اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for February, 2015

Feb 07 2015

آزادی رهبران و اعضای دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی دانشجویان به منظور پایان دادن به بحران دانشجویی توسط حکومت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,دانشجویی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: گلناز اسفندیاری (رادیو فردا): 9 تن از دانشجویان بازداشت شده در ناآرامیهای اخیر تهران آزاد شده اند. گفته شده است سعید مرتضوی، دادستان تهران این دانشجویان را بر اساس دستور آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی برای عفو آنها آزاد کرده است. در گزارشی که می شنوید، مهدی خلجی نگاهی دارد به آزادی دانشجویان و احکام عفو آنها. مهدی خلجی (رادیو فردا): مهدی شیرزاد، عبدالله مؤمنی، پیمان عارف، رضا عامری نسب، میثم رشیدی، مرتضی صفایی فر، مسعود کریمی، علی اکبر اکرمی عراقی، و امیرحسین اعتمادی بزرگ دانشجویانی هستند که گفته می شود با دستور عفو رهبر جمهوری اسلامی از زندان آزاد شده اند. قبلا محسن قمی و محمد حسن ابوترابی، نمایندگان ولی فقیه در دانشگاهها طی نامه ای به آیت الله سید علی خامنه ای از وی خواسته بودند تا دستور عفو دانشجویان را صادر کند. روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اطلاعیه ای منتشر کرد که در آن عینا آمده است: بنا به موافقت رهبری با درخواست آزادی دانشجویانی که در وقایع اخیر دستگیر و بازداشت شده اند و از فتنه گران و آشوب طلبان اعلام برائت جسته و وفاداری خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی اعلام می دارند، این دانشجویان آزاد شده اند. این دانشجویان به نوشته همین اطلاعیه در زندان اوین به سر می برده اند و پرونده آنها هنوز به دادگاه ارسال نشده بود. در سالهای گذشته، بارها دانشجویان بازداشت شده به همین صورت با عفو آیت الله خامنه ای آزاد شده اند، از جمله دانشجویانی که دست اندر کار مجله دانشجویی «موج» بودند و به اتهام توهین به مقدسات بازداشت شده بودند. در محافل دانشجویی گفته می شود این شگردی است که دادستانی بارها آن را به کار برده تا بحران بازداشت دانشجویان را خاتمه بدهد. دانشجویان می گویند: دادستانی انقلاب نتوانسته در بازجوییهای خود از دانشجویان سند و مدرکی مبنی بر تلاش در جهت مختل کردن امنیت ملی و فعالیت مسلحانه به دست آورد و از سوی دیگر نمی تواند با پذیرش مسئولیت اشتباه خود در دستگیری این دانشجویان، آنها را آزاد کند. در نتیجه عفو رهبری را پوششی برای آزادی آنان قرار می دهد. در مورد دانشجویانی که قبلا با عنوان عفو رهبری آزاد شده بودند گفته می شد که آنها مدتی طولانی را در زندان سپری کرده بودند و اتهامات آنها ثابت نشده بود و طبیعی بود که آزاد شوند. دانشجویان آزاد شده یا می گفتند تعهدی از آنها گرفته نشده، یا باور داشتند که تعهدها زیر فشار اخذ شده است. علی تاجرنیا، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی هم اعلام کرد که دانشجویان زندانی در شرایطی غیر قانونی به سر می برند و به زور آنها را به اعتراف و تک نویسی وادار می کنند. در نا آرامیهای اخیر در تهران، مراجع قضایی اعلام کرده اند که 4 هزار نفر بازداشت شده اند. شمار بسیاری از این بازداشت شدگان دانشجو بودندو مسئله زندانیان سیاسی و دانشجویی یکی از موارد آشکار نقض حقوق بشر در ایران است که سازمانها و نهادهای بین المللی بارها آن را گوشزد کرده اند. نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی مسئله ای است که رابطه ایران را با اتحادیه اروپا و بسیاری کشورهای دیگر تحت الشعاع قرار داده است. به گزارش خبرگزاری ایسنا 9 نفر از رهبران دانشجویی بازداشت شده در تظاهرات ضد حکومتی خردادماه تهران، آزاد شدند. آزادی این دانشجویان در پی دستور رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم برخورد عطوفت آمیز با دانشجویان، صادر شد. مهدی شیرزاد، عبدالله مومنی، پیمان عارف، رضا عامری نسب، میثم رشیدی، مرتضی صفایی فر، مسعود کریمی، علی اکبر اکرمی عراقی و امیر حسین اعتمادی بزرگ، دانشجویانی هستند که گفته می شود با دستور عفو رهبر جمهوری اسلامی آزاد شده اند. نمایندگان ولی فقیه در دانشگاه ها طی نامه ای به رهبر، از وی خواسته بودند دستور عفو دانشجویان را صادر کند. روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران در اطلاعیه ای نوشت: «بنا به موافقت رهبری با درخواست آزادی دانشجویانی که در وقایع اخیر دستگیر شده اند و از فتنه گران و آشوبگران اعلام برائت جسته و وفاداری خود را نسبت به نظام مقدس جمهوری اسلامی اعلام می دارند، این دانشجویان آزاد شده اند.» به نوشته همین اطلاعیه این دانسژویان در اوین بسر می بردند و پرونده آنها هنوز به دادگاه ارسال نشده بود. در محافل دانشجویی گفته می شود این شگردی است که داستانی بارها آنرا به کار برده تا بحران بازداشت دانشجویان را خاتمه دهد. دانشجویان می گویند دادستانی انقلاب در بازجویی های خود نتوانست سند و مدرکی مبنی برتلاش در جهت مختل کردن امنیت ملی و فعالیت مسلحانه به دست آورد و از سوی دیگر نمی تواند با پذیرش مسولیت اشتباه خود در دستگیری این دانشجویان آنها را آزاد کند در نتیجه عفو رهبری را پوششی برای آزادی آنها قرار می دهد. دانشجویان آزاد شده می گفتند یا تعدی از آنها گرفته نشده یا تعهدها زیر فشار اخذ شده است.

No responses yet

Feb 07 2015

هاآرتص از اخراج یک دیپلمات ارشد ایرانی از اروگوئه خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: وزنامه اسرائيلی هاآرتص جمعه هفدهم بهمن از «اخراج» يک «ديپلمات ارشد» جمهوری اسلامی ايران در اروگوئه «به ظن» ارتباط با بمب گذاری چهار هفته پيش در مونته ويدئو خبر داده است.

به گزارش هاآرتص، تحقيقاتی که سازمان اطلاعاتی اين کشور آمريکای لاتين در مورد انفجار آن بمب انجام داد، به «اخراج» اين ديپلمات ايرانی انجاميد.

هاآرتص نام اين ديپلمات را نبرده اما به نقل از يک «کارمند بلندپايه» وزارت خارجه اسرائيل نوشته است، اروگوئه پس از اخراج اين ديپلمات، اين  موضوع را به اسرائيل اطلاع داده است.

در بمبگذاری روز هشتم ژانويه در مونته ويدئو کسی آسيب نديد و خسارت اندکی به محل انفجار وارد شد.

رسانه های اسرائيل نوشته بودند، شيئی انفجاری «کوچک» بود و به طور کامل نيز عمل نکرد.

محل انفجار در کنار مرکز تجارت جهانی پايتخت اروگوئه بود. سفارت اسرائيل در طبقه نهم اين ساختمان قرار دارد و پس از انفجار در روز يادشده، با رسيدن دهها نفر از نيروهای امنيتی اوروگوئه به محل، سفارت موقتا بسته شد.

بنوشته هاآرتص، هرچند نيروهای اطلاعاتی سفارت اسرائيل تاکيد داشتند که فاصله محل انفجار تا سفارت زياد بوده اما عوامل آن می خواستند «ميزان هوشياری را بسنجند تا بعد بتوانند اقدامی جدی تر انجام دهند».

رسانه های اسرائيل در روز انفجار، آن را بدليل همزمانی با حملات تروريستی فرانسه و ازجمله حمله ای که به سوپرمارکت يهودی پاريس انجام شده بود، حلقه ای ديگر از اين نوع حملات توصيف کرده بودند.

این در حالی است که ايمانوئل ناخشون، سخنگوی وزارت خارجه اسرائيل، گزارش هاآرتص را تاييد يا رد نکرده است.

دولت های اروگوئه و ايران نيز هنوز به اين گزارش هاآرتص واکنش نشان نداده اند.

اما هاآرتص نوشته است اوروگوئه تصميم گرفته است شعله اين ماجرا را پايين نگاهدارد و خبر اخراج «ديپلمات ارشد» ايرانی را منتشر نکند.

هاآرتص نوشته است: «ايران و حزب الله در سالهای گذشته زيربنای تروريستی در آمريکای لاتين را تقويت کرده و از ميان مهاجران شيعه مقيم آرژانتين، برزيل و پاراگوئه يارگيری کرده اند».

هاآرتص ادعا کرده است، سفارتخانه های ايران در آمريکای لاتين که شمارشان افزايش يافته و فعاليت های آنها تقويت شده، به عنوان «زيربنای گردآوری اطلاعات و لجيستيکی برای ضربه زدن به هدف های اسرائيلی و يهودی» عمل می کنند.

اين روزنامه اسرائيلی اضافه کرده است: «اين زيربنای تروريستی از سالها قبل نهاده شد و در نيمه نخست دهه نود ميلادی، ابتدا سفارت اسرائيل و سپس کانون همياری يهوديان آرژانتين منفجر شد.»

ایران طی سال های گذشته هرگونه دخالت در انفجار کانون همیاری یهودیان آرژانیتن را رد کرده است.

No responses yet

Feb 07 2015

شاهین نجفی «دخول نامبارک عمام» را تسلیت گفت!

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

خودنویس:
شاهین نجفی، خواننده آنارشیست ایرانی مقیم آلمان، با انتشار پیامی در وبلاگ رسمی خود، آغاز دهه «زجر» را به «مدافعان شرافت و انسانیت» تسلیت گفت

شاهین نجفی در پیام خود نوشته است:

جا دارد آغاز دهه فجر، آغاز سال‌ها و سال‌ها زجر و دخول نامبارک عمام امت، آن نرینه دائم النعوظ اسلام در ملت، آن بلدوزر ضد فرهنگ، آن بنیانگذار نوین خدعه و نیرنگ، آن دراکولای جماران، آن قبرکن شبانه خاوران و آن ویرانگر ایران را به همه دلسوختگان و مدافعان شرافت و انسان تسلیت بگوییم.
رفقا لطفا خاطرات‌شان با عمام را نقل كنند تا حظ امت اكمل شود. انشالاااا

در سال ۱۳۹۱ شاهین نجفی ترانه‌ای با عنوان «نقی» و با درون مایه نقد اجتماعی و سیاسی منتشر نمود. این ترانه توسط هواداران امامان شیعه توهین‌آمیز تلقی شد و حتی نجفی به مرگ (ترور) توسط مسلمانان تهدید شد و برخی مراجع شیعه، از جمله مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی نیز حکم ارتداد و مهدورالدم بودن او را صادر کردند و بعضی نهادهای وابسته به جمهوری اسلامی نیز برای کشتن او جایزه نقدی تعیین کردند.

No responses yet

Feb 06 2015

مهدی طباطبایی٬ نماینده سابق مجلس: سخنان احمد جنتی خسارات زیادی به نظام زده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: مهدی طباطبایی٬ نماینده سابق مجلس به امامان جمعه و نمایندگان علی خامنه‌ای در استان‌ها توصیه کرده بین خود و مردم دیوار نکشند و از ایراد خطبه‌های «غرض‌ورزانه» خودداری کنند.

آقای طباطبایی گفته در اکثر خطبه‌های نماز جمعه بیشتر مسائل «ضد اخلاقی» مطرح می‌شود تا مسائل «اخلاقی.»

وی این سخنان را در واکنش به برخی خطبه‌های نماز جمعه احمد جنتی٬ دبیر شورای نگهبان بیان کرده و گفته سخنان جنتی همیشه برای نظام «هزینه» داشته است.

طباطبایی افزوده نظام به خاطر بسیاری از سخنان احمد جنتی «خسارت» دیده است و به خصوص آن بخش از سخنان دبیر شورای نگهبان که در مقطع انتخابات ریاست جمهوری ایراد شده بود.

وی افزوده شورای نگهبان باید نگهبان نظام باشد، اما وقتی آقای جنتی مطلبی «نپخته» را از تریبون نماز جمعه می‌گوید طبیعی است که اعتراض مردم را در پی داشته باشد.

طباطبایی افزوده که سخنان «نپخته و خام» جنتی به پای شورای نگهبان نوشته می‌شود و در شان وی نیست که در خطبه‌های نماز جمعه از مردم بخواهد روزی یک وعده غذا بخورند.

این استاد اخلاق با طرح این پرسش که «مردم تا کی تاوان کلمات ناشایست خطبا را بدهند؟» گفته «سوال من از آیت‌الله جنتی این است که این چه منطقی است که ایشان هر حرفی که به ذهن شان می‌رسد بدون در نظر گرفتن حواشی و تبعات آن می‌فرمایند و بعد هم می‌گویند مردم مقاومت کنند.»

طباطبایی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از تبریک مرگ پادشاه عربستان از سوی جنتی در خطبه‌های نماز جمعه هم گفته «کجای سیاست و کشورداری می‌گوید برای مرگ یک حاکم در کشوری دیگر تبریک بگوییم.»

به گفته وی بسیاری از کسانی که در نماز جمعه شرکت می‌کنند چیز تازه‌ای در حوزه «دین» و «سیاست» به دست نمی‌آورند چراکه در این خطبه‌ها مسائل «ارزشمندی» مطرح نمی‌شود.

این استاد اخلاق اضافه کرده در خطبه‌ها باید جنبه دینی و تقوایی مباحث رعایت شود و مردم به سوی دین خدا سوق داده شوند نه اینکه خطبه‌ها باعث «انحراف» مردم شود.

طباطبایی در بخش دیگری از سخنان خود خطاب به امامان جمعه گفته باید بیشتر در میان مردم باشند و میان خود با مردم دیوار نکشند.

براساس اعلام مقام‌های مسئول در حال حاضر در بیش از ۷۰۰ شهر ایران هر هفته از سوی نمایندگان علی خامنه‌ای نماز جمعه برگزار می‌شود.

مهم‌ترین محور‌های خطبه‌های نماز جمعه٬ همه هفته از سوی ستاد اقامه نماز جمعه در قالب بولتنی در اختیار امامان جمعه قرار می‌‌گیرد.

No responses yet

Feb 06 2015

«عقب نشينی» دولت روحانی از حذف يارانه افراد با درآمد بالای ۲.۵ ميليون تومان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی,یارانه

رادیوفردا: یک عضو کمیسیون تلفیق مجلس روز پنج شنبه ۱۶ بهمن خبر داد که دولت از نظر قبلی خود درباره موافقت با حذف خانواده افراد با درآمد بالای دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در ماه، از فهرست یارانه بگیران «عقب نشینی» کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، اسماعیل جلیلی پیش‌بینی کرد که در صحن علنی مجلس، «پیشنهاد بازگشت به لایحه دولت» تصویب و بر آن اساس به همه مردم یارانه نقدی پرداخت شود.

کمیسیون تلفیق مجلس در مصوبه‌ای دولت را موظف به پرداخت یارانه به افراد با درآمد کمتر از دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در ماه کرده است.

در صورت تصویب نهایی این مصوبه، درآمد کمتر از دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در ماه باید توسط سازمان هدفمندی یارانه‌ها «احراز» شود.

عضو کمیسیون تلفیق مجلس در سخنان خود با اشاره به «موافقت» نماینده دولت با این مصوبه افزود که اظهارات اسحاق جهانگیری، معاون اول رییس‌جمهوری، در جلسه با کمیسیون تلفیق «به گونه‌ای بود که دولت با این پیشنهاد موافق نیست».

به گفته آقای جلیلی، دولت معتقد است که این پیشنهاد «فاقد استدلال منطقی» است و امکان اجرای آن وجود ندارد.

وی تصریح کرد: «بر هم زدن نحوه اقدام فعلی بدون در نظر گرفتن شرایط اجرایی آن، هزینه‌های اجتماعی را افزایش خواهد داد».

آقای جلیلی همچنین گفت که پیشنهاد کمیسیون تلفیق مجلس حتی در صورت تصویب نهایی ممکن است که مانند سال گذشته از سوی دولت اجرا نشود.

کمیسیون برنامه و بودجه مجلس روز ۱۶ مهر در گزارشی اعلام کرده بود که دولت، این مصوبه قانون بودجه سال ۹۳ برای تصویب دستورالعمل تعیین خانوارهای واجد شرایط دریافت یارانه نقدی را اجرا نکرده‌ است.

آقای جلیلی در ادامه سخنان خود گفت: «با توجه به مخالفت دولت با این پیشنهاد، ممکن است در صحن علنی مجلس پیشنهاد بازگشت به لایحه دولت به تصویب برسد که بر آن اساس به همه اقشار جامعه، پرداخت نقدی انجام خواهد شد».

دولت حسن روحانی در لایحه پیشنهادی بودجه ۹۴ یک بندِ بودجه سال ۹۳ که دولت را موظف به شناسایی و حذف دهک‌های پردرآمد از فهرست یارانه‌بگیران می‌کرد، حذف کرده است.

طرح پرداخت یارانه‌ها در ایران از دولت دوم محمود احمدی‌نژاد آغاز شد و در این مدت چگونگی اجرای آن به یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی دولت تبدیل شده‌است.

بیش از ۷۳ میلیون نفر از جمعیت ۷۷ میلیونی ایران برای دریافت یارانه ثبت نام کرده‌اند.

رییس‌جمهوری ایران ۱۵ بهمن در سخنانی، پرداخت یارانه‌ها را «موقتی» دانست و گفت: «یارانه‌ها همیشگی نیست و تلاش بر این است که یارانه به سمت حامل‌های انرژی و تولید هدایت شود».

پیش از این برخی از مقام‌های دولت آقای روحانی، مدیران دولت‌ گذشته و نمایندگان مجلس به نحوه پرداخت یارانه‌های نقدی انتقاد کرده‌ بودند.

عبدالرضا مصری، وزیر رفاه در دولت محمود احمدی‌نژاد، روز ۲۰ آذر گفته بود: با یارانه نقدی که در این سال‌ها به همه مردم پرداخت شد، می‌توانستیم «۲۵ پالایشگاه ۱۵۰ هزار بشکه‌ای» در کشور احداث کنیم.

حسین مرعشی، معاون رییس جمهوری در دولت محمد خاتمی، نیز روز ۲۱ شهریور، یارانه نقدی را «معضلی برای اقتصاد کشور» خوانده و گفت که میزان این یارانه‌ها ۳۰ درصد بیشتر از اعتبارات عمرانی است.

اما با وجود این انتقاد‌ها و کسری بودجه، دولت حسن روحانی همچنان به پرداخت یارانه‌های نقدی به مردم ادامه می‌دهد.

No responses yet

Feb 06 2015

فرمانده انصار تبریز یک مرجع را تهدید به‌مرگ کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر


خودنویس: آیت‌الله سید صادق شیرازی، مرجع تقلید منتقد جمهوری اسلامی ایران از سوی انصار حزب‌الله تهدید به مرگ شد.

بر اساس گزارش‌های رسیده از ایران، وب‌سایت عماریون، از پایگاه‌های خبری وابسته به محافل امنیتی جمهوری اسلامی، روح‌الله بجانی، از مدیران ارشد انصار حزب‌الله ایران وفرمانده نیروی سیصد نفری موسوم به «جیش الخامنه‌ای»( ارتش خامنه‌ای) در مراسم رسمی بزرگداشت مجتبی نواب صفوی که با حمایت وحضور عناصر حکومتی برگزار می شود، خشم خود را از انتقادات

آیت‌الله سید صادق شیرازی از حکومت ایران ابراز داشت. این عضو انصار حزب‌الله تهدید کرده است که اگر آیت‌الله شیرازی از مسیر اعتراض به نظام ورهبری دست برندارد، به زودی انصار حزب‌الله او را ترور خواهد کرد.

روح‌الله بجانی، سید صادق شیرازی را با احمد کسروی مقایسه کرده وحزب‌الله ایران را موظف به برخورد و ترور او دانسته است. احمد کسروی نویسندۀ دگراندیش ایرانی، ۶۹ سال قبل به‌وسیله‌ی فدائیان اسلام، ترور شد و جان باخت.

No responses yet

Feb 06 2015

محمد‌رضا نقدی٬ فرمانده سازمان بسیج: مقایسه فساد نظام با حکومت پهلوی درست نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی

دیگربان: محمد‌رضا نقدی٬ فرمانده سازمان بسیج گفته مقایسه «فسادهای» مالی حکومت پهلوی با پرونده‌های فساد در جمهوری اسلامی ایران درست نیست.

آقای نقدی افزوده حکومت پهلوی براساس «فساد» بنا شده بود در حالی که جمهوری اسلامی نظامی مبتنی بر «پاکی» است و مقایسه این دو حکومت با هم «درست» نیست.

وی با انتقاد از کسانی که برخی پرونده‌های فساد مالی در جمهوری اسلامی را بزرگ‌ترین فساد قرن دانسته‌اند٬ گفته اگر فسادی هم رخ داده در زمان مسئولیت این افراد بوده است.

نقدی نامی از این افراد نبرده٬ اما گفته آن‌ها «خودی» هستند و به «غفلت» نظام را «متهم» به فساد می‌کنند.

با افزایش کشف پرونده‌های فساد در جمهوری اسلامی٬ باور عمومی به این نتیجه رسیده که این نظام و برخی دولت‌های آن «فاسد‌ترین» نظام‌ در تاریخ ایران است.

No responses yet

Feb 06 2015

جشن است یا عزای ملی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دکتر شاهین فاطمی: هفته آینده رژیم حاکم در تهران سالگرد انقلاب را جشن خواهد گرفت. انقلابی که ایران را ویران کرد، میهنمان را به جنگ خانمان‌سوز هشت‌ساله با عراق کشاند، حیثیت معنوی و اقتصاد کشورمان را به باد فنا سپرد، مشتی اراذل‌واوباش را بر سر مردم سوار کرد، صدها هزار جوان را در جنگ و انتقام‌جویی به خاک و خون کشاند و میلیون‌ها ایرانی را ناچار به جلای وطن کرد. نخستین رئیس‌جمهورش از ترس جان ناچار به فرار شد و سه رئیس‌جمهور دیگرش که بیست‌وچهار سال بر این خراب‌شده حکومت کردند امروز به‌عنوان ” فتنه‌گر”، “انحرافی” و “فاسد” متهم و مطرودند.

آیا سی و ششمین سالگرد چنین انقلابی را باید جشن گرفت یا عزا؟ مردم می‌پرسند چرا با هر سالگرد انقلاب شرایط زندگی مشکل‌تر شده است؟ چرا هرسال که می‌گذرد زندگانی تلخ‌تر و وضع معیشت بحرانی‌تر می‌شود؟ چرا از صبح انقلاب تا امروز مردم حتی یک روز احساس شادی و آزادی نکرده‌اند؟ در هیچ‌یک از انقلاب‌های جهانی شادمانی و رفاه دستگیر مردم نشده است اما سرانجام این درس را همه مردمان جهان آموخته‌اند که نفس انقلاب نوعی توحش است و اگر شکی برای کسی باقی‌مانده بود انقلاب اسلامی در ایران برای همیشه به مردم جهان آموخت که صلح و صفا و رستگاری ثمره هیچ انقلابی نبوده و نخواهد بود.

به نام انقلاب، با تحمیل یک نظام توتالیتر مذهبی مردم را از همه مواهب زندگی محروم کرده‌اند. مردم می‌پرسند این هزینه سنگین تحریم و انزوا را برای چه باید بپردازند؟ چرا باید در مملکتی که می‌توانست در زمره پیشرفته‌ترین کشورهای منطقه و حتی جهان قرار گیرد امروز فقر، فساد، شکنجه و مرگ حکومت می‌کند؟ این انقلاب که یک رژیم مذهبی را در ایران مستقر کرد در تاریخ قرن بیستم به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین شیادی‌های سیاسی به ثبت خواهد رسید. در تاریخ خواهند نوشت که به نام آزادی و مساوات جمعی از عقب‌مانده‌ترین لایه‌های اجتماعی در ایران به حکومت رسیدند. هدف آن‌ها تحمیل تعصبات مذهبی و فرقه‌ای به کلیت جامعه ایران بود. نتیجه یک قرن تلاش ایرانیان را با هرچه دیگر که از فهم آن عاجز بودند وحشیانه نابود ساختند با این ادعا که می‌تواند در جهان امروز عقربه‌های تاریخ را بیش از هزار و چهارصد سال به عقب برگرداند و اصول و موازین جوامع آن روزی را در دنیای مدرن امروز و بر جامعه جوان و متحول ایران بازور زندان، شکنجه و اعدام تحمیل کرد.

بیلان سی‌وشش سال سلطه این انقلاب و رژیم منبعث از آن چیست؟ از کجا باید این بررسی را آغاز کنیم؟ شاید وضع مهم‌ترین ثروت هر ملت یعنی اعتبار و آبروی بین‌المللی آن بهترین نقطه آغازین این بررسی باشد. کشوری را که مورداحترام بخش عظیمی از جهان آن روز بود و مردم آن می‌توانستند با گذرنامه شیر و خورشید نشان خود به اکثر قریب به‌اتفاق کشورهای جهان بدون ویزا و در کمال عزت و احترام سفر کنند امروز به‌عنوان یک کشور منزوی، فناتیک، خشن و تروریست پرور مبدل کرده‌اند. کشوری را که با احیای عظمت تمدن و فرهنگش می‌رفت تا یک‌بار دیگر جایگاه تاریخی خود را بازیابد به یکی از عقب‌مانده‌ترین کشورهای جهان مبدل ساخته‌اند. شرایط کشوری را که به آن میلیون‌ها نفر کارگر بیگانه برای اشتغال سفر می‌کردند به‌جایی رسانده‌اند که امروز به هر اردوگاه پناهندگی که سر می‌زنید می‌بینید پناهندگان ایرانی در کنار پناهندگان سوری، افغانی، آفریقائی و دیگر آوارگان جهان سردر گریبان نشسته‌اند.

مملکتی را که می‌رفت ازنظر اقتصادی همانند ترکیه و کره جنوبی و پیش از اندونزی در زمره بیست کشور معتبر جهان قرار گیرد و ریالش زمانی یکی از پنج پول معتبر جهان در سبد صندوق بین‌المللی پول قرارگرفته بود امروز به یکی از بی‌اعتبارترین ممالک جهان مبدل شده است. پول ملی کشوری که در سراسر اروپا همانند دلار آمریکا و پوند انگلیس در هر بانکی قابل‌تبدیل بود امروز به آن‌چنان موقعیت ضعف و بی‌اعتباری گرفتارشده است که هرروز بیش از روز پیش از ارزش و اعتبارش کاسته می‌شود. کشوری که نماینده آن روزی به ریاست مجمع عمومی سازمان ملل برگزیده می‌شد دیپلمات‌هایش را به‌عنوان تروریست و سفارتخانه‌هایش را همانند مراکز تروریستی در سراسر جهان با دیده شک و ترس نظاره می‌کنند. درزمینهٔ سیاست خارجی هرسال که گذشته است براثر در پناه بلندپروازی‌ها و ماجراجویی‌ها که همه ناشی از بی‌سوادی، عدم لیاقت و ماجراجوئی سران حکومت است، بیشتر و گسترده‌تر مورد تحریم و تهدید قرارگرفته‌ایم. حاکمان موجود حتی یک‌بار این زحمت را به خود نداده‌اند که به مردم بگویند مسبب این هزینه سنگین محرومیت، فقر و انزوا که تحریم‌ها به ملت ایران تحمیل کرده است کیست. از مردم می‌خواهند که در برابر سختی‌ها متحمل باشند اما حتی یک‌بار نگفته‌اند سرانجام این‌همه عناد و دشمنی با دنیا و سرکشی و لجبازی با سازمان‌های بین‌المللی چه خواهد بود و درنهایت چه سودی عاید ملت ایران خواهد شد؟

بعد از سی‌وشش سال، وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم این احساس به انسان دست می‌دهد که لااقل یک قرن فرصت و زمان را از دست داده‌ایم. سی‌وچند سالی که ملت ایران گرفتار این مصیبت عظیم بوده است در تاریخ اقتصاد و پیشرفت جهان سال‌هایی استثنایی بوده‌اند. این درست همان سی سالی است که هندوستان، چین، برزیل و ده‌ها کشور دیگر توانستند نه‌تنها خود را از زنجیر فقر و بدبختی برهانند بلکه به سرعتی سرسام‌آور و با رشد خالصی حتی کمتر از رشد اقتصادی که ما در ایران پیش از انقلاب از آن برخوردار بودیم (بین هشت تا ده درصد در سال) خود را به قافله جهان پیشرفته نزدیک‌تر کنند. زمانی که در ایران انقلاب شد چین یک کشور روستایی عقب‌مانده با رهبری مستبد و متعصب شبیه “رهبر معظم” رژیم اسلامی به نام مائو درگیر و دار به‌اصطلاح انقلاب فرهنگی بود. اما طی سی و اندی سال گذشته چین توانسته است با گریز از آن افسانه‌های پوسیده ایدئولوژیک و در پی انتخاب مسیر اقتصاد آزاد، خود را به دومین قدرت اقتصادی جهان ارتقا دهد و چه‌بسا، در طی چند سال آینده تولید ناخالص ملی‌اش از آمریکا نیز فزونی گیرد.

آری همین سی‌وچند سالی که ما بیشتر سینه و قمه زدیم و روضه‌خوانی کردیم، امام‌زاده ساختیم و عزاداری آموختیم هندوستان عقب‌افتاده، اندونزی فراموش‌شده و برزیل ورشکسته و ترکیه‌ای که امیدش به کمک‌های اقتصادی ایران پیش از انقلاب بود، همه این کشورها به آن درجه از مدارج قدرت اقتصادی رسیده‌اند که در کنار کشورهای اروپایی و آمریکا در “گروه بیست قدرت اقتصادی جهان” برای فردای دیگر کشورها برنامه‌ریزی و تعیین سرنوشت کنند. کره جنوبی که به‌مراتب اقتصادش از اقتصاد ایران ضعیف‌تر بود امروز به یک غول اقتصادی تبدیل‌شده است. چین و روسیه سرانجام به عضویت سازمان تجارت جهانی( WTO) درآمدند و ایران که در آستانه پذیرش بود امروز در کنار کره شمالی و زیمبابوه به یک کشور حاشیه‌ای مبدل شده است. همه این تغییر و تحولات در طی همین سی و اندی سال که ملت ایران را با سخنرانی‌های نماز جمعه امثال جنتی، مصباح یزدی و سید احمد خاتمی در مورد فواید گریه، عزاداری و مرثیه‌خوانی سرگرم کرده بودند به وقوع پیوسته است.

قرار ملاقات با تاریخ

ملت ایران با تاریخ و آینده خود قرار دیدار بسته است. آنچه درگذشته بر سر ملت ما آمده تغییرناپذیر است. جوانانی که در جنگ و یا بر سر چوبه‌های دار جان‌باخته‌اند دیگر زنده نخواهند شد، فرصت‌های ازدست‌رفته بر نخواهند گشت. نظام جمهوری اسلامی با بر پا کردن چوبه دار بر سر هر کوچه و بازار، با شکنجه و شلاق به گمان خود از ایران زندانی ساخته است به وسعت یک گورستان تا ملایان بر روی اجساد مردم به رقص مرگ بپردازند. اما آنچه جمهوری اسلامی قادر به انجام آن نیست شکستن سد امید و اراده مردم است.

جمهوری اسلامی هرگز نتوانسته است امید را هم از مردم ایران بدزدد. هرگز موفق به شکستن پیمان ملت ایران با آینده نشده است. جمهوری اسلامی نتوانسته است و نخواهد توانست در دژ مقاومت و امید مردم رخنه کند. به هر گوشه مملکت که بنگرید و در هر فرصتی که جلادان رژیم برای لحظه‌ای حضور پیدا نکنند مردم فریاد اعتراض می‌کشند، شعار می‌نویسند، شعر می‌گویند و به دنیایی که در برابر این مقاومت و استقامت حیران مانده است پیام می‌فرستند که ایران با تاریخ قراری دارد که یک‌بار دیگر مقام و جایگاه والای خود را در میان ملل جهان اشغال کند.

پاریس: پنجشنبه، پنجم فوریه دو هزار و پانزده

No responses yet

Feb 05 2015

گربه‌های چاق آریستوکرات، بیوت صالحه و حق ویژه‌ی حکومت داری

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

حودنویس: گربه‌های چاق آریستوکرات، بیوت صالحه و حق ویژه‌ی حکومت داری
طبقه‌ی ممتازه‌ی جمهوری اسلامی برای‌ خود ویژگی‌های الهی و اسطوره‌ای و اصالت تبار قائل است و از این که منابع و قدرت انحصاری دارد به هیچ روی شرمنده نیست

از مبانی تفکیک و تعطیل ناشدنی جمهوری اسلامی وجود طبقه‌ی ممتازه است. این طبقه برای خود ویژگی‌های الهی و اسطوره‌ای و اصالت تبار قائل است و از این که منابع و قدرت انحصاری دارد به هیچ روی شرمنده نیست. این امتیازات از موانع جدی دمکراسی در ایران است. از این جهت آشکارسازی این گونه دیدگاه‌ها یک ضرورت برای کسانی است که می‌خواهند فرایند گذار به دمکراسی را در ایران تسهیل کنند.

پس از روی کار آمدن دولت روحانی زبان کسانی که در دوران احمدی نژاد به دلیل پیش بینی ناپذیری و افشاگری وی علیه منتقدان درون حکومتی‌اش بسته بود باز شده است. یکی از اینها صادق خرازی سفیر سابق جمهوری اسلامی در پاریس و از یاران محفل محمد خاتمی است. او چند گاهی است طابق النعل بالنعل به توجیه مواضع خامنه‌ای در سیاست خارجی اشتغال دارد تا آنجا که هم محفلی‌های خود را نیز از انتقاد در باب عدم پیروی از ولی فقیه محروم نمی‌کند. البته همه‌ی این توجیهات مقدمه‌ای بود برای راه اندازی حزب ندای ایرانیان و دنبال کردن مسیر جاه طلبی یکی از خرازی‌ها برای گرفتن سهمی بیشتر از کیک امتیازات توسط یکی از آقازاده‌ها.

اصالت تبار

صادق خرازی در پاسخ منوچهر متکی به انتقادات وی از وزیر سابق خارجه او را غیر مستقیم بی‌ریشه و تبار خواند و گفت: «به ‌زعم من آقای احمدی‌ نژاد دو لطف و دو خدمت در نصب و عزل شما به جناب‌عالی كردند، نخست آنكه شما را در كرسی وزارت خارجه كه شان انسان‌های وزین و متین و دارای تبار است نشاندند.» (آفتاب، ۱۳ فروردین ۱۳۹۰) بدین ترتیب کرسی وزارت خارجه در شان برادر ایشان است و دیگر آقازاده‌های خانواده‌های روحانیون.

علی لاریجانی نیز در مقام انتقاد از برخی از اعضای خانواده‌ی خمینی (پس از انتشار نوشته‌های نعیمه‌ی اشراقی) از «بیوت صالحه» در جمهوری اسلامی و در میان روحانیت یاد می‌کند با این دلالت که عضویت در یک خانواده می‌تواند برای یک فرد ویژگی‌های اخلاقی و مذهبی به بار آورد و اعضای این خانواده‌ها باید حواس‌شان به این موضوع باشد.

باور به اصالت تبار صرفا به دوران جمهوری اسلامی باز نمی‌گردد بلکه ریشه در نظام سلطنتی دیرینه‌ی کشور و نیز باورهای سنتی روحانیت دارد تا حدی که عنصر تبار در میزان شهریه‌ی افراد دخالت داشته است: «گاهی هم سادات مقداری بیش از غیر سادات شهریه می‌گیرند.» (طلاب حوزه علمیه چقدر شهریه می‌گیرند؟ الف، ۲۲ فروردین ۱۳۹۰)

باور به اصالت تبار که در رژیم‌های تمامیت خواه به تبعیض و کشتار جمعی می‌انجامد در میان روحانیون جاری و ساری بوده است اما قدرت مطلقه در جمهوری اسلامی این باور را تقویت کرده است. روحانیون و اعضای خانواده‌ی آنها که یک شبه و بدون هیچ زحمت و مراجعه‌ای به مردم یا پاسخگویی و نظارت آنها صاخب قدرت و ثروت‌های کلان شده‌اند چنین تصور می‌کنند که این مزایا و منابع به خاطر اصالت تبار به آنها تعلق گرفته است در حالی که نزدیکی به قدرت استبدادی و حمایت بی چون و چرا از آن رمز قدرت این خانواده‌هاست: «جناب رئیس جمهور محترم می‌دانند که در سیستم سیاسی ایران آنچه عامل موفقیت ایشان در دسترسی به اهداف متعالی و آرمان‌های رئیس جمهور می‌شود، اعتمادی است که رهبری و ارکان قدرت به ایشان دارند.» (صادق خرازی در انتقاد به گفتگوی تلفنی روحانی و اوباما، فیس‌بوک وی، ۳۰ مهر ۱۳۹۲)

این خانواده‌ها که پس از حدود چهار دهه حکومت در ایران مدعای اصالت تبار و حق ویژه‌ی حکومت به واسطه‌ی آن هستند چه ویژگی‌هایی دارند؟ چرا برای خود امتیازات ویژه قائل هستند؟ این خانواده‌ها چطور به یکدیگر متصل شده‌اند؟

فراجناحی‌اند

خانواده خرازی نمونه‌ای از خانواده‌های فراجناحی و مدعی تبار است. صادق خرازی فرزند محسن خرازی عضو فعلی مجلس خبرگان رهبری و نواده «مهدی خرازی» از بازاریان تهران سال‌های پیش از انقلاب و یکی از تامین کنندگان مالی موسسه‌ی در راه حق تحت نظر مصباح یزدی است. کمال خرازی وزیر خارجه در دولت محمد خاتمی، عموی صادق خرازی و عضو و رئیس شورای راهبردی روابط خارجی جمهوری اسلامی است. خواهر صادق خرازی همسر مسعود خامنه‌ای یکی از چهار پسر خامنه‌ای است. محمد باقر خرازی برادر صادق خرازی تشکیلاتی با نام حزب‌الله ایران دارد. صادق خرازی اما خود ظاهرا در شمار اصلاح‌طلبان نزدیک به محمد خاتمی است و در انتخابات ۱۳۸۸ مشاور موسوی در حوزه‌ی سیاست خارجی بود. پسر صادق خرازی با فاطمه خاتمی دختر محمدرضا خاتمی و زهرا اشراقی (نوه خمینی) ازدواج کرده است.

پیوندهای این خانواده با نقاط مختلف راس هرم قدرت به گونه‌ای بوده است که در همه‌ی دولت‌ها دارای مناصب حکومتی بوده‌اند. صادق خرازی که در دولت رفسنجانی سفیر جمهوری اسلامی در سازمان ملل و در دولت خاتمی سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه بود در دولت احمدی نژاد هم پست و مقام می‌گیرد: «كمال خرازی، رييس پژوهشگاه علوم شناختي با حكم معاون علمي و فناوري رييس جمهور به عنوان دبير ستاد راهبري توسعه علوم و فناوري‌هاي شناختي منصوب شد.» (ایسنا، ۱۶ اسفند ۱۳۹۰) هر مقام دولتی در زمانی که بخواهد سهم بیت رهبری را ادا کند افراد نزدیک به بیت را به مقاماتی منصوب می‌کند. این افراد از همین خانواده‌های مدعی تبار مثل خرازی‌ها و لاریجانی‌ها هستند.

تقدم خویشاوندی بر صنف

روابط خویشاوندی نسبی و سببی در میان کاست روحانیت شیعه بسیار قدرتمند‌تر از روابط صنفی است. بخشی از روابط صنفی نیز با روابط خویشاوندی تحکیم می‌شود. نمونه‌ی بسیار خوب روابط خویشاوندی در حضور آقازاده‌های روحانی و غیر روحانی روحانیون در سطوح بالای قدرت، برادران لاریجانی هستند.

لاریجانی‌ها پنج برادر و فرزند میرزا هاشم آملی هستند. سه تن از لاریجانی‌ها با دختران آخوندهای سرشناس و پرنفوذ ازدواج کرده اند: علی با دختر مرتضی مطهری، صادق با دختر وحید خراسانی، و باقر با دختر حسن زاده‌ی آملی. مصطفی محقق داماد نیز با خواهر لاریجانی‌ها ازدواج کرده است. صادق و علی روسای قوای مقننه و قضاییه‌اند؛ فاضل قبلا رایزن فرهنگی ایران در کانادا و اکنون عضو شورای راهبردی مراکز علمی است؛ محمد جواد معاون قوه‌ی قضاییه و مسوول توجیه نقض حقوق بشر در ایران و فحاشی به نمایندگان سازمان ملل در حوزه‌ی حقوق بشر در مجامع جهانی و باقر معاون سابق وزارت بهداشت و اکنون مدیر طرح‌های تحقیقات بنیادی در حوزه‌ی سلاح‌های بیولوژیک است.

چرخه‌های تقویت کننده

روابط قدرت در درون و میان خانواده‌‌های خمینی، خامنه‌ای، طبسی، دستغیب، خاتمی، کنی، لاریجانی، خرازی، اردبیلی، شاهرودی، مشکینی و هاشمی و صدها خانواده‌ی حول و حوش آنها (حائری شیرازی، وحید خراسانی، خوشوقت، مطهری، نجابت، ری شهری، اشراقی، بجنوردی، مرعشی، روحانی-فریدون، علم الهدی، رئیسی) نه تنها به کسب قدرت کمک می‌کند بلکه قدرت را در میان اعضای این خانواده‌ها استمرار می‌بخشد. برای آن که این چرخه به راحتی و بدون مانع عمل کند دیگر اعضای جامعه نباید تشکل و سازمانی داشته باشند و صرفا نقش تابع و فرمانبردار برای آنها تعریف شده است. با همین توجیه است که یکی از روحانیون آریستوکرات در جمهوری اسلامی می‌گوید: «در مقابل روحانيت حزب درست نكنيد.» (مهدوی کنی، ایسنا، ۱ اسفند ۱۳۹۰)

بیمه‌ی خانوادگی

علت توزیع ثروت و منزلت و قدرت در میان اعضای این خانواده‌ها آن است که اعضای آن باور دارند تافته‌ی جدا بافته‌ای هستند صرفا به دلیل آن که در یک خانواده‌ی خاص پرورش یافته‌اند. آنها بر این باورند که تنها عاملی که این افراد را از فساد دور می‌کند همین پیوندهای خانوادگی است: «افرادی در خانواده‌های اصیل دینی رشد کرده و قانون صله رحم و حفظ پیوند اعضا را ادراک کرده و عمل نموده‌اند، وقتی وارد اجتماع رسمی شدند، دست به افساد در زمین نمی‌زنند، زیرا با روح پیوند و ایثار، گام به جامعه نهاده‌اند، ولی کسانی که از خانواده‌های غیر دینی برخاسته‌اند، چون اصل پیوند فطری بین اعضا، در اثر رعایت نکردن قانون صله رحم و لزوم ایثار و تعاون و… فراموش شده است؛ لذا با ورودشان به جامعه رسمی، پدیده‌های توحش و تنمّر نیز ظهور خواهد کرد.» (عبدالله جوادی آملی، تابناک، ۹ فروردین ۱۳۹۱) جمهوری اسلامی با فساد شایع میان مقامات و دروغ و تقلب رایج خلاف این باور را به اثبات رسانده است.

محرومیت منتقدان از خیر دنیا و آخرت

بر پایه‌ی همین باور به اصالت تبار و برگزیدگی این قشر است که روحانیون منتقدان خود را گمراه و سرگردان می‌دانند و بر این باورند که اگر کسی با آنها مخالفت کند (که از نظر آنها هر گونه مخالفت توهین و بی‌احترامی به شمار می‌آید) از زندگی در دنیا و آخرت خیر نخواهد دید: «بر اساس آنچه از روايات اهل بيت استفاده مي‌شود و به تجربه نيز اثبات شده است، اگر کسي حرمت علماي ربّاني را حفظ نمايد و آنان را گرامي بدارد، به حسن عاقبت دست خواهد يافت… همچنين اگر کسي به مراجع تقليد و علماي بزرگوار دين، بي‌احترامي نموده و اهانت و اتهامي به ايشان وارد سازد، در زندگي دچار سرگرداني و سردرگمي خواهد بود، ضمن اينکه در روز قيامت با خشم و غضب خداوند متعال مواجه خواهد شد.» (مظاهري، تابناک، ۲۸ فروردین ۱۳۸۹) این گونه سخنان به جای آن که تجربی و پیشگویانه باشند بیشتر به نفرین و لعنت می‌مانند.

No responses yet

Feb 05 2015

سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله: قدم‌ زدن‌ها با آمریکا باعث سقوط بازرگان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: سعید قاسمی یکی از فرماندهان حزب‌الله به طور تلویحی نسبت به سقوط دولت حسن روحانی به خاطر مذاکره با آمریکا هشدار داد.

آقای قاسمی گفته سیاستی که حسن روحانی در قبال آمریکا در پیش گرفته در دوره چهارساله دولت یازدهم از بین رفته و مضمحل خواهد شد.

وی به منتقدان محافظه‌کار دولت یازدهم توصیه کرده از حمله تند به این دولت خودداری کنند٬ چرا که دولت یازدهم قصد دارد رهبری را مسئول شکست دیپلماسی «لبخند» در برابر غرب معرفی کند.

قاسمی در بخش دیگری از سخنان خود به پیاده‌روی محمدجواد ظریف و جان کری در خیابان‌های ژنو اشاره کرده و گفته ریشه این پیاده‌روی به دولت موقت مهدی بازرگان باز‌می‌گردد.

به گفته وی ابراهیم قطب‌زاده و ابراهیم یزدی هم با آمریکایی‌ها رفت و آمد و مذاکره داشتند که آن «قدم‌زدن‌ها» باعث «سقوط» دولت بازرگان شد.

این فرمانده حزب‌الله نوع تعامل دولت روحانی با غرب را نوعی «خیانت» دانسته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .