اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for October, 2014

Oct 02 2014

دادستان دادگاه روحانیت خطاب به کاظمینی بروجردی: ما اهل مناظره نیستیم، اعدام می کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

سحام: ونداداولادعظیمی- هشت سال از محاصره منزل یک روحانی معترض به نام«سیدمحمدحسین کاظمینی بروجردی» می گذرد و دراین مدت هرازگاهی اخبارشکنجه وآزار وی وهوادارانش به گوش می رسد.
در زمان دستگیری، وی نزدیک به دوهزارنفراز طرفدارانش نیز دستگیر شدند که بعدها و به مرور آزاد شدند. یازده نفرازاین دستگیرشدگان، ازجمله خود وی، در دادگاه اولیه محکوم به اعدام شدند که این حکم در دادگاه تجدید نظر برای آقای بروجردی به یازده سال زندان تبدیل شد و بسیاری از هواداران وی به قید وثیقه آزاد شدند.
اما روز چهارشنبه ۹ مهر۱۳۹۳، حسین کاظمینی بروجردی، که هشتمین سال دوران حبس خود در زندان اوین را سپری می کند، به طورناگهانی برای اجرای حکم اعدام، از بند ویژه روحانیت خارج شد.
اواوایل مهرسال جاری، توسط محمد موحدی دادستان ویژه روحانیت، بطورشفاهی به اتهام«بدعت و تفاسیر دینی مخالف با نظرات رهبری»، ازطریق«تدوین کتاب و تدریس آن در زندان»، به اعدام تهدید شده بود.

«رویا عراقی»، معاون و سخن‌گوی این زندانی عقیدتی، اعلام کرد:«به خانواده این زندانی عقیدتی اعلام شد که وی تا زمان اجرای حکم اعدام، ممنوع تلفن و ممنوع الملاقات می باشد. مراجعه و تجمع خانواده این زندانی درمقابل دادگاه ویژه روحانیت، تا لحظه انتشاراین گزارش، بدون پاسخ مانده وهم‌چنان از سرنوشت این روحانی منتقد حکومت، اطلاعی در دست نیست.»
رویا عراقی، فارغ التحصیل رشته شیمی، ساکن کانادا، معاون و سخن‌گوی حسین کاظمینی بروجردی، درخصوص نحوه صدور وابلاغ حکم اعدام وآخرین وضعیت این زندانی عقیدتی این‌ طور پاسخ می دهد:

شما صبح اعلام کرده بودید که حسین کاظمینی بروجردی، روحانی منتقد، برای اجرای حکم اعدام از زندان خارج شده، حکم اعدام ایشان توسط کدام دادگاه قضاوت و صادر شده‌است؟ ابلاغ حکم به چه صورت بوده است واصولا منشا این حکم واتهامات او چه بوده است؟
اول مهرماه، دادستان دادگاه ویژه روحانیت به سلول آقای بروجردی رفته و به عنوان یک مقام رسمی که نظراتش نظرات رسمی نظام، محسوب می شود، با در دست داشتن کتاب آقای بروجردی که در داخل زندان تهیه و تدوین شده بود، به وی گفته که نظرات ایشان و محتوای این کتاب یک بدعت است و کاملا با نظرات رهبری نظام مغایرت دارد. او گفت که آقای بروجردی و کلیه کسانی که در تهیه و انتشاراین کتاب سهیم و دخیل بودند، مرتد بوده و حکم‌شان اعدام است.

یعنی روال دادگاه ویژه روحانیت به این صورت هست که در سلول برگزار می شود و به صورت شفاهی حکم اعلام می کند؟
بطورکلی دادگاه ویژه روحانیت، حتی براساس قوانین جمهوری اسلامی ایران نیز، ازاساس نهادی غیرقانونی است که برای اوایل انقلاب تشکیل شده بود، اما هم‌چنان به کارخود ادامه می دهد. این دادگاه تا به امروز که سال‌ها از شکنجه و زندان آقای بروجردی و هوادارانش می گذرد، هیچ حکمی به صورت کتبی به شخصی ارائه نمی کند. این روال برای سایر متهمین و محکومین این دادگاه هم برقرار است.

حکم کتبی دریافت نمی کنید ولی آیا دادگاه هم به این صورت هست که داخل همان بند زندان و با حضور تنها دادستان، برگزار می شود؟
بله، معمولا دادگاهی تشکیل نمی شود، برای سایر دوستان ما هم درایران(هواداران‌آقای بروجردی)، دادگاهی تشکیل‌نشد. به جز دادگاه اولیه در زمان بازداشت آقای بروجردی وهوادارن، هیچ‌گاه دادگاه دیگری برگزارنشد، ولی پرونده آقای بروجردی وهوادارانش، همواره باز بوده است. آن‌ها هیچ وقت حکم کتبی به ما نمی دهند و هیچ گاه هم دادگاهی رسمی برگزار نمی شود. پرونده آقای بروجردی مستقیم زیرنظرآقای خامنه ای، رهبرجمهوری اسلامی ایران هدایت می شود واحکام براساس دستورات او صادر و اجرا می شود. در واقع آن‌ها فقط برای ابلاغ و اجرای حکم، به زندانی مراجعه می کنند و نه برای برگزاری دادگاه.

اجازه دهید برگردیم به کتابی که برای ابلاغ شفاهی حکم اعدام، به آن استناد شده بود، نام این کتاب و محتوای آن که در داخل زندان تهیه شده بود، چیست؟ به چه صورت، کجا و در چه سطحی منتشر شده؟
این کتاب از مجموعه صحبت‌های آقای بروجردی در داخل زندان، توسط هواداران ایشان درخارج از زندان گردآوری و تهیه شده است.

داخل ایران منتشر شده یا خارج از کشور؟
داخل ایران منتشر شده و هنوز درخارج ازکشور برای انتشارآن، اقدامی نشده است. در داخل ایران ازطریق همکاران و هواداران آقای بروجردی منتشرشده است. این کتاب شامل نظرات ایشان در زمینه توحید می باشد که دیدگاهی غیرسیاسی نسبت به این موضوع دارد که کاملا متفاوت است نسبت به آن چیزی که آنها(روحانیون) می گویند.

با مجوز قانونی؟
خیر، به هیچ عنوان. اصلا اجازه قانونی نداشته.

واکنش آقای بروجردی در برابر ایرادات دادستان به این کتاب، چه بود؟
ایشان گفته که من تمام نظراتم مستند است و برای مناظره با همه کسانی‌که مثل شما اعتقاد به دین‌سیاسی دارند، آماده ام واگر فکر می‌کنید که ابهامی وجود دارد، دستوردهید تا مناظره‌ای درحضور ناظران بین المللی برگزار شود تا مشخص شود که حق با کیست. اما دادستان(موحدی) به آقای بروجردی گفت که ما اهل مناظره نیستیم، ما محاکمه می کنیم واعدام. ادامه این دیدار نیز با تهدید و توهین دادستان طی شد.
موضوعی که می خواهم اضافه کنم این هست که دادستان دادگاه ویژه روحانیت هیچ وقت برای تهدید و توهین به سلول زندانی نمی رود. خب برای این‌کار بازجوها و زندانبانان، به اندازه کافی برای آزار و توهین، درمحل حضور دارند. بنابراین حضور دادستان درسلول آقای بروجردی ابلاغ شفاهی، مواضع رسمی حکومت هست. چون دادگاه ویژه روحانیت زیرنظر مستقیم آقای خامنه ای است، بنابراین همه شواهد دال براجرای این حکم توسط آن‌هاست.
حساسیت ما به این دلیل هست که این باراول نیست که تصمیم به قتل آقای بروجردی گرفته می شود. درهمان اولین سال بازداشت ایشان(هشت سال پیش)، قراربود که او و حتی هوادارانش را قتل عام کنند که خوشبختانه موفق نشدند ولی متاسفانه تلاش‌ها ادامه پیدا کرد که نهایتا به دستگیری منجر شد. چندین بار در داخل زندان و در دوران حبس ایشان، به جان وی سوقصد شده است.
درحال حاضرایشان در وضعیت بحرانی از لحاظ جسمانی قرار دارد و به بستری شدن در بیمارستان مجهز نیاز دارد. اما درطول این هشت سال، او حتی از یک دقیقه مرخصی برخوردار نبود و از هرگونه دارو و درمان محروم بوده و این خود به معنای قتل خاموش یک آزاد اندیش است. بنابراین این مسئله جدیدی نیست، آنها از هر فرصتی برای حذف وی استفاده می کنند و البته با توجه به مسائل بین المللی و اعدام های اخیر، نگرانی ها از اجرای حکم اعدام وی، بیشتر شده است.

همان‌طورکه گفتید ایشان هشت سال در زندان هستند واز بدو بازداشت، تلاش‌هایی برای قتل وی از طریق مسمومیت، عدم درمان بیماری و غیره انجام شده است. ولی الان به صورت شفاهی و البته علنی، حکم اعدام به وی ابلاغ شده که با رسانه ای شدن آن، طبعا برای حکومت در مجامع بین المللی و حتی در داخل جامعه ایران، هزینه هایی در بردارد. شما این رویکرد جدید و افراطی را چطور ارزیابی می کنید؟ چرا از تلاش برای مرگ خاموش، به اعدام علنی روی آوردند؟
خب فشارهای بین المللی روی حکومت زیاد شده است. ازاتفاقات حضورآقای روحانی درسازمان ملل تا فشارهایی که گروه ۱+۵ ایجاد کرده و مسائل مختلف سیاسی، همه از این دست فشارها هستند. اما همه این‌ها ازحجم سرکوب حکومت کم نکرده است. شما ببینید الان‌تلاش می‌شود حکم اعدام خانم ریحانه‌جباری دوباره به جریان بیفتد.آقای امیراصلانی را هم در روزهای گذشته، بدون هیچ دلیل موجهی، اعدام کردند.
وقتی اعدام«بدون دلیل موجه» این افراد را می بینیم، پس نسبت به آقای بروجردی حساسیت های بیشتری هست. ازطرفی چون شرایط سیاسی حکومت در داخل ایران مناسب نیست، ایجاد ترس و وحشت ازطریق اعدام ها، تلاشی است برای کنترل اوضاع ازطریق ایجاد رعب و وحشت. از این رو ایشان را به عنوان یکی از چهره های شناخته شده، مورد هدف قرار داده اند تا در واقع به عنوان یک نوع محکی برای حکومت قرار گیرد، به‌طوری‌که اگر اعدام ایشان با واکنش در داخل و جامعه بین الملل جلوگیری و محکوم نشود، آغازی خواهد بود براعدام های گسترده تر.
من تاکید می کنم که این مسئله باید به شدت رسانه ای شود و همه سازمان‌های حقوق بشری و فعالان حقوق بشر باید برای پیشگیری ازاجرای این حکم، همکاری کنند، چون مسئله یک شخص نیست، این یک جریان فکری است.

اگر اجازه بدهید، برگردیم به اتفاق امروز، مبنی بر انتقال آقای بروجردی برای اجرای حکم. خبرها حاکی از تجمع خانواده این زندانی عقیدتی در مقابل دادگاه ویژه روحانیت بود. این تجمع با حضور چه کسانی و با چه کیفیتی بود؟ برخورد با آنها به چه صورت بود؟ آیا اطلاعی از وضعیت او، حاصل شد؟ الان آقای بروجردی کجاست؟

از آقای بروجردی هیچ اطلاعی در دست نیست. تجمع با حضور اعضای خانواده و چند نفراز بستگان انجام شده که درحال حاضراز تعداد آن‌ها اطلاعی دقیقی ندارم. هیچ پاسخی درخصوص وضعیت آقای بروجردی به آن‌ها داده نشد و خانواده هم‌چنان از وضعیت ایشان بی خبر هستند. همسرآقای بروجردی صبح دچار مشکلاتی شد که برای ساعاتی به بیمارستان منتقل شد، اما پس از بهبود نسبی، به منزل منتقل شد و درکل خانواده در وضعیت خوبی به سر نمی برند.

شما به عنوان معاون و سخنگوی آقای بروجردی، چه اقداماتی برای هواداران ایشان در داخل و فعالان و سازمان های حقوق بشری در خارج، پیشنهاد می دهید؟
درخارج ازکشور با همه فعالان حقوق بشر و سازمان‌ها و رسانه ها، درتماس هستیم و پیام‌هایی ارسال کردیم. اطلاع رسانی وسیع دراین مورد انجام خواهد شد. در داخل کشورهم برنامه هایی داریم و منتظر عکس العمل حکومت هستیم، حتما برای آن‌ها هم فکرهایی داریم که به اطلاع هم وطنان خواهیم رساند.

فکر می کنید با توجه به اینکه هر لحظه احتمال اجرای این حکم وجود دارد، فرصتی مناسبی برای اقدام پیشگیرانه مانده؟
ما همه تلاش مان را می کنیم، کارها درحال انجام هست و اقدامات گسترده ای در دست هست. هم‌چنین کمپینی از قبل برای سالگرد بازداشت ایشان پیش بینی شده بود که درگروههای مختلفی در سراسر دنیا به این کمپین خواهند پیوست و دربرخی نقاط دنیا هم تظاهرات و تجمعاتی خواهیم داشت که به تدریج برنامه و گزارش کامل آن به اطلاع همه هم وطنان خواهد رسید. امیدواریم فشار مجامع بین المللی هم در توقف این حکم موثر باشد.

گفتنی است پیش‌تر نیز دادگاه ویژه روحانیت درسال۱۳۸۶، برای آقای کاظمینی بروجردی حکم اعدام درخواست کرده بود که با فشار مجامع حقوقی و تلاش نهادهای حقوق بشری، حکم اولیه لغو و به ۱۱ سال حبس تغییر یافته بود.
سیدحسین کاظمینی بروجردی متولد ۱۰مرداد ۱۳۳۷ در بروجرد، روحانی ایرانی، زندانی سیاسی و از مخالفان تئوری ولایت فقیه است. وی مخالف دخالت دین درسیاست و طرفدارجدایی دین از دولت و بازگشت به اصل دین سنتی است. او مهر۱۳۸۵ به همراه جمعی از هوادارانش بازداشت شد و تا به امروزاز مرخصی وامکانات پزشکی در زندان اوین محروم بوده است.

No responses yet

Oct 01 2014

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران: با بستن شبکه‌های اجتماعی مشکل حل نمی‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: دوازده روز بعد از مهلت یک ماهه قوه قضائیه ایران به وزارت ارتباطات برای بستن شبکه های مجازی نظیر وایبر، محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات گفته که “با مسدود کردن شبکه های اجتماعی مشکل بهره گیری از این ابزارها حل نخواهد شد.”

آقای واعظی در گفتگو با خبرگزاری دولتی ایران- ایرنا تاکید کرده که بین وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و دستگاه قضا اختلافی وجود ندارد ولی “باید برای استفاده صحیح و مناسب از این شبکه ها فرهنگ سازی کنیم.”

روز ۲۹ شهریور ماه گزارش شد که غلامحسین محسنی اژه ای، معاون اول قوه قضائیه طی نامه ای به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات یک ماه فرصت داده تا “زمینه و بستر فنی مورد نیاز مسدودسازی و کنترل اطلاعاتی موثر” شبکه‌های ارتباطی مجازی مانند وایبر، واتس‌اپ و تانگو را فراهم کند.

آقای اژه‌ای در این نامه به مطالبی که درباره آیت‌الله خمینی در این شبکه‌های اجتماعی دست‌به‌دست می‌شود اشاره کرده و آن را مصداق “محتوای مجرمانه و ارتکاب به انواع جرائم علیه عفت و اخلاق اسلامی و امنیت عمومی” خوانده بود.

اخیرا مطالب طنزآمیز و جوک‌های زیادی درباره آیت‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی به خصوص در وایبر، یکی از برنامه‌های پیام‌رسان موبایلی منتشر شده است و پلیس اعلام کرده که سرنخ هایی از منبع انتشار این مطالب به دست آورده است.

با این حال، اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده پلیس ایران، یک هفته پیش گفت که استفاده از راه‌های ارتباط مجازی مانند فیسبوک و وایبر “اجتناب‌ناپذیر” است ولی “موضوع مهم در این زمینه انجام مراقبت و نظارت لازم از سوی ارگان‌های ذیربط به منظور استفاده اصولی و غیر مضر از این امکانات در فضای مجازی است.”

اینکه فکر کنیم با بستن شبکه های اجتماعی مشکلات برطرف می شود، اختلاف نظری است که وجود دارد و باید با تعامل با قوه قضاییه به راه حل مشترک برسیم

محمود واعظی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات

آقای واعظی می گوید که در کنار اقدامات دولت برای گسترش این شبکه ها، “باید با افزایش آگاهی مردم از محتوای مجرمانه موجود در بخش هایی از اینترنت یا شبکه های اجتماعی آنها را به استفاده با احتیاط تر و مراقبت بیشتری از این ابزار ترغیب کرد.”

وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات در پاسخ به این پرسش که این وزارتخانه برای مهلت یک ماهه ای که قوه قضائیه تعیین کرده، چه اقداماتی انجام داده می گوید که “از یک سال گذشته همه مسئولان با همکاری دانشگاه ها و پژوهشگاه های مختلف و با صرف سرمایه های زیاد، تلاش کردند تا آلودگی ها برطرف شود.”

به گفته آقای واعظی این کار “ممکن است یک یا دو ماه طول بکشد چرا که کار فنی کار پیچیده ای است ولی آنچه وظیفه ما بوده انجام خواهیم داد و تاکنون انجام داده ایم.”

این در حالی است که معاون اول قوه قضائیه در نامه خود به وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نوشته بود که پیش از این نیز یک مهلت سه ماهه به این وزارتخانه برای فراهم کردن امکان “مسدودسازی و پالایش هوشمند محتوای مجرمانه” در شبکه‌های ارتباطی موبایل و “ارائه شبکه‌های اجتماعی داخلی هم سطح” داده شده بود.

با آنکه قوه قضائیه هشدار داده که در صورت ادامه این وضعیت تا یک ماه دیگر، این شبکه‌ها مسدود می‌کند،” اما وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات می گوید که “با مسدود کردن شبکه های اجتماعی مشکل حل نمی شود و باید فرهنگ سازی کنیم و این تنها با کمک مردم امکان پذیر است و تا زمانی که مردم به کمک ما نیایند هرگز موفق نخواهیم شد.”

آقای واعظی در عین حال تاکید کرده که باید “دسترسی به سایت های غیراخلاقی و مغایر با عفت عمومی و سایت های خلاف اعتقادات کشور، محدود شود و امکان دسترسی به آنها برای همه آزاد نباشد.”

وزیر ارتباطات ایران گفته است “اینکه فکر کنیم با بستن شبکه های اجتماعی مشکلات برطرف می شود، اختلاف نظری است که وجود دارد و باید با تعامل با قوه قضاییه به راه حل مشترک برسیم.”

No responses yet

Oct 01 2014

اتهام تازه فساد مالی به دولت احمدی‌نژاد: ۷۰۰۰ میلیارد تومان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: در ادامه موارد فساد مالی منتسب به دولت محمود احمدی‌نژاد، دو نماینده مجلس ایران مدعی شدند که سه صراف در سال ۱۳۹۰ با استفاده از «رانت و با همکاری بانک مرکزی» در دولت سابق هفت هزار میلیارد تومان سود برده‌اند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران، وابسته به صداوسیمای جمهوری اسلامی، نماینده اردبیل در مجلس روز چهارشنبه، ۹ مهر، خواستار رسیدگی قوه قضائیه به پرونده‌ای شد که او به عنوان «پرونده هفت هزار میلیارد تومانی سه صراف مرتبط با دولت قبل» توصیف کرده است.

کمال‌الدین پیرموذن، نماینده مجلس، در این باره تصریح کرد: «در سال ۹۰ سه صراف مرتبط با دولت قبل که از سیاست‌های حمایتی نهاد ریاست جمهوری و بانک مرکزی وقت برخوردار بودند، نزدیک به هفت هزار میلیارد تومان حیف‌و‌میل کردند.»

بر اساس گزارش‌ها، روز یک‌شنبه، شش مهرماه، ارسلان فتحی‌پور، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس ایران، درجلسه غیرعلنی مجلس گزارشی از وضعیت «ارزی، دلالی و اقدامات صرافی‌های ایران» ارائه کرده است.

به گزارش وب‌سایت خبری انتخاب، آقای فتحی‌پور در این جلسه گفته است که «سه صراف در سال ۹۰ با همکاری بانک مرکزی هفت هزار میلیارد تومان سود کرده‌اند».

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس روز سه‌شنبه، هشت مهر، نیز با تکرار سخنان پیشین خود گفت که این «رانت نسبت به پرونده سوءاستفاده مالی سه هزار میلیارد تومانی اهمیت بیشتری دارد».

به گفته آقای فتحی‌پور، کمیسیون اقتصادی مجلس تمام اسناد و مدارک مربوط به این پرونده را تهیه و به قوه قضائیه ارسال کرده است.

او وعده داد که کمیسیون اقتصادی مجلس به زودی جزئیات این «رانت» را منتشر خواهد کرد و تاکید کرد که مسئولان دولت دهم درباره این «رانت» باید پاسخگو باشند.

اتهام مطرح شده توسط این دو نماینده مجلس درحالی است که در سال ۱۳۹۱ و پس از افزایش ناگهانی قیمت ارزهای خارجی در بازار ایران، مسئولان دولتی برخی از صرافی‌ها را به اخلال در بازار ارز متهم کردند.

محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهور سابق ایران، خود در مهرماه همان سال ۲۲ نفر را بدون ذکر نام‌شان «سرحلقه آشفتگی‌های بازار ارز» معرفی کرد.

در همین زمینه محمدرضا رحیمی، معاون اول آقای احمدی‌نژاد، نیز روز ۳۰ مهرماه سال ۹۱ از بازداشت فردی به نام «جمشید بسم‌الله» خبر داد که به گفته او عامل اختلال در بازار ارز ایران بوده و «روی چهارپایه قیمت ارز در ایران را تعیین می‌کرده است».

جمشید میرابی که آقای رحیمی از او به عنوان «جمشید بسم‌الله» نام برده بود در تیرماه ۹۳ در گفت‌وگویی با روزنامه اقتصادی تعادل اتهامات مطرح شده درباره خود را رد کرده و گفت که در مهرماه سال ۹۱ به همراه ۹۰ نفر دیگر بازداشت شده است.

بانک مرکزی ایران در مرداد ۹۲ آئین‌نامه جدید تاسیس و فعالیت صرافی‌ها را ابلاغ کرد که بر اساس آن سرمایه مورد نیاز تاسیس صرافی برای افراد حقیقی به پنج میلیارد تومان و برای افراد حقوقی به ۲۰ میلیارد تومان افزایش یافت.

پیش از ابلاغ این آئین‌نامه سرمایه مورد نیاز برای تاسیس صرافی در ایران صد میلیون تومان بود.

بانک مرکزی ایران همچنین در آبان‌ماه ۹۲ از ابطال مجوز ۶۷ صرافی خبر داد.

No responses yet

Oct 01 2014

پروژه‌ای آبی که زیرآب جان آدم‌ها را می‌زند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خودنویس: قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه در حالی تونل آبی گلاب-دو را احداث می‌کند نه تنها نسبت به اثرات مخرب اجتماعی و زیست محیطی آن هشدار می‌دهند بلکه مردم چهارمحال نیز نسبت به ساخت آن نگرانند.

چهل و پنج سال پیش بود که صدها نفر در شرق ایران مردند و آنها که ماندند مهاجرت را بر ماندن ترجیح دادند. مشکل حمله یک کشور بیگانه نبود، غارت دزدان و راهزنان نبود، چه بود؟

گرسنگی بر اثر خشکسالی. مشکل آب دوباره جدی و به بحران تبدیل شده است. نه این‌که کسی خبر نداشت، دولت نمی‌دانست.  کارشناسان بارها هشدار داده بودند. هنوز هم می‌دهند. آخرین  گزارش ناسا یکی از بزرگ‌ترین مراجع علمی این حوزه باز هم هشدار می‌دهد که در سال‌های آینده در ایران خشکسالی می‌شود،چطور؟ بارندگی در ایران به نصف می‌رسد، تغییر آن‌چنان بزرگ است که جنگل‌ها درختزار، درختزارها بوته‌زار و بو‌ته‌زارها بیابان می‌شوند و بیابان‌ها هم  نازایی مطلق نزدیک می‌شوند. هنوز چیزی نشده بیست درصد مساحت ایران بیابان مطلق است. نیمی از ایران بیابان و دو‌سوم آن منطقه خشک و نیمه‌خشک است. طبق همین گزارش ایران ۳۰ تا ۳۰ سال فرصت دارد، بعد از آن بخش عمده ایران بیابان مطلق خواهد‌شد.

زادآوری زیستی به غیر ممکن نزدیک می‌شود اما هنوز مردم معنی صرفه‌جویی در مصرف آب را نمی‌دانند، زمین‌خواران جنگل‌ها را فله‌ای به آتش می‌کشند و کشاوزان آب را بی‌رویه صرف عمل بی‌بازده می‌کنند، صنایع فرسوده آب را هدر می‌دهند و دولت هم گویی دراین مسابقه تسریع خشکسالی تلاش دارد تا از دیگران پیشی بگیرد.

سد سازی‌ها و پروژه‌های آب‌رسانی ناموفق یکی از مهم‌ترین عوامل خشکسالی در ایران، هنوز ادامه دارند. پروژه‌های عظیم سد‌سازی با استفاده از رانت‌های قدرت به «سازندگانی» چون قرارگاه خاتم‌الانبیا سپاه پاسداران می‌رسند. یکی از نمونه‌ اخیر که بسیاری از کارشناسان نسبت به آن هشدار می‌دهند پروژه تونل‌ آبی گلاب دو است.

زاینده رود خشک شد و تمام تلاش دولت‌های پیشین و کنونی نقش بر آبی شد که دیگر وجود ندارد، نه تونل کوهرنگ یک و دو و حالا سه کمکی کردند و نه تونل  گلاب یک و بهشت آباد، حالا قرارگاه خاتم الانبیا تونل آبی گلابِ دو را کلید زده که آب را به اصفهان و کاشان برساند، آن هم بی‌مجوز، چطور؟ طرحی که ۹۵ درصد آن پایان یافته در همین اواخر یعنی در روزهای پایانی تابستان مجوز گرفت.

اما این پروژه قرار است چه کند که باعث خشم و نگرانی عده‌ای شده‌ است؟ به گفته کارشناسان دو تونل گلاب یک و دو در دست احداث خاتم الانبیا خطرات زیست محیطی فراوانی دارد، قرارگاه خاتم الانبیا [2] اما بی‌اعتنا می‌گوید که «سرباز نظام» است و « در راستای اجرای منویات رهبری» تلاش می‌کند و هیچ چیز نمی‌تواند در اجرای این هدف خللی وارد کند.

آب زاینده رود در نتیجه احداث دو تونل گلاب یک و دو [3] پیش از ورود به استان چهارمحال و بختیاری منحرف خواهند شد. در نتیجه این انحراف، حجم آب رودخانه در مسیری که از چهارمحال و بختیاری عبور می‌کند به شدت کاهش می‌یابد.

کارشناسان اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیست در احداث این پروژه توجیهی نمی‌بینند اما به گفته منابع آگاه سود سرشار مالی ناشی از آن، چنان برای قرارگاه خاتم بالاست که حاضر به پایان دادن و توقف آن نیست.

این طرح در سال‌های اخیر با مشکل مخالفت کارشناسان محیط زیست و مجوز اجرا که باید از سوی سازمان محیط زیست صادر می‌شد روبه‌رو بود اما وقتی معترضان «عملیات بی‌مجوز» را نشانه گرفتند بعد از کلی کش و قوس مسوولان پروژه مجوزی را رو کردند که جای قلمش خشک نشده بود. همین موضوع باعث شد تا ناظران، چه مردم و نماینده‌های آنان و چه کارشناسان نقش لابی‌گری را در دریافت این پروژه عظیم پررنگ ببینند.

سعید زمانیان دهکردی، نماینده شهرکرد این مجوز را چون لکه ننگی بر دامن مسوولان و به‌خصوص دولت می‌داند، او در نامه‌ای به معصومه ابتکار، رییس سازمان محیط زیست نوشته انجام این پروژه مشکلات امنیتی، سیاسی و اجتماعی را به همراه خواهد‌داشت و  نسبت به سرانجام رسیدن آن هشدار داده‌ است.

او که عضو کمیسیون برنامه و بودجه است، مجوز داشتن این پروژه را منتفی می‌داند چراکه معاون زیست‌انسانی سازمان محیط زیست، معاون توسعه‌مدیریت حقوقی و امور مجلس در پاسخ به او گفته‌اند که پروژه مجوز ندارد. نماینده شهرکرد به ابتکار هشدار داده که سازمان متبوعش باید جلوی «زیاده خواهی‌ها» ایستادگی کند.

از نظر او پروژه تونل آبی گلاب دو، باعث خشکی محیط از چمنار در چهارمحال تا گاوخونی در اصفهان می‌شود. چراکه با تغییر مسیر، آب زاینده رود به سمت نجف‌آباد، تیران و رضوانشهر می‌رود. پروژه‌های انتقال آب در این منطقه را دلیلی بر تخریب استان‌های چهار‌محال و بختیاری و اصفهان  می‌داند و معتقد است که مردم این استان‌ها از این طریق صدمه‌های جبران ناپذیری خواهند خورد.

مردم اصفهان که خشکی زاینده رود را نظاره می‌کردند، احساس کردند که این طرح آب را به پیکر بی‌جان این رود باز می‌گرداند. اما به گفته کارشناسان بخش عظیم آب برای صنایع فولاد مبارکه و شالی‌های لنجان صرف خواهد شد و چیزی به زاینده‌رود اضافه نمی‌کند. این نگرانی اما در اصفهان بالا گرفت و نیمه دوم مرداد‌ماه بود که نمایندگان اصفهان در مجلس تلاش کردند که موضوع را به نهاد ریاست جمهوری بکشانند.

جریان از این قرار بود که بعد از گذشت ۵ یا ۶ ماه از توقف موقت پروژه عملیات ساخت تونل به دلیل اعتراض‌هایی در خوزستان و چهارمحال و بختیاری نگرانی‌های اذهان عمومی نسبت به توقف کامل پروژه در اصفهان شدت یافت. نگرانی مردم اصفهان تا جایی پیش رفت که نمایندگان اصفهان پس از برپایی جلسه‌ای با حضور علی لاریجانی، رییس مجلس و وزیر نیرو «بله» ادامه پروژه را از او گرفتند و وقتی دیدند که چیت چیان وزیر نیرو بعد از جلسه‌ی غیررسمی گفته که طرح «کارشناسی» اقدامی برای از سر گیری آن نمی‌کند و در شروع دوباره آن تعلل می‌کند، تلاش کردند تا موضوع را به اعتراض مقابل نهاد ریاست جمهوری بکشانند.

حال نماینده شهرکرد می‌گوید باید به مردم اصفهان واقعیت‌ها را گفت. خسارتی که آنها در صورت احداث این تونل می‌بینند، بیش از چهار محالی‌ها و خوزستانی‌هاست.

او توضیح می‌دهد: «اگر رودخانه تغییر مسیر بدهد روستاهای حاشیه رود برای همیشه خشک خواهند شد و مناطقی که با این مشکل روبه‌رو می‌شوند بیشتر در استان اصفهان هستند. اما آبی که از این مناطق گرفته می‌شود را نمی‌شود تامین کرد چون آب دیگری وجود ندارد که به آنها بدهند.»

با کمی توجه به گفته‌های نماینده شهرکرد متوجه می‌شویم هشدار جدی است و مردم اصفهان به همان سرنوشتی دچار خواهند شد که ۴۵ سال پیش مردم شرق ایران به آن دچار شدند.

نماینده شهرکرد هشدار [4] می‌دهد که حال اگر تونل کلید بخورد مردم اصفهان آواره‌ می‌شوند، او می‌گوید: «چشمه سفید چهار محال خشک خواهد شد. مردم بیدگان آواره می‌شوند. آواره‌گی سرنوشت اهالی اطراف منطقه کوهرنگ هم خواهد بود. این پروژه مشکلات محیط زیستی و اجتماعی را به طور توامان در چهارمحال و بختیاری و استان‌های هم‌جوار به بار می‌آورد. در چها محال ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار نفر آواره می‌شوند.»

از نظر سعید زمانیان دهکردی، نماینده شهرکرد تغییر بستر رودخانه از نظر شرعی، عرفی و قوانین سازمان یونسکو مشکل دارد، تا جایی که از آنها می‌خواهد تا این «لکه ننگ» [5] را به نام خود ثبت نکنند و زیر بار فشارهای مضاعف نروند. نماینده شهرکرد می‌گوید از نظر دفتر پژوهش‌های مجلس، سازمان بازرسی کل کشور و دستگاه‌های امنیتی این طرح خلاف است، آنها هم درباره نتیجه آن هشدار داده‌اند. در کنار او و بسیاری از کارشناسان معتقدند این پروژه سپاه توجیه قانونی، اقتصادی ومحیط زیستی ندارد، مردم خوزستان و چهارمحال نیز از ادامه آن نگرانند.

مردم این دو استان چندین تجمع اعتراضی [4] را نسبت به ادامه این طرح برپا کردند اما در هفته گذشته تجمعات آنها از سوی نهادهای امنیتی لغو شد. تنها در یکی از تجمعات به گفته مسوول کمپین حفاظت از کارون در استان خوزستان ۲۰ هزار نفر گرد هم آمده بودند. در این تجمع که در سکوت و به دعوت کمپین حفاظت از کارون و با مجوز فرمانداری اهواز در جاده ساحلی کیانپارس اهواز برگزار شد شعاری داده نشد اما هدف از برگزاری آن توقف پروژه‌های انتقال آب بهشت آباد و گلاب دو بود.

مسوول کمپین حفاظت از کارون، در همان تجمع خود گزارشی را ارایه کردند که نشان می‌داد انتقال آب برای تامین شرب نیست و منفعت‌ طلبان مردم اصفهان را در این‌باره فریب می‌دهند. در نیمه شهریور ماه بود که اعلام شد، بخش عمده تونل انتقال آب گلاب دو کامل شده اما مشکل اینجاست که طرح مجوز ندارد. رحیم علی محمدی [6]، کارشناس منابع آب پس از بازدید پروژه گفته‌بود، پروژه انتقال آب گلاب دو و بهشت آباد مکمل یکدیگر هستند. عمده پول حفاری این پروژه‌ها را صنایع سنگین پرداخت کرده‌اند و حالا آب بهشت آباد را برای مصارف صنعتی خود می‌خواهند. رحیم علی محمدی معتقد است با انتقال آب از تونل سهم محیط زیستی رودخانه رعایت نخواهد شد و قسمت بالادست رودخانه هم به مشکل خشکی قسمت پایین دست رودخانه دچار می‌شود. به گفته او در نتیجه کسانی که در کنار رودخانه کار و زندگی می‌کنند بیکار می‌شوند و به همین دلیل باید به جاهای دیگر مثل اصفهان مهاجرت کنند. او هشدار می‌دهد که این افراد در ابتدا بیکار خواهند بود و سپس بیشتر آنها جذب مشاغل کاذب می‌شوند.

در حالی که مسعود میرمحمد صادقی، مدیرکل شرکت آب منطقه‌ای اصفهان، اعلام کرده بود که براساس شرط‌های سازمان محیط زیست و استان چهارمحال و بختیاری مجوز ادامه حفر سامانه دوم آبرسانی به اصفهان، گلاب 2 ، صادر شده است، شهرام احمدی [7]، مدیرکل محیط زیست چهار محال و بختیاری درباره صدور مجوز گفته بود که این سازمان هیچ نامه‌ای برای دریافت و استعلام از سازمان محیط زیست دریافت نکرده‌است.

طبق گزارش ایسکانیوز [8]، در حالی که حتی حسن روحانی، رییس جمهوری اعلام ‌کرده که این تونل برای تامین آب شرب تاسیس می‌شود و اسحاق جهانگیری، معاون اول او در سفر اخیرش به اصفهان وعده‌داده که این دو پروژه به زودی افتتاح می‌شوند، مردم چهارمحال و بختیاری به شدت نگرانند که این آب در صنعت و کشاوزی صرف شود و استان آنها را به کل فلج کند.

از سوی دیگر با اینکه از لحاظ قانونی این پروژه از آنجایی که مجوز زیست محیطی نداشته، امکان دریافت ردیف اعتبار در بودجه عمرانی کشور را نداشته، اما محمدباقر نوبخت، گفته بود که این پروژه مصوله و ردیف بودجه دارد.

No responses yet

Oct 01 2014

حمله به داعش، مقدمه سرنگونی دمشق است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: پیش بینی می شود حملات نیروهای ائتلاف به مواضع داعش ختم نشود و در ادامه به ارتش و حکومت سوریه نیز برسد. این که چگونه این کار میسر خواهد شد چندان مهم نیست ، مهم این است که حملات به خاک سوریه با مقبول ترین توجیه ممکن عملیاتی شده است. شاید در آینده سرنگونی یک هواپیمای ائتلاف توجیه مناسبی برای حمله به مواضع ارتش سوریه باشد یا حمایت از غیرنظامیان یک منطقه در برابر ارتش سوریه و نظایر این ها.
عصرایران – بحران سوریه با حملات نیروهای موسوم به ائتلاف بین المللی به داعش، وارد مرحله جدیدی شده است. لذا بی مناسبت نیست تصویر کلی از آنچه امروز می گذرد را به همراه “آنچه گذشت” به سرعت مرور کنیم و بکوشیم پنجره ای به سمت آینده باز کنیم:

– حکومت بشار اسد، هر چند قالب جمهوری دارد اما واقعیت این است که او میراث دار ریاست جمهوری پدر شد و در فرایندی غیردموکراتیک ریاست کشور را به دست گرفت.

– اسد در دوران زمامداری خود، آزادی های سیاسی را محدود کرد و به حکومت تک حزبی باقی مانده از پدرش استمرار بخشید. اما او آزادی های اجتماعی را وسعت و از نظر اقتصادی وضعیت سوری ها را ارتقا داد. توریسم را رونق بخشید و روابط بین المللی کشورش را توسعه داد.

– بیش از سه سال قبل، اولین ناآرامی ها در سوریه شکل گرفت و حکومت دمشق، با مشت آهنین با مخالفان مواجه شد. تجمعات ضد حکومت وی ، دو ریشه عمده داشتند:اول، نارضایتی های موجود از فقدان آزادی های سیاسی و دوم، اخوانی هایی که عمدتاً در حلب مستقر بودند و از وجود یک حکومت لائیک در کشورشان ناخرسند.

– در اوایل کار ، آنچه بود ، تقابل مخالفان داخلی و حکومت اسد بود. بدیهی است که در چنان وضعیتی انتطاری که از حکومت می رود، نه سرکوب که گفت و گو و اصلاحات است. اما اسد وقتی تن به اصلاحاتی مانند حذف نظام تک حزبی و برگزاری انتخابات رقابتی (هر چند ضعیف) کرد که دیگر دیر شده بود. این مساله بار دیگر ثابت کرد که تئوری سنگین بودن گوش های حاکمان، درباره بسیاری از آنها صدق می کند.

– در ادامه ماجرا، افراطیونی از کشورهای مختلف ، از چین و چچن گرفته تا عراق و مراکش و از استرالیا گرفته تا اروپا و آمریکا ، راهی سوریه شدند و گروه های تروریستی مانند داعش و جبهه النصره را شکل دادند و تحت عنوان جهاد(!) با حکومت اسد جنگیدند.
با این تحول، عملاً مخالفت های داخلی به حاشیه رفت و حتی بسیاری از مخالفان دیروز اسد، به حمایت از وی پرداختند زیرا می دانستند که در صورت پیروزی تروریست ها ، نه تنها به آزادی سیاسی نمی رسند بلکه آزادی های اجتماعی حکومت اسد نیز از بین خواهد رفت. از این به بعد، آنچه در سوریه می گذشت و می گذرد، تقابل مردم و حکومت نبود ، بلکه تقابل تروریست ها با یک دولت بود و هست.

– آمریکا، ترکیه و برخی کشورهای عربی به طور آشکاری از مخالفان تروریست اسد حمایت کرده اند و از اعلام این حمایت نیز ابایی نداشته اند. اخیراً اوباما گفته که درباره داعش اشتباه کرده است. این سخنان همزمان با حملات هوایی نیروهای ائتلاف علیه داعش مطرح شد.

– آمریکا در دوران اوباما، کوشیده است از حمله نظامی به کشورها خودداری کند. نیروهای امریکایی حتی در ائتلاف علیه لیبی قذافی نیز مستقیماً عمل نکردند و کار را به ناتو و مشخصاً فرانسه سپردند. احتمالاً اوبامایی که برنده جایزه صلح نوبل است، دوست ندارد آشکارا جنگ افروزی کند.
با این حال، ماجرای داعش و جنایت هایش به حدی رسانه ای شد که حمله به داعش ، تجاوز به هیچ کشوری تلقی نمی شود. تأمل انگیز این که حمله به داعش، پس از نمایش سر بریدن چند آمریکایی آغاز شد و این در حالی است که ماهیت، راهبرد و خطر داعش ، قبل و بعد از آن سر بریدن ها یکسان بود.

اینک زمینه چینی مناسبی برای حمله به سوریه شده است. داعش یک گروه منفور بین المللی است که مردان را سر می برد و زنان را به عنوان کنیز می فروشد. اگر تا قبل از ماجرای داعش، هر گونه حمله به خاک سوریه ، تجاوز به یک کشور عضو سازمان ملل تلقی می شد، امروز می توان در قالب حمله به داعش، سوریه را بمباران کرد.

– حتی اگر تحلیل هایی مانند این که آمریکا به داعش آسیب جدی نمی زند یا خبرهایی مانند این که مقرهای داعش قبل از حملات هوایی، تخلیه می شوند را نادیده بگیریم و باور نکنیم، در یک چیز تردیدی وجود ندارد و آن این که آمریکا و متحدانش بهترین فرصت را برای سرنگونی بشار اسد به دست آورده اند (یا برای خود ایجاد کرده اند). پیش بینی می شود حملات نیروهای ائتلاف به مواضع داعش ختم نشود و در ادامه به ارتش و حکومت سوریه نیز برسد. این که چگونه این کار میسر خواهد شد چندان مهم نیست ، مهم این است که حملات به خاک سوریه با مقبول ترین توجیه ممکن عملیاتی شده است. شاید در آینده سرنگونی یک هواپیمای ائتلاف توجیه مناسبی برای حمله به مواضع ارتش سوریه باشد یا حمایت از غیرنظامیان یک منطقه در برابر ارتش سوریه و نظایر این ها.

به نظر می رسد کشورهای غربی و عربی مخالف اسد، به این نتیجه رسیده اند که سرنگونی دمشق کار گروه هایی مانند داعش و النصره و ارتش آزاد و … نیست. بنابراین خود وارد عمل شده اند و به ظریف ترین شکل ممکن هم این کار را کرده اند.

آینده این جنگ می تواند سرنگونی بشار اسد باشد که در این صورت، مهم ترین ابهام ، بحث جایگزینی است که با توجه به هرج و مرج در سوریه، پاسخ مشخصی برای آن وجود ندارد.
احتمال دیگر ، تکرار تجربه عراق دوران صدام است که در آن ، بخشی از سوریه منطقه امن و دور از دسترس حکومت می شود و مقررات پرواز ممنوع در آن به اجرا در می آید. این گزینه می تواند دو حکومت را در سوریه شکل دهد که مخالفان سوریه آن دومی را در قلمروی خاص خود به رسمیت می شناسند. اجرای این سناریو، می تواند مقدمه تجزیه سوریه و متعاقباً عراق باشد.
گزینه دیگر نیز می تواند تشدید فشار بر اسد و حامیانش برای یک معامله سیاسی بزرگ باشد.

هر چند امروز ، هواپیماهای ائتلاف علیه داعش عمل می کنند، اما آنچه مسلم به نظر می رسد این است که دایره هدف ، محدود به داعش نخواهد بود.

No responses yet

« Prev

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .