اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سپاه' Category

Feb 10 2021

جواب حامد اسماعیلیون به ظریف: به ما مربوط نیست بعد از گفتن حقیقت چه می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سپاه,سیاسی

ایران وایر: شبکه خبری «سی‌بی‌سی کانادا» در آخرین ساعات روز سه‌شنبه ۲۱بهمن۱۳۹۹، خبری اختصاصی منتشر کرده است که در آن گفته شد دولت و آژانس امنیت کانادا در حال بررسی یک فایل صوتی هستند که در آن «محمدجواد ظریف»، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی درباره عمدی بودن سرنگونی هواپیمای اوکراینی سخن می‌گوید.

۱۸دی۱۳۹۸ پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمای اوکراینی، اندکی پس از بلندشدن در تهران، هدف موشک‌های سپاه پاسداران قرار گرفت، ساقط شد و تمامی سرنشینان آن جان باختند. جمهوری اسلامی سه روز این موضوع را انکار و مربوط به نقص فنی دانست و پس از آن طی یک بیانیه تایید کرد که موشک پدافند سپاه، هواپیمای خودی را هدف قرار داده؛ اما آن را یک خطای انسانی دانست. حالا یک فایل صوتی در دسترس یک رسانه کانادایی قرار گرفته که محمدجواد ظریف در آن احتمال عمدی بودن شلیک سپاه به هواپیمای مسافربری را مطرح کرده است. با «حامد اسماعیلیون» که همسر و فرزندش از جان‌باختگان هواپیمای ۷۵۲ هستند؛ دراین‌باره گفت‌وگو کرده‌ایم.

***

به نوشته سی‌بی‌سی، فردی که «محمدجواد ظریف»، وزیر خارجه جمهوری اسلامی تشخیص داده شده، در این فایل می‌گوید این به‌هیچ‌وجه نامحتمل نیست که دو یا سه نفر تعمدا هواپیما را سرنگون کرده باشند. ظریف از امکان نفوذی بودن این افراد سخن می‌گوید.

حامد اسماعیلیون که همسرش «پریسا اقبالیان» و دخترش «ری‌را»، از جان‌باختگان شلیک سپاه به هواپیمای اوکراینی هستند، به «ایران وایر» می‌گوید: «از ابتدا سناریوهای زیادی درباره شلیک به این هواپیما مطرح بوده است. تقریبا همه خانواده‌های کشته‌شدگان به عمدی بودن این شلیک اعتقاد دارند. جمهوری اسلامی ابتدا مساله نقص فنی را مطرح کرد و سه روز دروغ گفت، مدتی بعد گفتند خطای انسانی بوده، بعد بحث اشکال دستگاه و تنظیم نادرست آن مطرح شد و بعد گفتند خطای سیستم. اما در این فایل صوتی خود محمدجواد ظریف که در واقع مذاکره‌کننده ارشد جمهوری اسلامی در این پرونده است، احتمال می‌دهد که این هواپیما را عمدی زده باشند و می‌گوید حقیقت هیچ‌گاه روشن نخواهد شد.»

بر اساس گزارش سی‌بی‌سی، ظریف در این فایل صوتی می‌گوید که حقیقت هیچ‌وقت از سوی بالاترین مقامات ارشد سیاسی و نظامی ایران آشکار نخواهد شد. به نوشته سی‌بی‌سی، ظریف در این فایل صوتی از «روسیه» به‌عنوان یک مثال نام می‌برد که متهم به سرنگون کردن هواپیمای مالزی در سال ۲۰۱۴ بود؛ اما هیچ‌وقت آن را قبول نکرد.

اشاره او به پرواز شماره ۱۷ هواپیمایی مالزی است که روز ۱۷ژوئیه۲۰۱۴ وقتی از آمستردام عازم کوالالامپور بود، در مرز روسیه و اوکراین سرنگون شد و تمام سرنشینان آن جان باختند. گزارش‌های زیادی از اصابت موشک زمین به هوای روسیه به هواپیما حکایت داشتند.

ظریف در فایل صوتی عنوان کرده است که دلایل فراوانی برای پنهان‌کاری مقامات سیاسی و نظامی وجود دارد: «آن‌ها هیچ‌وقت حقیقت را نمی‌گویند؛ زیرا در این صورت منافذی در سیستم دفاع کشور باز می‌شود که به نفع کشور نیست که بیان شوند.»

حامد اسماعیلیون می‌گوید: «در بخشی که کشورها پیگیری می‌کنند، یک اصطلاح حقوقی به نام «جبران» وجود دارد که شامل مثلا پرداخت غرامت و عذرخواهی رسمی جمهوری اسلامی می‌شود؛ اما بخش مهم و اساسی آن گفتن «حقیقت» است. اما الان این فایل صوتی و گفته‌های ظریف در یک محفل خصوصی دو چیز را روشن می‌کند؛ یکی اینکه این آدم، این تیم و حکومت جمهوری اسلامی حکومت نرمالی نیست که بیاید و حقیقت را بگوید. دوم اینکه ظریف چیزی را که در گفت‌وگوهای رسمی با کشورهای دیگر می‌گوید، متفاوت از چیزی است که ممکن است در یک گفت‌وگوی خصوصی به کسی گفته باشد. او در همه‌جا، در مذاکرات رسمی درباره خطای انسانی و اشتباه حرف می‌زند؛ اما در این فایل صوتی می‌گوید که هزار جور امکان وجود دارد و عمدی زدنش هم احتمال دارد و اصلا بعید نیست.»

حامد اسماعیلیون تاکید می‌کند که برای گفتن حقیقت هیچ مرزی وجود ندارد: «به ما مربوط نیست که بعد از گفتن حقیقت سیستم دفاعی شما چه خواهد شد. شما باید حقیقت را بگویید؛ وگرنه مجبور می‌شوید حقیقت را بگویید.» اشاره او به تصمیم خانواده جان‌باختگان برای محاکمه مقصران شلیک به هواپیمای اوکراینی در دادگاه‌های بین‌المللی است. انجمن خانواده‌های جان باختگان هواپیمای «پی‌اس ۷۵۲» چند روز پیش، از مردم درخواست کرد که برای بردن پرونده به دادگاه‌های بین‌المللی کمک کنند. در کمتر از ۴۸ ساعت، بیش از ۱۰۰هزار دلار کمک برای انجمن جمع‌آوری شد.

او می‌گوید: «یک ماه و نیم تا دو ماه دیگر گزارش نهایی جمهوری اسلامی منتشر می‌شود و در واقع مسئولیت حقوقی جمهوری اسلامی در آن روز پایان می‌گیرد و توپ در زمین کشورهای دیگر می‌افتد. مطمئنا ما می‌دانیم که آن‌ها از گزارش نهایی راضی نخواهند بود. همین گزارش فایل صوتی امروز هم نشان می‌دهد که این‌ها حقیقت را نخواهند گفت. پس از آن کشورها ابتدا باید طبق قانون مذاکراتی برای وادار کردن جمهوری اسلامی به گفتن «حقیقت» انجام دهند. اگر این مذاکرات به بن‌بست برسد پرونده هم در سازمان جهانی هوانوردی غیرنظامی و هم در دیوان بین‌المللی دادگستری مورد دادرسی قرار می‌گیرد.» او با اشاره به گزارش سی‌بی‌سی از فایل صوتی ظریف می‌گوید: «ظریف آخر صحبت‌هایش ترسش را از رفتن این پرونده به دادگاه‌های بین‌المللی عیان می‌کند و می‌گوید بیایید پرونده را با پرداخت غرامت ببندیم. یعنی ببینید چقدر این مساله برای این‌ها حیاتی است که می‌خواهند هر جور که می‌توانند این کابوس را برای خودشان تمام کنند.»

در گزارش سی‌بی‌سی آمده که دولت کانادا از نوامبر گذشته به این فایل دسترسی داشته و در حال بررسی آن بوده است.

هویت دو نفر دیگر که در این فایل سخن می‌گویند، فاش نشده و یکی از مقامات کانادایی دلیل عدم افشای هویت آن‌ها را به خطر افتادن جان انسان‌ها اعلام کرده است. حامد اسماعیلیون اما می‌گوید او و دیگر خانواده‌های جان‌باختگان تا امروز از وجود این فایل اطلاعی نداشته‌اند.

No responses yet

Feb 10 2021

کانادا فایل صوتی منسوب به ظریف درباره «سرنگونی هواپیمای اوکراینی» را بررسی می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سپاه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: شبکه خبری سی بی‌سی کانادا سه‌شنبه ۲۱ بهمن گزارش داده است که دولت و نهادهای امنیتی کانادا در حال بررسی یک فایل صوتی هستند که گفته می‌شود متعلق به وزیر امور خارجه ایران است و در آن در خصوص عمدی بودن سرنگونی هواپیمای اوکراینی صحبت می‌کند.

طبق این گزارش، صدایی که گفته می‌شود منسوب به محمد جواد ظریف است در این فایل صوتی می‌گوید، «هزاران امکان» در توضیح چگونگی سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی وجود دارد از جمله این که دو یا سه «نفوذی» این کار را انجام داده باشند، «سناریویی که بعید نیست.»

شبکه خبری سی بی‌سی کانادا اضافه کرده است، صدای منسوب به محمد جواد ظریف ادامه داده است که حکومت و نظامیان ایران هرگز اجازه نخواهند داد حقیقت روشن شود.

این صدا در ادامه به فارسی تصریح کرده است، دلیل این که اجازه افشای حقیقت داده نمی‌شود این است که چنین اقدامی باعث باز شدن «برخی درها به سوی سیستم دفاعی کشور» خواهد شد که به «نفع کشور نیست.»

سپاه پاسداران بامداد ۱۸ دی یک فروند هواپیمای مسافربری اوکراینی به شماره پرواز پی‌اس ۷۵۲ را که در حال اوج گرفتن از فرودگاه امام تهران بود، با شلیک دست‌کم دو فروند موشک سرنگون کرد که تمام ۱۷۶ سرنشین آن جان باختند.

سپاه پاسداران بعد از چند روز پنهانکاری، نهایتا تحت فشار جامعه جهانی اقرار کرد که این هواپیما با موشک‌های سپاه ساقط شده است، اما علت آن را «خطای انسانی» اعلام کرد.

شبکه خبری سی بی‌سی کانادا می‌گوید٬ به این فایل صدا گوش داده است و محتوای آن توسط سه نفر از فارسی به انگلیسی ترجمه کرده است.

رالف گودیل، مشاور ویژه نخست‌وزیر کانادا در پرونده سرنگونی پرواز ۷۵۲، هم گفته است که از وجود این فایل صوتی مطلع است.

رالف گودیل اضافه کرده است، این فایل صوتی حاوی اطلاعات حساس است و اظهار نظر در وسایل ارتباط جمعی و عمومی در خصوص جزئیات آن می‌تواند جان برخی از افراد را به مخاطره بیاندازد.

در میان کشته شده‌ها ده‌ها شهروند خارجی از کانادا، افغانستان، بریتانیا و اوکراین نیز حضور داشتند و ایران تاکنون گزارش جامعی از علت هدف قرار گرفتن این پرواز به کشورهای یاد شده ارائه نکرده است.

در سالگرد سرنگونی این هواپیما، حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، بار دیگر وعده داد که مقصران این حادثه «حتما» در دادگاه محاکمه خواهند شد.

بعد از سرنگونی هواپیمای اوکراینی، گزارش‌های زیادی در خصوص تهدید و فشار سپاه پاسداران بر خانواده قربانیان ایرانی منتشر شده است تا در این زمینه سکوت کنند.

خانواده‌های جان‌باختگان می‌گویند حکومت ایران در یک سال گذشته کوشیده است مراسم خاکسپاری و یادبود ۱۷۶ قربانی هواپیمای اوکراینی را «غصب» کند.
با استفاده از سی بی‌سی و رادیو فردا؛ خ

No responses yet

Jan 31 2021

جایگاه ج‌ا در فساد ۱۴۹ از ۱۸۰ است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی


ایران اینترنشال: . این #انقلاب_مردم اگه برای مردم سودی نداشت، برای قبیله‌ی فاسد خامنه‌ای نون داشته

No responses yet

Jan 10 2021

همسر الناز نبیئی: جمهوری اسلامی هر تکه‌‌اش فساد است و وقاحت و تباهی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: «آن هواپیما موشک نخورده و همچنان دارد می‌رود. کسانی که توی هواپیما بودند، زنده‌اند و کسانی که مرده‌‌اند، ماییم؛ ما بازماندگان قربانیان هستیم که مرده‌ایم.»

همزمان با سالگرد شلیک موشک‌های سپاه پاسداران به پرواز ۷۵۲، جواد سلیمانی، همسر الناز نبیئی که از مسافران این هواپیما بود، در مصاحبه با رادیو فردا می‌گوید که همچنان منتظر بازگشت اوست:

«شاید ما در مرحله انکار باشیم. من با اینکه خانه جدید هم رفته‌‌ام، وسایل الناز را باز کرده‌ام. کفش‌هایش جلوی در است، لباس‌هایش آویزان است و دروغ می‌گویم اگر بگویم صددرصد این قضیه را پذیرفته‌ام. شاید کورسوی امید داشته باشم که یکی از همین روزها برگردد پیام بدهد که جواد، من فرودگاهم، بیا دنبالم. یا درِ خانه را بزند با چمدان‌هایش بیاید. هنوز چنین امیدی دارم و فکر می‌کنم خیلی از خانواده‌ها چنین امیدی داشته باشند. ولی واقع‌بینانه بخواهیم نگاه کنیم، دیگر چیزی نمی‌تواند آن‌ها را برگرداند.»

در پرواز ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین که روز ۱۸ دی با شلیک دو موشک سپاه پاسداران سرنگون شد، ۱۷۶ نفر کشته شدند که ۱۴۶ نفر از آنها ایرانی بودند. البته کودک ۷ ماهه‌‌ای هم در میان قربانیان بود که پیش از به دنیا آمدن در رحم مادرش جان باخت.

الناز نبیئی، دانشجوی دکترای دانشگاه آلبرتا کانادا، یکی از مسافران بود که همسرش، جواد سلیمانی، «جنازه سوخته و پاره پاره‌شدهٔ» او را در پزشکی قانونی شناسایی کرد و به اتفاق پدر و مادر الناز، او را در زنجان به خاک سپرد.

او از حذف و غارت «سیستماتیک» می‌گوید: «وسایل قیمتی را در محل سقوط پرواز در شاهدشهر و در فرودگاه غارت کردند و قبل از این‌که تحقیقاتی انجام شود، بولدوزر انداختند. موبایل‌های جانباختگان تحویل داده نشد. آنها هم که تحویل داده شده، خرد و خاکشیر هستند. تبلت خدمه پرواز تحویل داده نشد. اینها برای تحقیقات خیلی می‌توانست کمک کند. برای پاک کردن جنایت خودشان این‌ها را تحویل نداده‌اند.

۸۴ ساک هم که در فرودگاه بار زده نشده بود غارت شد. آن‌ها دیگر دست مأموران فرودگاه بود. محل سقوط، مردم محلی غارت کردند. قاضی شهریاری سرپرست دادسرای جنایی به من گفت که کنار تابوت یک‌سری از وسایل همسرتان هست. رفتم تحویل بگیر،م چیزی به من ندادند و در پزشکی قانونی کهریزک، کسی که آنجا مشغول کار است، حلقه ازدواج را از دست همسر من کشیده و تحویل نداد. این اوج فساد و تباهی جمهوری اسلامی را نشان می‌دهد.»

مسئولان جمهوری اسلامی سه روز نخست بعد از ساقط کردن هواپیما با کتمان حقیقت، علت را سانحه هوایی ذکر می‌کردند اما پس از فشارهای بین‌المللی، فرمانده هوافضای سپاه عنوان کرد که هدف قرار دادن این هواپیما «سهوی» بوده و پدافند سپاه پاسداران آن را با یک موشک کروز «اشتباه» گرفته است.

جواد سلیمانی، همسر الناز نبیئی، می‌گوید که در یک سال گذشته هیچ نکته مثبتی را در عملکرد جمهوری اسلامی ندیده است: «من به‌شخصه هیچ انتظاری از جمهوری اسلامی نداشتم. ما خانواده‌ها گزارشی از ایران قبول نمی‌کنیم چون قاتل نمی‌تواند گزارش بدهد. وقتی موارد مختلف دیگری را که جمهوری اسلامی جنایتی انجام داده بررسی می‌کردیم، انتظار می‌رفت چنین رفتاری از آن‌ها ببینیم.

طبیعتا عملکرد جمهوری اسلامی و دروغ گفتن‌هایشان و انکارشان خانواده‌ها را آزار می‌دهد. چون چیزی که می‌تواند خانواده‌ها را آرام کند فهمیدن حقیقت است. یعنی این‌که بدانند دقیقاً آن شب چه اتفاقی افتاد و بعد از حقیقت هم، برقراری عدالت است. جمهوری اسلامی از همان بدو مشخص بود که اجازه این کار را نمی‌دهد، به خاطر اینکه این جنایت را سپاه پاسداران انجام داده و در سطح بالای سپاه پاسداران بوده. این‌طور نیست که یک مدیر میانی یا پایین بتواند یک سامانه پدافندی را نزدیک فرودگاه بگذارد.»

به گفته او «چون سپاه پاسداران در این قضیه دخیل بوده، مشخص بود که علی خامنه‌‌ای به عنوان فرمانده کل قوا اجازه نمی‌دهد در سطح بالا کسی مورد بازخواست قرار بگیرد، کما اینکه حاجی‌زاده [فرمانده هوافضای سپاه پاسداران] را سعی کردند در صدا و سیما به عنوان یک قهرمان ملی معرفی کنند.»

جواد سلیمانی می‌گوید: «ما همه آرزو می‌کردیم نقص فنی باشد و وقتی که مشخص شد موشک سپاه پاسداران بود، واقعاً یک بار دیگر هواپیما را زدند و داغش برای ما بیشتر شد. در آن دو سه روز (نخست) از حاجی‌زاده تا علی خامنه‌‌ای در جریان بودند که موشک زده شده. علی خامنه‌‌ای در حسینیه مشغول سخنرانی شاد از تحقق انتقام سخت‌شان بود و حاجی‌زاده در کنفرانس برای تشریح عملیات حمله به پایگاه آمریکایی، شاد و خندان بود.

دولت هم در تعامل کامل با سپاه سعی کرد این جنایت را مخفی کند. وقتی مدیرکل بررسی سوانح و برج مراقبت که زیرمجموعه‌های وزارت راه و دولت هستند خبر داشتند، یعنی دولت و سپاه در تعامل کامل با هم بودند و خانواده‌ها این‌ها را در کنار هم می‌بینند و فرقی قائل نیستند. فقط سعی کردند که دو سه روز به تأخیر بیندازند که به نوعی مردم را در حالت انتظار قرار دهند و یک مقدار خشم مردم فروکش کند و بتوانند شرایط را کنترل کنند.»

بعد از فاجعه ساقط کردن هواپیما، بسیاری از خانواده‌های جانباختگان تحت فشار قرار گرفتند که اعضای از دست رفته خانواده خود را شهید اعلام کنند و در بسیاری از موارد، ماموران امنیتی در خاکسپاری آنها حضور داشتند: «پیکرها که تحویل داده شد، به صورت سیستماتیک سعی کردند بسیاری از مراسم‌ها را مصادره کنند که کردند. سعی کردند بسیاری از جانباخته‌ها را در آن حال و هوایی که خانواده‌ها حال‌شان دست خودشان نبود در قطعه شهدا دفن کنند که کردند و بعد از همه این‌ها هم بازداشت و احضار و تهدید کماکان ادامه دارد. یعنی واقعاً من هیچ نکته مثبتی را در عملکرد جمهوری اسلامی نمی‌بینم که بگویم این‌جا درست عمل کرده. شما هر تکه‌‌اش را نگاه می‌کنید، فساد است و تباهی و وقاحت و بی‌کفایتی.

برای خود ما از بنیاد شهید و سپاه می‌آمدند و بعد گفتند که امام‌جمعه زنجان می‌خواهد نماز بخواند. ابتدا مخالفت کردیم اما یک سری خبرها می‌آمد که یک سری پیکرها دفن نشده مثل مرحوم مجتبی عباسپور در خوزستان که با نحوه دفن مخالفت کرده بودند و جنازه روی زمین مانده بود. اولویت ما دفن فوری بود و تصمیم بر این شد که صرفاً بچسبیم به تابوت تا پیکر دفن شود، اما چیزی که دیدیم یک مصادره همه‌جانبه بود. مثل نظامیانی که کشته می‌شوند خواستند مراسم بگیرند. فشار آوردند در قطعه شهدا دفن کنند. بالاخره خانواده مقاومت کردند و ما در قطعه خانوادگی دفن کردیم.»

مقامات نظامی و رسمی زنجان مراسم خاکسپاری الناز نبیئی را مصادره کردند
مقامات نظامی و رسمی زنجان مراسم خاکسپاری الناز نبیئی را مصادره کردند

جواد سلیمانی بعد از اعتراض به مصادره مراسم خاکسپاری همسرش توسط جمهوری اسلامی در اینستاگرام شخصی خود، تحت فشار و مورد تهدید قرار گرفت: «فرمانده سپاه زنجان و نماینده علی خامنه‌‌ای در زنجان، خودشان را به عنوان صاحب عزا نشان می‌دادند و آنجا خوشحالم حرفی را که توی دلم بود به امام جمعه زدم. اگر نمی‌زدم، واقعاً دق می‌کردم. گفتم خیلی وقیح هستید که نمی‌گذارید مراسم خودمان را برگزار کنیم. از یزید هم وقیح‌تر هستید.

روز بعد یک شماره ناشناسی زنگ زد، ده صبح بود و گفت که از وزارت اطلاعات هستند که من بروم دفترشان یک سری توضیحات بدهم. بدون خداحافظی با خانواده به سمت تهران رفتم. در این فاصله از زنجان خیلی پیام می‌دادند که فلان‌جا رفتند؟ گفتند این هشدار است. این چه صحبتی بود با امام جمعه کرده. این چه پست اینستاگرامی گذاشته. از منزل پدر و مادرم زنگ زدند که شماره ناشناسی زنگ زده و سراغ تو را گرفته. اتفاقی هم نمی‌افتاد، صرفاً احتمالاً می‌خواستند یک تعهدی بگیرند. ولی من آدمی نبودم که بروم تعهد بدهم. شنبه بود که احضار شدم و زنگ زدند. یکشنبه از ایران خارج شدم.»

او اما دیگر نتوانست در خانه مشترکش با الناز زندگی کند: «خیلی خاطره داشتیم و خانه عجیبی بود. من سه چهار روز در آن خانه می‌ماندم و کلی خاطرات زنده می‌شد و حالم به گونه‌‌ای بد می‌شد که دوستانم می‌آمدند مرا می‌بردند خانه‌شان. سه چهار روز خانه دوستانم بودم، دوباره دلتنگ آن خانه می‌شدم و این سیکل ادامه داشت. با تراپیست‌‌ام صحبت کردم گفتند شاید دیگر صلاح نباشد در آن خانه باشی. اما حقیقت این است که من از اکتبر که به خانه جدید آمدم، فکر می‌کردم و بقیه هم فکر می‌کردند حالم بهتر شود ولی واقعا تغییر نکرد، چون چیزی تغییر نکرده. چون هیچ کسی بابت این جنایت چیز جدیدی نگفته. هیچ کسی مجازات نشده و آزار و اذیت جمهوری اسلامی هم به‌نحوی ادامه دارد.

اخیراً نزدیک سالگرد از طرف سپاه که خودش جنایت کرده یا بنیاد شهید می‌روند درِ خانه‌ها در می‌زنند و زنگ می‌زنند. خانواده‌ها را تحت فشار می‌گذارند یا بعضاً فرم‌هایی را که یک‌جوری اعلام رضایت برای دریافت غرامت است می‌گویند امضا کنید. خانواده‌ها اما هوشیار هستند و جواب نمی‌دهند. چیزی تغییر نکرده که حال من بهتر شود.»

و حالا یک سال پس این فاجعه، خانواده‌های جانباختگان همچنان خواستار معرفی و مجازات آمران و عاملان این جنایت هستند: «من و بسیاری از خانواده‌ها این حس را داریم که عزیزمان مظلومانه و ناجوانمردانه به قتل رسیده و می‌دانیم قاتل کیست اما قاتل به آزار و اذیت ادامه می‌دهد. اما ما ساکت نمی‌نشینیم. جمهوری اسلامی بداند که کل دنیا هم اگر ساکت بنشینند، خانواده‌ها هستند. صدر تا ذیل از شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان سپاه و کسانی که جنایت را انجام دادند و انکار کردند من به‌شخصه از هیچ کدامشان نمی‌گذرم و تا آخر عمرم دنبال‌شان می‌کنم که پاسخگوی جنایت شان باشند و مجازات شوند.

هدف خیلی از خانواده‌ها مجازات آمرین و عاملین و کسانی است که این جنایت را رقم زدند. کسانی که این جنایت را مخفی کردند و کسانی که مراسم‌ها را مصادره کردند و خانواده‌ها را تحت فشار قرار دادند. همه باید پاسخ بدهند و مجازات شوند.»

No responses yet

Dec 29 2020

مقام حماس درباره دریافت «۲۲ میلیون دلار» پول نقد از قاسم سلیمانی؛ «چمدان‌هایمان دیگر جا نداشت»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: یک مقام ارشد جنبش فلسطینی «حماس» در تقدیر از قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران که در حمله پهپادی آمریکا کشته شد، جزئیاتی از تحویل ۲۲ میلیون دلار پول نقد به حماس در سفر هیئتی از این جنبش فلسطینی به تهران بیان کرد.

محمود الزهار، وزیر خارجه پیشین و عضو ارشد کادر رهبری حماس، روز یکشنبه هفتم دی در گفت‌وگو با العالم، شبکه عرب‌زبان تلویزیون دولتی ایران، گفت: در دیدار سال ۲۰۰۶ با قاسم سلیمانی در تهران، «مشکل اساسی حقوق کارمندان و خدمات اجتماعی و کمک‌های دیگر» به مردم غزه را توضیح دادم و «حاج قاسم فوراً درخواست ما را پاسخ داد به‌گونه‌ای که روز بعد که پایان سفر بود، ۲۲ میلیون دلار در چمدان‌های فرودگاه (تهران) دیدم».

آقای الزهار همچنین گفت: «قرار بود مبلغ بیش‌تری پرداخت شود اما (هیئت حماس) ۹ نفره بود و نمی‌توانستیم بیش از این حمل کنیم زیرا هر چمدان ۴۰ کیلوگرم گنجایش داشت».

وزیر خارجه وقت حماس که این سخنان را در آستانه سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی بیان می‌کرد، افزود: «احساس کردم قاسم سلیمانی صادق، درستکار و مرد عمل است و می‌تواند به‌خوبی از عهده کارها برآید و مسئولیت‌های زیادی نیز داشت».

محمود الزهار همچنین یادآوری کرد که این سفر هیئت حماس پس از آن انجام شد که وی به وزارت خارجه دولت حماس پس از تسلط این جنبش بر نوار غزه منصوب شده بود و دیدار او با قاسم سلیمانی نخستین بار بود که رخ می‌داد.

او گفت در آن سفر ابتدا با محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری وقت ایران، «دیداری مثبت» انجام دادیم که «از وی هم درخواست‌هایی داشتیم و او من را به قاسم سلیمانی ارجاع داد».

حماس و فتح سال ۲۰۰۶ در پی انتخاباتی که حماس برنده آن شد، وارد درگیری‌های خونینی بر سر کنترل نوار غزه شدند. آن درگیری‌ها نهایتاً با برتری حماس پایان یافت. ۱۴ سال بعد، حماس کماکان مسئولیت امور غزه را در دست دارد. بسیاری از کشورها از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا حماس را تشکیلاتی تروریستی می‌دانند.

در حالی که وضع اقتصادی ایران در سال‌های اخیر به‌ویژه در یک سال اخیر در نتیجه همه‌گیری ویروس کرونا و نیز تحریم‌های فلج‌کننده آمریکایی به‌شدت وخیم شده، برخی گزارش‌ها حاکی است که حمایت‌های مالی ایران از سازمان‌های مسلح فلسطینی در غزه کماکان ادامه دارد، هرچند ظاهراً این کمک‌ها به اندازه گذشته نیست.

وزارت دفاع اسرائیل روز دوم دی امسال اعلام کرد که بنی گانتس، وزیر دفاع کشور، فرمان ضبط «چهار میلیون دلار» پول را که به‌تازگی «از ایران برای حماس ارسال شده بود»، صادر کرد.

وزارت دفاع اسرائیل گفت که مبلغ یادشده برای «توسعه زیربناهای تروریستی حماس در غزه از جمله تولید تجهیزات جنگ‌افزاری و پرداخت به فعالان این سازمان» از ایران به غزه رسیده بود.

به‌گفته اسرائیل، ایران پول را برای زهیر شملح، صاحب یک صرافی در غزه که به سران حماس نزدیک است، رسانده بود.

از سال ۱۳۸۸ به این سو و به‌خصوص در اعتراضات دی ۹۶ و آبان ۹۸ مردم ایران به‌ویژه اقشاری که وضع اقتصادی‌شان به‌شدت وخیم شده، با سر دادن شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» تأکید کرده‌اند که مخالف هزینه کردن پول مردم ایران برای نیروهای تحت حمایت جمهوری اسلامی در غزه و دیگر نقاط جهان‌اند.

اما اظهارات مقامات جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که نه‌تنها حمایت‌های مالی تهران از این گروه‌ها ادامه یافته بلکه نیروی قدس سپاه کماکان نقش مؤثری در حمایت تسلیحاتی از حماس دارد.

دبیرکل حزب‌الله لبنان روز هفتم دی در زمینه نحوه حمایت‌های قاسم سلیمانی از حماس و جهاد اسلامی فلسطین گفت که قاسم سلیمانی «برای حمایت لجیستیک از گروه‌های فلسطینی هیچ خط قرمزی قائل نبود و در رساندن موشک‌های کورنت به مقاومت فلسطین در غزه نقش داشت».

حسن نصرالله در مصاحبه با شبکه المیادین افزود: در راستای اقدامات فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه «با رساندن موشک‌های کورنت که سوریه برای ارتش خود از روسیه خریده بود، به حماس و جهاد اسلامی در غزه موافقت کرد».

او همچنین گفت اسماعیل قاآنی، جانشین قاسم سلیمانی در نیروی قدس، به «پرونده‌هایی که در دست فرمانده سلیمانی بود، وارد شده است». اشاره او به «پرونده‌ها» ظاهراً به‌معنای ادامه حمایت ایران از گروه‌های شبه‌نظامی هم‌پیمان با حکومت جمهوری اسلامی در منطقه است.

هم‌زمان رسانه‌های ایران گزارش داده‌اند که نماینده حماس در لبنان برای نخستین بار فاش کرده است که قاسم سلیمانی شخصاً از نوار غزه بازدید کرده بود و «نقش مؤثری در طراحی نقشه تونل‌های زیرزمینی» این باریکه داشت.

احمد عبدالهادی، نماینده حماس در لبنان، این توضیحات را درخصوص «اقدامات فداکارانه» فرمانده وقت نیروی قدس سپاه پاسداران «در جهت تقویت نیروهای حماس» و در اولین سالگرد کشته شدن قاسم سلیمانی بیان کرد.

این مقام حماس همچنین ادعا کرد که «رژیم صهیونیستی [اسرائیل] فقط فکر می‌کند که از امور آگاه است در حالی که هیچ چیزی نمی‌داند».

مقامات و رسانه‌های ایران تا به حال تنها از حضور فرمانده کشته‌شده نیروی قدس در صحنه‌های دیگر منطقه مانند سوریه، عراق و لبنان به‌تفصیل سخن گفته‌اند‌ و تا به امروز خبری در مورد بازدید قاسم سلیمانی از غزه منتشر نشده بود.

ایران از آغاز تأسیس جنبش‌های حماس و جهاد اسلامی فلسطین حامی آن‌ها در رقابت با جنبش فتح بوده است. اما خودداری حماس از موضع‌گیری در راستای بقای حکومت بشار اسد در سوریه و همچنین عدم حمایت حماس از حوثی‌های مورد حمایت ایران در یمن، مناسبات حماس و تهران را در یک دوره چند ساله به‌شدت سرد کرد.

با وجود این، حماس سه سال پیش رسماً اعلام کرد که اختلافاتش با تهران «به تاریخ پیوسته است». قاسم سلیمانی نیز آن زمان در تماس با سران حماس، بر ادامه حمایت تهران از این جنبش تأکید کرد.

No responses yet

Dec 15 2020

آمریکا گروه بحرینی ‌المختار “وابسته به ایران” را تحریم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: ایالات متحده یک گروه بحرینی متهم به طراحی حمله به پرسنل آمریکایی مستقر در منطقه را به لیست سیاه تحریم‌های خود اضافه کرد. مایک پمپئو در بیانیه‌ای ایران را حامی مالی و تدارکاتی “سرایا المختار” خواند.

واشنگتن گروه “سرایا المختار” در بحرین را به لیست سیاه تحریم‌ها وارد کرد. این گروه که پیش‌تر جزء تشکیلات تروریستی دسته‌بندی شده بود، گروهی زیرزمینی است که اعضایش بیشتر در زندان یا در ایران هستند.

مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا سه شنبه ۱۵ دسامبر، با اعلام تحریم “سرایا المختار” ، این گروه را “تهدیدی قابل توجه” علیه امنیت و سیاست خارجی واشنگتن و عامل حمله به پرسنل آمریکایی در بحرین خواند.

در توییتر فارسی وزارت خارجه آمریکا به نقل از پمپئو آمده است: «تحریم امروز سرایا المختار پیامی راسخ به رژیم ایران می‌فرستد که ما به نیابتی‌های تروریست اجازه تهدید مردم بحرین و پرسنل آمریکایی مستقر در آنجا را نمی‌دهیم.»

پمپئو این گروه را به دریافت کمک مالی و تدارکاتی از ایران متهم کرده و هدف فعالیت‌های ان را سقوط دولت بحرین و کمک به نفوذ هرچه بیشتر ایران دانسته است. بر اساس این تحریم، دارایی‌ یا حساب احتمالی اعضای سرای‌المختار در ایالات متحده بلوکه می‌شود و هیچ شهروند آمریکایی حق هیچ گونه مبادلات مالی یا تماس با آنها را ندارد.

بحرین محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست که سنگری امنیتی در برابر جمهوری اسلامی تلقی می‌شود.

اکثریت شیعی بحرین در سال ۲۰۱۱ و در پی بهار عربی، علیه هیات حاکمه سنی این کشور قیام کردند. این شورش با کمک عربستان سعودی و امارات متحده سرکوب شد. از آن زمان به بعد، شبه‌نظامیان شیعی حملات پراکنده‌ای علیه نیروهای دولتی انجام می‌دهند. بحرین مسئولیت این فعالیت‌ها را متوجه جمهوری اسلامی می‌کند اما تهران هر گونه دخالت در امور داخلی بحرین را رد می‌کند.

در ماه سپتامبر، دولت أمریکا به گزارش وزارت کشور بحرین استناد کرد که حاکی از تعلیم و تسلیح چریک‌های المختار از سوی سپاه پاسداران بود. این گزارش عنوان می‌کرد که گروه یادشده با حملات نامنظم خود در صدد بی‌ثبات کردن اوضاع سیاسی بحرین و ایجاد فرصت برای نفوذ هرچه بیشتر ایران است.

No responses yet

Dec 02 2020

انتشار فیلم وزارت اطلاعات؛ پرده‌برداری از نزاع با سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,درگیری جناحی,سپاه,سیاسی


بی‌بی‌سی: تصاویری از فیلم جدید وزارت اطلاعات؛ در این مستند علت عمده ترور‌ها و انفجارها گذشته به موازی‌کاری امنیتی نسبت داده می‌شود

به تازگی وزارت اطلاعات ایران فیلمی کم‌سابقه درباره موفقیت‌های این نهاد و موازی‌کاری دستگاه‌های اطلاعاتی در ایران منتشر کرده است. اما تنها چند روز پس از انتشار این مستند، ترور محسن فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای بار دیگر توان دستگاه‌های امنیتی ایران را به چالش کشید.
آیا آنگونه که فیلم “مدال گمنامی” مدعی است، موازی‌کاری‌ دستگاه‌های اطلاعاتی، وضعیت امنیتی ایران را آسیب‌پذیر کرده است؟ رقابت‌های اطلاعاتی در ایران چقدر جدی است؟ آیا قدرت وزارت اطلاعات افول کرده است؟
در “مدال گمنامی” سه راوی و مقام ارشد امنیتی مقابل دوربین ظاهر می‌شوند: جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسداران، محمد ری‌شهری وزیر موسس وزارت اطلاعات و محمود علوی وزیر فعلی این وزراتخانه. تمرکز هر سه نفر بر ضرورت دستگاه اطلاعاتی واحد و همچنین اهمیت جایگاه وزارت است.
در این فیلم تصاویر تازه‌ای هم از مخالفان ربوده شده حکومت پخش می‌شود: ویدیوهایی جدید از اعتراف‌گیری از جمشید شارمهد رئیس رادیو تندر متعلق به انجمن پادشاهی و حبیب اسیود از رهبران گروه مقاومت ملی الاحواز.

توضیح تصویر،تصاویری از بازداشت جمشید شارمهد؛ در این مستند، تصاویری تازه از مخالفان ربوده شده حکومت نیز پخش می‌شود

این فیلم درست چندی پس از آن منتشر شد که در تابستان امسال دو رویداد، تردیدهایی درباره توان دستگاه‌های امنیتی ایران پدید آورد: خرابکاری در سایت‌ هسته‌ای نظنز و ترور نفر دوم القاعده در تهران.
شاید به همین خاطر به نظر می‌رسد مضمون این برنامه از یکسو دفاع از حیثیت و کارنامه وزارت اطلاعات است و از سوی دیگر آسیب‌شناسی فعالیت‌های اطلاعاتی برای رفع بحران امنیتی حاضر.

انتقاد فیلم از موازی‌کاری

تا پیش از تشکیل وزارت اطلاعات چند نهاد موازی فعالیت‌های اطلاعاتی را پیش می‌بردند از جمله دفتر تحقیقات نخست وزیری، واحد اطلاعات سپاه، تشکیلات کمیته‌ها، تشکیلات دادستانی و اطلاعات ارتش.
در فیلم “مدال گمنامی” اما با نقد این وضعیت حضور پراکنده واحدهای اطلاعاتی، آن هم بدون فرماندهی واحد، “مایه موازی‌کاری” و “نفوذ” و “رخنه‌ امنیتی” معرفی می‌شود.
به نظر می‌رسد که اشاره‌های تاریخی فیلم در واقع کابرد امروزی نیز دارد.
“رخنه امنیتی” کلید واژه‌ای است که بارها پس از خرابکاری در سایت هسته‌ای نطنز و اکنون پس از ترور محسن فخری‌زاده از سوی برخی مقام‌های عالی امنیتی و نظامی ایران تکرار شده است.

توضیح تصویر،در این فیلم انفجار نهم مهر ۱۳۶۱ در میدان توپخانه نقطه عطف تاسیس وزارت اطلاعات معرفی می‌شود

جواد منصوری، از فرمندهان اولیه در سپاه، در بخشی از فیلم می‌گوید “یکی از مسائلی که در سال۱۳۶۰ خودش را نشان داد ناهماهنگی و تعارض دستگاه‌های اطلاعاتی بود. گاهی اطلاعات گم می‌شد، گاهی منحرف می‌شد. بعضا سو,استفاده‌هایی هم رخ می‌داد. افرادی را که از یک واحد اطلاعاتی بیرون می‌کردند به واحدی دیگر می‌رفتند”.
محمد ری‌شهری وزیر موسس وزارت اطلاعات، نیز در فیلم تاکید می‌کند که در سال‌های نخست “به خاطر موازی‌کاری، اقدامات نتیجه نداشت و مشکلات امنیتی زیادتر می‌شد”.
فیلم با انفجار بزرگ و خونین نهم مهر ۱۳۶۱ شمسی در میدان توپخانه تهران آغاز می‌شود. بر اساس این فیلم واقعه نهم مهر، نقطه عطفی بود که ایده تاسیس وزارت اطلاعات را کلید زد تا “سازمانی قانونی” و “متمرکز” فعالیت‌های اطلاعاتی را دست بگیرد. بنابر روایت فیلم، انفجار بمب ۱۵۰ کیلویی در میدان توپخانه، این پرسش را پیش کشید که چطور انفجاری در این ابعاد رخ داد و هیچ نهادی هم به آن پی نبرد؟>
در فیلم “مدال گمنامی” ترور‌ها و انفجار دهه شصت به عنوان ضعف ناشی از موازی کاری معرفی می‌شود.

روایت‌های کمتر شنیده‌شده از نزاع اطلاعات و سپاه

در سال ۱۳۶۲، با تصویب قانون تشکیل وزارت اطلاعات در مجلس و شورای نگهبان، نزاع تاریخی میان وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران آغاز می‌شود.
بر اساس این قانون کلیه امکانات، ساختمان‌ها و پرسنل دیگر واحد‌های اطلاعاتی از جمله اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات منتقل شود.
آقای ری‌شهری اما می‌گوید در فضای سیاسی آن روز “متمرکز کردن نهادهای اطلاعاتی مختلف به خصوص نهاد اطلاعاتی سپاه و آوردنش در وزارت کار دشواری است”.
یک تحلیل‌گر اطلاعاتی آن دوران که نخواست نامش فاش شود در گفت‌وگویی اختصاصی به بی‌بی‌سی فارسی گفت: “تا پیش از تشکیل وزارت، اطلاعات سپاه همه کاره اطلاعات کشور بود. بعد بنابر قانون قرار شد تمام امکانات و پرسنل به وزارت اطلاعات منتقل شود. اولین جایی که دعوا شکل گرفت ساختمان ساواک در پاسداران بود که ستاد مرکزی سپاه بود. از طرفی چون آن زمان سپاه ماموریت‌های اطلاعاتی داخلی داشت، دستگاه‌های شنود و خودروهای مدل بالا و بی‌سیم‌های دیجیتالی هم خریده بود. اما تمام این‌ امکانات را از سپاه گرفتند و به وزارت دادند. یکباره سپاه خشک شد و این به شکل یک عقده تاریخی در بچه‌های سپاه ماند.”>
او می‌گوید: “مشکل اصلی سپاه در این مقطع در واقع از دست دادن ماموریت‌های محوله بود. به عبارت دیگر، کوتاه شدن دست سپاه از حضور و نفوذ در مهمترین عرصه قدرت یعنی اطلاعات. برخی از نیروهای موسس سپاه که از گروه‌های هفت‌گانه مجاهدین انقلاب اسلامی می‌آمدند به تجربه دریافته بودند که اطلاعات یعنی قدرت، یعنی حضور در عرصه تاثیرگذاری بر وقایع. بنابراین حاضر نبودند به راحتی از آن بگذرند و یا حتی فراموش کنند. از طرف دیگر، داشتن وظیفه و ماموریت در این زمینه امکانات زیادی به سپاه می‌داد و از دست رفتن این امکانات هم خوشایند نبود. مجموع تمام این از دست رفتن‌ها یعنی از دست رفتن ماموریت، وظایف، بودجه و امکانات موجب سرخوردگی و تشنج می‌شد و نه صرفا گرفتن تعدادی خودرو و یا بی‌سیم و ساختمان. تنزل این درگیری‌ها بین سپاه و وزارت به چند خودرو و بی‌سیم شاید اهمیت مسئله را کاهش دهد”.
رقابت‌های سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به حدی رسید که شایعاتی مبنی بر خنثی‌سازی و خرابکاری در عملیات‌های خارجی دو طرف منتشر شده بود.
از جمله به گفته این تحلیلگر، “شایعاتی منتشر شده بود که وزارت اطلاعات در لو دادن جاسازی بمب در ساک حجاج ایرانی در سال ۱۳۶۵ پلیس عربستان نقش داشته است”. منابع نزدیک به آیت‌الله منتظری مسئولیت این بمبگذاری را به سپاه پاسداران منتسب می‌کردند.”
او می‌گوید “در مواردی نیز سپاه پاسداران عملیات وزارت اطلاعات را با مانع مواجه کرد، از جمله گفته می‌شد در ماجرای ربودن ابوالحسن مجتهدزاده از اعضای سازمان مجاهدین در سال ۱۳۶۷؛ این سپاه پاسداران بود که پلیس ترکیه را با خبر کرد”.
ماموران ترکیه آقای مجتهدزاده را از صندوق عقب خودروی یک دیپلمات جمهوری اسلامی و پیش از انتقال به ایران نجات دادند.
این درگیری در سال‌های اخیر شدت بیشتری هم به خود گرفته و به رسانه‌ها کشیده است. از جمله پس از بازداشت فعالان محیط زیستی موسسه میراث حیات وحش پارسیان و همچنین دستگیری عبدالرسول دری اصفهانی عضو تیم مذاکرات هسته‌ای، وزارت اطلاعات بر خلاف نظر اطلاعات سپاه، به صراحت اعلام کرد که این افراد جاسوس نیستند.
در پرونده متهمان به ترور جاسوسان هسته‌ای نیز مازیار ابراهیمی در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی افشا کرد که چطور اختلاف سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات ایران در نهایت به نفع پرونده او تمام شد. به گفته مازیار ابراهیمی، مامور اطلاعات سپاه پس از بازجویی از او متوجه می‌شوند که او در حقیقت زیر فشار و شکنجه مجبور به اعتراف شده است.

وزارت اطلاعات به دنبال چیست؟

با قدرت‌گیری اطلاعات سپاه، این نیرو در حوزه وظایف قدرتمندترین معاونت‌های وزارت اطلاعات از جمله معاونت اطلاعات خارجی و ضدجاسوسی هم دخالت کرد. بخش خارجی و ضدجاسوسی از جمله مهمترین معاونت‌های وزارت اطلاعات معرفی می‌شود.
به نظر می‌رسد برای وزارت اطلاعات باز پس‌گیری حوزه ضدجاسوسی و خارجی و همزمان به دست گرفتن قدرت در “شورای هماهنگی اطلاعاتی” از اولویت‌های اصلی است.
محمود احمدی نژاد در دولت نخست خود تلاش کرد نهادهای امنیتی از جمله معاونت اطلاعات سپاه را زیر چتر تشکلی به نام “شورای هماهنگی اطلاعاتی” گردآورد.
قرار بود وزارت اطلاعات در رأس “شورای هماهنگی اطلاعاتی” قرار داشته باشد. اما در نهایت سال ۱۳۹۶ حسن روحانی، ضمن انتقاد از موازی‌کاری‌ها، اعلام کرد تنها توقعش از وزیر اطلاعات آن است که “محکم پشت فرمان شورای هماهنگی اطلاعاتی” بنشیند.

توضیح تصویر،در این فیلم روایتی کم‌سابقه از حضور و سخنرانی قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۵ در وزارت اطلاعات منتشر می‌شود

در فیلم مدال گمنامی وزارت اطلاعات می‌کوشد ضمن گوشزد کردن خطر حفره‌های امنیتی و نفوذ ناشی از موازی‌کاری، به نحوی به حل اختلاف با سپاه نیز امیدوار باشد.
در بخشی از این فیلم، ویدیوی حضور قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده سپاه قدس در عراق پخش می‌شود که او با حضور در وزارت اطلاعات از خدمات این نهاد تقدیر می‌کند.
به نظر می‌رسد قاسم سلیمانی در سال ۱۳۹۵ یعنی درست در زمانی اختلاف وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه به اوج رسیده به این وزارتخانه رفته است.
با این حال، ۳۶ سال پس از تشکیل وزارت اطلاعات این نهاد به سال‌های نخست انقلاب و دوران تعدد نهادهای اطلاعاتی بازگشته است.
افول وزارت: وزرای تازه‌کار و مهاجرت به اطلاعات بیت


توضیح تصویر،پس از ریاست محمد ری‌شهری و علی فلاحیان، عملا وزرای بعدی چندان با کار اطلاعاتی آشنا نبودند

در سال‌های کذشته این برداشت رایج بوده که رقابت و موازی‌کاری‌های اطلاعاتی سال‌های گذشته، ‌می‌توانسته تا حدی بر آسیب‌پذیری وضعیت امنیتی در ایران تاثیر بگذارد.
از جمله به گفته تحلیل‌گر اطلاعاتی پیشین ایران، “وزارت اطلاعات در دهه نخست فعالیتش به عنوان نهادی قدرتمند جا افتاد. سرویس‌های اطلاعاتی کشورهای دیگر هم این وزارتخانه را به عنوان نهادی پذیرفتند که قواعد بازی را می‌شناسد و با آن تبادل اطلاعاتی داشتند. این جایگاه اما در سال‌های گذشته یعنی بعد از ریاست ری‌شهری و فلاحیان از دست رفت”.
به گفته بسیاری از ناظران فعالیت‌های اطلاعاتی و امنیتی ایران، پس از ریاست محمد ری‌شهری و علی فلاحیان، عملا وزرای بعدی چندان با کار اطلاعاتی آشنا نبودند. من جمله محمود علوی که خود به صراحت در مصاحبه‌ای اعلام کرد تا پیش از دولت یازدهم هرگز سابقه کار اطلاعاتی نداشت.
در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی هم به دنبال درگیری‌های داخلی ناشی از قتل‌های سیاسی زنجیره‌ای، شمار زیادی از معاونان و نیروهای زیر دست این وزارتخانه به تشکیلات تازه تاسیس اطلاعاتی بیت رهبری پیوستند.
در این دوران نه بیت رهبری و نه دولت محمد خاتمی – هر یک به دلایل خود- اعتمادی به کار این وزاتخانه ندارند. در نتیجه برخی ناظران سیاسی هم بر این نظرند که از قضا در فاصله قتل‌های زنجیره ای تا بالا گرفتن قدرت اطلاعات موازی در اواسط دوره دوم خاتمی، کاهش قدرت وزارت اطلاعات، تا حدی فشار را از روی جامعه مدنی کاهش داد.

بحران خانه‌های تیمی اشرافی و قطع تبادل اطلاعاتی

از دیگر دلایل افول وزارت اطلاعات، فعالیت‌های اقتصادی گسترده این وزارت خوانده می‌شود. اگرچه بعدتر این فعالیت‌ها تا حدی محدود شد.
این فعالیت‌های اقتصادی هم امکانی بود برای پوشش اطلاعاتی و هم راهی برای جبران کسری بودجه و پرداخت پاداش نیروها.
با این حال تحلیل‌گر پیشین اطلاعاتی حکومت ایران به بی‌بی‌سی می‌گوید مشکل این بود که دیگر مشخص نبود که کار اطلاعاتی برای نیروها اولویت است یا فعالیت اقتصادی.
این تحلیل‌گر پیشین اطلاعاتی می‌گوید: “نیروهای وزرات به مرور زمان با توجه به نوع کار طبقه‌ای را ایجاد کردند که خصوصا از سطح مدیران میانی به بالا حالت تجملی و اشرافی داشت. یعنی سبک خاصی از زندگی مرفه که اصولا در میان نیروهای سپاه تا مدتها بعد جایی نداشت. این تجمل ناشی از امتیازاتی بود که به آنها واگذار می‌شد. مثلا در مقطعی برای جلوگیری از استفاده شخصی خودروهای وزارت آنها را به مدیران این وزارتخانه به قیمت نازل واگذار کردند به این شرط که از آنها برای مقاصد کاری هم استفاده کنند اما این ایده در عمل شکست خورد و نه تنها از آنها برای کار استفاده نشد بلکه وزارتخانه مجبور شد تا خودروهای جدید خریداری کند. یا تمام منازل اطراف وزارت اطلاعات به بهانه‌های امنیتی بتدریج خریداری و به کادرهای بالای وزارت داده شد”.
در سال‌های بعد به دنبال ترورهای فرامرزی مخالفان سیاسی، تحریم و قطع روابط با دیگر کشورها، روابط و تبادل اطلاعاتی با دیگر سرویس‌های اطلاعاتی نیز به شدت محدود شد. این موضوع برای وزارت اطلاعات به عنوان نهاد رسمی امنیتی ایران ضربه‌ای جدی تلقی می‌شد.


توضیح تصویر،محمود علوی در بخشی از صحبت‌هایش در فیلم مدال گمنامی از بزرگنمایی کارهای کوچک دیگران در صدا و سیما انتقاد می‌کند

شاید به همین خاطر است که محمود علوی در بخشی از صحبت‌هایش در فیلم مدال گمنامی می‌گوید دیگران یک کار کوچکی می‌کنند، در صدا و سیما اینقدر مطرح می‌شود و مردم به آنها توجه می‌کنند اما ما دستگاه اطلاعاتی کارهای به این بزرگی می‌کنیم و جایگاهی نداریم. این موضوع روی انگیزه کارکنان دستگاه اطلاعاتی تاثیر می‌گذارد.
در سال‌های گذشته، موضوع نهادهای موازی با وزارت اطلاعات یکی از مشکلات اصلی بوده که سه رئیس‌جمهوری پیشین به شکل علنی در فضای عمومی مطرح کرده‌اند.
با این حال، به نظر می‌رسد وزارت اطلاعات که هنوز در سودای سال‌های یکه‌تازی اطلاعاتی، در ۱۲ سال نخست فعالیت این نهاد است و به همین خاطر موازی‌کاری و رقابت دستگاه‌های امنیتی را بزرگترین خطر پیش روی خود می‌شمارد.
تحلیلگر سابق اطلاعاتی ایران اما به بی‌سی‌سی می‌گوید “این اختلاف‌ها پایان نخواهد یافت. سپاه به محض اینکه فرصت یافت دوباره واحد اطلاعاتی‌اش را بازسازی کرد، این بار هزار بار قوی‌تر از گذشته. سپاه بسیاری از حوزه‌ها و اختیارات را در دست گرفته‌ و وزارت را به یک ناظر تبدیل کرده‌ است”.

No responses yet

Dec 01 2020

فرماندهان جدید دو سپاه تهران؛ ارتقا به شرط سرکوب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سپاه


رادیوفردا: حسن حسن‌زاده و احمد ذوالقدر دو فرمانده منصوب شده جدید در سپاه‌های استانی تهران
در ابتدای آذرماه و از سوی فرمانده کل سپاه پاسداران، سردار حسن حسن‌زاده به عنوان فرمانده «سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ» و سردار احمد ذوالقدر به سمت فرمانده «سپاه سیدالشهدای استان تهران» منصوب شدند.

حسن حسن‌زاده از مهرماه ۱۳۹۷ فرمانده سپاه سیدالشهدا تهران یعنی شهرستان‌های اطراف پایتخت بود و حالا -به نوشته برخی وبسایت‌های حکومتی در جمهوری اسلامی- او با فرماندهی سپاه محمد رسول‌الله ملقب به «بزرگترین سپاه ایران» به نوعی در ساختار سپاه «ارتقا» یافته است. سپاه محمد رسول‌الله تهران در پی تغییر ساختار در سپاه پاسداران و تشکیل سپاه‌های استانی در سال ۱۳۸۷، با ادغام لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله و سپاه استانی تهران تشکیل شد.

حسن‌زاده پیش از حضور در سپاه سیدالشهدا، از دی ۱۳۹۶ به مدت ۹ ماه فرماندهی سپاه قائم آل محمد استان سمنان را نیز برعهده داشت؛ در سابقه وی، فرماندهی «قرارگاه قدس ثارالله» و همچنین «ناحیه بسیج امیرالمومنین تهران» نیز دیده می‌شود.

سابقه عضویت او در بسیج و سپاه اما به سال‌های جنگ ایران و عراق باز می‌گردد؛ آنچنانکه به گفته خودش، سال ۱۳۶۵ و در ۱۷ سالگی به عنوان بسیجی، روانه جنگ با عراق شد و از آنجا که خود را«لایق» عضویت در سپاه نمی‌دانست، بعد از مدت‌ها خودداری و مقاومت سرانجام در سال‌های پایانی جنگ «با اصرار نیروهای بخش گزینش سپاه» رسما به سپاه پیوست: «چندتا فرم پر کردم و کارها خیلی زود انجام شد؛ مثل الان نبود که خیلی پیچیده باشد».

حالا، این «ارتقا»ی حسن‌زاده به فرماندهی سپاه محمد رسول‌الله تهران، قطعاً بی‌ارتباط با سرکوب خونین اعتراض‌های مردمی آبان‌ ۹۸ در شهرهای اطراف تهران نیست؛ رقم دقیقی از شمار جان‌باختگان آبان‌ماه در این شهرها منتشر نشده با این حال بسیاری از شهرهای تحت فرماندهی حسن‌زاده از جمله اسلامشهر، شهر ری، قلعه حسن‌خان، ملارد و شهریار شاهد خونین‌ترین سرکوب‌ها توسط نیروهای سپاه پاسداران بودند؛ برخی برآوردها شمار کشته‌شدگان در این مناطق را دست‌کم ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر برآورد کرده‌اند.

او سوم آذرماه ۱۳۹۸ در مراسم تشییع یکی از نیروهای امنیتی در شهریار، معترضان را «مزدوران اجیر شده توسط ایادی استکبار جهانی» لقب داد که «پول گرفته‌اند تا با چاقو، قمه و سلاح گرم به مردم حمله کنند» و سپس «کشته‌سازی کنند». او تقریباً یک سال قبل در جریان راهپیمایی حکومتی ۹ دی، مشابه همین جملات را درباره «جنبش سبز» نیز به کار برده و مدعی شده بود که «عوامل فتنه در اروپا آموزش دیده بودند» و «دشمن بیش از ۳۶ هزار نفر را برای لشکرکشی خیابانی آموزش داده بود».

حسن‌زاده از جمله طرفداران برپایی «محله اسلامی» است آنچنانکه نه تنها در زمان مسئولیت در تهران، بلکه پیشتر در سمنان نیز از تشکیل «۲۲ محله اسلامی» خبر داده بود چرا که به گفته وی، «تمدن اسلامی باید از نهادهای کوچک‌تری مانند محله آغاز شود». او حتی از حامیان استقرار «ایستگاه بسیج در هتل‌ها» است و دی‌ماه سال ۱۳۹۷، کیلومترها دورتر از محل خدمتش، در مراسم «افتتاح اولین پایگاه بسیج مستقر در هتل‌های کشور» در مشهد حضور یافت.

راه‌اندازی گروه‌های بسیجی در قالب‌ها و اسامی مختلف همچون «کاروان انقلاب»، «اردوهای صالحین» و «کاروان مقاومت» از دیگر علایق و برنامه‌های اوست که اغلب بهانه‌یی برای برگزاری مانور و تجمع توسط نیروهای بسیجی و لباس شخصی، شناسایی و جذب نیروهای احتمالی و همچنین ارعاب مخالفان است.

حسن‌زاده نیز همچون دیگر فرماندهان رده بالای سپاه، مطیع و مجیزگوی رهبر جمهوری اسلامی است؛ آنچنانکه مثلا درباره مذاکره با ایالات متحده ضمن تکرار جمله‌ای از علی خامنه‌ای، مذاکره با امریکا را «سم» می‌داند: «مذاکره با آدم‌های حسابی در دولت آمریکا غلط است، این افراد که اصلاً آدم حسابی نیستند».

او در یکی از آخرین اظهارنظرها پیش از آغاز سمت جدیدش با بیان اینکه «مردم آمریکا هیچ نقشی در انتخابات کشورشان ندارند» ادعا کرد که «ایران بهترین نظام دموکراسی جهان را در اختیار دارد».

اما در دیگر جابه‌جایی مهم در سپاه تهران، احمد ذوالقدر به فرماندهی سپاه سیدالشهدا منصوب شد و در حقیقت، سمت پیشین حسن حسن‌زاده را برعهده گرفت. در سابقه او، فرماندهی نواحی مقاومت شمیرانات و مقداد، جانشینی فرمانده سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ و معاونت هماهنگ‌کننده در قرارگاه امنیتی ثارالله تهران دیده می‌شود.

خانواده ذوالقدر در اوایل دهه چهل از قزوین به تهران مهاجرت کردند؛ پدرش کارگر بازار فرش بود. ذوالقدر در سال‌های جنگ ایران و عراق، حضور فعالی در لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله داشت؛ این لشکر در زمستان سال ۱۳۶۰ توسط احمد متوسلیان و بعد از انجام عملیاتی با همین عنوان، از ترکیب نیروهای سپاه در کردستان تشکیل شد. گفته می‌شود که نام «سپاه تهران بزرگ» نیز از نام همین لشکر الهام گرفته است.

برادر احمد، اسدالله ذوالقدر، نیز در جنگ ایران و عراق حضور داشت و مدتی برای آموزش‌های نظامی به لبنان رفت و سرانجام ۹ روز بعد از پایان جنگ در شلمچه کشته شد.

ذوالقدر از جمله سپاهیانی است که خیلی درباره فضای مجازی، نگرانی دارد؛ آنچنانکه نه تنها صراحتا بر فعالیت گسترده «لشکرها و گردان‌های سایبری سپاه» تاکید کرده بلکه حتی سال‌ها قبل مثلاً در آبان سال ۱۳۸۳ از «همكاری بسيجيان در زمينه برخورد با سايت‌های مبتذل و مستهجن با همكاری وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات» خبر داد.

او در زمینه برپایی الگوهایی همچون «بسیج محلات» و طرح‌ریزی برای سرکوب اعتراض‌های مردمی، حتی تندروتر از حسن حسن‌زاده است و سابقه بلندبالاتری دارد؛ مثلاً در اسفند سال ۱۳۸۸ در اوج جنبش سبز، او به عنوان «جانشين فرمانده سپاه محمد رسول‌الله»، در فاصله زمانی کوتاهی، تعداد «ناحیه بسیج» در تهران را به ۲۲ ناحیه افزایش داد تا نیروهای بسیج و لباس شخصی در محدوده جغرافیایی کوچک‌تر و با اختیارات بیشتر، معترضان را سرکوب و شناسایی کنند: «این نواحی، دسترسی بهتری به بسيجيان و پايگاه‌های مقاومت دارند».

هر دو سپاه محمد رسول‌الله و سیدالشهدا در کنار قرارگاه امنیتی ثارالله تهران عملاً کنترل امنیتی تهران و شهرهای اطراف را در اختیار دارند و با شروع اعتراض‌های مردمی، ضمن سازماندهی نیروهای لباس شخصی، از هیچ اقدامی برای سرکوب معترضان چشم‌پوشی نمی‌کنند؛ حالا این دو سپاه تحت امر حسن حسن‌زاده و احمد ذوالقدر قرار گرفته‌اند. بویژه «ارتقا»ی حسن‌زاده به سمت فرماندهی سپاه محمد رسول‌الله به معنای رضایت «نظام» از عملکرد وی در سرکوب خونین اعتراض‌های آبان‌ماه ۹۸ در شهرهای اطراف تهران است.

این جابه‌جایی در بالاترین سطوح عملیاتی- امنیتی سپاه بی‌ارتباط با نزدیک‌شدن به ماه‌های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری در بهار سال آینده و احتمال آغاز دور جدید اعتراض‌های مردمی نیست؛ ناتوانی دولت در کنترل ویروس کرونا و وخیم‌تر شدن اوضاع اقتصادی مردم، همزمان با بالا گرفتن احتمالی بحث‌های سیاسی در رسانه‌ها، عملاً بخش‌های امنیتی نظام را به حالت آماده‌باش درآورده است؛ این همه در حالی است که تلاش گروه‌ها و چهره‌های مهم اپوزیسیون خارج از کشور برای همگرایی نیز به طور معناداری بر نگرانی «نظام» درباره هدفمندتر شدن اعتراض‌ها افزوده است.

No responses yet

Nov 19 2020

مشاور فرمانده کل سپاه از ‘رئیس‌جمهور نظامی’ دفاع کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: سرتیپ اسماعیل کوثری، مشاور فرمانده کل سپاه، از امکان به ریاست‌جمهوری رسیدن یکی از اعضای این نیروی نظامی دفاع کرده و گفته است نباید با استفاده از واژه نظامی “مردم را ترساند”.

آقای کوثری، که با خبرآنلاین مصاحبه کرده، با مقایسه مقام‌های نظامی و سیاسی و در دفاع از نظامی‌ها گفته: “الان آن سیاسیونی که ۴۰ سال مسؤلیت به عهده گرفتند چکار کردند؟”

هفت ماه مانده به سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران، در خرداد ۱۴۰۰، هنوز روشن نیست که چه کسانی نامزدهای احتمالی جریان‌های سیاسی اصلی خواهند بود.

در عین حال گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال به قدرت رسیدن فردی با سابقه نظامی در رسانه‌های ایران منتشر شده و محسن رفیقدوست، وزیر سابق سپاه، از ریاست‌جمهوری احتمالی یکی از فرماندهان این نیرو دفاع کرده است.

سرتیپ اسماعیل کوثری، مشاور حسین سلامی، گفته پرداختن به احتمال ریاست‌جمهوری یک نظامی “جنگ روانی” است و منظور از نظامی “بچه‌های سپاه” است.

او در دفاع از ریاست‌جمهوری یک فرد نظامی گفته است: “مگر نظامی ها چکار کرده اند که مردم را می ترسانیم؟ از جان خودشان گذشتند و دشمن را از خاک خودشان بیرون کردند… همین الان هم در کارهای عمرانی و معیشتی جلودار هستند، آنها با کمترین امکانات به دورترین نقاط می‌روند و کار می‌کنند. ما باید سابقه اینها را ببینیم.”

آقای کوثری خود از سپاه به مجلس شورای اسلامی رفت و پس از دو دوره نمایندگی به سپاه برگشت و جانشین قرارگاه ثارالله شد که مسئول امنیت تهران است.

او چندی پیش مشاور فرمانده کل سپاه شد.

اسماعیل کوثری گفته منتقدان رئیس‌جمهور نظامی، “ترس از این دارند که نظامی ها با فداکاری‌هایشان بین مردم محبوبتر شوند، اینها از این می‌ترسند که نظامی‌ها مسؤلیت بگیرند و کار را دنبال کنند و مقابل دشمن محکمتر بایستند.”

فرمانده کل سپاه در مراسمی وسیله‌ای را به عنوان کرونایاب نشان داد که مایه تمسخر او در رسانه‌ها شد

آقای کوثری از “سیاسی” بودن و تخصص داشتن فرماندهان سپاه دفاع کرده و گفته است آنها تنها نباید وابستگی حزبی داشته باشند.

او گفته: “فرمانده کل سپاه که آقای محسن رضایی بود قبل از انقلاب دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود و حتی اگر بقیه برادران را هم حساب کنید باید ببینید که از نظر سواد نسبت به آقایانی که خودشان را سیاسی می دانند کدامشان باسوادتر هستند.”

مشاور فرمانده کل سپاه گفته اگر کسی از میان سپاهی‌ها بخواهد نامزد ریاست جمهوری شود باید یا استعفا دهد یا بازنشسته شود.

نامزدی فرماندهان سابق سپاه در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران سابقه دارد.

علی شمخانی، علی لاریجانی، محمدباقر قالیباف، محسن مهرعلیزاده و محسن رضایی از جمله فرماندهان سپاه بوده‌اند که در کارزار انتخاباتی برای رسیدن به ریاست‌جمهوری شکست خورده‌اند.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور پیشین ایران و سعید جلیلی، نماینده رهبر در شورای عالی امنیت ملی هم با سابقه نظامی در انتخابات حاضر شدند که تنها آقای احمدی‌نژاد توانست به ریاست جمهوری برسد.

علاوه بر اینها حسن روحانی و اکبر هاشمی رفسنجانی در دوران جنگ ایران و عراق مسئولیت‌هایی در فرماندهی جنگ داشتند و محمد خاتمی هم عضو ستاد عملیات جنگ بود.

گسترش فعالیت‌های سپاه در دهه‌های اخیر انتقادهای مقام‌های سیاسی را به دنبال داشته و از جمله آقای روحانی از “دولت با تفنگ” و آقای احمدی‌نژاد از “برادران قاچاقچی” انتقاد کرده بودند.

سپاه پاسداران در سال‌های اخیر شاهد حملات پیاپی اسرائیل به مواضعش در سوریه بوده و گزارشی از واکنش این نیرو منتشر نشده است.

کشته شدن قاسم سلیمانی در حمله آمریکا، و تلافی سپاه که هیچ تلفاتی برای آمریکا نداشت، و همچنین فاجعه سرنگونی هواپیمای اوکراینی با موشک سپاه، به تبلیغات آن در افکار عمومی ایران ضربه زده است.

با آغاز شیوع کرونا در ایران هم سپاه تلاش‌هایی برای مشارکت در درمان بیماران و مهار ویروس داشته، اما اقداماتی نظیر نمایش دستگاه “مستعان ۱۱۰” از طرف فرمانده کل سپاه، باعث زیر سوال رفتن آنها شده است.

No responses yet

Sep 10 2020

محسن هاشمی: با اصرار قالیباف پروژه خط ۷ مترو را به سپاه دادیم و دادگاهی شدیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: محسن هاشمی، رئیس شورای اسلامی شهر تهران چهارشنبه ۱۹ شهریور گفت٬ «با اصرار» محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران و رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی، خط ۷ مترو را به قرارگاه خاتم الانبیا دادیم و الان پرونده‌مان به دادگاه رفته و بازرسی کل کشور اعلام جرم کرده است.

رئیس شورای شهر تهران در توئیتی نوشته است: بازرسی کل کشور می‌گوید «چرا مترو را به سپاه دادید که ساخته شود و اگر اینطور قرار باشد ادامه یابد دیگر نمی‌توانیم خطوط مترو را برای ساخت به قرارگاه بدهیم».

وی همچنین روز سه‌شنبه در آیین افتتاح خط ۱۰ و توسعه شمالی خط ۷ خطاب به سعید محمد، فزمانده قرارگاه خاتم ‌الانبیاءگفت: «خط هفت را به شما دادیم اما حالا در دادگاه هستیم، چرا که یک روزی به اصرار، خط هفت را به شما دادیم و بعد از آن بازرسی کل کشور گفت که چرا این خط را به خاتم الانبیا دادید و پرونده ما در بازرسی شعبه ۱۳ مفتوح است و چند بار گفته‌اند که ما به خاطر دادن متروی تهران به قرارگاه مورد اتهام هستیم و بارها هم به شما گفتیم که این موضوع را پیگیری کنید و هنوز کار گیر است».

محسن هاشمی دقیقا نگفت اتهام سازمان بازرسی چیست، اما در آیین افتتاح فاز ۱ خط ۷ مترو در سال ۹۶، چند تن از اعضای شورای شهر نسبت به نا ایمن بودن این پروژه هشدار دادند و اعلام کردند به رغم نامه‌نگاری‌های آنها درباره این موضوع، پروژه افتتاح شده است.

همان زمان رحمت‌الله حافظی رییس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر متن نامه‌های اداری مدیران مترو و شهرداری را درباره نا ایمن بودن خطوط مترو قرائت کرده و گفته بود خط ۷ مترو ۲۰ خرداد ۹۶ افتتاح شد و دو روز قبل از آن معاون عملیات و نقلیه ریلی خطاب به احمدی بافنده، مدیرعامل بهره‌برداری می‌نویسد: «ورود مسافر به خط ۷ مترو با خطرات بسیاری رو به روست و در صورت وقوع کوچک‌ترین رخداد غیرعادی منجر به بحران خواهد شد و هرگونه کمک به مسافران ناممکن است».

محمد علیخانی، رئیس کمیسیون حمل ونقل شورای شهر تهران نیز سال گذشته از ورود سازمان بازرسی کل کشور به موضوع ایمنی خطوط ۶ و ۷ متروی تهران خبر داده بود.

روزنامه همشهری هم نوشته بود، در مساله ایمنی خط ۷ مترو کارشناسان شورا شهر اعتقاد داشتند به‌دلیل نواقصی که «در ساخت سامانه شفت‌های میانی برای تهویه هوا در طول این بخشی از مسیر خط ۷ مترو تهران وجود دارد٬ نمی‌توان ادعا کرد که ایمنی مسافران تامین شده است.»

اما در مقابل کارشناسان شرکت مترو تهران اعلام کرده بودند که «تمامی مشکلاتی که در گزارش اولیه ناایمن بودن این خط به آن تاکید شده بود، رفع شده است.»

قرارگاه خاتم‌الانبیا که به عنوان بزرگ‌ترین پیمانکار ایران شناخته می‌شود، یک مجموعه عظیم عمرانی و اقتصادی است که به گفته مسئولان آن ۲۰ هزار نیرو به طور مستقیم و ۱۵۰ هزار نیرو به صورت غیرمستقیم در آن شاغل هستند.

این قرارگاه که با ۵ هزار پیمانکار فرعی قرارداد دارد، علاوه بر این که مهم‌ترین پروژه‌های عمرانی و ساخت‌وساز کشور را در انحصار خود دارد، یکی از هشت پیمانکار بزرگ نفت ایران هم محسوب می‌شود.

بودجه سالانه این قرارگاه مشخص نیست و از جمله نهادهایی است که از پرداخت مالیات معاف است.

مسئولان این قرارگاه می‌گویند در حال حاضر ۲۸۵ پروژه در سراسر ایران اجرا می‌کنند و بیش از ۴۰ هزار میلیارد تومان از دولت طلبکار است.
منابع: توییتر، رادیو فردا و رونامه همشهری؛ ف.ق

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .