اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for March, 2015

Mar 23 2015

انتقادات بی‌سابقه علی مطهری از رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی


دیگربان– گروهی از محافظه‌کاران فیلم ۳۰ ثانیه‌ای از حمله گروهی از نمایندگان به علی مطهری و ناتمام ماندن نطق وی در مجلس منتشر کردند.

علی مطهری روز۲۱ دی در نطق میان دستور خود باردیگر حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی را غیرقانونی خواند که با حمله گروهی از نمایندگان محافظه‌کار تندرو به وی نتوانست نطق خود را تمام کند.

No responses yet

Mar 22 2015

دستفروش خوزستانی که خودسوزی کرده بود، درگذشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: یونس عساکره، دستفروش خوزستانی که در اعتراض به برچیده شدن بساط میوه‌فروشی خودسوزی کرده بود، در بیمارستان مطهری تهران درگذشت.

برادر آقای عساکره در گفت‌و‌گو با بی‌بی‌سی فارسی با اعلام این خبر گفت که برادرش ساعت شش صبح امروز دوم فروردین ۱۳۹۴ بر اثر شدت جراحات، عفونت و سوختگی شدید اعضای داخلی درگذشته است.

به گفته خانواده آقای عساکره، بساط میوه فروشی او کنار خیابان بار‌ها توسط مأموران شهرداری خرمشهر تخریب شده بود.

گفته می‌شود درخواست یونس عساکره از شهرداری و شورای شهر برای گرفتن جواز احداث غرفه میوه فروشی رد شده بود.

آقای عساکره شنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۳ برای اعتراض به برچیده شدن بساطش به شهرداری خوزستان مراجعه و در نهایت مقابل شهرداری خودسوزی کرد.

برادر آقای عساکره می گوید که تعدادی از مسئولان استان در بیمارستان طالقانی اهواز به عیادت او رفته بودند. او بعدا به تهران منتقل شد.

در واکنش به خودسوزی، قدرت‌الله دهقان، معاون امنیتی و انتظامی استاندار خوزستان به خبرگزاری فارس گفته بود که “نمی‌توان به طور کامل شهرداری خرمشهر را مقصر دانست، اما در صورت سهل‌انگاری و کم‌کاری در برخورد با ارباب رجوع، استانداری خوزستان قاطعانه برخورد خواهد کرد.”

یونس عساکره از شهروندان عرب استان خوزستان در جنوب غربی ایران بود.

خانواده آقای عساکره می‌گویند که این بساط میوه‌فروشی تنها منبع درآمد یونس عساکره، دو فرزند کوچک و همسرش بوده است.

خودسوزی این دستفروش باعث بروز اعتراض‌هایی در میان اعراب خوزستان شد. از جمله آن‌که در حاشیه یک بازی فوتبال در اهواز، درگیری‌هایی رخ داد که فعالان عرب می‌گویند که یکی از دلایل آن، اعتراض گروهی از جوانان به خودسوزی یونس عساکره مقابل شهرداری خرمشهر بوده است. گزارش و عکس درگیری‌ها را اینجا ببینید.

در این حادثه دست‌کم یک خودروی پلیس آتش زده شد و همین‌طور شماری از جوانان معترض دستگیر شدند. پلیس بعدا اعلام کرد همه دستگیرشدگان آزاد شده‌اند.

No responses yet

Mar 22 2015

امام جمعه مشهد حمله‌کنندگان به علی مطهری را «مردم ارزش‌مدار» خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: امام جمعه مشهد، علی مطهری، نماینده تهران در مجلس را یک «عنصر غیرارزشی و منحرف» و حمله‌کنندگان به او در شهر شیراز را «مردم ارزش‌مدار» خواند.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایرنا، احمد علم‌الهدی، روز یک‌شنبه ۲ فروردین، گفت: «افرادی که با مطهری نماینده مجلس برخورد کردند اراذل و اوباش نبودند بلکه همین مردم ارزش‌مدار بودند که وظیفه خود دیدند با یک عنصر غیرارزشی و منحرف برخورد کنند و نیروهای متدین پای آرمان‌های خود ایستاده‌اند.»

وی با بیان اینکه نوع برخورد با مطهری صحیح نبوده در عین حال افزود: «نباید مسئولان اعم از رئیس جمهور و غیره علیه این افراد اینچنین واکنش نشان دهند بلکه انتقاد خود را به صورت مطلوب بیان کنند.»

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، که روز ۱۸ اسفند ۹۳ برای سخنرانی در دانشگاه شیراز به این شهر سفر کرده بود در فرودگاه این شهر «با هجوم نیروهای لباس‌شخصی مورد ضرب‌وشتم» قرار گرفت و در نهایت مجبور به بازگشت به تهران شد.

پس از این اتفاق، حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در نامه‌ای به وزیران اطلاعات و کشور، حمله‌کنندگان به آقای مطهری را «اوباش» خواند و به آنان دستور داد که این اتفاق پیگیری شود.

در همین حال حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی وزیر کشور جمهوری اسلامی، خبر داده‌است که ۱۵ نفر از عوامل حمله به مطهری شناسایی شده‌اند و دادستانی شیراز «دستورات اولیه قضایی مبنی بر احضار و جلب آنان» را صادر کرده است.

گفته‌های امام جمعه مشهد درحالی بیان می‌شود که پیش از این سخنان متفاوتی درباره عوامل حمله به آقای مطهری از سوی چهره‌های سیاسی اصول‌گرا مطرح شده‌است.

حمید رسایی، از نمایندگان عضو جبهه پایداری در مجلس گفته‌است: «اتفاقی که در شیراز رخ داده کار بچه حزب‌اللهی‌ها نیست و اگر کسی که این کار را کرده چنین ادعایی دارد، مثل آنهایی که از اعتدال دم می‌زنند، دروغ می‌گوید.»

این درحالی است که محی‌الدین حائری شیرازی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سابق شیراز گفته بود که عوامل حمله به آقای مطهری «اراذل و اوباش نبود[ند]، جوان نمازخوان ولایتی جان‌برکف برای اسلام بودند.»

در همین حال علی مطهری، روز سه‌شنبه ۱۹ اسفند ۹۳ درباره حمله‌کنندگان به خود گفته بود: «ظاهراً یک اصلِ پذیرفته شده بود؛ این افراد که از تجهیزاتشان مانند موتورهای سنگین و گاز فلفل معلوم بود از کجا دستور گرفته‌اند.»

«موتورهای سنگین» معمولاً توسط نهادهای نظامی و نیروهای بسیج در ایران استفاده می‌شود.

«از استاندار خواستم در مشهد کنسرت موسیقی برگزار نشود»

امام جمعه مشهد در ادامه سخنان خود گفت که از استاندار و مسئولان فرهنگی استان خراسان رضوی خواسته‌است که به خاطر به گفته او «حرمت» حرم امام هشتم شیعیان در مشهد کنسرت موسیقی برگزار نشود و یا برگزاری کنسرت منوط به تصویب شورای فرهنگ عمومی باشد که در رأس آن استاندار قرار دارد.

آقای علم‌الهدی اضافه کرد: «اگر مردم با کنسرت مبتذلی برخورد کردند مسئولان در عواقب آن مسئول هستند چون مردم در مقابل مسائل مغایر ارزش‌های اعتقادی و انقلابی ایستادگی می‌کنند.»

وی در عین حال گفت که نباید در عرصه فضای مجازی دولت را موافق و امام جمعه مشهد را مخالف کنسرت نشان داد «بلکه بایستی مطالب بطور کامل بیان شود.»

آقای علم‌الهدی پیش از این نیز درهشتم اسفند ۹۳ برگزاری کنسرت موسیقی را «مطرب‌بازی و ولنگاری» دانسته و گفته بود که چون تمام شهر مشهد حرم امام هشتم شیعیان است، برگزاری کنسرت در این شهر، «مطرب‌بازی» در حرم او است.

تنها یک روز پیش از این سخنان، کنسرت علیرضا قربانی و ارکستر «اشتیاق» در شهر گلبهار در نزدیکی مشهد با دستور دادستان این شهر لغو شده بود.

در ماه‌های پایانی سال گذشته علاوه بر امام جمعه مشهد برخی از امامان جمعه و روحانیون سرشناس مخالفت خود را با برگزاری کنسرت موسیقی اعلام کرده بودند.

مهدی قریشی، امام جمعه ارومیه، روز ۱۶ اسفند ۹۳ اعلام کرده بود که ترویج موسیقی هر چند موسیقی حلال، با «اهداف عالیه» نظام جمهوری اسلامی سازگار نیست و بهتر است جوانان وقت خود را صرف یادگیری علوم و فنون لازم بکنند.

پیش از آن نیز آیت‌الله محمد یزدی، رئیس دبیرخانه مجلس خبرگان، با حمله به عملکرد وزارت ارشاد در حوزه موسیقی، از علی جنتی خواسته بود به معاونت هنری این وزارتخانه تذکر دهد که موسیقی در اسلام حرام است.

No responses yet

Mar 21 2015

خامنه‌ای: ۱۳۹۴، سال غلبه پروستات بر ترموستات

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز,ملای حیله‌گر

خودنویس:

No responses yet

Mar 21 2015

یک زن در کابل با طرح ادعای آتش زدن قرآن،سنگباران شد،به زیر ماشین انداخته شد و نهایتا آتش زده شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه:

در این تصویر ، بدن بی جان فرخنده دیده میشود که حملات با چوب، سنگ آجر و لگد افراد ادامه دارد
روز گذشته در حوالی ساعت 4 بعد از ظهر، یک زن جوان در کابل نخست مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت، سپس در میان خیابان رها شد و اتوموبیل ها از روی وی گذشتند و در پایان به آتش کشیده شد.
این اتفاق از مسجد شاه دو شمشیر کابل پس از آن آغاز شد که عده ای این زن را متهم به آتش زدن قرآن کردند. این در حالی است که مقامات رسمی افغانستان آتش زدن قرآن توسط “فرخنده”را تکذیب میکنند.
هشدار، در این گزارش تصاویر بسیار خشن وجود دارد
از کلیۀ صحنه های ضرب و شتم فرخنده، در حالی که زنده است، سپس ادامه ضرب و شتم او درحالی که مرده به نظر میرسد و بعد آتش زدن او، افراد حاضر در محل فیلمبرداری کرده و در شبکه های اجتماعی منتشر ساخته اند. نکته قابل توجه دیگر آنکه، در تمامی ویدئوها و عکس های منتشر شده از این حادثه، میتوان حضور نیروهای پلیس را در اطراف جمعیت مهاجم و حتی در کنار فرخنده دید، در لحظاتی نیز آنها موفق میشوند جمعیت را عقب برانند. این درحالی است که فرمانده پلیس کابل مدعی شده است نیروهای پلیس پس از پایان ماجرا و مرگ “فرخنده”به محل رسیده اند.
نکته قابل توجه اینکه مسجد شاه دو شمشیر تنها چند صد متر با حساسترین مراکز دولتی کابل از جمله مرکز فرماندهی پلیس افغانستان، وزارت امور خارجه، وزارت کشور و چندین بیمارستان فاصله دارد و با توجه به زمان شروع این حادثه تا پایان آن که به نظر میرسد حدود دو ساعت به طول انجامیده است، بسیار عجیب به نظر می رسد که هیچ کس در جهت جلوگیری از این حملات اقدامی به عمل نیاورده است.

فرخنده در لحظات اولیه حمله، پیش از آنکه از پای درآید، در کنار وی حضور سربازان و پلیس مشهود است
ناظران به علت خشونت فراوان در ویدئوهای فراوانی که از این واقعه وجود دارد تصمیم گرفت تنها عکسهایی برگرفته از این ویدئوها را منتشر کند

محل وقوع این اتفاق با امنیتی ترین مناطق کابل حدود چند صدمتر فاصله دارد
شرکت کننده

Shah Hossein Mo…

آقای شاه حسین مرتضوی، روزنامه نگار ساکن کابل در این باره به ناظران میگوید:

دیروز حوالی عصر اخبار در این رابطه در رسانه های خبری و شبکه های اجتماعی منتشر شد. این زن به آتش زدن قرآن متهم شده است اما وزارت حج و اوقاف افغانستان رسما اعلام کرده است هیچ مدرکی در این رابطه وجود ندارد و تنها کتاب هایی سوخته به زبان فارسی در محل یافت شده است. پدر و مادر “فرخنده”هم عنوان کرده اند دخترشان 27 سال سن داشته و مدعی شده اند که 16 سال است به بیماری روانی دچار است. خانواده او گفته اند آنها برای شفای دخترشان به بسیاری از ملاها مراجعه کرده بودند که نتیجه ای نداشته است.

حمله صدها نفر به فرخنده در این تصویر نیز مشخص است، پریدن یک فرد بر روی او و چماقی که بر بدن وی فرود می آید در این تصویر دیده میشود


روایت های مختلفی از علت آغاز این فاجعه منتشر شده است. در برخی از این روایت ها این خانم دعاهای یک ملا را که حال او را بهتر نکرده است آتش زده و بعد گفته شده است که او قرآن را آتش زده است و در برخی دیگر گفته میشود او قربانی انتقام فردی شده است. در هر حال این اتفاق یک نگرانی بزرگ برای جامعه افغانستان است. ما خشونت های فیزیکی زیادی در افغانستان داریم اما این حد از خشونت، آن هم علیه یک زن به خاطر مسایلی این گونه در افغانستان واقعا حیرت آور است.
نکته مهم دیگر اینکه در تمامی عکس ها و ویدئوهایی که از این ماجرا منتشر شده است میتوان پلیس را در محل دید و ادعای فرمانده پلیس مبنی بر اینکه نیروهای نظامی پس از پایان ماجرا به محل رسیده اند به هیچ وجه واقعیت ندارد.

جسد بی جان فرخنده سپس به آتش کشیده شد
وزارت کشور افغانستان اعلام کرده است تاکنون چهار نفر از جمله فردی که در فیسبوک با انتشار عکس کتابهای سوخته مدعی شده است از جمله افراد مهاجم بوده است را بازداشت کرده است.

پست فیسبوکی فردی که مدعی شده است در قتل فرخنده نقش داشته است، وی با انتشار این تصاویر مدعی شده بود این خانم قرآن را به آتش زده بوده است
نکته قابل توجه، حمایت از اقدام به قتل و سوزاندن این خانم توسط برخی از چهرهای دولتی و رسانه ای افغانستان است. در این راستا خانم سیمین غزل حسن زاده از مقامات عالی رتبه وزارت فرهنگ این کشور در پست فیسبوکی خود از این اقدام حمایت کرد و نوشت:”هیچ نیرویی در برابر ایمان راسخ مردم مان تاب مقاومت ندارد، با جان و دل از باورهای دینی مان پاسداری خواهیم نمود.”
هرچند پس از ساعاتی عذرخواهی کرد و خشونت های صورت گرفته را محکوم کرد.
همچنین یکی از مجریان تلویزیونی افغانستان نیز مدعی شد این خانم قصد داشته است با سوزاندن قرآن به کشورهای غربی مهاجرت کند که با خشم مردم، موفق نشده است.

پست فسیبوکی یکی از مجریان تلویزیونی افغانستان

No responses yet

Mar 21 2015

دشمنی و مقابله روحانیت مرتجع با آیین‌های ملّی و باستانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کیهان لندن: نوروز برای ایرانیان نه فقط لحظه‌ آغاز سال جدید بلکه نقطه عطفی در زندگی محسوب می‌شود. نگاهی به ‌آئین‌های نوروزی از چهارشنبه‌سوری تا سیزده بدر، نشان می‌دهد که نوروز برای ایرانیان یک آئین فلسفی است تا یک جشن ساده سال نو.

این آئین‌ها در طول تاریخ فراز و نشیب‌های بسیاری داشته است. حتی پس از حمله‌های بیگانگان به ایران و مخالفت آنها با برگزاری جشن‌های ایرانی، با اینکه جشن‌هایی چون سده و مهرگان به حاشیه رانده شدند اما نوروز و آئین‌های آن همواره به مانند بخشی از پیکره‌ی ایرانیان باقی ماند تا امروز به دست ما به امانت سپرده شود تا مانند گذشتگان، آن را به نسل‌های آینده هدیه دهیم. شکفتن دوباره جشن نوروز در کشورهای آسیانه میانه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نیز نشانه‌ دیگری است از تلاش شکست خورده دیدگاهی که می‌پنداشت می‌تواند به صورت دستوری با این جشن مقابله کرد و آن را به فراموشی سپرد.

تجربه‌های تاریخی به سردمداران جمهوری اسلامی درس تازه‌ای داده بود و پس از انقلاب ۵۷ آنها تلاش کردند که نوروز را در دایره‌ تفکر خود تعریف کنند و از مقابله مستقیم با آن پرهیز کنند. اما نگاه‌ آنان به آئین‌های نوروزی محدود به لحظه تحویل سال نو خورشیدی است و سایر مظاهر آن را «خرافه» و «حرام» می‌نامند.

چهارشنبه‌سوری حرام است

«علاوه بر آنکه هیچ مبناى شرعى ندارد مستلزم ضرر و فساد زیادى است که مناسب است از آنها اجتناب شود» این پاسخ آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی به پاسخ استفتائی است که از او در مورد جایگاه چهارشنبه سوری مطرح شده بود. این تنها واکنش رهبر جمهوری اسلامی به این موضوع نبود و البته او نیز در این مسیر تنها روحانی مخالف «آئین چهارشنبه سوری» نبوده و نیست.

رهبر جمهوری اسلامی حتی صحبت از چهارشنبه‌سوری را به دیدار خود با اعضای مجلس خبرگان رهبری در سال ۱۳۸۳ هم کشانده است. در جایی که او پیرامون «قمه زنی» سخن به میان آورد و آنرا «یک خلاف شرع قطعی» می‌نامد و از روحانیون آن مجلس می‌خواهد که در مورد آن صحبت کنند به ناگاه به چهارشنبه سوری اشاره می‌کند و می‌گوید: «البته مسئله چهارشنبه‌سوری یک مسئله دیگر است و برخورد دیگری را می‌طلبد». رهبر جمهوری اسلامی سال‌ها پیش از آن دلیل حساسیت به روی چهارشنبه سوری را «تبلیغات رادیو‌های بیگانه» می‌داند و در سخنرانی اولین روز سال خود در مشهد می‌گوید: «شما می‌بینید که راجع به تحویل سال در تبلیغات رادیوهای بیگانه، صحبت زیادی نیست؛ اما راجع به چهارشنبه‌سوری در این چند روز قبل از سال، تقریباً تمام رادیوهای بیگانه صحبت کردند! درست نقطه مقابلِ آن نظر اسلامی!»

همان طور که اشاره شد رهبر جمهوری اسلامی در مقابله با چهارشنبه سوری تنها نیست. آیت‌الله مکارم شیرازی با «خرافه» خواندن این آئین می‌گوید: «چهارشنبه سوری یک سنت خرافی است، نباید سنت خرافی را احیا کنیم و از همه اینها گذشته اسراف در مال است و نباید اسراف در مال کرد». آیت‌الله سبحانی نیز با «جهل» خواندن آنچه به عنوان مراسم چهارشنبه سوری در ایران مرسوم است می‌گوید: «پریدن روی آتش و گفتن برخی جملات و… به هیچوجه درست نیست».

نوروز اسلامی

سید محمد سعیدی امام جمعه قم می‌گوید: «نوروز فرصت مناسبی است تا وعاظ و اهل قلم مردم را با معارف قرآن و اهل بیت(ع) آشنا کرده و از خرافات نوروز پرهیز دهند». این نمونه‌ای از هزاران صحبت روحانیون پیرامون نوروز است که تلاش‌ می‌کنند جایگاه سنتی نوروز را در پیوند با مفاهیم اسلامی تعریف کرده تا در عین آنکه در مقابل آن ایستادگی نمی‌کنند اما با آن مخالفت کنند.

تلاش برای پیدا کردن احادیث و روایت‌ از امامان شیعه نیز به همین منظور است. ناصر مکارم شیرازی به صراحت این موضوع را بیان می‌کند و می‌گوید: «ملاک و معیار در این زمینه دستورهای قرآن کریم است و ما باید به آنها عمل کنیم و هرچه خلاف قرآن است کنار بگذاریم و آنچه مطابق آن است را بپذیریم». در واقع با توجه به همان درس تاریخی مقابله جویانه با نوروز که به آن اشاره کردیم، روحانیون جمهوری اسلامی نمی‌خواهند در مقابل نوروز قرار گیرند و به گفته مکارم شیرازی تلاش می‌کنند از دید خود «بدی‌ها را کنار بگذاریم و خوبی‌های آن را بگیریم».

مشخص است که برخورد مقابله جویانه پاسخ نداده است، اما نمی‌توان نشانه‌ای از نوروز را در قرآن یافت پس باید به سراغ روایات شیعی رفت تا یک نشانه برای اسلامی کردن نوروز پیدا کرد. در این میان مرسوم‌ترین آنها روایتی از امام ششم شیعیان است که نوروز را «روز انتظار فرج» می‌نامند و می‌گوید: «هیچ نوروزی نیست مگر این که ما در آن روز منتظر فرج هستیم، زیرا نوروز از روزهای ما و شیعیان ماست . ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست نهادید».

اما تلاش برای خالی کردن نوروز از محتوا و باقی نگاه داشتن یک روز به نام نوروز در جمهوری اسلامی محدود به این سخنرانی‌ها و یا آئین‌های آن نیست. این نگاه حتی به سراغ سفره هفت سین می‌رود و تلاش می‌کند تا «سفره هفت سین فاطمی» پهن کند. محمد صالحی نیا مسئول روابط عمومی اوقاف و امور خیریه خراسان شمالی در آستانه نوروز می‌گوید: «امسال توسط هیات امنا و خادمین امامزادگان، سفره هفت سین فاطمی برگرفته از القاب حضرت زهرا (س) شامل، سلیمه، سیده النساء، سرالله، سرالعظمه، سعیده، ساجده و سماویه پهن خواهد شد که معانی و توضیحات کامل این القاب در این قالب به مردم و زائران ارائه می شود». در سال‌های گذشته نیز طرحی با عنوان «آرامش بهاری» از سوی سازمان اوقاف و امور خیریه با اهداف زیر برگزار می‌شود. خود این اهداف فارغ از شیوه‌ی اجرای آن به روشنی نگاه مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی به نوروز را نمایش می‌دهد:

۱) تبدیل بقاع متبرکه به قطب فرهنگی با استفاده از ظرفیت تعطیلات عید نورزی

۲) تقویت باورهای دینی و اعتقادی زائرین و مسافرین نوروزی

۳) احیاء تبلیغ و ترویج سنت‌های اصیل اسلامی دراعیاد نوروز باستانی

۴) خدمت‌رسانی مطلوب و ایجاد رضایت و علاقه‌مندی در زائران محترم بقاع و اماکن متبرکه»

در سال‌های پس از پیروزی انقلاب ۵۷ با اینکه رهبران سیاسی کشور هر ساله پیام‌های نوروزی خود را منتشر می‌کردند اما بررسی این پیام‌ها نشان می‌دهد که بجز یک مورد از هویت نوروزی خالی است. در واقع بررسی تصویری این پیام‌ها نشان می‌دهد تنها در یک مورد (آخرین پیام نوروزی محمود احمدی‌نژاد) در هیچ پیام دیگری نشانه‌ای از سفره‌ی هفت سین وجود ندارد.

مقابله سیاسی با آئین ملی

برخورد مقابله جویانه روحانیون با نوروز عمری گران دارد، اما در تاریخ معاصر برخورد آیت‌الله خمینی در سال ۴۱ یکی از مهم‌ترین آنهاست.

پس از آنکه روزنامه کیهان به تاریخ ۱۶ مهر ۱۳۴۱ اعلام کرد که «طبق لایحهٔ انجمن‌های ایالتی و ولایتی که در هیات دولت به تصویب رسید و امروزمنتشر شد، به زنان حق رای داده شده است»، روحانیت شیعه آن زمان به رهبری آیت‌الله خمینی در مقابل آن ایستاد.

عقب‌نشینی دولت اعلم برای پس گرفتن آن مصوبه، آیت‌الله خمینی را راضی نکرد و او هم‌چنان در مقابله به دولت سخنرانی می‌کرد تا اینکه پای شخص پادشاه به میان آمد و راسا فرمان برگزاری رفراندوم انقلاب سفید را صادر کرد. روحانیون نماینده‌ای را به دیدار پادشاه می‌فرستند تا او را از این فرمان منصرف کند اما با پاسخ قاطع او مبنی بر اینکه «اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم» روبرو می‌شوند. این پاسخ قاطع با خشم آیت‌الله خمینی روبرو می‌شود و او با صدور اعلامیه‌ای ضمن «غیرقانونی» خواندن رفراندوم می‌گوید: «اینان اگر برای ملت کاری می‌خواهند انجام دهند چرا به برنامه اسلام و کارشناسان اسلامی رجوع نکردند و نمی‌کنند تا با اجرای آن برای همه طبقات زندگی مرفه تامین شود و در دنیا و آخرت سعادتمند باشند». این بیانیه با آشوب‌هایی در قم همراه می‌شود، بازار را تعطیل می‌کنند و طلاب این شهر با شعار «ما طابع قرآنیم رفراندوم نمی‌خواهیم» دست به تظاهرات می‌زنند. تظاهراتی که با ضد و خورد همراه می‌شود و در آستانه سفر پادشاه به قم، جو شهر ملتهب می‌شود. یک روز بعد از آن اما محمدرضا شاه در سخنرانی خود در این شهر می‌گوید: «ارتجاع سیاه اصلاً نمی فهمد و از هزار سال پیش تا کنون فکرش تکان نخورده است. مفت خوری دیگر از بین رفته، در لوایح ششگانه برای همه فکر مناسبی شده، اما چه کسانی با این مسایل مخالفت می کنند؟ ارتجاع سیاه. کسان نفهمی که درک ندارند و بد نیت هستند».

سرانجام رفراندوم برگزار می‌شود و با رای اکثریت قابل توجه شرکت کنندگان به تصویب می‌رسد. واکنش‌ روحانیون به مخالفت با آن ادامه پیدا می‌کند و در نهایت آیت‌الله خمینی با اعلام اینکه «مسلمین امسال عید ندارند» می‌گوید: «من این عید را برای جامعه مسلمین عزا اعلام می کنم تا مسلمین را از خطرهایی که برای قرآن و مملکت در پیش است آگاه کنم».

این اولین مقابله با نوروز از سوی روحانیتی بود که سال‌ها بعد و از میان انقلاب ۵۷ قدرت را به دست گرفت.

آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نیز در سال‌های گذشته همواره با نامگذاری آن سال تلاش‌ کرده است تا سیاست‌های کلی نظام را در سخنرانی نوروزی خود مشخص کند. نگاهی به این نام‌ها البته نشان می‌دهد که چگونه باز‌ هم تلاش ‌می‌شود تا نوروز و پیام آنرا به امور مذهبی و سیاسی پیوند زند.

دیدگاه او در مورد نوروز را البته می‌توان در «اسلام عید نوروز را گرفت ، محتواى انسانى و اسلامى و معنوى به آن داد و به مردم برگرداند» نیز پیدا کرد. حال آنکه او اذعان می‌کند که هویت نوروز را بدلیل آنکه «روایتی اسلامی» در مورد آن وجود ندارد، اما صرف پرداخت به ظاهر آنرا «بدون اشکال» می‌داند، می‌گوید: «هرچند نصّ معتبرى مبنى بر اینکه عید نوروز از اعیاد دینى یا ایام مبارک شرعى‏ باشد، وارد نشده است، ولى جشن گرفتن و دید و بازدید در آن روز، اشکال ندارد». البته این گفتارها بارها و بارها تکرار می‌شوند تا بتوانند نوروز را از هویت خود خالی کنند. رهبر جمهوری اسلامی در جایی دیگر باز هم با تاکید بر «خالی کردن محتوی نوروز» می‌گوید: «اسلام در بسیارى از مواقع، با سنّتها این کار را مى‏کند. مردم ما عینِ همین کار را با نوروز کردند؛ نوروز را نگه داشتند و محتواى آن را عوض کردند. نوروز در ایران، جشنى در خدمت حکومت‌هاى استبدادىِ قبل از اسلام بود. به همین خاطر است که نوروز باستانى، نوروز باستانى مى‏گویند! نوروزاش خوب است، ولى باستانى‌اش بد است!».

اینها ضد اسلام است

«روز ولادت خاتم الانبیاء که باید روز تعطیل باشد و مردم بیایند از تعلیمات آن بزرگوار استفاده کنند ما روز تعطیلی نداریم، روز ولادت شاه مردان علیّ بن ابی طالب برای ما تعطیل رسمی نیست، روز ولادت حسین بن علی برای ما تعطیل رسمی نیست ولی روزی که سمبل خرافه و حماقت ماست روز تعطیلی است. بدانید این مسائل مال اسلام نیست». این نگاه مرتضی مطهری پیرامون سیزده به بدر است.

بسیاری از روحانیون نیز مانند دیگر اموری که اشاراتی به آن رفت تلاش می‌کنند که «سیزده بدر» را نیز از محتوی خالی کرده و حتی پس از پیروزی انقلاب ۵۷ نام این روز را به «روز طبیعت» تغییر دادند. حتی بسیاری از آنان از بردن نام «سیزده بدر» خودداری کرده و تنها به «روز سیزدهم فروردین» اشاره می‌کنند. آیت‌الله مکارم شیرازی نیز به مانند بسیاری دیگر از روحانیون در مورد این آئین نوروزی می‌گوید: «نحسی عدد سیزده و روز سیزدهم فروردین از خرافات است، ولی گردش در طبیعت و دیدن آثار عظمت خلقت وتفریح سالم به دور از گناه مانعی ندارد». رهبر جمهوری اسلامی نیز «مبنایی عقلایی» برای سیزده بدر نمی‌داند و بر پایه‌ی یک اشتباه رایج آن را تنها خرافه می‌نامند.

در سال‌های گذشته نیز تلاش شده است که روز سیزده بدر را به یکی از جشن‌های زمستانی یهودیان (جشن پرویم) متصل کرده و آن را سال‌روز کشتار ایرانیان به دست یهودیان نسبت دهند. حال آنکه جدا از بررسی ریشه این جشن و اعتقاد خود یهودیان، پوریم یک جشن زمستانی است که با ۱۳ نوروز فاصله دارد. از سویی دیگر «نحس» بودن سیزده بدر نیز از دوره قاجار در ایران رواج یافته است و پیش از آن بنا به نوشته‌های تاریخی هم‌چون آثارالباقیه نوشته ابوریحان بیرونی این روز از «روزهای مبارک» سال است.

No responses yet

Mar 20 2015

ایسنا: جهاد مغنیه خواهرزاده قاسم سلیمانی بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: ایسنا با انتشار گزارشی در تمجید از قاسم سلیمانی٬ فرمانده نیروی «قدس» سپاه از جهاد مغنیه به عنوان خواهرزاده این فرمانده سپاه نام برده است.

این خبرگزاری نوشته براساس برخی گزارش‌ها عماد مغنیه نسبت فامیلی (خواهرزاده) با سلیمانی داشته است.

جهاد مغنیه فرزند عماد مغنیه دی ماه امسال به همراه گروهی از نیرو‌های حزب‌‌الله در سوریه در پی حمله موشکی اسرائیل کشته شد.

نام جهاد مغنیه از زمانی بر سر زبان‌ها افتاد که تصاویری از وی در مراسم ختم مادر قاسم سلیمانی در تهران منتشر شد.

«جهاد عماد مغنیه» فرزند «عماد مغنیه» از فرماندهان بلند‌پایه حزب‌الله لبنان بود که پدرش ۲۳ بهمن ماه سال ۱۳۸۶ در دمشق ترور شد.

در برخی از گزارش‌ها که از زندگی‌نامه عماد مغنیه منتشر شده آمده وی دارای یک همسر ایرانی بوده؛ به نظر می‌رسد این زن٬ خواهر قاسم سلیمانی باشد.

No responses yet

Mar 20 2015

عراقچی توافق نهایی بر سر محدوده فعالیت هسته‌ای ایران را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

بی‌بی‌سی: عراقچی: به هیچیک از این اعداد و ارقام نباید اهمیت داد تا اینکه به مجموعه‌‌ای از توافقات دست یابیم

عباس عراقچی، معاون وزیر خارجه و عضو ارشد گروه مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران، گزارش‌های رسانه‌ای در مورد دستیابی ایران و آمریکا به توافق نهایی بر سر برخی از مسایل مورد اختلاف را رد کرده است.

در روزهای اخیر، برخی منابع خبری گفته بودند که ایران و آمریکا به توافق‌هایی در مورد تعداد و نوع سانتریفوژها و میزان اورانیومی که در اختیار ایران خواهد بود و همچنین مدت اجرای توافقنامه نهایی دست یافته‌اند.

آقای عراقچی در گفتگو با خبرنگاران این گزارش‌ها را “گمانه زنی” توصیف کرده و گفته است “به هیچیک از این اعداد و ارقام نباید اهمیت داد تا اینکه به مجموعه‌‌ای از توافقات دست یابیم.” وی با تکرار موضع مقامات ایرانی در مورد لزوم توافق همزمان در مورد تمامی مسایل مورد اختلاف، تاکید کرده که “ما این اصل را از روز اول گفته‌ایم که هیچ چیزی توافق نمی‌شود مگر اینکه درباره همه چیز توافق شود.”

در مورد برنامه زمانی مذاکرات جاری در لوزان، معاون وزارت خارجه ایران گفته است که هیات ایرانی آمادگی دارد که در صورت لزوم، این مذاکرات را ادامه دهد اما هنوز در این مورد تصمیمی گرفته نشده است. پیشتر، گفته شده بود که دور کنونی مذاکرات روز جمعه، ٢٩ اسفند (٢٠ مارس) خاتمه می‌یابد و احتمال دارد جمهوری اسلامی در روزهای اول سال نو، حصول توافق در راستای حل و فصل بحران هسته ای و کاهش فشار بر ایران را اعلام کند اما با توجه به اظهارات اخیر دو طرف، بعضی رسانه‌های ایران این نظر را مطرح کرده‌اند که ممکن است هیات ایرانی سال نو را نیز در سوئیس تحویل کند.

آقای عراقچی در مورد امکان حضور وزیران کشورهای عضو گروه ١+٥ گفته است که هنوز مذاکرات دوجانبه با آمریکا به مرحله‌ای نرسیده که تشکیل جلسه‌ای با حضور وزیران سایر کشورهای عضو گروه لازم باشد. وی گفته است که در حال حاضر، نمایندگان سایر کشورهای عضو گروه ١+٥ در سطوح پائین در لوزان حضور دارند. برحی منابع خبری ایران از احتمال سفر وزیران خارجه کشورهای اروپایی عضو این گروه به لوزان طی روزهای آینده خبر داده‌اند اما خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی در لوزان گفته است که این خبر هنوز از سوی منابع رسمی این کشورها تایید نشده است.
مشخص نیست که هیات ایرانی چه زمانی به تهران باز خواهد گشت

دور کنونی مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا از روز یکشنبه در لوزان آغاز شده و هدف از آن، کمک به دستیابی به چارچوب اصولی توافق نهایی تا پایان ماه جاری میلادی بوده است تا زمینه لازم برای دستیابی به توافق جامع در پایان ماه ژوئن فراهم شود.

در مورد روند و دستاوردهای دور جاری مذاکرات جزئیاتی منتشر نشده ولی منابع مختلف خبری به گمانه‌زنی در زمینه مسایل اصلی مورد اختلاف ادامه داده‌اند. از جمله گفته شده است که ایران تاکید دارد که به محض دستیابی به توافق جامع، شورای امنیت باید تمامی قطعنامه‌های تحریم بین‌المللی علیه ایران را فورا لغو کند و رسیدگی به پرسش‌های باقی مانده در مورد برنامه‌های هسته‌ای این کشور را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی واگذار کند. در مقابل، کشورهای غربی از لغو مرحله به مرحله تحریم‌ها حمایت کرده و معتقدند که لغو کامل این تحریم‌ها باید پس از رفع تمامی ابهامات در مورد ماهیت و سابقه فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی صورت گیرد.

علاوه بر تحریم‌های بین المللی شورای امنیت، جمهوری اسلامی با یک رشته تحریم‌های یکجانبه از سوی آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی مواجه است که فشار شدیدی را بر شرایط اقتصادی ایران وارد کرده است. در مورد زمانبندی و نحوه لغو این تحریم‌ها نیز هنوز اطلاعاتی منتشر نشده است.

با توجه به حساسیت خاص آمریکا نسبت به ماهیت برنامه های هسته ای ایران، انتظار این است که در صورت دستیابی دو کشور به توافق، جلب توافق سایر اعضای گروه ١+٥ دشوار نباشد و از آنجا که اعضای دایم شورای امنیت در این گروه عضویت دارند، چنین توافقی، زمینه ساز اقدام شورای امنیت در راستای لغو یا تعدیل تحریم‌های بین‌المللی باشد.

در خبری دیگر در مورد هیات ایرانی، به گزارش خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی، حسین فریدون، برادر حسن روحانی رئیس جمهوری که به عنوان یکی از اعضای هیات ایرانی به مذاکرات اعزام شده بود به تهران بازگشته است. روز جمعه گزارش شد که مادر آقای روحانی درگذشته است.

No responses yet

Mar 20 2015

سی و دومین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

محمد نوری‌زاد: سلام به رهبر جمهوری اسلامی ایران

زهر که نه، شربت سربکشید!

یک: قلمِ من در این نوشته، سخت زخمی است آقا. و از شیارِ قلم من، سوزِ اشک جاری است. کاش شما را دلی مانده بود و تپشی. تا این دل و تپش، جناب شما را از حجابِ حُجره های فرسوده بدر می بُرد. کاش دنیا را بقدر لمسِ دلبری های انسانی اش چشیده بودید. و یا یک بار در عمرتان بقدر نیم ساعت به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره می شدید. کاش یکی دو ماه در جایی مثل ژاپن زندگی کرده بودید تا به چشم خود می دیدید مردمی بخاک نشسته، با فروشدن به وادیِ خرد، و با مراجعه به خردِ خبرگان و خوبان خود، چگونه حلقه های حقارت را دریده اند و از خاک برآمده اند و بر سرِ پا ایستاده اند و در متنِ حسرتِ امروزینِ ما و شما جا گرفته اند. و باور می کردید: روزی که ژاپنی ها سر از خاک برگرفتند و بر پوسته ی حقارتِ خود شکاف انداختند، گمان شان، نه بر آسمان و خدا و رسولان، که بر شعورشان چفت بسته بود.

کاش با رگ و پِی و پوست خود باور می کردید: ژاپنی های با خرد، هیچ فرصتی را برای “با هم بودن” از کف نداده اند در این سالهای برآمدن. بر خلاف ما که از سرِ هیچ فرصتی برای دریدن هم نگذشته ایم در این سالهای بی خردی. و به خود می قبولاندید: ژاپنی های بخاک افتاده، مستحق ترین مردمِ دنیا بوده اند برای نالیدن، و ترساندن فرزندان خود از” دشمن”. کاش نوه ی خردسال خود را بر زانو می نشاندید و دم گوشش نجوا می کردید: ژاپنی ها درست زیر چتر دشمن، و بی اعتنا به دشمن، درخشیده اند، و با جولان اراده ی شگفت خویش، همان دشمن را به تمکینِ خود واداشته اند.

می گویم: ژاپنی ها – آقا جان – نه خدا داشته اند نه امام نه امامزاده نه عَلَم نه کتل نه قیمه ی عاشورا. ژاپنی ها اینها را که ما بر بساطشان جلوس فرموده ایم نداشته اند، اما چیزی داشته اند که فراتر از باورهای خاکمالی شده و عبوسِ ما، دستشان را گرفته است و آنان را از ورطه ی شکست و حقارت بیرون کشانده و بر گستره ای از درستی و رشد و حیرت نشانده است. اگر گفتید ژاپنی ها چه ها داشته اند و ما چه ها نداشته ایم؟ خواهم گفت.

دو: ژاپنی ها تا همین یکی دو قرن اخیر، رسمی داشته اند به اسم ” هاراگیری”. مردان و زنانِ به تنگ آمده، می رفته اند به درِ خانه ی حریف و همانجا شکم خود را می دریده اند. یکجور خودکشی بقصد شماتتِ حریف، و شرم افکنی بر او. تا زخمِ شرمِ این خودکشی برای حریف بماند و صاف و سادگی اش برای فردِ شکم دریده. و من – نوری زاد – با این نوشته، دمِ درِ خانه ی شما هاراگیری می کنم. خواهید خواند.

سه: مخالفان این نظام چند جورند. از مخالف ملایم تا غیظِ غلیظ. حتی جمعی از معترضین و مخالفینِ نظام شما، گاه آنقدر عمیق در نفرت فرو شده اند که جز به سرنگونیِ همه جانبه ی این بوالعجایب آرام نمی گیرند. معمولاً آدم هایی مثل آقای شریعتمداری کیهان می گویند: اینان به خاطر این که کارگزار بیگانگان و دستوربگیرِ اجانب اند اینگونه از شما و از نظام منزجر و متنفرند ، اما نه، فورانِ نکبت ها و دزدی ها و بی خردی ها و بی لیاقتی ها و قساوت ها و آدم کشی های مکررِ آخوندهای مصدر نشین و عمله های دم دستشان بوده است که این جماعت را در لایه های چند بچند تنفر غلتانده. نیز شاید شما و پاسداران تان، از ترسِ برآمدن و بهم پیوستنِ همین نفرت های آشتی ناپذیر است که کل کشور را به دخمه های ترس فرو تپانده اید. این مردمِ متنفر را هیچ آرامبخشی جز سرنگونیِ هرچه زودترِ این نظام و به دار آویختن و ریز ریز کردن آخوندها التیام نمی بخشد. این را شما نیک تر از همه ی ما می دانید و از جزء بجزئش خبر دارید.

چهار: من شخصاً با این متنفران، مخالفم. چرا که این همه تنفر، اگر با پدیده های واقعی همسنگ نباشد، مثل موریانه پیکره ی روانیِ جامعه را می جود. مردمان متنفر، نه بر زمین واقعیت ها، که در آسمان آرمان های خود پرسه می زنند. این مردمان، از همه ی فوت و فن مخالفت، تنها تنفرش را آراسته اند. تنفر را هم در زرورقی از ترس – آنهم در لایه های پنهان درون خود – پیچانده اند. واقعیت می گوید: شما – رهبر – با تماشای اعتراضِ مردم، هرگز چون شاه پهلوی به گوشه ای از دنیا نخواهید خزید و مردم را به خواست های قانونیِ شان وانخواهید نهاد. واقعیتِ دیگر می گوید: شما به همین سادگی ها دست از دسته ی قدرت نخواهید کشید. و برای بقای خود – اگر لازم باشد – پای بر خونِ مخالفانِ خود خواهید نهاد.

پنج: یادتان هست سردار رحیم صفوی را چگونه آزمودید؟ وی به محضر شما راه یافته بود تا حکم فرماندهیِ قرارگاه ثارالله را از دست مبارک شما دریافت کند. وظیفه ی این قرارگاه، برخورد با اعتراض های مردمی و شورش ها و آشوب های احتمالیِ تهران و شهرهای اطراف تهران است. وی را با این پرسش آزموده بودید: آقای صفوی، اگر مردم به خیابان ها ریختند و مرگ بر ما و مرگ بر نظام گفتند، شما آیا شهامتِ این را دارید که با تانک از رویشان رد شوید؟ سردار صفوی بی درنگ پاسخ داده بود: بله آقا. و شما حکم فرماندهی اش را به دستش داده بودید.

شش: مردمان متنفر، بر این آرزویند که شما و کل نظام – همینجوری – از قدرت کنار روید و حتی محاکمه و اعدام و ریز ریز شوید. واقعیت اما می گوید: شما برای ماندن، حتماً ایران را مثل سوریه شخم خواهید زد و هزار هزار از مردم بی دفاع و معترض را به دم گلوله های پاسداران و بسیجیان خود خواهید سپرد. مردمان متنفر، همینجوری متنفرند. راهکاری برای برون رفت از این وادی ندارند. با شعارهای مرگ بر این و زنده باد آن سرگرم اند. مثل اطرافیان خود شما. که به گمان خود تکلیف جهان را با همین شعارها درهم می پیچند.

هفت: نکته این که: گرچه بیت مکرم شما و موشک های شهاب و سپاه و دم و دستگاهی که نظام نام دارد، همگی یک واقعیت اند، نفرتِ مردمان متنفر نیز یک واقعیت است. که سر بر تنِ این نظام و آدم هایش نمی خواهد. و شما چه بخواهید و چه نخواهید با این تنفرِ فشرده و در کمین مواجهید. تنفری که بی تاب فوران است و برای انتقام له له می زند. کم یا زیادِ این جمعیت مهم نیست. مهم این است که شما فرصت ها را از دست داده اید و به لبه ی تیز افتادن و محو شدن از یک سوی، و ویران کردن و کشتن برای ماندن از دیگر سوی نزدیک شده اید. من در این نوشته، راه سومی بر شما می گشایم. هاراگیریِ من از همینجا شروع می شود.

هشت: دولت های زیرکِ غربی و شرقی اجازه دادند جناب شما و سرداران تان درست جلوی دوربین ها و زیر ذره بین های داخلی و خارجی شان به سمت تولید بمب هسته ای خیز بردارید. آنها از درونِ بی قرار شما برای درهم کوبیدن اسراییل خبر داشتند. و خبر داشتند: انفجار چند بمب هسته ای مگر به التیام این بی قراریِ مفرط مدد برساند. تا همین یکی دو سال پیش نیز از شما پول می گرفتند و به شما تجهیزات فنی تحویل می دادند. کیسه هایشان که از پول های جهالت ما پر شد، خودشان بیخِ کار را گرفتند و ما را به کنجِ درماندگی فرو تپاندند. اکنون ما در مذاکرات هسته ای، مرغ دست و پا بسته ایم و طرفِ مقابل سلاخی چاقو بدست. آنها کرک و پر ما را ریخته اند و ما و شما را از ریخت انداخته اند. گوارای وجودشان. آنها نان هوشمندی شان را می خورند و ما شلاق جهالت مان را.

نه: این روزها شما، هم از خارجی ها در امان نیستید هم از تنفر جماعتی از مردمان خودمان. تنها راهی که دم دستِ حاکمانی چون شماست، امنیتی کردن اوضاع کلی کشور است. من جوانی بیست و یک ساله را می شناسم – محسن رحمانی – که قاضیان شما برای وی (بخاطر بالا بردنِ عکس میرحسین موسوی) هفت سال زندان بریده اند. و در زندان آنقدر بر او تنگ گرفته اند که تعادل روانی اش را از کف داده. وی هم اکنون در تیمارستان است. و یا مردی را می شناسم که جز پاکی و ادب و درستی با او نیست اما صرفاً بخاطر این که با دوستانش می نشسته و با هم کتاب می خوانده اند، به ده سال زندان محکومش کرده اند. وی – رویین عطوفت – هم اکنون در زندان اوین است.

شما نیک می دانید که: بر سریری از ترسِ مردمان آرمیده اید. و البته خیال می کنید که: بر دل ها جلوس فرموده اید. این روزها پایه های نظام شما به تکان تکان افتاده. دولت های اجنبیِ طرفِ مذاکره یک چند باری به گوشتان رسانده اند که: شرط ما برای فردای ایران این است: چیزی به اسم رهبر بر سرِ ایران نباشد. چرا که رهبر شما با این همه پول و اقتدار بی حساب و کتاب، هم امنیت منطقه را با دخالت هایش آشفته و هم مسئولان دولتی و نمایندگانِ مجلس و قاضیان را در ایران، به آدمک هایی بدل کرده که اختیاری از خود ندارند و برای هر مختصری باید انگشتِ اجازه بالا بگیرند و از بیت رهبری کسب تکلیف کنند. می گویم: گرچه ما در این سالها این سیگنال های ارسالی را به حساب دخالت در امور داخلیِ خود گذارده ایم و با فریادهای مرگ بر فلان، جواب دندان شکنی به سمتِ طرف پرانده ایم، اما این سیگنال های جهانی برای حذف رهبری در ایران واقعیتی است که هست و انکارش نمی شود کرد!

ده: اگر مختصری از حجابِ حُجره های فرسوده فاصله بگیرید، و اگر نیمساعت به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، من شما را از هزار توی اینهمه نگرانی می رهانم. هم بقای شما و نظام تان را تضمین می کنم و هم فضا را برای تنفس و آرامش و رشد مردمان فراهم می سازم. بشرطی که نیمساعت – و نه بیشتر – به لانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید. هاراگیری یعنی این.

یازده: همچنان که به لانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره مانده اید، قبول بفرمایید که کفگیر ما به ته دیگِ اوضاع کلیِ کشور خورده و ما در عنقریبِ ورشکستگی است که عربده های اسلامی سر می دهیم. برای باز آوردنِ آن خردمندی ای که از میان ما رفته، از کسی کاری ساخته نیست. در این گردونه، سرداران سپاه و بسیجیان و آخوندها و مجلسی ها و نمایندگانِ خبرگان همگی مثل کارخانه هایمان: تعطیل اند و جز تباهیِ افزون تر هنری ندارند. چرا؟ چون در این سرمای توفنده، آبی از این جماعت برای مردمان ما گرم نشده و نمی شود. اینان همه ی آب ها را برای خود گرم کرده اند پیشاپیش.

دوازده: من با انتشار این نوشته، شکم خودم را بر درِ خانه ی شما می درم. بشرط این که شما، به راستیِ سخن من در همان نیمساعتِ مألوف خیره شوید. با انتشار این نامه، مردمان متنفر به سمت من خیز بر خواهند داشت و مرا در شمار عملگانِ نظام جای خواهند داد. باکی نیست. گمانِ مردمان متنفر، برآسمان آرمان های دست نیافتنی است، و گمانِ من بر زمین واقعیت ها. آنها رهایی از آخوند را با هر بلایِ بر سرِ ایران و ایرانی می خواهند، و من رهایی ایران و ایرانیان را – اگر چه با تحمل آخوند – خواهانم.

سیزده: رشته ی اصلی نگرانی شما بقای نظام است. که این بقای نظام، معنای دیگرِ بقای خود شما و اسلام خاص شما و کارگزارانِ شماست. ایرادی ندارد، ما به نظامِ اینجوری شما بقا و کیفیت می بخشاییم. منتها بقایی در متنِ آرامش. در متن ادب و فهم و خردمندی. بی اسلحه. و بی به رخ کشیدن قبّه های مارگونه ای که بر شانه ی سرداران شما سبز شده. شما اگر به همان لانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، ما حتی منطقه و جهان را از ایران هراسی و سپاه هراسی و آخوند هراسی می رهانیم. کاری می کنیم که اعتبار جهانیِ ایران و ایرانیان اعاده شود. کاری می کنیم که مردم بخندند و شاد باشند و زندگی کنند. و جوانان، جوانی بکنند. مگر نه این که برادرانِ ضحّاکی، جوانی را از جوانان ما ستانده اند و مغزِ آنان را با اعتیاد و بیکاری و بی هویتی فرسوده اند؟

اگر شما شرط مرا بپذیرید، ما کاری می کنیم که نشاط تولید به جان جامعه بدود و چرخ کارخانه ها بچرخد. پول ایران و اعتبار ایرانیان ترمیم شود. ایرانیانِ ترسیده و رمیده و کوچیده، با اشتیاق از هر کجا به آغوش وطن باز آیند. شما اگر به پیشنهاد من تن در دهید، بچشم خود خواهید دید که: آخوندها از احترامی درخور برخوردار خواهند شد. حوزه ها و امام جمعه ها و نمایندگان رهبری سرجایشان خواهند ماند. مگر نه این که شما نگرانِ بساط اینان اید؟ ما برقراریِ بساط همه ی اینان را تضمین می کنیم. شما اگر به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، خیالتان را از سرنوشت آخوندها آسوده می کنیم.

چهارده: با پیشنهادی که تقدیمتان خواهم کرد، معترضان و متنفرانی که سر به تن این نظام و آخوندهایش نمی خواهند، مرا در مدار تنفرشان جا خواهند داد. باکی نیست. بگذاریم آنها با تنفرشان سرگرم باشند. آنها حاضرند به قیمتِ لهیدنِ ایران، تنفر و جگر سوزی شان التیام گیرد. من اما برای رهاییِ سرزمینمان راه می جویم. من می گویم: اکنون، سرنگونیِ آخوندها و سرنگونیِ این نظام هردمبیل یک رؤیاست، اما سیطره ی همه جانبه ی آخوندها بر ایران و تقلای چنگ و دندانی شان برای ماندن یک واقعیت است. می گویم: ما نمی توانیم این واقعیتِ حتمی را نادیده بگیریم و با یک جهش بر سر رؤیاهای خود فرود آییم. ما برخلاف دیگرانی که با خشونت و خون بر سر کارند، اهل خرد و آرامشیم. از همین روزنه های ریز قانونی سر بر می آوریم و از همان روزنه های ریز فریاد بر می آوریم.

پانزده: شما فکر می کنید آیندگان، شما را چگونه توصیف خواهند کرد؟ بگویمتان؟ نه، اجازه بدهید نیک تر بپرسم: خودتان خودتان را چگونه توصیف می فرمایید؟ می گویم: با هر تصور و توصیفی که از شما برآید، حتماً آیندگانِ ما، شما را بابت بدهکار کردن شان نخواهند بخشود. بله، شما فرزندانِ هنوز بدنیا نیامده ی ما را نیز بدهکارِ آرزوهای ناپخته ی خویش فرموده اید. نمی دانم چه رازی در میان است که من برای سلامتی و زنده ماندنِ شما دعا می کنم. تا در این باقیِ عمر، دست به کارهای شایسته برید و ذره ای از لطمه های پشت در پشتِ گذشته را جبران فرمایید.

شانزده: شما را بی آنکه استحقاق رهبری داشته باشید، به رهبری برگزیدند. در یک قلم اگر ضایعه ی رهبری شما را بر بشمارم: برکشیدن موجودی ناقص و عجیب الخلقه به اسم احمدی نژاد است. شما نه در دوره های نخست رهبری، که مثلاً در سالهای پختگیِ خود از دامان این موجود آویختید و به اعجاز وی دخیل بستید. بگذریم. که من بنا ندارم در این نوشته کام شما را بر آشوبم. گرچه قرار است با همین نوشته بر درگاه شما هاراگیری کنم تا شما یک نیم نگاهی به سوز سخن من بیندازید و در جان سخن من فرو شوید. پیشنهاد من این است که شما زمینه ی رهبریِ بعد از خود را از همین حالا و در این تنگنای وقت فراهم آورید. منتها نه برای آقا مجتبی و شورای رهبری و آدمهایی مثل مصباح و شاهرودی و لاریجانی. که همه ی اینها با ایران و فردای ایران بیگانه اند و جز خرابی بر سر ایران آوار نخواهند کرد.

هفده: بارها به شما مشورت داده ام که بعد از شما، آخوندها از ترس مردم متنفر، با شتاب از دامان سپاه خواهند آویخت. و سپاه به شرط سواری دادن آخوندها، امنیت آنان را تأمین خواهد کرد. بعد از شما، بساط آخوندها کلاً از ریخت خواهد افتاد و به قاب دستمالی در دست سرداران سپاه بدل خواهد شد. اگر شما این آینده ی بدیهیِ آخوندهای ایران را شوخی بدانید، من تعجب نخواهم کرد. چرا که همین برادران، شما را در بستری از اخبار خاص و گزارش های خاص تر و تحلیل های ویژه جا داده اند. تغذیه ی خبری و تحلیلی شما از همین مجراهاست. اگر بگویید نه اینگونه نیست نیز متعجب نخواهم شد. ما ایرانی ها اخلاق همدیگر را نیک می شناسیم.

هجده: پیش از آنکه به آن سوی این دنیا کوچ کنید، رهبر بعدی را از دل مجلس خبرگان بیرون بکشید. فرمولِ این بیرون کشیدن را خود بلدید. به یک سخن شما و به یک تشر شما کارهای نشدنی سامان می گیرد. می گویم: در وصیت نامه ی شما شاید سخنی از : دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار نباشد. اما اگر به توصیه ی مردی که می خواهد بر درگاه شما شکم بدرد دل بسپرید، همین الفاظ را می توانید با مختصری تخفیف، از خود به یادگار بگذارید. بیایید و اسم سید محمد خاتمی را از دل مجلس خبرگانِ خود بیرون بکشید برای رهبری.

نوزده: می دانم که انزجارما از یک نفر، می تواند تمامی قوای شعوری و جسمی و روانی ما را مختل کند. و می دانیم که شما از سید محمد خاتمی منزجرید. درست به همان نسبتی که جماعتی از ایرانیان، از نظام شما منزجر و متنفرند. شما اما با برکشیدن وی، نشان بدهید که به فردا و قیامت و ایران و ایرانیان مقیدید. آدمهایی مثل مصباح، ایران را به ویرانه بدل می کنند. یک نگاهی به شهرها و خیابانها و ساختمان های امروز سوریه بیندازید. این است آیا افق شما برای آینده ی ایران؟

بیست: اگر شما به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوید، از تماشای بدن لخت و صدای جیرجیرِ جوجه های نا آرام، یک اصل بزرگ هستی را مستفاد خواهید فرمود. و آن این که: بقا با درستی است. این آشیانه ها میلیون ها سال است که همینجوری اند. راز بقایشان، در چرخه ی درستی است که بدان تن سپرده اند. شما نیز به چرخه ی درستی های انسانی دل بسپرید در این تنگنای وقت. شما را بخدا به سوز سخنِ این شکم دریده اعتنا بندید. رهبرِ بعد از شما اگر سید محمد خاتمی باشد، چرخ های خارج شده یِ انسانی به ریل خود باز خواهد گشت. خاتمی، آن وقت ها که شما و سپاه دست و پایش را بسته بودید و از خود اختیاری نداشت آنگونه درخشید، حتماً اختیارات فعلی شما را که داشته باشد نیک تر و انسانی تر می درخشد. قدر این یکی دو سال باقی مانده از عمرتان را بدانید. این دعاهای شکم دریده هایی چون من است که بی تاب جولان اینچنینیِ شماست.

بیست و یک: مصباح و شاهرودی و جنتی و هزار هزار آخوند اینجوری را با همه ی ید و بیضاء و با هر علامگی اشان در یک کفه بگذارید و تنها ادب سید محمد خاتمی را در کفه ای دیگر. خود خواهید دانست که برتری با کیست. ادبِ انسانی، شاید بزرگترین سرمایه ای است که ما و شما بدان بی اعتنا بوده ایم در این سالهای اسلامی. آدم بی ادب، تنها به کسی نمی گویند که ناسزا می گوید و فحش می دهد و آداب سخن گفتن نمی داند، بل بی ادب کسی است که اصل های انسانی را انکار می کند. حقوق دیگران را محترم نمی دارد. دروغ می گوید. فریب می دهد. آنچه را که برای خود و خویشان خود می پسندد از مردم دریغ می دارد.

بله، آدم های بی ادبی مثل مصباح، اصل های اصیل انسانی را انکار می کنند. اینان، نخست آخوند شده اند و سپس سری به اشتهار برآورده اند. آدم هایی مثل سید محمد خاتمی اما، پیش از آنکه آخوند باشند، تلاش کرده اند که انسان باشند. سید محمد خاتمی، شخصیت آرمانیِ مردمان ایران نیست. وی، یک واقعیت است. در خندقی که به اسم نظام اسلامی گرداگرد ایران حفر شده، و رهبر باید طبقِ موازین این نظام خندقی از میان آخوندها انتخاب شود، وی – سید محمد خاتمی – بهترین گزینه ی واقعیِ این سرزمین ملازده است.

بیست و دو: نگران شورشِ سرداران سپاه نباشید. بدنه ی سپاه با سید محمد خاتمی است. گرچه مصباح نیز آخوندهای بسیاری را به داخل سپاه نفوذ داده است برای فرداهای بعد از شما. اقبال مردمیِ سید محمد خاتمی را نادیده مگیرید. همان اکسیری را که در وادیِ رنج بسیاری از همراهان شما جا گرفته است. همین اقبال مردمی، و اختیارات رهبری، دست وی را برای بهروزیِ آینده ی ایران خواهد گشود. و با این اشاره که: هم خود وی و هم مردمانِ درد آزموده، اجازه نخواهند داد خاتمی به یک رهبر زورگوی و ستمگر و آدمکش و دزد بدل شود. همین چند قلم را که از آینده یِ رهبریِ خاتمی بزدایید، می توانید ایران را در شیب رشد و بالندگی تصور کنید. با انتخاب خاتمی، زهر که نه، شربت سرخواهید کشید.

خیالتان تا مدتها از بابت نظام آسوده خواهد شد و بساط آخوندها برقرار خواهد ماند. با رهبریِ خاتمی، امام جمعه ها تنها امام جمعه خواهند بود. بی آنکه در امورِ استانها دخالت کنند. آخوندها به حوزه های تخصصی خود کوچ خواهند کرد و از سر فرو بردن به جاهایی که به آنان مربوط نیست، پرهیز خواهند کرد. سرداران سپاه با تماشای حمایتِ پرشورِ جمعِ کثیر مردم از رهبریِ خاتمی، به پادگان ها خواهند خزید و حتی صباحی چند بعد، کل سپاه در ارتش مستحیل خواهد شد. با رهبریِ خاتمی، خزعبلِ اقلیت و اکثریت و خودی و غیر خودی و شیعه و سنی و بهایی و درویش و عبرت های عاشورا برچیده می شود و همگانِ ایرانیان از حقوقی مساوی بهره مند خواهند شد. آرامشی عمیق به جانِ جامعه خواهد دوید، و ایرانیانِ قهر کرده و رمیده و کوچیده به کشورشان باز خواهند گشت. خلاصه کنم، با رهبر شدنِ خاتمی، جهل و خرافه و تفرقه خواهد گریخت و بجایش خونی از خردمندی و درستی و یکدلی به رگ های جامعه راه خواهد یافت.

بیست و سه: مباد این شوریده یِ شکم دریده را در صفِ اصلاح طلبانِ این سالها بگنجانید و گمان بر این برید که من با پیشنهادِ رهبریِ سید محمد خاتمی بنا دارم نانی به سفره ی اینان در اندازم. اصلاح طلبان به هر دلیلی که لابد برای خودشان محترم است با من بر نمی تابند. خروج مرا از خط قرمزهای نظام مطلوب خط مشی خود نمی دانند. من اما می گویم: خاتمی اگر رهبر شود، اصلاح طلبی در شکل و لفظِ متداول و مصطلحش فرو خواهد ریخت و بجایش قانون و انسان طلبی خواهد نشست.

در این سالهای دهشت، مرا نه با اصلاح طلبان مراوده ای بوده است نه با اصولگرایان. که من، به منزل و منزلت بسیار فراتری چون انسان طلبی و انسان گرایی کوچیده ام. و این یعنی همان هاراگیریِ یک ایرانی دمِ خانه ی خامنه ای. اگر این نوشته را نه یک بار که بارها مطالعه فرمایید، راز برآمدنِ ژاپنی ها را از قعرِ یأس و دلمردگی و ورشکستگی دریافت خواهید کرد. چاره اش همان است که گفتم. چه؟ این که با سوز سخنِ این فردِ شکم دریده همنوا شوید. و چه خوب می شد اگر در پیام نوروزیِ خود، اشارتی به همگانِ ایرانیان می فرمودید که: به آشیانه ی گنجشک های بظاهر تکراری خیره شوند تا راز بقای شایستگان را دریابند.

محمد نوری زاد
بیست و هشت اسفند نود و سه – تهران

No responses yet

Mar 18 2015

درگیری در اهواز؛ اعتراض به خودسوزی یک جوان خرمشهری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


سحام: بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » پس از پایان این مسابقه جوانان شهر اهواز در اعتراض به خودسوزی یک هموطن خرمشهری دست به اعتراضات گسترده زدند که با یورش وحشیانه نیروهای ضد شورش مواجه شدند.

جوانان اهوازی به اعتراضات خود ادامه دادند و به مقابله با نیروهای انتظامی و دفاع از خود پرداختند. دراین اعتراضات تعدادی از خودروهای نیروی انتظامی به آتش کشیده شد. در این اتراضات تعداد کثیری از جوانان دستگیر شدند. اعتراضات هم‌چنان ادامه دارد.

طبق گزارش منابع داخلی، هزاران نفر از جوانان خشمگین نسبت به عکس العمل نیروی انتظامی و وضعیت موجود در منطقه و هم‌چنین موضوع خودسوزی «یونس عساکره» تظاهرات کردند.

نیروی انتظامی با حضور ده‌ها ماشین خود در اطراف ورزشگاه الغدیر سعی در کنترل وضعیت را داشت اما تظاهرکنندگان با نیروی انتظامی درگیر و دو ماشین نیروی انتظامی را آتش زدند و دو نفر از ماموران مجروح شدند.

ahvaz-football-saham-news

یکی از شاهدان عینی گفت: علت ازدیاد تعداد بازداشت شدگان بستن پل نزدیک ورزشگاه توسط نیروی انتظامی بود.

این درگیری ها پس از بازی تیم های فولاد اهواز و الهلال عربستان رخ داده است.

ahvaz-football-saham-news

ahvaz-football-saham-news

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .