اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اجتماعی' Category

Mar 20 2017

زندگی کولبران در سال ٩٥؛ ۹۶ كشته ،٦٤ زخمي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: کولبران در ماه های پایانی سال ۹۵ سوژه شماره یک رسانه ها بودند، زندگی و مرگ شان. خضر، کولبر ۷۰ساله کرد در این میان مشهورترین چهره بود که با وجود بیماری، تن به کولبری داده بود، با درآمد حداقلی. او سرانجام با کمک های مالی ایرانیان موفق کارهای درمانی اش را انجام دهد.

اما داستان خضر شاید شیرین ترین داستان کولبرها بود. بررسی ها نشان می دهد در طول ۱۲ ماه گذشته، ۹۶ کولبر در جریان رفت و آمدهای پر از مشقت خود کشته و ۶۴ نفرشان زخمی شده اند.

این آمار تازگی ندارد. بر اساس گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، از ابتدای به قدرت رسیدن دولت روحانی تاکنون (دوازدهم مردادماه ۹۲ تا پایان اسفند ٩۵)، ٢١٢ کولبر کُرد در استان کُردستان فقط براثر شلیک نیروهای نظامی حکومت اسلامی ایران کشته و زخمی شده‌اند. اما شلیک تنها عامل مرگ مستقیم آنها نیست.

ممکن است در جریان تعقیب و گریز نیروهای انتظامی به دره پرت شوند یا به داخل رودخانه سقوط کنند، گاه انفجار مین از آنها قربانی گرفته است. سرمازدگی و بهمن هم هست، غرق شدن در جریان عبور از رودخانه، تصادف با وسایل نقلیه و در مواردی بوده که کولبر به خاطر از دست دادن کالایش دست به خودکشی زده است.

فهرست طولانی پیش رو اما مرور بخشی از خبرهای مربوط به کولبران است در سال ۹۵، یک گزارش مستند و پر از تلخی و سختی:

۱ فروردین‌، در منطقه‌ی مرزی شهر نودشه، کولبری ۴۴ ساله به نام رستم رستمیان فرزند نصرالدین جان داد.

۷ فروردین، عبدالخالق غفاری فرزند ابوبکر اهل روستای “انجینه” از توابع شهرستان بانه که در مناطق مرزی بانه مشغول کولبری بوده، هنگام عبور از رودخانه “چومان” غرق و جان خود را از دست داد.

۱۱ اردیبهشت‌ در شهرستان دیواندره دو جوان اهل “کول” در کوه‌های اطراف این روستا جان سپردند. هویت این دو جوان، سید رضا حسینی و سید جمیل حسینی اعلام شد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

١٣ اردیبهشت، یک شهروند کرد اهل “اشنویه” به نام “محمود صوفی محمودی” فرزند ابراهیم به علت انفجار مین یکی از پاهای خود را از دست داد.

۱۳ اردیبهشت‌، انفجار یک قبضه مین بجای مانده از دوران جنگ ٨ ساله‌ ایران ـ عراق، مجروحیت شدید هاجر قربانی، ٢۴ ساله‌ای را درپی داشت. در این حادثه پای چپ هاجر قربانی از ناحیه‌ مچ قطع شد.

۲۹ اردیبهشت‌، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی و امنیتی، جوانی ٢٨ ساله به نام عباس آتش‌بریک کشته شد.

۲۲ اردیبهشت‌، گرمان امینی فرزند وحدت ۳۶ ساله، اهل روستای دشوان از توابع شهرستان سلماس به همراه برادرش رحیم امینی ۳۳ ساله، کریم اطمانی ۳۸ ساله، کوهزاد اطمانی ۲۶ ساله و صمد گل محمدی ۲۹ ساله، هدف تیراندازی مستقیم نیروهای سپاه پاسداران قرار گرفتند. در پی این تیراندازی، گرمان امینی در دم جان باخت و چهار شهروند دیگر به شدت زخمی شدند.

۱ خرداد، در تیراندازی ماموران سپاه، کولبری ٣٠ ساله بنام محسن محمدگویژی از ناحیه ران پای راست به شدت زخمی ‌‌شد.

۲۱ خرداد، کولبری به نام رسول درویشانی مشهور به جلال که توسط نیروهای انتظامی زخمی شده بود، به علت جراحات وارده فوت کرد.

۲۲خرداد، جسد یک کولبر کورد در ارتفاعات مرزی شهرستان ارومیه و در محلی موسوم به چهل میر شهیدان کشف شد.این کولبر بیش از ۶ ماه قبل در حین عبور از کوه‌های منطقه مرزی شرق و شمال کوردستان دچار کولاک و ریزش بهمن شده بود.

۵تیر، درپی شلیک مستقیم هنگ مرزی سردشت در نزدیکی روستای “بزیله”، کولبر ۴٠ ساله‌ای به نام عزیز صداقت فرزند یوسف جان خود را از دست داد.

۷ تیر، دو کولبر ۱۷ ساله بە نام‌های لطیف علیخانی و رئوف علیخانی براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی ایران در مرز سردشت جان خود را از دست دادند.

١٩ تیر، کولبر بە نام هیدی اسماعیلی در توابع آلان سردشت با کمین هنگ مرزی این شهر روبرو و از ناحیە کمر بە بالا بە شدت مجروح شد.

٢۴ تیر، بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی بە کولبران، یک کولبر کرد بە نام درویش عادوی در شهر سلماس زخمی شد.

۵ مرداد، در مرز شهرستان سردشت از سوی نیروهای نظامی به سوی گروهی از کاسبکاران کُرد شلیک کردند که در نتیجه‌ آن عبدالله رسولی و رسول رسولی زخمی شدند.

۱۸مرداد، بر اثر برخورد یک دستگاه خودروی مزدا دوکابین با یک دستگاه تویوتا لندکروزر در مسیر روستای دزلی از توابع بخش مرکزی شهرستان سروآباد، چهار کولبر مرزی جان سپردند.

۵ شهریور، در سردشت نیروهای سپاه پاسداران به روی کاروان کولبران کُرد، جوانی ٣٣ ساله با نام سلام حافظی کشته شد.

١٣ شهریور، در نتیجه شلیک نیروهای نظامی مستقر در پایگاه مرزی ارتفاعات “دالانپر” ، دو کولبر کُرد جان باختند و یک کولبر دیگر به شدت زخمی شد.

۲۰شهریور، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، کولبر کرد «آوات ابراهیمی» اهل پیرانشهر کشته شد.

۲۶شهریور، نیروهای هنگ مرزی در پایگاه مرزی «سرمیلان» بر روی شماری از کولبران کرد آتش گشوده و در نتیجه دو تن زخمی شدند که در هنگام انتقال به بیمارستان، یک نفرشان جان خود را از دست داد. هویت کولبر کشته شده، «صلاح بورکه» اعلام شد.

۳۰شهریور، یک شهروند کُرد به نام سنار محمدی فرزند سلمان براثر شلیک نیروهای انتظامی در روستای “بلجوک” از توابع منطقه قطور خوی جان خود را از دست داد.

۱ مهر: جمیل عبدالله نژاد، ۲۱ساله در نواحی مرزی بانه از سوی نیروهای انتظامی از ناحیه سینه و ران مورد اصابت شلیک مستقیم گلوله قرار گرفت.

۲۱مهر، براثر تیراندازی نیروهای نظامی، یک کولبر کُرد اهل پیرانشهر به شدت زخمی شد. هویت این کولبر کُرد، ابوبکر فیضه، ٥٠ ساله اهل پیرانشهر اعلام شد.

۲۳مهر، یک کولبر کُرد براثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مرز “شیخ صله” از توابع ثلاث‌باباجانی جان خود را از دست داد.

٢٥مهر، یک کولبر جوان در شهر نوسود بر اثر شلیک مستقیم نیروهای نظامی بە شدت زخمی شد. هویت این کولبر جوان، اشکان فتاحی اعلام شده است. .

١٨ آذرماە، در توابع شهرستان ماکو در استان آذربایجان غربی، مجید دادخواە، کولبر کرد با شلیک نیروهای هنگ مرزی جان باخت.

١٨آذرماه، نیروهای سپاە پاسداران در مناطق مرزی کُردستان در نزیکی روستای “ازگلە”، علیه کولبران کرد آتش گشودند که بر اثر آن، ایوب سروری، شهروند کُرد به شدت زخمی شد.

٢١ دی، بر اثر شلیک نیروهای نظامی، ۵ کولبر مصدوم شدند.

٢٥ دی، در جریان تعقیب و گریز نیروی انتظامی، آزاد فیضی، کولبر کرد به دره سقوط کرد و کشته شد.

۹بهمن، دیار محمدنژاد، ١٨ ساله، شیرزاد عبداللهی، ٢٧ ساله، محمد حمزەزادە، ٢٢ سالە و هیوا ابراهیمی‌نیا ٢٢ ساله براثر ریزش بهمن جان خود را از دست دادند.

۱۱بهمن، امید خضریان آذر ١٩ساله اهل اشنویه براثر شدت سرما جان خود را از دست داد.

۱۲بهمن‌، شلیک مستقیم نیروهای انتظامی، ثلاث‌باباجانی، کولبر کُرد زخمی شد.

۱۲ بهمن، در مرز میان ارومیه و ترکیه دو کولبر کُرد به علت ریزش بهمن زیر برف مدفون و رزگار ساکانی‌فر ، یکی از کولبران گرفتار شده زیر بهمن جان خود را از دست داد.

۱۳بهمن، عثمان احمدی ٣٥ ساله بر اثر شلیک نیروهای انتظامی زخمی شد.

۲۳بهمن‌ماه، در جریان شلیک نیروی انتظامی به کولبران، خسرو کاظمی ۴۲ ساله و داریوش پاشایی ۳۵ ساله کشته و دو کولبر دیگر زخمی شدند.

۴اسفند، خالد احمدیان، کولبر کُرد براثر تیراندازی نیروهای انتظامی در مرز پیرانشهر از ناحیه چشم نقص عضو شد.

۶ اسفند، درپی تیراندازی نیروهای انتظامی یک کولبر به نام سلیمان عباسی جان خود را از دست داد و دو کولبر دیگر به نام‌های عباس رستمی و صلاح ابراهیم‌زاده زخمی شدند

۸اسفند، در مرز “شیخ‌صله” از توابع ثلاث‌باباجانی یک شهروند کولبر به نام صدیق یارویسی مورد اصابت تیر نظامیان سپاه قرار گرفت

۱۵اسفند، سه کولبر کُرد در کوه‌های “دوپزه” در منطقه “بیوران” سردشت دچار سرمازدگی شده و در نتیجه کاروان رشکه، هفده ساله جان خود را از دست داد.

۱۵اسفندماە، بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی به روی کولبران، بهمن توفیقی زخمی شد.

No responses yet

Mar 20 2017

خطیب نماز جمعه مردم را به عزاداری در ایام نوروز فراخواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: در آستانه سال نو در ایران، خطیب نماز جمعه تهران با اشاره به همزمانی عید نوروز با سالگرد درگذشت دختر پیامبر اسلام مردم را فراخواند کاری کنند که حزن و اندوه در ایام عید بر شادی و سرور غلبه داشته باشد.

محمدعلی موحدی کرمانی امام جمعه موقت تهران، مردم را به عزاداری به‌مناسبت سالگرد درگذشت دختر پیامبر اسلام فراخواند. او این بیانات را تنها ۱۲ ساعت پیش از حلول سال نو اظهار کرد. این در حالی‌ست که ایرانیان از فقیر و غنی با تهیه جامه‌های نو و غبارروبی از خانه، خود را برای تحویل سال نو و جشن‌ و سرور و دید و بازدید در ایام نوروز آماده کرده‌اند.

موحدی کرمانی در خطبه نماز جمعه گفت: «همه ما شیعه هستیم و باید فضای ما در این ایام فضای فاطمی باشد و حزن و اندوه در جامعه بر سرور و شادی غالب شود. باید نشست و محافل گرم نوروز ما با نام حضرت فاطمه شروع شود و عزاداری کنیم. چرا که نمی‌توانیم این صحنه را به فراموشی بسپاریم.»

امام جمعه موقت تهران که خود از طرفداران “ولایت مطلقه فقیه” است، “دفاع از ولایت” را یکی دیگر از درس‌های برگرفته از زندگی حضرت زهرا به جامعه اسلامی دانست و گفت: «… آن حضرت آنقدر همت داشت که برای دفاع از ولایت پس از رحلت پیامبر به سراغ خانه‌های مهاجرین و انصار می‌رفت تا آن‌ها را در دفاع از ولایت هوشیار کند.»

حمله به آمریکا

موحدی کرمانی در بخش دیگری از سخنان خود، ضمن پشتیبانی از هیئت ایرانی در مذاکرات هسته‌ای با غرب، آمریکا را “جنایتکار و آدمکش” معرفی کرد و خواستار محاکمه دولت این کشور در یک دادگاه جهانی شد.

امام جمعه موقت تهران از جمله گفت: «مرحبا به مردم ایران و مرحبا به هیئت مذاکره‌کننده ایرانی که ایستاده است و از حقوق ملت دفاع می‌کند و زیر بار زور نمی‌رود.» او افزود: «آمریکابی‌ها می‌گویند ما نمی‌فهمیم ایران دست از سلاح‌ هسته‌ای برداشته است. در صورتی که هیئت مذاکره‌کننده ایرانی هیچگاه نمی‌تواند برای غربی‌ها و آمریکائی‌ها خلق فهم کند.»

موحدی کرمانی ضمن حمله شدید به آمریکا اضافه کرد: «همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، آن‌ها هدفشان دشمنی با اسلام و انقلاب است و موضوع هسته‌ای صرفا بهانه‌ است.»

خطیب نماز جمعه خواستار تشکیل یک “دادگاه جهانی در برابر افکار عمومی” شد تا در آن “آمریکا در برابر همه جنایت‌هایش پاسخ دهد.” وی خطاب به آمریکا گفت: «شما از تروریست حمایت و آدم کشی می‌کنید و در نهایت شکست می‌خورید. باید به شما بگویم شما شکست خورده هستید، چرا که خداوند شکست را برای شما و عزت را برای اسلام مقرر کرده است.»

No responses yet

Mar 16 2017

بازداشت «۱۲۰ نفر در یک پارتی شبانه» در شرق تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: گزارش‌ها حاکی است که نیروهای سپاه پاسداران و نیروی انتظامی، ۱۲۱ نفر را در یک مهمانی شبانه در پردیس در شرق تهران، بازداشت کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری مهر، حیدر فتاحی دادستان عمومی و انقلاب پردیس روز چهارشنبه ۲۵ اسفندماه گفته است: «با پیگیری‌ها و رصد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی در شرق تهران در یک عملیاتی که با هماهنگی قضایی دادستانی صورت گرفت طی یک عملیات هماهنگ شده و ورود به یک مکانی که تبدیل به مکان لهو و لعب برخی جوانان فریب خورده شده بود تعدادی جوان به صورت مختلط دستگیر شدند.»

دادستان عمومی و انقلاب پردیس اضافه کرده است: «از رصدهای سپاه و نیروی انتظامی در مبارزه با شبیخون فرهنگی تشکر می کنم، این بزرگترین پارتی شرق استان تهران در سال جاری و با حضور۱۲۱ نفر بوده است که علاوه بر رقص و پایکوبی اقدام به شرب خمر نیز کرده اند.»

حیدر فتاحی همچنین گفته است: «این جرایم جزو جرایم شبیخون فرهنگی است، جوانانی که هیچگونه محرمیتی با جنس مخالف ندارند تا پاسی از شب در مکان هایی معلوم الحال اقدام به چنین مواردی می کنند و مزاحم ساکنین آن منطقه نیز می شوند.»

به گزارش میزان،دادستان عمومی و انقلاب پردیس اضافه کرده است: «مدعوین از طریق شبکه‌های اجتماعی به این پارتی دعوت شده بودند و حدود۲۰ لیتر مشروبات الکلی نیز از این مکان کشف و ضبط شد.

حیدر فتاحی برگزاری این نوع از «پارتی‌های شبانه» را «تهاجم و رخنه فرهنگی دشمن از طریق شبکه‌های اجتماعی» دانسته است.

در ماه‌های گذشته فرماندهان انتظامی در برخی از استان‌های ایران در موارد متعدد از سرکشی به باغ‌ها و باغ‌تالارهایی که به گفته آنان احتمال برگزاری جشن مختلط در آنها وجود دارد، خبر داده‌اند.

همچنین در ماه‌های گذشته انتشار گزارش‌های مبنی بر بازداشت شهروندان استان‌های مختلف، به اتهام شرکت در «‌پارتی‌های مختلط» افزایش یافته است.

در خردادماه امسال نیز اجرای حکم شلاق برای ۳۵ دانشجو به دلیل شرکت در یک «پارتی مختلط شبانه» در قزوین با اعتراض‌ها و انتقادهای زیادی در ایران مواجه شد، اما غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضائیه، اجرای این حکم را «قانونی» دانسته و گفت که قوه قضائیه «شواهد و قرائنی» دارد که «پارتی‌هایی» که در چند استان کشور برگزار شده «با هدایت یک جریان خاص» بوده‌ است.

قوه قضاییه هنوز از این «شواهد و قرائن» اطلاعاتی منتشر نکرده است.

No responses yet

Mar 16 2017

ایران: هراس از چهارشنبه سوری برای چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,سیاسی

رادیوفرانسه: برگزاری مراسم چهارشنبه سوری امسال در ایران با کاهش شمار قربانیان حوادث ناشی از انفجار مواد آتش‌ زا همراه شد. بر اساس گزارش مجتبی خالدی، سخنگوی اورژانس کشور، در این حوادث دو تن کشته و٢٣٥١ نفر زخمی شدند که حال شش تن از آنان وخیم است. آمار مصدومین حوادث چهارشنبه سوری نسبت به سال گذشته، بگفتۀ مجتبی خالدی، ٤٠ در صد کاهش داشته است و میزان افرادی که در بیمارستان‌ها بستری شده‌اند نیز ٦٠ در صد کمتر از سال گذشته است.

گزارش اخبار مصدومین حوادث چهارشنبه سوری توسط رسانه‌های ایران، همانند مطالب منتشر شده پیش از برگزاری این مراسم، بدرستی بازتاب چگونگی نگرش هر یک از آنها به این سنت تاریخی است.

پایگاه خبری «جام جم» که پیش از چهارشنبه سوری در زیانبار بودن و «غیرایرانی» بودن این مراسم، مطالب فراوانی منتشر کرده بود، در نخستین ساعات شب گذشته بنوشتۀ خود به شرح «جزئیات مرگ دلخراش نخستین قربانی چهارشنبه سوری» پرداخت و ساعاتی بعد زیر عنوان «نتایج چهارشنبه سوری که قرار بود بی خطر برگزار شود!» شمار کشته شدگان «چهارشنبۀ پایان سال» را با احتساب ٨ نفری که چند روز پیش از آن در اردبیل کشته شده بودند ١٠ تن اعلام کرد.

این پایگاه خبری که به «رسانۀ ملّی» یعنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران وابسته است پیش از گزارش اخبار چهارشنبه سوری، در نفی و طرد این سنت دیرپای ملّی و تاریخی ایرانیان نوشته‌های فراوانی منتشر کرده و در این زمینه حتی به کشفیاتی نائل آمده بود. «بهار نیوز» با اشاره به همین مطالب «جام جم» می نویسد این رسانه «حتی از بر زبان آوردن نام چهارشنبه سوری در هراس است و از آن به نام خود ساختۀ “چهارشنبۀ آخر سال” یاد می کند» و “پویش چهارشنبه سوری بی خطر” را که به ابتکار هنرپیشۀ سرشناس سینما پرویز پرستوئی و با پشتیبانی جمعی از هنرمندان و کنشگران جامعۀ مدنی برای برگزاری ایمن این جشن بدون استفاده از ترقه و مواد آتش زا براه افتاده بود، به «تحریم چهارشنبه سوری» تحریف کرده است.

خبرگزاری «رسانۀ ملّی» سخن رئیس شورای اسلامی شهر تهران، مهدی چمران، را عنوان خبر خود ساخته و از زبان او «نه گفتن به چهارشنبه سوری آخر سال [را] حرمت [به] خون آتش نشانان» دانسته بود. مهدی چمران هر چند چهارشنبه سوری را «تفریح برای عده ای اندک» و سبب «مشکلات برای عدۀ زیادی از مردم» خوانده، امّا برنامه های آنرا در «حد و بگونه‌ای» خواسته بود که «آسیب اجتماعی و مردمی» نداشته باشد. وی البته توضیحی نداده بود که «آسیب اجتماعی و مردمی» از نظر او چیست.

امّا شاهکار خبرگزاری صدا و سیما، اثرِ گزارشگر مرکز کرمان این رسانه است. وی برای اثبات اینکه «چهارشنبه سوری سنتی ایرانی نیست» آقای محمدی نامی «از پیرمردانِ خوش صحبت کرمان» را یافته که ٨٣ سال دارد و «به یاد ندارد در کودکی مراسمی به عنوان چهارشنبه سوری را برگزار کرده باشند و تا آنجا که یادشان می‌آید، در دوران پهلوی دوّم و به خصوص در دوران نخست وزیری امیرعباس هویدا، جشن چهارشنبه سوری تبلیغ و ترویج می شد». آیا این کشف تازه مستحق نوبل و اسکار نیست؟

در همین نوشته همچنین می خوانیم «عموم مردم از پیشینۀ چهارشنبه سوری بی خبرند و بسیاری از جوانان و نوجوانان گمان می‌کنند این جشن ریشه در فرهنگ ایرانی دارد و در واقع رسمی به جای مانده از زمانی است که آئین زردشتی در ایران زمین رواج داشت» و می پرسد «امّا آیا این اعتقاد درست است؟» و برای اثبات اینکه درست نیست، سخنانِ شماری از استادان فرهنگ و زبان و پیشوایان زردشتی را آورده است که می گویند «در آئین زردشتی چهارشنبه سوری وجود نداشته» و پس از نظر این پایگاه خبری این جشن و رسم «ایرانی» نیست! از نظر این خبرگزاری «آنچه مسلم است چهارشنبه سوری یک مجموعۀ رفتار جدید است که به بهانۀ ریشه داشتن در فرهنگ کهن ایرانی میان برخی جوانان رواج یافته است و اکنون علاوه بر نگرانی برای سلامتی جوانان و نوجوانان ایرانی […] باید برای فرهنگ دیرپای ایرانی هم تاسف خورد که به دروغ چه رفتارهای زشتی را به آن نسبت می دهند».

اما چنین دیدگاه و برخوردی با چهارشنبه سوری در انحصار یک دو رسانه نیست. محافل و نیروهای شادی هراس و جشن ستیز و تاریخ گریز سخنگویان دیگری نیز دارند.

پایگاه‌های خبری تابناک پس از یادآوری اینکه «امسال شب چهارشنبه سوری در حالی فرارسیده که تنها ٥٥ روز قبل ملّت ایران در داغ شهادت ١٦ آتش نشان رخت سیاه بر تن کردند» صفحۀ خبری «لحظه به لحظه از حوادث شب چهارشنبۀ آخر سال» گشوده و آنرا با «جزئیات آمار ٥٨ مصدوم و ٧ جانباختۀ حوادث چهارشنبۀ پایان سال» آغاز کرده است. «مصدومین و جانباختگانی» که ٤ روز پیش از «چهارشنبۀ آخر سال» قربانی انفجار مواد محترقۀ جا سازی شده در یک ساختمان مسکونی در اردبیل شده بودند. «اخبار لحظه به لحظۀ حوادث»، گوئی در شهرها جنگ داخلی براه افتاده است. آری جنگ داخلی زیرا همین خبرگزاری برای هشدار دادن به خودداری از ارتکاب «اعمال مجرمانه در چهارشنبه سوری» مادۀ ١٢ قانون مجازات قاچاق اسلحه و مهمات مصوب سال ١٣٩٠‌» را با کلیۀ بندهای آن و از جمله مجازاتِ «خریداری، نگهداری یا حمل و یا توزیع یا فروش […] مواد رادیو‌آکتیو یا میکروبی» به یاد همگان می آورد!

برخی از دیگر رسانه‌ها نیز برای به گِل نشاندن کشتی چهارشنبه سوری به سراغ مراجع تقلید رفته و در این زمینه از آنان استفتائاتی کرده‌اند. پاسخ ها روشن است: «هیچ مبنای شرعی ندارد و مستلزم ضرر و فسار زیادی است لذا از آن اجتناب شود»، «سنّت سیئه و ظلم به فرهنگ نردم بزرگ ایران است»، «یک مراسم خرافی برگرفته از آیین غلط گذشتگان است و […] ما نیز باید با سنت غلط چهارشنبه سوری مقابله کرده و آن را حذف کنیم»، «مراسم آخرین چهارشنبۀ سال […] جهل است»، «چهارشنبه سوری جزء خرافات است […] و باید جداً از آن اجتناب شود».

این چنین است که حامد بخشی، جامعه شناس، در گفتگو با ایسنا، یادآوری می کند که اگر برگزاری این مراسم گاه «از شکل آئینی خارج شده» و رو به «کج روی» گذاشته «به دلیل ممنوعیت‌هائی است که در سال‌های گذشته نسبت به برگزاری این مراسم» اعمال شده است. محمد علی ابطحی در روزنامۀ اعتماد یادآوری کرد که «مراسم چهارشنبه سوری اگر از اول به رسمیّت شناخته می شد و در میدان‌های شهر به احترام تاریخ ایران مراسم آن رسمی اجرا می شد، این بخش از تاریخ ایران به انحراف کشیده نمی شد». در همین باره روزنامۀ شهروند یادآوری می کند که پیش از انقلاب ترقه و فشفشه و … از سوی مراکز رسمی و برخوردار از استانداردهای لازم تولید و عرضه می شد، ولی پس از انقلاب به علت مخالفت‌های رسمی، تولیدکنندگان خانگی و وارد کنندگان اجناس غیر مرغوب وارد بازار شدند و کالاهائی عرضه کردند که سبب حوادث ناگوار می شود. همین روزنامه می افزاید که تلاش برای ممنوع کردن این مراسم، مقابله با نیروی انتظامی را برای جوانانی که خواستار برگزاری آن بودند به جنبۀ جذّابی از همین آیین تبدیل کرد.

چهارشنبه سوری یکی ازسنت‌های کهن ایرانی و آئین‌های تاریخی و ملّی ایرانیان است که نوید بهار و سال نو می دهد و از جشن‌های ماندگار در یاد و رسوم مردم محسوب می‌شود.

No responses yet

Mar 16 2017

مجازات اعدام حاملین مواد مخدر حذف می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایسنا: سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی گفت که بر اساس مصوبه امروز این کمیسیون، مجازات اعدام حاملین مواد مخدر برای کسانی که پیش از این محکوم به اعدام شده بودند حذف خواهد شد.

حسن نوروزی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: پیش از این در کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس در قالب “اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر” مقرر شده بود که حمل مواد مخدر در صورتی که باندی و مسلح نبوده باشد و متهم بیش از 15 سال حبس نداشته باشد مشمول حکم اعدام نمی شود در همین رابطه در جلسه عصر امروز( یکشنبه) کمیسیون یک تبصره به این حکم اضافه شد که بر اساس آن کسانی که در جرایم مواد مخدر 5 و 10 سال زندان دریافت می‌کنند تخفیف نخواهند داشت.

وی افزود: به موجب تبصره دیگری که در کمیسیون قضایی و حقوقی مصوب شد این قانون عطف به ماسبق می‌شود و کسانی که پیش از این در جرایم مواد مخدر محکوم به اعدام شده بودند در صورتی که شرایط مصوب در قانون جدید را داشته باشند مشمول مجازات جایگزین اعدام خواهند شد. همچنین در مصوبه دیگری مقرر شد کسانیکه نسبت به احکام پیشین خود عفو دریافت کرده بودند در صورتی که قانون جدید برای آن‌ها مزیت بیشتری داشته باشد می‌توانند از احکام این قانون استفاده کنند.

سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: درباره این که آیا کسانی که نسبت به تولید ، توزیع،‌فروش و ساخت مواد مخدر اقدام می‌کنند حکم اعدام دریافت می‌کنند یا خیر دو نظر در کمیسیون وجود دارد که عده ای موافق حکم اعدام برای این افراد و عده ای مخالف آن هستند. لذا بررسی و تصمیم گیری درباره این موضوع به جلسه آینده کمیسیون موکول شد.

این موضوع فعلا در کمیسیون حقوقی – قضایی مجلس تصویب شده و برای تصویب نهایی باید در صحن مجلس بررسی و به رأی تمامی نمایندگان مجلس گذاشته شود.

No responses yet

Mar 15 2017

ادامه خشک‌سالی در ایران، به رغم بارندگی‌های شدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

دویچه‌وله: در ماه‌های پایانی سال ۹۵ بارش شدید باران باعث جاری شدن سیل در برخی از استان‌های ایران شد اما خشک‌سالی همچنان ادامه دارد. میزان بارندگی در کل سال در شماری از استان‌ها بسیار کمتر از سال قبل بوده است.

میانگین بارندگی در مناطق مختلف ایران از ابتدای سال آبی جاری تا روزهای پایانی اسفند ماه ۱۵۰ میلی‌متر بر مترمربع بوده که در مقایسه با دوره مشابه سال آبی گذشته چهار درصد کاهش داشته است.

سال آبی یک دوره دوازده ماهه است که ابتدای پائیز هر سال آغاز و تا پایان تابستان سال بعد ادامه دارد. مقام‌های وزارت نیرو میانگین بارندگی در سرتاسر یک سال آبی در ایران را بین ۲۴۰ تا ۲۵۰ میلی‌متر اعلام کرده‌اند که بخش اصلی آن به دو فصل پایانی سال مربوط است.

به‌گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی وزارت نیرو، رحیم میدانی معاون آب و آبفای این وزارت‌خانه روز گذشته (دوشنبه ۲۳ اسفند) با استناد به آمار بارش‌های سراسر ایران نوشت: «از شش حوضه اصلی کشور چهار حوضه در مقایسه با دوره درازمدت با کاهش بارش‌ها روبرو بوده و تنها دو حوضه بارش‌هایی بیشتر از متوسط بلندمدت را تجربه کرده‌اند.»

بیشتر بخوانید: هشدار معاون وزیر نیرو درباره جنگ و درگیری بر سر آب

حوضه آبریز دریای خزر یکی از مناطقی است که با پنج درصد کاهش بارندگی در دو فصل گذشته نسبت به میانگین درازمدت روبرو بوده و بیشترین کاهش به میزان ۲۷ درصد در حوضه مرزی شرق ایران رخ داده است.

خوزستان در صدر استان‌های کم باران

در نیمه نخست سال آبی جاری تنها حوضه‌های آبریز فلات مرکزی و قره قوم ۴ و ۱۱ درصد افزایش بارندگی داشته‌اند. حوزه قره قوم در شمال شرقی ایران قرار دارد و شامل مناطقی در مرزهای مشترک با افغانستان و ترکمنستان می‌شود.

بررسی آمار ارائه شده از میزان بارندگی در بخش‌های مختلف کشور حاکی است که از ۳۱ استان ایران ۲۱ استان در دو فصل گذشته در قیاس با دراز مدت به لحاظ کم‌آبی در وضعیت نامناسبی قرار دارند.

بیشتر بخوانید: یازده استان ایران در معرض سیل و سرما

بیشترین کاهش بارندگی در شش ماه گذشته با ۵۰ درصد به استان بحران‌زده خوزستان تعلق دارد که مدت‌هاست با معضلاتی چون آلودگی آب و افزایش شدید ریزگردها دست به گریبان است. استان‌های کهگیلویه و بویراحمد، کرمانشاه و ایلام با ۳۷ درصد کاهش بارندگی در ردیف بعدی قرار دارند.

در حالی که میانگین بارندگی در شش ماه گذشته افت داشته، در بسیاری از مناطق بخش بزرگی از بارش‌ها در چند روز رخ داده و به جاری شدن سیل در استان‌هایی مانند فارس، بوشهر، کهکیلویه، لرستان، خوزستان، هرمزگان و کرمان در پایان بهمن ماه منجر شده است.

کاهش آب ورودی به سدها

به گفته‌ معاون وزیر نیرو به دلیل کاهش بارندگی در پائیز و زمستان که فصل‌های اصلی بارش محسوب می‌شوند حجم آب ورودی به دخیره‌گاه سدها نیز دچار افت محسوسی شده و آب ورودی به سدی مانند سد درودزن شیراز که تأمین کننده اصلی آب شرب این شهر است نسبت به سال گذشته ۴۴ درصد و به سد سفیدرود ۵۲ درصد کاهش داشته است.

رضا انصاری رئیس مجمع نمایندگان استان فارس گفت که برآورد اولیه میزان خسارت ناشی از سیل تخریب ۵ هزار واحد مسکونی در استان فارس است.

رحیم میدانی می‌گوید به دلیل “مدیریت آب خروجی از سدها”، به رغم کاهش شدید بارندگی حجم آب ذخیره شده در پشت اغلب سدها در وضعیتی مشابه سال گذشته قرار دارد. این “مدیریت” به طور معمول با کاهش جریان آب در پائین‌دست رودخانه‌ها انجام می‌شود که یکی از علت‌های مهم کم‌آبی و خشک شدن بسیاری از تالاب‌ها و دریاچه‌ها به شمار می‌رود.

اگر میانگین بارندگی در ایران را بالاترین حد اعلام شده یعنی ۲۵۰ میلی‌متر در نظر بگیریم باز هم کمتر از یک سوم متوسط جهانی خواهد بود. مطابق داده‌های وزارت نیرو بین ۸۰ تا ۹۰ درصد مساحت ایران را مناطق فراخشک، خشک و نیمه‌خشک تشکیل می‌دهند.

خشک‌سالی انباشته و ادامه کم‌آبی

در کنار کم آبی و طولانی‌تر شدن دوره‌های خشک‌سالی، تغییرات اقلیمی و آب و هوایی نیز از عواملی هستند که تهدیدی جدی برای ساکنان مناطق خشک و نیمه‌خشک به حساب می‌آیند.

شاهرخ فاتح، رئیس مرکز ملی خشک‌سالی و مدیریت بحران سازمان هواشناسی ابتدای امسال به خبرگزاری ایسنا گفته بود: «همه ۳۱ استان کشور در ماه گذشته (اسفند ۹۴) از حدود یک تا چهار و نیم درجه سلسیوس گرم‌تر از شرایط طبیعی و مورد انتظار این ماه خود بوده‌اند.»

بیشتر بخوانید: خشک‌سالی و آلودگی هوا؛ دو دشمن اصلی سلامت مردم ایران

فاتح خاطر نشان کرد که عمده مناطق مرکزی، نیمه جنوبی و شرقی ایران و حتی بخش‌هایی از مازندران، البرز و قزوین درگیر “خشک‌سالی بلندمدت و انباشته” هستند و این شرایط با بارندگی‌های مقطعی بهبود پیدا نمی‌کند.

به نظر می‌رسد که با کاهش بارندگی در پائیز و زمستان تامین آب شرب کلان‌شهری مانند تهران بزرگ که بیش از یک هفتم جمعیت ایران را در خود جا داده در سال آینده با مشکل جدی روبرو شود. مطابق آمار وزارت نیرو میزان آب ورودی به پنج سد اصلی اطراف تهران در دو فصل گذشته ۲۸ درصد کمتر از مدت مشابه در سال قبل بوده است.

No responses yet

Mar 14 2017

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی

چهارشنبه سوریبی‌بی‌سی: هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان و تاجیکستان انجام می‌شود.هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت.

نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ – ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «…و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون “شب سوری” چنان که “عادت قدیم” است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.»

فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد “چارشنبه” هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند.

بیشتر بخوانید:

چهارشنبه سوری یا چهارشنبه سوزی؟

بازگشت ثمین باغچه‌بان با ‘چهارشنبه سوری’

مراسم چهارشنبه سوری در هرات

آیت‌الله مکارم: چهارشنبه سوری یک بدعت خرافی است

یلدا از کجا میآید

در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم.

خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است.

چهارشنبه سوریحق نشر عکس Mehr Image caption نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است.اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند.

نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد.

به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به “الله اکبر” روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.»

از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.»

چهارشنبه سوریحق نشر عکس Tasnim Image caption امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود.اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.»

عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.»

در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ – ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند.

هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است.

امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت…».

No responses yet

Mar 13 2017

تن‌فروشی مردان و زنان در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,سیاسی

گویانیوز: در سالهای اخیر بازار فحشا شکل جدیدی پیدا کرده است. علاوه بر زنان و دختران در بخش‌هایی از تهران دیده شده است که پسران نیز در ازای دریافت پول، خود را به زنان متمول می‌سپارند. حتی خانه‌های تیمی‌پسران نیز شکل گرفته است. این موضوع متاسفانه روز به روز رو به پیشرفت است و بعضی ازمردان و پسران با این کار امرار معاش می‌کنند.

به گزارش مردم سالاری، به نظر می‌رسد پسران و مردانی که به تن فروشی روی می‌آورند، افسردگی زنان روسپی را تجربه نمی‌کنند. همچنین درآمد بیشتری نیز نسبت به زنان دارند، اما سعی می‌کنند، کارخود را پنهان کنند. ازدواج‌های نامتعارف در بعضی از خانواده‌ها باعث شده است که این شکل از تن فروشی شکل گیرد و ریشه این مسائل را می‌توان در فقر فرهنگی و مالی جستجو کرد.

عقربه‌های ساعت وقتی از ۹ شب می‌گذرد، در خیابان‌های کد دار شهر کنار خرید و فروش لباس و مواد غذایی و دیگر اقلام مصرفی، بازار دیگری نیز شکل می‌گیرد.

بازاری که در آن تن، خرید و فروش می‌شود. در این بازار ماراتن ماشین‌ها و انسان‌هایی را می‌توان دید که برای خرید بهتر به رقابت می‌پردازند و پس از معامله کثیف و غیر‌قانونی، اما علنی، با افتخار از خرید خود از جلوی دیدگان دور می‌شوند. در این میان این بازار به میزان فراوانی پر درآمد و گسترده شده که خانه‌های تیمی‌فراوانی در شهر شکل گرفته است. افراد زیادی به عنوان رابط‌های موتورسوار نیز در این بازار درآمدهای فراوانی کسب می‌کنند. یک بازار پنهان در دل شب، که به صورت غیر قانونی، اما علنی به کار خود ادامه می‌دهد و در نقاط مختلف شهر نفوذ کرده است.

بر همین اساس سعی کردیم از زندگی این قبیل افراد سر در بیاوریم و عمق فاجعه‌ای را که در شب‌های تاریک این شهر رخ می‌دهد به تصویر بکشیم.

پرده اول
از جمعیت زنان خیابانی آمار دقیقی وجود ندارد. اما طبق تحقیقات «مردم‌سالاری» اکثر زنانی که به فساد روی آورده‌اند، این کار را برای امرار معاش انجام می‌دهند. البته بسیاری از آن‌ها بعد از مدتی معتاد به مواد مخدر می‌شوند و همین امر باعث فساد بیشتر در این زنان می‌شود. اما موضوع اصلی که بسیار به آن کم پرداخته می‌شود، چرایی وجود مردانی است که در خیابان‌ها به دنبال کالای مطلوبشان هستند. مشکلات اقتصادی و عوامل فرهنگی و رسانه‌ای در سالهای اخیر باعث شده است که آمار ازدواج کاهش یابد و همینطور به آمار طلاق‌ها افزوده شود. همین امر نیز باعث رشد روز افزون فساد و فحشا در سطح شهر شده است. از سوی دیگر گسترش خانه‌های تیمی در سطح شهر وشکل گیری آن‌ها در کنار منزل‌های افراد آبرومند باعث گول خوردن دختران و زنان بسیاری شده و آن‌ها را وارد این بازار کثیف کرده است.

صحنه نخست: آرزوی مرگ
جلوی در بام تهران ایستاده‌اند. دختر وسطی سیگاری می‌کشد و دودش را با نظم خاصی از دهانش خارج کند. می‌گوید: «پدر و مادرم پزشک هستند. نیازی به پول ندارم. اما از زمانی که یادم می‌آید هیچ کس به من محبتی نکرده است. مادر و پدرم سالهاست که من را نمی‌بینند و حتی نمی‌پرسند که شب‌ها کجا می‌روم. همین موضوع باعث شده به این کار روی بیاورم.» گلارا به شیشه نیز اعتیاد دارد و به جای پول از مشتری‌هایش مواد می‌گیرد. او دو ماه پیش ۲۰ ساله شده است. همانطور که سیگارش را به زمین می‌اندازد و با پاشنه ده سانتی کفشش بی‌معطلی فیلتر سیگار را له می‌کند ادامه می‌دهد: «وقتی آدمی‌آرزوهایش تمام شود، دیگر چیزی برایش مهم نیست.»

همان لحظه تویوتا کمری جلوی پایش می‌ایستد و بعد از کمی‌چانه زدن سوار ماشین می‌شود. ماشین با سرعت زیادی به حرکت در می‌آید و چشمان دو دختر دیگر بر روی ماشین می‌ماند. دختر دیگر که موهای بلند مشکی دارد و از زیر شالش نمایان است، می‌گوید: «سه روز است که کسی سوارم نکرده و کنار خیابان‌ها خوابیده‌ام. من حتی پیشنهاد ۵ هزار تومان هم می‌پذیرم. فقط جای خوابی در این سرما می‌خواهم.» قطره اشکی از میان مژه‌های بلندش خارج می‌شود و ادامه می‌دهد: «از دست نامادریم فرار کردم و مدتی در خانه‌ای تیمی‌زندگی می‌کردم. اما بهم تهمت دزدی زدند واز آنجا بیرونم انداخته‌اند.» او از اینکه سوار ماشینی شود و بعد در خانه با چندین نفر روبرو شود وحشت دارد و با اشکهایی که شدت گرفته است، می‌گوید: «دلم می‌خواهد تمام پول‌هایی را که در می‌آورم آتش بزنم، اما چاره‌ای ندارم.»

سمیه که تمام مدت گوشه‌ای ایستاده است و به حرف‌های دختر با موهای مشکی بلند گوش می‌دهد، زیر لب می‌گوید: «دعا کن زودتر بمیریم.» بدون اینکه چیز دیگری بگوید در تاریکی شب گم می‌شود.

صحنه دوم: فحشای شیک!
نمای برج که از نوع معماری یونانی است، هر چشمی‌را به خود مجذوب می‌کند. این برج در یکی از مناطق شمال شهر تهران قرار دارد. لابی شیک و لاکچری خبر از گران‌قیمت بودن آپارتمان‌های این برج می‌دهد. دختر قد‌بلند و بسیار زیبایی درب آپارتمان را باز می‌کند. با چشم می‌توان حدس زد که متراژ آپارتمان حدود ۲۰۰ متر است.

با اینکه جلوی درب آپارتمان تابلویی مبنی بر آتلیه عکاسی نیست، اما به راحتی با وسایل موجود درآنجا می‌توان فهمید که از این مکان به عنوان آتلیه عکاسی استفاده می‌شود. بعد از چند دقیقه زنی با موهای شرابی و آرایش ملایم وارد می‌شود. خانم هاشمی صاحب این خانه است و شغل رسمی او عکاسی است؛ اما کار این آپارتمان به همین جا ختم نمی‌شود.

خانمی که لیوان شربت خود را می‌نوشد، می‌گوید: «مادر من سال‌ها دختران زیادی را تعلیم داده است و بعد از مرگش من این کار را انجام می‌دهم.» او با بادی که به غبغب می‌اندازد ادامه می‌دهد: «البته من بسیار شیک عمل می‌کنم. اولین بار با خواهرم شروع کردیم. ما مردهای ثروتمندی را در نظر می‌گیریم و فقط با آن‌ها کار می‌کنیم. دختر‌ها پیش ما امنیت دارند و پول خوبی در می‌آورند.»

در همین حین مرد قوی هیکلی وارد می‌شود و او را صدا می‌کند. بعد از خروج او دختر قد بلند که خواهر خانم او نیز است؛ همانطور که سومین سیگارش را روشن می‌کند، می‌گوید: «من از کارهای خواهرم خسته شده‌ام. سه سال است که ناراحتی اعصاب گرفته‌ام. خواهرم حتی از من هم برای پول درآوردن استفاده می‌کند.» ابروهایش را که با مداد قهوه‌ای پهن کرده به هم گره می‌خورد و با بغض ادامه می‌دهد: «دوست دارم ازدواج کنم و از دست این خانه، خواهرم و دخترهایی که به اینجا می‌آیند راحت بشوم. از اینکه مردان پیر و پولدار را تیغ بزنم، خسته شده‌ام.»، اما به اعتقاد خودش راهی برای بیرون آمدن از این باتلاق ندارد.

صحنه سوم: مردان متاهل
«بیشتر، مردان متاهل مشتری من هستند». در قسمت مردانه مترو سوار شده است. در هر ایستگاه به یک مرد نزدیک می‌شود و زیر لبی چیزهایی می‌گوید. همانطور که زیر چادر رژ لبش را پر رنگ می‌کند، می‌گوید: «شوهرم ۵ سال پیش به زندان افتاد و خرج ۴ بچه به عهده من افتاد. سه سال اول را درخانه مردم کار می‌کردم. بیشتر خانه‌هایی که می‌رفتم، مرد خانه بعد از مدتی به من پیشنهاد می‌داد و من مجبور می‌شدم از آنجا بروم. بعد با خانمی که همسایه روبرویم بود آشنا شدم. او به من گفت: تا جوانم از این فرصت استفاده کنم؛ چم و خم کار را مدتی به من یاد داد. من هم بعد از مدتی کارم را در مترو شروع کردم و قیمتم از ۵۰ هزار تومان تا ۲۰۰ هزار تومان است.» مردی با کت و شلوار خاکستری وارد مترو می‌شود.

او به سمت مرد می‌رود و زیر لب چیزهایی به مرد می‌گوید. مرد از جیبش ۵۰ هزار تومان در می‌آورد و کف دست زن می‌گذارد. ایستگاه بعد نیز سریع خارج می‌شود. او سریع پول را در کیفش می‌گذارد و ادامه می‌دهد: «اقدس خانم به بعضی از زن‌های دیگر محله نیز آموزش داده است. آن‌ها وارد این کار می‌شوند، چون پول خوبی می‌توانند از این راه در بیاورند و به شوهرهایشان کمک مالی کنند. البته اقدس خانم هم در این بین درصد خود را می‌گیرد.» بلند می‌خندد و می‌گوید: «شوهر بعضی از آن‌ها می‌دانند زنشان چگونه پول در می‌آورد؛ ولی به خاطر اینکه پول خوبی به دست می‌آورند سکوت می‌کنند.» او سی و چهار سال سن دارد و فرزندانش بزرگ می‌شوند بدون اینکه بدانند مادرشان با چه پولی شکم آن‌ها را سیر می‌کند.

صحنه چهارم: آرزوهای رنگی گلبرگ
دور هم ماهواره نگاه می‌کنند و تخمه می‌شکنند. گلبرگ دختری با چشمان آبی‌رنگ است که فقط ۱۵ سال سن دارد. اومی‌گوید: «ما منتظر می‌مانیم که رابط بیاید و یکی از ما را ببرد یا کسی را با خود بیاورد.» او یک سال می‌شود که از خانه فرار کرده و از همان اول با گروه اکبر آشنا شده است.

گلبرگ از آرزوهای دور و دراز خود می‌گوید: «شنیده‌ام مشتری یکی از دختر‌ها عاشقش می‌شود و با او ازدواج می‌کند. من هم خیلی دعا می‌کنم که این اتفاق برایم بیفتد.» همانطور که هق هق می‌کند به اتاق داخل راهرو پناه می‌برد. سودابه با پوزخندی که کنار لبش است، می‌گوید: «تازه کار است و هنوز رویابافی می‌کند. دخترانی که یک بار پاهایشان به این خانه‌ها برسد از نظر جامعه مرده‌اند. وقتی خانواده‌هایمان نمی‌خواهند ما را ببینند از دیگران چه انتظاری می‌توان داشت.» نرگس بلند می‌خندد و می‌گوید: «اگر یک روز در خیابان بماند وبا ۲۰ هزار تومان مجبور به فحشا شود، قدر این جا را می‌فهمد.» نرگس ده سال است که تن فروشی می‌کند و از اینکه وارد خانه‌های تیمی‌شده است ابراز خوشحالی می‌کند.

او می‌گوید: «تا چند سال پیش کنار خیابان می‌ایستادم و خیلی وقت‌ها پولم را نمی‌دادند و یا با توقع‌های نامتعارف روبرو می‌شدم. اما در این خانه امنیت دارم و قیمتم از ۳۰ هزار تومان به ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان رسیده است.» او از نگاه‌های مردان در لحظه انتخابشان متنفر است. بعد از چند لحظه سکوت ادامه می‌دهد: «تحمل اینکه یک نفر به قصد لذت نگاهم کند بدم می‌آید. اما با عضویت در این گروه کمی احساس امنیت می‌کنم.» او معتاد است و از راه تن فروشی مواد خود را تهیه می‌کند.

در ادامه می‌گوید: «اولین بار شوهرم که معتاد بود، مجبورم به تن فروشی کرد. بعد از مدتی هم خودم معتاد شدم و حالا هم کارم به اینجا کشیده شده است.»، اما سودابه شرایط متفاوتی دارد و حامل ویروس اچ. ای. وی است.

او با لبخندی که انگار بر روی لبانش مهر شده است می‌گوید: «حدود یک سال پیش فهمیدم ایدز دارم. نمی‌دانم از چه زمانی و توسط چه کسی به این ویروس مبتلا شده‌ام و ممکن است افراد زیادی را مبتلا کرده باشم.» مقداری صدای تلویزیون که سریال ترکیه‌ای نشان می‌دهد را کم می‌کند و ادامه می‌دهد: «خیلی وقت‌ها دلم برای همسر بعضی از این مردان که بی‌گناه فقط برای لذت یک ساعته مرد زندگیشان مبتلا به ایدز می‌شوند، می‌سوزد.»

نرگس با کنایه می‌گوید: «دلت برای خودت بسوزد که اگر اکبر از اینجا بیرونت کند دیگر جایی برای زندگی نداری.» او در ادامه می‌گوید: «بیشتر این خانه‌های تیمی‌با هم در ارتباط هستند و رابط‌های مشترکی دارند. به همین دلیل اگر کسی را از یک خانه بیرون کنند ممکن است، دیگر نتواند عضو گروه دیگری شود.» خانه آن‌ها در اطراف یکی از خیابانهای مرکزی تهران قرار دارد و ساختمان خانه بسیار قدیمی‌است.

صحنه پنجم: فحشای مدرن
«دختران و پسرانی که با ما شروع به کار می‌کنند، حدود ۳ الی ۵ ماه تحت آموزش قرار می‌گیرند.» پرویز و آتوسا، زن و شوهری هستند که دختران و پسران را آموزش می‌دهند تا روش‌های نوین فحشا را ارائه دهند. پرویز می‌گوید: «در چند سال اخیر روش‌های گذشته از مد افتاده است و الان روابط افراد با حضور یک زن و شوهر مد شده است.»

این زن و شوهر یک باشگاه ورزشی دارند که در صبح مخصوص بانوان است و شب‌ها مردان در آنجا ورزش می‌کنند. آتوسا در ادامه می‌گوید: «بیشتر مشتریان را در همین باشگاه پیدا می‌کنیم. نصف در آمد دختر و پسر‌ها نیز مال ما است.» پرویز معتقد است که کار آن‌ها بسیار تخصصی و به روز است و آن‌ها از درآمد خود راضی هستند. آتوسا می‌گوید: «ما ممکن است شبی ۲۰ میلیون تومان بدست بیاوریم و این موضوع باعث شده است که ما به فکر گسترش کارمان نیز بیفتیم»!

پرده دوم
در سالهای اخیر بازار فحشا شکل جدیدی پیدا کرده است. علاوه بر زنان و دختران در بخش‌هایی از تهران دیده شده است که پسران نیز در ازای دریافت پول، خود را به زنان متمول می‌سپارند. حتی خانه‌های تیمی‌پسران نیز شکل گرفته است. این موضوع متاسفانه روز به روز رو به پیشرفت است و بعضی ازمردان و پسران با این کار امرار معاش می‌کنند. به نظر می‌رسد پسران و مردانی که به تن فروشی روی می‌آورند، افسردگی زنان روسپی را تجربه نمی‌کنند. همچنین درآمد بیشتری نیز نسبت به زنان دارند، اما سعی می‌کنند، کارخود را پنهان کنند. ازدواج‌های نامتعارف و غرب زدگی در بعضی از خانواده‌ها باعث شده است که این شکل از تن فروشی شکل گیرد و ریشه این مسائل را می‌توان در فقر فرهنگی و مالی جستجو کرد.

صحنه ششم: سکس پک عامل مهم
«زن‌ها به سراغ من می‌آمدند و من به دلیل مشکلات مالی پذیرفتم.» سامان مربی بدنسازی است و لیسانس تربیت بدنی دارد. همانطور که سیب زمینی‌های آب‌پز جلوی رویش را می‌خورد، می‌گوید: «چندین بار در خیابان زنان به من پیشنهاد داده بودند. اما من از این کار بدم می‌آمد. اما با بیمار شدن مادرم و هزینه‌های بالای درمان مجبور به این کار شدم.» اکثر دخترانی که از کنار سامان می‌گذرند او را با دقت نگاه می‌کنند.

او ادامه می‌دهد: «اولین بار را با خانم بسیار زیبایی که همسر مسنی داشت بودم و برای یک هفته ۱۲ میلیون تومان به من پول داد. همین پول بی زحمت باعث شد که به این کار ادامه دهم.» سامان عامل اصلی درآمد بالایش را سیکس پک و صورت زیبایش می‌داند. او می‌گوید: «من تا زمانی که قصد ازدواج نداشته باشم به کارم ادامه می‌دهم.» سامان این کار را برای مردان بد نمی‌داند، با این حال دوست ندارد کسی از کارش با خبر شود.

صحنه هفتم: پول برای ازدواج
سه نفری باهم زندگی می‌کنند. امیر حسابدار یک شرکت است و ۲۸ سال سن دارد. او از همه جذاب‌تر است و سالهاست بدنسازی کار می‌کند. کمی‌از چایی داخل فنجانش را می‌نوشد و می‌گوید: «من از کاری که انجام می‌دهم، پشیمان نیستم. چندین زن متمول را می‌شناسم که پول خوبی به من می‌دهند.»

کامی‌که پسر دیگر است با خنده در ادامه می‌گوید: «امیر کلی کتاب خوانده است که چگونه با زنان رفتار کند.» امیر با لبخند می‌گوید: «من با علاقه این کار را انجام می‌دهم و سعی می‌کنم ظرافت‌های زنانه را بشناسم. در ازای کاری هم که انجام می‌دهم از ۶۰۰ هزار تومان به بالا می‌گیرم.» کامی‌در ادامه با غیظ می‌گوید: «امیر خوب پول می‌گیرد، چون سیکس پک دارد. اما من از سیصد هزار تومان به بالا می‌گیرم. البته من ترجیح می‌دهم بیشتر مشتریانم زنان زیر ۵۰ سال باشند؛ ولی همیشه دنیا بر وفق مراد من نیست.»

بهروز که با نامزدش تلفنی مشغول حرف زدن بود، قطع می‌کند و می‌گوید: «من ۳ سال است که این کار را انجام می‌دهم، تا پول خوبی برای ازدواجم جمع کنم.» سیگاری روشن می‌کند و ادامه می‌دهد: «کار پردرآمدی است، ولی به همان اندازه حال آدم را بد می‌کند. من اولین بار به خاطر چکی مجبور به این کار شدم و بعد دیدم که از این راه می‌توانم پول سنگینی در بیاورم.» امیر و کامی از کار خود راضی هستند. اما بهروز دوست ندارد نامزدش و هیچکس دیگر از تن فروشی‌اش با خبر شود. او شب‌ها با وحشت اینکه نامزدش از کارش اطلاع پیدا کند بار‌ها از خواب می‌پرد.

صحنه هشتم: مردان فاحشه نیستند
دیوارها، سقف و زمین کافی‌شاپ از جنس چوب است. بوی سیگار و توتون از همه جا می‌آید. فرهاد جامعه شناسی می‌خواند و از شهرستان برای تحصیل به تهران آمده است. او می‌گوید: «من برای تحصیل در تهران به پول نیاز داشتم و روزی در خیابان فرشته قدم می‌زدم، که خانم مسنی بهم پیشنهاد داد.

از آن روز در این کار افتاده‌ام.» فرهاد از ۸۰۰ هزار تومان به بالا می‌گیرد. همانطور که قهوه تلخش را می‌نوشد، ادامه می‌دهد: «هزینه‌های زندگی‌ام از زمانی که به این کار مشغول شدم بسیار افزایش یافته است. چون باید به خودم و لباس‌هایم برسم.» او دیگر نمی‌تواند مثل گذشته زندگی کند به همین دلیل به تن فروشی ادامه می‌دهد. در آخر با لبخندی می‌گوید: «من زن نیستم که فاحشه خوانده شوم. از درآمدم و کارم راضی هستم.» او از زنانی که برده می‌خواهند بیزار است و سعی می‌کند مشتریانش از این نوع نباشند.

پرده آخر
با پاک کردن صورت مسئله نمی‌توان وجود مسئله را انکار کرد. مساله‌ای که امروز به شکل فاجعه‌ای در شهر تبلور یافته است. شاید به جای انکار کل موضوع، بهتر است به فکر یک راهکار باشیم؛ قبل از آنکه خیلی دیر شود.

No responses yet

Mar 13 2017

راه حل های یک کارشناس اسرائیلی برای حل بحران آب در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

ایران وایر: دکتر آندره‌آ گرماندی، استاد دانشکده منابع طبیعی و محیط زیست دانشگاه حیفا و از پژوهشگران ارشد در زمینه مدیریت منابع آبی است. حوزه های که مدیریت اسرائیلی ها در آن پرآوازه است. آب، کمبود آن و مدیریتش در دهه‌های اخیر همواره از دغدغه‌های اساسی مردم و دولت‌ها در خاورمیانه بوده است. این نگرانی در سال‌های اخیر، با خشک شدن شماری از تالاب‌ها و دریاچه‌ها و رودخانه‌ها و سپس هشدار برخی کارشناسان که ممکن است نبردهای آینده منطقه بر سر آب باشد، ابعاد تازه ای یافته است. برخی معتقدند کم‌آبی یکی از کاتالیزورهای جنگ داخلی سوریه بوده است.

در این میان، اسرائیل یکی از کشورهایی بوده که توانسته الگوهای مناسبی برای کاهش مشکلات کم آبی پیدا کند. در آستانه روز جهانی آب (22 ماه مارس / دوم فروردین) با دکتر آندره‌آ گرماندی درباره این تجربه ها حرف زدم.

آندره‌آ گرماندی ضمن تأیید این نکته که از روز استقلال اسرائیل تا امروز، همواره مسئله کمبود آب یکی از دغدغه‌های اساسی مردم و مسئولان بوده، این دوره حدودا هفتاد ساله را به سه مرحله تقسیم می‌کند: مرحله نخست از آغاز تشکیل اسرائیل مدرن تا دهه هفتاد میلادی، مرحله دوم از دهه هفتاد تا آغاز هزاره سوم، و مرحله سوم از حدود سال دو هزار میلادی تاکنون.

در مرحله نخست بیش از هر چیز تأکید بر استفاده از انتقال آب به عنوان راه حل بود. در اسرائیل، عمده باران در شمال کشور می‌بارد در حالی که تمرکز جمعیت در مرکز کشور است. به همین دلیل هم از دهه پنجاه میلادی و به شکلی سازمان‌یافته‌تر، از سال 1964 میلادی، سازمان ملی انتقال آب اسرائیل به امر جابجایی آب از مناطق پرباران به مناطق کم‌باران پرداخت. به گفته دکتر گرماندی، در آن دوره حدود 80درصد از آب مصرفی در اسرائیل در بخش کشاورزی و باقی آن در بخش خانگی استفاده می‌شد.

اما از دهه هفتاد میلادی، مسئولان متوجه شدند انتقال آب دیگر پاسخگوی نیازهای کشور نیست. در این زمان بود که به گفته آندره‌آ گرماندی، دومین مرحله در توسعه مدیریت منابع آبی در اسرائیل آغاز شد. بیشترین تمرکز در این مرحله که تا پایان قرن بیستم ادامه یافت بر بازیافت آب بود. از دهه هفتاد به بعد، اسرائیل پروژه‌هایی را برای تصفیه فاضلاب، به ویژه فاضلاب شهری، و رساندن کیفیت آن به میزانی که قابل استفاده در بخش کشاورزی باشد تعریف کرد. امروزه، به گفته این محقق اسرائیلی، این کشور با اختلاف بسیاری در رده اول کشورهایی قرار دارد که از فاضلاب تصفیه شده استفاده می‌کنند و حدود 80درصد فاضلاب در اسرائیل تصفیه شده و به استفاده مجدد می‌رسد. در این دوره همچنین استفاده از روش‌های آبیاری تحت فشار توسعه یافت.

اما در آغاز نخستین دهه از قرن بیست و یکم، اسرائیل با خشکسالی‌های کم‌سابقه و شدیدی روبرو شد. خشکسالی‌هایی که در سال‌های 2007 تا 2009 به اوج خود رسیدند. در این زمان بود که مسئولان و مردم دریافتند که برای مواجهه با شرایط جدید، باید راهکارهای نوینی را به خدمت بگیرند. به گفته دکتر گرماندی برنامه‌ریزی برای شیرین‌سازی آب دریا در همان سال 2000 آغاز شد و در سال 2006 نخستین تأسیسات بزرگ نمک‌زدایی از آب دریای مدیترانه در شهر ساحلی اشکلون افتتاح شد. آندره‌آ گرماندی می‌گوید که برنامه نهایی این است که تا دو – سه سال دیگر نزدیک به 80درصد آب شرب اسرائیل از همین طریق تأمین شود.

اما یک راه حل دیگر، کاهش سطح زیرکاشت بخش کشاورزی بوده است. در ایران هم در دوره دانشجویی در رشته کشاورزی، چنین پیشنهادهایی را شنیدم که در مجامع علمی مطرح شد.

در اسرائیل حدود 2.5درصد تولید ناخالص ملی از بخش کشاورزی است و در ایران حدود 12درصد. با این حال در ایران، حدود 90درصد آب مصرفی در بخش کشاورزی مصرف می شود و در اسرائیل این رقم نزدیک به 20درصد است

به گفته آندره‌آ گرماندی، علیرغم کم شدن سطح زیرکشت در اسرائیل در نزدیک به چهار دهه اخیر – که البته با بهبود عملکرد، با بالا رفتن میزان محصول همراه بوده است – و تمامی تلاش‌هایی که برای به حداقل رساندن آب مصرفی در بخش کشاورزی انجام شده است، همچنان گروهی از کارشناسان در این کشور نیز خواهان تعطیلی بخش بزرگی از صنعت کشاورزی هستند. این گروه، که البته در اقلیت هستند، گزینه‌ای موسوم به “گزینه سوییسی” را پیشنهاد می‌دهند که در آن تنها بخش کوچکی از کشاورزان با یارانه‌های دولتی، آن هم به شکلی نمادین و به منظور ادامه یک سنت، به کار خود ادامه می‌دهند.

در روزهای اخیر، دکتر ناصر کرمی، اقلیم شناس، از درختکاری بی‌رویه در بسیاری از نقاط ایران، به دلیل کمبود آب انتقاد کرده بود. این اظهارات همزمان با روز درختکاری در ایران بیان شده بود. در اسرائیل نیز، چند هفته پیش، جشن ایلانوت بود که در دوران مدرن به جشن طبیعت و درختکاری مبدل شده است. دکتر گرماندی، به همین مناسبت، تابلویی بیرون اتاقش نصب کرده بود که روی آن نوشته بود: “ای کاش درختان هم آنتن اینترنت وای‌فای بودند تا آنها را همه جا می‌کاشتیم.” نظر او را درباره کاشت درخت پرسیدم.

وی گفت که در کل درختکاری را امری مثبت می‌داند؛ به ویژه در حاشیه کویر. به گفته او، هرچند که درختان آب مصرف می‌کنند، اما در مناطق حاشیه کویر که باران به صورت مقطعی می‌بارد و عمدتا روان شده و هم موجب فرسایش خاک و هم نهایتا تبخیر می‌شود، وجود درختان مناسب می‌تواند تا حدی از سرعت جاری شدن آب کاسته و ضمن کاهش فرسایش خاک، امکان جذب آب در سفره‌های آب زیرزمینی را فراهم آورد. وی همچنین نقش درختان در کاهش آلودگی هوا و چرخه کربنی و حتی امکان مبدل شدن مناطق درختکاری شده به تفرجگاه را قابل توجه دانست.

اما اگر لازم باشد آب مورد نیاز برای آبیاری درختان کاشته شده از جای دیگری منتقل شود چه؟

آندره‌آ گرماندی می‌گوید که اگر هیچ راهکاری به غیر از انتقال آب وجود نداشته باشد، آنگاه موضوع فرق می‌کند. وی به راهکار اسرائیل در درختکاری‌های انجام شده در حاشیه صحرای نگب اشاره می‌کند؛ جایی که میزان بارندگی سالانه حدود یکصد میلی‌متر است که آن هم در یک دوره کوتاه می‌بارد. به گفته دکتر گرماندی، در این مناطق کانال‌ها، حوضچه‌ها و تأسیساتی دیگر احداث شده که از آنها برای نگهداری همان میزان کم بارش و استفاده از آن در پروژه‌های درختکاری و پروژه‌های مشابه استفاده می‌شود.

دیگر بحران مربوط به آبی که ایران و اسرائیل در حال حاضر، به شکلی نسبتا مشابه، با آن روبرو هستند، خشک شدن یک دریاچه آب شور است: در ایران دریاچه ارومیه و در اسرائیل، بحرالمیت یا آنگونه که در عبری آنرا می‌نامند، دریای نمک.

به گفته آندره‌آ گرماندی، در اسرائیل نیز هنوز راه حلی قطعی برای جلوگیری از روند خشک شدن دریای نمک و بازگرداندن آب از دست‌رفته به آن پیدا نشده؛ اگر چه تحقیقات بسیاری انجام شده و برنامه‌هایی نیز در دست اجرا است.

یکی از این راه حل‌ها انتقال باقیمانده شور آب شیرین شده دریای مدیترانه به دریای نمک است و دیگری انتقال آب شیرین شده به کشاورزان بالادست و جلوگیری از استفاده آنها از آب رود اردن که نهایتا به دریای نمک می‌ریزد؛ راه حلی که دکتر گرماندی آنرا غیر عملی می‌داند، چرا که میزان آب جاری در رود اردن، امروز به نزدیک 2درصد میزان آن در یکصد سال پیش رسیده است.

اما در این میان، یک راه حل بیشترین توجه را به خود جلب کرده؛ شیرین کردن آب دریای سرخ و انتقال باقیمانده شور آن به دریای نمک. پروژه‌ای که مورد توجه بانک جهانی نیز قرار گرفته است.

بر اساس این پروژه، کانالی 180 کیلومتری از خلیج عقبه در اردن تا دریای نمک کشیده می‌شود و از آنجا که سطح دریای نمک 420متر پایین‌تر از سطح آب‌های آزاد است، آب خود به خود در آن جریان می‌یابد، سپس در نزدیکی دریای نمک تأسیساتی برای شیرین کردن این آب ساخته می‌شود.

بخشی از انرژی مورد نیاز برای این تأسیسات از خود آب جاری تأمین می‌شود و باقی آن از منابع دیگر. آب شیرین شده به مصرف شهروندان اردن و فلسطینیان ساکن کرانه باختری می‌رسد و پسماند شور آن وارد دریای نمک می‌شود.

علیرغم همه این‌ها اما این کارشناس اسرائیلی می‌گوید پروژه فوق مخالفانی نیز دارد. مخالفانی که از جمله به اختلاف شوری آب منتقل شده از دریای سرخ به دریای نمک با آب این دریاچه (شوری آب دریای نمک همچنان پنج برابر بیشتر از پسماندِ شورِ آب دریای سرخ خواهد بود) و تغییرات اکولوژیکی که انتقال آب می‌تواند به همراه داشته باشد اشاره می‌کنند اما آندره‌آ گرماندی می‌گوید مزایای چنین پروژه‌ای آنچنان فراوان است که به خطرات آن می‌چربد.

او علاوه بر مزایای زیست‌محیطی، به موضوعی سیاسی نیز اشاره می‌کند؛ اینکه این پروژه، در منطقه‌ای که وحشت از جنگ‌های بزرگ آینده بر سر آب بسیاری را بلعیده است، موجب شده نمایندگان سه همسایه، اسرائیل، تشکیلات خودگردان فلسطینی و اردن به طور مستمر دور یک میز نشسته و همکاری کنند.

از آندره‌آ گرماندی خواستم که از امکانپذیر بودن چنین پروژه‌ای در دریاچه ارومیه (انتقال آب از دریای مازنداران) بگوید. پاسخش این بود که متخصصان و تصمیم‌گیران ایرانی باید با توجه به مسافت میان ارومیه و دریای مازندران از یک سو، و همچنین پستی و بلندی‌های بین دو دریاچه که موجب امکان یا عدم امکان سرازیر شدن خود به خود آب می‌شود، و همچنین دیگر گزینه‌های موجود تصمیم بگیرند. به گفته او بهتر است نخست راه حل‌های ساده‌تر، از جمله بهینه کردن آب مصرفی در بخش کشاورزی با روش‌های آبیاری تحت فشار، یا استفاده مجدد از فاضلابِ به درستی تصفیه شده در بخش کشاورزی مورد توجه قرار گیرد تا بتوان میزان آب طبیعی ورودی به دریاچه ارومیه را افزایش داد و سپس به اقدامات دیگر اندیشید.

No responses yet

Mar 06 2017

ماجرای عکس «ناهنجار» با تیم ملی اسکی زنان آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: تیم ملی اسکی ایران بدون علیرضا مقدید از مسابقات جهانی فنلاند بازگشت. مقامات فدراسیون اسکی درباره وضعیت او ابراز بی اطلاعی می‌کنند.

علیرضا مقدید به عنوان یکی از ملی‌پوشان ایران، در رقابت‌های قهرمانی جهان حضور یافت اما هنگام بازگشت، سایر اعضای تیم ملی را همراهی نکرد.

او سپس در شبکه اینستاگرام، پیام‌های ارسالی رئیس فدراسیون اسکی را منتشر کرد که حاوی واکنشی تند نسبت به عکس‌های یادگاری آقای مقدید در فنلاند بود.

رئیس فدراسیون اسکی، خود نیز در مصاحبه‌های مختلف، صحت پیام‌های ارسالی را تأیید کرد.

سیدعبدی افتخاری گفت: «مقدید تصاویر ناهنجاری در اینستاگرامش قرار داده بود که خواستم حذف کند. قول داد این کار را انجام دهد اما متأسفانه انجام نداد.»

آقای افتخاری به سایت میزان گفت: «امیدوارم مقدید سر عقل بیاید و به هتل برگردد. باید منتظر بمانیم تا بازگشت یا عدم بازگشت او مشخص شود و پس از آن نسبت به این اتفاق، موضع خودمان را اعلام خواهیم کرد.»

تصاویر «ناهنجار» مورد نظر رئیس فدراسیون اسکی جمهوری اسلامی ایران کدام عکس‌ها هستند؟

نگاهی به صفحه مجازی علیرضا مقدید نشان می‌دهد او بعد از سفر تیم ملی به فنلاند، دو عکس مشترک در فضای عمومی و با پوشش رسمی مسابقات، در کنار پنج نفر از اعضای تیم ملی اسکی زنان آمریکا منتشر کرده است.

جسی دیگینز قهرمان جهان در تیمی اسپرینت سال ۲۰۱۳، برنده مدال نقره جهان در ماده ده کیلومتر آزاد ۲۰۱۵، با یک نقره و یک برنز از همین مسابقات جهانی فنلاند.

سادی بیورنسن دارنده مدال برنز تیمی اسپرینت در این مسابقات. لیز استفن از دیگر اعضای ملی‌پوش آمریکایی حاضر در عکس است که در المپیک زمستانی سوچی نیز حضور داشت.

صفحه‌ای که تا قبل از مصاحبه رئیس فدراسیون اسکی، حدود ۳۰۰ نفر تعقیب‌کننده داشت و حالا بیش از ۷۰۰ نفر. حتی همین تعداد هم بیانگر صفحه‌ای است کاملاً خصوصی.

نظیر عکس‌های فوق، بارها در رشته‌های مختلف ورزشی برای تیم‌های ملی ایران و ورزشکاران در رده‌های مختلف سنی دیده شده است.

تاکنون پیش نیامده بود که یک رئیس فدراسیون، شخصاً خواستار حذف عکس از صفحات شخصی ورزشکاران شود.

آقای افتخاری در مصاحبه دیگری به خبرگزاری ایسنا گفته: «جوانی کرد. اگر هم برگردد نه قرار است او را زندانی کنیم و نه اعدام. فنلاند در بیش از ۹۰ درصد موارد مهاجران را رد می‌کند و مقدید هم قهرمان صاحب نامی نیست. به نظرم حتماً به ایران برمی‌گردد.»

محمدرضا داورزنی معاون وزیر ورزش نیز تصمیم مقدید در ترک اردوی تیم ملی ایران را نکوهش کرده و خواستار «رفتار عاقلانه» از سوی او شده.

داورزنی در حاشیه مجمع فدراسیون وزنه‌برداری به خبرنگاران گفت: «فدراسیون و دستگاه دیپلماسی قضیه را دنبال می‌کنند تا او برگردد. امیدوارم تصمیم عاقلانه‌ای بگیرد. این حرکت برای خود، خانواده‌اش و برای کشور نامناسب است.»

بهرام ساوه‌شمشکی دبیر فدراسیون اسکی از وضعیت مقدید ابراز بی‌اطلاعی کرده و به سایت تسنیم گفته است: «کاروان ما از ژاپن به تهران رسید. خبر جدیدی از مقدید نداریم.»

با گذشت یک هفته از اعلام خبر، مقدید نه تنها عکس‌های مورد نظر را از اینستاگرام خود پاک نکرد، بلکه در آخرین پستی که منتشر کرده، خطاب به رئیس فدراسیون اسکی نوشته است: «مانند کوه یخ سنگدل و بی روح و کشنده استعدادها هستید.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .