اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for October, 2014

Oct 22 2014

فرمانده نیروی انتظامی ایران تأیید کرد که در ماه های اخیر هفت یا هشت مورد اسیدپاشی در اصفهان رخ داده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران تایید کرد که در ماه های اخیر هفت یا هشت مورد اسیدپاشی در اصفهان رخ داده است.

مقامات رسمی ایران تابحال تنها چهار مورد اسیدپاشی در اصفهان را تایید میکردند.

به گزارش خبرگزاری فارس، اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده ناجا، صبح چهارشنبه در جمع خبرنگاران گفت:« در ماه های اخیر هفت یا هشت مورد اسید پاشی در اصفهان رخ داده است».

او با این که از «شناسایی» چند فرد مظنون در این رابطه خبر داد افزود: «به‌نظر می‌رسد ضارب یک نفر بوده است» و پیگیری نیروی انتظامی برای شناسایی او ادامه دارد.

فرمانده ناجا ارتباط این اسیدپاشی ها را با موضوع حجاب و عفاف رد کرد و گفت تاکنون انگیزه عامل اسیدپاشی مشخص نشده است.

No responses yet

Oct 22 2014

مجلس ایران ‘ضرب و جرح و قتل’ در هنگام نهی از منکر را ممنوع کرد(مجلس ایران نیست این مجلس آخوندی است)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: بحث های مرتبط با ممنوعیت “ضرب و جرح و قتل” در حین امر به معروف و نهی از منکر، در شرایطی انجام شده که وقوع موارد پی در پی اسیدپاشی به زنان در اصفهان، حساسیت شدید افکار عمومی را به دنبال داشته است

نمایندگان مجلس ایران در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر به تصویب ماده ای پرداختند که بر مبنای آن “هیچ شخص یا گروهی حق ندارد به عنوان امر به معروف و نهی از منکر به اعمال مجرمانه از قبیل توهین، افترا، ضرب، جرح و قتل مبادرت کند”.

خبرگزاری خانه ملت، سه شنبه ۲۹ مهر (۲۱ اکتبر) خبر داد که نمایندگان با ۱۵۵ رأی موافق، ۱۳ رأی مخالف و ۳ رأی ممتنع این ماده را به تصویب رسانده اند که تاکید دارد متخلفان از مصوبه جدید، “طبق قانون مجازات اسلامی مجازات می‌شوند”.

به گزارش خانه ملت، در جلسه امروز همچنین احمد سالک نماینده اصفهان و رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، خواهان اضافه شدن بندی به این ماده با موضوع “حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر در مقابل اشخاصی که به این افراد تعرض و حمله می‌کنند” بود که مورد موافقت نمایندگان قرار نگرفت.

تصمیم های امروز مجلس ایران، در جریان رسیدگی به جزئیات “طرح حمایت از آمران‌ به‌ معروف و ناهیان از منکر” گرفته شده است.

کلیات این طرح ۲۴ ماده‌ای در جلسه علنی ۱۶ تیر ماه و علی رغم مخالفت دولت حسن روحانی به تصویب رسیده بود.

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود از نمایندگان مجلس خواسته است واقعه اصفهان را ‘هشداری’ تلقی کنند که می‌تواند به آنها در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر برای پی بردن به ‘نقاط ضعف’ این طرح کمک کند

این طرح اختیارات افراد لباس شخصی و نیروهای بسیج برای “امر به معروف و نهی از منکر” شهروندان را افزایش می دهد و این در حالی است که به عقیده دولت، برخی از این اختیارات، معنای دخالت در حیطه مسئولیت پلیس را دارد.
ارتباط با اسیدپاشی های اصفهان

بحث های مرتبط با ممنوعیت “ضرب و جرح و قتل” در حین امر به معروف و نهی از منکر، در شرایطی در مجلس ایران انجام شده که در روزهای گذشته، وقوع موارد پی در پی اسیدپاشی به زنان در اصفهان، حساسیت شدید افکار عمومی و رسانه های ایران را به دنبال داشته است.

روز گذشته، محمدرضا خباز، معاون تقنینی معاونت پارلمانی رئیس جمهور، در جریان بررسی موادی از “طرح حمایت از آمران‌ به‌ معروف و ناهیان از منکر” در مجلس به نمایندگان گفته بود: “شاهد بودید که اخیرا چه اتفاقی در اصفهان رخ داد؛ واداشتن دیگران به معروف یک کار اجرایی است و آیا احتمال نمی‌دهید که باعث درگیری و ایجاد مشکل در جامعه شود؟”

در واکنشی جداگانه، سرمقاله امروز روزنامه جمهوری اسلامی از نمایندگان مجلس خواسته است “واقعه اصفهان را هشداری تلقی کنند که می‌تواند به آنها در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر برای پی بردن به نقاط ضعف این طرح کمک کند”.

طرح حمایت از آمران‌ به‌ معروف و ناهیان‌ از منکر، اختیارات افراد لباس شخصی و نیروهای بسیج برای ‘امر به معروف و نهی از منکر’ شهروندان را افزایش می‌دهد و این در حالی است که به عقیده دولت، برخی از این اختیارات، معنای دخالت در حیطه مسئولیت پلیس را دارد

این روزنامه همچنین در مورد “بعضی زبان‌ها و قلم‌ها که همواره درحال ترویج فرهنگ خودسری هستند” هشدار داده و نوشته: “قضاوت‌های خودسرانه درباره موضوعات مختلف و صادر کردن احکام مرگ و زندان و شلاق و تکفیر و ارتداد برای این و آن توسط افرادی که نه در منصب قضا هستند و نه مسئولیتی درباره موضوعاتی که درباره آنها سخن می‌گویند و می‌نویسند برعهده دارند، بسیار خطرناک است.”

پیش از آن، احمد شوهانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، در اظهارنظری راجع به اسیدپاشی های اخیر گفته بود: “ممکن است افرادی دغدغه دینی و شرعی داشته باشند و به عنوان مدافع ارزش‌ها بخواهند اقدامی بکنند”.

وی از “افرادی که دلسوز هستند و دغدغه دینی دارند” خواسته بود به جای برخورد با افراد “اطلاعات و موضوعات خود را به مراجع ذی ربط انتقال دهند تا از این طریق پیگیری شود”.

No responses yet

Oct 22 2014

احمد جنتی، ماشین اعدام و قضات صفر کیلومتر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمد جنتی در برنامه تلویزیونی شناسنامه بار دیگر در برخوردی انتقام جویانه مدعی شد حکم مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام مهدی کروبی اعدام بوده است ولی نظام بر سر آنها منت گذاشته و حصر خانگی را برآنها تحمیل کرده است.

اما حرف مهم‌تر جنتی در این دیدار گشودن دریچه‌ای برای فهم منشا خشونت‌طلبی و صدور حکم اعدام در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی است. فرازی از صحبت‌های وی در مصاحبه یاد شده روشنگر است. وی چنین می‌گوید: «بر سر این عوامل [موسوی و کروبی] منت گذاشته شده است؛ اگر بنا به محاکمه اینها بود هیچ قاضی عادل و آگاهی جزء حکم اعدام برای آنها صادر نمی‌کرد؛ در هیچ کشوری با افرادی که در مقابل نظام می‌ایستند (نه در مقابل رئیس جمهور یا وزیر یا قاضی بلکه در مقابل نظام ایستادند) این گونه رفتار نمی‌شود؛ بنابراین منت سرشان گذاشتند و به هر دلیل که هر اسمی رویش بگذارند از جمله به دلیل لطف و مهربانی اسلامی تخفیف قائل شدند. و الا هر جای دیگر اینها را در جا اعدام می‌کردند.
زمانی که ما در دادگاه انقلاب فعالیت می‌کردیم، بعضی را شک می‌کردیم که باید اعدام کنیم یا نه امام (ره) می‌فرمودند در خصوص کسی که جرم او مسلم است نباید معطلش کرد؛ زمانی که موسولینی را به دادگاه آوردند قاضی پرسید اسمت چیست جواب که داد دستور اعدام او را صادر کردند چرا که جرم وی مسلم بود؛ تنها نیاز به شناسایی بود که فرد را اشتباهی نیاورده باشند. نظر امام این گونه بود. این گونه باید‌‌ همان موقع اعدام می‌شدند اما نشدند.»

جنتی در این مصاحبه تصریح می‌کند که وی بدون هیچگونه آشنایی با منصب قضاوت و عدم دانش و تجربه در این خصوص با دعوت آیت الله مرتضی مطهری مسئولیت دادگاه‌های انقلاب خوزستان را بر عهده گرفت. تقریبا اکثریت قاطع کسانی که قاضی دادگاه‌های انقلاب شدند و کثیری از آنها فارغ التحصیل و یا از اساتید مدرسه حقانی در قم بودند همین وضعیت را داشتند و به قول جنتی صفر کیلومتر بودند.

این افراد در زمانی در مدرسه دینی حقانی و حوزه‌های علمیه تحصیل می‌کردند که دهه‌ها بود آموزش قضاوت در حوزه‌های علمیه رونقی نداشت و عملا از دستور خارج شده بود چون بعد از سلطنت رضا شاه و تاسیس قوه قضاییه مدرن دیگر جایی برای قضاوت روحانیت وجود نداشت. روحانی که می‌خواست قاضی شود باید تحصیلات مربوطه را در دانشگاه کسب می‌کرد و مراحل لازم برای تصدی منصب قضاوت را طی می‌نمود. پیش از انقلاب خوش خیالترین اصحاب عمامه تصور نمی‌کردند روزگاری بتوانند به صرف تحصیل در حوزه‌های علمیه قاضی شوند. اما بعد از انقلاب اعضای روحانی شورای انقلاب با محوریت آیت الله مطهری و سید محمد حسینی بهشتی کوشیدند مناصب کلیدی قوه قضاییه در اختیار فقها قرار بگیرد و آنها روحانیت همسو و هماهنگ با خود را بدون توجه به مرتبه فقهی آنها انتخاب کردند.

در نتیجه به قول جنتی کسانی قاضی دادگاه‌ها و به ویژه دادگاه انقلاب شدند که هیچ آگاهی از اصول و شیوه‌های قضاوت نداشتند و بر اساس موازین شرعی و عرفی صلاحیت قضاوت را نداشتند. همه مراجع و علمای اسلام اعم از سنی و شیعه متفق القول هستند که قاضی باید عالم باشد. مراد آنها از علم اجتهاد است. اما اجتهاد در معنای درست خود نیازمند تخصص در علوم مربوطه و مقتضیات زمانی و مکانی است.

در نامه منسوب به حضرت علی به مالک اشتر شرایط قاضی بشرح زیر بیان شده است:
«برای قضاوت در میان مردم بهترین را برگزین؛ کسی که از عهده قضاوت برآید و اصحاب دعوا نتوانند نظر خود را بر او تحمیل کنند و چون به خطای خود آگاه شود از آن بازگردد، نه آنکه بر اشتباه خود پافشاری نماید، طمع‌کار نباشد و در مواضع شک درنگ کند تا حقیقت برایش کشف شود، حجت و دلیل را بیش از همه فرا گیرد و در کشف حقیقت از همه بردبار‌تر باشد و وقتی که حقیقت روشن شد از همه قاطع‌تر باشد. همین که موضوع را تشخیص داد در صدور حکم تأخیر نورزد و از ستایش دیگران گمراه نگردد. عده این‌گونه افراد اندک است.»

قضاوت در ایران ماقبل انقلاب مشروطه پیچیده نبود و به ویژه جرایم سیاسی موضوعیت نداشت. ولی کسانی از روحانیون می‌توانستند قاضی شوند که مسائل فقهی در مورد قضاوت را در حوزه‌ها مطالعه کرده و به تدریج تجاربی را از سطوح پایین شروع می‌کردند. در مواردی که مراجع و بزرگان روحانیت وارد می‌شدند عمدتا محدود به اجرای حدود شرعی بود.

اما در جمهوری اسلامی همزمان با الغاء موازین مدرن، سنت‌های دینی قضاوت نیز نادیده گرفته شد و دادگستری در امور سیاسی و اجتماعی عملا تبدیل به ابزاری برای تسخیر و بقای قدرت از سوی سنتگرایان ایدئولوژیک و مدافعان آیت‌الله خمینی شد.

این قضات بر مبنای روایت احمد جنتی اساسا در مواجهه با مخالفان نیازمند رعایت تشریفات قضایی نبودند و با به هم ریختن مرز‌های مجرم و متهم، پیشاپیش اشد مجازات را برای مخالفان موثر صادر کرده و صرف شناسایی هویت آنها را برای اجرای حکم کافی می‌دانستند.

جنتی تصریح می‌کند آیت الله خمینی توصیه کرده کسی که جرمش مسلم است در صدور و اجرای احکام اعدام نباید معطل کرد.

آیت‌الله خمینی بعد از اعدام امیر عباس هویدا در اظهار نظر مشابهی گفت: «اشخاصی مانند هویدا محاکمه لازم ندارند، شناسایی و احراز هویت آنها برای مجازاتشان کافی است»

آیت‌الله محمدی گیلانی حاکم شرع در دهه شصت نیز بعد از درگیری‌های خیابانی بین سازمان مجاهدین خلق و حکومت گفت: «محارب بعد از دستگیری توبه‌اش پذیرفته نمی‌‌شود. کیفر‌‌ همان کیفری است که قرآن تعیین می‌کند. کشتن به شدید‌ترین وجه، حلق‌آویز کردن به فضاحت‌بار‌ترین حالت ممکن. دست راست و پای چپ آنها بریده شود. اسلام اجازه می‌‌دهد اینها را که در خیابان تظاهرات مسلحانه می‌کنند دستگیر شوند و در کنار دیوار،‌‌ همان جا آنها را گلوله بزنند. از نظر اصول فقهی لازم نیست به محاکم صالحه بیاورند. برای این‌که محارب بودند… اسلام اجازه نمی‌‌دهد که بدن مجروح این‌ گونه افراد باغی به بیمارستان برده شود، بلکه باید تمام‌ کش شود».. «… اسلام اجازه می‌‌دهد حتی اگر زیر تعزیر آنها جان هم بدهند کسی ضامن نیست، که عین فتوای امام است.»

اسدالله لاجوردی دادستان دادگاه‌های انقلاب تهران در سال‌های ۵۹ تا ۶۴ نیز پیشاپیش مجازات کسانی که در راهپیمایی مسلحانه شرکت کردند و همچنین به پاسداری شلیک کرده باشند و قصد سرنگونی جمهوری اسلامی را داشته باشد، اعدام دانسته و تاکید می‌کند دیگر راه توبه و بازگشت وجود ندارد.

سید حسین موسوی تبریزی دادستان دادگاه‌های انقلاب در سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۳ نیز در‌‌ همان ایام در موضع گیری آشکار طی مصاحبه تلویزیونی گفت: «هر کس کوکتل مولوتوف در دست گرفت و در برابر نظام جمهوری اسلامی ایستاد محاکمه‌شان در خیابان است، و وقتی دستگیر و به دادستانی رسیدند محاکمه شده‌اند و حکمشان اعدام است. اینها “باغی” و “شاهر” بالسیف‌اند و رعب و وحشت ایجاد می‌کنند، به نظام جمهوری اسلامی حمله می‌کنند، خون هزاران شهید را پایمال می‌کنند، بیت المال مسلمین را حیف و میل می‌کنند، کشتن اینها واجب است نه جایز، هر کس را در خیابان در درگیری و تظاهرات مسلحانه و آنها را که پشت این اشرار مسلح قایم می‌شوند و اینها را تقویت و راهنمایی می‌کنند و موتور می‌دهند و یا می‌خواهند ماشین بدهند و دستگیر می‌شوند بدون معطلی و‌‌ همان شب که دو نفر پاسدار و یا مردم شهادت بدهند که آنها در درگیری بودند و مسلحانه و یا پشت سر افراد مسلح و علیه نظام جمهوری اسلامی قیام کرده‌اند، کافی است و‌‌ همان شب اعدام خواهد شد…. ما نظام جمهوری اسلامی می‌خواهیم. تنها که نماز و روزه نیست. یکی از احکام جمهوری اسلامی این است هر کس در برابر این نظام و امام عادلش بایستد کشتن او واجب است. اسیرش را باید کشت، زخمی‌اش را زخمی‌تر کرد که کشته شود…. علما و روحانیت عزیز و منبری‌ها موظفند در نماز جماعت و منبر‌ها این مسائل فقهی را باز کنند از کتاب‌های قدما که این حکم اسلام است چیزی نیست که ما تازه آورده باشیم. الان هم حکم مراجع همین است. هر کس از اطاعت امام عادل خارج شود و در برابر نظام بایستد حکمش اعدام است.»

بدین‌ترتیب ماشین اعدام از‌‌ همان روز‌های نخستین در مواجهه با مخالفان اعم از مسلح و غیر مسلح و سرکوب آنها با بکار گرفتن قاضی‌هایی که صفر کیلومتر بودند و حتی از مبانی فقهی قضاوت و اصول آن بی‌اطلاع بودند و فقط یکسری قواعد کلی بدون توجه به مقتضیات زمانی و مکانی ناشی از اجتهاد برخی از علمای سلف را مبنا قرار داده بودند، راه افتاد. استناد به قول علمای سلف نیز درست نبود چون آن‌ها مجازات خروج بر علیه امام معصوم و یا حاکم وابسته به وی را که منصوب مستقیم و یا غیر مستقیم امام عصر است را مستوجب مرگ می‌دانستند. اما برای اثبات جرم باید محکمه برگزار می‌شد و متهم دلایلش را ابراز می‌کرد سپس قاضی می‌بایست بر اساس بینه (مدارک)، بلوغ، ایمان، عدالت و علم تصمیم می‌گرفت.

ولی راه‌اندازی ماشین اعدام در جمهوری اسلامی و تثبیت حکمرانی آمرانه نیازمند زیر پا گذاشتن تمامی اصول مدرن و سنتی قضاوت بود. احمد جنتی در برنامه شناسنامه با تشریح چگونگی حضور خود در قوه قضاییه ناخواسته اعتراف کرد که چگونه عدالت و حقیقت قربانی نبود علم و تخصص و عدم پرهیز از خشم و کینه‌توزی توسط صاحبان قدرت در جمهوری اسلامی شد. این روند با حمایت آیت‌الله خمینی ساختار معیوبی را پایه گذاشت که ابزار دست قدرت برای تحمیل اطاعت به جامعه و تنبیه مخالفان جسور است و فرشته عدالت در آن راهی ندارد. در واقع عدالت قضایی و استقلال دادگستری به لحاظ ساختاری مخدوش شده و در طول سه دهه گذشته قضات زیادی با سلب حقوق انسان‌های پر شمار و خوش خدمتی به صاحبان قدرت بر صفحات زشت و تاریک بی‌عدالتی در تاریخ ایران افزوده‌اند.

No responses yet

Oct 22 2014

سکوت رهبری و فشار از پایین ولایت مداران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: فشار از پایین بدنه اجتماعی بنیادگرایان شیعی در مقاطعی نظرات و عملکرد رهبری را تحت تاثیر قرار داده و باعث می‌شود مطالبات و تصمیماتش تغییر پیدا کند. البته این تغییر در سطح تاکتیک و دامنه سیاست‌های کلان است.

علیرضا زاکانی دبیر کل جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی  در هفته گذشته سخنانی را به زبان آورد که یکی از نکات آن عدم تعارض سکوت رهبری با فعالیت‌های اعتراضی اصول‌گرایان افراطی و نیروهای موسوم به حزب الله بر علیه سیاست‌های داخلی و خارجی دولت روحانی است.

وی در  جلسه «بزم اندیشه» که در موسسه جوانان آستان قدس‌رضوی در تاریخ ۲۴ مهر ۹۳ برگزار شد، گفت:

«وقتی مقام‌معظم‌رهبری می‌فرمایند: «انتظار من از بسیجیان این است که از سکوت من نیز درس بگیرند»، یعنی یک جوان انقلابی باید در سطحی اعلا از بصیرت قرار داشته باشد. او با اشاره به ماجرای برادر خلیفه سوم، افزود: خلیفه سوم برادری داشت که پیامبر در مورد او فرموده بودند: «اگر این فرد را درحالی‌که خود را از پرده کعبه گرفته است، دیدید، او را پایین آورید و گردن بزنید؛ روزی خلیفه سوم برادرش را برای بخشش نزد پیامبر آورد و در میان مردم سه بار از پیامبر درخواست عفو کرد و پیامبر سکوت کردند؛ پس از بار سوم ایشان برادر خلیفه را بخشیدند و در پاسخ به مردم که چرا او را بخشیدید، فرمودند: «شما که دستور مرا شنیده بودید و می‌دانستید باید این فرد را گردن بزنید، چرا همه سکوت کردید؟ من منتظر بودم تا یکی از شما فرمان من را اجرا کند.»

زاکانی با بیان اینکه می‌توان با اقدام مناسب در زمان مقتضی، سطح انتظار رهبری را افزایش داد، عنوان کرد: «اینکه مسلمانان می‌توانند میدان مطالبات رهبری را افزایش دهند، یک قاعده است یعنی ما می‌توانیم مسیر را به‌گونه‌ای دنبال کنیم که رهبر‌معظم‌انقلاب سطح بالاتری از انتظارات خود را طلب کنند.»

سخنان وی با الگوی رفتاری رهبری و مناسبات وی با حامیان دو آتیشه و تندرو  تطبیق می‌کند. معمولا این نیروها حرکاتی را بر خلاف رویه‌های قانونی و  نهادهای دولتی راه انداخته و با ادعای دفاع از رهبری و فرامین ولایت فقیه دیدگاه‌های افراطی در سیاست داخلی و خارجی و عرصه فرهنگی را طرح کرده و جلوی تحولات را می‌گیرند. در ابتدا رهبری سخن صریحی مبنی بر دفاع از حرکت‌های آنها به زبان نمی‌آورد. اما این گروه‌ها به راحتی و بدون نگرانی از برخوردهای قضائی و امنیتی کارهای‌شان را انجام می‌دهند و بعد از جلو بدن کار و رفع موانع عملا نظام و نهادهای موجود مهر تایید بر این حرکات می‌زنند.

به عنوان مثال می‌توان به حمله انصار حزب‌الله به سخنرانی دکتر سروش در مهر ماه ۱۳۷۴ در دانشگاه تهران اشاره کرد که خواهان توقف سخنرانی‌های یک‌طرفه دکتر سروش و مشروط شدن آن به مناظره شدند. در آن مقطع رهبری فقط مواضع تندی بر علیه نظرات جدید دکتر سروش گرفته بود ولی هیچگاه نه وی و نه هیچ نهاد قانونی و مسوول دکتر سروش را ممنوع السخنرانی نکردند. اما با تشدید فعالیت‌های این گروه عملا دکتر سروش برای مدتی از امکان سخنرانی محروم شد و همچنین با تهدیدات و اذیت و آزار گروه‌های فشار  عملا نتوانست به تدریس در دانشگاه بپردازد.

در بحثی که بین اعضاء وقت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک و اعضاء انصار حزب‌الله بر سر چرایی محرومیت دکتر سروش از سخنرانی در  قالبی غیر از مناظره  در گرفته بود، اعضاء انصار مخالفت رهبری را به عنوان دلیل مطرح کردند اما وقتی از آنها مدرک و مستندی در خصوص مخالفت اعلام نشده رهبری خواسته شده بود، آنها می‌گفتند بر اساس  قرائن و نشانه‌ها نظر رهبری را متوجه می‌شوند و نیازی به بیان مستقیم دستور از سوی ولی فقیه نیست! حتی یکی از آنها گفت «ما سگ آقا هستیم و بو می‌کشیم او چه می‌گوید!»

مثال دیگر حمله وحشیانه  به کوی دانشگاه تهران  در سال‌های ۱۳۷۸ و ۱۳۸۸ است که علی‌رغم محکومیت رهبری و مخالفت ظاهری نهادهای دولتی و تشکیل دادگاه عملا مجرمان و خاطیان از  مجازات رهیدند و مورد مواخده قرار نگرفتند تا معلوم شود پشت آنها به مرکز اصلی قدرت گرم بوده است.

حمله به سفارت بریتانیا که منجر به تعطیلی آن شد نمونه روشن‌گر دیگری است. در حال حاضر نیز «د‌ل‌واپسان»  موقعیت مشابهی دارند.

در ظاهر ماجرا به حرکتی خودجوش و یا خودسر توصیف می‌شود، اما ژرف کاوی و بررسی عمقی مساله روشن می‌سازد که این فعالیت‌ها با سازماندهی و طراحی‌های پیچیده و پشت پرده در راستای سیاست‌های کلان حکومت و رهبری انجام می‌شوند. علی‌رغم هیاهوهایی که اول راه می‌افتد و تشکیک ایجاد می‌شود که منشا اصلی غوغا سالاریها چیست اما در نهایت وضعیت بوجود آمده در اثر اقدامات غیر متعارف گروه‌های فشار و نیروهای تندرو به مسیر طبیعی حکومت و تحمیلی بر جامعه بدل می‌شود.

تقریبا تمامی تحولات بزرگ سیاسی و حذف جریان‌هایی در داخل حکومت در جمهوری اسلامی بر اساس این مدل شکل گرفته‌اند. تقاضا برای حذف نهضت آزادی، بنی صدر، آیت الله منتظری و در ادامه اصلاح‌طلبان ابتدا خواست گروه‌های تندرو بود که با  پژواک اقدامات تهاجمی آنها بعد از تاخیری به سیاست‌های نظام تبدیل شد.

اما این صورت‌بندی عاجز از تبیین تمامیت مساله است. در واقع الگوی فوق فقط مبتنی بر پیروی یک طرفه گروه‌های فشار و به تعبیر زاکانی جوانان با بصیرت نیست بلکه در مقاطعی آنها نیز بر رهبری تاثیر می‌گذارند. محوریت در این مناسبات دو طرفه با رهبری است.

اما همانطور که زاکانی تشریح می‌کند فشار از پایین بدنه اجتماعی بنیاد گرایان شیعی  در مقاطعی نظرات و عملکرد رهبری را تحت تاثیر قرار داده و باعث می‌شود مطالبات و تصمیماتش تغییر پیدا کند. البته این تغییر در سطح تاکتیک و دامنه سیاست‌های کلان است. راهبردها و مبانی نظری حلقه اشتراک و وصل بین ولی فقیه و  بدنه اجتماعی اقتدار گرایان مذهبی است.

اما نظریه ولی فقیه اقتضا می‌کند تا گروه‌های فشار و ذی‌نفوذ سازمان یافته باشند تا  تحقق سیاست‌های ولی فقیه در جامعه را شکل داده و هدایت جامعه توده‌ای در مسیر مورد نظر رهبری را تضمین نمایند. از این رو  آنچه از نهاد فقیه بیرون می‌آید تمامی حاصل خواست فردی و تصمیمات مختارانه رهبری نیست بلکه در مواردی فشار از پایین نیروهای تندرو وی را به سمت اتخاذ تصمیم‌هایی سوق می‌دهد. به عنوان مثال فشار بدنه اجتماعی نیروهای خط امام و سنت گرایان ایدئولوژیک باعث شد آیت الله خمینی از سیاست مهار بنی صدر و عقیم‌سازی وی به حذف کاملش رضایت دهد.

در واقع درست است که بخش مهمی از صحنه‌گردانی‌های گروه‌های فشار محصول سناریویی است که توسط خود ولی فقیه  وحلقه نزدیکانش و اتاق های فکر ولایی تدوین شده‌اند. اما وجود این نیرو و فعالیت مستمر آن عملا ساختار و جریانی را شکل می‌دهد که  محدوده  فعالیت و انتظارات رهبری را تحت تاثیر قرار می‌دهد.  آنها نیز به نوبه خود می‌کوشند تا رهبری را به سمت سیاست‌های مد نظر خود سوق دهند.

در این میان تئوری محذوریت و مصلحت باعث می‌شود تا سکوت رهبری امری تحمیلی از سوی  اصول‌گرایان افراطی  تحلیل شده و به جوانان و حامیان گفتمان ولایت مطلقه فقیه آموزش داده می‌شود که اقدامات تهاجمی و حذفی خود را بدون توجه به سکوت رهبری انجام دهند و وی در موقع مقتضی به حمایت خواهد پرداخت. استدلال مشابهی را  حجت السلام سید محمد خوئینی‌ها در هنگام تسخیر سفارت آمریکا برای مجاب کردن دانشجویان در عدم دریافت اجازه و اطلاع به آیت الله خمینی انجام داد.

این راهکار و فرمول تا کنون برای ولی فقیه گذشته و موجود کار کرده است. اینک ارتش ولایت فقیه نسبت به زمان رهبری آیت الله خمینی حالت نهاد مند و نظم یافته بیشتری دارد. این نیرو خواهی نخواهی مطالبات  وخواسته‌های خود را از رهبری دارد  و قوی تر از دوران آیت الله خمینی به ولی فقیه فشار می‌‌آورند. اما وجود کانال‌ها و مجاری سازمان یافته توسط خامنه‌ای باعث می‌شود تاثیر پذیری وی از فشارها کمتر از آیت الله خمینی باشد که دفترش به صورت سنتی و هیاتی اداره می‌گشت.

از سوی دیگر میزان آمادگی و توان این گروه‌ها  نیز در تنظیم سیاست های کلان نظام توسط رهبری متغیری مهم است. ضعف و قوت این نیروها باعث قبض و بسط دست اندازی  ولی فقیه به نهادهای انتخابی شده و میزان دخالت را تا حدی تعیین می‌نماید.

فشار از پایین علی رغم اینکه در سطح نظری به بخشی از نخبگان اصلاح‌طلب و اپوزیسیون منتسب و مشهور است اما در سه دهه گذشته  اقنتدارگرایان مذهبی از این  حربه  در عمل  برای بهره‌برداری از نهاد ولایت فقیه و تطبیق سیاست‌های کلان  نظام با مطالبات و اراده خود  استفاده موثری داشته‌اند.

No responses yet

Oct 22 2014

اسیدپاشی؛ سردار نقدی خواستار برخورد با رسانه‌ها شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: رییس سازمان بسیج مستضعفین مرتبط کردن موضوع امر به معروف و نهی از منکر با حوادث اسیدپاشی را کار حساب شده عوامل رسانه‌ای بیگانه دانست و از وزارت ارشاد خواست تا با رسانه‌هایی که موضوع اسیدپاشی را به ناهیان از منکر ربط می‌دهند، برخورد کند.

سردار محمد رضا نقدی با اشاره به اینکه احتمال دارد اسیدپاشی کار یک آدم متحجر با کج فهمی از مذهب باشد، [2] گفت: «حتی اگر سند و مدرک محکمی بر اینکه این اقدام شنیع با هدایت دشمن مستکبر صورت گرفته نداشته باشیم، ولی با قاطعیت می‌توانیم بگوییم مرتبط کردن این فعل حرام و شیطانی با نهی از منکر کار حساب شده عوامل رسانه‌ای بیگانه است.»

وی تاکید کرد: «رسانه‌های فاسد و روزنامه‌های زنجیره‌ای کور خوانده‌اند؛ ملت ایران بسیار هوشیارتر است که بازی این جریانات را بخورد؛ این ملت عبور از فتنه‌های رسانه‌ای را در بازی عظیم ۹ دی سال ۸۸ تمرین کرده است.»

نقدی در ادامه خواستار برخورد با رسانه‌های داخل کشور شد و تصریح کرد: «وزارت ارشاد و هیئت نظارت بر مطبوعات نباید بگذارد رسانه‌های فاسد و غربزده این جنایت را با مقدسات و واجباتی مثل امر به معروف و نهی از منکر مرتبط کنند و به این بهانه به تضعیف ارزش‌ها بپردازند.»

در همین حال سخنگوی دولت چند روز پس از حوادث اسیدپاشی در اصفهان بالاخره سکوت را شکست و گفت: [3]«فردا در جلسه خبری مواضع دولت را بیان می‌کنم.»

No responses yet

Oct 21 2014

نگرانی اسراییل از احتمال توافق در مذاکرات هسته ای: وزیر خارجه اسراییل: باید به ایران شلیک کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,خاورمیانه,سیاسی

عصرایران: وزیر اطلاعات اسراییل گفت:می توان توافق را به تاخیر انداخت و با ایجاد فشار بیشتر به ایران ، این کشور را واداشت تا از مواضع کنونی خود در موضوع هسته ای عقب نشینی کند.
مقامات رژیم اسراییل در دو روز گذشته بر حملات لفظی و تهدیدهای خود در موضوع برنامه هسته ای ایران افزوده اند.

به گزارش عصر ایران پس از هشدار روز یکشنبه نتانیاهو درباره توافق هسته ای به گفته او “بد” قدرت های جهانی با ایران در موضوع هسته ای، دو وزیر کابینه او روز گذشته در مصاحبه با رادیو اسراییل با هشدار به کشورهای طرف مذاکره با ایران، آنها را از توافق هسته ای با ایران بازداشتند.

“یووال اشتینیتز” وزیر اطلاعات اسراییل روز گذشته در مصاحبه با رادیو اسراییل با هشدار به کشورهای گروه 1+5 گفت : این کشورها چه اصراری به توافق با ایران تا مهلت تعیین شده 24 نوامبر دارند.

او گفت: می توان توافق را به تاخیر انداخت و با ایجاد فشار بیشتر به ایران ، این کشور را واداشت تا از مواضع کنونی خود در موضوع هسته ای عقب نشینی کند.

اشتینیتز با اشاره به اینکه قدرت های جهانی تهدید برنامه هسته ای ایران را درک می کنند، اما افزود: برخی از قدرت ها احساس می کنند مشکلات مهم تر و فوری تری از جمله تهدید داعش وجود دارد و از این رو می خواهند برای حل بحران داعش به هر نحوی شده موضوع ایران را از روی میز بردارند تا موضوعات مهم تر از جمله داعش را حل و فصل کنند.

او مدعی شد: درست است که مساله دولت اسلامی (خلافت خود خوانده گروه تروریستی داعش) یک تهدید است اما تهدید اصلی همچنان از ناحیه خلافت قدیمی اسلامی (ایران) است.

آویگدور لیبرمن وزیر خارجه اسراییل نیز در مصاحبه ای مشابه با رادیو اسراییل ، ایران را به طور تلویحی به حمله یکجانبه اسراییل تهدید کرد.

لیبرمن با اشاره به اینکه اسراییل باید امنیت شهروندان خودرا تامین کند، گفت: اگر شما بخواهید شلیک کنید نباید بگویید می خواهیم شلیک کنیم، باید این کار را بکنید.

لیبرمن افزود: مقامات اسراییل به اندازه کافی درباره تهدید ناشی از برنامه هسته ای ایران حرف زده اند، اما اکنون زمان عمل است نه حرف زدن.

No responses yet

Oct 21 2014

سفر هم‌زمان چهار متحد بحران‌زده ایران به تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: نماینده سازمان ملل در امور سوریه٬ دبیر شورای امنیت ملی روسیه٬ معاون نخست وزیر لبنان٬ نخست‌وزیر عراق و دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین به تهران سفر کرده‌اند.

سوریه٬ عراق٬ لبنان و فلسطین چهار کشور درگیر بحران هستند که ایران و روسیه منافع تقریبا مشترکی درباره آنها در مقابل آمریکا و اروپا دارند.

حضور هم‌زمان یک مقام سازمان ملل در امور سوریه و چهار مقام مهم روسی٬ عراقی٬ فلسطینی و لبنانی در تهران در نوع خود کم‌سابقه است.

این مقام‌ها در شرایطی وارد ایران شده‌اند که خبرگزاری‌های داخلی از بازگشت غیرمنتظره قاسم سلیمانی فرمانده نیروی «قدس» سپاه پاسداران از عراق به تهران هم خبر داده‌اند.

از قاسم سلیمانی به عنوان یکی از اصلی‌ترین فرماندهان نیرو‌های نزدیک به جمهوری اسلامی در سوریه٬ عراق٬ فلسطین و حتی لبنان نام برده می‌شود.

تصمیم‌گیری و هماهنگی ایران و روسیه درباره تحولات آینده عراق٬ سوریه٬ لبنان و فلسطین با حضور قاسم سلیمانی می‌تواند یکی از مهمترین علت‌های حضور هم‌زمان این مقام‌ها در تهران باشد.

No responses yet

Oct 21 2014

نسرین ستوده: در اعتراض به لغو پروانه وکالتم دست به تحصن می‌زنم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: دادگاه انتظامی وکلای دادگستری به درخواست دادگاه انقلاب تهران مبنی بر لغو پروانه وکالت نسرین ستوده پاسخ مثبت داده و طی حکمی وی را به مدت سه سال از حرفه وکالت منع کرده است. ستوده در اعتراض به این حکم متحصن خواهد شد.

شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلای دادگستری، بنا به درخواست دادگاه انقلاب، نسرین ستوده، وکیل دادگستری را به مدت سه سال از کار وکالت محروم کرد.

این حکم بر مبنای حکم دادگاه انقلاب تهران صادر شده که بر اساس آن نسرین ستوده به ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شده است.

بر اساس قانون حاکم بر کار وکلای دادگستری، تنها مرجعی که می‌تواند پروانه وکالت را باطل کند، دادگاه انتظامی وکلاست اما این دادگاه برای اولین بار بر اساس درخواست یک مرجع قضایی دیگر (دادگاه انقلاب) پروانه وکالت خانم ستوده را برای مدت سه سال باطل کرده است.

نسرین ستوده در گفت‌وگو با دویچه‌وله (فارسی) در این باره چنین می‌گوید: «این حکم به​ کلی استقلال “کانون وکلا” را نفی کرده است. من ناچارم مراتب تأسف خودم را از این حکم، که مستند خودش را حکم دادگاه انقلاب قرار داده، اعلام کنم و همین طور اعلام کنم که قضات شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا به​کلی از مسیر بی​طرفی خارج شده‌اند».

وی به تلاش‌های دادستان و قاضی دادگاه انقلاب برای لغو پروانه وکالتش اشاره کرده، تصریح می‌کند که دادستانی از تمام اختیارات و امکاناتش “سوءاستفاده” کرده تا بتواند این حکم را به مورد اجرا درآورد.

خانم ستوده می‌گوید: «من در حالی توسط دادگاه انتظامی وکلا مورد مجازات مجدد قرار گرفتم که یک سال از آزادی​ام می‌گذرد؛ آزادی‌ای که نه مشخص بود به چه دلایلی بازداشت شده بودم و نه مشخص بود به چه دلایلی آزاد شدم و حتی تا امروز هم یک دلیل کتبی به من ابلاغ نشده که به چه دلیلی آزاد شده​ام. بنابراین صدور چنین حکمی از طرف قضات این دادگاه، خانم نوابه اسپهبدی و آقایان ماجد وثوقی و میرقائمی بسیار تعجب​برانگیز است».
بشنوید: گفت و گو با نسرین ستوده درباره لغو پروانه وکالتش

رای شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا در حالی صادر شده که اوایل شهریورماه شعبه اول این دادگاه درخواست دادستانی تهران مبنی بر لغو پروانه وکالت خانم ستوده را رد کرده و اعلام کرده بود این وکیل می‌تواند همچنان به کار وکالت ادامه دهد.

اما به گفته خانم ستوده، دادستان تهران یک دعوای دیگری را که مربوط به همین پرونده بوده به هیئت مدیره “کانون وکلا” فرستاده و هیئت مدیره هم این مورد را به یک شعبه دیگر دادگاه وکلا می‌فرستد. خانم ستوده تصریح می‌کند که هم کار دادستانی تهران و هم اقدام هیأت مدیره “کانون وکلا” هردو غیرقانونی بوده است.

“دادگاه انتظامی وکلا تحت فشار این حکم را صادر کرده”

نسرین ستوده می‌گوید در ماه‌های گذشته بارها رئیس و نایب رئیس “کانون وکلا” و رئیس شعبه دوم دادگاه انتظامی وکلا به وی گفته بودند که به​خاطر پیگیری پرونده انتظامی خانم ستوده تحت فشار هستند. همچنین نامه‌های متعددی در ۴ ماه گذشته از سوی دادستانی تهران، پلیس امنیت و وزارت اطلاعات به “کانون وکلا” ارسال شده. ۴ تن از مدیران سابق “کانون وکلا” نیز به دادسرای مستقر در زندان اوین احضار شدند.

به همین دلیل، نسرین ستوده در نامه‌‌ای به هیأت مدیره کانون وکلا از آنها خواسته بود که رسیدگی به پرونده​ی او تا رفع فشارهای بیرونی متوقف شود. اما این خواسته اجابت نشده است.

وی تاکید می‌کند که چه قبل و چه بعد از انقلاب همواره “کانون وکلا” برای لغو یا تعلیق پروانه وکلای مستقل تحت فشار بوده اما هرگز نه براساس احکام صادره از دادگاه‌های نظامی و نه احکام صادره از دادگاه انقلاب، پروانه​ی وکلای مستقل را تا به​حال تعلیق نکرده است.

نسرین ستوده می‌گوید به این حکم اعتراض حقوقی نمی‌کند چرا که قوه قضائیه را دستگاهی “ناعادل” می‌داند که او و همکارانش را تنها به دلیل انجام وظایف شغلی‌شان بازداشت و محاکمه کرده است.

وی اما تصریح می‌کند که در اعتراض به حکم “ناعادلانه و غیرقانونی” دادگاه انتظامی وکلا از روز سه‌شنبه ۲۹ مهر (۲۱ اکتبر) مقابل ساختمان “کانون وکلا” دست به تحصن خواهد زد.

No responses yet

Oct 21 2014

آلت آلله به جهنم علیا پیوست: آيت الله مهدوی کنی در گذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: در ايران اعلام شد که آيت الله محمد رضا مهدوی کنی ،رياست مجلس خبرگان پس از چهار ماه بستری بودن در بيمارستان ،درگذشته است.

به گزارش خبرگزاری ايرنا ، آقای کنی که از چهاردهم خرداد و به دليل سکته قلبی در کما بسر می برد صبح سه شنبه درگذشت .
محمد رضا مهدوی کنی هنگام مرگ ۸۳ سال داشت .
آقای کنی که از شاگردان آيت الله خمينی و عضو شورای انقلاب بود ،پس از انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان سرپرست کميته های انقلاب ، وزير کشور ، نخست وزير و عضو فقهای شورای نگهبان فعاليت کرد .
آخرين سمت وی رياست مجلس خبرگان رهبری بود .

No responses yet

Oct 21 2014

مدیر رشوه دهنده توتال کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: سال پیش، دادستانی فرانسه از پرداخت ده‌ها میلیون دلار پول شرکت توتال به مهدی هاشمی از طریق عباس یزدانپناه یزدی خبر داد. عباس یزدانپناه ربوده و ناپدید شد و مدیر توتال نیز در یک تصادف هواپیمایی جان باخت.

به گزارش خبرگزاری‌ها، دقایقی پیش از نیمه‌شب دوشنبه، کریستوف دو مارژری، مدیر عامل شرکت نفتی توتال در اثر برخورد هواپیمایش با یک ماشین برف‌روب در فرودگاه مسکو کشته شد. سخنگوی فرودگاه ونوکووی مسکو اعلام کرد که سه نفر خدمه و یک مسافرکه کریسوف دو مارژری بوده، کشته شده‌اند. قرار بود دومارژری با این پرواز به پاریس بازگردد.

نام دومارژری سال پیش و بعد از جریمه بزرگ شرکت توتال به خاطر پرداخت رشوه به یک مقام نفتی ایرانی در برخی رسانه‌های فارسی زبان بر سر زبان‌ها افتاد. دادستانی فرانسه نیز خواستار رسیدگی به پرونده‌های دونفر از کسانی شد که متهم به دست داشتن در پول‌شویی و انتقال پول به این مقام نفتی بوده‌اند. این مقام نفتی کسی نبود جز مهدی هاشمی و یکی از آن دو نفر، عباس یزدانپناه یزدی بود. در سال ۲۰۰۷، گزارش‌های زیادی در باره این پرداخت رشوه در روزنامه‌های معتبر دنیا از جمله نیویورک تایمز منتشر شد.

چند ماه بعد از آن، عباس یزدانپناه در روزهای ابتدای تابستان ۹۲ در دوبی ربوده و عملا دستیابی به بسیاری از اطلاعات مربوط به معاملات نفتی خانواده هاشمی، غیر ممکن شد. بر اساس گزارش‌های موجود، عباس یزدانپناه یزدی در روزهای نخست آدم‌ربایی، جان باخته است.

اما مرگ دومارژری درحالی اتفاق افتاده که بر اساس کیفرخواست مهدی هاشمی که در هفته‌های اخیر منتشر شده، فرزند هاشمی رفسنجانی ۷۰ میلیون دلار از این شرکت فرانسوی دریافت کرده است. البته بر اساس گزارش‌ها، این رقم ۸۰ میلیون دلار بوده است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .