اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Oct 20 2016

فرزند مهدی کروبی به خاطر انتشار نامه پدرش ‘به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: به گزارش وبسایت سحام نیوز، متعلق به حزب اعتماد ملی، هفت ماه پس از انتشار نامه مهدی کروبی خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهوری، محمد حسین کروبی به دادگاه انقلاب احضار و به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده است.

این وبسایت به نقل از محمد حسین کروبی گزارش کرده است که یک ماه پیش، “براساس شکایت اطلاعات سپاه در ارتباط با انتشار این نامه، همراه با فرزندم به شعبه ٢ دادسرای انقتلاب احضار و پس از چهار جلسه بازجویی، روز سه‌شنبه “اتهام اقدام علیه امنیت ملی به من اعلام و تفهیم اتهام شدم.”

فرزند مهدی کروبی گفته است که برای این اتهام، قرار یک میلیارد ریال صادر شده است. وی افزوده است که “من به همراه وکیلم دکتر جلیلیان در دادسرا حاضر شدم و ضمن رد اتهام اقدام علیه امنیت ملی، اظهار کردم که آقای [مهدی] کروبی تا به حال ده‌ها نامه و بیانیه نوشته و مسئولیت آنها را هم خود برعهده گرفته است و در حال حاضر هم به دلیل حصر غیرقانونی و خارج از ضوابط قضایی که برایشان به وجود آمده، درخواست محاکمه علنی کرده است.”

وی افزوده است: “کجای این کار اقدام علیه امنیت ملی است آن هم به فرزند آقای کروبی که مدعی هستند انتشار نامه توسط من بوده است.”

براساس این گزارش، پرونده محمد حسین کروبی “و چهره‌های شناخته شده اصلاح طلب در شعبه ٢ بازپرسی دادسرای شهید مقدس به ریاست حجت الاسلام ثاراللهی در حال پیگیری است.”

سحام نیوز افزوده است که طی روزهای آینده گزارشی را “از پروژه سپاه پاسداران برای رد صلاحیت حسن روحانی و بازداشت چهره های شناخته شده اصلاح طلب منتشر خواهد کرد.”

مهدی کروبی در نامه سرگشاده خود خطاب به حسن روحانی، با اظهار این نظر که رفع حصر خود را در اختیار رئیس جمهوری نمی‌داند، خواستار برگزاری محاکمه علنی خود شد تا در جریان محاکمه “ادله خود مبنی بر تقلب انتخابات ریاست جمهوری ٨٤، مهندسی انتخابات ریاست جمهوری ٨٨ و آنچه بر فرزندان این کشور در بازداشتگاه ‌ای قانونی و غیرقاننی گذشت را به اطلاع عموم برسانم.”

مهدی کروبی، رئیس پیشین بنیاد شهید و رئیس پیشین مجلس، از نامزدهای تایید صلاحیت شده انتخابات ریاست جمهوری سال‌های ١٣٨٤و ١٣٨٨ بود. در هر دو انتخابات، محمود احمدی نژاد به عنوان برنده انتخابات معرفی شد.

پس از انتخابات سال ١٣٨٤، آقای کروبی از مداخلاتی در جریان انتخابات از جمله توسط یکی از فرزندان آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، سخن گفت و در جریان مبارزات انتخاباتی سال ١٣٨٨ وعده داد که مراقب خواهد بود تا چنین مداخلاتی تکرار نشود.

پس از اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات سال ١٣٨٨، با وجود تایید سریع نتیجه انتخابات توسط آیت‌الله خامنه‌ای وحمایت او از آقای احمدی نژاد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد این انتخابات، نتیجه را مخدوش دانستند. اعتراض عمومی به نتیجه انتخابات به برگزاری تظاهرات و تجمع‌های گسترده در تهران منجر شد که چند ماه ادامه داشت. در جریان این حرکت اعتراضی، شماری از تظاهرکنندگان توسط ماموران دولتی کشته و تعدادی از تظاهرکنندگان و همچنین حامیان دو نامزد بازداشت و برخی از آنان محاکمه و به حبس محکوم شدند.

آقای کروبی همچنین پیگیر اتهام بدرفتاری از جمله تجاوز جنسی به بازداشت شدگان اعتراضات انتخاباتی به ویژه کسانی بود که در بازداشتگاه کهریزک زندانی شده بودند.

در اوایل اسفندماه سال ١٣٨٩، میرحسین موسوی و همسرش، زهرا رهنورد، و مهدی کروبی و همسرش فاطمه کروبی، در حصر خانگی قرار گرفتند که خانم کروبی بعدا از حصر آزاد شد. هواداران آقایان موسوی و کروبی، خواستار روشن شدن مبنای قانونی حصر و مرجع تصمیم گیرنده در این زمینه بوده‌اند.

No responses yet

Oct 19 2016

پاسخ کرباسچی به درخواست مناظره سلیمی‌نمین: یاشار سلطانی را آزاد و با او مناظره کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اقتصادی,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

شرق: شرق: غلامحسین کرباسچی، شهردار پیشین تهران، پیشنهاد داد تا افشاکننده اسناد املاک نجومی از زندان آزاد شود و بعد هم عباس سلیمی‌نمین را دعوت کرد تا با یاشار سلطانی درباره اسناد املاک مناظره کند. او این پیشنهاد را در پاسخ به پیشنهاد سلیمی منتشر کرده است. عباس سلیمی‌نمین، تحلیلگر جریان اصولگرا چندی‌پیش کرباسچی را درباره املاک نجومی دعوت به مناظره کرده بود. او در جوابیه‌ای که به صحبت‌های کرباسچی ارائه کرده بود، چنین پیشنهادی را طرح کرده که اکنون با این پاسخ شهردار پیشین تهران مواجه شده است.
املاک نجومی و یاشار سلطانی
ماجرای موسوم به «املاک نجومی» مربوط به املاکی است که شهرداری تهران آنها را به افراد و تعاونی‌هایی واگذار کرده است که بعضا هیچ‌کدام آنها ذیل مجموعه شهرداری تعریف نمی‌شوند. علاوه بر اینکه نام برخی از اعضای شورای شهر چهارم هم در فهرست دریافت‌کنندگان این املاک دیده می‌شود، زمین‌ها یا ساختمان‌هایی که با تخفیف‌های ویژه از سوی شهرداري اعطا شده و شهردار مدعی است که این اختیار را از مصوبه شورای شهر سوم داشته و خود را مبرا می‌داند. یاشار سلطانی مدیرمسئول سایت معماری‌نیوز است که اسناد سازمان بازرسی کل کشور را در این زمینه منتشر کرد. همین موضوع سبب بازداشت یاشار سلطانی شد که کماکان ادامه دارد. اعضای شورای شهر تهران در جلسه روز سه‌شنبه مورخ ششم مهر ماه هم نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند که البته با پاسخ‌های عجیب طیف مخالف روبه‌رو شدند. در آن جلسه رحمت‌الله حافظی از منتقدان قالیباف در شورا، به همراه عباس جدیدی و نیز عبدالحسین مختاباد در تذکرهایی خواستار آزادی یاشار سلطانی شده بودند. اما ابوالفضل قناعتی، چنین پاسخ می‌دهد: «هفته دفاع مقدس است، به‌جای اینکه از رزمنده‌ها و جانبازان مثل همین خانم آباد که آزاده است، تجلیل کنند… اینهایی که این حرف‌ها را می‌زنند، خودشان یک هفته خواهرشان را در اختیار داعش بگذارند!؟ این خانم چقدر در اسارت بوده است؟ چیزی که به این خانم نداده‌اند؛ اما اگر هم داده‌اند، به یک آزاده، به یک اسطوره داده‌اند». سخنانی که اتفاقا روز گذشته بازتاب فراوانی در فضای مجازی داشت و قناعتی سعی کرد آن را به نوعی اصلاح کند. اگرچه اصلاح محسوب نمی‌شد: «نگفتم باید خواهر یاشار سلطانی یک هفته دست داعش باشد تا بفهمد! گفتم شما که تهمت می‌زنید حاضر می‌شوید خواهرانتان اسیر شود؟!».
ماجرای کرباسچی و سلیمی‌نمین
اما داستان کرباسچی و سلیمی‌نمین چه بود که کار به پیشنهاد مناظره سلیمی‌نمین و یاشار سلطانی کشید؟
ماجرا با مصاحبه عباس سلیمی‌نمین با خبرگزاری ایرنا شروع شد. سلیمی‌نمین در آن مصاحبه که بخشی هم به موضوع املاک نجومی اشاره داشت، در دفاع از قالیباف، نقبی به دوره مدیریت کرباسچی زد. او در آن مصاحبه گفته بود: قالیباف به تعاونی‌ها نظم داده است. این در حالی است که در آن زمان، کرباسچی هرچه می‌خواست بذل و بخشش می‌کرد و به گونه‌ای پیچیده عمل کرده که ردی به جا نگذاشته است. سلیمی‌نمین در بخشی از آن گفت‌وگو آنچه را در ماجرای املاک نجومی رخ داده بود، تخریب قالیباف دانسته بود. سلیمی‌نمین درعین‌حال گفته بود: «اگر راست می‌گویند یک پرونده علیه خود قالیباف رو کنند. بگویند ایشان وقتی شهردار بوده چه تخلفی داشته است. چنین چیزی از وی ندارند. برای همین آمده‌‌اند کار یک تعاونی را به شخص قالیباف نسبت داده‌اند. آن‌هم تعاونی‌هایی که قالیباف به آنها نظم داده است. تعاونی‌هایی که در زمان شهرداری کرباسچی هیچ نظمی نداشت. اینها که زمان کرباسچی اصلا حساب و کتاب نداشت و شهرداری هرچه می‌خواست بذل و بخشش می‌کرد… کرباسچی بسیار پیچیده عمل می‌کرد؛ همین‌طور ملک‌مدنی. آن موقع هیچ چیز در شهرداری مکتوب نمی‌شد. سندی وجود نداشت».
پاسخ کرباسچی
کرباسچی به آن مصاحبه پاسخ داده و گفته بود: «اصولا اداره و تشکیل و نظارت بر تعاونی‌ها ربطی به شهرداری ندارد که شهردار بخواهد به آنها نظم دهد، حتی اگر تعاونی کارکنان شهرداری باشد. تعاونی‌ها نهادهایی مستقل و در ارتباط با وزارت تعاون سابق و اکنون وزارت رفاه و تعاون هستند و نظم و بی‌نظمی آنان ربطی نه به شهرداران سابق دارد و نه به شهردار فعلی. حال این مورخ محترم چگونه با این مسئله ساده اداری آشنایی ندارند، از عهده فهم عرفی خارج است؟». کرباسچی همچنین در آن جوابیه نوشته بود: «در پایان متذکر می‌شود که آقای سلیمی‌نمین عضو فعال ستاد آقای قالیباف بوده‌‌اند و اکنون هم دوست دارند که ایشان در صحنه باشند و به‌همین‌دلیل قضیه املاک نجومی را فقط تخریب می‌دانند. خب اشکال ندارد، این آخر و عاقبت ادعای مبارزه پوشالی و جناحی ایشان با فساد است و حق ایشان است که به دنبال چنین هدفی باشند؛ ولی واردشدن به موضوعی که هیچ آشنایی‌اي با آن ندارند و تهمت و افترازدن با این توجیه که طرف پیچیده عمل کرده و سندی از خود باقی نگذاشته است، موجب شرمساری یک فرد یا جناح باید باشد…».
پاسخ سلیمی‌نمین
سلیمی‌نمین هم دوباره به سخنان کرباسچی جواب داد. به‌ویژه بخشی که کرباسچی گفته بود اراده او در مبارزه با فساد پوشالی است. در همین‌جا هم به کرباسچی پیشنهاد داده بود درباره املاک نجومی با او مناظره کند. او گفته بود: «خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه‌ای با بنده مسائل عدیده‌ای را مطرح کرد که باید به هر‌یک حداکثر در حد یک یا دو بند (پاراگراف) پاسخ داده می‌شد؛ البته اگر این پاسخ‌ها عقبه اسنادی نداشته باشد، ایراد شما وارد خواهد بود و بنده مستحق سرزنش به دلیل بیان مطالبی فاقد پشتوانه و دلیل و مدرک خواهم بود، به علاوه، مگر شما در جوابیه‌ای که برای خبرگزاری فرستاده‌اید در مقام طرح ادعای «املاک نجومی» مستندات مربوط را هم ارائه داده‌اید؟ شما با اینکه بر یک موضوع متمرکز بودید، درصدد ضمیمه‌ساختن مدارک برنیامدید البته این به‌آن معنی نیست که هیچ برای عرضه به افکار عمومی ندارید بلکه این‌گونه تلقی می‌شود که اگر از شما مستنداتی مطالبه شود، قادر به ارائه آنها در مورد اتهاماتی که به مدیریت کنونی شهرداری تهران وارد آورده‌اید هستید. اینکه مستندات شما محکمه‌پسند باشد یا خیر بحث دیگری است؛ لذا انتظار بحق از کسی که امروز کارتل مطبوعاتی را از آن خود دارد، این بود که در واکنش به یک انتقاد رسانه‌ای دعوت به ارائه مستندات کند. کمااینکه حق، آن است که بنده نیز از شما محترمانه بخواهم مستندات خود را در مورد وقوع تخلفی که به آن عنوان «املاک نجومی» داده‌اید ارائه دهید. در وهله اول مایلم در مورد موضوعی که مورد اهانت قرار گرفته‌ام با شما وارد بحث شوم و مستندات خویش را ارائه دهم تا مشخص شود که بنده فردی سطحی با ادعای پوشالی در مبارزه با فسادم یا شما با هجمه توپخانه‌ای و انواع هتک‌حرمت‌ها نمی‌خواهید باب بررسی عملکردتان در نزد نسل جدید باز شود (گرچه در گذشته به‌خاطر پاره‌ای از تخلفاتتان محکوم و مجازات شدید). حتی اگر مایل نیستید مبارزه با فساد را از خود و دوستانتان آغاز کنیم، پیشنهاد می‌کنم همان پرونده ادعایی «املاک نجومی» را به بحث و بررسی بگذاریم.
پاسخ جدید کرباسچی
حالا کرباسچی دوباره در مقام پاسخ‌گویی به پیشنهاد مناظره سلیمی‌نمین پیشنهاد مناظره سلیمی با سلطانی را ارائه کرده است. او در این پاسخ گفته است: «ظاهرا آقای سلیمی نکات دیگری در ذهنشان بوده لذا اصلا به مسائل مطرح‌شده در جوابیه من اشاره نکرده‌اند. ایشان اتهاماتی را علیه دوره شهرداری بنده زده بودند و بعد هم صریحا در پاسخ به این پرسش خبرنگار: «یعنی قوه قضائیه هم نمی‌توانست چنین چیزهایی را اثبات کند؟» (منظور علیه بنده است) پاسخ گفته بودند که: «نه. همان‌طور که گفتم سندی وجود نداشت» حالا در نوشته جدید گفته‌اند: «اگر این پاسخ‌ها عقبه اسنادی نداشته باشد ایراد شما وارد خواهد بود و بنده مستحق سرزنش به دلیل بیان مطالبی فاقد پشتوانه و دلیل و مدرک خواهم بود». ملاحظه می‌شود که من هم به همین دلیل ایشان را به قول خودشان سرزنش کردم. حالا هم خیلی صریح می‌گویم اگر سندی دارند آن را منتشر کنند نه اینکه بگویند: «کرباسچی بسیار پیچیده عمل می‌کرد. آن موقع هیچ چیز در شهرداری مکتوب نمی‌شد». روشن است که این حرف دروغ محض است و نمی‌توانند آن را اثبات کنند. در پاسخ اول توضیح دادم که چرا چنین حرفی نابخردانه است ولی ایشان علاقه‌ای به عذرخواهی یا اثبات ادعای غیرممکن خود ندارد.
در ادامه این جواب آمده است: «ایشان همچنین نوشته‌اند که: «لذا انتظار بحق از کسی که امروز کارتل مطبوعاتی را از آن خود دارد، این بود که در واکنش به یک انتقاد رسانه‌ای دعوت به ارائه مستندات کند». این هم از عجایب روزگار است. من باید از ایشان دعوت کنم که تشریف بیاورند و سند نداشته خود را ارائه دهند! آن هم سندی که قبلا گفته‌اند نیست. جهت اطلاع آقای سلیمی یادآوری می‌شود که الان عصر اینترنت است و یک کانال تلگرامی را می‌توانند بدون هزینه به نام خود تأسیس کنند و هرچه سند دارند در هر زمینه‌ای آن را منتشر نمایند، و چشم به راه دعوت کسی هم نباشند. همان‌طور که دیگران این کار را در زمینه‌های دیگر از جمله املاک نجومی کردند و البته الان مشغول کشیدن حبس هستند. ولی ایشان مطمئن باشند که هیچ‌کس به خود جرئت نمی‌دهد که چنین جسارتی را به ایشان نماید بلکه در مقابل جایزه هم خواهند گرفت».
او در انتهای این پاسخ چنین می‌نویسد: «بخش اعظم نوشته آقای سلیمی‌نمین در مقام یک وکیل مدافع تمام‌عیار دفاع از واگذاری املاک نجومی است و در این راه من را به ارائه سند و مناظره دعوت کرده‌اند. جهت اطلاع ایشان باید گفت که این موضوع ربطی به من ندارد که بخواهیم درباره آن مناظره کنیم و موضوع پاسخ من هم ربطی به این مسئله نداشت و پاسخ اتهامی بود که به من زده بودند بنابراین احتیاجی هم به مناظره نیست. اگر اسناد خود را در نقد اسناد موجود که ظاهرا مستند به نامه رسمی سازمان بازرسی کل کشور است، منتشر می‌کردند، هیچ ابهامی باقی نمی‌ماند. اگر آقای سلیمی‌نمین دوست دارند در مقام وکیل مدافع شهرداری عمل و از واگذاری املاک نجومی دفاع کنند، لازم نیست به دیگران پرخاش کنند. توصیه می‌کنم افشاکننده اسناد را از زندان آزاد نمایند سپس از ایشان و آقای سلیمی‌نمین دعوت ‌شود که مناظره کنند». مناظره‌های مکتوب این دو فعلا به اینجا رسیده و معلوم نیست بنای آنها برای ادامه این پاسخ‌ها تا کجا ادامه داشته باشد.

No responses yet

Oct 18 2016

وقتی حتی رابین‌هود عامل توقیف و اعلام برائت می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


دویچه‌وله: مطلب طنز نشریه صدا که وضعیت احمدی‌نژاد را در تلاش برای بازگشت به قدرت با شخصیت‌های کارتونی وصف کرده مشکل‌ساز شده است. سردبیر نشریه پیشاپیش اعلام برائت و نشریه را تعطیل کرده است. کاربران اینترنت در این‌باره نظر می‌دهند.

در محیط پر سانسور و سرکوب روزنامه‌نگاری داخل ایران این بار مطلب طنزی که شخصیت‌های اصلی آن “رابین هود”، “گالیور”، “جودی ابوت” و “هاچ زنبور” عسل هستند مشکل‌زا شده است. در این مطلب که عنوان آن “آسوده بخوابید! رابین‌هود نمی‌آید” است، رابین هود قرار است محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق کشور باشد که برای شرکت در انتخابات دوباره به صحنه برگشته است اما کسی را در حمایت از خود نمی‌بیند.

انتشار این مطلب به قلم آیدین سیار سریع، طنزپرداز، در هفته‌نامه “صدا” از نشریات گروه مطبوعاتی هم‌میهن، اعتراضاتی را از سوی رسانه‌های تندرو در پی داشت. ظاهرا معترضان هر یک از دیگر شخصیت‌های کارتونی در مطلب را نیز یادآور دیگر “سران نظام” می‌دانند. برداشتی که از سوی بسیاری دیگر از خوانندگان نامرتبط دانسته شده است. با این‌همه معترضان بر همین اساس مطلب را توهین‌آمیز خوانده‌اند.

در پی این اعتراضات محمد قوچانی، سردبیر صدا، که خود بیش‌ترین تعداد نشریه توقیف‌شده را در کارنامه دارد، در گفتگویی با خبرگزاری ایرنا به بیان اظهاراتی پرداخت که در آن به وضوح از مطلب نوشته شده و نویسنده‌ی مطلب “اعلام برائت” می‌کند.

بیش‌تر بخوانید: روز جهانی آزادی مطبوعات با ۳۷ روزنامه‌نگار زندانی در ایران

قوچانی در این مصاحبه گفت: «این مطلب در بیرون تحریریه توسط یکی از طنزنویسان نشریه توقیف شده قانون نوشته شده بود؛ نشریه‌ای که صفحات طنزی به نام بی قانون داشت و به علت مطالبی از این دست توقیف شده بود.» قوچانی سپس دیدگاه اصلی صدا را در راستای “تدبیر رهبری در عدم دو قطبی شدن سیاسی کشور” خوانده و عنوان کرد: « قطعا اگر شائبه‌ای از توهین و عدم نزاکت در این مطلب وجود دارد ما از آن برائت جسته و ضمن عذرخواهی از مردم اعلام می‌کنیم که از ساحت نشریه‌ای مانند صدا که سه سال است در چارچوب قانون منتشر می‌شود چنین موضعی دور است.»

او همچنین با عنوان کردن این ‌که نویسنده مطلب با نشریه صدا همکاری نداشته، گفت: «حتی یک مطلب دیگر نیز از وی در نشریات هم میهن منتشر نخواهیم کرد، این مطلب هم به دفتر مجله ارسال شده بود و تحریریه صدا در تولید آن نقش نداشت.»

قوچانی سپس عنوان کرد که برای “اثبات نبود سوء نیت” به صورت داوطلبانه نشریه صدا را برای مدتی منتشر نخواهد کرد.

اعلام برائت قوچانی و توقف داوطلبانه کار نشریه صدا به انتشار نظرات گوناگونی در فضای مجازی دامن زد. در حالی که بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی اتهامات وارد شده را بی‌مورد دانسته‌و نسبت به وضعیت آیدین سیار سریع ابراز نگرانی کرده‌اند، خود وی در صفحه‌اش در توییتر نوشت: «اتفاقات هر چقدر تلخ در نهایت خیرند. این ماجرا هم باعث شد اطرافیان را بهتر بشناسم.»

حذف و بایکوت یک نویسنده

آن‌چه خشم بسیاری از کاربران خصوصا هم‌صنفی‌های آیدین سیار سریع را برانگیخته، عدم حمایت یک سردبیر از روزنامه‌نگار خود است. بسیاری این پرسش یا نقد را مطرح کرده‌اند که چطور امکان دارد مطلب بدون تایید سردبیر منتشر شود و برفرض محال هم شده باشد، آیا سردبیر می‌تواند اینگونه از مسئولیت شانه خالی کند و مسئولیت را به تمامی به گردن نویسنده مطلب بگذارد؟

یکی از کاربران در فیس‌بوک می‌نویسد: «برائت آخر؟ لااقل کلمه‌ای استفاده‌می‌کردی به ماجرا بخورد. آخر اینجوری ایشان باید خیلی خطری باشند. بعد تو سردبیری؛ یک همچین موجود خطرناکی در نشریه‌ات نوشته و مطلبش چاپ شده بعد تو نفهمیدی؟ خیلی غریب است.»

بیش‌تر بخوانید: مدیرعامل دویچه وله خطاب به رهبری ایران: به سانسور اینترنت پایان دهید

یکی دیگر از کاربران فیس‌بوک می‌نویسد: «شما تا زمانی که مطلبی در نشریه شما چاپ نشده، می‌توانید هر جبهه‌ای بگیرید، ولی وقتی در نشریه شما مطلبی چاپ شد، آن هم نه به عنوان نقل قول یا مطلب ارسالی، که به عنوان مطلب سفارش داده شده از سمت خودتان، موظف به دفاع از آن و نویسنده آن هستید. اگر نخوانده منتشر کرده‌اید، که عذر بدتر از گناه … .»

یکی از کاربران در توییتر نیز به قوچانی انتقاد می‌کند که “به جای ابراز برائت و نویسنده را دم تیغ فرستادن و نشریه شهیدی را نواختن و ابراز ندامت کردن، کافی بود ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و مطلب را بخوانید.”

برخی نیز اظهارات قوچانی را حتی از اعتراضات شکل‌گرفته نسبت به مطلب و نویسنده و نشریه تندتر ارزیابی کرده‌اند و یکی از کاربران نیز می‌نویسد که “ژورنالیست بدون جیگر مانند اسلحه‌ی بدون گلوله هستش. اگر جیگر ندارید، لااقل صداخفه کن نباشید.”

یکی از کاربران اما از وضعیت عمومی کشور ابراز نارضایتی می‌کند و می‌نویسد که “در مملکتی زندگی می‌کنیم که صدا از ترس خودش را خفه می‌کند.”

تلاش قابل فهم برای تداوم کار

اما در میان کاربران و روزنامه‌نگاران کسانی نیز بودند که با توجه به همین اوضاع عمومی کشور اقدام قوچانی را یک “عقب‌نشینی تاکتیکی” خواندند. آن‌ها حفظ روزنامه را از واجبات در این وانفسا دانسته و نسبت به اقدام و حتی اظهارات قوچانی ابراز تفاهم کردند.

یکی از کاربران در توییتر می‌نویسد: «اون مطلب طنز هیچ چیز نداشت که باعث توقیف یک نشریه بشه، هیچ چیز. انتقاد اصلی به سیستمی بر می‌گرده که این‌قدر فضای رسانه‌ای رو محدود کرده.» همین کاربر در توییت دیگری ادامه می‌دهد: «این وسط همه به قوچانی گیر دادیم، اما فراموش نکنیم توقف یا توقیف صدا بابت یک مطلب طنز فقط مضحکه. هیچ تقصیری هم متوجه سردبیر و طنزنویس نیست.»

بیش‌تر بخوانید: احسان مازندرانی “آزاد شد”

یکی از کاربران فیس‌بوک نیز در دفاعی مشخص می‌نویسد: «قوچانی چه خوب چه بد روزنامه‌نگاره. حالا با شرف یا بی‌شرف، مزدور یا آزاده. اون می‌خواد روزنامه رو حفظ کنه. حالا من سئوالم اینه موندن یک روزنامه خوبه یا نبودش به قیمت دفاع از شرافت روزنامه‌نگاری؟ بودن پارلمان خوبه یا نبودنش به قیمت دفاع از شرافت قانونگذاری؟»

و یکی از کاربران در توییتی با همین مضمون می‌نویسد: «قوچانی امروز حتی با قوچانی دیروز متفاوت است. اون دیگه فهمیده بزرگ بودن رسانه در توقیف نیست بلکه در تداوم و پایداریست.»

اما موضوع توقف داوطلبانه انتشار صدا و نبود حمایت از نویسنده مطلب، سر صحبت برخی از دیگر روزنامه‌نگاران با خاطرات مشابه را باز کرد، خاطراتی از خالی کردن پشت یک نویسنده یا تحریریه در مقابل نظام سانسور. آن‌ها در فیس‌بوک و توییتر با نام بردن از اشخاص و نشریات مرتبط به نقل خاطراتی از سال‌های اخیر پرداختند. آن‌ها در توییت‌ها و پست‌های فیس‌بوکی خود از بی‌پناهی روزنامه‌نگاران در برابر تهدید و سرکوب نوشتند.

ایران از سوی نهادهای مرتبط با آزادی بیان “زندان روزنامه‌نگاران” خوانده می‌شود. این کشور در آخرین رده‌‌بندی جهانی آزادی مطبوعات در سال ۲۰۱۶ از میان ۱۸۰ کشور جهان در رده ۱۶۹ قرار گرفته است.

No responses yet

Oct 18 2016

عضو شورای شهر: کسی که بحث املاک نجومی را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: حدود دو ماه پیش یاشار سلطانی٬ سردبیر سایت معماری‌نیوز که برای اولین‌بار گزارش واگذاری املاک ۲۲۰۰ میلیارد تومانی شهرداری را منتشر کرده بود، بازداشت شد. معماری نیوز و چند رسانه‌ دیگر ایرانی٬ شهرداری تهران را متهم کرده کرده‌اند که به برخی از مدیران شهرداری، اعضای شورای شهر، یک نماینده مجلس، یک مقام نیروی انتظامی و چند مقام و مأمور حراست، زمین‌هایی در مناطق شمالی تهران را با ۵۰ درصد تخفیف واگذار کرده است.

حالا فایل صدایی منتشر شده که مربوط است به جلسه شورای شهر تهران در روز ششم مهر. در این نوار شنیده می شود که رضا تقی پور عضو اصولگرای شورای شهر تهران به انتقاد شدید از کسانی بپردازد که خواستار آزادی روزنامه نگارانی هستند که این پرونده را فاش کردند. در میانه حرف‌های او ابوالفضل قناعتی، عضو هیات رییسه شرای شهر تهران سخنان دیگری زد که اکنون جنجالی شده . آقای قناعتی در بخشی از اظهاراتش در دفاع از واگذاری‌های انجام شده می‌گوید: آمده اند به یک آزاده و یک اسطوره تهمت زده اند. می دانید آزادگی چیست؟ کسی که این حرفها را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد. اینها آمده اند آبروی همه را برده اند، چه کسی چیزی داده؟ اگر چیزی به کسی داده اند به یک اسطوره و یک آزاده داده اند. این اظهارات با واکنش‌های شدیدی روبرو شده است.

علی همدانی مجری برنامه چشم انداز بامدادی بی‌بی‌سی در گفتگو با حسین قاضیان، جامعه شناس، به تحلیل این سخنان پرداخته است. این گفتگو در بامداد 27 مهر 1395 پخش شده است.
برای شنیدن فایل صوتی

No responses yet

Oct 17 2016

گالیور، قوچانی، سیارسریع و دیگران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

ایران وایر: شراگیم زند

«آیدین سیار سریع» متن طنزی نوشته است برای نشریه «صدا» به سردبیری محمد قوچانی… موضوع نوشته کاندیداتوری احتمالی محمود احمدینژاد بوده و آیدین او را در قالب شخصیت کارتونی «رابین هود» تصویر کرده است. رابین هودی که توهم این را دارد که مردم از او خواسته اند که بازگردد و فعالیتهایش را دوباره شروع کند و جلوی بی عدالتی ها را بگیرد… به همین دلیل توی کوچه و خیابان راه میفتد و انقدر با لحن احمدی نژادی از مردم برای برگشتنش تائید و تشویق طلب میکند که گالیور سر و کله اش پیدا میشود و پیگیر چند و چون قضیه میشود و وقتی رابین هود از علاقه ی مردم شهر به بازگشتش میگوید، گالیور می آید و از اهالی شهر (که همگی شخصیتهای کارتون های معروف دهه شصت هستند) میخواهد که بیایند و بگویند واقعا خواسته شان آمدن رابین هود است یا نه… شازده کوچولو و جک (همان جک در کارتون جک و لوبیای سحر آمیز) و هاچ زنبور عسل می آیند و هر کدام از زاویه دید خودشان و زبان خودشان میگویند که چرا دوست ندارند رابین هود دوباره برگردد و در آخر هم گالیور از قول خودش میگوید با اینکه شخصا مشکلی با رابین هود ندارد اما خب ظاهرا اهالی شهر دوست ندارند که او بیاید و به او هم توصیه میکند که برود سراغ کار و زندگی خودش.

حالا یک سایت متعلق به دلواپسان آمده و از این نوشته کشف رمز کرده که آیدین سیار سریع، خامنه ای را به گالیور تشبیه کرده است… از این طرف هم سردبیر نشریه “صدا” یعنی آقای قوچانی شروع کرده به عذرخواهی و حتی اعلام کرده که مدتی داوطلبانه نشریه اش را می بندد تا مشخص شود چطور چنین مطلبی چاپ شده است و البته در این میان کل تقصیر را هم انداخته است گردن نویسنده مطلب… جالب این است که حتی شروع کرده به تخریب او (احتمالا در جهت تشفی خاطر دلواپسان!) که ایشان اصلا نویسنده تحریریه ما نبوده و نیست و از اول هم فقط توی نشریات معلوم الحال و توقیفی مینوشته و اصلا گروه خون چنین آدمی به نشریه کاردرست ما نمیخورد و از این صحبتها (همه صحبتها نقل به مضمون)
اینکه چنین رفتاری از سوی یک سردبیر، چقدر حرفه ای و یا چقدر اخلاقی ست موضوع این نوشته نیست و من وارد آن مباحث نمیشوم و دوستان با تجربه تر از من در امر روزنامه نگاری در این مورد نوشته اند و احتمالا خواهند نوشت… چیزی که برای من جالب است این است که مطلب آیدین سیار سریع را هر جور بخوانی و دنبال نشانه هایی باشی که سیار سریع شخصیت گالیور را میخواسته به خامنه ای نسبت دهد چیزی از دل متن در نمی آید… در این متن دهها نشانه و «کد» وجود دارد که خواننده بدون تردید میگوید که رابین هود همان احمدینژاد است… تکیه کلامها و علاقه و قصدش برای کاندیداتوری و چیزهایی مانند آن، جای شک و شبهه باقی نمیگذارد و اصلا اگر قرار باشد خواننده متوجه اصل داستان نشود که خواندن متن لطفی ندارد… ولی واقعا چرا باید فکر کنیم گالیور همان رهبر است؟ (البته حتی اگر چنین باشد به اعتقاد بنده باید از گالیور دلجویی شود نه از آقای خامنه ای!)
به هر شکل در تمام متن نه تکیه کلامی از آقای خامنه ای از زبان گالیور میخوانیم که ما را به سمت رهبری هدایت کند… نه اینکه خود گالیور در موضع کسی ست که رابین هود ملزم به اطاعت و حرف شنوی از او باشد… گالیور در این متن طنز صرفا بعد از شنیدن صحبتهای همه ی شخصیتهای کارتونی به رابین هود میگوید که من چون به زندگی تحت سلطه آدمهای کوچک عادت دارم (اشاره به لی لی پوتی ها که او رو اسیر کرده بودن) پس مشکلی با امدن تو ندارم و الان فقط مشکل این است که تو مردم رو اذیت میکنی… یعنی گالیور هم خودش را کسی میداند که رابین هود میتواند اگر بر سر کار بیاید بر او هم سلطه داشته باشد.

واقعا طنزنویسی مثل سیار سریع چه دلیلی دارد که بخواهد انقدر کدهای اشتباه بدهد که با کاراکتر رهبری نمیخواند؟ خواسته رد گم کند؟ برای چی؟ کسی می آید چنین کاری میکند که مثلا شخصیت منفور و دیو سیرتی از صاحبین قدرت ساخته باشد و بخواهد مطلبش هم حتما چاپ شود و گزک هم به دست کسی ندهد… برای این می آید و رد پاها را در نوشته اش کمرنگ میکند… در این داستان چه نیازی دارد که نویسنده اینهمه شامورتی بازی انجام دهد که شخصیت محبوب، مثبت و یا خنثای گالیور را به خامنه ای نسبت دهد؟

احتمالا آقای قوچانی قبل از واکنش نشان دادن حتی یک بار هم این مطلب را درست نخوانده است و یا اگر هم خوانده چون در عرصه توقیف نشریه حسابی مارگزیده است، هر ریسمان سیاه و سفیدی در متن دیده آن را اشاره به «مقام معظم رهبری» فرض کرده و از روی ترس جلو جلو کرکره نشریه اش را داوطلبانه و موقت کشیده است پائین و نویسنده مطلب را نیز سپر بلای خود و نشریه اش کرده است.

هرچه که هست امیدوارم این ماجرا و رفتارهای احساسی، غیر منطقی و غیر اخلاقی پیرامون آن، تبدیل به یک ماجرای “نَمَنَه” دیگر این بار برای این طنزنویس خوب کشورمان نشود… آیدین سیار سریع جزء معدود طنز نویس های این دوره است که طنزهایش را «خوب»، «پرداخت شده» و البته هنوز «خنده دار» مینویسد.

No responses yet

Oct 13 2016

کویتی‌پور: حق‌الناس بهروز وثوقی چه می‌شود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

دیگربان: غلام کویتی‌پور٬ از مداحان شناخته‌شده٬ نگاه هنری مسئولان فرهنگی ایران را «اساسا کور» معرفی کرد و از آنها خواست بعد از گذشت ۳۷ سال از انقلاب «چشم‌شان را باز کنند.»

وی افزوده «به ما تلقین شده بود موسیقی حرام است و بهره‌گیری از آن را بد می‌دانستند. من نمی‌دانم این چه نگاهی است؟ مگر محمدرضا شجریان یا محمد اصفهانی در کنار خواننده بودن قاری قرآن هم نبوده‌اند؟»

کویتی‌پور اضافه کرده «ما ۳۷ سال است دافعه‌مان بسیار بیش از جاذبه‌مان است. چرا تا این حد راحت از قدرت استفاده و هنرمندان‌مان را دربه‌در می‌کنیم؟ بهروز وثوقی چه گناهی در حق هنر ایران کرده است که باید بیاید پشت مرز ترکیه بایستد، پدر مریض‌اش را که در حال احتضار است ببیند و خداحافظی کند؟ این حرف بسیار بد است که شما به یک ریش‌سفید، به یک پیشکسوت هنر بگویید ببخشید ما برای راه دادنتان به کشورتان مشکل داریم. حق‌الناس این انسان هنرمند کجا می‌رود؟»

No responses yet

Oct 10 2016

همه چیز در باره رفت و آمد همکاران GEM به تهران و واکنش حراست ارشاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

سحام: برخی اخبار در ماه‌های اخیر از رفت و آمد هنرمندان و سینماگرانی به کشور حکایت دارد که چندی است رحل اقامت در ترکیه و شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان انداخته‌اند و برای این شبکه‌ها به تولید محصول روی آورده‌اند. محصولاتی که بعضا در قید و بند ممیزی‌های اخلاقی و عرفی جامعه ایرانی نیست.

به گزارش «صبح نو، گروه شبکه‌های ماهواره‌ای جم در ماه‌های اخیر به دو دلیل در کانون توجه قرار گرفت؛ یکی پخش تیزرهای سینمایی محصولات داخلی ایران که در برهه زمانی نوروز ۹۵ به شدت شیوع یافت و باعث شد آمار بالایی در فروش محصولات سینمایی ثبت شود و دیگری مهاجرت تعدادی از دست‌اندرکاران سینما و تلویزیون ایران به ترکیه و همکاری با این شبکه ماهواره‌ای.

در مورد نخست یعنی پخش تیزرهای سینمایی ورود دادستان تهران به قضیه و برخورد با تعدادی از صاحبان آثاری که تیزرهایشان به کرات از این شبکه پخش شد سبب ایجاد وضعیت کج‌دار و مریزی در پخش تیزر شد؛ یعنی به جای پخش گسترده تیزر، نوعی محدودیت پخش، هم در تعداد و هم در زمان روی آنتن رفتن تیزرها رخ داده است ضمن اینکه بار اصلی پخش تیزر هم برعهده شبکه‌های فرعی‌تر جم مانند ریور و روبیکس گذاشته شده است. البته به جای پخش رایگان که اوایل کار صورت می‌گرفت کف قرارداد پخش تیزر برای جم به هفته‌ای ۲۰ میلیون تومان در ازای پخش متوسط ۷۰ تا ۱۰۰ تیزر رسیده است.

درباره مهاجرت برخی عوامل سینما و تلویزیون به ترکیه هرچند محصولات تولید شده توسط این عوامل کیفیت بالایی ندارند و حاشیه‌سازی‌های بازیگران چنین آثاری در شبکه‌های اجتماعی هم نتوانسته چنان که باید شرایط توجه مخاطبان به این آثار را فراهم کند با این حال نکته اینجاست که رفت و آمد برخی از عوامل این محصولات به ایران شگفتی بستگان آنها و همکاران داخلی‌شان را موجب شده است.

روایت یکی از رفت و آمدکنندگان

مهدی مظلومی، سعید ابراهیمی فر، احمدرضا گرشاسبی، محمدتقی راوندی و افشین علیزاده از کارگردانان و رابعه اسکویی، صدف طاهریان، بهارک صالح نیا، پردیس افکاری، چکامه چمن ماه، رامسین کبریتی، هرمز سیرتی و مانی کسراییان از بازیگرانی‌اند که در یک سال گذشته به ترکیه رفته‌اند و مشغول کار برای جم هستند.

برخی از این چهره‌ها و به خصوص کارگردانان و عوامل تولید در ماه‌ها و هفته‌های گذشته به صورت کاملاً آزادانه به تهران رفت و آمد داشته‌اند و حتی در مهمانی‌های همکاران سینمایی خود حاضر شده‌اند.

یکی از این گروه که اخیراً به تهران آمده و در زمره عوامل تولید است درباره چگونگی حضور در تهران به «صبح نو» گفت: فقط هنگام ورود به تهران و در فرودگاه دقایقی تحت سؤال و جواب قرار گرفتم و بعد از آن که مطمئن شدند که مشکلات مالی باعث شده جم را برای امتداد فعالیت انتخاب کنم، از من خواستند در رفتارم تجدیدنظر کنم. با این حال برخورد با من کاملاً محترمانه بود و بعد از انجام سؤال و جواب هم پاسپورتم به من تحویل داده شد.

این فعال در جم که در ایران دستیار کارگردان بوده و آنجا فیلم هم می‌سازد(!) درباره اینکه هدفش از رفت و آمد به تهران چیست، از دیدار با بستگان و خانواده‌اش گفت.

وی بیان داشت: دیدار با پدر و مادر و برخی از خویشاوندان نزدیکم سبب حضورم در تهران شده است ضمن اینکه همچنان از آخرین تله‌فیلم‌هایی که برای تلویزیون کار کردم طلب‌هایی دارم و برای نقد کردن چک‌های مربوط به این طلب‌ها به ایران آمدم.

این دستیار کارگردان سابق و کارگردان فعلی درباره اوضاع مالی‌اش در جم و اینکه آیا اوضاع بهبود پیدا کرده یا نه اظهار داشت: اگر درباره متوسط حقوق بخواهید عوامل مختلف تولید بین ۲ تا ۵ هزار لیر ترکیه دستمزد می‌گیرند که به پول ایران بین ۲ تا ۶ میلیون می‌شود و رقم چشمگیری نیست ولی چون با اغلب عوامل قرارداد بلندمدت بسته‌اند باعث می‌شود حاشیه امنیتی خوبی برای برنامه‌ریزی اقتصادی زندگی فراهم باشد.

رابط‌های جذب نیرو در تهران

فارغ از رفت و آمد این گروه از دست‌اندرکاران به تهران که به بهانه دیدار با خانواده و بستگان فراهم شده شبکه ماهواره‌ای مورد نظر چند نیروی فعال دارند که در جهت جذب نیرو برای جم، به ایران رفت و آمد می‌کنند.

این دست اندرکاران که محل استقرار آنها استانبول و آنتالیاست حین حضور در تهران می‌کوشند شرایط جذب بازیگران و عواملی را فراهم کنند که علاقه به همکاری با این شبکه دارند. این رفت و آمدها در شرایطی است که یکی از مقامات حراست ارشاد به صراحت از ممنوعیت از فعالیت همکاران جم می‌گوید و اینکه حضور آنها در داخل کشور هم بدون رضایت مقامات ذیصلاح امکان پذیر نیست.

واکنش حراست ارشاد

این مقام حراست ارشاد با اشاره به اینکه فعالیت بازیگرانی که برای کار به خارج از کشور رفته‌اند کاملاً رصد می‌شوند به «صبح نو» گفت: تمامی هنرمندانی که بین ایران و کشورهای خارجی در رفت و آمدند و به خصوص آنها که برای فعالیت به آن طرف می‌روند رصد می‌شوند و اگر به کار برای شبکه‌های ماهواره‌ای معاند بپردازند در ۹۹ درصد موارد برایشان ممنوعیت فعالیت در داخل ایجاد می‌شود.

وی ادامه داد: البته این ممنوعیت ممکن است موقت یا دائمی باشد بسته به شرایط خروج از کشور آن هنرمند؛ این مسأله فقط شامل بازیگران و دست‌اندرکاران سینما و تلویزیون نیست و مثلاً خوانندگان را هم شامل می‌شود.

این مقام حاضر در حراست ارشاد با تأکید بر اینکه حتی رفت و آمد به داخل کشور بازیگرانی که در محصولات شبکه‌هایی مانند جم ظاهر شده‌اند با محدودیت روبه‌روست بیان داشت: این طور نیست که بتوانند به راحتی بروند و بیایند بلکه مقامات ذیصلاح تمامی آنها را زیرنظر دارند و در مواقع لزوم با آنها برخورد می‌شود.

No responses yet

Oct 10 2016

ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی/ برخورد دوگانه با رسانه‌ها درست نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

ایلنا: رییس فراکسیون شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصادی و انضباط مالی مجلس با انتقاد از ایجاد محدودیت شهرداری تهران برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی، نسبت به بروز فساد سیستماتیک در دستگاه‌هایی که به رسانه‌ها اجازه نقد نمی‌دهند، هشدار داد.

محمود صادقی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، با انتقاد از برخورد قهرآمیز با رسانه‌های منتقدِ واگذاری املاک نجومی، اعلام کرد: آنچنان که در جریان موضوع کارگران معدن طلای آق‌دره تاکید کردم این روش درستی نیست که برای برخورد با اعتراض‌های مدنی، شاکی خصوصی درست کنیم.

ایجاد محدودیت برای رسانه‌ها در پناه شاکی خصوصی

او گفت: درست نیست در مسائلی که باید دادستان ورود کند، با طرح شکایت خصوصی مانع از بررسی دقیق پرونده شده و در پناه شکایت شاکی خصوصی برای ادامه بررسی تخلف، محدودیت ایجاد کنیم.

عضو هیات رییسه فراکسیون امید در مجلس شورای اسلامی با اشاره به تشابه برخورد با کارگران معدن طلای آق‌دره و رسانه‌های منتقد عملکرد شهرداری تهران گفت: رسانه‌های آزاد و «آزادی مطبوعات» در کنار سه رکن اصلی دموکراسی یعنی «رقابت‌های انتخاباتی عادلانه»، «آزادی بیان»، «آزادی اندیشه سیاسی» به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی شناخته می‌شوند و خدمات بسیار مهم و بزرگی به جامعه و حکومت دارند.

بدون آزادی رسانه‌ها دچار فساد سیستماتیک می‌شویم

رییس فراکسیون شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصادی و انضباط مالی مجلس دهم تصریح کرد: درصورتی که آزادی لازم به رسانه‌ها داده نشود، دچار فساد سیستماتیک می‌شویم که بر اساس این اصطلاح علمی و حقوقی، هنگامی که یک دستگاه یا سیستم اداری و حکومتی دچار فساد سیستماتیک یا نظام‌مند و ساختاری شود، هر کسی که در آن دستگاه فعالیت کند، خواه ناخواه دچار فساد شده و به فساد سیستم آلوده می‌شود.

برخورد شهرداری با رسانه‌ها غیراخلاقی و غیرحقوقی است

نماینده اصلاح‌طلب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنین خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی به جای این‌که با معضل اصلی که فساد سیستماتیک است، برخورد کنند؛ رسانه‌ای که باید آیینه حقایق جامعه باشد را تحت فشار قرار می‌دهند که این برخورد کاملاً غیرمنطقی، غیراخلاقی و غیرحقوقی است.

برخورد دوگانه با رسانه‌ها درست نیست

او همچنین با انتقاد از برخوردهای دوگانه با رسانه‌ها، اعلام کرد: همواره در سطح بین‌المللی از برخوردهای دوگانه جامعه بین‌الملل با ایران ناراضی هستیم و به‌عنوان نمونه شاهد هستیم با وضعیت ضدحقوق بشری دولت سعودی مشکلی ندارند، اما از عملکرد کشور ما که سازوکار حکومتی کاملاً دموکراتیک دارد، انتقاد می‌شود و باوجود این، در عرصه داخلی خودمان رفتاری مشابه با رسانه‌ها داریم.

صادقی در پایان تصریح کرد: متاسفانه شاهد هستیم در جایی از افشاگری برخی رسانه‌ها تقدیر می‌شود در جای دیگر با اقدامی مشابه ازسوی گروهی دیگر از رسانه‌ها، برخوردی متفاوت انجام می‌شود که این اتفاق درستی نیست.

No responses yet

Oct 07 2016

عفو بین الملل: گلرخ ابراهیمی برای داستانی چاپ نشده به زودی روانه زندان می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: سازمان عفو بین الملل روز پنجشنبه ۱۵ مهر در بیانیه‌ای هشدار داد که گلرخ ابراهیمی، نویسنده و فعال حقوق بشر به خاطر نوشتن داستان منتشر نشده‌ای در مورد سنگسار به جرایم متعددی از جمله «توهین به مقدسات اسلام» محکوم شده و به زودی برای طی دوران حبس ۶ ساله‌اش راهی زندان خواهد شد.

فیلیپ لوثر از مسئولان بخش خاورمیانه سازمان عفو بین الملل گفت: «جرایم گلرخ ابراهیمی مضحکند. او صرفا به خاطر نوشتن داستانی که حتی چاپ نشده، به زبانی دیگر فقط به خاطر تخیلش، به شش سال حبس محکوم شده است.»

وی اضافه کرده است: «مقامات حکومت ایران به جای زندانی کردن زن جوانی که به شکل مسالمت آمیز از حقوق بشری مشروع خود برای ابراز مخالفت با سنگسار استفاده کرده باید روی لغو کامل این نوع مجازات تمرکز کنند که مصداق شکنجه است. تداوم اجرای این نوع مجازات و توجیه آن تحت عنوان پاسداری از اخلاق منزجر کننده است.»

گزارش حاکی است که دو رروز مرکز اجرای احکام از طریق تلفن با گلرخ ابراهیمی تماس گرفته و به او دستور داده تا برای شروع دوره ۶ ساله زندان به جرم «توهین به مقدسات اسلامی» و «تبلیغ علیه نظام» خود را به زندان اوین معرفی کند.

او به خاطر نوشتن داستان تخیلی که حتی منتشر نشده در دادگاه اولیه به ۶ سال زندان محکوم شد. در این داستان واکنش‌های عاطفی یک زن جوان هنگام تماشای فیلمی به نام «سنگسار ثریا. م» توصیف می‌شود که سرگذشت یک زن سنگسار شده به جرم روابط جنسی را نشان می‌دهد. بیننده پس از تماشای فیلم چنان خشمگین می‌شود که نسخه‌ای از قرآن را می‌سوزاند.

این داستان منتشرنشده روز ۶ سپتامبر ۲۰۱۴ هنگام بازداشت گلرخ ابراهیمی همراه همسرش آرش صادقی در محل کارشان در تهران توسط ماموران سپاه پاسداران کشف شده است. ماموران حکم بازداشت آن‌ها را نشان ندادند ولی این زوج را به منزلشان برده و پس از بازرسی خانه تعدادی از وسایل آن‌ها از جمله کامپیو‌تر، دفترچه‌های یادداشت و چند سی دی را با خود بردند.

سپس آرش صادقی، فعال حقوق بشر را به زندان اوین و گلرخ ابراهیمی را به یکی از مراکز بازداشت مخفی منتقل کردند. پس از یک شب او نیز به یکی از بخش‌های زندان اوین منتقل شد که زیر نظر سپاه پاسداران است. او مدت ۲۰ روز بدون داشتن ملاقات با خانواده، حق دسترسی به وکیل و یا محاکمه در اوین زندانی بود و سه روز اول را در سلول انفرادی طی کرد.

گلرخ ابراهیمی گفته است که در دوران بازداشت ساعت‌های طولانی در حالیکه چشم بند به او زده بودند مورد بازجویی قرار گرفته و بازجویان او را تهدید می‌کردند که به خاطر «توهین به اسلام» اعدام خواهد شد. او صدای بازجویی از همسرش و تهدیدهای مشابهی علیه او در سلول کناری را می‌شنید. آرش صادقی نیز گفته است در دوران بازداشت شکنجه شده و بازجویان او را با لگد می‌زدند، به سرش مشت می‌کوبیدند و‌گاه تا مرز خفگی گلوی او را می‌فشردند.

گلرخ ابراهیمی در دو جلسه کوتاه دادگاه انقلاب تهران بدون وکیل محاکمه شده است. اولین وکیل که تحت فشار کناره گیری کرد و به وکیل دوم اجازه ندادند پرونده او را مطالعه کند و یا در دادگاه از او دفاع کند. به او اجازه داده نشد در دادگاه از خود دفاع کند چون جلسه اول دادگاه به پرونده همسرش اختصاص یافت و هنگام جلسه دوم او در بیمارستان بستری بود و نتوانست در جلسه دادرسی شرکت کند.

فیلیپ لوثر می‌گوید: «دادگاه گلرخ ابراهیمی نمایشی بود. او از حق دفاع از خود برخوردار نبود و حکم او از قبل تعیین شده بود. این تازه‌ترین نمونه از زیرپا گذاشتن عدالت و نقض حقوق بشر توسط حکومت ایران است.»

این مقام عفو بین الملل تصریح کرده است:«ما از مقامات مسئول می‌خواهیم بلادرنگ حکم زندان گلرخ ابراهیمی و همسرش آرش صادقی که به خاطر استفاده از حق مشروع خود برای آزادی بیان از ماه ژوئن زندانی شده است را لغو کنند. حکومت ایران با بکارگیری روش های سرکوبگرانه و بی‌رحمانه قصد دارد نسلی از فعالان جوان را حذف کند.»

No responses yet

Oct 04 2016

در فارابی، قاچاقی ماهواره نصب کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی

سحام: سیدمحمد بهشتی اولین رییس بنیاد سینمایی فارابی هرچند نزدیک به دو دهه است منصب مدیریتی در سینما ندارد اما همچنان حرف و حدیث‌ها پیرامون کارنامه مدیریتی وی فراوان است. در بحبوحه این حرف و حدیثها که همه ناظر به نگاه امنیتی و بسته‌ای است که وی و همکارانش در دهه ۶۰ در سینما ایجاد کرده بودند سیدمحمد بهشتی با خبرگزاری “فارس” گفتگو کرده و کوشیده بخشی از دغدغه‌های دهه نودی خود را بیان کند.

از جمله این دغدغه‌ها جایی‌ست که به صراحت از ارجحیت اکران محصول مبتذل ایرانی به جای معادل خارجی‌اش تأکید کرده و همچنین از کم کاری رسانه ملی در رقابت با ماهواره‌ها می‌گوید.

بهشتی از مخاطب زیر ۱۰ درصدی رسانه ملی گلایه می‌کند و از جا ماندن از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای می گوید اما در این بین وی فقط از «من و تو» نام می برد و کلمه‌ای درباره «جم» حرف نمی زند.

بخش‌های خواندنی گفته‌های بهشتی را بخوانید:

فیلم «۵۰ کیلو آلبالو» از تمام مجاری قانونی عبور کرد اما وزیر در دو سه مقطع اکران فیلم را نامناسب خواند. این ماجرا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

متاسفانه برای مراجع ما توضیح نمی‌دهند در چه شرایطی به سر می‌بریم. وقتی در منزل هرشب از کانال‌های مختلف می‌توانید استفاده کنید، صدا و سیمای شما کلا قافیه را باخته است. طوری که با یک شبکه «من و تو» صدا و سیما غلاف کرده و در بهترین حالت کپی می‌کند. این قدر «پیشخوان فرهنگی» و مخاطب را از دست دادیم در این وضعیت دیگر شرایط قرنطینه جواب نمی‌دهد.

از سال ۱۳۷۰ به بعد دیگر جوابگو نبود. از زمانی که تحولات تکنولوژیک به ترتیبی شد که دیگر مدیر دولتی نتوانست شرایط قرنطینه را برای مخاطب فراهم کند. نه در ایران در همه جای دنیا دیگر جواب نداد. همه دنیا در شرایط قرنطینه کشورشان را مدیریت می‌کردند. همین امریکا که مدعی مهد آزادی است وقتی کتاب‌های اسناد لانه جاسوسی توسط دانشجویان منتشر می‌شد کوره‌ای درست کرده بود و ورود این اسناد را ممنوع کرده بود. کلا این الگو منتفی شد. وقتی نمی‌خواهیم زیر بار این قضیه برویم این وضع اتفاق می‌افتد که پیشخوان فرهنگی را توسط محصولاتی که هیچ اعمال نظری نمی‌توان کرد از دست می‌دهد.

وقتی در شرایط قرنطینه نمی‌توان مدیریت کرد. حتی اگر فیلم مبتذل نشان داده بشود ترجیح این است که یک فیلم ایرانی مبتذل نشان داده شود. اگر نمایش ندهیم یک فیلم مبتذل کلمبیایی که همه فیلم دغدغه‌شان این است که کی بچه کدام والدین است، مخاطب پیدا می‌کند.

– برای این که بتوانیم پیشخوان فرهنگی را نگه داریم باید فیلم مبتذل اکران کنیم؟

بله. باید این کار را بکنید.

– هضم در این سیستم نمی‌شویم؟

خب الان هم داریم هضم می‌شویم. هنر این را داشته باشیم فیلم‌های کمتر مبتذل جذاب تولید کنیم. در عید امسال یک حادثه بسیار خوب اتفاق افتاد و مردم به سالن سینما رفتند از این ظرفیت باید حداکثر استفاده را بکنیم. چه چیزی می‌توانیم بگذاریم جایش؟ صدا و سیما است که مخاطب آن به عدد یک رقمی رسیده است؟

– یعنی وارد جنسیت‌زدگی بشویم؟

نه نمی‌گویم جنسیت‌زده شویم. باید نگرانی داشته باشیم و اعمال کنیم.

انقلاب اسلامی بر اساس یک مبنا و ارزش‌هایی شکل گرفته این اصول و ارزش‌ها را یا باید بگذاریم کنار یا به صورت هوشمندانه آن را مدیریت کنیم.

من معتقدم اصول انقلاب اسلامی باید رعایت بشود. اما این اصول چیست؟

– شما دارید از قانون هم عدول می‌کنید (ساخت فیلم مبتذل با هر شرایطی بهتر است از فیلم های مبتذل خارجی) ما در قانون، عرف و اسلام ازدواج همزمان یک زن با دو مرد را جایز نمی‌دانیم؛ اما فیلم در همین شرایط پروانه نمایش می‌گیرد! اگر با مدلی که شما تعبیر می‌کنید و بخواهیم به دهکده جهانی احترام بگذاریم باید این شوراها و قوانین را کنار بگذاریم.

اگر ناگزیر باشیم بین یک فیلم مبتذل ایرانی و یک فیلم مبتذل امریکای جنوبی انتخاب کنیم، من ایرانی را ترجیح می‌دهم. البته مبتذل بودن و خلاف شرع بودن دو موضوع است. فیلمی می‌تواند مبتذل باشد اما خلاف شرع نباشد. همچنین می‌شود فیلمی مبتذل نباشد ولی خلاف شرع باشد. کارنامه ما نشان می‌دهد که همواره نسبت به خلاف شرع حساس بوده‌ایم.

– شما دو فیلم «فروشنده» و «۵۰ کیلو آلبالو» را ندیدید اما از موفقیت‌های آن‌ها خوشحالید. این به نظر کمی عجیب می‌آید؟

برای این که من می‌دانم در چه وضعیتی زندگی می‌کنیم، اما شما متوجه نیستید. شما از این غصه نمی‌خورید که رسانه ملی ما، ملی نیست. رسیده به ۵ یا ۶ درصد مخاطب است.

– راهکار شما چیست؟

صدا و سیمای ما مخاطبش رسیده به زیر ۱۰ درصد! شما یک فکری بکنید. برای این که مملکت ما نیاز به رسانه ملی دارد. ما جامعه خودمان را محروم می‌کنیم از رسانه ملی. این متاسفانه خسارتش هزاران برابر بیشتر از این فیلم‌هاست.

– شما دقیقا در موقعیتی که موج استفاده از ماهواره تازه داشت شروع می‌شد مدیریت‌تان را ترک کردید. بالاخره شما مدیری هستید که بعد از وقوع انقلاب سینمای ایران را شکل دادید در این شرایط فعلی ماهواره این فضا را دنبال می‌کند و سینما این شرایط را دارد چه راهکاری می‌دهید؟

ما در سال ۱۳۷۰ از طریق اطلاعاتی که از تغییرات تکنولوژیک به دست آوردیم متوجه شدیم این اتفاق در حال رخ دادن است. آقای لاریجانی به تازگی وزیر ارشاد شده بودند. در فارابی از همکاران خواستم از قاچاقچی آنتن ماهواره تهیه کرده و خودشان نصب کنند تا وضعیت دریافت کانال‌ها را مانند مردم عام تجربه کنیم.

گزارشی تهیه کردم و به آقای لاریجانی دادم و شرح ماوقع دادم و گفتم دیگر نمی‌توان به شیوه جاری اعمال مدیریت کرد. گفتم باید الگوی جدیدی مدیریتی در رسانه فراهم کنیم و اسم آن را الگوی مدیریتی عدم قرنطینه در نظر گرفتیم. باتوجه به بنیه و توان کشور این الگو را فراهم کردیم تا با توجه به شرایط تولید بتوانیم در پیشخوان کشورهای دیگر هم حاضر شویم به یاد دارم وقتی در مجلس نوار ضبط شده کانال‌های قابل دریافت از طریق آنتن‌های ماهواره پخش شد، به دلیل خلاف شرع بودن محتوایش، برخی نمایندگان صحن را ترک کردند. نمی‌خواستند زیر بار این قضیه بروند. طوفان شدیدی شده اما نمی‌پذیرند.

– چرا نمی‌گویید راهکارتان چیست؟

ما الگو را آن زمان ارایه دادیم. الان باید جوانترها به آن فکر کنند. کشورهای دنیا همه در مقابل ماهواره منفعل نبودند اما کمتر جایی در جهان است که به شرایط ماقبل دهه ۷۰ پافشاری کند.

– با توجه به تجربه و هشدارهای شما در دهه ۷۰ الان در شرایط فعلی وزارت ارشاد چگونه باید عمل کند؟

باید در مراجع بالاتری از وزارت ارشاد دراین باره تصمیم‌گیری شود. از شرایط عمومی کشور خودمان در فضای جهانی ارزیابی درستی نداریم. به ظرفیت‌های درون کشور اعتماد کنیم. به اندازه کل قاره آفریقا از شمال و جنوب آن فیلمساز داریم.

– باید به همه اجازه ساخت فیلم بدهیم؟

به این بنیه بالقوه و تجربه تاریخی که داریم اعتماد کنیم.

شما در مصاحبه‌های قبلی در دوران مدیریت‌تان می‌گویید من با وجود شورای پروانه نمایش موافقم و امیدوارم روزی فرا برسد که منتقدانه با فیلم‌ها در این شورا برخورد شود.

این در فضای امکان مدیریت در شرایط قرنطینه سینما و رسانه‌ها ممکن بود.

– یعنی الان این شوراها جواب نمی‌دهد؟

آن دوران سپری شده و گذشته. براساس اقتضای زمان من با این شورا موافق بودم. مشکل بسیار کلی‌تر است و باید مشکل از جای دیگر مرتفع شود. اگر در کلیات وضعیت خودمان را به درستی تشخیص دهیم آن زمان متوجه می‌شویم باید ساز و کارهایی را به کار ببریم که ماهیتاً با شرایط امروز متفاوت است. ما هنوز الگوهای مدیریتی دهه ۶۰ را اعمال می‌کنیم.

– یعنی همان الگوهایی که شما برای سینما آماده کردید؟

بله. در صورتی که آن دوران گذشته است.

– الان یک راهکار جدید بدهید.

وقتی در این شرایط به سر می‌بریم و قصد داریم نگاه ملی داشته باشیم و دغدغه نسبت به سرنوشت کشور داشته باشیم باید رسانه ملی داشته باشیم. مملکت ما ساز و کارهایی دارد. این مملکت باید متوجه شود نیازمند رسانه ملی است. برای داشتن رسانه ملی چه باید بکند.

– چه باید بکند؟

نمی‌تواند همچنان الگوی دهه شصت حاکم باشد و صداوسیمای آن انحصاری باشد. به همه فرصت‌ها و امکاناتی که به ما کمک می‌کند تا سهمی بیشتر از اوقات فراغت مخاطبین را در اختیار بگیریم، باید استفاده شود. باید به این الگوی مدیریتی قرنطینه‌ای نگاه انتقادی جدی کنیم تا از آن راه حل بیرون بیاید. باید به دنبال الگوی شرایط مدیریت عدم قرنطینه باشیم.

– الگو چیست؟

باید ببینم چه ظرفیت‌هایی داریم. ما جزء تولیدکنندگان هستیم و از این موقعیت پیش آمده می‌توانیم فرصتی ایجاد کنیم که در پیشخوان دیگران حضور پیدا کنیم. یعنی آن آمریکایی که امکان ورود اسناد لانه جاسوسی را به کشورش ممنوع کرده بود را با ارایه فیلم‌ها تسخیر کنیم.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .