Feb 24 2015
Archive for the 'روابط بینالمللی' Category
Feb 24 2015
لابی حکومت آخوندی به دام افتاد: وزرای خارجه پیشین انگلیس به فساد مالی متهم شدند
ایلنا: استراو متهم است که عوامل سیاسی خود را در قبال حدود شش هزار و ۸۰۰ یورو در روز به یک شرکت جعلی هنگکنگی معرفی کرده است و ریفکایند متهم است که انجام قراردادها را برای این شرکت در تمام سفارتهای انگلیس در سرتاسر جهان تسهیل كرده است.
وزرای خارجه پیشین انگلیس به فساد مالی متهم شدند.
به گزارش ایلنا به نقل از بلومبرگ، «جک استراو» وزیر خارجه عضو حزب کار و «مالکولم ریفکایند» وزیرخارجه عضو حزب محافظهکار انگلیس به فساد مالی متهم شدند.
استراو و ریفکایند در اثر تلاش گزارشگران «کانال چهار» و «دیلیتلگراف» اعتراف کردند که قراردادهای خود را در قبال مبلغ زیادی پول فروختهاند.
استراو متهم است که عوامل سیاسی خود را در قبال حدود شش هزار و ۸۰۰ یورو در روز به یک شرکت جعلی هنگکنگی معرفی کرده است و ریفکایند متهم است که انجام قراردادها را برای این شرکت در تمام سفارتهای انگلیس در سرتاسر جهان تسهیل كرده است.
مسئولان دیلیتلگراف گفتند که خبرنگاران در برنامه تحت پوشش و مخفیانه خود با ۱۲ عضو پارلمان انگلیس تماس گرفتهاند که شش نفر از آنها پاسخ ندادند و یکی از آنها گفته است که عوامل اقتصادی وی فروشی نیستند.
Feb 16 2015
ايران گزارش وال استريت جورنال درباره نامه خامنه ای به اوباما را تکذيب کرد
رادیوفردا: مرضيه افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران روز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه گزارش روزنامه آمريکايی وال استريت جورنال ، درباره نامه علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی به باراک اوباما، رئيس جمهوری آمريکا را تکذيب کرده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر، سخنگوی وزارت خارجه ايران گزارش وال استريت جورنال را «يک بازی رسانه ای غير حرفه ای» توصيف کرده است .
وال استريت جورنال روز جمعه ۲۴ بهمن ماه گزارش داده بود که علی خامنه ای به نامه باراک اوباما پاسخ داده و به وی نامهای محرمانه نوشته است.
وال استريت جورنال به نقل از يک ديپلمات ايرانی که نامش فاش نشده، نوشته بود که علی خامنهای در پاسخ به نامه باراک اوباما در ماه اکتبر (مهرماه) طی هفتههای اخير به رييس جمهوری آمريکا نامه نوشته است.
اين ديپلمات ايرانی گفته بود که نامه علی خامنه ای به باراک اوباما «محترمانه» بوده ولی در آن تعهدی برای همکاری پذيرفته نشده است.
اين در حالی است که مرضيه افخم روز يکشنبه گفته است:« نامه نگاری رئيس جمهور آمريکا دارای سابقه بوده که در برخی موارد نيز به اين نامه ها پاسخ داده شده است.»
سخنگوی وزارت امور خارجه ايران ادامه داده است:« هيچگونه نامه جديدی مطرح نيست.»
در همين زمينه، يدالله جوانی، معاون سياسی سابق و مشاور فعلی نماينده «ولی فقيه» در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی روز يکشنبه گفته است که به نامههای رئيس جمهوری آمريکا به رهبر جمهوری اسلامی پاسخ «محترمانه، معقول و منطقی» داده شدهاست؛ وی اشارهای به تعداد اين نامهها نکرده است.
Feb 10 2015
فرار مالیاتی تروریستها و دیکتاتورها از طریق بانک بریتانیایی
دویچهوله: افشاگری از تخلفات شعبه سوئیس بانک بریتانیایی HSBC و کمک این بانک به فرارهای مالیاتی هنوز ابعاد واقعی خود را نشان نداده است. این بانک سالها از حساب مالی پولشویان و سیاستمداران فاسد و حامیان تروریستها سود برده است.
سیاستمداران فاسد، تجار اسلحه، حامیان تروریستها و دیگر خلافکاران جهان سالها حساب خود را در شعبه سوئیس بانک بریتانیایی HSBC نگاه میداشتند تا مالیات نپردازند و دارایی خود را در کشورشان پنهان نگاه دارند.
پس از فاش شدن هزاران سند شعبه سوئیس بانک بریتانیایی HSBC و بررسی آنها مشخص شده است که این بانک از بیشتر اقدامات خلاف اطلاع داشته و آگاهانه سکوت کرده است. این بانک ازنظر بیلان مالی دومین بانک بزرگ جهان به حساب میآید.
اسناد به دست آمده مربوط به حساب حدود ۱۰۰ هزار مشتری این بانک از ۲۰۰ کشور جهان در سالهای ۱۹۸۸ تا ۲۰۰۷ در شعبه شهر ژنو سوئیس بانک بریتانیایی HSBC هستند. این افراد در مجموع ۷۵ میلیارد یورو در این بانک نگهداری میکردند.
اسناد ۳۵ هزار جلسه مشورتی مسئولان این بانک با مشتریان خود نشاندهنده آن هستند که این مسئولان سالهای متمادی به مشتریان خود یاد دادهاند چگونه دارایی و سرمایهگذاریهای خود را در مقابل نهادهای مالیاتی کشورشان مخفی کنند.
جلسات مشاوره برای تجار اسلحه، سیاستمداران فاسد و قاچاقچیان
در پی این افشاگری مالی مشخص شده است که سیاستمداران کنونی و گذشته بسیاری از کشورهای جهان از جمله بریتانیا، روسیه، هند، کشورهای آفریقایی و کشورهای پادشاهی عرب، در این رسوایی مالی شرکت داشتهاند.
مشورتهای مالی مسئولان بانک بریتانیایی HSBC تنها مربوط به ورزشکاران بنام، ستارگان دنیای موسیقی، بازیگران هالیوود یا اعضای خانوادههای ثروتمند نمیشده است. سندهای به دست آمده نشاندهنده آن هستند که مقامات این بانک مشاورههای بسیاری نیز با تجار اسلحه، سیاستمداران فاسد، قاچاقچیان و دیکتاتورهای جهان و حتی افرادی کردهاند که تامینکننده مالی رخداد تروریستی یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی در آمریکا بودهاند.
شبکه فاشکننده این اطلاعات اعلام کرده است که بانک بریتانیایی HSBC “از رابطه بانکی با تجار اسلحهای سود برده است”؛ تجاری که خمپاره برای کودکان سرباز در آفریقا ارسال میکردهاند. بیشتر مشتریان در جلسات مشورتی از مسئولان بانک خواستهاند نامهای برایشان ارسال نکند تا کسی متوجه ارتباط آنها با این بانک نشود.
سیاستمداران فاسد
اسناد موجود نشاندهنده آن هستند که بسیاری از مشتریان بانک بریتانیایی HSBC افرادی هستند که در عرصههای سیاسی کشورهای مختلف جهان بسیار پرنفوذند. لی پنگ، نخست وزیر پیشین چین، یکی از کسانی بوده که در این بانک پول انباشت کرده است.
رشید محمد رشید، وزیر پیشین تجارت و صنایع مصر و خویشاوند حسنی مبارک، رئیس جمهوری سرنگون شده مصر، از کسانی است که حدود ۳۰ میلیون دلار در این بانک نگهداری میکرده است. وزیر پیشین تجارت مصر، در سال ۲۰۱۲ در محاکمهای غیابی به اتهام حیف و میل اموال دولتی به ۱۵ سال حبس محکوم شد.
رامی مخلوف پسردایی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه نیز میلیونها دلار به این بانک منتقل کرده است. این تاجر سوری سال گذشته میلادی (۲۰۱۴) از طرف اتحادیه اروپا و دولت آمریکا به اتهام شرکت در فساد اداری تحریم شد.
افشاکننده بزرگ
اسناد شعبه سوئیس بانک بریتانیایی HSBC را اروِ فالچانی، کارمند پیشین این بانک در سال ۲۰۰۷ میلادی کپی و به فرانسه فرستاد. او در سال ۲۰۰۹ این اسناد را به نهادهای مالیاتی فرانسه واگذار کرد. هنوز مشخص نشده که چهمقدار از این اسناد تاکنون بررسی و ارزیابی شدهاند.
مقامات بانک HSBC پس از افشاگری در ارتباط با اسناد، در بیانیهای چهار صفحهای این اتهامها را به گردن مسئولان شعبه سوئیس انداخته و اعلام کردند که آنها پس از ادغام در سال ۱۹۹۹ نتوانستند دیدگاههای بانک HSBC را به طور کامل پیاده کنند.
Rami Machluf Rami Machluf Vertrauter Präsident Assad Syrien
رامی مخلوف پسردایی بشار اسد نیز میلیونها دلار در این بانک مخفی کرده بود
آنها با پذیرش “نبود کنترل در گذشته بر حسابهای بانکی” اعلام کردهاند که شعبه سوئیس در گذشته “حسابهای پرخطر فراوانی” را جمعآوری کرده بود، اما اکنون حساب خود را از کلیه مشتریانی که مشکلات مالیاتی داشتهاند جدا کرده است.
سه میلیارد یورو از آلمان
در میان مشتریان این بانک ۲۱۰۶ نفر آلمانی هستند که حدود سه میلیارد یورو در این بانک نگهداری میکردند. بیشتر این افراد کارخانهداران صنعتی، تجار، اعضای خانوادههای ثروتمند و همچنین سیاستمداران این کشور هستند.
به نظر میرسد که بیشتراین افراد دادایی خود را از نهادهای مالیاتی آلمان پنهان نگه داشتهاند. تحقیقات در این باره اما هنوز ادامه دارند. نهادهای مالیاتی ۱۲ کشور جهان پس از دستیابی به این اسناد موفق شدهاند تاکنون دستکم یک میلیارد یورو را به این کشورها بازگردانند.
Feb 09 2015
چرا ترکمنستان ماهیگیران ایرانی را در خزر هدف قرار داد؟
بیبیسی: رئیس جمهور ایران آذر ماه امسال برای حضور در مراسم افتتاح خط آهنی که کشورهای شرق دریای خزر را به هم متصل می کند با قطار از استان گلستان ایران به ترکمنستان سفر کرده بود
اخیرا اعلام شده است که گارد ساحلی دولت ترکمنستان تعدادی از ماهیگیران ایرانی را که از روستاهای ترکمنی طرف ایران عازم ماهیگیری در دریای خزر شده بودند، هدف گلوله قرار داده است.
بر اساس گزارش خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی (ایرنا) ماهیگیران ایرانی با شش قایق عازم صید شده بودند و نزدیک به ۳۰۰ کیلوگرم ماهی صید کرده بودند. ایرنا می گوید بر اثر شلیک پلیس دریایی ترکمنستان یکی از قایق ها غرق شده و از سرنوشت سرنشینان اطلاع دقیقی در دست نیست اما شاهدان گفته اند که یک ماهیگیر کشته شده و احتمالا بقیه به اسارت پلیس دریایی ترکمنستان درآمده اند. بر اساس این گزارش شلیک به ماهیگیران ایرانی بدون اخطار قبلی بوده است.
بعد از انتشار گزارش ایرنا، حسن قشقاوی، معاون امور کنسولی و پارلمانی وزارت امور خارجه ایران به خبرگزاری فارس گفت “گزارشی درباره غرق شدن قایق ماهیگیری و کشته شدن ماهیگیر ایرانی دریافت نکردهایم” و به خبرگزاری خانه ملت هم ابتدا توضیح داده که “نه کشتهای وجود داشته، نه قایقی غرق شده و نه تیراندازی صورت گرفته” و سپس گفت که “رفتار خشونت آمیز پلیس ترکمنستان را نه رد می کنیم نه تایید. باید گزارش دقیق ارائه شود زیرا گزارشی درباره این مورد اخیر که پلیس ترکمنستان قبل از هر هشدار و اخطاری شلیک کرده است، به دست ما نرسیده است.”
اقدام دولت ترکمنستان که ایرنا از آن گزارش داده و می گوید “بدون اخطار قبلی” بوده، رفتاری خارج از مسیر رسمی، استانی و کشوری و کانال های دیپلماتیک تلقی می شود. ایرنا این اقدام ترکمنستان را “خارج از عرف دیپلماتیک و مغایر با قوانین بین المللی” توصیف کرده بود. در شرایطی که هنوز کشورهای ساحلی دریای خزر (ایران، ترکمنستان، قزاقستان، روسیه و جمهوری آذربایجان) توافق کاملی درباره رژیم حقوقی دریای خزر انجام نداده اند، این گونه اقدامات احتمالی باعث طرح سؤالاتی درباره ریشه ها و تبعات آن می شود.
ترکمنستان همسایه شمالی ایران است و دو کشور بیش از هزار کیلومتر مرز آبی و خاکی با هم دارند.
از زمان فروپاشی شوروی سابق، دول حاشیه دریای خزر بدنبال فرمول مورد توافق همگانی آنها برای تقسیم یا مشارکت دریای خزر بوده اند. تا زمانی که چنین توافقی حاصل شود، دریای خزر تابع نظام حقوقی است که توسط معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ ایران و شوروی سابق ایجاد شده بود. این توافقات اشاره به اشتراک دریای خزر بین دول ساحلی آن دارد.
در معاهدۀ ۱۹۴۰، یک محدوده انحصاری ماهیگیری به عرض ۱۰ مایل تعین شده است، اما با توجه به اینکه فعلا مراحل تقسیم دریای خزر هنوز تعیین نشده است، مرزهای جانبی این محدوده مشخص نیست. در سال ۲۰۱۴ دولت های ساحلی خزر درباره یک منطقه ملی به عرض ۲۵ مایل توافق کردند. این موضوع هم باید در پیشنویس کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر وارد شود و نیازمند طی شدن مراحل به رسمیت یافتن است. در هر دو صورت، هنوز معیار تعیین حدود جانبی این مناطق روشن نیست و در عمل تقسیمی انجام نشده است.
با توجه به این نکات، ناظران و کارشناسان عقیده دارند که واکنش ترکمنستان به حضور ماهیگیران ایرانی در منطقه مورد اختلاف، می تواند ریشه در مسائل دیگری داشته باشد:
حساسیت ترکمنستان نسبت به حراست و حمایت از سهم خود در دریای خزر. در همین راستا، ترکمنستان چند سال قبل برخوردی با جمهوری آذربایجان بر سر یک میدان نفتی مشترک داشت.
حساسیت ترکمنستان به ادعای ایران دربارۀ سهم خود در دریای خزر. ایران خواستار ۲۰ درصد از دریای خزر است ولی دول دیگر دریای خزر با روشی که به این درصد از سهم ایران منجر می شود، مخالف هستند.
هرچند معاون وزارت خارجه ایران می گوید روابط “بسیار خوبی بین ایران و ترکمنستان وجود دارد” و در گزارشی متفاوت خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی می گوید “رفتارهای خصمانه ترکمنستان بر ضد ایران در ماههای اخیر تشدید شده” اما سرد شدن احتمالی روابط ترکمنستان و ایران می تواند به علت عدم پیشرفت همکاری دو کشور در زمینه مبادله نفت و گاز و موانع پیشرفت برای یافتن راه های جایگزین انتقال انرژی به بازارهای بین المللی به دلیل تحریم های موجود علیه ایران هم باشد.
Feb 05 2015
سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزبالله: قدم زدنها با آمریکا باعث سقوط بازرگان شد
دیگربان: سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزبالله به طور تلویحی نسبت به سقوط دولت حسن روحانی به خاطر مذاکره با آمریکا هشدار داد.
آقای قاسمی گفته سیاستی که حسن روحانی در قبال آمریکا در پیش گرفته در دوره چهارساله دولت یازدهم از بین رفته و مضمحل خواهد شد.
وی به منتقدان محافظهکار دولت یازدهم توصیه کرده از حمله تند به این دولت خودداری کنند٬ چرا که دولت یازدهم قصد دارد رهبری را مسئول شکست دیپلماسی «لبخند» در برابر غرب معرفی کند.
قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود به پیادهروی محمدجواد ظریف و جان کری در خیابانهای ژنو اشاره کرده و گفته ریشه این پیادهروی به دولت موقت مهدی بازرگان بازمیگردد.
به گفته وی ابراهیم قطبزاده و ابراهیم یزدی هم با آمریکاییها رفت و آمد و مذاکره داشتند که آن «قدمزدنها» باعث «سقوط» دولت بازرگان شد.
این فرمانده حزبالله نوع تعامل دولت روحانی با غرب را نوعی «خیانت» دانسته است.
Feb 05 2015
حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات: مذاکره با آمریکا از ۱۰ سال پیش در حال انجام است
دیگربان: حیدر مصلحی٬ وزیر سابق اطلاعات میگوید ایران و آمریکا بیش از ۱۰ سال است به طور غیرعلنی مشغول مذاکره هستند.
آقای مصلحی گفته آمریکاییها در این مذاکرات بارها به طرفهای ایرانی گفتهاند که جمهوری اسلامی معادلات منطقه را به هم ریخته است.
وی اضافه کرده آمریکا در مذاکره قابل اعتماد نیست و باید مذاکره با این کشور مدیریت شود تا ضرری متوجه جمهوری اسلامی نشود.
جمهوری اسلامی و آمریکا پس از به قدرت رسیدن حسن روحانی در ایران و با موافقت علی خامنهای٬ مذاکرات علنی خود درباره برنامه هستهای تهران را آغاز کردهاند.
آغاز علنی این مذاکرات بازتابهای زیادی در جهان داشته و در داخل ایران نیز محافظهکاران تندرو با حفظ بسیاری از شرایط و ضوابط میگویند موافق این مذاکرات هستند.
این دسته از محافظهکاران میگویند دشمنی جمهوری اسلامی با آمریکا ابدی است و ایران تنها برای دفع یک خطر بزرگ حاضر به مذاکره با آمریکا شده است.
Feb 05 2015
چرا برژینسکی بی سر و صدا دنبال بهشتی بود؟
بیبیسی: تازه چهار روز از کشته شدن محمد بهشتی و دهها همفکرش در بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی میگذشت که آیت الله خمینی فرزندان و همسران قربانیان را در حسینیه جماران جمع کرد تا به آنها تسلیت بگوید و برای ملت نطقی ایراد کند.
رهبر ایران در سخنرانی بامداد پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۶۰، آمریکا و «تفالههای آمریکا»، را عامل ترور آقای بهشتی و هم حزبیهایش اعلام کرد و گفت: «امروز همه ملت باید سازمان اطلاعات باشد.»
او افزود: «ما نباید فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با آمریکا و تفالههای آمریکا، این تفالههایی که قالب زدند خودشان رو، ما غفلت کردیم. الان هم هستند… ننشینید که باز یک جایی را آتش بزنند.»
بازماندگان قربانیان هم – لباس سیاه بر تن و گل سرخ در دست – شعار میدادند: «آمریکا در چه فکریه؟ ایران پر از بهشتیه.»
این عزاداران – برخلاف آیت الله خمینی که اسناد تماس های آقای بهشتی با سفارت آمریکا را دیده بود – به احتمال قوی خبر نداشتند بهشتی از چه جایگاه مهمی در نزد دولت آمریکا برخوردار بوده و واشنگتن در تلاشهای محرمانه برای مذاکره با حکومت، تا چه حد روی این مغز متفکر جمهوری اسلامی حساب میکرده است.
از نظر آمریکا، ایران «پر از بهشتی» هم نبود؛ در نظام نوپای جمهوری اسلامی فقط یک محمد بهشتی وجود داشت، همان روحانی تحصیل کرده، دنیا دیده و بسیار بانفوذ در حلقه قدرت آیت الله خمینی که برخلاف چپهای تندرو و مذهبیون افراطی، گفتگوهای بیسر و صدا با «امپریالیسم جهانی» را خیانت به آرمانهای انقلاب نمیدانست.
به خاطر این ویژگیهای منحصر به فرد بود که حتی بعد از گروگان گیری دیپلماتهای آمریکایی در تهران، دولتمردان آمریکا در بالاترین سطوح به تلاش برای تماس با او ادامه دادند و از هر طریق ممکن برایش پیام فرستادند.
برژینسکی به دنبال بهشتی
جورج کیو، مامور بازنشسته سیا می گوید:
بهشتی یکی از معدود روحانیان ارشد بود که غرب را درک میکرد. بنابراین به شدت به او احتیاج داشتند.
گفتگوهای پشت پرده اولین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی و نایب رئیس مجلس خبرگان قانون اساسی با آمریکاییها همواره یکی از زوایای تاریک تاریخ انقلاب بوده، اما با انتشار اسناد محرمانه دولت آمریکا این زاویه تاریک کم کم در حال روشنتر شدن است.
بنا بر یک گزارش فوق سری وزارت خارجه آمریکا که اخیرا از حالت طبقه بندی خارج شده و محتوایش برای اولین بار در این مقاله بیان میشود، در اواخر دی ۱۳۵۸ (ژانویه ۱۹۸۰)، زیبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، رئیس جمهوری آمریکا، از دولت الجزایر میخواهد که به عنوان رابط برای تماس با بهشتی به واشنگتن کمک کند.
حدود دو ماه از اشغال سفارت آمریکا در تهران توسط جوانان رادیکالی که خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» نام نهاده بودند میگذشت و کارتر با وجود قطع روابط دیپلماتیک با ایران، سخت در تلاش بود که برای خروج از بحران و آزادی گروگانها راهی پیدا کند.
حالا معلوم شده یکی از راههایی که به ذهن مشاور امنیت ملی او خطور کرده، مذاکره مستقیم با شاگرد پرنفوذ آیت الله خمینی، محمد بهشتی بوده است.
آمریکا برای نزدیک شدن به آقای بهشتی – که برخلاف روحانیان دیگر سابقه زندگی در آلمان را داشت و زبان انگلیسی را هم دست و پا شکسته صحبت میکرد – دلایل خودش را داشت.
همان طور که پیشتر در مقاله مقامات آمریکایی از دیدارهای محرمانه با بهشتی میگویند توضیح داده شد، بهشتی از معدود روحانیان متحد آیت الله خمینی بود که در روزهای بحرانی انقلاب ۵۷ و ماهها پس از تاسیس جمهوری اسلامی بیسر و صدا با مقامات سفارت آمریکا و فرستادگان واشنگتن، دیدار و گفتگو میکرد، بنابراین آمریکاییها با او آشنایی قبلی داشتند.
اما شاید مهمتر از مراودات سابق، افزایش قدرت محمد بهشتی و متحدانش در پی سقوط دولت میانهروی مهدی بازرگان باشد و اینکه واشنگتن همواره دبیرکل حزب جمهوری اسلامی را شخصیتی واقع بین و در عمل مرد شماره دو حکومت میدانست.
با کنار رفتن دولت موقت، اداره امور اجرایی کشور به دست شورای انقلاب افتاده بود، نهادی که بنا بر ارزیابی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، محمد بهشتی پرنفوذترین عضو آن به حساب میآمد.
یک روز بعد از گروگان گیری، سیا در گزارش خود به کاخ سفید درباره بهشتی نوشته بود: «مقامات آمریکایی که او را از نزدیک دیدهاند میگویند از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردار است. او (بهشتی) در برابر گروهای سیاسی مذاکره کننده سرسختی بوده ولی در مقایسه با خمینی بیشتر حاضر به مصالحه است.»
چنین ارزیابیهایی بود که باعث شد شخصی مانند برژینسکی – که در ایران به خصومت شدید با انقلاب شهرت یافته بود – از دولت الجزایر برای ایجاد کانالی محرمانه به محمد بهشتی کمک بخواهد.
هراس الجزایر
بازوی اطلاعاتی وزارت خارجه آمریکا در گزارشی محرمانه به معاون کارتر: به نظر ما، بهشتی مطلوبترین مقام ایرانی برای مذاکره است. اندیشههایش واضح، جدی و منسجم است. او بیش از آنچه میتواند انجام بدهد تعهدی نخواهد پذیرفت؛ نقطه نظرات دیگران را درک میکند حتی اگر آن را قبول نداشته باشد. او حرفهای تبلیغاتی بیاساس یا دروغهایی که عملکرد (صادق) قطبزاده را مخدوش کرده نمیزند.
درخواست برژینسکی را الریک هاینس، سفیر وقت آمریکا در الجزایر روز ۲۳ دی ۱۳۵۸ (۱۳ ژانویه ۱۹۸۰) با محمد صدیق بن یحیى، وزیر خارجه الجزایر مطرح کرد ولی از وی جواب رد گرفت.
آقای هاینس سالهاست که بازنشسته شده است و در ایالت فلوریدا زندگی میکند.
او به بیبی سی فارسی میگوید مقامات الجزایری «ابدا نمیخواستند دست به اقدامی بزنند که اعتبارشان نزد رژیم خمینی خدشه دار شود.»
بنا بر سند منتشر شده، وزیر خارجه الجزایر به سفیر آمریکا میگوید فقط از طریق صادق قطبزاده، وزیر خارجه «بیقدرت» ایران، به جمهوری اسلامی دسترسی دارد و به همین علت تماس مستقیم با محمد بهشتی را اقدامی مناسب و امکان پذیر نمیداند.
بن یحیى همچنین به واشنگتن پیام داد حتی اگر تماس با آقای بهشتی محقق شود، خطر برملا شدنش زیاد است و میتواند نفوذ و اعتبار الجزایر را در ایران از بین ببرد.
دو ماه قبل از آن، آقایان بازرگان، یزدی (وزیر خارجه) و چمران (وزیر دفاع)، در الجزایر با هیات آمریکایی به سرپرستی برژینسکی دیدار و گفتگو کرده بودند. درز خبر «دیدار مخفیانه لیبرالها» با برژینسکی در حالی که آمریکا تازه به شاه برای درمان سرطان اجازه ورود داده بود، با واکنش تندروها مواجه شد؛ سه روز بعد «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» ابتکار عمل را در دست گرفتند و با «اشغال انقلابی جاسوسخانه آمریکا»، فصل تازهای در تاریخ روابط پر فراز و نشیب ایران و ایالات متحده رقم زدند.
افشاگریهای پیروان «خط امام» علیه «خط سازش» و چهرههای سیاسیای که با سفارت در تماس بودند، آن طور که خود سالها بعد اذعان کردند، بنا بر صلاحدید آیت الله خمینی شامل حال دبیرکل حزب جمهوری اسلامی نشد.
در فضای چپی و متشنج آن زمان اگر اسنادی که در آن آمده بود که ویلیام سالیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران با محمد بهشتی دیدار داشته و درِ دفتر کار آقای بهشتی در ساختمان سابق مجلس سنا به روی کارکنان «جاسوسخانه» باز بوده، میتوانست هزینه سیاسی سنگینی برای هیات حاکمه داشته باشد.
«از آنتونی کوئین تا سیاستمداری حیله گر»
سند ارزیابی وزارت خارجه آمریکا
بهشتی تقریبا ۵۰ ساله به نظر میرسد. او به شیخ بزرگ یک خاندان شباهت دارد یا آن طور که سفیر کانادا توصیفش میکند شبیه آنتونی کوئینی است که ۱۵ سال جوانتر باشد. حالت باوقار و با ابهتی دارد ولی به راحتی لبخند میزند و برخورد دوستانهای از خودش نشان میدهد…. تقریبا همه ایرانیهایی که سفارت (آمریکا) با آنها تماس دارد او را سیاستمداری حیله گر و فرصت طلب توصیف میکنند.
بنا بر اسناد تازه منتشر شده وزارت خارجه آمریکا، حدود یک هفته قبل از آنکه برژینسکی برای تماس با بهشتی به الجزایر متوسل شود، والتر ماندیل، معاون رئیس جمهوری آمریکا نیز از وزارت خارجه خواسته بود خلاصهای از شرح حال و سوابق آقای بهشتی را برای او آماده کند.
گزارش شرح حال بهشتی در روز ۱۵ دی ماه ۱۳۵۸ (پنجم ژانویه ۱۹۸۰) توسط بازوی اطلاعاتی وزارت خارجه آمریکا (اداره اطلاعات و تحقیقات) برای ارایه به معاون رئیس جمهوری آماده شده بود.
این گزارش یک صفحهای حاوی خلاصهای از مراودات پیشین آقای بهشتی با مقامات آمریکایی است و دیدگاه آنان نسبت به وی را روشن میکند:
«بهشتی تقریبا ۵۰ ساله به نظر میرسد. او به شیخ بزرگ یک خاندان شباهت دارد یا آن طور که سفیر کانادا توصیفش میکند شبیه آنتونی کوئینی است که ۱۵ سال جوانتر باشد. حالت باوقار و با ابهتی دارد ولی به راحتی لبخند میزند و برخورد دوستانهای از خودش نشان میدهد.»
«تقریبا همه ایرانیهایی که سفارت (آمریکا) با آنها تماس دارد او را سیاستمداری حیله گر و فرصت طلب توصیف میکنند.»
«بهشتی حداقل پنج سال به عنوان مشاور مذهبی دانشجویان ایرانی در هامبورگ زندگی کرده است. (به همین خاطر شایعاتی وجود دارد که در آن دوران از ساواک پول میگرفته. ما به صحت این حرف تردید داریم).»
«بهشتی به زبان آلمانی مسلط است اما انگلیسی را آهسته، مبهم و با احتیاط صحبت میکند. او فرد اندیشمندی است و کسانی که با او در تماس بودهاند را تحت تاثیر قرار داده. یکی از معدود رهبران مذهبیست که جهان مدرن را به وضوح درک میکند.»
«به نظر ما، بهشتی مطلوبترین مقام ایرانی برای مذاکره است. اندیشههایش واضح، جدی و منسجم است. او بیش از آنچه میتواند انجام بدهد تعهدی نخواهد پذیرفت؛ نقطه نظرات دیگران را درک میکند حتی اگر آن را قبول نداشته باشد. او حرفهای تبلیغاتی بیاساس یا دروغهایی که عملکرد (صادق) قطبزاده را مخدوش کرده نمیزند.»
آمریکا چطور بهشتی را شناخت؟
بهشتی یک بار گفته بود: «من معتقدم اگر دشمن میخواهد کسی را بفرستد و با ما صحبت کند ما یکسره نه نگوییم، ببینیم در چه اوضاعی هستیم و اگر برای پیشبرد مبارزهمان باید از این مقابله با دشمن مطلبی به دست آورد به دست بیاوریم.»
آمریکا محمد بهشتی را به خاطر رابطه نزدیکش با نهضت آزادی و رییس این تشکیلات، مهدی بازرگان، که خود گرایشات مذهبی داشت و از دیرباز با آیت الله خمینی و آیت الله طالقانی در ارتباط بود، میشناخت.
بنا بر سند شرح حال محمد بهشتی و اظهارات مقامات آمریکایی، معرف اصلی محمد بهشتی به سفارت ایالات متحده در تهران، یکی از دوستان آمریکایی نهضت آزادی به نام ریچارد کاتم بوده است.
آقای کاتم بین سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸ میلادی مامور مخفی سیا بود ولی کودتای ۲۸ مرداد علیه محمد مصدق را اشتباه میدانست و در بین مخالفان ملی-مذهبی شاه با چهرههایی نظیر مهدی بازرگان، ابراهیم یزدی و صادق قطبزاده به خوبی آشنا بود.
هنری پِرِکت، مسوول بخش ایران وزارت خارجه آمریکا در زمان انقلاب، پیشتر به نگارنده گفته بود معرف بهشتی به سفارت ریچارد کاتم بوده است. گزارش شرح حال بهشتی که برای معاون کارتر فرستاده شده بود، نیز حرف آقای پِرِکت را تایید می کند.
در این گزارش آمده: «ما اولین بار در ژانویه ۱۹۷۹ با بهشتی تماس داشتیم، وقتی که ریچارد کاتم او را به عنوان یکی رهبران نیروهای مخالف (طرفدارخمینی) در تهران برای ما شناسایی کرد.»
گزارش میافزاید: «متعاقبا ما هر از گاهی با او ملاقات داشتیم تا در ماه ژوئن ۱۹۷۹ از ملاقات کارمندان سفارت آمریکا در تهران خودداری اما موافقت کرد که سوالات کتبی آنها را پاسخ بدهد.»
محمد بهشتی البته در پاییز ۱۳۵۸ – فقط چند روز پیش از حمله به سفارت، کاردار آمریکا (بروس لینگن) و آقای پِرِکت را در دفتر کارش پذیرفته بود که گزارش آن دیدار سالها پنهان نگه داشته شد و سرانجام پس از سه دهه چند سال پیش به عنوان تنها تماس وی با مقامات آمریکایی در ایران منتشر شده است. اما دیدار با لینگن و پِرِکت تنها دیدار دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با فرستادگان واشنگتن نبوده است.
آن طور که در مقاله « فرستاده سیا در تهران؛ دیدار با بازرگان، ملاقات خصوصی با بهشتی»؟ به آن پرداختهام، حتی یک مامور ارشد سازمان سیا هم به نام رابرت ایمز نیز که در اواخر مرداد برای دیدار و ارایه گزارش اطلاعاتی به دولت بازرگان به تهران سفر کرده بود بنا بر گفته همکاران سابقش، با محمد بهشتی ملاقاتی داشته است.
بهشتی در مورد اسنادی که از وی در سفارت کشف شده بود گفت:
خوشبختانه گفته شده که این مدارک چند روز است خدمت امام داده شده روشن است که این مدارک برای معظم له چیز تازهای ندارد چون ایشان بهتر از هر کس دیگر مییابند که محتوی این گونه اوراق صرفا نشان دهنده نقش قاطع ما در برابر آمریکا، رژیم و عوامل آن است.
جورج کیو، مامور سابق سیا در ایران و از همکاران نزدیک رابرت ایمز، به بیبی سی فارسی میگوید ایمز پس از بازگشت به واشنگتن، از دیدارش با بهشتی به او گفته بود.
او میگوید: «ایمز گفت که بهشتی او را بسیار تحت تاثیر قرار داد. او گفت بهشتی معتقد بود که فرصت خوبی به دست آمده که روحانیان در عرصه سیاسی ایران نقش فعالی ایفا کنند – چیزی که در دوران شاه از آن پرهیز میکردند.»
آقای کیو میافزاید: «ایمز گفت نکته جالب در مورد او این است که چون چند سال در هامبورگ زندگی کرده از تمام آخوندهای دیگر غربیتر است و در صحبتهایش از مفاهیم سیاسی غربی استفاده میکرد… اینکه حزب سیاسیای را سازماندهی کند و نقش مهمی در عرصه سیاسی ایران ایفا کند.»
وی به خاطر میآورد: «چیزی که ایمز به من گفت این بود که روحانیون به طور گسترده وارد سیاست خواهند شد و قصد دارند که دولت را کنترل کنند. همان طور که میدانید خود بازرگان هم یک جورهایی روحانی بود، آیت الله بدون عمامه.»
هنوز روشن نیست چه کسی در دولت بازرگان به رابرت ایمز پیشنهاد کرده بود تا با محمد بهشتی ملاقات کند. همچنین هنوز معلوم نیست چه کسی از سفارت آمریکا با ایمز به دیدار بهشتی رفته است. بسیار بعید است که این دو به تنهایی دیدار کرده باشند.
جورج کیو میگوید: «بهشتی یکی از معدود روحانیان ارشد بود که غرب را درک میکرد. بنابراین به شدت به او احتیاج داشتند.»
آخرین تماسها
بنابر گزارش وزارت خارجه این مرد (ریچارد کاتم) معرف آقای بهشتی به سفارت آمریکا در تهران بود. کاتم بین سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸ میلادی مامور مخفی سیا بود.
حدود یک ماه و نیم پس از سفر مقام ارشد سیا به ایران، سفارت آمریکا در تهران اشغال و بحران گروگان گیری آغاز شد.
حزب جمهوری اسلامی به رهبری آقای بهشتی، بلافاصله با صدور بیانیهای رسما «اقدام انقلابی» علیه سفارت را مثبت ارزیابی و از اشغال آن حمایت کرد.
این در حالیست که بنا بر اسنادی که در اواخر نوامبر سال ۲۰۱۳ میلادی در آمریکا از حالت طبقه بندی خارج شده، محمد بهشتی حداقل تا چهار روز بعد از اشغال سفارت به طور مستقیم با واشنگتن در تماس بوده است.
او در مکالمه اول با هنری پِرِکت، رئیس بخش ایران وزارت خارجه، از ورود شاه به آمریکا که بهانه رادیکالها برای حمله به سفارت شد، گلایه میکند.
از قول بهشتی در سند مذکور آمده: «دولت آمریکا باید به مردم ایران در مورد حضور شاه در ایالات متحده جواب قانع کنندهای بدهد. بیانیههای (آمریکا) در مورد روابط بهتر میتواند به بهبود اوضاع کمک کند و مقامات ایرانی انتظار چنین بیانیهای را خواهند داشت.»
بهشتی در عین حال موافقت کرد که با اعضای شورای انقلاب و مقامات دیگر صحبت کند تا ببیند برای پایان بحران چکار میشود کرد.
دو روز بعد از گروگان گیری، آقای پِرِکت دوباره به بهشتی زنگ میزند و به او اطلاع میدهد که کارتر در نظر دارد که نمایندگان ویژه خود را به همراه نامهای خطاب به آیت الله خمینی و برای دیدار با رهبر انقلاب به قم بفرستد.
بهشتی در جواب میگوید که این درخواست را به شورای انقلاب که قرار است تا نیم ساعت دیگر و احتمالا فردا هم تشکیل جلسه بدهد، منتقل خواهد کرد.
بهشتی همچنین سوال میکند که آیا امکان آن وجود دارد که قبل از آغاز بحث درباره اختلافات آمریکا و ایران، شاه خاک ایالات متحده را ترک کند یا نه. هنری پِرِکت پاسخ میدهد: «حال شاه وخیم است و حداقل به یک عمل جراحی فوری دیگر نیاز دارد. مردم آمریکا خروج اجباری او در این شرایط را درک نخواهند کرد.»
بهشتی سپس موافقت کرد که پِرِکت حدود ظهر به وقت واشنگتن به وی زنگ بزند.
هنری پِرِکت به بیبی سی فارسی میگوید وقتی که دوباره زنگ زد، بهشتی گفت که فرصت صحبت ندارد و بعد از جلسه شورای انقلاب با وی تماس خواهد گرفت ولی هیچگاه به وعدهاش عمل نکرد و تماس آنها قطع شد.
اما بنا بر اسناد موجود، محمد بهشتی چهار روز بعد از گروگان گیری یعنی تا روز ۱۷ آبان هم با وزارت خارجه آمریکا تماس داشت و به آنان اطلاع داده بود که قرار است وزیر خارجه جدیدی منصوب شود که از این پس مسوول تماسهای آتی خواهد بود.
به نظر میرسد که از این مقطع به بعد محمد بهشتی دیگر تماس مستقیم با آمریکا را صلاح نمیدانسته، با این حال، به تبادل نظر غیرمستقیم با واشنگتن ادامه داده است.
به طور نمونه، وزارت خارجه آمریکا روز هشت شهریور ۱۳۵۹ (۳۰ اوت ۱۹۸۰) به گوران باندی، سفیر وقت سوئد در ایران، پیام میدهد سندی که آقای بهشتی برای مشخص شدن موضع آمریکا در قبال مسایل مربوط به بحران گروگان گیری در خواست کرده بود را برای شخص سفیر میفرستد تا به وی برساند.
در این تلگرام نوشته شده: «ما معتقدیم که به خاطر نفوذ بهشتی در حزب جمهوری اسلامی گفتگو با او برای ما مطلوب است…. به وی یادآور شوید اگر در موقعیتی قرار دارد که میتواند برای پایان دادن به بحران گفتگو را شروع کند، کانالهای متعددی برای ارتباطات محرمانه وجود دارد.»
در آن دوران محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور شده بود و متحدانش در حزب جمهوری اسلامی کنترل مجلس را نیز در دست گرفته و برای در دست گرفتن پست ریاست جمهوری با ابوالحسن بنی صدر و سازمان مجاهدین خلق نیز درگیر جنگ قدرت شدیدی بودند.
اسناد جدید دیگر نیز حاکیست که آمریکا از دولتهای بریتانیا و آلمان غربی نیز خواسته بود که در ابتکارات دیپلماتیک برای حل بحران به خصوص بر «بهشتی و روحانیون» تمرکز کنند.
به نظر میرسد که اظهارات ضد آمریکایی آقای بهشتی بر دیدگاه دولتمردان آمریکا نسبت به وی اثری نداشته است. بهشتی یک بار گفته بود: «دولت آمریکا یک دولت استعمارگر کاپیتالیستی مکار مغرور و از خود راضی است که همه ملت آمریکا را در راه منافع و مصالح یک اقلیت سرمایه دار خونخوار استثمار میکند.»
پیام غیرمستقیم آمریکا به بهشتی چند ماه بعد از گروگان گیری
ما معتقدیم که به خاطر نفوذ بهشتی در حزب جمهوری اسلامی گفتگو با او برای ما مطلوب است…. به وی یادآور شوید اگر در موقعیتی قرار دارد که میتواند برای پایان دادن به بحران گفتگو را شروع کند، کانالهای متعددی برای ارتباطات محرمانه وجود دارد.
او افزود: «حوادث اخیر نشان داد که دولت آمریکا هیچگونه صداقتی ندارد. آنها انقلاب ایران را اصلا نپذیرفتهاند. آنها شاه مخلوع را بردند تا از نزدیک علیه انقلاب توطئه کنند.»
این موضع گیریها در حالی انجام میشد که «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» انتشار اسناد علیه «خط سازش» با امپریالیسم جهانی را آغاز کرده بودند.
در آن فضای ملتهب، روزنامه جمهوری اسلامی، وابسته به حزب آقای بهشتی نیز اتهامات سنگین دانشجویان علیه رقبای سیاسی حزب حاکم را در صفحه اول خود با تیتر درشت منتشر و «خط سازش» و «ضد انقلاب» را محکوم میکرد.
در مقاله جمهوری اسلامی در روز دوشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۵۸ آمده: «کفر کفر است. بیگانه بیگانه است. و ارتباط ارتباط است. میناچیها، رجویها، بازرگان ها…. به علت عدم شناخت فرهنگ سیاسی اسلام است که تصور کردهاند میتوانند هر یک با یکی از ابرقدرتها به تفاهم برسند این تفاهمجویی را با ماهیت انقلاب در تضاد نمیبینند… این یکی با دیپلماتهای آمریکایی لاس میزند آن یکی با دیپلماتهای روسی.»
اما پیش از آن و با درز این خبر که در «جاسوسخانه»، اسناد مراودات دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با آمریکاییها هم کشف شده، محمد بهشتی در روزنامه جمهوری اسلامی بیانیهای صادر کرده و خواهان انتشار تمام اسناد شده بود.
او گفت: «ما اصرار داریم که ملت عزیز ما در جریان اسناد این مرحله حساس از انقلابمان قرار گیرد و نقش مثبت کسانی که در آن روزهای خطر با قبول مسئولیتهای چنین ظریف و عمیق و خطر را میپذیرفتند بهتر بشناسند.»
وی افزود: «خوشبختانه گفته شده این مدارک چند روز است خدمت امام داده شده روشن است که این مدارک برای معظم له چیز تازهای ندارد چون ایشان بهتر از هر کس دیگر مییابند که محتوی این گونه اوراق صرفا نشان دهنده نقش قاطع ما در برابر آمریکا، رژیم و عوامل آن است.»
آن طور که رهبران گروگان گیرها نیز بعدا اذعان کردند بنا بر صلاحدید آیت الله خمینی اسناد کشف شده مربوط به محمد بهشتی منتشر نشد. به نظر میرسد در آن فضای ضد آمریکایی که چهرههای میانه رو به اتهام سازش با بزرگترین دشمن انقلاب از صحنه کنار گذاشته میشدند، انتشار مراودات گسترده دبیرکل حزب جمهوری اسلامی با آمریکا میتوانست برای حزب حاکم به منزله خودکشی سیاسی باشد.
با شدت گرفتن حملات لفظی و اتهامات، آقای بهشتی در دانشگاه ملی – که چند سال بعد نامش به دانشگاه شهید بهشتی تغییر کرد – طی نطقی اعلام کرد که «خط امام» هرگونه سازش با دشمن را رد میکند، چه سازش خیانتکارانه و چه سازش ناآگاهانه.
او سازشکاران را به چالش کشید و گفت: «دشمن هیچگاه خیرخواه ما نیست و در تماسها و مذاکرات هر قدر هم زیرکی نشان دهیم سر ما و ملت ما را کلاه خواهد گذاشت.»
آقای بهشتی در عین حال صراحتا نگفت که خودش را جزو «خط امام» میداند یا نه، ولی تاکید کرد که با نفس ملاقات برای «خواندن دست دشمن و نشان دادن آگاهی سیاسی و قدرت روحی و اعتماد به نفس» مخالفتی ندارد زیرا: «مطالب دشمن را باید مستقیما از زبان نمایندگانش شنید.»
او گفت: «من معتقدم اگر دشمن میخواهد کسی را بفرستد و با ما صحبت کند ما یکسره نه نگوییم، ببینیم در چه اوضاعی هستیم و اگر برای پیشبرد مبارزهمان باید از این مقابله با دشمن مطلبی به دست آورد، به دست بیاوریم.»
این مغز متفکر جمهوری اسلامی تاکید کرد: «اگر باید به دشمن نشان بدهیم که ما از توطئهها و تهدیداتش نمیترسیم این نترسیدن ما را رویارو لمس کند و من این را به عنوان تاکتیک حتی از این به بعد هم توصیه میکنم.»

Feb 05 2015
نامزد وزارت دفاع آمریکا: ایران و حکومت اسلامی دو تهدید خطرناک برای آمریکا هستند
رادیوفردا: نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا روز چهارشنبه ۱۵ بهمن در نشست کمیته سنا، گروه حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی ایران را دو تهدید خطرناک برای آمریکا توصیف کرد.
اشتون کارتر در این نشست که به ریاست سناتور جمهوریخواه جان مک کین برگزار شد، گفت: «در خاورمیانه، دو تهدید فوری و دو خطر واقعی برای ایالات متحده وجود دارد که یکی داعش و دیگری ایران است».
نشریه فارن پالیسی در تفسیری به قلم تحلیلگر ارشد خود مینویسد که اشتون کارتر برای جلوگیری از دستیابی حکومت ایران به سلاح هستهای، معتقد به بهرهگیری از ابزارهای نوین دیپلماسی، اقتصادی و نظامی به شکلی یکپارچه است و از سال ۲۰۰۸ میلادی همواره گفته است که اقدام نظامی باید به عنوان بخشی از استراتژی همه جانبه در نظر گرفته شود و نه به صورت یک گزینه مجزا.
تحلیلگر آمریکایی در پایان تحلیل مشروح خود اضافه کرده که اشتون کارتر دیدگاه با ارزشی در عرصه استراتژی نظامی عرضه خواهد کرد که بازتاب دهنده چشمانداز موفقیت دیپلماسی در برابر جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
نامزد باراک اوباما برای تصدی مقام وزارت دفاع آمریکا در این نشست همچنین گفت که او به سیاست ارسال تسلیحات برای دولت اوکراین تمایل دارد.
این موضعگیری که مخالفان آن را دامن زدن به آتش جنگ در این کشور تلقی میکنند، تغییر جهتی در سیاست آمریکا محسوب میشود.
به گزارش خبرگزاری رویترز، آقای کارتر گفت او به ارسال تسلیحات دفاعی به اوکراین «بسیار متمایل است» و افزود آمریکا باید از تلاش این کشور برای دفاع از خود علیه شورشیان جدایی طلب طرفدار روسیه حمایت کند.
مقامات آمریکا گفتهاند نسبت به مسئله اوکراین رویکرد تازهای در پیش میگیرند.
نامزد وزارت دفاع آمریکا در جلسه بررسی نامزدیاش در مجلس سنا اظهار داشت: «در حال حاضر نمیتوانم نوع این تسلیحات را مشخص کنم. اما من به سمت دادن تسلیحات به آنها تمایل دارم و در جواب سوال شما میگویم تسلیحات مرگبار».
انتظار میرود مجلس سنا انتصاب اشتون کارتر در مقام وزارت دفاع را بدون مشکل تایید کند. نظرات آقای کارتر درباره اوکراین و سایر موضوعات از جمله افغانستان، به احتمال زیاد باعث آرامش خاطر نمایندگان جمهوریخواه میشود که از سختگیریهای باراک اوباما برای ارسال کمک به متحدان آمریکا به شدت انتقاد میکنند.
خبرگزاری رویترز در ادامه مینویسد اشتون کارتر چهارمین وزیر دفاع باراک اوباما و جانشین چاک هیگل است که تحت فشار کناره گیری کرد. اکنون این سوال مطرح میشود که آیا وی میتواند به دایره تنگ نزدیکان آقای اوباما نفوذ کند؟
آقای کارتر وعده داد که «صریحترین مشاورههای راهبردی» را به باراک اوباما خواهد داد. اما سناتور جان مک کین، که از شناخته شدهترین منتقدان سیاستهای امنیتی ملی اوباما است، میزان نفوذ اشتون کارتر در دولت وی را مورد تردید قرار داد.
جان مک کین گفت: «من صادقانه امیدوارم رییس جمهوری که شما را نامزد کرده به شما امکان بدهد که با حداکثر توانتان در هدایت امور مشارکت کنید. چون در زمان تکثر و تنوع تهدیدها علیه امنیت ما، آمریکا در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به یک وزیر دفاع قدرتمند نیاز دارد».
اشتون کارتر در سخنرانی خود درباره افغانستان گفت که از برنامه زمانبندی باراک اوباما برای خروج نیروهای آمریکا از افغانستان حمایت میکند. وی اما افزود در صورت لزوم آماده تجدیدنظر در این سیاست است.
او همچنین بر اهمیت استراتژیک سرعت عمل نیروهای عراقی و آمادگی برای پس گرفتن مناطق تصرف شده از گروه حکومت اسلامی تاکید کرد و گفت: «کسی نمیخواهد که گروه حکومت اسلامی تثبیت شود».
اشتون کارتر وعده داد مقررات دست و پا گیر و سختگیرانه که ارسال کمکهای تسلیحاتی آمریکا به اردن را کند کرده است، برطرف کند. اردن پس از قتل خلبان این کشور توسط گروه حکومت اسلامی اعلام کرد که با این گروه به شدت مقابله خواهد کرد.
اشتون کارتر افزود از نگرانیهای مشخص پادشاه اردن که در دیدار روز سه شنبه با اعضای کمیته دفاعی مجلس سنا مطرح شده اطلاع ندارد اما به محض تایید او در مقام وزارت، بدون تاخیر به این موضوع خواهد پرداخت.
آقای کارتر گفت: «ما برای شکست گروه حکومت اسلامی در منطقه به متحد نیاز داریم».
نامزد باراک اوباما برای وزرات دفاع آمریکا از حمایت وسیع نمایندگان جمهوریخواه و دمکرات برخوردار است و در سالهای اخیر در ردههای بالای وزرات دفاع آمریکا مسئولت داشته است.
مسئولیتهای او در این وزارتخانه شامل معاونت وزارت، نفر دوم پنتاگون در سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ و مسئول ارشد خریدهای تسلیحاتی وزرات دفاع از سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ و هدایت برنامه بازسازی جتهای جنگنده اف ۳۵ بوده است.
جلسه رای اعتماد اشتون کارتر با دقت توسط لاکهید، بوئینگ و سایر شرکتهای بزرگ اسلحه سازی که در انتظار تعیین اولویتهای اصلی و میزان تعهد او به برنامه جدید خرید تسلیحاتی از جمله بمب افکن دورپرواز هستند دنبال میشود.
Feb 03 2015
نماینده ارشد مجلس ایران دریافت «پیام» از اسرائیل را تایید کرد
رادیوفردا: در حالی که وزارت امور خارجه ايران دريافت پيام از اسرائيل را تکذيب کرده است، ریيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی تاييد کرده که چنين پيامی به جمهوری اسلامی رسيده است.
علاءالدين بروجردی، ریيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس، يکشنبه شب، ۱۲ بهمن، به تلويزيون عزب زبان «العالم» وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی گفته که پيام اسرائيل به ايران از طريق «يک کانال رسمی» ارسال شده است.
آقای بروجردی درباره محتوای اين پيام گفته است که مقامهای اسرائيل پس از حمله هلیکوپترهای اين کشور به خودروهای حامل فرماندهان ارشد حزبالله لبنان و سپاه قدس ايران در سوريه، «اظهار علاقه کردند تصميم ندارند اين ماجرا را ادامه دار کنند و يا تب آن را بالا ببرند، بنابراين انتظار دارند که طرف مقابل به همين صورت عمل کند».
ریيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی با تاکيد بر اينکه پيام اسرائيل، از «يک کانال رسمی به يک مقام مسئول در وزارت خارجه» ايران ارسال شده، گفته است که منظورش از اين کانال «روسيه نيست».
پيش از اين، تعدادی از رسانههای اسرائيل خبر داده بودند که اين کشور از طريق روسيه به ايران «پيام» داده که در فکر انتقامگيری به خاطر کشته شدن يک فرمانده سپاه پاسداران و فعالان ارشد حزبالله نباشد و ايران را در اين خصوص به «آرامش» دعوت کرده است.
تاييد ارسال اين پيام از سوی ریيس کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی، در حالی است که مرضيه افخم، سخنگوی وزارت امور خارجه ايران، چنين مسئلهای را تکذيب کرده است.
به گزارش خبرگزاری فارس، خانم افخم روز دوشنبه ۱۳ بهمن گفت که «جمهوری اسلامی ايران هيچ گونه پيام رسمی يا غير رسمی از رژيم نامشروع صهيونيستی دريافت نکرده است».
حدود ۱۰ روز پس از حمله مرگبار اسرائيل به خودروهای فرماندهان سپاه و حزبالله، در حمله حزبالله به دو خودروی نظاميان اسرائيلی يک سرباز ۱۹ ساله و يک افسر ۲۵ ساله کشته و هفت سرباز ديگر زخمی شدند.
