Dec 27 2013
Archive for December, 2013
Dec 27 2013
حمله خمپارهای به اردوگاه اعضای مجاهدین خلق
بیبیسی: گروه “جیش مختار” که مدعی مسئولیت این حمله شده، سازمان مجاهدین خلق را به ارتباط با القاعده متهم کرده است
چند خمپاره به اردوگاه محل اسکان اعضای سازمان مجاهدین خلق در نزدیکی بغداد اصابت کرده است. این سازمان میگوید سه تن در این حمله کشته شدهاند. مقامات عراقی این حمله را تایید کردهاند.
خبرگزاری رویترز میگوید “ارتش مختار”، یک گروه شبهنظامی شیعی، مسئولیت این حمله را بر عهده گرفته است.
به گزارش خبرگزاریها، مقامهای عراقی تایید کردهاند که روز پنجشنبه ۵ دی ماه، ۲۶ دسامبر، چندین خمپاره به اردوگاه لیبرتی (حریه) شلیک شدهاند.
یک مقام امنیتی در دولت عراق گفته است این خمپارهها، چهار تا بودهاند و در اثر آن دو تن زخمی شدهاند ولی کسی کشته نشده است.
کمی بعدتر پلیس عراق تایید کرد که چهار مجروح ایرانی از این اردوگاه به بیمارستانی در غرب بغداد منتقل شدهاند.
شورای ملی مقاومت، شاخه سیاسی سازمان مجاهدین خلق، در اطلاعیهای از اصابت “دهها” خمپاره به اردوگاه لیبرتی خبر داده و گفته است در این حمله، “سه نفر” از اعضای آن سازمان کشته شدهاند و “دستکم ۵۰ زخمی” بر جا گذاشته است.
اردوگاه لیبرتی، اقامتگاه شماری از اعضای سازمان مجاهدین خلق در عراق است که پس از تخلیه اردوگاه اشرف، در آن سکونت داده شدهاند.
دولت عراق که پس از سقوط صدام حسین روابط نزدیکی با ایران داشته است، در این سالهای گذشته تلاش زیادی کرده بود تا اردوگاه اشرف را تخلیه کند.
اردوگاههای اشرف و لیبرتی در سالهای اخیر بارها هدف حمله قرار گرفتهاند و شماری از ساکنان آن کشته شدهاند. سازمان مجاهدین خلق، اغلب ایران را به دستداشتن در این حملات متهم کرده است.
از جمله در حمله افراد ناشناس در اول سپتامبر، دهم شهریورماه به اردوگاه اشرف، دستکم ۵۰ نفر کشته شدند.
کمتر از سه ماه پیش در ۱۲ سپتامبر، ۲۱ شهریور، منابع خبری از تخلیه اعضای باقیمانده سازمان مجاهدین خلق از اردوگاه اشرف خبر دادند.
‘ارتباط با القاعده’
شورای ملی مقاومت میگوید این سه نفر در حمله اخیر کشته شدهاند: محمود برنافر، محمدجواد صالحی تهرانی، عباس نامور
واثق بطاط، فرمانده گروه “ارتش مختار”، به رویترز گفته است که گروه او، با راکتهای کاتیوشا و خمپاره به اردوگاه لیبرتی حمله کردهاند.
رهبر این گروه نسبتا نوظهور گفته است: “ما بارها از دولت عراق خواستهایم آنان [اعضای سازمان مجاهدین خلق] را از کشور اخراج کنند.”
آقای بطاط سازمان مجاهدین خلق را به ارتباط با سیاستمداران سنی و شیعه مرتبط با القاعده متهم کرده است.
این گروه پیشتر نیز مسئولیت حملاتی به اردوگاه لیبرتی را بر عهده گرفته بود.
واثق بطاط فرمانده گروه شناختهشدهتر “گردانهای حزبالله” بوده که “ارتش مختار”، شاخه نظامی آن است.
آنان مورد حمایت ایران شناخته میشوند اما تهران هیچگاه رسما چنین ارتباطی را تایید نکرده است..
بازمانده از جنگ هشت ساله
براساس توافق بین سازمان ملل و دولت عراق بیش از سه هزار نفر از ساکنان اردوگاه اشرف به اردوگاه لیبرتی منتقل شدهاند
اردوگاه اشرف در زمان جنگ ایران و عراق در نزدیکی بغداد بر پا شد تا اعضای سازمان مجاهدین خلق که از ایران گریخته بودند، در آن مستقر شوند.
اعضای این سازمان از امکانات تسلیحانی برخوردار بودند و بلافاصله پس از اعلام آتشبس در جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۷ شماری از آنان به داخل خاک ایران اعزام شدند اما نیروهای جمهوری اسلامی ایران توانستند پیشروی آنها را متوقف و آنها را وادار به عقبنشینی به داخل خاک عراق کنند.
پس از حمله ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی و سقوط حکومت صدام حسین، نظامیان آمریکایی اعضای سازمان مجاهدین خلق را “نفرات مسلح غیرمتخاصم” تعریف کرده و پس از خلع سلاح آنان، حفظ امنیت ساکنان اردوگاه اشرف را برعهده گرفتند.
با خروج نیروهای آمریکایی از عراق، امنیت این اردوگاه به دولت عراق سپرده شد که خواستار خروج آنان از اردوگاه و حتی از عراق شد.
براساس توافق بین سازمان ملل و دولت عراق در دسامبر سال ۲۰۱۱، بیش از سه هزار تن از ساکنان اردوگاه اشرف به محل دیگری موسوم به اردوگاه لیبرتی منتقل شدند و در حال حاضر، کمیساریای آوارگان سازمان ملل به وضعیت پناهندگی آنان رسیدگی میکند.
سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان یک گروه اسلامگرای مخالف نظام سلطنتی ایران پایهگذاری شد و در سالهای قبل از انقلاب، به عملیات مسلحانه علیه حکومت وقت دست میزد و از حامیان مهم انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ بود.
این سازمان تا چندی پیش در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا و اتحادیه اروپا قرار داشت.
Dec 27 2013
سازمان تامین اجتماعی «پنج هزار میلیارد تومان» کسری بودجه دارد
رادیوفردا: تقی نوربخش، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی ایران، میگوید این سازمان با کسری بودجهای پنج هزار میلیارد تومانی روبهروست که این ناشی از «نگاه حمایتی» و «تبدیل شدن دولت به کارفرمایی بزرگ» است.
به گزارش خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، آقای نوربخش پنجم دی ماه در مرودشت گفته است «بر اساس قانون، رویههای اجرایی سازمان باید هرسه سال یک بار بازنگری شود اما این موضوع طی ۳۸ سال گذشته انجام نشده است».
او در عین حال از نامتعادل بودن منابع و مصرفهای سازمان تحت مدیریت خود انتقاد کرده و تاکید کرده است که «بیتوجهی به این تکلیف قانونی» طی هشت سال گذشته -در دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد- «رشد تصاعدی» داشته است.
او اضافه کرده است که در سال ۱۳۸۰ منابع نقدی این سازمان ۱۱ برابر تعهدهای آن بود اما در حال حاضر «۲۳ هزار میلیارد» به «۱۵ هزار میلیارد» تومان است که عملا کمتر از دو برابر میشود.
خبرگزاری فارس نیز از قول مدیر سازمان تامین اجتماعی نوشته است که ۳۸ میلیون نفر از شهروندان ایران زیر پوشش این سازمان هستند.
تقی نوربخش در سخنان خود به تدوین قانونی مستقل در مورد هدفمندسازی یارانههای نیز اشاره کرده و گفته است در قانون جدید «پوشش کامل بازنشستگی و درمانی در نظرگرفته شده، زمینهساز تحول در سازمان تامین اجتماعی است».
سازمان تامین اجتماعی ایران این روزها موضوع جنجالها و انتقادهای گوناگونیست که به مدیریت آن در زمان ریاستجمهوری محمود احمدینژاد باز میگردد.
روز گذشته رئیس دیوان عدالت اداری نیز تلویحا به سازمان تامین اجتماعی اشاره کرده و با انتقاد از محمود احمدینژاد در «زیر پا گذاشتن قانون» و «دروغگویی»، گفته است دولت او از «آدم فاسدی» حمایت کرد و او را بر مسند امور گذاشت در حالی که دیوان عدالت اداری آن زمان میگفت که «این فرد محکوم است و پرونده دارد».
اشاره او به سعید مرتضوی، رئیس پیشین این سازمان است که در مورد پرونده قتلها در بازداشتگاه کهریزک در ایران محکوم شده است.
در نیمه آذر ماه نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی گزارشی از تحقیق و تفحص در مورد سازمان تامین اجتماعی ایران منتشر کرده و سعید مرتضوی، مدیر پیشین آن را به فساد و تخلفات گسترده مالی که بالغ بر دهها هزار میلیارد تومان میشود، متهم کردند.
چند روز پس از این گزارش مجلس ایران قرارداد فروش ۱۷ شرکت زیرمجموعه سازمان تامین اجتماعی به بابک زنجانی، سرمایهدار حامی دولت آقای احمدینژاد را نیز فسخ کرد.
بنا بر گزارش تحقیق و تفحص مجلس بابک زنجانی متهم است که با حمایت دولت پیشین، بخشی از کارخانههای شرکت سرمایهگذاری تامین اجتماعی، را به یکسوم قیمت خریداری کرده است.
سعید مرتضوی، کسی که انتقادها به او در داخل حکومت ایران طی ماههای گذشته فزونی گرفته است، گزارش مجلس ایران در مورد واگذاری شرکتهای آن سازمان به آقای زنجانی را رد کرده است.
او هنوز به انتقادهای رئیس جدید سازمان تامین اجتماعی واکنشی نشان نداده است.
سازمان تامین اجتماعی ایران که ساز و کاری بیمهگر است وظیفه دارد تا کارگران مزدگیر و حقوقبگیر را به طور اجباری بیمه کند. از تعهدات و خدمات این سازمان از جمله پرداخت مستمری بازنشستگان، از کارافتادگان، کمکهزینه ازدواج یا مقرری بیمه بیکاری است.
Dec 27 2013
احمد خاتمی٬ امام جمعه موقت تهران: مردم از ولیفقیه عقب بیفتند٬ هلاک میشوند
خُسن آقا:مردک عقب افتاده مردم نمیتوانند از ولی وقیح عقب بیفتند! آن مردک مثل خود تو عقب افتاده ذاتی هستنید!
دیگربان: احمد خاتمی٬ امام جمعه موقت تهران میگوید علی خامنهای بوی «امام زمان» میدهد و اگر مردم ایران از ولی فقیه عقب بیفتند «هلاک» خواهند شد.
به گزارش رسا٬ آقای خاتمی این اظهارات را روز پنجشنبه (پنجم دی) در جمع گروهی از زائران آرامگاه امام هشتم شیعیان در مشهد بیان کرده است.
وی گفته که «ولایت فقیه بوی امام زمان را میدهد و ما ولایت فقیه را نه تنها یک رهبر سیاسی بلکه جانشین امام زمان میدانیم.»
این عضو مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از سخنان خود افزوده است: «محور اعتدال فقط ولایت فقیه است٬ از این رو انسان معتدل کسی است که همراه ولایت فقیه باشد.»
به گفته وی «مردم کشور باید همواره چشمشان به دنبال رهبر معظم انقلاب و ولی فقیه باشد، از ایشان تبعیت کنند، همواره همراه و در کنار ایشان باشند.»
امام جمعه موفت تهران همچنین به مردم ایران توصیه کرده «مراقب باشند تا جلوتر از ولی فقیه حرکت نکنند زیرا باعث گمراهی میشود و از ایشان هم عقب نیفتند زیرا هلاک خواهند شد.»
Dec 26 2013
پای فرزند اردوغان به جنجال فساد مالی ترکیه کشیده شد
خُسن آقا: تو گویی دزدی در اسلام امری است همه گیر!
رادیوفردا: دادستانی کل ترکیه طی احضاریهای که تصویر رونوشت آن در سایت اینترنتی روزنامه رادیکال ترکیه منتشر شده، از بلال اردوغان پسر نخست وزیر خواسته است که برای بازپرسی درباره احتمال دست داشتن در فساد مالی اخیر به دادستانی مراجعه کند.
در این احضاریه گفته شده است که وی «به عنوان فردی مظنون در دست داشتن در فساد مالی» باید تا تاریخ دوم ژانویه (تا یک هفته دیگر) خود را برای بازپرسی معرفی کند، و در غیر این صورت بر اساس ماده ۱۴۶ بند ۵۲۷۱ قانون کیفری قرار بازداشت وی صادر خواهد شد.
این احضاریه از طرف معمر آککاش دادستان استانبول صادر شده است.
طی روزهای گذشته اخباری پراکنده در مورد احتمال بازجویی از فرزند رجب طیب اردوغان منتشر شده بود؛ به ویژه پس از اینکه آقای بایراکدار وزیر شهرسازی مستعفی ترکیه خطاب به اردوغان گفت که «برای صلاح مملکت و عدالت» خود نخست وزیر هم استعفا کند.
روزنامه حریت ترکیه نیز طی گزارشی که پنجشنبه ۵ دی ماه منتشر کرد، با اشاره به شایعاتی درباره فرار فرزند اردوغان به خارج، اصل وجود احضاریه را تایید کرده است.
حریت اما نوشته است که بر اساس اطلاعاتی که وجود دارد، بلال هماکنون در یکی از اقامتگاههای اردوغان در محله «کیسیکلی» استانبول به سر میبرد و از کشور فرار نکرده است.
بلال اردوغان عضو هیات مدیره «بنیاد خدمت به جوانان و آموزش» است و بر اساس گزارش حریت، مظنون به استفاده ابزاری از برخی افراد بازداشت شده اخیر برای انجام میلیونها لیره اختلاس است.
در پی افشای پولشویی ۸۷ میلیارد یورویی توسط رضا ضراب تاجر ایرانیتبار در ترکیه، ۵۷ نفر به اتهام دریافت رشوه از وی، همچنین همکاری در پولشویی، نقل و انتقالات غیرقانونی پول و قاچاق طلا بازداشت شدند که بعد از بازجویی و آزاد شدن برخی از آنها، هم اکنون ۲۳ نفر از جمله فرزندان سه وزیر و همچنین رئیس بانک دولتی ترکیه، هالک بانک» و رضا ضراب در بازداشت هستند.
اردوغان به خاطر اينکه پليس ماهها از موضوع فساد مالی خبردار بوده اما به وی گزارش نداده بود، ۷۰ مقام ارشد پليس را عزل، يا محل کار آنها را تغيير داده است. اردوغان همچنین چهارشنبه شب، ۱۰ عضو کابینه دولت را تغییر داد.
نخستوزیر ترکیه روز چهارشنبه گفت که «جنجال اخیر پرونده فساد مالی دسیسهای برای ضربه زدن به استقلال و پیشرفت ترکیه و ساقط کردن دولت است».
وی برخی روزنامهها، گروههای مذهبی و طیفهای سیاسی را به «جاسوسی برای خارج» متهم کرد و از اینکه قبل از حکم دادگاه جزئیات تحقیقات پلیس در اختیار رسانهها گذاشته میشود به شدت انتقاد کرد.
روزنامه حریت پنجشنبه از عزم دادستانی ترکیه برای آغاز تحقیقاتی جدید و موج دوم بازداشتها که شامل حدود ۳۰ نفر از جمله نزدیکان خود اردوغان و برخی نمایندگان مجلس است، خبر داد.
خبرگزاری فرانسه نیز به نقل از رسانههای ترکیه گزارش داد که نبرد سیاسی میان رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه و متحد سابق و رقیب کنونیش «فتح الله گولن»، در روزهای آینده شدت مییابد و دامنه رسوایی مالیِ کنونی، به حلقه اول اطرافیان اردوغان کشیده خواهد شد. رسانههای ترکیه پیشتر از احتمال کشیده شدن پای پسر نخست وزیر به این پرونده سخن گفته بودند.
روزنامه «جمهوریت» چاپ ترکیه از چنین رخدادی به عنوان «زلزله سیاسی» یاد کرده است.
Dec 26 2013
دفترتحکیم وحدت در هفت پرده
دویچهوله: اگر نگوییم مهمترین، قطعا یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین تشکلهای دانشجویی بعد از انقلاب، دفتر تحکیم وحدت است. مهدی عربشاهی دبیر سابق این تشکیلات، جریان شکلگیری این نهاد و تغییرات آن را بررسی کرده است.
تحلیل جنبش دانشجویی ایران در سالهای بعد از انقلاب، بدون توجه به نقش دفتر تحکیم وحدت امکانپذیر نیست. در این سالها اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان دانشگاههای سراسر کشور یا همان دفتر تحکیم وحدت تقریبا مهمترین سازمان دانشجویی در سطح ملی بوده که فراز و نشیبهای خاص خود را داشته است. در برخی سالها، متحد تمام عیار حکومت برآمده از انقلاب سال ۵۷ بوده، زمانی همراه یک جناح از حاکمیت یعنی اصلاحطلبان شده و روزگاری منتقد تمامی قدرت.
فرا رسیدن شصتمین سالگرد شانزدهم آذر یا روز دانشجو بهانهای است برای بررسی دقیق تر عملکرد تحکیم وحدت و تحولات درونی آن که میتواند تصویری بهتر از جنبش دانشجویی در سالهای بعد از انقلاب بدهد.
پیشینه تاسیس انجمنهای اسلامی به سالهای دهه بیست برمیگردد. زمانی که دانشجویان مذهبی در اقلیت بودند و برای پیگیری اهدافی چون اصلاح اندیشه دینی، پالایش دین از خرافات و مقابله با نفوذ حزب توده در دانشگاه، اقدام به راهاندازی انجمن اسلامی کردند. این دانشجویان ارتباط خوبی با اساتیدی چون مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی و روحانی نواندیشی چون آیت الله طالقانی داشتند و مسجد هدایت نیز یکی از پایگاههای آنها بود. انجمن اسلامی در آن دوره نقش سیاسی چندانی نداشت و حضور دانشجویان مذهبی در سیاست، بیشتر در اتحاد با دانشجویان نزدیک به جبهه ملی و حمایت از دکتر مصدق نمود داشت. انجمنهای اسلامی پیش از انقلاب تحولاتی را پشت سر گذاشتند که موضوع این یادداشت نیست. در اینجا در هفت پرده به بررسی نقش اتحادیه انجمنهای اسلامی یا دفترتحکیم وحدت در سالهای بعد از انقلاب میپردازیم.
پرده اول (سالهای ۱۳۵۸ تا ۶۱): مریدان آیتالله
با پیروزی انقلاب، دانشگاههای کشور به محلی برای فعالیت سیاسی گروههای مختلف تبدیل شده بود. در خلا قدرت ایجاد شده پس از انقلاب، جنگ قدرت میان هواداران آیت الله خمینی موسوم به خط امام و گروههای دیگر مانند مجاهدین خلق، چریکهای فدایی، ملیگرایان و لیبرالها برقرار بود و دامنه این جدال به دانشگاه هم کشیده شده بود. انجمنهای اسلامی در این زمان پایگاه دانشجویی هواداران آیت الله خمینی بودند. دانشجویانی که در شهریور ۵۸ در دیدار با آیتالله خمینی از زبان وی شنیدند “بروید تحکیم وحدت کنید” و نام اتحادیه خود را دفترتحکیم وحدت گذاشتند.
مهدی عربشاهی
مهدی عربشاهی
با این حال تحکیم از همان روزهای نخست، شکلی از تکثر درونی را تجربه کرد و هیچگاه وحدت مطلوب آیتالله را به چشم ندید. نخستین اختلاف بر سر اشغال سفارت آمریکا رخ داد که کسانی چون ابراهیم اصغرزاده و محسن میردامادی در شورای مرکزی از آن دفاع میکردند و در سوی دیگر محمود احمدینژاد اولویت را به اشغال سفارت شوروی میداد. اینگونه شد که در نهایت بخشی از این دانشجویان نه با عنوان تحکیم که با اسم دانشجویان خط امام به سفارت حمله کردند و دیپلماتها را به گروگان گرفتند و جناح دیگر، کارگزاران انقلاب فرهنگی شدند تا دانشگاه را از دانشجویان و اساتید دگراندیش و مخالف، پاکسازی کنند. دفترتحکیم وحدت در این سالها در جدال قدرت، شاخه دانشجویی روحانیونی بود که به دنبال قدرت انحصاری بودند و سرانجام از این منازعه سخت، پیروز بیرون آمدند.
پرده دوم (سالهای ۱۳۶۱ تا ۶۸) : تحکیم حکومت در دانشگاه
بازگشایی دانشگاهها در سال ۱۳۶۱ در شرایطی صورت گرفت که دیگر از شور و هیجان روزهای اول انقلاب خبری نبود. گروههای مخالف سرکوب شده بودند و اعضای آنها یا اعدام شده یا زندانی بودند و یا کشور را ترک کرده بودند. تنها صدایی که در دانشگاه شنیده میشد صدای بلند حاکمیت مستقر بود. تحکیم وحدت شکل سازمانی شبه دولتی را پیدا کرده بود که ماموریت داشت سیاستهای حکومت را در دانشگاه پیگیری کند. اعضای آن در دانشگاه به دختران دانشجو در مورد مساله حجاب تذکر میدادند و روحانیون را برای سخنرانی دعوت میکردند. حتی سازمانهای دولتی برای استخدام افراد از انجمنها در مورد پیشینه فرد استعلام میکردند و تایید انجمن اسلامی برای عبور از مرحله گزینش ضروری بود.
جنگ ایران و عراق مهمترین مساله کشور شده بود و انجمنهای اسلامی، ستادهای اعزام دانشجویان به جبهههای جنگ را تشکیل داده بودند. از سوی دیگر تحکیمیها در میان دو جناح حاکمیت به جناح چپ نزدیکتر شده بودند و در انتخابات مجلس دوم و سوم با آنها لیست مشترک دادند. برخی از فاتحان سفارت آمریکا تا سطح استاندار و معاون وزیر بالا رفته بودند و حتی از میان نسل اولیها کسانی چون اصغرزاده به نمایندگی مجلس رسیدند. این پرده را میتوان ماه عسل قدرت و تحکیمیها دانست؛ ماه عسلی که با درگذشت آیت الله خمینی پایان یافت.
پرده سوم (سالهای ۱۳۶۸ تا ۷۳) : رکود در فراق آیتالله
درگذشت آیتالله خمینی و جانشینی آیتالله خامنهای نه تنها جناح چپ حکومت را به محاق برد؛ بلکه به عصر یکهتازی دفترتحکیم وحدت در فضای دانشگاه نیز پایان داد. جناح راست حکومت مدتها بود که از نداشتن جریانی همسو با خود در دانشگاه ناخرسند بود و حتی تلاش کرده بود تا گروههایی نزدیک به خود ایجاد کند. به طور مثال مهندس حشمتالله طبرزدی با انشعابی از دل تحکیم، انجمنهای اسلامی دانشجویی را تشکیل داده بود. اما آنها نیز به سرعت تغییر رفتار دادند و نه تنها منتقد جناح راست که به مرور مخالف حکومت شدند. جامعه اسلامی هم که با همین هدف تاسیس شده بود هیچ گاه نتوانسته بود گستردگی و اهمیت تحکیم وحدت را پیدا کند و به همین دلیل تنها راه برای جناح راست، کاستن از قدرت رقیب بود.
راستیها همزمان با رهبری آیتالله خامنهای، رقیب درون حکومتی خود را از جایگاههای مهمی چون قوه قضاییه و دولت دور کردند و حتی با رد صلاحیت گسترده چپیها راه را بر حضور آنان در مجلس چهارم نیز بستند. در همین سالها بود که دفترتحکیم وحدت هم به رکودی چندساله فرو رفت. ساختمان این سازمان دانشجویی توقیف شد و برای اولین بار در سال ۱۳۷۰ برخی از اعضای انجمنهای اسلامی از سوی وزارت اطلاعات بازداشت شدند.
مجموعه این عوامل باعث شد که دانشجویان عضو این تشکل، دست از اندیشه دفاع مطلق از حکومت بکشند. انتقادات پررنگ از دولت هاشمی و به ویژه سیاستهای اقتصادی وی در دستور کار قرار گرفت و حتی انتقادات کمرنگی از رهبری انجام شد. تحکیمیها که دیگر به شکل سابق از رانت حکومتی برخوردار نبودند، دچار سردرگمی شده بودند. شاید آنها در دوران رکود خود فرصتی یافتند تا گذشته را با دقت بیشتری مرور کنند و راهی برای آینده بسازند.
پرده چهارم (سالهای ۱۳۷۳ تا ۷۵) : فصل پوست اندازی
از سال ۷۳ به بعد ورود نسل جدید به دانشگاهها و انجمنهای اسلامی باعث شد تا گرایشهای مدرنتر درون این تشکل رشد کنند. آموزههای عبدالکریم سروش نوعی چرخش از اسلام فقاهتی به اندیشه روشنفکری دینی را گسترش داد. دانشجویان تحکیمی دیگر اقبال چندانی به آرای مطهری نداشتند و حتی درباره باور خود به شریعتی و قرائت انقلابی او از اسلام هم دچار تردید شده بودند. نه تنها نسلهای جدید دچار دگردیسی شدند، حتی موسسان دفتر تحکیم وحدت نیز تغییر کردند و دیگر مانند روزهای اول انقلاب نبودند. تحکیمیها که دیگر پشتوانه قدرت را نداشتند تلاش کردند تا با تکیه بر هویت دانشجویی خود از آرای دموکراتیک دانشجویان مشروعیت بگیرند. برخی دانشگاهها مانند صنعتی امیرکبیر در این زمینه پیشتاز بودند و برای نخستین بار درهای انتخابات شورای مرکزی خود را به روی همه دانشجویان دانشگاه باز کردند. اقبال دانشجویان نفس گرمی بود که معجزه کرد تا پیکر نیمه جان تحکیم وحدت دوباره زنده شود.
پرده پنجم (سالهای ۱۳۷۵ تا ۸۰) : حامیان پرشور خاتمی
سال ۷۵ سال اوج گیری دوباره اتحادیه انجمنهای اسلامی بود. جناح چپ یا همان خط امامیها عزم خود را جزم کرده بودند تا بعد از چند سال کناره گیری در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم شرکت کنند. البته آنها امید چندانی به پیروزی نداشتند و تنها میخواستند به شکل اقلیتی قدرتمند دوباره خود را سازماندهی کنند. تحکیمیها در این مسیر پیشگام شدند و ابتدا از مهندس میرحسین موسوی برای کاندیداتوری دعوت کردند. با امتناع مهندس موسوی، شورای مرکزی وقت اتحادیه سراغ سید محمد خاتمی رفت که آن روزها در گوشه کتابخانه ملی مهجور افتاده بود. رایزنیها برای حضور خاتمی آغاز شد و او سرانجام در جمع تحکیمیها اعلام کاندیداتوری کرد. نخستین برنامه انتخاباتی خاتمی در دانشگاه صنعتی شریف و به میزبانی انجمن این دانشگاه با استقبال پرشور دانشجویان روبرو شد و تحکیم نقش ستاد دانشجویی خاتمی را بر عهده گرفت. موج آفرینی دانشجویان در فرصتی کوتاه فضای سیاسی کشور را دگرگون کرد تا خاتمی پیروز دوم خرداد باشد.
تحکیمیها که با این پیروزی اعتبار اجتماعی بالایی کسب کرده بودند، تبدیل به نیروی خطشکن اصلاحات شدند. استراتژی فشار از پایین و چانه زنی از بالای چپیها که حالا اصلاح طلب نام گرفته بودند نیاز به نیرویی در بدنه اجتماع داشت. دانشجویان همان نیرو بودند و با برنامههای پرشور خود در دانشگاه، خط قرمزهای حاکمیت را به عقب میراندند تا اصلاح طلبان، مواضع قدرت را سنگر به سنگر فتح کنند. اقتدارگرایان در اندیشه طرحی بودند تا موتور محرک اصلاحات را خاموش کنند و فاجعه حمله به کوی دانشگاه در این شرایط رخ داد. اعتراضات چند روزه دانشجویان با سرکوب شدید حکومت روبرو شد و عدم همراهی خاتمی با معترضان، سبب دلخوری دانشجویان شد.
از سوی دیگر تحکیم وحدت به شکل یک حزب سیاسی در آمده بود و حتی برای انتخابات شوراها و مجلس، کاندیدای اختصاصی معرفی میکرد. این مساله موجب شد تا منازعات سهم خواهانه در درون تحکیم بالا بگیرد. در دسته بندی درونی تحکیم وحدت نیز طیف مدرن روزبه روز قدرت بیشتری میگرفت و سنتیها از تحولات دانشگاه جا مانده بودند. نیروهای امنیتی و بیت رهبری هم که قدرت زیاد تحکیم را به ضرر خود میدیدند بر آتش اختلافات داخلی دمیدند و تلاش کردند با فرستادن نیروهای نفوذی به درون تحکیم و فشارهای امنیتی آن را مهار کنند. اختلافات سیاسی واقعی نیز در درون مجموعه وجود داشت و گروهی خواهان عبور از خاتمی و نقد همه جانبه قدرت بودند و عدهای دیگر میخواستند پشت سر خاتمی و کنار اصلاح طلبان بمانند. سرانجام انشعابی در اتحادیه صورت گرفت و در سال ۱۳۸۰ یک گروه در دانشگاه شیراز و گروه دیگر در دانشگاه علامه طباطبایی انتخابات شورای مرکزی برگزار کردند. منتخبان اولی به طیف شیراز و منتخبان دومی به طیف علامه دفترتحکیم وحدت معروف شدند.
پرده ششم (سالهای ۱۳۸۰ تا ۸۴) : عبور از خاتمی تا تحریم
اگرچه بررسیهای وزارت علوم نشان میداد که بیش از ۹۰ درصد انجمنهای اسلامی، طیف علامه را به عنوان دفترتحکیم وحدت قبول دارند؛ اما وزارت علوم زیر فشار دفتر نمایندگی ولی فقیه در دانشگاهها هر دو طیف را به رسمیت شناخت. طیف شیراز در سالهای بعد تا آنجا پیش رفت که در زمره حامیان احمدی نژاد قرار گرفت و حتی در پی وقایع جنبش سبز خواهان اعدام موسوی و کروبی شد. طیف علامه اما از این به بعد تبدیل به سازمان اصلی دانشجویان منتقد شد و در این دوره تلاش کرد تا به نقد همه جانبه قدرت از جمله اصلاح طلبان دست بزند. نسل جدید تحکیمیها خواهان گذار به دموکراسی بودند و برای اولین بار از مفاهیمی چون حقوق بشر دفاع میکردند.
DW.DE
۱۸ تیر ۷۸ و میراث دوگانه آن برای جنبش دانشجویی
سلسله وقایعی که از ۱۸ تیر ۷۸ آغاز شد و در ۲۲ تیرماه پایان گرفت، بیشک یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای جنبش دانشجویی معاصر ایران بوده است.
انقلاب فرهنگی دوم؛ پروژهای شکستخورده با سرنوشتی نامعلوم
«انقلاب فرهنگی» بزرگترین یورش در سیاسیترین دوره جنبش دانشجویی
ایده دوری از قدرت و دیدهبانی جامعه مدنی با استقبال انجمنهای اسلامی روبرو شده بود و کار به جایی رسید که سرانجام دفترتحکیم وحدت از جبهه دوم خرداد خارج شد. تحکیمیها خواهان ایستادگی خاتمی بر حقوق بنیادی مردم بودند و از عقب نشینیهای پی در پی اصلاح طلبان گله داشتند. تحکیم این بار تلاش میکرد برخلاف دوره قبلی یک جریان آرمانخواه دانشجویی باقی بماند و تبدیل به حزب سیاسی و پلکان صعود به مناصب قدرت نشود. با این حال آنها این بار ردای اپوزیسیون بر تن کردند و کار به آنجا رسید که چند چهره برجسته شورای مرکزی وقت اتحادیه، فراخوان رفراندوم برای تغییر حکومت را امضا کردند. تحکیمیها با هدف مشروعیت زدایی از حکومت، انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ را تحریم کردند تا سردترین دوران را در روابط خود با اصلاح طلبان تجربه کنند.
پرده هفتم (سالهای ۱۳۸۴ تا ۸۸) : مطالبه محوران جامعه مدنی
کاهش اقبال مردمی به اصلاح طلبان، عدم اجماع بر یک کاندیدا و تحریم انتخابات از سوی جریانهایی چون تحکیم دست به دست هم داد تا در یک رایشماری مشکوک، احمدی نژاد راهی دور دوم انتخابات شود و با شکست هاشمی رفسنجانی ریاست دولت را بر عهده گیرد. آغاز صدارت احمدی نژاد به معنی قطع تمامی پشتوانههای قانونی دفترتحکیم وحدت بود. اقتدارگرایان فرصت را برای پیگیری برنامه سرکوب جنبش دانشجویی مهیا میدیدند و فشار بیسابقهای را بر فعالان دانشجویی و انجمنهای اسلامی وارد کردند. آنها به بهانههای مختلف اجازه برگزاری انتخابات شورای مرکزی را به انجمنها نمیدادند تا بتوانند با انحلال این تشکلها به دانشجویان وابسته به خود مجوز تاسیس انجمن بدهند. بسیاری از انجمنها بیتوجه به این روند، بدون هماهنگی با دانشگاه انتخابات برگزار میکردند تا انجمنهای منتخب دانشجویان در برابر انجمنهای جعلی و حکومتساخته قرار بگیرند.
در این شرایط دشوار، تحکیمیها و سایر دانشجویان منتقد پرچم مخالفت با احمدی نژاد را برافراشتند و در این راه هزینههای سنگینی دادند. اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر و سر دادن شعار مرگ بر دیکتاتور، ماجرای نشریات جعلی و بازداشت گسترده دانشجویان را در پی داشت. اعضای دفترتحکیم وحدت در شهرستانها و شورای مرکزی اتحادیه هم در این سالها در موارد متعددی بازداشت یا محروم از تحصیل شدند.
در میانه این جدال سنگین برای بقا، تحکیمیها تلاش کردند تا تجربیات سالهای گذشته را جمع بندی کنند. آنها نه عملکرد در قامت یک حزب سیاسی و ورود به قدرت را پسندیدند و نه پوشیدن ردای اپوزیسیون را مناسب حال یک جریان دانشجویی دیدند. تحکیم وحدت در این سالها تلاش کرد تا بخشی از جامعه مدنی باشد و ارتباط نزدیکتری با سایر جنبشهای اجتماعی همچون جنبش زنان، جنبش صنفی کارگران و معلمان و جنبشهای قومی برقرار کند. کمیسیون زنان دفترتحکیم وحدت تاسیس شد و بهاره هدایت بعد از سالها، ترکیب مردانه شورای مرکزی تحکیم را بر هم زد و به عضویت مرکزیت این سازمان دانشجویی انتخاب شد.
تحکیمیها در مورد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ هم موضع متفاوتی از دورههای قبلی گرفتند. آنها نه به دنبال دعوت از چهرههای سیاسی برای کاندیداتوری رفتند و نه انتخابات را تحریم کردند. رویکرد جدید دانشجویان رویکرد مطالبه محور بود و از کاندیداهای اصلاح طلب، برنامه خواستند و تلاش کردند تا فضای گفتمانی آنها را به مطالبات خود نزدیک کنند. تحکیمیها در نهایت برنامههای کروبی را به مطالبات خود نزدیکتر یافتند و از او حمایت کردند.
اما انتخابات سال ۸۸ و وقایع بعد از آن، مختصات صحنه سیاسی ایران را جابجا کرد. شکل گیری جنبش سبز در اعتراض به نتایج انتخابات سبب شد تا تحکیم هم در روزهای پرهیاهوی این جنبش به آن بپیوندد و دانشگاهها محل اعتراضات پرشور دانشجویان شد. با این حال بازداشت عده زیادی از فعالان دانشجویی و سرکوب شدید از سوی حکومت، اجازه برگزاری انتخابات شورای مرکزی در موعد مقرر را نداد و تحکیم هم مانند بسیاری از سازمانهای سیاسی و اجتماعی دیگر وارد یک دوره رکود ناخواسته شد. رکودی که به نظر میرسد با تغییر نسبی فضای سیاسی کشور پس از روی کار آمدن دولت روحانی رو به پایان است.
Dec 26 2013
ده تن از وزرای کابینه ترکیه تغییر کردند
رادیوفردا: رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه ده تن از وزرای کابینه خود را تغییر داد.
آقای اردوغان پس از دیدار با عبدالله گل، رئیس جمهور و کسب موافقت او، در یک کنفرانس خبری در آنکارا اسامی ده تن از وزرای جدید کابینه را اعلام کرد.
سه نفر از وزرایی که نامشان در پرونده فساد مالی آمده بود روزچهارشنبه استعفا دادند و هفت وزیر و معاون نخست وزیر دیگر هم به درخواست آقای اردوغان و یا میل خودشان از هیات دولت کناره گیری کردند.
در کابینه جدید وزرای دادگستری، اقتصاد، صنعت و فن آوری، کشور، ورزش و جوانان، شهرسازی و محیط زیست، راه و دریانوردی، خانواده و امور اجتماعی و وزیر امور اتحادیه اروپا تغییر کردهاند.
یکی از معاونان نخست وزیر نیز تغییر کرده است. نام وزیر امور اتحادیه اروپا در گزارشهای مربوط به فساد مالی آورده شده اما وی تا زمان اعلام اعضای کابینه جدید از سمت خود استعفا نداده بود.
Dec 25 2013
انتقال محمدرضا پورشجری به بیمارستان
خبرگزاری هرانا: محمدرضا پورشجری وبلاگ نویس زندانی در زندان ندامتگاه مرکزی کرج به بیمارستان خمینی تهران منتقل و بستری گردید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمدرضا پورشجری معروف به سیامک مهر، وبلاگ نویس زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج که به بیماری قلبی شدید مبتلاست صبح روز جاری چهارشنبه ۴ دی ماه به بیمارستان خمینی تهران منتقل و بستری گردید.
وی که از بیماری های دیسک کمر، قند بالای خون و پروستات نیز رنج میبرد مدتها از امکانات درمانی در زندان مزبور محروم بوده و از شرایط جسمی بدی برخوردار است.
محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) وبلاگ نویس زندانی ۵۱ ساله، ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزل مسکونی خود در شهر کرج بازداشت شد. او پس از بازداشت به سلولهای انفرادی زندان رجاییشهر منتقل و مدت هفت ماه مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفت که این فشارها موجب آسیبهای جسمی بر روی وی گردید.
Dec 25 2013
تکذیب سخنان مشاور روحانی درباره تعهد دادن منتظری
دویچهوله: دفتر حسینعلی منتظری با انتشار نامهای سخنان اخیر مشاور رئیس جمهور درباره شرایط پایان دادن به بازداشت خانگی او را تکذیب کرد. حسامالدین آشنا در مصاحبهای گفته منتظری برای “رفع حصر” شرایطی را پذیرفته بود.
مشاور فرهنگی حسن روحانی و سرپرست مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در مصاحبهای که متن آن دوم دیماه در نشریه “اندیشه پویا” منتشر شد گفته است: «حصر آقای منتظری برداشته نشد مگر اینکه آیتالله منتظری هم قبول مسئولیت کرد.»
حسامالدین آشنا این سخنان را در پاسخ به پرسشی درباره شرایط پایان دادن به بازداشت خانگی دو نامزد معترض انتخابات سال ۸۸، میرحسین موسوی و مهدی کروبی ابراز کرد. او از فرزندان حسینعلی منتظری خواست جزییات این ماجرا را در خاطرات خود بنویسند.
پایگاه اطلاعرسانی دفتر حسینعلی منتظری روز چهارشنبه (۴ دی ۹۲/ ۲۵ دسامبر) نامهای از احمد منتظری خطاب به مدیر مسئول نشریه اندیشه پویا منتشر کرد که در آن تاکید شده این بخش از سخنان آشنا “با واقعیت زیاد فاصله دارد”.
«تقاضای عفو دروغ است»
احمد منتظری از پدرش نقل میکند که “یک روز قبل از رفع حصر” (۹ دی ۸۱) در یک گفتگوی رادیویی گفته بود: «مسئولین با داماد من و پسر من صحبت کردهاند و گفتهاند که میخواهند مقدماتش را فراهم کنند؛ و گفتند که در سایتها هم بوده که فرزندان من تقاضای عفو کردهاند، اینها دروغ است؛ فرزندان من از کسی تقاضا نکردهاند و تقاضا هم نخواهند کرد.»
احمد منتظری، فرزند آیتالله حسینعلی منتظری
احمد منتظری، فرزند آیتالله حسینعلی منتظری
در این نامه آمده است: «در زمانی که رفع حصر مطرح بود آقای محسنی اژهای قصد ملاقات با آیتالله منتظری را داشت ولی پذیرفته نشد. آیتالله منتظری به این دلیل آقای محسنی اژهای را نپذیرفت که مبادا پس از آن، شایعات درست شود که در این ملاقات تعهدی گرفته شده است.»
غلامحسین محسنی اژهای آن زمان دادستان دادگاه ویژه روحانیت بود. احمد منتظری میافزاید که با مصاحبه اخیر مشاور روحانی “معلوم میشود نگرانی آیتالله منتظری در آن زمان بسیار بجا و هوشمندانه بوده است”.
تکذیب شرط گذاشتن برای منتظری
حسینعلی منتظری قائم مقام نخستین رهبر جمهوری اسلامی، روحالله خمینی بود که پس از بروز اختلاف نظرهایی با او از جمله بر سر کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ از این سمت کنار گذاشته شد.
انتقادهای او به رهبر بعدی جمهوری اسلامی، علی خامنهای به بازداشت خانگی او از سال ۱۳۷۶ منجر شد که حدود ۶ سال ادامه داشت.
احمد منتظری در نامه یاد شده خاطر نشان میکند اگر منظور حسامالدین اشنا مذاکراتی باشد که میان او و برادرش با مسئولان وقت وزارت اطلاعات انجام شده، “در آن جلسات هم که با تقاضای آنان صورت میگرفت، هیچ شرط و تعهدی از طرف مسئولین مربوطه مطرح نبود که ما بخواهیم قبول کنیم یا نپذیریم”.
او در بخش پایانی نامه اعتراضی خود تصریح کرد: «بنابراین در قبال رفع حصر آیتالله منتظری هیچگونه تعهدی، نه کتباً و نه شفاهاً، از طرف مرحوم پدر و هیچ یک از فرزندان و بستگان ایشان وجود نداشته است.»
احمد منتظری نامهی خود را با ابراز امیدواری نسبت به پایان گرفتن بازداشت خانگی موسوی و کروبی و آزادی تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی خاتمه داده است.
«بحث حصر از جناحها عبور کرده»
پایان دادن به بازداشت خانگی دو نامزد معترض انتخابات سال ۸۸ و زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی که بیش از هزار روز از آغاز آن میگذرد از وعدههای انتخاباتی حسن روحانی بوده است.
حسامالدین آشنا، مشاور فرهنگی حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی
حسامالدین آشنا، مشاور فرهنگی حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی
سرپرست مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری به نشریه اندیشه پویا گفت: «مسئله حصر غیر مسئله زندان است. در زندان شما دادگاه میروید و مجازاتتان هم معلوم است چه قبول داشته باشید مجرم هستید و چه قبول نکنید، بعد از گذراندن دوران محکومیت از زندان آزاد میشوید مسئله حصر اما غیر از مسئله حقوقی جنبه اخلاقی هم دارد و به سادگی نمیتوان از آن عبور کرد.»
حسامالدین آشنا دولت حسن روحانی را دولت آشتی ملی خوانده و با اشاره به اینکه کار این دولت آشتی میان جناحهای حکومت است میافزاید، “در موضوع حصر، بحث از جناح عبور کرده است”.
نزدیکان موسوی و کروبی بارها به نقل از آنها تقاضای عفو یا تغییر موضع نسبت به نتایج اعلام شده انتخابات سال ۸۸ را به شدت رد کردهاند. معترضان، اعلام پیروزی محمود احمدینژاد در این انتخابات را نتیجه یک “کودتای انتخاباتی و مهندسی آراء” میدانند.
Dec 25 2013
اطلاعیه رسمی دفتر روحانی درباره «اخبار نادرست» منتسب به او
خُسن آقا: ای بابا این خارجی ها چقدر احمق تشریف دارند! بابا آخوند اگر دروغ نگوید شب نمی تواند بخوابد!
رادیوفردا: دو روز پس از انتشار مقالهای در روزنامهای آلمانی، دفتر رئیس جمهور ایران سهشنبه شب، سوم دیماه، در اطلاعیهای رسمی انتشار «مطالب و اقوال نادرست» به نقل از حسن روحانی در رسانههای داخلی و خارجی را «فاقد اعتبار» معرفی کرد.
روز دوشنبه گذشته، دوم دیماه، خبرگزاری رویترز در گزارشی از انتشار مقالهای در روزنامه آلمانی زوددویچه زایتونگ خبر داد که به قلم حسن روحانی نوشته شده و در شماری دیگر از رسانههای غربی نیز بازتاب یافت.
بر پایه این یادداشت منتسب به رئیس جمهوری ایران، آقای روحانی تاکید کرده است که ایران قصد دارد روابط خود را با آمریکا و کشورهای اروپایی بهبود بخشد.
در این مقاله همچنین آمده است: «در تلاش هستیم تا از تحمیل مشکلات جدید بر روابط میان ایران و ایالات متحده جلوگیری شود و تنشهای بهجامانده از گذشته نیز برطرف شود.»
به دنبال انتشار این مقاله و بازتاب آن در رسانههای دنیا، محمدرضا صادق، مشاور ارشد حسن روحانی، انتشار مقاله توسط او در روزنامه آلمانی را از اساس تکذیب کرده و آن را «کذب محض» خواند.
این در حالی است که در توییتر حسن روحانی نیز بخشهایی از مقاله نشریه آلمانی منتشر شده بود.
حال دفتر رئیس جمهور ایران در اطلاعیهای رسمی که در وبسایت او منتشر شده «اخبار نادرست منتسب به دکتر روحانی» را «غیرمستند» و «فاقد اعتبار» خوانده و مسئولیت حقوقی انتشار آنها را بر عهده ناشر آنها دانسته است.
در این اطلاعیه بی هیچ اشارهای به مقاله منتشر شده در روزنامه آلمانی آمده است: «هر آن چه به نقل یا منتسب به ایشان جز از طریق فوقالذکر [پایگاه اطلاعرسانی رئیس جمهور] منتشر شود، فاقد اعتبار و اصالت بوده» است.
در همین حال وبسایت دویچهوله به نقل از یکی از مسئولان روزنامه آلمانی زود دویچه زایتونگ که مقاله منتسب به رئیس جمهور ایران را منتشر کرده میگوید که مقاله حاضر «بر پایه یکی از سخنرانیهای حسن روحانی» تهیه شده است.
اما همین مقام مسئول در روزنامه آلمانی گفته است که موافقت دفتر ریاست جمهوری ایران همراه این مقاله است و او نمیتواند درباره تکذیبیه مشاور ارشد آقای روحانی توضیحی بدهد.