اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2014

Feb 18 2014

احتمال افزايش قيمت بنزين قوت گرفت: پشت پرده بازدید سرزده حسن روحانی از وزارت نفت چیست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

شفاف: ديروز خبرهاي مبني بر افزايش قيمت بنزين تا سقف 1050 تومان منتشر شد كه بسياري را نگران كرد. اين خبرها كه برخي مسئولين آنرا شايعه خواندند زماني قوت گرفت كه حسن روحاني رييس‌جمهور به صورت سرزده به وزارت نفت رفت….

شفاف: ديروز خبرهاي مبني بر افزايش قيمت بنزين تا سقف 1050 تومان منتشر شد كه بسياري را نگران كرد. اين خبرها كه برخي مسئولين آنرا شايعه خواندند زماني قوت گرفت كه حسن روحاني رييس‌جمهور به صورت سرزده به وزارت نفت رفت. البته هنوز مشخص نيست كه آيا از اول اسفند به بعد باك‌ها با بنزين 1050 توماني پرخواهند شد يا خير اما نكته اينجاست كه برخي خبرها حاكي از آماده‌باش جايگاه‌داران سوخت است.

ديروز رئيس انجمن جايگاه‌داران سوخت کشور با اشاره به نشست ويژه روز يکشنبه هفته جاري شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي استان تهران با جايگاه‌داران براي افزايش احتمالي قيمت بنزين از اول اسفند ماه سال جاري، اعلام کرد:«علاوه بر جايگاه‌ها، شهرداري‌ها و برخي نهادهاي ديگر براي افزايش احتمالي قيمت بنزين در آماده باش هستند.» بيژن حاج محمدرضا در گفتگو با مهر گفت:«در اين نشست، شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي از جايگاهداران درخواست کرد خود را براي افزايش قيمت بنزين از ابتداي اسفند ماه سالجاري آماده کنند.»

رئيس انجمن جايگاهداران سوخت کشور با تاکيد بر اينکه تاکنون سناريوهاي قيمتي و ساز و کار عرضه بنزين به جايگاهداران اعلام نشده است، تصريح کرد: «با اين وجود، شنيده‌هاي جايگاهداران هم از افزايش قيمت بنزين به 700 و 1050 تومان حکايت دارد اما اين سناريوها رسما توسط شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي اعلام نشده است.» اين مقام مسئول با يادآوري اينکه علاوه بر جايگاهداران سوخت، شهرداري‌ها و برخي نهادهاي ديگر در آماده باش براي افزايش قيمت بنزين هستند، بيان کرد:«از روز گذشته با تمامي‌جايگاهداران سوخت براي افزايش احتمالي قيمت بنزين از ساعت 24 بامداد پنج شنبه يکم اسفند ماه مذاکره و اطلاع رساني را آغاز کرده‌ايم.» وي خواستار همکاري مردم با جايگاه‌داران در صورت هرگونه افزايش قيمت بنزين شد و افزود:«با جايگاهداران سراسر کشور هم مذاکره و گفتگو کرده‌ايم که رفتار مناسب در برابر مردم داشته باشند.»

پيش از اين هم، رئيس کانون کارفرمايي جايگاهداران سوخت سراسر کشور با اشاره تجهيز تمامي‌جايگاه‌هاي سوخت براي هر گونه تغيير احتمالي نرخ از روز پنج شنبه يکم اسفند ماه، اعلام کرد:«گمانه زني‌ها حاکي از عرضه بنزين با دو نرخ جديد 700 و 1050 توماني است، ضمن اينکه شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران از تمام جايگاهداران درخواست کرده است که خود را براي افزايش قيمت بنزين با دو نرخ جديد آماده کنند.» ناصر رئيسي‌فرد گفت: «شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران از تمام جايگاهداران درخواست کرده است که خود را براي افزايش قيمت بنزين با دو نرخ جديد آماده کنند.»

رئيس کانون کارفرمايي جايگاهداران سوخت سراسر کشور با تاکيد بر اينکه شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي هنوز نرخ جديد بنزين را براي اعمال از روز اول اسفند به جايگاهداران اعلام نکرده است، تصريح کرد:«اما گمانه زني‌ها حاکي از عرضه بنزين با دو نرخ جديد 700 و 1050 توماني است.» رئيسي فرد با يادآوري اينکه شرکت ملي پخش فرآورده‌هاي نفتي ايران براي تغيير نرخ جايگاه‌ها تنها با يک برنامه نويسي نرم افزاري مي‌تواند تغيير نرخ را اعمال کند، بيان کرد:«جايگاهداران سوخت سراسر کشور هم تابع تصميم‌گيري‌ها و سياست‌هاي جديد دولت و مجلس وراي اسلامي‌هستند.»

No responses yet

Feb 18 2014

بهمن ۹۲ و بهره‌برداری رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: راه‌پیمایی ۲۲ بهمن ۹۲ فرق خاصی با سال‌های گذشته نداشت و حکومت در پرتو انحصار و تفوق رسانه‌ای و تبلیغاتی توانست راه‌پیمایی فوق را سندی دال بر پیوند ملت و حکومت و مشروعیت نظام به حساب آورد.

راه‌پیمایی ۲۲ بهمن امسال بعد از دعوت سید محمد خاتمی و بخشی از اصلاح‌طلبان شکل دیگری پیدا کرد. این راه‌پیمایی هر ساله که مناسبتی آئینی برای حکومت است، فرصتی برای نمایش پایگاه مردمی و همچنین بازسازی این همانی بین انقلاب بهمن ۵۷ و سیمای کنونی جمهوری اسلامی است. در اصل حکومت می‌کوشد تا از طریق این راه‌پیمایی هر ساله ارتباط و پیوند خود با گفتمان انقلاب را بیان کند و هم چونان فرصتی مشروعیت آفرین، مهر تاییدی بر سیاست‌های کلان حاکم بزند. در هر سال مسائلی که برای حکومت در اولویت است در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن در قالب شعار‌ها، پلاکارد‌ها و قطعنامه برجسته می‌گردد.

البته این راه‌پیمایی یک بعد دیگر هم دارد. سخنران این مراسم بر اساس قانونی نا نوشته رئیس جمهور است. طبیعی است با توجه به سیال بودن قوه مجریه، هر سال تریبون سخنرانی در دست جریان سیاسی قرار می‌گیرد که پست ریاست جمهوری را در دست دارد. امسال نیز مدافعان گفتمان اعتدال و بخشی از اصلاح‌طلبان سعی کردند از راه‌پیمایی ۲۲ بهمن استفاده نمایند.

از اینرو سید محمد خاتمی و مجمع روحانیون از مردم دعوت کردند تا در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن شرکت کنند. نگاه جناحی حاکم و برخورد ابزاری حکومت باعث شده است تا بخشی از نیرو‌های انقلابی با راه‌پیمایی حکومتی ۲۲ بهمن برخورد منفی داشته باشند. خاتمی در سالیان اخیر سکوت کرده بود و دعوتی انجام نداده بود.

در ادامه بررسی می‌شود که اقدام خاتمی و برخی از اصلاح‌طلبان چه تاثیری در روند راه‌پیمایی ۲۲ بهمن و وضعیت متعارف آن داشت. البته طبیعی بود که روحانی از هوادارانش بخواهد که در راه‌پیمایی شرکت کنند و موقعیت وی را تقویت نمایند. اما اقدام شتابزده اصلاح‌طلبان در حالی که شرایط سیاسی برای آنها تغییر نکرده و فرصت حضور متفاوت در جریان راه‌پیمایی نداشتند، منطقی به نظر نی‌رسید.

فضای امنیتی بر راهیپمایی حاکم بود وعده ای نیز که نماد‌های اصلاح‌طلبانه و یا معترض به وضع موجود داشتند نیز بازداشت شدند. در راه‌پیمایی به سنت سال‌های قبلی پلاکارد‌هایی در محکومیت موسوی،کروبی و رهنورد مشاهده می‌شد و فضای حاکم کاملا در خدمت گفتمان ولایی حکومت بود. شعار‌ها بیشتر سویه سیاست خارجی داشت و جهت گیری تقابل و حمله به امریکا را دنبال می‌کرد.

در این شرایط دعوت خاتمی نتیجه ملموسی برای اصلاح‌طلبان و یا انتفاع از برنامه راه‌پیمایی نداشت. سخنران دیگرمراسم نیز سعید جلیلی بود که نگاه و تفکر حاکم بر برنامه ریزان راه‌پیمایی را نشان می‌داد که درتعارض با دیدگاه‌های خاتمی و اصلاح‌طلبان است.

اگر چه برخی از مدافعان اصلاحات و گفتمان اعتدال مدعی هستند که شمار شرکت کنندگان در راه‌پیمایی ۲۲ بهمن بیشتر از سالیان قبل بوده است اما عکس‌ها و فیلم‌هایی که از مراسم منتشر شده اند،تفاوت محسوسی را نشان نی‌دهد. حتی در هنگام سخنرانی روحانی میدان آزادی به صورت کامل پر نیست و بخش‌های قابل اعتنایی از آن خالی بود.

اهمیت این موضوع در آنجا است که کل مساحت میدان آزادی ۵۰ هزار متر مربع است. اگر جمعیت کاملا فشرده باشد حداکثر ۴ نفر در یک متر مربع جا می‌گیرند.بنابراین ظرفیت کامل میدان آزادی برای تجمع افراد در حدود ۲۰۰ هزار نفر است. ادعای افزایش تعداد جمعیت نیازمند ارائه مستندات قابل اعتنا است.

اما حتی اگر بر تعداد راه‌پیمایی کنندگان افزوده شده باشد چون حضور آنها فاقد حضور متمایز بوده و پیام خاص سیاسی را بازتاب نداده است،لذا برنده آن حکومت و اصول‌گرایان هستند. خامنه ای هنوز یک هفته از ماجرا نگذشته در دیدار با مردم استان آذربایجان اعتبار افزایش ادعایی راه‌پیمایی کنندگان را به حساب حمایت مردم از نظام و مواضع وی و همچنین رویکرد ستیزه جویانه در سیاست خارجی واریز کرد. او گفت: «براساس گزارش‌های کارشناسی و دقیق، جمعیت مردم در راه‌پیمایی امسال در سراسر کشور، متراکم تر از سال گذشته بود و این واقعیت نشان دهنده این است که جشن سالگرد انقلاب اسلامی، همانند خود انقلاب، پدیده ای بی نظیر است». او پیام حضور بیشتر احتمالی مردم را وحدت و استقامت در برابر دشمنان خارجی نامید.

بنابراین نتیجه دعوت خاتمی و بخشی از اصلاح‌طلبان فربه سازی گفتمان ولایی و همچنین کم‌رنگ شدن شکاف آمریت- مردم سالاری در برابر دشمن مفروض خارجی است. امری که در شرایط کنونی حکومت می‌کوشد تا با بزرگ نمایی خطرات خارجی نیرو‌های معترض را به سمت وحدت با حکومت و کم رنگ کردن مرز‌های تمایز شان تشویق نماید. طبیعی است برنده این وحدت مخدوش چه کسی خواهد بود.

اما اگر آنگونه که عکس‌ها و فیلم‌ها نشان می‌دهد جمعیت در حد سالیان گذشته باشد که راه‌پیمایی را از حالت مردمی به یک مانور حکومتی تنزل داده است،آنگاه فرصتی برای ارزیابی آتوریته و موقعیت اجتماعی خاتمی نیز فراهم می‌شود. این رویداد نشان می‌دهد که موضع گیری‌های خاتمی به خودی خود در جامعه تعیین کننده نیست و او در موقعیتی نیست که هر فراخوانی بدهد با استقبال بخشی قابل اعتنایی از جامعه مواجه شود. بلکه شرایط و میزان تطبیق درخواست وی با نیاز‌ها و ارزیابی‌های لایه‌های اجتماعی معترض به وضع موجود اندازه واکنش‌ها را تعیین می‌کند. از اینرو از پرتو راه‌پیمایی ۲۲ بهمن سال ۹۲ بهتر می‌توان وزن اجتماعی خاتمی را سنجید.

سخنان روحانی مثل مواضع قبلیش دو پهلو بود. بخش‌هایی از سخنان وی مطلوب اصول‌گرایان افراطی بود که فضای راه‌پیمایی را در اختیار داشتند و فراز‌های دیگر خوشایند نیرو‌های تحول خواه و معترض بود.

او نیز تاکید کرد امسال گروه‌ها و تفکرات بیشتری در راه‌پیمایی حضور داشتند که حرف درستی است بخش‌هایی از اصلاح‌طلبان بعد از قهر چند ساله در راه‌پیمایی شرکت کردند. اما این حضور تغییری در فضای حاکم بر راه‌پیمایی و پیامد‌های آن نداشت. سخنان تعاملی روحانی در سیاست خارجی نیز پژواکی در راه‌پیمایی و تجمع پیدا نکرد. حتی تحت تاثیر جو حاکم، از حجم آشتی طلبی سخنان وی با دنیا کاسته شده و در جاهایی برخورد تهاجمی با آمریکا پر رنگ گشت.

او برخوردی تقابلی در برابر تهدید‌ها بروز داد و مدعی شد که تحریم‌ها و زبان تهدید کارساز نیست در حالی که بررسی واقعیت‌ها نشان می‌دهد آسیب پذیری در برابر فشار‌های خارجی باعث شده تا مقامات ارشد حکومت راضی به مصالحه محدود شوند. دیدگاهی که معتقد بود که تحریم‌ها ورق پاره ای بیش نیستند متعلق به جریان شکست خورده در انتخابات بود. تحریم‌ها محصول ماجرا جویی اتمی حکومت بود و طبیعی است در صورت تغییر واقعی آن،تحریم‌های مربوط به مسائل هسته ای هم دیگر موضوعیت ندارند. بخش‌هایی از سخنان روحانی تبلیغ و تجلیل از گفتمان اعتدال و تحسین مردم به خاطر رخداد ۲۴ خرداد بود. اما در فضای راه‌پیمایی و پلاکارد‌ها و نماد‌ها چیزی متناسب با این تلاش وجود نداشت و بر عکس جریان رقیب فضا‌های سیاسی و تبلیغاتی را در کنترل خود داشت.

در مجموع خروجی و نتایج راه‌پیمایی ۲۲ بهمن ۹۲ فرق خاصی با سال‌های گذشته نداشت و حکومت در پرتو انحصار و تفوق رسانه‌ای و تبلیغاتی توانست راه‌پیمایی فوق را سندی دال بر پیوند ملت و حکومت و مشروعیت نظام به حساب آورد. البته روحانی و خاتمی نیز در این مسئله با رهبری اتفاق نظر دارند که نظام جمهوری اسلامی مشروع است و باید به عنوان مبنای سیاست روزی از سوی همگان به رسمیت شناخته شود. اما در خصوص چگونگی عملکرد نظام و سیاستگذاری‌های آن دیدگاه‌های متفاوتی از رهبری و نهاد‌های انتصابی را تعقیب می‌کنند.

بخشی از سخنان روحانی در این خصوص روشنگر است وی گفت: «پیام اصلی مردم در انتخابات ۲۴ خرداد این بود که اولا به دنیا اعلام کنند که مردم به نظامشان، نظام جمهوری اسلامی ایران پایبند هستند و هرگونه اصلاح و تغییری را در مدیریت بخواهند در چارچوب مردم سالاری دینی خواهند خواست و در نهایت برای مردم تحقق اهداف نظام اسلامی اهمیت دارد.»

وی در ادامه انقلاب را برای همه جناح‌های معتقد به نظام جمهوری اسلامی دانست.

این نگرش‌ها باعث می‌شود که پیوند‌های راهبردی بین گفتمان اعتدال و ساختار ولایت فقیه و دیدگاه‌های خامنه ای آشکار شود که اختلافات و تعامل‌های آنها در این چارچوب صورت می‌گیرد که در نهایت بالا دستی از آن رهبری و مدافعان او است.

No responses yet

Feb 18 2014

دردسرهای دولت روحانی؛ کراوات سریع‌القلم هم جنجال‌ساز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: حسام‌الدين آشنا، نماينده قوه مجريه در شورای نظارت بر صدا و سيما، در نامه‌ای به ریيس اين سازمان، بدون نام بردن از محمود سريع‌القلم اما با اشاره به او، گفت که وی مشاور ریيس جمهوری ايران نيست.

آقای آشنا که خود مشاور فرهنگی حسن روحانی است، اين نامه را در واکنش به برنامه «گزارش خبری» تلويزيون در روز ۲۵ بهمن، نوشته است. در اين برنامه، محمود سريع‌القلم در حالی که کراوات زده بود، در اجلاس داوس سوييس نشان داده شد.

همزمان با نمايش عکس آقای سريع‌القلم، اين متن هم در تلويزيون خوانده شد: «عکسی از اجلاس داوس منتشر شد که در اون يکی از مشاورای رييس‌جمهور با کراوات و پوشش غربی مشاهده می‌شد … اما وقتی کسی عنوان مشاور ریيس‌جمهوری کشور رو يدک می‌کشد بد نيست متناسب با پروتکل‌های اون کشور لباس بپوشه و در نشست‌های بين‌المللی شرکت کنه. فک نکنيم اين درخواست خيلی زيادی باشه.»

در نامه مشاور آقای روحانی به عزت‌الله ضرغامی تصريح شده که اين اقدام «اصرار بر خلق مشاور» توسط اين سازمان بوده و «همراه کردن وی {مشاور خلق شده} با هيات همراه ریيس‌جمهوری در داوس و در نهايت نقد پوشش ايشان را نمی‌توان اشتباهی عادی تلقی کرد.»

«فراتر از مشاور»

اما حسام‌الدين آشنا در حالی اين اقدام صدا و سيما را «خلق مشاور» برای حسن روحانی عنوان کرده که ايرنا، خبرگزاری رسمی دولت ايران تا کنون در چند خبر و گزارش از آقای سريع‌القلم به عنوان «مشاور ریيس جمهوری» نام برده است.

مجتبی واحدی، روزنامه‌نگار و تحليلگر سياسی به راديو فردا می‌گويد که نقش محمود سريع‌القلم در دولت حسن روحانی، فراتر از يک مشاور است.

او از آقای سريع‌القلم به عنوان «ايدئولوگ» دولت يازدهم نام می‌برد و می‌گويد که «نظرات آقای روحانی و تيم ايشان درباره توسعه دقيقا بر مبنای نظريه‌ها و کتاب‌های محمود سريع‌القلم است.»

البته مجتبی واحدی نگاه انتقادی ديگری به اين موضوع نيز دارد.

او می‌گويد: «اين ‌همه جنايت و فساد در جمهوری اسلامی وجود دارد، اين حکومت قاضی مرتضوی و سردار نقدی دارد اما يک کراوات برای آن تبديل به ننگ می‌شود. آن وقت يک آقايی که به آقای روحانی نزديک است، برای اينکه فشار را از روی ریيس جمهوری بردارد، می‌گويد محمود سريع‌القلم مشاور روحانی نيست.»

محمود سريع‌القلم، عضو هيات علمی و استاد علوم سياسی در دانشگاه شهيد بهشتی (ملی سابق) است. وی مدرک فوق دکترای روابط بين‌الملل را از دانشگاه اوهايو در آمريکا و مدارک فوق ليسانس و ليسانس خود در همين رشته را از دانشگاه کاليفرنيا گرفته است.

آقای سريع‌القلم هنگامی که حسن روحانی، ریيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام بود، به عنوان محقق ارشد در اين مرکز فعاليت می‌کرد و مقاله‌های زيادی درباره نظام بين‌الملل، توسعه، جهانی شدن و تاريخ نوشته است.

ناشر بسياری از کتاب‌های او، انتشارات مرکز تحقيقات استراتژيک بوده است. محمود سريع‌القلم در محافل فکری و علمی ايران به عنوان يک نظريه‌پرداز طرفدار توسعه به روش غربی و اقتصاد آزاد مطرح است.

فشارها و تکذيب

اکنون ماه‌هاست که علاوه بر خود آقای سريع‌القلم، رسانه‌های مختلف در ايران نيز از او به عنوان مشاور حسن روحانی نام می‌برند و نام اين استاد روابط بين‌الملل دانشگاه در فهرست مشاوران همراه حسن روحانی در جلسه تحليف ریيس جمهوری جديد نيز قرار داشت، اما دولت تا کنون اين مسئله را تکذيب نکرده بود.

حتی هنگامی که محمود سريع‌القلم در آذر ماه گفت «يک راننده تاکسی که از پنج صبح تا ۱۲ شب بايد در خيابان‌ها بدود تا هزينه سه بچه دانشجويش را درآورد، سر چهار راه از او می‌پرسند که نظر شما درباره برنامه هسته‌ای و مذاکرات ژنو چيست؟ او چه دانشی دارد که يک واکنش منطقی به اين سوال نشان بدهد؟» و رسانه‌های اصولگرايی مانند خبرگزاری فارس، اخبار اعتراض تعدادی از تاکسی‌رانان به سخنان «مشاور ریيس جمهوری» را پوشش می‌دادند هم هيچ کس اين مسئوليت او را تکذيب يا رد نکرد.

حسين عليزاده، ديپلمات سابق سفارت ايران در فنلاند به راديو فردا می‌گويد که «مشخص است دولت حسن روحانی تحت فشارهايی قرار گرفته که آقای آشنا را ناگزير کرده مشاوره محمود سريع‌القلم به حسن روحانی را انکار کند اما مسلم است که بين اين دو ارتباطی قديمی و ديرينه وجود دارد.»

آقای عليزاده با اشاره به رفتار مشابه نهادهايی مانند صدا و سيما با دولت محمد خاتمی، هشدار می‌دهد که اگر آقای روحانی ولو در صورت کراوات پوشيدن مشاور رسمی‌اش، در برابر فشار اصولگرايان و نهادهايی مانند صدا و سيما «استقامت نکند» نبايد ترديد داشته باشد که دولتش را در عرض يک سال آينده «ساقط» می‌کنند.

از ممنوع‌القلم به سريع‌القلم

اين چندمين بار در بهمن ماه است که روابط دولت حسن روحانی و صدا و سيمای زير نظر رهبر جمهوری اسلامی، دچار تنش می‌شود.

نخستين مورد به اختلاف نهاد رياست جمهوری و شخص آقای روحانی با صدا و سيما بر سر انتخاب مجری مصاحبه تلويزيونی ریيس جمهوری باز می‌گشت و دومين مسئله هم مخالفت صدا و سيما با اجرای اختتاميه جشنواره فيلم فجر توسط حسين پاکدل بود.

مجتبی واحدی معتقد است که دولت يازدهم «در حال عقب‌نشينی نيست» بلکه اين موارد در واقع «افشای خيالی بودن مقاومت دولت در برابر جناح اقتدارگرا» است.

اين روزنامه‌نگار و تحليلگر مسائل ايران می‌گويد: «به آقای روحانی وظايفی محول شده بود که به خوبی آنها را انجام می‌دهد. مهمترین اين وظايف پرونده هسته‌ای بود و حکومت هم از عملکرد او در اين باره راضی است.»

به اعتقاد آقای واحدی، ايجاد «فضای باز» جزو وظايف حسن روحانی نبود: «کدام فضای باز؟ البته فضا برای آقای علی جنتی باز شده که بگويد فيلم “عصبانی نيستم” با درخواست دست‌اندرکارانش از جشنواره فيلم فجر حذف شد يا در ايران سانسور نداريم.»

او «پايين آوردن سطح مطالبات مردم» را از ديگر وظايف دولت می‌داند که به اعتقاد او با رياست جمهوری حسن روحانی، اين اتفاق هم افتاد.

حسن روحانی در نخستين گزارش از عملکرد ۱۰۰ روزه دولت خود، گفته بود «خيلی از نويسنده‌ها» که در دولت قبل از او «ممنوع‌القلم» شده بودند، در همان ۱۰۰ روز به «سريع‌القلم» تبديل شدند.

No responses yet

Feb 18 2014

مذاکرات وین؛ ایران آماده قبول خواسته‌های آمریکا

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: دور تازه مذاکرات سیاسی ایران و گروه ۵+۱ در شرایطی آغازگردیده که در نتیجه اجرای بخش اول توافق‌ها، هدف اعلام شده آمریکا مبنی بر تعلیق کلیه فعالیت‌های حساس اتمی ایران، بدون تحمیل کمترین هزینه، تامین شده است. انتظار آمریکا از ادامه مذاکرات در وین تضمین ادامه عقب‌گرد اتمی تهران طی شش ماه آینده و حفظ وضعیت روز در سه سال بعد از آن، بدون توسل به ظرفیت‌های نظامی است.

تعهد متقابل آمریکا در قبال عقب‌گرد اتمی ایران، من‌جمله تعطیلی غنی‌سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد در فردو، که زمان لازم برای دست یابی به بمب اتمی را به نصف تقلیل می‌داد، همچنین معلق ساختن نا محدود کار در بخشهای مربوط به نصب و راه‌اندازی کوره اتمی راکتور آب سنگین اراک، که راه دوم دست یافتن به بمب اتمی را مسدود می‌سازد، منحصر به صدور اجازه استفاده اقساطی ایران از ۴٫۲ میلیارد دلار دارایی‌های متعلق به خود است.

نهایی ساختن توافق موقت که جمهوری اسلامی از ابتدای ماه جاری مسیحی در حال اجرای آن است، خطر تبدیل شدن غیر قابل پیشگیری ایران به یک قدرت نظامی اتمی را از میان خواهد برد.

از زمان اجرایی شدن توافق ژنو، ایران نه تنها به انجام بازرسی‌های آژانس از مراکز اعلام شده اتمی خود در حد قبول داوطلبانه «پروتکل الحاقی» رضایت داده، که با تن دادن به توافق همکاری‌های هفت‌گانه اخیر با آژانس، بند موسوم به کد ۳٫۱ پروتکل را نیز عملا پذیرفته است.

قبول کد ۳٫۱ ایران را مکلف می‌سازد که بدون داشتن مهلت ۱۸۰ روزه پیش‌بینی شده در پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی، آژانس را از تمامی فعالیت‌های حساس اتمی آینده خود، پیش از داخل شدن آنها در مرحله اجرایی، با خبر سازد؛ ایران از سال ۲۰۰۷ اجرای این بند را معلق گذاشته بود.

عقب‌گرد پیروزمندانه

توافق اتمی سوم آذرماه ژنو دارای یک سند امضا شده کتبی و یک سند صوتی (توافق‌های اصولی و غیرمکتوب) است که در آن موضوع‌های قابل انتشار و غیرقابل انتشار قرار داده شده‌اند.

رهبران جمهوری اسلامی در سطوح بالا، بی‌تردید علاوه بر اسناد کتبی و امضا شده توافق موقت ژنو، سندهای صوتی مربوط به توافق‌های اصولی مذاکرات را نیز دریافت داشته و از جزییات آن مطلع شده‌اند.

وزارت خارجه جمهوری اسلامی بخش مکتوب و قابل انتشار توافق‌ها را در اختیار نمایندگان مجلس و سایر نهادهای حکومتی قرار داده است ولی رسانه‌های جمعی و مردم تاکنون از دسترسی مستقیم به این اسناد محروم مانده‌اند.

دشواری‌های تیم مذاکره کننده ایران برای توجیه داخلی امتیازهای واگذار شده اتمی به آمریکا و گروه ۵+۱، بخصوص بعد از طرح نقطه نظرهای مقامات آمریکایی و انتشار متن توافق از سوی منابع خبری اسراییلی، در حدی بود که عباس عراقچی معاون وزیر خارجه جمهوری اسلامی طی گفت‌وگویی با خبرگزاری فارس ضمن متهم کردن سایت خبری «دبکا فایل» به «نعل وارونه زدن» درخواست کرد که منتقدین توافق، به گفته‌های خودی‌ها بیشتر توجه کنند.

استلال تبلیغاتی مذاکره کنندگان اتمی جمهوری اسلامی در قبال توافق موقت، دست یافتن به «پیروزی» در مذاکرات و وادار ساختن آمریکا به «قبول حق ایران برای ادامه قانونی غنی‌سازی اورانیوم» بوده، حقی که نه در سند مکتوب و نه در توافق‌های غیر مکتوب (به قول مقامات آمریکا) به آن اشاره‌ای نشده است.

اگر چه به دلیل در دست نبودن اسناد مکتوب و غیرمکتوب مذاکرات منتهی به توافق ژنو، ترسیم تصویر کامل «عقب‌گرد پیروزمندانه» اتمی ایران آسان نیست، در عین حال مقایسه تعهدات با امتیازهای دریافتی از سوی ایران، ابعاد این «پیروزی» را که در تعریف آن منتقدین دولت از «معاهده (تحمیلی) ترکمانچای» استفاده کرده‌اند، تا حدود زیادی روشن ساخته است.

تاکتیک مشترک

در بهترین شرایط، توافق ژنو را می‌توان تن دادن ایران به یک عقب‌نشینی اجباری برای پرهیز از شکست کامل در مقابله با آمریکا و تحریم‌های یک جانبه تلقی کرد. ایران در تلاشی نه چندان موفق برای پیروزی جلوه دادن توافق موقت، خود را به ریسمان قبولاندن حق غنی‌سازی به آمریکا و امید برای نهایی کردن این حق آویخته است.

از این لحاظ مقامات جمهوری اسلامی و مذاکره کنندگان اتمی، دور تازه گفت‌وگوها را «بسیار دشوار» معرفی می‌کنند. در استفاده از این تعریف برای تبیین طبیعت مذاکرات نهایی اتمی، آمریکا و جامعه اروپا نیز روشی مشابه اتخاذ کرده و گفت‌وگوهای دوربعد را بسیار دشوار خوانده‌اند، حال آنکه طی مذاکرات موقت، همه ابعاد توافق نهایی اتمی مشخص و به ایران اعلام گردیده و نمایندگان تهران نیز رضایت اصولی خود را، به شرط کاهش تدریجی تحریم‌ها، نسبت به آن اعلام داشته‌اند.

در نتیجه اطمینان خاطر از تحقق تمامی هدف‌های مورد نظر در دور اول مذاکرات، و وادار ساختن جمهوری اسلامی به قبول و اجرای «عقب‌نشینی پیروزمندانه» و در نتیجه تغییر اولویت‌های غرب است که هنگام آغاز دور تازه مذاکرات، وزیر خارجه آمریکا و سایر نمایندگان ارشد عضو گروه ۵+۱، هریک ماموریت سیاسی دیگری را تعقیب کرده و هیات درجه دوم و سومی به وین اعزام داشته‌اند، حال آنکه جواد ظریف همان تیمی را در وین با خود دارد که در ژنو همراه داشت.

حضور جواد ظریف در وین و در راس هیات نمایندگی جمهوری اسلامی، که نوعی بی‌اعتنایی به پروتکل‌های پذیرفته شده دیپلماتیک و ضرورت رعایت سطح نمایندگان طرف مذاکره در گفت‌وگوهای رسمی سیاسی به شمار می‌رود، ظاهرا تلاشی است برای دشوار نشان دادن و بزرگنمایی اهمیت دور بعدی مذاکرات اتمی؛ اقدامی که آمریکا نیز از مبادرت یک‌جانبه ایران به آن راضی به نظر می‌رسد.

No responses yet

Feb 17 2014

روحانی، وزارت نفت و «خودسوزی درون‌سازمانی»

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: کارمند ۵۸ ساله صنعت نفت هنگام بازدید روحانی از وزارت نفت خود را به آتش کشید. یک مقام ریاست جمهوری گفت که این خودسوزی «کاملا درون‌سازمانی» بود و به بازدید روحانی ربط نداشت.

در حالی که صبح روز دوشنبه ۲۸ بهمن، حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی برای بازدید و سخن‌رانی در جمع کارکنان و مدیران ارشد وزارت نفت به محل ساختمان این وزارت‌خانه رفته بود، یکی از کارکنان ۵۸ ساله صنعت نفت جنوب کشور خود را مقابل ساختمان وزارت نفت به آتش کشید.

اندکی خبرگزاری ایلنا به نقل از «یک مقام آگاه در ریاست جمهوری» گفت: «خودسوزی این فرد ارتباطی با حضور رییس جمهور در وزارت نفت نداشته و زمانی اتفاق افتاده كه رییس جمهور محوطه وزارت نفت را ترک كرده بود و حتی به محل نهاد ریاست جمهوری نیز رسیده بود».

این «مقام آگاه در دفتر ریاست جمهوری» افزود: «در حالی كه این اتفاق كاملا “درون سازمانی” بوده، عده‌ای قصد دارند تا موضوع را با اغراض سیاسی خود به حضور رییس جمهور در وزارت نفت ارتباط دهند». وی درباره «درون سازمانی» بودن خودسوزی کارمند صنعت نفت به دلایل معیشتی توضیح نداد.

سپس اکبر نعمت اللهی سخن‌گوی وزارت نفت گفت که این خودسوزی پس از بازدید و خروج روحانی روی داده اما خبرگزاری فارس به نقل از شاهدان عینی نوشت که این حادثه بین ساعات ۹:۳۰ تا ۹:۴۵ اتفاق افتاد و روحانی از ساعت ۸:۱۵ تا ۱۰:۴۵ در وزارت نفت به سر می‌برد.

در خبری دیگر، گزارش شده که ساعت ۲۱ یک‌شنبه‌ شب، دو تن از کارگران یک شرکت توزیع‌کننده سوخت به علت انفجار در مخزن سوخت کارخانه کیان تایر کشته شدند.

«حسین عامری» رییس نهاد کارگری کیان‌تایر در این باره گفت: «در پی سرمای هوا و کمبود گاز، به این کارخانه دستور داده شده بود که به جای گاز مایع از مازوت استفاده شود».

وی افزود: «بنا به درخواست کارخانه، قرار بود ۵۰۰ هزار لیتر سوخت مازوت توسط وزارت نفت در پنج نوبت به کیان تایر داده شود اما در آخرین نوبت به دلیل وجود مشکلاتی در ترکیب سوخت، کارگران مجبور به تخلیه تمامی سوخت داخل مخزن شدند که در لحظات اولیه این عملیات، با وقوع انفجار دو کارگر کشته و یک کارگر دیگر مصدوم شد».

در ماه‌های گذشته بارها به دلیل مشکلات اقتصادی کارمندان و کارگران، تجمع‌های اعتراض برگزار شده که نمونه‌ای از آن، تجمع بازنشستگان پالایشگاه آبادان در پاییز گذشته بود. شرکت نفت اما همان زمان از پذیرش خواسته‌های این قشر سر باز زده بود.

No responses yet

Feb 17 2014

ویدئو کلیپ گوگوش؛ یک رخداد در روند ساختن فرهنگی انسانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: روز جمعه ۲۵ بهمن، همزمان با ولنتاین (روز جهانی عشق)، گوگوش ویدئو کلیپ “بهشت” را “با آرزوی روزهایی سرشار از عشق به همه” به دوستداران خود تقدیم کرد.

انتشار این اثر، موجی از اظهار نظرها را در شبکه های اجتماعی در پی داشت.

همانطور که انتظار می رفت، بخشی از اظهارنظرها، توهین ها و حملات به شخص وی یا مضمون ترانه بود. دسته دوم اظهارنظرها، اما منتقدانی بودند که در منتها الیه طرف مقابل، اثر گوگوش را کلیشه ای یا بازتولید کننده همجنسگرا ستیزی و یا “نان به نرخ روز خوردن” دانسته بودند.

جامعه همجنسگرایان ایرانی و مدافعان حقوق همجنس‌گرایان نیز به استقبال این اثر رفتند؛ بسیاری از آنها، حس افتخار، قدرتمند شدن و صاحب صدا شدن را در اظهار نظرهای خود بیان کرده بودند.

در این مقاله کوتاه سعی خواهم کرد پس از بیان مختصر دو نظر اول، تحلیل خود را درباره اینکه چرا “بهشت”، کاری ساختارشکنانه، تاثیرگذار و مفید برای جامعه ایرانی و نیز همجنس‌خواهان ایرانی است بیان کنم.
از فاسد تا اطلاعاتی

بلافاصله پس از انتشار نماهنگ، حملات در دنیای مجازی به گوگوش آغاز شد. عده ای با فحاشی به خواننده و جایگاه او این کار را از منظر اخلاقی، انحراف نامیده و ابراز تاسف و تنفر کرده اند.

برخی او را “فاحشه” یا “اطلاعاتی” نامیدند و از “فساد اخلاق” او گفتند. این گروه، طیف گسترده ای از برخی از وب سایتهای ارزشی تا افراد عادی که با طرح این موضوع مشکل جدی دارند و آن را بر نمی تابند در برمی گرفت.

در طیف عناصر منفرد که برای گوگوش ابراز تاسف و تنفر کرده اند با کلمات و عبارات بسیار تحقیر آمیز علیه همجنس‌گرایان روبرو می شویم.

واژه هایی که برای همه کسانی که درباره این موضوع در طی این سال ها حرف زده اند، واژه هایی آشنا هستند که بار دیگر تکراری تلخ می یابند.

این حملات، یکی از عواقب خطر کردن و حضور در قلمروهای ممنوعه و صحبت کردن از تابوهایی است که در جامعه مذهب زده و سنتی ما همچنان جزو خط قرمزهای اجتماعی محسوب می شوند.
اولترا روشنفکری همجنس‌گرا گریز؟

گروه بزرگی از منتقدان، عمدتا از منظر روشنفکری، با اشاره به دو عبارت “منم میدونم این احساس نباید باشه اما هست” و ” ته این راه روشن نیست منم مثل تو می دونم” آن را بازتولید کلیشه های جنسیتی موجود دانسته اند.

نقد این گروه این است که ترانه، با گنجاندن این دو عبارت، در واقع عشق و هستی همجنس‌خواهانه را یک “نباید” و انتهای آن را “تاریکی” دانسته و به ضد هدفی که ادعا می کند بدل شده است.

به نظر می رسد این عده یا گرفتار شعارند و یا از این حس تجربه شده که زندگی های بسیاری را تباه کرده بسیار دور هستند، و یا در بهترین حالت، از یک ترانه انتظار پاسخ به همه معضلات را دارند.

اگر به این ترانه به عنوان بیان حس‌های واقعی از زبان دو نفر که درگیر عشقی ممنوعه هستند نگاه کنیم، این تردید و باید و نباید، پرسشی روزمره است.

پرسشی که گاه با اشک و اندوه و گسست های به اصطلاح “منطقی” همراه است؛ با تن دادن به ازدواج هایی ناخواسته و یا با تنفر از خود و نفی و انکار احساسات.

تحقیقاتی که شش رنگ (شبکه لزبین ها و ترنس جندرهای ایرانی) در مورد زیست همجنس‌گرایانه و عمل های تغییر جنسیت در ایران انجام داده، نشان می دهد که چگونه جامعه، خانواده و نهادهای گوناگون دولتی به طور مداوم همجنسگرایان و ترنس‌جندرها را به عنوان “منحرف” یا “بیمار” دسته بندی کرده و مورد بازخواست قرار می دهند.

چالشی که در بسیاری از موارد به زیر سوال بردن هویت جنسی و تنفر از خود، بدن و یا گرایش جنسی را در پی دارد. کسی که این تجربه را می شناسد، می داند که در این ترانه، از یک عشق و “تلخی” و ممنوعیت واگویی آن می شنویم.

همانطور که گفته شد، گروه دیگری از منتقدان نیز گوگوش را “نان به نرخ روز خور” خوانده یا مواضع سیاسی او را نقد کرده اند.

کیست که نداند هر چقدر میزان تاثیر گذاری و شناخته شدن افراد بیشتر باشد و “صاحب صدا” باشند، می توانند بیشتر سرمایه نمادین خود را در خدمت شکستن ساختارهای کهنه و تنگ به کار گیرند.

از این منظر است که باید از کسانی که کار با ارزش گوگوش را “نان به نرخ روز خوردن” قلمداد می کنند، پرسید: آیا به راستی سخن از عشق همجنس‌خواهانه ، این روزها “نانی” دارد؟ من به عنوان فعال حقوق همجنس‌گرایان و محقق این حوزه می دانم که سختی های این راه کدام است.

داستانهای زیاد ثبت نشده ای وجود دارد از طرد و حذف و نگاه هایی که دل آدم را به درد می آورند ولی نمی توانی ثابت کنی که نشات گرفته از “هموفوبیا” ی موجود است، در دل هر یک از ما وجود دارد.

داستانهایی که نشان می دهد چگونه هویت جنسیتی و گرایش جنسی و یا حتی ظاهر غیر کلیشه ای یک فرد می تواند زندگی، مناسبات و روابط اجتماعی، خانوادگی و حرفه ای او را تحت الشعاع قرار دهد و دچار زلزله ای سهمگین کند.

حملات در دنیای مجازی بلافاصله پس از انتشار این ترانه نیز مثال خوبی برای هزینه هایی است که حرف زدن از این تابوی فرهنگی-اجتماعی حتی برای شخصی در جایگاه گوگوش دارد.

وجه مشترک همه این نقدها، چه آنها که گوگوش را نان به نرخ روز خور خوانده اند و چه آنها که او را بازتولید کننده ارزش های موجود می دانند، تلاش برای بی اعتبار کردن و یا در حاشیه قرار دادن موضوع این ویدئو کلیپ و دفاع آشکارش از همجنس‌گرایان است.

اینها شک ما را بر می انگیزد که آیا همجنس‌گراستیزی پنهانی تحت لوای گفتارهای اولترا-روشنفکرانه وجود دارد؟

چرا که از سوی این بخش از منتقدان، تاکنون هیچگاه به بسیاری از آثار هنری هترونورماتیو (هنجارانگاری دگرجنس‌گرایی)، نقدهای اینچنینی ابراز نشده بود.
چرا “بهشت”، مهم است؟

این اولین بار است که هنرمندی در جایگاه گوگوش و میزان شهرت و اعتبار هنری او دست به چنین تابوشکنی می زند.

گوگوش که خود به عنوان یک زن و یک هنرمند سالها به حاشیه رانده شده بود، امروز حنجره اش فریادگر حس به حاشیه رانده شدگان می شود.

او در این کلیپ، شرم را به چالش می گیرد و آشکارسازی می کند. او به همراه کارگردان و ترانه سرا از شعار به دور هستند؛ حس این شعر، واقعیت تلخ زندگی همه همجنس‌گرایانی است که سالها با خود و جامعه اطرافشان درگیر بوده اند.

ترانه بهشت، انسانی است و با دنیای “بافتن و یافتن” واژه بیگانه است، بی پرده ترس و تعلقات محدود کننده را به یادمان می آورد، شادی های یک زن همجنس‌خواه را نشان میدهد، رقص در چمن و دنبال راهی ” واسه کندن از این برزخ” گشتن، و وا گویی ترسی دائمی، ترس از رانده شدن دوباره از بهشت.

این ترانه و ویدئو کلیپ گوگوش ساختار شکنانه است، چرا که از ساختارهای دگرجنس‌گرایانه ترانه های عاشقانه تاکنونی و یا ترانه های عاشقانه عرفانی غیر جنسی، خارج می شود و بیان عشقی ممنوعه می شود.

ترانه به روشنی از تردیدها و بن بست های عشقی می گوید که زیر بار رنج و ممنوعیتی صدها ساله کمر خم کرده است.

گوگوش با این ترانه خود بر روی صحنه ای که ناظر و در عین حال بیانگر یک عشق همجنس‌خواهانه است، دوستداران خود را به چالش با واقعیتی موجود فرا می خواند. چالشی که ضرورتا طرفداران بیشتری برای وی رقم نخواهد زد.

برای انتشار این ویدئو کلیپ، لازم نیست خواننده، خود چنین عشقی را تجربه کرده باشد یا نه.

مهم این است که او با بیان این “حق آزادی عشق برای همه” فرهنگ تفاهم و پذیرش “دیگری” را گسترش می دهد.

جامعه ما که سالیان سال از سیاست طرد و حذف، آسیب های جدی خورده، بیش از هر زمان نیازمند تولیدات هنری، علمی، فلسفی و گفتمانی است که به فرهنگ “مدارا” و در عین حال “مقاومت” در مقابل بی عدالتی توجه نشان دهد و بر آن تاکید کند. در این ویدئو کلیپ ما با چنین نگاهی روبه رو می شویم.

این ترانه در عین اینکه ساختار شکنانه است باید به ترانه ای معمولی و عادی بدل شود. بیان عشق و زیست همجنس‌خواهانه باید جای شایسته خود را در هنر و ادبیات آنقدر باز کند تا “عادی” شود، با این ترانه گوگوش این روند آغازی قدرتمند یافته است.

در این “عادی سازی” است که هموفوبیا یا همجنس‌گرا ستیزی به چالش کشیده می شود و عشق به همجنس جزئی از تصویر زندگی انسانی می شود، با همه ضعف ها و قوت های یک رابطه انسانی.

این ترانه، امتیاز ویژه ای به عشق همجنس‌خواهانه نمی دهد اما امتیازهای تاکنونی” عشق دگرجنس‌گرایانه” را به عنوان تنها راه ابراز عشق و تنها مدل عاشق بودن، از آن باز پس می گیرد.

در این بازپس گرفتن امتیازات است که “ما” دیده می شویم بدون اینکه در “حاشیه” باشیم. این ویدئو کلیپ باید برای هنرمندان و اهل سیاست، راهگشای طرح عریان این موضوعات باشد.

روایت زندگی همجنس‌خواهان و به ویژه زنان لزبین نباید روایت هایی “نهان” باقی بمانند، جامعه ما باید گوشش را برای شنیدن این روایات در قالب شعر، داستان، نقاشی، ترانه، فیلم و … بیش از پیش باز کند.

این اقدام گوگوش نشانه ای ست برای اینکه “انکار” ما دیگر ممکن نیست. و گوگوش این موضوع را صریح و بی پرده در مقابل چشمان جامعه ای نا آگاه و اسیر تابوها و خرافات می گذارد.

بحث های شبکه های اجتماعی طی تنها بیست و چهار ساعت پس از علنی شدن این کلیپ در صفحه فیسبوک گوگوش با بیش از نزدیک به دو میلیون کاربر، و پخش آن در رسانه های پر بیننده، جامعه ای را مورد خطاب قرار می دهد که دسترسی به آن برای مدافعان حقوق همجنس‌گرایان دشوار و حتی ناممکن بود.

بحث ها درباره این ویدئو کلیپ، همچنین می تواند به عنوان یک رخداد در روند ساختن فرهنگی انسانی به کار آید.

بسیاری پس از تماشای این ویدئو کلیپ برای اولین بار می فهمند تنها نیستند و عشقشان نه “گناه آلود” که واقعیتی زمینی است که می توانند در یک سالن کنسرت یا در خیابان و مترو آن را زندگی کنند.

No responses yet

Feb 17 2014

راه‌اندازی تلویزیون سپاه؛ تکذیب رسمی، تایید تلویحی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: روابط عمومی سپاه پاسداران وابستگی شبکه تلویزیونی تازه‌تاسیس “عصر” به خود را تکذیب کرد. با این همه در توضیحات ارائه شده مشخص است که تولید برنامه‌های این شبکه توسط نهادهای زیرمجموعه سپاه انجام می‌شود.

شبکه تلویزیونی “عصر” که خبر راه‌اندازی آن از چند ماه پیش منتشر شد سرانجام کار خود را آغاز کرد. در رسانه‌های داخلی این فرستنده رادیو تلویزیونی وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی شده است.

روابط عمومی سپاه، یک‌شنبه ۲۷ بهمن در واکنش به گزارش‌هایی که از آغاز فعالیت “نخستین تلویزیون خصوصی” خبرداده‌اند مدعی شد: «سپاه پاسداران هیچگاه درصدد راه‌اندازی رادیو- تلویزیون خصوصی نبوده و شبکه “عصر” نیز از شبکه‌های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.»

خبرگزاری فارس، وابسته به نیروهای امنیتی و نظامی، شهریور ماه سال جاری از راه‌اندازی شبکه‌ای به نام “عصر” یا “کوثر” خبرداده بود که قرار بوده از ابتدای مهرماه به موضوع‌هایی نظیر “دفاع مقدس، اندیشه‌های اسلامی و گفتمان انقلاب اسلامی” بپردازد.

سرانجام رایزنی‌های سپاه

سایت خبری “آینده آنلاین” دوم آذرماه بدون نام بردن از سپاه از راه‌اندازی یک شبکه جدید توسط “یکی از نهادها” گزارش داد و نوشت: «برخی مسئولان فرهنگی این نهاد که منتقد برنامه‌های صدا و سیما هستند و آنها را به حد کافی انقلابی نمی‌دانستند، از مدت‌ها قبل رایزنی‌های گسترده‌ای را برای راه‌اندازی شبکه‌ای جدید آغاز کرده بودند.»

مطابق این گزارش، پس از مقاومت سازمان صدا و سیما که مایل به از دست دادن موقعیت انحصاری خود نیست “این گروه پیشنهاد می‌کنند شبکه مذکور به اسم سازمان صدا و سیما راه‌اندازی شود، اما تولید محتوا و مدیریت آن بر عهده خودشان باشد.”

رمضان شریف، مسئول روابط عمومی کل سپاه پاسداران در بیانیه‌ای که ۲۷ بهمن منتشر شد ادعا کرد که شبکه “عصر” مانند شبکه‌های دیگر “رسانه ملی” فعالیت می‌کند و “سازمان مردم‌نهاد اوج” تنها در تأمین و تولید بخشی از نیازمندی‌ها به این شبکه کمک می‌کند.

رمضان شریف حمایت از سازمان‌های مردم‌نهاد را “از وظایف ذاتی سپاه” عنوان کرده و می‌افزاید که این نهاد در همین چارچوب از برخی فعالیت‌های “سازمان فرهنگی و هنری و رسانه‌ای اوج” پشتیبانی می‌کند.

سازمانی برای “ایجاد موج تبلیغاتی”

“سازمان اوج” که شریف آن را تشکلی “مردم‌نهاد” معرفی می‌کند به “قرارگاه شهید باقری” وابسته است. این تشکیلات تابستان سال ۹۰ شکل گرفت و هدف آن با انتقادهای سپاه نسبت به فعالیت صدا و سیما، آنگونه که سایت “آینده آنلاین” نقل کرده، کاملا شبیه است.

پایگاه اینترنتی قرارگاه یادشده درباره علت شکل‌گیری سازمان اوج می‌نویسد: «دستگاه‌های دولتی برآمده از انقلاب اسلامی و فعال در زمینه‌ی رسانه علی‌رغم گسترش کیفی قابل توجه نسبت به مقطع تأسیس، در استفاده از بخش عظیمی از ظرفیت رسانه‌ای و تبلیغاتی نظام ناتوان بوده‌اند.»

در ادامه این معرفی‌نامه آمده است: «قسمت عمده‌ای از این مشکل، از عدم انسجام یا کمبود مدیران و تولیدکنندگان کارآمد و دغدغه‌مند نشأت می‌گیرد. سازمان هنری – رسانه‌ای اوج در تابستان ۱۳۹۰ و در پی احساس چنین مشکلی فعالیتش را آغاز نمود.»

سازمان اوج “تولید محصولات گرافیکی برای فضاسازی و ایجاد موج‌های تبلیغاتی” را از دیگر فعالیت‌های خود مطرح می‌کند که نمونه‌ی آن بنرهای جنجال برانگیز “صداقت آمریکایی” در مخالفت با مذاکرات هسته‌ای ژنو است.

شبکه تلویزیونی سازمان “مردم‌نهاد”

بیلبوردهای موسوم به “صداقت آمریکایی” به بهانه ۱۳ آبان، سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران تهیه شده اما پخش وسیع آن با آغاز مذاکرات هسته‌ای در ژنو همزمان بود.

نصب این بیلبوردها که ظاهرا بدون مجوز و با پشتیبانی نیروی انتظامی انجام شد به بحث‌های فراوانی دامن زد و موضوع به مجلس و شورای شهر تهران نیز کشید. جمع‌آوری این بنرهای تبلیغاتی نیز با اعتراض‌هایی از سوی برخی اصولگرایان روبرو شد.

سایت شبکه ایران، ارگان رسانه‌ای دولت، در گزارشی که روز دوم آبان منتشر کرد، نوشت که موسسه رسانه‌ای – هنری “اوج” که این بیلبوردها را تهیه کرده قرار است شبکه ۲۲ صدا و سیما را با موضوع “دفاع مقدس” مدیریت کند.

موسسه “اوج” یک سال پیش از آغاز به‌کار تلویزیون “عصر” در پایگاه اینترنتی “قرارگاه شهید باقری” نوشت که این مجموعه “توانسته است در طول فعالیت خود برنامه‌های متنوع تلویزیونی در قالب فیلم داستانی، مستند، مسابقه‌ی تلویزیونی، سرود و نماهنگ و… را تولید نماید که ان‌شاءالله در آینده به تدریج از تلویزیون پخش خواهند شد.”

از سوی دیگر پذیرفتن ادعای روابط عمومی سپاه در “مردم‌نهاد” بودن سازمانی که دست‌کم بخشی از مدیریت شبکه “عصر” را در اختیار گرفته دشوار می‌نماید.

در ایران فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی در انحصار سازمان صدا و سیما است که رئیس آن را رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌کند و حتا دولت اجازه داشتن یک شبکه مستقل را ندارد.

No responses yet

Feb 17 2014

وزیر کشور: پاکستان برای آزادی سربازان ایرانی اقدامی نکند، مداخله می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی

بی‌بی‌سی: عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور ایران با اشاره به پیگیری‌های انجام شده در خصوص ربوده شدن پنج سرباز ایرای توسط جیش العدل اعلام کرد: “نیروهای ایرانی جهت مذاکره به پاکستان می‌روند و همچنین اگر پاکستان اقدامی انجام ندهد، ایران حق خود می‌داند که در این زمینه مداخله کند.”

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، آقای فضلی امروز دوشنبه ۲۸ بهمن‌ماه با تاکید بر اینکه از پاکستان خواسته شده تا با این مسئله برخورد کند، گفت: “در غیر این صورت به ایران اجازه بدهد تا به عمق مرزهای پاکستان و افغانستان نیروهای ایران نفوذ کند چرا که با شرایط به وجود آمده ایران آمادگی و توان ایجاد فضای امنیتی جدید را برای منطقه خود دارد.”

پنج سرباز ایرانی، ۱۷ بهمن‌ماه در منطقه جکیگور سیستان و بلوچستان توسط گروه جیش العدل ربوده شدند.

شبکه العربیه روز گذشته ۲۷ بهمن ماه فیلمی تازه از کلیک پنج سرباز ایرانی که توسط گروه جیش العدل گروگان گرفته شده‌اند، پخش کرده است.

یکی از سربازان در این فیلم کوتاه می‌گوید که آنها همگی در سلامت به سر می‌برند. او از مقام‌های حکومتی می‌خواهد که با پذیرفتن تقاضای جیش‌العدل زمینه آزادی آنان را فراهم کنند.

اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی ایران نیز امروز در حاشیه همایش ملی خدمات سربازی در خصوص ربوده شدن این سربازان گفت: “قطعا و بلاشک کشور پاکستان در جریان این حادثه مسئول است، البته در گذشته اقدامات مثبتی از سوی این کشور در برخورد با متخلفان انجام شده است.”

آقای احمدی مقدم در خصوص بکارگیری سربازارن در سیستان و بلوچستان نیز گفت که این استان پهناوری است و مرزهای زیادی دارد و با توجه به جمعیت کم این استان، “مجبوریم برای تامین سرباز از استان‌های همجوار کمک بگیریم.”

در همین حال کمپینی نیز برای کلیک حمایت از سربازان ربوده شده به زبان‌های مختلف در صفحات شبکه‌های اجتماعی به راه افتاده است.

بیش از ۴۴ هزار کاربر اینترنت در نامه‌ای‌ خطاب به بان‌کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل متحد، حسن روحانی، رئیس جمهور ایران، ممنون حسین، رئیس جمهور پاکستان و پیتر مارور، رئیس کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و از آنها خواسته‌اند برای سلامت و آزادی این سربازان و بازگشت آنها تلاش کنند.

گروه جیش‌العدل که خود را مدافع منافع مسلمانان سنی منطقه معرفی می‌کند، پیش از این هم مسئولیت چند حمله مسلحانه در مناطق مرزی استان سیستان و بلوچستان را بر عهده گرفته بود.

No responses yet

Feb 17 2014

خامنه‌ای: همان‌طور که قبلا گفتم مذاکرات هسته‌ای به جایی نمی‌رسد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز دوشنبه، ۲۸ بهمن، بار دیگر بر خوشبین نبودن نسبت به مذاکره هسته‌ای میان ایران و شش قدرت جهانی تاکید کرد ولی گفت که با این مذاکرات مخالفتی ندارد.

اظهارات بلندپایه‌ترین مقام جمهوری اسلامی ایران در جمع گروهی از مردم آذربایجان و در آستانه مذاکرات سرنوشت ساز ایران و گروه پنج به علاوه یک در وین بیان می‌شود؛ مذاکراتی که قرار است راه حلی جامع و پایدار برای برنامه جنجال برانگیز هسته‌ای ایران پیدا کند.

به گزارش سایت رسمی آیت الله خامنه‌ای، وی در سخنان روز دوشنبه خود گفت: «بعضی از مسئولین آن دولت [دولت قبلی] و این دولت فکر می‌کنند اگر در موضوع هسته‌ای مذاکره کنند مسئله حل می‌شود، در سخنرانی اول سال هم گفتم که من به مذاکره خوشبین نیستم و به جایی نمی‌رسد ولی مخالفتی هم ندارم».

رهبر جمهوری اسلامی ایران بار دیگر به آمریکا و سیاست‌های دولت حسن روحانی برای کاهش تنش با این کشور حمله کرد و گفت: «یک عده سعی نکنند چهره آمریکا را بزک کنند و آن را به عنوان یک دولت علاقه‌مند و انسان دوست معرفی کنند. اگر هم سعی کنند، بی‌فایده است».

آیت‌الله خامنه‌ای مسئله هسته‌ای را «بهانه» دانسته و مدعی شده که اگر این مسئله هم حل شود کشورهای غربی، «یک مسئله دیگر را پیش می‌کشند».

وی با بیان اینکه «کاری که وزارت خارجه شروع کرده ادامه پیدا خواهد کرد» افزوده است: «ایران نقض آنچه عهد کرده را نخواهد کرد اما الان هم می‌گویم فایده‌ای ندارد و به جایی نخواهد رسید، البته مسئولین تلاش خود را بکنند».

رهبر جمهوری اسلامی، دولت جدید که شش ماه از عمر آن می‌گذرد را به «استقامت» و ایستادگی روی آنچه «آرمان‌های انقلاب» خوانده است فراخواند و با اشاره به راهپیمایی سالگرد انقلاب در ۲۲ بهمن امسال، گفته که «پیام ۲۲ بهمن امسال را باید از شعارهای مردم گرفت. این راهپیمایی دو پیام داشت؛ پیام استقامت و پیام وحدت. استقامت یعنی مردم روی آرمان‌های انقلاب ایستادگی دارند».

آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید که «پیام سلبی انقلاب این است که ما تسلیم زورگویی نظام سلطه نمی‌شویم».

رهبر جمهوری اسلامی در آستانه تمام مذاکرات حساس هسته‌ای ایران با شش قدرت جهانی همواره انتقادهای تندی از طرف‌های مذاکره کننده با تهران مطرح کرده است.

وی روز ۱۱ آبان امسال و همزمان با دور اول مذاکرات ژنو گفت: «از مذاکراتى هم که امروز در جریان است، ما ضررى نخواهیم کرد. البتّه بنده همچنان که گفتم خوشبین نیستم؛ من فکر نمی‌کنم از این مذاکرات آن نتیجه‌اى را که ملت ایران انتظار دارد، به‌دست بیاید، لکن تجربه‌اى است و پشتوانه تجربى ملت ایران را افزایش خواهد داد و تقویت خواهد کرد».

وی در سخنرانی روز اول فروردین ماه امسال در شهر مشهد نیز گفته بود: «مسئولین بلندپایه و مسئولین میانی آمریکا بار‌ها و بار‌ها می‌گویند بیایید در کنار گفت‌وگوهای پنج به علاوه یک که درباره مسائل هسته‌ای بحث می‌کنند، آمریکا و جمهوری اسلامی دو به دو، درباره مسئله هسته‌ای ایران بحث کنند. من به این گفت‌وگو‌ها خوشبین نیستم. چرا؟ چون تجربه‌های گذشته‌ ما نشان می‌دهد که گفت‌وگو در منطق حضرات آمریکایی به این معنی نیست که بنشینیم تا به یک راه حل منطقی دست پیدا کنیم».

کشورهای غربی در ده سال گذشته ایران را متهم کرده‌اند که در پوشش فعالیت هسته‌ای خود به دنبال ساخت سلاح اتمی است ولی ایران این مسئله را رد کرده است. در واکنش به فعالیت‌های هسته‌ای ایران، تحریم‌های شدیدی از سوی اتحادیه اروپا و آمریکا بر ضد تهران وضع شده که اقتصاد ایران را دچار مشکلات فراوانی کرده است.

با روی کار آمدن دولت حسن روحانی در ۲۴ خرداد امسال، نمایندگان ایران و پنج به علاوه یک، دو دور مذاکرات هسته‌ای در ژنو سوئیس انجام دادند که سرانجام در روز سوم آذر، ۲۴ نوامبر، به یک توافق موقت شش ماهه برای حل و فصل اختلاف میان طرفین و فراهم کردن زمینه برای گفت‌وگوی نهایی دست یافتند.

مذاکرات برای دست یافتن به راه حل جامع درباره برنامه هسته‌ای ایران و تبدیل توافق موقت به یک پیمان دائم قرار است از روز سه شنبه، ۲۹ بهمن، در وین آغاز شود.

No responses yet

Feb 17 2014

استاد شجريان: ۱۴۰۰سال است اسلام با هنر ما کنار نيامده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر,هنر

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .