اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for January, 2015

Jan 08 2015

شرط جدید عضویت در هیات علمی دانشگاه‌ها: انقیاد به رهنمودهای رهبری + سند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,دانشجویی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده :بر اساس سندی که به تازگی در اختیار کلمه قرار گرفته، برخی استادان دانشگاه که حائز شرایط تبدیل وضعیت به استخدام رسمی قطعی بوده اند، ملزم شده اند تعهدنامه ای را امضا کنند که در آن نه تنها بصیرت و عشق به اسلام و انقلاب و اعتقاد به ولایت فقیه، بلکه «انقیاد در برابر رهنمودها»ی رهبری نیز به عنوان یک تعهد ذکر شده است….

با وجود ادعای برچیده شدن فضای امنیتی از دانشگاه ها، گزارش های موجود نشان می دهد سختگیری های امنیتی بر استادان و دانشجویان همچنان ادامه دارد و در مواردی شدیدتر از قبل شده است.

بر اساس سندی که به تازگی در اختیار کلمه قرار گرفته، برخی استادان دانشگاه که حائز شرایط تبدیل وضعیت به استخدام رسمی قطعی بوده اند، ملزم شده اند تعهدنامه ای را امضا کنند که در آن نه تنها بصیرت و عشق به اسلام و انقلاب و اعتقاد به ولایت فقیه، بلکه «انقیاد در برابر رهنمودها»ی رهبری نیز به عنوان یک تعهد ذکر شده است.

سندی که در زیر مشاهده می شود، نمونه فرمی است که از سوی وزارت اطلاعات تهیه شده و در اختیار وزارت علوم قرار گرفته است تا در پرونده کسانی که قرار است به عضویت هیات علمی دانشگاه ها درآیند اما مواضع سیاسی آنها ابتدائا مورد تایید وزارت اطلاعات نیست، قرار گیرد و به امضای ایشان برسد.

محتویات این فرم نشان می دهد حاکمیت چه نگاهی به اساتید دانشگاه دارد و چه توقعاتی را از آنها کتبا تعهد می گیرد:

No responses yet

Jan 08 2015

پروانه میلانی: پروانه‌ای که سوخت، اما نساخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

خودنویس: پروانه میلانی، شاعر و مترجم و یکی از فعالان خستگی‌نپذیر دفاع از حقوق قربانیان نقض حقوق بشر، دو روز پیش درگذشت. بهار امسال، وقتی به همراه معصومه دانشمند، برای دریافت جایزه مادران خاوران در مراسم دریافت جایزه حقوق بشری بین المللی گوانگجو به کره جنوبی رفته بود، پیام مادران خاوران را به گوش حاضران رساند: «هرچند بسیاری از ما پیر و ضعیف و ناتوان و بیمار شده ایم و برخی نیز فوت کرده اند، ولی تا زمانی که جان در بدن داریم، ما خانواده‌های خاوران از مادر و پدر و خواهر و برادر و همسر و فرزندان؛ در هر کجای دنیا که باشیم، برای کشف حقیقت تلاش خواهیم کرد تا بتوانیم یک زندگی انسانی بسازیم و دیگر هیچ کسی به خاطر داشتن عقیده‌اش به بند کشیده نشود و جان خود را از دست ندهد.» خانم میلانی، پارسال در نامه‌ای، خود را چنین معرفی کرده بود: «من یک زن هفتاد و یک ساله، با موهایی کاملاً سفیدم که این موها در رژیم شما سفید شده است، هم چنین عضو بسیار کوچکی از کانون نویسندگان و شاعر و مترجم هستم. اما اشعار من که همه در خدمت خانواده‌های عزیز از دست داده سروده شده است، به مذاق شما خوش نیامده و به زیور چاپ آراسته نشده‌اند. من یک زنم و به صورت نمادین این من « زن – مادر» تمام شما مردان و زنان را زاییده‌ام و به عنوان یک زن از اینکه در کار خلقت شریک و هم‌دست خداوندم به خود می بالم. افسوس که سرزمین محبوب من این چنین مورد ظلم واقع شده است. و باز هم صد افسوس که این سرزمین خاستگاه بهترین و بدترین فرزندان است.»

پروانه میلانی، در بخش دیگری از آن نامه، چنین نوشته بود: «آقایان، حاکمان جمهوری اسلامی! می خواهم توجه شما را به یکی از شنیع ترین شیوه های قتل انسان ها، آن هم انسان هایی که جزو بهترین فرزندان ایران زمین بودند جلب کنم، هرچند می‌دانم که همگی شما به خوبی از آنچه در گوشه گوشه زندان‌های کشورمان اتفاق افتاده و می‌افتد با خبرید ولی بیشتر برای آنهایی می‌گویم که خودشان را به کری یا کوری و بی خبری می‌زنند. از نامه آقای ایرج مصداقی(یکی از جان به در بردگان کشتار ۶۷) به آقای نوری‌زاد نقل می کنم. او در بخشی از نامه خود می‌گوید: “در سال شصت حاکم شرع شاخۀ مارکسیست ها آقای موسوی تبریزی بوده است و احکام مرگ مارکسیست ها را ایشان به جوخۀ اعدام ابلاغ می‌کرده‌اند. شبی از شب‌ها که اعدامی‌ها بی وقفه و شبانه روز برای بخشی از اجرای احکام صدا می‌شدند، مأمورین کشتار به ایشان می‌گویند: قربان جوخه‌ی اعدام خسته است، بقیه را به فردا موکول کنید. ایشان عمامه را از سر برداشته و می‌گوید، خودم اجرا می کنم. در اینجا آقای مصداقی پرده از جنایات تکان دهنده ای برمی دارد که من به عنوان خواهری که همان سال شصت برادرم را از دست داده‌ام، مو بر اندامم راست شد. قضیه از این قرار بوده است که آقای موسوی تبریزی برای کشتن مارکسیست‌ها از روش وحشیانه‌ای استفاده می‌کرده است. بدین معنا که دستور می‌داده به بیضه قربانی شلیک کنند و رهایش سازند.»

برادر پروانه میلانی، در دهه ۶۰ اعدام شد، اما پروانه سکوت نکرد. سکوتی که جناح‌های جمهوری اسلامی خواهان آن هستند. سکوتی که لابی‌های ظاهرا حقوق بشری جمهوری اسلامی، طالبش هستند و خواهند بود.

پروانه میلانی، سوخت، اما نساخت.

او در مراسم جایزه ۱۸ مه گوانگجو، پیام‌بر مادران خاوران بود: «ما مادران و خانواده‌ها چندین بار به مقامات دولتی نامه نوشتیم ولی تا به حال هیچ مقام مسوولی پاسخی مبنی بر چرایی و چگونگی اعدام‌های فردی و گروهی به ما نداده است.ما به گزارشگران ویژه سازمان ملل نیز اعتراض کردیم و صدای دادخواهی خود را به آن ها رساندیم، ولی متاسفانه پیگیری های ما تا کنون بدون نتیجه باقی مانده است. هم اکنون انتظار داریم که فعالان حقوق بشر در سراسر دنیا و مقامات مسوول حقوق بشر در سازمان ملل، از جمله آقای احمد شهید “گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره وضعیت حقوق بشر در ایران”، حق ما خانواده ها را برای دانستن حقیقت و برگزاری آزادنه مراسم یادبود به عنوان مساله ای به روز به رسمیت بشناسند و برای رفع این بی حقوقی و نقض آشکار حقوق بشر بکوشند.»

پروانه میلانی به روزآنلاین گفته بود: «صدای خاوران به گوش همه جهانیان رسید، هرچند در داخل کشور سکوت کرده و تاکنون هیچ واکنشی نشان نداده‌اند و حتی سعی خواهند کرد این جایزه را بی اهمیت جلوه دهند اما صدای مادران را جهان شنید و این گامی به سوی دادخواهی است.»

تلاش‌های خستگی ناپذیر پروانه میلانی و یارانش، باعث بیداری بخشی از مردمان خواب‌زده سرزمین‌مان شده است. مردمان بیدار می‌شوند و حاکمان هنوز خود را به خواب زده‌اند. همان روزی که پروانه میلانی جان باخت، محمدرضا عارف از عاری بودن انقلاب از خشونت سخن می‌گفت.

خانم میلانی، شاعر بود و نویسنده و مترجم. شعر زیر را یک سال پیش سروده بود:

من مردمم

چه بسیار واژه ها،
در حنجره ام،
در بن دندان،
به زیر زبانم نشسته،
و ناگفته مانده است.
من مردمم.

چه بسیار اجتماعات،
که در رگهایم جوشیده،
و در تالار سرخ قلب جوانم بهم پیوسته،
اما به دست تفرقه،
در هم شکسته است.
من مردمم.

چه بسیار اشکها،
که از چشم خانه ام،
پیش از فروچکیدن،
مانده و خشکیده اند.
من مردمم.

چه بسیار خنده ها،
در هنگامه های فتح،
به لب نرسیده،
در نیمه راه شادمانی،
گمگشته اند.
چه بسیار زمزمه های عاشقانه،
که با اتهام کفر،
بیش تر از آنکه به کلام در آید،
در حنجره ام فرو شکسته،
و مرده است.
من مردمم.

چه بسیار بار خواستم،
اما نتوانستم.
شاید هزاران بار،
نخواسته توانستم.
گاهی اما،
خواستم و توانستم.
من مردمم.

چه بسیار دژهای بلند و کشیده،
در پیش پای من فرو ریختند،
و چه بسیار دیوارهای کوته و لرزان،
همچون دژی،
پیش رویم قامت افراشتند.
من مردمم.

چه بسیار واژه های سبز،
که در حنجره ام،
به خون نشست.
چه بسیار شادمانیها،
دست افشانیها و پایکوبیها،
که در قامت بلند و رسای من شکسته شدند.
من مردمم.

چه بسیار سرودهای دروغین،
که از زبان من نسرودند.
چه خنجرها که در میان دو کتف من ننشاندند.
چه شاخه زیتون ها که هماندم به پیش روی من ننهادند.
اما مرا ز پای نینداختند.
خواستند اما نتوانستند.
من در سکوت فصیح خویش،
ایستاده می میرم.
و باز می زایم.
من هستم.
تاریخ من گواه من است.
من بر شهادت خود شاهدم.
من مردمم

یادش گرامی باد، که یاد قربانیان جمهوری اسلامی را گرامی داشته بود و سکوت نکرد.

No responses yet

Jan 08 2015

پس از بیماری و مرگ محمدرضا مهدوی‌کنی آغاز شده است: افزایش اعتراض‌ها با هویت مخفی در دانشگاه امام‌صادق

نوشته: خُسن آقا در بخش: دانشجویی,سیاسی

دیگربان: سومین تجمع گروهی از دانشجویان پس از بیماری و درگذشت محمدرضا مهدوی‌کنی٬ رئیس پیشین دانشگاه «امام صادق» به محلی برای حملات تند علیه مسئولان فعلی این دانشگاه تبدیل شد.

روز سه‌شنبه (۱۶ دی) گروهی از دانشجویان با تجمع در مسجد دانشگاه «امام صادق»٬ انتقاد‌ها و حملات تند و کم‌سابقه‌ای متوجه سیستم آموزشی و مسئولان این دانشگاه کردند.

هویت تمام دانشجویانی که در این تجمع سخنرانی کرده‌اند مخفی مانده است و مسئولان دانشگاه نیز حاضر نشده‌اند در تجمع مذکور حاضر شده و به اعتراض‌ها پاسخ دهند.

یکی از دانشجویان در این تجمع گفته مسئولان دانشگاه «امام صادق» نگاه درستی به «دانشجو» و بالاتر از آن به «انسان» ندارند.

سعید مهدوی‌کنی٬ رئیس دانشگاه «امام صادق» نیز در حاشیه این تجمع و در واکنش به درخواست‌ها برای شرکت در تجمع مذکور گفته چه تضمینی وجود دارد معترضان به سمت وی تخم‌مرغ پرتاب نکنند؟

دانشجویان دانشگاه «امام صادق» در ماه‌های تیر٬ آذر و دی سه تجمع اعتراضی برگزار کرده‌اند که تاکنون بسیاری از خواسته‌های آنها محقق نشده است.

در دومین تجمع گروهی از دانشجویان با ابراز نگرانی از نحوه گزینش‌های آينده دانشگاه و مسائل آموزشی گفته بودند دانشگاه «امام صادق» به «انقلاب» تعلق دارد نه به «اشخاص».

از دانشگاه «امام صادق» به عنوان یکی از مهمترین دانشگاه‌های ایران نام برده می‌شود که وظیفه تربیت بسیاری از مدیران آتی نظام جمهوری اسلامی را بر عهده دارد.

مدیریت این دانشگاه سال‌هاست در اختیار خانواده مهدوی‌کنی قرار دارد.

No responses yet

Jan 08 2015

از سوی محسن کاظمینی٬ فرمانده سپاه تهران: چهار منطقه پیچیده تهران از نظر سپاه اعلام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دیگربان: محسن کاظمینی٬ فرمانده سپاه تهران با معرفی «پیچیده‌ترین» مناطق تهران اعلام کرد سازمان بسیج در جذب نیرو طبق برنامه پیش نرفته است.

آقای کاظمینی گفته فعالیت در تهران پیچیدگی «خاص» خود را دارد و مناطق «جماران»٬ «ولیعصر»٬ «باهنر» و «قدس» پیچیده‌ترین مناطق تهران برای سپاه محسوب می‌شوند.

این فرمانده سپاه توضیح بیشتری درباره پیچیدگی‌ این مناطق نداده٬ اما به نظر می‌رسد مقصود وی مسئله امنیتی این مناطق بوده باشد.

این چهار منطقه در شمال و شمال‌غربی تهران واقع شده‌اند که به طور معمول محل سکونت طبقات ثروتمند و متوسطه به بالای این شهر هستند.

نهاد‌های امنیتی٬ اطلاعاتی و نظامی سال‌هاست مناطق شمالی و شمال‌غربی تهران را یکی از مهمترین‌ تهدید‌های بالقوه می‌دانند.

کاظمینی در بخش دیگری از سخنان خود روند جذب نیرو برای سازمان بسیج ابزار رضایت کرده٬ اما گفته که این سازمان از برنامه کشوری خود در جذب نیرو عقب است.

No responses yet

Jan 07 2015

ترور در شارلی ابدو: نشر رمان جنجالی هولبک

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,تروریزم,سانسور,سیاسی

راهک: حبیب حسینی فرد

حمله جنایتکارانه امروز به دفتر نشریه کاریکاتور شارلی ابدو در پاریس (صفحه فیسبوک نشریه در اینجا) و کشتن تعدادی از اعضای تحریریه آن در همان روزی اتفاق افتاد که رمان جنجال‌برانگیز میشل هولبک هم به بازار آمد. این همزمانی شاید تصادفی نباشد و تروریست‌ها شاید به دلیل عدم دسترسی به هولبک یا ناشرش به سراغ جایی رفته‌اند که کمتر فعلا تحت مراقبت بوده.هولبک نویسنده‌ای نام‌آشنا در فرانسه است و آثار و حرف‌های معمولا جنجال‌برانگیزی داشته. اسلام را احمقانه‌ترین دین خوانده، ستایش قبلی‌اش از استالین را ناشی از آن دانسته که او آنارشیست‌ها را می‌کشت و مارشال پتن که در فرانسه با هیتلر همدست شد را به دوگل ترجیح می‌دهد چون از کشور فرار نکرد.هولبک در رمان انقیاد (Soumission) سال ۲۰۲۲ فرانسه را تصویر می‌کند که در انتخابات ریاست جمهوری یک نامزد مسلمان با نامزد حزب افراطی جبهه ملی به دور دوم می‌روند و همه احزاب چپ و راست برای ممانعت از قدرت‌گیری نامزد جبهه ملی به نامزد مسلمان رای می‌دهند. او پیروز می‌شود و جمهوری چهارم فرانسه از فردای روز پیروزی به حکومت اسلامی تحت قوانین شریعت و حجاب و … تبدیل می‌شود. هلال ماه و پرچم سبز بر فراز الیزه برافراشته می‌شود و چند همسری هم سکه رایج. شخصیت اول داستان هم پرفسور دانشگاه سوربن است که حالا از عربستان سعودی تامین می‌شود و حقوقی کلان می‌گیرد، سه زن دارد و … و روشنفکران هم حتی در قیاس با دوره سلطه حکومت هیتلری بر فرانسه مقاومت چندانی نشان نمی‌دهند.تم داستان بیش از آنها بحث‌برانگیز بوده که از پیش پیش فروش نشود و حتی عامدانه قبل از انتشار آن را در اینترنت منتشر نکنند. چند روز دیگر بلافاصله ترجمه آن در آلمان هم منتشر می‌شود، که با استقبال محافل نزدیک به پگیدا روبرو شده.

توجهی که کتاب برانگیخته سبب شده که رسانه‌های فرانسه پررنگ به آن بپردازند. کمتر نشریه‌ای در روزهای اخیر صفحه اولش را با لحنی عمدتا انتقادی به این کتاب اختصاص نداده است.

هولبک در توضیح انگیزه‌اش برای نوشتن این رمان در مصاحبه‌ای با نوول ابزرواتور گفته است که ایده روشنگری که با پروتستانیسم زاده شد و به انقلاب کبیر فرانسه راه برد در بستر مرگ است. دوران روشنگری اروپایی تنها یک اپیزود از تاریخ بشریت بوده و دیگر اثری از آن نیست. حالا آته‌ئیسم مرده است، سکولاریسم مرده است و جمهوری هم.

او البته انکار کرده است که این کتاب بیش از همه به سود محبوبیت جبهه ملی تمام خواهد شد، ولی گفته که کتاب را با این هدف ننوشته و صرفا خواسته یکی از چشم‌اندازهای فرانسه را تصویر کند که اگر ۲۰۲۲ هم محقق نشود شاید بعدتر منتفی نباشد. تاکید هولبک این است که ترس از رمان من بی‌خود است و تا کنون هیچ رمانی نتوانسته مسیر تاریخی جوامع را دگرگون کنند.

شخصیت اصلی رمان البته هم از اسلام منتفر است و هم مجذوب آن. به همین خاطر هم خواننده بالاخره درنمی‌یابد که هولبک رمانی ضداسلامی نوشته یا صرفا اثری است ادبی. خودش هم گفته که من قضاوت در این باره را به خواننده واگذاشته‌ام. با این همه همنامی این کتاب با اثر تئو وان گوگ، فیلمسازی هلندی که در آخرین فیلمش آیه‌های قرآن را بر پیکر یک زن برهنه ضرب و زخم دیده تصویر کرده بود شاید بی‌معنا نباشد. وان گوگ اندکی بعد از نمایش فیلمش در تلویزیون ترور شد. حالا رابطه سکس و اسلام برای هولبک هم از میدان‌های اصلی چالش و مبارزه‌اند.

القصه، تاثیر این کتاب، ورای انگیزه نویسنده آن، بر فضای برانگیخته و حساس فرانسه و ورای مرزهای آن غیرقابل چشم‌پوشی است.

فرانسوا اولاند هم مجبور به موضع‌گیری راجع به رمان شده. گفته است که‌ آنچه که عده‌ای جسارت ادبی می‌نامند چیزی نیست جز تکرار حرف و حدیث‌هایی که این سال‌ها عنوان شده: سقوط و زوال فرهنگ غرب و اشاعه بدبینی. نگذارید که این فضای منفی ما را به درون خود درکشد.

با اتفاق جنایتکارانه امروز در دفتر نشریه شارلی ابدو کار منتقدان کتاب برای گرفتن زهر آن و کاستن از فضای منفی که این روزها در دو سوی رود راین (فرانسه و آلمان) شکل گرفته آسان نخواهد بود. ظاهرا هنوز زیاد مانده که گرایش‌هایی از اسلام پاسخ کاریکاتور و رمان را به صورت مشابه بدهند و خود با جنایت شان وضعیت را برای اکثریت مسلمان‌های مسالمت‌جوی مهاجر دشوار نکنند.

No responses yet

Jan 07 2015

دست کم ۱۲ کشته در حمله به دفتر هفته‌نامه فرانسوی در پاریس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: برپایه گزارش‌های منتشر شده، روز چهارشنبه، در حمله به دفتر هفته‌نامه شارلی ابدو در پاریس دست کم ۱۲نفر کشته شدند. دو نفر از کشته‌شدگان پلیس هستند. یکی از سردبیران و سه کارتونیست این هفته‌نامه در میان کشته‌ها هستند.

​​ این هفته‌نامه طنز سال ۲۰۱۱ پس از انتشار کاریکاتوری درباره پیامبر اسلام به آتش کشیده شده بود. یکی از توئیت‌های آخر این هفته‌نامه در مورد ابوبکر البغدادی، رهبر گروه «حکومت اسلامی» بود که پانزده دقیقه پیش از حمله به این هفته نامه منتشر شده بود.

​​گفته می‌شود سه مرد نقابدار با کلاشنیکوف به این هفته‌نامه حمله کرده‌اند. در تصاویر منتشر شده، یک نفر در درگیری‌ها «الله‌اکبر» می‌گوید.

​​ به گزارش فرانس ۲۴ فرانسوا اولاند رئیس جمهور این کشور، دستور نشست اضطراری به اعضای دولت داده است. پس از این حمله دولت فرانسه سطح هشدار در مورد تهدیدات تروریستی را به بالاترین میزان ارتقاء داد.

فرانسوا اولاند، رئیس جمهور فرانسه، که در محل حمله حضور پیدا کرده بود، این حمله را «یک حمله تروریستی» خواند و گفت در هفته‌های اخیر چندین حمله تروریستی به این کشور خنثی شده است.

گزارش شده که ۱۰ نفر هم در این حمله زخمی شده‌اند که حال چهار نفر از آنها وخیم اعلام شده است.

​​ هنوز هیچ شخص یا گروهی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است.

به تازگی مانوئل والس، نخست‌وزیر فرانسه، نسبت به حملات ترورییستی در این کشور هشدار داده بود.

این خبر تکمیل می‌شود.

No responses yet

Jan 07 2015

قوه قضاییه ایران علی مطهری را به «نشر اکاذیب» متهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: اداره کل روابط عمومی قوه قضائیه ایران روز سه شنبه ۱۶ دی نامه علی مطهری، نماینده تهران به رییس این قوه را مشمول «عنوان مجرمانه نشر اکاذیب» دانست و او را به بی‌اطلاعی از «قوانین و جایگاه شورای عالی امنیت ملی در نظام جمهوری اسلامی ایران» متهم کرد.

صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضائیه ایران، روز ۱۰ دی ماه حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو رهبر معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ را «قانونی» و منطبق با وظایف تعریف شده در اصل ۱۷۶ قانون اساسی برای شورای عالی امنیت ملی دانسته بود.

علی مطهری روز ۱۴ دی در نامه‌ای خطاب به وی نوشته بود: «امضای این مصوبه توسط رییس وقت شورای عالی امنیت ملی یعنی آقای احمدی‌نژاد که به گفته خودتان دو بار برای آزادی محصوران نامه نوشت مورد تردید است».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، روابط عمومی قوه قضائیه در پاسخ به این سخنان آقای مطهری تصریح کرد: «از نماینده مجلس که خود قانونگذار است انتظار نمی‌رود چنین اکاذیبی را به روسای محترم قوا که از اعضای موثر شورای عالی امنیت ملی هستند، نسبت دهد و در مصوبات یکی از مراجع عالی کشور ایجاد تردید نماید؛ آن هم با حدسیات واهی».

قوه قضائیه افزوده که صادق لاریجانی ضمن تکذیب اظهارات آقای مطهری از نامه محمود احمدی‌نژاد برای رفع حصر آقایان موسوی و کروبی اظهار بی‌اطلاعی کرده و در عین حال وجود این نامه را «بعید» دانسته است.

بر اساس بیانیه این قوه، آملی لاریجانی اضافه کرده: «نامه‌ای که فی‌الجمله بدان واقفم، مربوط به اوایل جریان فتنه است و موضوع آن کلا مطلب دیگری است».

رهبر جمهوری اسلامی و نزدیکان او از اعتراضات به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به عنوان «فتنه» و از میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان «سران فتنه» نام می‌برند.

در ادامه اطلاعیه روابط عمومی قوه قضائیه آمده است: «این‌گونه نسبت‌های خلاف واقع، هم خلاف تقوا و التزام عملی به احکام نورانی اسلام است و هم مشمول عنوان مجرمانه نشر اکاذیب».

علی مطهری در نامه خود به رییس قوه قضائیه همچنین تاکید کرده بود که در اصل ۱۷۶ قانون اساسی مقولاتی مانند حصر افراد در وظایف شورای‌عالی امنیت ملی تعریف نشده‌ است.

وی خطاب به آملی لاریجانی نوشته بود: «اگر استدلال جناب عالی را بپذیریم، شورای عالی امنیت ملی می‌تواند هر متهمی را تحت عناوین مذکور بدون آنکه روند قضایی طی شود به حبس و حتی اعدام محکوم کند و این یعنی به بازی گرفتن قوه قضائیه و قانون اساسی».

روابط عمومی قوه قضائیه در پاسخ به این بخش از سخنان آقای مطهری تصریح کرد: «ایشان تفاوت حبس و حصر و اعمال مجازات‌ها را نمی‌داند… یا از آن تغافل می‌نماید و یا آنکه تمایل به حمایت بی‌قید و شرط از سران فتنه، ایشان را از توجه به موازین حقوقی باز داشته است».

در این اطلاعیه با اشاره به وظایف شورای عالی امنیت ملی مبنی بر «بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی» تاکید شده است که حصر آقایان موسوی و کروبی «در مقام رفع یکی از تهدیدهای علیه امنیت کشور» است که «مسبوق به سابقه هم بوده است».

روابط عمومی قوه قضائیه در عین حال تصریح کرد که شورای عالی امنیت ملی «دادگاه نیست» که کسی را محکوم به حبس یا اعدام کند.

رییس قوه قضائیه چهارشنبه هفته گذشته همچنین برخی اظهار نظرهای معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ درباره اینکه «اصلا نتیجه محاکمه برایشان مهم نیست و آنان تریبونی می‌خواهند که حرف‌های خود را بزنند» را یکی از دلایل دستگاه قضا برای برگزار نکردن دادگاه آقایان موسوی و کروبی اعلام کرده بود.

آقای مطهری با اشاره به این سخنان رییس قوه قضائیه، در نامه خود نوشته بود: «روشن است که این دلیل پذیرفته نیست زیرا طبیعی است که هر متهمی می‌خواهد حرف‌هایش را به گوش مردم برساند و این حق اوست».

روابط عمومی قوه قضائیه در اطلاعیه خود آقای مطهری را متهم کرده که از وظیفه ذاتی دادگاه و اصل علنی بودن محاکم «تلقی اشتباه» دارد.

به گفته این روابط عمومی، وظیفه‌ دادگاه، دادرسی است، «نه ایجاد تریبونی برای سخنرانی دیگران و رساندن حرف‌های خود».

این اطلاعیه با اشاره به محدودیت‌های پیش بینی شده در قانون مجازات اسلامی برای انتشار «جریان دادرسی» افزود که «دادن چنین فرصتی به متهمان در دادگاه‌ها که در مرحله‌ دفاع از اتهامات هستند، موجبات قانونی ندارد».

صادق آملی لاریجانی همچنین گفته بود که هرگاه مصوبه شورای عالی امنیت ملی درباره حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، تغییر کند دستگاه قضایی آماده برگزاری دادگاه آنان است.

آقای مطهری در پاسخ به این سخنان آقای آملی لاریجانی نوشته بود: «مصوبه شورای عالی امنیت ملی حداکثر تا پایان دوره آشوب‌های خیابانی نافذ بوده و بعد از آن خود به خود لغو شده و ادامه حصر نیاز به حکم قضایی داشته است؛ بنابراین می‌توانید دادگاه صالح علنی را برگزار کنید».

روابط عمومی قوه قضائیه تاکید کرد که مصوبات شورای عالی امنیت ملی تا زمانی که توسط خود شورا لغو نشود، به اعتبار خود باقی است.

در پایان این اطلاعیه آمده است: «به راستی آیا مصوبات مجلس شورای اسلامی هم خود به ‌خود لغو و بی‌اثر می‌شوند؟! به نظر می‌رسد مدعی از فرآیند اقدامات و مصوبات شورای عالی امنیت ملی بی‌اطلاع است که تصور می‌کند مصوبات شورا پس از مدتی، خود به خود و بدون مصوبه جدید لغو می‌گردد».

تاکید روابط عمومی قوه قضائیه بر موقتی نبودن مصوبه شورای‌عالی امنیت ملی درباره حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی در حالی است که «۲۳۰ نماینده» مجلس روز سه شنبه از قوه قضاییه خواستند تا «بعد از اتمام مهلت شورای عالی امنیت ملی» درباره این دو نفر «تصمیم‌گیری» کند.

میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، از بهمن سال ۸۹ بدون محاکمه و بر اساس مصوبه شورای‌عالی امنیت ملی در حصر خانگی به سر می‌برند.

علی مطهری، پیش از این بار‌ها خواستار رفع حصر و یا محاکمه رهبران معترض به نتایج انتخابات ۸۸ شده است.

مهدی کروبی در پیامی از علی مطهری، نماینده تهران، خواسته‌ است از سوی وی «پیگیر حق» دادرسی و فراهم کردن «مقدمات لازم در جهت برپایی دادگاهی علنی» باشد.

آقای مطهری روز هشتم تیرماه گفته بود که در دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران «جرم مهدی کروبی و میرحسین موسوی را بزرگ» توصیف کرده و گفته که در صورت محاکمه این دو «حکم خیلی سنگینی» در انتظارشان خواهد بود.

No responses yet

Jan 07 2015

اعدام یک زندانی سیاسی کُرد در ارومیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه: بنابه گزارش “کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی“، صابر مخلد موانه، زندانی سیاسی کُرد اهل ارومیه که عصر دیروز دوشنبه ۱۵ دی‌ماه ۱۳۹۳، به قرنطینه زندان این شهر منتقل شده بود، بامداد امروز در سالن این زندان به دار آویخته شد.

صابر مخلدموانه زندانی سیاسی کُرد که عصر دیروز (دوشنبه ۱۵ دی‌ماه)، به سلول انفرادی در زندان ارومیه منتقل شده بود، بامداد امروز در این زندان اعدام شد.

صابر مخلد موانه در بیستم تیرماه سال ۱۳۹۱، از سوی نیروهای اطلاعاتی سپاه پاسداران دستگیر و پس از سپری کردن سه ماه در بازداشتگاه اطلاعات سپاه، به اتهام “محاربه” از طریق همکاری با سازمان کردی “کومله”، در ابتدا به پنج سال زندان محکوم شد و سپس با اعتراض وزارت اطلاعات، دادگاه دوباره پرونده را بررسی و او را به اعدام محکوم کرد.

این زندانی سیاسی از جمله زندانیانی بود که در دو ماه گذشته به همراه ۲۷ زندانی سیاسی کُرد در بند دوازده زندان مرکزی ارومیه (دریا)، در اعتراض به عدم اجرای اصل تفکیک جرایم و برای داشتن بند مستقل سیاسی و بازگرداندن زندانیان سیاسی پراکنده در سایر بندها و همچنین خروج زندانیان با جرایم خطرناک و جرایم مربوط به مواد مخدر از بند زندانیان سیاسی و توقف رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز در قبال زندانیان و اعضای خانواده آنها، به مدت ۳۳روز دست به اعتصاب غذا زده بود.

در رابطه با اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندان ارومیه بیشتر بخوانید.

به گفته همبندی‌های صابر مخلد موانه، مسئولان زندان او و سایر زندانیان محکوم به اعدام را در جریان اعتصاب غذا تهدید کرده بودند که اگر به اعتصاب پایان ندهند حکم اعدام‌شان سریع‌تر اجرا خواهد شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، تحقیقات نشان می‌دهد که در پرونده صابر مخلد موانه و بسیاری دیگر از پرونده‌های زندانیان سیاسی، مراحل قانونی دادرسی رعایت نشده، متهمان به وکیل دسترسی نداشته‌اند و اظهارات آنها در مراحل دادرسی مورد توجه قرار نگرفته است. متهمان مدعی شده‌اند که در زمان بازجویی مورد آزار، اذیت و شکنجه فیزیکی قرار گرفته‌اند. به گفته خانواده برخی از متهمانی که چنین ادعاهایی را حتی با نوشتن نامه از زندان مطرح کرده‌اند، قوه قضاییه تحقیقات مستقلی برای بررسی ادعاهای یاد شده انجام نداده است.

No responses yet

Jan 06 2015

فرماندۀ سپاه بدر به نقش تهران در نجات حکومت بغداد اعتراف کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: هادی العامری عضو مجلس عراق و فرماندۀ شبه نظامیان شیعه گروه “البدر” در این کشور گفته است که اگر دولت ایران و سردار قاسم سلیمانی، فرماندۀ نیروهای قدس سپاه پاسداران، در عراق مداخله نکرده بودند امروز اثری از آثار حکومت بغداد در مقابل حملۀ نیروهای “دولت اسلامی” وجود نداشت.

هادی العامری این سخنان را دیروز در تهران در جریان مراسم یادبود یکی از فرماندهان سپاه پاسداران ایراد کرد که ماه گذشته در سامرا در نبردهای داخلی عراق به دست نیروهای “دولت اسلامی” کشته شد. در مراسم دیروز تهران سردار قاسم سلیمانی از نزدیکان هادی العامری نیز حضور داشت.

در پی پیشروی نیروهای “دولت اسلامی” در عراق، دولت ایران علاوه بر ارسال مهمات و تجهیزات نظامی شماری از نظامیان و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران از جمله سردار قاسم سلیمانی را راهی عراق کرد و مقادیر قابل توجه ای سلاح و مهمات نیز در اختیار کردهای عراقی گذاشت.

در این حال، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، فرماندۀ نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، امروز گفت که چهل کیلومتری خاک عراق خط قرمز ایران با گروه “دولت اسلامی” است. فرماندۀ نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی همچنین گفته است : زمانی که گروه “دولت اسلامی” به نزدیکی مرزهای ایران در خاک عراق رسید، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی آمادگی مقابله با این گروه را در چهل کیلومتری عمق خاک عراق داشت.

تهران پیشروی گروه “دولت اسلامی” در عراق و سوریه را که دو متحد اصلی خود در منطقه می داند تهدید امنیتی جدی علیه خود تلقی می کند و به همین دلیل خارج از ائتلاف بین المللی به رهبری آمریکا دست به عملیات نظامی علیه گروه “دولت اسلامی” در داخل خاک عراق زد.

No responses yet

Jan 06 2015

معاون پیشین سعید جلیلی در جایگاه معاونت صداوسیما

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: محمد سرافراز رئیس سازمان صداوسیما با صدور حکمی، پیمان جبلی را به معاونت خبر این سازمان منصوب کرد. با انتصاب جبلی به این سمت، عنوان “معاونت سیاسی” در این سازمان حذف شد.

پیمان جبلی که از فارغ‌التحصیلان دانشگاه امام صادق است پیش از این پست‌های دولتی بسیاری از جمله مدیریت دفتر شبکه العالم در بیروت و معاونت رسانه‌ای سعید جلیلی دبیر شورای عالی امنیت را داشته است. وی در آخرین پست سیاسی خود به عنوان سفیر ایران در کشور تونس مستقر شده بود.

این انتصاب در حالی صورت گرفت که مجید آخوندی معاون سیاسی اسبق این سازمان با گذشت دو ماه از انتصاب رئیس سازمان صداوسیما، از موج تغییرات مدیران و معاونان مصون مانده بود و پس از ده سال همچنان صندلی خود را حفظ کرده بود.
محمد سرافراز، رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی

محمد سرافراز، رئیس صدا و سیمای جمهوری اسلامی

آخوندی در دوره ریاست محمد هاشمی رفسنجانی به سازمان صداوسیما وارد شد. وی در دوران ریاست ضرغامی علاوه بر معاونت سیاسی سازمان، دارای پست‌های کلیدی متعددی از جمله ریاست ستاد انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری صداوسیما بود.

به نظر می‌رسد این تغییر در نتیجه انتقادات شدیدی است که طی ماه‌های اخیر به صداوسیما می‌شود. یکی از شدیدترین انتقادها از سوی دفتر حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، مشخصا معاون سیاسی صداوسیما را نشانه گرفته بود. این انتقاد در پی پخش برنامه سیاسی «صراط» بود که فعالیت گروه هسته‌ای و عملکرد اخیر آن را نشان می داد. رئیس جمهور طی نامه‌ای در این مورد نوشته بود: «هدف برنامه‌ساز، چیزی جز تجلیل از مقامات غربی و اهانت به مسئولین کشور نبود.»

یک انتخاب جناحی؟

انتخاب جبلی به عنوان معاونت خبر صداوسیما بیش از همه انتخابی جناحی به نظر می‌رسد. جبلی بیش از همه در میان چهره‌های سرشناس نظام به سعید جلیلی یکی از نامزدهای ریاست جمهوری دور قبل نزدیک است. به این ترتیب شاید بتوان نگاه غالب به جهت‌گیری‌ها و راهبردهای آینده صداوسیما را پیش‌بینی کرد.

پیمان جبلی مدیر رسانه‌یی شورای عالی امنیت ملی در دوران سعید جلیلی بود. بنابراین ممکن است انتخاب او صداوسیما را به سوی بیشتر “اسلامی شدن” هدایت کند.

محمد سرافراز، رئیس صداوسما در روز مراسم تودیع و معارفه‌ خود گفته بود که یکی از مهم‌ترین هدف‌های او افزایش وزن و جایگاه رسانه ملی در میان مردم است. او همزمان گفت: «صداوسیما یک رسانه متمرکز در سطح جهان است و این رسانه باید در واقع رسانه اسلامی شود با رسالت جهانی»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .