اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'خاورمیانه' Category

Nov 27 2014

روان‌پزشک طالبان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: گروه طالبان افغانستان را در اواخر دهه ۱۹۹۰ اداره می‌کرد؛ اما جنگی که آن‌ها را سر قدرت آورد خالی از تبعات منفی برای خودشان هم نبود، از جمله تاثیرات جنگ روی روان جنگ‌جویان خودشان. در این میان، یک روان‌پزشک افغان با آن‌که با طرز فکر آن‌ها مخالف بود، ولی حاضر شد آن‌ها را معالجه کند.

این روان‌پزشک نادر عالمی است:”اولین گروه طالبان که برای معالجه نزدم آمدند را به یاد دارم. آنها گروهی می‌آمدند، نه انفرادی. وقتی یکی از آن‌ها را معالجه می‌کردم، شخص بیمار موضوع را به بقیه خبر می‌داد.”

دکتر عالمی آن‌ روزها را چنین به‌یاد می‌آورد: “جنگجویان با تکه کاغذی که رویش نام من نوشته شده بود نزدم مراجعه می‌کردند. به من می‌گفتند که دوست‌شان را درمان کرده‌ام و آن‌ها هم می‌خواهند معالجه شوند. خیلی‌های‌شان در عمر نزد پزشکی نرفته بودند.”

دکتر عالمی که حالا به یک شخصیت سرشناس در شهر مزارشریف تبدیل شده، در شمال افغانستان زندگی می‌کند.

طالبان مزارشریف را در سال ۱۹۹۸ اشغال کردند و به زودی به نقاط مختلف شمال افغانستان پیش روی کردند. با آن‌که طالبان در آن زمان در میدان نبرد پیش روی می‌کردند، اما دکتر عالمی ناملایمتی و تاثیرات جنگ را در روان آن‌ها به‌خوبی می‌توانست ببیند.

دکتر عالمی یگانه روان‌پزشکی در شمال افغانستان بود که به زبان پشتو حرف می‌زد، شاید یکی از دلایلی که فرماندهان معروف طالبان به راحتی با او راز دل می‌کردند.
نادر عالمی در مرکز پزشکی خود در مزار شریف

دکتر عالمی می‌گوید: “بلدیت به زبان خیلی اهمیت داشت. چون من با زبان خودشان حرف می‌زدم، آن‌ها احساس آرامش می‌کردند و به راحتی رازهای‌شان را با من در میان می‌گذاشتند.”

روزی ملا اختر عثمانی، والی آن زمان طالبان در بلخ، که از او به‌عنوان دومین فرد قدرت‌مند بعد از ملا عمر هم یاد میشد، دکتر عالمی را نزدش خواست.

دکتر عالمی آن روز را چنین به‌یاد می‌آورد: “حالت تهوع داشت و صداهای عجیب و غریب در گوشش می‌شنید. سربازانش برایم گفتند که آقای عثمانی شبانه جیغ و فریاد هم می‌کشد.”
جنگجویان طالبان در خط مقدم جبهه

دکتر عالمی می گوید که محافظان آقای عثمانی به او گفتند که گاهی فرمانده‌شان حتی آن‌ها را نمی‌تواند تشخیص بدهد.

“معلوم نیست این آدم چه مدت را در جبهات جنگ سپری کرده، چقدر آدم را کشته و پیش چشمانش شاهد کشتار چقدر مردم دیگر بوده. با آن‌که در دفتر کاری‌اش دور از دغدغه و مشکلات نشسته بود، ولی هنوز صدای انفجار و ناله و فریاد را می‌شنید.”

دکتر عالمی می‌خواست ملا عثمانی را به‌صورت دوامدار ببیند تا مشوره‌های طولانی مدت بدهد، ولی عثمانی و بقیه بیماران آقای عالمی هر سه ماه بعد به ماموریت می‌رفتند و در این میان، فقط فرصت چند جلسه را با روانپزشک شان داشتند. ملا اختر عثمانی در یک حمله هوایی در اواخر سال ۲۰۰۶ کشته شد.

دکتر عالمی بقیه اعضای بلند پایه طالبان را هم معالجه می‌کرد. او می‌گوید: “با هم رفیق بودیم. یکی از آن‌ها از من خواست که در دفترش ببینم، دچار افسردگی و درد مزمن بود. برایش ادویه تجویز کردم، ولی دیگه ندیدمش.”

دکتر عالمی می‌گوید که آمار دقیق از طالبانی را که نزدش مراجعه می‌کردند به یاد ندارد، ولی حدس می‌زند که تعداد طالبانی که نزدش مراجعه کرده اند از هزاران گذشته.

او می‌گوید: “سه سال آن‌ها را معالجه کردم تا این‌که طالبان در ۲۰۰۱ در مزارشریف شکست خوردند.”

اکثریت بیماران دکتر عالمی قبلا نزد هیچ پزشکی مراجعه نکرده بودند که همین باعث می‌شد تا او فکر کند که ممکن است فرماندهان شان مانع آنها می‌شوند.
مدارس دخترانه در افغانستان پس از سقوط طالبان دوباره شروع به کار کردند

دکتر عالمی می‌گوید: “راستش آن‌ها آن‌قدر درگیر فعالیت‌های روزمره‌شان بودند که وقت کمی هم برای معالجه نداشتند. تعجب‌آور است که تقریبا همه شان به تداوی من اعتقاد داشتند.”

“اکثر شان علت بیماری و افسردگی شان را بی سرنوشتی می خواندند. آنها کنترل خودشان را نداشتند، همه چیز توسط فرماندهان شان دستور داده می‌شد. آنها افسرده می شدند، چون نمی دانستند که یک دقیقه بعد چه اتفاق می افتد.”

آن‌هایی هم که نزد دکتر عالمی می‌آمدند، برایش درد دل می‌کردند که خانواده‌های‌شان را برای ماه‌ها ندیده اند و بچه‌های شان آنقدر بزرگ شده که شک دارند آنها را بشناسد.
“آرزو دارم بمیرم”

برای همین آنهایی که نزد دکتر عالمی مراجعه می‌کردند برایش می‌گفتند که ترجیح می‌دهند که بمیرند. “آن‌ها به من می‌گفتند که می‌خواهند خودکشی کنند، ولی به دلیل اعتقادات مذهبی این کار را نمی‌کردند.”

یکی از آن‌ها روزی به من گفت: “هر باری که خط اول جنگ می‌روم، آرزو می‌کنم که کسی شلیک کند و زندگی‌ام را خاتمه بدهد. آرزو دارم بمیرم. ولی هر بار زنده می‌مانم و از این‌طور زندگی متنفرم.”

دکتر عالمی طالبان را مثل دیگران تداوی می‌کرد، با آن‌که ملامتی جنگ و خشونت‌ها را بر آن‌ها می‌انداخت: “گاهی آنها گریه می‌کردند و من دل‌داری می‌دادم.”

طالبان در بدل هر جلسه مشوره‌دهی دکتر عالمی، یک دلار برایش حق‌الزحمه می‌دادند. این دست مزد کم باعث شده بود که طالبان گاهی همسر و دختران‌شان را هم برای تداوی نزد آقای عالمی بفرستند.

“خانواده‌های‌شان هم داشتند از افسردگی رنج می‌بردند. برای این‌که شوهران، پدران‌شان را برای ماه ها نمی‌دیدند و نمی‌دانستند آینده‌شان چه‌گونه خواهد بود.”
کلینیک روان پزشکی داکتر عالمی در شهر مزار شریف

حتی ماموران “امر به معروف و نهی از منکر” با فعالیت‌های آقای عالمی مخالفت نداشتند.

دکتر عالمی روزی را به یاد می‌آورد که یکی از آن‌ها در بلندگو مردم را به ادای نماز فرا می‌خواند.

“من هنوز داشتم مریض می‌دیدم که یکی از کارمندانم برای شان صدا زد که دکتر داره مریض می‌بینه. در جواب مامور امر به معروف گفت، بگذارش کارش را انجام بدهد.”
۱۵ سال پس از آن دوره

پانزده سال پس از آن زمان، دکتر عالمی هنوز افغان‌هایی را که به دلیل جنگ‌های دوامدار افسرده شده‌اند، معالجه می‌کند. در تنها بیمارستان خصوصی روان‌پزشکی‌اش در شمال افغانستان صدها زن و مرد صف بسته‌اند – همه شکایت دارند، از افسردگی، کم حوصلگی و کابوس.

آقای عالمی می‌گوید که بزرگ‌ترین مشکل مردمش بی‌سرنوشتی و عدم اعتماد شان به آینده‌است – کسانی‌که با مشکلات اقتصادی، سیاسی و امنیتی دست و پنجه نرم می‌کنند و هیچ‌کس نمی‌داند که آینده برای شان چه در چانته دارد.

No responses yet

Nov 26 2014

زن‌افغان+دختروعروسش ۲۵‌طالبان‌را کشتند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بهار: گروه بين‌الملل: در یک ماجرای نادر، زنی افغان به نام ریزه گل، اسلحه به دست گرفت و انتقام خون پسرش را که از افسران پلیس افغانستان بود و در حمله شبه‌نظامیان طالبان کشته شده بود، گرفت.
زن‌افغان+دختروعروسش ۲۵‌طالبان‌را کشتند
گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از آن بود که ریزه گل مادر یکی از افسران پلیس افغانستان است که در حمله شبه‌نظامیان طالبان به یکی از شهرک‌های ولایت فرح کشته شد. آژانس خبری «خاما» در این باره نوشت: «ریزه گل به همراه دختر و بیوه پسرش، دستکم ۲۵ تن از شبه‌نظامیان طالبان را در همان شهرکی که فرزندش کشته شد، کشتند. تبادل آتش میان دو طرف ۷ ساعت به طول انجامید.»
صدیق صدیقی سخنگوی وزارت امور خارجه افغانستان این خبر را تایید کرد و آن را «انقلابی مردمی برای مقابله با شبه‌نظامیان طالبان» توصیف کرد.»

No responses yet

Nov 23 2014

حزب‌الله لبنان از تجهیز این گروه به موشک‌های «نقطه‌زن» ایرانی خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: قائم‌مقام دبیرکل حزب‌الله لبنان، موشک‌های ایرانی را «تنها راه کشاندن» جنگ با اسرائیل به خاک آن کشور دانست و از تجهیز این گروه به موشک‌های «نقطه‌زن» ساخت ایران خبر داد.

شیخ نعیم قاسم، در مصاحبه‌ای با خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، که روز یک‌شنبه ۲ آذر منتشر شده، گفت: «تنها راه کشاندن مبارزه به سرزمین دشمن، موشک‌های ایرانی برای مقاومت در مقابله با اسرائیل است.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح کرد: «صهیونیست‌ها نیز به‌خوبی می‌دانند که حزب‌الله موشک‌های نقطه‌زن را در اختیار دارد و به‌علت امکاناتی که حزب‌الله به دست آورده و حمایت‌های جمهوری اسلامی و آمادگی حزب‌الله برای هر جنگ آینده، این جنگ برای اسرائیلی‌ها سخت‌تر خواهد بود.»

به گفته خبرگزاری تسنیم، منظورِ قائم‌مقام دبیرکل حزب‌الله لبنان از موشک‌های «نقطه‌زن» موشک «فاتح» است که از آن به‌عنوان «دقیق‌ترین موشک ایرانی» نام برده می‌شود.

به گزارش این خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، نمونه‎های مختلف این موشک با بُردهای «۲۵۰ تا ۳۰۰ کیلومتر» از سامانه‎های پیشرفته هدایت و ناوبری برخوردار است و تا پایان مسیر هدایت می‌شود.

این خبرگزاری با اشاره به اینکه خطای موشک فاتح-۱۱۰ «کمتر از ۱۰ متر» است از موشک «خلیج فارس» به عنوان یکی از اعضای خانواده موشک‌های فاتح نام برد که «احتمال در اختیار قرار گرفتن آن توسط حزب‌الله لبنان» وجود دارد.

معاون دبیر کل حزب الله لبنان همچنین گفت که ایران «نقش اساسی» در توسعه توان موشکیِ حزب‌الله لبنان داشته و «آموزش‌های متعددی» را برای ایجاد «برخی از ساختارهای موشک‌ها» به این گروه داده‌است.

شیخ قاسم سلیمان اضافه کرد: «وقتی از توان موشکی صحبت می‌کنیم، به این معنا نیست که تنها تعدادی از موشک‌های ایران به مقاومت انتقال داده شود، بلکه تمامی مایحتاج مربوط به موشک‌ها از حضور آن‌ها در لبنان گرفته تا عملیات انتقال و آماده‌سازی و آموزش آن‌ها و یادگیری نحوه پرتاب و تحقق اهداف منظور و متخصص شدن افراد مختلف در زمینه استفاده از آن‌ها از لوازم این توانمندی است.»

قائم‌مقام دبیرکل حزب‌الله لبنان همچنین گفت که ایران با دولت سوریه و ارتش این کشور برای احداث تأسیسات موشکی همکاری کرده‌است.

علی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه، روز دوشنبه، ۱۹ آبان، گفته بود که کارخانه‌های تولید موشک در سوریه ساخت ایران است و موشک‌های طراحی ایران در این کارخانه‌ها تولید می‌شوند.

قائم‌مقام دبیرکل حزب‌الله لبنان در بخش دیگری از این مصاحبه تصریح کرد: «اهمیت توان موشکی ایران کنار نیروهای مقاومت در مقابله با دشمن صهیونیستی در لبنان و فلسطین قرار دارد، ازاین‌رو است که در جنگ‌های اخیر که بعد از تجاوز اسرائیل به لبنان در سال ۱۹۸۲ صورت گرفته، شاهد توان موشکی متفاوتی بوده‌ایم.»

وی در ادامه سخنان خود اضافه کرد: «گفته می‌شود که موشک فجر نقش مهمی در مقاومت و موشک‌باران تل‌آویو در جنگ ۲۲روزه داشته‌است و معادله‌های جنگی در غزه را تغییر داد.»

خبرگزاری تسنیم روز شنبه، ۲۴ آبان گزارشی از راکت‌های «فجر» منتشر کرده بود که به گفته این خبرگزاری در جنگ گروه‌های مسلح فلسطینی با اسرائیل در نوار غره مورد استفاده قرار گرفته‌است.

کرانه باختری رود اردن در اختیار تشکیلات خودگردان فلسطینی به رهبری محمود عباس است که از روند صلح با اسرائیل حمایت می‌کند. نوار غزه نیز در اختیار گروه رقیب آن، حماس، است که چند سالی است از سوی اسرائیل در حصر قرار گرفته و حماس راه مقابله با این کشور را درگیری نظامی می‌داند.

در هفته‌های گذشته خبرگزاری‌های فارس و تسنیم، دو خبرگزاری وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی، گزارش‌هایی را درباره توان موشکی ایران برای مقابله با اسرائیل منتشر کرده‌اند.

خبرگزاری فارس، روز شنبه، ۲۴ آبان از سه نوع موشک ایرانی «شهاب»، «قدر» و «سجیل» به عنوان «نامزدهای اصلی نابودی اسرائیل» نام برده بود.

No responses yet

Nov 20 2014

کشورهای عرب خلیج فارس نگران از توافق اتمی غرب با ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: رهبران کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین پس از ماه‌ها چالش با قطر، در نشست ریاض اختلافات را کنار گذاشتند. دیپلمات‌ها نگرانی از احتمال توافق اتمی ایران را دلیل اصلی این نزدیکی می‌دانند.

در آستانه‌ی نزدیک شدن به مهلت تعیین‌شده توافق هسته‌ای میان ایران و غرب، کشورهای عرب منطقه‌ی خلیج فارس اختلافات خود را موقتا کنار گذاشته و به چاره‌اندیشی برای مقابله با توافق احتمالی و برنامه‌ریزی برای تحولات ناشی از آن پرداختند.

خبرگزاری رویترز گزارش داد که روز چهارشنبه (۱۹ نوامبر) عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین توافق کردند تا سفرای خود را بار دیگر به قطر بفرستند.

این کشورها هشت ماه پیش به دلیل حمایت دولت قطر از اسلام‌گرایان شورشی در سوریه و حمایت از “بهار عربی”، سفرای خود از دوحه را فراخوانده و روابط دیپلماتیک خود با قطر را به حداقل رساندند.

در نشست سران کشورهای عرب در ریاض تصویری از امیر قطر منتشر شد که در حرکتی سمبلیک پیشانی ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی را به نشانه‌ی آشتی می‌بوسد. به گفته‌ی دیپلمات‌ها، پادشاه عربستان سعودی فرد اصلی پشت پرده برای آشتی میان کشورهای عرب و کنار گذاشتن اختلافات برای مقابله با افزایش قدرت ایران در منطقه است.

نگرانی‌‌های دیگر کشورهای عربی

به گزارش رویترز احتمال توافق اتمی میان ایران و کشورهای گروه ۵+۱ باعث نگرانی جدی کشورهای عرب منطقه شده و آن‌ها را به کنار گذاشتن مقطعی اختلافات سوق داده است.

در عین‌حال این کشورها نگران‌اند که ادامه‌ی اختلافات سبب شود که برخی کشورهای عضو، نشست “شورای همکاری خلیج فارس” را که قرار است ماه آینده در دوحه برگزار شود، بایکوت کنند.

شیخ جابربن المبارک، نخست‌وزیر کویت با تایید این نگرانی گفت که حفظ همکاری و اتحاد میان کشورهای عرب زبان خاورمیانه ضروری است و بدون این اتحاد همه‌ی این کشورها در برابر “تندباد حوادث پیش‌رو” آسیب‌پذیر خواهند بود.

یک دیپلمات ارشد حاضر در مذاکرات ریاض برای آشتی میان سران عربستان و امارات و بحرین با قطر، به رویترز گفت که هراس از قدرت‌گیری بیشتر ایران در منطقه و نفوذ شیعیان نیز “مثل همیشه” دغدغه و نگرانی جدی سران کشورهای عرب است.

نگرانی از کاهش قیمت نفت

در آستانه‌ی پایان مهلت مذاکرات اتمی ایران همچنین نگرانی‌ها از کاهش قیمت نفت نیز ادامه دارد.

بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت ایران، برای گفت‌وگو بر سر افت قیمت نفت راهی امارات متحده عربی شد. زنگنه در روزهای گذشته نیز به قطر و کویت سفر کرده بود.

قیمت نفت خام از پایان ماه ژوئن تاکنون ۳۰ درصدی کاهش یافته و برخی کشورهای عضو “اوپک” از جمله ایران، عربستان سعودی را پشت پرده‌ی این سقوط چشمگیر قیمت نفت می‌دانند. زیرا این کشور موافق کاهش صادرات نفت خود نیست.

علی النعیمی، وزیر نفت عربستان، بعد از ۲ ماه سکوت درباره‌ی سقوط قیمت نفت بالاخره روز سه‌شنبه (۱۸ نوامبر) اتهام‌های مطرح علیه عربستان را رد کرد و گفت ریاض نیز خواهان یک بازار باثبات و افزایش قیمت نفت است.
قرار است نشست بعدی اوپک روز ۲۷ نوامبر برگزار شود که روز پایان مهلت مذاکرات هسته‌ای ایران نیز هست.

No responses yet

Nov 17 2014

مرکز پژوهش‌های مجلس(حتما اینها نماینده مردم چین هستند): ایران از دخالت چین در خاورمیانه استقبال کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی از دخالت چین در امور خاورمیانه دفاع کرده٬ این دخالت را به نفع جمهوری اسلامی دانسته و به مقام‌های نظام توصیه کرده از این اقدامات استقبال کنند.

این مرکز در تازه‌ترین گزارش خود به بررسی دلایل دخالت چین در امور سوریه و حمایت از بشار اسد پرداخته و از مقام‌های جمهوری اسلامی خواسته روابطه خود با پکن را در این زمینه گسترش دهند.

این گزارش افزوده ورود چین به صحنه خاورمیانه می‌تواند در راستای «موازنه قدرت مطلوب ایران» موثر و مفید باشد.

مرکز پژوهش‌های مجلس اضافه کرده رایزنی‌های دولتی و پارلمانی ایران با چین در این زمینه می‌تواند به ارتقای موقعیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی کمک کند.

در این گزارش از موضع‌گیری دولت چین در حمایت از بشار اسد تعریف و تمجید شده و علت این موضع‌گیری تلاش پکن برای رویارویی با سیاست‌های غرب در خاورمینانه اعلام شده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی که همواره دخالت قدرت‌های «بیگانه» را مهمترین مشکل خاورمیانه اعلام کرده و می‌کنند با انتشار چنین گزارشی از دخالت چین در امور این منطقه استقبال کرده‌اند.

No responses yet

Nov 06 2014

رونمایی از نظامیان عصائب اهل‌الحق در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی


دیگربان: نیروهای نظامی «عصائب اهل‌الحق» عراق برای نخستین بار در ایران در یک مراسم عمومی دیده شدند.

این نیرو‌ها به عنوان محافظان محمد طباطبایی٬ جانشین دبیرکل «عصائب اهل‌الحق» صبح روز سه‌شبنه ۱۳ آبان ماه در مراسم عزاداری عاشورا در هیأت «رزمندگان اسلام» شهر قم شرکت کردند.

براساس برخی گزارش‌ها گروهی از اعضای این گروه شیعی در حال حاضر در پادگان‌های سپاه پاسداران مشغول آموزش نظامی هستند.

«عصائب اهل‌الحق» که مجوز «شرعی» فعالیت‌های نظامی خود را از محمود هاشمی شاهرودی دریافت کرده است اعلام کرده همه آمریکایی‌ها را در عراق مورد حمله قرار خواهد داد.

این گروه در کنار سپاه «بدر» به یکی از مهمترین بازو‌های نظامی جمهوری اسلامی در عراق تبدیل شده است.

No responses yet

Nov 03 2014

یکی از همراهان قاسم سلیمانی در عراق کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: حمیدرضا زمانی یکی از همراهان قاسم سلیمانی در جریان عملیات آزادسازی منطقه «جرف الصخر» در استان «بابل» عراق کشته شد.

ایرنا «زمانی» را یکی از اعضای گروه «مدافعان حرم» حضرت زینب معرفی کرده‌ است٬ اما برخی سایت‌های محافظه‌کار محل کشته شدن وی را منطقه «جرف الصخر» عراق اعلام کرده‌اند.

آن‌طور که این سایت‌ها گزارش کرده‌‌اند «زمانی» از ۴۵ روز پیش برای جنگ با گروه «داعش» به عراق اعزام شده بود.

زمانی در منطقه‌ای کشته شده که هفته گذشته تصاویری از قاسم سلیمانی در این منطقه {جرف الصخر} در فضای مجازی منتشر شده بود.

علت حضور سلیمانی در این منطقه فرماندهی عملیات «عاشورا» برای آزاد‌سازی مناطقی از شمال استان بابل اعلام شده بود.

پیکر این عضو سپاه پاسداران شامگاه چهارشنبه (هفتم آبان) در مسجد ارک تهران تشییع و روز پنجشنبه در «بهشت زهرای» تهران به خاک سپرده شد.

خبر کشته شدن این عضو سپاه در عراق هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی از ربوده شدن یکی دیگر از همراهان قاسم سلیمانی از سوی «داعش» در منطقه «جرف الصخر» منتشر شده است.

برخی سایت‌های داخلی در ایران به نقل از یک سایت عراقی خبر ربایش این همراه سلیمانی را منتشر کرده‌اند. سلیمانی از چند روز پیش بار دیگر به ایران بازگشته است.

No responses yet

Oct 31 2014

عیسی سحرخیز: شکل دادن دشمن جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: حدس من این است که هاشمی رفسنجانی وقتی قلم به دست گرفت تا نامه ای برای پادشاه عربستان بنویسد و خواستار توقف اعدام شیخ نمرباقر النمر، روحانی زندانی شیعه شود، به گونه ای خاطرات سه دهه روابط پر فراز و نشیب تهران و ریاض را با خود مرور می کرد؛به ویژه آن رویداد مهم سال ١٣٦٥ که پیامد آن فاجعه ی خونبار مرداد ماه ٦٦ بود و سخنان بسیار تند آیت الله خمینی خطاب به سران سعودی.

حال که مرحوم آیت الله العظمی منتظری بین ما نیست شاید هیچ مقامی در ایران چون آیت الله رفسنجانی از پشت پرده ی روابط سیاسی ایران و عربستان آگاه نباشد و چون او درک نکند که اوج گیری دوباره ی تنش بین دو کشور چه پیامدهای سنگینی می تواند در پی داشته باشد که “جنگ نفت” کمترین آن ها خواهد بود.

رویدادهایی چون انفجار پایگاه نظامی الخبر در سال های آخر ریاست جمهوری رفسنجانی که در پی آن انگشت های اتهام به سوی ایران نشانه رفت و بهانه ی لازم به دست آمد تا بیش از ٤٠٠ مرکز نظامی، راهبردی و زیرساخت های صنعتی و اقتصادی ایران هدف بالقوه ی موشک های تهاجمی غرب قرار گیرد؛ و اگر پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ نبود و سران ریاض به نشانه ی حسن نیت در برابر دولت اصلاحات در برابر نتایج تحقیقات کوتاه نمی آمدند و با برنامه ی حملات نظامی تلافی جویانه ی آمریکا و متحدانش مخالفت نمی کردند، بدون شک تاریخ دوران اخیر ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد.

لابد با بازخوانی چنین بحران هایی بوده است که رفسنجانی برغم تمام جوسازی های جریان اقتدارگرا، دست به قلم شد و بی خیال فشارهای تبلیغاتی ستیزه جویان داخلی، خطاب به ملک عبدالله تاکید کرد که جلوگیری از اجرای حکم اعدام شیخ نمرباقر النمر “باعث یأس تفرقه‌افکنان و تقویت وحدت شیعه و سنی در جهان اسلام خواهد شد” و از این رو “انتظار می‌رود در این برهه که فتنه‌ها کیان امت اسلامی را نشانه گرفته، عدم اجرای حکم آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر، تفرقه‌افکنان را مأیوس ‌کند و باعث تعامل و حل مشکلات جهان اسلام ‌شود. مسلمانان اتخاذ چنین تصمیمی را از جناب‌عالی انتظار دارند.”

اگرچه روابط جمهوری اسلامی و کشورهای عرب جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی پس از انقلاب 22 بهمن ایران به شدت تیره شد و تجاوز صدام حسین به خاک ایران و حمایت مالی و نظامی اکثر قریب به اتفاق کشورهای عرب از رژیم بعث عراق بر تیرگی آن هرچه بیشتر افزود، اما جنایت هولناکی که در غروب روز نهم مرداد ١٣٦٦ ( ششم ذیحجه) در شهر مکه، پس از راهپیمایی مراسم برائت از مشرکین روی داد، اوج تنش در روابط تهران و ریاض و عامل بیان سخنان تند و غیرقابل انتظار آیت الله خمینی علیه “حاکمان حجاز” بود:

“اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه كسانى كه به ما بدى كردند بگذريم، نمى‏توانيم [از] مسئله حجاز بگذريم. مسئله حجاز يك باب ديگرى است، غير [مسائل] ديگر”.

بازخوانی تاریخ نشان می دهد که این رویداد خونین ریشه در ماجراهای پیدا و پنهان مراسم حج سال ٦٥ داشته است و جاسازی وانتقال مواد منفجره در ساک های زوار بی گناه و از همه جا بی خبر حجاج “نجف آباد”، توسط جریان های تندرویی که در پی صدور فیزیکی انقلاب در خارج از ایران بودند و ایجاد نمونه های مشابه جمهوری اسلامی در اقصی نقاط جهان.

این سالی است که میرحسین موسوی در ایران نخست وزیر است و سید علی خامنه ای رئیس جمهور و آیت الله خمینی رهبر ایران. این یکی از ماجراهایی است که باعث اعتراض آن زمان نخست وزیر وقت می شود و در بالاترین سطوح کشور تنش سیاسی ایجاد می کند و در پی آن موجب دخالت مستقیم آیت الله خمینی می شود و به ظاهر آتش اختلاف ها خاموش می شود، اما گدازه های آن زیر خاکستر می ماند تا دو دهه بعد، که بار دیگر در انتخابات سال ٨٨ شعله ور گردد.

در آن سال قرعه به نام من و یکی از دوستان همکار در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) افتاد تا به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار و گزارش های مراسم حج به عربستان سفر کنیم، اما طبق معمول مقام های سعودی روی خوش به روزنامه نگاران نشان نمی دادند و از این رو در آخرین ساعات، در شرایطی که تنها چند ساعتی به آخرین پروازهای تهران-ـ جده باقی مانده بود، روادید سفر ما دو نفر را صادر کردند؛ سفری استثنایی و پرهیاهو.

غروب که آخرین پرواز ایران ایر به عربستان در فرودگاه بین المللی جده نشست و پس از بازرسی های شدید و طولانی وارد محل اسکان موقت زوار کشورهای مختلف شدیم برای عزیمت به سوی مکه و مدینه، دشداشه نخریده و لباس عوض نکرده، یکی از همکاران مستعفی خبرگزاری به من نزدیک شد و خبر آورد که “تمام زوار یک گروه نجف آبادی به دلیلی نامعلوم دستگیر و در داخل فرودگاه در شرایط بسیار بد حبس شده اند.”

پرس و جوها موید این رویداد بود، اما هیچ مقام رسمی عربستان حاضر نبود در مورد آن سخن بگوید و رسانه های رسمی سعودی نیز طبق دستور، سیاست سکوت را دنبال می کردند. وضعیت ارتباطی با خارج هم به گونه ای بود که نمی شد از فرودگاه با ایران تماس تلفنی داشت و خبر را مخابره کرد یا اطلاعات محتمل را از دفتر مرکزی در تهران دریافت کرد.

راه آخر این بود که با وجود ممنوعیت خروج از فرودگاه و ورود به شهر جده، خود را به این شهر توریستی برسانیم و به تلفن بین المللی دسترسی پیدا کنیم. پنهان شدن در خودروی حامل شام و مواد غذایی مسوولان دولتی ایران مستقر در فرودگاه، تنها راه موجود برای رفتن به شهر بود و به احتمال زیاد از خیر مراسم حج گذشتن. این کاری بود که با موفقیت انجام شد.

تا به جده برسیم و از محلی مناسب با دفتر تهران تماس بگیریم، روز اول سفر به پایان رسیده بود و بامداد روز بعد بود و شروع به کار شیفت شب خبرگزاری به سردبیری “احمد. خ”. از سر اتفاق احمد آن زمان روزها نیز در دفتر نخست وزیر وقت کار می کرد و به صورت شبانه روزی دسترسی مستقیمی به میرحسین موسوی داشت.

پیامد مخابره ی خبر پخش آن در بخش ساعت شش رادیو بود و اعلام این موضوع که دولت عربستان به دلایل نامعلوم تعدادی از زوار ایرانی را دستگیر کرده است. تازه در پی خوانده شدن این خبر بود که سکوت رسانه های رسمی سعودی شکسته و اعلام شد که افراد دستگیر شده با خود مواد منفجره حمل می کرده اند و آن ها را در ساک های خود جاسازی کرده بودند؛ ادعایی شگفتی آور، آن هم در مورد زواری روستایی یا شهرستانی که بسیاری از آنان بالای پنجاه سال سن داشتند و افراد جوان در میان آن ها اندک بود.

با پخش این اخبار از یک سو نگرانی ها در جمع ایرانیان بالا رفت و از سوی دیگر هراس مقام های امنیتی و نظامی عربستان چندبرابر شد، چون احتمال می دادند که زوار دیگری توانسته باشند محموله های دیگری از مواد منفجره ی جاسازی شده را به مکه و مدینه انتقال داده باشند؛ آن هم در شرایطی که چون روزهای منتهی به انقلاب ایران، شعارنویسی با رنگ و اسپری بر روی دیوارها و پایه های پل ها در مکه و مدینه مشهود بود؛ امری که به نوعی حکومت نظامی محسوس در این دو شهر زیارتی انجامید و استقرار گسترده نیروهای مسلح و ادوات جنگی در کوچه و خیابان، به ویژه در ساعت های پایانی شب.

این وضعیت ادامه داشت و دائم هم بدتر می شد تا به روز مراسم برائت از مشرکین نزدیک شدیم. اوایل روز بود که در بعثه ی مکه خبر پیچید که مقام های نظامی عربستان زوار را به بیابان های اطراف شهر برده و مواد همراه آنان را منفجر کرده اند. در اواسط روز نیز خبر رسید که اغلب اعضای کاروان پس از مشاهده ی آن انفجارهای هولناک آزاد شده و تنها چند جوان مشکوک در زندان باقی مانده اند.

ساعتی بعد افراد آزاد شده ی این گروه صد و ده بیست نفره، رنجور و بیمار، وحشت زده و هراسان وارد ساختمان بعثه ی رهبری شدند و مورد استقبال شیخ مهدی کروبی قرار گرفتند تا در مکانی امن سکنی گزینند و شرح دهند که در این چند روز چه بر آن ها رفته و ماجرا از چه قرار بوده است؛ ماجرای هولناکی که نه آن گروه بی نوا از پشت پرده ی آن خبر داشتند و نه نماینده ی آیت الله خمینی در بعثه و نه نخست وزیر رسمی کشور در تهران، تا چند ماه بعد معلوم شود که چه کسانی پشت ماجرا بوده و چه اهدافی را دنبال می کرده اند!

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در خصوص رویدادهای سال ١٣٦٥ در این ارتباط می نویسد: “آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلام کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساک های خود تی ان تی داشته‌اند”.

این پیش آمد و پیامدهای تبلیغاتی آن از هر دو سو خود مقدمه ی جنایت هولناک سال بعد مکه بر روی پل حجون در کنار قبرستان ابوطالب شد که در جریان آن حدود چهارصد زائر ایرانی شهید شدند و بیش از هزار نفر مجروح و مصدوم که بسیاری از آن ها خانواده های شهداو مفقودان جنگ تحمیلی بودند. برخی از آمار و ارقام میزان تلفات این حادثه را این گونه نشان می دهد:

شهدا و کشته ها: ٢٧٥ حاجی ایرانی، ٨٥ نیروی امنیتی سعودی، ٤٥ حاجی از سایر ملیتها

مجروحان: ٣٠٣ حاجی ایرانی، ١٤٥ نیروی امنیتی عربستانی، ٢٠١ حاجی از سایر ملیتها

پیامد این امر آن شد که عربستان در جایگاه دشمن اصلی جمهوری اسلامی قرار گرفت، حتی در مقامی بالاتر از “رژیم صدام”، “دشمن صهیونیستی” و “شیطان بزرگ” و همان گونه که گفته شد اظهاراتی تند از سوی آیت الله خمینی در مورد این کشور و سران آن: “اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفرو نفاق و ازادی کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد.”

البته این سخنان و تهدیدها هیچگاه جنبه ی عملی نیافت و روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور، هرچند سرد و پرتنش، پس از مدتی از سر گرفته شد؛ در شرایطی که برخی مقام های رسمی ایران نیز اعتراف کردند که در بروز این فاجعه برخی جریان های تندرو جمهوری اسلامی نیز بی تقصیر نبوده اند. از جمله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در سال ۱۳۶۶ از یک گزارش عبدالله نوری یاد می‌کند که در آن ضمن غیرقابل گذشت بودن کار عربستان، به تندروی نیروهای داخلی نیز اشاره شده است.

در این زمینه مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری که از نزدیک اوضاع داخلی و خارجی را به دقت رصد می کرد قضاوت موثق تری داشته است. وی چند ماه بعد از این واقعه ی تاسف برانگیز در نامه ای به آیت الله خمینی نسبت به عملکرد مسئولان ایرانی در این واقعه اعتراض کرد:

“بسیاری از افراد مورد اطمینان كه خود ناظر جریان و در خط مقدم راهپیمایی بوده‌اند می‎گویند همه گناه گردن سعودی‌ها نیست و ممكن بود راهپیمایی آبرومندانه انجام شود و به این‌جا هم منجر نشود، ولی در اثر تندی بچه‌ها و بی برنامگی اجمالاً هجوم و حمله از طرف بچه‌های نپخته ما شروع شد و سوژه به دست دشمن داد، هر چند دشمن مجهز و مهیا بود و دنبال بهانه می‎گشت تا ما را سركوب كند. دشمن در سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساكهای حجاج با ما عاقلانه برخورد كرد و تا اندازه‌ای اغماض كرد و ما موضوع را رسيدگی نكردیم بلكه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد”.

این مشتی بود نمونه ی خروار از تنش های روابط ایران و عربستان که به طور مسلم آیت الله رفسنجانی اکنون اطلاعات دقیق تری از آنرا در اختیار یا در حافظه ی خود دارد، همچنین دیگر مواردی را که در دوران ریاست جمهوری او توسط نیروهای دخیل در ماموریت های برون مرزی روی داده است.

حال که باز تنش در روابط دو کشور بالا گرفته است، در صورت عدم برخورد مناسب و به موقع، هر آن مواردی مشابه با دخالت جریان های تندرو و آشوب طلب می تواند تکرار گردد؛ آن هایی که با بالا رفتن احتمال بهبود روابط ایران و غرب، دنبال دشمن جدید می گردند تا بر اساس آن بتوانند به تشدید فشارهای داخلی ادامه دهند.

هاشمی خوب آگاه است که بین کدام جناح های ایران با حاکمان عربستان همگرایی در جهت از بین بردن دشمنی بین شیعه و سنی وجود دارد و بین کدام ها کینه و عداوت فراموش نشدنی؛ آن هایی که دوستی رفسنجانی را با شاه سعودی برنمی تابند و عربستان را منبع تامین مالی رهبر اصلاحات معرفی می کنند و آن هایی که احمدی نژاد را “ولد” (بچه) می خواندند و رضایت ندادند که یک مقام روحانی ایران در جایگاه امام جماعت خانه ی خدا قرار گیرد، حتی به بهای لغو سفر برنامه ریزی شده!

طبیعی است که جریان تمامیت خواه در ایران با امید دستیابی به اهداف شوم خود، به صورت حساب شده تلاش می کند که دوستان را به دشمنان مبدل سازد، چون خوب می داند حتی حاکمان ریاض نیز دل به “امنیت” دارند و “آسایش”.

افراد تندرویی چون حسین شریعتمداری به حتم گزارش سفر هیات مطبوعاتی ایران به عربستان متشکل از چند مدیر، سردبیر و خبرنگار ایرانی از نشریات مستقل، محافظه کار و اصلاح طلب ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی را دیده و خوانده اند، به ویژه این نکته ی بسیار جدی بسته بندی شده درون کلامی درظاهر شوخی از زبان ملک عبدالله بن عبدالعزیز، در اوج روابط مناسب دو کشور: “حیف که سن و سال من اجازه نمی دهد که زنی ایرانی بگیرم تا با این پیوند خانوادگی عقد مودت و دوستی دائمی بین ایران و عربستان منعقد شود!”

No responses yet

Oct 21 2014

نگرانی اسراییل از احتمال توافق در مذاکرات هسته ای: وزیر خارجه اسراییل: باید به ایران شلیک کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: وزیر اطلاعات اسراییل گفت:می توان توافق را به تاخیر انداخت و با ایجاد فشار بیشتر به ایران ، این کشور را واداشت تا از مواضع کنونی خود در موضوع هسته ای عقب نشینی کند.
مقامات رژیم اسراییل در دو روز گذشته بر حملات لفظی و تهدیدهای خود در موضوع برنامه هسته ای ایران افزوده اند.

به گزارش عصر ایران پس از هشدار روز یکشنبه نتانیاهو درباره توافق هسته ای به گفته او “بد” قدرت های جهانی با ایران در موضوع هسته ای، دو وزیر کابینه او روز گذشته در مصاحبه با رادیو اسراییل با هشدار به کشورهای طرف مذاکره با ایران، آنها را از توافق هسته ای با ایران بازداشتند.

“یووال اشتینیتز” وزیر اطلاعات اسراییل روز گذشته در مصاحبه با رادیو اسراییل با هشدار به کشورهای گروه 1+5 گفت : این کشورها چه اصراری به توافق با ایران تا مهلت تعیین شده 24 نوامبر دارند.

او گفت: می توان توافق را به تاخیر انداخت و با ایجاد فشار بیشتر به ایران ، این کشور را واداشت تا از مواضع کنونی خود در موضوع هسته ای عقب نشینی کند.

اشتینیتز با اشاره به اینکه قدرت های جهانی تهدید برنامه هسته ای ایران را درک می کنند، اما افزود: برخی از قدرت ها احساس می کنند مشکلات مهم تر و فوری تری از جمله تهدید داعش وجود دارد و از این رو می خواهند برای حل بحران داعش به هر نحوی شده موضوع ایران را از روی میز بردارند تا موضوعات مهم تر از جمله داعش را حل و فصل کنند.

او مدعی شد: درست است که مساله دولت اسلامی (خلافت خود خوانده گروه تروریستی داعش) یک تهدید است اما تهدید اصلی همچنان از ناحیه خلافت قدیمی اسلامی (ایران) است.

آویگدور لیبرمن وزیر خارجه اسراییل نیز در مصاحبه ای مشابه با رادیو اسراییل ، ایران را به طور تلویحی به حمله یکجانبه اسراییل تهدید کرد.

لیبرمن با اشاره به اینکه اسراییل باید امنیت شهروندان خودرا تامین کند، گفت: اگر شما بخواهید شلیک کنید نباید بگویید می خواهیم شلیک کنیم، باید این کار را بکنید.

لیبرمن افزود: مقامات اسراییل به اندازه کافی درباره تهدید ناشی از برنامه هسته ای ایران حرف زده اند، اما اکنون زمان عمل است نه حرف زدن.

No responses yet

Oct 21 2014

سفر هم‌زمان چهار متحد بحران‌زده ایران به تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: نماینده سازمان ملل در امور سوریه٬ دبیر شورای امنیت ملی روسیه٬ معاون نخست وزیر لبنان٬ نخست‌وزیر عراق و دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین به تهران سفر کرده‌اند.

سوریه٬ عراق٬ لبنان و فلسطین چهار کشور درگیر بحران هستند که ایران و روسیه منافع تقریبا مشترکی درباره آنها در مقابل آمریکا و اروپا دارند.

حضور هم‌زمان یک مقام سازمان ملل در امور سوریه و چهار مقام مهم روسی٬ عراقی٬ فلسطینی و لبنانی در تهران در نوع خود کم‌سابقه است.

این مقام‌ها در شرایطی وارد ایران شده‌اند که خبرگزاری‌های داخلی از بازگشت غیرمنتظره قاسم سلیمانی فرمانده نیروی «قدس» سپاه پاسداران از عراق به تهران هم خبر داده‌اند.

از قاسم سلیمانی به عنوان یکی از اصلی‌ترین فرماندهان نیرو‌های نزدیک به جمهوری اسلامی در سوریه٬ عراق٬ فلسطین و حتی لبنان نام برده می‌شود.

تصمیم‌گیری و هماهنگی ایران و روسیه درباره تحولات آینده عراق٬ سوریه٬ لبنان و فلسطین با حضور قاسم سلیمانی می‌تواند یکی از مهمترین علت‌های حضور هم‌زمان این مقام‌ها در تهران باشد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .