اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'جنایات رژیم' Category

May 12 2020

ذوالنوری: در کشتار آبان‌ماه، وزیر کشور فقط دستور روحانی را اجرا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: به دنبال انتقاد علی مطهری از به جریان نیفتادن استیضاح وزیر کشور «به عنوان مقصر اصلی حوادث آبان»، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس گفت وزیر کشور جز اطاعت از رئیس‌جمهور و دستور شورای امنیت کاری نکرده است.

مجتبی ذوالنوری، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشت در سخنانی در مجلس گفت: «این مطلب که وزیر کشور مقصر اصلی حوادث بنزینی سال ۹۸ است واقعیت ندارد».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجتبی ذوالنوری در تذکری شفاهی گفت که علی مطهری در نطق اخیرش وزیر کشور را «عامل اصلی حوادث بنزینی سال ۹۸» دانسته اما «من به عنوان رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس و عضو شورای امنیت کشور باید بگویم … وزیر کشور جز اطاعت از شخص رئیس‌جمهور و دستور شورای امنیت ملی کاری انجام ندادند».

اعتراض مجتبی ذوالنور به نطقی بود که علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، روز ۱۶ اردیبهشت ایراد کرد و بار دیگر خواستار اعلام وصول طرح استیضاح وزیر کشور شد.


علی مطهری: استیضاح وزیر کشور، مقصر اصلی حوادث آبان، به جریان نیفتاده است

او در اظهارات خود گفته بود طرح استیضاح به دلیل «مصلحت‌سنجی‌ها» و «تأثیرپذیری از خارج مجلس» به جریان نیفتاد و «هنوز هم دیر نشده است».

چند هفته پس از کشتار معترضان در آبان ۹۸، علی مطهری طرح استیضاح عبدالرضا رحمانی فضلی «به عنوان مسئول اصلی اجرای افزایش قیمت بنزین و حوادث پس از آن» را به هیأت رئیسه مجلس داد اما این طرح اعلام وصول نشد و آقای مطهری در سوم دی‌ماه در مصاحبه با ایلنا گفت که مخالف اصلی استیضاح وزیر کشور، شخص علی خامنه‌ای است.

پذیرفته شدن طرح استیضاح وزیران در مجلس نیازمند امضای دست‌کم ۱۰ نماینده است اما علی مطهری در همان مصاحبه با ایلنا گفته بود تعداد امضاها به حداقل ۲۰ مورد رسیده است.

از سوی دیگر، یک روز پیش از اعتراض مجتبی ذوالنوری به علی مطهری، یک نماینده دیگر نیز از ماجرای استیضاح انتقاد کرده و در اظهاراتی کاملا جدید گفت امضاهای طرح استیضاح به حد نصاب نرسید.

محمدجواد کولیوند، رئیس کمیسیون شوراها و امور داخلی، گفته بود پس از جلسات بررسی طرح استیضاح که در ۱۹ و ۲۵ آذر تشکیل شد، «تعداد امضاها از حد نصاب قانونی افتاد».

اعتراضاتی که از شامگاه ۲۴ آبان ۹۸ ابتدا در چند شهر و در اعتراض به سهمیه‌بندی و گران شدن بهای بنزین آغاز شد به‌سرعت به اعتراضاتی سراسری و تظاهرات ضدحکومتی تبدیل شد.

در جریان این اعتراضات، نهادهای امنیتی به سرکوب شدید معترضان روی آورده و به گفته منابع مختلف خبری و حقوق بشری، بیش از ۱۵۰۰ تن در این اعتراضات کشته و هزاران تن بازداشت شدند.

مقام‌های جمهوری اسلامی تمامی گزارش‌های حاوی تعداد کشته‌ها را تکذیب کردند اما به رغم وعده‌های مکرر، هنوز حاضر به ارائه آمار یا گزارشی در این باره نشده‌اند.

عبدالرضا رحمانی فضلی به عنوان وزیر کشور عضو شورای عالی امنیت ملی محسوب می‌شود و به علاوه، ریاست شورای امنیت کشور را نیز برعهده دارد.

با وجود تمامی اعتراض‌های بین‌المللی به سرکوب خونین معترضان در ایران، حدود یک ماه پس از اعتراضات (۲۶ آذر) به عبدالرضا رحمانی فضلی نشان «مدیریت جهادی» داده شد.

No responses yet

Apr 13 2020

۱۰ هزار قبر جدید در تهران برای قربانیان کرونا آماده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,محیط زیست

رادیوفردا: معاون خدمات شهری شهرداری تهران خبر داد که در بهشت زهرا قطعه جدیدی برای جان‌باختگان مبتلا به کرونا آماده شده و تاکنون قبرچینی ۱۰ هزار قبر جدید در این قطعه انجام شده است.

به گزارش خبرگزاری ایرنا مجتبی یزدانی روز یکشنبه ۲۴ فروردین در جلسه شورای شهر تهران گفت که چند سردخانه جدید و دو کانتینر ۱۲ متری یخچال‌دار به تجهیزات بهشت زهرا اضافه شده است.

وی اعلام نکرد که تاکنون چند نفر از جان‌باختگان بر اثر ابتلا به کرونا در تهران دفن شده‌اند. مقامات جمهوری اسلامی تعداد افراد جان‌باخته بر اثر ابتلا به بیماری کرونا در تهران و دیگر شهرهای ایران را به تفکیک اعلام نکرده‌اند.

پیش‌بینی ۱۰ هزار قبر برای قربانیان احتمالی کرونا در بهشت زهرای تهران در حالی انجام شده که بر اساس آمار اعلام شده از طرف وزارت بهداشت ۴۴۷۴ نفر در کل ایران جان باخته‌اند.

اما آماری که رادیو فردا از اظهارات پراکنده مقام‌های رسمی محلی و منابع وزارت بهداشت جمع‌آوری کرده است، نشان می‌دهد​ تاکنون حدود ۱۰ هزار نفر در ۳۱ استان ایران جان خود را از دست داده‌اند.

در همین حال تعدادی از نمایندگان مجلس دولت را به پنهانکاری در اعلام تعداد جان‌باختگان و مبتلایان واقعی کرونا متهم می‌کنند.

از سویی دیگر، مقام‌های وزارت بهداشت ایران در روزهای اخیر بارها از افزایش ترددهای شهری ابراز نگرانی کرده‌اند.

همچنین یک گزارش این وزارتخانه عنوان می‌کند که در صورت کاهش فاصله‌گذاری اجتماعی، تعداد جان‌باختگان تا اواسط اردیبهشت به ۳۰ هزار نفر افزایش خواهد یافت.

روز یکشنبه همچنین حسن خلیل‌آبادی، عضو شورای شهر تهران، گفت که برخی از جان‌باختگان کرونا در قبرستان‌های شهرری از جمله شاه عبدالعظیم و ابن بابویه که در منطقه مسکونی است، دفن شده‌اند.

آقای خلیل‌آبادی گفت که بهتر است پیکرهای قربانیان کرونا در بهشت زهرا دفن شود.

وی همچنین اعلام کرد که منطقه کهریزک یکی از نقاط قرمز شیوع کرونا در تهران است و ساکنان این منطقه بیشتر از کارکنان بهشت زهرا و مرکز دفع پسماندهای ری هستند.

در برخی از شهرهای ایران قطعه‌های مخصوصی برای دفن جان‌باختگان مبتلا به کرونا ایجاد شده و در برخی شهرها همراه با دیگر افراد فوت شده دفن می‌شوند.

در همین حال مدیر بهداشت محیط مرکز بهداشت اصفهان گفت که جان‌باختگان کرونا در قطعه جداگانه به خاک سپرده نمی‌شوند اما همه دستورهای بهداشتی برای کفن و دفن آنها رعایت می‌شود.

مهدی میرجهانیان اعلام کرد که اجساد این افراد در عمق دو متری زمین دفن شده و از آهک در کف قبر استفاده نمی‌شود.

در برخی از شهرهای ایران اما در کف قبر قربانیان کرونا آهک ریخته می‌شود.

روزنامه واشینگتن‌پست روز ۲۲ اسفند با انتشار تصاویری، از حفر خندق‌های «بزرگ و غیرمعمول» در قبرستان بهشت معصومه قم برای دفن قربانیان ویروس کرونا خبر داد و نوشت که وسعت این گورهای دسته‌جمعی به حدی بزرگ است که از فضا قابل مشاهده است.

No responses yet

Apr 05 2020

بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی: خامنه ای مسئول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

ایران امروز: بیانیه صد نفر از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی
آقای خامنه‌ای شما مسئول اول تبدیل اپیدمی کووید۱۹ به یک فاجعه ملی هستید!

بنا به گفته مقامات رسمی وزارت بهداشت در ایران حدودا هر دقیقه یک ایرانی به ویروس کووید ۱۹ مبتلا و هر ده دقیقه یک نفر فوت می‌شود. آمار مرگ و میری که رسما اعلام می‌شود از سوی پزشکان ایران و نیز مقامات سازمان بهداشت جهانی بسیار کمتر از میزان واقعی ارزیابی می‌شود. آن چه از قرائن برمی‌آید این است که ما داریم به سمت یک فاجعه ملی پیش می‌رویم.

اینک همگان می‌دانند که پنهانکاری‌های اولیه توسط حکومت و نیروهای امنیتی‌اش چه فرصت طلایی را از مردم ایران برای مهار این ویروس خطرناک گرفت. فدا کردن غیرمسئولانه و ضد انسانی جان ایرانیان پای مصالح سیاسی حکومت در داخل (از جمله راهپیمایی ۲۲ بهمن، انتخابات مجلس و قرنطینه نکردن به موقع شهر قم) و خارج از کشور (از جمله سیاستهای مرتبط با حکومت چین) چه ضربات مهلکی بر ما ایرانیان وارد کرده است. و برخورد غیرمسئولانه حکومت و دولت در برابر ارتجاع سنتی چگونه به شیوع تصاعدی این ویروس کمک کرده و…

اینک نیز شاهد هستیم بالاترین و قدرتمندترین فرد حکومت که همه تصمیم‌های مهم از سوی او اتخاذ می‌گردد، با نگاه توطئه محور و برای توجیه تصمیم نابخردانۀ رد کردن بعضی کمک‌های جهانی از نظریه مضحک ترور بیولوژیک دفاع می‌کند. در بحبوحه این بحران که رهبر نظام اجنّه را هم برای پیوستن به دشمنان همیشگی‌اش به میدان می‌کشد، کمک پزشکان بدون مرز پس زده می‌‌‌‌شود. و در شرایطی که مراسم تشییع برای همه شهروندان ممنوع اعلام شده، نظامیان تحت امر رهبر وسط شهر برای مرگ کرونایی سردارسپاه مراسم تشییع راه می‌اندازند و این عمل را با توهین به شعورشهروندان، با فریبکاری تمام، خودجوش می‌نامند!

اینک جان و حیات تک تک شهروندان ایران به گروگان رهبر نظام، مشاورانش و نیروهای نظامی- امنیتی درآمده است. دولت گوش به فرمان نیز دنباله رو همین سیاست شده و علیرغم همه هشدارهایی که مسئولان بهداشتی و پزشکی می‌دهند اقدامات ضروری را انجام نمی دهد. در این میان مردم ایران و کادر درمانی فداکار کشور است که هزینه این نوع بلاهت‌‌ها و ناتوانی‌ها را می‌پردازند. در رابطه با گروه های کم درآمد نیز فعلا جز وعده چیزی به آنان تحویل داده نمی‌شود.

در همه جای جهان سیاست‌مداران گوش به سخنان و رهنمودهای متخصصان داده‌اند. در ایران اما این کارشناسان هستند که باید گوش به فرامین و رهنمودهای مقامات سیاسی و نظامی بدهند!

اینک خانه را آتشی دربرگرفته و وظیفه مقدم بر هر کار دیگری خاموش کردن آن است. بنا به نظر کارشناسان برجسته ایران و جهان آنچه امروز بیش از پیش اولویت دارد:

الف- جلوگیری از گسترش شتابان این ویروس برای انطباق آن با گنجایش سیستم درمانی کشور
ب-حل مسئله کمبود منابع مالی و تجهیزات برای مقابله با این بیماری
پ- حمایت مالی ازاقشار آسیب پذیر است.

مواجهه مؤثر با این بحران و سه معضل یاد شده در گرو مدیریتی کارا همراه با برجسته سازی نقش کارشناسی پزشکی، همیاری مردم و بکارگیری نهادهای مدنی و کمک گرفتن از نهادهای بین المللی و دولت‌هاست.

ما جمعی از اساتید دانشگاه، فعالان سیاسی و مدنی با گرایشات مختلف فکری و سیاسی با توجه به مجموعه اتفاقات جاری آقای خامنه‌ای را مسئول اصلی کنونی و آینده بحران ویروس کووید ۱۹ در ایران می‌دانیم که اگر به صورت فوری و ضربتی تصمیمات کارشناسانه‌ای در باره آن اتخاذ نگردد می‌تواند به یک فاجعه ملی بیانجامد.

اینک بیش از پیش آقای خامنه‌ای در افکار عمومی ایرانیان مورد پرسش و استیضاح است که :

* آیا صندوق توسعه ملی (صندوق ذخیره ارزی) که متعلق به همه شهروندان ایران است اما تحت سیطره ولی‌فقیه قرار گرفته می‌بایست صرف سپاه قدس گردد و نباید در امر حیاتی سلامت مردم هزینه شود تا شرایط برای به حداقل رساندن تردد مردم فراهم شود، بیمارستانها تجهیز گردند و گروه های کم درآمد دچار تنگدستی بیشتری نشوند؟

* آیا حکومتی که کوچکترین اعتراض مردمی را سرکوب می‌کند نمی‌تواند تردد درون شهری و بین شهری را کنترل و به حداقل ممکن برساند؟

* آیا سرمایه‌ها و امکانات فراوان اَبَرموسسات اقتصادی زیرمجموعه آقای خامنه‌ای (مثل آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام و …) که در اصل همگی متعلق به ملت ایران است، تنها باید در راهپیمایی اربعین و مخارج گسترده بیت ولی‌فقیه بکار رود و نه در این امر خطیر ملی؟

* چرا در حالی که شخص رهبر (و دیگر مقامات بالای حکومت) در بهترین شرایط قرنطینه هستند با خودخواهی و استبدادِرای و لجبازی تمام و بهانه‌های مضحک کمک‌های بین‌المللی از مردم ایران دریغ می‌شود؟

* چرا در زلزله بم کمک‌های آمریکایی‌ها و حضور مستقیم آنها در منطقه پذیرفته شد و بیمارستان صحرایی‌شان تا مدتها به خدمات رسانی مشغول بود و اینک حتی نیروهای سازمان معتبر پزشکان بدون مرز از ایران رانده می‌شوند؟

* چرا رهبر و نیروهای امنیتی و قوه قضائیه تحت فرمانش درارتباط با آزادی همه زندانیان سیاسی لجبازی و مانع‌تراشی می‌کنند؟ چرا در این شرایط نیز دست به بازداشت کسانی می‌زنند که به گردش آزاد اطلاعات یاری می‌رسانند؟

* چرا صدا و سیمای ضدملی مطیع ولی‌فقیه در این امر حیاتی به جای شفاف سازی، اطلاع رسانی دقیق و موثر و هماهنگ جهت گسترش همکاری ملی در مبارزه با کرونا به پنهانکاری، خرافه پروری، مقصر جلوه دادن مردم و… دست می‌زند؟

* چرا در ماجرای افزایش قیمت بنزین که می‌خواست مشکلات بودجه‌ای را بر مردم تحمیل کند، شخص رهبر بلافاصله به صحنه آمد و دهان همه منتقدان از جمله بعضی مراجع تقلید سنتی دولتی را بست اما در مورد بحرانی که جان مردمان را نشانه گرفته است رهبر نظام در مقابل خرافه پرستان و ارتجاع سنتی که هفته‌ها زمان طلایی برای تعطیلی تجمعات و قرنطینه قم را گرفتند، فرصت‌طلبانه سکوت کرده است؟

نیازی به طرح انتقادات بنیادی بیشتری که در باره پنهانکاری و دروغگویی‌های آغازین (و مستمر) وجود دارد و امروزه دیگر برای همگان آشکار شده، نیست.

از نظر امضاکنندگان این بیانیه مسئول اصلی تبدیل بحران کنونی به یک فاجعه ملی شخص ولی‌فقیه است.

حسن روحانی نیز با همسویی با آقای خامنه‌ای در پنهانکاری و مرتبط کردن بحران کرونا به توطئه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های دشمن در تشدید این روند سهیم بوده است.

در پایان سخنی نیز با هم میهنان آگاه، پرتلاش اما در خطر و نگران مان:

هموطنان عزیز!
در غیاب حکومتی مسئول، کارآمد و راستگو، تنها کارشناسان و کارکنان بخش پزشکی و بهداشت کشور هستند که با ازخودگذشتگی از شهروندان در برابر این ویروس دفاع می‌کنند و می‌توانند با وجود همۀ محدودیت‌ها مرجع شهروندان درشکل دادن رفتار روزمره شان باشد.

یاری‌های خودانگیخته مردم در بسیاری از شهرها به نظام درمانی کشور و کمک آنان به اقشار کم درآمد بیکار شده در روزهای اخیر ستودنی است.

اما همچنان جای تاکید است که:

حساسیت کامل و رعایت تک تک هشدارهای ایمنی به خصوص رعایت بهداشت و کاهش حداکثری ترددهای بیرون از منزل بالاترین نقش را در قطع زنجیره انتشار شتابان این ویروس و همیاری با کادر درمانی فداکار اما تحت فشار و ریزش در کشور دارد.

همیاری عمومی از طریق نهادهای مردمی برای کمک رسانی به مراکز درمانی جهت تجهیز هر چه بیشتر برای مقابله با این ویروس یک وظیفه ملی و انسانی است. پشتیبانی همه جانبه و حمایت گسترده از کادر فداکار درمانی یکی دیگر از این وظایف است.

همیاری تا سرحدامکان با هموطنان کم درآمدی که از قرنطینه‌ها، تعطیلی کسب و کارها و کاهش شدید ترددها لطمه می‌بینند نیز بخشی از نوع دوستی ما ایرانیان است که به خصوص در آغاز سال نو بس ضروری است.

غلبه بر شیوع ویروس کشنده و ویرانگر کرونا تنها در گرو جدی گرفتن این خطر و افزایش همیاری ملی و بین المللی است. به امید آن روز!

اسامی به ترتیب حروف الفباء:

سیامک آرام، تورج ابوذرخانی، مهرداد احمدزاده، حمید احمدی، مانی اخوان، اردوان ارشاد، نائله اروجی، خالف اسفند، فرید اشکان، بیژن افتخاری، محمدجواد اکبرین، نسرین الماسی، مهدی امینی، وهاب انصاری، عبدالعلی بازرگان، حسین بحیرایی، فرزانه بذرپور، نسترن بزازی، یدی بلدی، مهرداد بهارآراء، بهروز بیات، کوروش پارسا، احمد پورمندی، محمود تجلی مهر، مریم تنگستانی، رسول تیهوئیان، مهدی جامی، نقی حمیدیان، بهروز خلیق، مهرداد درویش‌پور، عبدالستار دوشوکی، اسماعیل زرگریان، حسن زرهی، حسن زهتاب، فرج سرکوهی، مریم سطوت، مجید سیادت، معصومه شاپوری، ناصر شاهین‌پر، منصوره شجاعی، محمد شوشتری، رضا شیرازی، جعفر صدیق، اسماعیل صفرزاده، اسفندیار طبری، پیمان عارف، مجید عبدالرحیم‌پور، نادر عصاره، کاظم علمداری، رضا علوی، احمد علوی، محمدصادق علی‌اصغری، رضا علیجانی، محمد علیزاده لسانی، مناف عماری، مسعود فراز، سیامک فرید، کامبیز قائم مقام، سیاوش قائنی، ناهید قاجار، یدی قربانی، رضا کاویانی، اسفندیار کریمی، رضا کریمی، علی کلایی، پروین کهزادی، منوچهر گلشن، علی گوشه، نصرالله لشنی، منوچهر مختاری، پروین ملک، کیوان ملکی، غنی مجیدی، پرویز مختاری، رضا مسموعی، مهران مصطفوی، منوچهر مقصودنیا، فهمیه ملتی، امیر ممبینی، مهدی ممکن، فریبرز مهران ادیب، محمود مهران ادیب، همایون مهمنش، سیروس میرزایی، مهران میرفخرایی، میرعلی رضا میرمویدی، حسن نایب‌هاشم، احمد نجاتی، مهدی نخل احمدی، آرسن نظریان، محسن نکومنش، داود نوائیان، مهدی نوربخش، توران همتی، محسن یلفانی

No responses yet

Apr 03 2020

نماینده شیراز: وزیر کشور با پیشنهاد تعویق انتخابات به خاطر کرونا مخالفت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: بهرام پارسایی، نماینده شیراز، می‌گوید که در روزهای ابتدایی شیوع کرونا در ایران به وزیر کشور این پیشنهاد داده شده است که «انتخابات را کلا به عقب بیندازد»، ولی او با این پیشنهاد موافقت نکرده است.

او که روز جمعه، ۱۵ فروردین، با خبرگزاری ایلنا گفت‌وگو کرده، گفته است در مرحله بعد این پیشنهاد مطرح شده که «حداقل انتخابات قم» به تعویق بیفتد ولی موافقت نشده است.

عبدالرضا رحمانی‌ فضلی، وزیر کشور، روز ۴ اسفند در یک نشست خبری به این پیشنهادات اشاره کرده بود.

او گفت علت مخالفتش با پیشنهاد تعویق انتخابات این بوده که «تقویم انتخابات ما به گونه‌ای است که اگر انتخابات انجام نشود تشکیل مجلس بعدی به تعویق می‌افتاد».

وزیر کشور در آن نشست خبری توضیح نداد که چرا مخالف تعویق انتخابات حداقل در قم بود و از مردم قم به خاطر مشارکت ۴۳ درصدی در انتخابات تشکر کرد.

بهرام پارسایی همچنین با انتقاد مجدد از قرنطینه‌ نشدن قم گفت در همان ابتدای شیوع برای کنترل ورودی‌ها و خروجی‌های کشور باید اقدام می‌شد و قرنطینه صورت می‌گرفت.

او تاکید کرده اگر قرنطینه قم، شهرهای شمالی و تهران انجام شده بود، «قطعا ما می‌توانستیم شیوع بیماری را پیش از این‌ها مهار کنیم».

او همچنین از فقدان امکانات کافی برای کادر درمانی که منجر به آمار بالای مرگ و میر در این صنف شده، عدم منع به‌موقع سفرهای خارج شهری و برخورد نامناسب با پزشکان بدون مرز به عنوان دیگر مشکلات مدیریتی دولت روحانی در مواجهه با بحران کرونا نام برده است.

در هفته‌های گذشته انتقادات بسیاری درباره قرنطینه نکردن شهرها از سوی نمایندگان مجلس، فعالان اجتماعی و رسانه‌ها مطرح شده است.

در یکی از جنجال‌برانگیزترین این انتقادات، امیرحسین رستمی، بازیگر سینما در یک برنامه تلویزیونی پرمخاطب گفت: «چقدر بهتر می‌شد یک شهر قرنطینه شود تا این که یک کشور را قرنطینه نکنند.»

این اظهارات از سوی سعید نمکی، وزیر بهداشت به عنوان «تشویش اذهان عمومی» و «غرض‌ورزی» توصیف شد و این بازیگر سینما تنها یک روز بعد مجبور به پس گرفتن اظهارات خود و عذرخواهی شد.

حسن روحانی، رئیس‌ جمهور، در پاسخ به انتقادات درباره عدم اجرای طرح قرنطینه‌، گفته است: «در ایران و در هیچ کشور دیگری این کار امکان‌پذیر نیست.»

او توضیح دقیقی درباره دلایل عدم امکان قرنطینه نداد ولی برخی مقام‌های دولتی و اجرایی علت این امر را مشکلات اقتصادی اعلام کرده‌اند.

در همین زمینه، پیروز حناچی، شهردار تهران روز ۲۵ اسفند ۹۸ در جلسه شورای شهر تهران گفت امکان قرنطینه نداریم، چون «پلن‌های بعدی قرنطینه مثل تامین مایحتاج و جبران خسارت امکان اجرا در کشور ندارد».

No responses yet

Apr 01 2020

بنزین ایران گران‌تر از قیمت جهانی؛ چه کسی پاسخگوی فاجعه آبان ۹۸ است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: چهار ماه و ۱۹ روز پیش، در نخستین ساعت بامداد روز جمعه ۲۴آبان۱۳۹۸، بنزین در ایران گران شد. بنا بر تصمیم شورای سران قوا، تحت حمایت «آیت‌الله خامنه‌ای»، رهبر جمهوری اسلامی، قیمت هر لیتر بنزین آزاد دو برابر گران‌تر شد و به ۳ هزار تومان به ازای هر لیتر رسید. قیمت بنزین سهمیه‌ای هم ۵۰ درصد افزایش یافت و ۱۵۰۰ تومان تعیین شد.

به دنبال این واقعه ایران به مدت یک هفته در حصر فرو رفت و مرگبارترین اعتراض‌های خیابانی تاریخ معاصر رقم خورد. صدها نفر جانشان را در اعتراض به این تصمیم یک‌باره از دست دادند. تنها به این دلیل که سران نظام و در راس آن‌ها، رهبر ایران به این نتیجه رسیده بودند که در سخت‌ترین بزنگاه‌ها تاریخ اقتصاد ایران، قیمت سوخت را در ایران زیاد و نزدیک به واقعیت کنند؛ اما کدام واقعیت؟

یک واقعیت در کف خیابان خود را نشان می‌داد؛ انعکاس یک دهه بحران اقتصادی و تحریم و شرایط غیرعادی که اقتصاد ایران و حال‌وروز معیشت مردم را به فروپاشی کشانده بود.

واقعیت دیگر قیمتی بود که گفته می‌شد قیمت واقعی بنزین است. چیزی حدود لیتری ۶ هزار تومان آن موقع که دولت می‌توانست آن را به مشتری خارجی بفروشد.

سران نظام ایران واقعیت دوم را بر اولی ترجیح دادند. ولو به قیمت جان صدها ایرانی و به حصر کل ایران و با دور زدن سازوکارهای قانون اساسی، حرف خود را به کرسی نشاندند؛ به گمان خود میانه میدان را گرفتند، بنزین را نصف قیمت واقعی قیمت‌گذاری کردند به این امید که نه سیخ بسوزد و نه کباب، اما هم سیخ سوخت و هم کباب. هم جان صدها عزیز از دست رفت، هم ارتباط ایران را با دنیای بیرون یک هفته بستند و هم سازمان اداری و دیوانی مملکت را به هرج‌ومرج کشاندند، اما مشکل بنزین حل نشد که نشد.

بنزین ایران؛ گران‌تر از قیمت جهانی

حالا به برکت سقوط چشمگیر قیمت نفت، قیمت بنزین در داخل ایران گران‌تر از «قیمت واقعی» است. بهای هر بشکه نفت به نزدیک ۲۰ دلار رسیده است و قیمت بنزین جهانی به حدود ۵۰ سنت به ازای هر گالن رسیده است. چیزی کمتر از ۱۵ سنت به ازای هر لیتر؛ یعنی اگر به قیمت دلار آزاد ۱۵ هزار تومانی هم حساب کنیم حالا «قیمت واقعی» هر لیتر بنزین حدود ۲ هزار تومان است، هزار تومان کمتر از قیمت آزاد.

یعنی اگر آن موقع دولت قیمت بنزین را به‌کلی آزاد و برابر قیمت فروش خارجی تعیین کرده بود، الان مردم ایران بهای کمتری برای سوخت پرداخت می‌کردند، اما دایره تدبیر سران نظام به این قد نمی‌داد که حالا که در بدترین شرایط تصمیم به جراحی با درد خون‌ریزی گرفته شده، لااقل کار یکسره شود و غده بدخیم یارانه سوخت برای همیشه برداشته شود؛ مثلا سران قوا به جای قیمت ثابت اعلام می‌کرد قیمت بنزین آزاد ازاین‌پس نصف قیمت جهانی تعیین می‌شود. اگر این اتفاق افتاده بود الان قیمت بنزین آزاد حدود هزار تومان بود و کسی نیازی به استفاده از بنزین سهمیه‌ای نداشت. اگر این اتفاق رخ داده بود، دست‌کم می‌شد توجیه کرد که حاصل آن رسوایی انسانی، حل کردن مشکل یارانه سوخت، یک‌بار برای همیشه بود، اما این‌طور نشد.

حالا نه‌فقط مردم ایران باید هزینه‌ای را که بر آن‌ها تحمیل‌شده بپردازند، بلکه دولت جمهوری اسلامی نیز باید انگشت حسرت به دهان ببرد و بگزد که چگونه همه محاسباتش نقش بر آب شده است.

محاسبه روی یخ

بودجه ۱۲۹۹ تا اینجای کار غیرواقعی‌ترین بودجه تاریخ ایران است. بودجه عمومی سال ۱۳۹۹ حدود ۶۰۰ هزار میلیارد تومانی به کنار که با توجه به کاهش قیمت و قطع صادرات نفت و همین‌طور شرایط بحرانی اقتصاد، بعید است نیمی از آن محقق شود.

علاوه بر بودجه عمومی، امسال یک بودجه ۲۵۰ هزار میلیارد تومان هم برای هدفمندی یارانه‌ها پیش‌بینی‌شده که دو سوم منابع آن وابسته به بنزین است.

براساس جدول منتشرشده در تبصره ۱۴ لایحه بودجه ۱۳۹۹، دولت بر این خیال بود که امسال ۸۸ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومان درآمد خالص از صادرات بنزین داشته باشد. این رقم بیش از یک‌سوم کل منابع هدفمندی یارانه‌ها (۲۵۰ هزار میلیارد تومان) و حدود ۶۰ درصد مصارف هدفمندی است. یعنی پولی که قرار است به‌صورت یارانه نقدی و غیرنقدی به مردم پرداخت شود، صرف پرداخت مستمری به خانوارهای تحت حمایت بهزیستی و کمیته امداد قرار بگیرد، بخشی از آن صرف برقراری نظام عادلانه سلامت شود، بخشی برای حمایت از اقشار خاص هزینه شود، بخشی برای یارانه نان و…

درآمد صادرات بنزین الان در بهترین حالت یک‌سوم پیش‌بینی بودجه است، اما به‌جز این کاهش مصرف بنزین داخلی هم هست که تحقق درآمد ۷۷ هزار میلیارد تومانی پیش‌بینی‌شده در بودجه یارانه‌های سال ۱۳۹۹ را به خطر می‌اندازد.

با این حساب می‌توان گفت تا اینجا چیزی حدود نیمی از منابع هدفمندی یارانه‌ها روی هوا است. پولی که باید صرف پرداخت یارانه و مستمری به مردمی شود که تحت شدیدترین فشارهای اقتصادی قرار دارند و خطر گرسنگی و سوتغذیه آن‌ها را تهدید می‌کند.

حالا سوال مهم و اساسی اینجا است که این پول بربادرفته از کجا تامین می‌شود؟ آیا دولت می‌تواند هزینه‌های هدفمندی را کاهش دهد؟ بعید است. آیا پولی در بساط ذخیره ارزی و صندوق توسعه ملی هست که خرج روز مبادا کند؟ جواب دقیق این سوال را نمی‌دانیم اما می‌دانیم که آیت‌الله خامنه‌ای، به‌جز برای تامین مالی نهادهای زیر نظر خود، به‌سختی حاضر به صدور مجوز برای استفاده از منابع صندوق توسعه ملی است؟ آیا کمک‌های خارجی مثل وام صندوق بین‌المللی پول می‌تواند مشکل را حل کند؟ قاعدتا این وام اگر کسری نفتی بودجه عمومی را هم جبران کند شاهکار کرده است؟ آیا دولت ناگزیر به چاپ پول بدون پشتوانه و توزیع آن به‌صورت یارانه است؟ که در این صورت فاجعه‌ای چه‌بسا بزرگ‌تر از فاجعه فعلی در کمین اقتصاد ایران خواهد بود؛ و در این صورت چه کسی مسئول فاجعه احتمالی خواهد بود؟

No responses yet

Mar 29 2020

رویترز: دو مامور اطلاعاتی ایران دستور قتل مسعود مولوی در ترکیه را صادر کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی

رادیوفردا: بیش از چهار ماه پس از قتل مسعود مولوی،‌ شهروند ایران، در ترکیه، خبرگزاری رویترز روز جمعه، هشتم فروردین‌ماه، در گزارشی اختصاصی نوشت که او به دستور دو مامور اطلاعاتی جمهوری اسلامی به قتل رسیده است.

این خبرگزاری گزارش خود را به نقل از «دو مقام ارشد در دولت ترکیه» نوشته، اما به نام این مقامات اشاره نکرده است.

مسعود مولوی وردنجانی، ۳۲ ساله، روز پنج‌شنبه، ۲۳ آبان سال ۹۸، در محله شیشلی استانبول هدف اصابت گلوله قرار گرفت و کشته شد. قاتل یک گلوله به قلب و یک گلوله به پای آقای مولوی شلیک کرده بود.

در همان زمان رسانه‌های ترکیه از مسعود مولوی به عنوان یک چهره امنیتی مرتبط با دستگاه‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی نام بردند.

حال خبرگزاری رویترز می‌گوید که همین دستگاه‌های اطلاعاتی در ترور آقای مولوی دست داشته‌اند.

به گفته یکی از مقام‌های امنیتی ترکیه که با این خبرگزاری گفت‌وگو کرده است، چند مظنون در این پرونده از جمله فرد قاتل اقرار کرده‌اند که «به دستور دو مامور اطلاعاتی در کنسول‌گری ایران» دست به این اقدام زده‌اند.

این دو مامور، به گفته منبع رویترز بر اساس «اقرار مظنونین»، «پاسپورت دیپلماتیک دارند و دستور ترور را صادر کرده‌اند».

پلیس ترکیه اوایل آذرماه سال گذشته خبر داده بود که پنج نفر را در ارتباط با تیراندازی و قتل این شهروند ایرانی بازداشت کرده است.

هنوز هیچ مقامی در تهران به این گزارش رویترز واکنش نداشته، اما پیشتر عباس موسوی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، در آذرماه در پاسخ به سوالی درباره ترور آقای مولوی گفته بود که منتظر گزارش دستگاه قضایی و امنیتی ترکیه در این زمینه هستیم.

حال رویترز نوشته است که دولت ترکیه قرار است مسئله قتل مولوی را با دولت ایران رسما مطرح کرده و «دادستانی ترکیه نیز پیگیر این پرونده است».

به گفته یک منبع دیگر، شواهد موجود از جمله اقرار مظنونین حاکی از آن است که «دو تبعه ایران نقشی جدی در تحریک و هماهنگی» برای قتل داشته‌اند.

مسعود مولوی با نام کامل «مسعود مولوی وردنجانی» پیش از این در رسانه‌های ایران به عنوان «رئيس تیم تحقیقاتی پارسه اصفهان» و متخصص هوش مصنوعی معرفی شده بود.

ارتباط مسعود مولوی با مدیر سابق آمدنیوز، افشاگری‌های او درباره سازمان اطلاعات سپاه و برخی چهره‌های قضایی، ترور او در ترکیه و همزمانی این ترور با اعتراض‌های آبان‌ماه در داخل ایران سبب شده است که نظریه احتمال ترور او توسط دستگاه‌های امنیتی ایران مطرح شود.

حال به نظر می‌رسد که گزارش رویترز تاییدکننده این نظریه است، اما این خبرگزاری ننوشته است که دولت ترکیه «پاسخ رسمی» خود به ایران در این باره را چه زمانی ابلاغ خواهد کرد.

No responses yet

Mar 24 2020

ویروس کرونا؛ ایران گروه «پزشکان بدون مرز» را اخراج کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: پس از مخالفت گروهی از اصول‌گرایان و رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران با حضور تیمی از پزشکان بدون مرز در اصفهان برای مقابله با کرونا، ایران آنها را اخراج و طرح احداث یک بیمارستان توسط این پزشکان را منتفی اعلام کرد.

علیرضا وهاب‌زاده، مشاور وزیر بهداشت ایران، روز دوشنبه پنجم فروردین در صفحه توئیترش نوشت: «ضمن تشکر از پزشکان بدون مرز، با اجرای طرح بسيج ملى مقابله با كرونا و نيز استفاده از تمام ظرفيت درمانی نيروهاى مسلح، فعلا نيازى به برپايى تخت بيمارستانى توسط نيروهاى خارجى نيست و این حضور منتفی است».

این تصمیم در حالی گرفته شده است که هیات اعزامی پزشکان بدون مرز وارد ایران شده است.

آرش نجمی، سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، روز یکشنبه گفته بود که سازمان پزشکان بدون مرز در حال احداث و راه‌اندازی بیمارستان صحرایی مقابله با کرونا با ظرفیت ۴۸ تخت در بیمارستان امین اصفهان است.

این سازمان هم اعلام کرده بود که در حال راه‌اندازی یک واحد درمانی در اصفهان برای درمان بیماران مبتلا به کووید- ۱۹ است.

این واحد درمانی صحرایی ۵۰ تخته با هواپیما از مرکز لجستیک سازمان پزشکان بدون مرز در فرانسه حمل شده و قرار بود در مجتمع بیمارستان امین اصفهان مستقر شود.

یک تیم متشکل از ۹ پزشک و متخصص سازمان یاد شده نیز قرار بود که در این بیمارستان مستقر شود.

اعزام هیات پزشکان بدون مرز و تجهیزات آنها در دور روز اخیر با اعتراض برخی از اصول‌گرایان و رسانه‌های نزدیک به سپاه پاسداران روبرو شد. از جمله حسین شریعتمداری، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در روزنامه کیهان، با اشاره به سخنان روز یکشنبه آیت‌الله علی خامنه‌ای از حضور این گروه در ایران انتقاد کرد.

او به خبرگزاری فارس گفت: «آمریکا می‌داند که در ایران جایی ندارد و حضورش ناممکن است ولی آیا فرانسه همواره با توطئه‌های آمریکا علیه ایران اسلامی همراه نبوده است و آیا مکرون با صراحت اعلام نکرده است که از تمامی طرح‌های آمریکا علیه کشورمان حمایت می‌کند؟»

سخنان آقای شریعتمداری در حالی بیان شده که پزشکان بدون مرز سازمانی غیرانتفاعی بوده و زیرنظر دولت فرانسه نیست و تنها مقر آن در این کشور است.

رهبر جمهوری اسلامی ایران روز سوم فروردین در یک سخنرانی تلویزیونی مدعی شده بود که آمریکا «متهم به تولید» ویروس کروناست.

علی خامنه‌ای هیچ سند و مدرکی در مورد اتهام‌های خود ارائه نکرده‌ است ولی چهره‌ها و رسانه‌های نزدیک به او در ۴۸ ساعت گذشته سعی کرده‌اند که اسناد و مدارکی درباره «حقانیت» ادعای رهبر جمهوری اسلامی ارائه کنند.

رهبر جمهوری اسلامی همچنین ادعای حمله بیولوژیک به ایران از طریق شیوع ویروس کرونا را مطرح کرده و خطاب به دولت آمریکا گفته بود: «ممکن است یک دارویی را شماها تجویز کنید، یا وارد کشور بکنید که این ویروس را ماندگار کند و مانع تمام شدنش بشود…یا اگر کسی را به عنوان درمان‌کننده و پزشک بخواهید بفرستید، ممکن است او بخواهد بیاید اینجا، اثر عملی سمّی را که تولید کرده‌اند از نزدیک ببیند».

سازمان پزشکان بدون مرز از مهم‌ترین نهادهای بین‌المللی است که در بحران‌های جهانی به کشورهای مختلف کمک می‌کند.

این سازمان در سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۰ در استان سیستان‌وبلوچستان حضور داشت و خدماتی به مهاجران افغانستانی و مردم بومی ارائه می‌کرد.

پزشکان بدون مرز مهرماه ۱۳۹۰ در اطلاعيه‌ای اعلام کرد که مقام‌های جمهوری اسلامی ايران از آن خواسته‌اند که فعاليت‌هایش را در زاهدان تعطيل کند.

No responses yet

Mar 24 2020

وزارت خارجه آمریکا: دروغ‌های خامنه‌ای جان انسان‌ها را به خطر می‌اندازد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: بیانیه وزارت خارجه آمریکا به راستی آزمایی اظهارات مقامهای ایرانی درباره ویروس کرونا پرداخته است حق نشر عکس
بیانیه وزارت خارجه آمریکا به راستی آزمایی اظهارات مقام‌های ایرانی درباره ویروس کرونا پرداخته است

وزارت خارجه آمریکا بیانیه‌ای منتشر کرده با عنوان “دروغ‌های خامنه‌ای جان انسان‌ها را به خطر می‌اندازد.” این بیانیه از کرونای ٢٠١٩ به عنوان “ویروس ووهان” نام برده و اظهارات اخیر رهبر ایران درباره این بیماری را “ساختگی” خوانده است.

بیانیه وزارت خارجه آمریکا همچنین اظهارات اخیر آیت‌الله خامنه‌ای و مقام‌های ایرانی را راستی‌آزمایی کرده و به عنوان مثال گفته در ماه فوریه هواپیمایی ماهان دستکم ۵۵ پرواز بین تهران و چین انجام داده که “باعث ابتلای بیشتر مردم ایران شده است.”

علاوه بر این، “دستکم در پنج کشور اولین موارد ابتلا به کرونا مستقیما از ایران وارد شده بودند که جان میلیون‌ها نفر دیگر را به خطر انداخت.”

بیانیه امروز، دومین واکنش وزارت خارجه آمریکا به سخنرانی دیروز آیت‌الله خامنه‌ای است.

آیت الله خامنه‌ای یکشنبه در سخنرانی نوروزی خود آمریکا را به “تولید ویروس کرونا” متهم کرد و گفت به همین دلیل ایران برای مقابله با کرونا از آمریکا کمک نمی‌گیرد.

آقای خامنه‌ای خطاب به مقام‌های آمریکایی گفت “شما متهمید که خودتان این ویروس را تولید کردید” اما افزود نمی‌داند چنین اتهامی چه قدر درست است.

رهبر ایران گفت ممکن است آمریکا در قالب کمک دارویی، محصولاتی به ایران بفرستد که ویروس را “ماندگار” کند.

آیت‌الله خامنه‌ای گفت ایران از آمریکا برای مقابله با ویروس کرونا کمک نخواهد گرفت

در بیانیه وزارت خارجه آمریکا به این اشاره شده که ایران پیشنهاد کمک صد میلیون دلاری آمریکا را نپذیرفته است.

پیشتر مورگان اورتگاس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا سخنان آیت‌الله خامنه‌ای را “تئوری توطئه”، مضر، غیرمسوولانه و غلط خوانده و در توییتر نوشته بود: “اگر این به اصطلاح رهبر معظم، رهبری واقعی بود، میلیاردها دلار موجود در صندوق بدون مالیات خود را برای مقابله با شیوع این ویروس، به مردم ایران بازمی‌گرداند.”

وزارت خارجه ایران هم در واکنش لینک وبسایت “گلوبال ریسرچ” را منتشر کرد و نوشت: “چنانچه اتهام وارده از سوی جهانیان به دولت آمریکا در خصوص ویروس کرونا تئوری‌های توطئه ساخته ایران است، جای دوری نروید فقط به بخشی از سوالات مندرج در گلوبال ریسرچ پاسخ دهید.”

در بیانیه امروز وزارت خارجه آمریکا همچنین آمده که موارد ابتلا و مرگ در ایران بسیار بالاتر از چیزی است که حکومت قبول دارد:

“رژیم ایران هشدارهای مکرر مقام‌های بهداشتی خود را نادیده گرفت و مرگ اولین قربانی کرونا را ٩ روز انکار کرد؛ این رژیم به دروغ گفتن به مردم خود و جهان درباره تعداد مبتلایان و فوت‌شدگان ادامه می‌دهد.”

رهبر و دیگر مقام‌های دولتی ایران بارها تاکید کرده‌اند که اطلاع‌رسانی درباره کرونا، سریع، دقیق و شفاف بوده است.

در “راستی آزمایی” وزارت خارجه آمریکا به تحریم‌ها هم اشاره و تاکید شده این تحریم‌ها شامل “غذا، دارو، تجهیزات پزشکی و کمک‌های انسان‌دوستانه” نمی‌شود و “اسناد ایرانی‌ها نشان می‌دهد که شرکت‌های حوزه سلامت توانسته‌اند از ماه ژانویه بدون هیچ مانعی کیت تشخیص کرونا وارد کنند.”

حسن روحانی رئیس جهوری ایران در آغاز سال نو، در نامه‌ای خطاب به مردم آمریکا نوشته بود: “تحریم‌ها موجب شده توان مردم ایران در مبارزه با این ویروس کاهش یابد و حتی برخی از هموطنان ما جان خود را از دست بدهند”. او از مردم آمریکا خواسته بود تا بر سر دولت این کشور با “صدای بلند فریاد برآورد”.

وزارت خارجه آمریکا در این بیانیه حکومت ایران را متهم کرد که “بیش از ۱۶ میلیارد دلار صرف فعالیت‌ها‌ی تروریستی در خارج از کشور کرده” و مقام‌های ایرانی را متهم کرد “بیش از یک میلیارد یورو که به تجهیزات پزشکی اختصاص داده شده بود را دزدیده‌اند و به احتکار اقلام بسیار مورد نیاز مثل دستکش، ماسک و سایر تجهیزات برای فروش در بازار سیاه ادامه می‌دهند.”

No responses yet

Mar 21 2020

نقش قرارگاه «شفا» در شیوع ویروس کرونا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: ویروس کرونا بحرانی جهانی را رقم زده است و همه کشورها به‌نحوی درگیر آن شده‌اند.

بر طبق ادعای رسمی مقامات دولتی، از روز ۳۰ بهمن متوجه ورود بیماری مرگبار کووید ۱۹ به ایران شده‌اند، هرچند بررسی توالی زمانی اتفاقات رخ‌داده صحت این ادعا را زیر سؤال برده است.

بر اساس اظهارات دکتر محمد مولایی، که اصرار او بر گرفتن تست از برادر بیمارش باعث تأیید شیوع ویروس کرونا در قم شد، ابتلای بیماران به نشانه‌های مشابه در بیمارستان کامکار قم از اواخر دی ماه مشاهده شده بود.

محققان پروژه NextStrain، بر اساس مطالعه ساختار ژنی ایرانی‌های مسافر مبتلا که ار ایران به کانادا رفته بودند، تخمین زده‌اند که آغاز درخت فیلوژنتیکی کووید۱۹ در ایران نیمه اول ژانویه (حداقل ۲۴ دی) بوده است.

در حال حاضر تردیدهای جدی نسبت به صحت آمار‌های رسمی جمهوری اسلامی در خصوص تعداد کل بیماران مبتلا و قربانیان وجود دارد و آمار واقعی چند برابر آمار رسمی تخمین زده می‌شود.

بر اساس آمارهای رسمی، ایران رتبه سوم تعداد کل افراد مبتلا به بیماری کووید ۱۹ و تلفات انسانی ناشی از آن را در جهان دارد. اگر تعداد فوت‌شده‌ها در مقیاس میلیونی جمعیت سنجیده شود، به ازای هر یک میلیون نفر تا کنون ۱۴ نفر جان باخته‌اند که رتبه دوم را بعد از ایتالیا از آن ایران می‌کند.

البته این آمار رسمی است و اگر آمار واقعی مدنظر باشد، ایران از نقطه نظر تلفات انسانی مطلق و نسبی، با فرض این‌که آمارهای دولت چین نیز اعتبار ندارد، رتبه دوم را خواهد داشت.

این ارقام بسیار بیشتر از حد متعارفی است که ایران می‌بایست داشته باشد. مقایسه آمار مزبور با کشورهای همسایه در این خصوص روشنگر است. این حجم از آلودگی ویروسی و تلفات انسانی طبیعی نیست و نشانگر خطای شدید مدیریتی و ساختاری است.

دلایل متعددی برای اثبات سهل‌انگاری، فاقد اهمیت دیدن خطر، بی‌مسئولیتی و بی‌مبالاتی حکومت وجود دارد که بعد از تأخیر در شناسایی و نادیده گرفتن احتیاط‌ها و حساسیت‌های لازم و بهنگام، به حربه همیشگی پنهانکاری و کتمان حقیقت و کوچک جلوه دادن بحران متوسل شدند.

دلایل در سطح ساختاری، زیربنایی، مدیریتی، گفتمانی، روانی و سیاسی قابل تقسیم‌بندی هستند و از زوایای متفاوت می‌توان به موضوع این ضعف عملکرد وارد شد که حالت شبیه جنایت دارد. اما در این یادداشت به معضل فقدان زیرساخت پرداخته می‌شود که عملاً کشور و مردم را نسبت به شیوع اپیدمی بی‌دفاع رها کرده بود.

اپیدمی بخشی تاریک اما واقعی از تاریخ بشر است. ویروس‌ها میکروارگانیسم‌های طبیعی کنترل‌نشده هستند و نمونه جهش‌یافته و جدید آن هر آینه می‌تواند بحران بزرگی برای یک کشور ایجاد کند. حفظ سلامت عمومی، امنیت غذایی، بهداشتی و اجتماعی کشور نیازمند وجود سامانه مشخص و کارآمدی برای مهار و کنترل بحران زیستی است که به صورت بالقوه هر زمان می‌تواند به وقوع بپیوندد و همگان را غافلگیر کند. این سامانه بخشی ضروری از ظرفیت‌های زیرساختی هر کشور است.

پایه اصلی بازدهی مدیریت بحران، پیشگیری است. بنابراین، باید طرح‌هایی تدوین شود که سپر دفاعی کشور در برابر بحران زیستی باشد. البته هر لحظه امکان غافلگیری وجود دارد و پروسه شناسایی بیماری جدید ممکن است زمان‌بر باشد و بعد از شیوع بیماری نسبت به آن اطلاع حاصل شود، اما به محض آگاهی سامانه مزبور می‌تواند فعال شود و خسارت‌ها و تلفات را به حداقل برساند.

معمولا اپیدمی و بحران زیستی بعد از این‌که تعداد بیماران دارای علائم مشابه در زمان کوتاه زیاد می‌شود، قابل شناسایی می‌شود. اما در مورد خاص کرونا، با توجه به وضعیت بحرانی در چین و اطلاع‌رسانی جهانی، بنابه‌قاعده مقامات نظام باید در اواخر آذر یا اوایل دی متوجه احتمال شیوع ویروس کرونا به ایران می‌شدند و اقدامات پیشگیرانه را شروع می‌کردند.

نیاز به مدیریت بحران زیستی چنان مشهود و بدیهی است که مقامات جمهوری اسلامی نیز این ضرورت را تصدیق کرده و در اسناد بالادستی خود سازوکاری برای آن اندیشیده بودند.

ساختاری که جمهوری اسلامی تعیین کرده بود، قرارگاه پدافند زیستی کشور (شفا) است که زیرمجموعه قرارگاه عملیاتی پدافند غیرعامل کشور قرار دارد و در سال ۱۳۹۱ تشکیل شده است.

این قرارگاه که موجودیت آن به تأیید رهبر جمهوری اسلامی رسیده و زیر نظر یک نهاد نظامی تشکیل شده، حالت فراقوه‌ای و فرابخشی دارد و ساختار آن شامل این اعضاست:

۱.سازمان پدافند غیر عامل کشور
۲.وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی
۳.وزارت اطلاعات
۴.وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
۵.وزارت صنعت، معدن و تجارت
۶.وزارت نیرو
۷.سازمان حفاظت محیط زیست
۸.صدا و سیما
۹.جمعیت هلال احمر
۱۰.نیروهای مسلح
۱۱. سایر دستگاه‌ها، حسب مورد

مبانی قانونی و حقوقی قرارگاه پدافند بحران زیستی که نهاد قدرتمندی در جمهوری اسلامی است و زیرمجموعه ستاد کل نیروهای مسلح تعریف شده، مبتنی بر این مؤلفه‌هاست:

بند پنجم از سیاست‌های کلی پدافند غیرعامل، ابلاغی رهبری
بند ۳ آیین‌نامه اجرایی «طرح جامع میکروبی کشور مصوب شورای عالی امنیت ملی به شماره 3/207/338-372»
بند ۲-۲ طرح جامع میکروبی کشور به شماره 3/207/338-372
بند(ج) ماده ۲۰۶برنامه پنج‌ساله پنجم مصوبه مجلس شورای اسلامی
اختیارات اصول ۱۲۷ و ۱۳۸ قانون اساسی

این نهاد رسالت خود را چنین تعریف کرده است:

«رسالت قرارگاه پدافند زیستی کشور بر اساس تدابیر مقام معظم رهبری و مستندات قانونی، ارتقاء جایگاه کشور در سطح بازدارندگی ملی، کاهش آسیب‌پذیری‌ها، تداوم چرخه خدمات حیاتی و ضروری زیرساخت‌ها، ارتقاء فرهنگ و امنیت روانی – اجتماعی و مدیریت بحران در برابر هرگونه تهدید ناشی از عوامل زیستی است.»

همچنین این مأموریت برای آن ذکر شده است:

«سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، هدایت، فرماندهی، مدیریت، و نظارت دستگاه‌های اجرایی کشور و نیروهای مسلح در برابر تهدیدات زیستی و پیامدهای آن در سطوح مختلف با استفاده از توانمندی‌های موجود و ارتقاء ظرفیت و تولید آمادگی در حوزه پایش، پیشگیري، مقابله، درمان، آموزش، اطلاع رسانی و هدایت افکار عمومی در برابر تهدیدات این حوزه.»

در این قرارگاه، تهدیدات زیستی به دو دسته «کلاسیک» و «نوین» دسته‌بندی شده‌اند. دسته کلاسیک شامل زیرمجموعه‌های «میکرو ارگانیسم»، «مواد زیستی (سموم زیستی)» و «مواد فعال زیستی (هورمونی)» هستند. اما دسته تهدیدات زیستیِ نوین به بخش‌های بیشتری به این شرح تقسیم شده است:

سموم زیستی تغییریافته
عوامل زیستی دوقلو
عوامل زیستی مصنوعی
بیماری‌های نوین
عوامل زیستی پنهان
مواد شبه‌زیستی خاموش
عوامل زیستی انتخابی
استفاده از اقدامات بهداشتی به منظور ایجاد تهدیدات زیستی

بحران زیستی این چنین تعریف شده است:

«چنانچه بر اثر انتشار عوامل زیستی به واسطه حوادث طبیعی، اقدامات بیوتروریستی و یا حمله زیستی توسط کشورهای متخاصم، سرمایه‌های انسانی و سرمایه‌های ملی زیستی دچار خسارت و آسیب گردد و ترس و وحشت بر جامعه تحمیل شود، به‌نحوی که برطرف کردن آن نیازمند انجام اقدامات اضطراری فوق‌العاده باشد، بحران زیستی رخ داده است.»

این تعریف کاملا بر بحران پدیدآمده بعد از سرایت گسترده ویروس کرونا در کشور تطبیق می‌کند. اگرچه وظایف این قرارگاه بیشتر مبتنی بر نگاه امنیتی سخت‌افزاری و مقابله با بیوتروریسم و حمله بیولوژیکی است، اما حالت سرایت طبیعی ویروس‌های بیماری‌زا را نیز در نظر گرفته است.

از سوی دیگر، برخی مقامات جمهوری اسلامی آشکارا مدعی شده‌اند که کرونا جنگ بیولوژیکی آمریکا علیه چین و کشورهای ناهمسوست، بنابراین انتظار می‌رفته و می‌رود که این قرارگاه طرح و برنامه داشته باشد.

اما چنین نشد و هیچ طرح و برنامهٔ از قبل تعیین‌شده‌ای برای مواجهه با اپیدمی یا حمله بیولوژیک محتمل تعریف نشده و مردم بی‌دفاع در برابر این تهدید بزرگ رها شدند.

این بی‌برنامگی تا آن‌جا مشهود بود که بعد از پذیرش رسمی ورود بیماری کشنده کووید ۱۹ و شتاب بالای سرایت، بیمارستان‌هایی از قبل در مناطق مختلف کشور برای تشخیص و درمان اپیدمی تعیین نشده بودند، پرسنل درمانی بیمارستان‌ها آموزش ندیده بودند و دستورالعمل‌های لازم وجود نداشتند، طرح مدوّن و مؤثری برای تخلیه خیابان‌ها و ایزوله‌سازی محیط‌های اجتماعی تدوین نشده بود، روال تعریف‌شده برای جداسازی فضای بیمارستان‌های در نظر گرفته نشده و ایمن‌سازی کادر درمانی و وابستگان بیمار تعریف نشده بود، دستورالعمل و راهکارهایی برای خروج بیماران فوت‌کرده و تدفین خاص آن‌ها بدون ایجاد آلودگی زیستی پیش‌بینی نشده بود، و برنامه‌ای برای آموزش مردم و هدایت افکار عمومی به مسیر درست وجود نداشت.

در نتیجه، جامعه در وضعیت شوک‌آور قرار گرفت و ساختار درمان کشور در حالت اورژانسی به جمع و جور کردن قضایا پرداخت که نتیجه آن تشدید بحران و وضعیت لجام‌گسیخته کنونی است.

نظام در موضوع کنترل کرونا حتی به سازوکار تعریف‌شده و نهاد متولی موجود توجهی نکرده و در اولین قدم «ستاد مبارزه با کرونا» را تشکیل داد که ظاهراً محوریت در تصمیم‌گیری‌ها با وزارت بهداشت و متخصصان پزشکی است.

سازمان مدیریت بحران و سازمان پدافند نیز که قرار بود همکاری کنند، عملاً فعالیت خاصی انجام ندادند و در حاشیه قرار گرفتند. بعد از مدتی، رهبری با اشاره به «احتمال حمله بیولوژیکی» به رئیس ستاد کل نیروهای مسلح دستور داد «قرارگاه بهداشتی و درمانی مقابله با کرونا» تشکیل دهد، که هنوز فعالیت خاصی از این قرارگاه مشاهده یا گزارش نشده است.

این حجم از تشتت، موازی‌کاری، بی‌برنامگی و رها کردن امور با تصور خوشبینانه عدم وقوع حیرت‌انگیز است که نهادی هفت سال پیش با شرح وظایف مشخص تشکیل شود، اما علی‌رغم برخورداری از بودجه و اختیارات گسترده کار خاصی انجام ندهد و در موقع نیاز نیز اصلاً به آن رجوع نشود و نهادهای دیگری خلق‌الساعه به صورت واکنشی و با تأخیر زمانی زیاد تشکیل شود تا به مدیریت بحران زیستی بپردازند.

این نابسامانی و آشفتگی محصول مدیریت عقلانیت‌گریز جمهوری اسلامی با هدایت نهاد ولایت فقیه است که مجموعه­‌هایی با استفاده از اموال عمومی تشکیل می‌شوند، اما در انجام وظایف‌شان ناتوان‌اند و قادر به تأمین اهداف خود نیستند.

قرارگاه پدافند زیستی بر اساس وظایفش باید، در برابر بحران زیستی، بازدارندگی ملی ایجاد کند و چرخه حیات خدماتی را برقرار سازد و آسیب‌پذیری‌ها را کاهش دهد. اما این قرارگاه در این خصوص هیچ اقدامی انجام نداده و اساساً در بحران کرونا دعوت به کار هم نشد. ستاد مبارزه با کرونا نیز به دلیل تأخیرها و سهل‌انگاری‌های اولیه عملاً کنترل امور از دستش خارج شده و با زحمت در پی توقف چرخه شیوع ویروس کروناست.

البته در بهترین حالت مدیریت بحران، باز ایران نمی‌توانست در برابر شیوع ویروس کرونا مصون باشد و در هر صورت بیماری کووید ۱۹ بخش‌هایی از جامعه را گرفتار می‌کرد، اما وجود برنامه مؤثر برای پیشگیری مدیریت بحران زیستی می‌توانست ابعاد بحران و دامنه خسارت‌ها را به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد.

با توجه به مباحث پیش‌گفته می‌توان نتیجه گرفت که نقطه صفر ناکارآمدی نظام در برابر ویروس مرگبار کرونا، فعال نشدن قرارگاه پدافند زیستی (شفا) و نبودِ طرح مؤثر و پربازده برای ایجاد بازدارندگی در برابر شیوع اپیدمی است.

انتظار می‌رفت که برای مهار اپیدمی برنامه‌های مشخصی برای قرنطینه‌سازی، کاهش ترددها، چگونگی خلوت‌سازی معابر و محل‌های تجمع، نحوه اداره مدارس و خدمات عمومی، اقناع افکار عمومی، بهینه‌سازی ساختار درمانی و بهداشتی کشور، تأمین زنجیره کالاهای بهداشتی و اقلام درمانی، مراقبت از جامعه، ایمن‌سازی روانی، نحوه تدفین مناسب و بهداشتی فوت‌شدگان و… وجود می‌داشت تا سپر دفاعی جامعه باشد، اما هیچ‌یک از این موارد ضروری اندیشیده نشده بود.

اگر چنین سازوکاری وجود می‌داشت، علی‌رغم شیوع کرونا از چین به ایران، سرعت آن می‌توانست کاهش یابد و پیک بیماری در بازه زمانیِ به‌مراتب کوتاه‌تری رخ دهد.

اسم اختصاری «شفا» به‌خوبی بن‌بست نظری تصمیم‌گیران و مسئولان مربوط را نشان می‌دهد که با تفسیر غلط از شفا در قرآن به‌معنای «درمان بیماری‌های جسمانی»، عملاً به تقدیرگرایی و برخورداری از رحمت الهی دل بسته بودند. به تعبیر دقیق‌تر، دنبال راهکار و طرح نبودند بلکه فکر می‌کردند امور خود به خودی و یا با مداخلات محدود حل می‌شود و نیازی به تمهیدات ویژه نیست.
یادداشت‌ها آرا و نظرات نویسندگان خود را بیان می‌کنند و لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیستند.​

No responses yet

Mar 21 2020

شورش در زندان الیگودرز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

استان‌وایر: سایت‌های محلی از وقوع شورش در زندان الیگودرز خبر می‌دهند.

کانال «لرستان خبر» نوشته که عصر روز جمعه (اول فروردین) تعدادی از زندانیان زندان الیگودرز دست به شورش زدند که با حضور اعضای شورای تامین و نیروهای انتظامی اوضاع تحت کنترل قرار گرفت.

حمید کشکولی فرماندار الیگودرز هم گفته که «اوضاع تحت کنترل است و هیچ‌گونه نگرانی وجود ندارد.»

کانال خبرگزاری مهر هم نوشته که ساعاتی پيش زندانيان زندان مركزی اليگودرز با گرفتن اسلحه سربازان اقدام به شورش و تيراندازی كردند.

روز گذشته نیز ۲۳ نفر از زندانیان زندان «پارسیلون» خرم‌آباد در استان لرستان فرار کرده‌اند که نیرو‌های پلیس در تعقیب آنها هستند.

در جریان این فرار یک زندانی کشته و یک نفر دیگر هم زخمی شد.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با افراد مسوول تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسوولان در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .