اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Apr 12 2015

حج و زیارت ایران: ما عمره را لغو نکرده‌ایم، عربستان ویزا نمی‌دهد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: در حاليکه رئيس سازمان حج و زيارت ايران، عربستان سعودی را به لغو موقت سفر حج عمره زائران ايرانی تهديد کرده، معاون اين سازمان می‌گويد که «پروازهای بسياری از زائران ايرانی طی دو روز اخير به دليل عدم صدور ويزا از سوی عربستانی‌ها لغو شده است.»

ناصر خدرنژاد، شنبه ۲۲ فروردين، به خبرگزاری نسيم گفته که «ايران اعزام به عمره را لغو نکرده» و افزوده است: «اگر عربستان ويزاها را صادر کند اعزام‌ها انجام خواهد شد و هر تعداد زائری که ويزا دريافت کرده‌اند به عمره اعزام می‌شوند.»

صادرنشدن ويزا برای ايرانيانی که قصد سفر به عربستان سعودی با هدف به جا آوردن اعمال عمره را دارند، در حالی است که پيش از اين، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، تهديد کرده بودند که در واکنش به تعرض دو مامور فرودگاه جده به دو نوجوان ايرانی، سفر عمره را لغو خواهند کرد.

اين در حالی است که مسئولان وزارت امور خارجه ايران می‌گويند دولت سعودی به آنها اطمينان داده که به شدت با ماموران خلافکار برخورد خواهد کرد.

در نامه‌ای که سعيد اوحدی، رئيس سازمان حج و زيارت ايران، پنجشنبه ۲۰ فروردين به وزير حج عربستان سعودی نوشت، تاکيد شده بود که «اعزام عمره‌گزاران زمانی می‌تواند تداوم داشته باشد که حقوق اوليه آنان شامل تامين امنيت اخلاقی، جانی و اراده عملی به منظور حفظ حقوق اوليه زائرين وجود داشته باشد.»

آيت‌الله ناصر مکارم شيرازی، از مراجع تقليد شيعه در قم نيز از مسئولان جمهوری اسلامی پرسيده که «آيا بايد عمره را با هر ذلتی به جای آورد؟»

چهارشنبه ۱۹ فروردين نيز فرودگاه جده از فرود پرواز ۷۴۷ ايران‌اير که حامل زائران ايرانی از شهر اصفهان بود،‌ ممانعت کرد.

شاهرخ نوش‌آبادی، مديرکل روابط عمومی شرکت ملی هواپيمايی ايران، گفته است که اين اتفاق «قطعا بی‌ارتباط با شرايط سياسی حاکم بر منطقه نيست».

ايران و عربستان سعودی بر سر مسائل مختلف منطقه، از جمله بحران در يمن و سوريه، به شدت با يکديگر دچار اختلاف‌اند.

No responses yet

Apr 10 2015

صادق هدایت نامه به نورایی ٢٠ تیر ١٣٢٧

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

منبع میل ارسالی
از همان اول می دانستم که آخوند و دربار و هژیر و قوام و هر قرمساق که بیاید یا برود همه دست به یکی هستند و فقط گوششان به گرامافون و صدای ” استاد” است. ظاهرا سر مردم را شیره می مالند و به خیال خودشان رول اجتماعی و سیاسی بازی می کنند ولیکن باید به نتیجه نگاه کرد. ما که تا حالا هر چه دیدیم نتیجه همه گه کاریها به نفع انگلیس تمام شده. امسال دیگر مته به کون خشخاش گذاشته اند. آقای هژیر اعلامیه ای صادر کرده که دست آن مرتیکه آخوند کاشی را از پشت بسته. برای استعمال مشروبات حد می زنند (در شهرهای زیارتی). هرکس هم که روزه بخورد جریمه و حبس است. تمام کافه ها و رستورانها را هم بسته اند. این هم از ترقیات روزافزون ما. گمان می کنم بالاخره مجبور بشویم یک کفیه عقال هم ببندیم و یک عبا هم بپوشیم و دنبال سوسمار و موش صحرایی بدویم. این هم جواب جوانهای تحصیلکرده تربیت شده سیاستمدار که می گفتند دیگر به قهقرا نمی شود برگشت. و در حال ترانزیسیون هستیم و ایرانی باهوش است. هیچ چیز مضحکتر از هوش ایرانی نیست. شاید هوشش سُر خورده توی کونش رفته

No responses yet

Apr 09 2015

کاهش بی‌سابقه سهم زنان در طرح آزمون استخدامی دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: خردادماه امسال آزمون استخدامی دولت برگزار می‌شود. آزمونی که در آن عملا به زنان فرصتی بسیار ناچیز برای اشتغال در پست‌های دولتی داده شده است. به زنان وعده‌های دیگری در دولت روحانی داده شده بود.

به گفته علی جمالی قمی رئیس امور آمار، برنامه‌ریزی و تامین نیروی انسانی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هرسال دوبار در ایران آزمون استخدامی برگزار می‌شود. آزمون اول در خردادماه و آزمون بعدی آبان‌ماه برگزار می‌شود.

جمالی قمی افزوده است که در آزمونی که اکنون پیش روست حدود ۸ هزار نفر جذب خواهند شد. اما سایت فرارو می‌نویسد که بنا بر دستورالعمل جدید دولت در آزمون خردادماه از میان ۲۸۰۰ نفر، ۲۲۸۴ شغل مختص مردان، ۵۰۰ شغل به صورت مشترک میان مردان و زنان و تنها ۱۶ شغل مختص زنان است.

تلاش برای محدود کردن حضور زنان در عرصه‌های کار و سیاست در دوره حسن روحانی هم ادامه یافته است. تیرماه سال گذشته نیز خبرگزاری ایسنا از بخشنامه محرمانه شورای معاونان شهرداران مناطق شهرداری تهران خبر داد که مقرر کرده بود تمام مدیران ارشد و میانه باید صرفا از میان کارمندان مرد انتخاب شوند. در شهریورماه هم طرحی در مجلس بررسی شد که طبق آن ساعات کاری مادران تا ۱۲ سالگی فرزندانشان به نصف کاهش پیدا خواهد کرد.

تبعیض و محرومیت آشکار برای زنان

اکنون طرح آزمون استخدامی دولت هم مزید بر علت شده تا روند بیرون راندن زنان از چرخه کار و درآمدزایی سریع‌تر شود. برخی مسئولان، از جمله شهلا مولاوردی، معاون رئیس جمهور در امور زنان از «تبعیض و محرومیتی آشکار برای زنان» در رابطه با این طرح سخن گفته، اما علیرغم مخالفت‌های برخی مسئولان و وعده‌های برخی دیگر، روشن نیست که چرا طرح‌های تبعیض‌آمیز حتی در دوره دوساله حسن روحانی نیز یافته‌اند.

آمارها نشان می‌دهد که در ۹ سال گذشته سالانه بیش از صدهزار زن از بازار کار ایران کنار رفته‌اند. بنا بر داد‌ه‌های مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۸۴ نزدیک به ۳ میلیون و ۹۶۱ هزار نفر از کل شاغلان کشور را زنان تشکیل می‌دادند. اما در سال گذشته شمار زنان شاغل به حدود سه میلیون و ۱۴۵ هزار نفر رسیده که این قیاس نشان از کاهش قابل‌ ملاحظه تعداد شاغلان زن در سال‌های گذشته دارد. نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که سالانه به طور متوسط بیش از صدهزار نفر از زنان شاغل ایران از بازار کار کنار رفته‌اند.

خبرگزاری مهر در گزارشی که مهرماه گذشته در باره سیل تقاضا برای کار از سوی زنان منتشر کرد، از “رکورد خانه‌نشینی زنان جویای کار” نوشت.

این گزارش از جمله دلایل “خانه‌نشینی زنان جویای کار” را رقابت ناعادلانه جویندگان کار و بازار کار مردسالارانه ایران دانسته بود: «امکان اشتغال زنان نسبت به مردان تا ۵۰ درصد کمتر است. نرخ بیکاری مردان ۱۵ تا ۲۴ سال در بهار سال جاری ۲۱ درصد و نرخ بیکاری زنان در همین گروه سنی ۴/ ۴۳ درصد بوده که به معنای بیکاری دو برابری زنان به نسبت مردان است.»

مشارکت ۵۰ درصدی زنان، رویای دوردست

Bildergalerie Iran KW 37 /12

کارشناسان می‌گویند سال‌ها وقت و هزینه‌ای که صرف آموزش زنان می‌شود، در برخورد با محدودیت‌هایی که در برابر زنان است، به هدر می‌رود.

سهیلا جلودارزاده مشاور وزیر صنعت و معدن سال گذشته گفت: «توسعه پایدار بدون مشارکت همه‌جانبه بانوان امکان‌پذیر نیست». وی با تأکید بر لزوم مشارکت زنان در فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اضافه کرد: «دولت‌ها باید به حق حضور ۵۰ درصدی بانوان در عرصه‌های مختلف اعتقاد داشته باشند.»

اما طرح استخدامی دولت و بسیاری طرح‌های دیگر بویی از مشارکت ۵۰ درصدی زنان در موقعیت‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نمی‌‌دهد. این درحالی است که وضع اقتصادی خانوارها در ایران به گونه‌ای است که معیشت اکثر آنان بدون کار زنان ممکن نیست.

ازسوی دیگر کارشناسان به درصد بالای زنان در سطوح بالای آموزشی اشاره می‌کنند و می‌گویند با توجه به این واقعیت هزینه‌های کلانی صرف توامندسازی علمی زنان ایران می‌شود. این هزینه بدون دادن شانس مساوی با مردان در بازار کار عملا به هدر می‌رود و آسیب‌های جدی‌تری نیز به زنان می‌زند.

آذر تشکر، جامعه‎شناس و کارشناس مسائل شهری و فضای عمومی به فرارو می‌گوید: «ضرورت زندگی و فشار اقتصادی روی خانوارهای متوسط ایرانی از یک‌طرف و این دست از محدودیت‌های دولتی برای زنان در مشاغل رسمی باعث می‌شود تا زنان به سمت بازار کار غیررسمی هدایت شوند. بازاری که زنان در آن در معرض انواع فشارها، نا امنی و اجحاف خواهند بود. در این بازار بازنشستگی و بیمه وجود ندارد و زنان (آن‌هم زنانی با تحصیلات بالا) به شکل‌های مختلف به استثمار در خواهند آمد.»

به گفته او «نان آور بودن مرد دیگر تبدیل به افسانه شده است، افسانه ای که فقط برخی افراد در طبقات بالا می‌توانند با آن دلخوش باشند. در صورتی‌که همچنان قرار باشد و بپذیریم که مرد تنها نان آور خانواده باشد، وجود تنش و مشکل را در نظام خانواده هم پذیرفته‌ایم.»

ادعای توسعه اشتغال برای زنان

این انتقادها در حالی مطرح می‌شوند که دولت یازدهم مدعی توسعه فرصت‌های کاری برای زنان است. سال گذشته حسن طایی، معاون توسعه اشتغال و کارآفرینی وزیر کار درباره حضور زنان در بازار کار گفت که اشتغال یکی از محورهای مهم توسعه زنان در جامعه به شمار می‌رود و اگر نرخ مشارکت زنان در اجتماع افزایش یابد، ارزش افزوده هم بیشتر می‌شود و در کنار کاهش نرخ بیکاری زنان شاهد کاهش جلوه‌های فقر اجتماعی و دیگر پیامدها و آسیب‌های اجتماعی خواهیم بود.

دغدغه‌های نظام

در هشت سال ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد نرخ بیکاری زنان ایران به دوبرابر رسید. تابستان سال ۹۱ و پیش از روی کار آمدن حسن روحانی “خانه کارگر” اعلام کرد که پیشرفت شغلی زنان کارگر در ایران «بسیار محدود» است و با موانع جدی روبرو است: «در کوچک‌ترین بحران کارگری، زنان کارگر اخراج می‌شوند و تبعیض جنسیتی در برخورد با زنان کارگر مشهود است.»

با کنار رفتن محمود احمدی‌نژاد و وعده‌هایی که دولت یازدهم به زنان داد، انتظاراتی به وجود آمد که نه‌تنها هیچ‌کدام از آن‌ها تا امروز بر‌آورده نشده، بلکه وضع روز به روز برای زنان دشوارتر شده است. پافشاری بر افزایش جمعیت مانعی جدی در برابر زنان برای استقلال مادی و توانمندی خواهد شد.

به گفته شهیندخت مولاوردی پس از تعطیلات نوروزی طرح پیشنهادی معاونت امور زنان درباره افزایش جمعیت، به مجلس ارائه خواهد شد. مولاوردی گفته است که این طرح یکی از دغدغه‌های اصلی نظام است.

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی گفته است که جمعیت ایران باید به سرعت به مرز ۱۵۰ میلیون نفر برسد. برای تحقق چنین هدفی جمهوری اسلامی ترجیح می‌دهد نقش زنان را به تولید مثل بیشتر، اداره خانواده و “تامین آسایش مرد” محدود کند.

No responses yet

Apr 07 2015

انتشار کتاب درسی زبان کُردی، الگویی برای آموزش زبان مادری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: سی و پنج سال پس از تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی، اسفند ماه سال گذشته، گامی عملی برای اجرای بخشی معطل مانده از یکی از اصول این قانون برداشته شد و برای نخستین بار، تدریس رسمی زبان و ادبیات کُردی، در قالب کتابی درسی که به عنوان ضمیمه کتاب فارسی دوره اول متوسطه تدوین شده، در مدارس شهرستان سقز در استان کردستان آغاز شد.

بر اساس گزارش‌ وب‌سایت کُردی /فارسی “روانگه”، روز شنبه ۹ اسفندماه در مدرسه صلاح الدین ایوبی سقز در استان کردستان طی مراسمی از کتاب آموزش زبان کُردی رونمایی شد.

برابر با اصل پانزده قانون اساسی، “زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آن‌ها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است”.

بخشی از این قانون که ناظر بر استفاده از زبان‌های غیرفارسی شهروندان ایرانی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی است، هرچند با اعمال برخی محدودیت‌ها، به فعلیت رسیده است. اما بخش اخیر این اصل مبنی بر تدریس ادبیات “زبان‌های محلی و قومی” در مدارس تاکنون مجالی برای اجرا نیافته بود. این در حالی است که تقریبا در تمام ٣٥ سال گذشته وعده تحقق اجرای کامل اصل پانزده قانون اساسی جزیی ثابت از وعده‌های انتخاباتی اکثریت نامزدهای انتخابات مختلف در مناطق غیر فارس زبان ایران بوده است.

در آخرین اظهار نظر جنجالی پیرامون این موضوع، علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش، بهمن ماه سال ۹۲ در ملاقات با اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفته بود: “مطابق اصل ۱۵ قانون اساسی، آموزش ادبیات بومی و قومی می‌بایست صورت پذیرد و آقای رئیس‌جمهور هم در نطق‌های انتخاباتی‌شان این قول را داده‌اند.”

در آخرین اظهار نظر جنجالی پیرامون این موضوع، علی اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش، بهمن ماه سال ۹۲ در ملاقات با اعضای فرهنگستان زبان و ادب فارسی گفته بود: “مطابق اصل ۱۵ قانون اساسی، آموزش ادبیات بومی و قومی می‌بایست صورت پذیرد و آقای رئیس‌جمهور هم در نطق‌های انتخاباتی‌شان این قول را داده‌اند.”

خرداد ماه سال ۹۳ در ادامه همین بحث‌ها، جمعی از فعالان کُرد در نامه ای که به امضای ۱۰ هزار شهروند کُرد رسیده بود، با یادآوری وعده‌های حسن روحانی خواهان اجرایی شدن آنها در ارتباط با “آموزش زبان مادری” شدند.

اکنون خبر آغاز تدریس رسمی زبان و ادبیات کُردی در مدارس سقز را شاید بتوان گام مهم و تعیین کننده در اجرای کامل اصل پانزده قانون اساسی دانست. گامی که به گفته محمد عرفان پارسا، از معلمان ادبیات فارسی در سقز و یکی از مولفان این کتاب با استقبال بسیار خوب و غافلگیر کننده دانش‌آموزان و اولیا آنان مواجه شده است.

محمد عرفان پارسا می‌گوید: “تاکنون پنج هزار جلد از این کتاب ٦٧ صفحه‌ای با نام “وانه‌ی کوردی” (درس کُردی ) منتشر شده و به قیمت ١٧٠٠ تومان که هزینه چاپ آن است از طریق مدارس در اختیار دانش‌آموزان قرار گرفته است. البته تقاضا برای کتاب در سطح شهرستان زیاد است، اما با توجه به نداشتن مجوز وزارت ارشاد، امکان فروش آزاد آن وجود ندارد و تنها بر حسب تقاضای مدارس در مجموعه‌های هزار تایی چاپ شده و در اختیار مدارس متقاضی قرار می‌گیرد.”

در کتاب‌های فارسی جدیدی که برای پایه‌های هفتم و هشتم نظام آموزشی جدید در ایران تدوین شده است، فصل ششم کتاب، “ادبیات بومی” نام گذاری شده و به صورت سفید چاپ شده است. درمقدمه کتاب فارسی هر دو پایه در اشاره به فصل ششم آمده است: “فصل ادبیات بومی با درس‌های آزاد فرصتی بسیار مناسب برای توجه به گنجینه‌های فرهنگ سرزمینی و مشارکت دانش آموزان عزیز و دبیران گرامی در تالیف بخشی از کتاب است. پیشنهاد می‌شود برای تولید محتوای درس آزاد به موضوعات متناسب با عنوان فصل در قلمرو فرهنگ و ادبیات بومی و آداب محلی و نیازهای ویژه نوجوانان و دیگر ناگفته‌های کتاب توجه شود.”

دبیران فارسی در این مقطع عموما بر حسب سلیقه خود و یا برخی هماهنگی‌های در سطح گروه آموزشی ادبیات شهرستان‌ها، محتوای این فصل را تدوین و تدریس می‌کنند. اما فکر نوشتن کتاب درسی کُردی مستقلی که همچون ضمیمه کتاب فارسی برای فصل ششم در سه پایه دوره اول متوسطه تدریس شود، از کجا می‌آید؟

محمد عرفان پارسا می‌گوید: “جمعی ٧ نفره از دبیران ادبیات فارسی در شهرستان سقز به این نتیجه رسیدیم که برای فصل ششم دو پایه هفتم و هشتم و البته پایه نهم که هنوز کتاب تازه آن منتشر نشده است، اما انتظار می‌رود دارای فصل ادبیات بومی باشد، با توجه به ضرورتی که برای تدریس زبان و ادبیات کُردی و توانا ساختن دانش‌آموزان کُرد برای خواندن و نوشتن به زبان مادری قائل هستیم، کتابی کردی تالیف کنیم.”

سازمان یونسکو نیز از سال ۱۹۹۹، روز ۲ اسفند ـ۲۱ فوریه ـ را به نام “روز جهانی زبان مادری” نام گذاری کرده، تا دولت‌ها و شهروندان جهان را به دادن اهمیت بیشتر به تدریس زبان مادری در مدارس فراخواند. در سال‌های اخیر نیز خواسته حق آموزش زبان مادری و فراتر از آن آموزش به زبان مادری یکی از مطالبات جدی بخشی از اقلیت‌های ملی/قومی در ایران بوده است، هر چند جواب چندانی از جانب حکومت و سیاست‌مداران نگرفته است.

در سال‌های اخیر، هر از چند گاهی خبری در رابطه با آموزش رسمی زبان‌های غیر فارسی در مدارس و یا دانشگاه‌های ایران منتشر شده و پس از مدت کوتاهی، این موضوع به فراموشی سپرده شده است. برای نمونه در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، تلاش‌هایی برای تاسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان آغاز شد و حتی برای داوطلبان کنکور سراسری سال ١٣٨٣، امکان انتخاب رشته زبان و ادبیات کُردی برای دانشگاه کردستان نیز فراهم شد، اما هیچ دانشجویی برای این رشته پذیرش نشد و در نهایت موضوع مسکوت ماند.

مرداد ماه سال گذشته نیز، معاون آموزشی دانشگاه کردستان خبر از تصویب نهایی رشته زبان‌های بومی با گرايش زبان و ادبيات كردی در وزارت علوم داد، اما تاکید کرد‌که برای راه اندازی این رشته در این دانشگاه و یا هر دانشگاه دیگری و پذیرش دانشجو برای آن، “بايد سه استاديار داشته باشيم كه متاسفانه اين تعداد استاد در رشته زبان و ادبيات کُردی وجود ندارد و به همين دليل امكان جذب دانشجو برای آن وجود ندارد.” اما در مقابل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سنندج، دهم اسفند سال گذشته از تدریس دو واحد اختیاری زبان کُردی در سال ٩٤ در این دانشگاه خبر داد.

در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، تلاش‌هایی برای تاسیس رشته زبان و ادبیات کردی در دانشگاه کردستان آغاز شد و حتی برای داوطلبان کنکور سراسری سال ١٣٨٣، امکان انتخاب رشته زبان و ادبیات کُردی برای دانشگاه کردستان نیز فراهم شد، اما هیچ دانشجویی برای این رشته پذیرش نشد و در نهایت موضوع مسکوت ماند.

اما با توجه به فقدان آموزش رسمی زبان کُردی و فعالیت اندک و تعداد کم شمار آموزشگاه‌های خصوصی که زبان کُردی را تدریس می‌کنند، آیا همه دبیران کُرد ادبیات در شهرستان سقز، دارای دانش و تسلط کافی برای تدریس زبان و ادبیات کُردی هستند؟

عرفان پارسا از مولفان کتاب کُردی ضمن تائید این‌که همه دبیران ادبیات فارسی در شهرستان سقز کُرد هستند می‌گوید: “پس از اتمام تالیف کتاب و کسب موافقت گروه ادبیات فارسی اداره آموزش و پرورش سقز برای توزیع کتاب در مدارس، چند نفر از مولفان کتاب، کارگاه آموزشی شیوه تدریس کتاب کُردی و دوره فشرده آموزش زبان و ادبیات کُردی را برای دبیران فارسی متقاضی چنین دوره‌ای برگزار کردند.” آقای پارسا می‌گوید از کارگاه و کلاس‌ها استقبال خوبی شده است و به نظر دبیران حاضر در کارگاه، آموزش برای آن‌ها مفید بوده است.

سال ١٣٨٩ ریاست اداره آموزش و پرورش سقز طی بخشنامه ای، واحدهای تحصیلی را ملزم به به کارگیری “زبان ملی” در کلاس‌های درس کرده بود. در این بخشنامه آمده بود: “احتراما ضمن اذعان به غنای زبان کردی و تاثیر آن بر صیانت فرهنگ ملی که نهایتا منجر به خودباوری و حفظ اصالت جامعه در مقابل فرهنگ بیگانه می‌شود، مع‌الوصف مستدعی است به رسم میزبانی جهت حفظ حقوق همکاران و دانش‌آموزان میهمان به گونه‌ای برنامه‌ریزی شود که جلسات و کلاس‌های درسی به زبان ملی برگزار و اداره شود.”

اما ٤ سال پس از صدور بخشنامه بالا، آموزش و پرورش شهرستان سقز مانعی بر سر راه تدوین، توزیع و تدریس این کتاب در مدارس سقز ایجاد نکرده است. محمد عرفان پارسا تصریح می‌کند برای تالیف و انتشار کتاب هیچ کمک مادی یا پشتیبانی خاصی از جایی دریافت نکرده‌اند و زمانی نیز که جمع مولفان فکر اولیه تالیف کتاب درسی آموزش زبان کُردی را برای تدریس به عنوان فصل ادبیات محلی کتاب فارسی با سر گروه آموزشی ادبیات مطرح کرده‌اند، موضوع به اداره منعکس شده و پاسخ گرفته‌اند که این موضوع به گروه‌های آموزشی ربط دارد و اداره اظهار نظری نمی‌کند.

عرفان پارسا در ارتباط با ساختار کتاب درسی تالیف شده و زمانی که صرف تالیف آن شده می‌گوید: “این کتاب که برای سه پایه دوره اول متوسطه تالیف شده است، ساختاری شبیه کتاب فارسی همان مقطع دارد. برای هر پایه در مجموع ٤ یا ٥ مطلب تهیه شده است که شامل دو درس و دو یا سه عنوان برای روان خوانی نظم یا نثر است. هر کدام از مولفان مسئول تولید بخشی از محتوای کتاب بوده و در مجموع نزدیک به ٦٠ ساعت نیز جلسات مشترک برای انتخاب مطالب پیشنهادی و تدوین کتاب، زمان صرف شده است. زمان تدریس آن هم ٤ هفته خواهد بود و در مجموع ١٦ ساعت از زمان آموزش به آن اختصاص داده خواهد شد.”

کتاب درسی “وانه‌ی کوردی” بیشتر بر آموزش خواندن و نوشتن کُردی متمرکز است و چندان به مباحث دستوری زبان کُردی نپرداخته است. اما از رهگذر این آموزش، دانش‌آموزان با برخی از شاعران و نویسنده‌گان کُرد از جمله ژیلا حسینی، مستوره اردلان، ماموستا هژار، ماموستا حقیقی و لطیف هلمت آشنا خواهند شد. زبان نوشتاری کتاب نیز، زبان معیار در لهجه سورانی زبان کُردی است.

با توجه به این‌که برخی از مدارس شهرستان سقز هوشمند هستند و برای کمک به دانش‌آموزان برای یادگیری روان‌تر و سریع‌تر زبان مادری، مولفان کتاب کردی نسخه صوتی کتاب را نیز تولید و روی یک سی‌دی تکثیر کرده‌اند. مولفان کتاب یعنی محمد عرفان پارسا، زاهد آرمی، عبدالخالق رحمانی، امیر حبیبی، انور برقی و محمود کرمی هر کدام بخشی از محتوای کتاب را در این سی‌دی روخوانی کرده‌اند.

آیا امکانی که نحوه تدوین کتاب فارسی دوره اول متوسطه فراهم کرده ، می‌تواند فرصتی برای آموزش زبان مادری در سایر مناطق کردنشین ایران و البته مناطق ترک نشین، بلوچ و عرب و ترکمن و سایر زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نیز باشد و مسیر را برای تدوین کتاب های درسی آموزش زبان مادری و ادبیات آن به کودکان غیر فارس هموار کند؟

به گفته آقای پارسا، هرچند دانش‌آموزان کنونی پایه هشتم، از امکان خواندن زبان کُردی در سال گذشته محروم بوده‌اند، اما چون درس نخست پایه هشتم نیز یادآور نکات درس پایه هفتم است، تدریس کتاب کُردی در هر دو پایه هفتم و هشتم در مدارس شهرستان سقز آغاز شده است و نمرات ارزیابی آن هم در سال نخست با تاثیر مثبت در نمره نهایی دانش‌آموز اعمال خواهد شد.

این مدرس زبان کردی در رابطه با امکان تسری ایده تالیف کتاب درسی به سایر شهرستان‌های استان کردستان می‌گوید: “کتاب به گروه‌های آموزشی اداره کل آموزش و پرورش کردستان ارسال شده است و بازخورد مثبتی هم گرفته است ولینک دانلود آن هم در وب‌سایت گروه آموزشی ادبیات گذاشته شده است. با توجه به تمایل گروه‌های ادبیات سایر شهرستان‌ها برای تدوین کتابی هماهنگ برای سراسر استان، قرار شده است که چهار نفر از تیم مولفان این کتاب، تابستان سال جاری در سنندج مستقر شده و با همکاری گروه‌ آموزشی ادبیات استان روی اصلاح و بازنویسی نسخه فعلی و یا نوشتن کتاب جدیدی برای همه استان کار کنند.”

با همه اینها باید دید که آیا امکانی که نحوه تدوین کتاب فارسی دوره اول متوسطه فراهم کرده، می‌تواند فرصتی برای آموزش زبان مادری در سایر مناطق کردنشین ایران و همچنین مناطق ترک نشین، بلوچ و عرب و ترکمن و سایر زبان‌ها و گویش‌های ایرانی نیز باشد و مسیر را برای تدوین کتاب های درسی آموزش زبان مادری و ادبیات آن به کودکان غیر فارس هموار کند؟

No responses yet

Mar 22 2015

دستفروش خوزستانی که خودسوزی کرده بود، درگذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: یونس عساکره، دستفروش خوزستانی که در اعتراض به برچیده شدن بساط میوه‌فروشی خودسوزی کرده بود، در بیمارستان مطهری تهران درگذشت.

برادر آقای عساکره در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی با اعلام این خبر گفت که برادرش ساعت شش صبح امروز دوم فروردین ۱۳۹۴ بر اثر شدت جراحات، عفونت و سوختگی شدید اعضای داخلی درگذشته است.

به گفته خانواده آقای عساکره، بساط میوه فروشی او کنار خیابان بار‌ها توسط مأموران شهرداری خرمشهر تخریب شده بود.

گفته می‌شود درخواست یونس عساکره از شهرداری و شورای شهر برای گرفتن جواز احداث غرفه میوه فروشی رد شده بود.

آقای عساکره شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ برای اعتراض به برچیده شدن بساطش به شهرداری خوزستان مراجعه و در نهایت مقابل شهرداری خودسوزی کرد.

برادر آقای عساکره می گوید که تعدادی از مسئولان استان در بیمارستان طالقانی اهواز به عیادت او رفته بودند. او بعدا به تهران منتقل شد.

در واکنش به خودسوزی، قدرت‌الله دهقان، معاون امنیتی و انتظامی استاندار خوزستان به خبرگزاری فارس گفته بود که “نمی‌توان به طور کامل شهرداری خرمشهر را مقصر دانست، اما در صورت سهل‌انگاری و کم‌کاری در برخورد با ارباب رجوع، استانداری خوزستان قاطعانه برخورد خواهد کرد.”

یونس عساکره از شهروندان عرب استان خوزستان در جنوب غربی ایران بود.

خانواده آقای عساکره می‌گویند که این بساط میوه‌فروشی تنها منبع درآمد یونس عساکره، دو فرزند کوچک و همسرش بوده است.

خودسوزی این دستفروش باعث بروز اعتراض‌هایی در میان اعراب خوزستان شد. از جمله آن‌که در حاشیه یک بازی فوتبال در اهواز، درگیری‌هایی رخ داد که فعالان عرب می‌گویند که یکی از دلایل آن، اعتراض گروهی از جوانان به خودسوزی یونس عساکره مقابل شهرداری خرمشهر بوده است. گزارش و عکس درگیری‌ها را اینجا ببینید.

در این حادثه دست‌کم یک خودروی پلیس آتش زده شد و همین‌طور شماری از جوانان معترض دستگیر شدند. پلیس بعدا اعلام کرد همه دستگیرشدگان آزاد شده‌اند.

No responses yet

Mar 21 2015

یک زن در کابل با طرح ادعای آتش زدن قرآن،سنگباران شد،به زیر ماشین انداخته شد و نهایتا آتش زده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه:

در این تصویر ، بدن بی جان فرخنده دیده میشود که حملات با چوب، سنگ آجر و لگد افراد ادامه دارد
روز گذشته در حوالی ساعت 4 بعد از ظهر، یک زن جوان در کابل نخست مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت، سپس در میان خیابان رها شد و اتوموبیل ها از روی وی گذشتند و در پایان به آتش کشیده شد.
این اتفاق از مسجد شاه دو شمشیر کابل پس از آن آغاز شد که عده ای این زن را متهم به آتش زدن قرآن کردند. این در حالی است که مقامات رسمی افغانستان آتش زدن قرآن توسط “فرخنده”را تکذیب میکنند.
هشدار، در این گزارش تصاویر بسیار خشن وجود دارد
از کلیۀ صحنه های ضرب و شتم فرخنده، در حالی که زنده است، سپس ادامه ضرب و شتم او درحالی که مرده به نظر میرسد و بعد آتش زدن او، افراد حاضر در محل فیلمبرداری کرده و در شبکه های اجتماعی منتشر ساخته اند. نکته قابل توجه دیگر آنکه، در تمامی ویدئوها و عکس های منتشر شده از این حادثه، میتوان حضور نیروهای پلیس را در اطراف جمعیت مهاجم و حتی در کنار فرخنده دید، در لحظاتی نیز آنها موفق میشوند جمعیت را عقب برانند. این درحالی است که فرمانده پلیس کابل مدعی شده است نیروهای پلیس پس از پایان ماجرا و مرگ “فرخنده”به محل رسیده اند.
نکته قابل توجه اینکه مسجد شاه دو شمشیر تنها چند صد متر با حساسترین مراکز دولتی کابل از جمله مرکز فرماندهی پلیس افغانستان، وزارت امور خارجه، وزارت کشور و چندین بیمارستان فاصله دارد و با توجه به زمان شروع این حادثه تا پایان آن که به نظر میرسد حدود دو ساعت به طول انجامیده است، بسیار عجیب به نظر می رسد که هیچ کس در جهت جلوگیری از این حملات اقدامی به عمل نیاورده است.

فرخنده در لحظات اولیه حمله، پیش از آنکه از پای درآید، در کنار وی حضور سربازان و پلیس مشهود است
ناظران به علت خشونت فراوان در ویدئوهای فراوانی که از این واقعه وجود دارد تصمیم گرفت تنها عکسهایی برگرفته از این ویدئوها را منتشر کند

محل وقوع این اتفاق با امنیتی ترین مناطق کابل حدود چند صدمتر فاصله دارد
شرکت کننده

Shah Hossein Mo…

آقای شاه حسین مرتضوی، روزنامه نگار ساکن کابل در این باره به ناظران میگوید:

دیروز حوالی عصر اخبار در این رابطه در رسانه های خبری و شبکه های اجتماعی منتشر شد. این زن به آتش زدن قرآن متهم شده است اما وزارت حج و اوقاف افغانستان رسما اعلام کرده است هیچ مدرکی در این رابطه وجود ندارد و تنها کتاب هایی سوخته به زبان فارسی در محل یافت شده است. پدر و مادر “فرخنده”هم عنوان کرده اند دخترشان 27 سال سن داشته و مدعی شده اند که 16 سال است به بیماری روانی دچار است. خانواده او گفته اند آنها برای شفای دخترشان به بسیاری از ملاها مراجعه کرده بودند که نتیجه ای نداشته است.

حمله صدها نفر به فرخنده در این تصویر نیز مشخص است، پریدن یک فرد بر روی او و چماقی که بر بدن وی فرود می آید در این تصویر دیده میشود


روایت های مختلفی از علت آغاز این فاجعه منتشر شده است. در برخی از این روایت ها این خانم دعاهای یک ملا را که حال او را بهتر نکرده است آتش زده و بعد گفته شده است که او قرآن را آتش زده است و در برخی دیگر گفته میشود او قربانی انتقام فردی شده است. در هر حال این اتفاق یک نگرانی بزرگ برای جامعه افغانستان است. ما خشونت های فیزیکی زیادی در افغانستان داریم اما این حد از خشونت، آن هم علیه یک زن به خاطر مسایلی این گونه در افغانستان واقعا حیرت آور است.
نکته مهم دیگر اینکه در تمامی عکس ها و ویدئوهایی که از این ماجرا منتشر شده است میتوان پلیس را در محل دید و ادعای فرمانده پلیس مبنی بر اینکه نیروهای نظامی پس از پایان ماجرا به محل رسیده اند به هیچ وجه واقعیت ندارد.

جسد بی جان فرخنده سپس به آتش کشیده شد
وزارت کشور افغانستان اعلام کرده است تاکنون چهار نفر از جمله فردی که در فیسبوک با انتشار عکس کتابهای سوخته مدعی شده است از جمله افراد مهاجم بوده است را بازداشت کرده است.

پست فیسبوکی فردی که مدعی شده است در قتل فرخنده نقش داشته است، وی با انتشار این تصاویر مدعی شده بود این خانم قرآن را به آتش زده بوده است
نکته قابل توجه، حمایت از اقدام به قتل و سوزاندن این خانم توسط برخی از چهرهای دولتی و رسانه ای افغانستان است. در این راستا خانم سیمین غزل حسن زاده از مقامات عالی رتبه وزارت فرهنگ این کشور در پست فیسبوکی خود از این اقدام حمایت کرد و نوشت:”هیچ نیرویی در برابر ایمان راسخ مردم مان تاب مقاومت ندارد، با جان و دل از باورهای دینی مان پاسداری خواهیم نمود.”
هرچند پس از ساعاتی عذرخواهی کرد و خشونت های صورت گرفته را محکوم کرد.
همچنین یکی از مجریان تلویزیونی افغانستان نیز مدعی شد این خانم قصد داشته است با سوزاندن قرآن به کشورهای غربی مهاجرت کند که با خشم مردم، موفق نشده است.

پست فسیبوکی یکی از مجریان تلویزیونی افغانستان

No responses yet

Mar 21 2015

دشمنی و مقابله روحانیت مرتجع با آیین‌های ملّی و باستانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کیهان لندن: نوروز برای ایرانیان نه فقط لحظه‌ آغاز سال جدید بلکه نقطه عطفی در زندگی محسوب می‌شود. نگاهی به ‌آئین‌های نوروزی از چهارشنبه‌سوری تا سیزده بدر، نشان می‌دهد که نوروز برای ایرانیان یک آئین فلسفی است تا یک جشن ساده سال نو.

این آئین‌ها در طول تاریخ فراز و نشیب‌های بسیاری داشته است. حتی پس از حمله‌های بیگانگان به ایران و مخالفت آنها با برگزاری جشن‌های ایرانی، با اینکه جشن‌هایی چون سده و مهرگان به حاشیه رانده شدند اما نوروز و آئین‌های آن همواره به مانند بخشی از پیکره‌ی ایرانیان باقی ماند تا امروز به دست ما به امانت سپرده شود تا مانند گذشتگان، آن را به نسل‌های آینده هدیه دهیم. شکفتن دوباره جشن نوروز در کشورهای آسیانه میانه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز نشانه‌ دیگری است از تلاش شکست خورده دیدگاهی که می‌پنداشت می‌تواند به صورت دستوری با این جشن مقابله کرد و آن را به فراموشی سپرد.

تجربه‌های تاریخی به سردمداران جمهوری اسلامی درس تازه‌ای داده بود و پس از انقلاب ۵۷ آنها تلاش کردند که نوروز را در دایره‌ تفکر خود تعریف کنند و از مقابله مستقیم با آن پرهیز کنند. اما نگاه‌ آنان به آئین‌های نوروزی محدود به لحظه تحویل سال نو خورشیدی است و سایر مظاهر آن را «خرافه» و «حرام» می‌نامند.

چهارشنبه‌سوری حرام است

«علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود» این پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی به پاسخ استفتائی است که از او در مورد جایگاه چهارشنبه سوری مطرح شده بود. این تنها واکنش رهبر جمهوری اسلامی به این موضوع نبود و البته او نیز در این مسیر تنها روحانی مخالف «آئین چهارشنبه سوری» نبوده و نیست.

رهبر جمهوری اسلامی حتی صحبت از چهارشنبه‌سوری را به دیدار خود با اعضای مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۸۳ هم کشانده است. در جایی که او پیرامون «قمه زنی» سخن به میان آورد و آنرا «یک خلاف شرع قطعی» می‌نامد و از روحانیون آن مجلس می‌خواهد که در مورد آن صحبت کنند به ناگاه به چهارشنبه سوری اشاره می‌کند و می‌گوید: «البته مسئله چهارشنبه‌سوری یک مسئله دیگر است و برخورد دیگری را می‌طلبد». رهبر جمهوری اسلامی سال‌ها پیش از آن دلیل حساسیت به روی چهارشنبه سوری را «تبلیغات رادیو‌های بیگانه» می‌داند و در سخنرانی اولین روز سال خود در مشهد می‌گوید: «شما می‌بینید که راجع به تحویل سال در تبلیغات رادیوهای بیگانه، صحبت زیادی نیست؛ اما راجع به چهارشنبه‌سوری در این چند روز قبل از سال، تقریباً تمام رادیوهای بیگانه صحبت کردند! درست نقطه مقابلِ آن نظر اسلامی!»

همان طور که اشاره شد رهبر جمهوری اسلامی در مقابله با چهارشنبه سوری تنها نیست. آیت‌الله مکارم شیرازی با «خرافه» خواندن این آئین می‌گوید: «چهارشنبه سوری یک سنت خرافی است، نباید سنت خرافی را احیا کنیم و از همه اینها گذشته اسراف در مال است و نباید اسراف در مال کرد». آیت‌الله سبحانی نیز با «جهل» خواندن آنچه به عنوان مراسم چهارشنبه سوری در ایران مرسوم است می‌گوید: «پریدن روی آتش و گفتن برخی جملات و… به هیچوجه درست نیست».

نوروز اسلامی

سید محمد سعیدی امام جمعه قم می‌گوید: «نوروز فرصت مناسبی است تا وعاظ و اهل قلم مردم را با معارف قرآن و اهل بیت(ع) آشنا کرده و از خرافات نوروز پرهیز دهند». این نمونه‌ای از هزاران صحبت روحانیون پیرامون نوروز است که تلاش‌ می‌کنند جایگاه سنتی نوروز را در پیوند با مفاهیم اسلامی تعریف کرده تا در عین آنکه در مقابل آن ایستادگی نمی‌کنند اما با آن مخالفت کنند.

تلاش برای پیدا کردن احادیث و روایت‌ از امامان شیعه نیز به همین منظور است. ناصر مکارم شیرازی به صراحت این موضوع را بیان می‌کند و می‌گوید: «ملاک و معیار در این زمینه دستورهای قرآن کریم است و ما باید به آنها عمل کنیم و هرچه خلاف قرآن است کنار بگذاریم و آنچه مطابق آن است را بپذیریم». در واقع با توجه به همان درس تاریخی مقابله جویانه با نوروز که به آن اشاره کردیم، روحانیون جمهوری اسلامی نمی‌خواهند در مقابل نوروز قرار گیرند و به گفته مکارم شیرازی تلاش می‌کنند از دید خود «بدی‌ها را کنار بگذاریم و خوبی‌های آن را بگیریم».

مشخص است که برخورد مقابله جویانه پاسخ نداده است، اما نمی‌توان نشانه‌ای از نوروز را در قرآن یافت پس باید به سراغ روایات شیعی رفت تا یک نشانه برای اسلامی کردن نوروز پیدا کرد. در این میان مرسوم‌ترین آنها روایتی از امام ششم شیعیان است که نوروز را «روز انتظار فرج» می‌نامند و می‌گوید: «هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز منتظر فرج هستیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست . ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهادید».

اما تلاش برای خالی کردن نوروز از محتوا و باقی نگاه داشتن یک روز به نام نوروز در جمهوری اسلامی محدود به این سخنرانی‌ها و یا آئین‌های آن نیست. این نگاه حتی به سراغ سفره هفت سین می‌رود و تلاش می‌کند تا «سفره هفت سین فاطمی» پهن کند. محمد صالحی نیا مسئول روابط عمومی اوقاف و امور خیریه خراسان شمالی در آستانه نوروز می‌گوید: «امسال توسط هیات امنا و خادمین امامزادگان، سفره هفت سین فاطمی برگرفته از القاب حضرت زهرا (س) شامل، سلیمه، سیده النساء، سرالله، سرالعظمه، سعیده، ساجده و سماویه پهن خواهد شد که معانی و توضیحات کامل این القاب در این قالب به مردم و زائران ارائه می شود». در سال‌های گذشته نیز طرحی با عنوان «آرامش بهاری» از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه با اهداف زیر برگزار می‌شود. خود این اهداف فارغ از شیوه‌ی اجرای آن به روشنی نگاه مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی به نوروز را نمایش می‌دهد:

۱) تبدیل بقاع متبرکه به قطب فرهنگی با استفاده از ظرفیت تعطیلات عید نورزی

۲) تقویت باورهای دینی و اعتقادی زائرین و مسافرین نوروزی

۳) احیاء تبلیغ و ترویج سنت‌های اصیل اسلامی دراعیاد نوروز باستانی

۴) خدمت‌رسانی مطلوب و ایجاد رضایت و علاقه‌مندی در زائران محترم بقاع و اماکن متبرکه»

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب ۵۷ با اینکه رهبران سیاسی کشور هر ساله پیام‌های نوروزی خود را منتشر می‌کردند اما بررسی این پیام‌ها نشان می‌دهد که بجز یک مورد از هویت نوروزی خالی است. در واقع بررسی تصویری این پیام‌ها نشان می‌دهد تنها در یک مورد (آخرین پیام نوروزی محمود احمدی‌نژاد) در هیچ پیام دیگری نشانه‌ای از سفره‌ی هفت سین وجود ندارد.

مقابله سیاسی با آئین ملی

برخورد مقابله جویانه روحانیون با نوروز عمری گران دارد، اما در تاریخ معاصر برخورد آیت‌الله خمینی در سال ۴۱ یکی از مهم‌ترین آنهاست.

پس از آنکه روزنامه کیهان به تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۴۱ اعلام کرد که «طبق لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی که در هیات دولت به تصویب رسید و امروزمنتشر شد، به زنان حق رای داده شده است»، روحانیت شیعه آن زمان به رهبری آیت‌الله خمینی در مقابل آن ایستاد.

عقب‌نشینی دولت اعلم برای پس گرفتن آن مصوبه، آیت‌الله خمینی را راضی نکرد و او هم‌چنان در مقابله به دولت سخنرانی می‌کرد تا اینکه پای شخص پادشاه به میان آمد و راسا فرمان برگزاری رفراندوم انقلاب سفید را صادر کرد. روحانیون نماینده‌ای را به دیدار پادشاه می‌فرستند تا او را از این فرمان منصرف کند اما با پاسخ قاطع او مبنی بر اینکه «اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم» روبرو می‌شوند. این پاسخ قاطع با خشم آیت‌الله خمینی روبرو می‌شود و او با صدور اعلامیه‌ای ضمن «غیرقانونی» خواندن رفراندوم می‌گوید: «اینان اگر برای ملت کاری می‌خواهند انجام دهند چرا به برنامه اسلام و کارشناسان اسلامی رجوع نکردند و نمی‌کنند تا با اجرای آن برای همه طبقات زندگی مرفه تامین شود و در دنیا و آخرت سعادتمند باشند». این بیانیه با آشوب‌هایی در قم همراه می‌شود، بازار را تعطیل می‌کنند و طلاب این شهر با شعار «ما طابع قرآنیم رفراندوم نمی‌خواهیم» دست به تظاهرات می‌زنند. تظاهراتی که با ضد و خورد همراه می‌شود و در آستانه سفر پادشاه به قم، جو شهر ملتهب می‌شود. یک روز بعد از آن اما محمدرضا شاه در سخنرانی خود در این شهر می‌گوید: «ارتجاع سیاه اصلاً نمی فهمد و از هزار سال پیش تا کنون فکرش تکان نخورده است. مفت خوری دیگر از بین رفته، در لوایح ششگانه برای همه فکر مناسبی شده، اما چه کسانی با این مسایل مخالفت می کنند؟ ارتجاع سیاه. کسان نفهمی که درک ندارند و بد نیت هستند».

سرانجام رفراندوم برگزار می‌شود و با رای اکثریت قابل توجه شرکت کنندگان به تصویب می‌رسد. واکنش‌ روحانیون به مخالفت با آن ادامه پیدا می‌کند و در نهایت آیت‌الله خمینی با اعلام اینکه «مسلمین امسال عید ندارند» می‌گوید: «من این عید را برای جامعه مسلمین عزا اعلام می کنم تا مسلمین را از خطرهایی که برای قرآن و مملکت در پیش است آگاه کنم».

این اولین مقابله با نوروز از سوی روحانیتی بود که سال‌ها بعد و از میان انقلاب ۵۷ قدرت را به دست گرفت.

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نیز در سال‌های گذشته همواره با نامگذاری آن سال تلاش‌ کرده است تا سیاست‌های کلی نظام را در سخنرانی نوروزی خود مشخص کند. نگاهی به این نام‌ها البته نشان می‌دهد که چگونه باز‌ هم تلاش ‌می‌شود تا نوروز و پیام آنرا به امور مذهبی و سیاسی پیوند زند.

دیدگاه او در مورد نوروز را البته می‌توان در «اسلام عید نوروز را گرفت ، محتواى انسانى و اسلامى و معنوى به آن داد و به مردم برگرداند» نیز پیدا کرد. حال آنکه او اذعان می‌کند که هویت نوروز را بدلیل آنکه «روایتی اسلامی» در مورد آن وجود ندارد، اما صرف پرداخت به ظاهر آنرا «بدون اشکال» می‌داند، می‌گوید: «هرچند نصّ معتبرى مبنى بر اینکه عید نوروز از اعیاد دینى یا ایام مبارک شرعى‏ باشد، وارد نشده است، ولى جشن گرفتن و دید و بازدید در آن روز، اشکال ندارد». البته این گفتارها بارها و بارها تکرار می‌شوند تا بتوانند نوروز را از هویت خود خالی کنند. رهبر جمهوری اسلامی در جایی دیگر باز هم با تاکید بر «خالی کردن محتوی نوروز» می‌گوید: «اسلام در بسیارى از مواقع، با سنّتها این کار را مى‏کند. مردم ما عینِ همین کار را با نوروز کردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتواى آن را عوض کردند. نوروز در ایران، جشنى در خدمت حکومت‌هاى استبدادىِ قبل از اسلام بود. به همین خاطر است که نوروز باستانى، نوروز باستانى مى‏گویند! نوروزاش خوب است، ولى باستانى‌اش بد است!».

اینها ضد اسلام است

«روز ولادت خاتم الانبیاء که باید روز تعطیل باشد و مردم بیایند از تعلیمات آن بزرگوار استفاده کنند ما روز تعطیلی نداریم، روز ولادت شاه مردان علیّ بن ابی طالب برای ما تعطیل رسمی نیست، روز ولادت حسین بن علی برای ما تعطیل رسمی نیست ولی روزی که سمبل خرافه و حماقت ماست روز تعطیلی است. بدانید این مسائل مال اسلام نیست». این نگاه مرتضی مطهری پیرامون سیزده به بدر است.

بسیاری از روحانیون نیز مانند دیگر اموری که اشاراتی به آن رفت تلاش می‌کنند که «سیزده بدر» را نیز از محتوی خالی کرده و حتی پس از پیروزی انقلاب ۵۷ نام این روز را به «روز طبیعت» تغییر دادند. حتی بسیاری از آنان از بردن نام «سیزده بدر» خودداری کرده و تنها به «روز سیزدهم فروردین» اشاره می‌کنند. آیت‌الله مکارم شیرازی نیز به مانند بسیاری دیگر از روحانیون در مورد این آئین نوروزی می‌گوید: «نحسی عدد سیزده و روز سیزدهم فروردین از خرافات است، ولی گردش در طبیعت و دیدن آثار عظمت خلقت وتفریح سالم به دور از گناه مانعی ندارد». رهبر جمهوری اسلامی نیز «مبنایی عقلایی» برای سیزده بدر نمی‌داند و بر پایه‌ی یک اشتباه رایج آن را تنها خرافه می‌نامند.

در سال‌های گذشته نیز تلاش شده است که روز سیزده بدر را به یکی از جشن‌های زمستانی یهودیان (جشن پرویم) متصل کرده و آن را سال‌روز کشتار ایرانیان به دست یهودیان نسبت دهند. حال آنکه جدا از بررسی ریشه این جشن و اعتقاد خود یهودیان، پوریم یک جشن زمستانی است که با ۱۳ نوروز فاصله دارد. از سویی دیگر «نحس» بودن سیزده بدر نیز از دوره قاجار در ایران رواج یافته است و پیش از آن بنا به نوشته‌های تاریخی هم‌چون آثارالباقیه نوشته ابوریحان بیرونی این روز از «روزهای مبارک» سال است.

No responses yet

Mar 18 2015

نقش سپاه پاسداران در مراسم چهارشنبه سوری ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

رادیوفرانسه: به گفتۀ محمد نوری زاد هیچ تاجر عادی قادر نیست این حجم بزرگ از مواد انفجاری و آتش زا و ترقه را برای مراسم چهارشنبه سوری وارد کشور کند بی آنکه از هزارتوی امنیتی کشور بگذرد. محمد نوری زاد همچنین می گوید : واردکنندۀ اصلی اسباب آتش بازی و چهارشنبه سوری در ایران خود سپاه پاسداران است که از این محل سودهای کلان به دست می آورد.

برغم هشدارهای نیروهای انتظامی جمهوری اسلامی و روحانیان حاکم بر این کشور که مراسم چهارشنبه سوری را در خیابان ها ممنوع و بعضاً حرام اعلام کردند، این مراسم امسال نیز به شدت و گستردگی سال های گذشته برگزار شد.
ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران در گزارشی نوشت که از همان نخستین ساعات اولیه مراسم چهارشنبه سوری یک نوجوان پانزده سال در نتیجۀ انفجار کشته و یک مجتمع مسکونی نیز آسیب های سنگین دید. همین منبع افزوده است که هزار اکیپ آتش نشانی و آمبولانس های اورژانس در صد نقطۀ شهر تهران مستقر شدند.
محمدنوری زاد، سینماگر و منتقد در ایران، در خصوص برگزاری گستردۀ مراسم چهارشنبه سوری برغم هشدارهای نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران از جمله گفته است : دلایل نگرانی و مخالفت روحانیان با مراسم نوروز و چهارشنبه سوری و عموماً هر آنچه که ایران باستان را یادآوری کند روشن است و نیازی به توضیح مجدد ندارد. اما، در این میان مخالفت نیروی انتظامی با مراسم چهارشنبه سوری نوعی “بازی” برای رد گم کردن است. زیرا، هیچ تاجر عادی قادر نیست این حجم بزرگ از مواد انفجاری و آتش زا و ترقه را وارد کشور کند بی آنکه از هزارتوی امنیتی کشور عبور کند. به گفتۀ محمد نوری زاد واردکنندۀ اصلی اسباب آتش بازی و چهارشنبه سوری در ایران خود سپاه پاسداران است که از این محل سودهای کلان به دست می آورد.

گفتگو با محمد نوری زاد، سینماگر منتقد در ایران
گوش کنید (06:54)

No responses yet

Mar 13 2015

حبس خانگی؛ درد و رنج مصدق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: نيم قرن پس از به تاريخ پيوستن دکتر محمد مصدق، و ثبت تصويری ماندگار و منحصر به فرد از رهبر نهضت ملی ايران، هنوز در رنج و دردی که او در حبس خانگی متحمل شد، مورد تأملی در خور قرار نگرفته است. ستم غريب و هولناکی که متوجه نخست وزير دولت ملی و دموکراتيک ايران شد، زير سايه‌ صبوری سياستمدار وطن‌دوست و کارنامه‌ وی يا حتی وقوع کودتای آمريکايی ـ انگليسی به حاشيه رفته است. اما واقعيت ـ چنان‌که خود دکتر مصدق به صراحت بر آن تاکيد می‌کند ـ جز اين نيست که او در قلعه محصور احمدآباد، روزگار سخت و پر درد و رنجی را در تبعيد و تنهايی تا هنگام مرگ (چهاردهم اسفندماه ۱۳۴۵) سپری کرد.

از پی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و پس از بازداشت و محاکمه‌ دکتر مصدق در دادگاه نظامی، و بعد از تحمل سه سال حبس انفرادی، او در مرداد ۱۳۳۵ به احمدآباد تبعيد و در خانه‌ خود، محبوس شد. پيش‎‌تر و در خرداد ۱۳۳۵ مصدق در نامه‌ای به گلشاييان، وزير دادگستری، ضمن اعتراض به تخلف‌های قانونی صورت گرفته در پرونده خود، می‌نويسد: «سه سال مدت حبس خود را تحمل کرده‌ام و از محکوميت در اين دادگاه هم که در نتيجه خدمت به مملکت نصيبم شده است افتخار بزرگی تحصيل نموده‌ام که هرگز نمی‌خواهم آن را از دست بدهم و بعد هم هرچه به سرم بيايد روی همين اصل است و با کمال خوشوقتی آن‌را قبول می‌کنم.» شاه، حبس خانگی را بر مصدق تحميل کرد.

نخست وزير دولت ملی درحالی به احمدآباد تبعيد شد که در مرداد ۱۳۳۵ و از زندان لشکر ۲ زرهی نوشت: «کار مملکت به‌جايی رسيده است که يک دادستان ارتش می‌تواند قانون را لگدمال کند و يک زندانی بی‌تقصير که حق دارد از خود دفاع کند [برخلاف نص قانون] نتواند وکلای خود را ببيند… و آن‌قدر خسته و ناتوان شود که [بخواهد] از روی اجبار انتحار نمايد».

پيوندهای اجتماعی رهبر نهضت ملی و روابط وی با ياران و خانواده به حداقل ممکن رسيد. سه سال پس از حصر خانگی (بهمن ۱۳۳۸) در نامه‌ای به فرزندش احمد، ضمن تشکر از ارسال يک کتاب، می‌نويسد: «مرا خوب مشغول کرده است… شما نمی‌دانيد از تنهايی و حرف نزدن با کسی چقدر به من بد می‌گذرد».

در نامه‌ای ديگر، در ارديبهشت ۱۳۳۹، مصدق ضمن تشکر از برخی هدايای بستگان نزديک، می‌نگارد: «در اين کنج ده اگر اين قبيل محبت‌ها هم شامل من نبود زندگی برايم بسيار مشکل می‌شد».

آذر ۱۳۳۹ و در چهارمين سال حبس خانگی، با تداوم يافتن محدوديت‌ها عليه سياستمدار فرهيخته، او در نامه‌ای خصوصی گزارش می‌دهد: «از حال من بخواهيد، از تنهايی بسيار بد می‌گذرد. وضعيتم همان‌طور است که ديده‌ايد سخت و با کسی غير از فرزندانم ارتباط ندارم. آنها هم هر ۱۵ روز يک‌مرتبه سری به من می‌زنند و می‌روند، و با اين راه دور هم از اين بيشتر انتظار ندارم.»

مصدق در اول فروردين ۱۳۴۰ و در نامه‌ای به خواهر دکتر فاطمی، درد و رنجی را که متوجه اوست چنين توضيح می‌دهد: «با کسی حق ملاقات ندارم و از محوطه قلعه نمی‌توانم پای به خارج گذارم و بر اين طريق می‌گذرانم تا ببينم چه وقت خداوند به اين زندگی خاتمه می‌دهد. ديگر بيش از اين چه عرض کنم که بر تأثرات شما بيافزايم».

تيرماه ۱۳۴۰ و در نامه‌ای به دکتر حسن صدر با اشاره به مقاله‌های روشنگرانه و انتقادی وی، با تلخ‌کامی و ضمن نقد تلويحی وضع اجتماعی ـ سياسی، می‌نويسد: «ديگران هم اگر علاقه به وطن دارند بايد از همين راه بروند و آن را انتخاب نمايند. باری، حرف زياد است و مستمع به تمام معنی فداکار، کم. چه می‌شود کرد، بلکه خدا بخواهد که اين نقيصه در ما رفع شود؛ ما هم بتوانيم بگوييم مملکت و وطنی داريم و در راه آزادی و استقلال آن از همه چيز می‌گذريم».

در نامه‌ای ديگر (در مهر ۱۳۴۰) مصدق شرايط سخت و «رقت‌بار» خود را اين‌چنين برای دکتر سعيد فاطمی توصيف می‌کند: «از اين قلعه نمی‌توانم خارج شوم و با کمتر کسی مکاتبه می‌کنم… اکنون متجاوز از ۵۰ نفر سرباز و گروهبان اطراف بنده هستند که اجازه نمی‌دهند با کسی ملاقات کنم غير از فرزندانم؛ خواهانم هرچه زودتر از اين زندگی رقت‌بار خلاص شوم».

نخست وزير محبوس در اول فروردين ۱۳۴۱ و در پاسخ به نامه محمدرحيم عطايی، از بنيان‌گزاران نهضت آزادی ايران وضع ناگوار تحميل شده به خويش را اين‌چنين گزارش می‌کند: «هر قدر از سختی زندگی خود عرض کنم کم گفته‌ام و روزی نيست که از خدا مرگ نخواهم؛ آن هم چون مقدر نيست به سراغم نمی‌آيد و مرا در اين زندان ثانوی واله و حيران گذاشته است».

همان هنگام و در نامه‌ای با مضمون مشابه، درد و رنجی را که تحمل می‌کند اين‌گونه توضيح می‌دهد: «قريب ۹ سال است که در زندان لشکر دو زرهی و احمدآباد محبوسم و هر قدر هم که از خدا مرگ خواسته‌ام مقرون به اجابت نشده و نمی‌دانم چرا زنده مانده‌ام و اين همه ناراحتی و بدبختی را تحمل کرده‌ام».

مهرماه ۱۳۴۱ مصدق در مکتوبی خطاب به محمود تفضلی، مترجم کتاب «انديشه‌های نهرو»، محدوديت‌هايی را که متوجه اوست و موجب آزارش، به اشارتی می‌آورد: «دکتر تاراچند، سفير کبير هند در ايران موقع تشريف‌فرمايی به تهران خواستند مرا سرافراز و در زندان ديداری از اين اخلاص‌مند حقيقی به‌عمل آورند ولی مورد موافقت بعضی قرار نگرفت. بسيار غصه خوردم و افسرده شدم و باز رنج می‌کشم و بسر می‌برم».

حصر او در قلعه احمدآباد، با حبس انفرادی تفاوت چندانی ندارد؛ ارديبهشت ۱۳۴۳ مصدق در نامه‌ای ديگر اين وضع را به اجمال مکتوب می‌کند: «کماکان در قلعه احمد‌آباد می‌گذرانم و اجازه خروج ندارم. تفريح و گردشم هروقت هوا سرد نيست در حياط و جلوی اتاق می‌گذرد و زندگی نامطبوعی را تحمل می‌کنم».

بهمن ۱۳۴۳ دکتر مصدق خطاب به همراه قديمی و وزير کشورش، دکتر غلامحسين صديقی، می‌نويسد: «آن‌قدر از اين زندگی خسته شده‌ام که روزی نيست از خدا خاتمه‌ی آن‌را مسئلت نکنم. چه می‌توان کرد قسمت بنده هم اين بوده… بايد بسوزم و بسازم».

مصدق در نامه‌ای ديگر، مرداد ۱۳۴۴ و پس از درگذشت همسرش، بار ديگر خطاب به به صديقی می‌گويد: «از اين مصيبت وارده بسيار رنج می‌کشم؛ چون‌که همسر عزيزم متجاوز از ۶۴ سال با من زندگی کرد و به همه‌چيزم ساخت و من هيچ‌وقت نمی‌خواستم بعد از او بروم. تقدير اين بود تا او زودتر برود، و اکنون غير از اينکه از خدا بخواهم مرا از اين زندگی رقت‌بار خلاص کند چاره‌ای ندارم».

کش يافتن حبس، محدوديت‌های مترتب بر حصر، و فقدان همسر، رنج‌های مصدق را مشدد ساخت. شهريور ۱۳۴۴ او در نامه‌ای به يکی از همفکران، گزارش می‌کند: «حدود ۱۰ سال است که از اين قلعه نتوانستم خارج شوم… يقين دارم که به شما هم بد گذشته است ولی چون محبوس نبوده‌ايد و کسی مانع ملاقات شما نبوده و از اين بابت آزاده بوده‌ايد با زندگی بنده که در يک اتاق زندگی می‌کنم و گاه می‌شود که در روز چند کلمه هم صحبت نمی‌کنم بسيار فرق دارد. اين است وضع زندگی اشخاصی که يک عقيده‌ای دارند و تسليم هوا و هوس ديگران نمی‌شوند».

در نامه‌ای ديگر، در آذرماه ۱۳۴۴ خطاب به يکی از بستگان حسين فاطمی، وزير خارجه‌ دولت ملی (که پس از کودتای ۲۸ مرداد، اعدام شد) می‌نگارد: «ای کاش سرنوشت ايشان [دکتر فاطمی] نصيب من شده بود و اين زندگی رقت‌بار را نمی‌ديدم».

مصدق در آخرين سال زندگی، و در جواب به پيام تبريک‌های سال نو (۱۳۴۵) به تکرار از «زندگی رقت‌بار» و پرمشقت خود می‌گويد، و ازجمله در يک مورد می‌نويسد: «متجاوز از ۱۲ سال در دو زندان يعنی در لشکر دو زرهی و اکنون احمد‌آباد حالی برايم باقی نگذاشته و از خدا هميشه درخواست مرگ می‌کنم که از اين زندگی رقت‌بار خلاص و آسوده شوم».

افزون بر ۱۳ سال زندان و حبس خانگی، و کش يافتن غيرانسانی محدوديت‌ها، ديگر برای مصدق حتی انگيزه و رمقی برای گلايه کردن از شرايط ناگوار نمی‌گذارد؛ چنان‌که در تير ۱۳۴۵ به مريم فيروز، از بستگان خويش و از اعضای شاخص حزب توده می‌نويسد: «از حال خود خبری عرض نمی‌کنم که موجب ملالت خاطر شود.» نيز در آبان ۱۳۴۵ خطاب به داريوش فروهر، کوشنده شاخص جبهه ملی ايران می‌نگارد: «حال بنده خوب نيست و بيش از اين عرض نمی‌کنم که موجب تأثر خاطر شريف شود».

دردها و رنج‌های دکتر محمد مصدق در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ به پايان رسيد. نخست وزير دولت ملی درحالی چشم بر جهان فروبست که غلبه‌ی استبداد بر اراده‌ی تغيير در جامعه، مانع از رفع حبس خانگی وی ـ تا زمان مرگ، و افزون بر ۱۰ سال ـ شد.

No responses yet

Mar 11 2015

عفو بین‌الملل: طرح‌های تازه در ایران زنان را به «ماشین کودک‌سازی» تبدیل می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: سازمان عفو بین‌الملل، بیستم اسفند ماه، گفت قوانین پیشنهادی تازه در مجلس ایران در مورد زنان که قرار است به زودی در صحن علنی آن به رای گذاشته شوند، حقوق آنها را ده‌ها سال عقب می‌راند و زنان را به «ماشین تولید کودک» تبدیل می‌کند.

این سازمان مدافع حقوق بشر با اشاره به طرح‌هایی برای غیرقانونی کردن جلوگیری خودخواسته از باروری و نیز افزایش فشارها برای جلوگیری از استخدام زنان بدون فرزند، از آنها انتقاد کرده است.

[بیشتر بخوانید: طرح محدود کردن استخدام افراد مجرد در دستور کار مجلس]

انتقادها به طرحی باز می‌گردند که عنوان آن «طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» است که در خرداد ماه سال ۱۳۹۲ مطرح شد.

مجلس ایران قرار است این طرح را به زودی به رای بگذارد.

در این طرح از جمله از اداره‌های دولتی و غیردولتی خواسته شده در استخدام نیرو، حق «به ترتیب با مردان دارای فرزند و سپس مردان متاهل فاقد فرزند و سپس زنان دارای فرزند» باشد و آمده «به کارگیری یا استخدام افراد مجرد» در صورت وجود نداشتن «متقاضیان متاهل واجد شرایط» ممکن شود.

این قوانین و لوایح جدید پس از آن مطرح می‌شوند که آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، خواستار افزایش جمعیت ایران شد.

خبرگزاری آلمان از حسیبه حاج صحراوی، معاون بخش خاورمیانه و شمال آفریقا، در سازمان عفو بین‌الملل، نقل کرده است که مقام‌های ایرانی با تصویب این قوانین «فرهنگی خطرناک را ترویج می‌کنند که در آن حقوق کلیدی زنان از آنها سلب شده، و به جای انسانی صاحب حق بنیادین انتخاب در مورد بدن و زندگی خود، به ماشینی برای تولید کودک تبدیل می‌شوند».

​​این طرح با اعتراض‌هایی روبه‌رو شده است

پیش از این و در آستانه روز جهانی زن در هشتم ماه میلادی مارس، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران نیز گفته بود طرح‌های مجلس، سیاست‌های حکومت و «بیانات عمومی» مقامات حکومتی و روحانیون عالی‌رتبه وابسته به جمهوری اسلامی «فضایی مساعد برای خشونت علیه زنان» ایجاد کرده‌اند.

این کمپین نیز از قوانینی که به محدود شدن حقوق زنان در تحصیل، اشتغال، بهداشت باروری و مشارکت آنها در عرصۀ عمومی می‌انجامد، انتقاد کرده بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .