اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'تروریزم' Category

Dec 10 2020

قتل‌های زنجیره‌ای وزارت اطلاعات؛ فرزندان حمید حاجی‌زاده سکوت ۲۲ ساله خود را شکستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا:حمید حاجی‌زاده (چپ) و فرزندانش اروند، کارون، و ارس/ کارون در ۹ سالگی به اتفاق پدرش در جریان قتل‌های زنجیره‌ای ۷۷ به قتل رسید.
«بابا دیگر پذیرفته بود که دارد می‌میرد. چشم‌هایش را بسته بوده و با انگشت خونی داشته یک چیزی می‌نوشته. اما چشم‌های کارون از حدقه زده بود بیرون و داشت بابا را نگاه می‌کرد. می‌شد ترس را در صورتش دید. دهانش پر از خون بود.»

این صحنه‌ای است که ارس حاجی‌زاده از شب قتل پدرش و برادرش به یاد دارد؛ برادر ۹ساله‌‌اش، کارون، که «هر کجای اتاق را نگاه می‌کردید، جای دست کارون بود؛ انگار [خواسته بوده] فرار ‌کند.»

حمید حاجی‌زاده، شاعر و نویسنده، نیمه‌شب ۳۱ شهریور ۱۳۷۷ در کنار پسرک ۹ساله‌اش با ضربات چاقو در خانه‌اش در کرمان به قتل رسید. نصیب پدر از تیزی چاقوها ۲۷ ضربه بود و نصیب پسرکش ۱۰ ضربه. وزارت اطلاعات در پاسخ به پی‌گیری‌های خانواده، نهایتاً قتل حمید و کارون حاجی‌زاده را «یک اشتباه ساده» خواند، اما مسئولیت قتل آن‌ها را که در پروژه معروف به قتل‌های زنجیره‌ای انجام شد، به‌صورت رسمی نپذیرفت.

ارس حاجی‌زاده

ارس حاجی‌زاده

ارس حاجی‌زاده هنگام قتل پدر و برادرش ۱۴ ساله بود. او و برادرش اروند که دو سال از ارس بزرگ‌تر است، اولین کسانی بودند که به صحنه قتل رسیدند. اکنون ارس پس از ۲۲ سال سکوتش را شکسته است و در مصاحبه با رادیو فردا برای اولین بار از جزئیات شبی گفته است که زندگی‌‌اش را برای همیشه دگرگون کرد:

«روزی بود که به قول داداشم ۲۵ ساعت بود، روزی که ساعت رسمی یک ساعت به عقب برمی‌گشت. ما عروسی بودیم. با اروند برگشتیم خانه. دیدیم چراغ‌ها خاموش است و هرچه در می‌زنیم بابا در را باز نمی‌کند. تعجب کردیم. اروند از دیوار رفت بالا و در را باز کرد. کارون و با مامان همان روز از سفر آمده بودند. [چشمم که افتاد به کارون] خیلی خوشحال شدم. کارون را خیلی دوست داشتیم. گفتم به‌به، آقا کارون آمده. اروند شروع کرد به جیغ زدن. برگشتم دیدم بابا کشته شده. به کارون نگاه کردم. از دهان و گوشش کف آمده بود. خیلی وحشتناک بود. صورت بابا کبود بود. یک زیرپوش تنش بود که کلاً سوراخ‌سوراخ شده بود، پر از خون.»

اروند حاجی‌زاده هنگام قتل پدر و برادرش ۱۶ سال داشت. او، در سال ۹۲، در دل‌نوشته‌ای کوتاه در بی‌بی‌سی درباره قتل پدر و برادرش نوشته بود و حالا، ۲۲ سال بعد از آن قتل فجیع، در مصاحبه با رادیو فردا برای اولین بار جزئیات این ماجرا را شرح می‌دهد:

اروند حاجی‌زاده

اروند حاجی‌زاده

«چراغ را روشن کردم. بابا یک تشک داشت گوشه اتاق که رویش می‌نشست و پاکت سیگار و نوشته‌ها و کتاب‌هایش کنارش بود. دیدم بابا سرش روی تشک و پاهایش اینور جلوی در است. حالت افقی در امتداد اتاق خوابیده بود و یک پتو رویش بود. تعجب کردم. هرچی صدا زدم بابا بابا، جواب نداد. رفتم جلوتر. ساعد دست بابا از زیر پتو بیرون بود. دیدم خونی است. نشستم کنار بابا لحاف را که کنار زدم، مستقیم نگاهم به سینه‌‌اش خورد و دیدم غرق در خون است. بچه بودم. شروع کردم به جیغ زدن و پریدم توی کوچه و با آجر در خانه‌های همسایه‌ها را می‌زدم.»

اروند تا این لحظه متوجه کشته شدن برادرش کارون نمی‌شود:

«در کوچه نشسته بودیم گریه می‌کردیم. پزشکی قانونی آمد. گفتم آقای دکتر، بابام زنده است؟ گفت نه، هر دو فوت شدند. گفتم هر دو یعنی کی؟ گفت برو خودت ببین. رفتم از پنجره داخل را نگاه کردم. چشم‌های کارون را دیدم که خیره مانده بود.»

اما ارس، برادر کوچک‌تر اروند، پیکر خونین برادر ۹ساله‌‌اش را دیده بود و به یاد می‌آورد:

«چیزی که مشخص بود، بابا بر اثر خون‌ریزی مرده بود و کارون قشنگ داشت بابا را نگاه می‌کرد. همیشه برای ما سؤال بود که اول بابا مرده یا کارون. مشخص بود کارون توی اتاق دست و پا می‌زده. هر جای اتاق را نگاه می‌کردید، جای دست کارون بود. انگار که فرار کرده بود و خیلی ترسیده بود. چشم‌های کارون از حدقه زده بود بیرون و می‌شد ترس را در صورتش دید. دهانش پر از خون بود. لباس‌هایش خونی. یک صحنه خیلی خیلی بد بود که داشت بابام رو نگاه می‌کرد. کاملاً شوکه بودم و حتی تا چند سال می‌ترسیدم توی آینه توی چشم‌های خودم نگاه کنم؛ این‌قدر ترس داشتم. بابا قاعدتاً خیلی راحت بود. احساس می‌کنم دیگر پذیرفته بود که دارد می‌میرد. چشم‌ها را بسته بود. با انگشت خونی داشته یک چیزی می‌نوشته که مشخص نیست. آخر هم مشخص نشد.»

هنگام وقوع قتل، مادر ارس و اروند و کارون در اتاقی دیگر خواب است یا آن‌طور که اروند می‌گوید، بیهوش:

«توی خواب مامان را بیهوش کرده بودند. پنبه‌‌ای که روی دهان مامان گذاشته بودند، در اسناد و مدارک آثار صحنه قتل هست. نمی‌دانم چه ماده بیهوش‌کننده‌‌ای استفاده کرده بودند که کم‌اثر بود، چون ما که رسیدیم، ارس رفته بود داخل اتاق روبه‌رو با این فکر که مامان را هم کشته‌‌اند. با پا زده بود به مامان و مامان بیدار شده بود. گیج و منگ رفته بود بالای سر بابا. اول فکر کرده بود بابا سکته کرده، متوجه زخم‌ها نشده بود.»

ارس روایت اروند را این‌گونه کامل می‌کند: «مامان فکر کرد بابا سکته کرده. پای بابا را گرفت و به من گفت هنوز گرم است، زنگ بزنیم اورژانس بیاید. گفتم نه مامان، بابا و کارون را کشتند.»

ارس در گوشه‌وکنار خانه دنبال چاقو می‌گردد و یک در میان نگاهی به پدر و نگاهی به برادر، تا پلیس از راه می‌رسد و بیرون‌شان می‌کند برای بررسی صحنه جرم. ارس به این‌ تکه از خاطراتش که می‌رسد، نمی‌تواند از کارون نگوید:

«با کارون بازی می‌کردیم. بچه بود دیگر. آدم دلش می‌خواهد ببوسدش، بغلش کند. یک جایی که می‌بوسیدم، سینه کارون بود. همان‌جا چاقو خورده بود. ۷/۷/۷۷ یک برنامه [ویژه در برنامه کودک تلویزیون] بود به اسم فف. من و کارون می‌خواستیم در این برنامه شرکت کنیم، ولی همان روز شد هفتم کارون.»

حمید حاجی‌زاده

حمید حاجی‌زاده

ادامه ماجرا را اروند می‌گوید، از وقتی که افسر آگاهی سراسیمه خود را به صحنه قتل می‌رسد:

«سرهنگ پوررضاقلی سر صحنه قتل نشسته بود، گریه می‌کرد. نصفه‌شب با کت‌وشلوار [بدون لباس فرم] آمده بود. مامان فکر کرده بود او را [به‌عنوان قاتل] گرفته‌اند. رفت سراغش که چرا شوهر مرا کشتی. بنده‌خدا در حال گریه گفته بود که من پلیس هستم، من نکشتم.»

سرهنگ پوررضاقلی چنان متأثر می‌شود از این قتل هولناک که کل پلیس آگاهی را برای کار روی این پرونده بسیج می‌کند. اما این پیگیری سه روز بیشتر دوام نمی‌آورد تا وقتی اصطلاح «قتل سیاسی» برای اولین بار به گوش اروند نوجوان می‌خورد:

«سرهنگ پوررضاقلی کلِ شعبه‌های آگاهی را گذاشته بود روی این قتل و کل پلیس آگاهی داشتند روی این قتل کار می‌کردند. اما از روز سوم دیدیم جواب سربالا می‌دهند. عمو و عمه [فرخنده حاجی‌زاده، نویسنده] که مقاوم‌تر بودند، بیشتر پیگیر بودند. مامان هم هر روز آگاهی می‌رفت. سرهنگ پوررضاقلی به عمویم گفته بود که بعید می‌دانم کار دزد و این‌ها باشد، این قتل انگیزه‌‌ای به اندازه چنار می‌خواهد. بازپرس ویژه قتل هم گفته بود اگر دست من بود، دور تا دور کشور را سیم خاردار می‌کشیدم و قاتل را ۴۸ ساعته تحویل شما می‌دادم، اما نیست، نمی‌توانم. باز هم ما متوجه نبودیم که چی می‌گوید. من ۱۶ سال داشتم، سن و سالی نداشتم. عمویم گفت این‌طور که این‌ها می‌گویند، به نظر می‌آید قتل پدرت سیاسی باشد. من گفتم یعنی چی؟ قتل سیاسی یعنی چی؟ قاتلی نیست؟ تا گذشت و قتل آقای مختاری و پوینده و جناب آقای فروهر و خانم فروهر رخ داد و یک لیستی هم از آلمان فرستادند که در آن لیست اسم بابا و کارون بود. آن‌جا بود که ما دیگر متوجه سیاسی بودن قتل شدیم.»

وزارت اطلاعات ایران با انتشار بیانیه‌ای مسئولیت قتل پروانه و داریوش فروهر، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را بر عهده گرفت و ادعا کرد گروهی از کارکنان «خودسر» این وزارتخانه در قتل آن‌ها دست داشته‌اند. این وزارتخانه اما هرگز مسئولیت قتل حمید و کارون حاجی‌زاده را برعهده نگرفت، هم‌چنان‌که قتل ده‌ها دگراندیش و منتقد و نویسنده و مترجم دیگر را بر عهده نگرفت که در آن دوره زمانی هریک به‌گونه‌ای مشکوک اما معنادار به قتل رسیدند.

شانه خالی کردن وزارت اطلاعات از مسئولیت قتل حمید حاجی‌زاده و پسر ۹‌ساله‌اش کارون موضوعی است که همیشه اروند و ارس را آزار داده و آزارش پس از ۲۲ سال هنوز تمامی ندارد.

اروند می‌گوید: «این چیزی است که ما دائم با آن دست‌به‌گریبان بودیم و همیشه ما را آزار می‌داد و هنوز هم آزار می‌دهد. زیر بار نرفتند. آقای مختاری در مراسم ختم بابا شرکت کرد و سخنرانی کرد و چند روز بعد خودشان را به قتل رساندند. [مختاری و پوینده] با بابای ما انگار جزو یک خانواده بودند. بعد می‌رویم جلو می‌بینیم که دولت قبول نمی‌کند، زیر بار نمی‌رود. از آن طرف، مردم هم همین حرف را تکرار می‌کنند. می‌گویند اگر بود، چرا دولت قبول نکرد. خب این خیلی ما را آزار می‌دهد، ولی دست ما از چاره کوتاه است و حرفی نمی‌زنیم.»

ارس که آن زمان ۱۴ ساله بوده و حالا ۳۶ ساله است، پاسخ این درگیری آزارنده ذهنی را این‌طور می‌دهد: «طبیعی است که هیچ زمانی نمی‌آیند بگویند ما یک بچه ۹ ساله را کشتیم، چون واقعاً زیر سؤال می‌روند. آن چهار قتل را مجبور شدند قبول کنند [چون قتل‌ها در] تهران بود. شهرستان نبود. آن موقع هم هنوز رسانه‌ها نبودند که همه‌جا گفته شود. یک‌جورهایی از زیرش در می‌رفتند. حالا یک جاهایی شاید قاضی یا آقای فلانی بیاید همدردی کند، ولی فایده‌‌ای برای ما ندارد. مهم این است که آن‌ها بپذیرند این کار را کرده‌‌اند.»

با این‌همه، اروند و ارس هیچ‌گاه از پیگیری پرونده دست نکشیده‌اند و بیش از بیست سال از عمرشان را بر سر این پی‌جویی گذرانده‌اند. این پیگیری‌ها هرچند به التیام زخم عمیق زندگی‌شان نینجامیده، اما به آشکار شدن جزئیاتی منجر می‌شود که زخم روی زخم می‌گذارد.

اروند می‌گوید: «هر شش ماه و یک سال می‌رویم دادگاه می‌پرسیم ما چه باید بکنیم؟ سرشان را پایین می‌اندازند. آن‌ها هم به هر حال انسان‌اند. می‌گویند شما که می‌دانید چیست؟ چرا می‌آیید دنبالش؟ می‌گوییم خب اگر ما می‌دانیم، چرا پیگیری نمی‌کنید؟ سرشان را تکان می‌دهند و می‌گویند ما چه‌کار می‌توانیم بکنیم؟ این حرفی است که می‌زنند. به‌طور غیررسمی قبول کرده‌‌اند، ولی به طور رسمی قبول نمی‌کنند. آزاردهنده است و کاری نمی‌شود کرد.»

این‌که ندانی قاتلان پدر و برادرت چه کسانی بوده‌اند یک درد است و این‌که بدانی اما قاتلان در پناه حمایت نظام از پیگیری مصون باشند، درد بزرگ‌تری است. قاتل یا قاتلانی که فرزندان مقتول حتی آنان را «جناب آقای» خطاب می‌کنند. اروند از دو نفر از مأموران وزارت اطلاعات که در پرونده قتل فروهرها، مختاری و پوینده بازداشت شدند نام می‌برد:

«دو سال پیش من رفتم برای پی‌گیری پرونده. گفتند اگر کسی را می‌شناسیدٰ بگویید ما احضار کنیم. آن موقع وکیل پرونده آقای زرافشان بودند. یک جوری جسته‌گریخته به ما گفته بودند گویا عناصری که از تهران آمده بودند، جناب آقای جعفرزاده (حالا ما حسب ادب خودمان می‌گوییم)، جعفرزاده و فلاح بودند که آمده بودند کرمان برای انجام این کار و تیم پشتیبانی هم احتمالاً داشتند. ما گفتیم ما به این افراد مشکوک هستیم. خیلی راحت به من گفتند آدرس‌شان را بدهید تا ما دعوت‌شان کنیم ببینیم قبول می‌کنند کشته‌اند یا نه. خب من خندیدم گفتم آقا، حرفی می‌زنید از آن حرف‌ها. گفت پی‌گیری نکنید، به جایی نمی‌رسید.»

البته دادگاه به‌قصد این‌که پرونده به‌طور رسمی هم مختومه شود، نهایتاً به اروند و ارس پیشنهاد می‌دهد که درخواست دیه کنند تا از محل بیت‌المال پرداخت شود و پرونده برای همیشه بسته شود. اروند و برادرش زیر بار درخواست دیه نمی‌روند هرچند به این هم اطمینان دارند که «تا روال، روال کنونی است، این پرونده قطعاً به نتیجه نخواهد رسید و همان جوری که برای آن چهار قتلی که پذیرفتند دادگاه نمایشی تشکیل دادند و به جایی نرسید، مسلماً پرونده بابا و کارون را قبول نمی‌کنند علی‌الخصوص به خاطر کارون، چون حساسیت ماجرا را بیشتر می‌کند و آبروی این‌ها را بیشتر می‌برد و خیلی زشت‌ترشان می‌کند.»

اروند ناامید است از پی‌گیری پرونده در نظام جمهوری اسلامی و تأکید می‌کند که «بعید می‌دانم تا روال فعلی باشد، این پرونده به نتیجه برسد» اما امیدش را در دستان مردم ایران می‌جوید وقتی می‌گوید «حالا دیگر دست مردم را می‌بوسیم».

حمید حاجی‌زاده نویسنده و شاعر بود. دو شعری که اروند از پدرش خوب به‌خاطر دارد، دو غزلی است که او گویا کشته شدن خود را در آن‌ها پیش‌بینی کرده بود:

«بابا در دو غزل مستقیماً اشاره کرده بود. در یکی می‌گوید: بر پیکر من نقش شود نقشه ایران/ پرخون چون نمایند به خنجر بدنم را. و یک غزل دیگر هست به نام گوهرشکنان که آخر آن می‌گوید: آخر ‌‌ای خنجر مردم‌کش بیگانه‌پرست، خوش نشستی به تنم در شب خنجرشکنان/ پاس ما مردم آزاده بدارید که ما تاج برداشته‌‌ایم از سر افسرشکنان.»

۲۲ سال از قتل فجیع حمید حاجی‌زاده و پسرک ۹ساله‌اش می‌گذرد، اما این داغ هنوز که هنوز است در جان بازماندگان او سرد نشده و سرِ سرد شدن هم ندارد. اروند می‌گوید «خود من هروقت یاد آن صحنه آخر چشم‌های کارون می‌افتم، تا چند روز اصلاً سرم را نمی‌توانم بالا بگیرم» و باز تأکید می‌کند که دادخواهی «با روال کنونی امکان‌پذیر نیست. فکر نکنم دادخواهی صورت بگیرد. البته امیدوارم صورت بگیرد و یک روزی به یک جایی برسد. دادخواهی عادلانه.»

ارس، برادر کوچک‌تر اروند، قتل پدر و برادر ۹ساله‌اش کارون را فاجعه‌ای توصیف می‌کند که زندگی او را به دو بخشِ قبل از چهارده سالگی و بعد از چهارده سالگی تقسیم کرد:

«قبل از چهارده سالگی واقعاً لذت‌بخش بود. همیشه همه‌چیز بود. ولی بعد از چهارده سالگی همه‌چیز عوض شد. خیلی رابطه‌ها قطع شد. خیلی رفت‌وآمدها قطع شد. خیلی‌ها حتی می‌ترسند سر مزار بابای من بیایند. توی درس من، زندگی من، خیلی تأثیر گذاشت. مامانم آسیب دید، خودم آسیب دیدم، داداشم آسیب دید. در این شرایط، در این مملکتی که همه‌چیز مشکل دارد، شما فکر کنید ما با چه سختی‌ای بزرگ شدیم، درس خواندیم و خدا را شکر سالم ماندیم. تبعاتش هنوز هم هست. هنوز هم ما شب‌ها اذیت می‌شویم. هنوز که هنوز است، شهریور که می‌شود، از یکی دو ماه قبل، استرس را در خانواده ما می‌توانید ببینید. یعنی کلاً رفته توی ضمیر ناخودآگاه ما. یعنی ما باید این سه ماه سال حتماً حال‌مان بد باشد.»

ارس به سخن که می‌آید، کلمات و جملات، از سرِ زخم و دردی انگار تازهٔ تازه، بی‌محابا بر زبانش جاری می‌شود:

«سه نفر هستیم، هنوز به یاد بابا و کارون هستیم. روز پدر یک جور اذیت می‌شویم، روز تولدشان یک جور. این تا آخر عمر است و کاری نمی‌شود کرد. تبعاتی است که زمانی که قاتل می‌کشد، به آن‌ها فکر نمی‌کند. فقط دوست دارد بکشد. ولی زندگی من یک‌جورهایی نابود شده، زندگی داداشم هم نابود شده. زندگی مامانم که کلاً دیگر نابود شده.»

اروند هم از این دردهای بی‌پایان و زخم‌های التیام‌ناپذیر می‌گوید و در آخر امیدواری‌اش به دادخواهی عادلانه را پیوند می‌زند به آزادیخواهی پدرش برای وطنش، برای مردمش:

«من فقط امیدوارم روال به گونه‌‌ای بشود که نه تنها قتل بابا و کارون و قتل‌های زنجیره‌‌ای که همه قتل‌هایی که این سال‌ها، ۴۲ سال، رخ داده به نتیجه برسد و حداقل حداقل حداقل نتیجه‌‌ای که داشته باشد آن چیزی باشد که مردم از جان و دل می‌خواهند و آن آزادی کشورشان است. بابا اگر اشعارش را بخوانید، شدیداً ملی بودند، وطن‌پرست بودند و آزادی کشورشان برایشان اولویت بود و امیدوارم این کشتار و این خون‌هایی که ریخته‌شده نتیجه بدهد و یک روزی کشور ما هم آزاد شود.»

No responses yet

Dec 03 2020

جزئیات جدید از عملیات ترور فخری زاده/ ۲ پهپاد برخاسته از آذربایجان در عملیات ترور مشارکت داشتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,تروریزم,سیاسی

اصلاحات پرس: جزئیات جدیدی از عملیات ترور محسن فخری زاده منتشر شده است. روزنامه کویتی الجریده ادعا کرده است که این عملیات با مشارکت ۲ پهپاد که از منطقه قره باغ به سمت ایران پرواز کرده‌اند، انجام شده است.

در یکی دو روز گذشته روایت‌های متفاوتی از نحوه ترور محسن فخری زاده مطرح شده است؛ یکی از سلاح‌های نیمه خودکار گفته و دیگری از دستگیری از عاملان ترور و منابع دیگر از سلاح‌های کاملا خودکار سخن گفته‌اند و مشخص نیست این ترور چگونه انجام شده است. در میان این روایت‌های متفاوت که بعضا متناقض هم هستند، روزنامه کویتی الجریده روایت جدیدی درباره جزئیات نحوه ترور محسن فخری زاده منتشر کرد و مدعی شده که این عملیات از سوی دو پهپاد که از منطقه قره باغ به پرواز درآمده بودند، انجام شده است.

روزنامه الجریده در روزهای گذشته اخبار متفاوتی درباره ایران منتشر کرده است؛ از جمله خبر مذاکرات محرمانه ایران در عمان و سفر چهره‌هایی همچون جیک سالیوان برای مذاکره با ایران در این رسانه منتشر شده است. این بار الجریده در میانه مناقشه آذربایجان و ارمنستان، مدعی شده عملیات با پهپادهایی که از قره باغ برخاسته، انجام شده است.

پیش از این اخباری درباره اینکه آذربایجان پایگاه‌های نظامی خود را در اختیار اسرائیل گذاشته منتشر شده بود، اما اینکه از این پایگاه‌ها برای حمله به ایران استفاده شود، خبری بود که الجریده مدعی تایید آن است.

الجریده نوشته عملیات با استفاده از ۲ پهپاد که از ناحیه دریای خزر وارد ایران شده بودند انجام شد. گمانه‌هایی از سوی مقام‌های ایرانی وجود دارد که این ۲ پهباد بخشی از یک مجموعه پهپاد‌ها بودند که در بحبوحه جنگ ارمنستان و آذربایجان، از پایگاه‌هایی در جمهوری آذربایجان از زمین برخاسته و چند هفته قبل از عملیات ترور محسن فخری زاده بر فراز دریای خزر پرواز کرده بودند.

در ادامه آمده است که «این ۲ پهپاد از رادار‌های ایرانی محو شدند، اما بعد‌ها مشخص شده که در محلی در ایران به زمین نشسته‌اند و به دست جاسوسان محلی پنهان شده‌اند. این در حالی بود که دستگاه‌های امنیتی ایران گمان می‌کردند که این پهپاد‌ها گم شده یا سقوط کرده‌اند.»

الجریده مدعی است بعد از ورود این پهپاد‌ها، وزارت اطلاعات ایران به دستگاه‌های ذیربط به ویژه شخصیت‌هایی که به منطقه دماوند و شهر آبسرد تردد داشتند هشدار داد. فخری زاده از جمله کسانی بود که این هشدار را دریافت کرده بود چرا که به طور مرتب و هفتگی به این منطقه تردد می‌کرد.

گزارش‌های امنیتی حاکی از آن است که ۲ پهپاد در روز حادثه بر فراز منطقه دماوند به پرواز درآمدند. زمانی که کاروان فخری زاده به محل عملیات رسید یکی از این ۲ پهپاد موشکی را به سمت یک خودروی پارک شده در مسیر (نیسان) شلیک کرد. موضوعی که باعث شد خودرو جلویی کاروان فخری زاده آسیب ببیند. فخری زاده و همراهانش از بیم آنکه هدف یک موشک دیگر قرار نگیرند از خودروی خود پیاده شدند، اما هشت فرد مسلح سوار بر موتورسیکلت در کمین آن‌ها بودند و آن‌ها را به رگبار بستند. در حین تبادل آتش میان محافظان فخری زاده و مهاجمان، ۲ نفر زخمی شدند. یکی از افراد مهاجم مسلح و دیگری از مردم عادی.

پس از انتقال فخری زاده با هلیکوپتر به تهران، یک آمبولانس ۲ مجروح این حادثه شامل فرد عابر و فرد مهاجم را به بیمارستان منطقه منتقل کرد، اما در میانه راه، یک نیسان حامل چهار فرد مسلح و نقاب‌دار اقدام به تیراندازی به سمت آمبولانس کردند. هنوز مشخص نیست که هدف آن‌ها کشتن همکار زخمی خود بوده یا اینکه گمان می‌کردند فخری زاده در آمبولانس است. فرد عابر در این تیراندازی جان خود را از دست داد، اما فرد مهاجم زنده مانده و به یک بیمارستان نظامی منتقل شد، اما به دلیل ملاحظات امنیتی بازداشت او اعلام نشده است. فرد مهاجم بازداشت شده، در تحقیقات اولیه اعلام کرد که گروه‌هایی که در عملیات ترور مشارکت داشته‌اند یکدیگر را نمی‌شناختند.

دستگاه‌های امنیتی توانستند محل پنهان شدن ۲ پهپاد تا روز عملیات را شناسایی کنند. این محل، ویلایی است که مالکان آن ۲ هفته پیش از انجام عملیات از ایران خارج شده بودند. بعد از تمام شدن عملیات ۲ پهپاد به سمت عمق دریای خزر پرواز کرده و به احتمال زیاد در یک عملیات خودتخریبی نابود شده‌اند.

صاحب خودرویی که جلوی کاروان فخری زاده منفجر شد نیز یک ماه پیش از ایران خارج شده بود. هنوز معلوم نیست چه کسی این خودرو را به محل عملیات برده است.

No responses yet

Dec 03 2020

افشای ۱۴ سال دروغ امنیتی درباره اولین ترور هسته‌ای در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,تروریزم,سیاسی


رادیوفردا: مصطفی معین، وزیر علوم دولت خاتمی که اکنون رئيس شورای عالی نظام پزشکی است، در اینستاگرام خود نوشته است که اولین ترور دانشمندان هسته‌ای ایران ۱۴ سال پیش «توسط عوامل موساد» صورت گرفت و ۲۶ دی ۸۵، اردشیر حسین‌پور، دانشمند هسته‌ای ایران، با «گاز رادیو اکتیو» ترور شد.

این موضوع نخستین بار نیست که مطرح می‌شود و سال‌هاست که مطرح بوده، ولی آقای معین روز گذشته، ۱۱ آذر، در این پست اینستاگرامی همچنین نوشت که در آن زمان «ترور» آقای حسین‌پور «از سوی مقامات تکذیب شد تا سیستم اطلاعاتی زیر سؤال نرود» و علت مرگ او «گاز گرفتگی معمولی» اعلام شد.

سال ۸۵، کمتر از دو هفته پس از مرگ آقای حسین‌پور، گزارش‌هایی درباره ترور او توسط موساد منتشر شد، ولی مقام‌های حکومت ایران گفتند «موساد قدرت عملیات در ایران ندارد». در آن زمان غلامحسین محسنی‌اژه‌ای وزیر اطلاعات ایران بود و وزارت اطلاعات مسئولیت حفاظت از دانشمندان هسته‌ای را بر عهده داشت.

درباره مرگ آقای حسین‌پور البته یک سناریوی دیگر هم مطرح شده است. محبوبه حسین‌پور، خواهر اردشیر حسین‌پور که اکنون در آمریکا زندگی می‌کند، در سال‌های گذشته بارها مصاحبه کرده و توضیح داده است که برادرش به دلیل این‌که برای ساخت سلاح هسته‌ای همکاری نکرده، توسط سپاه پاسداران کشته شده است.

محبوبه‌ حسین‌پور که سال ۹۲ از ایران خارج شده است، تاریخ مرگ برادرش را ۲۵ دی‌ماه ذکر می‌کند و می‌گوید او در توطئه‌ای که با مشارکت خانواده همسر اردشیر حسین‌پور و توسط «عوامل مشترک سپاه و اطلاعات» ترور شده و این ماجرا را تابستان سال ۸۷ در تهران با شیرین عبادی و عبدالفتاح سلطانی، وکلای مشهور ایرانی، هم در میان گذاشته است.

مقامات امنیتی ایران اما این بحث را هم رد کرده‌اند و وب‌سایت بولتن‌نیوز (نزدیک به نهادهای امنیتی) روز ۷ مهر ۹۳ در گزارشی نوشت این سناریو یک «ادعای مضحک» است.
گزارش یک مرگ

اردشير حسين‌پور که متولد سال ۱۳۴۱ بود، به روایت اعضای خانواده‌اش، در دوران تحصیل همواره ممتاز بود. پنجم دبستان که بود از فرخ‌رو پارسا، وزیر آموزش و پرورش زمان شاه، لوح تقدیر گرفت و سال ۷۷ به عنوان دانشجوی نمونه از محمد خاتمی، رئیس‌جمهور وقت، لوح افتخار گرفت.

او که پس از پايان تحصيلات در رشته مهندسی الکترونيک، در مقطع دکترای هسته‌ای ادامه تحصيل داده بود، سال ۱۳۸۲ عنوان نفر اول محققان دفاعی جمهوری اسلامی را به دست آورد و سال ۸۵، چند روز پس از مرگش، رتبه نخست جشنواره خوارزمی به او اعطا شد.

در مراسم جشنواره خوارزمی که ۱۷ بهمن ۸۵ برگزار شد، محمود احمدی‌نژاد، رئيس‌جمهور وقت، سخنران مراسم بود ولی اشاره‌ای به ماجرای اردشیر حسین‌پور نکرد.

خبر فوت آقای حسین‌پور در آن زمان با تأخیر منتشر شد و نخستین بار روز اول بهمن ۸۵ روزنامه جمهوری اسلامی نوشت که اردشیر حسین‌‌پور به علت «گازگرفتگی» فوت کرده است.

واحد مرکزی خبر هم در گزارشی همین موضوع را نوشت و خبر داد که جنازه این «فیزیکدان جوان» در قطعه «نام‌آوران باغ رضوان» اصفهان دفن شده است.

همان زمان گزارش‌هایی منتشر شد که او «دانشمند هسته‌ای» بوده و در «تأسيسات فرآوری اورانيوم اصفهان» کار می‌کرده، ولی مقام‌های حکومت ایران چنین خبرهایی را تأیید نمی‌کردند.
گزارش یک ترور

خبر کشته شدن آقای حسین‌پور با «گاز رادیو اکتیو» و «توسط موساد» را نخستین بار موسسه استرافور روز ۱۳بهمن ۱۳۸۵ یعنی ۱۷ روز پس از مرگ او منتشر کرد. این خبر دو روز بعد در هفته‌نامه ساندی‌تایمز هم منتشر شد.

سه روز پس از انتشار این خبر، خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، به نقل از یک منبع آگاه نوشت «هیچ‌یک از دانشمندان هسته‌ای ایران ترور نشده‌اند و موساد قدرت عملیات در ایران را ندارد».

خبرگزاری فارس همچنین نوشته بود آقای حسین‌پور «هیچ ارتباطی با تأسیسات هسته‌ای اصفهان نداشته» و «این نوع اخبار با هدف عملیات روانی و فضاسازی تبلیغاتی ساخته می‌شود».

اکنون، ۱۴ سال پس از آن ماجرا مشخص شده است که گزارش خبرگزاری فارس «عملیات روانی» برای حفظ وجهه نهادهای امنیتی ایران بوده است.

اما در همان ایام، موضوع آقای حسین‌پور در رسانه‌های داخل کشور هم مورد توجه قرار گرفت و سایت بازتاب در گزارشی نوشت آقای حسین‌پور «طراح سانتريفيوژ» بوده و «مديريت پروژه ۱۲ طرح مهم دفاعی از تئوری تا اجرا و طراحی موتور و پيشرانه‌های موشک شهاب سه» را بر عهده داشته است.

به نوشته این وب‌سایت، آقای حسین‌پور در «خوابگاه اساتید شیراز موسوم به خوابگاه صدرا» فوت کرده ولی این وب‌سایت هم نقش موساد در این ماجرا را تأیید نکرد.

مقام‌های امنیتی ایران در ادامه این عملیات روانی، محمدهادی صادقی، رئيس دانشگاه شیراز، را به میدان آوردند.

او در گفت‌وگویی که روز ۲۱ بهمن ۸۵ در روزنامه ایران منتشر شد، گفت که آقای حسین‌پور در خانه‌اش تحت تدابیر امنیتی زندگی می‌کرد و «بر اثر حادثه گازگرفتگی در منزل سازمانی» فوت کرده و «هیچ فرد یا گروهی» در مرگ او دخیل نبوده است.

آقای صادقی جزئیات مرگ را هم توضیح داد: «متوفی به دليل سرماخوردگی شديد دچار لرز شده و به همين دليل اقدام به روشن‌کردن بخاری منزل خود که نصب آن تکميل نشده بود، می‌کند. به اين اميد که بعد از گرم شدن، آن را خاموش کند، اما به دليل کسالت شديد به خواب رفته و پس از ۴ تا ۵ ساعت بر اثر استنشاق گاز منواکسيد کربن دچار خفگی شده و فوت می‌کند.»

این توضیحات اما چندان فایده نداشت و با اوج گرفتن گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای، مقام‌های جمهوری اسلامی یک تاکتیک دیگر در پیش گرفتند و محمدحسن عابدی، معاون سازمان پزشکی قانونی ایران، را وادار به مصاحبه با رسانه‌ها کردند.

او روز ۲۱ اسفند ۸۵ به رسانه‌ها گفت مرگ آقای حسین‌پور «بر اثر گازگرفتگی» بوده و «نقص موجود در سیستم‌های حرارتی خانه» علت مرگ او بوده و این دانشمند را یکی از ۷۴۵ نفری معرفی کرد که در آن سال بر اثر مسمومیت ناشی از گاز مرده‌اند.

عادی نشان دادن مرگ یک دانشمند هسته‌ای توسط پزشکی قانونی که مرجع معتبر شناخته می‌شد، عملیات روانی تازه و هدفمند دستگاه امنیتی برای مقابله با اخبار رسانه‌ها بود.

با این توضیحات در سطح رسانه‌های داخلی کار تقریباً به پایان رسید و کمتر درباره اردشیر حسین‌پور مطلبی منتشر شد، ولی رسانه‌های خارجی در طول سال‌های بعد گزارش‌های متعددی درباره آن منتشر کردند.

یک وب‌سایت مخالف حکومت از کشته‌شدن چند دانشمند دیگر در جریان عملیات ترور اردشیر حسین‌زاده گفت، برخی مخالفان حکومت مدعی تماس‌های پنهانی با اردشیر حسین‌پور شدند، یک نشریه ایتالایی به نقل از سارا، همسر اردشیر، نوشت که نحوه مرگ مشخص نیست و نویسنده مطلب به اردشیر حسین‌پور لقب «رابرت اوپنهایمر ایران» داد.

اوپنهایمر مغز متفکر برنامه هسته‌ای آمریکا و «پدر بمب اتمی» است. این لقب را به محسن‌ فخری‌زاده، دانشمند هسته‌ای که چند روز پیش ترور شد، نیز داده‌اند.

درباره ماجرای ترور محسن فخری‌زاده تاکنون پنج روایت از سوی رسانه‌های داخل حکومت منتشر شده است.

۱۴ سال پس از چند روایتی که دستگاه امنیتی ایران درباره مرگ اردشیر حسین‌پور منتشر کردند، حالا مصطفی معین می‌گوید که آن روایت‌ها دروغ بوده و روایت درست، ترور او به دست موساد بوده است. با این وصف، شنیدن روایت واقعی ترور محسن‌ فخری‌زاده هم شاید سال‌ها طول بکشد.

View this post on Instagram

A post shared by دکتر مصطفی معین (@dr.m.moin)

No responses yet

Dec 01 2020

تصاویر چهار تن از ضاربان محسن فخری‌زاده در هتل‌های ایران توزیع شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,تروریزم,سیاسی


رادیوفرانسه: یک روزنامه‌نگار عرب زبان در لندن به نام “محمد اهواز” که با نام “میم.مجید” نیز شناخته می شود خبر داد که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران تصاویر چهار نفر را به عنوان عوامل قتل محسن فخری زاده در هتل های کشور توزیع کرده و از صاحبان هتل‌ها خواسته است که به محض مشاهدۀ افراد مظنون مراجع امنیتی کشور را با اطلاع کنند.

“محمد اهواز” همچنین گفته است که نیروهای امنیتی و نظامی ایران حضور و گشت زنی‌های خود را در نزدیکی مرز کردستان عراق افزایش داده و بعید نمی دانند که عاملان قتل فخری زاده بخواهند از طریق این مرز از کشور خارج شوند.

بر اساس این گزارش افراد تحت تعقیب وزارت اطلاعات ایران عبارتند از غلام سبزواری، حمید باقر پناهی، محسن کیانپور و حسن کماندار که به ادعای وزارت اطلاعات ایران هدایت گروه ترور را بر عهده داشته است.

پیشتر “محمد اهواز” مدعی شده بود که دوازده تن در عملیات ترور محسن فخری زاده مستقیماً شرکت داشته‌اند و کل تیم ترور با احتساب گروه های پشتیبانی و لجستیکی شامل ٦٢ نفر بوده است. “محمد اهواز” مدعی شده بود که مهاجمان پیش از منفجر کردن یک کامیون در مسیر عبور خودروی محسن فخری زاده جریان برق را در منطقه قطع کرده بودند و فرماندۀ گروه ترور پس از بیرون کشیدن محسن فخری زاده از خودروی حامل وی به روی او آتش گشوده بود. “کانال دوازده” تلویزیون اسرائیل در برنامۀ یکشنبه شب ٢٩ نوامبر شرکت ٦٢ نفر در تیم ترور محسن فخری زاده را ساختگی خواند.

اگر چه خبرگزاری “فارس” پیشتر نوشته بود که وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران به سرنخ‌هایی دربارۀ هویت قاتلان محسن فخری زاده دست یافته، اما، همین خبرگزاری در آخرین گزارش خود مدعی شد که هیچ فردی در عملیات ترور محسن فخری زاده حضور نداشته و نامبرده و تیم محافظ وی توسط یک سلاح هدایت شده از راه دور به قتل رسیده‌اند.

مراسم تشییع و خاکسپاری محسن فخری زاده امروز دوشنبه دهم آذر ماه با حضور شمار اندکی از افراد در ساختمان وزارت دفاع و با حضور وزیر دفاع، امیر حاتمی، و فرماندهان نظامی کشور از جمله فرمانده سپاه پاسداران و فرماندۀ سپاه قدس برگزار شد. در این مراسم وزیر دفاع جمهوری اسلامی خبر داد که هیئت دولت در نشست امروز خود بودجۀ سازمانی که محسن فخری زاده هدایتش را بر عهده داشت دو برابر کرده است.

No responses yet

Nov 26 2020

اسدالله اسدی؛ سه سال جنگ اطلاعاتی ایران و غرب

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی


بی‌بی‌سی: تیر ماه ۱۳۹۷ ماموران امنیتی آلمان اسدالله اسدی دیپلمات ایرانی را در این کشور دستگیر کردند. تحقیقات بی بی سی فارسی اما نشان می‌دهد که اسدالله اسدی از مسئولان اصلی ایستگاه اطلاعاتی ایران در کل اروپا بود.

بازداشت او در واقع یکی از نقاط اوج تقابل نهادهای امنیتی ایران و غرب است که در سه سال گذشته مانند یک “جنگ اطلاعاتی” ادامه یافته است.

اسدالله اسدی، نخستین دیپلمات ایرانی و احتمالا عالی‌ترین مقام اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران است که به اتهام دست داشتن در یک “اقدام تروریستی در خاک اروپا” محاکمه می‌شود.

بنابر ارزیابی نهادهای اطلاعاتی غربی، سازمان‌های اطلاعاتی فرامرزی ایران در چند سال‌ اخیر سیاستی تهاجمی‌تر در اروپا و حتی خاورمیانه پیش گرفته‌اند؛ اقداماتی که از سطح تحمل اروپا گذر کرده و در نهایت در قالب تقابل‌هایی پنهان و عیان نمایان شده است.
نهادهای اطلاعاتی غربی در این سال‌ها، ایران را به هدف قرار دادن، تعقیب و جاسوسی گسترده از مخالفان این حکومت متهم کرده‌اند. اما چند اتفاق به طور خاص زنگ خطر جدی را برای اروپا به صدا در آورد.

زنگ خطر دراروپا

در سال ۲۰۱۸، نهادهای اطلاعاتی غربی حکومت ایران را به برنامه ریزی برای “بمب‌گذاری” در گردهمایی سالانه سازمان مجاهدین خلق در پاریس متهم کردند.

این پرونده اکنون چهار متهم دارد. این افراد تا دو روز دیگر یعنی هفتم آذرماه در دادگاهی در بلژیک محاکمه خواهند شد.

تحقیقات بی‌بی‌سی نشان می‌هد دو متهم این پرونده، یک زوج ایرانی- بلژیکی‌اند که با اسدالله اسدی در تابستان سال ۲۰۱۸ در لوکزامبورگ ملاقات کردند.

دیپلمات ایرانی به این زوج که از اعضای سابق سازمان مجاهدین بودند، ۵۰۰ گرم مواد منفجره قوی می‌دهد تا در کشوری دیگر منفجر کنند. این زوج ایرانی بمب را در یک کیف دستی جاسازی می کنند و از مسیر بلژیک به سمت فرانسه حرکت می‌کنند؛ غافل از اینکه تمام حرکاتشان زیر نظر پلیس است.

  • نقش ‘ساواک’ و ‘کا گ‌ ب’ در تولد نهاد‌های اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران
  • در وزارت اطلاعات چه می‌گذرد؟
  • این زوج ایرانی سرانجام در خاک بلژیک دستگیر می‌شوند. همزمان پلیس آلمان، در عملیاتی دیگر دیپلمات ایرانی، اسدالله اسدی را به اتهام تهیه و انتقال مواد منفجره دستگیر می‌کند.

    کلاود مونیک، مامور پیشین اطلاعات فرانسه به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید “اطلاعات به دست آمده نشان می‌دهد اسدالله اسدی احتمالا رئیس عوامل اطلاعاتی ایران در کل اروپا است”.

    به فاصله کوتاهی پس از رخدادهای تابستان ۲۰۱۸، در پاییز همان سال، یکی از بزرگترین عملیات‌های تعقیب و گریز در دانمارک خبرساز می‌شود.

    به گفته سرویس اطلاعاتی دانمارک یک شهروند نروژی ایرانی‌تبار روز ۲۱ اکتبر در ارتباط با این پرونده در نروژ بازداشت و تحویل دانمارک شده بود
    نیروهای امنیتی دانمارک پس از دریافت اطلاعات محرمانه، تمامی راه های هوایی، زمینی و دریایی این کشور به خارج را می‌بندند. اندکی بعد، این عملیات با دستگیری یک ایرانی پایان می‌یابد.

    نیروهای امنیتی دانمارک پس از دریافت اطلاعات محرمانه، تمامی راه‌های هوایی، زمینی و دریایی این کشور به خارج را می‌بندند. اندکی بعد، این عملیات با دستگیری یک ایرانی پایان می‌یابد.

    فین بورچ آندرسن، رئیس سازمان اطلاعات دانمارک به بی‎بی‌سی می‌گوید “مامور ایرانی مشغول فعالیت‌های جاسوسی برای ایران در دانمارک بود. او قصد داشت شخصی ایرانی را در دانمارک ترور کند”.

    اوایل تیرماه امسال دادگاهی در دانمارک فرد بازداشت شده را به اتهام جاسوسی و نقشه ترور به هفت سال حبس محکوم می‌کند.

    در نهایت زنجیره این وقایع یعنی “طرح‌های خنثی‌شده تروریستی” در فرانسه و فعالیت‌های اطلاعاتی ایران در دانمارک و همچنین قتل دو ایرانی در هلند، منجر شد اتحادیه اروپا بخشی از وزارت اطلاعات را در لیست “تروریستی” قرار دهد.

    واکنش غرب؛ از سکوت تا مقابله

    ایران و غرب

    از سال ۲۰۱۵ میلادی یعنی چند ماه پس از توافق هسته‌ای برجام، دو شهروند ایرانی در هلند ترور شدند. بی‌بی‌سی به مدارکی دست پیدا کرد که نشان می‌داد ماموران تحقیق هلندی می‌دانستند این افراد تحت تعقیب ایران بوده‌اند، اما دولت هلند برای دو سال سکوت کرد. در آن هنگام دونالد ترامپ تازه رئیس جمهور آمریکا شده بود.

    پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، صدای اروپایی‌ها بلند شد و آشکارا از عملیات جاسوسی و نقشه ترور عوامل اطلاعات ایران در اروپا شکایت کردند.

    آگوست هنینگ، رئیس سابق سازمان اطلاعات آلمان به بی‌بی‌سی فارسی می‌گوید اروپائی‌ها می‎دانستند ایران پشت این ترورها بوده اما سکوت کردند. به باور او، علت این سکوت آن بود که رهبران اروپایی نمی‌خواستند به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵(برجام) ضربه بزنند.

    در این سال‌ها شدت تنش‌های ایران و غرب از حوزه اطلاعاتی و بازداشت وابستگان یا خبرچینان فراتر رفت و به روابط دیپلماتیک کشید.

    اخراج و بازداشت عوامل منتسب به ایران
    دانمارک در پی بازداشت یک ایرانی که به نقشه ترور متهم شده بود، سفیرش را از تهران فراخواند و این اقدام ایران را “غیرقابل قبول” خواند.

    اما این تنها موردی نبود که به اخراج دیپلمات‌های ایرانی انجامید. در سه سال گذشته تنش‌ها میان ایران و هلند نیز به نقطه اوج خود رسید.

    پنج سال پیش محمدرضا کلاهی، که با نام علی معتمد در هلند زندگی می‌کرد، به قتل رسید. او مظنون اصلی بمبگذاری سال ۱۳۶۰ در دفتر حزب جمهوری اسلامی بود و یکی از افرادی که برای بیش از ۳۵ سال تحت تعقیب حکومت بود.

    مزار علی معتمد در هلند که پس از قتل مشخص شد نام واقعی‌ او محمدرضا کلاهی است
    مزار علی معتمد در هلند که پس از قتل مشخص شد نام واقعی‌ او محمدرضا کلاهی است

    خبر ترور کلاهی اما زمانی به رسانه‌ها درز کرد که گزارش‌ دیگری مبنی بر قتل احمد مولی نیسی، رهبر عرب‌های اهواز در ۱۷ آبان ۱۳۹۶در لاهه منتشر شد.

    در ارتباط با این قتل‌‍‌ها، اوایل سال ۱۳۹۷، هلند دو نفر از کارکنان سفارت ایران را از خاک خود اخراج کرد. در زمستان همان سال، هلند سفیرش را هم از تهران فراخواند.

    هرچند در نهایت دادستانی هلند مدرک مستدلی از دخالت ایران در این قتل‌ها منتشر نکرد اما ستف بلاک، وزیر خارجه هلند به بی‌سی‌سی گفت “سرویس‌های اطلاعاتی ما مدارکی محکمی ارائه دادند که باعث شد دو دیپلمات ایرانی را از هلند اخراج کنیم”.

    تغییر شگرد ترور

    کراین لاک، مامور پیشین اطلاعاتی هلند می‌گوید “حقیقت این است که هر دو قربانی به شیوه قتل‌های تبهکاران ترور شدند. خودروهای آنها بی ام وو دزدی بوده و گروه‌های تبهکار حرفه‌ای برای کشتن استخدام شدند. هنوز مشخص نیست چه کسی دستور قتل‌ها رو صادر کرده. اما نشانه‌ها حاکی است که یک دولت و احتمالا ایران پشت این قتل‌ها بوده”.

    دستگاه قضایی هلند عضو یک باند خلافکار را به اتهام قتل محمدرضا کلاهی محکوم کرده است. بنابر گزارش‌ها، نوفل فسیح در قبال دریافت ۱۳۰هزار یورو دو نفر دیگر را استخدام می‌کند تا کلاهی را به قتل برسانند. او تا کنون حاضر نشده نام کسانی که این مبلغ را پرداخت کرده‌اند فاش کند.

    رییس پیشین سازمان اطلاعات آلمان به بی‌بی‌سی می‌گوید حکومت ایران شگرد ترور را تغییر داده است: “در ترورهای میکونوس ایران از اعضاء حزب الله لبنان استفاده کرد، اما حالا از تبهکاران. آنها تلاش می‌کنند رد پای تروریست‌ها به سرویس‌های اطلاعاتی‌شان برنگردد”.

    در چند سال گذشته مقام‌های اطلاعاتی آلمان از آنچه افزایش فعالیت‌های جاسوسی ایران خوانده‌اند، ابراز نگرانی کرده‌ بودند.

    در پی همین نگرانی‌ها حدود سه سال پیش، پلیس آلمان در عملیاتی خانه‌ها و دفاتر ۱۰ مظنون به جاسوسی برای ایران را جستجو کرد.

    در چند کشور دیگر اروپایی نیز اتفاقات مشابهی رخ داد. از جمله در سال ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸، آلبانی چهار دیپلمات ارشد سفارت ایران از جمله سفیر این کشور در تیرانا را اخراج کرده است.

    دولت فرانسه نیز در مهرماه سال ۱۳۹۷ در واکنش به آنچه “تلاش ایران برای حمله به گرد‌همایی مجاهدین خلق در پاریس” خواند، دارایی‌‌های “معاونت امنیت داخلی وزارت اطلاعات ایران” و دو شهروند ایرانی را مسدود کرد.

    همزمان ماموران پلیس فرانسه به مقر گروه شیعه “مرکز الزهرا” و خانه اعضای ارشد آن در گراند سنت یورش بردند و ۱۱ تن را بازداشت کردند.

    در ادامه بازداشت‌های مرتبط با عملیات‌های فرامرزی ایران، سوئد نیز در سال ۲۰۱۹ شخصی را به اتهام جاسوسی برای ایران دستگیر کرد.

    پاسخ ایران و مسئله دو تابعیتی ها

    ایران ضمن رد تمام اتهامات مرتبط با “ترور مخالفانش”، ساکت ننشسته است.

    حکومت ایران با بازداشت شماری از شهروندان دوتابعیتی، کشورهای غربی را به دخالت در امور داخلی‌اش متهم کرده است.

    دستگاه قضایی ایران این بازداشتی‌ها را به جاسوسی متهم کرده است. این افراد عمدتا تابعیت دوگانه ایران و یک کشور غربی را دارند. احمدرضا جلالی، سیامک نمازی و نازنین زاغری‌رتکلیف از جمله این زندانیان هستند.

    • اشارات معنی دار در تهران به عملیات اروپایی ‘عناصر خودسر’
    • از میکونوس تا اقلیم کردستان، فعالیت سازمان‌های اطلاعاتی ایران
    • تاریخ محرمانه سپاه قدس در بوسنی

    ایران همچنین با ربودن شماری از مخالفانش و انتقالشان به داخل کشور ادعا می‌کند اروپا به “پناهگاه تروریست‌ها” تبدیل شده است.

    روح‌الله زم مدیر کانال تلگرامی آمدنیوز، جمشید شارمهد رئیس رادیو تندر متعلق به انجمن پادشاهی، حبیب اسیود از رهبران گروه مقاومت ملی الاحواز از جمله مخالفان جمهوری اسلامی به شمار می‌آیند که در یکسال گذشته ربوده و به ایران منتقل شده‌اند. ایران این افراد را به رابطه با سرویس‌های اطلاعاتی غربی متهم می‌کند.

    بنابر برآورد سازمان امنیتی آلمان، ایران برخورد با مخالفانش در خارج کشور را مسئله‌ای داخلی می‌داند.

    به نظر می‌رسد به طور کلی دو موضوع بر شدت عمل فعالیت‌های اطلاعاتی ایران در خارج کشور افزوده است:

    • تراکم و تحرک گسترده مخالفان سیاسی خارج از کشور در غیاب اپوزیسیون داخلی
    • ورود سپاه پاسداران به پرونده‌های ضدجاسوسی و رقابت این نهاد با وزارت اطلاعات

    هر دو این اتفاقات در زمانی رخ می‌داد که سرنوشت سیاسی دولت و حکومت ایران بیش از پیش با سیاست خارجی این کشور و توافق هسته‌ای با کشورهای خارجی گره خورده بود.

    تقریبا از آغاز دهه ۹۰ شمسی، و به ویژه در میانه‌ آن، با سرکوب اعتراضات داخلی، گروه‌های مخالف حکومت در خارج از کشور بیش از پیش در معرض توجه قرار گرفتند. شاید به همین خاطر حکومت ایران بخشی از توان خود را صرف مقابله با اپوزیسیونی کرد که اغلب در اروپا و آمریکا مستقر بودند.

    با این حال، علی‌رغم تحریم‎های شدید آمریکا و فشارهای دیپلماتیک اروپا، منابع اطلاعاتی غرب می‌گویند شبکه‌های ترورحکومت ایران همچنان فعال‌اند.

    تاریخ تطبیقی حذف مخالفان جمهوری اسلامی

    این شدت از درگیری‌های امنیتی تقریبا در دو دهه گذشته کم‌سابقه است. از میانه دهه ۹۰ میلادی، دستکم به مدت ۲۰ سال، در توافقی ضمنی فعالیت‌های اطلاعاتی ایران در اروپا به شدت محدود شده بود.

    پس از قتل رضا مظلومان، فعال سیاسی در اردیبهشت ۱۳۷۵(۱۹۹۶ میلادی) در پاریس، گزارش دیگری از قتل مخالفان جمهوری اسلامی در اروپا منتشر نشده بود.

    به نظر می‌رسد حذف برون مرزی مخالفان حکومت در اروپا پس از آن متوقف شد که در سال ۱۹۹۷ میلادی، دادگاهی در آلمان، “حکومت جمهوری اسلامی” را به خاطر ترور سه تن از رهبران کرد، به “تروریسم دولتی” محکوم کرد.

    به دنبال این حکم، اروپا سفیران خود را از ایران فراخواند و شمار زیادی از وابستگان اطلاعاتی ایران از این کشورها اخراج شدند.

    اگرچه به نظر حکم دادگاه میکونوس و پیامدهای آن، حذف مخالفان حکومت ایران در اروپا را متوقف کرد اما این به معنای توقف این قتل‌ها در کشورهای دیگر نبود.

    در سال‌های پس از میکونوس نیز، قتل مخالفان سیاسی به ویژه فعالان کرد در مناطقی همچون سلیمانیه، اربیل و کوی سنجاق به طور پیوسته ادامه یافت.

    یک دهه پیش فهرستی از نزدیک به ۱۵۰ تن از مخالفان حکومت فعلی ایران منتشر شد که در بین سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۸ شمسی در کشورهای مختلف به قتل رسیدند؛ قتل‌هایی که به حکومت جمهوری اسلامی ایران منتسب شده است.

    این فهرست را مرکز اسناد حقوق بشر ایران بر پایه چند پژوهش منتشر کرد. از جمله جمعبندی گروه حقوق بشر پارلمان بریتانیا در سال ۱۹۹۳ میلادی، پژوهش‌های سازمان عفو بین‌الملل و همچنین گزارش‌های دریافتی از گروه‌های اپوزیسیون که مورد تهاجم قرار گرفته بودند.

    اکنون ارزیابی نهادها و مقام‌های امنیتی غربی نشان می‌دهد مخالفان حکومت ایران بار دیگر در دورانی قرار دارند که تحرکات امنیتی حکومت ایران برای مراقبت و سرکوب مخالفانش در خارج مرزها به شدت افزایش یافته است.

    No responses yet

    Nov 14 2020

    نیویورک تایمز: مرد شماره دو القاعده توسط ماموران اسرائیلی مرداد ماه در تهران ترور شد

    نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,سیاسی


    رادیو‌فردا: مقام‌های اطلاعاتی ایالات متحده به روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز گفته‌اند، مرد شماره دو القاعده و بیوه پسر بن لادن سه ماه پیش در خیابان پاسداران تهران توسط ماموران اسرائیلی به سفارش آمریکا ترور شدند.

    نیویورک تایمز نوشته است عبدالله احمد عبدالله، مرد شماره دو القاعده از طراحان حملات تروریستی ۱۹۹۸ به سفارت‌های آمریکا در آفریقا بود .

    طبق این گزارش عبدالله احمد عبدالله معروف به ابو محمد المصری توسط دو موتور سوار در خیابان تهران همزمان با سالگرد حملات به سفارت در هفتم اوت ترور شد. او به همراه دخترش مریم که همسر حمزه بن لادن بوده٬ در این عملیات کشته شد.

    چهار مقام اطلاعاتی به نیویورک تایمز گفته اند، این عملیات توسط ماموران اسرائیلی و به سفارش ایالات متحده انجام شد.

    حمزه بن لادن، پسر و جانشین اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده، مردادماه سال گذشته در جریان عملیات ضدتروریسم آمریکا در مرز پاکستان و افغانستان کشته شده است.

    نیویورک تایمز همچنین نوشته است که این عملیات تاکنون مخفی نگه‌داشته شده بود.

    در انفجار سفارتخانه آمریکا در نایروبی در کنیا، در هفتم اوت سال ۱۹۹۸ بیش ۲۰۰ نفر کشته و در حدود پنج هزار نفر زخمی شدند.

    پیش از این رسانه های داخل ایران در ۱۷ مرداد گزارش داده بودند که دو شهروند لبنانی به نام‌های حبیب‌ داوود، استاد تاریخ و ۵۸ ساله، و دخترش مریم، ۲۷ ساله، در حوالی گلستان یکم در خیابان پاسداران تهران به ضرب چهار گلوله کشته شدند.

    خبرگزاری مهر نوشته بود، در این حادثه از سوی یک موتورسوار «از سمت راننده» پنج تیر شلیک شده که «۴ تیر شلیک شده» به خودرو برخورد کرده و «شلیک پنجم هم به یک ماشین دیگر که در حال عبور بوده اصابت» کرده است.

    این خبرگزاری اضافه کرده بود، این دو نفر سوار بر یک خودروی ال‌۹۰ سفید در حال حرکت بودند و حادثه ساعت ۹ شامگاه جمعه رخ داد.

    ابو محمد المصری، ۵۸ ساله از بنیانگذاران گروه القاعده محسوب می‌شد و حتی گفته شده بود پس از کشته شدن اسامه بن لادن٬ او احتمالا رهبر القاعده خواهد شد. اما پس از کشته شدن اسامه بن لادن، ایمن الظواهری رهبر القاعده شد.

    در سال ۱۳۹۶ مقام‌های اطلاعاتی آمریکا اعلام کرده بودند که عروسی حمزه بن لادن در ایران برگزار شده است.

    سال‌ها اين گمانه مطرح بود كه فرزندان اسامه بن لادن از زمان فرار رهبر گروه القاعده از افغانستان در ايران به سر مى‌برند.

    سازمان‌هاى جاسوسى غربى در اين زمينه به طور ويژه به نام دو تن از پسران بن لادن به نام سعد و حمزه اشاره مى‌كردند که، به گفته آنها، نقش مهمى در گروه القاعده دارند.

    در همین زمینه در سه سال پیش محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس گفت که ایران به نیروهایی از القاعده پناه داده و آنها را به آمریکا تحویل نمی‌دهد.

    او همچنین افزود که پسر اسامه بن لادن که رهبر جدید القاعده است، در ایران ساکن است و با برخورداری از حمایت جمهوری اسلامی، از داخل ایران به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد.

    ایران بلافاصله این اتهام را رد کرده و در مقابل عربستان را به تاسیس القاعده متهم کرد.

    اسامه بن لادن بنیانگذار گروه القاعده و طراح اصلی حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ بود که در سال ۲۰۱۱ توسط نیروهای آمریکا در پاکستان کشته شد.
    منابع: نیویورک تایمز و رادیو فردا

    No responses yet

    Nov 06 2020

    ترامپ، بایدن، و مامردم

    نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,برجام,تروریزم,جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی

    مهدی جلالی تهرانی: ترامپ: می‌توان سودمندی‌ ترامپ را برای ما ایرانیان در کارزار فشار حداکثری او و کشتن قاسم سلیمانی سردار کودک‌کش دانست که اثر هر دو بیشتر در منطقه قابل ارزیابی است تا در ایران.
    آن روز که به سلیمانی، سردار کودک‌کش لقب دادم و این لقب مورد توجه تعدادی از هم‌میهنان ما قرار گرفت ــ نیت آنان را نمی‌دانم ــ اما نیت من مشخصا جنایات هولناک او در سوریه بود. همچنین افزودم که به باورم هر ایرانی باشرفی تا ابد از این که با نام او چنین فاجعه‌ای صورت گرفته، شرمگین است.
    کارزار فشار حداکثری را نیز باید در کشورهای منطقه ارزیابی کنیم. هدفی که برای این کارزار در منطقه توسط دولت ترامپ طرح شد، محدود کردن شرارت‌ها و نقش بی‌ثبات‌کننده حکومت ایران در منطقه بود. ترامپ در رسیدن به این هدف موفق شد.
    اما در داخل ایران، هدف کارزار فشار حداکثری نه الزاما مطلوب ماست و نه تاکنون موفق شده است. دولت ترامپ بارها گفته است که هدفش کشاندن رژیم به پایه مذاکره است که تا این لحظه موفق نبوده است. همچنین می‌خواسته رژیم ایران رفتار خود را تغییر دهد که در آن هم تا این لحظه موفق نبوده است.
    واقعیت این است که ملت‌های منطقه دارند به آتش ما می‌سوزند و ما به مردم منطقه خیلی بدهکار شده‌ایم. این واقعیت تلخ و شرم‌آور را هرگز نباید از وجدان خود بزداییم و فقط به خودمان نگاه کنیم. متاسفانه کارشناس و تحلیل‌گر و روزنامه‌نگار و مجری ما بجای بلند کردن این ندای وجدان، چنان در حباب خودمرکزعالم‌بینی غوطه می‌خورند که همگی صرفا درباره اثر فشار حداکثری در داخل حرف می‌زنند.
    حتا اگر دچار قحطی وجدان شده باشیم، اما اندکی از سیاست سر دربیاوریم، مطمئنا خواهیم دانست که دموکراسی در ایران غیرممکن است مگر با همراهی و تعامل با ملت‌های منطقه ــ بخصوص مردم عراق.
    برای زمینه‌سازی تغییر حکومت، اگر هم نخواهیم، مجبوریم نگاه منطقه‌ای داشته باشیم ــ همان طور که حکومت و بسیج و سپاه نگاه منطقه‌ای و شبکه حمایتی/مالی/نظامی منطقه‌ای دارند. نکته‌ای که اپوزیسیون عامه‌گرا و بی‌سواد و متوهم بخصوص ناسیونالیست‌ها و ایرانشهری‌ها کاملا از آن غافل هستند. البته یک دلیل دیگر هم ناتوانی این افراد از برقراری ارتباط با ملت‌های منطقه و درکی فراملی از سیاست است. به عبارت دیگر، اپوزیسیون ملی‌گرا و سنتی ما از جهت فهم سیاسی از شصت‌سال پیش آخوندها واسلام‌گرایان هنوز عقب‌افتاده‌تر فکر می‌کنند.

    No responses yet

    Oct 17 2020

    یک دبیر تاریخ در فرانسه پس از نشان دادن کاریکاتورهای محمد به شاگردانش سربریده شد

    نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب


    رادیوفرانسه: ماموران پلیس فرانسه در «کُنفلان سن انورین» خیابان‌های منتهی به محل قتل دبیر تاریخ و کشته شدن مهاجم را برای انجام تحقیقات انتظامی و قضائی مسدود کرده‌اند ـ ١۶ اکتبر٢٠٢٠
    دادسرای مبارزه با تروریسم در فرانسه اعلام کرد که یک دبیر تاریخ امروز جمعه شانزدهم اکتبر سربریده شد. قربانی که «ساموئل پ.» نام دارد اخیراً در یکی از کلاس‌های درس خود دربارۀ آزادی بیان، کاریکاتورهای محمد را نشان داده بود. این تصاویر که در نشریه «شارلی ابدو» به چاپ رسیده بود در هفته‌های گذشته به سوءقصدی تروریستی در مقابل دفتر این نشریه منجر شد که در نتیجۀ آن دو نفر زخمی شدند. فرد مهاجم بر اساس کارت شناسائی او، یک جوان ١٨ سالۀ زادۀ مسکوست. اندکی پس از این جنایت، پیامکی در توئیت منتشر شد که مسئولیت این جنایت را به نام یک «جهادگرای چچن» بر عهده می‌گرفت. اصالت این توئیت هنوز از سوی مقامات امنیتی تائید نشده است.

    به گزارش پلیس فرانسه امروز جمعه شانزدهم اکتبر جسد سربریدۀ یک دبیر تاریخ در خیابانی در نزدیکی دبیرستانی که وی در آن تدریس می‌کرد در شهر «کُنفلان-سنت-اونورین» واقع در شهرستان «ایولین» کشف شد. اندکی پیش از کشف جسد، پلیس جنایی فرد مشکوکی را که مسلح به کارد آشپزخانه بود شناسایی و تعقیب کرد و سپس به دلیل خودداری وی از تسلیم شدن به ضرب گلوله از پای درآورد. وی که در مسکو بدنیا آمده چچن تبار است و منابع امنیتی از او با نام «عبدالله ا.» یاد می‌کنند.

    اندکی پیش از آن رهگذران به رفتار این فرد که بگفتۀ آنان «در برابر دبیرستان بوآ دولن در رفت و آمد دائم بود» شک برده و پلیس را آگاه ساخته بودند.

    اندکی پس از این جنایت، پیامکی در توئیت منتشر شد که مسئولیت این جنایت را به نام یک «جهادگرای چچن» بر عهده می‌گرفت. این پیام خطاب به رئیس جمهوری فرانسه نوشته شده و در آن آمده است «مکرون، رهبر کفار، من یکی از سگ های جهنم تو را که به پیامبر توهین کرده بود، کُشتم».

    تحقیق دربارۀ این جنایت را دایرۀ ضد تروریستی ادارۀ کل امنیت داخلی فرانسه برعهده گرفته است. پلیس در آخرین ساعات روز جمعه اعلام کرد که چهار تن و از جمله یک نوجوان بازداشت شده و تحت بازجوئی قرار دارند.

    امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، بلافاصله پس از اطلاع از این جنایت در محل حاضر شد. او که بشدت متاثر به نظر می رسید در سخنانی کوتاه گفت «امروز یکی از شهروندان ما به قتل رسید، زیرا او به شاگردان آزادی بیان را آموزش می داد. آزادی ایمان داشتن یا نداشتن. هموطن ما بزدلانه مورد حمله قرار گرفت. او قربانی یک حملۀ تروریستی اسلامی شد». امانوئل مکرون به «کلیۀ آموزگاران فرانسه» اطمینان داد که «همه، تمام فرانسه، با آنهاست» و وعده داد که دولت «همۀ آنها را تحت حمایت و محافظت قرار می‌دهد» تا آنها بتوانند «فردا آزادانه به آموزش بپردازند و شهروندان آزاد پرورش دهند».

    رئیس جمهوری فرانسه گفت «به قتل رساندن یک آموزگار بر حسب تصادف رخ نداده است، زیرا آموزگار است که ارزش‌های جمهوری ما را، روشنگری را و تربیت فرزندان ما را» بر عهده دارد. اوست که از فرزندان این کشور «از هر کجا که می‌آیند، هر چه مذهب آنهاست، دارای باور هستند یا نیستند، شهروندان آزاد می سازد. و این وظیفۀ ماست».

    امانوئل مکرون با اشاره به همۀ افراط گرایان و مخالفان آزادی بیان گفت «آنها موفق نخواهند شد. همۀ کسانی که حافظ جمهوری هستند در برابر آنها خواهند ایستاد. تاریک اندیشی و خشونت وابسته به آن پیروز نخواهند شد».

    وزیر کشور فرانسه «ژرار دارمنن» نیز که در یک سفر رسمی در مراکش بسر می‌برد، بسرعت به پاریس بازگشت.

    انتشار خبر این جنایت، واکنش‌های فراوانِ مقامات کشور و رهبران نیروهای سیاسی را به دنبال داشت.

    نمایندگان مجلس ملی فرانسه در جلسۀ عمومی جمعه شب با آگاهی از این جنایت بر پا برخاسته و با سکوت نسبت به آموزگار به قتل رسیده ادای احترام کردند.

    ژان میشل بلانکر، وزیر آموزش و پرورش، در کانال توئیتر خود نوشت «حمله به یک آموزگار، یکی از خدمتگزاران کشور، حمله به جمهوری فرانسه است. وحدت و ایستادگی قاطع ما تنها پاسخ در برابر فجایع تروریسم اسلامی است. رویاروی آن می‌ایستیم».

    مارین لوپن، رهبر حزب راست افراطی «همایش ملی»، با ارسال یک توئیت با اشاره به «وجود یک چنین وحشیگری غیرقابل تحمل در فرانسه»، تاکید کرد «اسلام‌ گرائی به جنگ علیۀ ما برخاسته است، باید با بکارگرفتن قدرت آن را از کشور خود برانیم».

    ژان لوک ملانشون، رهبر حزب چپ رادیکال «فرانسه نافرمان» نیز در توئیتی از یک «جنایت نفرت انگیز» یاد کرد و نوشت «قاتل، خود را به جای خدائی انگاشته است که خود را پیرو او می‌داند. او دیانت خود را بی آبرو می‌کند و ما را نیز به جهنم زیستن با جنایتکارانی چون خود ناگزیر می‌سازد».

    والری پکرس، رئیس شورای استان «ایل دو فرانس» پس از اشاره به ارتکاب این قتل توسط «یک اسلام گرای افراطی» تاکید کرد «در برابر کسانی که قصد نابود کردن ما و نابود کردن بیان آزاد آموزگاران ما را دارند، باید بشدت تمام عمل کنیم و از روی گرداندن بپرهیزیم».

    بوریس وَلو، نمایندۀ سوسیالیست مجلس ملی فرانسه، تاکید کرد که «مدرسه، آموزگاران، آزادی آموزش، آزادی بیان در قلب جمهوری ما جای دارد. هرگزتسلیم نمی‌شویم».

    به نوشتۀ گزاویه برتران، رئیس شورای استان «اُ دو فرانس»، «وحشیگری اسلام افراطی به مدرسه که یکی از نماد‌های جمهوری است، حمله کرد. این تروریست‌ها خواستار خاموش کردن ما و به زانو درآوردن ما هستند. بدانند که ما هرگز تسلیم نمی‌شویم و آنها هرگز نخواهند توانست ما را از خواندن، نوشتن، ترسیم کردن، فکر کردن و آموزش دادن بازدارند».

    No responses yet

    Aug 28 2020

    دست کم دو نفر در درگیری بین حزب الله و ساکنان جنوب بیروت کشته شدند

    نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی


    بی‌بی‌سی: ساختمانی در جنوب بیروت که دیشب در درگیری ها به آتش کشیده شد
    به گزارش رسانه های خبری لبنان، شب گذشته بین شبه نظامیان حزب الله و گروهی از ساکنان محله خده در جنوب بیروت درگیری مسلحانه روی داد که دست کم دو کشته و ده زخمی برجای گذاشته است.

    براساس این گزارش، این درگیری زمانی آغاز شد که نفرات حزب الله قصد آویختن پرچم و پلاکاردهای این گروه را داشتند که با مخالفت شماری از ساکنان مواجه شدند.

    در ویدیو کلیپ هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر شده صدای شلیک تیربار به گوش می رسد و براساس گزارش ها، یک ساختمان نیز به آتش کشیده شد.

    به گزارش خبرگزاری لبنان، یکی از کشته شدگان شهروند لبنان و از ساکنان محلی و دیگری شهروند سوریه و سه تن از زخمی های درگیری اعضای یک خانواده بوده اند.

    در پی این درگیری که سه ساعت به طول انجامید افراد قبایل ساکن منطقه با متهم کردن حزب الله به قانونی شکنی، بزرگراه بیروت به جنوب لبنان را مسدود کردند و ارتش برای برقراری نظم و بازکردن این بزرگراه به منطقه اعزام شد.

    براساس بعضی گزارش ها، در این درگیری طرفداران حزب “جنبش آینده” به رهبری سعد حریری شرکت داشتند.

    هفته پیش و در پی صدور رای دادگاه بین المللی رسیدگی به ترور رفیق حریری، نخست وزیر پیشین لبنان، بین نفرات حزب الله و ساکنان همین محلی درگیری کوتاهی روی داد. درگیری زمانی آغاز شد که افراد حزب الله در صدد آویختن پوستر سلیم عیاش بودند که براساس رای دادگاه بین المللی، از عوامل اصلی قتل رفیق حریری بوده است.

    درگیری های اخیر در حالی روی می دهد که طی حدود یک سال گذشته، لبنان شاهد تشدید بحران اقتصادی و مالی و اعتراضات گسترده نسبت به فساد و بی کفایتی تشکیلات حکومتی بوده است. در پی انفجار اخیر در بیروت، حزب الله به ارتباط با این واقعه متهم شد اما این اتهام را رد کرده است.

    رهبر حزب الله در مورد خطر بروز درگیری داخلی در این کشور هشدار داده است.


    خودرو سوخته در محل درگیری شب گذشته در منطقه ای در جنوب بیروت

    No responses yet

    Aug 09 2020

    در پی تهدید سیدحسن نصرالله؛ اسرائیل مخازن آمونیاک حیفا را تخلیه کرد

    نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

    مشرق: در پی تهدید دبیرکل حزب الله لبنان مبنی بر تبدیل شدن مخازن آمونیاک در حیفا به بمب اتمی، اسرائیل با تشکیل کمیته کارشناسی در نهایت این مخازن را پس از ۳۰ سال فعالیت تخلیه کرد.

    به گزارش مشرق به نقل از روزنامه رای الیوم، پایگاه خبری «ان. آر. جی» اسرائیل به نقل از منابع کاملا آگاه در تل آویو، اعلام کرد، مخازن آمونیاک در خلیج حیفا پس از سی سال فعالیت تعطیل شد، زیرا کمیته کارشناسان به ریاست پرفسور ایهود کیننالی به این نتیجه رسیدند که این مخازن می تواند عمال نابودی و کشتار صدها هزار غیر نظامی باشد.

    تلاش اسرائیل برای جلب موافقت اردن برای انتقال مخازن آمونیاک

    در همین ارتباط گزارش های دیپلماتیک بین المللی حاکی از این است که اسرائیل تلاش دارد انبارهای آمویناک را به اردن منتقل کند و بیش از یک بار به طور رسمی از اردن درخواست کرده است بندر العقبه در مدیترانه را به انبار گاز آمونیاک تبدیل کند.

    بر اساس این گزارش ها مراجع تصمیم گیر سیاسی و امنیتی در اردن این درخواست را بررسی کردند و کمیته رسمی متشکل از وزیر محیط زیست و وزیر انرژی و نیز وزیر حمل و نقل تشکیل دادند تا نتایج تبدیل تنها بندر اردن به مخزن گاز آمونیاک اسرائیل را مورد بررسی قرار دهند.

    اعتراف شهردار حیفا به درستی اظهارات نصرالله

    یونا یاهف رئیس شهرداری حیفا نیز در گفت وگو با تلویزیون اسرائیل با اشاره به تهدید سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله به اینکه گاز آمونیاک در خلیج حیفا و موشک های حزب الله موجب تولید بمب اتمی خواهند شد و خسارت های مالی و جانی بسیار زیادی را به بار خواهند آورد، گفت: متاسفانه من نصرالله را تایید می کنم و اظهارات او صد درصد درست است و کابینه به ریاست بنیامین نتانیاهو باید این موضوع را جدی گرفته و با آن برخورد مسئولانه داشته باشد.

    شهردار حیفا گفت: از دبیر کل حزب الله ممنون است زیرا با تهدید به حمله به خلیج حیفا بار دیگر موضوع بمب ساعتی را در افکار عمومی اسرائیل زنده کرد و دبیر کل حزب الله لبنان به موضوع حساسسی اشاره کرد که موجب وحشت اسرائیلی ها است به ویژه اینکه درخواست های رسمی متعددی در مورد لزوم انتقال مخازن شیمیایی از خلیج حیفا به سایر نقاط مطرح شده است.

    همچنین یکی از ساکنان حیفا به تلویزیون رسمی اسرائیل گفت، تهدید علیه خلیج حیفا و به عبارت دقیق تر علیه مخازن آمونیاک از سال 1991 وجود داشته است اما از آن زمان تا امروز کابینه های اسرائیل هیچ اقدامی برای دور کردن این خطر از منطقه انجام ندادند.

    تهدید جدی مخازن آمونیاک؛ احتمال به واقعیت پیوستن کابوس‌ها

    در این میان تلویزیون اسرائیل نیز اعلام کرد گاز آمونیاک در خلیج حیفا و در منطقه ای پرجمعیت وجود دارد و همین وضعیت جان صدها هزار نفر از ساکنان آن را در معرض خطر قرار می دهد و همچنین فعالیت این مخازن بدون مجوز بود.

    این منبع تاکید کرد که 12 میلیون تن گاز آمونیاک در این محل وجود دارد و بعید نیست اگر یک موشک به آن اصابت کند، این کابوس به واقعیت تبدیل شود.

    No responses yet

    « Prev - Next »

    • Recent Posts

      • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
      • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
      • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
      • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
      • دنیای خیالی آخون‌ها!!
    • Recent Comments

      No comments to show.

    Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .