اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Sep 13 2018

گزارش میدانی: کارگران پایتخت ناهار چه می‌خورند؟ نانِ خالی، قوُتِ غالب…

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سیاسی,فقر

کیهان لندن: – حسن روحانی می‎گوید «والله دچار بحران نیستیم»، رییس اتاق بازرگانی می‎گوید سه ماه دیگر قحطی می‏‎آید.
– هزاران نفر از کارگران در تهران مجبورند برای سیر نگه‎داشتن شکم فقط نان خالی بخورند.
– کیهان لندن پای صحبت چند کارگر در پایتخت نشسته و از آنها پرسیده ناهار چه می‏‌خورند؟

حسن روحانی، ششم شهریور ۹۷، در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت «پشت تریبون‌ها نگوییم که ما دچار بحران‌ شده‌ایم؛ والله ما دچار بحران نیستیم؛ ما در مرحله آسیب قرار داریم و گاهی موارد در لبِ تهدید هستیم»!
چهارشنبه ۲۱ شهریور ۱۳۹۷ برابر با ۱۲ سپتامبر ۲۰۱۸
او این ادعا را در جریان جلسه سوال نمایندگان از رییس جمهور مطرح کرد و ضمن رد هرگونه بحران در کشور گفت که نباید مردم را نگران کرد. اسحاق جهانگیری معاون اول روحانی نیز معتقد است شرایط دشوار است اما بن‌بست نیست.

عکس: کیهان لندن، حوالی میدان بهارستان تهران (زمستان ۱۳۹۳)

این ادعاها در حالیست که روز سه‎شنبه ۱۳ شهریور، پروانه سلحشوری نماینده تهران و عضو فراکسیون امید در جلسه علنی مجلس در نطقی جنجالی عنوان کرد «می‌خواستم از فقر، گرانی، بیکاری و درد مردم بگویم، اما دیدم چه بگویم که آنقدر دولت آشکار و پنهان وجود دارد که نمی‌دانیم چه کسی مسئول اقتصاد است و دغدغه برخی روحانیون بجای اینکه فقر، فساد و دین‌گریزی جوانان و اختلاس از بیت‌المال باشد، درگیر تار موی زنان و دوچرخه‌سواری آنها است.»

بین آنچه دولتمردان در مورد اقتصاد کشور می‎گویند و گرفتاری‎هایی که شهروندان شبانه‌روز با آنها دست و پنجه نرم می‎کنند و وضعیت بغرنج معیشتی که روزمره با آن سر و کار دارند اختلاف از زمین تا آسمان است.

مسعود خوانساری رییس اتاق بازرگانی تهران در جلسه هیات نمایندگان اتاق بازرگانی بدون تعارف گفته «اگر وضعیت اقتصادی به این شکل پیش رود، تا سه ماه آینده قحطی را در بازار خواهیم داشت.»

خط فقر در تهران پنج میلیون تومان شده است و وضعیت در شهرهای بزرگ دیگر نیر چندان تفاوتی با پایتخت ندارد. گزارش‎های میدانی حاکی از آن است که طبقه کارگر در ایران به ویژه در شهرهای بزرگ باید ۷۰ درصد درآمد خود را صرف تهیه غذا و خوراک فقط برای زنده ماندن کند.

کیهان لندن در گزارشی میدانی از تهران به وضعیت غذای کارگری و طبقه متوسط رو به پایین پرداخته و از آنها پرسیده چه می‎خورند.

۱۹ شهریور ۹۷، ظهر موقع ناهار میدان «ولیعصر» (میدان ولیعهد)؛ محمد که در یک پیک موتوری کار می‎کند و ۳۳ سال دارد حساب کرده با حقوق ماهانه‎اش و مخارجی که دارد برای ناهار روزانه نباید بیشتر از ۴۵۰۰ تومان خرج کند. او می‎گوید «با این پول چی میشه خورد؟ یک بسته پفک شده ۳ هزار تومان شده، چیزی نمی‎مونه، من باید نان خالی و پنیر بخورم.»

رضا، دور میدان ایستاده و منتظر وانت یا ماشینی است که او را برای نظافت یا بنایی و یا حمل بار و اسباب‎کشی صدا بزند. در پاسخ به این پرسش که کارگرهایی مثل تو که روز مزد هستند چه غذایی می‎خورند گفت: «فلافل، ارزون‎ترین غذا بود؛ با یک ساندویچ سیر می‎شیم.»

چند متر جلوتر در مسیر بلوار کشاورز (بلوار الیزابت) سر ظهر بازار فلافل‌فروشی‎های بلوار قرار دارد که معمولاً شلوغ‌اند و اغلب مشتریان آن کارگران فصلی و موتوری‎ها هستند.

در فلافل‌فروشی پشت سینما استقلال (سینما امپایر) خبر زیادی نیست. یکی دو نفر داخل مغازه مشغول گاز زدن به ساندویچ هستند. بیرون تقریباً خلوت است. تا همین چند وقت پیش هر روز حوالی ظهر مشتریان در برابر همین مغازه برای ناهار صف می‎کشیدند.

امیر صاحب مغازه که پشت دَخل نشسته می‎گوید: «دو ماه است فروش ما خیلی کم شده، همیشه این موقع اینجا صف می‌بستند. حالا ببینید چطور است، بخصوص از موقع شلوغی‌های بازار خیلی کار ما کساد شد؛ البته وضعیت مردم را هم باید در نظر گرفت، قدرت خریدشان کم شده. همین الان بازار را نگاه کنید، می‌بینید کسی زیاد خرید نمی‌کند. اصلاً جمعیت با قبل، قابل مقایسه نیست. قبلاً کسی نمی‌آمد سؤال کند فلافل چند است. الان می‌آیند و می‌پرسند و راهشان را می‌کشند و می‌روند. همه این افراد کارگر هم نیستند. بین آنها کارمند هم هست.»

امیر ادامه می‌دهد: «پنج نفر در مغازه کار می‎کنند با خودم می‎شویم شش نفر، کاسبی یعنی سود، سر انگشتی حساب کنم پول کارگر و آب و برق و مالیات و خرید مواد هم از این دخل در نمی‎آید، سود پیشکش!»

مرد میانسالی با لباسی شیک شنونده حرف‎های صاحب مغازه است، دنباله حرف او را می‎گیرد و می‎گوید: «فلافل غذای ارزانی است. کمترین قیمتی که از آن یادم می‌آید، ۴۰ تومان بود. من به دلیل شغلی که دارم مشتری ثابت اغذیه فروشی‎ها هستم. یادم هست که کباب لقمه و سوسیس ۲۵ تومان بود، کنارش هم یک نوشابه می‌دادند. کباب لقمه‌اش هم گوشت حسابی بود. فلافل هم از آن موقع که باب شد، خیلی طرفدار پیدا کرد. یک دلیل هم همین ارزانی‌اش بود. کلاً غذای کارگری بود الان وضعیت همینطور پیش برود می‎شود غذای لاکچری!» (خنده)

وقتی بازار فلافل فروش‌ها و کوکوفروش‎ها کساد است و ساندویچ سیب‌زمینی و تخم مرغ گرانتر شده یعنی یک عده حتماً برای سیر کردن شکم مجبورند فقط نان خالی بخورند

جواد صاحب یکی از چند فلافل‌فروشی  پیچ شمیران است. مشتریان او مدتی است کم شده‌اند. وی در این‎باره می‌گوید: «در یک‌ماه گذشته که همه چیز گران شد ما گران نکردیم، چون مشتری توان ندارد، اما هر روز داریم مواد اولیه‌ را گرانتر می‌خریم. روغن ۱۶ کیلویی را که ۷۰ هزار تومان می‌خریدیم الان شده ۹۷ هزار تومان. تازه صاحب مغازه‎ای که از او روغن می‎خریم منت می‎گذارد و می‌گوید اگر مشتری چندساله‎ام نبودی اصلاً روغن به تو نمی‎فروختم چون باز هم قرار است گران شود. او هم مجبور است نفروشد چون گران می‎شود.»

جواد ادامه می‎دهد: «خیارشور و ترشی و مخلّفات دیگر هم این روزها قیمت ثابتی ندارند. هر کس هر چی خواست می‎فروشد و هیچ نظارتی هم نیست. قیمت ادویه هم بالا رفته، نوشابه را می‌فروختم هزار تومان، شد ۱۲۰۰ تومان، آب معدنی هم که هر هفته ۲۰۰ تومان گرانتر می‎شود. می‎گویند بطری آب معدنی هم وارد می‎کردند الان تحریم شده، یعنی در این چهل سال یک بطری هم نتوانسته‎اند تولید کنند!»

شرمنده مشتری‎ها هستم؛ کارگرمان قرار بود عقد کند!

۲۰ شهریور ۹۷، موقع ناهار، اغذیه‌فروشی؛ حوالی میدان «امام حسین» (میدان فوزیه)

آنهایی که تهران را می‎شناسد می‎دانند اقشاری که اطراف میدان «امام حسین» زندگی می‎کنند اغلب از کارگران هستند و همچنین دانشجویان کم درآمد. از قدیم ساکنان این منطقه بیشتر از طبقات متوسط پایین و تنگدست بودند و پس از انقلاب چند برابر شده‌اند. اینجا هر چه هم که گران بود اما غذا ارزان‎ بود.

فلافل ۴۵۰۰ تومان: یکی از اغذیه‌فروش‎های این میدان قدیمی که ۲۰ سال کاسب محل است می‎گوید: «کاهو، گوجه، نان و خیارشور و کلاً همه چیز گران شده، مجبورم ساندویج‎ها را گران کنم. باور کن دلم نمی‌خواهد مشتری‌ها گران بخرند، می‎دانم ندارند، خبر دارم از جیب‎شان، کاسب از جیب مشتری‌هایش خبر دارد، شرمنده‌شان می‌شوم. اما چه کار کنم؟ نان را دانه‌ای ۵۰۰ تومان می‌خرم. نخود و کاهو و خیارشور و گوجه و ترشی هم هست. همه را هم باید روزانه بخریم، اصلاً نمی‎صرفد، هیچوقت اینقدر کساد نبود، بی‌رودربایستی بگویم، همین چهارشنبه پیش گفتم تعطیل کنم. با کارگرهای مغازه نشستیم و حرف زدیم. به خاطر آنها بود که تعطیل نکردم. اینجا شش نفر نان می‎خورند، همه‌شان هم زن و بچه دارند، بیکار می‌شوند.»

او به یکی از کارگرها اشاره می‎کند، جوانی با صورت آفتاب‎خورده، می‎گوید: «این آرمان قرار بود آخر ماه عقد کند با این اوضاع…»

ساندویچ کوکوسبزی ۷۰۰۰ تومان: در مغازه‎ای قدیمی در خیابان ایرانشهر بالای میدان فردوسی؛ صاحب‎اش می‌گوید: «قیمت‎های مغازه من کف قیمت بازار است. سود چندانی نمی‌کنم، غذا را کم می‌آورم که زود تمام شود. من خودم هم کارگر بودم؛ ۱۰ سال است با همسرم اینجا را باز کرده‎ام اما الان به این روز افتاده‎ام که می‎بینید؛ دیگر صرفه ندارد. کاسبی دیگر مثل قبل نیست.»

«وقتی وضعیت ساندویچی‌ها اینطور است وضعیت رستوران‎ها بهتر از این نیست» این را کارمندی می‎گوید که ادعا می‎کند تا همین یک سال قبل معمولاً هفته‎ای یکی دو بار غذا را به همراه خانواده در رستوران می‎خورده است. او می‎گوید کارمند سازمان تربیت بدنی است: «… هفته قبل به رستورانی که مشتری ثابت آن بودم رفتم؛ صاحب مغازه که از دوستان قدیمی است تعریف می‌کرد اینجا را بفروشم و پولش را ملک بخرم سال دیگر چندین برابر سود می‎کنم. تازه پول آب و برق و کارگر و مالیات تجاری هم نمی‎دهم!»

مُزد که باشد غذا هم هست

اطراف میدان تجریش چند نفری  کنار یک چرخ‌دستی نشسته‌اند. باربرانی نسبتاً جوان با چهره‎های خسته؛ آنها از سیستان و بلوچستان برای کار به پایتخت آمده‎اند. حال و حوصله‎ی حرف زدن هم ندارند. نزدیک که می‎شوم اولش فکر می‎کنند برای دادن کار به آنها نزدیک شده‌ام، اما وقتی از آنها می‌پرسم ناهار خورده‌اید، همدیگر را نگاه می‌کنند. «ناهار؟!» می‌پرسم ناهار چی می‌خورید؟ یکی از آنها که به نظر باسابقه‎تر از بقیه است جواب می‌دهد: «هر چی، بستگی به مُزد روزمان دارد.» یکی دیگر از آنها با خنده می‌گوید: «مثل امروز که هزارتومان هم کار نکردیم و ناهارمان می‎شود یک تکه نان!» می‌گویند «اوضاع باربری هم کساد است، هیچ خبری نیست.»

کمی آنطرفتر، کودکی تا کمر وسط سطل زباله شیرجه زده؛ ته‌مانده چیزی شبیه غذا را پیدا می‎کند، با خوشحالی دختربچه‌ای را صدا می‎زند: «زهرااااا…» (با خنده)

No responses yet

Sep 11 2018

تصویر و ویدئو: فساد پسر فرماندە نیروی انتظامی تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

گویانیوز: آواتودی – امین خانچرلی پسر محسن خانچرلی فرماندە نیروی انتظامی تهران غرب یکی از عوامل کارچاق کن در تهران با استفادە از نفوذ و مقام پدرش توانستە بە بیش از پانصد میلیارد تومان پول نقد دست یابد.

امین خانچرلی ٥ سال پیش کافە تهران در خیابان فرشتە را کە یکی از گرانترین محلەهای تهران محسوب میشود را با رانت و پادرمیانی پدرش گرفت. این آقازادە پیشتر از طریق بردیا گلزار برادر محمدرضا گلزار بازیگر سینما در کافە انار جردن همکاری میکردند.

2565456.jpgامین خانچرلی از طریق باجگیری از مواد فروشهای عمدە غرب تهران و گرفتن مصونیت او نیروی انتظامی برای فعالیت بدون هراس از دستگیری قاچاقچی های تهران، ماشین لاندکروز مشکی و بی ام و ٥٢٨ و سە دستگاه خودرو لوکس دیگر گرفتە است.

امین خانچرلی یار و دوست امین قاچاقچیهای مواد مخدر در تصویری کە آواتودی بدست آوردە و در زیر میبینید در حال گفتگوی زندە در بین دایرە دوستان خلافکار با ایمان بشیری قاچاقچی معروفی است کە در سالهای ٩١ تا ٩٣ بە جرم فروش مواد مخدر از نوع شیشە بە حکم اعدام محکوم شدە بود، ولی با واسطە پدر این آقازادە تبرئە شد. دولتی پسر رئیس پلیس با قاچاقچی معروف پایتخت نتیجەاش نا امنی اجتماعی برای شهروندان و امنیت برای قاچاقچیهای مواد مخدر و خلافکارهای دانە درشت تهران شدە است.

No responses yet

Sep 09 2018

آب از افغانستان برای نجات سیستان، قیمت چند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: فرزانه بذرپور پژوهشگر در دانشگاه تروندهیم نروژ

فرزانه بذرپور؛ پژوهشگر در یادداشتی برای صفحه ناظران با نگاهی به تعرفه های بین المللی و موافقتنامه های خرید و فروش آب در آسیا، قیمت آب قابل مذاکره بین ایران و افغانستان را برآورد کرده و در یک ارزیابی اقتصادی بین خرید آب با گزینه های دیگر ایران برای تامین آب، هزینه و فایده ها را بررسی کرده است.

آیا قیمت گذاری آب راه حل مسئله هیرمند است؟ بسیاری از افغان ها باور دارند که آب هم مثل نفت ذی قیمت است ولی نمیدانند چقدر می ارزد. اختلافات آبی بر سر رودخانه ی هیرمند و تشنگی هامون، امروز در صدر موضوعات سیاست خارجی ایران و افغانستان است و به رغم جلسات متعدد و تفاهمنامه مشترک، همچنان آبی به سیستان نمیرسد.

مدیریت جامع منابع آب، یکی از راههای همگرایی و مشارکت پایدار اقتصادی در یک حوضه ی آبخیز را، قیمت گذاری آب تعریف می کند. تجربه های خرید و فروش آب در سطح بین الملل اگرچه انگشت شمار است اما می تواند ما را در یافتن قیمت پایه راهنمایی کند. گاهی در افکار عمومی افغانستان از ۱.۵ دلار در هر متر مکعب به عنوان تعرفه ی بین المللی آب یاد می شود، اما این قیمت گذاری در مورد آبهای افغانستان درست نیست.

یونسکو در سال ۱۹۸۵ هزینه های انتقال آبِ تصفیه شده با تانکر را بین ۱.۵ دلار تا ۳.۵۰ دلار براساس فاصله و حجم تانکر ارزش گذاری کرد. ترکیه درسالهای ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در قراردادهای جداگانه به قبرس شمالی و اسرائیل آب می فروخت. قیمت آب به اضافه ی هزینه ی انتقال با تانکر در بعد مسافت برای قبرس شمالی ۰.۷۹ دلار و برای اسرائیل ۰.۵۰ دلار در هر متر مکعب محاسبه و مذاکره شد. موسسه واشنگتن نیز سال ۲۰۰۳ در ارزیابی خود قیمت صادراتِ آب از ترکیه به کشورهای پیرامونی را ۰.۸۵ دلارتخمین زده است.

اما خرید آب هیرمند یا هریرود با الگوی ترکیه محاسبه نمی شود. الگوهای مناسب و کاربردی، قراردادهای بین مالزی و سنگاپور بر سر رودخانه های “تبرو اسکودای” و “جوهور” یا قراردادهای بین چین و هنگ کنگ و خرید آب رودخانه “جیانگ دانگ” می تواند باشد.
تجربه های خرید و فروش آب در شرق آسیا

سنگاپور از سال ۱۹۶۱ از مالزی آب می خرد. براساس این توافق، سنگاپور حق برداشت روزانه ۸۶ میلیون گالن آب معادل ۳۹۰ هزار متر مکعب از رودخانه “تبرواسکودای” را دارد. سنگاپور آب را به قیمت ۰.۵۰ دلار به ازای هر ۱۰۰۰ گالن پرداخت می کند. یعنی ۲۲ سنت در هر مترمکعب. دولت مالزی اگرچه در بازنگری های جدید همچنان به فروش آب ادامه داده است ولی اخیرا خواهان افزایش قیمت شده و ماهاتیر محمد، نخست وزیر مالزی، خردادماه، قیمت پایین صادرات آب را به ضرر منافع ملی کشورش دانسته است.

بیشتر بخوانید:

قیمت پیشنهادی مالزی ۶۰ سنت به ازای هر ۱۰۰۰ گالن است، یعنی ۲۷ سنت در هر مترمکعب. مالایی ها در مذاکرات به قرارداد چین با هنک کنگ استناد میکنند اما مقامات سنگاپور این مقایسه را غیرکاربردی می دانند زیرا چین علاوه بر تامین آب، هزینه های نگهداری و مخزن را پرداخته است. این درحالی ست که در موضوع سنگاپور-مالزی، سنگاپور علاوه بر هزینه ی تاسیسات و عملیات اجرایی، همه ی هزینه های نگهداری و تجهیزات را هم می پردازد. بنابراین قیمت تعیین شده در قرارداد سنگاپور- مالزی نمی تواند با قرارداد هنگ کنگ-چین یکسان در نظر گرفته شود.
شریان حیات هنک کنگ در دستان سرزمین مادری

هنک کنگ از سال ۱۹۶۵ حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد از نیاز آبی اش را از رودخانه شرقی یا “دانگ جیانگ” چین و از فاصله ی هشتاد کیلومتری تامین میکند. در اقدام جالبی برداشت آب از رودخانه، متناسب با وضعیت بارندگی به صورت ماهانه تنظیم شده تا از تهیه مازاد آب برای شهر در ماههای پربارش جلوگیری شود. حداکثر برداشت آب ۸۲۰ میلیون متر مکعب است و باوجود تمام مراقبتها و تنظیمات، سال گذشته این شهر ۲۵ میلیون متر مکعب هدررفت آب داشته است.

سال ۲۰۰۷ قیمت آب واراداتی ۴۲ سنت تعیین شده بود ولی در بازنگری سال ۲۰۱۶ ، رقم خرید آب به ۰.۸۶ دلار افزایش یافت. نیاز آبی هنک کنگ در سال گذشته ۹۸۷ میلیون متر مکعب بوده و با توجه به افزایش قیمت آب، دولت ترجیح داد نیاز اضافی آب را از طریق شیرین سازی تامین کند.

برخی منتقدان میگویند قدرت چانه زنی هنک کنگ در مذاکرات با چین، به دلیل وابستگی شدید آبی، بسیار ضعیف و شکننده است ولی مقامات هنک کنگ صراحتا می گویند انتظار برای خودکفایی در هنک کنگ، یک رویکرد غیرواقع بینانه است. هنک کنگ با ارزیابی هزینه- فایده گزینه های دیگر تامین آب، همچنان اولویت را به واردات آب از چین می دهد. قیمت شیرین سازی آب در هنک کنگ حداقل ۲ دلار است.
قیمت قابل مذاکره آب بین ایران و افغانستان چه می تواند باشد؟

براساس الگوی آسیای شرقی، می توان قیمتی بین ۰.۲۵ تا ۰.۵۰ دلار را به عنوان بهای تقریبی قابل مذاکره به بحث گذاشت. با توجه به اینکه ایران خود هزینه تاسیسات و نگهداری را متقبل می شود توافق بر سر قیمتی بالاتر از ۰.۵۰ دلار بسیار بعید به نظر می رسد. از آنجا که قرارداد ۱۳۵۱ هیرمند، ورود ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب را تضمین میکند و دو کشور همواره خود را متعهد به اجرای کامل قرارداد هیرمند اعلام کردند، مذاکرات درباره خرید آب شامل نیاز اضافی آب منطقه است. اگر نیاز آبی منطقه سیستان را یک میلیارد و چهارصد میلیون متر مکعب در نظر بگیریم، خرید سالانه ۶۰۰ میلیون متر مکعب می تواند موضوع مذاکرات باشد. اگر حداکثر قیمت یعنی ۵۰ سنت را برای هر متر مکعب فرض کنیم، افغانستان سالانه ۳۰۰ میلیون دلار عایدی از فروش آب به ایران خواهد داشت. با فرض قیمت گذاری آب همچنین میتوان از طریق تهاتر انرژی مبادلات آبی-نفتی داشت.
حق نشر عکس Mehr
Image caption سیستان و بلوچستان در بحرانی انسانی و زیست محیطی رو به نابودی است. خشکیدگی شریان هیرمند نه تنها امنیت آب بلکه معیشت، سلامت و حیات استان را دستخوش نگرانی کرده است
آیا خرید آب برای ایران صرفه اقتصادی دارد؟

سیستان و بلوچستان در بحرانی انسانی و زیست محیطی رو به نابودی است. خشکیدگی شریان هیرمند نه تنها امنیت آب بلکه معیشت، سلامت و حیات استان را دستخوش نگرانی کرده است. در چنین شرایطی که تهیه آب اولویت نخست است، دو گزینه پیش روی سیاستمداران است: ۱) شیرین سازی آب و انتقال از دریای عمان به سیستان و خراسان، ۲) استخراج آب ژرف.

مجلس ایران ماه گذشته کلیات طرح انتقال آب از دریای عمان به سیستان را به رغمِ ابهامات کارشناسی تصویب کرد. جزئیات روشنی درباره هزینه تمام شده شیرین سازی و انتقال آب دریا توسط مقامات ایرانی منتشر نشده است. اما در این یادداشت سعی شده با مقایسه الگوهای اجرا شده و انجام فرضیاتی، قیمت تمام شده آب در هر مترمکعب را برآورد کرد.

هزینه های شیرین سازی شامل هزینه های تکنولوژی و دستگاه های شیرین سازی به علاوه هزینه انرژی، نگهداری، هزینه های توزیع و اثرات جانبی محیط زیستی ست. عمان در سال ۲۰۱۴ با بهره مندی از پیشرفت های تکنولوژیک و قیمت پایین تر انرژی، توانست هزینه شیرین سازی آب و انتقال آن تا مسیر ۱۰۰ کیلومتری را به ۰.۶۰$ در هر مترمکعب کاهش دهد.

در ایران پیش بینی میشود که هزینه شیرین سازی هر مترمکعب آب به ازای هر ۱۰۰ کیلومتر انتقال آب معادل ۵۰۰۰ تومان می باشد که با دلار ۴۲۰۰ میشود ۱.۱۹ دلار .

فاصله تقریبی زاهدان با دریای عمان بیش از ۴۵۰ کیلومتر است، زابل که در شمال زاهدان است با این شهر حدود ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد. هزینه انتقال آب جدا از شیرین سازی هزینه قابل توجه ای ست چراکه بنابر میزان اختلاف سطح، انرژی بیشتری برای پمپاژ آب مورد نیاز است. مثلا در منطقه سیستان گفته میشود هزینه شیرین سازی و انتقال ۷ هزار تومان در هر مترمکعب است. یعنی ۱.۶۶ دلار.

این قیمت در خراسان جنوبی ۹ هزار تومان (۲.۱۴$ ) و در مشهد ۱۲ هزار تومان (۲.۸۵$) برآورد شده است.

ایران اعلام کرده که ۱.۵ میلیارد دلار در پروژه های انتقال آب از دریای عمان به مناطق خشک جنوب و مرکز کشور هزینه خواهد کرد. در پروژه انتقال آب دریای عمان به استان کرمان سرمایه گذاری به مبلغ ۸۰۰ میلیون دلار انجام شده و از سال ۹۲ تا کنون در دست اجراست. به گفته مسئولان پروژه، فاز صفر پروژه شیرین سازی با حجم سرمایه گذاری ۲ میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان برای ۶۰۰ هزار مترمکعب در نظر گرفته شده است. خط انتقالی در حدود ۷۰۰ کیلومتر و پمپاژ حداقل سه هزار متر برای عبور از ارتفاعات زاگرس نیاز دارد.

در استان کرمان گفته شده هزینه ی تمام شده شیرین سازی در هر متر مکعب معادل ۱۹۵۰۰ تومان در دستور کار قرار گرفته است. اگر ۱۹۵۰۰ تومان را با دلار ۴۲۰۰ دولتی محاسبه کنیم یعنی قیمت هر مترمکعب آب شیرین سازی و انتقال آن تا مسافت ۷۰۰ کیلومتری معادل ۴.۶۴ دلار خواهد بود. این قیمت گران فقط در مصرف صنعتی قابل توجیه است.

مسئولان گفته اند در حال حاضر نیاز آبی سیستان برای مصرف شرب ۷۵ میلیون متر مکعب و به همین میزان برای خراسان جنوبی و نیاز آبی خراسان رضوی بالغ بر ۱۱۵ میلیون مترمکعب است.

اگر برای تامین آب مورد نیاز اقدام به خرید آب از افغانستان با قیمت حداکثری ۵۰ سنت کنیم. برای تامین ۲۶۵ میلیون متر مکعب حداکثر ۱۳۲ میلیون دلار به افغاستان خواهیم پرداخت. این هزینه را مقایسه کنید با هزینه میلیارد دلاری پروژه های شیرین سازی و انتقال آب یا استخراج آب ژرف در کشور، فارغ از مدت زمان طولانی اجرای این پروژه ها، قیمت نهایی نیز صرفه ی اقتصادی برای ایران ندارد.
قیمت آب ژرف در مقایسه با خرید آب

برای استخراج آب های ژرف، ایران ۲۵۰ میلیون دلار از روسیه قرض گرفته است. فارغ از اینکه آب های ژرف، آبهای فسیلی و تجدیدناپذیر هستند و استخراج آنها میتواند اثرات جبران ناپذیری بر محیط زیست وارد کند. کارشناسان قیمت استخراج هر مترمکعب آب ژرف را ۲۰ هزار تومان تخمین زده اند که با دلار ۴۲۰۰ میشود به عبارتی ۴.۷۶ دلار. رضا مکنون، معاون مرکز مطالعات علم و فناوری و عضو هیات علمی دانشگاه امیرکبیر چنین برآوردی را کرده و معتقد است این هزینه کلان انجام می شود بی اینکه مطمئن باشیم چقدر آب به دست خواهیم آورد. مسئولین پروژه استخراج آب ژرف اما استدلال میکنند استخراج آب ژرف به مراتب ارزان تر از شیرین سازی آب دریای عمان برای فواصل طولانی مثلا طبس است.

مدیریت جامع منابع آب به ما میگوید باید آلترناتیوهای متنوع تولید و تامین آب را در نظر گرفت و براساس برآورد هزینه-فایده اقتصادی و اجتماعی به مورد اجرا گذاشت. مسلما شیرین سازی آب دریا برای جزایر ساحل جنوب و چابهار بهترین گزینه ست درحالیکه برای نیاز آشامیدنی شهرهای زابل یا زاهدان، خرید آب شاید به صرفه تر می نماید. استخراج آب های ژرف همواره میتواند به عنوان گزینه در دسترس باشد ولی با توجه به تغییر اقلیم معلوم نیست در آینده افغانستان همچنان فروشنده آب بماند.

خرید آب از افغانستان امکان نظارت بهتر و جدی تر بر اجرای کامل معاهده هیرمند را فراهم می کند. ضمن اینکه رفاه و توسعه افغانستان به امنیت و ثبات بیشتر این کشور می انجامد که وضعیت مطلوب ایران نیز محسوب میشود.

هر چه هست، تخمین قیمت ها و گزاره های مطرح شده در این نوشتار، دقیق و بر پایه مطالعات میدانی نیست اما می تواند محلی برای بحث و آغازی برای رویکرد اقتصادی به موضوع آب و تعیین قیمتهای منصفانه و به صرفه دو کشور ایران و افغانستان باشد.

No responses yet

Sep 06 2018

معاون دادستان عمومی مشهد: پوشش ظاهری کودکان عامل تحریک کودک آزاران است!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب


‘پیک ایران: معاون دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان رضوی گفت: در بخش زیادی از پرونده های کودک آزاری، لباس ها و پوشش و ظاهر شیک بچه ها عامل محرک برای کودک آزارها است.

به گزارش ایرنا، نیره عابدین زاده روز پنجشنبه در چهارمین همایش سلامت مادر و فرزند در مشهد افزود: به عنوان نمونه در پرونده کودک آزاری و قتل دختر هفت ساله افغانستانی که هفتم فروردین گذشته در شهرک شهید رجایی مشهد رخ داد قاتل موهای زیبای این دختر را عامل محرکی برای انجام کودک آزاری بیان کرده بود.

وی ادامه داد: مبتنی بر پرونده های موجود کودک آزاری فقدان آموزش کودک نسبت به حفظ حریم خصوصی، تنها گذاشتن کودک با افراد ناآشنا، کلاس های خصوصی و ارتباط کودکان در فضای مجازی از مهمترین بسترهای ایجاد کودک آزاری هستند.

معاون دادستان مرکز خراسان رضوی گفت: بازی های رایانه ای نیز از عوامل تحریک برای بچه ها هستند بنابراین والدین باید بر همه ارتباطات فرزندانشان در فضای مجازی نظارت داشته باشد.

No responses yet

Sep 04 2018

موج تغییر نام خانوادگی آقازاده‌ها در خوزستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,دزدی‌های رژیم,ملای حیله‌گر

استان‌وایر: کانال تلگرام سایت محلی «خورنا» خبر داده که فرزندان برخی مقام‌های استان خوزستان اقدام به تغییر نام خانوادگی خود کرده‌اند.

این رسانه محلی نوشته «پس از حساسیت مردم نسبت به فرزندان مسئولین و ژن‌های خوب، برخی فرزندان مسئولین با تغییر نام خانوادگی خود، انتساب به نام خانودگی قبلی را به کلی منکر می شوند.»

«خورنا» اعلام کرده که این افراد با چنین اقدامی سعی در «فریب» افکار عمومی دارند.

این سایت گزارش کرده که «معاون مدیرکل یکی از دستگاه‌های اجرایی استان خوزستان، نام خانوادگی خود را تغییر داده تا انتساب وی به یکی از نمایندگان استان را تکذیب کند.»

براساس این خبر٬ فرزند یکی از روسای سازمان‌های استان خوزستان هم نام خانوادگی خود را تغییر داده است.

آن‌طور که «خورنا» نوشته «مردم از مسئولین انتظار دارند پس از پایان خدمت خود، دست فرزندان و منتسبین به خود را از پست‌های مدیریتی کوتاه کنند.»

حضور فرزندان برخی مقام‌های جمهوری اسلامی در پست‌ها و عناوین دولتی در ماه‌های اخیر باردیگر خبر‌ساز شده است.

چندی پیش نیز در توییتر کمپینی با عنوان «فرزندت کجاست؟» راه افتاده بود که از مقام‌های مسئول می‌خواست درباره فرزندان خود و وضعیت آنها توضیح دهند.

در ایران از فرزندان مقام‌های مسئول به عنوان «آقازاده» یا «ژن خوب» نام برده می‌شود.

No responses yet

Sep 04 2018

خودسوزی مقابل شهرداری تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


عصرایران: یک مرد خودش را جلوی شهرداری تهران به آتش کشید.

به گزارش ایسنا، صبح امروز یک مرد در حالی که دو فرزند و همکارش نیز همراه وی بودند خودش را جلوی شهرداری تهران به آتش کشید.

وی که در پیش از آتش زدن خود خیابان را بسته و فریاد می‌کشید، بدون توجه به فریادهای مردم و پلیس خود را آتش زد.

خودسوزی مقابل شهرداری تهران

No responses yet

Sep 03 2018

بحران پوشک بچه؛ تحلیل رهبر و روایت مردم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,اقتصادی,برجام,تحریم,سیاسی

ایران وایر: «علیرضا مجدم زاده»، نمایندگی پوشک مولفیکس در خوزستان می گوید:«هربار پوشک مولفیکس وارد انبار می شود، با افزایش حداقل سه هزار تومانی روبه رو است

افزایش قیمت پوشک بچه، زندگی «معصومه» را که کارگر خانگی حوالی رباط کریم است، به جهنم مطلق تبدیل کرده است.

او درخانه های مردم کار و یک فصل هایی از سال هم به عنوان کارگر فصلی، در باغ های هلو اطراف شهریار میوه چینی می کند. می گوید این روزها دوقلوهایش را با سفره کهنه ای که با قیچی تکه تکه کرده و ملافه های نیم‏دار می بندد:«بچه‌ها دچار سوختگی می شوند و احتمال عفونت ادراری بالا است اما چاره دیگری ندارم.»

شروع ماجرا از اواسط خردادماه بود. وحشت فرا رسیدن روز سیزدهم مرداد و آغاز تحریم های دولت امریکا علیه ایران باعث هجوم مردم به سمت فروشگاه ها شد. هر کسی اندک پس اندازی داشت، برای خرید برنج، روغن، حبوبات، لوازم بهداشتی و سایر مایحتاج زندگی به بازار هجوم می برد.

قصاب خیابان «اشتراکی شمالی» در شهرستان کرج از فروش دوکامیون برنج در طول دو ساعت توسط فروشگاه «سلام» که روبه روی مغازه اش واقع شده است، برای «ایران وایر» می گوید: «نمی دانی مردم چه طور ده گونی ده گونی برنج ها را عقب ماشین پر می کردند و می بردند. اما هیچ کس به ذهنش نرسیده بود “مای بیبی” یا پوشک بچه بخرد.»

درآمد همسر «سهیلا حق شناس»، دومیلیون و 500 هزارتومان است. آن ها یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومانش را بابت اجاره آپارتمان، به مالک می پردازند و به همین دلیل هم به فکر انبار کردن برنج، روغن و رب گوجه نبوده اند.

سهیلا هر بار به فراخور نیازش، یک بسته پوشک سایز پنج برای پسرش خریداری می کند. او بسته ۳۸ تایی مای بیبی را با اندکی تخفیف، از فروشگاه «کوروش» ۲۱ هزار تومان می خریده، اما درست چهار روز س از آغاز تحریم های امریکا علیه ایران، وقتی بسته پوشک «محمد امین» تمام می شود، سهیلا با شوک بزرگی مواجه می شود:«از همان فروشگاه کوروش، همان مارک همیشگی را خریدم ۳۱ هزار تومان؛ فقط چهار روز بعد از شروع تحریم ها. وقتی بسته دومی هم تمام شد، تمام فروشگاه های اطراف مهرشهر و گوهردشت را زیر و رو کردم، هیچ اثری از پوشک بچه نبود. نه فروشگاه سلام پوشک مای بیبی سایز ۵ داشت ، نه فروشگاه “خانواده”. به این امید که حتما فروشگاه بزرگ کوروش این یک قلم جنس را دارد، راهی آن جا شدم اما آن جا هم داخل قفسه ها فقط چند بسته سایز 4 وجود داشت با قیمت 45 هزار تومان.»

سهیلا این روزها مدام در حال حساب و کتاب است که با یک میلیون تومان باقی مانده از اجاره خانه، اگر ساعت تعویض بچه را هم به دو برابر زمان استانداردی که روی هر بسته پوشک نوشته شده است افزایش بدهد، با احتساب هر بسته ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان، خانواده پنج نفره آن ها چند روز دوام خواهند آورد؟

کبری» ۱۹ ساله، ساکن منطقه «گاما» که شهرکی ۲۰۰ خانواریبا خانه هایی حلبی است، روبه روی ناحیه صنعتی ماهشهر، دوقلوهای ۹ ماهه اش را با کیسه فریزر پوشک می کند. می گوید دستانش از شستن کهنه ها سوزن سوزن می شوند اما درآمد «رحیم»، همسر 23 ساله اش که کارگر کارواشی در همان حوالی است، 900 هزار تومان بیش تر نیست. او هزار صنم دارد که یاسمن پوشک بچه توی آن گم می شود.

کبری نه قبلا که پوشک بسته ای 14 هزار تومان بود و نه الان که قیمت آن به 50 هزار تومان رسیده،‌ توان خرید آن را نداشته است: «یکی دو بار و وقتی که قیمت هر بسته پوشک 14 تایی، 12هزار تومان بود- پیش از عید نوروز امسال-‌ وقتی رحیم حقوق می گرفت و سر حال بود، از مسیر کارواش یک بسته پوشک “مامانا” با خودش می خرید و می آورد خانه و می گفت فردا از کهنه شوری راحت باشی. یکی دو باری هم یک خانم خیر و نیکوکاری که توی خانه اش کار می کردم، چند بسته پوشک برای بچه خرید و به من هدیه داد. من آن ها را نگه می داشتم و فقط زمانی که بیرون از خانه می رفتیم، استفاده می کردم. حالا که حتی نمی توانم شیر خشک بچه ام را بخرم. شکمش را با نان خیسانده توی چای سیر می کنم، چه برسد به این که بخواهم به چیز لوکسی مثل پوشک و مای بیبی فکر کنم.»

مرضیه ۲۸روز پیش مادر شد. نوزادش نارس به دنیا آمد. پسرش به دلیل نارس بودن، دارای حساسیت پوستی است. او تا به حال پوشک های مارک های «مرسی» و «پنبه ریز» را امتحان کرده ولی حالا پزشک معالج کودک توصیه کرده برای جلوگیری از سوختگی و دانه های ریزی که وسط پای نوزاد رشد می کنند، از پوشک خارجی استفاده کند. اما این روزها و با گران شدن پوشک، تهیه هر بسته خارجی آن 85 هزار تومان آب می خورد. او یک بسته “پمپرز” خریده است و تا متوجه رشد قرمزی بین پاهای کودک می شود، به طور موردی از آن استفاده می کند.

این روزها و پس از شروع تحریم های امریکا، کم‏تر فروشگاه محصولات بهداشتی تنوع برندهای مختلف پوشک داخلی را حفظ کرده است. معمولا سایزها با نقص روبه رو هستند و مدام خبر تعطیل شدن قریب الوقوع شرکت های تولید کننده پوشک ایرانی به علت کمبود مواد اولیه و گران شدن ارز به گوش می رسد.

تا پیش از آن، بازار تقاضا از مارک های ایرانی مای بیبی، مرسی، پنبه ریز و «بارلی»،‌ «مولفیکس»، «مبارک» و «پرمیس»تغذیه می شد. اما سایز 4 پوشک مای بیبی که خرداد ماه سال1397 به قیمت ۲۰هزار و ۵۰۰ تومان فروخته می شد، در شهریورماه به مبلغ ۴۷هزار تومان عرضه شده است. سایز ۳ همین مارک در خرداد ماه امسال 20 هزار تومان بود ولی در شهریورماه با 45 هزار تومان افزایش مواجه شده است. با همین قیمت هم این روزها در هیچ کدام از فروشگاه های عرضه محصولات بهداشتی و آرایشی پیدا نمی شود.

مرضیه می گوید در طول 28 روز گذشته، ۳۵۰ هزار تومان برای نوزاد نارسش پوشک مصرف کرده است. او روزانه پنج تا شش بار کودکش را تعویض می کند. این در شرایطی است که میزان درآمد همسر مرضیه در طول یک سال گذشته تغییر نکرده و میانگین حقوق و دریافتی او ثابت بوده است.

مرضیه می گوید: «وقتی یک ماجرای پیش پا افتاده مثل پوشک می تواند تا این حد زندگی ما ایرانی ها را تحت تاثیر قرار بدهد، چه طور می توانیم در مقابل فشار تحریم ها در مقیاس های کلان ترمقاومت کنیم؟»

او از شلوغی بخش بهداشتی فروشگاه «رفاه» می گوید و این که مردم از ماجرای پوشک کودکان و درک تازه این نکته که ما حتی بعد از 40 سال ادعا در زمینه خودکفایی، حتی قادر به تامین مواد اولیه محصول ساده ای هم چون پوشک بچه نیستیم، شوکه شده اند.

تولید کنندگان می گویند در این افزایش قیمت بی تقصیرند. «علیرضا مجدم زاده»، نمایندگی پوشک مولفیکس در خوزستان می گوید:«هربار پوشک مولفیکس وارد انبار می شود، با افزایش حداقل سه هزار تومانی روبه رو است. به این رقم، افزایش هزینه ارسال از تهران به نمایندگی های شهرستان ها به اضافه سود فروش نمایندگی وسود فروش مغازه دار به مردم که اضافه شوند،جمعا منجر به فاجعه ای می شوند که با آن روبه رو هستیم.»

او می گوید همین امروز سایز ۴ پوشک مولفیکس را ۵۲ هزار تومان فاکتور کرده است؛ مبلغی که به زعم او، به پول خون مردم نزدیک گ‌تر است تا محصولی که قرار است دو ساعت بعد از مصرف، به ته سطل آشغال انداخته بشود.

البته فقط مردم نیستند که درباره پوشک حرف می‌زنند، اگر این روزها، عبارت پوشک بچه را در «گوگل» به فارسی جست‎وجو کنید تا با انبوهی از اظهار نظرهای متفاوت در این مورد مواجه شوید؛ از اعلام برائت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در مورد جهش قیمت پوشک بچه گرفته تا اظهارات «سیدعزت الله ضرغامی»، ‌عضو «شورای عالی انقلاب فرهنگی» در صفحه تویتترش. در آخرین اظهار نظر، رهبر جمهوری اسلامی روز گذشته کم‏یاب شدن و افزایش قیمت پوشک بچه را خراب‏کاری «دشمن» برای ایجاد بدبینی دانسته است: «… ناگهان در تهران یا شهرهای بزرگ پوشک بچه کم‏یاب می شود. این اتفاق افتاده است، یک فرض نیست. دشمن می خواهد مردم از دستگاه های دولتی و دستگاه حکومت عصبانی بشوند و این یکی از راه های [خرابکاری دشمنان] است.»

در عالم واقع اما رییس هیات مدیره «انجمن صنایع سلولزی بهداشتی ایران» اما با تشریح این که ۸۰درصد از مواد اولیه ساخت پوشک بچه وارداتی است. با عدم اختصاص ارز دولتی، به ناچار کارخانه‌ها باید با قیمت جدید ارز مواد اولیه را وارد کنند، ‌علت گرانی پوشک بچه را نه خراب‏کاری و توطئه دشمن بلکه اجبار تولید کننده برای خرید مواد اولیه با ارز آزاد عنوان کرده است.

No responses yet

Sep 02 2018

بر ای بلوط زاگرس جـان می‌دهم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

قانون: مصاحبه منتشر نشده از شریف باجور

صلاح الدین بهرامی

«شریف باجور» نامی که در تاریخ محيط زيست اين سرزمين جاودانه شد؛ او با دست‌های همیشه تاول زده به جنگ شراره‌های آتش رفت و بال خود را چون پروانه‌ای عاشق به گرد شمع طبیعت آنقدر سایید تا همانند ققنوسی در افق رویای صیانت از بلوط‌های مریوان، در نهایت در آسمان گم شد و پرکشید. شریف، مرد شریفی بود که با عزت رفت و باجرات در قلب آتش زیست. او که به گفته خود از سال 86 به عضو انجمن« سبز چیا» درآمده بود، برای ممد حیات محیط زیست نفس می کشید. آن شبي كه كرمانشاه لرزيد، قلب شريف نيز لرزيد، او با پای پیاده راه سرپل ذهاب را با عشق به همدلی و همدردی هموار کرد تا شايد ذره‌اي از سوگ هموطنان زلزله‌زده خود را بكاهد. چندي پيش با شريف باجور درباره كمپين «تنفگ شكسته»، اعتصاب غذا و پياده‌روي براي اعتراض به تخريب‌هاي زيست محيطي و ديگر نگراني‌ها و دغدغه‌هاي زيست محيطي كردستان گفت‌وگويي داشتيم اما شوربختانه مرگ فرصت انتشار آن را در زمان حيات شريف نداد. حادثه‌‌اي تلخ كه محيط‌زيست ايران زمين را داغدار كرد؛ براي آشنايي با اين بزرگمرد، بخش‌هايي از اين مصاحبه را منتشر كرده‌ايم كه باهم مي‌خوانيم.

اجازه بدهید که از خودتان شروع کنیم و مخاطب‌های‌مان بیشتر با شما آشنا بشوند. شریف باجور کیست و چه کارهایی انجام داده است؟

عضو انجمن سبز چیای مریوان هستم. از سال ۸۶ در انجمن سبز چیا که همان‌طور که از نامش پیداست یک انجمن زیست محیطی است، مشغول به فعالیت هستم.

آیا از فعالیت انجمن تا کنون راضی هستید؟

اصول هر کاری و حرکت در هر سازمانی بر مبنای تعاریفی که در آن سازمان انجام گرفته، مشخص می‌شود. انجمن زیست محیطی هم بر همین اساس و از لحاظ کارکردی باید همچون یک سازمان مدنی در جامعه، مطابق با شرایط جامعه خود پیش برود و ارزیابی شود. من نسبت به انجمن و کار و موقعیتی که در آن هستم همیشه اعتراض داشته‌ام و فکر می کنم کارها آن طور که باید پیش نمی‌رود؛ اما امیدواریم و از طرف دیگر هم با بررسی وضعیت فعلی جامعه نیز تا حدودی می‌توان گفت از مسیر پیش روی‌مان هم راضی هستیم اما اقرار می کنم که عاشق محیط زیست و جنگل های زاگرس هستم و تا آخرین نفس برای حفظ بلوط زاگرس جان می دهم.

ارتباط انجمن با سایر انجمن‌های محیط زیستی شهرهای کرد نشین چگونه است؛ آیا ارتباطی با دیگر انجمن‌های محیط زیستی دارید؟

ما با انجمن های مناطق کردنشین و همچنین با دیگر انجمن‌های زیست محیطی سراسر ایران در ارتباط بوده و با يكديگر همکاری می‌کنیم. به طور اختصاصی نیز در آتش سوزی‌های جای‌جای زاگرس حضور فعال و موثر داشته‌ایم، اما حوزه تاثیر ما بیشتر شامل مناطق مریوان، سنندج، اورامانات و سقز است.

استقبال توده مردم نسبت به این حرکت‌ها چگونه است؟ آیا این حرکت ها در میان مردم پذيرفته شده است؟

این نهادهای مدنی، نهادهای مدرنی هستند و در جهان سنتی خیلی کاربردی نداشته‌اند. باید از خودمان بپرسیم که نشانه‌های استقبال خوب چیست؟ اینکه انجمن چیا از مردم بخواهد آتشی را خاموش کنند، کافی است که بگویم مردم استقبال کرده اند یا نه؟این تجربیات را از دنیای مدرن گرفته‌ایم و در دنیایی مدرن زندگی می‌کنیم، همین آشفتگی های جامعه و شرایط فعلی موجب می‌شود که سازمان‌ها و نهادهای مدنی شکل بگیرند. واقعیت آن است که مردم از فعالیت‌های انجمن ها استقبال می‌کنند و ما تغییرات و احساس شوق مردم را دیده‌ایم، اما برای کامل شدن نیاز به زمان داریم و به مرور این مساله روی مردم تاثیر بیشتری می‌گذارد و من امیدوارم به اینکه درست پیش می‌رویم و نتیجه‌ خوبی می‌گیریم.بسیاری از افراد شکارچی تفنگ های‌شان را زمین گذاشتند و به گروه حافظان محیط زیست پیوستند و این تنها نمونه‌ای از استقبال مردم نسبت به نهادهای محیط زیستی است.

نقش گروه ها و شبکه های مجازی را در گسترش و شکل دهی این‌گونه نهادها چگونه می‌بینید؟

شبکه های مجازی از آن دسته رسانه‌هایی است که می‌تواند در پیشبرد و بازنمایی درست فعالیت‌های ما نقش خوبی بازی کند. شبكه‌هاي اجتماعي همیشه در دسترس مردم است و ما از طریق این رسانه می‌توانیم به بازتاب فعالیت‌های‌مان پرداخته و بسیار سریع تر با مردم ارتباط برقرار کنیم اما یک ضعف در شبكه‌هاي اجتماعي وجود دارد؛ در واقع مردم جامعه از نظر عمل گرایی ضعیف هستند. در این چند سالی که شبكه‌هاي اجتماعي در دسترس عموم قرار گرفته است ،نتوانسته‌ایم از آن برای پر کردن شکاف و فاصله نظر تا عمل استفاده کنیم.

منظورتان این است که شبكه‌هاي اجتماعي مي‌تواند در دنیای واقعی هم تاثیراتی بگذارداما آیا برای آگاهی رسانی وسیع تر به جامعه در خصوص این فعالیت های زیست محیطی کار دیگری هم می‌توان انجام داد؟

در انجمن سبز چیا شبانه روزی تلاش می‌کنیم و گسترش و پیشرفت زیادی هم رقم زده‌ایم. من به شخصه وقت آن را ندارم که گروهي در شبكه‌هاي اجتماعي تشکیل دهم و از این طریق اقدام به اطلاع رسانی و آگاهی دادن به جامعه كنم ولی همکارانم این زحمت را به دوش می‌کشند.خیلی از کارهای ما بازتاب بین المللی داشته است، چند سال یک بار یک حرکت بزرگ انجام می‌دهیم و این گونه به امر آگاهی دادن معنای عملی می‌بخشیم مثلا «تفنگ شکسته»یکی از این دست فعالیت‌ها بوده است و یا من با پای پیاده از مریوان تا ثلاث باباجانی اعتصاب غذا كرده و شبانه‌روزی بدون توقف حرکت کردم، این کارها بازتاب خوب و گسترده‌ای در میان مردم منطقه داشته است.

چه شد که به فکر اعتصاب غذا و پیاده روی بدون توقف تا ثلاث باباجانی افتادید؟ هدف این حرکت چه بود؟

این حرکت با هدف عدم خشونت انجام گرفت؛ حرکتی بود برای آگاهی دادن در مورد خشونت‌هایی که در منطقه علیه محیط زیست انجام می‌گرفت و استقبال خوبی هم از آن شد، ۲۵۰ کیلومتر از مریوان تا ثلاث باباجانی را طی سه شبانه روز بدون توقف طی كردم تا توجه دیگران را به شعارهایی برای زندگی عاری از خشونت جلب کنم و بازتابش خیلی راضی کننده بود و یک قدم نسبت به آنچه مبارزه با عدم خشنونت می‌خوانیم، پیش رفتیم.

در مورد حرکت شکارچیان گفتید، «تفنگ شکسته» لطفا در مورد این کمپین توضیح بدهید؟

«تفنگ شکسته یک تفنگ پیروز و سبز است»؛ طی آموزش های انجمن سبز، احمد عزیزی از روستایی درکه، تصمیم گرفت اسلحه خود را بشکند، چند باری هم دخترش درخواست کرده بود که دیگرشکار نکند و در کلاس های آموزشی شرکت کرد و تصمیم به شکستن اسلحه‌اش گرفت و این یک کار تاریخی است و باید بتوانیم درست این اندیشه را در جامعه بازتاب بدهیم. یک روزی خدمت مردم روستای درکه رسیدیم و آنجا این جمله را نوشیتم «تفنگ شکسته یک تفنگ پیروز و سبز است»، تفنگ را شکستیم و سریع در جامعه بازتاب داده شد و خیلی ها به این جنبش پیوستند نه تنها در ایران بلکه در سراسر دنیا این حرکت را تشویق کردند.

تاثیر اساسی در مساله برخورد ما با محیط زیست، فاجعه محیط زیست و همچنین با عدم خشونت است و با ذهنیت شکل گرفته بر مبنای فلسفه عدم خشنونت که ما از نقطه ای آن را کنترل می‌کنیم، نقطه آگاهی کامل موجودیت انسان روی این کره ای خاکی است و بقایش را در صلح با طبیعت تنظیم می‌کند. یک حرکت دیگر هم این بود سربازی که در پادگان پایش را به‌خاطر نجات یک توله سگ از دست داده بود، با حمایت بسیاری از انجمن‌ها و مشارکت انجمن تبریز توانستیم در بیمارستان از این سرباز تقدیر کنیم.

جریان مخالفت با احداث مینی پالایشگاه در مریوان چیست؟

ما مخالف و پیگیر هستیم که نگذاریم پالایشگاه در منطقه مریوان تاسیس شود و مضرات پالایشگاه در مریوان جای بحث نیست؛ چون از لحاظ جغرافیایی هم منطقه مناسبی برای پالایشگاه نیست و با نهادهای مربوط جلسه گذاشته ایم و مخالفت خودمان را شدیدا اعلام کرده‌ایم و انجمن های دیگر هم کاملا پشتیبان این حرکت هستند.

آیا دریاچه زریبار در حال خشک شدن است؟

این نگرانی درباره دریاچه زریبار، کاملا درست است، براساس اینکه دریاچه زریبار یک چشمه بزرگی است که با وجود سد، جلوی جریان طبیعی این چرخه را گرفته و وضعیت بحرانی است و جای نگرانی دارد و از جریان طبیعی خود خارج شده و کم کم پایداری خود را از دست می‌دهد ولی چشمه های جوشان و مخزن های آب باعث شده است کم شدن آب زریبار خود را نشان ندهد.

آیا نهادهای مربوطه دیگر کاری برای جلوگیری از این وضعیت انجام داده‌اند؟

خیر؛ هیچ کاری انجام نگرفته است. در انجمن سبز در خصوص رفتارهای مردم نسبت به دریاچه زریبار فرهنگ‌سازی و اعتراضات زیادی کرده ایم ، ولی به نتیجه نرسیدیم و نتوانستیم کار بکنیم.

No responses yet

Sep 02 2018

صـادرات مهـاجـر، صف‌های مهاجرت ایرانیان در مقابل سفارتخانه‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,امنیتی,سیاسی

آفتاب: گروهي از ایرانی‌ها می‌خواهند ایران را ترک کنند. این را می‌شود درصف‌های طولانی مقابل سفارتخانه‌هایی که در خیابان فردوسی و چهارراه استانبول و… جمع شده‌اند دید.
آفتاب‌‌نیوز :
یکسو صرافی‌ها و سوی دیگر سفارتخانه‌ها. قیمت دلاری که بالا می‌رود و ریالی که هر لحظه ارزان تر می‌شود. زندگی در ایران گران‌تر از هر روز می‌شود. آدم‌هایی که از ساعت پنج صبح در ماشین‌های‌شان نشسته‌اند و خواب آلود و خسته به درهای سفارت خیره شده‌اند تا باز شود و برای گرفتن ویزا اقدام کننداما همه شان ناامیدند. اندك امیدی به بهتر شدن وضعیت‌شان در كشور ندارند. اين گروه از ایرانی‌ها هر روز از مقابل مجسمه فردوسی عبور می‌کنند تا هر چه زودتر به سفارتخانه مورد نظرشان برسند و حتی شده یک قدم به خروج از ایران امیدوار شوند.

به گزارش آفتاب‎نیوز؛ این قصه رنج آدم هاست که فردوسی از بالای مجسمه اش هر روز آن را تماشا می‌کند و شاهد صامت رنجی است که بر ایران می‌رود. «محمد» یکی از جوانانی است که پوشه مدارکش را در دست گرفته و از ساعت 6 صبح در صف ایستاده است. کنکورش را هم نداده و قصد خروج از ایران و رفتن به یکی از دانشگاه‌های مالزی را دارد. او می گوید:« تجربه زندگی در کشوری به جز ایران و فرصت‌های شغلی که این تحصیلات در کشورهای دیگر برایش ایجاد می‌کند، بسیار بهتر از درس خواندن در ایران است. باید با هزار زحمت پول بی زبان را برای دانشگاه بریزیم و در نهایت هم در خیابان‌ها مسافرکشی کنیم آیا پولی گیرمان بیاید یا نه!». «سامان» 27 ساله هم قصد دارد برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به هند برود. او نیز گلایه‌های زیادی از مسئولان دارد. می‌گوید:«مدرک تحصیلی من مهندسی صنایع از دانشگاه امیرکبیر است اما چهار سال است که کار پیدا نمی‌کنم و فکر مهاجرت ذره ذره در ذهنم قوت گرفته است. از طرفی امروز اعلام کرده‌اند قیمت پراید 40 ميليون تومان شده این یعنی دیگر چیزی به نام اقتصاد در کشورمان وجود ندارد». او از بیماری روحی اش می‌گوید که مدت‌ها گریبانش را گرفته و آزارش می‌دهد. بیماری‌ای که نامش ترس از آینده است و در بیشتر ایرانی‌ها دیده می‌شود. او ادامه می‌دهد: «با اینكه مدرک من از یک دانشگاه خوب با معدل خوب است اما کسی حاضر نیست به یک جوان بدون سابقه کار اعتماد کند و شغل‌هایی به من پیشنهاد می‌شود که مرتبط با تحصیلاتم نیست. این در حالی است که با بند (پ)، همان پارتی‌بازی خودمان خیلی بی‌سوادتر از من‌ها شغل‌های خوب می‌گیرند.« سینا» یکی یکی مدارکش را دوباره در پوشه‌اش تماشا می کند و برای رفتن به داخل سفارت هند عجله دارد اما صف عریض و طویل روبه‌رویش تمام نمی‌شود. می‌گوید:« با رفتنم به هند هم زبان انگلیسی‌ام پیشرفت می‌کند، هم دانشگاه قول شغل دانشجویی به من داده است که تا حدی هزینه‌های تحصیلم را می‌دهد. از سوی دیگر اگر خوب درس بخوانم امکان پذیرش در دانشگاه‌های انگلستان در مقطع دکترا را خواهم داشت و از انگلیس هم به ایران باز نمی‌گردم!».با این تفاسیر می‌توان گفت بیشترین دغدغه جوانان مهاجر برای تحصیل، بیکاری و نداشتن شغل مناسب است. بیکاریی که آنقدر به جوانان فشار می‌آورد که مجبور می‌شوند قید خانه و خانواده و وطن را بزنند و آواره دیار غربت شوند.

ویزا معضلی برای مهاجرت

سفارتخانه رفتن و تقاضای ویزا در ایران از کشورهای خارجی چیزی کم از هفت خان رستم ندارد. برای آن‌هایی که برای نخستین‌بار به یک سفر خارجی دعوت شده‌‌اند یا قرار است با تور به سیاحتی چند روزه بروند، مواجهه با شرایط خاص و سخت‌گیرانه سفارتخانه‌ها، نگاه‌های سرد و بی‌تفاوت کارکنان و پرسنلش عجیب‎تر است. ساعت هفت و نیم صبح اگر کسی حواسش به تابلوی کوچک سفارت و پرچمی که باد در هوا ‌می‌رقصاند نباشد، نمی‌فهمد چرا مردم در صفی طولانی در میانه خیابان کامرانیه ایستاده‌اند. بعضی‌ها نشسته و بعضی‌ها کیف سنگین مدارک و کاغذهای‌شان را سخت به سینه چسبانده‌اند. چند نفر آن‌سوی خیابان روی صندلی ماشینی با بخاری روشن چرت می‌زنند. بعضی‌ها مجهزتر آمده‌اند: یک چهارپایه کوچک برای نشستن و یک فلاسک چای برای گرم ‌شدن نفس‌های‌شان.این ماجرای یک خیابان و یک سفارتخانه نیست، حال و احوال مشابه همه سفارتخانه‌های خارجی به‌ویژه کشورهای اروپایی است. هر چند سفارتخانه کشورهای دیگری مثل چین و هند هم این روزها دست‌کمی از کشورهای اروپایی ندارد و مقابل آن‌ها هم انبوه مسافران با یک شماره در دست، در انتظار نوبت و عبور از درهای کوچکی‌اند که گاهی باز می‌شوند. ماموران سفارت بدون هیچ توضیحی، تنها شماره‌ها را می‌خوانند، مردم پشت ماموران شماره‌ها را با صدای بلند تکرار می‌کنند که صاحب شماره هر کجای صف که ایستاده خودش را به همان در کوچک برساند. هربار پنج شماره اعلام می‌شود و پنج نفر با امید به اینکه سفارت به آن‌ها چراغ سبز نشان دهد، از همان دری که تنها به اندازه عبور یک نفر باز است، رد می‌شوند و می‌روند پشت دیوارها. بعضی‌ها در رفت‌وآمدهای چند روزه پشت سر هم با هم دوست شده‌اند و بعضی‌ها هم سخت و عبوس ابروها را در هم کشیده و به دیوار تکیه داده و ایستاده‌اند. تعدادی از آن‌ها هر چند دقیقه یک بار طول صف را نگاه می‌کنند و سرشان را تکان می‌دهند؛ شاید به نشانه افسوس یا حسرتی. «مینا» پیرزنی است که در سال‌های اخیر چند بار برای دیدار اعضای خانواده‌اش از ایران خارج شده است. ساعت ٩ صبح با نامه‌ای از بانک خودش را به سفارتخانه می‌رساند و داخل صف می‌ایستد. می‌گوید:« بعد از چند بار سفر آدم چم و خم ویزا گرفتن دستش می‌آید اما آن چیزی که اغلب برای همه مردم غیرقابل تحمل است، رفتارهای از بالا به پایین و حتی بعضا می‌توانم بگویم با رنگ و بویی نادرست با ایرانیان در بعضی سفارتخانه‌هاست». به گفته او، از آن‌جا که فرآیند صدور ویزا در هر سفارتخانه‌ای متفاوت است و در این زمینه اطلاعات دقیق و کاربری وجود ندارد، عده‌ای هم از این فضا سوءاستفاده می‌کنند و فرآیند ویزا گرفتن را برای مردم سخت‌تر کرده‌اند.

در سفارتخانه‌ها به ما بی احترامی می‌کنند!

«محمد» درحالی‌که روزهای فراوانی را برای ترجمه مدرکش در انتظار مانده، می‌گوید: «من تجربه مراجعه به بسیاری از سفارتخانه‌های خارجی را داشته‌ام. در هیچ ‌کدام از آن‌ها رفتار محترمانه‌ای با من نشد، فقط بعضی کشورهای اروپای شرقی برخورد خوبی داشتند. خاطرم هست آن زمان که سفارت انگلیس در تهران فعال بود، یک روز که برای دریافت جواب رفته بودم، خانمی که پشت باجه نشسته بود، کاغذها را به سمت من پرت کرد، طوری که چند دقیقه واقعا نمی‌توانستم از روی صندلی که نشسته بودم بلند شوم. این برخوردهای تحقیرآمیز هرگز برای من عادی نشده و هر بار به اندازه بار اول آزارم می‌دهد». به ‌گفته محمد،مردم در فضای سفارتخانه‌ها از ترس برخوردهای بد مدام ناراحتند. اومی گوید: «من مجبورم یک‌بار برای دیدار فرزندانم خارج از ایران سفر کنم و هر‌سال تجربه مراجعه به سفارت برای من سخت‌ترین تجربه‌هاست. البته الان راحت‌تر ویزا می‌گیرم اما حساب و کتاب ندارد. چند بار به دلیل برخوردها سعی کردم به سرکنسول‌ها شکایت کنم اما فایده‌ای نداشته». او ادامه می‌دهد: «تجربه بدترین برخوردها را در سفارتخانه‌های کانادا و آلمان در تهران داشته و الان دیگر برای درخواست ویزا به این دو سفارتخانه مراجعه نمی‌کند. او تداوم رفتارهای نادرست و تحقیرکننده با ایرانیان پشت در سفارتخانه‌ها و در فرآیند صدور ویزا را متوجه مردم نمی‌داند، بلکه به اعتقاد او این مسئولیت دولت و وزارت امور خارجه است که به این نابسامانی و وضع تاسف‌بار رسیدگی به تقاضای ایرانیان برای ویزا در کشور خودشان پایان دهد». کامل دلپسند، جامعه شناس در گفت و گو با« قانون» درباره دلایل مهاجرت ایرانی‌ها می‌گوید: «مهاجرت ایرانی ها به کشورهای خارجی دلایل زیادی دارد. قاعده مهاجرت به دو علت بستگی دارد؛ یکی دافعه مبدا و دیگری جاذبه مقصد است. دلایل متعددی در ایران برای دفع از کشور وجود دارد. مهاجرت نخبگان را در سال های گذشته داشتیم که امیدشان رفتن به دانشگاه های بهتر بود. اما الان طبقه متوسط هم برای رفتن به کشورهای دیگر استفاده می‌کند. مردم به گرجستان می روند وخانه می‌خرند به امید اینکه اقامت اروپا را بگیرند و از ایران بروند». او با بیان اینکه مردم اطمینان خاطری برای آینده ندارند، ادامه می‌دهد: «دولتمردان می‌گویند وضعیت بهتر می‌شود اما نبود شفافیت این ماجرا را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است. میزان اعتماد مردم به حکومت رو به کاهش است و این را نمی شود کتمان کرد. در دو سال اخیر ما 40 درصد شاخص امید به آینده را داشته ایم. تا زمانی که عدم اطمینان از آینده داریم هر شخصی تلاش می کند به خاطر خانواده اش هم که شده ایران را ترک کند.

منبع: روزنامه قانون

No responses yet

Aug 26 2018

انتشار عکس‌های تکان‌دهنده از فروچاله عظیم دشت کبودرآهنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان

رسانه‌های ایران عکس‌هایی از یک فروچاله بزرگ به قطر ۶۰ متر و عمق ۴۰ متر در در دشت کبودرآهنگ همدان منتشر کرده‌ و تأکید کرده‌اند که این فاجعه زیست‌محیطی بر اثر برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی ایجاد شده است.

خبرگزاری مهر در این زمینه نوشت که فروچاله‌ دشت کبودرآهنگ نشان‌دهنده این است که تا عمق ۶۰ متری زمین هیچ‌گونه رطوبتی در خاک دشت وجود ندارد.

فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

عادل عربی مدیرکل محیط‌زیست استان همدان نیز گفته که ریزش زمین تا عمق ۶۰ متر در کوتاه‌مدت و میان‌مدت اصلاً برگشت‌پذیر نیست و احیای زمین در بلندمدت نیاز به بیش از نیم‌قرن کار و تلاش دارد.

فروچاله اخیر در دشت کبودتر آهنگ بیست و پنجمین فروچاله‌ای است که در این منطقه به وجود آمده است.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان
MEHR

پیش از این ۱۳ فروچاله در دشت کبودرآهنگ و ۱۱ فروچاله دیگر در دشت رزن- قهاوند و روستا‌های این منطقه ایجاد شده بود.

اگر روند ایجاد فروچاله‌ها ادامه یابد، بسیاری از مناطق مسکونی و تاسیسات می توانند در فروچاله های بعدی فرو روند و تلفات و خسارات زیادی را به بار آورند.


فروچاله در دشت کبودرآهنگ همدان

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .