اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

May 11 2015

محمدرضا زائری: نظام باید اعتراف کند حجاب اجباری در ایران اشتباه بوده و شکست خورده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدرضا زائری٬ یکی از روحانیون فعال در امور فرهنگی گفته مقام‌های جمهوری اسلامی باید با شجاعت اعتراف کنند که «حجاب اجباری» در ایران سیاستی «اشتباه» و ناکار‌آمد است.

آقای زائری در تشریح وضعیت پوشش فعلی زنان در جامعه ایران به صراحت اعلام کرده که مخالف «حجاب اجباری» است و این سیاست را «اشتباهی» می‌داند که از ابتدای انقلاب تاکنون ادامه دارد.

وی افزوده کسانی که در ابتدای انقلاب حجاب را در ایران اجباری کردند نگاهی «کاربردی» و «عمل گرایانه» نداشتند و دست به چنین تصمیم «خطایی» زدند.

این روحانی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از سیاست‌های جمهوری اسلامی در ترویج و حفظ حجاب در ایران گفته همه این سیاست‌های «غلط» شکست خورده و ناموفق بوده است.

زائری افزوده «سال‌ها در تصویرسازی کتاب کودک سر خرس و گربه روسری کرده‌ایم چون خانوم بوده‌اند و کسی توجه نداشته که این توهین به مفهوم حجاب است.»

به گفته وی طرح موضوع «حجاب اجباری» در ایران بحثی «انحرافی» بوده که سر مردم ایران را به مساله «حجاب گرم» شود تا از پیگیری مسائل دیگر هم‌چون فساد منصرف شوند.

این فعال فرهنگی همچنین با انتقاد از رعایت حجاب از سوی زنان غیرمسلمان گفته «به چه دلیل به مسافر خارجی می‌گوییم حجاب داشته باش؟ آن‌ها طبق ضابطه شرعی حق ندارند حجاب داشته باشند.»

No responses yet

May 11 2015

از استخر پارتی های مختلط تا ماساژورهای زن ویژه آقایان!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

No responses yet

May 08 2015

جنگ آب در ایران شروع شده، خبرش منتشر نمی‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: دکتر محسن رنانی می‌گوید: «در آینده، این نه آمریکا و عربستان و فرقه‌های مذهبی تندرو و…، بلکه آب خواهد بود که بیش‌ترین ضربه را به این نظام وارد خواهد کرد.»

«خانه اندیشمندان علوم انسانی» روز سه‌شنبه میزبان کارشناسان، اصحاب رسانه و علاقه‌مندانی بود که برای شرکت در نشستی دیگر از مجموعه نشست‌های «آب، فرهنگ و جامعه» در این مکان حضور یافتند تا راه‌های برون‌رفت از بحران خشک‌سالی و آب در ایران را بررسی کنند.

به گزارش ایرنا [2]، شرایط آبی ایران نه تنها خوب نیست بلکه بحرانی و وخیم است. این حقیقتی است که طی ماه‌های گذشته و در پی هشدارهای برخی کارشناسان و خشک شدن پی در پی سدها و تالاب‌های کشور همگی کمابیش به آن پی برده‌ایم.

با وجود سر بیرون آوردن غده خشک‌سالی و کم‌آبی در بسیاری از منطقه‌های کشور که حتی شهرهای شمالی و سرسبز را نیز گرفتار ساخته، این مشکل بدون شک حاصل نه یک سال و ۲ سال، بلکه مدت‌ها بی‌توجهی و بی‌تدبیری در سیاست‌گذاری و مصرف این نعمت است. آب ایران اکنون در شرایطی قرار دارد که به گفته بسیاری از کارشناسان، بی‌اعتنایی به وخامت اوضاع آن در آینده‌ای نه چندان دور کشور را با فاجعه‌ای زیست‌محیطی درگیر خواهد کرد.

بر اساس این گزارش، پنجمین نشست از مجموعه نشست‌های «آب، فرهنگ و جامعه» پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ با موضوع «نقش باورها، ارزش‌ها و سرمایه‌های اجتماعی در حکمرانی آب» برگزار شد. این نشست، میزبان کارشناسانی از حوزه‌های علوم اجتماعی و اقتصادی بود؛ افرادی نظیر حسن ایمانی جاجرمی، غلامرضا غفاری و سید احمد فیروزآبادی که هر سه از جامعه‌شناسان و دانشیاران دانشکده علوم اجتماعی تهران هستند و همچنین محسن رنانی اقتصاددان و نظریه‌پرداز و عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان.

محسن رنانی: با آتش آب، بازی نکنیم!

اما مهم‌ترین سخنران این نشست که جدی‌ترین سخنان را مطرح کرد، دکتر محسن رنانی بود. این نظریه‌پرداز اقتصادی و اجتماعی برجسته که از اصفهان برای شرکت در این نشست به تهران سفر کرده بود، سخنان خود را با جمله «با آتش آب بازی نکنیم» آغاز کرد. رنانی با اشاره به اینکه او یک اقتصاددان نهادگرا است (به این مفهوم که عقیده دارد اقتصاد را نمی‌توان تنها با پول و سرمایه مدیریت کرد و باید از ابزارهای فرهنگی و اجتماعی نیز در این راه کمک گرفت) گفت: «ولی در خصوص آب، می‌خواهم بحث خود را با ورود از دریچه انتقاد از عنوان این نشست آغاز کنم. چرا که متهم کردن مردم، جامعه و فرهنگ در بحران آبی‌ای که امروز با آن روبرو هستیم نوعی نعل وارونه و به دور از انصاف است.»

به گفته رنانی، سهم مصرفی اندک مردم در چرخه آب به ما اجازه نمی‌دهد که آن‌ها را در معرض اتهام قرار دهیم و از کسانی که خود قربانی سیاست‌های آبی غلط هستند بخواهیم تقصیر خود را پذیرفته و الگوی مصرف خود را اصلاح کنند.

رنانی همچنین گفت [3]: «جنگ پراکنده آب در ایران هم اکنون به گونه خزنده و آرام شروع شده و فقط اخبار آن منتشر نمی‌شود، در حال حاضر، این جنگ به صورت پراکنده رخ می‌دهد اما تا پنج سال آینده شاهد جنگ فراگیر آب در داخل شهرها و بین مناطق و استان‌ها خواهیم بود.»

به گفته وی، این آن خطری است که امنیت ما را تهدید می‌کند و سیاست‌مداران چشم خود را به روی آن بسته‌اند.

این استاد اقتصاد در ادامه گفت: «اگر الگوی مصرف مردم در جایی خراب شده است، این حکم‌رانی غلط آب است که آن را تخریب کرده است. مردم ما برای ۳ هزار سال می‌دانستند چگونه آب را مصرف کرده و به تعادلی پایدار در طبیعت برسند. گراف‌های میزان بارش در کشور حاکی از آن است که طی سی سال گذشته، میزان بارش در کشور تفاوت چندان محسوسی با ۳۰ سال پیش از آن نداشته و حتی آسمان نیز بر ما جفا نکرده است؛ ولی نظامی ناکارآمد و بی‌تدبیر در حوزه حکم‌رانی آب، به راحتی فرهنگ آبی ۳ هزار ساله ما را بر باد داده است و اکنون اقدام به زیر سوال بردن جامعه و فرهنگ می‌کنند.»

رنانی در ادامه با اشاره به این که فرهنگ نیز نقش مهمی در این میان دارد و بدون شک اصلاح الگوی مصرف آب باید از طریق فرهنگی صورت گیرد گفت: «با این وجود، موضوع این است که بحران آب اکنون به بیماری در شرف تشنج و ورود به کمایی مرگ‌بار شبیه است. بدون شک نمی‌توان در این شرایط بحرانی به بیمار گفت که با تغییر الگوی تغذیه خود جلوی بحران را بگیرد. شرایط آبی کشور نیز در معرض ورود به تشنج است و ما باید از وقوع این فاجعه جلوگیری کنیم.»

رنانی با بیان این که سطح‌هایی از نزاع آبی در بسیاری از قسمت‌های کشور آغاز شده گفت: «با ادامه روند کنونی، این نزاع در کشور افزایش خواهد یافت و طی سال‌های آینده بصورت روزانه، زندگی مردم را متاثر خواهد کرد. پس در این شرایط نمی‌توان از اصلاح الگوهای مصرفی مردمی که سهمی بسیار ناچیز در مصرف آب در مقایسه با صنعت و کشاورزی دارند سخن گفت. ما باید سیاست‌های غلط حکم‌رانی نادرست آب را زیر سوال ببریم و به اصلاح آن‌ها بپردازیم.»

به گفته رنانی، در تغییرهای نهادی و اجتماعی ۴ سطح فرهنگی، بنیادی، حکم‌رانی و رویه‌های اجرایی و در نهایت، تخصیص منابع مطرح می‌شوند. برای تغییر دو سطح آغازی ما به صدها سال زمان نیاز داریم و بنابراین دست گذاشتن بر روی این سطوح در شرایط فعلی بی‌فایده خواهد بود. این در حالی است که دو سطح پایینی، موجب تخریب آب در کشور شده‌اند و باید به اصلاح و تغییر آن‌ها اهتمام ورزیده شود. در صورتی که حکم‌رانی نادرست آب به عنوان دلیل اصلی بروز بحران، متحول و تلاش‌ها برای اصلاح آن آغاز شود، می‌توان با جلب اعتماد فرهنگ و جامعه از آن‌ها نیز انتظار داشت در این راه دست به کمک و اصلاح بزنند.

برای تغییر یک رویه غلط و اصلاح ضررهای ناشی از آن، باید به وجود اشتباه در این سیستم اذعان کرد و آن را پذیرفت. این نکته‌ای است که رنانی با اشاره به آن افزود: «خطری که اکنون وجود دارد این است که عده‌ای از سیاست‌گذاران آبی کشور حاضر به پذیرش شرایط بحرانی آب نیستند و سعی در عادی جلوه دادن آن دارند. ادامه این رویه ما را در آینده در شرایطی بارها بغرنج‌تر از مذاکرات هسته‌ای قرار خواهد داد. در آینده، این نه آمریکا و عربستان و فرقه‌های مذهبی تندرو و …، بلکه آب خواهد بود که بیش‌ترین ضربه را به این نظام وارد خواهد کرد.»

رنانی با اشاره به این که نزاع‌های استانی در حوزه آب مدت‌ها است که در اصفهان، شهرکرد و چهارمحال و بختیاری و برخی دیگر از نقاط آغاز شده گفت:« این نزاع تا جایی پیش رفته که دیگر حتی صحبت‌های کارشناسی نیز تاثیر چندانی در کاهش و تلطیف آن ندارد. ما باید از گسترش این نزاع‌ها به سایر استان‌ها و خانه به خانه شدن این نزاع که اکنون در قالب مشاجره‌های لفظی در برخی استان‌ها شاهد آن هستیم جلوگیری کنیم و باید در این راه سریع عمل کنیم.»

پنهان‌کاری و لاپوشانی بحرانی بودن شرایط آبی کشور، خطر بزرگ دیگری است که رنانی با ذکر آن افزود: «عده‌ای نمی‌گذارند گفتگو در این باب شکل گیرد و از نتایج آن وحشت دارند. این در حالی است که اگر اکنون ما می‌توانیم با گفتگو و اذعان به وجود این بحران، برای برون‌رفت از آن به چندین چاره توسل جسته و از شدت آن بکاهیم، با ادامه روند کنونی در آینده به جایی خواهیم رسید که دیگر هیچ چاره‌ای جر آنچه به ما تحمیل خواهد شد نداریم. نخستین ضرورت ما این است که نظام حکم‌رانی، متوجه بحران باشد و به وجود آن اذعان کند و مدیریت و حاکمیت خود را بر این مبنا تغییر دهد.»

رنانی با اشاره به مساله حذف یارانه‌ها گفت: «چرا نظام ما در حوزه‌های سیاسی همواره قاطع عمل می‌کند و در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی محتاطانه و گاه با ترس رفتار می‌کند؟ ماه‌ها است که دولت قصد دارد در خصوص حذف یارانه‌ها تصمیم‌گیری کند، ولی آن‌ها جرات حذف یارانه‌بگیران پردرآمد را ندارند. اگر دولت با اذعان مشکلات اقتصادی خود و طرح آن‌ها در قالب گفتگوی مستقیم و بی‌پرده با مردم به آن‌ها اعتماد کند، مردم بدون شک در این راه به نظام حکم‌رانی کمک خواهند کرد. در خصوص آب نیز همین‌طور است. دولت‌های مختلف کشور همگی در رسیدن به بحران کنونی مقصر بوده‌اند و با وضع سیاست‌های غلط و کارشناسی‌نشده‌ای نظیر توسعه کشاورزی، خودکفایی در گندم، سدسازی و… کشور را به بحران کنونی دچار کرده‌اند، پس همگی باید به این اشتباه‌ها اذعان کرده و با پذیرش آن، برای خروج از بحران تلاش کنند.»

ایمانی جاجرمی: بحران آبی، خطرآفرین‌ترین بحران برای تمدن فلات ایران

حسن ایمانی جاجرمی، دیگر سخنران این نشست، سخنان خود را با ذکر اهمیت آب در شکل‌گیری تمدن و زندگی اجتماعی در فلات ایران آغاز کرد. به گفته ایمانی جاجرمی، در حالی که بسیاری از تمدن‌ها بر پایه توسعه پدید می‌آیند، در ایران این آب است که به همه چیز معنا می‌دهد و در نتیجه بحران آبی خطرآفرین‌ترین بحران برای ما خواهد بود. آب چیزی است که در ایران در طی قرون و اعصار به فرهنگ و تمدن شکل بخشیده است و نبود آب نیز مایه نابودی آن‌ها خواهد شد.

او با اشاره به اینکه بحران آبی در کشور سبب شده است تا ما با مشکل‌های جدیدی نظیر آوارگان آب (افرادی که به دلیل خشک‌سالی از شهرهای خود کوچ کرده‌اند) روبرو شویم، گفت: «این نشست قرار است به نقش باورها و ارزش‌ها در حکم‌رانی آب بپردازد. ما باید در همه این باورها و ارزش‌ها و اصول زندگی فعلی خود با نگاهی به آب تجدید نظر کنیم. ما ایرانی‌ها مردمی به شدت مادی هستیم که همه چیز را با پول می‌سنجیم. شهرسازی کنونی تهران که ناشی از فروش بی‌ضابطه مجوز ساخت و ساز از سوی شهرداری است، گواهی بر این نکته است. ما همه چیز را کالا و قابل فروش می‌پنداریم و این مساله‌ای بسیار خطرناک است.»

ایمانی جاجرمی با اشاره به این که بسیاری از چیزهایی که ما تصور می‌کنیم با پول می‌توان آن ها را کسب کرد دارای ارزش و بار اخلاقی هستند ادامه داد: «این رویه محتوای اخلاقی را زیر سوال برده و نابود خواهد کرد. وقتی شما می‌توانید با پول، خدمت سربازی را که یک اصل اخلاقی و ارزشی است بخرید، دیگر چه کسی حاضر خواهد بود خون خود را برای وطن فدا کند. سربازی با این رویه به مساله‌یی طبقاتی نزول پیدا خواهد کرد.

او با اشاره به این که ما همین معامله را با منابع آبی خود نیز کرده‌ایم افزود: «نگاهی که اکنون به منابع آبی کشور حاکم است این است که تا چه میزان می‌توان از آن‌ها سوددهی و درآمدزایی داشت. با همین هدف است که ما سلامت و حفظ تالاب‌های خود را به سود ناشی از کارخانه‌هایی که در کنار آن‌ها احداث می شود می‌فروشیم.»

به گفته این استاد جامعه‌شناسی، یکی دیگر از خطرهایی که در این خصوص وجود دارد حس بی‌اعتنایی و بی‌تفاوتی نسبت به این مساله است. به طوری که بسیاری از ما دیگر توجهی به مساله‌هایی که پیرامون‌مان رخ می‌دهند نداریم و بسیاری از اخبار حتی شوک‌آور، ما را شگفت‌زده نمی‌کنند.

ایمانی جاجرمی گفت: «ما باید این سوال را از خود داشته باشیم که نگاه غالب مردم ما به آب و محیط زیست چیست و اینکه آیا بر اساس ارزش‌های اخلاقی و انسانی با این پدیده‌ها رفتار می‌کنیم یا خیر؟ ما باید نگاه مادی را از برخورد با آن پدیده‌ها حذف کنیم. بسیاری از ما حتی اکنون و در این شرایط بحرانی نیز به دلیل نگرانی از مسایل مادی و ریالی است که دغدغه آب و بحران کم‌آبی را پیدا کرده‌ایم نه انسانیت و اخلاق‌مداری.»

No responses yet

May 07 2015

معلمان معترض در شهرهای مختلف ایران “تجمع سکوت” برگزار کردند.

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: معلمان در تهران در مقابل مجلس تجمع کرده‌اند و خبرگزاری ایلنا شمار آنها را ۳ هزار نفر گزارش کرده است. معلمان معترض همچنین در شهرهای اصفهان، تبریز، شیراز، سنندج، کرمانشاه، بندرعباس، رشت، زنجان، زاهدان و بوشهر در مقابل ادارات آموزش و پرورش شهرهای خود تجمع کردند.

این چندمین بار است که معلمان معترض در شهرهای مختلف ایران دست به اعتصاب و تجمع می‌زنند. مهمترین مساله مورد اعتراض آنها پایین بودن دستمزد و نابرابری حقوقی با دیگر کارکنان دولت است.

دیروز آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در دیدار با تعدادی از معلمان درباره اعتراضات صنفی آنها هشدار داد که “اینهایی که با عنوان معیشت یک شعاری می‌دهند، چند شعار فتنه‌گرانه و سیاسی و خطی هم در پهلویش می‌گنجانند.”

آقای خامنه‌ای گفت: “دشمن با رسانه‌ خود، در رادیوی خود، با عوامل خود، با آدم‌های بددل نسبت به نظام و نسبت به اسلام، با این ابزارها و وسایل دشمن سوءاستفاده خواهد کرد. البته معلمین ما، هم بیدارند، هم نجیبند، هم مومنند.”

ایلنا می‌گوید دیروز شماری از معلمان توسط یک نهاد امنیتی احضار شده و به این شرط آزاد شده‌اند که در تجمع امروز شرکت نکنند. کمتر از یک ماه پیش علیرضا هاشمی، دبیر کل سازمان معلمان بازداشت شد.

رسول بداقی و محمود باقری نیز از معلمان فعال زندانی هستند.

آزادی معلمان زندانی از جمله شعارهایی است که در میان پلاکاردهای تجمع سکوت امروز دیده می‌شود. به گزارش ایلنا برخی نیز خواست استعفای وزیر آموزش و پرورش را بیان کرده‌اند.

No responses yet

May 05 2015

نرگس محمدی: فعالیت های مدنی در ایران متوقف نمی شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: نرگس محمدی روز یکشنبه در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب حضور یافت، اتهامات علیه او از سوی مدعی العموم مطرح شد اما جلسه دادگاه به تعویق افتاد. او در مصاحبه با روز می گوید به دلیل اتهاماتی به دادگاه فراخوانده شده که پیشتر بابت آنها محاکمه و محکوم به زندان شده است: اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی و عضویت درلگام ۳ اتهامی هستند که در دادگاه از سوی مدعی العموم مطرح شده و قرار است در جلسه دیگری مورد رسیدگی قرار بگیرد.

نرگس محمدی، فعال مدنی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیات اجرایی شورای صلح است که از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود؛ حکمی که در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس تعزیری تبدیل شد. “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه ها یا جمعیت هایی که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت می کنند”، اتهامات این فعال حقوق بشر است.او پس از گذراندن ۵ ماه از محکومیت ۶ ساله اش به دلیل وخامت وضعیت جسمی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد و حالا در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب بابت همان اتهامات محاکمه می شود.

او در مصاحبه با روز درباره دادگاه روز یکشنبه چنین توضیح می دهد: دادگاه تشکیل شد ولی به دلایلی که توضیح می دهم برگزار نشد و جلسه بعدی اعلام شد. مدعی العموم ۳ اتهام را قرائت کرد که یکی اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی از طریق گروههای غیرقانونی و ضدامنیتی است که به کانون مدافعان حقوق بشر اشاره کرده و ارتباط و هماهنگی با شیرین عبادی و تنظیم گزارش های سیاه نمایانه و مغرضانه و غیرمنصفانه با جهت گیری سیاسی، همکاری با گروههای ضدانقلاب و گروههای زنان فمینیست و لگام با هدف تضعیف حاکمیت و نظام و برگزاری جلسات محفلی تجلیل از خانواده های محکومین ضد امنیتی که اشاره به برنامه ۸ مارس داشت. مورد دوم فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب و بیگانه، شرکت در تجمعات غیرقانونی و حمایت از جریان فتنه و محکومین ضدامنیت. سومین مورد هم عضویت در گروهک غیرقانونی و ضدامنیتی لگام.

او می افزاید: این ۳ اتهام را قرائت کردند و با توجه به اینکه ۹ بار وکلای من به دادگاه مراجعه کرده بودند برای مطالعه پرونده که برای دفاع آماده شوند و در اختیار آنها قرار داده نشده بود، اعتراض کردند که نمی توانیم دفاع کنیم. قاضی پرونده گفت پرونده را الان بگیرید مطالعه کنید اما وکلا نمی توانستند همان موقع بخوانند و دفاع کنند. برای سه شنبه صبح وقت تعیین شد که وکلا پرونده را بخوانند و جلسه بعدی دادگاه تعیین شود.

نرگس محمدی با اشاره به دادگاه و حکم صادر شده علیه او در پرونده قبلی اش می گوید: قبلا به همین اتهامات در پرونده دیگر من رسیدگی شده، مساله اجتماع و تبانی و تبلیغ علیه نظام به ویژه در مساله کانون مدافعان حقوق بشر و فعالیت های حقوق بشری که وجه پررنگ اتهامات بود رسیدگی شده بود و به موجب آن من رای ۱۱ سال از دادگاه بدوی گرفته بودم اما این بار هم باز این اتهامات تکرار شده. در واقع اتهاماتی که یکبار محاکمه شده و حکم گرفته ام را دوباره مطرح کرده اند. من درخواست دادگاه علنی کرده ام و دیروز هم در دادگاه تکرار کردم که دادگاه علنی می خواهم چون این اتهامات، اتهام های یک فعال مدنی است. این اتهامات باید در محاکم عمومی رسیدگی شود نه دادگاه انقلاب. و دادگاه انقلاب که برای دومین بار دارد به این اتهامات رسیدگی می کند صلاحیت رسیدگی به این اتهامات را ندارد و من باید در محاکم عمومی و به صورت علنی محاکمه شوم و در صورتی که سیرقانونی اش را طی نکند در دادگاه از خود دفاع نخواهم کرد.

از خانم محمدی درباره مصادیق اتهامات منتسب به او سوال می می کنم،توضیح می دهد: در دادسرای شعبه دوم اوین که بارها احضار شدم، چیزی که به من تفهیم شد مشخصا این بود که متهم اصرار به تحقق جامعه مدنی دارد.فکت هایی هم که آورده بودند یکی دیدار با خانم اشتون بود و مطرح شدن این بحث که در ایران باید جامعه مدنی تحقق پیدا کند و اینکه گفته بودیم آزادی زندانیان سیاسی و رفع حصر از خواسته های مردم است. عینا همین توسط نهاد امنیتی در پرونده من ذکر شده بود و جالب بود که نهاد امنیتی که گزارش را تهیه کرده نوشته بود نرگس محمدی اصرار بر تحقق جامعه مدنی دارد و در مصاحبه ها و ملاقات ها و گزارش ها هم می گوید. جالب اینکه کل حرف های ما عینا در گزارش نهاد امنیتی بود و دستیابی آنها به این مذاکرات که خصوصی بود برای من جالب بود.

او می افزاید: مصاحبه های من درباره جامعه مدنی و اینکه گذار ما به سوی دموکراسی بدون تحقق جامعه مدنی امکان پذیر نیست و.. همه جزو اتهامات من بود. برای من جای سوال دارد که اصلا صحبت های من با خانم اشتون با این سه محور تحقق جامعه مدنی، رفع حصر و آزادی زندانیان سیاسی چگونه توانسته دلیل این اتهامات قرار بگیرد. در حالیکه گفتگوهای زیادی با خانم اشتون از سوی مسولان صورت گرفته، چرا دیدار آنها و صحبت های آنها جرم نیست اما یک فعال مدنی با خانم اشتون ملاقات کند جرم است؟ مذاکرات در سطح انرژی هسته ای از سوی مسولان با این فرد جرم تلقی نمی شود اما ملاقات و صحبت درباره جامعه مدنی از سوی ما با همین فرد جرم تلقی می شود؟ این نشان میدهد که یک نوع بدفهمی وجود دارد که به جرم زایی هم منجر می شود، می خواهند بعد از این کسی از جامعه مدنی جرات نکند در این نوع جلسات شرکت کند.

این فعال مدنی پرونده تشکیل شده علیه خود را نمونه ای از بدفهمی و کج فهمی دستگاههای امنیتی نسبت به جامعه مدنی می داند و می گوید: چطور برگزاری نشست مبارزه با آلودگی هوا که توسط کانون شهروندی زنان با حضور ۱۵ ان جی او برگزار شد، از معلمان گرفته تا بازیگران و دانشجویان و کارگران و فعالان محیط زیست و فعال زنان جرم تلقی می شود؟ درحالیکه مساله آلودگی هوا همواره مورد تاکید خود دولت بوده. چرا وقتی جامعه مدنی حرف می زند جرم تلقی می شود؟ یا مساله منشور حقوق شهروندی که دولت مطرح کرده و از مردم خواسته درباره این نظر بدهند و ما نظر دادیم. چطور دعوت از مردم برای نظر دادن جرم نیست اما اگر یک فعال مدنی درباره همین منشور نظر بدهد جرم تلقی می شود؟ این پرونده یک نمونه از بدفهمی و کج فهمی نسبت به جامعه مدنی را نشان می دهد؟ قصدشان این است که از تحقق جامعه مدنی جلوگیری کنند و متاسفانه تنها راهی هم که به فکرشان رسیده این است که سرکوب کنند با زندان یا احکام سنگین.

سوال می کنم خود شما چه فکر می کنید؟ وقتی بابت اتهاماتی حکم گرفته اید و حالا باز برای همان اتهامات شما را دادگاهی می کنند؟ می گوید: من خودم تحلیل ام این است که رویکرد امنیتی نسبت به فعالیت های مدنی در جامعه ایران باقی است. الان سرکوب نهادها و فعالان مدنی را به شدتی که در دوره احمدی نژاد ملاحظه کردیم نمی بینیم اما واقعیت این است که این نگاه در نهادهای امنیتی وجود دارد. درواقع فعالیت در نهادهای مدنی و فعالیت برای تحقق جامعه مدنی همچنان خط قرمز نهادهای امنیتی است. حالا چه خارج از حیطه اختیار دولت باشد چه درواقع از ناحیه خود دولت بخواهد این اعمال و نفوذ و کنترل صورت بگیرد. پیام این نوع برگزاری جلسات دادگاهها و بازپرسی ها نشان می دهد که این روند همچنان ادامه دارد و متوقف نشده و این رویکرد امنیتی عوض نشده و به دنبال انفعال فعالان مدنی هستند. پیام مشخص دارد یا فعالان مدنی باید ایران را ترک کنند یا اگر فعالیت کنند مورد تعقیب قرار خواهند گرفت.

او می افزاید: من فعالیت کاملا قانونی و مسالمت آمیزی انجام می دهم و این حق هر شهروندی است. من اتهامات را کاملا بی اساس می دانم و در شعبه بازپرسی هم گفته بودم و در آخرین دفاع هم گفتم اصلا قبول ندارم و همه اتهامات را رد می کنم. هرگونه حکمی هم بدهند من غیرقانونی میدانم، این حق طبیعی من و هر شهروندی است که در هر حوزه ای که می خواهد فعالیت مدنی بکند. بخش اعظم اتهامات من مربوط به فعالیت هایم در بخش زنان است. مثلا تجمع در مقابل مجلس علیه اسیدپاشی جزو اتهامات من و ذیل اتهام اول من آمده بود درحالیکه نمیدانم چگونه می شود به عنوان یک زن در جامعه ایران زندگی کرد و خبر ۱۳ مورد اسیدپاشی را شنید و بی تفاوت ماند؟ این فشاری است برای اینکه فعالیت و رفتار انسانی ما را متوقف کنند. این حتی فعالیت سیاسی نیست برای کسب قدرت و فشار سیاسی هم نیست فقط در دایره فعالیت مدنی تعریف می شود.

اما به گفته خانم محمدی، فعالیت های مدنی در ایران توقف ناپذیر است و مردم به سطحی از آگاهی رسیده اند که هیچ نوع فعالیت مدنی در حوزه های مختلف تعطیل نمی شود. فقط هم مربوط به تهران و شهرهای بزرگ نیست در شهرستان ها هم می بینید؛این برخوردهای امنیتی نمی تواند ما را متوقف کند.

No responses yet

May 05 2015

وقتی ریش کثیف‌تر از توالت است!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

خودنویس: بر اساس یک تحقیق، هرچقدر ریش‌داران به سر وضع محاسن خودشان برسند، اما در ریش‌‌های‌شان هم میکروب‌هایی هست که در مدفوع‌ یافت می‌شود.

به گزارش سایت خبر فن‌آوری مشبل، آزمایش انجام شده روی گروهی داوطلب در شهر البوکرکی ایالت نیومکزیکو، پس از بررسی ریش‌های‌شان از سوی یک میکروب‌شناس، معلوم شد میکروب‌های موجود در ریش، از همان نوعی است که در توالت یافت می‌شود.

این مساله به معنی مریض شدن صاحب ریش نیست، اما، کسانی که از این مساله آگاهی دارند، احتمالا از این به بعد موقع بوسیدن یک فرد ریشو، حواس‌شان را جمع‌تر خواهند کرد.

جان گولوبیک، محققی که در این باره تحقیق کرده می‌گوید که اگرچه تعدادی از باکتری‌های یافت شده در ریش افراد مختلف بیماری‌زا نبوده‌ است، اما میزان باکتری‌ها باعث نگرانی است. به عقیده‌ی این میکروب‌شناس، تمیز کردن دائمی ریش و شستن دست‌ها برای افراد ریش‌دار، از واجبات است. نکته‌ی مهم دیگر، دوری از نزدیک کردن دست‌ها به صورت است.

به این ترتیب، به نظر می‌رسد یکی از مراکز مهم تجمع میکروب و بیماری می‌تواند حوزه‌های علمیه ومدارس دینی باشد.

No responses yet

May 03 2015

۹۰ درصد جوانان ایران امروز از اسلام فاصله گرفته‌اند: «قدرت‌ها را در مساله هسته‌ای سر کار گذاشتیم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,بحران هسته‌ای,سیاسی

خودنویس: معاون سیاسی استاندار تهران می‌گوید که جمهوری اسلامی با «حضور پربار» خود ماه‌ها است که قدرت‌های هسته‌ای را پشت میز نشانده و سر کارشان گذاشته است.

سید شهاب‌الدین چاوشی معاون سیاسی استاندار تهران در همایش سراسری اعضای شورای اسلامی شهر و روستای شهرستان ملارد گفت که «حضور پربار جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته‌ای، قدرت‌های بزرگ هسته‌ای را پشت میز نشانده و ماه‌ها است سرکارشان گذاشته و آن ها امروز فهمیدند که جمهوری اسلامی یک قدرت هسته‌ای است». وی افزود: «این که اورانیوم را چند درصد غنی سازی کنیم مهم نیست. مهم این است که ما دانش این را به دست آوریم».

چاوشی با ذکر این که ایران چنین دستاوردی را به هیچ قیمتی از دست نمی‌دهد، گفت: «در شرایط تحریم که نظام اقتصادی ما به واسطه تحریم‌ها دارد فلج می‌شود باید روابطمان را تنظیم کنیم. به دنیا این اطمینان را بدهیم که ما خطری برای شما نداریم».

معاون سیاسی استاندار تهران درباره سخنان جنجالی روحانی درباره وظایف پلیس [3] نیز گفت: «اگر آقای رییس جمهور می‌گوید اجرای اسلام بر عهده پلیس نیست، منظورش تضعیف پلیس و بی‌اعتنایی به احکام اسلام نیست… این مسوولیت رهبری و رییس جمهور است نه مسوولیت هر نهاد و سازمانی که در جمهوری اسلامی شکل گرفته».

وی این مساله را به مذاکرات هسته‌ای نیز ربط داد و گفت: «من اخیرا از صحبت‌های زیبای ریاست ستاد کل نیروهای مسلح خیلی خوشحال شدم. خبرنگار پرسید آقای سرلشگر فیروزآبادی شما نظرتون درباره مذاکرات چیست؟ حرف حکیمانه‌ای بود. گفت من مسوول جنگ هستم این کارها به سیاست خارجه مربوط می‌شود».

شهاب‌الدین چاوشی در بخش دیگری از سخنانش گفت که ۹۰ درصد جوانان ایران امروز از اسلام فاصله گرفته‌اند. وی دلیل این فاصله را «رفتار سیاسی ما» دانست. وی افزود: «این شیعیان امیرالمونین که با رفتارهای من و شما و بی‌تفاوتی‌ها و بی‌مسوولیتی کسانی که در معرض مسوولیت قرارگرفته‌اند، از دین گریزان می‌شوند، مسوولیتش با من و شماست».

No responses yet

Apr 30 2015

آب خلیج فارس در راه فارس؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: استاندار فارس: «سد سیوند خالی است، سد تنگاب فیروزآباد صفر است، سد داراب صفر است، سد درودزن در بحران است، از سد سلمان فارسی آبی برای کشاورزی نداده‌ایم…»

استاندار فارس در گفتگویی با روزنامه «شهروند»، در آستانه سفر حسن روحانی به شیراز، با اشاره به وضعیت بحرانی آب‌های زیرزمینی و صفر شدن ذخیره سدهای این استان، چالش اصلی فارس را نه ماجرای جنجالی سفر علی مطهری به شیراز، که خشکسالی و بی‌آبی و پس از آن، بیکاری می‌داند.

محمد احمدی، با ناکافی و مشکل‌آفرین بودن طرح‌های انتقال آب از استان‌های دیگر، تنها چاره بحران آب در استان فارس را انتقال آب از خلیج فارس می‌داند. پیشنهادی که به گفته او هنوز «خام» است و برآوردهای لازم هزینه‌ای و محیط زیستی برای آن نشده، اما به نظر استاندار فارس، هزینه انتقال هر متر مکعب آب از خلیج فارس به فارس، به ۱۰ هزار تومان می‌رسد. او در عین حال می‌گوید، «یکی از خواست‌های اساسی ما از سفر رئیس‌جمهوری پیگیری همین انتقال است».

گفت‌وگوی «شهروند» با محمد احمدی استاندار فارس را می‌خوانید:

بالطبع الان تمامی اخبار فارس حول حمله به آقای مطهری می‌چرخد؟

از نظر ما که آن موضوع تمام شده است.

اما از نظر مردم نشده است، هنوز در کوچه و خیابان‌های شیراز و تهران حرف آن روز است؟

کلا قرار شده است دراین‌باره ما حرفی نزنیم و اطلاع‌رسانی‌ها را وزارت کشور انجام بدهد اما کار واقعا تمام شده است، هیأت تحقیق آمده است و نتایج تحقیقات را هم تحویل داده و یک تعدادی هم دستگیر شده‌اند و کار الان در اختیار قوه قضائیه است. یعنی الان در آستانه سفر رئیس‌جمهوری، این موضوع دیگر تمام شده است و طبعا سفر رئیس‌جمهوری هم به این موضوع، ارتباطی پیدا نخواهد کرد. این‌طور به شما بگویم که این چالش تمام شده است.

چالش اصلی‌تان پس چه خواهد بود؟

قطعا خشکسالی و آب. شاید ندانید که در استان فارس ما تنوع شغلی بسیار اندکی داریم که همان تعداد هم وابسته به کشاورزی و دامداری است که وابستگی کامل به آب دارند. روشن‌تر که بگویم در ٢٩ شهرستان استان، راه معیشتی غالب مردم کشاورزی و دامداری است.

میانگین عمق چاه در استان الان چقدر است؟

بهتر است این‌طور بگویم که عمق بعضی از چاه‌های آب در سطح استان به ۴۰۰ و حتی ۵۰۰ متر رسیده است و با این وجود، تعداد چاه‌های خشک شده‌مان نیز کم نیست.

با این وضع نگرانی از بابت آینده استان هم وجود دارد؟

صد درصد. ما نگرانیم که در صورت این سیکل خشکسالی که الان ١٠ ساله شده است به ٢٠ یا ٣٠‌ سال افزایش پیدا کند چه سرنوشتی انتظار استان را می‌کشد. در ١٣ استان مشکل‌دار، ما سومین استان هستیم و این عمق مسأله را نشان می‌دهد.

وضعیت سدها چطور است؟

سد سیوند خالی است، سد تنگاب فیروزآباد صفر است، سد داراب صفر است، سد درودزن در بحران است، از سد سلمان فارسی آبی برای کشاورزی نداده‌ایم و بیشتر برای شرب مناطق لارستان و اطراف نگه داشته‌ایم.

بنا بر این، با توجه به منابع گازی به نظر می‌رسد که به سمت استانی صنعتی برنامه‌ریزی کنید؟

طبعا این اتفاق هم یک‌شبه رخ نمی‌دهد. می‌خواهم بگویم که بله برنامه‌ریزی ما مبتنی بر یک توسعه پایدار متوازن است، اما این نباید باعث فراموشی بحرانی بشود که دچارش هستیم. ولی در حال شناسایی مزیت‌های هر منطقه هستیم و البته بخش گاز که تا همین لحظه استان فارس نزدیک به ۴۲ درصد گاز مصرفی کشور را تأمین می‌کند که با راه‌اندازی فاز دوم پالایشگاه پارسیان این سهم کامل می‌شود. کارخانه آلومینیوم‌سازی لامرد را داریم که کلنگش به زمین می‌خورد، ٧ تا پالایشگاه پتروشیمی درحال تأسیس است و بحث‌های دیگر که عرض کردم مبتنی بر توسعه پایدار متوازن است.

همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید این کارها زمان‌بر است. تا آن روزها برای موضوع خشکسالی چه می‌کنید؟

دو برنامه داریم که یکی انتقال حوضه به حوضه است، یعنی از سرشاخه‌های کارون و از منطقه کهگیلویه آب بیاوریم، در یک نمونه در تنگه سرخ یاسوج ٧٠‌ میلیون مترمکعب را فریز کرده‌ایم که بیاوریم به سد درودزن و از آن‌جا تأمین مصارف کشاورزی بدهیم. یا از ارتفاعات سمیرم آبی که در حال رفتن به سمت دریاست را با احداث سد برای مصارف شهرستان‌های آباده و اقلید صرف کنیم که به شدت در مشکل هستند.

بهتر می‌دانید که این انتقال آب از رودخانه‌های یک استان به استان دیگر دردسرساز بوده و حتی باعث درگیری‌ها شده است؟

نه، این اصلا مشکل‌ساز نیست، چون آب در حال رفتن به سمت دریاست و این‌طور نیست که برگردد به اصفهان مجددا، حتی با این کار هم سمیرم از این آب بهره‌مند می‌شود هم شهرستان‌های ما.

برنامه دوم انتقال آب از خلیج‌فارس به استان است که این هم مقدماتش با وزارت نیرو فراهم شده است و یکی از خواست‌های اساسی ما از سفر رئیس‌جمهوری پیگیری همین انتقال است.

برآورد هزینه‌ای دارید؟

اگر منظورتان گران بودن پروژه است، بله! قطعا گران‌قیمت است اما چاره دیگری نیست، الان در برخی از نقاط استان عمق چاه به ۵۰۰ متر رسیده است که آن هم به دلیل شوری بیش از حد، دیگر قابل مصرف نیست.

برآوردتان چه عددی است؟

این کار هنوز در مرحله پیشنهاد خام است، اما بی‌شک گران خواهد شد، فکر می‌کنیم که تولیدش هر مترمکعب ۲ هزار تومان باشد و با انتقالش به ١٠‌ هزار تومان هم برسد، البته تأکید می‌کنم که این پیشنهاد خام ماست که در این سفر به رئیس‌جمهوری ارایه خواهد شد.

بنا بر این نظر محیط‌زیست هم هنوز اخذ نشده است؟

خیر، هنوز کار به آن‌جا نرسیده است که کار به کمیسیون ۲۱۵ برود، اما ما فکر می‌کنیم که محیط‌زیست هم تأیید خواهد کرد.

آیا در این سفر طرح‌های نیمه کاره هم مورد بررسی قرار می‌گیرد؟

حتما.

تعدادش چقدر است؟

طی سفرهای استانی رئیس‌جمهوری سابق حدود ۴‌ هزار طرح در استان فارس تصویب شد که تقریبا ۴۰ درصد آنها در ٨‌ سال اجرایی شده است. ما الان بیشتر دنبال این هستیم که پروژه‌هایی مصوب شود که ظرف ۲ سال امکان اتمام‌شان باشد.

خب طبق گفته خودتان ۲۴۰۰ طرح نیمه‌تمام دارید، با این وجود، باز هم می‌خواهید طرح مصوب کنید؟

نه طرح جدید نخواهد بود، بلکه مجبوریم همان‌ها را بیاوریم و مجدد بررسی و بنا به شرایط جدید تصویب کنیم.

No responses yet

Apr 27 2015

اپیلاسیون و سهم روحانیت از قدرت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: علی اصغر رمضانپور: قزوین، که زمانی شهر اسطوره ای علم و ادب ایران زمین بوده ، این روزها نماینده ای در مجلس دارد به نام مرتضی حسینی که روحانی است و مانند صدها روحانی دیگر که از نخستین روزهای پس از انقلاب به عنوان نماینده ولی فقیه در این جا و آن جا ( در مورد ایشان سپاه کرج و قزوین ) صاحب منصب شدند. حالا آقای حسینی از قزوین به مجلس راه یافته است تا مساله اپیلاسیون در آرایشگاه های زنان و نقش کردن خط و خال بر پوست بدن را به عنوان مهم ترین وظیفه خود در کمیسیون فرهنگی مجلس دنبال کند.

آقای حسینی به روزنامه اعتماد گفته است: “برخی آرایشگاه ها مشغول ترویج فرهنگ غربی با ارائه خدمات بهداشتی هستند. در برخی از آرایشگاه‌های شهرقزوین مجوز خال‌کوبی بر بدن زنان و این‌گونه مسائل داده شده که این مساله حرام است و در اسلام هم مورد نکوهش قرار گرفته است. این چنین کارهایی کاملا برخلاف اصول اسلامی ما است. چنین کارهایی چون در سایر کشورهای جهان صورت می‌گیرد، متاسفانه برخی در داخل کشور ما هم می‌خواهند که خود را با جهانیان منطبق کنند. این در حالی است که چنین کاری به هیچ عنوان در شأن ملت ایران نیست.”

ما ممکن است به سخن آقای حسینی بخندیم که می گوید اپیلاسیون در شأن ملت ایران نیست اما نمی توانیم به این واقعیت بخندیم که یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس چنین تشخیصی از موضوعاتی که باید در مجلس کشور دنبال شود دارد. البته از جنبه شخصی آقای حسینی حق دارد، برای این که اگر در شمار روحانیونی نبود که از این حرف ها می زنند و چنین تشخیص های فرهنگی و سیاسی می دهند، لابد الان باید مثل ۹۰ درصد روحانیون ایران بیکار می ماند.

بیکاری ۹۰ درصد روحانیون ایران را از باب طعنه نباید دانست. حسین ربانی، رییس “مرکز خدمات حوزه های علمیه”، گفته است: “۱۰ درصد از روحانيون را روحانيونی تشکيل می‌دهند که در ارگانی شاغل هستند.” او همچنین گفته: “۹۰ درصد از روحانيون شاغل نيستند و از جايی حقوق نمی‌گيرند. تنها به امر تبليغ، تحصيل و تدريس مشغولند و درآمد خاصی ندارند و تنها با درآمد اندک شهريه زندگی می‌کنند که طبعا نمی‌تواند زنگی آنها را تأمين کند.”

بنا بر آمار های رسمی حدود ۱۶۰ هزار روحانی ایرانی و غیر ایرانی در ایران تحت پوشش خدمات این مرکز هستند که زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی است و در سال ۹۴، ۵۰ میلیارد تومان بودجه به آن اختصاص یافته است. با این احتساب می توان گفت که رقمی در حدود ۱۶ هزار روحانی در داخل و خارج از ایران در شمار روحانیون شاغل هستند. اما این روحانیون چه حجمی از بودجه کشور را به خود اختصاص می دهند؟

بنا بر آمار منتشره از بودجه سال ۹۴ رقمی در حدود ۱۴۰۰ میلیارد تومان به طور مستقیم به دستگاه هایی که به روحانیون و فعالیت های آموزشی و تبلیغی آنان مربوط است پرداخته می شود. به این ترتیب سرانه بودجه ای که در اختیار ۱۶ هزار روحانی فعال در ایران قرار می گیرد در حدود۸۷ میلیون و پانصد هزار تومان است. این رقم صرف نظر از بهره های مستقیم و غیر مستقیمی است که این گروه از روحانیون از بودجه های سایر دستگاه ها مانند آموزش و پرورش و وزارت علوم و ارتش و سپاه و بسیج و سایر ادارت دولتی و نهادهای زیر نظر رهبری می برند؛ همچنین جدا از رقمی است که به طور عادی به عنوان سهم امام و مانند آن در اختیار روحانیون و امامان جمعه قرار می گیرد.

منفعت این ۱۶ هزار روحانی که به نمایندگی از ۱۶۰ هزار روحانی ایرانی از خوان نعمت برخوردار هستند اقتضا می کند که هر روز مسأله ای بتراشند تا موجبی برای حضور آنان در دستگاه قدرت پیدا شود، حتی اگر بر سر موضوعی مانند تراشیدن موهای بدن باشد. به این ترتیب این روحانیون بهره مند، نیازمند حضور گروه هایی هستند که به نام مذهب و فرهنگ و شأن ملت حتی برای مردم حق تراشیدن موی بدن یا خالکوبی و ماساژ هم قائل نیستند. اما این روحانیون بهره مند تنها به این دلیل نیست که از این خوان نعمت برخوردارند. این گروه از روحانیون دولتی وظیفه مهم تری بر عهده دارند؛ آن ها باید بر سر کار ماندن کسانی را به نام اسلامی و نظام توجیه کنند که از بهره هایی برخوردارند که بهره های روحانیون در برابر آن پشیزی بیش نیست.

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور، در جلسه علنی مجلس آماری به دست داد که نیازمند هیچ توضیح بیشتری نیست: “در حوزه قاچاق سوخت که روزانه ۲۰ میلیون تن بود، ۸ میلیارد دلار در سال پول کثیف وارد چرخه اقتصاد می‌شد. من به شما شرکت‌هایی را نشان می‌دهم که بیش از ۴ هزار شرکت با یک کد به تصویب رسیده‌اند.”

آقای رحمانی فضلی همچنین گفته است: “در حوزه کمیته امداد بیش از ۱۰۰ نفر ۲۰ میلیارد تومان واردات داشته‌اند که به اسم این افراد واردات انجام شده‌است، ۲۷ هزار خودروی وارداتی گرانقیمت از جمله پورشه، لکسوس، بی. ام. و وجود دارد که برای اینکه مالیات ندهند با اسم این افراد وارد کرده‌اند.”

“۹۵۷۰ شرکت در یکی از جزایر وجود دارد که ۲۸۱۴ شرکت فقط با یک آدرس به ثبت رسیده، کدپستی ۹۹ شرکت در این جزیره یک رقم بوده‌است و این باعث شده حدود ۲۰ میلیارد دلار مالیاتی که کشور باید بگیرید نمی‌تواند بگیرد.”

همین آمارهای رسمی وزیر کشور خود نشان دهنده وجود طبقه ای است که بر کشور حاکم هستند؛ طبقه ای که بی آنکه دچار رنج تولید در شرایط سخت کسب و کار در کشور باشند و با مرارت های کار صادرات و واردات به طور رسمی و قانونی روبرو شوند از درآمد های نجومی بهره مندند. سود این طبقه در بهبود شرایط کسب و کار برای همه کارآفرینان و مردم نیست. سود این گروه در همین است که مردم حتی به اندازه راه اندازی سالن ماساژ و آرایشگاه زنانه هم آزادی کسب و کار و اختیار نداشته باشند.

سهم روحانیت شاغل در نهادهای دولتی و حامیان تندروها در این معامله این است که برای محافظت از طبقه حاکم در ایران همچنان نگاه مردم را از پرداختن به آنچه به سرنوشت کشور مربوط است دور کند. و در عوض همچنان از دلهره سقوط به ورطه دیگر روحانیون بیکار آسوده باشند.

No responses yet

Apr 27 2015

عیسی کلانتری از «رخداد فاجعه بزرگ» می‌گوید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: عیسی کلانتری: «دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است… اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠‌ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند.»
وزیر کشاورزی دولت‌های سازندگی و اصلاحات و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه که به تازگی سمت «مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌ زیست» را نیز دریافت کرده، امروز، در گفتگویی با روزنامه «شهروند»، از عمق بحران خشکسالی سخن گفته است.

به گفته کلانتری، «بحران آب دیگر شوخی‌بردار نیست»، وزیر اسبق کشاورزی، پیش از این نیز با بیان این‌که «کاری که ما با آب‌های زیرزمینی می‌کنیم یعنی نسل‌کشی»، گفته بود «ما امانت‌دار بسیار بدی برای این تمدن ۷۰۰۰ ساله بودیم».

به گزارش «شهروند»، بحران آب در ایران هنوز برای بسیاری از اقشار جامعه به یک باور تبدیل نشده است؛ چرا که به باور انبوهی از مردم، این سرزمین همیشه با مشکل کم‌آبی دست‌وپنجه نرم کرده و حالا هم وضع بحرانی نیست! همین نگاه تا چندی پیش در بدنه مدیریتی کشور هم دیده می‌شد و کسی باور نداشت که مشکل داریم. بحث گسترده کردن جمعیت تازه و بیشتر ایرانی در عرصه‌های خاکی ایران هم یکی از همین استدلال‌ها بود که در دوره‌های اخیر مطرح می‌شد. اما حالا با تغییر رویکردهای مدیریتی کشور برخی مسائل اندک‌اندک روشن شده و برخی مسئولان متوجه وخامت اوضاع شده و کارهایی را برای مدیریت این بخش شروع کرده‌اند.

آن‌طور که عیسی کلانتری، مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در امور آب، کشاورزی و محیط‌زیست در این خصوص می‌گوید، در سال‌های گذشته وزارت نیرو جرأت اعتراف به واقعیت را نداشت؛ اما حالا بحران خشکسالی به اندازه‌ای رسیده که مسوولان متوجه قهقرای کشور شده‌اند، زیرا در حال حاضر ٧٠‌ درصد جمعیت کشور با سرانه زیر ٩٠٠ مترمکعب آب در‌ سال زندگی می‌کنند و این از نظر استانداردهای جهانی یعنی رخداد فاجعه بزرگ. عیسی کلانتری که به تازگی سمت مشاوره از معاون اول دریافت کرده است، غروب شنبه به «بنیاد ملی امید ایرانیان» [5] رفته بود تا  در جمع خبرنگاران، کارشناسان و پژوهشگران از همین واقعیت‌ها و وضع آبی کشور گزارشی دقیق دهد. در ادامه گزارش «شهروند» از این نشست را می‌خوانید:

٩٧‌ درصد آب‌های سطحی را خشک کردیم

عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دوران سازندگی در این جلسه با اعلام آمار تکان‌دهنده از ذخایر آبی کشور گفت: ایران با بهره‌برداری از ٩٧‌ درصد آب‌های سطحی خود عملا تمام رودخانه‌های خود را خشک کرده است و دیگر آبی در طبیعت باقی نمانده است. او ادامه داد: این موضوع به معنای آن است که اگر به همین وضع ادامه دهیم حدود ٧٠‌ درصد ایرانیان یعنی جمعیتی معادل ۵۰ میلیون نفر برای زنده ماندن ناچار به مهاجرت از کشور هستند. كلانتري با بیان این‌که سرانه آب تجدیدپذیر کشور به ١٠١‌میلیارد مکعب رسیده است، اعلام کرد.

بحرانی‌ترین وضع خشکسالی جهان در ایران

کلانتری با بیان این نکته که در زمینه بحران خشکسالی واقعیت‌هایی گفته نشده یا کتمان شده است یا با ناآگاهی از آن گذشته‌ایم، گفت: مسئولان دولتی تا امروز باور نداشتند که کشور دارد رو به قهقرا می‌رود و حالا متوجه این موضوع شده‌اند که کمی دیر است؛ مطابق با استانداردهای جهانی، درصد بهره‌برداری از آب‌های سطحی نباید بیشتر از ۴۰ درصد باشد. این در حالی است که بیشتر کشورهای پیشرفته حد ایده‌آل بهره‌برداری برای حفظ منابع آبی خود را لحاظ کرده‌اند که حداکثر ۲۵ درصد برداشت است.

او افزود: تنها دو کشور در جهان وجود دارد که با بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آب‌های سطحی در معرض بحران جدی قرار گرفته‌اند و آن دو کشور ایران و مصر است. این در شرایطی است که میزان بهره‌برداری از آب‌های سطحی در مصر به ۴۶ درصد و در ایران با اختلاف فاحش به ٩٧ ‌درصد رسیده است. برای این‌که عمق فاجعه را بهتر متوجه شوید عملکرد برخی از کشورهای جهان را در بهره‌برداری از آب‌های سطحی سرزمین‌شان مرور می‌کنیم: ژاپن ١٩ درصد، آمریکا ٢١ درصد، چین ٢٩ درصد، هند ٣٣‌ درصد و در کشوری مانند اسپانیا که از لحاظ اقلیم و ویژگی‌های جغرافیایی به ایران شباهت دارد تنها ۲۵ درصد.

وزیر دولت پنجم گفت: این موضوع به آن معنی است که حتی در صورت بارش ایده‌آل و نفوذ آب به زیر زمین، جایی برای ذخیره آن وجود ندارد، در نتیجه آب در سطح خاک جاری شده و تبخیر می‌شود. این موضوع شورتر شدن خاک و از دست رفتن حاصل‌خیزی آن را به دنبال داشته است. در حال حاضر، وضع آبی برخی از شهرهای ایران به سطحی رسیده است که آن شهرها از نظر تعاریف علمی و استانداردهای جهانی به «شهر مرده» تعبیر می‌شوند. به‌عنوان مثال درحال حاضر شاهرود و نیشابور از نظر هیدرولوژی شهر مرده به حساب می‌آیند و بخش عمده‌ای از شهرستان رفسنجان نیز شهر مرده تلقی می‌شود.

۵۰ میلیون ایرانی باید مهاجرت کنند

وزیر اسبق کشاورزی با تأکید بر این‌که بحران خشکسالی در ایران به وضعیتی رسیده است که حیات و تمدن سرزمین در معرض تهدید قرار گرفته است، گفت: مطابق برآوردهای علمی، منابع کشش تأمین نیازهای جمعیت فعلی ایران را ندارد و در آینده نه‌چندان دور حدود ٧٠‌ درصد جمعیت ایران باید از کشور مهاجرت کنند اما با وضع دیپلماسی خارجی ایران، کدام کشورها حاضرند ۴۰ تا ۵۰ میلیون ایرانی را اسکان دهند؟!

وی ادامه داد: درحال حاضر در جزیره ماندیل هند ادامه سکونت غیرممکن شده است و این جزیره گاه و بیگاه به زیر آب می‌رود. این در شرایطی است که ماندیل تنها ٣٠٠‌ هزار نفر جمعیت دارد اما دولت هند برای انتقال این جمعیت دچار دردسر شده است. ما چگونه می‌خواهیم برای اسکان قریب به ۵۰ میلیون نفر ایرانی چاره‌اندیشی کنیم؟

گفتند توسعه پایدار غرب‌زدگی است!

کلانتری اشتباه‌های مدیریتی در دوره‌های گذشته را باعث رسیدن به این نقطه دانست و گفت: زمانی آمدیم گفتیم سیاست‌گذاری‌ها برای منابع کشور در راستای توسعه پایدار باشد، اما عده‌ای گفتند توسعه پایدار و اصول غربی را کنار بگذارید. خود بنده در زمان ریاست‌جمهوری آقای خاتمی به خانم دکتر ابتکار شخصا نامه نوشتم و گفتم واقعا آب نیست و از لحاظ منابع آبی داریم رو به بحران می‌رویم. ایشان بی‌توجه شد و گفت چنین چیزی نیست! سازمان محیط‌زیست در ایران تا امروز یک سازمان مرده و تشریفاتی بوده است. همین الان آقایان هنوز دارند درباره خودکفایی در محصولات کشاورزی صحبت می‌کنند. برای نوشتن برنامه ششم دوباره موضوع خودکفایی را به میان کشیدند که من برگشتم به آقای نوبخت گفتم تو را به دین و ایمانت بگو این مزخرفات را کنار بریزند.

او افزود: با این منابع آبی موجود و در صورت استفاده از مدرن‌ترین تکنولوژی‌های صنعتی و در صورت فرض محال رسیدن به بهره‌وری ۱,۵‌ درصد تا‌ سال ۱۴۰۴ تنها می‌توانیم برای ٣٣‌ میلیون نفر غذا تولید کنیم. این در شرایطی است که بهره‌وری ما درحال حاضر تنها ٠.٢‌ درصد است.

وی تأکید کرد: من حتی در این زمینه به مقام معظم رهبری نیز نامه نوشتم و آمار و ارقام و گزارش علمی خدمت‌شان ارایه دادم. گفتم اگر می‌خواهیم به جمعیت ۱۵۰ میلیون نفر برسیم قبل از هر چیز باید منابع آبی را نجات دهیم و پس از آن توان تولید ما در کشاورزی، تأمین غذا برای ٣٣‌ میلیون نفر است برای تأمین غذای بقیه جمعیت باید به واردات فکر کرد.

هزینه کلان برای تبدیل آب شیرین  به آب شورتر از دریا!

کلانتری شیرین کردن آب را همراه با هزینه بسیار گزافی دانست و بیان داشت: در بسیاری از موارد شیرین کردن آب شور صرفه اقتصادی ندارد. جالب است که بدانید اشتباه‌های مدیریتی سال‌های گذشته باعث شده است که ما هزینه کلانی بدهیم و آب شیرین‌مان را به آب شور تبدیل کنیم آن هم آب شوری که غلظت نمک آن ۳,۵ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است!

وی افزود: در‌ سال ۵۱ آمریکایی‌ها به ایران آمدند و درباره پروژه احداث سد گتوند پژوهش کردند. طبق گزارش آمریکایی‌ها محل سد باید ۱۴,۵ کیلومتر پایین‌تر از مخزن سد قرار می‌گرفت. علت این موضوع وجود گنبدهای نمکی گزارش شده بود اما مدیران وقت این گزارش‌ها را خیانت آمریکا به ایران دانستند و سد را روی گنبدهای نمکی احداث کردند. در آن زمان ١٣٠‌ میلیارد تومان هزینه شد تا پتوی رسی روی گنبدهای نمکی قرار بگیرد اما با اولین آبگیری تمام پتوهای رسی از بین رفته و آب شیرین پشت سدها به آب شوری تبدیل شد که غلظت نمک آن ۳.۵ برابر غلظت نمک آب دریای عمان است. حالا این سد با مجموع سرمایه‌گذاری ٣‌ هزار و ٦٠٠‌ میلیارد تومان علاوه بر شور کردن آب شیرین، سالانه ۳.۵ تن نمک به اراضی خوزستان اضافه می‌کند و خاک حاصلخیز منطقه را شور کرده است.

سدسازی بی‌حساب و کتاب رودخانه‌ها را خشک کرد

عیسی کلانتری همچنین با برگشت به عقب گفت: در زمان آقای احمدی‌نژاد، به ایشان اعلام شد اشتباه دوم را انجام نده و سد را آبگیری نکن که آب شیرین به آب شور تبدیل شود اما ایشان کار را به پیمانکار واگذار کرد تا دو خط لوله به طول ٢٧٠ کیلومتر از زیر سد رد کنند. برای این کار ٢‌ هزار و ٢٠٠‌ میلیارد تومان هزینه شد که در نهایت از لوله‌ای به قطر یک متر و ١٠ سانتی‌متر تنها ٢٠٠ لیتر آب خروجی داشته باشیم.

او افزود: مشکل ما نه‌تنها به برداشت بی‌رویه آب مربوط می‌شود که سدسازی‌های بی‌حساب و کتاب به این مشکلات دامن زده است. مسئولان ما از سدسازی به‌عنوان سند افتخار خود یاد می‌کنند اما از بس سد ساخته شده است دیگر در رودخانه‌ها آبی جاری نمی‌شود. درحال حاضر ۴۲ درصد روان‌آب‌ها به دلیل سدسازی کاهش داشته و به خشک شدن بسیاری از رودخانه‌ها منجر شده است.

هزینه جبران از ۵۰ میلیارد به ۲۵ هزار‌ میلیارد تومان رسید

مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری با اشاره به این‌که در شرایط فعلی برای نجات کشور از بحران خشکسالی نیازمند اقدامات فوری هستیم، تأکید کرد: برای این‌که بتوانیم ظرف ۵ تا ۶ ‌سال آینده به حالت نرمال برسیم باید سطح برداشت آب از منابع‌مان را به نصف برسانیم و کار را باید از همین امروز شروع کنیم، چرا که تا الان هم دیر شده است. باید سطح برداشت آب از ۹۶ میلیارد مترمکعب به ۵۶ میلیارد مترمکعب برسد. او گفت: این موضوع درحال حاضر برای ما ٢٠ تا ۲۵ هزار‌ میلیارد تومان هزینه دارد این در صورتی است که در دوره خاتمی این موضوع را تنها با ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد تومان هزینه می‌شد مدیریت کرد، اما متاسفانه مدیران کشور تا امروز باور نداشتند که بحران جدی است و حالا این موضوع کم‌کم دارد بین دولتمردان جامی‌افتد و البته این هزینه گزاف هم برای نجات تمدن ایران و کشور ضروری و غیرقابل اجتناب است. آب، نفت نیست. بلایی که ما سر نفت آوردیم را نمی‌توانیم سر آب بیاوریم، زیرا حیات‌مان و موجودیت کشور به آب بستگی دارد.

دولت نباید از موضع عده‌ای بترسد

کلانتری با اشاره به این‌که در زمینه فرهنگ‌سازی آب با یک مشکل عمده مواجه هستیم، گفت: برای اجرای سیاست‌های نجات‌بخش آب باید جدیت داشته باشیم و از واکنش عده‌ای نترسیم. در حال حاضر، ما بنا داریم آب کشاورزی را به نصف برسانیم و برای این کار، بودجه، تأمین و آماده شده است تا سهم آب کشاورزان را خریداری کنیم، اما دولت نگران واکنش مجلس و بقیه است. خود بنده در یکی دو روز گذشته چند جلسه خصوصی با آقای چیت‌چیان وزیر نیرو داشته‌ام تا ایشان را توجیه کنم که از واکنش نماینده‌های مجلس نترسد. نهایت این موضوع، استیضاح است، اما بحران آب دیگر شوخی‌بردار نیست. او تأکید کرد: اولین مصوبه دولت و اولین شعار آقای روحانی در زمان انتخابات، احیای دریاچه ارومیه بوده است. ایشان با وجود آن‌که به وعده خود عمل کرد و برای خرید حقآبه کشاورزان، بودجه مورد نیاز را هم کنار گذاشت، اما با اظهارات تند دو سه نماینده محلی در مجلس سریع عقب‌نشینی کرد. دولت باید برای نجات کشور از بحران خشکسالی جسارت و جدیت بیشتری به خرج دهد.

در خصوص بحران دریاچه ارومیه: هنگام اجرای پروژه‌ها کم‌سوادیم!

مشاور معاون اول رئیس‌جمهوری در پایان نشست به پاسخگویی به خبرنگاران و حاضران در جلسه پرداخت. او به پرسش «شهروند» درباره احیای این دریاچه و سمتی که او در این پروژه دارد، پاسخ داد. «شهروند» در سوالی از هدررفت بودجه کشور در نتیجه طرح‌های کارشناسی نشده و از جمله طرح احداث میان‌گذر شهید کلانتری دریاچه ارومیه پرسید تا کلانتری توضیح دهد:

در زمان احداث میان‌گذر شهید کلانتری دریاچه ارومیه، طرح، کارشناسی شد و مطالعات، به درستی انجام گرفت؛ طبق مطالعات انجام شده بنا شد در ۳,۵ کیلومتری غرب دریاچه که ٩٩.٧‌ درصد جریان آب از آن منطقه می‌گذرد، پل دیگری احداث شود اما آن پل را حذف کردند.

وی افزود: مشکل ما این است که زمان اجرای پروژه‌ها یا کم‌سواد هستیم یا اتفاقات را پیش‌بینی نمی‌کنیم یا نظر کارشناسی را باور نداریم. مجموع این فرهنگ مدیریتی باعث می‌شود بودجه‌های عمرانی کشور هدر رود.

کلانتری همچنین در پاسخ به پرسش دیگر مبنی بر طرح خرید آب شیرین از کشورهای همسایه گفت: این طرح غیرقابل اجراست زیرا عمدتا همسایگان ما منابع کافی برای صادرات آب شیرین را در اختیار ندارند، در این زمینه با چند کشور نیز مذاکره شده اما نتیجه‌بخش نبوده است. به‌عنوان مثال تاجیکستان اعلام کرد آبی برای صادرات ندارد و جمهوری آذربایجان نیز حاضر شد سالانه ۱۵۰ تا ۲۵۰ میلیون مترمکعب آب به ایران انتقال دهد آن هم برای مدت محدود که با هزینه‌های سنگین حمل‌ونقل و میزان ناچیز توافق شده، این طرح توجیه اقتصادی کافی ندارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .