اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2015

Jan 30 2015

سایت رسمی علی خامنه‌ای: قدم زدن ظریف و کری از آن نقطه‌های خیالی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت رسمی علی خامنه‌ای نیز به پیاده‌روی جنجال‌برانگیز محمد‌جواد ظریف و جان کری در خیابان‌های ژنو واکنش نشان داد.

این سایت روز پنجشنبه (۹ بهمن) تصویری از این پیاده‌روی که روی آن نوشته شده «نقطه‌های خیالی» منتشر کرده است.

عبارت «نقطه‌های خیالی» از سخنرانی دی ماه علی خامنه‌ای در جمع گروهی از مردم قم استخراج شده است.

آقای خامنه‌ای در این دیدار گفته بود که «من با مذاکره کردن مخالف نیستم٬ اما معتقدم باید دل را به نقطه‌هاى امیدبخش حقیقى سپرد، نه به نقطه‌هاى خیالى.»

پیاده‌روی ظریف و کری در ژنو برای وزیر امور خارجه ایران و دولت حسن روحانی تبدیل به دردسر تازه‌‌ای شده که سایت علی خامنه‌ای نیز به طور تلویحی آن را محکوم کرده است.

حامیان رهبر جمهوری اسلامی می‌‌گویند دولت حسن روحانی در پی برقراری رابطه با آمریکا است و قصد عقب‌نشینی از «آرمان‌های انقلاب اسلامی» را دارد.

No responses yet

Jan 29 2015

نامه رحیمی نشان‌دهنده «دخالت دولت و قوه قضاییه» در انتخابات مجلس است

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: واکنش‌ها به حکم محکومیت محمدرضا رحیمی، معاون اول رییس جمهوری پیشین ایران، و نامه او به محمود احمدی‌نژاد همچنان ادامه دارد و یکی از نمایندگان مجلس گفته که این نامه، نشان دهنده دخالت دولت و قوه قضاییه در انتخابات مجلس است.

به گزارش سایت تابناک، هادی دواتگری، روز پنج‌شنبه، ۹ دی، با اشاره به نامه آقای رحیمی، اظهار داشت: «در جایی که گفته شده کمیته‌هایی برای هماهنگی انتخابات تشکیل می‌شود، نشان می‌دهد، ‌دولت در انتخابات دخالت داشته است».

محمدرضا رحیمی روز پنجم بهمن در نامه به محمود احمدی‌نژاد با اشاره به تشکیل کمیته‌ای متشکل از «برخی چهره‌های اصولگرا» برای جمع‌آوری کمک‌های «غیر دولتی» قبل از انتخابات مجلس هشتم، نوشته بود: «در میان افراد کمک کننده فردی به نام “جابر ابدالی” که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بود، برای کمک اعلام آمادگی نمود».

به گفته آقای رحیمی، جابر ابدالی مجموعاً یک میلیارد و دویست میلیون تومان «به قریب ۱۷۰نفر از کاندیداهای مجلس هشتم پرداخت کرده است» که اسناد و کپی چک‌های صادره «در پرونده ثبت و ضبط است».

آقای دواتگری با اشاره به این بخش از نامه محمدرضا رحیمی تصریح کرد: «کسی نمی‌تواند از دستگاه قضا در انتخابات ورود کند؛ این افراد چه کسانی هستند و یا مقامات اجرایی اشاره شده چه کسانی هستند و چه سمت‌هایی داشتند؟»

این نماینده مجلس با بیان اینکه در نامه آقای رحیمی «ارکان حاکمیتی» زیر سوال رفته است، گفت که باید دادستان از آقای رحیمی «بازخواست» کند.
کسی نمی‌تواند از دستگاه قضا در انتخابات ورود کند؛ این افراد چه کسانی هستند و یا مقامات اجرایی اشاره شده چه کسانی هستند و چه سمت‌هایی داشتند؟
هادی دواتگری، نماینده مجلس نهم

​​وی اضافه کرد: «اکنون پرسش ‌ما این است که آقای رحیمی به عنوان رییس دیوان محاسبات چه ارتباطی داشته که مدیریت و مهندسی انتخابات مجلس هشتم را داشته باشد، در حالی که حق ندارد این کار را ‌از جایگاه ریاست دیوان انجام دهد».

انتخابات مجلس هشتم در سال ۱۳۸۶ برگزار شد و محمدرضا رحیمی در زمان برگزاری این انتخابات رییس دیوان محاسبات، وابسته به مجلس شورای اسلامی، بود. اصولگرایان اکثریت کرسی‌های این مجلس را از آن خود کردند.

دواتگری از قصد خود برای تحقیق و تفحص درباره نامه آقای رحیمی خبر داده و گفته است: «البته شاید این را بگویند که مجلس نمی‌تواند در پرونده قضایی تحقیق و تفحص کند، ولی این پرونده دو بعد دارد و ما می‌خواهیم بدانیم مقامات قضایی و اجرایی یا نمایندگان که در اینجا وجود دارند چه کسانی‌اند‌».

عابد فتاحی، نماینده ارومیه در مجلس، نیز درباره پرداخت پول به ۱۷۰ کاندیدای انتخابات مجلس هشتم از سوی جابر ابدالی گفت: «اگر… افرادی وجود داشته باشند که بتوانند با دادن پول‌های هنگفت مسیر خانه ملت را تغییر دهند و ترکیب سیاسی مجلس را به وسیله رانت و پول تعیین کنند،… این موضوع یک فاجعه عظیم است».

نادر قاضی‌پور، دیگر نماینده ارومیه در مجلس تصریح کرد: «مرتضوی زمانی که زمین می‌خورد گفت که به نمایندگان پول دادم، رحیمی هم همین موضوع را مطرح کرده است».

سعید مرتضوی، رییس سابق سازمان تامین اجتماعی، ۱۹ آذر پارسال در نامه‌ای به رییس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس شورای اسلامی گفته بود که ۲۸۵ نفر از نمایندگان مجلس هشتم کارت هدیه و بن خرید این سازمان را دریافت کرده‌اند.

آقای قاضی‌پور در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایرنا، گفت: «اگر واقعا چنین حرف‌هایی درست است، پس چرا اسامی نمایندگانی را که پول گرفته‌اند منتشر نمی‌کنند».

کمال‌الدین پیرموذن، نماینده اردبیل در مجلس روز هشتم دی از تهیه نامه‌ای خطاب به علی لاریجانی، رییس مجلس، خبر داد که بر اساس آن، باید اسامی ۱۷۰ کاندیدای انتخابات مجلس هشتم که به گفته رحیمی از جابر ابدالی «پول گرفته بودند»، فاش شود.

ساعاتی پس ازانتشار این خبر، خبرگزاری فارس گزارش داد که این نامه در‌‌ همان ساعات ابتدایی جمع‌آوری امضاء، توسط تهیه‌کنندگان از دستور کار خارج شده و حتی به گفته یکی از نمایندگان، «توسط متولیانش پاره شده‌است».

در ادامه واکنش‌ها به نامه آقای رحیمی، داریوش قنبری، نماینده سابق مجلس نیز در مصاحبه‌ای با روزنامه شرق گفت که «۱۰۰ نماینده مجلس» در جریان استیضاح علی کردان از آقای رحیمی چک‌های پنج میلیون تومانی را «تحت عنوان کمک به مساجد» گرفتند.

درآبان سال ۸۷ تعدادی از نمایندگان مجلس، عباسی، مدیر کل دفتر دولت محمود احمدی‌نژاد در پارلمان، را متهم کردند که با پرداخت چک‌هاى پنج میلیون تومانى در قالب کمک به مساجد، اقدام به دریافت امضاء از نمایندگان براى پس گرفتن استیضاح علی کردان، وزیر کشور کرده است.

علی اصغر زارعی، نماینده تهران در مجلس، نیز گفت که به دلیل این کار آقای عباسی به او سیلی زده است. رییس مجلس نیز اعلام کرد که آقای عباسی از مجلس اخراج شده است.

صادق زیباکلام، استاد دانشگاه، نیز در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایسکانیوز تصریح کرد: «رحیمی هرچه قدر پول برداشت کرده برای اینکه حمایت اصولگرایان داخل و بیرون مجلس را برای احمدی‌نژاد بخرد خرج کرده است».

وی افزود: «نکته جالب این است که اصولگرایان به گونه‌ای رفتار می‌کنند که اصلا گویا آن‌ها نبودند که قدرت را در آن هشت سال در دست داشتند و در بین اصولگرایان ذره‌ای احساس مسئولیت و پاسخگویی وجود ندارد».

تعدادی از نمایندگان مجلس ایران از جمله علیرضا زاکانی و محمد دهقان در روزهای گذشته ضمن تکذیب اصولگرا بودن آقای رحیمی، مدعی شده‌اند که محکومیت وی، به دلیل شکایت اصول‌گرایان بوده‌است.
اصولگرایان به گونه‌ای رفتار می‌کنند که اصلا گویا آن‌ها نبودند که قدرت را در آن هشت سال در دست داشتند و در بین اصولگرایان ذره‌ای احساس مسئولیت و پاسخگویی وجود ندارد
صادق زیباکلام، استاد دانشگاه تهران

​​به گزارش خبرگزاری ایلنا، محمدرضا عارف، معاون اول محمد خاتمی، رییس جمهوری اسبق ایران، نیز روز پنج شنبه در کنگره حزب مردمسالاری گفت: «کسانی که برای آن‌ها در سال‌های گذشته جایگاهی به مانند پیامبران الهی برای آن‌ها درست شده بود امروز می‌بینیم که امروز به چه حال و روزی افتاده‌اند».

مصطفی کوابیان، دبیرکل حزب مردمسالاری نیز در کنگره این حزب تصریح کرد: «آن‌ها که مقابل جمله رحیمی که گفت به نام خدا و به نام احمدی‌نژاد، سکوت کردند حالا امروز می‌گویند که اساسا گویا رحیمی اصلاح‌طلب بوده است».

محمدرضا رحیمی سال ۸۵ و در زمان ریاست خود بر دیوان محاسبات اعلام کرده بود که فردی در سوریه به او گفته است «اگر قرار بود پیامبر دیگری انتخاب شود، محمود احمدی‌نژاد می‌توانست آن پیامبر باشد».

آقای رحیمی سال ۹۱ در ابتدای یک سخنرانی گفته بود: «به نام خدا و به نام مقام معظم رهبری و به نام رییس جمهور».

وی پس از اعتراض‌ها به سخنانش با انتشار بیانیه‌ای عذرخواهی کرد و بیان این سخنان را «اشتباه لفظی و سهوی»، به دلیل فشردگی برنامه‌ها دانست.

No responses yet

Jan 29 2015

جزئیات پرونده و حکم محمدرضا رحیمی به روایت محسنی اژه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: معاون اول قوه قضائیه جزئیات بیشتری از پرونده فساد مالی محمدرضا رحیمی را در اختیار خبرنگاران قرار داد. به گفته وی این پرونده از سال ۸۸ به جریان افتاده و “اگر کارشکنی نمی‌شد، شاید زودتر به نتیجه می‌رسید.”

با اعلام علنی محکومیت معاون اول دولت دهم به اتهام «ارتشاء» و «تحصیل مال از طریق نامشروع» به ۵ سال و ۷۲ روز حبس و ۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان جزای نقدی٬ حالا غلام‌حسین محسنی اژه‌ای٬ معاون اول قوه قضائیه٬ جزئیات پرونده و حکم صادرشده برای محمدرضا رحیمی را اعلام کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر٬ محسنی اژه‌ای روز چهارشنبه (۸ بهمن٬ ۲۸ ژانویه) در جمع خبرنگاران گفت که حکم این پرونده که از مهر ماه سال ۸۸ رسیدگی به آن آغاز شده٬ امروز قطعی شده است. به گفته او “در آن زمان که این پرونده شروع شد در خصوص فسادی در شرکت بیمه ایران بود که در آن نام فردی به نام جابر ابدالی مطرح بود و در رسیدگی‌ها مشخص شد پرونده دیگری نیز وجود دارد که جابر ابدالی هم در آن نقش داشته است.»

آقای اژه‌ای افزود: «آن پرونده مربوط به پرداخت رشوه توسط یکی از افراد ثروتمند بود که حدود ۶۰ میلیارد تومان بدهی معوقه بانکی داشت و برای رفع و رجوع کار غیرقانونی خود اقدام به پرداخت رشوه کرده بود که در تحقیقات نام محمدرضا رحیمی به میان آمد.»

بیشتر بخوانید: خودداری مجلس از معرفی ۱۷۰ نماینده دریافت‌کننده پول از محمدرضا رحیمی

به گفته معاون اول قوه قضائیه “در نیمه اول سال ۹۰ به صورت رسمی تحقیق از محمدرضا رحیمی شروع شد و در ۱۱ جلسه با حضور خود رحیمی و دو وکیلش، جلسات چند ساعته ادامه یافت تا این‌که با صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست برای رحیمی و سایر متهمان، پرونده به دادگاه ارسال و حکم صادر شد.”

محمدرضا رحیمی در نامه سرگشاده افشاگرانه‌ای که روز سه‌شنبه خطاب به رئیس‌جمهور سابق٬ محمود احمدی‌نژاد نوشت٬ آورده بود که “جابر ابدالی” مجموعا یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان از چک بانکی خودش به ۱۷۰ کاندیدای مورد نظر دولت در انتخابات مجلس هشتم پرداخت کرده و همه آن به مصرف انتخابات رسیده است.

بیشتر بخوانید: رحیمی علیه احمدی‌نژاد؛ افشاگری و انتقاد از عملکرد رئیس دولت

محسنی اژه‌ای در پاسخ به سوالی درباره مفاد نامه محمدرضا رحیمی به احمدی‌نژاد گفت: «این نامه را امروز دیدم و مطالب آن به سه بخش تقسیم می‌شود. بخش اول به رسانه‌ها اعتراض داشته که رسانه‌ها باید پاسخ دهند و من اطلاعی ندارم. در بخش دوم مطالبی رد و بدل شده میان خود او و آقای احمدی‌نژاد که در مورد آن هم اطلاعی ندارم٬ اما در بخش سوم نوعی وانمود شده که انگار این پرونده با غرض‌ورزی سیاسی تشکیل شده٬ در حالی که وقتی داشتیم پرونده معاون اول وقت را بررسی می‌کردیم بسیار دقت کرده و بر اساس قانون و شرع و بسیار دقیق به آن رسیدگی کردیم و بدون مستندات قابل توجه و وسواس کافی پیش نرفتیم.»

معاون اول قوه قضائیه پرونده فساد مالی محمدرضا رحیمی را جزو پرونده‌هایی خواند که بررسی آن به دلیل سمت مهم سیاسی وی، با “وسواس و حساسیت بیشتری” صورت گرفته است.

غلا‌م‌حسین محسنی‌اژه‌ای اضافه کرد: «اگر مشکلات و موانعی در روند رسیدگی نبود و همچنین اگر برخی افراد مانع‌تراشی نمی‌کردند شاید روند رسیدگی زودتر انجام می‌شد.» وی به جزئیات بیشتری در این زمینه اشاره نکرد.

No responses yet

Jan 29 2015

صادق آهنگران: قدم زدن ظریف با کری ننگی در تاریخ انقلاب بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,سیاسی

دیگربان: صادق آهنگران قدم زدن محمد‌جواد ظریف و جان کری در ژنو را «ننگی» در تاریخ انقلاب اسلامی دانسته و گفته چنین «توهینی» به مردم ایران قابل توجیه نیست.

آقای آهنگران گفته سابقه نداشته یک نفر از یک کشور انقلابی با «گرگ خونخواری» که میلیون ها آدم را «قتل عام» کرده، قدم بزند.

این مداح اضافه کرده این کار ظریف، باعث «شرمندگی» جمهوری اسلامی شد و با هیچ توجیهی قابل دفاع نیست.

قدم زدن ظریف و کری در ژنو برای وزیر امور خارجه و دولت حسن روحانی دردسر تازه‌ای فراهم کرده به طوری که محافظه‌کاران تندرو در یک هفته گذشته حملات تندی متوجه ظریف کرده‌اند.

گروهی از نمایندگان مجلس هم وزیر امور خارجه را به مجلس احضار کرده و قصد دارند از وی درباره قدم زدن با کری توضیح بخواهند.

No responses yet

Jan 29 2015

«ذهن‌ورزی، آرامش معنوی بدون نیاز به اعتقاد دینی است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,مذهب

رادیوفردا: سام هریس، نویسنده آمریکایی کتاب‌هایی چون «پایان ایمان»، «نامه‌ای به ملت مسیحی» است. کتاب آخر او با عنوان «بیدار شدن» درباره برخورداری از تجربه معنوی، بدون اعتقاد به ادیان است.

آقای هریس دانش‌آموخته فلسفه از دانشگاه «یو‌سی‌ال‌ای» است و کارشناسی ارشد خود را در علوم اعصاب گرفته است. او بنیادی با نام «خرد» را هدایت می‌کند که بر اصول زندگی سالم و اخلاقی در جامعه سکولار متمرکز است. دو کتاب از سام هریس در قالب یک جلد «دروغ/اراده آزاد» در ایران با ترجمه خشایار دیهیمی، منتشر شده است.

سام هریس در گفت‌وگویی اختصاصی با رادیو فردا، در خصوص مبحثی با عنوان «ذهن‌ورزی» یا که در کتاب آخر او «بیدار شدن» مطرح شده، می‌گوید.

***

می‌خواهم در خصوص ایده‌ای به نام «ذهن‌ورزی» – Mindfulness – که در کتاب آخر خود «بیدار شدن» به آن اشاره کردید، با شما صحبت کنم. آیا ذهن‌ورزی جایگزینی برای کسانی است که بخشی از ذهن خود را به ادیان اختصاص داده‌اند یا اینکه می‌تواند برای همه کاربردی باشد؟ در واقع چطور می‌توان آن گونه تسکینی که ادیان می‌دهند را با ذهن‌ورزی به دست آورد؟

ذهن‌ورزی به واقع به معنای توجه کردن است. توجه نزدیک و دقیق و شخصی شما به آن‌چه در خودآگاه‌تان می‌گذرد، است؛ اینکه از آنچه در خود‌آگاه شما روی می‌دهد، با خبر باشید و بتوانید آن را تربیت کنید و به طور دقیق از محتویات آن با خبر باشید.

جایگزین یا آنچه در مقابل ذهن‌ورزی قرار دارد، گم شدن در افکار است و اینکه فکر کنیم بدون اینکه بدانیم داریم فکر می‌کنیم، در واقع می‌شود گفت دشمن هر چیزی است که ربطی به تمرکز داشته باشد.

ذهن‌ورزی چیز عجیب و غریبی نیست. حتی این طور نیست که فقط به بودیسم ربط داشته باشد. به هیچ دیدگاه فلسفی مرتبط نیست، فقط توجه کردن است. چیزی که می‌توان گفت این است که بودایی‌ها ذهن‌ورزی را گرفته روی آن کار کرده و به یک سطح دیگر آن را برده‌اند و خیلی در مورد آن نوشته‌اند.

اما توجه به ذهن، باعث بروز حالاتی در ذهن می‌شود که بسیار مشابه چیزهایی است که در مرکز سنتی ادیان قرار دارد. مانند حس ارضای ذهنی شدید، پرواز روح، خلسه، حس مثبت شدید به روابط اجتماعی، عشق خالص و بدون پیش‌شرط، صبر و اشتیاق. ذهن‌ورزی، ورودی به چنین دنیایی است بدون این که نیازی باشد از دیدگاه هرگونه حکمت یا عقیده فرقه‌ای یا دسته‌ای به آن وارد شد.

ذهن‌ورزی چیز عجیب و غریبی نیست. حتی این طور نیست که فقط به بودیسم ربط داشته باشد و به هیچ دیدگاه فلسفی مرتبط نیست، فقط توجه کردن است

​​پس می‌شود گفت چیزی است که مردم می‌توانند بخواهند – یا باید از دین بخواهند – بدون این که نیازی به تعلقات ایمانی و یا افکار جداکننده و شکاف انداز بین بشر باشد.

برای کسانی که شاید با مباحث ذهن‌ورزی و تمرکز آشنایی نداشته و تازه با آن روبرو می‌شوند، بگویید که آیا این مبحث برای همه آسان است؟ آیا نیاز به پیش‌نیاز خاصی یا ورود به دسته یا گروه ویژه‌ای است؟ به زبان دیگر، این قدر راحت هست که هرکسی بتواند آن را انجام بدهد یا نیاز به یک پیشرو یا راهبر دارد؟

مثل هرچیز دیگری البته خوب است که برای ذهن‌ورزی دستور و راهنما داشت. این یک مهارت است و همه ممکن است در آغاز، در آن خیلی خوب نباشند. کمی تمرین می‌خواهد که لازم باشد بدانید چه کار می‌کنید و بتوانید آن را به سطحی برسانید که متوجه اثرات مثبت آن شده و سود آن را حس کنید. مثل شروع هر ورزش یا شروع نواختن ساز موسیقی است. نمی‌توان به محض شروع به سطح خیلی خوبی رسید و تمرین نیاز دارد.

ذهن‌ورزی هم همین‌گونه است. افرادی هستند که وقتی برای مثال به تنفس خود توجه می‌کنند – گفتنی است که این یکی از قدم‌های شروع رایج برای ذهن‌ورزی است و شما فقط به تنفس خود توجه می‌کنید – حواس‌شان به بینی و عمل دم و بازدم آن عضو است و یا توجه روی حرکت ریه و بالا و پایین رفتن قفسه سینه است.

ولی وقتی شروع به همین یک قدم کنید و برای مثال ۱۰ تا ۲۰ دقيقه بخواهید فقط روی تنفس کردن متمرکز شوید، بعد می‌بینید چقدر برای ذهن این کار سخت است و خیلی سریع می‌خواهد به یک جای دیگر پرتاب شده و شروع به کار کند و شما مرتب باید آن را به همین تمرکز ساده برگردانید. حتی می‌بینید صدها بار باید ذهن را برگردانید تا بتوانید همین حس خام نفس کشیدن را دنبال کنید.

بعد به تدریج وقتی توانستید این توجه ذهن را به نفس کشیدن معطوف کنید، به تدریج می‌توانید به مکانیسم‌های دیگر هم آن را منتقل کنید. برای مثال اگر تنفس نه، می‌توانید روی یک حرکت دیگر و یا حتی روی یک فکر متمرکز شوید. ولی با تمرین، می‌بینید چقدر راحت ممکن است ذهن گم شود و مدام از این شاخه به آن شاخه بپرد.

ممکن است برای کسانی که در شروع آن هستند طاقت‌فرسا یا خسته‌کننده باشد ولی همین طور باید آرامش را حفظ کرد و ذهن را به سمت آن چیزی که در موردش مراقبه می‌کنید، بازگرداند. تمرین ساده‌ای است اما کار راحتی نیست که بتوان در آن مهارت به دست آورد. ولی خوب شروع آن برای هرکسی ممکن است.

چه چیزی برای کسی که می‌خواهد شروع به ذهن‌ورزی کند، مهم است که در ذهن داشته باشد؟ اگر برای مثال کسی شروع بدی را تجربه کند شاید نتواند به بقیه هم مشاوره خوبی بدهد. یا این طور بپرسم، چه چیزهایی است که کسی که می‌خواهد ذهن‌ورزی کند، باید از آن پرهیز کند؟

مسئله مهم، آگاه نگه‌داشتن ذهن است. چیزهایی مثل دمای بدن، یا نفس کشیدن است که باید روی آن توجه داشت. حتی نیازی نیست برای ذهن‌ورزی شما به یک گوشه دنج بروید. هرچند خیلی‌ها ترجیح می‌دهند که گوشه خلوتی داشته باشند ولی شما حتی به تدریج و با تمرین می‌توانید در هر حالتی و هرجایی ذهن‌ورزی داشته باشید.

هستند کسانی که در آغاز کم‌طاقت هستند و خسته می‌شوند ولی فن خاصی ندارد. شما به محض این که دیدید ذهن شما از نقطه تمرکز خارج شد، باز از سر می‌گیرید و روی صدا یا تنفس تمرکز می‌کنید. حتی تلاش نمی‌کنید چیزی که آرامش‌بخش است را به ذهن بیاورید یا تلاش کنید چیزی که به نظرتان خوب نیست را از ذهن بیرون کنید. ذهن‌ورزی برای این است که آن چیزی که می‌خواهید آن لحظه تجربه کنید را حس و تجربه کنید و راهی است که بتوانید آگاهی خود را باز نگه دارید و ذات آگاهی خود را جست‌وجو کنید.

وقتی بتوانید آن را به طور مستمر انجام دهید، می‌بینید که چیزی به نام «ضمیر خودخواهی» در ذهن دیگر مانند یک جزیره جدا و یا یک چشم بالای سر نیست و دیگر تبدیل به یک تصویر ذهنی می‌شود. می‌توانید حتی از آن عبور کنید. می‌شود مثل آگاهی بدون داشتن مرکز. دیگر چیزی در مرکز نیست که همه چیز حول آن باشد. همه آگاهی و جهان در یک حوزه می‌آید و هر چیزی می‌آید و می‌رود و در هر لحظه تغییر می‌کند.

آیا ذهن‌ورزی نقطه منفی هم دارد؟ آیا عواقب و یا پیامدهای بدی هم در پی دارد؟

فکر کنم برای برخی از افراد که آسیب خاص روانی دارند مناسب نیست و می‌تواند پیامد داشته باشد. هرچند فکر می‌کنم بد نیست افراد به دامنه ذهنی خود آگاه باشند. باید بگویم من روانشناس بالینی یا روانپزشک نیستم ولی حدس می‌زنم برخی از حالات روانی باشد که مراقبه در سکوت برای آن خوب نباشد یا حس بدی ایجاد کند.

ذهن‌ورزی، مهارتی برای پایین آوردن اضطراب و حس‌نارضایتی و نگرانی است. چرا که حتی به چنین موارد روانی و روحی هم اگر نگاه کنید، این گونه فشارها در پی تفکرما هستند که روی می‌دهند. ما در این تفکرات غرق می‌شویم و خود را گم می‌کنیم و بیشتر مواقع تفکرات ناپسند و ناخوشایند به ذهن ما می‌آید

​​خیلی از مردم از ذهن‌ورزی و مراقبه به عنوان تجربه‌ای قدرتمند و مثبت یاد می‌کنند و هستند کسانی که برای پیشرفت در آن، گاهی اوقات از کار و زندگی کناره گرفته و در سکوت آن را جدی‌تر دنبال می‌کنند. باز هم می‌گویم در کل خیلی مثبت و خوب است ولی شاید حالاتی برای افرادی که به اسکیزوفرنی (شیروفرنی) یا «اختلال وسواس فکری عملی» دچار هستند، سخت باشد و مطمئن نیستم برای چنین افرادی تجربه تمرکز ثابت چگونه است. با این حال باید این را اضافه کنم که ذهن‌ورزی، مهارتی برای پایین آوردن اضطراب و حس‌نارضایتی و نگرانی است. چرا که حتی به چنین موارد روانی و روحی هم اگر نگاه کنید، این گونه فشارها در پی تفکر ما روی می‌دهند. ما در این تفکرات غرق می‌شویم و خود را گم می‌کنیم و بیشتر مواقع تفکرات ناپسند و ناخوشایند به ذهن ما می‌آید.

تمام چیزهایی که از آن ترس و هراس داریم، و تمام چیزهایی که از دست داده‌ایم و چیزهایی که امیدوارم کاش جور دیگری بودند به ذهن ما می‌آید و ما از چگونگی تفکرات خود در این حوزه‌ها بی‌خبر هستیم. ذهن‌ورزی به ما اجازه می‌دهد از آن با خبر بوده و خود را آرام کنیم. برای خیلی از افراد، روشی مستقیم برای کاهش دادن و کم کردن ناخوشایندی ذهنی است و برای درد کشیدن یا زجرکشیدن استفاده نمی‌شود.

من البته خیلی از ذهن‌ورزی استفاده نکرده‌ام ولی یک سوال پیش می‌آید. وقتی ما ذهن را این طور آرام کرده و با واقعیت آشنا و روبرو شویم، آیا جهان پیرامون و زندگی ما تلخ و سرد و بی‌روح نمی‌شود؟

با ذکر «واقعیت» از واژه خوبی استفاده کردید. ذهن‌ورزی به شما دانش فهم دنیای پیرامون را می‌دهد. برای مثال شما به کسی هدیه داده و از این که او خوشحال شود، خیلی حس رضایت می‌کنید. ولی وقتی ذهن‌ورزی داشته باشید، می‌فهمید انگیزه‌های دیگری پشت این کار شما هست و از آن با خبر می‌شوید. بعد می‌بینید که نه، از قضا به این خاطر هدیه داده‌اید که چیزی در مقابل آن از طرف می‌خواهید.

این شخص را که می‌خواهید راضی نگه دارید ممکن است در آینده شغلی شما نقش داشته باشد یا هر احتمال دیگری. برای همین وقتی شما ذهن‌ورزی کرده و به آن توجه کنید، می‌بینید انگیزه‌های دیگری پشت کارتان هست که شاید خودتان را پیش از این قانع کرده‌اید که وجود ندارد و این طور نیست. ولی حالا چون به افکار و رفتار خود توجه کرده و بر روی آن تمرکز دارید، می‌فهمید چرا دارید این کار را می‌کنید. البته ممکن است ناراحت کننده باشد ولی خب، از سوی دیگر، آزادی‌بخش هم هست چرا که به شما نشان می‌دهد چه آدمی هستید و انگیزه‌هایی که می‌خواهید شما را تحریک کند یا راهی که می‌خواهید بروید، چیست؟

ضمن این که داشتن ذهن آماده و آگاه و متمرکز، بسیار حس خوشایند و خوبی دارد. با لذت خاصی شما را در زندگی هدایت می‌کند. ذهن‌ورزی به طور مستقیم پراکندگی‌های ذهنی را کنار گذاشته و باعث می‌شود حس بهتری داشته باشید.

بگذارید یک مثال بزنم. شما در ابتدای یکی از سخنرانی‌هایتان، فکر می‌کنم در گردهمایی سالانه خداناباوران در استرالیا بود، مثالی زدید از این که شما یک آی‌پد نو و تازه را باز می‌کنید و از آن خیلی خوشحال هستید. تفکر دینی به شما می‌گوید به جای نگاه به اینکه کارگران در چین چه شرایط نامناسبی داشته‌اند تا این دستگاه را بسازند، به خود بگویید خدا خواسته و تقدیر بوده که شما خوش شانس باشید و بعضی افراد بدشانس، و در شرایط بد و به جای فکر کردن به شرایط بد آن کارگران، از آی‌پد نوی خود خوشحال باشید.

​​​حالا با این حرفی که در خصوص حس شادی و رهایی از ذهن‌ورزی می‌زنید، آیا فکر نمی‌کنید این تلخی که به آن اشاره کردید، باز هم برای فرد آزارنده باشد؟ فکر نمی‌کنید با ذهن‌پروری و داشتن واقعیت از جهان خارج، شخص باز هم درد و تلخی مستمر را تجربه کند؟

این جا بحث این می‌شود که چقدر درد نیاز است و چقدر درد می‌تواند مفید باشد. به عبارت دیگر، چقدر باید دردمند باشید تا بخواهید به دیگر افراد کمک کرده و دست آن‌ها را بگیرید. یا اینکه چه مقدار درد کافی است تا برای شما انگیزه برای حرکت باشد. یا اینکه چقدر واکنش حسی داشتن نسبت به درد و رنج دیگران، می‌تواند برای شما بهینگی داشته باشد.

مردمی هستند که خیلی حساسیت‌شان بالاست و حتی نمی‌خواهند از هیچ درد و رنج و خبر بدی در دنیا مطلع باشند و حتی از شنیدن و اخبار بدبختی دیگران، فرار می‌کنند. برخی هستند که می‌گویند به من نگویید کارگری که آی‌پد را ساخته چقدر سختی کشیده چون دیگر نمی‌توانم از آی‌پد خودم لذت ببرم.

ما باید متانت و انصاف در کنار اشتیاق به دیگران داشته باشیم. باید بتوانیم جهان را آن‌طور که هست بشناسیم و در هر موقعیتی که هست واقعیت را پذیرفته و بعد به سمت بهبود اوضاع برای دیگران هم حرکت کنیم.

برای کسانی که تازه خواننده شما می‌شوند و هیچ چیز از «سام هریس» و نگرش و تفکر او نمی‌دانند و تازه با کتاب «بیدار شدن» ممکن است شما را بشناسند، آیا توصیه‌ای دارید که پیش از این کتاب یکی از کارهای شما را بخوانند و با جهان‌بینی شما آشنا شوند؟ یا فکر می‌کنید هرکسی می‌تواند «بیدار شدن» را خوانده و با آن ارتباط برقرار کند؟

کتاب «بیدار شدن» برای هرکسی مناسب است و هیچ پیش‌شرطی ندارد که کسی حتما یکی از کارهای قبلی من را خوانده باشد، و به نظرم خود اثر مستقلی است.

ولی برای شما هر کتاب‌تان با یک مرحله فکری خودتان جلو آمده، این طور نیست؟

برای من بله، تکمیلی بر تفکراتی است که پیشتر داشته‌ام. از شروع مشکلات دین در شکل عام آن و بعد چشم‌انداز دینی و چشم‌انداز علمی و تفاوت‌های آن و بعد پرداختن به چیزهایی که مردم فکر می‌کنند فقط از دین می‌توان گرفت.

یکی از نگرانی‌های افراد دین‌دار و مذهبی این نیست که عقاید آن‌ها درست است یا نه – که البته حتما نگران آن هم هستند – ولی فکر می‌کنند اگر آن‌ها یا جامعه تفکر دینی را کنار بگذارد، پس دیگر ما تا حدی زیادی اخلاقیات و تا حدی تجربه معنوی را از دست می‌دهیم

​​یکی از نگرانی‌های افراد دین‌دار و مذهبی این نیست که عقاید آن‌ها درست است یا نه – که البته حتما نگران آن هم هستند – ولی فکر می‌کنند اگر آن‌ها یا جامعه تفکر دینی را کنار بگذارد، پس دیگر ما تا حدی زیادی اخلاقیات و تا حدی تجربه معنوی را از دست می‌دهیم. من در کتاب‌هایم به تک تک این موارد پرداخته‌ام. جدالی میان دین و دانش هست و الزامی ندارد که برای حفظ اخلاق، به خدا عقیده داشت. در این کتاب آخرم – «بیدار شدن» – به مسئله آرامش معنوی پرداخته‌ام.

پس بله، هر کتاب من تکمیل و نهادن یک گام است ولی هرکدام هم به طور مستقل به همان دیدگاه و نظر من می‌رسد که ما می‌توانیم زندگی اخلاقی و پرباری داشته باشیم بدون اینکه نیاز باشد به چیزی معتقد باشیم به ویژه که آن چیز، شاهد و سند و مدرک کافی برای آن وجود ندارد.

به عنوان پرسش آخر، شما چند بار در سخنرانی‌هایتان از حضار خواسته‌اید که برای دقایقی ذهن‌ورزی کرده و به نوعی آن را با شما تجربه کنند. ولی برای کسی که تا به حال این کار را نکرده، آیا منبع خاصی هست که به آن مراجعه کند؟ آیا هرکسی با توجه به شناختی که از خود دارد باید آن را به کار ببرد؟ بهترین راهنمای آغازین که می‌توان به کسی ارائه کرد، چیست؟

در همین کتاب «بیدار شدن» چند مثال آورده‌ام. در وبلاگ خودم، مطلبی نوشته‌ام با این عنوان که «چطور می‌توان مراقبه کرد» و در آن چند منبع معرفی شده و چند لینک به دیگر کتاب‌ها و وبسایت‌ها آمده و حتی چند اشاره به «راهنمای مراقبه» از من هست که آن‌جا آمده، چرا که برخی مواقع خوب است یک راهنمای صوتی داشت که برای ۱۰ دقیقه به شما کمک کند تمرکز را دنبال کرده و آن را تمرین کنید. برای شروع، این نوشته وبلاگ من راهنمای خوبی است.

No responses yet

Jan 28 2015

رحیمی به احمدی‌نژاد: رحیمی محکوم امروز، چوب آبروبری‌های شما را می‌خورد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: محمدرضا رحیمی، معاون اول رییس جمهوری سابق ایران، در واکنش به نامه دفتر محمود احمدی‌نژاد درباره رد ارتباط «اتهامات» او با دولت نهم، خطاب به وی نوشت که «رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های‌گاه و بیگاه شما را می‌خورد».

دفتر محمود احمدی‌نژاد روز پنجم آبان، ضمن رد ارتباط «اتهامات» محمدرضا رحیمی با دولت نهم اعلام کرده بود که اتهامات آقای رحیمی «با فرض صحت» مربوط به ریاست وی بر دیوان محاسبات، وابسته به مجلس شورای اسلامی، است.

به گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا، محمدرضا رحیمی، روز سه‌شنبه، هفتم دی، در نامه خود با اشاره به دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد و ریاست خود بر دیوان محاسبات تصریح کرد: «در‌‌ همان دوره البته افراد منتقد با بهانه جملات مقلوب شده جریان رسانه‌ای، تخریب بنده را کلید زدند و متهم به اغراق و تملق شدم».

محمدرضا رحیمی سال ۸۵ و در زمان ریاست خود بر دیوان محاسبات اعلام کرده بود که فردی در سوریه به او گفته است «اگر قرار بود پیامبر دیگری انتخاب شود، محمود احمدی‌نژاد می‌توانست آن پیامبر باشد».

پس از این سخنان ۷۰ تن از نمایندگان مجلس هفتم با امضای نامه‌ای خواهان عزل آقای رحیمی شدند.

محمد رضا رحیمی در ادامه نامه خود نوشته است: «چندی گذشت و اصرار کردید که به جمع دولت بپیوندم؛ پاسخم منفی بود… نپذیرفتید و بدون اطلاع من حکمی صادر کردید و با حفظ سمت به عنوان معاون حقوقی منصوب نمودید که خلاف مقررات بود».

وی افزود: «چاره‌ای نداشتم جز آنکه از دیوان محاسبات استعفاء بدهم و به همین خاطر باعث رنجش برخی از دوستان قدیمی و صمیمی‌ام شدم و آغاز رنجش‌ها هم از همان جا شروع شد».

محمدرضا رحیمی سال ۱۳۸۷ و با حکم محمود احمدی‌نژاد به سمت معاون حقوقی و پارلمانی ریاست جمهوری منصوب شد.

وی در ادامه این نامه با اشاره به مخالفت خود با برکناری برخی از وزیران دولت نهم در اواخر این دولت افزوده است: «ماجرای معاون اولی پیش آمد….‌‌ همان موقع گفتم که با وجود کینه‌های سیاسی و برخی زخم‌های کهنه، از من بگذرید، زیرا عاقبت کار را می‌دانستم که برخی مخالفان سیاسی با عنادورزی به دنبال هتک حیثیت و بر باد دادن آبرویم خواهند بود؛ اما باز هم مخالفت با تصمیم شما سخت بود».

پس از مخالفت آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی با انتصاب اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اول رییس جمهوری، محمود احمدی‌نژاد در سال ۸۸ محمدرضا رحیمی را به سمت معاون اول خود منصوب کرد.

معاون اول محمود احمدی‌نژاد در ادامه این نامه تصریح کرده است: «زمان گذشت و رفته رفته احمدی‌نژاد و رفتار‌هایش متفاوت از سال‌های گذشته شده بود. هربار که به مشورت می‌نشستیم به سروش آسمانی کذایی بیشتر توجه می‌کردید تا مشورت‌های ناشی از تجربه‌های مختلف من».

آقای رحیمی اضافه کرد: «در سال آخر دولت اصرارتان بر کاندیداتوری فرد مورد نظر چنان بود که گویی از جایی به شما الهام می‌شده است و حاضر نبودید حرفی غیر از آن بشنوید و نظر بنده و جمعی از همکارانم در دولت را نپذیرفتید و وقعی ننهادید تا جایی که اینجانب با همفکری برخی از اعضای کابینه چاره‌ای نداشتم جز اینکه در شرایط سخت عمل جراحی همسرم برای ثبت در آینده تاریخ و برای دلگرمی همکارانم در دولت خطر کنم و به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام نمایم تا به طور نمادین اختلاف نظرم را با رویکرد شما بیان کنم».

وی تصریح کرد: «البته در ‌‌نهایت باز هم به اصرار شما، بازی را بار دیگر در صحنه رفاقت باختم و باز هم حرفتان را گوش کردم و علیرغم میلم انصراف دادم».

محمود احمدی‌نژاد با حضو در ستاد انتخابات کشور از نامزدی اسفندیار رحیم مشایی برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ حمایت کرد.

محمدرضا رحیمی در این نامه همچنین با اشاره به ماجرای موسوم به قهر احمدی‌نژاد در جریان برکناری وزیر اطلاعات افزود: «بسیاری از دوستان شما تلاش کردند که من هم کار را‌‌ رها کنم تا دولت بخوابد و بسا کسانی که به من گفتند آماده باشم برای عهده دار شدن کفالت ریاست جمهوری. اما گفتم حوصله کنید احمدی‌نژاد باید برگردد که من میانه او و خودم را با خدمت به نظام آزموده‌ام».

بسیاری از اصولگرایان ماجرای موسوم به «خانه‌نشینی یازده روزه» آقای احمدی‌نژاد در فروردین ۹۰ و پس از مخالفت علنی رهبر جمهوری اسلامی با کناره‌گیری حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، را سرپیچی از دستور ولایت فقیه، یعنی آیت‌الله خامنه‌ای، تعبیر می‌کنند.

آقای رحیمی با اشاره به برکناری مرضیه وحید دستجردی، وزیر بهداشت در دولت دهم نیز نوشت: «متاسفانه شما لجبازی کردید و به بهانه تعلل در عزل رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران که فردی توانمند و متعهد بودند، او را عزل کردید و مرا هم نزد رسانه‌ها و افکار عمومی سکه یک پول ساختید و البته‌‌ همان موقع در جریان قرار گرفتم که با مشورت اطرافیان پیش‌نویس عزل بنده را هم آماده کرده بودید».

پس از انتشار شایعه‌هایی درباره برکناری مرضیه وحید دستجردی، آقای رحیمی گفته بود: «تا آقای احمدی‌نژاد هست، من هستم. بنابراین تا آقای دکتر احمدی‌نژاد هست، خانم دستجردی هست».

پس از این سخنان خانم دستجردی در هفتم دی ماه سال ۹۱ برکنار شد. رسانه‌های نزدیک به اصولگرایان منتقد دولت، این برکناری را مخالفت وزیر برکنار شده بهداشت با استعفای باقر لاریجانی از ریاست دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضویت شورای سیاست‌گذاری وزارت بهداشت مرتبط دانسته بودند.

معاون اول سابق رییس جمهوری ایران در ادامه این نامه درباره اتهامات خود نیز نوشت: «آقای احمدی‌نژاد، به راستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیست؟»

آقای رحیمی افزود: «شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های‌گاه و بیگاه شما را می‌خورد. یادتان می‌آید در ماجرای یکشنبه سیاه چقدر اصرار کردم که نکنید و آبرو نبرید و بگذارید از مجاری قانونی، ماجرا پیگیری شود».

وی با اشاره به تشکیل کمیته‌ای متشکل از «برخی چهره‌های اصولگرا» برای جمع‌آوری کمک‌های «غیر دولتی» قبل از انتخابات مجلس هشتم افزود: «در میان افراد کمک کننده فردی به نام “جابر ابدالی” که از سوی برخی نمایندگان مجلس و مقامات قضایی و اجرایی به اینجانب معرفی شده بود، برای کمک اعلام آمادگی نمود».

وی تصریح کرد: «بنده نیز… در خصوص ایشان از طریق حراست دیوان محاسبات از مجاری ذیصلاح، در خصوص وی استعلام کردم که پس از اطمینان و پاسخ مثبت که اسناد آن ضمیمه پرونده است، برای دریافت کمک از وی اعلام آمادگی نمودیم و از وی خواستیم که به کاندیداهایی که ما معرفی می‌کنیم از محل حساب شخصی و با چک بانکی خودش کمک نماید».

به گفته آقای رحیمی، جابر ابدالی مجموعاً یک میلیارد و دویست میلیون تومان «به قریب ۱۷۰نفر از کاندیداهای مجلس هشتم «پرداخت کرده است» که اسناد و کپی چک‌های صادره «در پرونده ثبت و ضبط است».

جابر ابدالی، خردادماه سال ۱۳۹۱ در دادگاه اختلاس از بیمه ایران گفته بود که «دسته‌چک امضاشده‌اش» را در آستانه انتخابات مجلس هشتم به آقای رحیمی «داده‌ است».

انتخابات مجلس هشتم در سال ۱۳۸۶ برگزار شد و محمدرضا رحیمی در زمان برگزاری این انتخابات رییس دیوان محاسبات، وابسته به مجلس شورای اسلامی، بود.

No responses yet

Jan 28 2015

نایب‌رئیس مجلس آلمان: در ایران ترس و کنترل شدید حاکم بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تروریزم,حقوق بشر

دویچه‌وله: نایب‌رئیس پارلمان آلمان می​گوید با رئیس مجلس ایران و رهبران اقلیت​های دینی دیدار کرده است. وی پس از بازگشت از ایران در گفت و گوی اختصاصی به پرسش​های دویچه وله فارسی درباره این سفر و حاشیه​های آن پاسخ داد.

دویچه وله: خانم کلاودیا روت شما در سفر ۵ روزه به ایران با چه کسانی ملاقات داشتید و حول چه محورهایی صحبت کردید؟

کلاودیا روت: ایده و انگیزه سفر ۵ روزه ما این بود که تصوری از وضعیت سیاسی داخل ایران آن هم درست یکسال پیش از انتخابات مجلس بدست بیاوریم. همچنین می‌خواستیم با وضعیت اصلاح​طلبان، اصول​گرایان و جامعه مدنی آشنا شویم. موضوع سیاست خارجی هم برای ما مهم بود، چون دنیا بی​ثبات شده و ایران هم به عنوان یک قدرت منطقه​ای مهم در منطقه​ای واقع شده که ثبات ندارد. درسوریه و عراق میلیون​ها نفر آواره شده‌اند، خشونت و کشتار اوج گرفته. این انسان​ها هم از سوی “دولت اسلامی” و هم از طرف رژیم بشار اسد مورد تهدید و کشتار قرار گرفته​اند. ما در ضمن از دریاچه ارومیه بازدید و این فاجعه زیست‌محیطی را از نزدیک مشاهده کردیم.

با چه کسانی ملاقات کردید؟

کلاودیا روت: در این سفر برای ما بسیار اهمیت داشت که علاوه بر مقامات رسمی ایران با نمایندگان جامعه مدنی کشور هم ملاقات کنیم. با نمایندگان کلیمیان و رئیس جامعه یهودیان در تهران صحبت کردیم و از کنیسه و بیمارستان یهودیان بازدید کردیم. همچنین با نمایندگان اقلیت​های دینی ارمنی، آشوری و زرتشتیان که در ایران به رسمیت شناخته شده​اند نیز دیدار داشتیم. گرچه ما با نمایندگان بهایی​ نتوانستیم ملاقات کنیم، اما موضوع بهائی​ها را هم عنوان کردیم چون آن‌ها به شدت تحت فشار قرار گرفته​ و تحقیر می​ش

Comments Off on نایب‌رئیس مجلس آلمان: در ایران ترس و کنترل شدید حاکم بود

Jan 28 2015

کبابی سابق متهم به ۹۴ هزار میلیارد تومان اختلاس

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: پنج سال پیش، محسن پهلوان مدیر شرکت “پدیده شاندیز”، تنها صاحب یک کبابی در شاندیز مشهد بود. امروز اما نام او به‌عنوان مظنون به ۹۴ هزار میلیارد تومان اختلاس در کنار متهمان پرونده‌های بزرگ اقتصادی قرار گرفته است.

برخی رسانه‌های ایران از قول غلامعلی صادقی، دادستان مشهد، خبر از اختلاس ۹۴ هزار میلیارد تومانی شرکت پدیده شاندیز داده‌اند؛ شرکتی که ریاست آن بر عهده محسن پهلوان است.

غلامحسین محسنی اژه‌ای گفته‌ است که مبلغ دقیق این اختلاس هنوز در دست بررسی است. آقای پهلوان هنوز دستگیر نشده و تمامی این اتهامات را رد کرده است.

محسن پهلوان که اینک ۴۳ سال دارد، در شهریور ۱۳۸۸ شرکت پدیده شاندیز را تاسیس کرد. این شرکت در اصل زیرمجموعه شرکت بزرگ‌تر “گردشگری پدیده شاندیز” بود و قرار بود یک شرکت سهامی خاص با مسئولیت محدود باشد، اما پس از مدتی فعالیت‌هایش در ردیف شرکت‌های سهامی عام قرار گرفت.

بیشتر بخوانید: مجموعه مطالب در باره فساد مالی و اقتصادی در ایران

فروش سهام این شرکت با نرخ ۲۰۰ تومان به ۱۲۰ هزار نفر از جمله فعالیت‌هایی بود که در زمره شرکت‌های سهامی خاص قرار نمی‌گرفت. نرخ سهام این شرکت هم اکنون از ۲۰۰ تومان به ۱۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است.

ظن دولتی بودن پدیده شاندیز

تبلیغات گسترده در صدا و سیما برای این شرکت، ظن دولتی بودن آن را بیشتر کرد. گفته می‌شود پنج درصد از کل درآمد صدا و سیما در بخش تبلیغات متعلق به پدیده شاندیز است.

روزنامه فایننشال تایمز در گزارشی که از این موضوع منتشر کرده از قول جواد قدوسی کریمی نماینده مشهد در مجلس شورای اسلامی نوشته تخلفات این شرکت تنها به دلیل جمع‌آوری پول از مردم نبوده، بلکه بسیاری از مقامات دولتی در این پروژه شریک هستند.

این روزنامه از قول منابع غیر رسمی نوشته که محسن پهلوان عضو سابق سپاه پاسداران بوده، وی اما این موضوع را رد کرده است. تحلیل‌گران معتقدند چنین حجمی از اختلاس نمی‌توانسته بدون کمک مقام‌های سیاسی صورت بگیرد.

فایننشال تایمز از قول یک تحلیل‌گر سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان نوشته: «پهلوان از حمایت‌های مقامات سیاسی و نظامی و نیز موسسات مذهبی برخوردار بوده، اما حالا که ۱۲۰ هزار سهام آن بی‌ارزش شده و صاحبان این شرکت نگران سرمایه‌هایشان هستند قوه قضائيه مجبور به مداخله شده و این موضوع را تهدیدی برای امنیت ملی دانسته است».

پس از متهم شدن شرکت پدیده شاندیز به اختلاس و نیز پخش اخباری مبنی بر مقروض بودن این شرکت، نرخ سهام آن به شدت نزول کرده است.

“هیچ اتفاقی نیفتاده است”

روزنامه اعتماد روز سه‌شنبه ۷ بهمن (۲۷ ژانویه) مصاحبه‌ای را با محسن پهلوان منتشر کرد. وی در سرتاسر این مصاحبه اصرار دارد که هیچ تخلفی مرتکب نشده و هیچ اتفاقی روی نداده است و پدیده شاندیز مانند قبل به فعالیت‌هایش ادامه می‌دهد.

آقای پهلوان در این گفت‌وگو تایید کرده که “برخی اتفاقات” باعث شد قیمت سهام شرکت از ۱۰ هزار تومان به ۷۵۰۰ تومان کاهش پیدا کند اما خود وی با خرید ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد تومان سهام، قیمت را به حالت اولش بازگردانده است.

وی سرمایه شرکت پدیده شاندیز را بالای ۲۰ هزار میلیارد تومان اعلام کرده است. پهلوان در پاسخ به این سئوال که این شرکت چگونه در عرض پنج سال توانسته به چنین سرمایه‌ای دست پیدا کند می‌گوید: «كشور در سال بيش از صد روز تعطيلی دارد اما ما بدون تعطيلی كار می‌كنيم. اصلا تعطيلی نداريم، ٢۴ ساعته هم كار می‌كنيم. وقتی سه برابر ديگران كار كنید و تعطيلی هم نداشته باشيد، سه برابر ديگران رشد می‌كنيد».

محسن پهلوان معتقد است که شرکت او در منطقه شاندیز مشهد ارزش افزوده ایجاد کرده. او به اعتماد می‌گوید: «من شانديز زمين خريدم متری ٣٠ هزار تومان، امروز در اين منطقه زمين متری ٧ تا ١٠ ميليون تومان داد و ستد می‌شود. مغازه‌های ما را بالای متری ۵۰ ميليون تومان خريداری می‌كنند. در اين منطقه كار شده، ارزش افزوده ايجاد شده».

وی در این مصاحبه به شغل قبلی‌اش که به نوشته فایننشال تایمز صاحب یک کبابی شاندیز بوده اشاره‌ای نکرده و گفته ما جد اندر جد در کار ساختمان‌سازی بودیم. شرکت پدیده شاندیز به گفته صاحبش در افغانستان نیز پروژه دارد و او “اولین خارجی است که برای سرمایه‌گذاری وارد افغانستان شده است”.

محسن پهلوان در پاسخ به این سوال که آیا نمی‌ترسد آینده‌ای همچون بابک زنجانی در انتظارش باشد می‌گوید: «نه نمی‌ترسم. پديده را از پرورشگاه نياوردم، اين پروژه را خودم زاييدم و با توجه به اين‌كه فرزند خودم است نمی‌ترسم كسی آن را از من بگيرد».

No responses yet

Jan 27 2015

دولت ایران ‘تابعیت آمریکایی یک مسئول ارشد ریاست جمهوری’ را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: در پی تذکر تعدادی از نمایندگان مجلس ایران درباره “تابعیت دوگانه یکی از مسئولان ارشد دفتر ریاست جمهوری”، روابط عمومی این دفتر با صدور اطلاعیه‌ای ضمن تکذیب این موضوع آن را “تکرار یاوه‌سرایی‌های بیگانگان” خوانده است.

در این اطلاعیه که امروز سه‌شنبه ۷ بهمن منتشر شده، نمایندگان معترض متهم شده‌اند که “بدون هر گونه تحقیق و یا پرسش و گفتگو، افترای مجعول برخی از رسانه‌های افراطی وابسته به صهیونیست‌ها در ایالات متحده آمریکا” را تکرار کرده‌اند.

روز یکشنبه ۱۳ نماینده مجلس از جمله جواد کریمی قدوسی، ابراهیم آقامحمدی، فاطمه آلیا و روح‌الله حسینیان در تذکری رسمی به حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران مدعی شدند که یکی از مسئولان ارشد دفتر او “دارای تابعیت مضاعف از کشور آمریکا” است.

آنها به آقای روحانی تذکر دادند که طبق قانون “بکارگیری افراد دو تابعیتی در مناصب دولتی جایز نمی‌باشد” و هشدار دادند که “در اختیار داشتن مشاغل و مناصب حساس دولتی، سیاسی و اقتصادی توسط افرادی با تابعیت دوگانه می تواند مخاطره آمیز بوده و کشور را با چالش مواجه کند.”

در تذکر نمایندگان نامی از مقام یا مسئولی برده نشده اما پیش از این بعضی رسانه‌ها گزارش داده بودند که محمد نهاوندیان، رئیس دفتر ریاست‌جمهوری ایران دارای “گرین کارت” یا اجازه کار و اقامت آمریکا است.

دفتر ریاست جمهوری ایران در واکنش به تذکر نمایندگان گفته “محتوای این تذکر دروغی است که اگر صحت آن با یک پرسش ساده استعلام می شد منجر به تکرار یاوه‌سرایی بیگانگان، فضاسازی برخی رسانه‌ها و سوء استفاده کسانی که در پی تخریب تعامل مثبت قوای مجریه و مقننه هستند، نمی شد”.

در این اطلاعیه هشدار داده شده که نباید “شأن قانونی تذکر به رفتار ضداخلاقی، غیر قانونی و غیر منصفانه نشر اکاذیب آلوده گردد”.

No responses yet

Jan 27 2015

انتشار نامه محمدرضا رحیمی علیه محمود احمدی نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمدرضا رحیمی معاون اول رئیس جمهور سابق ایران، با انتشار نامه ای سرگشاده به انتقاد شدید از محمود احمدی نژاد پرداخته است.

وی در این نامه، برای اولین بار به طرح ادعاهایی علیه آقای احمدی نژاد پرداخته است.

در بخشی از نامه، که در خبرگزاری ایلنا منتشر شده، آقای رحیمی از محمود احمدی نژاد به خاطر آنکه در دفاع از پرونده مالی معاون اول خود “شهادت” نداده انتقاد کرده است.

محمدرضا رحیمی با اشاره به پرونده ای مالی که منجر به محکومیت قضایی او در دستگاه قضایی ایران شده نوشته: “آقای احمدی نژاد، به‌راستی نمی‌دانید یا فراموش کرده‌اید که ماجرای این پرونده چیست؟”

وی ادامه داده است: “شاید فراموش کرده‌اید که رحیمی محکوم امروز، چوب لجبازی‌ها و آبروبری‌های گاه و بیگاه شما را می‌خورد.”

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .