Sep 13 2019
دختر آبی به روایت ۲۰:۳۰

منبع ایران وایر
Sep 13 2019

رادیوفردا: ۲۶ سال پس از خودسوزی هما دارابی در اعتراض به حجاب اجباری خودسوزی دیگری برای اعتراض به سلب شدن یکی از آزادیهای زنان بسیار خبرساز شده و واکنشها به آن بیسابقه بوده است.
خودسوزی زنان در ایران اما موضوع جدیدی نیست امری که در برخی از استانها مانند ایلام سابقهای طولانی داشته و گزارشهای متعددی درباره آن منتشر شده است. خودسوزیهایی که بیشتر ریشه در اختلافات خانواگی، فقر و موضوعات مشابه داشته است.
بر اساس تحقیق پروین بختیارنژاد، این زنان نیز نسبت به خشونتها مانند گذشتگان خود عمل نمیکردند و این خودسوزی بیان علنی اعتراض به خشونت علیه آنان بود. این خودسوزیها اما کمتر در جامعه ایران بازتاب جدی داشت.
علنی بودن خودسوزی «دختر آبی» و موضوع متفاوت آن باعث بازتاب گسترده آن شده است.
امروز دوم اسفند سالروز خودسوزي #هما_دارابي، دوست و همرزم ديرين مادرم در اعتراض به قوانين و شرايط ضد زن حاكم ست. #پروانه_فروهر در آيين بزرگداشت او در اسفند ١٣٧٢ در تهران سخنراني كرد. متن آن در تارنماي فروهرها https://t.co/flMLjRoSUr۱۳۷۲۱۲گفتار-پروانه-فروهر.pdf pic.twitter.com/Y83shAujTy
— Parastou Forouhar (@ForParastou) February 21, 2019
به جز این خودسوزی، در ۳۰ سال اخیر خودسوزیهای دیگری نیز خبرساز شده که ریشه متفاوتی داشته است از جمله مشکلات اقتصادی. یک نمونه مشابه را اما میتوان خودسوزی هما دارابی در سال ۷۲ دانست.
او عضو جبهه ملی ایران و استاد دانشگاه بود که پس از انقلاب ممنوع التدریس شده بود. خبر خودسوزی هما دارابی در رسانههای داخلی سانسور شد اما برخی رسانههای خارجی گزارشی از این اتفاق منتشر کردند.
نام هما دارابی سال گذشته و با توئیت پرستو فروهر، فرزند داریوش و پروانه فروهر، بار دیگر مطرح شد.
خودسوزی در مقابل مجلس
در چند سال اخیر خودسوزی افرادی که برای پیگیری مشکلات خود به نهادهای دولتی مراجعه میکنند و در اعتراض به بی اعتنایی به وضعیتشان خودسوزی میکنند رواج یافته و هر از چندگاهی خبری در اینباره منتشر میشود.
در دهه ۸۰ اما این اتفاق کمتر رخ میداد و سال ۸۷ خودسوزی یکی از مراجعان به مجلس اتفاقی بیسابقه بود.
محمدرضا کلاورزانی مقدم در بهمن ماه در اعتراض به بی اعتنایی مقامات به درخواستش برای اشتغال سال ۸۷ مقابل مجلس خودسوزی کرد. پس از بازتاب گسترده این اتفاق در رسانهها علی لاریجانی، رئيس مجلس، گفت که او «معتاد بود نه جانباز» اما محمد روشن، بازپرس این پرونده معتاد بودن او را رد کرد.سخنان علی لاریجانی درباره این فرد نیز انتقادات برخی نمایندگان را به دنبال داشت.

تجمع طرفداران آیین یارسان در مقابل مجلس در سال ۹۲
سال ۹۲ نیز دو نفر از پیروان آیین یارسان در اعتراض به تحقیر پیروان این آئین و از جمله تراشیده شدن ریششان در مقابل مجلس خودسوزی کردند. یکی دیگر از پیروان این آیین نیز در اعتراض به تراشیده شدن ریشش در حین بازداشت، در مقابل فرمانداری همدان خودسوزی کرده بود.
خودسوزی دستفروش خرمشهری
خودسوزی يونس عساکره، دستفروش خرمشهری، در سال ۹۳ نیز بازتاب گستردهای داشت. شاید یکی از دلایل این بازتاب مشابه سازی او با خودسوزی محمد بوعزیزی، دستفروش تونسی و شروع بهار عربی بود.
او پس از توقیف شدن وسایلش روز ۲۳ اسفند ۹۳ «بارها » به شهرداری خرمشهر مراجعه کرد تا وسایل خود را تحویل و کارش را ادامه دهد اما جوابی نگرفت و در نهایت با ریختن بنزین روی خود در محوطه شهرداری اقدام به خودسوزی کرد.

خودسوزی یونس عساکره به دلیل تشبیه شدن با خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس جنجالی شد
پس از آن نیز برخی از دستفروشان در اعتراض به برخورد ماموران خودسوزی کردند.
برخی از خودسوزیها از جمله خودسوزی مشهور یان پالاخ، دانشجوی چکی که این اقدام را از یک راهبه بودایی ویتنامی الهام گرفته بود، حرکتی اعتراضی برای برانگیختن توجه عمومی به یک موضوع بوده است. برخی از خودسوزیها در ایران میتواند حاوی همین مفهوم باشد، در عین حال برخی در برخی موارد نیز فرد معترض از سر فشار و استیصال خود را به آتش میکشد.
Sep 10 2019
رادیوفردا: به نوشته وبسایت خبرآنلاین و بنابر گزارشهای شبکههای اجتماعی، دختری که در اعتراض به تشکیل پرونده قضایی برای ورودش به ورزشگاه آزادی خودسوزی کرده بود صبح دوشنبه ۱۸ شهریور در بیمارستان مطهری تهران درگذشته است.
هنوز گزارشی از واکنش خانواده این دختر و همچنین مقامهای قضایی جمهوری اسلامی منتشر نشده است.
#دختر_آبی آرام گرفت#سحر_خدایاری که دوشنبه هفته پیش مقابل دادسرا خودسوزی کردهبود، صبح امروز درگذشت تا دهها آرزوی ساده را با خود زیر خاک ببرد.
(رئیس بیمارستان سوانح سوختگی مطهری تهران ساعتی پیش خبر درگذشت سحر را برای من پیامک کرد)— Mohammad Bagherzadeh (@mbagherzadeh1) September 9, 2019
نام این دختر در برخی منابع «سحر خ.» ذکر شده است.
این دختر ۲۹ ساله که هوادار تیم استقلال تهران بود و با عنوان «دختر آبی» در شبکههای اجتماعی مشهور شده است، اسفند سال گذشته برای تماشای بازی استقلال و العین به ورزشگاه آزادی رفته و بازداشت شده بود.
بر اساس گزارشی که وبسایت «رکنا» منتشر کرد، این دختر پس از بازداشت و انتقال به زندان ورامین، با وثیقه آزاد میشود اما در مراجعه به دادسرا «میشنود شش ماه باید زندانی شود» و «بر اثر ناراحتی شدید اقدام به خودسوزی میکند».
دادگستری تهران هفته گذشته خبر خودسوزی یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران را تایید کرد اما بدون اشاره به بازداشت او در ورزشگاه، تنها گفت که وی به دلیل «پوشش نامناسب» و «توهین به مأمورین» متهم بود.
«دختر آبی» که دچار سوختگی ۹۰ درصد شده بود در روزهای اخیر در بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران بستری بود و با کمک دستگاه تنفس میکرد.
گفتوگو با دوست سحر؛ دختر ۳۰ سالهای که #خودسوزی کرد
دوست سحر میگوید او حساس بود ولی دوقطبی نبود.
خبرنگار #شبکه_راوی، با یکی از دوستان سحر درباره زندگی، ماجرای حضور او در ورزشگاه و وضعیت فعلی او در محل بیمارستان شهید مطهری گفتوگو کرده است. (بخش اول) pic.twitter.com/B7IaV0vmZr
— شبکه راوی (@raavionline) September 6, 2019
خودسوزی این دختر جوان بازتاب زیادی در شبکههای اجتماعی داشت و برخی چهرههای فوتبال ایران نیز به آن واکنش نشان دادند.
مسعود شجاعی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، با انتشار یادداشتی در اینستاگرامش نوشت همانطور که برخی محدودیتهای علیه زنان و دختران در گذشته، امروز باعث تجب میشود، بدون شک جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاهها و خودسوزی یک دختر که حکم بازداشتش را به این دلیل تمدید کرده بودند «برای آیندگان غیرقابل درک و نشأتگرفته از تفکری پوسیده و چندشآور است».
وریا غفوری، کاپیتان تیم استقلال، نیز در یادداشتی اینستاگرامی با اشاره به اینکه طرز تفکری که منجر به راه ندادن زنان به ورزشگاهها میشود «قابل توجیه نیست، مثل بسیاری از قوانین پوسیده که در گذشته وجود داشت» از «خبر دردناک» خودسوزی این دختر ابراز تأسف کرد.
آقای غفوری همچنین نوشت: «کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانمها به حقشون، که ورود با احترام به استادیومهای فوتبال است، میرساندیم».
خسرو حیدری، محمد تقوی، حنیف عمرانزاده، میلاد میداوودی، میلاد زکیپور و فرشید اسماعیلی، از دیگر فوتبالیستهایی بودند که به این موضوع واکنش نشان دادند.
معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور ایران در امور زنان و خانواده نیز یکشنبه ۱۷شهریور خبر داد که دستیارش با «دختر آبی» در بیمارستان ملاقات کرده است.
منبع: خبرآنلاین، رکنا / ر.ح / ج
Sep 09 2019
ایران وایر: «مسعود هاشمی»، یک رستوراندار ایرانی در شهر کمنیتس آلمان است. شش سال پیش در حالی که حکم حبس داشت، از ایران گریخت و به آلمان رفت.
مسعود از روزهایی میگوید که نئونازیها به رستورانش حمله کردند:سرم به شدت آسیب دید و کمرم بعد از یک سال هنوز درد میکند.
مرکل گفته بود که به شدت از مصدوم شدن یک ایرانی در کشورش متاثر است. اما اشارهای نکرده بود که شب به دیدار مسعود خواهد رفت.
نئونازیها تقریبا در همه جای آلمان و اتریش پراکنده هستند. اما در برخی ایالتها و شهرها، کلونیهای قویتری تشکیل دادهاند. در آلمان، یک اتفاق باعث شد که ایالت «زاکسن» تبدیل به یکی از پایگاههای قدرت و بازگشت دوباره گروههای نژادپرست و نئونازی شود.
جوانی آلمانی به نام «دانیل» توسط یک پناهجوی عرب کشته شد. در حمله این پناهجو، چند شهروند آلمانی دیگر هم مجروح شدند اما جان دانیل گرفته شد. همین اتفاق، ایالت زاکسن و شهر «کمنیتس» را به محل شورش نئونازیها تبدیل کرد.
سال ۲۰۱۵ آغاز جنبشهای نژادپرستهای آلمان و اتریش علیه «بیگانگان» بود. آنها هر شهروند خارجی که برای پناهنده شدن یا تحصیل و حتی سرمایهگذاری به این دو کشور آمده بودند را با الفاظی مانند «بیگانه»، «خارجی» یا «دیگری» خطاب میکردند. اما از سال ۲۰۱۷ این موج، قدرت و قوت بیشتری گرفت. پناهجویان عرب، ایرانی و افغانستانی با شدت بیشتری وارد اروپای مرکزی میشدند و همین برای افزایش فعالیتهای نئونازیها کفایت میکرد.
در همین سالها بود که شهر کمنیتس به بهانه کشته شدن یک آلمانی، تبدیل به جهنمی برای خارجیهای شد و پناهندهها و پناهجویانی که در شهرهای ایالت زاکسن، یعنی کمنیتس، «درسدن»، «لایپزیک»، «تسویکاو» و «فرایبرگ» بودند، با توهینهای شفاهی و حملههای ناگهانی گروههای نژادپرست روبهرو شدند. برخی کتک خوردند و خیلی زود شهر را ترک کردند، برخی ماندند و با وجود توهینها، باز هم تحمل کردند.
«مسعود هاشمی»، یک رستوراندار ایرانی در شهر کمنیتس آلمان است. شش سال پیش در حالی که حکم حبس داشت، از ایران گریخت و به آلمان رفت. او در ایران فیلمبردار صداوسیما بود و حالا در آلمان نخستین رستوران ایرانی شهر کمنیتس را افتتاح کرده است.
مسعود از روزهایی میگوید که نئونازیها به رستورانش حمله کردند: «هر جمعه در این شهر تظاهرات داشتیم. مردم را اذیت میکردند. به رستوران من و یک یهودی حمله کردند، شیشهها را شکستند و روی در و دیوارهای رستورانم آرم صلیب شکسته را کشیدند. فقط در یک شب به سه خارجی حمله کرده بودند که من هم یکی از آنها بودم. سرم به شدت آسیب دید و کمرم بعد از یک سال هنوز درد میکند.»
او مراحل درمانش را پشت سر میگذاشت که روز سوم مارچ امسال، ناگهان در رستورانش باز شد و «آنگلا مرکل»، صدراعظم آلمان به همراه «میسائیل کرشما»، پرزیدنت استان زاکسن، وارد رستوران شد: «ما اصلا انتظارش را نداشتیم. بعد از حملات نژادپرستها، یک بار خانم مرکل به شهر ما آمد و سخنرانی کرد. در آن سخنرانی من هم دعوت شدم. اما انتظار اینکه یک بار دیگر خانم مرکل سر زده به رستوران ما بیاید را اصلا نداشتم.»
مسعود میگوید تحت تاثیر رفتار فوقالعاده صدراعظم آلمان قرار گرفته بود: «از تشریفات همیشگی هیچ خبری نبود. خانم مرکل بسیار باادب و مهربان وارد شد، مرا در آغوش گرفت و از من بابت اتفاقاتی که افتاده بود، عذرخواهی کرد.»
آنگلا مرکل برای شام، رستوران ایرانی «سفران» را انتخاب کرده بود. اما چند ساعتی پیشتر، برای ناهار به رستوران «شالوم» که مدیریتش را یک شهروند آلمانی یهودی برعهده داشت، رفت. مرکل همانجا هم گفته بود که به شدت از مصدوم شدن یک ایرانی در کشورش متاثر است. اما اشارهای نکرده بود که شب به دیدار مسعود خواهد رفت.
مسعود هاشمی میگوید: «حدود سه ساعت میزبان خانم مرکل بودیم. او در مورد وضعیت سلامتی من پرسید و گفت که میداند به خاطر حمله نئونازیها در بیمارستان بستری بودم. اما من سعی کردم بیشتر در مورد مسایل فرهنگی و کارهایی که باید کرد، حرف بزنم. گفتم خانم مرکل! ما اینجا در فقر فرهنگی هستیم. این فقر فرهنگی باعث شکل گرفتن نژادپرستیها شده است.»
او برای صدراعظم آلمان دلایل شکلگیری کلونیهای فعال نژادپرستی در این ایالت را تشریح کرده و از سابقه ایالت زاکسن گفته بود و اینکه تا ۲۸ سال پیش این استان زیر نظر سیستم کمونیستی قرار داشت. مسعود میگوید: «به خانم مرکل گفتم شما به خوبی متوجه سایه کمونیست روی این شهر و این استان شدهاید. برای همین درحال ساختن دوباره شهر هستید؛ ساختمانهای جدید، خیابانهای جدید، جادههای جدید. اما این شهر نیاز به ساخت و ساز شهری ندارد، ما نیاز به ساخت و ساز ذهنی داریم.»
مسعود هاشمی که شش سال پیش به آلمان رسیده، معتقد است فضای کشور آلمان پس از موج حضور پناهجویان عرب در این کشور تغییر کرده است: «از زمانی که سوریهایها آمدند و درها باز شدند، بخشی از مردم آلمان موضع گرفتند. به نظر من رفتار دولت آلمان به شدت درست بود. وقتی کسی در خیابان کشته میشود، شما باید در خانه خود را باز کنید و به مردم پناه بدهید. مردم هجوم میآورند که زنده بمانند. حالا این وسط اگر یک خلافکار هم وارد خانه شما شد، دیگر نباید همه را با یک چوب برانید.»
او به مرکل گفته بود ایراد نه از پناهجویان عرب است و نه از نژادپرستها: «گفتم ما در این شهر کسی را داشتیم که دزدی کرد. او یکی از پناهجوهای سوریهای بود. پلیس او را شب بازداشت کرد و فردا آزاد شد. اعتراض نئونازیها به همین بود که چرا آزادش کردید؟ من به خانم مرکل گفتم سیستم قضایی و پلیس کشور را اصلاح کنید. اینکه پلیس کارش را درست انجام ندهد و ما چوبش را بخوریم، درست نیست.»
راه حل پیشنهادی صدراعظم آلمان، انتخاب شهر کمنیتس به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا بود. آلمان طرحی را در دست بررسی دارد که براساس آن، شهر کمنیتس را در سال ۲۰۲۵ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا معرفی کند. این طرح البته هنوز در دولت آلمان هم مخالفانی دارد: «من به خانم مرکل گفتم لطفا در تایید این طرح تعجیل کنید. گفتم هر کاری که ممکن است انجام دهید چون خودتان هم میدانید که نازیها سرطان جهان هستند؛ آنها مثل عفونتی میمانند که اگر در پیکره بدن رشد کنند، همه جای بدن را میگیرند. به خانم مرکل گفتم همین نازیها دو جنگ جهانی را به پا کردند. میلیونها آدم کشته شد و اگر دوباره قدرت بگیرند، دیگر جانی برای جهان نمیگذارند.»
او برخلاف بسیاری از مهاجرانی که زیرفشار نئونازیها، شهر کمنیتس را ترک کردهاند، همچنان مانده است و میجنگد: «به هرکسی که میخواهد از این شهر برود، میگویم شما دارید تسلیم میشوید. این همان نتیجهای است که آنها میخواهند. بمانید و بجنگید.»
آنگلا مرکل البته هیچ قولی برای تبدیل شهر کمنیتس به پایتخت فرهنگی اروپا در سال ۲۰۲۵ نداده ولی از آنچه میل کرده، لذت برده است: «برای خانم مرکل یک میز کامل چیدیم؛ “میرزاقاسمی”، “کشک بادمجان”، “خوراک ماهیچه” و البته “سینی میکس” که یک سیخ “جوجه کباب” و یک سیخ “کوبیده” است.»
مسعود میگوید آنگلا مرکل از سینی میکس و شراب شیراز بیش از تمام خوردنیها و نوشیدنیها لذت برده بود.
صدراعظم بدون تیم تبلیغاتی خود از مسعود عذرخواهی کرده، او را در آغوش کشیده و به پایتخت بازگشته بود.
Sep 08 2019
دویچهوله: در پی افزایش انتقادها به احکام سنگین چند فعال مدنی و کارگری، رئیس قوه قضائیه خواستار تجدید نظر سریع در این احکام شد. هفت متهم پرونده اعتراضهای هفتتپه، در دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۱۰ سال زندان محکوم شدهاند.
خبرگزاری تسنیم یکشنبه ۱۷ شهریور به نقل از مرکز رسانهای قوه قضائیه گزارش داد که رئیس این قوه، ابراهیم رئیسی دستور داده در مورد “آرای صادره از سوی یکی از شعب دادگاه انقلاب در برخی از پروندههای اخیر” بهسرعت و تحت نظارت رئیس کل دادگستری تهران “تجدید نظر و رسیدگی منصفانه” صورت گیرد.
مطابق شواهد دستور رئیسی مربوط به احکامی است که شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران علیه هفت متهم پرونده اعتراضهای کارگری در هفتتپه صادر کرده است.
سخنگوی دستگاه قضائی، غلامحسین اسماعیلی میگوید: «رئیس قوه قضائیه بر شنیدن صدای کارگران تاکید دارند و معتقدند به جای برخوردهای شدید قضایی و امنیتی باید زخم را علاج و مشکلات کارگری و معیشتی را مرتفع کرد تا حتی اگر کسانی خواستند از این فضا برای اغراض آلوده خود سوءاستفاده کنند زمینه سوءاستفاده برای آنها وجود نداشته باشد.»
هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه درباره احکام هفت متهم پرونده هفتتپه نوشت: «طبق حکم دادگاه انقلاب تهران اسماعیل بخشی به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، محمد خنیفر به شش سال حبس تعزیری، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند.»
تکذیب احکام ۱۷ و ۱۸ سال زندان
اسماعیلی احکام ۱۷ و ۱۸ سال زندان برای متهمان پرونده هفتتپه را تکذیب کرده و به خبرگزاری میزان گفته که حداکثر حکمی که برای متهمان اصلی پرونده صادر شده هفت سال و برای برخی دیگر پنج سال است.
جمال حیدریمنش، وکیل سپیده قلیان، شنبه ۱۶ شهریور به وبسایت “انصاف نیوز” گفته که موکلش در حکمی که با او ابلاغ شده در مجموع به ۱۸ سال زندان محکوم شده است.
اختلاف در میزان حکم متهمان پرونده هفتتپه میتوانند ناشی از این باشد که ممکن است فردی به خاطر اتهامهای گوناگون احکام متفاوتی دریافت کند، و در مثال سپیده قلیان “در مجموع” به ۱۸ سال برسد، اما با در نظر گرفتن اصل “تجمیع احکام” در نهایت فقط بالاترین حکم قابل اجرا خواهد بود.
وکیل قلیان گفته موکلش به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به هفت سال، برای “عضویت در گروهک گام” به هفت سال، برای “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال و نیم و در خصوص “نشر اکاذیب” به دو سال و نیم حبس محکوم شده است.
به هر تقدیر صدور احکام سنگین برای کسانی که به دلیل اعتراضهای صنفی به اتهامهایی نظیر “اجتماع علیه امنیت ملی” محکوم شدهاند با واکنشهای انتقادی شدید روبرو شده است.
انتقاد از رئیس قوه قضائیه
پروانه سلحشوری، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در یک پیام توئیتری از احکام اخیر برای فعالان مدنی و صنفی به شدت انتقاد کرده و ابراهیم رئیسی را متهم میکند که از “اسلافش” بسیار خشنتر برخورد میکند.
احکام اخیر نشان از آن دارد که رویکرد آقای رییسی بسیار خشنتر از اسلافش است. اصل٢٧ قانون اساسی، آزادی تجمع به رسمیت شناخته شده است. کی قرار است به غیر از تجمعات خودجوش عدهای خاص، سایر مردم هم بتوانند از این حق استفاده کنند و محکوم نشوند.#کارگران#زنان#روزنامه_نگاران#معلمان
— Parvaneh Salahshouri پروانه سلحشوری (@P_Salahshouri) 7 September 2019
حسامالدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری در صفحه شخصی خود در شبکه توئیتر نوشت: «امروز سخن فقط از هفتتپه قضاوت نیست بلکه مشکل از هفت خوان عدالت است.»
شهربانو امامی، نماینده دورههای پنجم و ششم مجلس و عضو کنونی شورای شهر تهران نیز در پیامی توئیتری با اشاره به شعار ابراهیم رئیسی در مورد اجرای عدالت، خواستار ابطال احکام کسانی شده که از حق خود برای شرکت در اعتراشهای صنفی استفاده کردهاند.
آقای رئیسی که شعار #عدالت و #شفافیت دادند، به عنوان #رئیس_قوه_قضاییه میتوانند از اجرای احکام #فعالان_کارگری #هفت_تپه که تنها برای احقاق حقوق خود در اعتراضات #صنفی حضور داشتهاند، جلوگیری کرده و این احکام را ابطال کنند.
— شهربانو امانی (@shrbamani) 7 September 2019
فرزانه زیلابی، وکیل کارگران هفتتپه در اعتراض به احکام سنگین دادگاه انقلاب برای موکلانش میگوید “پس از جوسازیهای سیاسی و پیشداوریهای مسئولان ارشد قوه قضائیه و برخی رسانههای مرتبط همچون صدا و سیما، کیهان و فارس نیوز” صدور چنین احکامی دور از انتظار نبوده است.
“سراسیمگی قاضی” و احکام شتابزده
او قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران را به “سراسیمگی” متهم کرد و گفته است: «قاضی مقیسه، در واقع در یک رسیدگی ناتمام، بدون برگزاری جلسه دادگاه یکی از موکلانم، به صورت ناگهانی و شتابزده ، اقدام به صدور رأی نمود.»
سخنگوی قوه قضائیه در واکنش به این گونه انتقادها میگوید همان طور که از دستور ابراهیم رئیسی برای “تجدید نظر و رسیدگی منصفانه” به این پرونده استنباط میشود احکام صادر شده غیر قطعی بوده و اظهار نظر و داوری باید پس از صدور حکم قطعی انجام شود.
به گزارش میزان، غلامحسین اسماعیلی گفته است که در پروندهای که به خاطر شرکت جمعی از کارگران “در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی” در استان خوزستان تشکیل شده بود ۴۱ نفر متهم بودهاند که برای همه آنها قرار منع تعقیب صادر شده است.
با این همه وکیل متهمان هفتتپه میگوید “ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق” برای کارگری که نان شب ندارد، کارساز نیست.
Sep 08 2019
ایران وایر: سعود شجاعی به صراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرون وسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.
وریا غفوری هم نسبت بخ خبر خودسوزی هوادار زن تیم استقلال ساکت نمانده و واکنش نشان داده است.
شاید شنیده باشید آن جمله سیاهی که با جهل درآمیخته و میگوید: «یکی دیگر پولش را گرفته، تو حرصش را میخوری.» میتوان همین جهل را تقریبا بهتمامی سطوح جامعه تسری داد. همانی که وقتی از بیتابی تو برای تماشای یک صحنه از فوتبال، صورتش را درهم میکشد و فیلسوفگونه همین جمله را به صورتت میکوبد، برای سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه هم همین نسخهها را از قبل پیچیده است؛ «اصولگرا بارش را بسته»، «اصلاحطلب لابیاش را کرده»، «اپوزیسیون لابیاش را کرده»، «اعتراض کارگر بازی سیاسی است»، «زن را چه به کار و دانشگاه».
این فقط یک تمثیل است برای عبور از این جهل مرکب. گروه G7 از هفتکشور اقتصادی برتر جهان بهعنوان یک نهاد بینالمللی (بین دولتی) تشکیل شد. اتحادیه اروپا هم تازگیها به این گروه پیوسته است. اسامی را دقت کنید؛ فرانسه، آلمان و ایتالیا، قهرمانان و میزبانان جامهای جهانی از سال ۱۹۹۰ تا امروز. آمریکا و بریتانیا، قهرمان و نایبقهرمان المپیک ریودوژانیرو، ژاپن قهرمان آسیا، میزبان المپیک ۲۰۲۰، کانادا قهرمان المپیکهای زمستانی.
ورزشگاههایشان اما گاهوبیگاه سرچشمه جنبشهای سیاسی هم میشود. فرانسویها از سال ۱۹۹۴ میلادی جنبش برداشتن فنسها در ورزشگاهها را به راه انداختند. پیش از فروپاشی دیوار برلین، هواداران باشگاه «اف.سی. برلینر» باشگاهی که زیرنظر «اشتازی» یا همان وزارت امنیت و پلیس مخفی آلمان شرقی اداره میشد، در ورزشگاه شعار «ما یکی هستیم» سر دادند. سرکوب هم شدند، اما باز داستان ادامه داشت. در آمریکا رقابتهای NBA محفلی شده است برای اعتراض بازیکن و هوادار سیاهپوست یا معترض به سیاستهای کاخ سفید.
این میان، جامعه فوتبال هم با سکوهایش همراه شده است؛ نهفقط میان کشورهای G7 یا توسعهیافتههایی که حق اعتراض مدنی برای شهروندان خود قائل شدهاند. حتی در سوریه هم «عبدالباسط ساروت» تبدیل به قهرمانی شد که در ۱۹ سالگی پیراهن تیم ملی فوتبال کشورش را از تن درآورد و هشت سال به مبارزه با حکومت «بشار اسد» رفت. درنهایت هم خردادماه امسال در استان «حما» درگذشت.
میان جامعه ورزشی ایران هم چه پیش و چه پس از انقلاب، کم تعداد نبودند. از «جواد اللهوردی» و «پرویز قلیچخانی» گرفته که یکی به یک شب و دیگری به چند ماه حبس توسط ساواک محکوم شد تا پس از انقلاب که «ناصر حجازی» تصویر آیتالله خمینی را در دومین سال انقلاب پس زد و گفت: «من اصل نظام را قبول ندارم. با عکسش میخواهید عکس بیندازم؟» و بعد هم رفته بود به بنگلادش.
این سالهای اخیر، چند نفر سرآمد شدهاند. همان جماعتی که شاید شنیده باشید که «پولش را میگیرند» و البته که پول هنر و فنشان را گرفتهاند.
«علی کریمی» بارزترین نمونه سالهای اخیر است. مردی که یکتنه مقابل فساد در فدراسیون فوتبال ایران ایستاد. از حق بازیکنانی که باید مقابل ورزشکاران اسرائیلی مبارزه کنند اما ناخواسته به مبارزه نکردن تن دادهاند حرف زد و البته به سیاستمداران تاخت.
دومین سرآمد «مسعود شجاعی» است. او مقابل مکابی اسرائیل در لیگ اروپا به زمین رفت و موردحمله تندروهای ایران قرار گرفت. در دیدار با «حسن روحانی» وقتی بهعنوان کاپیتان تیم ملی فرصتی کوتاه به دست آورد تا سخنرانی کند، از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاههای ایران انتقاد کرد. در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «هیچکدام از کاندیداها به انتخاب ما مردم نبودهاند و به ما تحمیلشدهاند.» او البته اعلام کرد میان تمام این گزینهها به حسن روحانی رای خواهد داد.
شجاعی حالا برای دختری که خودش را آتش زده است فریاد میکشد. عصر دوشنبه ۱۱ شهریور، گزارش خودسوزی دختری در مقابل یکی از دادسراهای تهران به اورژانس اعلام شد. جرم این دختر تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی در اسفندماه سال ۱۳۹۷ بود که از سوی نیروی انتظامی دستگیر شد.
شجاعی در اینستاگرام خود نوشته است: «همانگونه در گذشتههای نهچندان دور، اعمال زور برای برداشتن حجاب به ضرب چماق و یا عدم حق انتخاب برای رفتن دخترانمان به مکتب و مدرسه، باعث تعجب ما و سرزنش طرز تفکر شنیع و قرونوسطایی گذشتگانمان شده است. بدون شک امروز هم خودسوزی دختری که دلیل کارش تمدید حکم بازداشتش به اتهام تلاش برای دیدن یک مسابقه فوتبال بوده، برای آیندگان غیرقابل درک است.»
او بهصراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرونوسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.
دختری که خودش را مقابل یکی از دادسراهای تهران به آتش کشید، از بیماری دوقطبی رنج میبرد. خواهرش گفته بود باوجود اعلام پزشک متخصص و ارائه مدارک پزشکی، مراحل دادرسی او به همان شکلی پیش رفت که برای سایر شهروندان عادی در نظر گرفته شده بود.
مسعود شجاعی در استوری خود شعر «پشت دریاها» از «سهراب سپهری» را هم منتشر کرد. پیشازاین «مریم شجاعی» خواهر مسعود نیز در یادداشتی که برای «نیویورکتایمز» نوشته بود و همچنین در دیدار با خانم «فاطما سامورا» دبیرکل فدراسیون جهانی فوتبال، خواستار رسیدگی به ورود زنان به ورزشگاههای ایران و بازشدن درهای ورزشگاه به روی دختران شده بود.
«وریا غفوری» اما یکی دیگر از همین جامعه فوتبال ایران است. پسری که حتی اعتراض آیتالله «علی خامنهای» رهبر جمهوری اسلامی ایران را هم برای خود خرید.
بهمنماه سال ۱۳۹۷ و در جریان اعتراضهای پیاپی وریا غفوری و علی کریمی به وضعیت اقتصادی ایران، علی خامنهای دریکی از سخنرانیهای خود گریزی به واکنشهای اخیر این دو زد و گفت: «به یاد داشته باشید امنیت خود را از کجا آوردهاید.»
یک هفته پیشازاین سخنرانی، پس از آنکه «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران گفت: «به دفاع از مردم فلسطین افتخار میکند» و همینطور مدعی شد که «امروز همه ما زیر فشار هستیم»، علی کریمی ستاره سابق تیم ملی فوتبال ایران و سرمربی وقت باشگاه سپیدرود رشت، در اینستاگرام خود نوشت: «آقای دكتر كدوم (ما) تحت فشارند؟ (ما) ما يا (ما) شما دقيقا؟»
در همان مقطع زمانی هم وریا غفوری، بازیکن کرد تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال تهران نسبت به «کشته شدن کولبران»، «بازداشت فعالان محیطزیست»، «آتشسوزی مدارس مناطق فقیر کشور» و «ورود زنان به ورزشگاهها» و البته «وضعیت اقتصادی» واکنش نشان داده بود.
رهبر ایران همان زمان و پس از آنکه بهصورت غیرمستقیم خطاب به این دو چهره فوتبال ایران گفته بود که هرآنچه دارند از برکت نظام است به هواداران خود یک پیام ویژه هم داد: «گروههای جوان و مومن و انقلابی باید هر کاری را که امکانپذیر است در چارچوب قوانین و مصلحت کشور انجام دهند و معطل کسی نباید بمانند.»
اما بااینحال بازهم وریا غفوری ساکت نمانده است. او در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دیدن یک مسابقه فوتبال یک حق طبیعی برای عموم مردم جامعه است ولی در کشور عزیزمان ایران حق بسیاری از افراد جامعه به دلیل زن بودن پایمال میشه و اجازه حضور در ورزشگاهها داده نمیشود.»
بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال همچنین نوشته است: «ما گذشتگانمان را مواخذه میکنیم و غافل از اینکه همین راه ندادن خانمها به ورزشگاه که در سالهای عمر ما اتفاق افتاده و وجود دارد. این امر نادرست دلیلی است برای مواخذه ما توسط نسل آینده! خبری که در این چند روز به گوشمان رسید واقعاً دردناک بود اقدام یک دخترخانم جوان به خودکشی در پی مشکلاتی که دامنگیرش شد برای ورود به ورزشگاه! کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانمها به حقشون که ورود با احترام به استادیومهای فوتبال است میرساندیم.»
وریا غفوری البته پیشازاین هم به دلیل همین واکنشها، به کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار شده بود.
گاهی هم اینگونه نیست که آنها فقط پولش را بگیرند و شما حرص بخورید. گاهی آنهایی که پول هنرشان را گرفتهاند حرص میخورند و شما روی سکوها سکوت میکنید.
Sep 07 2019
رادیوفردا: در پی انتشار خبر خودسوزی دختری که به خاطر تلاش برای ورود به ورزشگاه بازداشت و پروندهای برای او تشکیل شد، کاپیتانهای تیم ملی و تیم استقلال ضمن ابراز تأسف از این خبر، بار دیگر از جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاهها انتقاد کردند.
مسعود شجاعی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، با انتشار یادداشتی در اینستاگرامش نوشت همانطور که برخی محدودیتهای علیه زنان و دختران در گذشته، امروز باعث تجب میشود، بدون شک جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاهها و خودسوزی یک دختر که حکم بازداشتش را به این دلیل تمدید کرده بودند «برای آیندگان غیرقابل درک و نشأتگرفته از تفکری پوسیده و چندشآور است».
وریا غفوری، کاپیتان تیم استقلال، نیز در یادداشتی اینستاگرامی با اشاره به اینکه طرز تفکری که منجر به راه ندادن زنان به ورزشگاهها میشود «قابل توجیه نیست، مثل بسیاری از قوانین پوسیده که در گذشته وجود داشت» از «خبر دردناک» خودسوزی این دختر ابراز تأسف کرد.
آقای غفوری همچنین نوشته است: «کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانمها به حقشون، که ورود با احترام به استادیومهای فوتبال است، میرساندیم».
از واکنش سایر بازیکنان فعلی فوتبال در ایران گزارشی منتشر نشده است.
قوه قضائیه جمهوری اسلامی روز دوشنبه اعلام کرد یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران خودسوزی کرده است.
پس از آن، خواهر این زن در دو مصاحبه با «رکنا» و «همشهری» اعلام کرد که خواهر ۲۹ سالهاش (با نام مستعار سارا) وبسایت «رکنا» به نقل از خواهر این دختر نوشت که خواهرش در اسفند گذشته برای تماشای بازی استقلال و العین به ورزشگاه آزادی رفته و بازداشت شده بود.
به گفته رئیس بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران، این دختر با ۹۰ درصد سوختگی در بیمارستان بستری است و «در حال حاضر با کمک دستگاه تنفس میکند».
Sep 05 2019
رادیوفردا: انتشار فیلم مراسم عقد یک دختر ۹ ساله با بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی مواجه و منجر به منحل شدن عقد شد
انتشار فیلم مراسم عقد یک دختر ۹ ساله با بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی مواجه و منجر به منحل شدن عقد شد
رئيس دادگستری شهرستان بهمئی، از شهرهای توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، از طرح شکایت علیه یک شهروند به اتهام انتشار فیلم ازدواج دختر خردسال خبر داد.
به گفته علی سعیدی، خانواده این دختر خردسال میگویند یکی از همسایگانشان که «سابقه خصومت با آنها» داشته، این فیلم را در فضای مجازی منتشر کرده است.
این مقام قضایی از عمل انتشار ویدئوی مذکور به عنوان «جرم» یاد کرده است.
فیلم ازدواج این دختر ۹ ساله روز دوشنبه، ۱۱ شهریور، در فضای مجازی منتشر شد و واکنش منفی گستردهای به دنبال داشت.
فیلم جشن ازدواج دختری حدوداً ۹ ساله در روستای لیکک بهمئی را نشان میدهد که لباس عروسی محلی به تن دارد و خانوادهها با شور و شعف درباره پرداخت «زیرلفظی» با هم چانه میزنند و شوخی میکنند و عاقبت دخترک «بله» را میگوید و همگان کل میکشند.
پس از بازتاب گسترده این فیلم، مقامهای قضایی استان کهگیلویه و بویراحمد خبر دادند که عقد منحل شده و «اقدام زوج، ولیِ زوجه و عاقد بر اساس ماده ۵۰ قانون حمایت از خانواده جرم بوده و جهت برخورد قضایی متناسب به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهمئی و دادسرای ویژه روحانیت اعلام جرم شده است».
با این حال، خانواده دختر خردسال اکنون خود شاکی هستند.
رئيس دادگستری شهرستان بهمئی گفته است پس از بررسی شکایت و شناسایی متهم «برخورد قضایی متناسب انجام میشود».
پیش از این هم مواردی از درخواست برخورد با منتشرکنندگان برخی فیلمهای جنجالی مطرح شده بود. آذرماه ۱۳۹۷ پس از انتشار فیلم درگیری نماینده سراوان در مجلس با یک کارمند گمرک، برخی نمایندگان مجلس خواستار پیگیرد قضایی منتشرکننده فیلم شدند.
خرداد سال گذشته نیز پس از انتشار اخباری درباره تجاوز به چند زن در شهرستان ایرانشهر، محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، گفت عامل انتشار این خبر تحت تعقیب قرار میگیرد.
تاکنون گزارشی از سرنوشت این پروندهها منتشر نشده است.
Sep 04 2019
استانوایر: یک طلبه زن در همدان که قصد نهی از منکر داشت، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
گزارش شده که فاطمه السادات حسینی، طلبه سطح دو مدرسه علمیه «الزهرا» همدان در یکی از پارکهای شهر هنگام «عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.»
مدیر این مدرسه علمیه هم نهم شهریور ماه با این اعلام خبر خواستار برخورد قضایی با ضاربان و حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر شده است.
مجید حسینی، پدر این طلبه زن همدانی هم گفته که پلیس از دختر وی حمایت نکرده است.
حسینی گفته پلیس به دختر او گفته ««آخوندو زدند کشتند، میزنند شما رو هم میکشند، به تو چه ربطی دارد.»
نماینده ولی فقیه در همدان هم گفته «اگر در جریان این اتفاق، ماموری مرتکب تخلف شد نه تنها باید پاسخگوی این عمل باشند، بلکه به صورت قانونی نیز با او باید برخورد شود.»
روز گذشته هم مدیرکل تبلیغات اسلامی، مدیر حوزه علمیه زنان و جمعی از مسئولان ستاد امر به معروف استان همدان با حضور در خانه این زن از اقدام او حمایت کردهاند.
در یک سال گذشته چندین طلبه در شهرهای مختلف ایران که قصد نهی از منکر داشتهاند از سوی مردم مورد ضرب و جرح قرار گرفتهاند.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر میخواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com
Sep 04 2019
ایران وایر: «ناصر مختاری»، رییس اداره بهزیستی شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد به ایران وایر گفت اگر اداره بهزیستی به نتیجه برسد که عروس ویدیوی جنجالی به رشد لازم نرسیده، مانع این ازدواج خواهند شد.
«ناصر مختاری»، رییس اداره بهزیستی شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد به «ایرانوایر» گفت اگر اداره بهزیستی به نتیجه برسد که عروس ویدیوی جنجالی به رشد لازم نرسیده است، مانع این ازدواج خواهد شد.
به گفته مختاری، آنها در حال تحقیق و تهیه یک گزارش جامع در این مورد هستند و همه نهادهای مسوول و از جمله بهزیستی نسبت به انتشار این ویدیو واکنش سریع نشان دادهاند: «رسانهها کمی تحمل کنند چون تا زمانی که گزارش ما تکمیل نشده باشد، قادر به ارایه اطلاعات دقیق نیستیم.»
او در پاسخ به سوال «ایرانوایر» در مورد سن واقعی کودک گفت: «۱۰ ساله است. البته سن داماد هم ۲۸ سال نیست بلکه ۲۲ ساله است. من الان در مدرسه این دختر حاضر شدهام و از لحظه انتشار ویدیو، از والدین دخترک، معتمدین محل و حاج آقایی که مراسم عقد را انجام داده است، پرسوجو کردهام. گزارش جامعی در مورد این ماجرا به اداره کل بهزیستی استان ارایه خواهم کرد و شما میتوانید مراتب را از اداره بهزیستی استان جویا شوید.»
مختاری تاکید کرد که این ماجرا در دستور کار جدی نهادهای دولتی و قضایی قرار گرفته است.
دقایقی پس از گفتوگوی «ایرانوایر» با ناصر مختاری، «جواد حیدریان»، خبرنگاری که نخستین بار با انتشار این ویدیو در فضای توییتر، ماجرای ازدواج دختر بچه را علنی کرد، در صفحه توییترش نوشت چون دختر بچه زیر سن ۱۱ سال بوده و طبق تشخیص قاضی، در شرایط قبول چنین عقدی نبوده، این عقد در حضور حجتالاسلام «علی سعیدی»، رییس دادگستری شهرستان بهمئی باطل و نسبت به بانیان آن نیز اعلام جرم شده است.
روز گذشته انتشار این ویدیو از مراسم عقد موقت دختر بچه کم سن و سال از اهالی شهر لیکک در شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد در فضای توییتر، باعث مطرح شدن مجدد بحث جنجالی ازدواج کودکان شد.
لایحه افزایش سن ازدواج دختران از ۱۳ سال شمسی به ۱۶سال و پسران از ۱۶ سال به ۱۸ سال، در دی ماه سال ۱۳۹۷ با مخالفت نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تصویب نرسید. به این ترتیب، کماکان در برخی استانهای کشور، ازدواج کودکان که به زعم فعالان حقوق کودک، نوعی کودک آزاری و تجاوز محسوب میشود، در مراجع رسمی به ثبت میرسد؛ موضوعی که در استانهای محرومی چون خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد، بر پایه آداب و رسوم عشیرهای و طایفهای، چندان عجیب و نامتداول نیست.
«علیمحمد تقوی»، مدیر کل ثبت و احوال کهگیلویه و بویراحمد مرداد سال ۱۳۹۷ در گفتوگو با «ایسنا»، از آمار تکان دهنده ازدواج کودکان در این استان پرده برداشت. بر اساس این آمار، ۹ مورد ازدواج کمتر از ۱۰ سال در سال ۱۳۹۷ در این استان به ثبت رسیده است.
به گفته او، ۱۲ مورد ازدواج زیر سن ۱۱ سال، ۲۵ مورد ازدواج زیر سن ۱۲ سال، ۶۳ مورد ازدواج زیر سن ۱۳ سال، ۱۲۴ مورد ازدواج زیر سن ۱۴ سال، ۲۲۵ مورد ازدواج زیر سن ۱۵ سال، ۳۱۲ مورد ازدواج زیر سن ۱۷ سال و ۳۸۴ مورد ازدواج زیر سن ۱۸ سال در این استان به ثبت رسیده است.
جواد حیدریان، خبرنگار ساکن ایران و متولد شهر یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد که نسبت به شرایط فرهنگی منطقه آگاه است، ریشه اصلی این معضل را محرومیت و دورافتادگی از مرکز میداند: «پیش از گفتوگو با شما، با مدیر کل اداره بهزیستی استان صحبت میکردم. همان زمان او در منزل دختری بود که در ویدیو مراسم ازدواجش را دیدیم. میگفت این اتفاق ریشه قومی و فرهنگی دارد و اهالی این محل هنوز هم عشیرهای عمل و سنتهای گذشته را دنبال میکنند و بیتردید این مورد اولین بار نیست و آخرین آن هم نخواهد بود.»
این روزنامهنگار میگوید تفاوت و شکافی که ناشی از دوران گذار از زندگی عشایری به سبک و شیوه زندگی مدرن است، در این قبیل معضلات فرهنگی بیتاثیر نیست: «از آن جایی که ما از یک زندگی عشایری و کوچ نشینی با سنن و آیین و آداب و رسوم خاص خودش با سرعتی باور نکردنی وارد زندگی مدرن شهری شدهایم، این تفاوتها و شکافهای هولناک ناگزیرند. در شهری مثل یاسوج ممکن است این تفاوت و شکافها چندان قابل توجه نباشند چون مردم با رسانهها و وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژی به طور روزمره سر و کار دارند و در معرض اطلاعات روز هستند و سوادشان بالا است. اما در شهرهای حاشیهای، این ازدواجها بیشتر رخ میدهند که ریشه آن را میتوان در فقر و محرومیت آن مناطق جست.»
او به فضایی که ویدیوی ازدواج این کودک در آن به ثبت رسیده است، اشاره میکند:«مردم حاضر در مراسم دارای تلفن هوشمند هستند و ما اسباب و لوازم زندگی مدرن را مشاهده میکنیم اما در همان بستر و فضای شهری، شاهد بروز یک اتفاق منزجر کننده و بدوی هستیم. به نظرم همه اینها طبعات دوران گذار است و پیوند عمیقی که بین سنتها و کهن الگوها با زندگی شهری وجود دارد. از یک سو آنها تحت تاثیر الگوهای کهن هستند و از سوی دیگر، زندگی شهری؛ تضادهایی که به نظرم تبعات تغییر سبک زندگی است.»
این روزنامهنگار در خبرهای قدیمیتر خوانده است که آیتالله «علی خامنهای» در سفر سال ۱۳۷۳ به این استان و در جریان سخنرانی عمومی خود به این معضل اجتماعی اشاره کرده است: «آقای خامنهای در سفر به یاسوج از ظلمی که در این استان به زنان میشود و از این که یک پیرمرد ۷۰ساله، دختر ۱۴ ساله را به زنی میگیرد و یا از این که والدین، فرزندانشان را بدون اذن و موافقت خودشان شوهر میدهند، گفته است. وقتی بیست و اندی سال قبل این موضوع توسط شخصی در سطح کلان یک جامعه مطرح شده، نشان میدهد که این بحران به شکل جدی در جامعه وجود داشته است و دلایل آن هم ضعف فرهنگی، بیسوادی، دوری از مرکز، به حاشیه رانده شدن، پیرامونی بودن و علقهای است که به سنتهای کهن وجود دارد. همه آنچه گفتم از یک سو و علاقه به زندگی مدرن از سوی دیگر، به نوعی ایجاد تضاد میکند.»
او به شرایط فرهنگی شهر لیکک و محرومیت منطقه هم اشاره میکند: «این منطقه از نظر توسعه و زیرساخت به حال خود رها شده است. در شهر لیکک نه یک مرکز فرهنگی وجود دارد، نه جایی برای گذران اوقات فراغت یا سرگرمی. طبیعی است که اولین گزینه موجود در آن فضا، ازدواج است.»
شهر لیکک، مرکز شهرستان بهمئی، در غرب استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته است و به لحاظ جغرافیایی، بیشترین نزدیکی جغرافیایی را به شهرستان بهبهان در جنوب شرقی استان خوزستان دارد.
«فاطمه. ن»، معلم دبستان ساکن شهر لیکک به «ایرانوایر» میگوید با دیدن این ویدیو اصلا شگفت زده نشده است چون حداقل سالی چند بار در مراسم ازدواج کسانی شرکت میکند که یک طرف ماجرا، کودک است.
به گفته فاطمه، ازدواج کودکان در محل زندگی او یک امر عادی است: «اگر واکنشهای برانگیخته شده در فضای مجازی را برای پدر یا مادرم بخوانم، به نظرشان میآید با اعتراض و یا اظهارات یک عده مریخی یا آدمهای غیرعادی طرف هستند و احتمالا میگویند مردم دیوانه شدهاند.»
او میگوید تصورش این نیست که با تغییر قانون بشود فضای فرهنگی غالب بر استان را تغییر داد: «این وضعیت در روستاها و حاشیه شهرها بسیار بدتر است. به نظر میرسد شرایط دختری که در این ویدیو میبینیم، چندان هم بد نیست چون مجبور نشده است همسر دوم یا سوم مردی بشود که سن و سال پدرش را دارد. زیاد اتفاق میافتد که دختری را در ظاهر به نام عروس ولی در عمل خرید و فروش میکنند و به خانه مردی میفرستند که میتواند جای پدر یا پدربزرگش باشد تا با رد و بدل کردن دختر، بدهی یا بار سنگین مالی خانواده پدری را حل و فصل کنند.»
او از افراد محلی چیزهایی شنیده است که به قطعیت نمیتواند بگوید درست بودهاند یا نه: «شما هم اگر دقت کنید، کودک عروس در این ویدیو ناراحت نیست و به وضوح خوشحال است. علیرغم این که میگویند این مراسم صوری بوده و برای آشنایی خانوادهها رخ داده و قرار نبوده است تا شش سال بعد ازدواج فیزیکی کنند اما درعین حال شنیدهام که این دختر، کودک طلاق بوده و در خانه والدینش مورد مهر و توجه کافی نبوده است.»
این معلم همچون جواد حیدریان، فقر فرهنگی و اقتصادی را عامل بروز این معضلات میداند: «مردم به فقیرانهترین شکلی روزگار میگذرانند. عمده درآمد آنها از راه کشاورزی یا دامداری است و بزرگترین تفریحشان این است که مثلا بتوانند یک آخر هفته به بازار شهرهای اطراف مثل بهبهان سری بزنند. در کنار این بن بست اقتصادی، عقب ماندگی فرهنگی هم هست. دختر را باید زود شوهر بدهند که مایه ننگ و عار خانواده نباشد. دختر ۲۰ ساله را ترشیده میدانند. از نظر آنها، ازدواج زودهنگام دختران مایه مباهات و حتی رقابت است.»
او با اندوه میگوید: «زیاد شده که مادرم به رخم کشیده است دختر فلانی که ۱۳ ساله بود، به خانه بخت رفته است و من در سن ۲۸ سالگی با ازدواج نکردنم، مایه سرافکندگی پدرم شدهام.»