اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

May 11 2014

مدیر انتشاراتی نصیرا: تهدید کردند با ماشین از رویت رد می شویم!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

اخبار روز: • بابک اباذری مدیر انتشارات نصیرا بعد از تعطیلی غرفه انتشاراتی خود در نمایشگاه کتاب تهران از سوی وزارت ارشاد، به دلیل تهدید و فشارهای امنیتی از ایران خارج شد. این شاعر و فعال در حوزه نشر کتاب در گفتگو با اخبار روز جزییات بیشتری را از تعطیلی غرفه انتشارات در نمایشگاه کتاب و تهدیدها و فشارهایی که از سوی نهادهای امنیتی و وزارت ارشاد متوجه او بوده بازگو می کند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه ۲۰ ارديبهشت ۱٣۹٣ – ۱۰ می ۲۰۱۴

اخبار روز: بابک اباذری مدیر انتشارات نصیرا بعد از تعطیلی غرفه انتشاراتی خود در نمایشگاه کتاب تهران از سوی وزارت ارشاد، به دلیل تهدید و فشارهای امنیتی از ایران خارج شد. این شاعر و فعال در حوزه نشر کتاب در گفتگو با اخبار روز جزییات بیشتری را از تعطیلی غرفه انتشارات در نمایشگاه کتاب و تهدیدها و فشارهایی که از سوی نهادهای امنیتی و وزارت ارشاد متوجه او بوده بازگو می کند.
گفتگو توسط مهران جنگلی مقدم صورت گرفته است.

اخبار روز: بعد از پلمپ غرفه “انتشارات نصیرا” در نمایشگاه کتاب شما امیدوار بودید که مشکل پیش آمده در محدوده وزارت ارشاد حل و فصل شود و پرونده تخلف انتشارات به مراجع قضایی ارجاع نشود. اما چه اتفاقی افتاده است که مدیر یک انتشاراتی که تا چند روز پیش فعالیت های عادی خود را انجام میداد امروز از ایران خارج شده است؟

بابک اباذری: مایلم از چند روز قبل از پلمپ غرفه انتشارات نصیرا آغاز کنم. تا تاریخ ۱۶ اردیبهشت که غرفه تعطیل شد در مقابل تهدید هایی که انجام می شد سکوت کردم به این امید که تهدیدها فروکش کند و تمام شود، اما برخلاف انتظارم تهدیدها نه تنها کم نشد که بیشتر هم شد و با وجود این تهدیدها دیگر ماندن من در ایران به صلاح نبود، چون عملا وجود این تهدیدها به معنی از دست رفتن کار و امنیت من بود. هر لحظه امکان بازداشت من بود یا اینکه کسی بخواهد به من حمله کند. در این شرایط بود که من تصمیم گرفتم از ایران خارج شوم.
فردای روزی که خبرگزاری فارس (که بعد این خبر را پاک کرد) خبر کذبی را منتشر کرد مبنی بر اینکه ما کتاب شعر یکی از هنرمندان مورد غضب حکومت را می فروشیم و پیش ازین هم ما مجوز انتشار کتاب حبیب محبیان خواننده لس آنجلسی را گرفته ایم، نیروهای لباس شخصی به غرفه ما حمله می کنند و مرا تهدید می کنند که با ماشین از روی من رد خواهند شد و باید کتاب های مورددار ازغرفه جمع آوری شود. دوباره فردای آن روز از ارشاد مراجعه کردند و نزدیک بیست عنوان کتاب را به عناوین مختلف از غرفه ما جمع کردند. مانند “روزی در ونیز خودکشی میکنم”، ” به قلب تو شلیک میشوم”، “بنزین روی شناسنامه ها” و موارد دیگر. یک روز بعد از جمع آوری کتاب ها آمدند و غرفه را به طور کامل پلمپ کردند. بعد از پلمپ غرفه، من تماس گرفتم با رییس کمیته ناشران داخلی و ایشان به من گفتند که شما یک نامه ای بنویس و درخواست تجدید نظر کن. من درخواست تجدیدنظر کردم و فردای آنروز که رفتم برای پیگیری این ماجرا به من گفتند که مسئله شما امنیتی است، آبروی نظام رفته و “سردار وحید” و “سردار رازانی” که پیگیر این ماجرا هستند گفته اند شما به هیچ وجه نمی توانید غرفه را باز کنید و به ما دستور دادند کل کتاب های شما را (حتا آنها که از ارشاد مجوز نگرفته اند) بازبینی و بررسی کنیم. خط فکری شما باید مشخص شود و احتمال دارد پروانه نشر باطل شود و شما به مراجع قضایی معرفی شوید و اگر میخواهید این اتفاق نیافتد باید سکوت کنید و باهیچ رسانه ای مصاحبه نکنید. با هیچ خبرگزاری خارجی و تلویزیون های ایرانی که در خارج از ایران فعالیت می کند نباید صحبت کنید و باید سکوت کامل کنید و اینکه مدتی فقط باید کتاب های مذهبی چاپ کنید تا پرونده شما را به مراجع قضایی نفرستیم.

اخبار روز: تهدیدها از سوی افراد و چه نهادهایی انجام میگرفت؟

بابک اباذری: من نمی دانم از سوی چه اشخاص یا کدام نهادها صورت می گرفت اما در ارشاد به من گفته شد پرونده شما امنیتی است. من شناختی از این افراد ندارم، اما فکر می کنم مربوط به اطلاعات سپاه باشند.

اخبار روز: به نظر می آید اعمال فشار برای چاپ کتاب های مذهبی از سوی وزارت ارشاد صورت گرفته باشد. آیا به این شکل بوده؟

بابک اباذری: بله. این قسمت ماجرا مربوط به وزارت ارشاد بوده.

اخبار روز: به شما گفته شد که چه کتاب های مذهبی مدنظرشان بوده و از چه نویسندگانی؟

بابک اباذری: نه، وارد جزئیات نشدند.

اخبار روز: واکنش اولیه شما به درخواست ها چه بود؟

بابک اباذری: واکنش من فقط سکوت و خارج شدن از جلسه بود.

اخبار روز: دراین مرحله از ماجرای شما آیا پرونده نصیرا وارد فاز قضایی شده بود؟

بابک اباذری: اطلاع دقیقی ندارم. اما به صراحت گفتند که اگر میخواهید پرونده شما وارد فاز قضایی نشود باید با ما همکاری کنید. با رسانه ها مصاحبه نکنید و دوره ای را فقط کتاب های مذهبی چاپ و منتشر کنید.

اخبار روز: واکنش نویسندگانی که نصیرا متولی انتشار آثارشان بوده، به بسته شدن غرفه و برخوردی که با انتشارات نصیرا صورت گرفته چه بوده؟ آیا اجماع یا صدای مشترکی در جهت اعتراض به این اتفاق از سوی آنها دیده می شود؟

بابک اباذری: اکثر این نویسندگان در فضای مجازی و فیسبوک هایشان به این مسئله واکنش نشان دادند. اجماع را هم من نخواستم به این دلیل که تصور میکردم مسئله به زودی حل میشود. امروز هم وقتی می بینم که پرونده امنیتی شده است و با توجه به اینکه اکثر این نویسندگان در ایران زندگی می کنند، نمیدانم اجماعی برای اعتراض به این قضیه که یکسوی ماجرا به آنها بازمی گردد، صورت خواهد گرفت یا نه؟ اما به هرحال اکثر این دوستان در فضای مجازی به این مسئله اعتراض کرده اند.

اخبار روز: بعد از تعطیلی غرفه انتشاراتی نصیرا در نمایشگاه کتاب تهران از سوی وزارت ارشاد و خروج اجباری شما از ایران، انتشارات نصیرا، کارکنان و کتاب های موجود در آن در چه وضعیتی بسر می برد؟ و چه آینده ای را باید برای آن در نظر گرفت؟

بابک اباذری: من بیشتر امور را به خانوادم سپردم و به چند نفر از دوستان نزدیکم گفتم که برخی امور را رتق و فتق کنند. اگر مجوز دادند کتاب هایی که از بچه ها چاپ شده را به آنها برسانند و کتاب ها را به سیستم پخش بدهند. غیر از این نمیدانم چه اتفاقی در انتظار ما خواهد بود. احتمالن کتاب ها را به خود مولفین واگذار می کنیم.

اخبار روز: در گفتگویی که قبلا با هم داشتیم به نقش بعضی از انتشاراتی ها هم (در کنارخبرگزاری فارس) در پرونده سازی بر علیه نصیرا اشاره کردید. آیا مایل اید دراین باره توضیح دهید؟

بابک اباذری: برخی از این انتشاراتی ها در حوزه ادبیات رقیب محسوب می شدند و البته وابسته به سیستم هستند. امسال ما به عنوان ناشر مستقل طی جریانی کتاب شاعرانی که سال ها پشت در بسته مافیای نشر متوقف مانده بودند را منتشر کردیم. اینها (انتشاراتی های وابسته به سیستم) اولین کسانی بودند که متوجه شده بودند برخی ترانه های هنرمند مورد غضب آنها در بین یکی ازکتاب های ما (“بعد از باران قبل از تبعید” سید مهدی موسوی) هست. این افراد شیطنت کردند. مسئله قابل توجه دیگری که وجود دارد شعر برای این سیستم مسئله مهم و چالش برانگیری محسوب می شود و میخواهند تحت نظر افرادی باشد که از نظر آنها مورد تایید است.

اخبار روز: میتوانید وابسته به سیستم بودن را بیشتر توضیح بدهید؟

بابک اباذری: مدیران این انتشاراتی ها همکاری های نزدیکی با ارشاد دارند. در کنار پنجاه شصت عنوان کتاب شعری که منتشر می کنند، صد عنوان هم کتاب مذهبی انتشار می دهند اما در ویترین خود نمی گذارند تا به عنوان ناشر تخصصی باقی بمانند. از انواع رانت های مختلفی که دارند نهایت استفاده را می برند.
ارشاد در خرید کتاب های منتشر شده به این ناشرین کمک می کند، در سیستم پخش دست بازتری دارند، حتی در نوع ممیزی هم کمکشان می کند به خصوص مساله نوع سانسور روی این ناشرین هست که بازتر هست به شکلی که بسیاری از مولفین تنها به این خاطر که کمتر سانسور شوند با این ناشران کار می کنند.

اخبار روز: به نظر میرسد اعمال فشار برای چاپ کتاب مذهبی پدیده ی نوظهوری است. آیا چنین درخواست هایی مسبوق به سابقه است؟ و قبلا آیا شما یا همکارانتان با نظیر چنین درخواست هایی روبرو شده بودید؟

بابک اباذری: نه لزوما چنین درخواستی، اما سابقه داشته که در گذشته، مثلا رییس وقت اداره کتاب از ما بخواهد آثاری را که برای صدور مجوز می فرستیم خودمان سانسورهایی که به نظرمان ضروری می آید را اعمال کنیم که البته من به شخصه هرگز تن به این سانسور اولیه ندادم. کتاب ها را همانطور که مولفین به دست ما می دادند برای ارشاد می فرستادیم. امسال هم این خواسته را از ما داشتند که سانسور را خود ما اعمال کنیم.

اخبار روز: اصولا چه نوع ممیزی و سانسوری در صدور مجوز چاپ و انتشار کتاب وجود دارد؟ و چرا بعد از صدور مجوز نشر برای یک کتاب باز شاهد نمونه هایی مانند جمع آوری کتاب از نمایشگاه و جلوگیری از فروش بعضی کتاب ها هستیم؟

بابک اباذری: سانسور در ایران هیچ اصول ثابت و خاصی ندارد. با توجه به سانسورچی ممکن است حساسیت ها تغییر کند. اما به طورکلی مسائل مذهبی و موضوعات مربوط به خدا و ائمه خیلی مورد حساسیت هست. مسایل اروتیک و همچنین موضوعات سیاسی، اینها مواردی اند که بیشترین سانسور روی آنها اعمال می شود. ضمن اینکه سانسور روی کلمات خاص هم اعمال میشود و حساسیت روی فضای کلی آثارهم بخشی از سانسورهای اعمال شده را تشکیل میدهد.
نهادهای مختلفی از مراکز قدرت مانند سپاه، مجلس، آیات اعظام در قم روی ارشاد نظارت دارند و نظر هر کدام از اینها می تواند باعث شود که کتابی جمع آوری شود، حتا اگر مجوز انتشارش صادر شده باشد. به عنوان مثال مجوز کتاب “مرد تنهای شب” گزیده اشعار حبیب محبیان را از ارشاد گرفته بودیم و آماده بودیم که کتاب را پخش کنیم اما جلوی کتاب را گرفتند به دلیل حساسیت هایی که ایجاد شده بود.

اخبار روز: از زمان روی کار آمدن دولت روحانی تبلیغات زیادی انجام گرفت که نشان دهد تغییراتی در حوزه های مختلف از جمله فرهنگ صورت خواهد گرفت. دیدار هنرمندان و نویسندگان مانند آقای “دولت آبادی” با آقای روحانی هم از سوی طرفداران رییس جمهور سرآغاز این تغییرات معرفی می شد. اما در عمل ما با برخوردهای امنیتی و آمرانه در حوزه فرهنگ و نشر و کتاب مانند آنچه با نصیرا صورت گرفت روبروییم. سوال من اینست که جامعه به عنوان ناظر ذی نفع، کدامیک از اینها را باید باور کند؟

بابک اباذری: مسئله ای که وجود دارد این است که ما با یک فضای دوگانه روبروییم. به قول خودشان با تغییرات مواجهیم اما ما فقط تیترهای قشنگ می بینیم اما محتوا همانست که بود… . همزمان با “نشر چشمه” چند نشر دیگر سلب امتیاز شده بودند اما فقط به نشر چشمه چون توی چشم بود اجازه فعالیت دادند اما نشرهای دیگر همچنان اجازه ندارند به فعالیت هایشان ادامه دهند و قضیه کن لم یکن شده است. قضیه آقای دولت آبادی هم همینطور است. ایشان نویسنده بزرگ و مطرحی اند اما نباید فراموش کنیم که بیش از صد عنوان کتاب اجازه چاپ ندارند. ما (انتشارات نصیرا) در دولت آقای روحانی نزدیک سیزده عنوان کتاب غیرمجاز داریم که در دولت احمدی نژاد فقط دو مورد داشتیم، که همه این عناوین مربوط به ادبیات بودند و هیچ ارتباطی به مباحث سیاسی یا مذهبی نداشتند که بگوییم از خط قرمزها عبور کرده اند.

اخبار روز: با توجه به اتفاقات پیش آمده، آینده را چگونه می بینید؟

بابک اباذری: من حاصل همه تلاش هایم را از دست داده ام. همه تلاش این چند ساله و نمیدانم چه اتفاقی خواهد افتاد. در حال حاضر آواره ام و نه راه بازگشت به ایران دارم و نه هیچ چشم اندازی از آینده. تنها تقصیر من این بوده که پایبند آزادی بیان و اندیشه بوده ام و نخواستم در چهارچوب های خشک نظام جمهوری اسلامی حرکت کنم.هوای تازه ای وارد فضای نشر ادبیات کشور کردم. چهره های جوانی را به ادبیات کشور معرفی کردم و این باعث شد که زنگ خطرها به صدا دربیاد. بسیاری از منتقدان حرکت ما را رنسانس ادبی میدانستند. در سال جدید بیشترین اعمال اصلاحیه و سانسور روی کتاب هایی بوده که منتشر کردیم. بیش ازهزار صفحه اصلاحیه داشتیم و سیزده عنوان کتاب غیر مجاز.

اخبار روز: میتوانید این کتاب ها را نام ببرید؟

بابک اباذری: “ترانه ای راک برای مصلوب”، “خوابیدن با همان کلک قدیمی” که برای شاعران نسل بیت آمریکا بوده، “عمان نامه ماهی ها”، “سوء زن”، “کتاب غزلهای شعر کرج”، و کتابی داشتیم که هشتاد صفحه اش مورد سانسور واقع شده بخشی از سانسورهایی بوده ما با آن روبرو بودیم.

No responses yet

May 11 2014

دفاع واحد حقوقی شرکت بیان از حریم خصوصی کاربران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بیان: پایبندی به رسالت شرکت بیان در حفظ حریم خصوصی کاربران، نیازمند تخصص در دو حوزه فنی و حقوقی است. از این رو یکی از جنبه های کاری سخت، وقت گیر و پرهزینه در شرکت بیان فعالیت های تخصصی واحد حقوقی شرکت است. فعالیت های مستمری که کاربران ما عموما از آن بی خبرند. مکاتبات زیر نمونه ای از این تلاشها برای صیانت از حقوق کاربران بیان است.

بسمه تعالی

از :پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
به : مدیریت محترم شرکت بیان
موضوع : استعلام

سلام علیکم
با صلوات بر محمدو آل محمد(ص) و با احترام؛

خواهشمند است دستور فرمایید به قید فوریت Log مربوط به مشخصات ایمیل
اعلامی به قید فوریت جهت بهره برداری لازم به این پلیس اعلام دارند./

باسمه تعالی

جناب آقای سرتیب سید کمال هادیانفر
ریاست محترم پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
با سلام و احترام،

ضمن تقدیر و تشکر از تلاشهای شما و همکاران شما در نیروی انتظامی برای تامین امنیت شهروندان، پیرو نامه مورخ ۱۳۹۳/۲/۱ به شماره ۱۵/۹۳/۱۴/۴۴ و تماس های مکرر بعدی مبنی بر درخواست اطلاعات یکی از کاربران شرکت بیان، موارد ذیل را به استحضار می رسانم:
۱.    قطعا یکی از پایه های اصلی برای حفظ امنیت کاربران در فضای مجازی، حفظ حریم خصوصی آنها است.
۲.    قانون جرایم رایانه ای مصوب ۱۳۸۸/۳/۵ مجلس شورای اسلامی، در ۱۳۸۸/۳/۲۰ توسط شورای نگهبان تایید شده و رسمیت یافته است و رعایت آن برای همه ضروری است و تخلف از آن قابل پیگرد قانونی است.
۳.    مطابق مواد ۲۱ الی ۲۳ قانون جرایم رایانه ای، شرکت ها تنها مکلف به پاسخگویی به ۲ مرجع هستند: کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و مقام قضایی رسیدگی کننده به پرونده.
۴.    قید “رسیدگی کننده به پرونده” در مواد مذکور نیز بیانگر آن است که حتما باید قبلا در اثر شکایت، پرونده ای تشکیل شده باشد و تنها مقام قضایی رسیدگی کننده به “همان پرونده” صلاحیت لازم را دارا خواهد بود.
۵.    از آنجا که در قانون مذکور پلیس فتا جزو مراجع ذیصلاح ذکر نشده است، چنین درخواستی مسلما غیرقانونی است.
۶.    رویه ثابت شرکت بیان نیز همواره عمل در چارچوب قانون بوده است.
۷.    اگر فرد یا شرکتی بدون طی مراحل قانونی فوق الذکر اطلاعات کاربران را در اختیار پلیس فتا قرار داده است، قطعا تخلف کرده و استناد مامورین پلیس فتا به رویه شرکت های متخلف مایه تعجب و تاسف است.
۸.    قبلا در مورد موارد مشابه اطلاع داده بودیم که در صورت تکرار هرگونه درخواست غیرقانونی مجبور به پیگیری حقوقی و اجتماعی مساله خواهیم شد.
۹.    امیدواریم پلیس فتا خود هرچه سریعتر اقدام به پیگیری مساله و برخورد انضباطی با ماموران خاطی و اصلاح رویه های اشتباه نماید.
۱۰.    از آنجا که پیگیری این مساله توسط پلیس فتا بیش از ۲ هفته جریان داشته است، واحد حقوقی شرکت بیان آمادگی دارد تا شرح کامل تری از این مساله را در اختیار مراجع قضایی، ریاست پلیس فتا و نیز بازرسی نیروی انتظامی قرار دهد.
۱۱.    قطعا رعایت حقوق کاربران و حفظ اطلاعات شخصی و حریم خصوص آنها نیازمند فرهنگ سازی گسترده در بین کاربران، شرکت های ارائه دهنده خدمات و همه مسولان و متولیان کشور عزیزمان ایران است.

بسمه تعالی

از :پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
به : مدیریت محترم شرکت بیان
موضوع : در متن

سلام علیکم
با صلوات بر محمدوآل محمد(ص)  و با احترام؛
در پاسخ به نامه شماره پ/۳۹۰ مورخه ۱۳۹۳/۲/۶ به اطلاع می  رساند مامورین این پلیس طی تماس تلفنی با مدیریت آن شرکت درخواست خود را مبنی براستعلام وبلاگ مطروحه به صورت تلفنی اعلام که مقرر گردید موارد درخواستی به صورت مکتوب ارسال گردد تا بررسی های مربوط به مصادیق مجرمانه در خصوص آن اعمال شود و طی نامه شماره ۱۵/۹۳/۱۴/۴۴ مورخه ۱۳۹۳/۲/۱ به آن شرکت اعلام شد،با پیگیری صورت گرفته مبنی بر پاسخ استعلام، مدیریت آن مجموعه اذعان داشته وبلاگ مذکوردارای محتوای مجرمانه نبوده واستعلام نیازمند دستورقضایی می باشدکه مامور مذکور اعلام داشته درصورتیکه نیاز به دستور قضایی می باشد به صورت مکتوب اعلام تا اقدام بعدی صورت پذیرد. همچنین در خصوص بند ۸ نامه آن شرکت در صورت وجود مستندات مبنی بر تکرار اینگونه موارد به این پلیس اعلام تا پیگیری لازم صورت پذیرد. /

باسمه تعالی

جناب آقای سرتیب سید کمال هادیانفر
ریاست محترم پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا
با سلام و احترام،

در پاسخ به نامه شماره ۴۴/۹۳/۱۴/۴۴ مورخ ۱۳۹۳/۲/۱۰ ، لازم به ذکر است که توضیحات و مستندات مربوط به تخلفات و درخواست های غیرقانونی و نیز ******** ، به نماینده جنابعالی که حضورا به شرکت بیان مراجعه کرده بود تحویل داده شد و رسید اخذ گردید.
جای تاسف است که پرسنل شما با تعجب از ما می پرسیدند که”ما هرچه بررسی کردیم نفهمیدیم شما به کجا وصلید و پشتتان به کجا گرم است که جرات می کنید با پلیس کل کل کنید!” و پاسخ شنیده اند که “به برکت جمهوری اسلامی و خونهای پاک شهیدان، قانون، پشتوانه تک تک شهروندان است، البته اگر به حقوق خود آشنا باشند”.
اگر قانون از سوی مجریان آن مورد بی مهری قرار گیرد و لازمه استناد به قانون و استفاده از حقوق قانونی اتصال به نهادهای خاص باشد، “بیان” به عنوان یک شرکت خصوصی مستقل، قطعا ترجیح خواهد داد فعالیت های خود را هرچه سریعترخاتمه دهد که ان شاء الله چنین نخواهد شد.
همچنین لازم است مطلع باشید در نمایشگاه رسانه های دیجیتال در مصلی تهران، ***************** **********************
امیدوارم با تجدید نظر بنیادی در رویه های کاری و استخدامی پلیس فتا، شاهد نقش آفرینی این نیرو در رشد فرهنگی و سلامت و امنیت فضای مجازی کشور به مفهوم واقعی آن باشیم.

No responses yet

May 11 2014

اجرای کنسرت بدون حضور خواننده برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران؛ وحید تاج: امنیت جانی نداشتم و با اسکورت پلیس رفتم!+ویدیو

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

تابناک: اشتیاق مردم عزیز و هنردوست و تشویق‌های بی‌امانشان باعث شد تا لباس کنسرت بپوشم و در بین تماشاچی‌ها به دیدن کنسرت بنشینم. در پایان روی صحنه رفتم تا از مردم تشکر کنم، در این حین خاک مهرآیین با صدای بنده در سالن پخش شد و تشویق‌های بی‌امان مردم و چشمان اشک‌آلود من که ناگهان به صحنه حمله شد و…‌ ویدیویی از لحظات ملتهب این کنسرت را در «تابناک» تماشا کنید.

کنسرت موسیقی سنتی گروه مسیحا با صدای وحید تاج، خواننده برجسته موسیقی سنتی در یزد با اقدام غیرقانونی برخی گروه‌ها روبه‌رو شد و در حالی که نوازندگان روی صحنه می‌نواختند، این خواننده اجازه رفتن روی صحنه را پیدا نکرد و برای نخستین بار در تاریخ موسیقی ایران، کنسرتی بدون خواننده برگزار نشد؛ اما این پایان ماجرا نبود و در ادامه حمله همین گروه‌ها را به سنِ میزبان موسیقی دیدیم؛ اتفاقی که انتظار می‌رود با اقدامات لازم هیچ‌ گاه در تاریخ موسیقی کشورمان تکرار نشود.

به گزارش «تابناک»، «کنسرت وحید تاج دارای مجوز وزارت‌ فرهنگ‌ و‌ ارشاد اسلامی، نیروی انتظامی و اماکن بود اما عده‌ای از ورود مردمی که بلیت ‌داشتند به سالن جلوگیری کردند. این در حالی است که کنسرت باید ساعت ۲۰ پنجشنبه ۹۳/۲/۱۸ برگزار شود و هم اکنون ساعت ۲۴ است و مردم پشت درهای بسته به انتظار ایستاده‌اند. مسئولین به رغم دادن مجوز ‌قانونی هیچ کاری در مقابل این خودسر نکرده‌اند. (گویا قانون مکتوب خود را قبول ندارند)».

این اطلاعی بود که وحید تاج، خواننده برجسته موسیقی سنتی پنجشنبه بر روی صفحه‌اش منتشر شد و شگفتی در پی داشت. بر پایه اطلاعات منتشره، شب هجدهم اردیبهشت، سانس اول این کنسرت از ساعت ۱۸ تا ۲۰ بدون مشکل برگزار شد؛ اما قبل از برپایی سانس دوم که از ساعت ۲۰:‌۳۰ برنامه‌ریزی شده بود، جمعی کمتر از ۵۰ تن در محل ورودی سالن جمع شده و با تهدید خواستار لغو کنسرت شده از ورود ۷۰۰ تن از مردم شریف یزد که پشت در مانده بودند، جلوگیری کردند.

وحید تاج درباره روند برگزاری این این کنسرت در گفت‌و‌گو با «تابناک» یادآور شد: معاون هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی یزد هم که در این محل حضور یافته بود، از این جمع معترض کمتر از ۵۰ تن خواست تا با حضور در دفترش، راهنمایی‌اش کنند! به دنبال این اعتراض معاون سیاسی امنیتی استانداری یزد و فرماندار این شهر به همراه معاون هنری ارشاد در محل حضور یافتند. محمود شاکری شمسی فرماندار یزد ضمن بیان سوابق خود در جبهه و جنگ، گفت ما نباید انتظار داشته باشیم همه یک سلیقه داشته باشند و از اجراگر برنامه‌‌ درخواست کرد که برنامه را بدون خواننده ‌روی صحنه ببرد.

این هنرمند کشورمان ادامه داد: سرانجام‌ ‌ساعت ۲۳:‌۳۰ در سالن‌ با سه ساعت دیرکرد باز شد و برنامه بدون حضور بنده و توسط آقای حبیبی که در واقع آهنگ‌ساز آثار گروه مسیحا و بودند و خواننده نبودند، اجرا شد و جمعیت سالن با تشویق‌های یکپارچه خواهان حضور خواننده به روی صحنه بودند که گروه یک قطعه‌سازی به احترام مردم اجرا و از مردم عذر‌خواهی کردند. در ‌‌نهایت لحظاتی جلو‌ صحنه رفتم و به ابراز احساسات مردم پاسخ دادم. در حالی که برنامه تمام شده بود شمار اعضای این گروه افزایش یافت و با اسکورت نیروهای انتظامی به محل اقامت خود بازگشتم.

وحید تاج: امنیت جانی نداشتم و با اسکورت پلیس رفتم!+ویدیو

دارنده مقام نخست جهان برای اجرای قطعه پارسی به همراه ارکستر سمفونیک ایتالیا، درباره شب دوم برگزاری این کنسرت گفت: برای جلوگیری از اتفاقات شب اول قرار شد، بنده به صحنه نروم و گروه به تنهایی اجرا کنند؛ اما یکی از حاضرین با صدای بلند فریاد زد که ما برای شنیدن صدای وحید تاج آمده‌ایم. اشتیاق مردم عزیز و هنردوست و تشویق‌های بی‌امانشان باعث شد تا لباس کنسرت بپوشم و در میان تماشاچی‌ها به دیدن کنسرت بنشینم. در پایان ‌روی صحنه رفتم تا از مردم تشکر کنم، در این حین خاک مهرآیین با صدای بنده در سالن پخش شد و تشویق‌های بی‌امان مردم و چشمان اشک‌آلود من که ناگهان به صحنه حمله شد و… .

این خواننده موسیقی سنتی کشورمان خاطرنشان کرد: در‌‌ همان لحظاتی که این اتفاقات در سالن در حال رخ دادن بود و امنیت عمومی توسط عده‌ای محدود به خاطر افتاده بود و بی‌قانونی رخ می‌داد، آهنگ بنده که دو سال پیش برای تلویزیون استانی یزد خوانده بودم و همچنان در حال پخش از این شبکه است، از تلویزیون استانی پخش می‌شد و بنده از رفتارهای غیرقانونی که رخ داده به شدت متحیر و ناراحت شدم. واقعیت آن است که بنده حتی امنیت جانی نیز نداشتم و با اسکورت از آن محل خارج شدم.

تاج در پاسخ به این پرسش «تابناک» که این اتفاقات بی‌سابقه در تاریخ موسیقی ایران با چه انگیزه‌ای توسط آن عده طراحی و اجرا شده، به انتشار پیامکی در یزد اشاره کرد که در آن آمده آهنگ «همراه شو عزیز» را سال ۸۸ خوانده است، گفت: من پیش از سال ۸۸ و در جشنواره موسیقی فجر برای نخستین بار به اجرای این آهنگ پرداختم و این موضوع در خانه موسیقی و آرشیو جشنواره ثبت شده و بنابراین تصور می‌کنم این مسأله تنها بهانه بوده و احتمال می‌دهم برخی مسائل شخصی در استان در پس پرده وقوع این اتفاق بوده است.

دیروز و امروز، رسانه‌های الکترونیک و مکتوب استانی نسبت به اتفاقات رخ داده در حاشیه این کنسرت اعتراض کرده‌اند و امروز نیز استاندار یزد در گردهمایی ائمه جمعه سراسر استان که در دفتر امام جمعه تفت برگزار شد، با اشاره به رویدادهای اینچنینی که درباره برنامه‌های سیاسی استان نیز در چند مدت اخیر رخ داده، در این زمینه هشدار داده است. نگرانی‌های از آنجا افزایش می‌یابد که واکنش مسئولان استان در قبال چنین رفتارهایی تنها تماشا بوده و اقدام به متفرق سازی این گروه و فراهم سازی زمینه برگزاری کنسرت نکرده‌اند و این قطعاً اتفاق ‌پذیرفتنی نیست.

این رویدادهای از آن جهت‌نگران کننده‌ است که تاکنون کنسرت‌ها تنها لغو می‌شد و سابقه نداشت کنسرت به زمان برگزاری برسد و بدون حضور خواننده‌اش برگزار شود و در واقع این اتفاق تازه‌ای محسوب می‌شد که باید واکنشی متناسب به عمق این فاجعه توسط مسئولان امر اندیشیده شود. اگر حداقل امنیت برای برگزاری برنامه‌های موسیقیایی، آن هم موسیقی سنتی دارای اصالت فراهم نباشد، آیا می‌توان امیدی به آینده حداقلی برای موسیقی ایران داشت؟

ویدیویی از لحظات ملتهب این کنسرت را در «تابناک» تماشا کنید.
داونلود

No responses yet

May 08 2014

محمدتقی مصباح یزدی: باید بت آزادی را با مقاومت شکست

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدتقی مصباح یزدی «آزادی» را «بتی» ساخته آمریکا دانسته و گفته باید با «ایستادگی» و «مقاومت» این «بت» شکسته شود.

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای مصباح یزدی روز پنجشنبه (۱۸ اردیبهشت) در همایش «امر به معروف و نهی از منکر» گفته در شرایط کنونی باید «بت آزادی» را شکست و «قدم در راه صحیح گذاشت.»

مصباح یزدی افزوده مبنای فرهنگ کنونی جهان «آزادی» به معنای «بی‌بند و باری» است و این مسئله بر روشنفکران و دولت‌مردان ایران نیز تاثیر گذاشته و آن‌ها «جرات» مخالفت با آن را ندارند.

این روحانی محافظه‌کار «تقیه» در اجرای احکام اسلامی و مقابله با «بت آزادی» در شرایط کنونی را «حرام» اعلام کرده و گفته «برای حفظ اسلام تا پای جان باید ایستادگی کرد.»

رئیس موسسه «امام خمینی» در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرده که دولت‌ها در ایران با پول و حمایت «اختلاس‌گران» کار‌ها را پیش می‌برند و «اگر این‌ها را ناراضی کنند رأی نمی‌آورند.»

وی همچنین اضافه کرده «نباید با بهانه حقوق شهروندی بگوییم بهایی، یهودی و مسلمان هیچ فرقی باهم ندارند چون احکام ذمه در اسلام برای چنین مواردی بیان شده است.»

این روحانی محافظه‌کار در بخش دیگری از سخنان خود درباره این جمله روح‌الله خمینی مبنی بر اینکه «میزان رای ملت است» نیز گفته «شاید روزی مردم رای دهند که امام عصر ظهور نکند.»

مصباح یزدی در ادامه نقد این گفته بنیانگذار جمهوری اسلامی هم این پرسش را مطرح کرده که «شاید مردم بر خلاف احکام الهی رای دادند. آیا به این رای باید توجه داشت؟»

No responses yet

May 08 2014

روزنامه‌نگاری مستقل یا روزنامه‌نگاری حزبی: روزنامه های زنجیره ای و رویای تغییر / ما خطا کرده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

خبرنگاران ایران: نیک آهنگ کوثر: -همین چند روز پیش بود که گروهی از طرفداران موسوی و روحانی و خاتمی، کارتونی از قبرستان روزنامه همشهری در آورده بودند و هوار کشیدند که «ایهاالناس! این نیک آهنگ در سال ۱۳۷۶، نقش جمهوری اسلامی در جنایت میکونوس را ماله‌کشی کرده است.»

دیدن این کارتون و کارتونی دیگر، به یادم آورد که روزی روزگاری در روزنامه غیر مستقل همشهری، باید چند تا طرح به سردبیری ارائه می‌کردیم تا از میان‌شان یکی انتخاب شود و گاهی هم محمد عطریان‌فر ایده‌ای را می‌داد که باید کشیده می‌شد. عطریان‌فر، یکی از اعضای برجسته کارگزاران بود و طبیعتا فیلتر و سانسورگر بزرگ یک مجموعه سیاسی. می‌دانستیم که برای چاپ کارها باید متناسب با تیترهای روزنامه و یا خبرها کار کنیم.

جو رسانه‌ها پیش از دوم خرداد با بعد از آن قابل مقایسه نبود. من نمی‌توانم از بخش بزرگی از کارهای آن زمان دفاع کنم. رسانه، وابسته به قدرت بود.

با این حال، برای آنکه ایده‌های مورد علاقه خودم را به چاپ برسانم، هر از گاهی ایده‌های سردبیر را می‌پذیرفتم، غافل از آنکه روزی به گذشته نگاه می‌کنم و افسوس می‌خورم که چرا زیر بار طراحی چنین مزخرفاتی رفته‌ام.

من این محدوده زمانی را ترکیب ایده‌ پردازی خودم و تصویرسازی نظر سردبیری برای بقا ارزیابی می‌کنم. دوره‌ای که یادآوری‌اش بد هم نیست.

فضا بعد از دوم خرداد کمی فرق کرد. بسیاری از ما که تا قبل از آن تا حد زیادی مجریان اوامر سردبیران‌مان بودیم، خواستیم خطوط قرمز را به عقب برانیم. این عقب راندن خطوط به این سادگی نبود. بایستی ظرفیت‌ سازی می‌شد.

تجربه من بعد از دوم خرداد با عطریان‌فر این بود که از ترس اینکه مبادا آزادی بیشتری بطلبم، بیشتر کارهایم را سانسور می‌کرد و من هم تعداد کمتری از پیشنهادهایش را می‌پذیرفتم.

چون بسیاری از کارهای قبل از انتخابات ایده‌هایی به نفع خاتمی بود و طبیعتا روزنامه منتشرشان کرده بود، انتظار داشتم بعد از پیروزی خاتمی، آزادی عمل بیشتری داشته باشم. این اتفاق نیفتاد. از همشهری رفتم.

فضا عوض شد. این بار با سیاسیونی روبرو بودیم که از رسانه‌ها استفاده حزبی می‌کردند. من با زنجیره‌ای خواندن این رسانه‌ها موافقم، چرا که تعداد زیادی از این نشریات محتوایی مشابه و هماهنگ شده منتشر می‌کردند.

می‌گویم هماهنگ شده، چون در مواردی تقسیم کار را دیده بودم. رسانه‌هایی متعدد با ژنرال‌هایی کم تعداد. اینکه افرادی تاثیرگذار به طور گردشی در روزنامه‌های متعددی در طول روز کار می‌کردند و سرکشی، و با سردبیران روزنامه‌های دیگر در باره مطالبی که قرار بود روزهای دیگر منتشر شود در تماس بودند و بعضا هماهنگ. ممکن است برای برخی باورپذیر نباشد، اما بودند نویسندگانی که مطالبی با محتوای نزدیک به هم را میان روزنامه‌های مختلف تقسیم می‌کردند و این تقسیم کار، بدون هماهنگی نبود.

از منظری، هدف، وسیله را توجیه می‌کرد، اما هدف واقعا چه بود؟ حذف رقیب در چارچوب جمهوری اسلامی و قدرت گرفتن بیشتر نزد افکار عمومی برای تحمیل یک ایده به قدرت قاهر. به عبارت دیگر، در این دوره شاهد «فشار از پایین و چانه زنی از بالا» بودیم اما با استفاده از مهره‌های شطرنج در مطبوعات.

در مقطعی، حس می‌کردم که کار مهمی را انجام می دهیم و هر کدام از ما روزنامه‌نگاران، باری را از دوش مردم برمی‌داریم تا آزادانه زندگی کنند و آگاه باشند. احساس می‌کردیم نسبت به آینده فرزندان‌مان مسوولیتی بیش از حد و توان‌مان داریم و باید ایران را آزادتر ببینیم. خیال می‌کردم با روزنامه‌نگاری رادیکال در چارچوب رسانه‌های دوم خردادی، حتما شاهد تغییر خواهیم بود.

اما گذر زمان به من ثابت کرد که روزنامه‌نگاران، مهره‌های شطرنج و یا روغن چرخ دنده‌های موتور دولت خاتمی بوده‌اند. می‌گویید نه؟ به روزنامه‌هایی نگاه کنید که به طور هماهنگ، بسیاری از مسائل را می دیدند و گزارش می‌کردند، اما واقعیت‌های بسیاری را زیر سیبیلی رد کردند.

در ظاهر دانستن، «حق مردم» بود، اما آیا منظور، دانستن چیزهایی بود که منافع بالادستی‌های روزنامه‌های دوم خردادی را به خطر می‌انداخت؟

اگر منافع مشترک سازمان مجاهدین انقلاب و کارگزاران در وزارت نفت با جناح راست ناهم‌خوان می‌شد، روزنامه‌ها به ماجرای «پتروپارس» گیر می‌دادند. اگر مشارکتی‌های سدساز باید با سپاه کنار می‌آمدند، همه مشکلات آن حوزه محو می‌شد. اگر وزارت کشور در ورود موتورهای دیزلی دچار تخلف شده بود، کسی نمی‌فهمید. مردم نمی‌بایستی از نقش ایران خودرو در ستاندن جان شهروندان به خاطر خودروهای آلوده کننده‌اش باخبر می‌شدند.

روزنامه‌های حزبی کاملا بر اساس منافع احزاب و منابع مالی‌شان کار می کردند. آمدن مدیران حزبی به تحریریه‌ها به نفع آزادی بیان نبود، چه، آزادی نصیب کسانی می‌شد که متناسب با خواست آنها کار می کردند.

حالا بیایید ماجرا را از دریچه‌ای دیگر نگاه کنیم:فرض کنید اکبر گنجی پروژه‌ای کار نمی‌کرد و به عنوان یک خبرنگار محقق، آمار خلاف‌کاری‌های اطلاعاتی‌های جناح چپ را در می‌آورد و به سعید حجاریان برای انتشار می‌داد. خیال می‌کنید حجاریان منتشر می‌کرد؟

فرض کنید سعید لیلاز تمامی روابطش با وزارت صنایع و سازمان گسترش و الباقی را کنار می‌گذاشت و خبرنگاران را مجبور به تحقیق در باره نقش شرکت‌های خودروسازی در افزایش آلودگی هوای تهران و بررسی داد و ستد خودروسازان با تعدادی از خبرنگاران حوزه اقتصادی می کرد .

فرض کنید خبرنگاران سیاسی عصرآزادگان در باره گرفتن پول آگهی از حزب کارگزاران و نوع مطالب منتشر شده در آن مقطع تحقیق می‌کردند.

…

روزی که به خاطر یادداشت انتقادی‌ام از روند سدسازی که در روزنامه نوروز و احتمالا به دور از چشم سدسازان حزب مشارکت چاپ شده بود، از سوی دفتر رئیس جمهوری دعوت شدم، امیدوارم بودم تاثیر کار رسانه‌ای‌ام را ببینم. سه روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ بود. با یکی از بزرگ‌ترین کارشناسان مدیریت منابع آب زیرزمینی دنیا* به دیدار خاتمی رفتم که فقط به عنوان یک زمین شناس روزنامه‌نگار حرف نزده باشم. دیدار به دلم نشست، اما بعدش به سعید پورعزیزی پیشنهاد کردم به خاطر نبود کارتون انتقادی از خاتمی، داوطلبانه روزی یک کارتون برای بولتن می‌کشم که خاتمی فکر نکند این طرفی‌ها هم از او کاملا راضی هستند. این کارتون‌ها را فقط خودش و معدودی می‌دیدند، چون در آن زمان امکان کشیدن عمامه و عبا نبود. جواب منفی بود.

اشتباه از من بود، چون خیال می‌کردم تیم خاتمی دموکراسی‌خواه و انتقادپذیر هستند. کار من هم به حتم نفعی نصیبم نمی‌کرد.

سه یا چهار یادداشتم در این حوزه منتشر شد، اما برادران مشارکت مانع انتشار بعدی‌ها شدند. یکی از مشاورین وزارت نیرو بعدا گفت که کمیته‌ای متشکل از مدیران ارشد دولت به خاطر همان یادداشت‌ها تشکیل شده بود که در جوابیه‌ای بتوانند سد سازی را توجیه کنند. همان سه چهار یادداشت کوتاه، چند ده میلیون تومان خرج گذاشت روی دست آقایان. وقتی جوابیه‌شان منتشر شد، پاسخ‌نامه‌ای مطابق قانون مطبوعات نوشتم و اتفاقا از نقطه نظر کارشناسی هم همه تاییدهای لازم را داشت.

مشارکتی‌ها مانع انتشار جوابیه شدند. من همانجا وسایلم را از روزنامه نوروز جمع کردم و رفتم. مگر «دانستن حق مردم» نبود؟ مگر ایران برای همه ایرانیان نبود؟

پیام‌های مختلفی از مدیران روزنامه رسید؛ «چرا ماجرا را با کاریکاتور قاطی می‌کنی؟ کاریکاتورت را بکش»، «حالا شما بی‌خیال شوید، بعدا مساله حل می‌شود» و … حتی کسی که برای روزنامه نظرسنجی و فاصله زیاد کارهای من در آن روزنامه با دیگر همکاران را ثبت کرده بود، از من خواست مته به خشخاش نگذارم…ظاهرا بودن کارتونیست مستقل را مادامی که به حوزه وزارت نیرو و سدسازی کاری نداشت، از خدا می‌خواستند.

من بازگشتم را مشروط به انتشار جوابیه‌ام کردم. قبول کردند و گفتند جوابیه را با خودم به دفتر روزنامه ببرم. جلسه‌ای تشکیل شد و باز با انتشار جوابیه مخالفت کردند. تمام ناراحتی دوستان ازنقل قولم از سنایی بود: «چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا.»

بحث کلی من در باره سدسازی چه بود؟ نوشته بودم که سدسازی بی‌رویه به محیط زیست لطمه می‌زند، بسیاری از سدها در مکان‌های نامناسبی بنا شده بودند، میزان تبخیر بالا در شرایط اقلیمی ایران، بخش بزرگی از آب سدها را از بین می‌برد و کار عمده سدسازان، جمع آوری رسوب بسیار زیاد پشت سدها بدون مدیریت حوزه آبخیز و ایجاد رسوب‌گیرهای مناسب و چند مورد دیگر بود.

امروز می‌دانیم که همان سدسازی‌ها چه بلایی بر سر کارون و دریاچه ارومیه و بسیاری دیگر از نقاط آورده است. بی‌توجهی به منابع آب زیرزمینی و عدم تغذیه لایه‌های متخلخل زمین در طولانی مدت چه آسیب‌هایی به آنها وارد می‌کند. بسیاری از سدها را کنار یا نزدیکی گسل‌های بزرگ ساخته بودند، بدون در نظر گرفتن شرایط ویژه این مناطق. وقتی در نزدیکی یک گسل فعال سد می‌سازید، طبیعتا میزان خرده سنگ‌های ناشی از گسلش فراوان‌تر است، فرسایش می‌تواند بیشتر باشد و درز و ترک‌هایی که ممکن است آب سد را به بیرون منتقل کند هم فراوان‌تر. اگر سنگ‌ها آهکی باشند و غارهای ریز و کوچک (کارست) در سنگ‌های دره‌ای که سد را آنجا می‌زنند فراوان، درز رفتن آب از پیش تضمین شده است.

اما نان در سدسازی بود. دانستن، حق مردمی نبود که نمی‌دانستند چه بر سر منابع آبی‌شان می‌آید.

…

ده‌ها و شاید صدها فرض و احتمال را می‌توان مطرح کرد.

اگر روزنامه‌ها مستقل از احزاب و دولت بودند، وابسته به آگهی‌ دهندگان بزرگ دولتی نبودند و آنچه واقعا می‌بایستی به شهروندان ارائه می‌شد را ارائه می‌کردند، شاید وضع‌مان بهتر بود.

سال ۲۰۰۷ وقتی سر کلاس‌های روزنامه‌نگاری در کانادا می‌رفتم، بعد از هرجلسه دردم بیشتر می‌شد، نه از حجم درسی که داده بودند، که از خطاهایی که مرتکب شده بودیم.

یکی از مبانی مهمی که برای ما نا آشنا بود، استقلال از حوزه‌ای بود که پوشش می‌داده‌ایم: یکی از ۸ بامداد تا ۳ بعد از ظهر برای وزارت آموزش و پرورش کار می‌کند و مدیر آنجا، بعد از ظهر خبرنگار حوزه آموزش و پرورش است. یکی صبح‌ها در جهاد دانشگاهی است و شب‌ها، دبیر سرویس مربوط به آموزش عالی. یکی مدیر یکی از بخش‌های سازمان گسترش است و شب‌ها، دبیر سرویسی که باید همان حوزه را برای خوانندگان روایت کند.

شاید «دسترسی» مهم‌ترین دلیل سردبیران برای جذب این نیروها بوده باشد، اما عدم استقلال باعث انحراف ممتد افکار عمومی شده است.

اینکه گروهی از مدیران اطلاعاتی و امنیتی در روزنامه‌های مختلف به دبیری و سردبیری رسیده‌اند، استقلال عمل از خبرنگاران را در جهت منافع ساختار حکومت گرفته است. اینکه روزنامه‌ها به احزاب و گروه‌های سیاسی و مالی وابسته‌اند، باعث جعل واقعیت و پنهان ماندن بسیاری از نکاتی شده که دانستن‌شان، حق مردم بوده است.

بسیاری از ما خطاهای کاری‌مان را در روزنامه‌های داخلی نادیده گرفته‌ایم، اما بدون تردید، بسیاری از ما خطا کرده‌ایم که گاهی از سر بی‌تجربگی بوده و گاهی از سر غرور و استفاده ابزاری از وسایلی که در اختیار داشته‌ایم.

من با حضور افراد حزبی به عنوان یادداشت نویس مستقل در روزنامه‌ها مخالف نیستم، چه بسیاری از یادداشت‌های خواندنی روزنامه‌های غربی را شاغلین در گروه‌های سیاسی و مشاوران احزاب نوشته‌اند و می‌نویسند، اما تحریریه‌ها را از این افراد خالی نگه می‌دارند. البته هیچگاه شرایط ایده‌ال وجود نداشته و ندارد، اما تلاش بر سر دور ماندن از تاثیرپذیری از قدرت بوده است. بوده‌اند روزنامه‌نگارانی که بر اساس منافع قدرت، جنگ را هم توجیه کرده‌اند. جودیت میلر، خبرنگار نیویورک تایمز خدمات بسیاری به دولت بوش کرد، اما وقتی تاثیرپذیری‌اش از منابع قدرتمند معلوم شد، اعتماد بسیاری از مخاطبان از این رسانه بزرگ سلب شد.

هر کسی می‌تواند قبل از انتخابات برای رای دادن به کاندیدایی ثبت نام و به قول خارجی‌ها «رجیستر» کند، اما وقتی در تحریریه است، حزب، اولویت نیست. حتی ممکن است تحریریه روزنامه‌ای در رای‌گیری غیر علنی، به یک کاندیدا رای بدهد، اما همان روزنامه در همان روز اعلام نظر، مطلبی تحقیقی که به ضرر کاندیدا است منتشر می‌کند.

…

سال‌ها پیش با یکی از دوستان سابق دعوایی داشتم بر سر مستقل ماندن از رنگ‌ها و احزاب و گروه‌های سیاسی. دوست سابق معتقد بود که باید رنگ سبز را برگزید و زیر چتر سبزها رفت. من گروه‌های سیاسی ایرانی را مثل خیلی از همکارانم نمی‌بینم. گروه‌ها و احزابی که نقض حقوق بشر را در دوران مسوولیت خود نادیده گرفته‌اند، نباید مدافع آزادی بیان و حقوق بشر معرفی شوند. حتی سر این بحث دارم که اگر کسی به ولایت فقیه پایبند است، چرا به حبس و حصرش با دستور ولی فقیه اعتراض می‌کند؟ بسیاری از دوستان و همکارانم اما نگاهی متفاوت دارند و در چارچوب همکاری با نهادها و احزاب پایبند به جمهوری اسلامی رسانه را ارزیابی می‌کنند.

اگر فرضا من نوعی تا لحظه حضورم در کشور، به قانون اساسی و پذیرش ولی فقیه در آن قانون پایبند بودم، الان که نیستم. تبعید را انتخاب کرده‌ام که نباشم. اما برای من دردناک است وقتی می‌بینم کسانی که قربانی جمهوری اسلامی بوده‌اند، برای هر دلیلی، در جهت منافع یک جبهه سیاسی تابع ولایت قلم می‌زنند و بسیاری از واقعیت‌ها را نادیده می‌گیرند و سعی می‌کنند مانع دیدن مردم هم بشوند.

وقتی در هنگامه انتخابات، بسیاری از خبرنگاران به بررسی پیشینه سراسر دروغ حسن روحانی نپرداختند و فضا را به نفع او و گردانندگانش اداره کردند، طعم بد وابستگی و منفعت طلبی را می‌توانستی مزه کنی.

قرار بود کوتاه بنویسم. اما تجربه فردی من نشان می‌دهد که روابط سردبیران و ناشران با قدرت یا قدرتمندان، به نفع آزادی بیان نیست و سانسور یا انتسار هدایت شده مطالب نتیجه‌اش کم دانشی مخاطبان از واقعیت‌ها خواهد بود.

*این کارشناس، پدرم بود. دکترسید آهنگ کوثر که جوایز متعدد ملی و بین‌المللی را به خاطر تحقیقات و نتایج کارش در حوزه آب و خاک برده و در دوره‌های مختلف، مدرس دانشگاه سازمان ملل برای تشریح کارش و آموزش به دانشجویانی از کشورهای خشک و نیمه خشک و بی آب بوده است. اگر به چشم خودم نتیجه کارش را ندیده بودم، باور نمی‌کردم که می‌توان با مدیریت دسرت منابع آب زیرزمینی، بیابانی چون گره بایگان فسا را پر آب کرد و حاصل‌خیز. دو تابستان را آنجا کار کرده بودم و می‌دیدم که چگونه مهار سیلاب توانسته بود لایه‌ای خاک بر روی ماسه ها بیاورد و بالا رفتن سفره آب زیرزمینی، روستاییان را به ماندن امیدوارتر کرده بود. بسیاری که برای کار به دوبی رفته بودند، برگشتند و با فروش هندوانه و خربزه به امارات، میلیونر شدند

No responses yet

May 07 2014

توقیف روزنامه قانون به دلیل «انتشار خبر آزادی رویانیان»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: مدیران روزنامه «قانون»، چاپ تهران، از حکم دادستان عمومی و انقلاب این شهر مبنی بر توقیف این رسانه خبر داده‌اند، امری که دلیل آن انتشار خبر آزادی محمد رویانیان عنوان شده است.

علیرضا نیکویی، رئیس شورای سیاستگذاری روزنامه قانون، روز چهارشنبه، ۱۷ اردیبهشت، به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران، ایرنا، گفت: «نامه توقیف امروز به دست‌مان رسید. باید به دنبال کارهای رفع توقیف برویم که به نظر می‌رسد حداقل سه ماه برای به سرانجام رسیدن کار معطل شویم.»

روزنامه قانون در شماره روز چهارشنبه خود از آزادی محمد رویانیان، دبیر پیشین ستاد سوخت و مدیرعامل سابق باشگاه پرسپولیس، به قید وثیقه‌ای ۱۰۰ میلیارد تومانی خبر داده بود و اکنون از سخنان مدیران این رسانه برمی‌آید که همین خبر دلیل اصلی توقیف آن بوده است.

در این حال مقامات قوه قضاییه ایران از اظهار نظر درباره بازداشت و شایعه آزادی آقای رویانیان خودداری می‌کنند و تنها سخنگوی قوه قضاییه بدون اشاره به نام خاصی گفته است که سه نفر به خاطر پرونده تخلفات ستاد سوخت بازداشت شده‌اند.

اما برخی وب‌سایت‌های خبری و تحلیلی مانند «پیام نو»، خبر آزادی آقای رویانیان را تکذیب کرده‌اند و می‌گویند که او همچنان در اوین به‌ سر می‌برد.

اتهام محمد رویانیان به‌طور دقیق مشخص نیست، اما رئیس کنونی ستاد سوخت ایران گفته است که در دوران ریاست آقای رویانیان در این ستاد برخی «سوءاستفاده‌ها و انحرافات مالی» رخ داده است.

روزنامه قانون نیز در گزارش خود با اشاره به نقل قول‌های مختلفی که حکایت از تخلفات آقای رویانیان دارد، آزادی او را مایه «تعجب» دانسته بود.

اما منبع خبری روزنامه قانون در این باره خبرگزاری دانا بوده است، موردی که رئیس شورای سیاستگذاری قانون نیز در گفت‌وگوی خود با ایرنا به آن اشاره می‌کند.

علیرضا نیکویی اظهار داشت: « چرا باید خبری را یک خبرگزاری خاص منتشر کند، هیچ برخوردی با آن صورت نگیرد، اما همان را یک روزنامه به چاپ رساند، نامه توقیف بگیرد.»

به گفته آقای نیکویی، رفتار دادستانی تهران در این باره دوگانه بوده و جای انتقاد دارد.

اما قانون نخستین روزنامه‌ای نیست که در ماه جاری با حکم توقیف روبه‌رو شده است. قوه قضاییه ایران اوایل اردیبهشت‌ماه جاری نیز حکم به توقیف روزنامه ابتکار به خاطر تیتر این روزنامه در گزارش تغییر رئیس سازمان زندان‌ها داد.

در تیتر روزنامه ابتکار از واژه «برکناری» استفاده شده بود، در حالی که قوه قضاییه ایران می‌گوید رئیس سابق سازمان زندان‌ها برکنار نشده بلکه تنها سمت او تغییر کرده است.

روزنامه ابتکار چند روز بعد از آن رفع توقیف شد. با این حال هنوز روزنامه‌هایی هستند که در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی توقیف شده‌اند و همچنان در توقیف به‌ سر می‌برند، مانند روزنامه‌های بهار و آسمان.

No responses yet

May 07 2014

دعوای رئیس‌جمهور و دادستان بر سر فیلترینگ “واتس‌اپ”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: شورای عالی فضای مجازی به ریاست رئیس جمهوری اسلامی ایران و کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه به ریاست دادستان کل کشور بر سر فیلترینگ اپلیکیشن‌های ارتباطی دچار اختلاف نظر شده‌اند. “واتس‌اپ” تازه‌ترین موضوع این دعواست.

یکی فیلتر می‌کند و آن دیگری دستور توقف اجرای فیلترینگ را می‌دهد. در حالی که هفته گذشته کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه، فیلترینگ اپلیکیشن واتس‌اپ را تصویب کرد، رئیس جمهوری دستور توقف فیلترینگ این نرم‌افزار را صادر کرده است.

محمود واعظی، وزیر ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات روز سه‌شنبه ۱۶ اردیبهشت، ۶ مه در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر اظهار داشت: «دستور توقف فیلتر شبکه اجتماعی “واتس اپ” که از سوی کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه اعلام شده، توسط رئیس جمهور صادر شده است».

در مقابل دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه اعلام کرده: «رئیس‌جمهور رأساً نمی‌تواند مانع اقدامات کارگروه تعیین مصادیق شده و صلاحیت قانونی تصمیم‌گیری در مورد شبکه‌های اجتماعی را از این کارگروه سلب و آن را بر عهده شورای‌عالی فضای مجازی قرار دهد».

به گفته وزیر ارتباطات، موضوع فیلترینگ “واتس اپ” در شورای‌عالی فضای مجازی مطرح شده و رئیس جمهور به عنوان رئیس این شورا دستور داده که این موضوع متوقف شود و این کار انجام نشود.

محمود واعظی در عین حال تصریح کرده که وظیفه دبیر کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، این نیست که برای شخص رئیس جمهور و برای شورای‌عالی فضای مجازی که هیچ ارتباطی با این کارگروه نداشته و یک مجموعه بالادستی است تعیین تکلیف کند.

وزیر ارتباطات همچنین تاکید کرده که دولت موافق بستن شبکه‌های اجتماعی خارجی که مخرب نیستند و به اخلاق و عفت عمومی لطمه‌ای نمی‌زنند نیست و تا زمانی که جایگزینی برای این شبکه‌ها در کشور نباشد، دولت موافق مسدود کردن آنها نیست.

وجود دو نهاد موازی برای یک منظور

سال ۱۳۸۸ قانون جرایم رایانه‌ای در مجلس شورای اسلامی تصویب شد. در ماده ۲۲ این قانون، قوه قضائیه مکلف شد تا کارگروهی را با عضویت مقامات عالی کشور از هر سه قوه قضائیه، مجریه و مقننه، شامل ۶ وزیر از دولت، دو نفر نماینده مجلس شورای اسلامی و به ریاست دادستان کل کشور تشکیل دهد. بر اساس این قانون، تعیین مصادیق عینی محتوای مجرمانه و همچنین ضوابط فنی پالایش آن‌ها از طریق ارائه دهندگان خدمات دسترسی و میزبانی بر عهده این کارگروه است. همچنین کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه بر محتوای منتشر شده در فضای مجازی هم نظارت می‌کند.

علاوه بر این بر اساس تبصره ۲ ماده ۲۲ این قانون ، کارگروه مذکور مسئولیت رسیدگی به شکایات مردمی در خصوص مصادیق پالایش شده را بر عهده خواهد داشت و تصمیم کارگروه در این رابطه قطعی است.

دوسال پس از آغاز کار این گروه، آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی دستور تشکیل شورای عالی فضای مجازی را داد. وی در نامه‌ای که در ۱۷ اسفند ماه ۱۳۹۰ منتشر شد، ریاست این شورا را به شخص رئیس‌جمهور واگذار کرد.

اعضای این شورا عبارتند از: رئیس جمهور به عنوان رئیس شورا، رئیس مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه قضائیه، رئیس سازمان صدا و سیما، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزیر فرهنگ و ارشاد، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، وزیر اطلاعات، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران و فرمانده نیروی انتظامی.

آیت‌الله خامنه‌ای در این نامه وظیفه این شورا را اینگونه توضیح داده است: «این شورا وظیفه دارد مرکزی به نام مرکز ملّی فضای مجازی کشور ایجاد نماید تا اشراف کامل و به روز نسبت به فضای مجازی در سطح داخلی و جهانی و تصمیم‌گیری نسبت به نحوه مواجهه فعال و خردمندانه کشور با این موضوع از حیث سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و محتوایی در چارچوب مصوّبات شورای عالی و نظارت بر اجرای دقیق تصمیمات در همه سطوح تحقق یابد».

تا زمانی که احمدی‌نژاد ریاست جمهوری را بر عهده داشت، اختلاف فاحشی بین تصمیمات این دو نهاد روی نداد اما با روی کار آمدن حسن روحانی، اختلافات بین این دو نهاد آشکار شد.

در جدیدترین مورد که به فیلترینگ واتس‌اپ مربوط می‌شود، ریاست جمهوری معتقد است شورای عالی فضای مجازی بالاتر از کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه قرار دارد و می‌تواند مصوبات آن را ملغا کند. دبیر کارگروه اما می‌گوید رئیس‌جمهور نمی‌تواند مانع اقدامات کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه شود.

حالا نرم‌افزار واتس‌اپ مانده و هزاران کاربر آن در ایران که منتظرند تا ببینند این کانال رایگان ارتباطی تا کی و کجا می‌تواند در برابر اختلافات درون گروهی دولتمردان، دوام بیاورد.

No responses yet

May 06 2014

رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری: حرف‌های علی جنتی درباره سانسور شوخی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دیگربان: رضا اکرمی٬ رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری اظهارات علی جنتی وزیر ارشاد درباره سانسور را «شعار» و «شوخی» دانسته و گفته جنتی بر کار‌های خود در وزارت ارشاد «تسلط» ندارد.

آقای اکرمی در گفتگو با سایت محافظه‌کار «نماینده» با انتقاد از برخی اظهارنظر‌های حسن روحانی و علی جنتی٬ از مشکلات فراوان دولت یازدهم در زمینه اقتصادی سخن به میان آورده است.

این روحانی محافظه‌کار اظهارات روحانی درباره تفاوت نداشتن هنرمند ارزشی و غیرارزشی از سوی دولت را «تعارفات نسنجیده‌ای» دانسته که برای ایجاد «امید» بیان شده است.

اکرمی در بخش دیگری از این گفتگو به انتقاد از عملکرد وزارت ارشاد پرداخته و گفته «آقای جنتی خیلی بر کارهای خود تسلط ندارد و گرنه یک وزیر باید اول کارمندان خود را جمع و کنترل کند.»

وی همچنین به مشکلات زیاد دولت در زمینه‌های اقتصادی و سیاسی اشاره کرده و افزوده «وقتی کسی اینقدر گرفتار است به مسائل فرهنگی نمی‌رسد.»

رضا اکرمی٬ عضو جامعه روحانیت مبارز تهران است که از سوی روحانی برای همکاری با دولت یازدهم دعوت و در نهاد ریاست جمهوری فعالیت خود را آغاز کرده است.

No responses yet

May 03 2014

پرونده سانسور: چه کسی صندلی اتوبوس را سانسور کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: فرهنگ ریا و خودسانسوری با درونمایه ترس، یکی از نهادینه‌ترین مسائلی است که به درون جامعه ما ریشه دوانده است، بالا‌تر از تمامی این‌ها، سیستم بازخوردی نظامی‌ست که این گونه خرده فرهنگ‌ها در آن به خوبی بازیابی می‌شوند.

سوار اتوبوس می‌شوی یا تاکسی، فرقی نمی‌کند، حتما یک پیرمردی پیدا می‌شود که مخت را بکار بگیرد، دوروبرش را دید می‌زند و بعد شروع می‌کند از اوضاع بعد مملکت صحبت کردن، بد و بیرا گفتن به آخوندهای گدایی که مملکت را به دست گرفتند…

مخت سوت می‌کشد، از یک طرف به حال این مردم بیچاره دلت می‌سوزد و از سوی دیگر از سکوت و عدم تحرکتشان خونت به جوش می‌آید و شاید به یاد سخن برنارد شاو بیفتی که می‌گوید: «آزادی یعنی مسئولیت، برای همین است که انسان‌ها از آزادی می‌ترسند.»

وقتی برای بچه محل‌هایت از سانسور صحبت می‌کنی، همه فکرشان سراغ احمد سی دی فروش می‌رود و با کمال هیجان از فیلم‌های بدون سانسور او حرف می‌زنند و تو می‌مانی و چند ورق کاغذی که به زور فیل‌تر شکن پرینت گرفته‌ای تا با عینک شکسته‌ات برای شبهای بدون آزادیت بخوانی. آری چنین مملکتی داریم، مملکتی که ترس و دروغ و ریا نوعی فرهنگ شده است و آزادی فقط در تماشای فیلم پورنو و یا صحنه‌های هالییوودی تعریف می‌شود. درد آن پیرمرد داخل اتوبوس و بچه‌های محل و توی به ظاهر روشنفکر، دردیست مشترک ولیکن تعبیرش خیلی فرق می‌کند، همه ما می‌ترسیم، همه ما برای خودمان دوربین‌های مخفی ایجاد کرده‌ایم، آری می‌پایندمان، حال ماورالطبیعی باشد و یا جسمانی جسمانی، فرقی نمی‌کند، ما محکوم به این خودسانسوری هستیم.

زمانی که در دفتر نشریه کار می‌کردم، هیچ وقت مقاله‌ای ننوشتم که به مزاجم خوش بیاید، بعد از اتمام مقاله، نگاه یک خواننده را می‌توانستم دنبال کنم، آخ من چه نوشته‌ام، آیا این نوشته من است؟!

مغز من ناخودآگاه تمامی خواست‌ها و دردهای درونی‌ام را سانسور می‌کرد و من می‌نوشتم، خوشا به حال ممیزی و ارشاد…. کارشان را راحت‌تر می‌کردیم، من برای خودم، نان برای پیرمرد داخل اتوبوس و پدر بیچاره برای حسن که شب‌ها گوش به زنگ بود مبادا بابا بیاید و تماشای فیلم‌مان خراب شود. آری ما اینگونه یاد گرفته‌ایم، از خودمان بودن فرار می‌کنیم، همچو فرخی و منوچهری، رسای دربار برایمان نان است و چاه اسکندر مامن نجواهای مشت مال شده‌مان.

فرهنگ ریا و خودسانسوری با درونمایه ترس، یکی از نهادینه‌ترین مسائلی است که به درون جامعه ما ریشه دوانده است، بالا‌تر از تمامی این‌ها، سیستم بازخوردی نظامی‌ست که این گونه خرده فرهنگ‌ها در آن به خوبی بازیابی می‌شوند. سیستمی که به مرور امر نظارتی را به بطن جامعه هدف منتقل می‌کند و رفته رفته بار این ننگ بر دوش خود فرد یا جامعه می‌فتد. فرد هم چکار کند نانش به این لامذهب وابسته است، ننویسد سیر نمی‌شود و بنویسد سیرش می‌کنند از هرچه نوشتن است.

نکته مغفول ماجرا اینجاست که اساسا مشکل سانسور فقط منوط به نظام کنونی جمهوری اسلامی نیست، در حکومت گذشته نیز همین سبک و سیاق به عنوان خوش‌خدمتی برای آن بالایی‌ها اجرا می‌شد. کتابهای زرد جلوی مصلی تبریز را پر می‌کردند، مشتریانش انقلابی‌ها و بعضا آخوندهایی بودند که به زور قصد ریفرش عقایدشان را داشتند، حالا هم جلوی مصلی تبریز پر است، کتاب‌هایی که عکس‌هایی نیمه عریانش نان‌آور دست‌های کتاب‌چین محل است و هرازگاهی چند دانشجو بدنبال کتابهای ممنوعه، ناامید از آنجا برمی‌گردند.

سانسور در اصل نان آور است، هم برای‌ دولت هم برای متملق و هم برای ملت. نبودنش بلای جان همه می‌شود. پیرمرد می‌تواند وسط خیابان داد بزند، حسن می‌تواند با پدرش راحت درد بی‌یاریش را نجواکند و من می‌توانم راحت بنویسم، اما دیگر چه کسی می‌تواند کتابهایی که با سوبسید دولتی چاپ شده‌اند را بخرد و بفروشد و بخواند، چه کسی رفته رفته عاشق بالایی بالایی می‌شود، و چه کسی…

هیچ!

بگذریم که درد سانسور بد دردیست، نگاره این سطور که هنوز به آن مبتلا است، هنوز هم که هنوز است وقتی برای شما می‌نویسم، صد‌ها کلمه را نشخوار می‌کنم تا مبادا به کسی بر بخورد، ملایم‌تر بنویسم و… هی، که هنوز مبتلای این دردیم، گویا کسی همانند میکروچیپ این لامذهب فرانسوی را به ما وصل کرده است، شاید راه خلاصی باشد و ما؟ نمی‌دانم!

شاید بتوان با نوشتن و فکر کردن و جسارت داشتن، بر این فرهنگ نامطلوب ملی و استبداد نشأت گرفته از آن غلبه کنیم، شاید نان بسیاری سنگ شود ولی نان آن پیرمرد سنگگ می‌شود، آن هم خشخاشی قلمی، نمی‌دانم چرا آن پیرمرد را نمی‌توانم فراموش کنم هنگامی که با ترس پشت صندلی اتوبوس نوشت: «مرگ بر استبداد» و من خندیدم! به خودم که سالهاست جرات نوشتنش را نداشتم.

طرح: کیانوش رمضانی

No responses yet

May 03 2014

از سوی احمد جنتی صورت گرفت: هشدار به ارشاد٬ حمایت از دخالت سپاه در فرهنگ

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد جنتی دبیر شورای نگهبان٬ سپاه پاسداران را هم یکی از نهادهای «متولی» فرهنگ در ایران معرفی کرد و به وزارت ارشاد هشدار داد نباید به کتاب‌های نویسندگانی که «غیراسلامی می‌اندیشند» اجازه انتشار دهد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان٬ آقای جنتی این اظهارات را در نماز جمعه ۱۲ اردیبهشت ماه تهران بیان کرده است.

وی در این خطبه‌ها حوزه‌های علمیه، سپاه پاسداران، آموزش و پرورش و سازمان تبلیغات اسلامی را به عنوان نهادهای متولی امر فرهنگی در ایران معرفی کرد.

جنتی وزارت ارشاد را «یکی از نهادهای مهم» در امر فرهنگ دانست و افزود که این وزارتخانه «باید اسلامی فکر کرده، تصمیم گرفته و برخورد کند.»

دبیر شورای نگهبان هشدار داده «مبادا کتابی که رنگ اسلامی نداشته و بلکه ضد اسلامی است، نشر یافته و پخش شود.»

به گفته وی مسئولان این وزارتخانه «باید مراقب این ویروس‌هایی که می‌رویند و آثار فرهنگی را فاسد می‌کنند {باشند} و علف‌های هرزه‌ای که مانع رشد شکوفه‌ها می‌شوند {را} قطع {کنند}.»

جنتی ادامه داده «اگر نویسنده‌ای نیز غیراسلامی می‌اندیشد نباید آثارش منتشر شود زیرا در دل‌ها جا باز کرده و مردم با آثارش آشنا می‌شود.»

علی جنتی٬ پسر احمد جنتی٬ وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که تاکنون چندین بار درباره واگذاری ممیزی به ناشران صحبت کرده است.

حسن روحانی و علی جنتی می‌گویند نظارت دولت باید بر حوزه فرهنگ کم‌رنگ‌تر شود٬ اما محافظه‌کاران می‌گویند دولت باید بر همه امور فرهنگی نظارت داشته باشد.

امام جمعه موقت تهران در بخش دیگری از سخنانش از برخورد «قاطع» رئیس قوه قضائیه و دادستان کل کشور با «فتنه‌گران» قدردانی کرد.

وی گفته «خیلی‌ از رئوس فتنه هنوز آزاداند و هر چه می‌خواهند انجام می‌دهند باید مراقب این‌ها بود که کجا رفته و چه شبکه‌هایی تاسیس می‌کنند؛ همه باید به مسئولین کمک کنند که ریشه فتنه را براندازند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .