اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آزادی بیان' Category

Jun 07 2013

گزارشگران بدون مرز، از خبرنگاران خارجی در ایران خواست که جهان را از سرکوب آزادی ها مطلع کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,سانسور,سیاسی

رادیوفرانسه: بعقیده رضا معینی اکنون در ایران خفقان بر رسانه ها حاکم است. شبکه اینترنت بکلی قطع شده است. حتی سایت های نزدیک به جمهوری اسلامی هم سانسور شدند و در چارچوب اینترنت تنها می توان سایت های نزدیک به آیت الله خامنه ای را دید.
گفتگو با رضا معینی، مسئول بخش کشورهای فارسی زبان در سازمان گزارشگران بدون مرز

سازمان گزارشگران بدون مرز با انتشار بیانیه ای خطاب به آن دسته از خبرنگاران خارجی که اجازه ورود به ایران را دریافت کرده اند، خواسته است که با استفاده از فرصت انتخابات، درباره “سرکوبی که بر سر روزنامه نگاران و جامعه مدنی ایران آوار شده است” اطلاع رسانی کنند.
این بیانیه نوشته است “خبرنگاران رسانه های خارجی برخلاف همکارانشان در ایران می توانند با خانواده های 54 روزنامه نگار و شهروند وب نگار زندانی، که اکثریت انها پس از انتخابات مورد اعتراض خرداد 88 زندانی شده اند، و بخشی دیگر از سالهای نخست دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد در زندان بسر می برند، گفتگو کنند.” بعقیده این بیانیه ” این فرصتی یگانه است تا جامعه جهانی مطلع شود که در این کشور سالهاست که شهروندانی تنها برای استفاده از حق بنیادی کسب و انتقال اطلاعات به دیگر شهروندان زندانی می شوند.”
بیانیه همچنین به وضعیت دو نامزد انتخابات گذشته – میرحسین موسوی و مهدی کروبی – پرداخته است که اولی با سمت صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده کلمه سبز و دومی بعنوان صاحب امتیاز روزنامه توقیف شده اعتماد ملی، هم اکنون بدلیل حوادث انتخابات گذشته در بازداشت خانگی بسر می برند و از همه حقوق خود محروم شده اند. بیانیه یاد آوری کرده است که مسئولان جمهوری اسلامی بارها در مجامع جهانی اعلام کرده اند “آنها آزاد هستند” .
بعقیده گزارشگران بدون مرز اگر گفته مسئولان درباره این دو کاندیدا درست است، پس روزنامه نگاران خارجی می توانند با آانها دیدار و حرف های آنها را هم بشنوند.
این بیانیه در بخش دیگری، به خبرنگاران خارجی هشدار داده است که در ایران تحت کنترل و زیر پوشش مقامات امنیتی خواهند بود و به آنها برای سالم نگاه داشتن رایانه و تلفن همراه خود از گزندهای احتمالی، سفارش هائی کرده است.
رضا معینی مسئول بخش کشورهای فارسی زبان در سازمان گزارشگران بدون مرز در گفتگوئی اظهار عقیده کرد که هم اکنون در ایران خفقان بر رسانه حاکم است. برای چندمین بار مسئولین امنیتی عملاً امر و نهی می کنند. شبکه اینترنت بکلی قطع شده است. حتی سایت های نزدیک به جمهوری اسلامی هم سانسور شدند و در چارچوب اینترنت تنها می توان سایت های نزدیک به آیت الله خامنه ای را دید.
به روایت رضا معینی ، تهدید روزنامه نگاران و وب نگاران ، بویژه در شهرستانها ، کاملاً رواج دارد.

گوش کنید

No responses yet

Jun 06 2013

جاستینا: قدم به قدم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

No responses yet

Jun 06 2013

دختران ستاره موسیقی با چهره پنهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سیاسی,هنر

فرانس 24: پیش از انقلاب اسلامی در ایران زنان بسیاری مشغول به خوانندگی بودند. کاست های زیادی با صدای زنان هر روزه به فروش میرسید و هر کدام از این زنان خواننده، به سبک و سیاق زمانه، ویدئوهایی نیز برای آثار خود تولید میکردند. در این مسیر اسطوره هایی نیز در سپهر موسیقی ایران متولد شدند، خوانندگانی مانند گوگوش و یا هایده.
اکنون عشق به هنر و سودای خوانندگی دختران جوان بسیاری را وارد دنیای موسیقی و خوانندگی کرده است، اما با توجه به اینکه در ایران خوانندگی برای زنان ممنوع است، کمتر کسی بخت ورود به این عرصه را پیدا می‌کند. در میان معدود زنانی که خطر خواننده شدن را به جان میخرند، برخی حتی تا ساختن ویدئوکلیپ هم شهامت به خرج می‌دهند. آنان در این ویدئوها کلیپ ها حاضرند و میخوانند اما، صورت خود را پنهان نگاه می‌دارند تا کسی به هویت‌شان پی نبرد.

جاستینا در ویدئوهای خود صورتش را به طول کامل رنگ میکند و بدین شکل سعی میکند هویت خود را پنهان نگه دارد

تناقضی غریب و ناخواسته: پدیده‌هایی مانند هنر و به‌ خصوص خوانندگی، با شهرت و محبوبیت، به هم گره خورده‌اند. اما این دختران موسیقی پاپ، راک و یا رپ ایران، هر چقدر که بیشتر معروف میشوند، بیشتر سعی میکنند تا هویت و صورت خود را مخفی کنند.
اگر زمانی دختران پاپ ایران نام هایی همچون گوگوش و هایده داشتند امروز هویت خود را پشت نام های مستعاری همچون مادمازل، پی3 و یا شری بیژن پنهان میکنند.
طبق قوانین جزایی ایران، اگر قاضی خوانندگی زن را تنها اقدامی غیراسلامی تشخیص دهد، میتواند متهم را به 79 ضربه شلاق محکوم کند. اما در صورتی که قاضی تشخیص دهد که خوانندگی و تهیه ویدئو توسط دختران ایرانی علاوه بر اقدامی ضد اسلامی، در راستای «اشاعه فحشا» بوده است، دست وی برای صدور هر حکمی، حتی تا چند ده سال زندان، کاملاً باز خواهد بود.
واژۀ فحشا در قوانین جمهوری اسلامی هیچ تعریف خاصی ندارد و بنا بر نظر قاضی، حتی خواندن شعری عاشقانه توسط یک زن می‌تواند “اشاعه فحشا” تعبیر شود.

پی 3 سعی میکند با استفاده از تصاویر لانگ شات و یا زوایای دوربین چهره اش به هیچ شکل مشخص نباشد و هویتش مخفی بماند
شرکت کننده

3P
«من مانند یک مجرم در کشورم زندگی میکنم»
3p یکی از خوانندگان ایرانی است که برای آثار خود موزیک ویدئو می سازد اما صورت خود را برای پنهان نگه داشتن هویت خود، پنهان می کند.

بانوان هنرمند بسیاری در ایران هستند که به خاطر شرایط موجود ناشناخته باقی‌مانده اند. در واقع به همین دلیل بود که من فکر کردم ساختن موزیک ویدیو می تواند در این شرایط، یک کار جدید باشد.
بسیاری از هنرمندان دیگر هم اقدام به ساختن موزیک ویدیو کرده اند، بدون اینکه صورتشان و هویتشان مشخص شود. من در در مسیر ساختن این ویدئوها دوستانی نیز داشتم که مشوق من بودند. من در رشته هنر تحصیل کرده‌ام و نوازنده گیتار هستم. در ابتدا یکی از دوستانم که هم عکاس است و هم کارگردان، من را تشویق به ساخت ویدئو کرد. در ‌واقع او بود که 2 تا از اولین ویدئوهای من به اسم «تنهایی» و «عشق من و تو» را کارگردانی و اجرا کرد. پس از انتشار اولین ویدئو بود که این کار با استقبال و حمایت بسیاری مواجه شد و من را برای ادامه این کار مصمم تر کرد.
خواندن و نوازندگی به صورت تکی و سولو برای خانم‌ها در ایران ممنوع است و این به آن معنا است که کسی که این کار را انجام میدهد، با مشکلات قانونی مواجه می‌شود و این مشکلات تمامی زندگی روزمره را تحت تأثیر قرار می‌دهد. مسایلی مثل تحصیل، کار… حتی امکان ممنون الخروج شدن از کشور نیز وجود دارد. دقیقاً مثل اینکه شما به صورت غیرقانونی و مانند یک مجرم در یک کشور زندگی کنید. در کنار این مشکلات گاهی هم به این موضوع فکر میکنی که بسیاری از مردم آهنگ‌های تو را گوش میدهند اما تو را نمیشناسند، چندباری که از دستفروش ها سی‌دی موسیقی خریدم و آهنگ‌های خودم را در آن‌ها پیدا کردم بسیار به این موضوع فکر کردم.


مادمازل سعی کرده است با به کارگیری یک عینک دودی بزرگ به نحوی صورت را خود را در کلیپ فراموشی پنهان کند

«امیدوارم بتوانم به زودی چهره و هویت خودم را فاش کنم»

در واقع نتیجه اوضاع این میشود که برای اینکه بخواهم به کارم ادامه بدهم قطعا باید از ایران خارج شوم، چون اگر بخواهم به همین ترتیب ادامه دهم از نظر مالی به مشکل برمی خورم، چرا که اینگونه موزیک ویدیو ساختن، به این معنا است که شما باید مدام هزینه کنید ولی درآمدی وجود ندارد. موسیقی در ‌واقع شغل من است و اگر به همین شکل ادامه بدهم به مشکل برخواهم خورد و ادامه کار غیرممکن خواهد بود. هزینه کارهای هنری کلا زیاد است، هم تنظیم کارها و هم ساختن کلیپ… مشکلات زیادی در این راه وجود دارد، هم برای تامین هزینه ها و هم برای پیدا کردن کسانی که قابل اعتماد باشند. چون من نمیتوانم هویت خود را برای کسی آشکار کنم در نتیجه یافتن یک سرمایه گذار غیرممکن خواهد بود.
من فکر میکنم که ساختن کلیپ به این شکل تا یک زمانی برای مردم جذاب خواهد بود و اگر این شیوه ادامه پیدا کند برای مردم خسته‌کننده خواهد بود.
من قبل از ساختن ویدیو با چند کارگردان صحبت کرده بودم. آن‌ها هم با من موافق بودند که باید تمام سعی خودمان را بکنیم که صورت من در ویدئوها مشخص نباشد و ما تمامی سعی خود را در این زمینه انجام دادیم.
من هر لحظه این خطر را احساس می کنم که شاید مشکلی از نظر امنیتی برای من پیش بیاید اما با این شرایط کار دیگری از دست من برنمی آید.
یکی از مسایلی که در حالت عادی همراه خوانندگی و کار هنری است، ش
رت است اما من سعی میکنم که هویت خودم را مخفی نگه دارم و این دو با هم کاملاً در تناقض است اما تا زمانی که در ایران زندگی میکنم و قوانین تغییری نکرده اند چاره‌ای جز ادامه این شکل کار ندارم. اما از سوی دیگر به این موضوع فکر میکنم که موسیقی برای گوش کردن و لذت بردن است، در هر صورت اگر کارهای من مورد قبول شنونده ها باشد، با همین شرایط هم به این کارها گوش خواهند داد و ویدئوها را نگاه خواهند کرد. اما روی هم رفته، در تلاش هستم که اگر شرایطی پیش بیاید و بتوانم، از کشور خارج بشوم، بسیار امیدوارم بتوانم به زودی چهره و هویتم را آشکار کنم


شری بیژن هم سعی میکن با استفاده از تکنیک های مختلف انیمیشنی صورت و هویت خود را مخفی نگه دارد

No responses yet

May 24 2013

توکلی: اعتراض و سئوال از شورای نگهبان حق مردم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: احمد توکلی، نماینده اصولگرای مجلس، می‌گوید مردم حق دارند بدانند که چرا شورای نگهبان صلاحیت نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری را رد کرده است.

احمد توکلی، روز پنجشنبه، دوم خرداد، در گفت‌وگو با وبسایت تسنیم، تصریح کرد که شورای نگهبان باید به‌گونه‌ای عمل کند که جایگاهش حفظ شود.

سایت احمد توکلی، یکی از نخستین رسانه‌های ایران بود که در فردای رد صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی، انتقادات صریحی به شورای نگهبان وارد کردكه ساعاتی بعد، از این وبسایت حذف شد.

اکنون این نماینده اصولگرای مجلس، ضمن اینکه می‌گوید، شخص رد صلاحیت شده باید به نظر این شورا «تمکین» کند، تصریح می‌کند: «شورای نگهبان می‌تواند موجب تقویت خودش باشد و رفتاری داشته باشد که برای عامه عقلای جامعه توجیه‌پذیر باشد. یکی از این موارد که می‌تواند به شورای نگهبان کمک کند، ارائه توضیحات در مورد تصمیماتش است.»

احمد توکلی با اشاره به شش حقوقدان و شش مجتهد شورای نگهبان، می‌گوید این ۱۲ نفر «در هر صورت معصوم نیستند و ممکن است خطا و یا اشتباهی داشته باشند، بنابراین راه شکایت و اعتراض نیز باز است.»

وی ضمن آنکه به تعبیر خود «توهین» به شورای نگهبان را مذموم دانسته، تاکید می‌کند که حتی آیت‌الله خمینی «به شورای نگهبان تذکر دادند شما باید رفتارتان به گونه‌ای باشد که خودتان باعث افزایش اعتبار و جلب اعتماد بیشتر مردم شوید.»

توکلی گفت: «توهین حتی به نهادی به غیر از شورای نگهبان نیز خوب نیست، ولی سئوال و اعتراض و شنیدن پاسخ نیز حق مردم است و پاسخ دادن نیز وظیفه شورای نگهبان است.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که شورای نگهبان، اکبر هاشمی رفسنجانی کاندیدای مورد اجماع اصلاح‌طلبان و طیفی از اصولگرایان را رد صلاحیت کرده بطوریکه در این چند روز کل انتخابات را تحت‌الشعاع قرار داده است.

این شورا اسفندیار رحیم مشایی نامزد محمود احمدی‌نژاد برای انتخابات ریاست‌جمهوری را نیز رد صلاحیت کرده است. هم احمدی‌نژاد و هم رحیم‌مشایی گفته‌اند که این مسئله را از طریق رهبر جمهوری اسلامی پیگیر خواهند شد.

اما روز پنجشنبه، احمد علم‌الهدی، عضو خبرگان رهبری و امام جمعه مشهد، گفت در ملاقاتی که با آیت‌‌الله خامنه‌ای داشته، رهبر جمهوری اسلامی گفته است که او دستوری برای تغییر رای شورای نگهبان نمی‌دهد.

رد صلاحیت هاشمی که به «شوک» پیش از انتخابات تعبیر شد، با انتقاد اصلاح‌طلبان و طیفی از اصولگرایان «معتدل» نظیر علی‌ مطهری نماینده مجلس و شماری از روحانیون قم مواجه شده است.

خانواده آیت‌الله روح‌الله خمینی نیز رد صلاحیت یکی از بنیانگذاران انقلاب را «غیرقابل باور» دانسته، و حتی زهرا مصطفوی خمینی، در نامه‌ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی گفته است که پدرش آیت‌الله خمینی، اکبر هاشمی رفسنجانی، را دارای صلاحیت رهبری می‌دانسته است.

علی مطهری هم که خود ستادی برای حمایت از هاشمی‌رفسنجانی زده بود، در اعتراض به شورای نگهبان گفته است که این شورا حتی صلاحیت آیت‌الله خمینی هم رد می‌کرد.

اما احمد توکلی که روز پنجشنبه لب به انتقاد از شورای نگهبان گشوده، در سایت الف که نظرات وی را منعکس می‌کند، صبح رد صلاحیت‌ها مطلبی بدون نام منتشر کرد که بعد حذف شد.

سایت احمد توکلی خطاب به شورای نگهبان پرسید: «رد صلاحیت آیت‌الله از کدام نوع بوده است قانون یا مصالح عالی؟ این مصالح عالی با کدام قرائت تشخیص داده شده است؟ قرائت به سبک افراطیون که آیت‌الله را فتنه‌گر می‌دانند یا اهل انصاف و اعتدال؟… معیار تایید صلاحیت فردی چون سعید جلیلی چیست؟… چطور می‌شود افرادی با سابقه طولانی سیاسی و کار اجرایی ردصلاحیت می‌شوند اما جلیلی تائید می‌شود؟ آیا معاونت یک وزارتخانه ستادی و دبیری شورای عالی امنیت ملی کار اجرایی محسوب می‌شود؟ آیا حقیقتاً مردم جلیلی را رجل سیاسی می‌دانند؟»

نویسنده سایت توکلی در ادامه می‌پرسد: «چرا شورای نگهبان خود را پاسخگو نمی‌داند؟ به رأی شورای نگهبان باید تمکین کرد. این سرنهادن به حکم قانون است. سَلَّمنا. اما بهتر نیست این گردن نهادن قانونی به حجت عقلانی و منطقی مستحکم شود؟ که اگر چنین شوند می‌توان بر سینه سپر کرده مردم تکیه کرد نه سر به زیری آنها.»

سایت الف در پایان نوشته بود شواهد حاکی از آن است که این بار ‌آیت‌الله خامنه‌ای از حکم حکومتی استفاده نمی‌کند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، روز چهارشنبه در نخستین موضع‌گیری خود با انتقاد شدید از گروه‌هایی که زمام امور کشور را به‌دست گرفته‌ا‌ند، گفت: «من خود می‌دانم نباید می‌آمدم و در جلسات خصوصی هم گفتم که اینها را از هرکس بهتر می‌شناسم.»

وی تصریح کرد: «اشاره کردم، “نگفتم نمی‌آیم”. همین یک جمله کافی بود که لشکرکشی سنگینی کنند. پس از آن بود که سیل نامه‌ها و تلفن‌ها از نجف، قم و مشهد که همه از مراجع بزرگ بودند برای نامزدی بنده آغاز شد. چطور می‌توانستم اینقدر مستبد به رای خودم باشم که به آنها و به خصوص این جوانان نه بگویم؟»

انتخابات ریاست جمهوری و شوراها قرار است روز ۲۴ خرداد برگزار شود.

No responses yet

May 23 2013

درخواست حذف آیت‌الله خامنه‌ای از فیس‌بوک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: یک گروه لابی در تلاش است تا فیس‌بوک را متقاعد کند تا در آستانه انتخابات صفحه رهبر ایران را حذف کند. گروه “متحد علیه ایران اتمی” به سانسور اینترنت در ایران به عنوان یکی از دلایل این درخواست می‌نگرد.

گروه “متحد علیه ایران اتمی” (United Against Nuclear Iran) کمپینی آن‌لاین برای حذف صفحه آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، از فیس‌بوک آغاز کرده است. این گروه در حال جمع‌آوری امضا برای نامه‌ای خطاب به مارک زاکربرگ، بنیان‌گذار فیس‌بوک، است.

در آذرماه سال گذشته (۱۳ دسامبر ۲۰۱۲) صفحه رسمی رهبر جمهوری اسلامی ایران در فیس‌بوک آغاز به کار کرد. این صفحه توسط اکانت توییتر آیت‌الله علی خامنه‌ای معرفی و مورد تایید قرار گرفت. این در حالی است که فیس‌بوک و توییتر در ایران فیلتر است و کاربران امکان دسترسی آزاد به این دو شبکه اجتماعی محبوب را ندارند.

گروه “متحد علیه ایران اتمی” در آستانه‌ی انتخابات ایران که ناظران و فعالان حقوق بشر آن را “غیرآزاد” و یک “نمایش” ارزیابی می‌کنند پست‌های دفتر رهبری در فیس‌بوک را مصداق “نفرت‌پراکنی” ، “تهدیدآمیز” و “خشونت‌بار” ارزیابی کرده و می‌خواهد که بر اساس قواعدی که فیس‌بوک خود تعیین کرده این صفحه حذف شود. این گروه به یکی از پست‌های موجود در صفحه فیس‌بوک آیت‌الله خامنه‌ای اشاره دارد که در آن آیت‌الله خامنه‌ای کنار شعاری ضد آمریکایی دیده می‌شود.

فعالیت‌های آیت‌الله علی خامنه‌ای در فضای مجازی تنها به فیسبوک محدود نمی‌شود. رهبر جمهوری اسلامی در توییتر، اینستاگرام و پینترست نیز حساب کاربری دارد. آیت‌الله خامنه‌ای در حالی صفحه رسمی خود در فیس‌بوک و توییتر را دارد که بر اساس قوانین ایران حتی لینک دادن به فیس‌بوک و توییتر “جرم” است.
رهبر جمهوری اسلامی به رغم فیلترینگ در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی آن‌لاین حساب کاربری دارد Rechte: lizenzfrei, aus dem iranischen Portal momtaznews رهبر جمهوری اسلامی به رغم فیلترینگ در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی آن‌لاین حساب کاربری دارد

بر اساس دستور “کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه در اینترنت” که در ماه فوریه امسال صادر شد، لینک دادن به فیس‌بوک یا توییتر یا دیگر سایت‌های فیلترشده ممنوع شد. ممنوعیت دسترسی آزادانه کاربران ایرانی داخل ایران به فیس‌بوک از مواردی‌ست که در نامه گروه متحد علیه ایران اتمی به آن اشاره شده است.

به گزارش روزنامه دی ولت گروه “متحد علیه ایران اتمی” تا کنون توانسته ۵۰۰ کمپانی را به پایان بخشیدن به تجارت با ایران قانع کند که از آن میان به کمپانی‌های جنرال‌التریک و KMPG اشاره کرد.

کاربران ایرانی فیس‌بوک هدف اقدامات امنیتی

گروه متحد علیه ایران اتمی در نامه سرگشاده خود به خطرات امنیتی گریبان‌گیر کاربران ایرانی فیس‌بوک می‌پردازد و می‌نویسد: «برخی از ایرانیانی که موفق به دور زدن فیلترینگ فیس‌بوک با استفاده از وی پی ان هستند، آزادی عمل‌شان بسیار محدود است چرا که برخی از وی پی ان‌های که با بهترین قیمت فروخته می‌شوند از سوی سپاه پاسداران عرضه می‌شوند و به هیچ وجه امنیت کاربر را حفظ نمی‌کنند.»

وی‌پی‌ان (Virtual Private Networks) از طریق کدگذاری اطلاعات، امکان استفاده امن از اینترنت را فراهم می‌آورد که در ایران معمولا بیش‌تر از آن برای دور زدن سد فیلترینگ استفاده می‌شود.

این گروه می‌افزاید: «فیس‌بوک به طور گسترده برای ایرانیان غیرقابل دسترسی است و آن دسته از ایرانیانی نیز که دسترسی به فیس‌بوک دارند به هدف امنیتی رژیم تبدیل می‌شوند.»

برخورد امنیتی ایران با کاربران فیس‌بوک تا بدان‌جا می‌رسد که در تابستان دو سال پیش وقتی گروهی از جوانان برای گریز از گرمای تابستان در فیس‌بوک قراری تنظیم کردند و برای آب بازی به یک پارک رفتند، شناسایی و چند روز پس از آن دستگیر شدند.

با این‌همه ایجاد محدویت برای کاربران اینترنت تنها به فیلترینگ فیس‌بوک خلاصه نمی‌شود. اقدام‌های سرکوبگرانه دولت ایران گاه جلوه‌های خطرناکی نیز به خود ‌گیرد. تا کنون سه بلاگر در سراسر جهان کشته ‌شده‌اند که دو تن از آن‌ها ایرانی بوده‌اند. امیدرضا میرصیافی که در ۲۸ اسفندماه ۱۳۸۷ در زندان اوین درگذشت، یکی از آن‌ها بود و دیگری ستار بهشتی بود که در آبان ماه گذشته در بازداشتگاه پلیس فتا درگذشت.

پلیس فتا مامور سانسور اینترنت

گروه “متحد علیه ایران اتمی” در نامه خود به فعالیت‌های پلیس فتا می‌پردازد و آن را نمونه‌ای از فعالیت‌های ایران علیه فیس‌بوک می‌داند و بر این اساس بر ضرورت حذف صفحه رهبری ایران از فیس‌بوک تاکید می‌کند.

پلیس فتا (فضای تولید و تبادل اطلاعات) یا پلیس سایبری ایران که به صورت رسمی ماموریت خود را مقابله با کلاه‌برداری ‌و جعل و سرقت اینترنتی، هک و نفوذ و پورنوگرافی و تجاوز به حریم خصوصی افراد برمی‌شمارد از بهمن ماه ۸۹ فعالیت خود را آغاز کرد.

فتا در این مدت بارها به روش‌های ‌مختلف ابزاری برای سانسور و محدودیت دسترسی آزاد به اطلاعات آن‌لاین بوده است. از درخواست ثبت اطلاعات هویتی کاربران کافی نت‌ها گرفته تا ایجاد محدودیت در دسترسی به وی‌پی‌ان‌ها، پلیس فتا همواره به طور گسترده‌ای فعالیت داشته است.

No responses yet

May 17 2013

فرار موفقیت‌آمیز علی عبدالامام، وبلاگ‌نویس سرشناس بحرینی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,خاورمیانه,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: علی عبدالامام بعد از دو سال زندگی مخفی توانست بحرین را ترک کند و به بریتانیا پناهنده شود. فعالان حقوق بشر نروژ نقشه‌ای شبیه فیلم “آرگو” را برای فرار او طراحی کردند. در نهایت او در اتومبیلی با نمره سیاسی توانست فرار کند.

بعد از نزدیک به ۲ سال زندگی مخفی، علی عبدالامام، وبلاگ‌نویس مشهور و منتقد بحرینی، توانست از بحرین فرار کند. علی عبدالامام که یکی از پیشگامان رسانه‌های آنلاین در پادشاهی کوچک و ثروتمند بحرین است، در سال ۱۹۹۹ وب‌سایت پربیننده‌ی “بحرین آنلاین” را تاسیس کرد.

وب‌سایت “بحرین آنلاین” یکی از اولین رسانه‌های آنلاین دموکراسی‌خواه و منتقد بحرین و از اصلی‌ترین فروم‌های سیاسی این کشور است. علی عبدالامام به دلیل اداره‌ی این وب‌سایت، نوشته‌های وبلاگ شخصی‌اش و فعالیت‌هایش در راه حقوق بشر بارها بازجویی و در سپتامبر ۲۰۱۰ به همراه ۲۵ فعال حقوق بشر بازداشت شد.

عبدالامام در زندان تحت شکنجه قرار گرفت و بارها کتک خورد. وب‌سایت “بحرین آنلاین” علی‌رغم آن‌که به دستور مقامات بحرین فیلتر شده است، روزانه بیش از ۱۰۰ هزار بازدیدکننده دارد.

آغاز زندگی مخفی با شروع اعتراضات بحرین

در اولین روزهای شروع اعتراضات مخالفان در بحرین در فوریه ۲۰۱۱ علی عبدالامام که از شرکت در کنفرانسی در اروپا بازگشته بود، در صفحه‌ی خود یک توئیت گنگ و مبهم نوشت و بعد از آن نه وبلاگش به‌روز شد و نه صفحه‌ی توئیترش.

ناصر ودادی، فعال حقوق بشر که در موسسه‌ی آمریکایی “کنگره اسلام آمریکایی” کار می‌کند، نیمه‌شب به عبدالامام تلفن زده و از او خواسته بود همان موقع خانه‌اش را ترک کند و جایی مخفی شود. پیش‌بینی ودادی درست بود. دو روز بعد ماموران امنیتی به خانه‌ی عبدالامام حمله کردند تا او را بازداشت کنند.

در ماه ژوئن ۲۰۱۱ عبدالامام در دادگاه نظامی به شکل غیابی به اتهام “تلاش برای براندازی نظام” به ۱۵ سال حبس محکوم شد.

نقشه‌ی فراری شبیه به فیلم “آرگو”

تور هالوسن، عضو فعال سازمان نروژی “بنیاد حقوق بشر” که یکی از طراحان اصلی فرار عبدالامام بود، ماجرای فرار را برای سایت “آتلانتیک” نوشته است.

او می‌گوید که با جلب موافقت رئیس سازمان عفو بین‌الملل در نروژ و دیگر سازمان‌های حقوق بشری برنامه‌ریزی شروع شد. نقشه‌ی فرار باید به دور از هرگونه خشونت و با استفاده از خلاقیت و امکانات علنی می‌بود.

خیلی زود گزینه‌ی فرار با یک قایق مسافربری لوکس و در پوشش مهمانی در قایق، کنار گذاشته شد، چون ریسک مواجهه با نیروهای گارد دریایی بحرین، ایران یا عربستان سعودی بالا بود. هالوسن می‌نویسد، بررسی‌ها نشان می‌داد که به‌ویژه خطر روبرو شدن با قایق‌های گشت‌زن دریایی ایران بسیار بالا و گول زدن آن‌ها بسیار دشوار بود.

گزینه‌ی مخفی کردن عبدالامام در ماشین و فرار زمینی نیز کنار گذاشته شد، چون احتمال مواجهه با ایست‌های بازرسی عربستان سعودی که متحد بحرین است، بالا ارزیابی شد.

طراحان نقشه‌ی فرار وبلاگ‌نویس بحرینی سرانجام نقشه‌ای مشابه ماجرای واقعی فیلم “آرگو” را طراحی کردند. دولت بحرین زیر فشارهای بین‌المللی از هرگونه حضور چهره‌های معروف و غربی در کشور برای تبلیغات مثبت به نفع خود، استقبال می‌کند.

تور هالوسن می‌نویسد که در دیداری با فرمانده یگان ویژه نیروهای نظامی نروژ، آن‌ها نیز نقشه را پذیرفتند و تاکید کردند که خود مقامات بحرین باید در این فرار، بی‌آنکه بدانند، نقش اصلی را بازی کنند.

قرار شد تیمی به عنوان دست‌اندرکاران برگزاری یک نمایشگاه هنری برای فراری دادن عبدالامام به بحرین برود. تایلور رامسی، هنرمند مقیم لس‌آنجلس نیز پذیرفت که در نقشه‌ی فرار نقش اصلی را بازی کند و به عنوان هنرمندی که می‌خواهد در بحرین نمایشگاه داشته باشد، راهی پادشاهی کوچک و سرکوبگر بحرین شود.

طبق برنامه، تیمی که راهی بحرین شد باید با یک هواپیمای شخصی از فرودگاه ویژه‌ی پروازهای “وی آی پی” از بحرین خارج می‌شد. کنترل امنیتی برای این پروازها جدی نیست. قرار بود سر راه در یک رستوران فست‌فود یکی از اعضای گروه در عرض چند دقیقه لباس‌های خود را با عبدالامام در دستشویی تعویض کند و عبدالامام به جای او و با پاسپورت او سوار این هواپیما شود.

این عضو تیم عملیات فرار شباهت کمی با عبدالامام داشت و با گریم، چهره‌ی خود را به او شبیه‌تر کرده بود. دولت نروژ نیز برای او پاسپورت دیگری تدارک دیده بود تا فردای آن روز در بحرین سوار هواپیما شود.

تغییر برنامه‌ی فرار در آخرین لحظه

چهارده ساعت قبل از اجرای نقشه‌ی فرار، ناصر ودادی که تنها کسی بود که در نزدیک به ۲ سال گذشته با عبدالامام در تماس مستقیم بود، پیغامی اضطراری برای تیم فرار فرستاد: «پرواز را متوقف کنید! “یورن” فیجی را ترک کرد.»

اعضای عملیات از مدت‌ها قبل در همه‌ی پیغام‌ها علی عبدالامام را “یورن” می‌نامیدند و به جای بحرین از فیجی استفاده می‌کردند.

معلوم شد که در آخرین ساعات قبل از شروع عملیات نجات یکی از هواداران این وبلاگ‌نویس مشهور به او دسترسی یافته و به او گفته است که می‌تواند وی را در اتومبیلی با نمره‌ی سیاسی و دولتی از مرز عبور دهد.

علی عبدالامام با این اتومبیل سیاسی وارد خاک عربستان و بعد کویت شد. از آن‌جا ماهیگیران او را به شکل قاچاقی با قایق ماهیگیری تا ساحلی در نزدیکی بصره در عراق بردند. این وبلاگ‌نویس سپس از بصره به نجف رفت و از نجف با هماهنگی‌های دولت بریتانیا توانست به لندن پرواز کند. انگلیس در عرض کمتر از دو هفته با درخواست پناهندگی او موافقت کرد.

علی عبدالامام که برای بسیاری از وبلاگ‌نویس‌های عرب زبان یکی از نمادهای برجسته‌ی آزادی‌خواهی و حقوق بشر است، قرار است هفته‌ی آینده در “فروم آزادی اسلو” حضور یابد و برای اولین‌بار بعد از ۲ سال زندگی مخفی برای علاقه‌مندان و فعالان اینترنتی سخنرانی کند.

همسر و فرزندان علی عبدالامام هنوز در بحرین‌اند و سازمان‌های حقوق بشری امیدوارند که با فشار بر دولت بحرین بتوانند مقامات این کشور را راضی کنند که اجازه دهند آن‌ها نیز بحرین را ترک کنند و به علی عبدالامام بپیوندند.

No responses yet

May 15 2013

قاسم شعله سعدی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری ایران: تهدیدم کردند که با بی بی سی و صدای آمریکا مصاحبه نکنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,انتخاباتی,سانسور,سیاسی

کمپین حقوق بشر: قاسم شعله سعدی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که عصر سه شنبه ۲۴ اردبیهشت ماه از سوی ماموران وزارت اطلاعات تهدید شد که در زمینه انتخابات ریاست جمهوری و نامزدی خود در این دوره از انتخابات با رسانه هایی مانند بی بی سی فارسی و صدای آمریکا گفتگو نکند. ماموران اطلاعات این کاندیدای ریاست جمهوری را تهدید کرده اند که با ادامه این مصاحبه‌ها با او برخورد دیگری خواهد شد. اگر چه وی توضیحی نداد که این «برخوردی دیگر» به چه معنایی است.

این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری و زندانی عقیدتی سابق به کمپین گفت: « صبح امروز طی تماس تلفنی از سوی ماموران وزارت اطلاعات از من خواسته شد که به دفترشان مراجعه کنم. عصر به آنجا رفتم و یک ساعت و نیم با من صحبت کردند و سوال های پرسیدند. بیشتر در مورد مصاحبه های که من طی دو سه هفته پیش با بی بی سی و صدای آمریکا داشتم، سوال کردند و خیلی حساس شده بودند که چرا من با این رسانه ها صحبت کردم و چرا در مورد چیزهای مانند رفراندم حرف زده بودم که من به آنها گفتم در چارچوب قانون صحبت کرده و خلافی نکرده ام.»

قاسم شعله سعدی با اظهار اینکه از سوی ماموران اطلاعات تهدید شده است به کمپین گفت:« گفتند ما الان تذکر می دهیم اما اگر تکرار کنی برخورد دیگری می کنیم یعنی در واقع تهدیدم کردند و منظورشان این بود که دیگر نباید مصاحبه کنم. اما برخوردشان خیلی مودبانه بود و بی ادبی نکردند.»

قاسم شعله سعدی از نامزدهای مستقل این دوره از انتخابات ریاست جمهوری ایران است. او همچنین وکیل و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و استاد دانشگاه است که در روز ۱۴ فروردین ماه ۱۳۹۰ دستگیر شد و به دلیل نوشتن نامه انتقادی به رهبر جمهوری اسلامی متهم به توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام شد و نهایتا به یک سال و نیم ماه حبس تعزیری و ده سال محرومیت از تدریس در دانشگاه محکوم شد. او در مرداد ماه ۱۳۹۱ با اتمام دوره محکومیتش از زندان آزاد شد.

این کاندیدای ریاست جمهوری همچنین در پاسخ به اینکه آیا دیگر مصاحبه ای با رسانه های خارج از کشور در مورد انتخابات نخواهد داشت به کمپین گفت:«من تازه چند ساعتی است که آمده ام بیرون و هنوز نمی دانم. باید فکر کنم و تصمیم بگیرم بهرحال تهدیدم کردند که اگر ادامه پیدا کند آنها تحمل نمی کنند.»

قاسم شعله سعدی با اشاره به اینکه یک ماه بیشتر به انتخابات نمانده است در خصوص درخواستش از مقامات قضایی کشور گفت:«درخواستم این است که مسولان قضایی خودشان تخلف نکنند و قانون را رعایت کنند و در چارچوب وظایفی که قانون برای آنها تعریف کرده عمل کنند و استقلال قوه قضاییه را نقض نکنند.»

No responses yet

May 07 2013

محاکمه وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند و رفتاری وحشیانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند در صحنه دادگاه ،توسط ساداتی قاضی وزارت اطلاعات مورد محاکمه قرار گرفت.

روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری از بند سبز زندان عادل آباد شیراز به شعبه ۱ دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی به نام ساداتی مورد محاکمه قرار گرفت.وبلاگ نویس زندانی با دست بند و پابند به صحن دادگاه ولی فقیه برده شد و علیرغم اینکه وکیل وبلاگ نویس زندانی از ساداتی خواست که در دادگاه دستبند و پابند او را باز کنند اما ساداتی از این کار ممانعت کرد.

ساداتی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز در ابتدای محاکمه خطاب به کاوه طاهری وبلاگ نویس زندانی گفت :« تو حرمت شکنی کردی و طبق قانون حرمتت را می شکنم» و محاکمه به جلسه بعدی دادگاه کشیده شد.

وبلاگ نویس زندانی همراه همبندش که ازهموطنان بهایی است از ساعت ۰۹:۳۰ تا ساعت ۱۳:۲۰ با دست بند و پابند بدون امکان نوشیدن آب، استفاده از سرویس بهداشتی و امکان خوردن غذا منتظر شروع دادگاه بودند.

از طرفی دیگر بازجوی وبلاگ نویس زندانی در دادگاه حضور داشت و یک جنگ روانی علیه وی بکار می برد.

وبلاگ نویس زندانی پس از این دادگاه، قرار است در شعبه دیگری در دادگاه اطلسی شیراز به اتهامات دروغین توهین به مقدسات ، نشر اکاذیب و مداخله در سیستم کامپیوتر محاکمه شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رفتارهای وحشیانه علیه وبلاگ نویس زندانی و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان عادل آباد شیراز و سایر زندانها را محکوم می کند و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳ اردیبهشت ۹۲ برابر با ۰۳ می ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net

www.hrdai.net

http://hrdai.blogspot.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

No responses yet

May 07 2013

مدير سايت «بازتاب» پس از انتشار خبر «نوار ۸ ميليونی» بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: گزارش‌های رسيده از ايران حاکی است که علی غزالی، مدير سايت «بازتاب»، به دليل درج خبری مبنی بر انتشار «نوار ۸ ميليونی» محمود احمدی‌نژاد درباره تقلب در انتخابات سال ۱۳۸۸ بازداشت شده است.

اين سايت که گفته می‌شود افراد جدا شده از سايت «تابناک» نزديک به محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، آن را اداره می‌کردند از هفته پيش از دسترس خارج شده است.

دسترسی به اين سايت پس از آن قطع شد که «بازتاب» مطلبی را با عنوان «نوار ۸ ميليونی، بگم بگم احمدی‌نژاد پس از رد صلاحيت مشايی است؟» منتشر کرد و در آن نوشت: «محمود احمدی‌نژاد نواری در اختيار دارد که ثابت می‌کند رای واقعی وی در انتخابات سال ۸۸ حدود ۱۶ ميليون نفر بوده و نظام ۸ ميليون رای به نفع وی تقلب کرده است.»

اشاره اين سايت به رای ۲۴ ميليونی محمود احمدی نژاد است که توسط وزارت کشور اعلام شد. نتيجه انتخابات ۸۸ با اعتراض‌های گسترده ای در ايران روبرو شد که سرکوب شديد نيروهای امنيتی و انتظامی را به دنبال داشت و در جريان آن دهها نفر کشته شدند.

بازتاب پس از چند ساعت خبر «نوار هشت ميليونی» را از روی خروجی خود برداشت ولی يک روز بعد دوباره آن را منتشر کرد.

سايت کلمه، نزديک به مخالفان دولت، خبر داده است که پس از انتشار این خبر، علی غزالی، مدير مسوول بازتاب، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هيچ اطلاعی از وی در دست نيست.

بر اساس اين گزارش، يکی از اعضای تحريريه اين سايت نيز دستگير شده است ولی منابع امنيتی و اطلاعاتی هنوز اين خبر را تاييد نکرده‌اند.

خبر «نوار ۸ ميليونی» با واکنش دفتر رياست جمهوری ايران روبرو شد و اين دفتر پس از دو روز از انتشار خبر اعلام کرد: «در پی انتشار مطلبی غيرواقعی و دروغين با موضوع “نوار ۸ ميليونی رييس‌جمهوری…” توسط يکی از سايت‌های خبری که گرايشات خاص سياسی آن بر همگان آشکار است صراحتا تاکيد می‌شود که اصل موضوع مطرح شده در آن و آنچه به رييس‌ محترم جمهوری نسبت داده شده است کاملا بی اساس و کذب محض است».

دفتر محمود احمدی نژاد و سايت‌های نزديک به دولت خواستار آن شده بودند که «دستگاه‌های مسئول» به اين موضوع رسيدگی کنند.

فواد صادقی، سردبير «بازتاب» در گفت و گو با روزنامه «قانون» گفته است که با انتشار اين خبر «سناريوی دولت» را افشا کرديم.

وی افزوده است: «ما گفتيم که يا نوار وجود خارجی دارد و اين‌کار برای فشار به نهادهای ذيربط صورت می‌گيرد. يا نوار ساختگی است و برای عمليات جنگ روانی مطرح می‌شود يا اينکه اين نوار بخشی از واقعيت است و کل واقعيت نيست».

آقای صادقی تاکيد کرده است: «بر اساس تحليل ما صحت چنين نواری بعيد بود و حال که نهاد رياست جمهوری بعد از ۴۸ ساعت سکوت واکنش نشان داده است نشان می‌دهد که اينها غافلگير شده و سناريو ايشان سوخته است».

سايت بازتاب در يک سال فعاليت خود بارها فيلتر و از دسترس خارج شده بود. اين سايت پس از آن راه اندازی شد که وبسايت «آينده» متعلق به این گروه، فعاليت خود را متوقف کرد.

No responses yet

May 06 2013

نامه ای به پدر محسن روح الامینی؛ حتما می دانید چرا بازجو دهان و دندان های محسن را خُرد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مسیح علی‌نژآد: آقای روح الامینی دیده ام دوباره با رسانه های داخل ایران گفتگو کرده اید و گفته اید که این خبرنگار ضد انقلاب صدها بار به من زنگ زده و بعد هم گفته اید البته این خبرنگار اصلا ارزش حرف زدن ندارد.

آنها هم تیتر زده اند به سبکِ سیاقِ خودشان که آقای روح الامینی جوجه اردک زشت را ضایع کرد!

اولا خوب است شما که به رسانه های داخل ایران با آزادی و امنیتِ کامل دسترسی دارید و مرتب با آنها گفتگو می کنید بگویید من جوجه اردک زشت نیستم، یکی هستم شبیه به محسن پسرِ شما. معترض هستم. اما متاسفانه تا ما تبدیل به جنازه نشویم گاهی وقت ها برای پدرانی چون شما هم زشت به نظر می آییم….

دوم اینکه گفتید این خبرنگارِ ضد انقلاب ارزش حرف زدن ندارد. جناب روح الامینی! اگر زمانی که محسن ها زنده هستند، خویشاوندانِ فکری شما در حاکمیت برای شان «ارزش» قایل شوند و آنها را با همین القابِ معروفی که شما نیز به کار می برید روانه زندان و تبعید نکنند، انسانی تر است تا آنکه وقتی بی زبان و بی جان شدند، تازه تبدیل بشوند به پرونده های ارشمندی زیر بغل تان.

می دانم بسیاری از همفکران و دوستانم به من خرده خواهند گرفت که چرا برای تان می نویسم. اما شما از دیدگاه من پدری هستید که بی شک گوشه ای از دل و درون تان زخمی شده است. من مثل شما نمی اندیشم و مثل شما نمی گویم که آقای روح الامینی ارزش حرف زدن ندارد. چون هر چه می کشیم از همین ارزشگذاری های عبث است، از همین بی تفاوت از کنار هم گذشتن هاست. از همین نگاهِ بی رحمانه ای است که سایه افکنده میانِ دو نسل.

هم سنِ پدرم هستید. شما پست و مقام دارید او اما از همه اینها محروم است ولی اگر با دختری که مثل شما نمی اندیشد هم عقیده نیستید به نظرم خوب نیست بگویید اصلا ارزش حرف زدن ندارد. غریبه نیستم، یکی هستم درست مثل محسنِ شما. خودتان در یکی از مصاحبه های تان گفته اید که چند بار مادر محسن به شما گفته است که اگر محسن رفت به فکرِ محسن های مردم باشید. خب من هم یکی از همان مردم ام که مثل شما و حتی شبیه پدرِ خودم هم فکر نمی کنم اما شاید مادران تاب و شکیبایی شان بیشتر از پدران است که ما را تا وقتی که زنده ایم می بینند ولی پدران گاهی وقت ها فرزندان شان را قربانیِ غرورشان می کنند.

اگر می بینید من نیز حالا فرسنگ ها دور از ایران هستم به این دلیل است که در همان خانه مشترک مان ایران جایی جز کهریزک و اوین ندارم. ورنه من هم از اینکه برای رسانه های فارسی زبانِ غیر ایرانی کار کنم از درون خوشحال نیستم. آرزوی قلبی ام این است که در کشور خودم و در رسانه ای که در خاک و خانه خودم باشد کار خبری کنم. من هم دلم نمی خواهد در رسانه هایی که سایه دولت های غیر ایرانی روی آن است کار کنم. به نظرم خیلی ها دوست دارند وقتی از ایران می نویسند در رسانه ای مستقل کار کنند. همین یک اعترافِ ساده هم نمی دانم چه فرجامی را برای آینده شغلی ام رقم خواهد زد. چون به هر حال مدیرانِ رسانه های معتبر فارسی زبانِ بیرون ایران نیز دوست دارند خبرنگارانی را مشغول به کار کنند که بگویند با افتخار با آن رسانه ها کار می کنند. نه آنکه از کار کردن در اینجا شرمگین باشم، نه، اما افتخار می کردم اگر شما و امثال شما تحمل تان بالا بود و ما می توانستیم بدون ترس از زخمِ زبانِ شما و زخمِ تازیانه ی مرتضوی ها در خانه خودمان می ماندیم و پرسشگری می کردیم.

حکومتی که پرسشگرانِ دلسوزی مثل ژیلا بنی یعقوب را سی سال از کار خبری محروم می کند و یکی مثل سیامک قادری خبرنگار سابق ایرنا را با شکایت علی اکبر جوانفکر یار غارِ آقای احمدی نژاد روانه اوین می کند و یکی مثل محمد داوری که تنها از شکنجه شدگان کهریزک فیلم تهیه کرده بود را در زندان پیر می کند، مقصر است نه من و ما که چاره ای جز خبرنگار بودن در رسانه های بیرونِ ایران نداریم!

من این همکارانم را دست بسته در حبس دیده ام و انتخاب کردم در تبعید بمانم تا بتوانم صداهای خقه شده در داخل ایران را صدایی باشم. چون می بینم که خانم پروین فهیمی مادر سهرابِ اعرابی جوانی که مثلِ جوانِ شما بی رحمانه کشته شد، هرگز مثل شما رسانه ای در داخل ایران پیدا نکرد. هیچ یک از خبرنگارانِ صدا و سیما برای مصاحبه با او صف نمی کشند. چون می بینم مادر حمید حسین بیک عراقی را فارس بسیجی معرفی می کند اما او هرگز مثل شما به صدا و سیما دعوت نمی شود تا واقعیت را بگوید.

چون می دانم سایت پنجره و چه و چه هرگز سراغ همسر علی حسن پور و مادر مصطفی کریم بیگی و مادر ستار بهشتی و دیگران و دیگران نمی روند تا آنها هم مثل شما از رنجی که می کشند با مردم و مسولانی که پنبه در گوش کرده اند سخن بگویند تا کمی از اندوه شان کم شود. شما خوب می دانید که همدردی از غم و داغِ آدم کم می کند اما کسی در سایت های تابناک و بولتن نیوزی که با شما مصاحبه می کنند اساسا نامی از علی فتحعلیان و محرم چگینی و حسین اخترزند و شبنم سهرابی و شهرام فرج زاده و محمد مختاری نشنیده است…اگر کسی جرات نکرد بگوید محسنِ شما بسیجی است اما صانع ژاله را در صدا و سیما بسیجی و جاسوس معرفی کردند ولی هیچ خبرنگاری در داخل ایران آنگونه که برای مصاحبه با شما سر و دست می شکند جرات نیافت تا سراغ این خانواده برود. در خلوت تان به اینها فکر کنید. اگر بیرون ایران بودن را لکه ننگ برای من می دانید آیا در داخل می ماندم و هیچ کاری از من برای خبررسانی در مورد این خانواده ها بر نمی آمد شما آن را افتخار می نامیدید؟

همان رامین آقازاده قهرمانی که شما خودتان به عنوان چهارمین قربانی کهریزک از او نام بردید، کجا نامش در رسانه های داخل ایران فرصت ظهور یافت؟ او هم یکی بود مثل محسن اما خانواده اش دو سال سکوت کردند و هیچ خبرنگاری در داخل ایران فرصت این را نیافت که گزارش تهیه شده از این خانواده را در رسانه های داخلی منتشر کند. می بینید چقدر راحت است برای شما و چه سخت می گذرد بر دیگرانی که دست شان به بالایی ها و حتی به شما هم نمی رسد؟ فرسنگ ها فاصله است میان این خانواده ها و مسولان نظام. این خلا میان مردم و مسولان را در تمامِ دنیا معمولان خبرنگاران پر می کنند. اما در ایران خبرنگار بودن زمانی مورد ستایش مسولان است که آنها فقط سراغ پرونده های رسمی بروند.

می دانید اولین بار وقتی روزنامه شرق و بهار بعد از گذشتِ سه سال تازه توانستند گزارشی از وضعیت خانواده های کشته شدگان کهریزک منتشر کنند ما چقدر خوشحال شدیم که این درد فرصتِ قسمت شدن با خبرنگاران داخلی را یافت؟ سه سال گذشت و هیچ یک از روزنامه ها و رسانه های رسمی کشور پرونده کشته شدگان انتخابات را مثل پرونده محسن و محمد کامرانی و امیر جوادی فر پوشش خبری ندادند. شما هم فرزند از دست داده اید چطور چشم بر این مسئله ساده می بندید و راحت به کسانی که بیرون ایران مانده اند زخم زبان می زنید که ضد انقلاب هستند و ارزش حرف زدن هم ندارند؟ اگر پرسشگری به معنی زشت بودن است شاید باور نکنید که چقدر از درونم خوشحالم وقتی می بینم سایت های هوادار شما مرا «زشت» می خوانند و شما را زیبا.

می دانم این نوشته را دوستانم دوست ندارند چون آنها هم گاهی وقت ها مثل شما خشمگین می شوند و می گویند که شما ارزش پاسخ دادن ندارید. اما برای من دارید چون علی رغم تمامی اختلافِ فکری مان از اینکه به اندازه توانایی تان پای پرونده محسن ایستادید و باعث شدید که خانواده های کشته شدگان گمنامِ زندان های ایران دیگر به راحتی انکار نشوند از شما تشکر می کنم….راه درازی پیشِ روی ماست چه خوش تان بیاید چه نه ایران خانه من هم هست. حالا چند صباحی دیوار و سنگ و خاک و درخت و زمین اش مالِ شما، عشق و امید و آرزوی دوباره بازگشتن کنار پدرانِ بی رحمی مثل شما هم از آنِ ما…

با این همه پر از امید می شوم وقتی که می بینم هیچ نفرتی از شما نمی توانم به دل بگیرم چون همین نفرت داشتن هاست که کهریزک را می سازد. مهمتر از همه هیچ کس نداند من و شما در خلوت مان خوب می دانیم که من «صدها» بار به شما زنگ نزدم. از اینکه شما دو تماس تلفنی ام را اغراق می کنید راستش توی دلم احساس غرور می کنم چون می دانم برای تان همان دو تماس ساده ام به اندازه صدها تماس «ارزش» داشت که تا کنون یک بار در صدا و سیمای جمهوری اسلامی و یک بار هم در یک وب سایت داخلی در موردش حرف زدید. می دانم بعد از این نامه دیگر حرف نخواهید زد تا ارزش نداشتن را در عمل ثابت کنید اما پیش خودم می گویم، لابد احساسِ گناهی در درون شماست و خوب می دانید که من هم یکی هستم مثل محسن که دوست داشتم در خانه خودم و نه در کهریزک و اوین، منتقد باقی بمانم. می دانید که شما هم تقصیر دارید و برای همین هر بار به زبان می آورید که فلانی بی ارزش است و فلانی صدها تماس گرفت تا از بار گناه و عذابِ وجدان تان کم کنید. شاید هم در دل تان می دانید که ارزشِ یک کشور به قدردانی از جوانانِ پرسشگر و منتقدِ آن سرزمین است. یادتان هست که در یکی از مصاحبه های تان گفته بودید محسن پسرم همیشه صادق بود و می دانم که بازجو ها صداقتش را تحمل نکردند و دهانش را خرد کردند؟ دهان شکسته ی محسن هیچ وقت از خاطرم نمی رود و همیشه با خودم می گویم اگر بازجو می فهمید که محسن ارزش حرف زدن دارد، آنوقت صبوری می کرد او را می شنید و در عوض دهان و دندان هایش را خرد نمی کرد…

به امید روزهای روشن

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .