اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for June, 2013

Jun 18 2013

ربیعی :دولت تدبیر و امید تعامل سازنده‌ای با رسانه‌های خواهد داشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایسنا: علی ربیعی با بیان این‌که دولت تدبیر و امید تعامل سازنده‌ای با رسانه‌ها خواهد داشت بر این نکته تاکید کرد که این دولت تلاش خواهد می‌کند فضای رسانه‌ای بازتر شود.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) معاون سیاسی ستاد انتخاباتی حسن روحانی در نشستی در ستاد این کاندیدای ریاست جمهوری ، با تقدیر از عارف به خاطر تمکین از نظر اجماعی اصلاح‌طلبان اظهار کرد: عارف پیروز انتخابات تمام نشده شد.

وی با بیان این‌که دولت تدبیر و امید تعامل سازنده‌ای با رسانه‌ها خواهد داشت و تلاش خواهد کرد فضای رسانه‌ای بازتر شود، گفت: مهم‌ترین مشکلی که امروز کشور دچار آن است، مساله‌ی اخلاق است. اقتصاد را می‌توان با تلاش بازگرداند و احیا کرد، اما بازگرداندن مناسبات اخلاقی دشوار است.

ربیعی هم‌چنین در پاسخ به پرسشی درباره این‌که آرای حسن روحانی را بیشتر چه طبقه اجتماعی شامل می‌شود، گفت: درباره هیچ‌کدام از طبقات و نسبت به هیچ‌یک از کاندیداها نمی‌توان اظهار کرد. بردن تحلیل‌ها به این سمت جهت‌گیری اشتباهی است. ما امروز به طور مثال طبقه متوسط فرهنگی داریم که منزلتش بالاست، اما از نظر اقتصادی جزو طبقات فرودست محسوب می‌شود. آن‌چه مسلم است این است که امروز همه‌ی طبقات اعم از روشنفکر، کارگر، ثروتمند و … به یک احساس مشترک رسیده‌اند که کشور نیاز به تغییر دارد.

وی گفت: همه از شرایطی که کشور در آن قرار گرفته احساس خطر می‌کنند و معتقدند که این وضع قابل تداوم نیست و هیچ‌گاه این طبقات تا این اندازه به هم نزدیک نشده بودند.

معاون سیاسی ستاد انتخاباتی حسن روحانی درباره شرایط حسن روحانی از نظر آرا در میان سایر کاندیداها نیز خاطرنشان کرد: آقای روحانی چندان شناخته شده نبودند و با 0/8% وارد عرصه شدند؛ اما امروز آمارهای نزدیک و برابر با کاندیداهای دیگر دارند و در طبقه اول آرا قرار گرفته‌اند.

ربیعی درباره مکانیزم ائتلاف اصلاح‌طلبان و کناره‌گیری عارف و این‌که چرا وی در نامه کناره‌گیری خود نامی از روحانی نبرده است نیز اظهار کرد: همه کسانی که در شورای مشورتی حضور داشتند چه آقای هاشمی، چه خاتمی و چه آقایان روحانی و عارف هرکدام سه نماینده داشتند. آقای عارف به همان اندازه که تعهد کرده بودند عمل کردند و مسائلی از این دست که چرا ایشان در نامه‌ی خود اسمی نبرده‌اند بحث‌های خبری و رسانه‌ای روزنامه‌نگاری است .

وی در پاسخ به این‌که آیا حسن روحانی در کابینه خود از عارف استفاده خواهد کرد یا خیر، گفت: من فکر می‌کنم هر پیشنهادی که آقای عارف بدهند، آقای روحانی استقبال می‌کنند؛ علی‌رغم این‌که اصلا چنین بحث‌هایی در ائتلاف مطرح نشده است. آقای عارف سرمایه نخبگی کشور است و امروز سرمایه بزرگ اخلاقی ما نیز هستند و نه تنها آقای روحانی که دیگران نیز باید از این سرمایه استفاده کنند.

همچنین محمد واعظ‌زاده معاون تشکل‌های ستاد انتخاباتی روحانی نیز در این نشست اظهار کرد: دولت تدبیر و امید معتقد است که اعتدال باید بر جامعه حاکم باشد. ما همه افراط و تفریط‌ها را تجربه کردیم و به این نتیجه رسیدیم که با کلید اعتدال است که می‌توان مشکلات را حل کرد و امید را برای نسل آینده به ارمغان آورد.

وی نجات اقتصادی، تعامل سازنده با جهان و احیای منشور شهروندی را از جمله برنامه‌های اصلی دولت روحانی در صورت پیروزی وی در انتخابات عنوان کرد.

واعظ‌زاده درباره‌ی بحث کناره‌گیری عارف نیز اظهار کرد: آقای عارف کار بزرگی کرده است، برخی با طرح مسائلی از این دست که چرا نام روحانی را در نامه‌ی خود نیاورده‌اند، سطح این کار را پایین می‌آورند. شاید اگر ایشان اسم آقای روحانی را می‌آورد یک جور معنای بده بستان و معامله از آن برداشت می‌شد. در بحث ائتلاف نیز دو مکانیزم نظرسنجی و خرد جمعی مورد توجه قرار گرفت.

وی درباره بحث احراز صلاحیت دوباره روحانی از سوی شورای نگهبان نیز گفت: کسانی هستند که بی‌میل نبودند فضایی درست کنند که این اتفاق رخ دهد، اما سوال این‌جاست که چرا در آستانه ائتلاف و بعد از مناظره‌ها که رای آقای روحانی جهش داشت چنین مسائلی مطرح می‌شود؟ البته خوشبختانه شورای محترم نگهبان به‌موقع هوشمندی نشان داد و این مساله حل شد.

معاون تشکل‌های ستاد انتخاباتی روحانی درباره بحث حضور نمایندگان نامزدهای انتخاباتی در هنگام پلمپ صندوق‌های رای گفت: خواسته همه کسانی که در جلسه بودند این بود که زمانی که صندوق‌ها پلمپ و بعد از رای‌گیری بازگشایی می‌شود نمایندگان نامزدها حضور داشته باشند. ما معتقدیم آن‌چه قانون در ارتباط با نظارت مشخص کرده کافی است و با یک هماهنگی کارها به خوبی پیش خواهد رفت.

داداندیش مسوول امور بانوان ستاد انتخاباتی روحانی نیز در این نشست اظهار کرد: دولت تدبیر و امید به دنبال حکمرانی خوب و شایسته، اخلاق‌گرایی، واقع‌گرایی و آینده‌نگری است و می‌خواهد امید و احترام را به زندگی مردم بازگرداند.

وی افزود: دولت تدبیر و امید دولت مداخله‌گر و دولت تنش‌زا نیست و مشی یکجانبه را دنبال نخواهد کرد، بلکه به دنبال آرامش برای همه‌ی مردم است.

مسوول امور بانوان ستاد انتخاباتی روحانی هم‌چنین گفت: اگر در گذشته خواست زنان تنها مربوط به سخت‌گیری‌های اجتماعی و برخی برخوردهای انتظامی بود، امروز مطالبات آنان تغییر کرده و فراتر رفته است.

No responses yet

Jun 18 2013

پرونده فساد مالی در “همراه اول” و راز سکوت پورمحمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

راه دیگر: با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری و احتمال کاندیداتوری مصطفی پورمحمدی، رییس سازمان بازرسی کشور، زمزمه هایی درباره تلاش او برای برخورد با چند پرونده فساد اقتصادی منتشر شد. اما در نهایت و با تغییر نظر پورمحمدی درباره کاندیداتوری، وعده های او برای مبارزه با فساد اقتصادی هم مسکوت ماند تا بار دیگر این شائبه که مسوولان جمهوری اسلامی از شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی تنها به قصد امتیازگیری های سیاسی استفاده می کنند، قوت بگیرد.

یکی از این پرونده ها که پیش از این مورد توجه سازمان بازرسی قرار گرفته بود اما رسیدگی به آن مسکوت مانده است، پرونده فساد گسترده اقتصادی در شرکت همراه اول است.

مخابرات پس از خصوصی سازی همچنان مرکز حساسی است. این واقعیت علاوه بر آنکه ناشی از حساسیت های سیاسی و امنیتی حوزه ارتباطات است، به میزان درآمد و منابع مالی سرسام آور آن نیز مربوط می شود.

به همین دلیل، مخابرات پس از خصوصی سازی نیز به ارگان های حکومتی واگذار شد و عملا از ورود بخش خصوصی به آن ممانعت به عمل آمد.

سهام مخابرات در حال حاضر متعلق به شرکت های وابسته به سپاه پاسداران و ستاد اجرایی فرمان هشت ماده ای امام است. ستادی که گفته می شود مسوولیت اصلی اداره اموال متعلق به دفتر و نهاد رهبری را برعهده دارد.

بر اساس گزارش های موجود، سازمان بازرسی کشور از یک سال و نیم پیش، درباره عملکرد مدیرعامل همراه اول پرونده ای ایجاد کرده و به سهام داران اصلی مخابرات نیز گزارش هایی ارائه کرده است.

وحید صدوقی، مدیرعامل کنونی همراه اول که متهم ردیف اول این پرونده است، در زمان دولتی بودن مخابرات نیز عهده دار همین مسوولیت بوده و با وجود خصوصی سازی این شرکت همچنان عهده دار مدیریت این مجموعه باقی مانده است. این در حالی است که نه تخصص وی و نه مدرک تحصیلی او ارتباطی با این مسوولیت ندارد و گفته می شود گرایش مرحوم وفا غفاریان، رئیس سابق هیئت مدیره شرکت مخابرات ایران و مدیرعامل اسبق صنایع الکترونیک به ادامه همکاری با مدیران صنایع الکترونیک دلیل اولیه انتصاب صدوقی بوده است.

بر اساس گزارش ها، حساسیت سازمان بازرسی کشور بر عملکرد صدوقی پس از مهره چینی های خاص و حذف برخی مدیران با سابقه مخابرات آغاز شد و پس از افشای زد و بندهای مالی او در زمینه “سود سهام مخابرات” و “حق دلالی آگهی های تلویزیونی” به تشکیل این پرونده انجامید.

این پرونده دارای هشت بند اصلی است که عبارتند از:

۱- اختصاص بیش از پنجاه میلیارد تومان در سال به تبلیغات تلویزیونی با واسطه گری فرزند صدوقی.

بر اساس گزارش بازرسان سازمان بازرسی، این تبلیغات به واسطه یک تیم سه نفره متشکل از جواد صدوقی، فرزند مدیرعامل، مسعود ردایی از دوستان مدیرعامل و مهرداد توکلی مسوول دفتر مدیرعامل به صدا و سیما ارائه شده که در نتیجه آن میلیاردها تومان حق واسطه گری به این تیم سه نفره اختصاص یافته است.

۲- استفاده صدوقی از حمیدرضا نیکوفر با جعل عنوان دکترا برای او به منظور استفاده از اطلاعات او درباره مخابرات و همچنین تسلطش به زبان انگلیسی

۳- جعل عنوان دکترا توسط ربیعی و انتصاب او توسط صدوقی به عنوان مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری همراه اول (نوردنا)

۴- فعالیت مشترک صدوقی، ربیعی به منظور استفاده از رانت اطلاعات و خرید و فروش سهام مخابرات که توسط کارگزاری بورس متعلق به یکی از برادران ربیعی در اصفهان انجام می شود.

۵- استفاده صدوقی از جعفر رحیمی به عنوان مدیر تدارکات که با وجود سوء سابقه او در یک پرونده فساد مالی صورت گرفته است. جعفر رحیمی پیش از این در شرکت “گسترش الکترونیک و صنایع قطعات” متهم به سوء استفاده مالی و ایجاد ضرر و زیان بوده است.

۶- ایجاد فضای رعب و وحشت میان رقبای اقتصادی همراه اول و بعضا حذف آنان با سوء استفاده از شنود غیرقانونی مکالمات و ردیابی پیام ها

۷- انجام مصاحبه با رسانه ها توسط صدوقی به منظور تاثیرگذاری در افزایش و یا کاهش قیمت سهام همراه اول در بورس همزمان با خرید و فروش سهام شخصی

۸- سوء استفاده از برخی رسانه ها با استفاده از ابزار آگهی و هدایای کنترل شده خبرنگاران به منظور جلوگیری از افشای مشکلات این شرکت و یا درج آمار و ارقام غیر واقعی

این درحالی است که با وجود بازرسی های مکرر سازمان بازرسی از همراه اول و تکمیل پرونده وحید صدوقی، و همچنین اطلاع شخص مصطفی پورمحمدی از جزییات این پرونده، تا کنون برای رسیدگی به آن اقدامی صورت نگرفته و شعارهای رییس سازمان بازرسی درباره برخورد با پرونده های مشابه نیز پس از منتفی شدن حضور او در انتخابات به دست فراموشی سپرده شده است.

No responses yet

Jun 18 2013

جلیلی درحال ساندیس خوری!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز


منبع عکس سایت دیگربان

No responses yet

Jun 18 2013

اوباما: مردم ایران خواستار تغییر جهت هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: رئیس جمهوری آمریکا نتیجه انتخابات اخیر ایران را نشانه تمایل مردم این کشور به تغییر در سیاست‌های جمهوری اسلامی توصیف کرده است.

باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده، در مصاحبه‌ای با چارلی رز از شبکه پی‌بی‌اس آمریکا که بامداد سه شنبه، ٢٨ خرداد (١٨ ژوئن) در دسترس قرار گرفت، در پاسخ به سئوالی در مورد انتخابات ایران گفت: “فکر می‌کنم نتیجه انتخابات نشان می‌دهد که مردم ایران مایل به حرکت در جهتی متفاوت هستند.”

از آقای اوباما سئوال شده بود که در مورد این انتخابات، که با شرکت ٧٥ درصد رای دهندگان و پیروزی “میانه‌روها” به نتیجه رسید، چه نظری دارد و این انتخابات را نشانگر چه فرصت‌هایی می داند؟

رئیس جمهوری آمریکا افزود: “اگر این انتخابات را با خشونت و سرکوبی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری قبلی ایران روی داد مقایسه کنید، آشکارا شاهد فضایی مثبت‌تر در آن کشور هستید.”

به گفته آقای اوباما “در این رای‌گیری، مردم ایران این توصیه تندروها و روحانیون را رد کردند که می‌گفتند در مورد هیچ چیز، هیچگاه و هیچ وقت نباید مصالحه شود.”

باراک اوباما همچنین گفت که در داخل ایران “عطشی برای تعامل مثبت‌تری با جامعه جهانی وجود دارد.”

رئیس جمهوری آمریکا در این مصاحبه در مورد حسن روحانی، برنده انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران نیز اظهار نظر کرد. وی گفت: “در مورد آقای روحانی که این انتخابات را برده است، فکر می کنم که تمایل خود را به تغییراتی در نگرش ایران نسبت به بسیاری از مسایل بین‌المللی نشان داده است.”
حسن روحانی

اوباما معتقد است روحانی تمایل خود را به تغییر در نگرش ایران نسبت به مسایل بین‌المللی نشان داده است

وی در عین حال هشدار داد که “با اینهمه، باید بدانیم که تحت نظام حکومتی آنان، بسیاری از تصمیم‌ها را رهبر ارشد [جمهوری اسلامی] می‌گیرد.”

رئیس جمهوری آمریکا گفت که به همین دلیل، لازم است روند نحولات در ایران را زیر نظر داشت و دید که شرایط طی چند هفته یا چند ماه یا چند سال آینده چگونه شکل می‌گیرد.

با اینهمه، باراک اوباما اظهار داشت که “فکر می‌کنم که یک احتمال قوی وجود دارد که ایرانیان تصمیم بگیرند تا پیشنهاد ما برای تعاملی اساسی و با محتوا را بپذیرند.”
انتظار از ایران

رئیس جمهوری آمریکا در توضیح دیدگاه دولت خود نسبت به سیاست‌های جمهوری اسلامی گفت: “نکته اصلی ما این بوده که به جامعه جهانی نشان دهید که به معاهدات و تعهدات بین‌المللی خود عمل می‌کنید و در پی تولید تسلیحات هسته ای نیستید.”

به گفته آقای اوباما، بر این اساس “حیطه وسیعی از اقدامات برای عادی سازی روابط ایران با جهان وجود دارد اما ما هنوز نمی‌دانیم که آیا آنان مایل به پذیرش این پیشنهاد هستند یا نه.” وی اظهار داشت که در تمام دوره اول ریاست جمهوری خود که ثابت کرده بود آماده گفتگو با ایران است، چنین تمایلی از سوی ایرانیان مشاهده نشد. دوره اول ریاست جمهوری آقای اوباما در سال ٢٠٠٩ آغاز شد و او دوره دوم را از اوایل سال جاری میلادی آغاز کرد.

مصاحبه‌کننده در سئوال دیگری پرسید: “آیا شما آمادگی دارید که یکی از مقامات دولت آمریکا فورا با آنان گفتگو کند یا اینکه چنین گفتگوهایی منوط به برآورده شدن شروط دیگری است؟”
آیت الله خامنه ای

اوباما: تحت نظام حکومتی آنان، بسیاری از تصمیم‌ها را رهبر ارشد [جمهوری اسلامی] می گیرد

رئیس جمهوری آمریکا پاسخ داد که “نه، نظر کلی من این است که ما آماده گفتگو هستیم، اما از مجرای گروه ١+٥ و مجاری دوجانبه بالقوه.”

در مورد نتیجه مورد انتظار از چنین گفتگوهایی، وی گفت: “ما آگاهی داریم که نمی‌توان به عنوان پیش شرط مذاکره، خواستار شد تمامی مشکلات پیشاپیش حل و فصل شود، اما باید این واقعیت نیز مورد شناسایی قرار گیرد که تحریم‌هایی که به اجرا گذاشته ایم، که سنگین تحریم‌هایی هستند که تا کنون در مورد ایران اجرا کرده‌ایم، بدون گام هایی قابل توجه در قانع کردن جامعه جهانی در این مورد که ایران در صدد دستیابی به تسلیحات اتمی نیست نمی‌تواند لغو شود.”

رئیس جمهوری آمریکا در ادامه گفت که “تا جایی که مبنای گفتگو درک شده باشد، فکر نمی‌کنم مانعی برای اقدام وجود داشته باشد.”

بخش‌های دیگر این مصاحبه به انعکاس دیدگاه‌های رئیس جمهوری آمریکا در زمینه مسایل دیگر از جمله بحران سیاسی سوریه اختصاص داشت.

آقای اوباما که در حال حاضر برای شرکت در اجلاس سران گروه هشت قدرت اقتصادی جهان در ایرلند شمالی به سر می برد، پیشتر در اولین واکنش عمومی به نتیجه انتخابات اخیر ایران، نسبت به انتخاب حسن روحانی ابراز “خوشبینی محتاطانه” کرد و گفت با اتمام انتخابات “شاید بتوان گفتگوهایی را در پیش گرفت که حل بحران هسته‌ای ایران را ممکن کند.”

رئیس جمهوری روسیه نیز که در کنفرانس خبری مشترک با رئیس جمهوری آمریکا سخن می‌گفت، ابراز امیدواری کرد که انتخابات اخیر، فرصت تازه ای را برای حل بحران هسته‌ای ایران فراهم کند.

No responses yet

Jun 18 2013

لاریجانی و کمیسیون اصل نود به خبر احضاریه رئیس‌جمهوری واکنش نشان دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: علی لاریجانی و اعضای کمیسیون اصل نود مجلس ایران یک روز پس از انتشار خبر احضاریه محمود احمدی‌نژاد به دادگاه، واکنش نشان داده و انتشار آن را «شیطنت‌آمیز» نامیده‌اند.

محمدعلی اسفنانی، سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ایران سه‌شنبه ۲۸ خرداد به خبرگزاری مهر گفت شکایت از رئیس‌جمهوری ایران به قوه قضائیه مربوط به کمیسیون اصل نود است و رئیس مجلس، شخصا از کسی شکایت نکرده است.

اشاره این مقام مجلس ایران به خبری‌ست که روز گذشته در مورد احضار محمود احمدی‌نژاد به دادگاه منتشر شد.

علی لاریجانی نیز در واکنش به این خبر در جلسه روز سه‌شنبه مجلس، انتشار آن را در شرایط کنونی «شیطنت‌آمیز دانست» و گفت «او یا رئیس کمیسیون اصل نود از احمدی‌نژاد شکایت شخصی نداشته‌اند بلکه شکایات مربوط به تخلفات قانونی دولت و با تصویب مجلس بوده است».

مهدی کوچک‌زاده یکی از اعضای کمیسیون اصل نود مجلس نیز در جلسه بامداد ۲۸ خرداد با اشاره به «تبریک نمایندگان» به حسن روحانی گفت « بنده به عنوان عضو کمیسیون اصل ۹۰ و آقای پورمختار به عنوان رئیس این کمیسیون از طرح این شکایت اطلاعی نداشتیم. فکر می‌کنم این شیطنت رسانه‌ها [است] و به هیچ وجه شایسته نبود از رسانه ها این مطلب بیان شود».

پایگاه اطلاع‌رسانی دولت و در پی آن خبرگزاری‌های دیگر در ایران روز دوشنبه اعلام کردند به‌دنبال شکایت علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، محمدعلی پورمختار، رئیس کمیسیون اصل نود مجلس، و فردی به نام یعقوب خلیل‌نژاد، رئیس‌ دولت دهم به دادگاه احضار شده است.

در خبرهای منتشر شده موضوع اتهام در این احضاریه مشخص نیست.

آقای اسفنانی نیز، هرچند گفته «شکایت های مطرح شده مربوط به سه موضوع در کمیسیون اصل نود مجلس هشتم است» اما در این گفت‌وگو ماهیت این سه شکایت روشن نیست.

روز گذشته محمدعلی پورمختار، رئیس کمیسیون اصل نود مجلس ایران، در گفت‌وگویی دیگر با خبرگزاری مهر گفته بود موارد شکایت از رئیس جمهوری در کمیسیون اصل نود زیاد بوده و نمی‌داند احضار او به دادگاه به خاطر کدام‌یک است.

موضوعات شکایت مجلس نیز در گفت‌وگوی خبرگزاری مهر با رئیس کمیسیون اصل نود به موارد مختلفی باز می‌گردد، علاوه بر اینکه آقای پورمختار دیروز مستقیما آن را تائید یا تکذیب نکرده بود.

رئیس کمیسیون اصل نود مجلس گفته بود شکایت‌ها از رئیس‌جمهوری در این کمیسیون از جمله «رای عدم تشکیل به موقع وزارت ورزش و جوانان ، تخلف در وزارت نفت، عدم ارائه گزارش عملکرد سال‌های برنامه موضوع نامه (۱۵۷) و نیز (۱۵۸) قانون برنامه چهارم و فاصله گرفتن بیشتر از هدف سند چشم‌انداز، تخلفات مکرر و عدیده در اجرای قانون بودجه بر اساس گزارش‌های دیوان محاسبات کشور، استنکاف از ابلاغ برخی از مصوبات قوانین مجلس شورای اسلامی و عدم ارسال برخی از مصوبات دولت به رئیس مجلس شورای اسلامی، شکایت از شیوه ادغام وزارتخانه‌ها» بوده است.

کمیسیون اصل نود مجلس ایران وظیفه رسیدگی به شکایت‌ها در مورد کار مجلس، قوه قضائیه و قوه مجریه را برعهده دارد و بنا بر قانون هر کسی می‌تواند شکایت خود را کتبا و از طریق مجلس به آن ارائه کند.

شکایت مستقیم نمایندگان مجلس علیه دولت به قوه قضائیه نیز پیشتر رخ داده بود؛ بیش از ۱۵۰ نماینده مجلس، ۲۳ اردیبهشت در نامه‌ای به قوه قضائیه همراهی محمود احمدی‌نژاد با اسفندیار رحیم‌مشایی به هنگام ثبت نام برای نامزدی ریاست جمهوری را «تخلف» خوانده و خواستار رسیدگی قانونی به این مسئله شده بودند.

هنوز از محمود احمدی‌نژاد واکنشی به این احضاریه در خبرگزاری‌های رسمی ایران منتشر نشده است.

عمر دولت دهم تا نیمه مرداد به پایان می‌رسد. تاریخ احضار آقای احمدی‌نژاد به دادگاه نزدیک به چهار ماه پس از پایان دولت اوست.

No responses yet

Jun 18 2013

نگاهی به اقتصاد ایران 1380-1387

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,ملای حیله‌گر

احمد صیف: به راستی مملکت حالبی داریم! جالب از این نظر که انگار هیچ چیز در این مملکت عزیز از هیچ رسم و قاعده ای تبعیت نمی کند. برخلاف ادعاهائی که می کنیم ظاهرا همه مان از هفتاد دولت و ملت آزادیم که هرچه دلمان می خواهد بگوئیم و کسی هم نباشد بگوید بالای چشمتان ابروست. برای مثال بنگرید به اقتصاد ایران، به غیر از دولت و حامیان اش انگار یک توافق همگانی وجود دارد که مدیریت اقتصاد ما کارآمد و موثر نیست. یک جا از افزایش تورم و بیکاری صحبت می شود و جای دیگر از قانون شکنی دولت- یک جا از گم شدن بیش از یک میلیارد دلار سخن می رود و جای دیگر، از وجود حساب تا دینار آخر- و هیچ کدام از این مدعیان نیز از گروه های متعدد « اپوزسیون» نیستند بلکه به یک معنا، جزئی از همین حاکمیت اند. رئیس جمهور مرکز پژوهشها و سازمان بازرسی را به خلاف کاری متهم می کند و آنها هم رسما رئیس جمهور را بدون این که سخن شان ابهامی داشته باشد دروغگو و لاف زن خطاب می کنند. اگرچه خیلی ها را هر روزه می گیرند و به بند می کشند ولی در میان این جماعت، اتفاق خاصی نمی افتد. پس از چندروز وقتی داغی یک خبر و یا ادعا فروکش می کند باز همان آش می شود و همان کاسه.
این روزها هم که تنور انتخابات ریاست جمهوری دارد گرم می شود و تاکنون هم چند نفری خود را نامزد کرده اند که احتمالا از همه بحث بر انگیزتر نامزدی آقای خاتمی است که در یک دوره 8 ساله در این مقام بود. هنوز هیچی نشده، کارخانه های پردازش توطئه به کار افتاده است. البته کارگاههای تولید تهدید هم بیکار ننشسته اند. کیهان، خاتمی را از سرنوشت بینظر بوتو می ترساند ووقتی که با اعتراض روبرو می شود، دست را پیش می گیرد که عقب نماند و توطئه امریکا برای ترور او را کشف کرده و بعد معترضین را به همراهی با امریکا متهم می کند. به نظر من « خوبی» کار درایران عزیز این است که تقریبا همگان، از مذهبی و غیر مذهبی باور به روز جزا را از دست داده اند. و الی چگونه می شود کسی به روزجزائی باور داشته باشد و آن گاه این گونه روشن و آشکار دروغ بگوید و برای دیگران پرونده سازی بکند! بگذریم.
درعین حال کم نیستند کسانی که بی صبرانه منتظر روزانتخابات هستند تا با رای دادن به آقای خاتمی به آقای احمدی نژاد نه بگویند. البته بگویم و بگذرم وقتی که نویسنده ای مطلبی در این خصوص نوشت، از خواندن کامنت هائی که نوشته اند، خیلی ترسیده ام، خیلی. و هم چنان برای من این پرسش پیش آمده است که به واقع ما در کجای این زمانه ایم! و اصلا حرف حسابمان چیست! به نظر نویسنده کار ندارم، از هفتاد دولت و ملت آزاد است در این باره و یا در باره هرچیزی هر نظری داشته باشد، ولی به واقع کامنت ها، ترس آورند. خوف دارم که اگر نویسنده « جرئت» کند و زبان به نقد بگشاید، لابد برای عبرت دیگران هم باشد، چنان پهن و درازش بکنند که دیگر از این « آش ها» نخورد! و این رفتار در 2009 میلادی سرشکستگی دارد. همین.
واما، اگرچه با دوری دراز مدت از ایران، برای خودم این حق را قائل نیستم که درباره انتخابات ایران نظری بدهم ولی حرف حسابم، اگر حرف حسابی داشته باشم این است که مشکلات ما درایران به واقع ساختاری اند و مادام که به این ساختار ها پرداخته نشود، انتخاب عمرو به جای زید، تغییر شگرفی در قضایا ایجاد نخواهد کرد. به خاطر دو تا کلمه اقتصادی که خوانده ام- اگرچه دوستانی به جد باور دارند که نخوانده ام که داشتن چنین نظری حق شان است و شکوه ای ندارم-می خواهم در این وجیزه چند کلمه ای در باره اقتصاد ایران بنویسم.
دوسه سالی پیشتر نویسنده محترمی در باره دوران آقای خاتمی نوشته بود که «« به يمن توسعه سياسي ملت ايران آگاه تر شد و دانست كه راه نجات كشور در مردمسالاري و ادامهء اصلاحات است و شناخت كه موانع اصلاحات كيست و چيست.»
اجازه بدهید از همین ابتدا بگویم، که با همه ادعاهای نویسنده، جامعه ایرانی ما چه درآن دوران و چه پس از آن، هم چنان جامعه ای مانده است کاملا بسته و به همین خاطر، مختصات خاص خویش را دارد. یکی از«ویژگی های» این نوع جوامع این است که معیارهایش مغشوش ودرهم اند. به نظر می آید که در این چنین جامعه ای، هیچ چیزحساب و کتاب ندارد. نه معیار خوبی روشن است و نه معیار بدی تعریف پذیرفته شده ای دارد.
می گویم و ازعهده می آیمش بیرون که برخلاف ظاهر، این عبارتی است کاملا بی معنا. هم توسعه سیاسی معنا دارد و هم اصلاحات، «مردم» سالاری البته واژه ای است که روستائیان روستای زرنگ آباد که نام دیگرش ایران است ازخود و برای دلخوشی خویش در آورده اند آنهم در مملکتی که مردمش نه آزاداند بدون مداخلات استصوابی شورای نگهبان آزادانه انتخاب کنند. نه می توانند بدون مزاحمت های وزارت « ارشاد» کتاب و مجله بخوانند. یا بدون مزاحمت های دائمی اهل بیت حراست و ناجا و هزار کوفت و زهر مار دیگر لباس بپوشند، یا به میهمانی بروند، یا روزنامه بخوانند! آن وقت در این شرایط، چه « سالاری»؟ پدرآمرزیده، آیا « مردم» را دست انداخته اید وقتی با این زمینه ها از « مردم سالاری» و یا حتی دموکراسی حرف می زنید! ولی هیچ کدام از این واژه ها در این عبارت بیانگر آن معنای پذیرفته شده ی خود نیستند. به واقع در این مملکت روزی نیست که کس یا کسانی را فقط به خاطر ابزار عقیده به زندان نیاندازند و احتمالا شکنجه نکنند و آن وقت این دوست محترم، برای ما، اندار فواید توسعه سیاسی در همین مملکت شعارمی دهد! این جا لابد، « توسعه» به این خاطر مطرح می شود که مثلا ده سال پیش، بیشتر می گرفتند و یا بدتر شکنجه می کردند! و چون دردوره مورد نظر کمتر شکنجه می کردند، پس این می شود، «پیشرفت»!! خوب، جامعه انسانی این گونه نیست و یا این گونه نباید باشد. یا مجسم کنید مقوله حجاب اجباری را که باعث شده است که بیرون انداختن چند تار مو، در این آباد شده حرکتی سیاسی بشود! حالا گیرم که زنها در دوره آقای خاتمی توانسته بودند، 5 تار موی اضافی خود را بیرون بیاندازند و دردوره آقای احمدی نژاد نتوانسته باشند. باری من که نمی دانم منظور نویسنده از « توسعه سیاسی» در این دوره با این مختصاتی که بر شمردم، به واقع چیست؟ از سوی دیگر، جز این است آیا که مجلس ششم، با مجلس هفتم وبعد با مجلس هشتم جایگزین شده است؟ بیش از 120 روزنامه و نشریه را درآن دوره و به همین تعداد – احتمالا بیشتر را در دوره آقای احمدی نژاد بسته اند. از نظر روزنامه نگاران زندانی در جهان به مقام قهرمانی رسیده و مدال « طلا» گرفته بودیم. و حتی در انتخابای ریاست جمهوری قبلی نیز 1008 نامزد از 1014 نفری که برای این مقام نامزد شده بودند « رد صلاحیت» شدند. با پمپاژ رهبری، دو تن دیگر به جمع 6 نفره اضافه شدند ولی کماکان 1006 نفر رد شده بودند. جالب و دردآور این که با همه ادعاها، در حالی که 50 درصد جمعیت کشور را زنان تشکیل می دهند و با این که بیش از 50 درصد دانشجویان دانشگاههای کشور، دختران هستند ولی شورای نگهبان هم چنان معتقد است که زنان « صلاحیت» ندارند تا برای این مقام نامزد بشوند و آقای خاتمی، هم مثل آقای مصباح یزدی، و همانند آقای احمدی نژاد با این دیدگاه مسئله ای ندارد. یا وقتی از « اصلاحات» سخن گفته می شود و هنوز هم، آیا نباید روشن شود که درچه حوزه هائی قرار است این اصلاحات صورت بگیرد یا صورت گرفته است؟ قوانین که هم چنان همانی بودند و هستند که در گذشته بود. هنوز دیه یک زن، از دیه بیضه چپ مرد کمتر است ( به قرار تازگی ها حرکت هائی دراین حوزه انجام گرفته است). هنوز شهادت دو زن با شهادت یک مرد برابر است. و هنوز….. من نمی دانم وقتی ادعای اصلاحات می کنید، این اصلاحات در چه حوزه های انجام گرفته یا قرار است انجام بگیرد؟ ساختار سیاسی که هم چنان قائم به همان، ساختار بدوی و غیر کارآمد گذشته است که قدرت نه از درون صندوق رای که از حاشیه زد وبندهای بیرون از صندوق منشاء می گیرد. راه نجات کشور در دموکراسی است، این حرف صددرصد درست است. ولی این به آقای خاتمی و یا دولت جمهوری اسلامی و یا آقای احمدی نژاد چه ربطی دارد؟ خلاصه کنم، توسعه سیاسی:
– در مملکتی که چند تن روحانی کهن سال، صلاحیت نامزدهای انتخاباتی را برای هر نوع انتخابی، ریاست جمهوری، مجلس و حتی شورای نظام پزشکی بررسی می کنند.
– قوانین همان مجلس دست چین شده را از فیلتر می گذرانند.
– و رهبر نخبگان برگزیده اش به صورت « حکم حکومتی» کار مجلسی که تازه از هفت خوان شورای نگهبان گذشته را به دست انداز می اندازد.
– ودر همان انتخابات پیشین، با همان حکم حکومتی، به یک معنا، کار « شورای نگهبان» را هم مختل می کند.
درچنین وضعیتی، سخن گفتن از « توسعه سیاسی» به و اقع لطیفه ایست که هیچ خنده هم ندارد. و باز هم کم نیستند نویسندگان محترمی که درباره احزاب در ایران سخن می گویند، و حتی از « تقویت احزاب» حرف می زنند. وقتی صحبت از « تقویت احزاب» می کنیم، از کدام حزب داریم حرف می زنیم؟
و اما از دست آوردهای اقتصادی، درهمان نوشته پیش گفته که متاسفانه لینکش را گم کرده ام، نویسنده از خودکفائی گندم سخن می گوید، ولی به خواننده نمی گوید درآخرین سال ریاست جمهوری آقای خاتمی که طبیعت یاری کرده و محصول گندم بد نبود، ولی دولت برای خرید گندم مازاد روستائیان پول نداشت ( همشهری اول خرداد 1384). در خصوص خودکفائی در مصرف شکر، وقتی قرارشد که کارخانه شکر سلمان فارسی تا آخر اردبیهشت 84 افتتاح شود، وزیر بازرگانی ادعا کرد که « در آستانه خود کفائی در تولید شکر قرار گرفته ایم» ولی این را نگفت که حتی پس از افتتاح این کارخانه، فقط می توانیم 85تا90 درصد نیاز داخلی را برآورد کنیم. یعنی عملا از هر ده کیلو شکری که در مملکت مصرف می شود با این همه موفقیت هنوز یک کیلویش وارداتی است ( همشهری 20 اردیبهشت 1384). البته می دانیم که در دوره آقای احمدی نژاد واردات شکر به ایران به صورت مقوله ای نمی دانم گریه آور یا خنده دار درآمد و چندین برابر نیاز شکر وارد کرده بودند که به آن در جای دیگری پرداختم.
در خصوص تاسیس « صندوق ذخیره ارزی»، که بعضی ها آن را از دست آوردهای دوره آقای خاتمی می دانند، گفتن دارد که براساس گزارش های پراکنده ای که از ایران داریم، با وجود افزایش بسیار زیاد قیمت نفت تا چند ماه پیش- که از جمله موجب شده بود تا آقای کروبی وعده های خنده دار بدهد- ارزی در ته دیگ آن نمانده است. البته آقای رئیس جمهور بدون این که آماری بدهد، هم چنان ادعا می کند که صندوق پر است و جای هیچ نگرانی نیست و حتی در سخن رانی تلویزیونی تازه اش ادعا کرده است که حداقل برای 4 سال آینده و احتمالا 6 سال آینده جای نگرانی نیست. از صمیم قلب دعامی کنم راست بگوید. یکی دیگر از دست آوردهای دوره آقای خاتمی را تک نرخی کردن ارز می دانند که موجب « جلوگيري از رانت خواري شد و كار بزرگي براي كشور بود» که هیچ کدام نبود. از این نکته بگذریم حتی اگر این چنین شده باشد، تازه این شاهکار آقای عادلی به دوره ریاست آقای رفسنجانی بود که اگرچه این دست آوردها را نداشته است ولی باعث شد که حتی به گفته بانک مرکزی قدرت خرید ریال در طول برنامه سوم، بیش از 80% کاهش بیابد( همشهری 15 اردیبهشت 1384). هر آن کسی که اندکی اقتصاد بداند می داند در مملکتی که از جان آدم تا شیر مرغ را وارد می کند، این شیوه مسئولیت گریزانه کاستن از ارزش پول ملی، برای اکثریت مردم چه بلای عظیمی خواهد بود. پرداخت بدهی های دولت به سازمان تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی و بانک مرکزی دردوره آقای خاتمی صحت ندارد. کاری که دولت آقای خاتمی کرد این که شماری از موسسات دولتی را به ازای این بدهی ها به بعضی موسسات واگذار کرد . کاری که حتی مورد انتقاد بانک جهانی هم قرار گرفت. درخصوص « پرداخت میلیاردها دلار بدهی کشور» توجه مدعیان را به این قطعه از روزنامه همشهری ( 15 اردیبهشت 1384). جلب می کنم:
« بانك تسويه حسابهاي بين المللي اعلام كرد: بدهيهاي خارجي ايران در پايان سال ۲۰۰۴ ميلادي به حدود ۲۲ ميليارد و ۳۰۰ ميليون دلار افزايش يافته است. البته خبر داریم که با وجود همه ادعاهای آقای احمدی نژاد، در ماه گذشته هم 600 میلیون دلار به این بدهی ها افزوده شد.
در اين گزارش كه در اوایل سال 84 منتشر شد، ذكر شده است: در حالي كه بدهيهاي خارجي ايران در سه ماهه اول سال ۲۰۰۴ ميلادي حدود ۱۷ ميليارد و ۴۰۰ ميليون دلار بود، اين ميزان با افزايشي در حدود ۵ ميليارد دلار به 22.3 ميليارد دلار در پايان سال رسيد.
بدهيهاي خارجي كشور در سه ماهه دوم و سوم سال ۲۰۰۴ ميلادي به ترتيب 18.1 و 19.6 ميليارد دلار گزارش شده بود.
اين گزارش همچنين حاكي است كه كل بدهي خارجي كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا در پايان سال ۲۰۰۴ ميلادي به ۲۳۰ ميليارد دلار افزايش يافت و اين در حالي است كه بدهي اين كشورها در ابتداي سال ۲۱۱ ميليارد دلار بوده است.
گزارش خبرنگار مهر حاكي است كه در بين كشورهاي خاورميانه امارات با بدهي 32.4 ميليارد دلار رتبه اول را دارد و بعد از آن ايران قرار گرفته است.»
خبر ناخوش دیگر این که، در طول 1384 هم 6.6 میلیارد دلار از این بدهی ها باید پرداخت شود ( همشهری، 31اردیبهشت 1384) که روشن نیست اگر بازار نفت کمرش بشکند، از چه منبعی باید تامین شود؟ همانند آقای احمدی نژاد و حامیان اش، مدافعان آقای خاتمی هم ادعا کرده بودند که « اقدامات اساسي در زمينهء صادرات كالا و خدمات فني و مهندسي شده است و طي 3 سال اخير نيز كشورمان رشد قابل توجهي در زمينهء صادرات كالا و خدمات داشته است». من نمی دانم به واقع شاهد این مدعیان چیست؟ این قدر می دانیم که اگر دوره 1380-83 را با سه سال آخر ریاست جمهوری آفای رفسنجانی مقایسه کنیم متوجه می شویم که در این سه سال به زمان رفسنجانی ایران در کل 53 میلیارد دلار واردات و درازایش هم 14 میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشت. یعنی بدون محاسبه دلارهای نفتی، کشور با 39 میلیارد دلار کسری روبرو بوده است. در سه ساله دوم، یعنی به زمان آقای خاتمی با ادعائی که می شود، کل واردات 106 میلیارد دلار و صادرات غیر نفتی ما نیز 23 میلیارد دلار بود . یعنی کسری تراز کشور با 113% افزایش به 83 میلیارد دلار رسید( منبع سایت بازتاب) در سال 83 به نسبت سال 1382، واردات به ایران 30 درصد افزایش یافت و از 30 میلیارد به 35 میلیارد دلار رسید در حالی که صادرات غیر نفتی ما، کمتر از 7 میلیارد دلار بود که به یک حساب سرانگشتی، کسری تراز غیر نفتی ما می شود 28 میلیارد دلار و اگر دلار را معادل 900 تومان بگیرید، یعنی برای 25.200.000.000.000 تومان کالا و خدماتی که در اقتصاد ایران به مصرف رسید، شغلی در کشور ایجاد نشد. در خصوص موفقیت های دیگر، بهتر است سر خواننده را به درد نیاوردم ولی به اشاره با چندنکته دیگر زحمت را کم بکنم. و من یکی تردید ندارم که اگرواردات و صادرات غیر نفتی چند سال گذشته را با یک دیگر جمع و تفریق کنیم، میزان کسری تراز پرداختهای ما بدون محاسبه دلارهای بادآورده نفتی، به دوره آقای احمدی نژاد هم رشد چشمگیری داشته است.
عملکرد بخش صادرات را به اختصار دیدیم و جالب است اگر بدانیم که تنها در سال 1383 به گفته وزیر بازرگانی، از همان صندوق ذخیره ارزی کذائی 8 میلیارد دلار در بخش صادرات سرمایه گذاری شده بود( همشهری 17 فروردین 1384) و این در حالی است که کل صادرات غیر نفتی ایران در آن سال، تنها 7 میلیارددلار بود! یعنی حتی سرمایه گذاری دولت هم نه فقط « ارز آوری» نداشت بلکه مثل مرحوم ملا نصرالدین برای هر دلار درآمد صادراتی، یک دلار و 15 سنت هزینه کرده بودند!!
در طول برنامه سوم، 1379-1383 براساس محاسبات دولت، برای ثابت نگاه داشتن میزان بیکاری لازم بود سالی 865000 فرصت شغلی در کشور ایجاد شود ولی میزان واقعی مشاغل ایجاد شده، سالی 580000 بود یعنی شما همین 4 سال را که در نظر بگیرید، 1140.000 نفر به بیکاران اضافه شد ( همشهری 15 اردیبهشت 1384). و این تازه، با صرف 20 هزار میلیارد ریال صورت گرفته است.دکتر سپهری- رئیس موسسه کار وتامین اجتماعی، گفت که اگر چه در بهترین حالت سالی فقط 700000 شغل ایجاد می شود ولی حداقل سالی 800000 نفر به بازار کار وارد می شوند- یعنی سالی 100000 نفر به بیکاران اضافه می شود. تنها در سال 1383، برای ثابت ماندن میزان بیکاری، می بایست 904000 شغل ایجاد شود ولی در عمل، تنها 680000 فرصت شغلی تازه ایجاد شد یعنی میزان افزایش بیکاری در همین یک سال براساس آمارهای رسمی، 224000 نفر بود و تازه، در وضعیتی این اتفاق افتاد که از صندوق ذخیره ارزی 8 میلیارد دلار به بخش خصوصی امکانات داده شد ( همشهری 15 اردیبهشت 1384). با اخباری که از اینجا و آنجا می خوانیم، وضعیت کار وبیکاری در ایران در این سالها یعنی به دوره احمدی نژاد اگر بدتر نشده باشد، بهتر نشده است.
دیگر از وابستگی کشوری که بر اقیانوسی از نفت خوابیده ولی هم چنان به واردات بنزین وابسته است دیگر چیزی نمی گویم. نگاهی به دعواهای تازه درباره استفاده غیر قانونی از ارز برای واردات بنزین بیندازید تا عمق این مسئله برای شما روشن شود.
در مطبوعات داخلی كه در سایت های انترنتی در دسترس است می خوانیم كه سیاست پردازان بالاخره پرده ها را كنار زده و رسما اعلام كرده اند كه می خواهند با تفسیر اصل 44 قانون اساسی، یعنی با توسل به برنامة تعدیل ساختاری [خصوصی سازی واحدهای دولتی، كنترل زدائی، حذف یارانه ها و جلب و جذب سرمامه گذاری خارجی ورفرمهای دیگر] مشكلات و مصائب اقتصادی ایران حل نمایند. اگرچه این داستان تازه ای نیست و همان گونه که درموارد مکرر به آن پرداخته ام، به واقع دو باره آزمودن سیاست هائی است که پیشتر به دوره آقای رفسنجانی آن را آزموده بودیم، و بعد به دوره آقای خاتمی دنبال کردیم و حالا هم آمده ایم و لباس این سیاست اقتصادی را عوض کردیم و قرار است با آن شق القمر بکنیم. ولی، همان گونه که در جای دیگر نوشته ام به گمان من، اجرای این سیاست ها در کشوری چون ایران چیزی به غیر از زمینه سازی برای قتل عام اقتصادی نیست[1] با این همه، شماری از مدافعان این برنامة قتل عام اقتصادی در این روزنامه ها این مژده را می دهند كه بالاخره سر از مشكلات اقتصادی ایران در آورده و راه برون رفت را نیزیافته اند. گذشت زمان نشان خواهد داد که چرا این سیاست ها به جای حل مشکلات اقتصادی ایران بر آنها خواهد افزود. ولی برای قابل قبول کردن این مجموعه سیاست ها، زمینه سازی لازم است که به شماری از آنها اشاره می کنم.
حسین بیات در همشهری (82.2.25) ادعا می كند كه «اقتصاد دولتی سرچشمة مافیای قدرت است». اكبر تركان ( همشهری 82.2.24) هم بدون این كه منبعی به دست بدهد مدعی می شود كه «نتایج مطالعات علمی و كارشناسانه اقتصاددانان معتبر جهان نشان می دهد اقتصاد دولتی یكی از عوامل و زمینه های فساد اقتصادی است» و از آن گذشته « نمی توان در یك جامعه ثروت را بطورمساوی بین تمامی اقشار تقسیم كرد» و دلیل اش هم این است كه نه در قانون اساسی چنین چیزی آمده است و « نه در خط مشی های رهبری جامعه دیده می شود». از سوی دیگر می دانیم كه 36 شركت تحت پوشش وزارت نیرو آماده واگذاری به بخش خصوصی است ( همشهری 82.2.23) علاوه بر بانكها كه قرار است واگذار شوند ( همشهری 82.3.26) شركت پتروشیمی هم قرار است 51 درصد سهام خود را به شركت های ایرانی واگذار نماید(همان). در راستای اجرای این سیاست، هم چنین با خبر می شویم كه واردات همه كالاها به جز چای، برنج و شكر وخود رو قرار است آزاد شود (همشهری 82.3.18) البته روشن می شود كه اگرچه واردات خودرو بطور کامل آزاد نخواهد بود ولی فهرستی از خودروهائی كه ورود آنها آزاد خواهد شد بزودی اعلام خواهد شد. از قول وزیر صنایع و معادن می خوانیم كه «بدون حضور شركت های بین المللی بهره برداری از معادن ممكن نیست» (همشهری82.3.3.) یعنی علاوه بر پتروشیمی، معادن هم باید واگذار شوند. و این نکته را هم در یکی از شماره های همشهری خوانده بودیم كه كیش پایگاه مطمئنی برای بیمه های خصوصی است. این را نیز می دانیم كه برنامه خصوصی سازی سازمان آب هم تدوین شده است ( حیات نو اقتصادی، 20 آبان 82). این که در 6 سال گذشته، چه میزان خصوصی سازی کرده اند، خبر دقیق ندارم. ولی حداقل اینها مواردی بود که در روزنامه ها به آنها اشاره شده بود. به غیر از دولت کنونی و حامیانش هم، دیگران تصویر مطلوبی از وضعیت اقتصادی مابه دست نمی دهند.
اگر ادعاهای مدافعان این برنامه كه به عنوان تعدیل ساختاری در كشورهای پیرامونی پیاده می شود درست می بود، دیگر غمی نباید باشد. چون در ایران، هم خصوصی كردن گسترده را در پیش گرفته اند و هم كنترل زدائی از واردات و هم آن گونه كه در روزنامه ها خوانده ایم در كنار حذف بسیاری از یارانه ها، می خواهند بنزین و خیلی اقلام دیگر را نیز به قیمت تمام شده در اختیار مصرف كنندگان قرار بدهند. دروغ چرا، فکر می کردم تا حدودی می دانم که سیاست دولت چیست ولی وقتی خلاصه گفتار تازه آقای رئیس جمهور را در سایت ها خواندم، نمی دانم برنامه چیست؟ آیا قرار است یارانه ها حذف شوند و تا تنها شکل پرداخت اش فرق بکند. به داستان های جذابی كه در این سالها در مطبوعات درج شده دیگر نمی پردازم ولی با اندكی دقت، دامنه خرابكاری اقتصادی كه در پوشش این سیاست ها در حال شكل گیری است روشن می شود. در همشهری ( 82.3.12) می خوانیم كه « واردات گوشت 10 میلیون روستائی را آواره می كند». البته محس ایلچی در انتخاب(82.2.28) اخطار می کند كه اجرای برنامه تعدیل را به خاطر بالارفتن تورم یا بیكاری نباید متوقف كرد چون به قول او این « تب یا گفتمان حاكم بر اقتصاد جهانی» است وبعلاوه، با اجرای این سیاست ها، ایران می خواهد به سازمان تجارت جهانی بپیوندد. حالا در این میان، زندگی مردمی كه همه زندگی شان به مخاطره خواهد افتاد چه می شود مسئله ای نیست كه مورد توجه نویسندگان محترم ما قرار بگیرد.
بدون این که بخواهم به جزئیات بپردازم باید بگویم که در عین حال، بر همگان روشن است كه دو مشكل اساسی اقتصاد ایران، یكی گسترش نابرابری اقتصادی و فقر و دیگری، رشد بیكاری در جامعه است. و آن وقت، پرسش اساسی این است که اجرای این سیاست ها برای تخفیف این دو مشکل اساسی چه پی آمدهائی خواهد داشت.
و اما در باره مولفه های اصلی این دیدگاه چه می توان گفت؟
– خصوصی كردن گسترده
– كنترل زدائی گسترده بار آماده شدن یا آماده كردن شرایط برای پیوستن به سازمان تجارت جهانی
– تشویق سرمایه گذاری مستقیم خارجی
– حذف سوبسید و یا به قول نئولیبرال ها « شفاف كردن» قیمت ها
به دلایل گوناگون براین عقیده ام كه اجرای دوباره این سیاست ها درایران فاجعه آمیز خواهد بود و درآن چه كه می آید می كوشم به گوشه هائی از این مصائب بپردازم.
در برنامه خصوصی كردن بانكها ( شرق 11 آذر 82) قرار بر این شده است كه شعب زیان ده بانك ها تعطیل شوند ( همشهری 11 آذر 82).
خصوصی كردن و واگذاری موسسات دولتی به بخش خصوصی بر خلاف تبلیغاتی كه می شود عمدتا به صورت تقسیم غنایم بین خودی ها انجام می گیرد. آش به قدری شور شده است كه حتی بانك جهانی نیز به دولت ایران هشدار داده است كه ارزان فروشی این واحدها مسئله آفرین خواهد بود ( حیات نو 11 آذر 82). بعلاوه، عبرت آموز این كه به جای واگذاری این موسسات به اشخاص حقیقی و حقوقی، شركت های وابسته به دولت، نهادها و بنیاد ها عمده ترین خریداران این سهام هستند ( حیات نو 10 آذر 82).
از سوی دیگر دولت كه در گذر سالیان به سازمان تامین اجتماعی و صندوق بازنشستگی بدهی بسیار زیادی پیدا كرده است به جای این بدهی ها، شركت های دولتی را به آنها واگذار می كند و این نكته ای است كه مورد انتقاد بانك جهانی هم قرار گرفته است (همان). برای نمونه، اگر چه بر طبل خصوصی سازی می كوبند ول سهام دولت در بیش از 150 شركت بابت تسویه دیون دولت با سازمان تامین اجتماعی، سازمان بازنشستگی كشوری و صندوق ذخیره فرهنگیان واگذار شده نه این كه به اشخاص حقیقی یا حقوقی فروخته شده باشد ( شرق 19 آبان 82)
پی آمد برنامه خصوصی كردن در ایران بر خلاف ادعاها دامن زدن به « فعالیت های غیر رقابتی انحصارهای شبه دولتی» ایران شده است و جالب این كه اگرچه به سرعت واگذاری شدت بخشیده اند ولی لایحة ضد تراست كه از سوی كمیسیون اقتصادی برای رقابت آمیز كردن فعالیت ها تدوین شده هم چنان در بایگانی دولت خاك می خورد و نه فقط برنامه ای برای اجرایش اعلام نشد بلكه لایحه را بدون پذیرش عودت داده اند ( حیات نو 11 آذر 82).
از سوی دیگر، قیمت گذاری این واحدها هم بسیار خودسرانه و فاقد منطق اقتصادی است. سیمان خاش با ظرفیت تولیدی 2000 تن را 129 میلیارد تومان قیمت گذاشته بودند ولی برای سیمان خوزستان كه ظرفیت تولیدی اش 3000 تن است تنها 127 میلیارد تومان قیمت گزارش شده است( همان).
از سوی دیگر اقدامات زیادی در راستای جلب سرمایه گذاری مستقیم خارجی در پیش گرفته اند كه با همة تبلیغات و ادعاها نه فقط موفق نبوده است بلكه دلیلی ندارد موفق شود. حتی تصویب كرده اند كه برای جلب سرمایه خارجی « اعتبارات خاص» نیز اعطاء نمایند ( حیات نو 10 آذر 82). ولی تا به همین جا بر سر پروژه ای برای واگذاری موسسات وابسته به وزارت نیرو بین آن وزارت خانه و وزارت خانه اقتصاد اختلاف افتاده است ( شرق 9 آذر 82). وزارت نیرو خواستار پذیرش شركت های خارجی به هر قیمت است ولی وزارت اقتصاد كل برنامه را با منافع ایران هم خوان نمی داند. البته در عین حال می دانیم كه با همة امتیازات در ده سال گذشته ایران توانسته است در كل 3.7 میلیارد دلار سرمایه خارجی جذب كند ( آفتاب یزد 10 آبان 82) و این در حالی است كه بطور متوسط سالی 2.5 میلیارد دلار سرمایه از ایران فرار می كند ( آفتاب یزد 7 آبان 82). جالب توجه این كه به گفتة وزیر اقتصاد برای رسیدن به اهداف برنامة چهارم سالانه باید بین 12 تا 20 میلیارد دلار سرمایه خارجی وارد ایران شود ( شرق 19 آبان 82).
البته مدافعان این سیاست اقتصادی هم چنان بر این گمان اند كه خصوصی كردن باعث كاهش نرخ تورم در ایران خواهد شد ( آفتاب یزد 15 آبان 82) و اگر چه بر آورد می شود كه تا 4 سال آینده بین 6 تا 8 میلیون بیكار خواهیم داشت ( آفتاب یزد 4 آذر 82) ولی راه تخفیف بیكاری هم به ادعای مدافعان این سیاست ها خصوصی كردن و سرمایه گذاری خارجی است. البته اگر خصوصی سازی برای منافع گروهی و قبیله ای انجام نگیرد و « با نیت خیر باشد». در عین حال این را هم می دانیم كه به گفتة رئیس سازمان بازرسی كل كشور « بیشترین مفاسد اقتصادی در كشور هنگام واگذاری امكانات دولتی به بخش خصوصی روی داده است» ( آفتاب یزد 5 آبان 82). و باز بد نیست توجه داشته باشیم كه حتی بانك جهانی هم عقیده دارد كه واژة خصوصی سازی در ایران بد تعریف شده است ( آفتاب یزد 6 آذر 82). البته این روایت بد تعریف شدن واژة خصوصی سازی منحصر به ایران نیست در دیگر کشورهای پیرامونی هم با همین پدیده روبرو بوده ایم.
و اما در خصوص بیكاری، در طول برنامه سوم برای این كه میزان بیكاری در ایران ثابت بماند باید هر سال حداقل 760 هزار فرصت شغلی ایجاد می شد و این میزان برای سالهای 1382 و 1383 به 904 هزار فرصت شغلی افزایش می یابد. یكی از نمایندگان محلس می گوید كه «در سال (حتی) بین 300 تا 500 هزار فرصت شغلی هم ایجاد نمی شود» (آفتاب یزد 4 آذر 1382) و از منبع دیگری می دانیم كه در طول سه سال اول برنامه سوم بطور متوسط سالی 497 هزار فرصت شغلی ایجاد شده است. به عبارت دیگر اگر سه سال را ملاك قرار بدهیم در طول همین مدت نزدیك به 790 هزار نفر به تعداد بیكاران افزوده شده است. و اما این روایت میزان بیكاری نیز به نوبه بسیار خواندنی است. اگر چه رسما اعلام شد كه میزان بیكاری در 1381 معادل 14.3 درصد بوده است ( آ‏فتاب یزد 8 آبان 1382) ولی ده روز بعد رئیس بانك مركزی میزان بیكاری را 11 درصد اعلام نمودو معاون رئیس جمهور هم عقیده دارد كه میزان بیكاری در واقع 12.6 درص می باشد ( شرق 18 آبان 1382).
و اما از مشكلات اقتصادی دولت، از سوئی درآمدهای دولت تحقق نمی یابد و برای نمونه در 1382 كسری بودجه دولت معادل 40 هزار میلیارد ریال است (آفتاب یزد 6 آبان 1382) كه قرار شد نه با استقراض از بانك مركزی – چاپ پول- بلكه با كاستن از هزینه ها صرفه جوئی شود. قبل از آن به مقوله كسری بودجه بپردازم همین جا بگویم كه كسری هزینه ها حداقل دو پی آمد به دنبال خواهد داشت:
– افزودن بر میزان بیكاری. حتی در پیش نویس برنامه چهارم آمده بود كه قرار است تعداد كارمندان دولت به نصف تقلیل یابد و نزدیك به2 میلیون نفر از كارمندان دولت بیكار شوند ( شرق 8 آذر 82)
– افزودن بر قیمت فرآورده ها و خدمات دولتی كه بدون تردید باعث تشدید مارپیچ تورمی خواهد شد.
ناگفته روشن است كه تورم داخلی با بخش دیگری از برنامه اقتصادی دولت، رونق صادرات،‌در تناقض قرار خواهد گرفت.
و اما در باره كسری بودجه دولت، می دانیم كه 70 درصد بودجه دولت به طور مستقیم به درآمد نفت وابسته است ( شرق 4 آذر 1 382) و تازمانی كه این وابستگی ادامه پیدا كند و دولت در ایران وابستگی خود واقتصاد ایران را به دلارهای نفتی قطع نكند و برای خویش منبع درآمدهای غیر نفتی – مالیاتی پیدا نكند مخاطرات سیاسی و اقتصادی بسیار اجتناب ناپذیر خواهد بود.
درباره وابستگی کنونی بودجه به نفت اطلاعات یک دست نداریم، اگر ادعای آقای رئیس جمهور حجت باشد، این میزان کاهش یافته است ولی اگر ادعای دیگران درست باشد که در این چند سال گذشته، این وابستگی بیشتر شده است. و اما، یکی از سیاست های مخربی که به همت مرحوم نوربخش درایران مد شد فروش دلارهای نفتی برای رسیدن به درآمدهای ریالی بود. فقط برای اطلاع می گویم که میزان این درآمدها در 1376 اندکی بیش از 10428 میلیاردریال بود ولی 4 سال بعد در 1380، دولت ازطریق فروش دلار بیش از 52445 میلیاردریال درآمد ریالی کسب کرد[2].
وقتی چنین سیاست مخربی مورد پذیرش قرار می گیرد، از دو حال خارج نیست، یا باید دلارهای نفتی بیشتری در این بازار فروخت و یا باید ریال بی زبان را بی ارزش تر کرد و به نظر می رسد که سیاست پردازان ایرانی سیاست دومی را در پیش گرفته بودند و قرار شد برای سال 84، 16 میلیارد دلار به قیمت دلاری 8400 ریال به فروش برسد تا 134400 میلیارد ریال درآمد به دست آید.
– زیان سیاسی وابستگی دولت به دلارهای نفتی به جای تكیه بر درآمدهای مالیاتی، این است كه عدم پاسخگوئی دولت به مردم ادامه می یابد. به عبارت دیگر، دولتی كه از مردم مالیات نمی گیرد در مقابل همان مردم مسئولیتی هم نمی پذیرد و به خصوص خود را ملزم به پاسخگوئی نمی بنید. مردم هم وقتی مالیات نپردازند در باره شیوة عملكرد دولت به آن حدی كه باید سخت گیر نخواهند بود. این بلیه ایست كه در زمان شاه هم وجود داشت.
– خسران اقتصادی. از جمله این است كه دولت هر چند گاه یك بار برای افزایش درآمدهای ریالی خود- كه عمدتا با فروش دلارهای نفتی در بازار آزاد به دست می آید- موجبات كاهش بیشتر ارزش ریال را فراهم خواهد كردو این البته كاری است كه از اواسط دهه 60 به دفعات از سوی دولت – به ویژه درطول ریاست كلی نوربخش رئیس پیشین و متوفی بانك مركزی صورت گرفته است. ناگفته روشن است كه تورم ناشی از اجرای چنین سیاستی فشار بیشتری بر اقشار آسیب پذیر جامعه وارد می سازد. از آن گذشته، میزان ریالی تعهدات روزافزون خارجی را بیشتر خواهد كرد.
البته در حال حاضر، وضع ارز و بهای ریالی آن به جائی رسیده است كه احتمالا افزایش بیشتر بر آن بسیار مخاطره آمیز خواهد شد و احتمالا به همین خاطر است كه مدافعان این سیاست ها با كلی تبلیغ و بازاریابی حذف سوبسید انرژی را در دستور كار خویش قرار داده اند. و آن گونه كه از قرائن بر می آید قرار است قیمت بنزین 300 درصد افزایش یابد ( آفتاب یزد 8 آبان 1382) و اگر مجلس موافقت نماید قیمت بنزین لیتری 200 تومان خواهد شد ( آفتاب یزد 5 آبان 1382). البته خبر داریم که دولت آقای احمدی نژاد از قرار برروی بنزین لیتری 400 تومان توافق کرده است! علاوه بر كسری روزافزون بودجه دولت، تعهدات خارجی به مرز 30 میلیارد دلار رسید ( آفتاب یزد 6 آذر 1382) و به یقین رقم واقعی از این میزان بسیار بیشتر است.
شمه ای هم در بارة كنترل زدائی ها بگویم و این روایت دردآلود را تمام كنم..
معاون وزیر اقتصاد ادعا می كند كه « با پیوستن به بازار تجارت جهانی اقتصاد ایران به شكوفائی اعلا خواهد رسید» ( آفتاب یزد سوم آبان 82) ولی یك استاد اقتصاد دانشگاه معتقد است كه تشویق های صادراتی بدون افزایش توان تولید بی فایده است و ادامه داد « وقتی بیشتر حجم كالاها و محصولات مورد نیاز خود را وارد می كنیم وعملا چیزی در كشور تولید نمی شود چگونه توقع افزایش صادرات غیر نفتی داریم» ( همان).
ازاین مقوله كمبود و پائین بودن توان تولید كه بگذریم این را هم می دانیم كه براساس ارزیابی مجمع جهانی اقتصاد، ایران در بین 102 كشور جهان از نظر رقابت پذیری جائی ندارد یعنی از این دیدگاه وضعیت ایران از موزامبیك، هندوراس، مادگاسگار، زیمبابوه، بنگلادش، مالی، آنگولا، چاد، هائیتی هم نامطلوب تر است ( آفتاب یزد 10 آبان 82). یعنی با این توان رقابتی، پی آمد بازكردن در های اقتصادی مملكت به روی واردات انهدام تتمه بینه اقتصادی و صنعتی مملكت است. البته این را نیز می دانیم كه ایران در پائین ترین سطح بهره وری نیروی انسانی در آسیا قرار دارد (شرق 11 آذر 82). در همین راستا، برای نمونه می دانیم كه در 7 ماه اول 1382 اگرچه 15 میلیارد و 206 میلیون دلار واردات داشتیم كه نسبت به 7 ماه مشابه در سال قبل 31 درصد افزایش نشان می دهد ولی صادرات كشاورزی ایران با 50.5 درصد افزایش در همین مدت فقط 666 میلیون دلار بوده است ( آفتاب یزد 15 آبان 82). به عبارت دیگر، مشكل اساسی اقتصاد ایران این است كه در برابر نزدیك به 30 میلیارد دلار واردات سالانه تنها 4 یا حداكثر 5 میلیارد دلار صادرات غیر نفتی دارد یعنی 25 میلیارد دلار از هزینه های مردم در اقتصاد ایران اشتغال آفرینی ندارد. البته به غیر از اندك شمار دلالان و تجار بازاری كه در این دست معاملات شركت دارند. از سوی دیگر خبر داریم كه برآورد می شود كه در پایان برنامة چهارم میزان واردات 42.1 میلیارد دلار می شود و دربرابر آن با همة برآوردهای غیر واقع بینانه، میزان صادرات غیر نفتی تنها 13 میلیارددلار خواهد بود. یا به عبارت دیگر كسری واقعی تراز پرداخت های ایران سالی نزدیك به 30 میلیارد دلار می شود كه از كل واردات در ابتدای برنامة چهارم بیشتر است ( شرق 11 آبان 82). جالب توجه این كه در 8 ماه اول سال 82 واردات بیشتر از 17 میلیارد دلار و میزان صادرات غیر نفتی كمتر از 4 میلیارد دلار بوده است ( دنیای اقتصاد 12 آذر 82). یعنی در همین 8 ماه، برای 13 میلیارد دلار از مصرف در اقتصاد ایران در داخل شغلی ایجاد نشده است. البته خبر داریم که دردوره آقای احمدی نژاد میزان واردات به ایران رشد چشمگیری داشته است.
و اما از سیاست پردازی تجاری، از سوئی اعلام می شود كه « به منظور حمایت از صنایع داخلی تعرفه واردات پارچه و لوازم خانگی كاهش می یابد» ( آفتاب یزد 3 آذر 82). در حالی كه در همه جای دنیا وقتی می خواهند از صنایع داخلی حمایت كنند- نمونه سیاست دولت امریكا در افزودن بر تعرفه وارداتی فولاد- میزان تعرفه را افزایش می دهند. از سوی دیگر ورود پنبه به ایران را ممنوع كرده اند. و این سیاست پردازی در حالی است كه می دانیم پنبه مورد نیاز صنایع نساجی داخلی سالی 200 هزار تن است و میزان تولید داخلی نیز تنها 85 هزار تن است. در نتیجه، بهای پنبه خام از كیلوئی 8000 ریال به 12000 ریال افزایش یافت ( آفتاب یزد 26 آبان 82). اگر چه مدت زمان زیادی از اجرای این سیاست های « آزاد» سازی نمی گذرد ولی باخبرشده ایم كه در نتیجه كاهش تعرفه، از 15 واحد تولید تلویزیون در ایران 5 واحد تعطیل و 5 واحد دیگر نیمه فعال شده و تنها 5 واحد فعالیت دارند ( شرق 11 آذر 82). البته این برنامه های خرابکاری اقتصادی بسیار گسترده تر است.
برای « ایجاد بازار» در صنعت برق، نیروگاه زرگان به بنیاد مستضعفان واگذار شد ( آفتاب یزد 3 آذر 82). علاوه بر خصوصی كردن صنعت بیمه، شورای تشخیص مصلحت نظام سرگرم بررسی برنامة خصوصی سازی فولاد مباركه است چون براساس قانون اساسی صنایع فولاد را نمی توان به بخش خصوصی واگذار كرد ( آفتاب یزد 27 آبان 82).
با همة امتیازاتی كه به شركت های خارجی داده می شود شركت بریتیش پترولیوم حاضر به سرمایه گذاری در ایران نشد و سخنگوی دولت كه در باره جذابیت فوق العاده ایران برای شركت ها سخن می گفت در پاسخ خبرنگاران گفت علت را از خود شركت بپرسید. براساس گزارش دیگری می دانیم كه شركت های ایتالیائی هم از ایران رفته اند (آفتاب یزد، 8 آبان 82 ).
البته با آن چه از تحولات سیاسی ایران می دانیم، عکس العمل شرکت های خارجی جز این نمی توانست باشد. حتی اگر دولت های اروپای غربی بخواهند با نادیده گرفتن تحولات سیاسی، در اقتصاد ایران فعال بشوند، بعید است که بتوانند شرکت های فراملیتی را به سرمایه گذاری در جامعه ای که از دید آنان ناامن است و ریسک سیاسی بالائی دارد وادار سازند. یعنی می خواهم براین نکته تاکید دوباره ای کرده باشم که مشکل ما، همان گونه که پیشتر گفته ام انتخاب عمرو به جای زید نیست. ساختار سیاست پردازی و ساختار تصمیم گیری های عمده و اساسی باید متحول شود و اگر این ادعای من راست باشد، به واقع تفاوتی نمی کند که در انتخابات بعدی، به آقای خاتمی رای می دهیم یا به همین آقای احمدی نژاد و یا به آقای کروبی و یا به دیگری…. این البته ادعائی است که درستی/نادرستی اش تنها با گذشت زمان روشن خواهد شد.

[1] بنگرید به مقدمه ای که بر کتاب جهانی کردن فقر وفلاکت و استعمار پسامدرن نوشته ام.
[2] Central Bank of the Islamic Republic of Iran, Annual Review, 1380, table 47, p. 58

No responses yet

Jun 18 2013

از حرم تا حرم در شب پیروزی انتخابات: کشف حجاب دختران در مشهد، شعار سیاسی فاتحان در قم + ویدئو

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

رادیوفرانسه:

یک دختر و پسر در حال رقص، در شب پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری

پس از پیروزی حسن روحانی در انتخابات، همه منتظر به راه افتادن کارناوال های شادی در ایران بودند. اما هیچ کس فکر نمی کرد تمامی قوانین سفت و سخت مذهبی که جمهوری اسلامی سالها با چنگ و دندان «کمیته» و بسیج، و این سالهای آخر تحت نام «گشت ارشاد» سعی بر حفظ آنها داشته، در اکثر شهرها به خصوص در مذهبی ترین شهرهای ایران از جمله مشهد و قم نادیده گرفته شوند.
در شهر مشهد در چند کیلومتری مقبره هشتمین امام شیعیان، دختر و پسری با هم در خیابان میرقصند، در قم دختران و پسرانی در کنار هم فریاد موسوی، موسوی سر میدهند. در اهواز، رقص جنوبی دختران و پسران همراه با صدای تمپو در خیابانهای شهر پیچ و تاب میخورد و حتی جوانان شهر کوچکی مانند دزفول، که کاندیدای تندرویی مثل سعید جلیلی به رای آنان امیدوار بود، در خیابان ها به رقص و پایکوبی پرداختند.

ویدویی از رقص یک زوج، در شهر مذهبی مشهد

به نظر میرسد در کوچه پس کوچه های مذهبی ترین شهرهای ایران روندی در جریان است که جز جوانان همان کوچه ها و خیابان ها کسی از آن خبر ندارد.

زنان و مردان در کنار هم و دست در دست هم در خیابان های تهران پس از اعلام رسمی پیروزی روحانی در انتخابات به شادی میپردازند
شرکت کننده

«قبح خیلی چیزها شکسته است»
سپیده یک دانشجوی ساکن مشهد است:

شهرهای مذهبی مانند مشهد به خاطر جو خفقانی که دارند، خیلی پر شورتر از دیگر شهرها در برنامه های شادی خودنمایی می کنند ولی در مخالفت ها و درگیریها کمتر حضور دارند.
به عنوان نمونه باید بگویم من در ویدئوهایی که از دیگر شهرها منتشر شد ندیدم که دخترها در خیابانها برقصند و شال و روسری خودشان را بردارند اما در شهر مشهد شاهد این اتفاقات بودم. میزان خوشحالی و رقص و پایکوبی بسیار زیاد بود، به حدی که یک نفر ایستاده بود و جلوی ماشین ها را میگرفت و میگفت اول باید برقصید تا بتوانید رد شوید. من حتی خودم یک دختر خانم را دیدم که دکمه های مانتو اش را باز کرده بود و شالش را در آورده بود و پسرها او را روی دست بلند کرده بودند.
البته تعداد رقصنده زن خیلی خیلی کم و انگشت شمار بود و بیشتر مردها میرقصیدند. دخترها از ترس اینکه از آنها فیلم برداری شود، نمی رقصیدند یا با احتیاط در کوچه پس کوچه ها این کار را میکردند. بسیاری از دیدن این صحنه ها تعجب کرده بودند.
پیرمردها و پیرزنها هم بودند و همه به هم تبریک میگفتند و میرقصیدند.
نکته قابل توجه این بود که من هیچ اعتراضی از سوی افراد مذهبی به این اتفاقات ندیدم. حتی زنهای چادری فقط دست میزدند و میخندیدند اما اعتراضی نمیکردند.
این اتفاقات در شهر مشهد بی سابقه بود. در انتخابات سال 88 مردم به مدت دو هفته هر شب در خیابان رقص و پایکوبی داشتند و از میرحسین موسوی حمایت میکردند اما شادی آن سالها با امسال قابل مقایسه نبود. قبح خیلی چیزها شکسته شده… به نظرمن تحول بزرگی رخ داده است.
مردم متحول شده اند، مدرن تر شده اند اما هنوز آماده نیستند که انقلاب اجتماعی داشته باشند. به راحتی در برابر پلیس عقب میکشند، ترس هنوز در وجودشان هست. ما زمانی میتوانیم یک انقلاب اجتماعی داشته باشیم که از کسی یا چیزی نترسیم.


شادی مردم قم در پی پیروزی روحانی در انتخابات و سر دادن شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد

ما در شهرهای مذهبی اکثرا خانواده های سنتی داریم که در این خانواده ها پدرسالاری و دیکتاتوری مردها حاکم است، اما این مسایل در حال عوض شدن است ولی نه در کوتاه مدت.
دختری که در چنین خانواده ای بزرگ شده وقتی ازدواج میکند تبدیل به یک مبارز میشود و در برابر زورگویی های احتمالی شوهرش می ایستد و بعد طرد میشود و طلاق میگیرد. البته تعداد دخترانی که چنین سرنوشتی دارند، کم است. چرا که تعداد پسرهایی که در این مسیر مبارزه میکنند در حال افزایش است. آنها هم دیگر دیکتاتوری پدرهای خود را نمی پذیرند و به همین علت در خانواده های مذهبی اختلافات بیشتر شده… به همین علت دخترهای خانواده های این چنینی ترجیح میدهند زودتر ازدواج کنند.
ما شرکت دخترهایی را در این شادی ها دیدیم که هشت سال پیش پدرهایشان به آنان اجازه نمیدادند تا دیروقت بیرون از خانه بمانند.
به نظر من شهر مشهد در ظاهر مذهبی است اما در واقع، مردم آن آزادیهای بیشتر می خواهند.
در واقع مردم مجبور اند به ظاهر حجاب داشته باشند و مذهبی باشند. اما آنها شاید شرطی شده و یا از ترس این کار را میکنند.
در میان دوستان من، تعداد کمی هستند که به اعمال مذهبی خود واقعا اعتقاد و باور داشته باشند.
من آنها را میبینم که از ترس پدر و مادر و یا حکومت این کار را میکنند.
آنها خواستار آزادی هستند، آنها میخواهند به اعتقاداتشان اهمیت داده شود.
از طرف دیگر من شاهد اعتراض بعضی ها به شادی و پایکوبی مردم هم بودم. شادی هایی از این دست میتواند به بازتولید گروه های تندرو مذهبی به اسم گروه های فشار و حزب الله بینجامد، با این حال من فکر میکنم که عمر این گروهها به پایان رسیده و حتی به فرض این که باز شکل بگیرند، دوامی نخواهند داشت.

ویدوی رقص مردم در دزفول

سپیده

No responses yet

Jun 17 2013

حدادعادل: مردم پاسخ فتنه‌گران 88 را دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

فرارو: رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی گفت: زمستان فتنه۸۸ گذشت و روسیاهی آن به زغال ماند و این بار ملت با پاسخ به فتنه‌گران از امانت‌داری نظام دفاع کرد.

به گزارش تسنیم، غلام‌علی حدادعادل رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی در نطق پیش از دستور خود در سخنانی، گفت: خداوند متعال را شکر می‌کنم که چنین توفیقی نصیب ملت ایران کرد که پیروز میدان انتخابات شدند.

وی ادامه داد: همچنین در این زمینه باید به حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی به‌دلیل اینکه توانست اعتماد ملت را با موفقیت جلب کند تبریک می‌گویم.

نماینده مردم تهران در مجلس افزود: انتخابات ایران نشان داد که ملت ایران ملتی بافرهنگ و بافضیلت است و همچنین دارای هوشمندی و بصیرت اجتماعی و سیاسی است. امنیت انتخابات نشان داد که دموکراسی در کشور وجود دارد و این انتخابات معرف مردم‌سالاری دینی است که سرمایه‌ای است که امام(ره) برای ما به یادگار گذاشته است.

حدادعادل افزود: مشارکت چشم‌گیر مردم پای صندوق‌های رأی نشان داد که مردم به نظام اسلامی اعتقاد دارند، همان‌طور که رهبر انقلاب نیز پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 88 فرمودند: “جمهوری اسلامی اهل تقلب نیست” و مردم ثابت کردند که به این موضوع اعتقاد دارند.

وی در همین زمینه تأکید کرد: این انتخابات با همان شورای نگهبان و همان دولتی که در سال 88 انتخابات را برگزار کرد، برگزار شد. تعداد آرایی که سبب شد تا انتخابات به دور دوم کشیده نشود، حدود 350 هزار رأی از مجموع بیش از 36 میلیون رأی بود که نباید فراموش کنیم این همان نظامی است که 4 سال قبل اختلاف 11 میلیون رأی میان نفر اول و دوم را اعلام کرد و مظلومانه به تقلب متهم و شیرینی انتخابات به کام ملت تلخ شد که ملت در این دوره از انتخابات ثابت کرد که آزادی در جمهوری اسلامی وجود دارد و از آن دفاع کرد.

نماینده مردم تهران در مجلس افزود: زمستان فتنه 88 گذشت و روسیاهی آن به زغال ماند و این بار ملت با پاسخ به فتنه‌گران و با تکرار آن شیرینی از امانت‌داری نظام دفاع کرد. امیدواریم آقای روحانی به‌عنوان رئیس‌جمهور منتخب ملت ایران در خدمت به مردم بزرگوار ایران موفق باشد و به شعارهای انتخاباتی خود در مستقل بودن و عقلانیت جامه عمل بپوشاند و با گسترش امنیت و‌ آرامش به حل مشکلات و به‌ویژه مشکلات اقتصادی که مهمترین مشکلات کشور است رسیدگی کند.

حداد عادل تصریح کرد: ملت از رئیس‌جمهور آینده انتظار دارد که پاسدار استقلال کشور و انقلاب اسلامی و پیرو ولایت فقیه باشد ملت انتظار دارد که رئیس جمهور آینده از همه ظرفیت‌های دیپلماسی در مذاکره با بیگانگان و سلطه‌گران حافظ منافع و مصالح ملی کشور باشد.

وی در همین زمینه تأکید کرد: ما نمایندگان مجلس و از جمله نمایندگان فراکسیون اصولگرایان مجلس آمادگی خود را برای هرگونه همکاری و تعامل بین مجلس و دولت آینده اعلام می‌کنیم و امیدواریم که آقای روحانی که سابقه 5 دوره نمایندگی مجلس را در کارنامه سیاسی خود دارند سازوکار مناسبی برای تعامل به‌وجود آورد.

رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس افزود: مقام معظم رهبری در سخنرانی نوروزی خود در مشهد مقدس رئیس جمهور آینده را به حفظ توانایی‌ها و مزیت‌های دولت گذشته و پرهیز از مشکلات خواندند که با نگاهی به گذشته ما رئیس جمهور منتخب را به مقابله با اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی و وادادگی فرهنگی دعوت می‌کنیم.

حداد عادل در همین زمینه افزود: ما رئیس جمهور آینده را دعوت می کنیم به اینکه مراقب باشد در دولت آینده به مخالفان حکومت دینی و معاندان و نظریه‌پردازان مخالف نظام اسلامی میدان عمل داده نشود. ما از رئیس جمهور آینده انتظار داریم که بر طبل اختلاف و تضاد و ستیزه نکوبد و در پی تحکیم وحدت قوای سه‌گانه و همین طور تأمین وحدت میان گروه‌ها و قشرهای مختلف مردم باشد.
وی با بیان اینکه از رئیس‌جمهور آینده انتظار می‌رود تا به مبارزه با مفاسد اقتصادی بکوشد، گفت: از رئیس‌جمهور آینده انتظار داریم تا در انتخاب افراد در کابینه‌اش، خود را محدود به جریان خاصی نکند و افرادی را به مجلس معرفی کند که به مبارزه با مفاسد اقتصادی اعتقاد داشته باشد.

رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس خاطرنشان کرد: نمایندگان مجلس امیدوارند که در دولت آقای روحانی امید به جامعه و تدبیر در رفتار دولت حکم‌فرما شود و با شروع کار دولت جدید فصل جدیدی در انقلاب پدید آید. اطمینان داشته باشید که در این مسیر ما با شما همراه، همدل و همکار خواهیم بود.

No responses yet

Jun 17 2013

با شکایت علی لاریجانی و محمدعلی پورمختار احمدی نژاد به دادگاه احضار شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان تهران محمود احمدی نژاد رئیس دولت دهم را به دادگاه احضار کرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت علی لاریجانی رئیس قوه مقننه و محمدعلی پورمختار رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس، از جمله شاکیانی هستند که آقای احمدی نژاد بر مبنای شکایت آنها به دادگاه احضار شده است.

پایگاه اطلاع رسانی دولت نوشته که موضوع اتهامات مطرح علیه رئیس جمهور در احضاریه مشخص نشده و یادآوری کرده که “طبق قانون اساسی افراد عادی هم باید از اتهام خود آگاه باشند”.

این سایت افزوده است: “ارسال احضاریه دادگاه کیفری استان تهران در حالی انجام شده که هیچ تحقیق مقدماتی صورت نگرفته و از اساس ماهیت شکایت و دلایل آن معلوم نیست.”

تاریخ رسیدگی به شکایت از رئیس جمهور، ۵ آذر ۱۳۹۲ تعیین شده که حدود ۶ ماه بعد از ابلاغ آن و ۴ماه پس از پایان دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد است.

به نوشته پایگاه اطلاع رسانی دولت، “پیش از این نیز احضاریه هایی برای رئیس جمهور ارسال شده است”.

No responses yet

Jun 17 2013

امکان حضور همسر در کنار زن باردار هنگام زایمان در بوشهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

استان بان: سعید کشمیری٬ رئیس بیمارستان «شهدای خلیج فارس» بوشهر گفت: «با فراهم شدن امکان انجام زایمان فیزیولوژیک در بوشهر، همسران هم می‌توانند در کنار زنان باردار به هنگام زایمان حضور داشته باشند.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .