اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for September, 2013

Sep 26 2013

تابستان ۱۳۶۷؛ گسستی بین دو نسل

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: قتل‌عام تابستان ۶۷ کودتایی بسیار وحشتناک‌تر از کودتای ۲۸ مرداد ٣٢ بود که از سال ۶۰ آغاز شده بود. این کودتا با قدرت گرفتن نیروهای راست در حاکمیت شکل گرفت البته با یاری عوامل اطلاعاتی غرب، بازماندگان و وابستگان به سلطنت و ساواک، به بهانه عملکرد نیروهای سیاسی تندرو و افراطی، همزمان با تجاوز نیروهای عراقی در تابستان ۵۹.

این نیروها گرچه از سال ۵۷ تا ۶۰ همه تلاش‌ها و راه‌ها را با ترورها و قتل‌های مخفیانه، کشتارها و جنگ‌های منطقه‌ای (۱) و کودتاهای نافرجام(۲) آزمودند، ولی چرخش واقعی اوضاع از سال ٦٠ با غیرقانونی کردن و سرکوب همه نیروهای سیاسی خارج از حکومت آغاز و در تابستان ٦٧ تکمیل شد. از آن به بعد است که همزمان با ترور  باقیمانده مخالفین برجسته در داخل وخارج و اغماض کامل غرب، سکوتِ مرگِ کودتایی بر جامعه حاکم شد؛ شکاف بین دو نسل همانند کودتای ٢٨ مرداد آغاز شد و بعدها اصلاح‌طلبان حکومتی تنها آلترناتیو شدند.

نسل جوان و دانشجویانی که با تمام وجود در انقلاب ۵۷ شرکت کردند خود قربانی نیروهایی مذهبی شدند که انحصارطلبانه حاکم شدند. آن نسل در حالی که به شدت تحت پیگرد و سرکوب حکومت شاه بودند، پس از انقلاب با نیرویی صدها مرتبه وحشیانه‌تر، بی‌رحمانه‌تر و جنایتکارانه‌تر سرکوب شدند؛ به زندان افکنده شدند؛ شکنجه شدند؛ از تحصیل و حقوق اجتماعی محروم شدند؛ به تبعید رفتند؛ و سرانجام فعال‌ترین‌شان در اعدام‌های دهه ۶۰ و قتل‌عام تابستان ۶۷ نابود شدند.

آنها حتی فرصت آن را نیافتند تا به نسل جوان امروز و فرزندان خویش بگویند که بر آنها چه گذشت و چگونه امید و آرزوهای آنان به مسلخ انحصارطلبی و تحکیم حکومتی دیکتاتوری-مذهبی برده شد؛ به طوری که بسیاری از جوانان امروز حتی پدران و مادران خویش را سرزنش می‌کنند که چرا انقلاب کردید که ما اسیر چنین حکومتی شویم. غافل از اینکه اگر جوانان امروز «اسیر»ند، این نتیجه مستقیم «قربانی شدن» پدر و مادرهایشان درهمین حکومت است.

در حکومت شاه، نسل جوان دیروز، همچون امروز، توسط کمیته‌های انظباطی از دانشگاه اخراج یا تا چند ترم از تحصیل محروم می‌شدند؛ در دانشگاه‌ها گارد ضد شورش همواره حضور داشت و به کوی دانشگاه هم حمله می‌شد؛ بسیاری از دانشجویان با حمله نیروهای امنیتی به اوین برده می‌شدند؛ دانشجویان برای اخطار به دفاتر ساواک فراخوانده می‌شدند؛ و دفاتر و واحدهای صنفی-دانشجویی غارت می‌شد.

آنها برعلیه دیکتاتوری فاسد دربار و شاه که دست نشانده کودتاگران ٢٨ مرداد بود انقلاب کردند. ولی خیلی زود، نیروهای راست مذهبی که در زمان شاه نسبتاً آزاد بودند، انتقامی بسیار وحشتناک از نیروهای جوان انقلابی گرفتند همان اعمال را تکرار کردند.

به دلیل پایگاه ناچیز حکومت در دانشگاه‌ها، چماقداران حزب‌اللهی در سال ۵۹ به دانشگاه حمله کردند. عده زیادی کشته و زخمی شدند. به ناچار دانشگاه‌ها برای بیش از دو سال تعطیل شد و شوراهای دانشگاهی متشکل از دانشجویان، استادان و کارمندان منحل شدند.

در این مدت تصفیه عظیمی صورت گرفت. مدتی پس از تعطیل دانشگاه‌ها زمینه‌سازی برای سرکوب همه نیروهای سیاسی آغاز شد. در مخالفت با صلح پس از بیرون راندن نیروهای عراقی در سال ۶۱، میلیون‌ها تن از جوانان به مسلخ جبهه‌های جنگ فرستاده شدند. تا پذیرش اجباری صلح در آستانه قتل‌عام، کشوری ویرانه با بیش از یک میلیون کشته و زخمی و میلیون‌ها آواره به جا ماند.

این شرایط فرصت مناسبی به دست نیروهای راست حاکمیت داد که به بهانه‌های مختلف با سوءاستفاده از خطاها، افراطی‌گری‌ها، انحصارطلبی‌ها و جدایی‌ها، گروه‌های سیاسی را یکی پس از دیگری سرکوب، غیرقانونی و نابود کنند.

زندان‌ها به مسلخ نسل جوانانِ دگراندیش، شکنجه‌گاه‌هایی قرون وسطایی و ماشین تواب‌سازی بدل شدند. زندانیان سیاسی زمان شاه، که برخی شان همچون نلسون ماندلاهای ایران ٣٠ سال سابقه زندان داشتند، هدف انتقام‌گیری وحشتناکی شدند که کمتر کسی از آن جانِ سالم به در برد.(۳)

طی دوسال قبل از پذیرش صلح، برای نابودی گروه‌های سیاسی دگراندیش برنامه‌ریزی می‌شد و فهرست سیاه چهار هزار و ۸۰۰ نفره‌ای برای قتل‌عام تهیه شده بود. در آستانه صلح، بهترین موقعیت برای ضربه آخر و برقراری حکومت مطلقه ولایت فقیه کنونی فراهم شد تا ایران در آینده به چیزی مشابه شیخ‌نشین‌ها البته از نوع شیعی آن تبدیل شود.

جهان هنوز در جنگِ سرد بین سوسیالیسم و سرمایه‌داری بود. قربانی کردن نیروهای چپِ مارکسیست، چپِ اسلامی و نیروهای ملی در کشوری نفت‌خیز به مثابه چراغِ سبز و پیشکشی بود برای مطمئن کردن غرب از تغییر جبهه حکومت.

قبول صلح جامعه جهانی را به شدت خرسند کرده بود به طوری که حتی سازمان‌های ملل، عفو بین‌الملل و دیده‌بان حقوق بشر هم صدایشان در نیامد که چنین قتل‌عامی رخ داده یا در جریان است. همه دعوت به سکوت می‌شدند تا از ایران برای پایان طولانی‌ترین جنگ قرن بیستم استقبال شود.(۴)

در عرصه داخلی هم طبیعی بود که مردمی خسته، از پایان جنگی هشت ساله به شدت استقبال کنند و نفسی به راحتی بکشند. هیچ‌کس را یارایی و توانِ پرداختن به چنین قتل‌عامی نبود. شعر «زمستانِ» اخوان ثالث که پس از کودتای ٢٨ مرداد سروده شده بود زمزمه می‌شد:

سلامت را نمی‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر، درها بسته، سرها درگریبان، دست‌ها پنهان
نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین

و شجریان «بر آستان جانان» حافظ را خواند که اشک‌هامان را جاری ساخت:

قد خمیده ما سهلت نماید اما
برچشم دشمنان تیر از این کمان توان زد
درویش را نباشد برگِ سرای سلطان
ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان زد

قربانیان، خانواده‌هایشان و جان به دربردگان می‌بایست این بار را به تنهایی بردوش می‌کشیدند. حتی تا سال‌ها نه در جامعه جهانی و نه در داخل کشور کسی حاضر نبود به چنین موضوعی بپردازد.(۵)

پس از آن، حکومت اسلامی سرمست از یکه تازی خویش، قانون اساسی را تغییر داد و ولایت فقیه را بسیار مطلقه‌تر از پیش کرد و بازگشت سرمایه‌داران و مالکان و خصوصی‌سازی را تسهیل و تضمین کرد. بازماندگان پراکنده نیروهای مخالف، این بار هدف ترورها و قتل‌های زنجیره‌ای در داخل و خارج از کشور واقع شدند.(۶)

با توجه به استقبال جامعه جهانی از پذیرش صلح، با دست بازتر و تحت پوشش دیپلماتیک، جنایتکاران عازمِ خارج از کشور شدند. در داخل نیز هیچ مانعی در برابرشان نبود. شبکه جنایتکاران در جهان گسترده شد؛ ضمن آنکه با غارت ثروت ملی به مافیایی ثروتمند بدل شده و سرمست از قدرت و بی‌قانونی دیگر مانعی در برابر خود نمی‌دید.

در چنین شرایطی بود که نسل جدید رشد کرد و حتی از پدران خویش بیگانه و بی‌خبر ماند. اصلاح‌طلبان حکومتی برروی دریای خون دیگر نیروهای سیاسی و دگراندیشان شدند ناخدای کشتی نجات. آنها شدند قبله آمال جوانان کشور در سایه بی‌خبری و بی‌اطلاعی؛ در حالی که گروه‌های سیاسی با انحصارطلبی مشغول انشعابات متعدد بودند و هیچیک دیگری را تحمل نمی‌کرد نه در جامعه، نه در زندان و نه حتی تا زیر طنابِ دارِ قتل عام.

درس بزرگی گرفتم زمانی که دیدم زندانیان سیاسی، نه فقط از گروه‌های مختلف بلکه از یک گروه هم، حتی حاضر نبودند با یکدیگر گفتگو کرده و روابط انسانی برقرار کنند، با یک طناب به دار آویخته شدند. متأسفانه این داستان هرچند کمتر ولی همچنان ادامه دارد. ما هنوز داریم می‌آموزیم که حقوق بشر فراگیر است، انسان نیازمند تجربه است، تغییر می‌کند و عقایدش نیز. به همه باید فرصت برابر داد و با همه باید انسانی رفتار کرد.

با کمال تأسف هنوز برای عده‌ای خون برخی از شهدا رنگین‌تر از دیگران است؛ برخی‌ها مراسم یادبود و سالگرد را گروهی و عرصه سوءاستفاده سیاسی می‌کنند نه فعالیت حقوق بشریِ فراگیر؛ برخی لبه تیز حمله‌شان را نه به سوی حکومت و جنایتکارانش بلکه به سوی گروه‌های سیاسی و قربانیانشان می‌گیرند؛ برخی‌ها نمی‌توانند در مراسم، خاطرات  و نوشته‌های خود و یا حتی در فعالیت‌های «حقوق بشری»شان از برخی قربانیان گروه‌های دیگر حتی نام ببرند؛ برخی‌ها در دادگاه ایران تریبونال لاهه فیلم شهادت دادن فردی با گذشته سیاسی متفاوت را هم از وبسایت خود و هم در پخش مستقیم به دلیل «مشکلات فنی» حذف می‌کنند.(۷) برخی اعدام‌های دهه ۶۰ را نسبت به قتل عام ۶۷ پررنگ می‌کنند تا قیام مسلحانه خود را برجسته کنند و گروه‌های سیاسی مخالفِ آن قیام مسلحانه را حذف و بی‌رنگ کنند و برخی هم به عکس.

تعجبی ندارد که جنایتکاران در حاکمیت رشد می‌کنند؛ مسئولین قتل‌عام می‌شوند وزیر «بیدادگستری»؛ سازمان‌دهنگان ترورهای خارج از کشور هم می‌شوند منجی و مصلحت‌گرا. تعجبی ندارد که مسئولین سپاه، امامان جمعه و وزیر اطلاعات به قتل‌عام اخیر در اردوگاه اشرف افتخار می‌کنند؛ و مراسم اعدام‌های خیابانی در شهرهای کشور همچنان گسترده و پررونق است.

اکنون نیروهای مخفی کودتا با نیروهای علنی آن در کارِ ایجاد ارتباط و توافق آشکار هستند البته پس از اطمینان از خنثی و متلاشی شدن هر نوع جنبش مردمی، تشکل‌های ملی-دمکراتیک و سازمان‌های غیردولتی (از جمله سرکوب جنبش اصلاحات و کودتای انتخاباتی ٨٨).

با متحد شدن سرمایه‌داری ایران با بخش جنایتکار، فاسد، مرتجع و مافیایی آن، -که قدرت فائقه را داراست و بزرگترین خدمات را به امریکا و غرب کرده (۸) – راه برای توافق، البته با تضمین امنیت متقابل، باز می‌شود. در این زمینه حاکمیت می‌باید به قانونمندی نظام سرمایه‌داری و به رسمیت شناختن حوزه‌های نفوذ، چه در داخل چه در خارج از کشور، گردن گذارد و به ماجراجویی‌ها پایان دهد.

امید است که با این پیوند آشکار شونده، کشور از جنگ، فروپاشی و فاجعه‌ای ملی و انسانی برهد. ولی همیشه خطر تبدیل شدن به لیبی، عراق و سوریه هم، علیرغم توافق اولیه، برجا می‌ماند. گرچه این اتحاد و قانونمند شدن سرمایه‌داری ایران در عرصه داخلی و خارجی در جهت تکامل آن است اما همواره نطفه غالبی از جنایت، فساد، روابط مافیایی و غارت ثروت ملی را در دل خود دارد و آن را در کشور و منطقه می‌پراکند. دور از انتظار نخواهد بود که طرح مسائل حقوق بشر از سوی امریکا و غرب نیز در پی این توافق متوقف شود. آنگاه عرصه برای فعالین ایرانی و بین‌المللی حقوق بشر دشوارتر خواهد شد.

پی‌نویس‌ها:
۱. در ترکمن صحرا و به خصوص در کردستان حکومت به سرکوب و کشتار وحشیانه و اعدام‌های صحرایی متوسل شد. در مورد کردستان جنگ‌های چریکی پس از سرکوب‌ها تداوم یافت.

۲. حمله نافرجام هوایی امریکا در اثر حادثه طبس که با عملیاتی کودتایی هماهنگ شده بود؛ کودتای نوژه؛ و تدارک کودتای قطب‌زاده-شریعتمداری که در سال ۶۱ فاش و خنثی شد.
۳. تعدادی از نظامیان که پس از کودتای ٢٨ مرداد اعدام نشدند تا پیروزی انقلاب ۵۷ به مدت ۲۵ سال در زندان بودند. آنها پس از دستگیری در سال ۶۱، پس از شش سال زندان اعدام شدند. حکومت اسلامی حساسیت ویژه‌ای نسبت به آنهایی که در زندان شاه بودند داشت که اکثراً پس از دستگیری اعدام شدند. لازم به ذکر است که زندانیانی که تجربه زندان شاه را داشتند، سختی آن را برابر چند روز شرایط زندان جمهوری اسلامی ارزیابی می‌کردند و شرایط را قابل مقایسه نمی‌دانستند. بسیاری از ما آرزو می‌کردیم که در اسرائیل یا در کشور نژادپرست آفریقای جنوبی زندان بودیم.
۴. مراجعه کنید به مقاله خانم ورونیک میستیان در تورنتو استار که در پنجم سپتامبر ۲۰۰۵ منتشر شد.
۵. همان مقاله بنا بود در ساندی تایمز منتشر شود که شب قبل از انتشار از طرف سردبیر مانع شدند. همان نویسنده سال‌ها تلاش کرد که تحقیقاتش را از خانواده‌ها و بازماندگان در روزنامه‌های معتبری نظیر گاردین، ایندیپندنت و مجله اکونومیست منتشر کند که با شکست مواجه شد. اغلب موضوع را کهنه می‌دانستند و یا از موضع به ظاهر چپ نمی‌خواستند بهانه‌هایی برای گسترش جنگ پس از حملات به افغانستان و عراق فراهم کنند.
۶. مشهورترین شخصیت‌های ملی‌گرا که ترور شدند دکتر کاظم سامی، داریوش فروهر، پروانه اسکندری و عبدالرحمن برومند بودند. به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایران، ترورهای برون‌مرزی، مراجعه کنید.
۷. درجریان شهادت دادنم در برابر دادگاه ایران تریبونال لاهه، پخش مستقیم به «دلیل مشکلات فنی» قطع می‌شود. در حالی که ده‌ها دوربین فیلم‌برداری مشغول ضبط بودند، حتی پس از رفع «اشکالات فنی» این بخش از فیلم ضبط شده نیز در وب‌سایت ایران تریبونال ظاهر نشد.
خوشبختانه بعداً رادیو کردانه این بخش را در یوتیوب منتشر کرد.
۸. به مقاله خدمات بی‌رقیب جمهوری اسلامی به امپریالیسم مراجعه کنید.
————————————————————————–
* درباره نویسنده به روایت خود او: از ۱۷ سالگی با ورود به دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۳ وارد فعالیت‌های صنفی- دانشجویی و تظاهرات ضد شاه شدم. توسط کمیته انظباطی از دانشگاه اخراج و به سربازی معرفی شدم ولی نرفتم. پس از انقلاب به دانشگاه بازگشته و وارد فعالیت‌های سیاسی شده و در اسفند سال ۶۲ دستگیر و در اوین به شدت شکنجه شدم. در دادگاهی چند دقیقه‌ای به ۱۰ سال زندان محکوم شدم. پس از قتل‌عام با تعلیق باقیمانده حکمم و سپردن وثیقه و ضامن شخصی از زندان آزاد شدم. پس از آزاد شدن وثیقه و ابطال ضمانت شخصی به خارج از کشور مهاجرت کردم.
از سال ١٣٨٢ با نام مستعار پیام آرماندوست در زمینه افشای قتل‌عام مقالاتی نوشته (۱) و (۲) و مصاحبه‌هایی نیز انجام دادم. در سال‌های اخیر با نام اصلی خود به کار دراین زمینه ادامه دادم. متن کامل اظهارنامه‌ام به زبان انگلیسی در مرکز اسناد حقوق بشر ایران موجود است.  در «داستان من و جلیل شهبازی» آنچه در جریان قتل عام بر ما گذشت را شرح داده‌ام.
** نظرات طرح شده در این نوشته، الزاماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیست.

No responses yet

Sep 26 2013

نگرانی عفو ‌بین‌الملل از احتمال اعدام شش کرد در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای درباره احتمال اعدام قریب‌الوقوع شش زندانی کرد سنی‌ در ایران ابراز نگرانی کرد. این سازمان می‌گوید که به رغم آزادی برخی زندانیان سیاسی ‌اعدام‌‌ها در ایران ادامه دارد.

سازمان عفو بین‌الملل روز چهارشنبه (۲۵ سپتامبر/ ۳ مهر) خواستار توقف اجرای قریب‌الوقوع حکم اعدام شش زندانی اهل سنت کرد در زندان قزل حصار کرج در ایران شد. بنا بر بیانیه منتشر شده از سوی عفو بین‌الملل، انتقال دو تن از این افراد به زندان انفرادی به نگرانی‌ها نسبت به خطر اعدام قریب‌الوقوع آن‌ها دامن زده ‌است.

به گفته عفو بین‌الملل، حامد احمدی و صدیق محمدی دو تن از این شش مرد هستند که به اتهامات “مبهمی” نظیر “دشمنی با خدا” و “فساد فی الارض” محکوم به اعدام ‌شده‌اند.

عفو بین‌الملل همچنین باخبر شده است که چهار زندانی دیگر نیز در آستانه‌ی انتقال به زندان انفرادی قرار دارند. این چهار زندانی جمشید دهقانی و برادر جوان‌ترش، جهانگیر دهقانی، کمال مولایی و هادی حسینی هستند. عفو بین‌الملل تأیید می‌کند که آن‌ها احتمالا در معرض اعدام قریب‌الوقوع هستند.

در همین حال “هرانا”، وب‌سایت خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گزارش می‌دهد که به علت مقاومت این چهار تن در برابر انتقال به انفرادی نیروهای گارد ضد شورش زندان، بند را محاصره کرده و قصد حمله و انتقال چهار نفر باقی مانده به سلول انفرادی را داشته‌اند.

حسيبه حاج صحراوی، مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین‌الملل، انتقال دو زندانی به سلول انفرادی را نشانه “بدترین” خبر دانست و گفت که سلول انفرادی به عنوان “اتاق انتظار” برای محکومان به مرگ شناخته شده است.

یکی از این شش نفر به هرانا گفت: «ما شش نفر همگی دست به اعتصاب غذا زده‌ایم.» وی از قصد خانواده‌ها برای تحصن در مقابل زندان قزل‌حصار خبر داد. به گزارش هرانا، همه این افراد در تیر ماه سال ۱۳۹۰ از سوی شعبه ‌۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام عضویت در گروه‌های سلفی و مشارکت در ترور به اعدام محکوم شده‌اند.

عفو بین‌الملل می‌گوید که روند رسیدگی به پرونده این افراد بر اساس استانداردهای بین‌المللی نبوده است.

ادامه اعدام‌ها به رغم بارقه‌ی امید به آزادی زندانیان

این شش نفر محکوم به اعدام پیش از این در نامه‌ای به تعدادی از چهره‌های بین‌المللی درباره وضعیت خود اطلاع‌رسانی کرده بودند. به گزارش هرانا، آن‌ها در مرداد ماه امسال (۱۳۹۲) در نامه‌ای سرگشاده به بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، و احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر ایران، خواستار آن شدند که از مسئولان ایران، “خصوصاً رئیس جمهور جدید که قول آزاد کردن زندانیان سیاسی را داده”، درخواست شود که حکم اعدام آن‌ها لغو و نقض شود. آن‌ها اشاره کرده بودند که “هر لحظه احتمال اجرا شدن” این احکام وجود دارد .

آن‌ها در نامه خود اشاره داشتند به اینکه در دوره هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بیش از ۲۰۰ نفر از فعالان مذهبی- سیاسی اهل سنت غرب کشور دستگیر و بیشتر آن‌ها به حبس‌های طولانی ‌و ۲۰ نفر نیز به اعدام محکوم شده‌اند.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود مجازات مرگ را بسیار بی‌رحمانه و غیرانسانی می‌خواند و می‌گوید که چند دهه است که مقامات ایران “به طور بی‌رحمانه و به طور منظم” در حال صدور احکام اعدام هستند.

عفو بین‌الملل تصریح می‌کند، به رغم آن‌که آزادی‌های اخیر زندانیان سیاسی “بارقه‌ا‌ی” از امید به وجود آورد، اعدام‌ها در ایران ادامه یافته است.

ایران پس از چین بیش‌ترین شمار اعدام‌ها را در جهان دارد. بر اساس برآوردها، از آغاز سال ۲۰۱۳ تا کنون بیش از ۴۰۰ نفر در این کشور اعدام شده‌اند.

No responses yet

Sep 26 2013

هشدار ! رسوایی جدید در جمهوری اسلامی، ازدواج با فرزند خوانده

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

مجتبی واحدی: به نظرم برای همگانی کردن درخواست یک حکومت سکولار و برگشت نا پذیر کردن آن تا ابد، هیچ کار بهتر از این نیست که مدتی، کاری به حکومت اوباشان جمهوری اسلامی ، نداشته باشیم خودشان آنقدر رسوایی به بار می آورندکه متدین ترین افراد هم برای سرنگونی این حکومت تلاش خواهند کرد. شما را به خدا آیا ،کثیف ترین حیوان هم حاضر است به فکر کامجویی از کسی باشد که او را به عنوان فرزند بزرگ کرده است؟ آیا اراذل حاکم بر ایران ، ثمره این کار را میدانند؟ برای من به عنوان یک فرد مذهبی بسیار سخت است که خیلی از حرف ها را بگویم اما چه کنم که اگر نگویم دق خواهم کرد.

اوباشی که در رأس آنها ولی فقیه قرار دارد ظاهرا بعد از سالها آموزش کشور داری با تحمیل هزینه های کلان مالی و جانی به ایران،هنوز از درک روشن ترین مسائل ، عاجزند . پس می گویم و می گوییم شاید در میان سران نظام ، انسانی پیدا شود و علاج واقعه را قبل از وقوع بکند.
بر اساس اعلام یکی از گماشتگان مجلس شورای اسلامی ، بر اساس طرح جدیدی که در مجلس است کسانی که کودکی را به فرزند خواندگی قبول کرده اند بعداً با اجازه قاضی می توانند با همان فرزند ازدواج کنند. (توضیحات این عضو مجلس را در اینجا بخوانید )

می دانیم انسان نماهایی در ایران هستند که تنها اعتبار و امتیاز آنها، ثروتمندی است. این افراد در تمام سازمانها و ادارات ایران از جمله دستگاه قضایی ایران ، نفوذ گسترده دارند. یقین دارم با تصویب قانون جدید، بسیاری از آنها برای قبول فرزند خوانده با یکدیگر مسابقه خواهند گذاشت تا برای آینده خود وسیله عیش فراهم کنند. البته عده ای از آنها که قطره ای انسانیت در وجودشان باشد احتمالا ً تا رسیدن این طفل معصوم ها به سن قانونی و رشد جسمی، تأمل خواهند کرد . اما چه کنیم با کسانی که ازمیان همه احکام و فتاوای مراجع تقلید ، فقط فتوای زیر را آموخته اند: « کسی که زوجه ای کمتر از نه سال دارد وطی – سکس – برای او جایز نیست چه زوجه دائمی باشد چه منقطع، اما سایر کام گیری ها از قبیل لمس به شهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ* اشکال ندارد.»

پی نویس
————————-
شرمنده ام که نمی توانم تفخیذ را در اینجا توضیح دهم. البته مخاطبان این صفحه نیازی به این فتوا ندارند. کسانی هم که منتظر قانون جدید مجلس هستند خودشان معنی آن را چیدا خواهند کرد

No responses yet

Sep 26 2013

در ایران با «اعتدال» اعدام می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,جنایات رژیم,حقوق بشر,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: هم‌زمان با سخنان روحانی در سازمان ملل و دعوت از جهانیان برای روی آوردن به «اعتدال» و صلح، ده‌ها تن در ایران به دار مجازات آویخته شدند و تعداد دیگری نیز در صف اعدام به سر می‌برند. یکی دو روز مانده به سفر حسن روحانی به نیویورک، دستگاه قضایی تعدادی از زندانیان سیاسی از جمله نسرین ستوده را بی‌قید و شرط آزاد کرد و موجی از شادمانی را در جامعه و همین‌طور فضای مجازی باعث شد به موازات آن سخنان روحانی به تیتر یک برخی از نشریات تبدیل شد که گفته بود در برخورد با بدحجابان رعایت اعتدال صورت بگیرد

از سوی دیگر همزمان با حضور رییس جمهوری اعتدال‌گرا در نیویورک خبری منتشر شد که از آزادی پنجاه تن از محکومین حوادث ۸۸ حکایت داشت. این خبر نیز مزید بر علتی برای شادمانی آنانی شد که امید بسته بودند روحانی با شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل و رو به رو شدن با اوباما، یخ‌های رابطه با آمریکا را بشکند، پی آمد آن تحریم‌ها برداشته شوند، دلار ارزان شود و مملکت با وجود روحانی بشود …مملکت گل و بلبل

تعدادی از زندانی‌ها آزاد شدند، گمانه‌زنی‌ها در مورد اسامی آن پنجاه نفری که وعده آزادی‌شان داده شد آغاز شد، اما درست در زمانی که روحانی رودر روی کریستین امانپور نشسته بود و به زبان انگلیسی پیام صلح به مردم آمریکا می‌داد و در هنگامه‌ای که به عنوان سخنران در مجمع عمومی سازمان ملل جهانیان را به اعتدال و صلح و دوستی دعوت می‌کرد، در ایران طناب‌های دار در پشت دیوارهای زندان ها در شهر های مختلف آویزان بود و به دستور قضات جان انسانها گرفته می‌شد.

بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر در یک ماه گذشته در ایران بیش از پنجاه نفر به دار مجازات آویخته شده‌اند.
سازمان عفو بین الملل در همین ارتباط با انتشار بیانیه‌ای در خواست چندین‌باره‌ی خود مبنی بر توقف ماشین اعدام در جمهوری اسلامی را خواستار شده و از مسوولان دستگاه قضایی تقاضا کرده است که اجرای حکم شش زندانی دیگری که   در زندان کرج در انتظار اعدام به سر می برند را متوقف سازد

سازمان عفو بین الملل در بیانیه مذکور با نام بردن از این شش زندانی جرایم انتسابی آنان را محاربه و فساد فی الارض اعلام کرده است که در ارتباط به ترور یک روحانی در کردستان بازداشت شده اند

از سوی دیگر در نیویورک و جایی که حسن روحانی و دیگر دیپلمات‌های برجسته‌ای که ادعا می‌کنند با اختیار تام به سازمان ملل آمده‌اند نیز جمعی از ایرانیان با حمایت سازمان حقوق بشر ایران در مقابل ساختمان سازمان ملل با در دست داشتن پلاکادرهایی خواستار توقف اعدام‌ در ایران شدند؛ خواسته‌ای که تا به امروز با .بی‌اعتنایی از سوی مقامات جمهوری اسلامی مواجه بوده است

سازمان حقوق بشر ایران که آمار مربوط به موارد نقض حقوق بشر اعدام‌ها را به همراه مستندات آن منتشر می‌کند، از اعدام چهار نفر در ارومیه، یک نفر در مشهد، چهار نفر در کرمان، یک نوجوان هجده ساله در کازرون، هشت نفر از جمله سه زن در یزد و پنج نفر در قزوین خبر داده است و اعلام کرده علاوه بر موارد فوق تعدادی نیز در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برند.

No responses yet

Sep 26 2013

فرمانده نیروی «قدس» سپاه خطاب به باراک اوباما: فکر براندازی نظام باید از سیاست خارجی آمریکا محو شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دیگربان: قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی «قدس» سپاه گفته فکر «براندازی» نظام جمهوری اسلامی باید از سیاست خارجی آمریکا «محو» شود.

به گزارش روز پنجشنبه (چهارم مهر) خبرگزاری فارس٬ آقای سلیمانی این مطلب را در کنگره شهدای استان کرمان بیان کرده است.

وی گفته اظهارات اوباما مبنی بر اینکه آمریکا در فکر «براندازی» جمهوری اسلامی نیست «وقتی قابل قبول است که آثار این حرف اوباما از سیاست آمریکا محو شود.»

باراک اوباما٬ رئیس جمهوری آمریکا دو روز پیش در سخنرانی خود در مقر سازمان ملل اعلام کرد ایالات متحده قصد تغییر نظام جمهوری اسلامی را ندارد.

فرمانده نیروی «قدس» در واکنش به این اظهارات٬ خطاب به رئیس جمهوری آمریکا گفته که «این سخن شما اظهار لطف نیست بلکه اعلام ناتوانی است.»

سلیمانی افزوده است: «شما {آمریکا} نتوانسته و نمی‌توانید در پی براندازی نظام جمهوری برآیید.»

ا‍ظهارات این فرمانده سپاه در شرایطی بیان شده که دولت حسن روحانی تلاش‌ها برای بهبود رابطه ایران با جهان به خصوص غرب و آمریکا را آغاز کرده است.

فرماندهان سپاه و گروهی از محافظه‌کاران نزدیک به علی خامنه‌ای به طور تلویحی از این تلاش‌ها تنها برای لغو تحریم‌های بین‌المللی حمایت کرده و هشدار‌هایی نیز در این زمینه به روحانی داده‌اند.

No responses yet

Sep 26 2013

در محکومیت کشتار انسان های بی دفاع

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دانشجونیوز: من کیستم، زیستن من در این جهان چگونه باید باشد؟ مسئولم یا غیرمسئول، انسانم، حیوانم، فرشته‌ام یا شیطان؟ آنچه می‌بینم و در اطرافم می گذرد پندار است یا واقعیت؟ بالاخره من کیستم، آیا طبق آنچه در کتاب نازل آمده از گِلِ گندیده ساخته شده‌ام یا از روح خدا، و جانشین او روی زمین؟ وقتی خالق عالم من را ساخت و خود را “احسن الخالقین” خطاب کرد، چه ویژگی‌هایی در من بود که چنین فرمود؟ او می‌خواست مدافع مظلوم و ستیزه‌گرِ با ظالم باشم یا برعکس؟ بگذارید یکبار دیگر این سؤال را تکرار کنم، من کیستم انسانم، دیوم، دَدَم، خدایم، شیطانم؟ راستی من کیستم؟ و چه رسالتی بر دوش دارم؟

از مقدمه‌چینی می‌گذرم و به اصل مطلب می‌پردازم.

چند روزی با مشاهده فیلم قتل عام بیش از هزار و چهارصد زن و مرد سوری که حدود ۴۰۰ نفر آنها کودکان خردسال بودند و به دستور حاکمان جنایتکار بوسیله‌ی بمب شیمیایی (به تأیید سازمان ملل) کشته شده بودند حالِ درستی نداشتم، یکی دو روز از این جنایت نگذشته بود که رسانه‌ها فیلم بمب‌اندازی به یک مدرسه را نشان دادند که در آن حداقل ده کودک خردسالِ سوریه‌ای تکه‌تکه شده بودند. و بالاخره صبح روز ۱۰ شهریور تماشاگر صحنه‌های کشتار فجیع جمعی از هموطنانی که به ناچار مجبور به پناهندگی شده بودند (پناهجویان بی سِلاح). این حوادث چنان آتش به جانم ریخت که شرمم آمد با سکوت در برابر این کشتار نام “انسان” بر خود نهم. کاری از منِ پیرمردِ مریض ساخته نبود جز نوشتن این یادداشت با دستهای لرزان و چشم‌های گریان و بغض در گلو. توانی ندارم جز اینکه اگر خفه‌ام نکنند و بمانم تا آخرین نفس به انتقاد از عامل یا عاملین این رذالت‌ها بپردازم و به وظیفه‌ی ملی و انسانی خود عمل کنم.

هموطنان، عزیزانِ من؛

می‌خواهم پس از گذشت چند روز از کشتارهای انجام شده سخنی داشته باشم با شما و همچنین عاملین این جنایت‌ها.

دیگر بر هیچ کس پوشیده نیست که کشتار سوریه با بمب‌های شیمیایی صورت گرفته؛ اکبر هاشمی رفسنجانی که از تمام کارهای درون و برون حاکمیت تا حد بسیار زیادی آگاه است مطالبی می‌گوید که بسیار خواندنی است.

شایعه یا واقعیت، سایت بلاغ نیوز در این ارتباط نوشت: “از آنجایی که سخنان هاشمی علیه سوریه که چندی پیش توسط نعیمه اشراقی در صفحه‌ی فیسبو‌ک منتشر شد و پایگاه اطلاع رسانی دفتر هاشمی رفسنجانی آن را تکذیب کرد اینبار رنگ واقعی تری بخود گرفت و در مراسم سالگرد آیت الله صالحی مازندرانی در شیرگاه علناً هاشمی علیه مواضع دولت ایران نسبت به سوریه سخن گفت و صراحتاً بیان داشت که مردم سوریه بیش از ۱۰۰ هزار کشته و ۸ میلیون آواره دادند، در داخل و خارج زندانها پر از مردم، زندانها جا ندارند، بعضی از ورزشگاه‌ها را گرفتند آنها را پر کردند، شرایط بدی بر مردم حاکم است، مردم از یک طرف از طرفِ خود حکومتشان بمباردمان شیمیایی می‌شوند و از طرف دیگری امروز منتظر بمب‌های آمریکا باید بمانند.” (۱)

بگفته‌ی هاشمی رفسنجانی و البته بعدتر تحقیقات سازمان ملل معلوم شد که مسئولیت کشتار مردم سوریه با بمب‌های شیمیائی کار چه کسی بوده است. از سوی دیگر با مطالب آمده در روزنامه‌ها و سایت‌های وابسته به سپاه و بسیج و گفته‌های سران سپاه از جمله قاسم سلیمانی و سردار نقدی و … هم معلوم گردید که ایران در کار کشتار بی‌نظیر اشرف مستقیم یا غیرمستقیم نقش داشته است.

خون شهدا همیشه جوشان است و یک لحظه عاملان و آمران جنایت را آرام نمی‌گذارد. من به نام یک ایرانی ملی و مسلمان که اعتقاد کامل به عدالت حاکم به نظام آفرینش دارم انزجار و نفرت خود را از این اعمال جنایتکارانه ابراز داشته و پیروزی مردم در سوریه و ایران، و ننگ و نکبتِ ظالمان را امری حتمی میدانم.

و امّا سخنم با هموطنانم این است که از هر قوم و قبیله و فرقه هرگز در برابر این جنایات سکوت نکنید. سکوت شما تأئید جنایت است. مطمئن باشید آنگونه که در این ۳۵ سال شاهد بودیم این شتر پای خانه‌ی همگان خواهد خوابید.

من به همه گروه‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، سازمانها و … هشدار می‌دهم در نظام ولایی این حادثه‌ای نیست که منحصر به یک گروه و دسته باشد. همه باید فریاد خود را علیه این چنین آدم‌کشی‌ها بلند و بلندتر کنند که این کار وظیفه و رسالتش بر دوش همگان، از هر دین، مذهب، گروه و اندیشه است. اگر نجنبید، فردا نوبت شماست، اینجا دیگر مسئله‌ی با خدا و بی خدا مطرح نیست، مسئله کشتار انسانهای بی دفاع است. یک وظیفه‌ی همگانی، اعتراض به جنایات انجام شده است. همه از خدائیم و به سوی خدا می‌رویم، مسئله چگونه رفتن است. اجازه می‌خواهم این یادداشت را با سخنی از مارتین نیمولر به پایان رسانم:

سراغ کمونیست ها آمدند، سکوت کردم چون کمونیست نبودم. بعد سراغ یهودی ها آمدند، سکوت کردم چون یهودی نبودم. بعد سراغ فعالان کارگری آمدند، سکوت کردم زیرا فعال کارگری نبودم. سراغ خودم که آمدند، دیگر کسی نبود تا به اعتراض برآید.

پانویس

۱- روزنامه‌ی جوان وابسته به سپاه سه‌شنبه ۱۲ شهریور ۱۳۹۲

No responses yet

Sep 26 2013

مصاحبه حسن روحانی با سی‌ ان ان وآشکارتر شدن یکی‌ از دروغ‌های قدیمی‌

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

سپیده دم: روحانی در پایان گفتگوی خود با شبکه سی‌ ان ان آنجا که کریستین امانپور از او خواست به زبان انگلیسی‌ پیامی برای مردم آمریکا بفرستد، با مشقت فراوان به زبان اینگلسی گفت: من به مردم آمریکا می گویم من می خواهم از جانب ایرانیان برای آمریکایی‌ها صلح ودوستی بیاورم.

بیژن فرهودی: در ۱۹۹۹ که ادعا شده ایشان مدرک دکترا گرفتند ( البته از سال ۱۳۵۸ نیز خود را دکتر معرفی‌ کرده بودند)، دبیر شورای عالی‌ امنیت ملی‌ بوده، رئیس هیات نمایندگی‌ در مذاکرات اتمی‌ با اروپا ییان، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و دره بسیار پر مشغله رو داشته، و به قول یک تحلیل اگر آقای روحانی باید یک انسان با قدرت‌های فوق العاده غیر طبیعی باشه که بتواند ضمن دبیری شورای عالی‌ امنیت ملی‌، تز‌ دکترای حقوق خودش را هم (به زبان انگلیسی) بنویسد.

آیا می‌توان باور نمود کسی‌ با این قدرت فوقالعاده ، ” یک جمله ساده انگلیسی ” را در مصاحبه با سی‌ ان ان به زحمت ادا کند؟ یا اینکه قدرت فوق العاده ایشان در بسیج رسانه‌ ها برای فریب افکار عمومی‌ نهفته است؟

دقیقا ۴ ماه پیش در تاریخ ۲۵ ژوئن ۲۰۱۳ یک پیشنهاد برای برطرف شدن ” ابهامات بسیار جدی “ در مورد مدرک تحصیلی‌ حسن روحانی و ایجاد امید در مردم در صفحه فیسبوک سپیده دم مطرح کردیم.در آن تاریخ ضمن اشاره به این نکته که آقای روحانی در سال ۱۳۵۸ در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی به عنوان کاندیدای حزب جمهوری اسلامی مدعی داشتن مدرک دکترا از بریتانیا شده است. در صورتی‌ که زمان دریافت مدرک دکترا از دانشگاه کلدونیان گلاسگو را ۱۹۹۸ میلادی (۱۳۷۶-۱۳۷۷) اعلام کرده، پیشنهاد زیر را مطرح نمودیم:

از آنجا که تحصیل در رشته‌های علوم انسانی‌ به خصوص رشته حقوق در کشور‌های اروپایی و آمریکایی مستلزم تسلط به زبان تخصصی در حد پیشرفته است، پیشنهاد می‌کنیم آقای دکتر حسن روحانی، برای رفع ابهامات در مورد مدرک تحصیلی‌ خود، در یک کنفرانس مطبوعاتی با حضور حداقل یک خبرنگار انگلیسی زبان به مدت چند دقیقه، بدون واسطه و مستقیم با مردم دنیا به زبان انگلیسی (یا یکی‌ دیگر از ۵ زبانی که ایشان به آن مسلط است) سخن بگویند و درباره تناقض‌های موجود در این زمینه توضیح دهند تا مردم ایران و جهان به حسن نیت ایشان پی‌ برده، و زمینه‌ای برای اعتماد بیشتر بین مردم و دولت، و همچنین جامعه جهانی‌ با دولت جمهوری اسلامی ایران فراهم شود. بی‌ تردید در تصویر بین المللی ایشان نیز بسیار موثر خواهد بود.

از حامیان «دکتر» روحانی نیز تقاضا کردیم تا به جای دست‌یازیدن به دفاع‌هایی که یادآور دفاع «دکتر» احمدی‌نژاد از «دکتر» کردان است، به سراغ کسی بروند که به او رای داده‌ و بالاترین مسئولیت اجرائی کشور را به او محول کردند. پیشنهاد کردیم بیاییم از همین امروز مسئولین را برای ساختن ایران مجبور به پاسخ گویی نماییم، که فردا بسیار دیر است. به هر حال ایشان قرار بود که ”حقوق‌دان” باشد و نه ”سرهنگ”. اگر می‌خواهید از او امتیازی بگیرید، و در موقعیت پاسخ‌گویی به خواسته‌هایتان قرارش دهید، یکی از فرصت‌ها همین الان است.

بررسی مدارک موجود در مجلس نشان می‌دهد که حسن روحانی از زمان ورود به قوه مقننه در مجلس اول، خود را دارای مدرک دکترا معرفی کرده است.

«دکتر» حسن روحانی یا «دکتر» حسن فریدون، فردی است که قرار است در مردادماه تنفیذ شود و حداقل به مدت ۴ سال ریاست قوه مجریه را بر عهده داشته باشد.

با وجود تاکید دانشگاه «کالدونین گلاسکو» بر پیروزی دانشجو سابقش در رقابت‌های انتخاباتی سال ۹۲، حرف و حدیث بسیاری باقی است، از جمله این‌که چگونه ممکن است کسی ۵ دوره نماینده مجلس شورای اسلامی از اول انقلاب تا سال ۱۳۷۹ باشد، دو دوره آخرش، نایب رئیس مجلس و از سال ۱۳۶۸ هم دبیر «شورای عالی امنیت ملی» بوده باشد و هم‌زمان در دانشگاهی درس بخواند که در سال ۱۹۹۳ تاسیس شده و قاعدتا بخش حقوق آن نیز نسبتا تازه تاسیس است.

رجوع به سایت مجلس شورای اسلامی این سوال را برمی‌انگیزد که اگر آقای حسن روحانی، که قاعدتا همان «حسن فریدون» معرفی شده از سوی دانشگاه کالدونین است، در سال ۱۹۹۹ دکترا گرفته، چگونه در سال ۱۳۵۹ و بر اساس مدارک موجود در مجلس شورای اسلامی، خود را «دکتر حسن روحانی» معرفی کرده است؟

بر اساس در سایت رسمی مجلس شورای اسلامی، حسن روحانی از ۵ دوره نمایندگی، در دوره سوم، خود را «فوق لیسانس حقوق» معرفی کرده و دو دوره قبل و دو دوره بعد، دارای دکترای حقوق بوده است.

اطلاعات بیشتر در این لینک .

افشا شدن «سرقت ادبی‌» در «خلاصه» تز حسن روحانی

انتشار خلاصه یک برگی رساله «حسن فریدون» از سوی دانشگاه کالدونین گلاسکو و شباهت «بی بدیل» چند خط به پاراگرافی از کتاب «محمد هاشم کمالی»، علامت‌های سوال بیشتری در باره حسن روحانی ایجاد کرده است.
یک کارشناس«مطالعات مذهبی و علوم بین الملل»، امروز با مقایسه متن خلاصه یک برگی رساله حسن روحانی با متون دیگر، به شباهت بی‌بدیل برخی جمله‌بندی‌ها با کتاب «محمد هاشم کمالی» دست یافت.

دکتر کمالی، این متن را در سال ۱۹۹۱ نگاشته است و بر اساس مدارک ارائه شده از سوی دانشگاه کالدونین، متن یک برگی منسوب به «حسن فریدون» در ماه ژوئیه ۱۹۹۸ ارائه شده است.

کتاب «اصول فقه اسلامی» دکتر محمد هاشم کمالی، نخستین بار در سال ۱۹۹۱ نوشته و بارها تجدید چاپ شده است. به عبارت دیگر، دکتر کمالی نمی‌توانسته ۷ سال پیش از نگاشته شدن رساله «حسن فریدون» جمله‌بندی‌ها را از روی دست این محقق ایرانی دانشگاه کالدونین کپی کرده باشد.

اطلاعات بیشتر در این لینک .

کسی که حمله به سفارت آمریکا را حمایت میکرد، آمده است!

این روزها شاهد فعال شدن لابی های جمهوری اسلامی و توجیه کنندگان رفتار و سخنان آقای حسن روحانی در خارج از کشور هستیم اما آنها نمیتوانند حافظه تاریخی مردم را پاک نمایند، فراموش نکردیم دفاع آقای حسن روحانی به عنوان حقوقدان از حمله به سفارت آمریکا و گروگان گرفتن دیپلمات هایی که میهمان مردم ما بودند که در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی ایران در ۱۹ اسفند سال ۱۳۵۸ که آن زمان آقای حسن روحانی کاندیدای حزب جمهوری اسلامی ایران از سمنان بود خطاب به افرادی که حمله به سفارت آمریکا را خلاف قوانین بین المللی میدانستند، گفته بود که :« فکر نمیکنم هرگز هیچ قانون بینالمللی با اینکه یک سرزمین که سالیان دراز مرکز ظلم و طراحی نقشه های شیطانی بوده (سفارت آمریکا) و اکنون این سرزمین تجاوز، اشغال شود منافاتی داشته باشد.»! و به عنوان حقوقدان، آزاد بودن دبپلمات ها را مشروط کرده و ادامه داده بود که: « امام خمینی به صراحت فرمودند اگر گروگانهای آمریکایی شاه را پس دهند و اموال مسروقه را به ایران بازگردانند بدون محاکمه آزاد خواهند شد. به نظر بنده نیز با قید این شرایط گروگانها حق دارند آزاد باشند.»!

اطلاعات بیشتر در این لینک .

هموطنان، تا تاریخ گذشته خود را ندانیم نمیتوانیم آینده ای موفق و باشکوه برای وطن و ملتمان بسازیم و مجبور به تکرار تاریخ خواهیم شد. از این روتوجه شما را به مقاله ” دو رهبر، دو دیدگاه “ نوشته محمد رستگار که حقایقی تکان دهنده در مورد کورش، خمینی و انقلاب ۵۷ را باز گو می‌کند، جلب می‌کنیم.
مصاحبه حسن روحانی با سی‌ ان ان وآشکارتر شدن یکی‌ از دروغ‌های قدیمی

No responses yet

Sep 25 2013

واکنش نظامیان و بازار به نطق حسن روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,سیاسی

دیگربان: قیمت سکه و نرخ ارز پس از سخنرانی حسن روحانی در مقر سازمان ملل که با استقبال محافظه‌کاران و نظامیان مواجه شده است٬ بار دیگر در ایران افزایش یافت.

آقای روحانی روز گذشته (دوم مهر) در مقر سازمان ملل با تاکید بر حق فعالیت هسته‌ای تهران٬ مواضع قبلی جمهوری اسلامی در بسیاری از زمینه‌ها را با ادبیات جدید تکرار کرد.

حسن فیروز‌آبادی٬ رئیس ستاد کل نیروهای مسلح سخنرانی روحانی را نشانه «درخشش عقلانیت روحانیت شیعه» در سازمان ملل ارزیابی کرده است.

فیروز‌آبادی افزوده سخنان روحانی «مواضع صریح و انقلابی و حق طلبانه و مستحکم ملت ایران را به جهانیان نشان داد.»

این فرمانده نظامی در عین حال گفته که روحانی با این سخنرانی «شعارهای اصلاح‌طلبان را پشت سر گذاشت.»

غلامعلی حداد عادل نیز نطق شب گذشته روحانی را «مثبت» و «منطقی» دانسته و گفته که این نطق «به هیچ وجه از سر ذلت و وادادگی نبود.»

سخنان حسن روحانی منجر به افزایش دوباره قیمت ارز و سکه در ایران نیز شده است.

خبرگزاری فارس گزارش کرده که در حال حاضر بازار دلار و سکه در خیابان فردوسی تهران در حالت رکود قرار دارد و همه منتظرند تا ببینند اتفاقات سازمان ملل به کجا منتهی می‌شود.

این خبرگزاری همچنین نوشته اظهارات ولی‌الله سیف٬ رئیس بانک مرکزی مبنی بر اینکه نرخ دلار هم اکنون در کف بازار قرار دارد٬ در افزایش قیمت سکه و ارز تاثیر داشته است.

No responses yet

Sep 25 2013

فالس نیوز: علت غیبت روحانی در مراسم ناهار: نبود شراب ناب محمدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس: به گزارش فالس‌نیوز، با وجود اینکه شراب سر میزهای مسلمانان سرو نمی‌شد، اما حسن روحانی و هیات همراه به خاطر عدم سرو شدن «شراب ناب محمدی» به مراسم ناهار نرفتند و گرسنه ماندند.

به گزارش فالس‌نیوز: یک مقام سازمان ملل اعلام کرد که دستیار حسن روحانی بعد از امتحان شراب‌های منوی غذای مراسم ناهار، نسبت به اضافه نشدن «شراب ناب محمدی» به لیست ناهار اعتراض کرد.

همچنین، مشاور محمد جواد ظریف گفت که بر اساس فتوای آینده مقام معظم رهبری، خوک‌ها را می‌توان با «ختنه» حلال کرد، ولی مقام‌های رستوران سازمان ملل حاضر نشده بودند خوک‌ها را به راه مورد نظر هدایت کنند.

یک مقام ایرانی هیات همراه نیز هر گونه فشار از سوی مقام معظم رهبری برای حاضر نشدن در مراسم ناهار را شدیدا تکذیب نکرد!

به این ترتیب، تا این لحظه معلوم شده که آقای روحانی نه در مراسم شام حاضر خواهد بود و نه در مراسم شام. اما احتمال دارد امضا کنندگان نامه منتشر شده در رسانه اصلاح‌طلبان مقیم لندن (گاردین)، که به نیویورک آمده‌اند و همچنین گروه‌هایی که لابی جمهوری اسلامی نیستند، آقای روحانی فردا به کله‌پزی نزدیک به دانشگاه کلمبیا برود و با علاقه‌مندان خود سیرابی و شیردان میل کند.

No responses yet

Sep 25 2013

همیشه پای يک اکبرآبادی در میان است: ماجرای تلخ حذف بانوان ورزشکار ایرانی به دلیل حجاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب


بانک ورزش: تیم کاتای بانوان ایران که با شایستگی به دیدار نهایی سومین دوره بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی راه یافته بود، به دلیل اعتراض مصری‌ها از دور مسابقات کنار رفت.

بانک ورزش – تیم کاتای بانوان ایران که خود را برای دیدار فینال آماده می‌کرد، به دلیل اعتراض مصر از حضور در فینال محروم شد. در ادامه این مسابقات که در سالن “سری وی جایا پرومون سنتر” شهر پالم بانگ برگزار شد، تیم کاتای بانوان ایران متشکل از مهسا افسانه، الناز تقی پور و نجمه قاضی‌زاده در نخستین رقابت خود به مصاف تیم ترکیه رفت و با نتیجه ۵ بر صفر به برتری رسید.

بانوان کاتاروی کشورمان با توجه به عدم حضور تیم عراق روی تاتامی با نتیجه ۵ بر صفر پیروز شدند تا به مرحله نیمه نهایی مسابقات کاتای تیمی مسابقات کاراته بازی‌های کشورهای راه یابند. شاگردان ارباب در این مرحله با تیم پرقدرت مصر روبه رو شدند که در این رقابت حساس نیز به برتری ۴ بر یک دست یافتند و فینالیست شدند.

اما پس از گذشت ۳۰ دقیقه رای این پیکار برگشته و تیم ملی ایران بازنده اعلام شد. علت این تصمیم اعتراض مصری‌ها بود که چرا ایرانی‌های بین کلاه و یقه خود از پارچه استفاده کرده بودند.

به این ترتیب تیم ایران به دلیل رعایت حجاب، درحالی با اعتراض مصری‌ها از کسب مدال طلا بازماند که مسئولان کاروان وررشی ایران به این تصمیم کادر برگزاری اعتراض کرده‌اند.

ماجرا چه بود؟
اما ماجرا از این قرار است که انتشار عکسی از تیم کاتای ایران در مسابقات روز نخست واکنش مرضیه اکبری را به دنبال داشته است.

معاون ورزش قهرمانی وزارت ورزش در بخش بانوان در تماس با مسئولین تیم در اندونزی خواستار حضور نیافتن نفرات باقی مانده تیم در مسابقات شده بود. این درخواست در حالی از به مسئولان تیم ابلاغ شد که اعضای تیم از حجابی که به تصویب فدراسیون جهانی و اتحادیه آسیا رسیده بود استفاده کرد.

در همین رابطه بهرام افشارزاده با ابراز ناراحتی از تماس معاونت وزارت ورزش در بخش بانوان به خبرنگاران گفت: روز گذشته عکسی از بانوان کاراته‌کا منتشر شد و پس از آن مرضیه اکبرآبادی معاون وزیر ورزش در حوزه بانوان با اندونزی تماس گرفت و به بانوان به خاطر حجاب‌شان تذکر داد. ای کاش به جای اینکه خانم اکبرآبادی با سرپرست تیم تماس می‌گرفت با من یا رئیس فدراسیون کاراته مشورت می‌کرد. متاسفانه به راحتی مدال طلا را از دست دادیم. شاید اگر خانم اکبرآبادی با من تماس می‌گرفت این اتفاقات رخ نمی‌داد.

افشارزاده ادامه داد: وقتی فدراسیون جهانی کاراته یک حجاب بخصوص را تعریف کرده نباید آن را تغییر دهیم. فکر نمی‌کنم حجاب بانوان ایرانی مشکلی داشته باشد. من در جریان اتفاقات نبودم و همین‌جا مسائل را متوجه شدم. نکته اینجاست که روز گذشته بانوان ما با همین حجاب در مسابقات شرکت کردند و نمی‌دانم چرا امروز به این موضوع ایراد گرفتند.

دبیرکل کمیته ملی المپیک خطاب به مردانی داور ایرانی که باعث حذف بانوان از مسابقات کاتای تیمی شد اظهار داشت: قبول دارم قوانین باید اجرا شود اما باید بعضی از مواقع منافع کشورمان را هم درنظر بگیریم.

افشارزاده ضمن بیان این موضوع که تیم کاتای بانوان ایران به راحتی می‌توانست مدال طلای مسابقات را به دست بیاورد عنوان کرد: برای این دختران ناراحت هستم. واقعا حیف شد آنها مثل دختران من هستند و کسب مدال طلا حق‌شان بود.

فرحناز ارباب سرمربی تیم کاتای بانوان هم با بیان اینکه با هفت ماه تمرین قهرمان جهان را شکست دادیم گفت: داوران باید زمان می دادند تا ما لباس خود را درست کنیم ولی وقتی ما راهی بازی نهایی شدیم این چنین ایراد گرفتند. حذف از مسابقات ناراحتی دارد ولی همین که توانستیم توانایی خود را اثبات کنیم خود گویای همه چیز است.

الناز تقی‌پور عضو تیم کاتای کشورمان هم گفت: هیچ کسی نمی‌تواند جلوی درخشش ما را بگیرد و باز هم تلاش می‌کنیم. این برخوردها باعث افزایش انگیزه ما می شود و مطمئن باشید دوباره با قدرت برگشته و مصر را شکست می دهیم.

به هر حال تیم ملی بانوان ایران در حالی از کسب یک نشان با ارزش بازماند که شایستگی خود را با شکست تیم مصر عنوان قهرمانی جهان را در کارنامه داشت شکست داده بود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .