی که بین مردم شمال به خصوص باغدارها شایع شده، این است که اگر درختان شمشاد تمام شود احتمال دارد این حشره به درختان باغی حمله کند. این موضوع مطلقاً درست نیست و کشاورزان نباید به هیچ وجه نگران باشند که این حشره روی درختی غیر از شمشاد بنشیند. تا حالا چنین گزارشی از هیچ کجای جهان وجود ندارد که این شب‌پره از درختان باغی یا بقیه درختان جنگل تغذیه کند.

در اکوسیستم‌های پیچیده ای مثل جنگل تعادل اکولوژیک پیچیده و شکننده‌ای وجود دارد که ممکن است سم‌پاشی این تعادل را بهم بریزد. این کار ممکن است مثل اولین ضربه به یک دومینوی پیچیده باشد که اگر شروع شد، به راحتی نمی‌توان جلویش را گرفت و ممکن است زنجیره‌های شبکه غذایی از هم بپاشد و بحران بزرگی را ایجاد کند که به هیچ عنوان نتوانیم آن را کنترل کنیم.

علاوه بر همه اینها، سم‌پاشی روی جمعیت‌های انسانی هم تاثیر منفی می‌گذارد.توجه کنید که شمال ایران یکی از متراکم ترین مناطق جمعیتی کشور است. رها سازی این همه سم در محیطی که هر هفته باران دارد، باعث می‌شود در نهایت این سم‌ها توسط باران شسته شده و وارد سیستم لوله کشی شهری بشوند که بیماری‌های غیرقابل پیش‌بینی را نظیر سقط جنین و سرطان ایجاد نماید.

نکته ای که شما در مورد مصرف دارو گفتید دقیقاً نقطه عطف جنجال بین موافقان و مخالفان سم‌پاشی است. شما نمی‌توانید یک فرد بیمار را با جنگل مقایسه کنید. یک فرد بیمار را در نهایت می‌شود با یک مزرعه یا گلخانه مقایسه کرد (چون یک سیستم ساده شده تک محصوله است). در این موضوع و به لحاظ پیچیدگی، جنگل حکم یک شهر را دارد. آیا کسی برای درمان یک بیمار سرطانی کل مردم شهر را شیمی درمانی می‌کند؟ موافقان سمپاشی می‌گویند بله! ما می‌گوییم منطقی نیست، خطراتش را هم ذکر کردم.
شما چه راه جایگزینی را پیشنهاد می‌کنید؟

تجربه اروپا با این آفت نشان داد که جمعیت این شب‌پره بعد از یک یا دوسال اُفت می‌کند و به اصطلاح به تعادل اکولوژیک می‌رسد. یعنی در اروپا هم سطح وسیعی از درختان شمشاد بی‌برگ شدند، ودرصد بالایی از جمعیت شب‌پره از بی‌غذایی کاهش یافت و حالا به عنوان یک آفت خیلی خطرناک ارزیابی نمی‌شود.

این حشره همچنان در اروپا وجود دارد و همچنان در جنگل‌ها و گلخانه‌ها و باغ‌های جنوب آلمان پراکنش دارد. ولی دیگر خسارت به شکل سال‌های اول دیده نشد. فکر می‌کنم اگر تعریف‌هایمان را تغییر بدهیم یعنی باور کنیم که شمشادها زنده هستند و فقط بی‌برگ شده‌اند، می‌توانیم به جمعیت این آفت اجازه بدهیم در طول یک یا دوسال به حد تعادل برسد و جمعیت آنها افت کند. مطمئن هستم که این اتفاق می‌افتد.

از طرفی تعداد زیادی دشمن طبیعی در جنگل زندگی می‌کنند که برای یافتن این مهمان تازه وارد به زمان نیاز دارند. پرندگان حشره بالغ این شب‌پره را می‌خورند. ولی پرنده‌ها برای شناسایی و تست کردن مزه حشره جدید، به زمان نیاز دارند. از طرفی حشرات شکارگر، زنبورها و مگس‌های پارازیتویید هستند که این حشره را باید شناسایی کنند تا علیه آن بسیج شوند.

مبارزه‌هایی نظیر تله‌های فرومونی هم البته وجود دارند ولی این روشها بسیار پرهزینه بوده و اساساً برای استفاده در محیط‌های کوچک، مثل گلخانه یا باغچه طراحی شده و نه چندصد هزار هکتار جنگل.

در نهایت، فرض کنیم که ما تعداد زیادی درخت شمشاد را هم از دست بدهیم. آیا بهتر نیست به پروژه‌های کاشت مجدد شمشاد فکر کنیم تا به رفتن به جنگ با ارزش ترین جنگل‌های کشور، آنهم با خطرناکترین سموم کشاورزی؟

عده‌ای می‌گویند، ما فقط سم بیولوژیک استفاده می‌کنیم. ولی مساله این است که اولاً سموم بیولوژیک هم سایر حشرات و از جمله حشرات مفید را هم از پا در می‌آورند. از سویی این پروژه هم اثری مقطعی داشته و چون دسترسی به بسیاری از مناطق جنگل ممکن نیست، دوباره جمعیت طغیان خواهد کرد.

در حال حاضر تبلیغات باعث شده که مردم نگران حمله این آفت به درختان باغی شمال شده و به توصیه برخی مسولین، خودسرانه سمپاشی می‌کنند. این موضوع فاجعه بار است، برای اینکه کسی نمی‌داند مردم و کشاورزان چه سمومی را دارند در جنگل اسپری می‌کنند.

No responses yet

Aug 17 2016

رمضانپور: لایحه قانون نظام صنفی رسانه‌ها، «لکه ننگی» در کارنامه روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: تهیه لایحه قانون نظام صنفی رسانه‌ها از سال ۱۳۹۳ و با معرفی حسین انتظامی به عنوان معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به جریان افتاد. لایحه‌ای که در صورت تصویب می‌تواند اهالی رسانه را با محدودیت‌های بسیاری مواجه کند.

در سال ۹۳ و پس از آغاز بحث‌ها پیرامون این لایحه و مخالفت‌ وسیع اهل رسانه و متخصصان ارتباطات، حسین انتظامی آن را دستور کار خارج کرد. با این حال روز هفدهم مردادماه امسال خبرگزاری تسنیم به نقل از مصطفی کواکبیان، نماینده تهران، ری‌، شمیرانات و اسلام‌شهر در مجلس و همچنین ریاست هیات مدیره خانه مطبوعات اعلام کرد این لایحه قرار است به زودی برای تصویب به مجلس برود.
کفتگوی سمیرا قرایی با علی اصغر رمضانپور در مورد لایحه قانون نظام صنفی رسانه‌ها (5:52)
5:52
00:00 /5:52
لینک مستقیم

روز نوزدهم مردادماه نیز خود علی جنتی وزیر فرهنگ اعلام کرد دو لایحه پیشنهادی دولت به زودی به مجلس فرستاده خواهد شد.

پس از صحبت‌های اولیه در مورد پیش‌نویس لایحه قانون نظام صنفی رسانه در سال ۹۳ حسین انتظامی وعده داد که پیش‌نویس این طرح را با توجه به نظرات منتقدان تغییر دهد و مجددا آن را در پایگاه اینترنتی معاون مطبوعاتی منتشر کند. اتفاقی که نیافتاد و حال مشخص نیست که لایحه مذکور دستخوش چه تغییراتی شده یا نشده است.

یکی از مشکلات اصلی قانون نظام صنفی رسانه‌ها از دید روزنامه‌نگاران و دست‌اندرکاران رسانه در ایران این است که این قانون دست دولت یا حاکمیت را در دخالت در امور رسانه‌ها‌ بسیار باز می‌گذارد و شرایط را برای دخالت نهادهای حاکمیتی مهیا می‌سازد.

به عنوان مثال هر فردی برای اینکه بتواند در رسانه‌ای مشغول فعالیت شود باید از طریق وزارت ارشاد اقدام به گرفتن پروانه خبرنگاری کند. منتقدان می‌گویند این قانون راه را برای اعمال سلیقه‌های شخصی باز می‌کند و صراحتا نمی‌گوید که خبرنگار باید واجد یا فاقد چه ویژگی‌هایی باشد.

علی‌اصغر رمضانپور، معاون فرهنگی وزارت ارشاد در دولت محمد خاتمی و تحلیلگر سیاسی معتقد است که تصویب این لایحه به معنای پایان کار روزنامه نگاری مستقل و دولتی کردن حوزه فعالیت رسانه‌ای است.

آقای رمضانپور می‌گوید این لایحه در صورت تصویب لکه ننگی برای دولت حسن روحانی خواهد بود.

علی‌اصغر رمضانپور: «آقای انتظامی یک کارشناس پیشین وزارت اطلاعات است که از روزی که به وزارت ارشاد آمد در معاونت مطبوعاتی با این قصد آمد که مطبوعات را کنترل کند. الان هم نظام جامعه رسانه‌ای که او پیشنهاد کرده به نظر من بیشتر خواسته‌های نهادهای امنیتی و قوه قضائیه برای کنترل بیشتر مطبوعات را دنبال می‌کند و یک لکه ننگ برای دولت آقای حسن روحانی است، در صورتی که این لایحه را همچنان بخواهد ادامه بدهد.

بنابراین روزنامه نگاران به آقای روحانی باید بگویند از طلا گشتن پشیمان گشته‌ایم، ما را در همان حد مس هم اگر قبول کنند کافیست. دولت بهتر است به جای اینکه لایحه‌هایی به مجلس ببرد که بیاید و محدودیت‌ بیشتر اضافه کند این دوره خودش را با همین وضعیت به پایان برساند. برای اینکه آقای انتظامی نشان داده که بیشتر در پی تامین منافع دستگاه‌های امنیتی و قوه قضائیه در نظام مطبوعات ایران است تا اینکه بخواهد به خواسته‌های کارشناسان رسانه و روزنامه نگار‌ان در ایران توجه کند.»

آقای انتظامی یک کارشناس پیشین وزارت اطلاعات است که از روزی که به وزارت ارشاد آمد در معاونت مطبوعاتی با این قصد آمد که مطبوعات را کنترل کند. الان هم نظام جامعه رسانه‌ای که او پیشنهاد کرده به نظر من بیشتر خواسته‌های نهادهای امنیتی و قوه قضائیه برای کنترل بیشتر مطبوعات را دنبال می‌کند و یک لکه ننگ برای دولت آقای حسن روحانی است
علی اصغر رمضانپور

علی‌اصغر رمضانپور روزنامه نگار معتقد است که سیر تطور قوانین مربوط به رسانه‌ها پس از انقلاب به گونه‌ای بوده که روز به روز به وضع محدودیت‌های بیشتر ختم شده است.

علی‌اصغر رمضانپور: «اولین قانون قانون سال ۵۷ شورای انقلاب است که یک قانون نسبتا قابل تحمل و نسبتا خوبی است و مبنای صدور مجوز نشریات در ایران از اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ بود. بعد از آن همه قوانینی که به اسم قوانین مطبوعات آمده، چه سال ۶۱ چه سال ۶۷، چه در سال ۷۰ و تا آخرین قوانین که در سالهای اخیر صورت گرفته همه آنها در واقع به محدودیت‌های مطبوعات اضافه کرده است.

در نبود یک انجمن صنفی مستقل در ایران که بتواند از حقوق صنفی روزنامه نگار‌ان دفاع کند و دفاعش هم سیاسی تلقی نشود، تصویب لایحه قانون نظام صنفی رسانه‌ها می‌تواند تبعات منفی داشته باشد.»

اخبار مربوط به تصمیم دولت مبنی بر فرستادن این لایحه به مجلس در حالی منتشر می‌شود که روز بیست و پنجم مردادماه وبسایت خبری و تحلیلی زیتون مدعی شده بود که از سال ۸۸ تاکنون جزوه‌ای در حال تدوین است از اسامی تمامی روزنامه نگار‌ان اصلاح‌طلب، خط مشی سیاسی‌شان و روابط شخصی و سلائق و علایق‌شان. زیتون مدعی شده است که از سال گذشته قاضی قطبی رییس دادسرای فرهنگ و رسانه‌ مایل به بروز رسانی این جزوه و اسامی روزنامه نگار‌ان شده است. این وبسایت خبری و تحلیلی می‌گوید در بازجویی‌های اخیر از روزنامه نگار‌ان دو بازجوی مختلف از ۹ روزنامه نگار خواستند که تا برهنه شوند.

ایران به گواه سازمان گزارشگران بدون مرز یکی از سرکوب‌گرترین کشورهای جهان در زمینه آزادی مطبوعات است. ایران در سال جاری میلادی از میان ۱۷۹ کشور جهان در آزادی مطبوعات رتبه ۱۶۹ را به خود اختصاص داده است.

No responses yet

Jul 29 2016

نشست زمین در تخت جمشید؛ خطرناک برای آثار باستانی یا مردم؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: گزارشها از ایران حاکی است که فرو نشست زمین در نزدیکی “تخت جمشید” در طی روزهای اخیر با “۵ کامیون بزرگ خاک” پر شده است. گفته شده است که این فرو نشست خطراتی را برای این بنا و همچنین بازدیدکنندگان ایجاد کرده بود.

رسانه‌های ایران طی دو روز گذشته خبر فرو نشست زمین در “تخت جمشید” و “تخت رستم” را در صدر اخبار میراث فرهنگی خود قرار دادند. این خبر واکنش‌های بسیاری هم به دنبال داشت.

شهرام رهبر، مدیر داخلی مجموعه جهانی تخت جمشید با تاکید بر نشست زمین در این محدوده به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) گفت: “نقش رستم در کوه و تخت جمشید در دامنه کوه قرار داد و به همین دلیل هیچ کدام از این دو بنا دچار مشکل و آسیب ناشی از ترک نمی‌شوند.”

آقای رهبر اعلام کرد که این نشست زمین بیش از آنکه برای آثار تاریخی در این منطقه “خطرناک” باشد، برای مردم “خطرناک” است.

به گفته کارشناسان زمین‌شناسی، برداشت بی‌رویه آب از منابع زیرزمینی، و حفر چاه باعث فرونشست زمین در این منطقه شده است.
Image copyright MEHR

مدیرداخلی مجموعه جهانی تخت جمشید با انتقاد از حفر چاه در این منطقه گفت: “درگذشته عمق چاه‌ها در این منطقه شش متر بود اما هم اکنون عمق چاه‌های این منطقه به ۲۹۰ متر رسیده است.”

محمدحسن طالبیان، معاون میراث فرهنگی، نیز با تاکید بر مساله برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی به رسانه‌های ایران گفت: “فرونشست زمین در اطراف مجموعه جهانی تخت‌جمشید و نقش رستم و برخی روستاهای مجاور، این یادمان‌های تاریخی را در وضعیت بحرانی قرار داده است.”

در همین حال معاون میراث فرهنگی اعلام کرد که “محدوده نشست زمین در محوطه تاریخی تخت جمشید تا ۶۰۰ متری بنای اصلی رسیده” است.

مسئولان مجموعه جهانی تخت جمشید از سال ۱۳۸۷ متوجه پدیده فرونشست زمین های اطراف مجموعه جهانی تخت جمشید و نقش رستم شدند. پس از آن بود که برنامه‌های مختلفی برای مقابله با این وضعیت پیشنهاد شد، از جمله این برنامه ها عدم حفر چاه جدید و کنترل آبیاری بود که هیچ کدام تاکنون به اجرا در نیامده است.

این در حالی است که قرار بود از سال ۱۳۹۳ اجازه حفر چاه در این منطقه داده نشود. اما فعالان میراث فرهنگی می گویند همچنان برخی به حفر چاه روی می آورند و در حال حاضر حدود ۱۶ هزار چاه در دشت مرودشت وجود دارد.

به گفته مسئولان میراث فرهنگی حدود ۵۰ درصد از چاههای حفر شده در این منطقه غیرمجاز هستند.

مصیب امیری، مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس، نیز در واکنش به این اتفاق گفت: “درحال حاضر ایجاد فرونشست و شکاف زمین در محدوده جهانی تخت جمشید تهدیدی برای مجموعه نیست اما یک خطر بالقوه موجود است که بیش از آثار تاریخی یک خطر جدید برای مردم این منطقه است.”

همچنین حمید فدایی، مدیر پایگاه میراث جهانی پاسارگاد، نیز با انتقاد از وضعیت پیش آمده گفت: “بدون شک این زنگ خطری است که آب چاهها را رصد کنیم. ما الان حتی یک نقشه از چاه‌های منطقه نداریم.”
Image copyright TABNAK

عزت الله رییسی اردکانی عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز نیز دلیل اصلی “فروچاله های” اطراف نقش رستم و تخت جمشید را پایین رفت سطح آبهای سفره های زیرزمینی دانسته و گفت: “حفر چاه های غیرمجاز و برداشت بی رویه آب موجب پایین رفت سطح آب های سفره های زیرزمینی در اطراف این آثار تاریخی و ایجاد فروچاله شده است.”

وی با اشاره به مطالعات دانشگاه شیراز بر روی میراث جهانی تخت جمشید اعلام کرد: “در سال های گذشته در ۲۵۰ متری صفحه تخت جمشید یک فرونشست و شکاف به طول ۲۰۰ متر و عرض و عمق حداکثر یک متر ایجاد شده است.”

به گفته این استاد دانشگاه، بافت خاک رس در این مناطق به مرور زمان و به دنبال برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی شسته می شود و به تدریج یک حالت غار مانند در درون خاک ایجاد می شود و با بزرگتر شدن غار، سقف آن تحمل و پایداری ندارد، ناگهان ریزش می کند و فروچاله ایجاد می شود.

به گفته کارشناسان از راهکارهای جلوگیری از بحران فرونشست زمین دراین منطقه تغییر الگو کشت، جلوگیری از احداث چاه جدید ،تغییر نوع آبیاری و فرهنگ‌سازی است.

تخت جمشید در محدوده شهرستان مرودشت و در ۶۰ کیلومتری شمال شیراز است. تخت رستم نیز در فاصله شش کیلومتری تخت جمشید قرار دارد.

تخت جمشید در سال ۱۹۷۹ به ثبت جهانی یونسکو رسید.

No responses yet

Jun 29 2016

نامه ایرانی ها به سازمان ملل: ترکیه عامل گرد و خاک خاورمیانه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,محیط زیست

عصرایران: منتقدان سدسازی‌های ترکیه تحت عنوان طرح گاپ، معتقدند دولت ایران باید از ترکیه که علاوه بر پشتیبانی از داعش، پروردن خیال خام احیای عثمانی و همچنین تلاش مذبوحانه برای ترویج نفرت‌پراکنی قومی در منطقه، با احداث سد و بستن آب دجله و فرات (موسوم به طرح گاپ) منجر به معضلات محیط زیستی، اجتماعی و سیاسی فراوان شده است شکایت کند.
بیش از هزار نفر از شهروندان ایرانی در نامه‌ای به سازمان ملل متحد و یونسکو از ترکیه به دلیل بستن آب دجله و فرات شکایت کرده و آن را عامل بحران‌های اجتماعی، سیاسی و محیط زیستی سال‌های اخیر در منطقه از جمله ریزگردها دانسته‌اند.

به گزارش مهر، در میان فهرست افراد حقیقی امضاکننده نام تعداد زیادی از مسئولان، کارشناسان، خبرنگاران و فعالان محیط زیست به چشم می‌خورد و ۱۵۵۰ شخص حقیقی و ‌۱۶۰ تشکل غیردولتی نیز تا لحظه تنظیم این گزارش نامه را امضا کرده‌اند.

منتقدان سدسازی‌های ترکیه تحت عنوان طرح گاپ، معتقدند دولت ایران باید از ترکیه که علاوه بر پشتیبانی از داعش، پروردن خیال خام احیای عثمانی و همچنین تلاش مذبوحانه برای ترویج نفرت‌پراکنی قومی در منطقه، با احداث سد و بستن آب دجله و فرات (موسوم به طرح گاپ) منجر به معضلات محیط زیستی، اجتماعی و سیاسی فراوان شده است شکایت کند.

سد آتاترک به اندازه کل سدهای ایران راه آب را بسته است

فاطمه ظفرنژاد، کارشناس و پژوهشگر آب و توسعه پایدار، در این باره توضیح می‌دهد: ترکیه در حوزه آناتولی جنوبی یعنی سرشاخه‌ رودهای عراق و سوریه حدود ۱۵ سد ساخته است که تنها یکی از آن‌ها سد آتاترک است که نزدیک به ۵۰ میلیارد متر مکعب گنجایش دارد. یعنی به تنهایی از ۶۵۰ سدی که ما ساخته‌ایم بیشتر گنجایش دارد.

وی با اعلام اینکه جمع همه ۶۵۰ سد ما حدود ۴۶ میلیارد متر مکعب است اما این سد راه را بر۵۰ میلیارد مترمکعب آب بسته است ادامه می‌دهد: این ۱۵ سد روی سرشاخه‌های دجله و فرات ساخته شده و همراه با سد آتاترک که روی سرشاخه اصلی ساخته شده تمام آب دجله و فرات را می‌گیرد. فرات از ترکیه وارد سوریه می‌شود و سوریه را طی می‌کند و وارد عراق می‌شود و به تالاب هورالعظیم می‌رسد. دجله مستقیما از ترکیه وارد عراق می‌شود و عراق را آبیاری می‌کند و سرانجام به تالاب هورالعظیم می‌رسد. البته از ایران هم کرخه وارد هورالعظیم می‌شد و این سه تا تالاب هورالعظیم را سیراب می‌کردند اما عمده آب ورودی به تالاب مربوط به دجله و فرات است و کرخه دبی خیلی کمتری دارد.

مترجم کتاب رودهای خاموش درباره مشکلاتی که این سدها ایجاد کرده‌اند می‌گوید: وقتی این سرشاخه‌ها را بستند تمام اراضی کشاورزی سوریه با مشکلات عدیده رو به رو شد و خشکسالی روستاها را خالی کرد که بخش مهمی از معضلاتی که در این سال‌ها به وجود آمد نیز به همین دلیل است.

ظفرنژاد اضافه می‌کند: ترکیه، از این طرف هم، آب دجله را به عراق بسته و مقدار آب بسیار کمی را رها می‌کند که نه تنها به تالاب هورالعظیم نمی‌رسد بلکه در خود عراق هم مشکلات عظیمی ایجاد کرده است.

نویسنده کتاب «توسعه پایدار و مدیریت آب: پیامدهای ناسازگار الگوی توسعه نابومی در بخش آب با سدسازی» با اعلام اینکه بستن این دو سرشاخه تالاب هورالعظیم را خشک کرده است تصریح می‌کند: این سد تمدن‌های سوریه، بین‌النهرین و ایران را تهدید می‌کند، اراضی کشاورزی را بی‌آب کرده و با کنوانسیون مقابله با بیابان‌زایی UNCCD هم مغایر است. در عین حال اقوام و گروه‌های مختلفی همچون اقوام ترک و عرب و کرد و خوزی همه متأثر از این هستند و با بیانیه رعایت حقوق جوامع بومی UNDRIP که همه کشورها هم آن را امضا کرده‌اند و یک سند مهم است مغایرت دارد.

علت سکوت مسئولان وزارت نیرو چیست؟

نامه شهروندان ایرانی در اعتراض به سدسازی‌های ترکیه آنچنان بازتاب داشته که مسئولان نیز نسبت به آن واکنش نشان داده‌اند.

مدیرکل دفتر مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به این نامه، سکوت طولانی وزارت نیرو درباره این موضوع در سال‌های اخیر را مورد نقد قرار داده و خطاب به آن دسته از کارشناسان دلسوز در بخش آب کشور که شاید هنوز باور نداشته باشند ساختن سد در بالادست، می تواند بر بیابان زایی انسانی در پایاب حوضه های آبخیز افزوده و چشمه های تولید گرد و خاک را چند برابر کند می‌گوید: اصلا شاید دلیل سکوت ۱۵ ساله سنگین و شگفت آور وزارت نیروی ایران در برابر طرح جنایتکارانه و آزمندانه گاپ که توسط دولت ترکیه به اجرا درآمد، همین باشد که از قدیم گفته اند رطب خورده چگونه تواند منع رطب کند؟

محمد درویش توضیح می‌دهد: وزارت نیرویی که همیشه از سدسازی و طرح های انتقال آب بین حوضه ای دفاع کرده و خود چنین بلایی را در بختگان، ارومیه، اترک، جازموریان، دالکی، مند، میناب و خوزستان بر سر آبادبوم های وطن آورده، حالا چگونه و با چه رویی می خواهد به دولت ترکیه معترض شود که چرا حقابه دجله و فرات را به یک سوم کاهش دادی و بیش از ۴۰ تا ۵۰ میلیارد مترمکعب از آب میان رودان را یک تنه بلعیدی؟

نقض کنوانسیون مقابله با بیابانزایی و بیانیه حقوق جوامع بومی توسط ترکیه

صاحبنظران حوزه آب، محیط زیست و منابع طبیعی در این نامه که اعتراضی به عملکرد طبیعت ستیزانه دولت ترکیه است شرط نجات میان‌رودان را پایان آزمندی دولت ترکیه در انحصار سرشاخه های دجله و فرات دانسته‌اند.

نویسندگان این نامه که در گروهی تلگرامی به همت کمپین مردمی حمایت از زاگرس مهربان همچنان به جمع‌آوری امضا مشغولند تأکید کرده‌اند: ساخت این سدها، نظام آبشناختی دو رودخانه بزرگ دجله و فرات را به شدت متاثر و مختل کرده و علاوه بر متروکه شدن چندین میلیون هکتار از اراضی کشاورزی در کشورهای سوریه و عراق، بحرانی جدی در پایاب خود، یعنی هورالعظیم بوجود آورده است؛ بحرانی که سبب شده تا تالاب راهبردی هورالعظیم به بزرگترین کانون بحرانی فرسایش بادی در منطقه بدل شود.

در متن این نامه آمده است: در واقع جوامع بومی و مردم سوریه، عراق و ایران یعنی خاستگاه کهن ترین تمدنهای جهان چون ایرانی، سوری و بین النهرین، به شدت از اثرات ویرانگر این سدها آسیب دیده و می بینند.

امضا کنندگان این نامه هشدار داده‌اند: ادامه این روند ویرانگر بهره برداری های غیرمسئولانه و بی ملاحظه آب توسط دولت ترکیه، گذشته از نابودی کشاورزی و تشنگی روستاها و شهرها در میان رودان، طغیان پدیده گرد و غبار در باختر و مرکز ایران را هم پدید آورده و پیوسته تشدید می کند. فرآیند ویرانگری که نه تنها فعالیتهای تولیدی، که کل زندگی مردم را تهدید کرده و آبادبوم های انسانی را به سمت متروکه شدن سوق می دهد.

نویسندگان نامه با اعلام اینکه پیامدهای ویرانگر سدسازی در ترکیه نه تنها به فجایع انسانی ناشی از جنگ تحمیلی در سوریه و عراق دامن زده و حقوق بشر را تهدید می‌کند، که همچنین با مفاد کنوانسیون مقابله با بیابانزایی (UNCCD)، و بیانیه حقوق جوامع بومی (UNDRIP) سازمان ملل آشکارا مغایرت تام دارد از سازمان ملل متحد و یونسکو درخواست کرده‌اند به وضعیت نگران کننده حقابه جوامع بومی مولد در حوضه آبخیز دجله و فرات رسیدگی کنند و احیای دوباره میان رودان از طریق گشودن دریچه های سدهای آناتولی جنوبی به ویژه سد آتاترک را خواستار شده‌اند.

اکنون باید دید وزارت خارجه دولت یازدهم به عنوان دستگاه رسمی دیپلماسی کشور در این زمینه وارد عمل خواهد شد و در این صورت آیا یونسکو و سازمان ملل متحد با طرح ویرانگری که زمینه را برای شکل‌گیری گروه‌های تکفیری همچون داعش فراهم کرده، خیل عظیمی از ساکنان منطقه را از آب و زمین‌های کشاورزی محروم کرده و ریزگردها را برای منطقه به ارمغان آورده است، برخوردی خواهند داشت یا چشم بر این جنایت زیست محیطی خواهند بست.

No responses yet

Jun 15 2016

درخت محمدباقر قالیباف

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,محیط زیست


منبع پویش

No responses yet

May 23 2016

چه میزان درباره محصولات تراریخته می‌دانیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: مقاوم‌بودن محصولات کشاورزی به یک‌سری آفت‌ها، قابلیت ماندگاری بیشتر محصولات، افزایش سرعت رشد، نیاز به آبیاری و مراقبت کمتر و بالارفتن بهره‌وری در کشاورزی، از جمله دلایلی است که طرفداران اعمال تغییر ژنتیک در کشاورزی بر آنها تاکید دارند. در ایران به این گونه محصولات دستکاری‌شده، «تراریخته» می‌گویند. جاندارانی که یک یا چند ژن آنها با دخالت انسان اضافه یا کم می‌شود. در ایران از جمله فعالیت‌ها و پژوهش‌هایی در زمینه تغییر ژنتیک برنج آغاز شده است و نوعی روغن خوراکی تغییرژنتیک‌ داده‌شده به طور رسمی وارد شده است. محصولاتی که گاهی ارزان‌تر از نوع طبیعی‌اش هستند، اما برخی پژوهشگران می‌گویند، این روش می‌تواند باعث ‌شود، مردم در آینده هزینه‌های درمانی سنگینی را پرداخت کنند، چراکه در بسیاری از آزمایش‌ها نشانه‌‌هایی از ابتلا به بیماری‌های فراوانی پس از مصرف این محصولات مشاهده شده است.

این محصولات تراریخته در ایران اما از سوی برخی سازمان‌ها حمایت می‌شود و واردات برخی از محصولات با مجوز رسمی انجام می‌شود.

اما دکتر خدیجه رضوی، عضو هیات علمی پژوهشگاه زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک و پژوهشگر ارشد فیزیولوژی گیاهی در تهران که رییس موسسه توسعه پایدار و محیط زیست در تهران هم است، با به کار بردن کلمه تراریخته برای دست‌کاری ژنتیکی در گیاهان، موافق نیست: «با کلمه تراریخته خیلی میانه‌ای ندارم برای اینکه برای مردم قابل درک نیست. هیچ‌کس نمی‌داند این کلمه چیست و کجای کار قرار گرفته. یکی از اهداف بزرگ پروتکل‌های غذایی این است که همه مردم بدانند چه می‌خورند چه کار می‌کنند و چه بلایی ممکن است سرشان بیاید یا نیاید. مساله دستکاری ژنتیکی هنوز خیلی جدید است و ما ‌آینده‌اش را نمی‌دانیم. همانطوری که موقع انقلاب سبز نمی‌دانستیم سم و کود شیمیایی و علف‌کشی شیمیایی این معضلات را برای ما به وجود می‌آورد، همه چیز را آلوده می‌کند و سرطان‌زایی می‌کند».

سازمان حفاظت محیط زیست می‌گوید، ضوابط مشخصی را در این زمینه نوشته است اما هنوز مشخص نیست، این ضوابط نهایی و اجرایی شده است یا خیر. آیا مردم برای انتخاب و خرید محصولات تغییر ژنتیک پیدا کرده، اطلاع‌رسانی کافی شده یا حق انتخابی داده شده است؟

مدیرکل آزمایشگاه مرجع سازمان غذا و دارو چندی پیش اعلام کرد، فقط به محصولات تراریخته‌ای اجازه ورود به کشور می دهد که اجازه واردات به اتحادیه اروپا را نیز داشته باشند،چرا که اتحادیه اروپا در این زمینه، قوانین سختگیرانه دارد.

اما موضوع این است که بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا این محصولات را برای محیط زیست و سلامت مردم مضر می‌دانند و اساسا واردات و تولید این محصولات را ممنوع اعلام کرده‌اند.

در این زمینه گفت‌وگوی رادیو فردا را بخوانید و بشنوید با خدیجه رضوی، عضو هیات علمی پژوهشگاه زیست‌فناوری و مهندسی ژنتیک و پژوهشگر ارشد فیزیولوژی گیاهی در تهران که رییس موسسه توسعه پایدار و محیط زیست در تهران است و سال‌ها دراین زمینه پژوهش کرده است:

شما می‌گویید، باید با دقت و حوصله با دستکاری ژنتیکی برخورد شود. اما چرا نقدهای منفی و ابراز نگرانی‌ها و ترس‌ها از شکل‌گیری و تولید محصولات تغییر ژنتیک‌داده شده اینقدر همه گیر و فراگیر است؟ چطور باید به گفته آرام باشیم و با حوصله جلو برویم؟

عکس‌العمل به این محصولات ممکن است در یک زمانی مشخص شود، ولی بعد نمی‌دانیم که چند سال بعد چه اتفاق‌هایی می‌افتد. پژوهش‌ها باید خیلی دقیق با ارزیابی خطر و ارزیابی محیط زیستی و بوم زیستی انجام شود. اتفاق دیگر که الان در جهان افتاده مرگ حشرات و زنبورها و پروانه‌ها است. واقعا باید در نظر بگیریم که پنجاه شصت سال دیگر با شرایط محیط زیست ما، این آدمهایی که الان پی این چیزها هستند وجود نخواهند داشت که جوابگو باشند. مثل شرایط سم و کود و علف‌کش‌های شیمیایی که پنجاه سال پیش نمی‌دانستند چه خطراتی را در پیش خواهد داشت.

یکی از دلایلی که برای دستکاری ژنتیکی حیوانات و محصولات کشاورزی ذکر می‌شود این است که باید از حالا به فکر تهدیدهای غذایی سال‌های آینده باشیم. همینطور گفته می‌شود که حواسمان باید به محدودیت‌های کشاورزی و کمبود غذا در آینده باشد. از طرفی تحقیقات اخیر خودش به تنهایی نشان دهنده این است که بسیاری از این محصولات که به جی ام معروف‌اند می‌توانند منجر به بروز بیماری‌هایی مانند آلرژی، مشکلات در دستگاه گوارش و بیماری قلبی، چاقی مفرط و ده‌ها بیماری دیگر شوند. این دو وضعیت متضاد را چطور می‌شود کنار هم گذاشت؟

ما احتیاجی نمی‌بینیم که در ژنتیک محصولات دستکاری شود. برای اینکه طبیعت خودش بلد بوده که چطور بالا یا پایین برود. مسایلی که امروز در دنیا پیش آمده دقیقا به خاطر استفاده بی‌رویه سم و کود و علف‌کش شیمیایی است که دشمنان طبیعی طبیعت را از بین بردیم و در نتیجه روز به روز سم و کود اضافه کردیم،‌ آب را آلوده کردیم، این روش جدید که با آن دوستان بزرگ چند ملیتی ارائه می‌شود جواب وضعیت آینده و افزایش جمعیت را نخواهد داد.

آیا ما در ایران برای مثال باید همه این راه را طی کنیم و دوباره همه این شرایط را پشت سربگذاریم و این نتایج را به دست بیاوریم؟

امنیت غذایی، حاکمیت غذایی، از بین رفتن ذخایر ژنتیکی داستانهایی است که باید در کشور خیلی جدی‌تر باید در نظر گرفته شود. ما باید برگردیم به عقل و درایت خودمان. نگران غذای مردم نشویم، برای اینکه با بالابردن تنوع رقم می ‌توانیم همه کشور را سیر کنیم. و چون کشوری هستیم با سابقه دوازده چهارده هزار سال سابقه کشاورزی، آزمون و خطا شده و همه چیز را داشتیم و می‌توانستیم از پسش بربیاییم، هیچ دلیلی نمی‌بینم که سراسیمه شویم و روش‌های کشورهایی که گذشته کشاورزی‌شان هنوز به صد سال نمی‌رسد، امتحان شود. علم را می شود داشته باشیم ولیت وی آزمایشگاه. این اعتقاد شدید من است. وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم کشورهای اروپایی یکی‌یکی این محصولات را منع می‌کنند و شرایط احتیاط را می‌گذارند جلو، وقتی کشور عظیمی مثل روسیه را می‌بینیم که ورود این محصولات را کاملا ممنوع کرده، اینها را نگاه می‌کنم می‌گویم باید یک مقداری سراسیمگی را قطع کنیم. با هیچکس هم دعوا نداریم و اصلا هم اجازه نمی‌دهم در تفکرم غذا را سیاسی کنم. برای اینکه این موضوع اقتصادی نباید باشد و برگردم به تنوع ذخایر ژنتیکی خودمان مثل تخم چشم‌مان نگاه داریم و هیچ گروهی حق تصمیم‌گیری برای ذخایر ژنتیکی کشور که مال ملت و مال مردم است ندارد. این گروه باید احترام به ذخایر ژنتیکی کشور بگذارد.

اشاره کردید به ممنوعیت وورد این نوع محصولات کشاورزی به بعضی از کشورهای اروپایی. اما وضعیت کشاورزی در ایران را چطور می‌بینید و واردات این محصولات در ایران چقدر رواج دارد و حمایت می‌شود؟

دلم می‌خواهد مردم بفهمند الان سالهاست بدون مجوز، محصولات دستکاری ژنتیکی وارد کشور می‌شود. چرا بیست درصد جامعه من دارد نازا می‌شود؟ نگرانیم که عقب بمانیم؟

همه در اخبار جهان می‌نویسند که ۲۹ کشور جهان دستکاری ژنتیکی می‌کند و ما عقب ماندیم. من می‌گویم هر وقت ۱۹۹ کشور شد آن وقت من نگران می‌شوم. در صورتی که روز به روز دارد کم می‌شود و به نظر من یک مقدار باید با آرامش بیشتر و سراسیمگی بیاییم بیرون. خیلی دقت بیشتری باید بکنیم. چون کشوری که مجبور شود، بذرش را از بیرون بخرد و وارد کند، اول نابسامانی‌اش است. ما خودمان همه اینها را داشتیم و باید احترام بگذاریم به آزمون و خطای خودمان. اگر بذرهایمان آلوده شود یعنی حیات وحش، مرتع، جنگل، درخت، زنبور… از بین رفته است و اگر زنبور از جهان برکنده شود عمل لقاح انجام نمی‌شود و اول بدبختی‌مان هست.

این اصلا درست و کافی نیست که بعضی‌ها می‌گویند به کسی مربوط نیست. برای اینکه این وضعیت وارد سبد غذایی من می‌شود و در ذخایر ژنتیکی من، می‌رود در ژن من نابسامانی ایجاد می‌کند و همه‌اش یک داستان پیچیده است.

No responses yet

Apr 15 2016

اعتراض اهل فن به انتقال آب خزر به استان روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: جمعی از استادان و پژوهشگران علوم محیط‌زیستی و زمین و آب و منابع طبیعی کشور در اعلامیه‌ای مشترک، با طرح انتقال آب دریای خزر به سمنان مخالفت کردند.
به گزارش وب‌سایت پژوهشی زمینی، گروهی از استادان و کارشناسان نسبت به انتقال آب دریای خزر بهشدار داده‌اند. در این نامه که به مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی ارسال شده، این متخصصان انتقال و شیرین‌سازی آب دریا به استان سمنان را «فاقد توجیه اقتصادی» است و هم «فاقد ارزیابی جامع تخصصی» و «محیط‌زیستی» دانسته‌اند. لازم به ذکر است که دو تن از روسای جمهوری پیشین، یعنی رفسنجانی و خاتمی، آب را به استان‌های خود منتقل کرده‌اند.

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بدین‌وسیله جمعی از استادان دانشگاه و متخصصان محیط‌زیست و علوم زمین و منابع طبیعی کشور در اعلامیه‌ای مشترک مخالفت خود را با طرح وزارت نیرو برای انتقال و شیرین‌سازی آب دریای کاسپی به استان سمنان که هم فاقد توجیه اقتصادی است و هم فاقد ارزیابی جامع تخصصی و محیط‌زیستی است را اعلام می‌دارند.

اجرای این طرح مستلزم دست‌اندازی و ویرانی غیرقابل‌بازگشت به باارزش‌ترین اکوسیستم‌های آسیب‌پذیر و حساس کشور دربرگیرنده دریای کاسپی، جنگل‌های هیرکانی، استپ‌های کوهپایه‌ای، کوهستانی و آلپی البرز هست. نابودی این زیست‌بوم‌ها که نقش مهمی در پایداری سرزمین کهن و باستانی ایران دارند نه‌تنها برخلاف انواع تعهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی است، بلکه زیر پا گذاشتن اصل مترقی ۵۰ قانون اساسی است که جمهوری اسلامی ایران را برای تداوم حیات اجتماعی نسل امروز و فردا از چنین فعالیت‌های مخربی منع می‌کند هست.

امروز بر همگی دانشمندان دنیا تأثیرات ویرانگر طرح‌های بدون کارشناسی و غیرمسوولانه‌ که بیشتر با تصمیم‌های یک‌سویه سیاسی به اجرا درآمده است و نتیجه‌ای جز فشار بیشتر بر کره زمین و افزایش گازهای گلخانه‌ای و برهم خوردن تعادل زیستی و اقلیمی نداشته، کاملاً آشکارشده است. عقل و تدبیر جهانی، طرح‌های انتقال آب بین حوزه‌ای حتی اگر با صرف انرژی همراه نباشد را بسیار خطرناک می‌داند و کمتر ارزیابی محیط‌زیستی آن‌ها را تأیید می‌کند، چه رسد که چنین طرحی همراه با فشار بر دریای کاسپی که از انواع مشکلات زیستی، به‌خصوص کاهش شدید سطح آب و آلودگی‌های بسیار رنج می‌برد و جنگل‌های هیرکانی که باقیمانده جنگل‌های دوران سوم زمین‌شناسی است و مساحت آن‌ها در همین چند دهه به نصف کاهش‌یافته است و اکوسیستم البرز که ازجمله نقاط بی‌نظیر و داغ تنوع زیستی دنیا است و بقای آن تضمین‌کننده ساکنان داخلی فلات ایران است، با مصرف بسیار بالای انرژی برای شیرین کردن آب و انتقال آن از ۲۸ متر پایین‌تر از سطح دریا به ارتفاع ۲۳۰۰ متری همراه باشد.

ما امضاکنندگان زیر، در راستای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی که هرگونه ناپایداری در سرزمین ایران را تهدیدی جدی بر امنیت و بقای مردمان آن می‌داند، ادامه حیف‌ومیل منابع محدود مالی کشور در اجرای سازه‌هایی که با ایجاد ردپای زیست‌بومی ما را در مقابل دشمنان آسیب‌پذیرتر می‌کند، نگرانی و تأسف عمیق خود را از ادامه طرح‌های خطرناک انتقال آب بین‌حوزه‌ای و سدسازی‌های لگام‌گسیخته و تشدید و ادامه آلودگی دریاها و رودخانه‌ها و تالاب‌ها اعلام می‌داریم. ما از دولت محترم و همه مسوولان، خواهان تدبیر و اجرای سیاست‌های دوراندیشانه پایدار و جلوگیری از سیاست‌های عجولانه ناپایدار هستیم. اصرار بر ادامه پروژه‌هایی مانند انتقال آب دریای کاسپی به سمنان، انتقال آب خلیج پارس به کویر مرکزی، انتقال آب بهشت‌آباد و ادامه آبگیری و ساخت سدهایی مانند داریان، شفارود و تونل انتقال آب بیرگان نه‌تنها امنیت کشور را تهدید می‌کند بلکه با از بین بردن میراث طبیعی و فرهنگی بر دامنه مشکلات تخریب زیست‌بوم، مانند گسترش ریزگردها، فرونشست زمین و انقراض گونه‌ها می‌افزاید. خشک شدن دریاچه ارومیه، زاینده‌رود، کارون و صدها تالاب و دریاچه و قنات و افزایش شدید مصرف آب و گسترش شهرهای آلوده و ناپایدار، حاصل اجرای طرح‌های با اطلاعات نادرست و ارزیابی اثرات محیط‌زیستی نادرست است که به دولت و ملت ایران تحمیل می‌شود.

امضاکنندگان:

دکتر پرویز کردوانی، استاد دانشگاه تهران

دکتر مجید مخدوم، استاد محیط‌زیست دانشگاه تهران

دکتر نصرت‌الله صفائیان، استاد دانشگاه مازندران

دکتر مریم شکری، استاد دانشگاه مازندران

دکتر عزت‌الله رئیسی اردکانی، استاد آبشناسی دانشگاه شیراز

دکتر حسین صدقی استاد و مدیر گروه تخصصی علوم و مهندسی آب دانشگاه آزاد

عبدالحسین وهاب‌زاده، مدرس دانشگاه و مترجم و پژوهشگر علوم محیط‌زیستی

دکتر حمید طراوتی، مترجم و پژوهشگر کتا‌ب‌های محیط‌زیستی

دکتر حسین آخانی، استاد دانشگاه تهران

مهندس فاطمه ظفرنژاد، مترجم و پژوهشگر آب و توسعه پایدار

دکتر مرتضی شریفی، مدرس دانشگاه و عضو شورای عالی جنگل‌ها

دکتر سروش مدبری استادیار دانشگاه تهران و رئیس انجمن زمین‌شناسی ایران

دکتر ناصر کرمی، دانشیار دانشگاه برگن نروژ

دکتر سید مختار هاشمی، استاد مدعو دانشگاه کردستان

دکتر کریم ثابت رفتار، استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه گیلان

مهندس محمد درویش عضو هیئت‌علمی مؤسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع

دکتر ساناز صنایع گلدوز، مدرس دانشگاه و رئيس انجمن ارزيابی محيط‌زيست ايران

دکتر میرمهرداد میر‌سنجری استادیار محیط‌زیست دانشگاه ملایر

دکتر مهدی كلاهی، پژوهشگر اجتماعی-محيط زيستی منابع طبيعی

دکتر مهدی پژوهش، استادیار دانشکده منابع طبیعی و علوم زمین دانشگاه شهرکرد

دکتر هادی کیادلیری، استادیار دانشکده منابع طبیعی دانشگاه آزاد اسلامی و رئیس انجمن علمی جنگلبانی

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .